نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

بازارها و واسطه های مالی، نقش مهمی را در اقتصادهای مدرن، ایفا می کنند و عملکرد عمده شان جمع آوری پس اندازها و تخصیص آنان به شرکت های تجاری در راستای سرمایه گذاری است. نمودار شماره یک، این نقش مهم بانک را به تصویر کشیده است.

پس اندازکنندگان افرادی هستند که پول اضافی در اختیار دارند و برای افزایش درآمدشان مایل به پس انداز سرمایه شان هستند.بازارهای مالی از پس اندازکنندگان و شرکت های تجاری ای تشکیل می شود که برای سرمایه گذاری شان به پول نیازمندند.

پس اندازکنندگان می توانند مستقیما پول خود را به شرکت های تجاری بدهند و در عوض سود دریافت کنند. با این حال، در اقتصادهای بزرگ، سرمایه گذاری مستقیم، سخت و اغلب ناکارآمد است.

از این رو بانک ها از طریق فرآیند واسطه گری، انتقال سرمایه از پس اندازکنندگان به شرکت های تجاری را تسهیل می کنند. علاوه بر این، بانک ها برای تسهیل مبادلهء کالا و خدمات، طیف گسترده ای از خدمات را به پس اندازکنندگان و شرکت های تجاری ارایه می دهند. بانک ها همچنین، به شرکت های تجاری برای حراست از کاربرد سرمایه شان نظارت داشته و اطلاعات مالی را در اختیار همگان قرار می دهند.

بانکداری بدون بهره، یکی از دستاوردهای مهم اقتصاد اسلامی به شمار می رود. حکم قرآن مبنی بر ممنوعیت بهره (ربا)، ماهیت واسطه گران مالی در اقتصاد اسلامی را تغییر می دهد.

استفاده از ارزش خالص سرمایه، چون بر مفهوم تسهیم خطر مبتنی است، از نظر اسلام، مجاز شمرده می شود. بازگشت ارزش خالص یا سود آن، پاداش پذیرش خطر توسط سرمایه گذاران است.

در نتیجه، یک بانک اسلامی، سپرده های افراد را بدون تضمین نرخ سود از پیش تعیین شده ای، می پذیرد.

بانک این سرمایه را به طور مستقیم و یا غیرمستقیم، سرمایه گذاری می کند و سود حاصله از پروژه های سرمایه گذاری را بین پس اندازکنندگان، توزیع می کند. نمودار شمارهء ۲، نحوهء عمل یک بانک اسلامی را نشان می دهد.

در بانک های اسلامی، پس اندازکنندگان می توانند حساب پس انداز و حساب پس انداز و سرمایه گذاری باز کنند.

بانک، موظف به پرداخت سود به پس اندازکنندگان نیست و حتی می تواند مبلغ متناسبی را به عنوان بهای ارایهء خدمات مالی مانند تسویهء چک و ادارهء کارت های بدهی، مطالبه کند.

هم اکنون، بانک های اسلامی، پول های جمع آوری شده را به چهار شیوه می توانند سرمایه گذاری کنند: مرابحه، مداربه، مشارکت و سرمایه گذاری مستقیم. در مرابحه (قرارداد فروش)، بانک ها سرمایه ها را خریده و طبق اقساط کوتاه مدت به شرکت ها می فروشند.

این مبلغ، بهای معامله و میزان مشخصی از سود افزوده را برای بانک، تامین می کند. مداربه، شکل غیرفعالی از سرمایه گذاری است که از طریق آن، یک شرکت تجاری از سرمایهء بانک استفاده کرده و سود و زیان آن به نسبت، بین بانک و شرکت تقسیم می شود. مشارکت، همکاری فعالی بین بانک و یک شرکت تجاری است.

این دو، مشترکا سرمایه گذاری را اداره می کنند و بنابراین، در سود و زیان سرمایه گذاری شریک می شوند. نهایتا بانک می تواند به تنهایی یک پروژهء سرمایه گذاری را به راه اندازد. بانک همچنین می تواند یک سرمایه گذاری را اداره کرده و سود و زیان آن را با سپرده گذاران شریک شود یا این که می تواند این سرمایه را اجاره دهد و حق الزحمهء اجاره را به عنوان سود سرمایه گذاری اش، جمع آوری کند.

بانک های وام اسلامی، تلفیقی از مشارکت و اجاره را برای تامین بودجهء بازار مسکن، به کار می گیرند. این بانک ها و افراد، مشترکا یک ملک را خریداری می کنند.

افراد خانه را تصاحب می کنند و اجارهء ماهانه را به عنوان سهم بانک از این سرمایه، به بانک پرداخت می کنند.

افراد می توانند به تدریج سهم بانک را پرداخت کنند و خانه را به طور کامل، تصاحب کنند یا این که خانه را بفروشند و درآمد حاصله را با بانک تقسیم کنند.

بانکداری اسلامی، همچنین یک استراتژی بازاریابی جذابی برای بانک های عادی است که در پی ارایهء خدمات به جمعیت عظیم مسلمانان ساکن در خارج از جهان اسلام هستند. جدول شماره ۲، شماری از بانک هایی را که در لندن خدمات بانکداری اسلامی ارایه می دهند، فهرست کرده است.

بانکداری اسلامی، شیوه ای نوین از واسطه گری مالی و دستاورد عمدهء اقتصاد اسلامی است. بانکداری اسلامی، یک نهاد مالی نوین و سازگار با هنجارها و ارزش های اسلامی است. با این حال، بسیاری از منتقدین، کارآمدی آن را به عنوان یک نهاد اقتصادی و مذهبی زیر سوال می برند.

برای مثال، تیمور کوران، استدلال می کند که قرارداد مرابحه، اساسا یک قرارداد سودمحور است. مثال دیگر بانکداری اسلامی، سیستم بانکداری ایران است.

ایران، صنعت بانکداری خود را پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ اسلامی کرد. بانک مرکزی ایران، گستره ای از سودهای ممکن را برای انواع و شیوه های مختلف سرمایه گذاری مشخص کرده است.

همان طور که مشاهده می شود، بانک مرکزی ایران، نرخ سودی بین ۴۴۲۵ درصد را به عنوان نرخ سود قابل قبول در بخش های مختلف اقتصاد مشخص کرده که امکان کاهش یا افزایش آن نیز غیرممکن است. از یک نظر، این بانک، حداقل نرخ سود را برای سرمایه گذاران تضمین می کند که اساسا در بانکداری اسلامی جایز نیست. علاوه بر این، نرخ تورم در بسیاری از سال های ۱۹۸۴۴۲۰۰۰، از نرخ سودها بالاتر بوده است. برای مثال در سال ۱۹۹۲، نرخ تورم ۴/۲۴ درصد بود که در حقیقت به این معناست که سرمایه گذاران، در سال ۱۹۹۴، نرخ سودی منفی دریافت کردند.

از این رو در یک محیط فرهنگی که اجتناب از پذیرش خطر یک قاعده است، بانکداری اسلامی بر مفهوم تسهیم خطر احتمالی، بنا شده است. بسیاری از انواع واسطه های مالی مانند قراردادهای پیش خرید و پیش فروش و بیمه، طوری طراحی شده اند که از عهدهء خطر احتمالی و عدم اطمینان برآیند، درحالی که این نهادها در اسلام، جایز نیستند، چرا که اقتصاد اسلامی بر اصل قرار، بنا شده است که می گوید، شما نباید از بی ثباتی دیگران سود ببرید.

نهایتا معاملهء بین بانک های اسلامی و بازارهای مالی غربی، مشکلات فراوانی را در پی خواهد داشت.

جمع آوری سرمایه و تخصیص کارآمد آن به پروژه های مولد، بخش لاینفکی از نوآوری های تکنولوژیک، رشد اقتصادی و توسعهء اقتصادی هستند.

بازارهای مالی، هم اکنون به شدت جهانی شد ه اند. برای این که، بانک های اسلامی بتوانند با همتایان غربی شان در ارایهء خدمات و دستاوردها، برابری کنند و نیز روابط بین این دو نوع سیستم بانکداری، گسترش و تسهیل یابد، به مهندسی مالی جدید، ابتکاری و نوآورانه ای نیاز است.

ادامه مطلب ...


