منبع
صحیفه امام، ج21، ص: 445 و 446 وصیت نامه سیاسی- الهی
|
نگاه نو حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی)
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
امام خمینی(ره) در وصیتنامه خویش در تبیین اندیشه اقتصادی اسلام چنین توصیه می کنند، " اسلام نه باسرمایه دارى ظالمانه و بی حساب و محروم کننده تودههاى تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را بهطور جدى در کتاب و سنت محکوم مىکند و مخالف عدالت اجتماعى مىداند- گرچه بعض کج فهمان بىاطلاع از رژیم حکومت اسلامى و ازمسائل سیاسى حاکم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طورى وانمود کردهاند (و باز هم دست برنداشتهاند) که اسلام طرفدار بىمرز و حد سرمایه دارى و مالکیت است و با این شیوه که با فهم کج خویش از اسلام برداشت نمودهاند چهره نورانى اسلام را پوشانیده و راه را براى مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده که به اسلام بتازند، و آن را رژیمى چون رژیم سرمایه دارى غرب مثل رژیم آمریکا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند، و با اتکال به قول و فعل این نادانان یا غرضمندانه و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام شناسان واقعى با اسلام به معارضه برخاستهاند- و نه رژیمى مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم (1) لنینیسم است که با مالکیت فردى مخالف و قائل به اشتراک مىباشند با اختلاف زیادى که دورههاى قدیم تاکنون حتى اشتراک در زن و همجنس بازى بوده و یک دیکتاتورى و استبداد کوبنده در بر داشته ..
بلکه اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف، که اگر بحق به آن عمل شود چرخهاى اقتصاد سالم به راه مىافتد و عدالت اجتماعى، که لازمه یک رژیم سالم است تحقق مىیابد. در اینجا نیز یک دسته با کج فهمی ها و بىاطلاعى از اسلام و اقتصاد سالم آن در طرف مقابل دسته اول قرار گرفته و گاهى با تمسک به بعضى آیات یا جملات نهج البلاغه، اسلام را موافق با مکتبهاى انحرافى مارکس و امثال او معرفى نمودهاند و توجه به سایر آیات و فقرات نهج البلاغه ننموده و سرخود، به فهم قاصر خود، بپاخاسته و «مذهب اشتراکى» را تعقیب مىکنند و از کفر و دیکتاتورى و اختناق کوبنده که ارزشهاى انسانى را نادیده گرفته و یک حزب اقلیت با تودههاى انسانى مثل حیوانات عمل مىکنند، حمایت مىکنند ..."
منبع صحیفه امام، ج21، ص: 445 و 446 وصیت نامه سیاسی- الهی [ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 7:23 AM ] [ mehdi bisheh ]
اقتصاد کمونیستی در عین دادن شعارهای محرومیت ستیز و مساوات طلبانه به دلیل اینکه مبتنی بر اندیشههای مارکس بود و پذیرش آن به معنای نفی هرگونه دین و آیینی بود، بهصورت طبیعی نفی شد؛ تجربهی جهان لیبرال سرمایهداری نیز علاوه بر اینکه با بحرانهای مختلفی مانند بحران 1930 دست به گریبان شده بود، قابلیت اعتماد نداشت...
گروه اقتصادی برهان/ دکتر مهدی طغیانی؛ دانش اقتصاد اسلامی که امروز و به خصوص پس از بحران بزرگ اقتصادی غرب مورد توجه بیشتر اقتصاددانان مسلمان و غیر مسلمان جهان قرار گرفته، سابقهای نه چندان طولانی دارد. با پایان یافتن جنگ جهانی دوم و استقلال برخی از ملل مسلمان تحت سلطه و استعمار، که در پی پایهریزی توسعهی اقتصادی خود بودند، جستوجو برای یافتن الگویی اقتصادی که بتواند مناسب شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آنها باشد، آغاز شد. تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب و وجود دو جایگزین اقتصاد سرمایه داری و اقتصاد کمونیستی، آنها را به اندیشه در مورد این دو بدیل، وا داشت.
اقتصاد کمونیستی در عین دادن شعارهای محرومیت ستیز و مساوات طلبانه به دلیل اینکه مبتنی بر اندیشههای «مارکس» بود و پذیرش آن به معنای نفی هرگونه دین و آیینی بود، به صورت طبیعی نفی شد. تجربهی جهان لیبرال سرمایهداری نیز علاوه بر اینکه با بحرانهای مختلفی مانند بحران 1930 دست به گریبان شده بود و قابلیت اعتماد نداشت، به دلیل اینکه در وجوه مختلف مغایر با آموزههای دین مبین اسلام بود، مانند مبتنی بودن آن بر نظام بانکی و مالی ربوی، نمیتوانست به صورت کامل مورد تأیید قرار گیرد؛ لذا بدیلی پیگیری شد تا این خلأ را پر کند و یا حداقل اینکه مغایر با آموزههای دینی و شرعی نباشد.
نخستین کتابها با موضوع اقتصاد اسلامی به زبانهای اردو و عربی نوشته میشود و این رشته در شبه جزیرهی هند و پاکستان و در شمال آفریقا گسترش مییابد. شخصیتهای پیشرو در این زمینه که اغلب از علمای دین و فاقد تحصیلات دانشگاهی بودند، درصدد برآمدند تا با متأثر ساختن افکار مسلمانان، آنها را به یک بازگشت به تعالیم اسلام در مسایل اقتصادی رهنمون سازند.
نوشتههای این دوره عموماً به انتقاد از مکاتب سرمایهداری و کمونیستی میپرداخت و مباحث اقتصاد اسلامی را در چارچوب نقد آنها به صورت پراکنده مورد توجه قرار میداد. در این دوران مباحثی همچون تحریم ربا، فریضهی زکات، نقش دولت و توزیع ثروت مهمترین موضوعاتی هستند که محافل علمی مسلمانان را مشغول بهخود نموده است.
تألیف کتاب «اقتصادنا» را میتوان نقطهی عطفی در تلاشهای علمای مسلمان در تبیین چارچوبهای اقتصاد اسلامی قلمداد نمود. چراکه توانست ضمن نقد اندیشههای اقتصادی معاصر، مباحث پراکندهی این حوزه را براساس اصول معینی سازماندهی نموده و مکتب اقتصاد اسلامی را به صورت روشمند استخراج و تدوین نماید، تا جایی که این کتاب به شدت مورد توجه و استقبال اندیشمندان و اقتصاددانان مسلمان قرار گرفت و تأثیرات آن تا به امروز نیز باقی مانده است.
فروپاشی نظام اقتصادی کمونیستی در شوروی و باقیماندن نظام سرمایهداری لیبرال به عنوان تنها بدیل حاکم آن در شرایطی که هنوز الگو و مجموعهی منسجمی از نظریات اسلامی در حوزهی حکومتی شکل نگرفته بود، کشورهای اسلامی دیگر را به سمت پذیرش عملی و نه نظری نظام اقتصاد سرمایهداری سوق داد و اقتصاد اسلامی را غیر از حوزههایی مشخص مانند بانک، بیمه و... که منع شرعی صریح و جدی در آنها وجود داشت، به کناری نهادند. شکلگیری تلاشهای اولیه در مالیه و بانکداری بدون ربا در کشورهای مختلف اسلامی مانند مصر، اندونزی، پاکستان و کشورهای حوزهی خلیج فارس، بدون تغییری بنیادین در ساختارهای نظام اقتصادی را میتوان در این جهت ارزیابی نمود.
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اندیشهی اقتصاد اسلامی حیاتی دوباره یافت؛ چراکه این دانش با سؤالات عمیق جدیدی در حوزهی نظامسازی و برپایی حکومتی بر مبنای اسلام روبهرو گردید. این مواجهه با دو ویژگی اساسی همراه بود.