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  ] [ 7:25 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

در خصوص سیستم بانکداری مرکزی و نظام بانکی کشور، حداقل ۸ مبحث قابل طرح است. اولین موضوع، تنگناهای نظری و تئوریک موجود در این نظام است که عمدتاً به عدم شناخت نقش بهره در اقتصاد برمی گردد. در تمام دنیا، بهره حرارت سنج اقتصادی است و نبود این ترمومتر می تواند به عدم رشد اقتصادی و رکود منجر گردد. این متغیر هم در سطح فردی و هم در سطح کلان نقش زیادی را بر عهده دارد. در سطح فردی، نرخ بهره تعیین می کند که آیا فرد درآمدهای خود را پس انداز کند یا آن را خرج نماید و همچنین آیا این پس انداز را وام دهد یا نزد خود نگه دارد. مضاف بر این، نرخ بهره، نقش قابل توجهی را در کاهش تقاضای پس انداز کننده و افزایش تقاضای وام گیرنده ایفا می کند. به علاوه، پارامتر مذکور، نحوه تخصیص منابع را مشخص می کند، به این صورت که آیا کالای کوتاه مدت با طول عمر کمتر تولید کنیم یا کالایی با عمر طولانی، یا این که منابعمان را در کدام مناطق و رشته ها و با چه نسبت هایی سرمایه گذاری نماییم. مسأله بعدی، تأثیر نرخ بهره بر تخصیص منابع در سطح کشور و حتی جهان است، به این شکل که کوچکترین تغییر در نرخ های بهره، باعث انتقال سرمایه از یک نقطه به نقطه ای دیگر می گردد.

● مدیریت اعتبار

موضوع دوم قابل بررسی در نظام بانکی و بانکداری مرکزی، تنگناهای مکانیکی و مدیریت اعتبارات است. از نظر تاریخی، یک زمانی ایجاد اوراق بهادار یا اعتبار، واقعی و حقیقی بود که به این دوره، دوران "دکترین اوراق واقعی" می گویند. در این مقطع، دادن اعتبار، مربوط به یک فعالیت اقتصادی بود. به عنوان مثال، یک تولید کننده برای خرید مواد اولیه، اوراق قرضه، اعتباری یا تعهدی را منتشر کرده و به بانک عرضه می کرد. بانک هم بر همین مبنا به وی وام می داد. از این مرحله به بعد، به تدریج مسایلی همچون تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی، توسعه فعالیت های اقتصادی واحدها و متعاقباً گسترش وسیع تر و عام تر کل اقتصاد مطرح می شود که بانک در هر یک از آنها نقش دارد. در نهایت هم به دوره فعال شدن بانک های مرکزی می رسیم که به عنوان وام دهنده نهایی، تمام واحدهای پولی و بانکی را تأمین مالی می کنند.

● خلاء نظارتی

موضوع بعد، فقدان مکانیزم های کنترل و نظارت بانک مرکزی است. البته در کشور ما از سال ۱۳۳۹، کنترل به شکل ظاهری وجود داشته، اما همواره تحت الشعاع نفوذ و قدرت صاحبان بانک ها بوده است. در این زمینه، یکی از مکانیزم های کنترلی، نرخ ذخیره قانونی است که بانک مرکزی با بالا یا پایین بردن آن، امکان وام دهی بانک ها را کاهش یا افزایش می دهد. مثلاً اگر نرخ ذخیره قانونی ۱۰ درصد باشد، بانک می تواند تا ۱۰ برابر مجموعه سپرده های خود، وام و اعتبار پرداخت کند. در کنار این موضوع، بحث تنزیل مجدد و این که چه اوراقی قابلیت تنزیل مجدد را دارند، به عنوان یکی دیگر از اهرم های کنترلی بانک مرکزی مطرح است که اهمیت این عامل، در بحران مالی جهان به خوبی خود را نشان داد. علاوه بر این موارد، بانک مرکزی با مقرراتی که برای مؤسسات مالی و اعتباری غیربانکی وضع می کند، می تواند نقش نظارتی خود را ایفا کند. طبیعی است وقتی مؤسسات غیربانکی محدودیت های پیش روی بانک ها را از حیث نرخ بهره و مواردی از این دست نداشته باشند، اکثر سپرده ها و منابع را به سوی خود جلب می کنند و در عین حال، به دلیل عدم وجود نظارت کافی بر آنها، می توانند زمینه ساز بحران ها و اختلالات اقتصادی شوند.

● فقدان نگاه تخصصی

موضوع چهارم که در خصوص نظام بانکی ایران باید به آن اشاره کرد، عدم تناسب نوع بانک ها و تأسیسات مالی است که در کشورمان چندان مورد توجه نبوده است. در این رابطه، ایجاد بانک های سرمایه گذاری و مؤسساتی که می توانند منابع موجود را در جامعه جمع کرده و در اختیار بخش های مختلف اقتصادی قرار دهند، باید مورد توجه قرار گیرد و لازم است این بانک ها و مؤسسات، هر یک نیازهای بخش خاصی از اقتصاد کشور را تأمین کنند. در حال حاضر، بانک های تخصصی در زمینه های صنعت، تجارت، کشاورزی و غیره در کشور وجود دارند، اما عملاً همان کاری را انجام می دهند که در سایر بانک ها انجام می گیرد.

● بی ضابطه و سودجو

مشکل دیگر سیستم بانکی این است که بانک مرکزی آنچنان که باید و شاید، توان کنترل بانک ها و مؤسسات اعتباری را ندارد. در این رابطه می توان به عدم رعایت ضوابط و معیارهای مدیریت بانک توسط این نهاد ها اشاره کرد و به عقیده من، بسیاری از کسانی که هم اکنون صاحب بانک شده یا مؤسسات مالی ایجاد کرده اند، فاقد صلاحیت اند. در دنیا، برای تأسیس هر بانک جدید دو معیار باید وجود داشته باشد. اولین معیار آن است که بانک باید سرویس جدیدی ارایه کند و یا این که در نقاطی که خدمات بانکی در دسترس نیستند، فعالیت کند. اما در کشور ما، همه بانک ها در تهران متمرکز شده اند و همگی به فکر گسترش شعبات خود هستند.

● نگاه جزیره ای

موضوع ششم قابل طرح در نظام بانکی ایران، مسأله ارتباطات بین بانکی است، به این شکل که بانک ها و مؤسسات پولی، نیاز یکدیگر را در مواقع اضطراری برطرف می کنند. در یک سیستم بانکداری صحیح، یک بانک به دلیل کمبود ذخایر قانونی و تعهدی باید توسط بانک مرکزی جریمه شود. در چنین شرایطی، آن بانک علاوه بر احتیاط بیشتر در فعالیت های خود، می تواند قبل از این که ورشکسته شده و به تعطیلی کشیده شود، بلافاصله از مازاد بانک دیگر استفاده کرده و بابت آن بهره بپردازد. مسأله دیگر در این خصوص، وجود تشکل های مربوط به بانک ها است که می تواند بانک های مختلف را که زمینه فعالیت یکسانی دارند، با یکدیگر مرتبط کند.

● دست کوتاه از دنیا

موضوع هفتم که گریبان نظام بانکی را گرفته، قطع ارتباطات مستقیم بین المللی بانک های کشور است. این موضوع با توجه به تحریم ها و محدودیت های اِعمال شده توسط بانک مرکزی، عملاً دست بانک ها و واحدهای تولیدی ایران را بسته است، در حالی که در ترکیه، هر تولید کننده به امکانات فنی، تکنولوژیکی و اعتباری شریک خود در آلمان یا دیگر کشورها دسترسی مستقیم دارد.

در نهایت، موضوع آخری که می توان به آن اشاره داشت، تنگناهای سیاسی و قانونی است. در این زمینه می توان به بحث های اخیر پیرامون انتخاب اعضای مجمع عمومی بانک مرکزی اشاره کرد که نشان می دهد معنی و مفهوم بانک مرکزی و نقش و جایگاه آن برای عده ای از دست اندرکاران روشن نیست.

ادامه مطلب ....


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  ] [ 7:24 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

در اقتصاد اسلامی، سعی در حفظ حاکمیت سیاسی اسلام در روابط با بیگانگان است، زیرا در روابط خارجی، مناسبات اقتصادی و سیاسی بسیار به هم پیوسته اند، هم اکنون وابستگی سیاسی بسیاری از کشورهای جهان سوم در اثر وابستگی اقتصادی آنهاست، به این سبب یکی از اهداف اقتصاد اسلامی، حفظ حاکمیت سیاسی اسلام است.

مکتب اقتصادی اسلام، در صدد تامین اهداف فراوانی است که برخی از آنها اخلاقی و برخی دیگر اجتماعی است، در این جا به بعضی از آن اهداف که دارای اهمیت بیشتری است، اشاره می شود:

۱. حاکمیت سیاسی اسلام

۲. تحکیم ارزش های معنوی و اخلاقی

۳. برپایی عدالت اجتماعی

۴. عدم وابستگی اقتصادی

۵. خودکفایی و اقتدار اقتصادی

۶. توسعه و رشد

۷. رفاه عمومی

اهداف مذکور همه در عرض هم نیستند بلکه برخی از آنها با حفظ برخی دیگر هدف قرار می گیرند، مثلا سه هدف آخر به این شرط مطلوب اند که لطمه ای به چهار هدف اول نزنند. دو هدف اول، به نظر می رسد که اقتصادی نیستند، ولی جزء اهداف اقتصادی اسلامی گنجانده شده اند، زیرا، در احکام اسلام، این اهداف جدا از یکدیگر مطرح نشده اند و جدا کردن آنها جزء اهداف و وظایف سازمان های اقتصادی نیستند و از وظایف سایر سازمان های اجتماعی سیاسی اسلام می باشند، در صورتی که این گونه نیست، مثلا، درباره زکات، در عین این که هدف از آن توازن اقتصادی و تعدیل در خلال رفتارهای اقتصادی در نظر گرفته شده اند. موارد ذکر شده، به جز این که خود، اهداف مکتب اقتصادی اسلام را شکل می دهند، هر یک از آنها در بسیاری از موارد، به عنوان محدودیت برای اهداف دیگر و یا ابزاری برای رسیدن به اهدافی مثل رفاه عمومی است و گاهی تحقق آن ارزش ها در جامعه، ابزاری برای رسیدن به سایر اهداف است. نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، این است که در این مبحث، نظر به مکتب اقتصادی اسلام است، که در این جا از آن بحث نخواهیم کرد و به توضیح اهداف اقتصادی ذکر شده می پردازیم.

۱- حاکمیت سیاسی اسلام:

در اقتصاد اسلامی، سعی در حفظ حاکمیت سیاسی اسلام در روابط با بیگانگان است، زیرا در روابط خارجی، مناسبات اقتصادی و سیاسی بسیار به هم پیوسته اند، هم اکنون وابستگی سیاسی بسیاری از کشورهای جهان سوم در اثر وابستگی اقتصادی آنهاست، به این سبب یکی از اهداف اقتصاد اسلامی، حفظ حاکمیت سیاسی اسلام است.

در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است: «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه، اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری ندارد». (تذکره الفقها، ج۱، ص ۴۴۶)، بنابراین در مناسبات سیاسی نیز باید برتری اسلام و مسلمین مراعات گردد. قرآن کریم می فرماید: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم ... برای مقابل با دشمنان تا آنجا که می توانید نیرو و اسبهای بسته و آماده فراهم کنید تا به این وسیله دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.» (انفال/۶۰).

هم چنین قرآن کریم می فرماید: «ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا. خداوند برای کافران بر مومنان راه تسلطی قرار نداده است». (نساء/۱۴۱)

۲- تحکیم ارزش های معنوی و اخلاقی:

اسلام در رسیدن به همه اهداف اقتصادیش از قبیل، زدودن فقر، ایجاد رفاه و اجرای عدالت، از چهارچوب ارزش های اخلاقی، خارج نمی شود. زیرا تحقق این ارزش ها همراه با پیاده شدن اقتصاد اسلامی از اهداف مکتب اسلام است. این از اهدافی است که هم افراد باید مراعات کنند و هم دولت باید در تحقق آن بکوشد. کسی حق ندارد از راههای حرام کسب درآمد کند یا با اکراه، طرف مقابل را به معامله ای وادار نماید. قرآن می فرماید: «یا ایها الذین أمنوا لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم ... ای کسانی که ایمان آورده اید اموالتان را در میان خود به باطل نخورید مگر این که داد و ستدی از روی رضایت شما باشد». (نساء/۲۹)

در اسلام پرداخت زکات و خمس عبادتی است که فرد با رضایت کامل به آن اقدام می کند. به علاوه، قرآن گرفتن زکات را وسیله پاک شدن و تزکیه پرداخت کننده به شمار می آورد. «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها... از اموال آنان زکات بگیر و بدین وسیله آنان را پاک و تزکیه کن» (توبه/۱۰۳). هم چنین به انفال کنندگان سفارش می کند که از بهترین اموال خود انفاق کنید تا به «نیکی» دست یابید . « لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون. هرگز به نیکی نمی رسید، مگر آنکه از آن چه که دوست دارید، انفاق کنید» . (آل عمران/۹۲)

۳- برپایی عدالت اجتماعی:

عدالت اجتماعی در بعد اقتصادی از نظر اسلام با تامین زندگی متوسط اجتماعی برای فقرا و جلوگیری از انباشته شدن بیش از حد ثروت در دست اغنیا تحقق می یابد. از آنجا که عدالت اجتماعی به صورت جداگانه مورد بحث قرار گرفته است در مورد این موضوع بیش از این توضیح نمی دهیم.

۴- خودکفایی و اقتدار اقتصادی:

مقصود از خود کفایی این است که جامعه بتواند نیازمندیهای خود را در حد بالایی از رفاه تولید کند و ناگزیر به وارد کردن کالا از خارج نباشد. البته ممکن است ترجیح دهد بعضی از نیازهای خود را از خارج تامین کند، به این سبب که هزینه تهیه آن در داخل بیشتر می شود و با وارد کردن آنها، این جامعه می تواند امکانات خود را در راه مفیدتری به کار گیرد. در این صورت با خودکفایی ناسازگار نیست، زیرا جامعه قدرت لازم برای تولید آن کالا در دارد. در این تعریف، بیان شده که جامعه ای که توانایی تامین نیازمندی های خود را در سطح عالی رفاه داشته باشد، خودکفاست. زیرا ممکن است کشوری به تولیدات داخلی اکتفا کند ولی وضعیت اسلام در رسیدن به همه اهداف اقتصادیش از قبیل، زدودن فقر، ایجاد رفاه و اجرای عدالت، از چهارچوب ارزش های اخلاقی، خارج نمی شودفقیرانه ای داشته باشد.

در این حال آن کشور خودکفا نیست، در خودکفایی، توانمندی و اقتدار نهفته است، جامعه خودکفا، روی پای خود ایستاده است. این ایستادگی بدون وجود حیات و نشاط ممکن نیست. قرآن مجید درباره مومنان به پیامبر اسلام (ص) می فرماید: «کزرع اخرج شطئه فأزره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیفظ بهم الکفار. مانند دانه ای است که شاخ و بال بیرون آورده و (این شاخه ها) او را تقویت کرده و در نتیجه آن گیاه درشت شده، تا آنکه بر ساقه استوار گردیده، بدان گونه که کشاورز را به شگفتی واداشته است (خدا آنان را قوی کرده)، تا به وسیله آنان کافران را به خشم آورد». (فتح/۲۹) مفاد این آیه، قدرت یافتن مسلمانان و رسیدن آنان به شکوه و عظمتی است که دشمنان اسلام تاب تحمل آن را ندارند. قطعا باید این اقتدار هم اقتدار سیاسی، هم اقتدار نظامی و هم قدرت اقتصادی و هم توانمندی فرهنگی باشد.

۵- عدم وابستگی اقتصادی:

معنای استقلال غیر خودکفایی است. خودکفایی به این است که یک جامعه همه نیازهای خود را تامین کند و نیازی به وارد کردن کالا از خارج نداشته باشد. اما استقلال اعم از این است یک جامعه مستقل اقتصادی ممکن است احتیاج به وارد کردن برخی کالاها داشته باشد،اما تامین این نیاز تکیه بر سایر جوامع ندارد، ناگزیر به باج دادن و سر فرود آوردن نیست، بلکه در روابطی سالم، برخی از محصولات خود را می دهند و تولیدات دیگران را می ستاند. اما خودکفایی بیش از این است یک جامعه خودکفا می تواند همه نیازهای خود را هر چند بار هزینه بیشتر تامین کند، گرچه ترجیح می دهد برای بهتر استفاده کردن از امکانات خود و صرفه جویی کردن، برخی کالاها را از بیرون وارد کند.