اول اینکه به دلیل جایگاه والای حوزههای علمیه در انقلاب اسلامی، تأثیرگذاری نگرشها و روشهای حوزوی در استنباط امور دینی و اظهارنظرهای تخصصی به حوزهی اقتصاد نیز توسعه یافت و تحلیلهای اقتصاد اسلامی در ایران بیش از سایر کشورهای اسلامی در معرضداوری فقهی قرار گرفت و دیگر اینکه شکلگیری نظامی مبتنی بر آموزهها وقوانین دین مبین اسلام در دورهی بعد از انقلاب با شکلگیری جریان تصمیمگیری و قانونگذاری بر مبنای شرعی و با نظارت فقهی به عنوان هدف نظام اسلامی مواجه گردید.
آنچه بیش از همه کاستی مباحث مربوط به اقتصاد اسلامی را روشن میسازد، عدم توفیق نظریه پردازان این حوزه در ارایهی نظریات کارا و عملی در حوزهی نظامسازی و نیز تدوین برنامهای منسجم برای رفتارسازی عوامل اقتصادی در قالبی بومی و اسلامی است، به طوری که در عمل لمس ثمرات شیرین حضور نظام اسلامی در حوزهی اقتصاد را کم رنگ مینماید.
این دو جنبه تأثیر شگرفی بر شکلگیری و تعمیم ادبیات نظری اقتصاد اسلامی و عرصهیتطبیق آن در ایران، در دوران پس از انقلاب اسلامی ایفا نمود. در این زمینه میتوان به تدوین قانون اساسی و مدیریت کلان کشور بر اساس نگرش اسلامی در زمینهی اقتصادی و همچنیناجرای قانون بانکداری بدون ربا در تمامی نهادهای مالی کشور اشاره کرد.
یکی از مهمترین مشکلاتی که در مسیر توسعهی دانش اقتصاد اسلامی در ایران وجود داشت، عبارت از این بود که اقتصاددانانی که تحصیلات دانشگاهی داشتند، از تحصیلات منظم دینی بیبهره بودند و به همین دلیل نمیتوانستند از منابع دینی حداکثر استفاده را ببرند؛ از طرف دیگر عالمان دینی تسلط کافی به منابع کلاسیک و درسی دانشگاهی علم اقتصاد نداشتند.
برای از میان برداشتن این مانع، تأسیس رشتههای تلفیقی در برخی دانشگاهها، برگزاری گردهماییهای اقتصاددانان اسلامی حوزوی و دانشگاهی و نیز گنجاندن واحدهای اقتصاد اسلامی در مجموعه واحدهای آموزشی این رشته در ایران مورد توجه قرار گرفت. تأسیس رشتهی معارف اسلامی و اقتصاد در دانشگاه امام صادق(علیهالسلام) به عنوان پیش گام آن در ایران، اولین تلاش منسجم در این زمینه به حساب میآید.
اما آنچه بیش از همه کاستی مباحث مربوط به اقتصاد اسلامی را روشن میسازد، عدم توفیق نظریه پردازان این حوزه در ارایهی نظریات کارا و عملی در حوزهی نظامسازی و نیز تدوین برنامهای منسجم برای رفتارسازی عوامل اقتصادی در قالبی بومی و اسلامی است، به طوری که در عمل لمس ثمرات شیرین حضور نظام اسلامی در حوزهی اقتصاد را کم رنگ مینماید. به دیگر سخن، زمینهی مناسب پیشگفته در نضج و گسترش مباحث نظری، توفیق کاملی در نظامسازی و رفتارسازی دینی-اسلامی نیافته است.
مرور و بررسی آثار نظریهپردازان اقتصاد اسلامی در سالهای اخیر از این منظر در قالب مقالات منتشره در مجلات و روزنامهها و ارایه در همایشها و گردهماییهای اقتصاددانان اسلامی در ایران شاهدی بر این مدعاست، بنابراین در مجموع میتوان تولید دانش اسلامی و بومی در زمینهی اقتصاد اسلامی را مشتمل بر سه حوزهی زیر دانست:
1. اقتصاد نظری اسلامی؛ مشتمل بر نظریهپردازیهای ناظر بر چیستیها و چراییهای شناختی در این حوزه مانند موضوعاتی در زمینهی فلسفهی اقتصاد، رابطهی اخلاق و حقوق با اقتصاد و...، جایگاه عدالت
2. نظامسازی و نهادسازی اقتصاد اسلامی؛ مشتمل بر چارچوبهای معرفتی ناظر بر چگونگیها در عرصهی حکمرانی و عمل، جایگاه بازار و مدیریت دولت و سیاستگذاری عمومی در عرصهی اقتصاد، بانک، بیمه، مالیات، خمس، زکات و...، وقف، قرض الحسنه و...
3. فرهنگسازی و رفتارسازی اقتصاد اسلامی؛ مشتمل بر تهیه و تدوین برنامههای آموزشی و تربیتی برای ارکان سهگانهی تشکیلدهندهی جامعهی اقتصادی یعنی فرد، خانواده و بنگاه است. در نتیجه شکلگیری مبنای جامعهای مبتنی بر آموزههای اسلامی در حوزهی اقتصاد*
(*) دکتر مهدی طغیانی، عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق(ع)/انتهای متن/
منبع
http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=915
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 7:20 AM ] [ mehdi bisheh ]
فرق بین اقتصاد اسلامی و سرمایه داری چیست و آیا برنامه های اول و دوم دولت با اقتصاد اسلامی هماهنگ است ؟
به طور معمول هر ایدئولوژی و مکتبی به بیان اصول کلی و جهت گیری های اساسی و سیاست گذاری های کلان می پردازند و آیین نامه های اجرایی بر عهده کارشناسان است. در اسلام نیز خطوط کلی اقتصاد بر محور عدالت اجتماعی و حداکثر مشارکت مردمی بنیان گذاری شده است که دراین باره می توانید به منابع زیر مراجعه فرمایید: منبع http://www.jawab.ir/ [ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 7:18 AM ] [ mehdi bisheh ]
ـ حجتالاسلام موسويان: واژه «جهاد» از واژههاي اصيل اسلامي است و در روايات و فرهنگ اسلامي جايگاه دومين رويكرد به كيفيت تلاش برميگردد و زماني از واژه جهاد استفاده ميشود كه تلاش در نهايت جانفشاني صورت گرفته و انسان از تمام ظرفيت و تلاش استفاده كند و نكته سوم اين است كه زماني از واژه جهاد استفاده ميشود كه مانع بزرگي بر سر راه رسيدن اهداف باشد. هدف مقام معظم رهبري با نامگذاري امسال به نام جهاد اقتصادي اين بود كه نشان دهد؛ دشمن در راستاي شكست انقلاب اسلامي در مسير رشد و اهداف اقتصادي كشور سنگاندازي ميكند. و بايد در جهت مقابله با آن، حركتهاي اقتصادي كشور جهادگونه بوده تا در اين جهاد دشمن شناخته شود. ابزارها و شيوههاي بهكارگيري براي رسيدن به اهداف اقتصادي كشور نيز بايد مقدس شمرده شود اگر به اين رويكردها توجه شود جهاد اقتصادي محقق ميشود. * چه موانعي براي تحقق جهاد اقتصادي وجود دارد؟ ـ حجتالاسلام هادوينيا: مفهوم جهاد در فرهنگ اسلامي به منزله تلاش و فرا كوشش حد معمول شمرده ميشود و مفهوم ديگري كه از جهاد فهم شده مبارزهطلبي است، مصداق بارز جهاد همين مبارزهطلبي محسوب ميشود. در قرآن كريم و فرهنگ اسلامي شيطان و نفس اماره به معناي دشمن معرفي ميشود كه به نوعي جهاد اكبر نيز است؛ بنابراين در مفهوم جهاد دو عنصر وجود دارد و مصاديق آن متفاوت است. به طور معمول جهاد به منزله جنگيدن است؛ البته به اين صورت نيست بعضي از آيات قرآن به منزله جهاد اكبر و به نوعي جهاد اقتصادي نيز به كار رفته است و براي اينكه در زمان مختلف ترفندهاي دشمن براي عزت نگرفتن مسلمانان متفاوت است؛ بنابراين جهاد نيز تفاوت پيدا كرده و شكلهاي متفاوت پيدا ميكند. در سه ـ چهار سده اخير، اقتصاد در جهان شكل محوري به خود گرفته است، كشورهاي استكباري سعي دارند با امتياز اقتصادي كه دارند بر ساير كشورها استيلاي فرهنگي پيدا كنند و ما بايد با جهاد اقتصادي سعي كنيم خود را به سطح پيشرفت اقتصادي آن كشورها برسانيم. فرهنگ مشتمل بر ارزشها و رسوم و اخلاقيات است و يكي از سرمنشاءهاي فرهنگ، مذهب است. بنابراين فرهنگ پشتوانهاي براي رفتار اختياري و اجتماعي آدمي است و اقتصاددانان كلاسيك به رابطه فرهنگ و اقتصاد به دليل اينكه اقتصاد را داراي قوانين جهانشمول ميدانستند، باور نداشتند؛ اما مكاتب ديگر اقتصادي از جمله نهادگرايان به تاثير فرهنگ و اقتصاد باور داشتند و معتقد بودند كه فرهنگهاي مختلف اقتصادهاي مختلف دارد. انديشمندان براي مفهوم فرهنگ تعاريف مختلفي كردهاند؛ اما مسلما در اين مسئله، بحث ارزشها، رسوم و اخلاقيات وجود دارد و ميتوان گفت كه يكي از منشاءهاي فرهنگ نيز مذهب است، بنابراين فرهنگ يك كشور، پشتوانهاي براي رفتارهاي اختياري اجتماعي انسان است و آن را شكل ميدهد. ارتباط فرهنگ با اقتصاد به گونهاي است كه بعضي از انديشمندان معتقدند كه قوانين، جهانشمول است و به فرهنگ نيز كاري ندارد در حاليكه مكاتب ديگر با آن مخالفت كردهاند و بعضي از مكاتب ديگر معتقدند كه در واقع، فرهنگ است كه ميتواند اقتصاد يك كشور را شكل بدهد و در نتيجه با فرهنگهاي مختلفي، اقتصادهاي مختلف را شكل دهد و توانستهاند آن را تئوريزهپردازي بكنند. ادامه مطلب [ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 5:06 PM ] [ mehdi bisheh ]