استقلال در آیات قرآن: از اطلاق برخی از آیات و لازمه برخی دیگر، لزوم استقلال اقتصادی فهمیده می شود که درذیل به آنها اشاره می شود. «و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا. خداوند هرگز برای کافران بر مومنین راه تسلطی قرار نداده است». (نساء/۱۴۱)

غالب فقهای بزرگ اسلام، برای نفی هر گونه سلطه کافران برمسلمانان به این آیه استناد کرده و مفاد آن را حکم دانسته اند نه اخبار. یعنی، مسلمانان می باید کاری کنند که کفار بر آنان مسلط نشوند و هر عملی که منتهی به سلطه کفار شود نامشروع است. از جمله راههای سلطه کفار بر مومنین سلطه اقتصادی است. متاسفانه در این روزگار، سلطه اقتصادی بیگانگان بر مسلمانان تحقق یافته است و این واقعیت تلخ به دلیل عمل نکردن مسلمانان به مقتضای ایمان است. مطابق مستفاد از این آیه مومنان وظیفه دارند تلاش کنند و خود را از وابستگی ها - از جمله وابستگی اقتصادی - رهایی دهند. «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه. برای مقابله با آنان کفار و مشرکان آن چه می توانید نیرو آماده کنید». (انفال/۶۰). سیاق آیه نشان می دهد که درباره جنگ است و طبعا مهم ترین نیرو برای مقابله با دشمن نیروی نظامی است. اما کلمه «من قوه» هر نیرویی را شامل می شود. نیروی اقتصادی برای رویارویی با دشمن از اهمیت برخوردار است.

ادامه مطلب....


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  ] [ 7:21 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

گرفتن حق ضعیف:
مردم، به خدا سوگند که بی‌گمان کسی از شما نزد من قوی‌تر از ضعیف نیست تا حقش را بگیرم و کسی نزد من ضعیف‌تر از قوی نیست تا حق [دیگران] را از او بستانم. الکامل فی اللغه و الادب؛ ج1، ص 8.

دوری از ضعیف نشان دادن خود، در نزد دشمنان:
ای علی! اگر[ناچار شوم] دست خود را تا آرنج د ردهان اژدها فرو برم، این عمل نزد من خوش‌تر است از این که، از کسی که چیزی نبوده و دارا شده است، چیزی را درخواست کنم. من لایحضره‌الفقیه، چاپ دوم، انتشارات جامعه مدرسین قم، ج4، ص 373.

پرهیز از خواری در برابر دشمنان:
رسول خدا(ص) در تمام دوران رسالت خود تلاش کرد تا صورت‌های مختلف استرحام(ترحم طلبیدن از غیر) را از روابط اجتماعی بزداید و جامعه ای سربلند و ارجمند برپا سازد. آن حضرت به پیروان خود می‌آموخت که با سربلندی و ارجمندی زیست کنند و آنان را در این جهت تربیت می‌نمود. عالم ربانی، احمد بن فهد حلی، نقل کرده است که روزی پیامبر اکرم(ص) به اصحاب خود فرمود: «الا تبایعونی»(آیا با من مبایعت نمی‌‌کنید؟) گفتند: ما با شما مبایعت کردیم. فرمود:‌«تبایعونی علی ان لا تسألوا الناس شیئا» (مبایعت کنید مرا در این که از مردمان چیزی خواهش نکنید) و پس از آن اگر از دست کسی تازیانه می‌افتاد، خود فرومی‌آمد و آن را برمی‌داشت و به کسی نمی‌گفت آن را به من بده. عده‌الداعی و نجاح‌الساعی دارالکتاب الاسلامی، بیروت، 1407 ق، صص 99-100.

 دست خدا:
«الا یدی ثلاث: فیدالله العلیا و یدالمعطی التی یلیها و یدالسائل اسفلی الی یوم القیامه، فاستعفف عن السؤال مااستطعت» دست‌ها سه تاست: دست خدا که بالاتر است و دست دهنده که پس از آن است و دست خواهش‌کننده که تا روز قیامت پایین‌تر است، پس تا می‌توانی از خواهش کردن [و اظهار نیاز نمودن] خودداری کن. تاریخ یعقوبی، ج2، ص 67

فزونخواهی اطرافیان:
از لوازم مدیریت صحیح، بستن راه‌های سوءاستفاده از هر طرف به ویژه از جانب اطرافیان و وابستگان است. طبع عافیت طلب و فزونخواه آدمی در مرتبه اسفل‌سافلین میل به «سخره» دارد. این که دیگران را در جهت مطامع خود به کار گیرد و همه چیز را به خود و اطرافیان و وابستگان خود اختصاص دهد و خودکامگی نماید و این امر در همه تاریخ از اسباب سقوط و هلاکت زمامداران و دولت‌ها بوده است. تحف‌العقول، ص 19، احیاءالعلوم، ج2، ص 330.

فزونخواهی اطرافیان:
کسی که در رأس امور قرار می‌گیرد، هر چند که خود، انسانی وارسته باشد و اهل سوءاستفاده و ستم و تعدی نباشد، اما خواه ناخواه اطرافیان و وابستگانی دارد که ممکن است بخواهند از مقام و قدرت او سوءاستفاده کنند و به امتیازها و امکاناتی بیش‌تر از دیگران و خلاف مصالح عمومی دست یابند. ممکن است از وی انتظارهایی داشته باشند که تن دادن به آن انتظارها به منزله زیر پا گذاشتن حدود الهی و منافع عمومی باشد. حق، آن است که از همان ابتدا، باید این گونه انتظارها و امتیازطلبی‌ها را قطع کرد و چنین راهی را سد نمود.  آیین کشورداری از دیدگاه امام علی(ع)، تقریر و تنظیم: حسین کریمی، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1366.ش، ص184-185.

مال حلال:
هر کس از دسترنج خویش خورد، خداوند به او نظر رحمت کند و هیچگاه او را عذاب نخواهد کرد. مستدرک الوسائل، ج2، ص 417

مال حلال:
هر کس از دسترنج خویش خورد، روز قیامت در کنار انبیاء باشد و از ثواب آنان برخوردار خواهد شد. مستدرک الوسائل، ج2، ص 417

مال حلال:
آنکه از دسترنج خویش مال حلال خورد، درهای بهشت به روی او باز شود و از هر دری که بخواهد، وارد خواهد شد. مستدرک الوسائل، ج2، ص 417

وصیت به تجار و بازرگانان:
ای گروه تجار و بازرگانان! مواظب و مراقب باشید همه تاجران و بازرگانان، روز قیامت، به عنوان فاجر و بدکار برانگیخته می‌شوند مگر آن بازرگانانی که حدود خدا را رعایت کنند و پرهیزکار و نیکوکار و راستگو باشند. میزان‌الحکمه، ج1، ص 528

 نهی از احتکار :
از پیامبر اکرم (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) نقل شده است:‌ رونق‌دهنده بازار مسلمین با جلب اجناس، روزی بسیاری دارد ولی محتکر، محروم خواهد بود. هرکه نسبت به مسلمانان موادغذائی را احتکار نماید، خداوند او را به فقر و جذام مبتلا می‌سازد. (جامع‌الاصول ج1، ص594)

نهی از احتکار:
در بازار ما مسلمین، شخصی که جنس مورد نیاز مردم را احتکار نماید، همچون کافر به کتاب خدا می‌باشد. میزان‌الحکمه، ج2، ص 487

نهی از احتکار :
 
رسول خدا (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: هرکس گندم را (یا موادغذایی دیگر در روایت آمده) چهل روز احتکار نماید برای اینکه قیمتش بالا برود، چنین شخصی از خدای روگردان و خداوند هم از او بیزار است.  (بحارالانوار، ج62، ص292)

نهی از ربا :
 
از پیامبر اکرم(صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) نقل شده که فرمودند: همانا ترسناک‌ترین چیزی که درباره امت خود از آن بیم دارد کسب‌های حرام و آلوده و شهوت پنهان و گرفتار شدن به ربا می‌باشد.  (وسائل الشیعه، کتاب التجاره، ص52) 

مال حلال :
پیامبر اعظم (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: آنکه از دسترنج خویش، مال حلال خورد، درهای بهشت به روی او باز شود و از هر دری که بخواهد، وارد خواهد شد و خداوند به او نظر رحمت کند و هیچگاه او را عذاب نخواهد کرد. (مستدرک الوسائل ج2، ص417)

آداب خرید و فروش :

رسول خدا(صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: چهار چیز اگر در کسی باشد کسب و تجارت او پاکیزه و حلال است:
1. هنگامی که کالائی می‌خرد عیب روی آن نگذارد و مذمت آن جنس را نکند.
2. هنگامی که چیزی می‌فروشد تعریف و تمجید ننماید.
3. عیب کالا را نپوشاند و یا کاری نکند که خریدار فریب بخورد.
4. در بین خرید و فروش قسم و سوگند نخورد (چیزی که الان رواج پیدا کرده که هم خریدار و هم فروشنده در معاملات خود قسم‌های زیادی بر زبان جاری می‌کنند، از این عمل پرهیز نماید.) (وسائل الشیعه، ج12، ص285)




[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 5:12 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

 

 

نویسنده : کرمی - محمدمهدیپورمند - محمد
محل نشر : تهران
تاریخ نشر : ۱۳۸۰/۱۱/۱۷مبانی فقهی اقتصاد اسلامی
رده دیویی : ۲۹۷.۴۸۳۳
قطع : وزیری
جلد : شومیز
تعداد صفحه : ۲۵۲
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ : ۱
تیراژ : ۳۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۴۵۹-۵۵۰-۵

کتاب حاضر با کلیات و تعاریفی درباره علم اقتصاد و اقتصاد اسلامی آغاز می‌شود, سپس شرحی از قواعد فقهی و احکام و قوانین اسلامی در خصوص مالکیت, بازرگانی, قراردادهای بازرگانی, محیط زیست, منابع طبیعی و بخش عمومی اقتصاد فراهم می‌آید, ضمن آن که مقایسه‌ای میان نظام اقتصاد اسلامی با دیگر نظام‌های اقتصادی صورت می‌گیرد .در ادامه مولف با بررسی عدالت اقتصادی و مبانی فقهی آن از دیدگاه اسلام, به راهکارهای تحقق عدالت اقتصادی اشاره می‌کند .کتاب با مطالبی در باب نظام مالی اسلام, مبانی فقهی احکام مربوط به امور مالی و نظام بانکداری اسلامی به پایان می‌رسد .




[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 5:07 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

انقلاب اسلامی دارای ارزش‌ها و مفاهیم خاص خود است كه سالها قبل از پیروزی انقلاب با رهبری بزرگ و جامع‌الشرایط سال‌ها پس از مبارزه و جهاد سیاسی، فرهنگی و حتی نظامی از دوران مشروطیت و ملی شدن نفت و تا 15 خرداد 1342 و 22 بهمن 1357 یك سیر تكاملی و روبه جلو داشته، خود توانست حاصل این جهاد همه‌جانبه را در رسیدن به استقلال سیاسی بچشد هرچند انقلاب اسلامی از ابتدا یك انقلاب فرهنگی بود كه سایر ابعاد را هم به دنبال خود داشت

 

از آن جمله ابعاد سیاسی ـ اجتماعی ـ اقتصادی و نظامی كه همه از بعد فرهنگی و اعتقادی مردم ایران ناشی می‌شد و از همان ابتدای انقلاب اسلامی، انقلاب فرهنگی و جهادسازندگی و فرمان‌های دیگر امام راحل در موضوع وحدت كلمه و فرهنگ شهادت و گذشت و ایثار و در عرصه آموزشی، نهضت سوادآموزی و جهاد علمی و مقابله با تهاجم فرهنگی و توسعه نهضت نرم‌افزاری و مقابله با جنگ نرم، همت و كار مضاعف و یكدهه چهارم انقلاب را دهه پیشرفت و عدالت نامیدند و براساس آن برنامه‌ریزی درازمدت كردن در دوران رهبری معظم انقلاب همه گویای این است كه تداوم و حفظ این انقلاب كه خود در الگویی حكومتی بنام جمهوری اسلامی تبلور یافته است جز با حركت جهادی با اهداف بلند خود، ممكن نیست.

 

امروزه یكی از چالش‌های جدی دنیا و مردم و حكومت‌ها و شاید اصلی‌ترین چالش‌ها، مساله اقتصاد جهانی است و چه بسیار درگیری‌ها، فتنه‌ها و تجاوزات به حقوق ملت‌ها و كشورها ریشه در مشكلات اقتصادی داشته باشد كه مدعیان حقوق بشر و مدیریت جهانی نتوانسته‌اند به آن یك پاسخ منطقی، علمی پایدار با حفظ حقوق همه انسان‌ها و كشورها و در عین پیشرفت، عدالت را هم پیاده کنند.

 

كشور ما نیز در عرصه جهانی با چشم اندازی در افق 1404 با همه جنگها و تحریم‌ها و دشمنی‌ها و فتنه‌های داخلی و خارجی، موضوع اقتصادی و نیاز به یك تحول و انقلاب اقتصادی در راستای شعار پیشرفت و عدالت و هدف الگو شدن، یك اولویت ملی و اعتقادی را دارد. طبیعی است همچون پیروزی انقلاب اسلامی، غلبه بر فتنه‌های داخلی اول انقلاب و سپس سربلندی در جنگ تحمیلی و به دنبال آن سازندگی و جهاد علمی، به یك جهاد همه‌گیر و همه‌جانبه در عرصه اقتصادی نیاز دارد.

 

جوانان ایرانی با اعتقادات اسلامی و الهی در جهاد علمی و فنآوری به گونه‌ای در حال رشد و پیشرفت هستند كه به اعتراف غربیها، بالاترین رشد علمی، امروز در اختیار ایرانی‌هاست

 

زیرا هم دنیا در بحران اقتصادی است و هم با تصویب چشم‌انداز 20 ساله و ضرورت یك انقلاب اقتصادی كه در سیاستهای اصل 44 قانون اساسی آمده است و ضرورت استفاده از این فرصت تاریخی، ملت بزرگوار ما این شایستگی را دارد كه در عرصه ارایه دادن الگوهای جهانی، یك الگوی متفاوت به دنیا ارایه دهد كه ضمن پایداری و حفظ فرهنگ و اعتقادات اصیل بشری و الهی، اقتصادی نمونه را به بشریت هدیه کند تا مشكلات فعلی و آینده آنها برطرف شوند

ادامه مطلب ...


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:31 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 1

رهبر معظم انقلاب سال 88 را به عنوان سال «اصلاح الگوی مصرف» معرفی كردند و سال 89 را نیز به عنوان سال «همت مضاعف، كار مضاعف». امسال نیز توسط ایشان، سال «جهاد اقتصادی» نام گرفت. به نظر بنده این امر نشان‌دهنده‌ی اهمیت و وزن اصلاحات و تحولات اقتصادی در اندیشه معظم‌له است.

رهبر انقلاب اسلامی ایران، نه تنها تحولات اقتصادی را در صدر اصلاحات كشور در سال‌های اخیر قرار داده‌اند، بلكه در سال جدید از تعبیر جهاد استفاده كردند كه به نظر من این امر یك اتمام حجت برای همه‌ی مسئولین و آحاد جامعه است.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/spacer.gifبعد دوم سال «جهاد اقتصادی»كه بسیار اهمیت دارد، مردمی بودن آن و سهم توده‌ی مردم در این حركت است؛ یعنی با این نام‌گذاری، رهبر معظم انقلاب شكل‌گیری اصلاحات اقتصادی را از یك موضوع دانشگاهی و نخبگی وارد فاز مردمی و به عنوان یك وظیفه‌ی عمومی ترسیم كردند.


حال اگر به اختصار بخواهیم این رویكرد را واكاوی كنیم، باید دقت در تعبیر به‌كار برده توسط ایشان داشته باشیم. عبارت «جهاد اقتصادی» به دلیل استفاده از واژه‌ی «جهاد» چندین بعد دارد كه یك بعد آن بعد دینی و وظیفه‌محور آن برای هر ایرانی است.