ررسی علل انحطاط و اقتدار اقتصادی جوامع اسلامی - کنفرانس فرهنگ وتمدن، دیماه 1373(مجله اقتصاد ومدیریت شماره های 26 و 27 - ص 15-5) اسلام به عنوان دینی که همه ابعاد زندگی فردی واجتماعی را مورد توجه قرارداده ، طبیعی است که به اقتصاد به عنوان عاملی که قادر است زمینه مناسب حرکت تکاملی انسان را فراهم سازد می نگرد. ازجانب دیگر، نظر به اینکه اولاً ، اقتصاد با نیازهای غریزی ملموس مرتبط است وثانیاً در نظام کلی اسلام می بایستی بستر مورد نظر تکامل معنوی را فراهم آورد، می بایستی تابع مقررات خاص باشد به نحوی که لازم خواهد بود ضمن پذیرش فعالیتهایی که به طور طبیعی انجام می پذیرد، به نحوی به آنها جهت داده شود که هدف مورد انتظار محقق گردد. بنابراین دولت به عنوان متولی امورجامعه وناظر برحرکت آن ازیک طرف وامکاناتی که برابر حکم اولی دراختیار دارد ازطرف دیگر، الزاماً حضور فعالی درجهت شکوفایی اقتصادی خواهد داشت. ادامه مطلب [ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 5:02 PM ] [ mehdi bisheh ]
پروژه اقتصاد اسلامی امریکا از سوی سه سازمان انجمن اسلامی شمال امریکا، مؤسسه اقتصاد اسلامی و هدایت امورات مسکونی مسلمانان به منظور ارائه آموزش اسلامی به بیش از 100 نفر از امامان جماعت امریکا راهاندازی شد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از منابع اینترنتی، نقش پروژه اقتصاد اسلامی امریکا ارتقای سطح دانش و درک قوانین معاملات اقتصاد اسلامی است چرا که بنیانگذاران این پروژه اعتقاد دارند بازارهای اقتصادی میتوانند از راهبردهای اخلاقی که مفاهیم اقتصاد اسلامی ارائه کرده به نحو قابل توجهی سود ببرند. این برنامه آموزشی قرار است طی روزهای 2 تا 5 ماه می ( 12 تا 15 اردیبهشتماه) در برکلی، کالیفرنیا برای روحانیان مسلمان امریکا برگزار شود. جوامع مسلمان سراسر امریکا اقتصاد اسلامی را یک راه حل قانونی برای استراتژیهای سرمایه گذاری شخصی خود میدانند و در این رابطه با ائمه جماعات برای راهنمایی روی میآورند. این کلاسهای آموزشی که برای نخستین بار است ارائه میشود با شرایط کنونی برای مسلمانان امریکایی بسیار مؤثر خواهد بود. مراسم افتتاح این دوره آموزشی با سخنرانی شیخ نظام یعقوب از علمای برجسته اقتصاد اسلامی، شیخ حمزه یوسف بنیانگذار کالج اسلامی زیتون و محمد ماجد رئیس انجمن اسلامی شمال امریکا افتتاح میشود. این دوره های آموزشی از سوی عطیف خان مدیر عامل مؤسسه اقتصاد اسلامی (اتیکا) ارائه خواهد شد. مؤسسه اقتصاد اسلامی (اتیکا) یک مؤسسه ارائه کننده خدمات آموزشی، تأییدی و مشورتی مستقر در دوبی است و در بیش از 20 کشور جهان خدمات آموزش اقتصاد اسلامی خود را به هزاران دانشجو در بیش از 100 نهاد و مؤسسه ارائه میکند. ادامه مطلب [ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 5:01 PM ] [ mehdi bisheh ]
شهید صدر معتقد است که اسلام دارای مذهب و نظام اقتصادی است و اقتصاد اسلامی هویت علمی ندارد. در این مقاله پس از تبیین و نقد نظر وی درباره مذهب اقتصادی اسلام، نظام اقتصادی اسلام و علم اقتصاد اسلامی و ارتباط این مقولات با یکدیگر، اثبات میکنیم که تلقی شهید صدر از مذهب و نظام اقتصادی و علم اقتصاد نیازمند اصلاح و تکمیل است و اسلام افزون بر مذهب و نظام اقتصادی، دارای علم اقتصاد نیز هست. ادامه مطلب [ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 4:59 PM ] [ mehdi bisheh ]
درحالی که فرانسه بحث درباره ممنوعیت برقع در این کشور اروپایی را آغاز کرده، دولت این کشور تلاش میکند سرمایهگذاریهای میلیاری کشورهای اسلامی را جذب و فرانسه را به پایتخت اقتصاد اسلامی اروپا تبدیل کند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، پارلمان فرانسه این ماه تغییراتی را در قانون مصوب کرد که براساس آن اوراق بهادار اسلامی در این کشور صادر می شود و بانک اسلامی قطر به عنوان نخستین بانک اسلامی در فرانسه آغاز به کار می کند. فرانسه که بزرگترین جامعه اقلیت مسلمان را دربرگرفته امیدوار است جایگاه لندن را به عنوان قطب بانکداری اروپا تضعیف و محصولات مالی شرعی ارائه داده تا به نیاز سرمایه گذاران بزرگ کشورهای حاشیه خلیج فارس پاسخ دهد. این درحالی است که این تلاش شکافی میان برخی سیاستمداران مخالف ایجاد کرده، به طوری که آنها دولت را به از بین بردن سکولاریسم به منظور فراهم کردن شرایط مناسب منافع مالی خود متهم کرده اند. حزب سوسیالیست مخالف پس از ناکامی در بدست آورن رأی کافی برای لغو این لایجه اکنون مشروعیت قانون جدید را درباره اقتصاد اسلامی به چالش می کشد. اکنون بحث اقتصاد اسلامی در فرانسه به صدور اوراق بهادار اسلامی متمرکز شده است. اقتصاددانها استدلال می کنند منافع مالی که قرار است از راه اقتصاد اسلامی بدست آید می تواند به بهبود وضعیت مالی فرانسه که پس از رکود سال 2008 به شدت صدمه خورده، کمک کند. الیاس جونی نویسنده گزارشی که سال گذشته در رابطه با کارکرد اقتصاد اسلامی در فرانسه به دولت ارائه شده تخمین زده که سرمایه فرانسه از راه اقتصاد اسلامی و تغییراتی در مالیات و قوانین بانکداری می تواند به مرز 120 میلیارد یورو برسد که تنها چند میلیارد یورو آن از پنج میلیون مسلمان فرانسه حاصل می شود. براساس اظهارات امانوئل اگر فرانسه می خواهد این سرمایه را جذب اقتصاد خود کند باید شرایطی را برای این سرمایه گذاران فراهم کند تا بتوانند براساس قوانین اقتصاد اسلامی عمل کنند. قرار است این هفته وزیر اقتصاد فرانسه و رئیس بانک مرکزی این کشور در یک همایش مهم درباره ترویج اقتصاد اسلامی در فرانسه سخنرانی کنند. براساس اظهارات کارشناسان مخالفت حزب سوسیالیست از آنجا نشأت می گیرد که آنها واژه اسلامی را با اسلام گرا و واژه شرع را به معنای اجبار زنان به پوشاندن خود و واژه فتوا را به جنبش مسلمانان علیه سلمان رشدی تعبیر می کنند. در حالی که اقتصاد اسلامی از اصول اخلاقی قوانین اسلامی سرچشمه گرفته و برخلاف قوانین کشورها نیست. منبع : http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=953607 [ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 4:58 PM ] [ mehdi bisheh ]
قم - خبرگزاری مهر: استاد حوزه علمیه قم بر تحقق الگوی جهاد اقتصادی تاکید کرد و گفت: لازمه تحقق جهاد اقتصادی مدیریت بهینه منابع است.