بعد دوم كه بسیار اهمیت دارد، مردمی بودن آن و سهم توده‌ی مردم در این حركت است؛ یعنی با این نام‌گذاری، رهبر معظم انقلاب شكل‌گیری اصلاحات اقتصادی را از یك موضوع دانشگاهی و نخبگی وارد فاز مردمی و به عنوان یك وظیفه‌ی عمومی ترسیم كردند.

شرط اصلی موفقیت
بعد دیگر این نام‌گذاری نیز این مسئله است كه وقتی یك امری به عنوان جهاد تلقی می‌شود، یعنی از وضعیت كنونی و ساختارهای معیوب كنونی با توجه به ظرفیت‌های موجود در جامعه‌ی ایرانی رضایت نداریم و سریعاً باید با تحول آن‌ها را اصلاح كنیم. خوشبختانه اجرای موفق قانون هدفمندی یارانه‌ها نشان داد كه شرط اصلی موفقیت در هر طرح اقتصادی خیزش و همراهی مردم است. مردم نشان دادند كه با هر طرح اقتصادی كه منجر به بهبود وضعیت اقتصادی عموم شود و جهت‌گیری‌های عدالت‌خواهی هم داشته باشد، موافق و همراه هستند، اگرچه در شرایط كنونی ممكن است سختی‌هایی را هم متحمل شوند.

من فكر می‌كنم كه اعتماد به نفس سیاست‌گذاران اقتصادی كشور ما با اجرای این قانون چندین برابر شده و مردم هم نشان دادند كه با این نوع طرح‌هایی كه كل نظام و نخبگان كشور بر اجرای آن توافق دارند، به خوبی همراه می‌شوند. در سال جدید نیز همچون سایر سال‌های گذشته سخنان رهبر معظم انقلاب پشتوانه‌ی قاطعی برای همه‌ی مسئولین است كه باید در این جهاد اقتصادی، برنامه‌ها و جایگاه خودشان را تبیین و مشخص كنند.




[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:31 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

شكی نیست كه شأن و جایگاه سیاسی و تاریخی كشور عزیزمان ایران در عرصه بین‌الملل، برخورداری از ساختارهای توسعه‌یافته و با ثبات در تمامی حوزه‌ها از جمله حوزه بسیار مهم اقتصاد را اقتضا دارد. یكی از اصلی‌ترین ملزومات حیاتی هر فعالیت اقتصادی نیز وجود امنیت حقوقی- قضایی مناسب است كه ثمربخشی آن را تضمین نماید. به عبارت دیگر، بدون زیرساخت‌های حقوقی- قضایی پیشرو، پویا، روشن، با ثبات و هماهنگ با سایر بخش‌های كشور، توسعه اقتصادی با دوام قابل تصور نخواهد بود.

متأسفانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلایل متعدد، قانون‌گذاری و اتخاذ تدابیر قضایی مناسب در حوزه فضای كسب و كار و فعالیت‌های اقتصادی تا حدودی مغفول ماند و این حوزه از توجه درخور قانون‌گذاران و مسئولین برخوردار نبود. اما رهبر معظم انقلاب در چند سال اخیر با پرداختن به موضوعات اقتصادی مهمی چون توصیه به تشكیل اُپك گازی، فرمان راجع به اصل 44 و نام‌گذاری سال‌های گذشته به
«اصلاح الگوی مصرف»، «همت مضاعف، كار مضاعف» و در نهایت امسال به سال «جهاد اقتصادی» به ضرورت كار جدی و بنیادی در زمینه اقتصادی و اولویت پیگیری آن تأكید نموده و تلاش برای رسیدن به این هدف را سرلوحه برنامه‌های مسئولین نظام در قوای سه‌گانه قرار داده‌اند. هرچند تحول اقتصادی امری نیست كه در برنامه‌های كوتاه‌مدت یك یا چند ساله تحقق یابد اما با دقت در اهداف نظام در سند چشم‌انداز، اوضاع سیاسی منطقه و تحولات پیش رو، عمق اهمیت دیدگاه‌های معظم‌له در رویه‌های فوق به روشنی قابل درك است.

برخی قوانین، تناسبی با تحولات روز ندارند
جهاد اقتصادی همانند هر سیاست كلی دیگر، لوازم و مقدماتی را می‌طلبد. از جمله اساسی‌ترین آن‌ها تدوین، بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات و تربیت نیروی انسانی متخصص در بدنه دستگاه قضایی، جهت تقویت و هماهنگی آن‌ها با اهداف كلی نظام، واقعیات و نیازهای داخلی و بین‌المللی در حوزه اقتصاد و فعالیت‌های اقتصادی است كه متأسفانه نظام حقوقی- قضایی فعلی كشورمان به دلیل خلاءها، ابهامات و نقص قوانین، توان و ظرفیت این بسترسازی را ندارد. قانون‌گذاری در پاره‌ای عرصه‌های اقتصادی، عقب‌تر از تحولات آن عرصه صورت پذیرفته و در مواردی، قوانین فعلی حاكم بر فعالیت‌های اقتصادی، تناسبی با تحولات روز در این فعالیت‌ها نداشته و نیازمند اصلاحات جدی هستند كه البته برای تصویب و اجراء نیز از اولویتی برخوردار نیستند.

توسعه زیرساخت‌های حقوقی راجع به فعالیت‌های تجاری، پولی- بانكی، بیمه‌ای، مالیاتی و گمركی از جمله ملزوماتی اساسی است كه همه قوای سه‌گانه به‌خصوص قوه مقننه با ارائه طرح و لوایح مقتضی، تدوین و تصویب قوانین جدید و بازنگری، اصلاح و به‌روزرسانی قوانین سابق‌التصویب، پس از جلب نظر صاحب‌نظران آن عرصه‌ها همانند مراكز علمی و دانشگاهی، كانون وكلای دادگستری و فعالان این عرصه‌ها، باید به صورت جهادی نسبت به آن اقدام نمایند.

هرچند كه در سال‌های اخیر اقداماتی مؤثری چون قانون تجارت الكترونیك (1382)، قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران (1384)، قانون پول‌شویی (1386)، قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری (1386)، لایحه اجرایی سیاست‌های كلی اصل 44 (1386)، قانون هدفمندشدن یارانه‌ها (1388)، تشكیل مجتمع ویژه مفاسد اقتصادی (كه به دلیل ماهیت خاص فعالیت‌های اقتصادی می‌بایست در مجتمع ویژه رسیدگی به پرونده‌های حقوقی و كیفری اقتصادی سازماندهی می‌شد) و غیره در این خصوص انجام شده است، اما علاوه‌بر ناكافی بودن این اقدامات، گه‌گاه همانند آنچه كه در خصوص لایحه اصلاحی قانون تجارت به وقوع پیوسته، تلاش‌های چندین ساله هنوز هم به سرانجام نرسیده كه با این سابقه، تصویب نهایی آن در مجلس و اجرایی شدن آن، حقیقتاً نیاز به یك حركت جهادی دارد.

توجه به اهمیت صنایع مادر به‌خصوص نفت و گاز، به عنوان موتور محرك اقتصاد هر كشور، (كه بازدید رهبر معظم انقلاب در اولین روزهای سال جدید از منطقه پارس جنوبی نیز به خوبی مؤید آن است) تعریف سازوكارهای حقوقی با نگاه فرامرزی در حوزه اقتصاد و فعالیت‌های اقتصادی، تنوع‌بخشی به ابزارهای حقوقی و انعطاف‌پذیری مناسب در تدوین و اصلاح قوانین این حوزه و جذب دانش و سرمایه خارجی و توسعه همكاری‌های مربوطه البته با رعایت منافع و مصالح كشور همچنان باید مدنظر قانون‌گذار قرار گیرد.

استفاده از تجارب دیگران
به عنوان راهی میان‌بُر، تجربه قریب به اتفاق كشورهای پیشرفته و نوظهور در این خصوص، از لزوم بهره‌مندی از دانش و سرمایه سایر كشورها برای تحول اقتصادی حكایت دارد. بنابراین علی‌رغم فضای فعلی تحریم‌های بین‌المللی علیه كشورمان كه عقیم ماندن آن‌ها بر واضعان آن مسجل شده است، رفع موانع و فراهم كردن زیرساخت‌های حقوقی لازم برای ارتقای این نوع همكاری‌ها به‌خصوص با كشورهای دوست، اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

هرچند كه در سال‌های اخیر اقدامات حقوقی مساعدی در جهت تقویت سازوكارهای حقوقی جذب سرمایه‌گذاری مستقیم و غیر مستقیم خارجی و توسعه همكاری‌های راجع به آن صورت گرفته كه تصویب و اجرای قانون اجازه ثبت شعبه یا نمایندگی شركت‌های خارجی (1376)، قانون داوری تجاری بین‌المللی (1376)، قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به كنوانسیون شناسائی و اجرای احكام داوری خارجی (1380)، قانون تشویق و حمایت سرمایه‌گذاری خارجی (1381) و غیره از جمله آن‌هاست، اما توفیق در این راستا نیازمند برداشتن گام‌های مؤثرتری است.

نتیجه آن‌كه تحقق منویات رهبر انقلاب در نام‌گذاری امسال به سال «جهاد اقتصادی» نیازمند جهاد واقعی در سایر بخش‌های مرتبط نیز هست كه جهاد در جهت رفع خلاءها و نواقص قانون‌گذاری و اصلاح سازماندهی تشكیلات قضایی و رویه‌های دادگاه‌ها در حوزه فعالیت‌های اقتصادی از جمله آن‌هاست.

یادداشت دریافتی از سوی یكی از كاربران سایت درباره نام سال 90




[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:29 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

مؤلف: دكتر ميثم موسايي

ناشر: انتشارات پژوهشكده اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس

چاپ اول: فروردين 1383

قطع: وزيري

تعداد صفحات: 253 صفحه

ربا يكي از مباحث چالش برانگيز و در عين حال يكي از شاخص‌هاي نظام‌هاي اقتصادي شمرده مي‌شود. درباره ربا از جهات گوناگوني بحث و بررسي صورت گرفته است. برخي از اين مباحث صرفاً جنية فقهي ـ حقوقي دارند، و برخي از آن‌ها صرفاً به آثار اقتصادي آن پرداخته‌اند. نوشتة‌ حاضر به يكي از وجوه ربا مي‌پردازد كه در تعيين مفهوم و مصداق ربا نقش تعيين كننده‌اي دارد؛ يعني ارتباط ربا و كاهش ارزش پول در دنياي معاصر.

بر اساس تعريف متداول هرگونه دريافت و پرداخت اضافي اسمي در كالاهاي هم‌جنس مكيل و موزون و در قرض با شرط قبلي، ربا شمرده مي‌شود.

در دنياي امروزي در بيشتر جوامع به ويژه در كشور ما، پول‌ها با كاهش تدريجي و مستمر قدرت خريد مواجه هستند كه با كاهش قدرت خريد پول در طول زمان، پرداخت مبلغ اسمي از ديد عرف جامعه براي اداي دين كفايت نمي‌كند. مسأله ديگر اين‌كه در شرايط تورّمي، جامعه، رغبتي به دادن قرض‌الحسنه ندارد و در چنين شرايطي بيشتر افراد به قرض‌هاي ربوي روي مي‌آورند. تلقي ربا از جبران كاهش ارزش پول با برخي از حكمت‌هاي تحريم ربا يعني تشويق قرض‌الحسنه و احسان سازگار نيست.

نويسنده كتاب با اين سؤال روبه‌رو است: «آيا جبران كاهش قدرت خريد پول، از مصاديق ربا است؟» در پي پاسخ به سؤال در يك بررسي جامع، اين فرضيه را دنبال مي‌كند كه در اوضاع تورمي، جبران كاهش قدرت خريد پول، نه تنها از مصاديق ربا نيست، بلكه جبران آن، امري لازم است. كتاب در شش فصل به صورت ذيل فصل بندي شده است.

فصل اوّل: مقدمه (كليات)؛

فصل دوم: ربا در شريعت؛

فصل سوم: سير تكامل پول و انواع آن؛

فصل چهارم: پول اعتباري، مصداقي مستحدث از پول؛

فصل پنجم: بررسي ادله جبران كاهش قدرت خريد پول؛

فصل ششم: يافته‌هاي تجربي؛

فصل هفتم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات؛



[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:26 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

مؤلف: مجيد رضايي

ناشر: انتشارات كانون انديشة جوان

چاپ اوّل: 1383

قطع: رقعي

تعداد صفحات: ‌176 صفحه

جايگاه كار در اقتصاد و رشد جوامع باعث توجه جدّي به‌ آن در مكاتب اقتصادي شده است. اثرپذيري كار از نظام اعتقادي، سبب طرح نظريات گوناگون دربارة رابطه كار اقتصادي با باورهاي ديني شده و جامعه‌شناسان بزرگ را به تأمل در اين زمينه واداشته است. در ديدگاه وبر فقط مكتب پروتستان توانايي تحقق توسعة اقتصادي را دارا است. ديگر مكاتب از جمله اسلام به علت وجود باورهايي همچون ايمان به قضا و قدر و اخلاقياتي همچون توكل و زهد و قناعت قادر به ايجاد توسعه اقتصادي نيستند. نگاه جامع به متون ديني (قرآن و سنت) روشنگر بطلان ديدگاه وبر است.

در جهان‌بيني اسلامي، كار مفهوم ويژه‌اي دارد و آثار آن، تمام صفحة هستي را مي‌گيرد و دنيا و آخرت را به هم گره مي‌زند و پرتو و جلوه‌اي از كردار الاهي معرفي مي‌شود. ديد اسلام به كار را مي‌توان در دو مباني بينشي كار اقتصادي و مباني ارزشي كار جست كه مؤلف به تفصيل با استفاده از متون ديني و ادّلة منطقي به تبيين آن پرداخته است و در اين راه افزون بر قرآن و كتاب‌هاي حديثي، از متون فقهي و تفسيري استفاده شده است.

در اين كتاب افزون بر بيان ارزش كار و مباني آن در ديدگاه و جهان‌بيني و ايدئولوژي اسلامي، آثار كار اقتصادي در دنيا و آخرت، اخلاق و آداب آن، ويژگي‌هاي نيروي كار،‌ و پاره‌اي از مباحث حقوقي‌اش در جايگاه دولت در سازماندهي نيروي كار را توضيح داده، ‌در پايان، پرسش‌هاي گوناگوني را دربارة ‌كاركرد اعتقادات و اخلاق اسلامي وجود دارد مطرح و با توضيح دربارة آن، ارتباط آن‌ها را با كار اقتصادي مشخص كرده است. فصول اين كتاب عبارتند از:

فصل اوّل: مباني ارزشي كار در اسلام؛

 فصل دوم: اهداف، انگيزه‌ها و آثار كار؛

 فصل سوم: انواع كار در شريعت؛

 فصل چهارم: ويژگي‌هاي كارفرما و نيروي كار و آداب كار؛

 فصل پنجم: حقوق كار؛

 فصل ششم: پرسش‌ها و پاسخ‌ها؛

 فصل هفتم: نتيجه‌گيري.




[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:24 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

نزديک به 2 دهه است، حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي رهبر حکيم انقلاب اسلامي، در لحظات ابتدايي سال نو هجري خورشيدي، با سفارش و تاکيد بر انجام کارهايي مانند اصرار بر رعايت «انضباط اجتماعي»، «صرفه جويي»، «وجدان کاري» و... يا نام گذاري سال ها «سال امام خميني»؛ «امام علي عليه السلام»؛ «رفتارعلوي»؛ «پيامبراعظم صلوات الله‌عليه»؛ «همبستگي ملي ومشارکت عمومي»؛ «اصلاح الگوي مصرف»؛ «همت مضاعف کارمضاعف» و... ضمن توصيه به مردم و مسؤولان براي هدفمندکردن رويکردهايشان، به روند حرکتي رو به پيشرفت نظام مقدس اسلامي نيز جهت مي‌دهند.