حجت الاسلام محسن غرویان در گفتگو با خبرنگار مهر در قم با اشاره به پیام نوروزی مقام معظم رهبری و نامگذاری سال 90 به عنوان سال جهاد اقتصادی از سوی ایشان، بیان داشت: نامگذاری امسال به عنوان سال جهاد اقتصادی از سوی مقام معظم رهبری، در حقیقت الهام گرفته از قرآن کریم است. [ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 4:53 PM ] [ mehdi bisheh ]
در وضع موجود جهان ، دو روش و سیستم اقتصادی بطور عمده بر جهان حکومت می کنند که هر یک قسمت عظیمی از جهان را زیر پوشش قرار داده اند . سو سیالیسم و کاپیتالیسم دو مکتب حاکم بر اقتصاد جهان هستند که پاسخ های متفاوتی در بیان موضوعات یک سیستم اقتصادی دارند . اینک به توضیح کوتاه هر یک از آن ها می پردازیم . سوسیالیسم سوسیالیسم اصالت را به جامعه میدهد و دست دولت را در کنترل مسائل اقتصادی بنفع جامعه در تمام زمینه ها باز می گذارد مالکیت های خصوصی را نفی کرده مالکیت دولتی و عمومی را جایگزین آن می کند . و سعی در اشتراکی کردن وسائل تولید و خارج ساختن آن از انحصار افراد و حتی شرکت ها می نماید ، از میان رفتن طبقات و برقراری یک جامعه بی طبقه را از اهداف بزرگ خود میداند و توزیع ثروت را براساس قانون ، از هر کس باندازۀ قدرت و برای هر کس باندازه کار می شناسد که سرانجام در دوران کمونیسم باید قانون " از هر کس باندازۀ توانش و بهر کس باندازۀ نیازش " جای آنرا بگیرد . سرمایه داری کاپیتالیسم یا سرمایه داری برخلاف سوسیالیسم اصالت و حقانیت را به فرد می دهد و آزادی و میدان فعالیت را در مسائل اقتصادی در اختیار فرد می گذارد . بطور خلاصه میتوان گفت این سیستم اساساً بر سودجوئی فردی استوار است . تلاش یک سرمایه دار برای تولید بیشتر نه خدمت به جامعه انسانی و رفع نیازمندیهای اصیل اجتماعی که مقصود بدست آوردن سود هر چه بیشتر و پر کردن جیب خود است . در اثر قدرت زیاده از حدیکه در این نظام به سرمایه دار داده می شود او قدرت اقتصادی زیادی پیدا کرده و بمرور زمان سرمایه دارها دور هم جمع شده تشکیل شرکت می دهند و بزودی نبض اقتصاد و سرنوشت یک جامعه را بدست می گیرند . اینجاست که در کشور های سرمایه داری قدرت سیاسی و نظامی و حتی فرهنگی تابعی از قدرت اقتصادی است و این سرمایه داران هستند که در همه چیز و همه جا تصمیم می گیرند . تاریخ مختصر سرمایه داری آغاز مکتب سرمایه داری را باید در تاریخ ، ار آنجائی سراغ گرفت که تفکر فردگرایی ( اندیو جوآلیسم ) و اصالت فرد در جوامع بعنوان یک ارزش مطرح شد . بدون تردید در طول تاریخ جوامع بسیاری را می توان یافت که اصلت را در جامعه منحصر به فرد میدانستند و تامین آزادی عمل فردی را وظیفه اجتماعی تلقی می کرده اند . بی شک ریشه و منشأ سرمایه داری را باید در این نوع طرز تفکر یعنی اصالت فرد دانست . تجلی و ظهور واقعی سرمایه داری را در قرون 17 و 18 در مکاتب اقتصادی " کلاسیک " و " فیزیوکرات " می توان دید . اقتصاد دانان بزرگی همچون " آدام اسمیت " و " ریکاردو " در تثبیت این مکتب فعالیت های بسیاری نمودند . خلاصه عقاید این مکتب فعالیت های بسیاری نمودند . خلاصه عقاید این مکاتب اقتصادی را می توان بشرح زیر بیان کرد . کلاسیک ها محرک فعالیت انسان را نفع شخصی دانسته و معتقد بودند که در پرتو تامین منافع فرد است که منافع جامعه تامین می شود . آن ها در این جهت به آزادی کامل فردی و عدم هر گونه منع اجتماعی اعتقاد داشتند . آن ها هر گونه دخالت دولت را در امور اقتصادی جامعه محکوم می کردند و معتقد بودند که وظیفه دولت فقط تامین امنیت اجتماعی و اقتصادی و تضمین آزادی های فردی است ، بدانگونه که " آدام اسمیت " وظیفه دولت را حمایت قانونی دولت از ثروتمندان می دانست . فیزیوکرات ها ( طبیعیون ) نیز همانگونه که از نامشان پیداست خود را پیرو مشی طبیعت در جامعه می دانستند و معتقد بودند که چون در نظام طبیعت بدون دخالت بشر یک نظم و قانون ویژه ای حاکم است در صحنۀ اجتماع و اقتصاد هم بدون دخالت دولت و یا هر عامل خارجی دیگر جامعه و اقتصاد نیز نظم و قانون درست خود را پیدا خواهد کرد و بر همین اساس هر گونه دخالت دولت را در امور اقتصادی و نظارت بر مسائل اقتصادی جامعه مطرود و محکوم می دانستند . تاریخ مختصر سوسیالیسم نارسائیهای عقاید کلاسیک ها در آغاز قرن بیستم بوضوح روشن شد ، چرا که موجب بحرانهای سال های 1914 تا 1925 در اروپا گردید ، فقر و تنگدستی غوغا می کرد و کارگران در وضع بسیار اسفباری بودند مکتب سوسیالیسم در چنین فضائی بوجود آمد و ندای عدالت و مساوات سر داد و مدعی نابود نمودن فقر و تنگدستی شد ، سوسیالیسم نابودی فقر را در سلب تمامی آزادی های فردی میدید و اصالت را از آن اجتماع می دانست . اگر لیبرالیسم کلاسیک و سرمایه داری برای انسان در فعالیت های اقتصادی آزادی بی پایان قائل بود سوسیالیسم یکسره این آزادی ها را در تمامی ابعاد از بین برد و در حقیقت انسان ها همچون ابزاری در دست دولت در آمدند بشکلی که هیچگونه امکانی در جهت شکوفائی استعداد های ذاتی خویش نمی یافتند . سوسیالیسم در تاریخ به دو صورت ، " سوسیالیسم تخیلی " و " سوسیالیسم علمی " ظهور کرد . البته این نوع تقسیم بندی بوسیله نویسندگان مارکسیست صورت گرفته که سوسیالیست های قبل از مارکس را سوسیالیست های خیالباف می نامیدند . سوسیالیست های علمی نظام عقیدتی خود را " ایدئولوژی علمی " می نامند . سوسیالیست های قبل از مارکس همچون سن سیمون ، سیسموندی،پرودن و فردیناندلاسال و ... اعتقاد داشتند که چون نظام مبتنی بر آزادی فردی ( لیبرالیسم کلاسیک ) منجر به فقر و محرومیت و منشاء بحران های اجتماعی است پس لازم و ضروری است که نظام مبتنی بر منافع جمع ( سوسیالیسم ) ایجاد شود و فقط منافع اجتماع را در نظر داشته و آزادی فردی را بهر شکل از بین ببرد . بعنوان مثال " سن سیمون " هر نوع مالکیت را نوعی دزدی بحساب آورده و برای انسان هیچگونه آزادی عمل اقتصادی هر چند محدود را قائل نبود همانطوریکه ذکر شد مارکس و پیروانش ( مارکسیسم ) سوسیالیست های قبل از خود را خیالباف و اتوپیایی نامیده و خود را سوسیالیست های علمی می دانستند تفاوت این دو در این بود که سوسیالیست های قبل از مارکس استقرار سوسیالیسم را در اجتماع امری " لازم و ضروری " می شمردند ولی مارکسیست ها استقرار سوسیالیسم را نه امر " لازم " بلکه " الزامی " دانسته و لازمه حرکت جبری تاریخ می دانستند و می گفتند این سیر تحول تاریخ است که استقرار سوسیالیسم را امری " الزامی " ساخته است و جبراً آن را علیرغم هر گونه مانعی ایجاد می نماید و از این رو بود که مارکسیسم افرادی را که برای از بین بردن مشکلات اجتماعی دست به توصیه و نصیحت اخلاقی میزدند خیالباف دانسته و آنان را محکوم می نمود . اعتقاد مارکسیسم بر این است که جوامع در سیر تحولات خویش جبراً و الزاماً از مراحلی چند ( کمون اولیه ، برده داری ، فئودالیسم ، سرمایه داری ، سوسیالیسم ) می گذرند و انسان ها هیچگونه نقشی در ایجاد این ادوار تاریخی و بطور کلی در حرکت تاریخ ندارند ، تاریخ یک حرکت و سیر جبری دارد و انسان ها مقهور این حر کتند ، این طرز تفکر بیانگر همان اندیشۀ هگلی است که می گفت " تاریخ کشندۀ اراده های انسانی است " ، و از اینجا تاثیر افکار هگل را در بنای مارکسیسم بخوبی مشاهده می کنیم . براساس همین بینش است که مارکسیسم نتیجه قهری رشد سرمایه داری را سوسیالیسم می داند بدین معنی که تمامی جوامع بعد از مرحله سرمایه داری باید به سوسیالیسم گام نهد و از این جاست که " مارکس " در پیش بینی های خود می گوید کشورهائی که در مراحل پیشرفته تر سرمایه داریند زودتر به سوسیالیسم گام می نهند و براساس همین امر پیشگوئی نمود که بترتیب انگلستان ، فرانسه ، آلمان و سپس روسیه به مرحله سوسیالیسم می رسند . ولی جریان تاریخ برخلاف این پیشگوئی انجام گرفت ، به جای انگلستان می بینیم که روسیه شوروی که در مراحل اولیه تولید صنعتی و سرمایه داری است ( نه مراحل پیشرفته آن ) سوسیالیستی می شود و در آلمان به جای سوسیالیسم فاشیسم بقدرت می رسد و سوسیالیسم را نابود می سازد و انگلستان راهی غیر از پیشگوئی های مارکس را می پیماید در چین انقلاب سوسیالیتی در جامعه ای با بافت کشاورزی ( فئودالیسم ) ظهور می کند که این خود یک عدول از آن الگوی کلی است که مارکس عرضه می نماید ، چین بدون آنکه مرحله سرمایه داری را طی نماید به سوسیالیسم گام می نهد . منبع : http://aboos.blogfa.com/post-86.aspx [ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 11:45 AM ] [ mehdi bisheh ]
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 11:35 AM ] [ mehdi bisheh ]
انسان از ابتداي خلقت براي رفع احتياجات خود نيازمند كار و كوشش بوده است. زندگي انسان بر محور كار استوار مي گردد و كار ، تلاش انسان جهت رسيدن به هدف معين است كليد گشايش هر استعدادي در درون انسان كار است و از طريق كار مي توان به استعداد دروني افراد پي برد. اساساً كار و اشتغال در جامعه اسلامي يك ارزش محسوب مي شود و تلاش بيشتر در كارهاي دنيوي و اخروي، زمينه سعادت و رستگاري افراد در دنيا و آخرت را فراهم مي نمايد و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا مي برد. انجام كار و تلاش موجب رضايت خداوند است و همچون عبادت و جهاد در راه خداست .پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد : « عبادت هفتاد پاره است و برترين آن طلب روزي حلال است.» از واجبات مسلٌم بر هر فرد مومن لزوم انجام كار براي تامين زندگي خود و خانواده است. كار وسيله كسب تجربه است و به فرموده امام صادق (ع) تجربه عقل را رشد مي دهد. كار يكي از موضوعات مورد بحث و يكي از مسائل اساسي امروزه در جامعه ما است. اشتغال به كار مفيد و مورد نياز جامعه راه رسيدن به موقعيت اجتماعي يك فرد مسلمان مي باشد و شغل او هر قدر از نيازهاي جامعه كم كند و باعث تقويت استقلال و آزادي و عزت مسلمانان شود، به همان اندازه موقعيت اجتماعي صاحب شغل را در ميان افراد جامعه بالاتر مي برد. قرآن كريم در خصوص اهميت كار و تلاش تاكيد زيادي دارد و مي فرمايد همين كه نماز به پايان رسيد پراكنده شويد در روي زمين و از كرم خداوند روزي بجوييد و خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شويد. پيامبر گرامي اسلام و ائمه معصومين در مورد كار و تلاش سفارش هاي زيادي داشته اند 1.كار شرافت است و نشانه اهل تقوي : كار هر چند هم كه كوچك باشد باز موجب شرافت و كرامت بوده و بهتر از آن است كه انسان دست گدايي پيش ديگران دراز كند و سربار آنان باشد . پيامبر اسلام فرمود «كسي كه عملش او را پس انداخته، نسبتش او را پيش نمي اندازد » و حضرت اميرالمومنين (ع) در نامه 27 نهج البلاغه در باره اهل تقوي مي فرمايند: «تقوا داران در خانه هاي دنيا داران زندگي مي كنند و غذاهاي لذيذ تر از غذاهاي اهل دنيا مي خورند و همچنين در حديثي آمده : « اگر انسان طنابي بردارد و به طرف كوه رفته و هيزم را با آن بر پشت بكشد بهتر از آن است كه دست گدايي پيش ديگران دراز كند. 2.كار و تلاش جهاد است : 3.كار و تلاش عبادت است : اسلام كار و تلاش را با بهترين صفت ها ستايش كرده . مثلا كار را عبادت و اطاعت دانسته تا مردم در ميدان كار و تلاش بر يكديگر سبقت بگيرند. اسلام ما را دعوت كرده كه دنيا را مقدمه اي براي آخرت قرار دهيم و اجازه نمي دهد كه تمام همت ما فقط دنيا باشد چنانچه اسلام با قبول كردن آخرت و ضايع كردن دنيا نيز موافق نيست و سفارش مي كند براي دنياي خود آن چنان عمل كن كه گويا هميشه زنده اي و براي آخرت طوري كار كن كه گويي فردا خواهي مرد. اسلام نسبت به كار و تلاش سفارش هاي زيادي دارد. تا آن جا كه مي فرمايد « خدا لعنت كند كسي را كه با مخارج زندگي خود را به دوش ديگران بياندازد .» از ديدگاه پيامبر گرامي اسلام تمام فعاليت هاي يك مسلمان مي تواند نوعي ارتباط با آفريدگار جهان باشد علاوه بر ارزش اقتصادي و دنيوي از پاداش معنوي نيز در جهان آخرت برخوردار باشيد .
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 11:21 AM ] [ mehdi bisheh ]
مقام معظم رهبری ـ دام ظله ـ سنتی را پایهریزی کردند، تحت عنوان نامگذاری سال. این سنت در واقع از این جهت که یک نوع هدف گذاری کلان برای مجموعه فعالیتها میشود، سنت حسنهای است؛ البته انتخاب یک عنوان برای سال به معنای غفلت از سایر جهات نیست. بعضی از طلبهها بعد از پیام نوروزی ایشان به من مراجعه میکردند که چرا ایشان امسال را سال جهاد اقتصادی اسم گذاشتند. این همه مشکلات فرهنگی در کشور وجود دارد، چرا ایشان بر بحث اقتصاد تأکید کردند؟ توجه دارید که اگر یک شعار به عنوان شعار سال انتخاب میشود، معنایش این نیست که ایشان ابعاد فرهنگی، سیاسی و ... و اهمیت آنها را نادیده گرفتهاند و فقط به یک بعد توجه کردهاند. نامی که انتخاب شده است به نظر ایشان با توجه به مجموعه اطلاعات و مشاورههایی که صورت میگیرد، مهم ترین شعاری است که در آن سال میتواند مطرح باشد. برای انتخاب این نام اهم و مهم شده است. مقصود ایشان این نیست که به بعد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی توجه نشود. یک کلام، همیشه باید در متن و فضای خودش تفسیر شود. وقتی در متن و فضای اسلامی و حکومت اسلامی صحبت از اقتصاد میشود، معنایش نادیده گرفتن سایر ابعاد زندگی نیست. جهاد همان طوری که خود ایشان هم توضیح دادند، یک مفهوم خاص است؛ یعنی تلاشی همراه با یک مجموعهای از ارزش ها. صرف تلاش نیست، بلکه با یک مفهوم مقدس همراه است. جهاد در واقع تلاش گسترده و ویژه همراه با رعایت همه ضوابط است. اگر صحبت از جهاد اقتصادی است، مقصود این است که تلاشی در حوزه اقتصاد صورت بگیرد با رعایت همه ضوابط؛ چه در بعد فردی که مثلاً در تعاملات و فعالیتهای اقتصادی، رفتارهای غیر شرعی صورت نگیرد و معیارها شرعی ملاحظه شود که مهم ترین آنها حفظ اخلاص است. اگر قرار است کاری صورت بگیرد، برای خدا و با نیت خالص باشد نه به نفع شخص، گروه، جناح، یا برای ریا. با خودنمایی یا منیت همراه نباشد. یکی از مهم ترین ارزشها صداقت است و فضای اسلامی باید یک فضای صادقانه باشد که در آن اعتماد شکل بگیرد و همه افراد بتوانند به سخنان دیگری، رفتارهای دیگری اعتماد کنند و با عواملی که این اعتماد را از بین میبرد یا این فضا را آلوده میکند برخورد شود و چه رعایت ضوابط در بعد کلان و اجتماعی که فعالیت ها کلان اقتصادی در یک فضای اسلامی، باید همراه با رعایت معیارهای اسلامی باشد. این که امسال، مسئله اقتصاد مطرح شده است به خاطر مجموعه شرایطی است که کشور در آن قرار دارد، که یک وضعیت گذار است. گذر از یک اقتصاد به اقتصاد دیگری؛ از یک نوع روابط اقتصادی به روابط جدید اقتصادی. حذف یارانهها هنوز به طور کامل اتفاق نیافتاده و به معنای واقعی کلمه آثار اقتصادی آن خودش را نشان نداده است. در سال 1390 این اتفاق خواهد افتاد. این آثار اگر با یک فعالیت مؤثر اقتصادی همراه نباشد، قطعاً آثار تخریبی شدیدی خواهد داشت و در مقابل اگر با یک فعالیت درست اقتصادی همراه باشد، زمینه شکوفایی و پویایی اقتصاد کشور فراهم خواهد شد. در این مرحله سخت گذار، خیلی از سوی مجموعه نظام و مسئولین سعی شده است که سختی آن به حداقل برسد و بسیاری از آثار منفی آن تا جایی که ممکن است کنترل شود، ولی بالاخره یک حادثه بزرگ اقتصادی دارد در کشور اتفاق میافتد که بخش گستردهای از آثارش به معنای دقیق کلمه قابل کنترل نیست، بلکه ما فقط میتوانیم به آن جهت دهیم، و آن را تا حدی تعدیل کنیم، نمیتوانیم از آن جلوگیری کنیم. یکی از آن آثار قطعاً افزایش قیمتها خواهد بود که اگر با یک فعالیت سالم اقتصادی در یک فضای مورد اعتماد و آرام و با امنیت اقتصادی همراه شود، در مجموع باعث به وجود آمدن مشکل اقتصادی برای مردم نخواهد شد، بلکه باعث میشود ثروت عمومی ـ در اصطلاح اقتصاد ـ افزایش پیدا کند و در نتیجه رفاه عمومی توسعه پیدا کند. اما اگر این فعالیت اقتصادی صورت نگیرد و گرههای اقتصادی که نیازمند یک فعالیت جدی و مشارکت عمومی است باز نشود، میتواند به جای توسعه رفاه عمومی و افزایش ثروت عمومی، باعث توسعه فقر شود و به صورت جدی فاصله بین فقیر و غنی را افزایش دهد که این با مفاهیم اقتصاد اسلامی ناسازگار است؛ چون یکی از شاخصهای عدالت اقتصادی در اسلام کاهش فاصله بین فقیر و غنی است. این چیزی نیست که دولت به تنهایی یا حتی نظام به تنهایی بتواند انجام دهد، بلکه مشارکت عمومی مردم را نیاز دارد. در این مشارکت عمومی قطعاً روحانیت نقش اساسی میتواند داشته باشد. فرهنگ، محور و پایه مجموعه فعالیتهای یک جامعه، از جمله فعالیت اقتصادی است و این فرهنگ سازی باید از سوی نهادهای مختلف فرهنگی از جمله حوزه علمیه صورت بگیرد. اگر حوزه، اطلاعات خود را هم نسبت به اقتصاد اسلامی، هم نسبت به اقتصاد ایران و هم نسبت به اقتصاد بین الملل توسعه دهد و با اطلاع دقیق فعالیت کند، به اشکال مختلف میتواند برای این تحول اقتصادی زمینه ساز باشد؛ تحول بزرگی که سال هاست در کشور ما برای آن برنامه ریزی شده و بعد از گذشت سالها این اتفاق رخ داده است. این تحول، تحولی نیست که تصمیم به اجرای آن یک شبه و یک روزه در نظام گرفته شده باشد، تحولی است که سالهای سال، از دورههای ریاست جمهوری گذشته، شاید نزدیک به 20 سال قبل تا کنون، روی این موضوع دارد کار میشود. انشاء الله که مجموعه کشور ما و از جمله حوزه علمیه و ما طلبهها بتوانیم در این فعالیت بزرگ و این حادثه بزرگ نقش مؤثری داشته باشیم. [ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 11:19 AM ] [ mehdi bisheh ]
اقتصاد مرسوم : دو تا گاو ماده دارین ... یكیش رو می فروشین و یه گاو نر می خرین... به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشدمی كنه.... پول براتون همینطور سرازیر میشه و می تونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ... منبع: http://forum.pacyrus.com/showthread.php?t=10756&p=20954
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 11:16 AM ] [ mehdi bisheh ]
محمد شريف زاده _ براساس آموزه هاي قرآني، اقتصاد مايه قوام جامعه است. اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه آيا آموزه هاي قرآني، اقتصاد را زيربنا مي داند؟ يا آن كه اين قوام بودن با محوريت جامعه و اجتماع داراي چارچوب هاي مشخصي است؛ يا اين كه اگر زيربنايي براي اقتصاد فرض شود تنها در اين چارچوب خواهد بود؛ يا اين كه اصولا مراد از قوام بودن، زيربنا قرار گرفتن نيست، بلكه معنايي ديگر از آن مراد است؟ نويسنده در اين مطلب بر آن است كه نقش اقتصاد را در آموزه هاي اسلامي و جايگاه و ميزان اهميت و ارزش آن را تبيين و تحليل نمايد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم. اقتصاد مايه قوام جامعه براساس آموزه هاي قرآني، اقتصاد به معناي مديريت توليد، توزيع و مصرف ثروت و دانش دخل و خرج و هزينه، از اهميت و جايگاه مهم و اساسي برخوردار است چرا كه اقتصاد و ثروت، مايه قوام جامعه است. (نساء، آيه 5) اين قوام بودن سرمايه و ثروت براي جامعه به اين معناست كه يكي از ستون هاي اصلي جامعه راتشكيل مي دهد؛ چرا كه جامعه به مجموعه اي از افراد انساني گفته مي شود كه به هدف دست يابي به امنيت، آرامش و آسايش در كنار هم گرد آمده اند و هر يك با گذشت از برخي از حقوق و اتخاذ نقشي اجتماعي، مسئوليتي را به عهده مي گيرد تا اين مهم و اهداف تحقق يابد. بنابراين، آسايش و نوعي از آرامش و امنيت در سايه اقتصاد و ثروت به دست مي آيد. از اين رو هر جامعه اي ماموريت اصلي خود را تامين اين اهداف مي داند و اگر جامعه اي ناتوان از تامين اين اهداف باشد از مشروعيت خارج شده و همگرايي و همدلي به واگرايي و گريز از همديگر تبديل شده و جامعه فرو مي پاشد؛ زيرا اگر جامعه نتواند ماموريت و رسالت خود را انجام دهد، انگيزه اي براي همگرايي و بقا در جامعه به عنوان عضو و شهروند وجود ندارد و شخص خواستار خروج از تابعيت، اقامت و شهروندي شده و به جا و جامعه ديگر منتقل شده و به تابعيت و اقامت آن جامعه درمي آيد. اين گونه است كه هجرت و تابعيت مجدد در جوامع بشري شكل مي گيرد. همين مسئله قوام و ستون بودن اقتصاد در جوامع بشري است كه قرآن بر آن تاكيد مي كند و با اشاره به اين جايگاه بر اهميت اقتصاد تاكيد كرده و به افراد جامعه اجازه نمي دهد تا ثروت را در دست سفيهان و نابخردان قرار دهد؛ زيرا اين عمل موجب از ميان رفتن ثروت و سرمايه جامعه و كاهش قدرت تامين و تحقق اهداف مي شود.(نساء، آيه5) نقش و جايگاه مهم و اساسي اقتصاد در جامعه چنان است كه خداوند در آياتي از جمله 15 سوره سباء، اقتصاد و ثروت را نعمت الهي و نشانه اي از عنايت و توجه خداوند معرفي مي كند و به ارزشي بودن اقتصاد و ثروت از اين جهت توجه مي دهد. اما اين بدان معنا نيست كه اقتصاد در ماموريت، اهداف و ارزش هاي والاي انساني زيربنا باشد؛ زيرا اگر بپذيريم كه نقش زيربنائي و قوام بودن را براي جامعه بازي مي كند، ولي انسانيت انسان به جامعه و يا اجتماعي بودن انسان باز نمي گردد، بلكه براساس آموزه هاي قرآني، انسانيت انسان به متاله و رباني بودن اوست كه مي تواند نقش خلافت الهي را به عهده گيرد. از اين رو معنويتي چون باورها و نگرش ها زيربنا قرار مي گيرد و مباني و اصول فرهنگي در جايگاه برتر جاي مي گيرد و ارزش و اعتبار واقعي را به دست مي آورد. خداوند در آياتي چند سعادت انسان را در اصول و مباني معنوي چون يكتاپرستي و توحيد مي داند؛ زيرا اين اصول و مباني است كه جهت گيري كلان بشر را نشان مي دهد و زيربناي انسان و انسانيت را تشكيل مي دهد؛ چرا كه حركت به سوي متاله شدن و رباني گشتن و دست يابي به خلافت انساني را تنها مي توان در سايه اين بينش و نگرش به دست آورد و تحقق بخشيد. البته اين بدان معنا نيست كه ما نقش اقتصاد و سلامت آن يعني اقتصاد عدالت محور را ناديده بگيريم، چرا كه از نظر قرآن، جامعه براي تحقق بخشيدن به اين هدف والاي آفرينش يعني خدايي و رباني شدن، نيازمند سلامت اقتصادي است؛ از اين رو خداوند در آيه 85 سوره اعراف و آيات 84 و 85 سوره هود بر نقش كليدي و حساس سلامت اقتصادي در كنار سلامت اعتقادي تأكيد مي كند و تأمين سعادت انساني را در گرو هر دو امر مي داند. اين بدان معناست كه هرگونه فساد در اعتقاد و اقتصاد مي تواند دسترسي به سعادت انساني را با مشكل مواجه سازد. بر همين اساس حضرت شعيب(ع) بر تصحيح و اصلاح روابط اقتصادي ناسالم جامعه خويش در كنار اصلاح مسائل اعتقادي پا مي فشارد و آن را در صدر آموزه هاي خود قرار مي دهد. (اعراف، آيه85 و نيز هود، آيات 84 و 87 و شعراء، آيات177 و نيز 181 تا 183) نقش محوري اقتصاد در كنار مسايل اعتقادي را مي توان از كنار هم قرار گرفتن اين دو در آياتي از جمله 3 سوره بقره و 41 و 43 و 83 و 177 و 277 همين سوره و 39 سوره نساء و نيز 2 و 3 سوره انفال و آيات ديگر قرآن به دست آورد. البته در همه اين آيات همچنان نقش تقدمي اعتقاد مورد تأكيد است و از نظر رتبه و درجه، اصول اعتقادي زيربنا قرارگرفته است؛ چرا كه بينش ها و باورهاست كه همگرايي را سبب مي شود و جامعه را شكل مي بخشد و جهت اقتصادي را سامان مي دهد. چنان كه بينش ها و باورها و نگرش هاي اعتقادي است كه انسانيت انسان را معنا مي بخشد؛ هر چند كه اقتصاد به اين معنا كمك مي كند تا تحقق و فعليت يابد. برهمين اساس مي توان از قوام بودن اقتصاد به يك معنا سخن گفت ولي هرگز اين به معناي اين نيست كه اصول معنوي و فرهنگي در درجه دوم قرار گيرد و يا در كنار آن نهاده شود، بلكه اصول معنوي و فرهنگي همواره زيربناي جامعه است و اقتصاد به همان معناي پيش گفته نقش قوام بودن براي جامعه را به عهده دارد و در تحقق و فعليت يابي انسان و خلافت و متاله و رباني شدن او كمك مي كند. بر پايه اين استدلال و آموزه هاي قرآني است كه بر اقتصاد معنويت محور به معناي بنياد و زيربناي حركت هاي اقتصادي تأكيد مي شود؛ چرا كه جهت گيري هاي اقتصادي و سمت و سوي آن را معنويت و بينش ها و نگرش ها و باورها مشخص مي سازد. اين گونه است كه جامعه ايماني و ديني از نظر نگاه به مسايل اقتصادي تفاوت جوهري و جدي با جوامع غيرايماني پيدا مي كند و نگرش اسلام به اقتصاد بر خلاف نگرش اشتراكي ماركسيسم يا كاپيتاليسم سرمايه دار محور خودنمايي مي كند. جهت گيري هاي اقتصاد براساس معنويت و باورها از نظر آموزه هاي قرآني جهاد اقتصادي بايد براساس باورها شكل گيرد و جهت گيري و سمت و سوي آن را باورها و نگرش ها تعيين كند؛ چرا كه اقتصاد هرچند كه قوام جامعه است و جامعه براي تحقق اهدافي از جمله اهداف اقتصادي يعني آسايش شكل مي گيرد، ولي خود اين اهداف اقتصادي از اهداف مياني است؛ زيرا جامعه هدفي والاتر را در نظر دارد كه همان سعادت واقعي با متاله و رباني شدن انسان است. بر اين اساس خداوند به صراحت بر لزوم وسيله قرار گرفتن ابزار اقتصادي براي تحصيل امور معنوي و آخرتي در آياتي از جمله آيه 77 سوره قصص تأكيد مي كند. اين معنا در آيه 34 سوره مورد اهتمام بيشتر قرار مي گيرد و بر لزوم ترجيح اهداف و ارزش هاي والاي معنوي بر امور اقتصادي تأكيد مي شود. بنابراين، توجه و اهتمام به امور اقتصادي و قوام دانستن آن براي جامعه به معناي زيربنا قرار دادن اقتصاد و روبنا دانستن امور معنوي نيست؛ زيرا نقش اقتصاد از نظر اسلام و قرآن، بهره مندي از آن در اهداف معنوي يعني رباني شدن انسان است. (توبه، آيه 75 و نيز صف، آيات 10تا12) دست يابي انسان از طريق متاله و رباني شدن و رسيدن به حيات طيب و زندگي پاك (نحل، آيه 97) به خوبي نشان از جايگاه محوري و زيربنايي معنويت دارد، هر چند كه در اين آيه و آيات ديگر، بر نقش تأثيرگذار اقتصاد در تحقق اين هدف والا تأكيد شده است و از انسان خواسته شده تا ميان اين دو جمع كند؛ زيرا تحقق اهداف اقتصادي كمك شاياني در تحقق بخشي به اهداف معنوي و رسيدن آسان و ساده انسان به آن مي كند. از اين رو فرمان داده شده تا ميان دين و دنيا و معنويت و اقتصاد جمع متعادل و متوازني از سوي انسان و مديران اقتصادي جوامع در برنامه ريزي و سياست گذاري ها انجام پذيرد. (بقره، آيه 201 و نيز نساء، آيه 134 و نحل، آيات 30 و 97 و آيات ديگر) در اين راستا در آموزه هاي قرآني، آزادي هاي اقتصادي باتوجه به بينش و نگرش خاص هستي شناختي و انسان شناختي مشخص شده و برخي از انواع شيوه ها و معاملات اقتصادي باطل و حرام دانسته و ممنوع شده است. به عنوان نمونه هرگونه رفتار ظالمانه از توليد تا توزيع تا مصرف، تقبيح شده و اجازه داده نمي شود تا منابع توليد، ناعادلانه در دست برخي از اقشار جامعه يعني اغنيا و ثروتمندان قرار گيرد (حشر، آيه7) و يا از تبادلات و معاملات ربوي يا كم فروشي و گران فروشي به سبب ظالمانه بودن آن نهي شده (بقره، آيات 275 و 278 و 279 و نيز هود، آيات 84 و 85 و نيز شعراء، آيات 181 تا 183) و در مقام مصرف از مصرف بي رويه و اسرافي و تبذيري برحذر داشته شده است. (انعام، آيه 141 و نيز اعراف، آيه 31 و اسراء، آيات 36 و 37) دعوت به اصلاحات اقتصادي و تصحيح روش هاي نادرست از سوي خداوند و پيامبران، به سبب مخالفت آن با اصول و مباني اصلي و نگرشي و باورها مي باشد. به اين معنا كه بسياري از محدوديت ها و نادرست و فاسد دانسته شدن معاملات و رفتارها و عملكردهاي اقتصادي به سبب اين است كه با اصول و مباني نگرشي و بينشي و باورهاي اسلامي هماهنگ و سازگار نيست. از اين رو خداوند خواهان اصلاحات دايمي در عرصه اقتصادي و نظارت هميشگي در اين زمينه براي حفظ سلامت اقتصادي براساس آموزه هاي قرآني و ديني است. (اعراف، آيه 85 و آيات ديگر) اين كه برخي از اقسام معاملات، فاسد و ناصحيح دانسته مي شود و از آن پرهيز داده شده به سبب اين است كه اقتصاد در راستاي اهداف آفرينش هستي و انسان به چرخش و گردش درنيامده و لازم است تا با بازسازي و اصلاح و تصحيح، جريان درست اقتصادي و گردش سالم اقتصادي تحقق يابد و اهداف خداوندي از طريق اعمال درست مديريت اقتصادي به دست آيد. (هود، آيات 84 و 85 و 88 و نيز شعراء، آيات 177 و 181 و 182 و 183) به هر حال از آموزه هاي قرآني اين معنا به دست مي آيد كه اقتصاد هر چند در جايگاه ارزشي مهم و نقش بنيادي در عرصه قوام جامعه و تحقق اهداف آفرينشي هستي و انسان قرار دارد، ولي هرگز نمي تواند زيربنا باشد و رفتارهاي انساني و جهت گيري ها و سمت و سوي هاي جامعه و انسان براساس اقتصاد شكل گيرد؛ زيرا چنين نگرشي به اقتصاد موجب مي شود تا انسان به ابزاري در دست اقتصاد تبديل شود و جايگاه والاي انسانيت و معنويت سقوط كند. اگر اقتصاد زيربنا باشد آدمي از مسير درست و سالم آفرينش خارج مي شود و ثروت و اقتصاد و ماديات سبك زندگي انساني را تعيين مي كند و ابزار به جاي هدف مي نشيند و هدف و وسيله جابه جا مي شود. بر اين اساس جهاد اقتصادي مورد نظر تحقق نخواهد يافت؛ زيرا اقتصاد هر قدر جايگاه مهم و نقش ارزنده اي داشته باشد نمي تواند در حد و اندازه هدف باشد؛ بلكه همواره وسيله و ابزاري براي تحقق اهداف معنوي و ارزشي انسانيت انسان است. پس بايد رويكردهاي برنامه ريزان و سياست گذاران همواره به گونه اي باشد كه نقش ها جايگزين و جابه جا نشود و اقتصاد، محوريت نسبت به معنويت نيابد بلكه معنويت باشد كه رويكردهاي اقتصادي را تعيين كند. در چنين حالتي است كه اقتصاد سالم معناو مفهوم مي يابد و جامعه ايماني از مسير درست منحرف نمي شود؛ وگرنه نهايت دستاوردي كه نصيب جامعه خواهد شد، يك اقتصاد بيمار سرمايه داري به ظاهر پايدار و پيشرفته است كه از معنويت و عدالت رنج مي برد. منبع : http://www.tct.ir/payam/fa/news/17575.htm [ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:35 AM ] [ mehdi bisheh ]
|
پیوند های مفید | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||