 رهبر انقلاب اسلامي، به عنوان ولي فقيه زمان و مسؤول نظام اسلامي، 2سال با تبيين يک يا چند گرايش و جهت دادن به برنامه هاي نظام، سعي مي‌نمايند سطح کار آمدي جمهوري اسلامي را بالاتر و والاتر ببرند. و بي شک، يکي ازدلايل رخ نمودن اين نظام به عنوان الگوي بسياري ازکشورهاي اسلامي وتلاش انقلابيون منطقه براي نزديک کردن خود به نظامي شبيه جمهوري اسلامي ايران، پيشرفت هاي علمي، فن آوري، هسته اي، فضايي و... ايران و نمودار شدن کارآمدي اين نظام بوده است که يکي ازدلايل اين ارتقاي جمهوري اسلامي، پيام هاي معظم له براي نام گذاري سال‌ها بوده است. مطمئنا اگر مردم و به ويژه مسؤولان کشور طابق النعل بالنعل به فرمايشات ايشان عمل کنند، دور نيست روزي که نظام جمهوري اسلامي، الگوي مصنوعي جهاني سازي آمريکا را که نشانه هاي شکست آن، خيلي زود نمايان شده است، کنار زده و خود به الگوي حقيقي جهان تبديل شود.

 

فلسفه ي نام گذاري1390به عنوان «سال جهاداقتصادي» («جهاد» به نهايت کوشش، سعي و تلاش در هر امري گفته مي‌شود. «اقتصاد» نيز به معناي «ميانه روي» است) نام گذاري امسال به عنوان «جهاداقتصادي» بي شک امري تشريفاتي نبوده و اهدافي از اين موضع، مدنظر رهبر معظم انقلاب اسلامي است.

ادامه مطلب....


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:19 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

بر اساس آموزه هاي ديني و آنچه كه تاكنون از منابر و هياتها به گوش مسلمين خصوصاً شيعيان پاكباخته رسيده است واژه اي است كه در قداست و وجوب همسان با نماز و روزه و حج و ... است  .

واژه جهاد تداعي يك فريضه مقدس است بدين مضمون كه تمام هستي و داشته هاي خود را در طبق اخلاص بگذاريم و همه وجود خويش را در راه رضايت الهي قرباني نمائيم .

اگر سيدالشهداء (ع) به جهاد بر مي خيزد و تمام داشته هاي خود را به ميدان مبارزه مي آورد و در تكليفي كه به عهده دارد از كوچكترين داشته و امكان خود دريغ نميكند و اگر آنگاه كه قطرات خون علي اصغرش را به آسمان  مي پاشد ، حمد و سپاس و رضايت خويش را اعلام ميكند، براي آن است تا بگويد در جهاد ميزان ،سقف ، كف و .... معنا ندارد بلكه تمام آنچه كه ميتوان فراهم كرد را بايد بسيج نمود.

امام حسين (ع) از پدر بزرگوارش آموخت و در صدر اسلام به منصه ظهور گذاشت آنچه را كه آموخته بود تا براي هميشه معنا و مصداق جهاد را نشان دهد و به جهانيان اعلام نمايد جهاد معيار است براي تمام فضايل .

و اينك ، ..... و امروز ....

و ما در برابر يك سرنوشت بزرگ تاريخي ، يك امتحان بزرگ الهي : « جهاد اقتصادي »

واژه اي سهل و ممتنع و كلامي كه تا انتهاي تاريخ ميتوان در آن تعمق و قلم فرسايي كرد  .

امروز يك ايراني مسلمان نمي تواند فرمان رهبري را تنها به معناي تلاش و جهاد و كوشش تعبير نمايد .

فرمان صريح است و روشن : جهاد اقتصادي ، آنگاه كه فرمان انضباط اقتصادي صادر شد و زماني كه دستور توليد صادرات محور در كلام حضرتش جان گرفت و تا زماني كه همت مضاعف و كار مضاعف را اعلان فرمودند به تعيين پيش نيازهاي فرمان توجه داشتند .

براستي تكليف ، چيست ؟ از ديدگاه فقهي آيا براي برون رفت و انجام ندادن و بي تفاوتي دليلي داريم  ؟

اگر امروز در ميدان اقتصادي تمام داشته هاي خود را به كار نگيريم ، آيا فردا ميتوان در برابر تاريخ و در پيشگاه خداي بزرگ پاسخگو بود  ؟

امروز مائيم و تكليفي سخت و سرنوشت ساز : جهاد اقتصادي

ادامه ...


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:17 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با طرح اين پرسش كه اهداف جهاد اقتصادي براي كشور چيست؟ اظهار داشت: نخبگان و اقتصادانان بايد توان و نوآوري خود را در حوزه اقتصاد بسيح كنند تا اين انقلاب اقتصادي كه رهبر انقلاب از چند سال پيش آغاز كرده اند را بتوان با قدرت جلو ببريم.


رضايي گفت: ايران بايد به قدرت اول اقتصادي، علمي و فناوري منطقه تبديل شود كه كه لازمه اين كار اين است كه رشد اقتصادي را از متوسط 5 تا 6 درصد در 40 سال اخير به بيش از هشت درصد برسانيم.




[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:14 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0


مؤلف کتاب

 »پول و بانکداری اسلامی و مقایسه آن با نظام سرمایه داری»

آقای دکتر ایرج توتونچیان در سال 1319 ش. در تهران به دنیا آمد و پس از طی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان وارد تحصیل در مقاطع دانشگاهی شد و در سال 1341 از مدرسه عالی بازرگانی در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل گردید. سپس برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در سالهای 1972 و 1976 از دانشگاههای وایومینگ و تکزاس در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا به اخذ مدرک نایل آمد. 
دکتر توتونچیان دارای سوابق علمی و آموزشی بسیاری در دانشگاهها و مراکز علمی داخل و خارج کشور بوده و صاحب تحقیقات و مقالات متعددی در زمینه های اقتصادی می باشد. ایشان همچنین در پستهای عالی رتبه اداری و سمتهای پژوهشی خدمت نموده و در حال حاضر استاد دانشگاه الزهراء است. 
کتابهای زیر از آثار دکتر توتونچیان می باشد: 
1.
اصل تقاضا و تحلیل اقتصادی انفاق
2.
اقتصاد پول و بانکداری


آشنایی با کتاب

»پول و بانکداری اسلامی و مقایسه آن با نظام سرمایه داری«
 
پول و بانکداری اسلامی و مقایسه آن با نظام سرمایه داری/ تألیف ایرج توتونچیان.- تهران: توانگران، 1379. [12]،

بیست و چهار، 819 ص.: مصور، جدول، نمودار. کتابنامه.

این اثر از جمله کوششهای ارجمندی است که برای بازشناسی و کالبدشکافی یکی از مباحث مهم اقتصاد اسلامی، یعنی پول و بانکداری، صورت پذیرفته است. 
کتاب حاضر در شش فصل سامان یافته است. در ابتدا اصول و مبانی اقتصاد اسلامی و مشخصه های اساسی آن در مقایسه با اقتصاد سرمایه داری ارائه می شود و سپس چهار مفهوم بسیار مهم و بحث انگیز اقتصادی یعنی بهره، سود و پول، سرمایه مورد بررسی قرار گرفته است. پس از تحلیل تطبیقی بانکداری سرمایه داری و بانکداری اسلامی و مقایسۀ عملکرد بانکداری ربوی و غیر ربوی، به بانکداری بدون ربا در ایران و ارزیابی پایه های نظری عملکرد «قانون عملیات بانکی بدون ربا» در کشور و دلایل انحراف از این قانون می پردازد و در خاتمه راههای بازگشت به قانون مذکور را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد.
 
محقق محترم که از دیرباز با مطالعه و تحقیق در زمینۀ اقتصاد بدون ربا مشغول بوده، با توجه به خلأ تحقیقات جدّی در عرصۀ اقتصاد اسلامی، به ویژه بانکداری اسلامی، با مطالعات و تحقیقات مختلف در داخل و خارج کشور، شرکت در کنفرانسها و سمینارها و نشر مقالات تخصصی در مجلات بین المللی، به طور نظام یافته، به این موضوع پرداخته است.
 
بداعت مطالب، گستردگی و جامعیت مباحث، رعایت اصول و روشهای تحقیق، استناد به منابع و مآخذ معتبر و دست اول و تحلیل و نقد موضوع مورد بررسی از دیدگاه نظری و کاربردی از امتیازات اثر حاضر است





[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:12 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 21 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541586 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید