نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

وی افزود که با این سیستم و الگوی جدید اقتصادی می توان به نجات اقتصاد دنیا از بحران فعلی امیدوار بود.

این تحلیل گر در ادامه همچنین خاطر نشان کرد: سیستم بازار آزاد در آمریکا مدتهاست بر خلاف قوانین بین المللی عمل می کند در حالیکه اقتصاددانان در سطوح بلندپایه دولتی در این کشور در جریان این موضوع هستند اما به آن اشاره ای نمی کنند. وی از سیستم بازار آزاد آمریکا به عنوان یک “توافق نامه نامشروع دغل کارانه” یاد کرد که تمامی شهروندان آمریکایی با آن دست و پنجه نرم می کنند. اقتصاد آمریکا در حالی با بالاترین آمار بدهی در تاریخ این کشور(۱۴ تریلیون دلار) مواجه است که این چالش باعث شده مردم آمریکا نیز تحت فشار شدیدی قرار بگیرند. در گزارش اخیر “دفتر حسابرسی دولتی آمریکا” عنوان شد که نیم تریلیون دلار از پول مالیات دهندگان این کشور در حداقل ۸۲ پروژه دولتی این کشور به هدر رفته است.

کارشناسان امور اقتصادی بر این باورند که تحولات و رویدادهای دهه اخیر در جهان باعث شده تا روند شکل گیری یک نظم و الگوی جدید اقتصادی در جهان آغاز شود. به دنبال آغاز ظهور رکود اقتصادی در آمریکا پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، اقتصادهای نوظهوری در جهان متولد شدند و توانستند از آن پس خودی در جهان نشان دهند. این در حالی است که پیش از این به دلیل قدرت اقتصادهای توسعه یافته، این اقتصادهای نوظهور فرصتی برای عرض اندام نداشتند. عوامل مختلفی باعث شد تا اقتصادهای نوظهور بتوانند در یک روند سریع رشد اقتصادی قرار بگیرند که از آن جمله بحران مالی سال ۲۰۰۸ در اقتصادهای توسعه یافته بود. عامل دیگر این است که برای رشد اقتصادی به یک طرح گسترده سرمایه گذاری در حوزه های مختلف اقتصادی- تجاری نیاز است. اقتصادهای نوظهور توانستند با یک برنامه سازنده اقدامات چشمگیری در این راستا انجام دهند. اقتصادهای نوظهور طی دهه گذشته میانگین هزینه هایشان در سرمایه گذاری را به فراتر از ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی رساندند. این در حالی است که اقتصادهای توسعه یافته سرمایه گذاری های خود را کاهش دادند.

تحلیل گران معتقدند، شکل و ساختار اقتصاد جهان در حال تغییر است به طوریکه در آینده ای نزدیک الگو و نظم جدیدی در اقتصاد جهان ایجاد می شود و به دنبال آن تحولات اقتصادی دنیا دستخوش تغییرات بنیادین خواهد شد. در این راستا آمریکا تلاش می کند راه جدیدی برای تبدیل شدن به یک تولیدکننده قوی پیدا کند. از جمله دیگر تفاوت اقتصادهای توسعه یافته و نوظهور سطح بدهی آنهاست. سطح بدهی در اقتصادهای توسعه یافته بیشتر از اقتصادهای نوظهور است و این بدهی ها از سال ۲۰۰۸ روند صعودی به خود گرفته است. روند تولید ناخالص داخلی اقتصادهای توسعه یافته در مقایسه با اقتصادهای نوظهور افزایش اندکی داشته است. از جمله مشکلات دیگر اقتصادهای توسعه یافته افزایش نرخ بیکاری است. برای نمونه آمریکا اکنون به ۱۴ میلیون شغل نیاز دارد. آمریکا برای عقب نماندن از رقابت با چین باید هر چه سریعتر اشتغال زایی کند.

تحولات اخیر در کشورهای عربی و همچنین روی کار آمدن دولتهای جدید دموکراتیک ضد اصول سیاسی- اقتصادی غرب در جهان عرب در اقتصاد جهان تاثیر چشمگیری خواهد گذاشت. نگرش و مسیری که دولتهای دموکراتیک جدید در جهان عرب دنبال خواهند کرد می تواند خاورمیانه را به یک قطب قدرتمند جدید اقتصادی در جهان تبدیل کند. از جمله نشانه های این نظم و الگوی جدید اقتصادی، ظهور خاورمیانه به عنوان یک منطقه جدید اقتصادی قوی در دنیا است.

منبع

http://royekhatvoa.blogfa.com/post-19.aspx




[ سه شنبه 3 خرداد 1390  ] [ 6:44 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

می توان موارد مهم آثار تورم را به صورت زیر خلاصه کرد:
1.     آثار تورم ازنظر توزیع درآمدها : عدم تناسب و ناهماهنگی تغییرات قیمتها و درآمدها موجب می شود که درآمد حقیقی بعضی از طبقات و گروهها به ضرر طبقات و گروههای دیگر افزایش یابد. در حقیقت افزایش اختلافات و فواصل طبقاتی و گسترش بی عدالتی های اقتصادی و اجتماعی از جمله آثار تورم به حسلب می آیند.
2.     اثرات تورم بر پس انداز: تورم بر تمایل به پس انداز در جامعه اثر منفی می گذارد و موجب می شود که مردم حتی المقدور کوشش کنند که نقدینه ها و پس اندازهای خود را به ثروتهایی که مطمئن تر و باثبات تر به نظر می رسد تبدیل کنند. در حقیقت می توان گفت تورم با دلسرد نمودن پس انداز کنندگان و نیز ایجاد بی میلی در آنان برای سرمایه گذاری، از آهنگ رشد اقتصادی می کاهد.
3.     تاثیر تورم برمصرف: در مواقع ثبات قیمتها، تصمیمات و واکنشهای مردم به هنگام خرید و فروش غالباً حالت منطقی و عقلایی دارد ولی در حالت تورم مزمن و حاد، خرید و فروش حالت غیر منطقی پیدا می کند. در جامعه تمایل فوق العاده شدید و روزافزونی برای خرید و تبدیل پول به کالا پدید می آید. در چنین شرایطی مساله مورد نیاز بودن یا نبودن کالاها و نیز ارزانی یا گرانی آنها مطرح نمی باشد زیرا مردم نگهداری نقدینه را دیگر مقرون به صرفه نمی دانند.
4.     تاثیر تورم از نظر گسترش تولید و سرمایه گذاری: تورم می تواند موجب افزایش سرمایه گذاری و بالا بردن سطح تولید گردد. اولاً چون افزایش دستمزد دیرتر از افزایش قیمت است، هزینه تولید پایین مانده و سود کارفرما افزایش یافته و سرمایه گذاری افزایش می یابد. ثانیاً با افزایش تورم مصرف کنندگان مثل قبل کالاها و خدمات خریداری کنند (پس انداز اجباری) در نتیجه به دنبال تورم در توزیع درآمدهای پولی و اسمی انتقالی به نفع کارفرمایان و سرمایه گذاران و به زیان مصرف کنندگان به وجود می آید و مصرف کنندگان عملاً قسمتی از قدرت خرید خود را به سرمایه گذاران منتقل می کنند و در نتیجه سرمایه گذاری افزایش می یابد.
5.       آثار تورم از نظر ایجاد ابهام و عدم اطمینان در تصمیم گیریهای اقتصادی:
یکی از عوارض مهم تورم ایجاد حالت بلاتکلیفی و عدم امکان تصمیم گیری برای متصدیان امور اقتصادی است. به هنگام تورم انجام محاسبات مربوط به استهلاک عملاً غیر ممکن است. زیرا افزایش کم و بیش قیمتها مانع از آن است که بتوان قیمت خرید یک ماشین را در آینده پیش بینی کرد و بر مبنای آن به تامین "ذخیره استهلاکی" اقدام نمود.
6.     انحراف امکانات تولید از فعالیتهای مطلوب به فعالیتهای نامطلوب:
تورم می تواند انحراف عوامل و منابع تولیدی از فعالیتهای اقتصادی مفید و مولد به سمت فعالیتهای غیر ضروری و غیر مفید و منشاء و محرک رواج مخا رج و مصارف خود نمایی و خریدهای ناشی از فخر فروشی و چشم و هم چشمی گردد.
7.     آثار تورم بر بودجه دولت:
با افزایش تورم میزان هزینه های عمومی افزایش می یابد چون دولت نیز مانند سایر مصرف کنندگان ناچار است ملزومات خود را گرانتر از سابق خریداری نماید. در نتیجه دولت کرایه و دریافتی خود را بایستی افزایش دهد. در نتیجه بایستی با مالیات غیر مسقیم با انتشار اسکناس متوسل شد متوسل به مالیات غیر مستقیم باعث می شود که تحت کالاهایی که از خریداران دریافت می شود افزایش یابد و در نتیجه احتمال تشدید تورم را به دنبال داشته باشد و متوسل به انتشار اسکناس نیز موقتا مشکل را حل می کند ولی موج جدیدی از افزایش قیمت را همراه دارد و در نتیجه شدت تورم را به دنبال دارد.
8.     آثار تورم به روابط بازرگانی خارجی
با افزایش تورم میزان صادرات کشور به خارج و میزان واردات از خارج افزایش می یابد و در نتیجه کسری تراز پرداخت ها را به همراه دارد. بنابراین می توان گفت که تورم می تواند هم آثار منفی و هم آثار مثبت در اقتصاد به جای گذارد. از یک طرف با انتقال قدرت خرید مصرف کنندگان به سرمایه گذاران باعث افزایش تولید و سرمایه گذاری شود و از سوی دیگر با ایجاد بی اطمینانی در جامعه و انحراف فعالیتهای مولد به سمت فعالیتهای غیر مولد و کاهش پس انداز و تشدید کسری تراز پر داخت ها می تواند آثار منفی در اقتصاد به جای بگذارد.
behnamrayaneh.blogfa.com




[ یک شنبه 1 خرداد 1390  ] [ 7:20 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

به گزارش پیمانه به نقل از اکونیوز، "حیدر بحرانی" ‌در نخستین نشست شورای قضایی استان بوشهر افزود: تلاش دادگستری رسیدن به اهداف دستگاه قضاست و در سال جدید برای رسیدن به این هدف کار می‌کنیم.

وی با قدردانی از تلاش‌های پرسنل دادگستری استان در سال گذشته افزود: ضرورت دارد همه ما با ارائه یک برنامه مدون گام‌های مهم‌تری برای تحقق اهداف قوه قضاییه و رضایتمندی مردم در سال جدید برداریم تا خداوند باریتعالی و هم خلق خدا از ما خشنود شوند.

بحرانی همچنین تقویت روحیه معنوی، تقید و مسئولیت‌پذیری افراد زیر مجموعه را بسیار حیاتی دانست و تصریح کرد: چنانچه در مقام یک مدیر اینگونه عمل کنیم و خود نیز بر آن صحه گذاریم بازخورد مثبتی از جامعه دریافت می‌کنیم که به خودی خود موجب ایجاد انگیزه قوی کاری و رشد و تعالی می‌شود.

رئیس شورای قضایی استان بوشهر به مقوله نظارت مستمر مدیران بر امور اشاره کرد و بیان داشت: لازم است نسبت به موفقیت در برنامه‌های پیش‌بینی شده حساسیت به خرج داده و به‌طور محسوس و نامحسوس بر چگونگی اجرای صحیح آن کنترل داشته باشیم تا خللی در روند صعودی برنامه‌ها به پیش نیاید.

بحرانی همچنین با تاکید بر پیگیری سیاست‌های کلان قضایی در سال جاری به موضوعاتی چون پیشگیری از جرم و کاهش اطاله دادرسی اشاره کرد و گفت: همه دستگاه‌های اجرایی باید با پیروی از منویات مقام معظم رهبری در سال جهاد اقتصادی ضمن همکاری برای تامین امنیت اقتصادی به سوی تلاش برای پیشگیری و کاهش جرم در جامعه گام موثری بردارند که البته دستگاه قضا در استان نیز کماکان در این زمینه پیشرو بوده و نقش بسزایی ایفا می‌کند.

رئیس کل دادگستری استان بوشهر اضافه کرد: همانطور که در بحث اطاله دادرسی کمر همت بسته تا پرونده‌های قضایی موجود در شعبات مختلف در حداقل وقت ممکن منتج به نتیجه شود.
وی با اشاره به ضرورت برخورد قاطع با مفاسدین اقتصادی بیان داشت: ما دینی نسبت به مردم، میهن و انقلاب و اسلام داریم که باید بی‌چون و چرا ادا کنیم.

رئیس کل دادگستری استان بوشهر تصریح کرد: تعامل و همکاری خوب بین سازمان‌های تابعه قوه قضاییه با دادگستری استان در سال گذشته نتایج پرباری داشت.

بحرانی مدیران مرتبط با دستگاه قضا در استان بوشهر را به مساعی و همکاری و پشتیبانی قوی از یکدیگر در سال جاری فراخواند و گفت: آستین همت باید بالا زده شود و با اراده‌ای آهنین کار را آغاز کرده و با تدبیر و اندیشه به‌دنبال راهکارهای جدید، متناسب با شرایط و مقتضیات زمان حال برای حصول به اهداف عالیه نظام مقدس اسلامی، رهبری و دستگاه قضا باشیم.

رئیس دادگستری استان بوشهر با تاکید بر اینکه تمام تلاش‌ها باید برای رفع مشکلات مردم باشد، افزود: برای نیل به این امر باید با جدیت آسیب‌های احتمالی را شناسایی کرده و موانع موجود را شکافته تا این مهم حاصل شود.

وی در ادامه خواستار برخورد متناسب با ارزش‌های دینی واجتماعی با مردم شد و اظهار داشت: رفتار گاه نابه‌هنجار برخی با عموم مردم را نمی‌توان به بهانه مشکلات شخصی توجیح کرد و به هیچ وجه ممکن چنین آدابی پذیرفتنی نیست بلکه باید به شخصیت آحاد مردم احترام شایانی گذاشت تا مبادا حریمی شکسته شود و این وظیفه هر یک از ما مدیران ارشد سازمان‌های ذی‌ربط است تا با اعمال سیاست‌های فرهنگی و تشویقی و برخی اوقات تنبیهی در چارچوب قانون، چنیین کارکنانی را که در اقلیت هستند، موظف به پاسخگویی به مطالبات مردم کنیم.

منبع

http://www.peymane.ir/fa/pages/?cid=33869




[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 7:36 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

ه گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران (econews.ir)، با توجه به شرایط اقتصادی دو کشور آمریکا و چین، اختلافات دو کشور بر سر مسائل منطقه ای و بین المللی، تلاش چین برای رسیدن به یک ابرقدرت بلا منازع و قصد آمریکا برای عدم تحقق یک چین ابرقدرت، به نظر می رسد که باید در آینده اگر شاهد جنگ نظامی میان آمریکا- چین نباشیم حداقل منتظر جنگ اقتصادی میان این دو قدرت جهان باشیم.
پس از بروز بحران مالی در جهان، چین جزء معدود کشورهایی بود که به رغم مواجه با بحران، رشد اقتصادی را نیز تجربه کرد و مجامع بین المللی به ویژه آمریکا از مقامات چین خواسته بودند تا این کشور نیز با جامعه جهانی برای از بین بردن بحران مالی همکاری کنند.
اما به نظر می رسد که چین جنگی آشکار را علیه دلار آغاز کرده و با واحد پولی خود می خواهد ارزش دلار را در جهان به پایین ترین سطح برساند و بعید است در این مسیر عقب نشینی کند.
برخی از کارشناسان از آمریکا و چین انتقاد کرده اند که این دو کشور فقط به فکر سرو سامان دادن اقتصاد خودشان هستند و به بهبود شرایط اقتصاد جهان توجه ای ندارند. این کارشناسان بر این باورند که در این مقطع زمانی همگرایی جهانی میان کشورها برای حل و فصل چالشهای اقتصادی وجود ندارد و هر کشوری فقط به فکر منافع اقتصادی خود است.
برای نمونه در اروپا نیز عدم اتحاد میان کشورها وجود دارد. مقامات اتحادیه اروپا اخیرا پس از کش و قوس های فراوان توافق کردند که برای حل و فصل بحران بدهی و کسری بودجه در یونان به این کشور کمک کنند اما در اتخاذ این تصمیم همبستگی لازم میان اروپایی ها وجود نداشت و برخی کشورها از جمله آلمان با شرطهای مختلف این تصمیم را پذیرفتند.
آنچه مقامات چین بدان معتقدند، افزایش رشد اقتصادی این کشور و برداشتن هر گونه مانع در این مسیر است.
در واشنگتن صبر مقامات در مورد اینکه چین آماده است تا با سیاستهایش بیکاری را به آمریکا صادر کند، به پایان رسیده است ( نرخ بیکاری در آمریکا بیش از 10 درصد است).
سیاستهای اقتصادی چین باعث شده تا جمهوری خواهان و دموکراتها در این راستا متحد شوند. اخیرا پال کروگمن در مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز به این موضوع اشاره کرد که آمریکا تعرفه های گمرکی کالاهای وارداتی را به شدت افزایش دهد؛ همانگونه که ریچارد نیکسون رئیس جمهور اسبق آمریکا در مورد واردات از اروپا در سال 1971 انجام داد.
کروگمن معتقد است که چین به آمریکا در رونق هر چه بیشتر بازارش نیاز دارد. بله کروگمن درست می گوید؛ چین باید سیاستهای اقتصادی اش را تغییر بدهد اما افزایش ناگهانی تعرفه های گمرکی شکست کامل برای آمریکا محسوب می شود و منجر به این می گردد که بار دیگر اقتصاد جهان با رکود مواجه شود و سیاست حمایت از صنایع داخلی در برخی کشورها مجددا اجرا شود.
به گزارش الف،در این راستا به یک استراتژی هوشمندانه تر برای رسیدن به توافقی جهانی نیازمندیم. برای جلوگیری از هرگونه تقابل اقتصادی آمریکا- چین، کشورهای دیگر نیز باید در این مسیر همکاری کنند. اما با توجه به شرایط فعلی، تحقق این همکاری بین المللی تقریبا امکان پذیر نیست.
سالهاست که این موضوع را پذیرفته ایم که تجارت و جهانی سازی اموری اجتناب ناپذیر در جهان فعلی محسوب می شوند اما در این مسیر برخی کشورها به سیستم های جهانی احترام نمی گذارند و مسئولیت پذیری در قبال جامعه جهانی ندارند. بدین شکل نمی توان جهان را مدیریت کرد به همین جهت کشورهای دیگر باید به فکر تولید افزایش ظرفیت و نوآوری خود باشند تا بتوانند با چنین چالش های مقابله کنند. اجماع نظر فعلی در آمریکا این است که تنها تاکتیک قوی متقاعد کردن چین برای تغییر سیاستهای اقتصادی اش است. اما آیا به واقع این تاکتیک موثر خواهد بود؟

منبع

http://www.econews.ir/fa/NewsContent-id_126145.aspx




[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 12:21 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

کارشناسان بر این باورند که این تصمیم چین، روسیه، برزیل و هند، (چهار اقتصاد نوظهور جهان که با عنوان BRIC شناخته شده اند) در روند بهبودی شرایط اقتصاد آمریکا، تأثیر منفی جدی خواهد گذاشت و عملا این چهار کشور علیه دلار اعلان جنگ کرده اند.

چهار اقتصاد نوظهور جهان در نشستی توافق کردند که دیگر در تبادلات تجاری ـ اقتصادی میان یکدیگر و همچنین مبادلات تجاری با کشورهای دیگر، از دلار استفاده نکنند و به جای دلار، استفاده از واحدهای پولی یکدیگر یا مشترک را در دستور کار خود قرار دهند.

به گزارش الف به نقل از کانترپانچ، کارشناسان معتقدند این تصمیم چین، روسیه، برزیل و هند (چهار اقتصاد نوظهور جهان که با عنوان BRIC شناخته شده اند) در روند بهبودی شرایط اقتصاد آمریکا، تأثیر منفی جدی خواهد گذاشت و عملا این چهار کشور علیه دلار اعلان جنگ کرده اند.

این اقدام چهار اقتصاد نوظهور جهان، شکستی جدی برای آمریکا و هم پیمانان اروپایی اش محسوب می شود. با توجه به اینکه چین، روسیه، هند و برزیل بیش از 40 درصد از ذخایر ارزی جهان را در اختیار دارند و تصمیماتشان بر چرخه اقتصاد جهان تأثیر بسزایی دارد، کنار گذاشتن دلار توسط آنها، ضربه ای مهلک به اقتصاد آمریکا خواهد بود.

برخی از تحلیلگران بر این باورند که سیاست های این چهار اقتصاد نوظهور در جهان در پشت پرده با هدف تضعیف بنیان‌های اقتصادی آمریکا در جهان اجرا می شوند.

این چهار کشور به همراه آفریقای جنوبی که گفته می شود به این چهار کشور خواهد پیوست و عنوان گروه BRICS را به خود خواهد گرفت، می دانند که در این مقطع زمانی به دلیل چاپ بدون پشتوانه مالی دلار توسط بانک مرکزی آمریکا، واحد پولی ایالات متحده امریکا با یک روند تضعیف جدی مواجه شده و اکنون زمان مناسبی برای کنار گذاشتن دلار از تبادلات مالی و تجاری است؛ تنها موضوعی که در حال حاضر دلار را تا حدودی سر پا نگه داشته، فخر فروشی های نظامی آمریکا در مناطق غنی از نفت جهان است.

تحلیلگران بر این باورند که حمله اخیر ائتلاف غرب به رهبری آمریکا به لیبی تحت پوشش ظاهری کمک های بشردوستانه اقدامی جز تلاش برای تحت کنترل درآوردن منابع نفتی این کشور نیست تا بدین ترتیب، چین هرگز نتواند قراردادهای امور انرژی در این کشور آفریقایی منعقد کند.

پس از بروز بحران مالی در جهان، موسسات مالی تحت امر آمریکا در جهان، تلاش کردند تا تضعیف دلار جلوگیری و تلاش کنند با بالا نگه داشتن جریان تبادلات نفت در بازارهای مختلف ارزش دلار را بالا نگه دارند تا واحد پولی آمریکا همچنان به عنوان اصلی ترین واحد پولی جهان جایگاه خود را حفظ کند. اما با هم پیمانی این چهار اقتصاد نوظهور و قدرتمند در جهان به نظر می رسد که شمارش معکوس برای تضعیف سریع دلار در بازارهای جهانی آغاز شده است.
 
شرایط نامساعد اقتصادی آمریکا، نرخ بیکاری بالا و کسری بودجه فزاینده دولتی باعث نگرانی مقامات دولت اوباما شده است؛ اما به نظر می رسد که چالش مهمتر این مقامات در حال حاضر افول جدی جایگاه دلار در بازارهای جهانی و عزم چهار اقتصاد نوظهور دنیا برای سرنگون کردن واحد پولی ایالات متحده آمریکاست و قطعا روسیه، چین، هند و برزیل با این تصمیم می خواهند مخالفت جدی خود را با سیاست های مالی واشنگتن اعلام کنند، چون بسیاری از اقتصاددانان سیاست های اقتصادی نادرست آمریکا را عامل بروز بحران مالی در جهان معرفی کرده اند.

منبع

http://www.tabnak.ir/fa/news/159366




[ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ] [ 12:23 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

بدین ترتیب این علم را نیز می توان مانند بسیاری دیگر از علوم انسانی، علمی جوان قلمداد کرد که در عین برخورداری از چارچوبهای تعریف شده علمی در مواجه با رویدادها و چالش های بین المللی و اجتماعی پاسخی مناسب می یابند تا وضعیت اقتصادی جامعه را بهبود بخشد.

بدین ترتیب عالم علم اقتصاد با بهره گیری از روش علمی صحیح پاسخ مناسب به بحران های اقتصادی را می یابد.

اما دولت نهم تا چه اندازه به این شیوه متعهد بوده است و از چه روش های اصولی جهت چیره آمدن بر چالش های اقتصادی بهره جسته است؟

دکتر «مهدی تقوی» اقتصاددان نام آشنا که بیش از صد جلد کتاب و مقاله علمی پژوهشی در حوزه اقتصاد به رشته تحریر درآورده و تعداد قابل توجهی اثر نیز ترجمه کرده است، یکی از بهترین افرادی بود که می توانست در این باره پاسخ های مناسبی دهد. با او که عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی است، صبح یک روز بهاری در محل این دانشکده گفت وگو کردیم.

گفت وگویی که بیش از دو ساعت به طول انجامید. صراحت لهجه دکتر تقوی برخی از مباحث را غیر قابل چاپ نمود.

با این حال آنچه مانده است مطالبی خواندنی است.

دولت نهم با سرازیر کردن پول به بازار، تحت اشکال مختلف چون تسهیلات گوناگون بانکی و حمایت مالی از بنگاههای زودبازده تلاش کرد جهش اقتصادی ایجاد کند، چیزی مانند آنچه کنز در زمان بحران اقتصادی آمریکا ۱۹۳۱ ۱۹۲۹ توصیه کرد. یعنی روانه کردن پول به بازار جهت افزایش قدرت خرید مردم با هدف افزایش تولیدات و در نتیجه جلوگیری از بیکاری کارگران و به گردش درآمدن چرخهای تولید، از طرف دیگر مشاورین اقتصادی آقای احمدی نژاد در زمان تبلیغات انتخاباتی نیز شعارهایی را مطرح کردند که خیلی به مکتب کنز نزدیکی داشت. به نظر شما چرا روانه کردن پول به بازار نتوانست به افزایش تولید منجر شود وصرفاً آثار تورمی ناشی از افزایش نقدینگی به جا گذاشت.

من خود پیرو مکتب کنز هستم و آن را قبول دارم. باید بگویم آن موقع که کنز این روش را توصیه کرد در اقتصاد آمریکا و انگلیس کمبود تقاضا وجود داشت و نرخ رشد اقتصادی پایین بود، از سوی دیگر دلیل رکود اقتصادی کمبود تقاضا بود.

اما در ایران امروز این شرایط وجود ندارد، سطح استاندارد زندگی در کشور ما پایین است و بیشتر افراد زیر خط فقر زندگی می کنند، اما با وجود پایین بودن تقاضا، دولت توانایی تولید کالا هر چند با تقاضای پایین را ندارد. برخلاف آنچه در کشور ما حکم فرماست در کشورهای اروپایی و آمریکا وضعیت مالی مردم خوب است، رکود اقتصادی، بیکاری و تورم ما را ندارند چرا که اقتصادشان پویاست و اگر پول تزریق شود عرضه هم افزایش پیدا می کند. در ایران به دلیل وجود «رکود تورمی» مشکل سمت تولید است نه تقاضا.



ادامه مطلب

[ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ] [ 7:37 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

اریک مسکین اقتصاددان برنده جایزه نوبل، دارای صندلی آلبرت هیرشمن علوم اجتماعی در انستیتوی مطالعات پیشرفته در پرینستون است.

وی همراه با لئونید هورویچ و روگر میرسون به خاطر کار خود در مورد نظریه طراحی مکانیسم برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۷ شدند. مسکین این گونه عنوان می کند که برعکس باور عمومی، در واقع نظریه اقتصادی در پیش بینی بحران مالی به خوبی عمل کرد. وی می گوید چنانچه سیاست گذاران خواهان جلوگیری یا حداقل تقلیل بحران آتی بودند، توجه بیشتری به این امر می کردند و برای این موضوع حساسیت بیشتری قائل می شدند.

شاید بهتر باشد از مقاله ای کلاسیک در مورد «بانکداری و ورشکستگی بانک ها از سال ۱۹۸۳» همراه با دایاموند و دیبویگ شروع کنیم. احتمالا همانند بیشتر نظریات اقتصادی، این نظریه نیز برای غیراقتصاددانان بسیار تکنیکی است، بنابراین موافقید با توضیحی در مورد اینکه این نظریه چه می گوید شروع کنیم؟ و با توجه به اینکه به استثنای شخص نورثرن راک، این بحران مشخصا با ویژگی ورشکستگی بانک ها توصیف نشده است، چرا این مقاله را انتخاب کردید؟

ـ مسکین: دایاموند و دیبویگ دیدگاه خود در مورد نقش بانک ها و توهم نقدینگی را ارائه کردند. گرچه بحران فعلی عمدتا به خاطر نوع قدیمی ورشکستگی بانک ها نیست، اما مشخصا در مورد بانک ها و همچنین در مورد نقدینگی است. نقدینگی چیزی است که یک مصرف کننده را قادر می سازد نیازهای مخارج آنی خود را زمانی که ثروت وی در یک پروژه بلند مدت مقید است، پوشش دهد یا اینکه با وجود عدم سود دهی پروژه تا فردا، به یک تولیدکننده امکان تامین مالی آن پروژه را در امروز می دهد.

تامین مالی جایی است که بانک ها وارد می شوند. طبق نظریه دایاموند و دیبویگ بانک ها محلی برای تبدیل دارایی های

غیر نقد دارایی هایی که در آینده سود پرداخت می کنند به دارایی های نقد هستند، به نحوی که افراد بتوانند مخارج و پروژه های سودآوری که هم اکنون خواهان هستند را تقبل کنند. بانک ها این کار را با یکجا کردن ریسک افراد بسیار زیاد انجام می دهند. ممکن است پیش بینی اینکه فرد فعالیت A را انتخاب می کند یا فعالیت B مشکل باشد، اما پیش بینی نسبتی از یک گروه بزرگ از مردم که فعالیت A را انتخاب می کنند نسبتا ساده است. این همان اصلی است که شرکت های بیمه بر اساس آن عمل می کنند.


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ] [ 7:35 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

نویسنده :  حسين كفشگر جلودار

برای ورود به مکتب ریاضی، اشاره به دو مطلب مقدماتی لازم است؛ یکی این‌که نام‌گذاری ‌اندیشه‌های اقتصادی از قبیل سوداگران، کلاسیک‌ها، سوسیالیست‌ها و ...تحت عنوان مکتب معنادار است؛ زیرا آن‌ها نوعا دارای نگرش نسبتا مستقل و دارای مبانی مشخصی بودند؛ اما درمورد ‌اندیشه مورد بحث، با عنوان مکتب، اختلاف نظر معناداری بین اقتصاددانان وجود دارد.به اعتقاد بعضی‌ها کاربرد ریاضیات در اقتصاد، صرفا نگرش و روشی است که می‌تواند برای تحلیل‌گران مکاتب مختلف کاربرد داشته باشد، نه این‌که مکتب مستقل باشد؛ بنابراین به‌کار بردن واژه مکتب برای این مفهوم، از باب مسامحه خواهد بود.

نکته دوم، امکان خلط ابزار و هدف در مورد کاربرد روش‌های ریاضی وجود دارد. از این‌رو اقتضای تحلیل علمی، توجه به این مطلب و تلاش برای پرهیز از گرفتار شدن در خلط یاد‌شده است.[1]

مکتب اقتصادی ریاضی، با انتشار کتابی از آنتوان اگوستن کورنو(Antoine Augustin Cournot: 1801-1887) تحت عنوان "تحقیق پیرامون اصول ریاضی نظریه ثروت"که در سال 1838آن‌را تالیف کرد، شروع می‌شود.او اولین کسی بود که کتابی اقتصادی با روش ریاضی نوشت.تجزیه و تحلیل و استدلال‌های کورنو با یک کاربرد افراطی معادله ریاضی همراه بود.بعد از کورنو که کتاب او در بوته گمنامی بود، لئون والراس از سوئیس و پارتو از ایتالیا و استانلی جونز از انگلستان مکتب ریاضی را کامل کردند.این‌ها مؤلفانی بودند که ضمن توجه به اصل مطلوبیّت نهایی در تجزیه و تحلیل‌های مسائل اقتصادی، به‌طور سیستماتیک به ریاضیات توسل جستند.[2]


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390  ] [ 8:42 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

همیشه عوامل بیرونی و محیطی زیادی وجود دارند که ما تحت تاثیر آنها قرار می‌گیرم. همین عوامل روی باورهای ما در تصمیم‌گیری‌ها تاثیر می‌گذارد. مثلا انتخاب رشته دانشگاهی تحت تاثیر عوامل مختلفی است از جمله باورهای خانوادگی، شرایط عمومی اجتماعی و مواردی از این دست همیشه تاثیر داره.

خیلی مواقع وقتی با اشخاص در مورد تعریف‌شون از موفقیت شغلی صحبت می‌کنم، به این اشاره می‌کنند که دوست دارند جایگاه بالای مدیریتی داشته باشند، یا صاحب کسب و کار خود بشوند. اگر فرض را بر این بگذاریم که عبارت “هر کسی را بهر کاری ساخته‌اند” درست باشه، که هست، در این شرایط تعریف ما از موفقیت شغلی به سبکی که توضیح دادم اشتباه خواهد بود. در واقع این نوع تصور از پیشرفت و ارتقای شغلی به دلیل وجود همان باورهای محیطی شکل می‌گیرد. کم نیستند افرادی که متخصص‌های فوق‌العاده‌ای بوده‌اند و یا توسط محیط کار و یا بر مبنای تصمیم خودشان، جایگاهشان از متخصص به مدیر ارتقاء یافته و این اتقاق نه تنها باعث پیشرفت آنها نشده، بلکه باعث سقوط شغلی‌شان هم شده.

 

 

باور درست در این زمینه همین هست که “هر کسی را بهر کاری ساخته‌اند”. واقعیت این است که براساس توانایی‌هایی که داریم، می‌توانیم کارهای متفاوتی را انجام بدهیم. ممکن است شخصی سال‌ها در جایگاه کارشناسی باقی بماند و موفق‌تر باشد تا در جایگاه مدیریتی. بودن در جایگاه یک مدیر توانایی‌های ویژه‌ای نیاز دارد که ممکن است در بعضی افراد وجود نداشته باشد. در چنین شرایطی شخص با ماندن و تقویت توانایی‌های خود در جایگاه کارشناس می‌تواند پیشرفت قابل ملاحظه‌ای بدست بیاورد. بسیاری از مواقع به دلیل همین باوری که در جامعه وجود دارد، ما فرصت پیشرفت را از خودمان می‌گیریم. اگر بدانیم که توانایی‌ها و نقطه قوت‌های ما بیشتر در چه زمینه‌ای است، می‌توانیم جایگاه شغلی مناسب را برای خود انتخاب کنیم.

منبع: thecoach.ir




[ سه شنبه 27 اردیبهشت 1390  ] [ 7:16 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

اقتصاد مرسوم :  دو تا گاو ماده دارین ... یكیش رو می فروشین و یه گاو نر می خرین... به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشدمی كنه.... پول براتون همینطور سرازیر میشه و می تونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ...
اقتصاد هندی :  دو تاگاو ماده دارین .... اونها رو می پرستین و عبادت می كنین!
اقتصاد پاكستانی : هیچ گاوی ندارین ... ادعا می كنین كه گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمریكا طلب كمك مالی می كنین ... از چین طلب كمك نظامی می كنین ... از انگلیس هواپیماهای جنگی ... از ایتالیا توپ و تانك ... از آلمان تكنولوژی ... از فرانسه زیر دریایی ... از سوییس وام بانكی ... از روسیه دارو ... و از ژاپن تجهیزات .... با تمام این امكانات گاوها رو می خرین و بعد ادعا می كنین كه توسط جهان مورد استثمار قرارگرفتین !
اقتصاد آمریكایی : دو تا گاو ماده دارین ... یكیش رو می فروشین ودومی رو تحت فشار مجبور می كنین كه به اندازه ی ۴ تا گاو شیر تولید كنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی می كنین ... تقصیر رو گردن یه كشور گاودار میندازین و بعد طبیعتا" اون كشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد ... یه جنگ برای نجات جهان به راه میندازین و گاوها رو به چنگ میارین!

اقتصاد فرانسوی :
دو تا گاو ماده دارین ... دست به اعتصاب می زنین چون می خواین سه تا گاو داشته باشین!

اقتصاد آلمانی :
دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو تحت مهندسی ژنتیك قرار میدین ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر می كنن و ماهی یه وعده غذا می خورن و خودشون شیرشون رو می دوشن!

اقتصاد انگلیسی :
دو تا گاو ماده دارین... كه هر دو تاشون گاو دیوونه هستن! ﴿جنون گاوی دارن! ﴾

اقتصاد ایتالیایی :
دو تا گاو ماده دارین ... نمی دونین كه اونها كجا هستن ... پس بیخیال میشین و میرین سراغ ناهار و شراب و استراحتتون!


اقتصاد سوییسی :
۵۰۰۰ تا گاو ماده دارین ... هیچكدومشون مال خودتون نیستن ... از كشورهای دیگه پول می گیرین كه دارین گاوهاشون رو نگه می دارین!

اقتصاد ژاپنی :
دو تا گاو ماده دارین... اونها رو از نو طراحی ژنتیكی می كنین ... هیكل گاوهاتون یك دهم اندازه ی طبیعی میشه و ۲۰ برابر معمول هم شیر تولید می كنن ... بعد شونصد تا كارتون و عكس برگردون وآدامس با شخصیت گاوهاتون با چشمهای درشت می سازین و اسمش رو میذارین Cowkemon و توی تمام جهان پخش می كنین و می فروشین !

اقتصاد روسی:
دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو می شمرین و متوجه میشین كه ۵ تا گاو دارین ... اونها رو دوباره می شمرین و می فهمین كه ۴۲ تا گاو دارین ... اونها رو دوباره می شمرین و متوجه میشین كه ۱۷ تا گاو دارین .... یه بطری ودكای دیگه باز می كنین و به خوردن و شمردن ادامه میدین!

اقتصاد چینی :
دو تا گاو ماده دارین ... ۳۰۰ نفر آدم دارین كه گاوها رو می دوشن ... بعد ادعا می كنین كه سیستم استخدامی و شغلی كاملی دارین و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره و هر كس رو هم كه آمار واقعی رو بیان كنه بازداشت می كنین!

اقتصاد ایرانی :
دو تا گاو ماده دارین كه هر دو تاشون ازباباتون به ارث رسیده ... یكیش رو دولت بابت عوارض و مالیات و خمس و زكات و سهم صداو سیما و سهم بنیاد های مختلف و غیره ضبط می كنه ... دومی رو هم قربونی می كنین و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و ... می كنین و اقتصاد كماكان فلج می مونه

منبع: http://forum.pacyrus.com/showthread.php?t=10756&p=20954



 




[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:16 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

بودجه یک کشور نشان دهنده جایگاه دولت در اقتصاد و به عبارتی حدود دخالت دولت در جامعه است و اداره صحیح امور مالی دولت ، نقش بسزایی در بهسازی نظام اقتصادی و نظام اداری یا مدیریت بخش دولتی دارد ، سیاستهای دولت در زمینه توسعه جامعه در خط و مشی های تدوین تبلور پیدا می کند. تخصیص منابع و تنوع آن و تکیه آن بر درآمد های حاصل از صادرات محصولات تولیدی و فروش خدمات فنی ، یک رویکرد است و تکیه آن بر صادرات مواد خام اولیه ، به ویژه بصورت تک محصولی ، رویکرد دیگری است .

نفت ، به عنوان تامین کننده اصلی منابع درآمدی بودجه ، دچار تصوراتی بوده است  و این مطلب در بودجه و رشد اقتصادی تاثیر داشته است. دولت تمام فعالیتهای مالی خود ، اعم از کسب درآمد و پرداخت هزینه ها برای اجرای برنامه های متعدد و متنوع خود را در چارچوب قانون بودجه انجام می دهد . بنابراین بودجه آیینه تمام نمای همه برنامه ها و فعالیتهای دولت بوده و نقشی بسیار مهم و حیاتی در توسعه اقتصاد ملی ایفا می نماید . در این مقاله درباره نقش نفت در بودجه و رابطه آن با توسعه اقتصادی بررسی خواهد شد.

(که میتوان  گفت آنچه یک دولت یا یک حزب به عنوان سیاستهای خود اعلام می کند و یا برنامه هایی که یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری در نطق انتخاباتی خود اظهار می کند ، در بودجه تجلی پیدا می کند ، یعنی این ارقام بودجه است که نشان می دهد یک دولت یا یک رئیس جمهور به آموزش و پرورش اولویت بیشتری قائل است یا به امور زیر بنایی یا بهداشت و یا ... )

توجه به این امر که دولت ایران بیش از دو سوم درآمدهای اقتصاد ملی یا اقتصاد کلان را به خود اختصاص داده و معادل همین مبلغ را ( بافرض نداشتن کسری بودجه) در قالب هزینه های عمومی در انواع برنامه ها و فعالیتهای خود خرج می کند ، اهمیت و نقش بودجه را در هدایت و جهت دهی به بخش های مختلف اقتصاد جامعه آشکار می سازد ، به طوری که به جرات می توان گفت که هر نوع پیشرفت و توسعه در بخش های گوناگون اقتصاد جامع مدیون برنامه ریزی عملیات دولت در قالب بودجه بوده و بر عکس هر نوع عقب ماندگی و عدم توسعه در بخش های مختلف اقتصادی جامعه را نیز میتوان به نواقص و کمبودهای نظام بودجه بندی نسبت داد .

بودجه دولتی به عنوان ابزار اقتصادی و مالی علاوه بر نقش سیاسی ، نقش های اقتصادی و مالی را نیز به عهده گرفته و با گسترش فعالیتهای دولتی در همه جنبه های زندگی و بزرگتر و پیچیده تر شدن سازمانهای دولتی و پیشرفت روش های مدیریت و برنامه ریزی و ظهور تکونولوژی اطلاعاتی امروزه نظام بودجه بندی یک سیستم پیچیده ای از طرحها و برنامه هاست و علاوه بر نقش های سیاسی و اقتصادی ، نقش حساس و مهم برنامه ریزی را نیز عهده دار شده است و امروزه بودجه منعکس کننده انواع برنامه ریزیهای حساس سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جامعه است .

از طرفی چون مسلم شده که توسعه امری یک بعدی نبوده و رشد و توسعه اقتصادی می تواند به توسعه اجتماعی و فرهنگی بیانجامد ، مهمترین عامل در وقوع این امور، گزینش درست اهداف ، منابع بودجه ، مصارف بودجه ، استراتژی ها و نهایتا رسالت های سیستم برنامه و طراحی بودجه است ، که از مهمترین منابع تامین اعتبار و درآمدها در بودجه کل کشور ، درآمد حاصل از فروش نفت خام میباشد    (دکتر حسن میرزائی اهرنجانی ، استادیار دانشگاه تهران)

بودجه در اقتصاد ایران با توجه به درآمد قابل توجه نفت در مقایسه با سایر منابع درآمد دولت برای دستیابی به اهداف توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در این مقاله ما به بررسی نقش نقت در بودجه و اقتصاد کشورمی پردازیم ، که ابتدا به طور مختصر به مفهوم  بودجه نگاهی گذرا می کنیم .

تعریف مفاهیم:

تعریف بودجه : بودجه آیینه تمام نمای همه برنامه های فعالیتهای دولت بوده و نقش بسیار مهم و حیاتی در توسعه اقتصاد ملی ایفا می نماید.  

بودجه بندی: بودجه بندی را فرآیند تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود می نامند

سیاسی بودجه : بودجه لایحه پیش بینی کلیه عواید و مخارج مملکتی است برای مدت یک سال شمسی که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده باشد .

اقتصادی بودجه : بودجه عبارت از یک طرح مالی میباشد ، در این طرح نیازمندیهای پولی دولت بطور کلی برای مدت محدودی پیش بینی می شود.

بودجه ریزی: بودجه هدفها و راهبردها را بصورت عبارتهای مالی درآورده و راه اجرای بر نامه و کنترل پیشرفت انها را نشان می دهد.

اصول بودجه : تنظیم  و برنامه ریزی بودجه مستلزم رعایت اصولی است به شرح زیر:

1- اصل سالانه بودن بودجه : یعنی دخل و خرج دولت برای یکسال پیش بینی شود .

2- اصل جامعیت : یعنی بودجه باید به صورت کامل و برای همه دستگاهها و تهیه و تقدیم مجلس شود .

3- اصل وحدت بودجه : یعنی بودجه تمام دستگاهها باید در یکجا نوشته شود . و برای رسیدگی و تصویب و آگاهی همگان ارائه شود .

4- اصل شاملیت یا تفصیل : یعنی بودجه باید با ریز و تفصیل طرفین حساب تهیه شود .

5- اصل تخصیص و عدم تخصیص : یعنی تمام ارقام منظور در بودجه باید به همان وضع و ترتیبی که در بودجه تعیین شده و مجوز ان صادرشده ، وصول و به مصرف برسد .

6- اصل انعطاف پذیری بودجه : یعنی میتوان تغییر و جابجائی در ارقام هزینه و برنامه های دستگاه اجرائی بدون آنکه در سرجمع اعتبارات مصوب تغییری حاصل نشود ، انجام داد .

7- اصل تخمینی بودن درآمدها : یعنی منظور شده مبلغی به عنوان درآمد ، مجوزی برای وصل نمیشود .

8- اصل تحدیدی بودن هزینه ها :یعنی اعتبارات مصوب برای هر نوع هزینه تا حد همان اعتبار مصوب قابل خرج است . نه بیشتر و نه کمتر .

9- اصل تعادل : یعنی جمع ارقام کلیه منابع درآمدهای پیش بینی شده باید با جمع ارقام هزینه ها در یک سال برابر باشد .

 

مشکلات  نظام بودجه ریزی متداول

1- شفاف نبودن فرآیند بودجه ریزی

2- تکیه بر چانه زنی

3- تمرکز شدید روی داده ها و بی توجهی به برون دادها و نتایج

4- عدم وجود ارتباط بین بودجه و عملیات سازمان

5- جدایی نظام تهیه از نظام کنترل بودجه و بی توجهی به کارایی هزینه ها در مرحله نظارت

6- فقدان نظارت عملیاتی دقیق

7- فقدان نظام گزارشدهی مالی در نظام مالی دولتی جت ارزیابی

انواع طبقه بندی بودجه :

1- طبقه بندی درآمدها و سایر منابع تامین اعتبار

2- طبقه بندی هزینه ها

3- طبقه بندی عملیاتی

4- طبقه بندی سازمانی

5- طبقه بندی اقتصادی

طبقه بندی درآمدها و سایر منابع تامین اعتبار:

1- درآمدهای عمومی : عبارتست از درآمدهای وزاتخانه ها و موسسات دولتی و مالیات و سود سهام شرکتهای دولتی و درآمد حاصل از انحصارت و مالکیت و سایر درآمدهایی که در قانون بودجه تحت عنوان درآمد های عمومی منظور شده.

2- درآمد های اختصاصی : درآمدهایی که به موجب قانون برای مصرف یا مصارف خاص در بودجه تحت عنوان درآمد اختصاصی منظور می گردد .

3- درآمدهای شرکتهای دولتی : عبارتست از درآمدهایی که در قبال ارائه خدمت و یا فروش کالا و سایر فعالیتهایی که شرکت های مذکور به موجب قانون مجاز به انجام آنها هستند و عاید آن شرکتها می گردد .

طبقه بندی درآمدها به تفکیک بخش :

بخش اول : درآمدهای مالیاتی

بخش دوم : درآمد نفت و گاز

بخش سوم : درآمدهای حاصل از انحصارات و مالکیت دولت

بخش چهارم : درآمدهای حاصل از خدمات و فروش کالا

بخش پنجم : حق بیمه و کمکهای دریافتی ، درآمدهای انتقالی و متفرقه

بخش ششم : اصل و بهره وامها و سود حاصل از سرمایه گذاری دولت

بخش هفتم : سایر منابع اعتبار

درآمد های ارزی دولت :

1- درآمد ارزى دولت حاصل از صادرات نفت و گاز :

     دولت از نظر درآمد ارزی مورد نیاز به شدت به درآمدهای حاصل از صادرات نفت و ابسته است . دولت ایران برای اجرا پروژه های بزرگ تولیدی و زیر بنائی و همچنین تامین نیازمندی های کالائی مردم و با خدمات خارجی خود نیاز گسترده ای با ارز دارد و بزرگترین منبع درآمد ارزی همان صادرات نقت و گاز است .

2- درآمد ارزى دولت حاصل از صادرات غیرنفتى :

     صادرات غیر نفتی ایران را می توان به سه گروه عمده صادرات کالاهای کشاورزی ، صنایع دستی و کالاهای صنعتی و معدنی تقسیم کرد . که در ایران بیشترین درآمد ارزی از صادرات غیر نفتی ، به فرش و صنایع دستی اختصاص دارد

نقش کلی انرژی :

    وضعیت مصرف انرژی در کشور به طور قطع در آینده‌ای نه چندان دور به صورت یکی از معضل‌های بازدارنده در اقتصاد ایران نمود پیدا خواهد کرد. در ادبیات اقتصادی، زمانی که بحث رشد اقتصادی و تداوم آن به عنوان یک شرط لازم پایدار مطرح می‌شود، مقوله مصرف انرژی هم به میان می‌آید که در سال‌های اخیر، مفهوم آن دچار تغییرات شده است. در سال‌های گذشته، میزان مصرف انرژی به عنوان مشخصه رشد اقتصادی مورد توجه قرار می‌گرفت و همواره به عنوان یک متغیر موازی و هدایت‌گر رشد ایفای نقش کرده است.

 این مساله در سال‌های اخیر حتی در کشوری مثل چین هم مشاهده می‌شود. اما زمانی که در یک اقتصاد مثل اقتصاد ایران نتوان از منابع انرژی به صورت کارآمد و راندمان بالا استفاده کرد، آنگاه میزان بازده این انرژی به عنوان یک متغیر جدید و تصحیح‌کننده مورد استفاده قرار می‌گیرد و در این شرایط است که می‌توان روند تغییرات آن را به عنوان یک راهنمای مصرف کارآمد مورد توجه قرار داد. به عبارت بهتر، زمانی که نفت رایگان و سایر حامل‌های انرژی به صورت نیمه رایگان به اقتصاد تزریق می‌شود، می‌توان انتظار داشت که مصرف انرژی در کشور خارج از چارچوب کارآمد و متعارف جهانی صورت گیرد و این موضوع در میان مدت مانند اهرم فشار روی دولت بروز خواهد کرد که نمی‌تواند این عادت نامطلوب را از ذهن اقتصاد پاک کند. این مشکل زمانی که با یک دولت مردم‌گرا به معنای عام مواجه می‌شود و قرار نیست از ابزارهای قیمتی برای تصحیح رفتار مصرف‌کننده استفاده کند، به صورت یک معضل قابل تحلیل است.

نظریه های اقتصاد نفتی

از لحاظ نظری و عملی، سرازیر شدن درآمدهای نفتی موجب افزایش ذخایر مالی و ارز خارجی کشور می شود و کشور را با مسئله انتخاب میان مصرف حال و آینده و سرمایه گذاری داخلی و خارجی روبه رو می کند، اما اهمیت مسئله در کشورهای گوناگون، متفاوت است. به طور کلی دو نوع اقتصاد نفتی قابل تشخیص است :

الف) نوع نسبتاً بزرگ و کشاورزی که از ویژگی های آن بخش کشاورزی سنتی و جمعیت زیاد است (ایران و عراق ).

ب) نوع نسبتاً کوچک و غیر کشاورزی که بخش کشاورزی در آن کوچک یا ناچیز است و جمعیت اندکی دارد ( کویت و امارات ).

با تمرکز بر نوع اول و توجه به آن، چنین اقتصادهایی با مسائل ناشی از دوگانگی شهر و روستا، میزان بالای مهاجرت از روستا به شهر، توسعه کند بخش کشاورزی و توزیع نامتوازن درآمد روبه رو هستند. دیدگاه های موجود در مورد ماهیت نفت از دو زاویه به آن می نگرند:

۱ - نفت به مثابه یک دارایی سرمایه ای

۲ - درآمدهای نفتی به مثابه رانت

مفهوم رانت تفاضلی ریکاردویی  مارکسی در این مورد کاربرد نمی یابد، زیرا رانت تفاضلی حاصل تفاوت از لحاظ بهره وری است. از دیدگاه رانت مطلق مارکس نیز، رانت حاصل ویژگی و ماهیت مالکیت منبع است. به دلیل تمرکز منابع نفتی در نقاط مشخصی از جهان و غیر قابل خرید و فروش بودن این منابع در بازارآزاد، آنچنان زمین در کشاورزی قابل خرید و فروش در بازار آزاد است و درآمد حاصل از آن نوعی بازگشت سرمایه محسوب می شود، در نتیجه رانت خواندن درآمدهای نفتی، لزوماً فاقد هرگونه دلالت معنایی است. منابع نفتی نوعی دارایی سرمایه ای جمعی است و هر دارایی محدود یا برای آینده یا تبدیل به پول یا دارایی های دیگر هزینه می شود. منابع نفت فاقد هرگونه هزینه فرصت کنونی است، زیرا در بازار آزاد به فروش نمی رسد و فرآورده های نفتی چنین قابلیتی دارند.

با چشم پوشی از این که درآمدهای نفتی به عنوان رانت جمعی یا دارایی های سرمایه ای تبدیل شده به پول توصیف شود، این درآمدها از طریق تصمیم های پولی و مالی دولت، اثر اجتماعی و اقتصادی خود را بر اقتصاد کشور می گذارد. آزادی و مسئولیت اجتماعی و اقتصادی بی مانند و سابقه ای که درآمدهای نفتی به دولت می بخشد و از آن طلب می کند، اهمیت بالایی دارد.

یکی از نتایج قابل پیش بینی، تأثیر مستقیم درآمدهای نفتی براقتصادهای ایران و عراق، توجه کافی به توسعه کشاورزی بود. در واقع این کشورها که به لحاظ سرمایه و ارز خارجی محدودیتی نداشتند، از بخش کشاورزی خود مستقل شدند. توسعه سریع شهر، پیامدهای نامطلوبی از جمله توزیع نامتوازن درآمد و مهاجرت از روستا به شهر به داشته است. این کشورها با توسعه بخش کشاورزی به عنوان یک منبع مهم اشتغال و یک منبع ارز خارجی از طریق فروش و صدور مازاد تولید می توانند به تنوع اقتصادی و توسعه بخش های صادراتی کمک کنند، از این رو توسعه کشاورزی می تواند برای چنین کشورهایی، گزینه ای مناسب به حساب آید.

از آنجا که دولت دریافت کننده و هزینه کننده درآمدهای نفتی است، تمام سیاست ها و متغیرهای مهم اقتصادی به اندازه و نوع هزینه کردن درآمدهای نفتی بستگی داشته است. برای نمونه در ایران بالا رفتن قیمت نفت در سال ۷۴-۱۹۷۳ به سرعت موجب بروز تورم ناشی از افزایش تقاضا شد. مسئله دیگر، انتخاب شیوه است. در متون اقتصاد، این مسئله همواره کشمکش برانگیز بوده است. توسعه اقتصادی معمولاً در نتیجه تغییر ساختارها به سود تولیدات بیشتر سرمایه بر است و موجب افزایش نسبت سرمایه به کار می شود. افزایش قیمت نفت در سال های ۷۴-۱۹۷۳ این گمان را به وجود آورد که برای توسعه کشورهای نفتی باید به علت وفور نسبی سرمایه مالی قابل تبدیل، از شیوه های فوق العاده سرمایه بر استفاده شود. در مورد کشوری همانند ایران که نیروی کار عمده ای در بخش های سنتی دارد، انتخاب یک شیوه فوق العاده سرمایه بر، از لحاظ جذب نیروی کار سنتی که در نتیجه توزیع به شدت نامتوازن درآمدها میان شهرها و روستاها رها شده است، مشکلاتی را به بار می آورد. مسئله شناخته شده در زمینه فعالیت های به شدت سرمایه بر، کمبود نهاده های داخلی لازم به ویژه نیروی کار ماهر و نیمه ماهر است. راهبرد توسعه دولت در کشورهای صادرکننده نفت خاورمیانه، بر سمت و سوی توسعه بخش ها و دگرگونی ساختارها اثر گذاشته است. در ایران کشاورزی به سرعت دچار افول شد. توسعه صنعتی در ایران و عراق، شکل جانشینی واردات به ویژه تولید فرآورده های صنعتی سنگین و جدید به خود گرفته است.

هزینه کردن درآمدهای نفتی و الگوی مصرف حاصل از این درآمدها معمولاً مشوق صنایع خدماتی است. بخش اعظم سرمایه گذاری ها، راهی بخش ساختمان سازی شده است. دهه ۱۹۷۰ دهه انفجار مصرف و حتی رواج مصرف گرایی در کشورهای نفتی خاورمیانه بود. تغییر الگوی مصرف به محض پا گرفتن آن دشوار است و ممکن است در آینده آثاری بر چشم انداز سیاسی و اقتصادی این کشورها داشته باشد. تغییر پذیری و نوسان های قیمت به طور عمده در بی ثباتی درآمد ملی و رشد اقتصادی نمود می یابد، از این رو، با هدایت صحیح درآمدها به سمت مزیت های بالقوه می توان برای رفع این بی ثباتی اقدام و از پیامدهای آن بر کل اقتصاد جلوگیری و یا آن را محدود کرد.

نفت بیش از آن که به عنوان یک متاع اقتصادی مطرح باشد، یک کالا‌ی و اهرم سیاسی به شمار می‌رود که بوسیله آن می‌توان کشوری را تحت فشار قرار داد و ایران به دفعات شاهد چنین تجربه‌ای از سوی دشمنان خود بوده است و برخورد خوشبینانه نسبت به مقوله نفت و بازار آن از عمده اشتباهات کشور طی سال‌های اخیر بوده است.

نقش نفت در بودجه کشور :

با نگاهی به شاخص‌های کلان اقتصاد کشور در سال‌های اخیر، اوضاع اقتصادی ایران چندان نگران‌کننده به نظر نمی‌رسد به گونه‌ای که می‌توان دستاوردهای کلان حاصله از اجرای برنامه سوم توسعه طی سال‌های 79 الی 83 را موفقیت‌آمیز ارزیابی کرد، هرچند اقتصاد ایران در این دوران در مواجهه با دو معضل اصلی بیکاری و فقر و نابرابری ناکارآمد بوده است. اما با وجود این وضعیت با رشدی که در هزینه‌های بودجه عمومی دولت در سال 83 و سال‌جاری (ناشی از نگاه سیاست تثبیت قیمت‌ها، سرمایه‌گذاری خارجی، عدالت محوری، بردن درآمد نفت به سر سفره‌های مردم و ...) رخ داده به جد می‌توان گفت که اصلی‌‌ترین معضل اقتصاد ایران «بودجه» کل کشور است. بودجه‌ای که همچون غده سرطانی با تغذیه از «نفت» دربدنه اقتصاد ایران جای گرفته و در حال رشد است و با کوچک‌ترین خللی در تامین تغدیه‌اش می‌تواند اقتصاد ایران را از پای درآورد و نظام سیاسی مستقر را با چالش‌ها و بحران‌های غیرقابل پیش‌بینی مواجه کند.

با توجه به آمارهای موجود، نسبت بودجه عمومی دولت به تولید ناخالص داخلی برابر 32 درصد و نسبت بودجه شرکت‌های دولتی به تولید ناخالص داخلی برابر 48 درصد است. یعنی نسبت بودجه کل کشور به تولید ناخالص داخلی برابر 80 درصد می‌شود و این در حالی است که نسبت درآمدهای مالیاتی به تولید ناخالص داخلی برابر 6 درصد است. با تکیه بر این نسبت‌ها به راحتی می‌توان گفت که هر راهی در اقتصاد ایران برای سرمایه‌گذاری و تولید و تجارت و کسب و کار به بودجه دولت ختم می‌شود (تازه بودجه نهادهای عمومی را در این تحلیل لحاظ نکرده‌ایم) و در واقع دامنه قدرت اقتصادی حکومت آنچنان وسیع و گسترده است که کم‌ترین جای تنفس و کاری برای بخش خصوصی باقی نمی‌گذارد. این وضعیت و ویژگی که ناشی از انحصار کامل دولت بر صنعت نفت و گاز در ایران (اقتصاد نفتی) و اختصاص درآمدهای حاصله از نفت و گاز به «بودجه» دولت است غلبه نگاه هزینه‌ای و توزیعی (یارانه‌ای) را در استفاده از منابع درآمدی دولت دامن‌زده، به گونه‌ای که هر ساله سهم هزینه‌های جاری به عمرانی در بودجه عمومی دولت حداقل چهار برابر بوده و عملا هزینه‌های جاری منابع درآمدی دولت را می‌بلعد. عدم تطابق سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی با مطالبات جاری و نیازهای توسعه‌ای کشور ناشی از این وضعیت تلخ در گذر زمان موجبات عقب‌ماندگی ایران را در چرخه رقابت و توسعه با دیگر کشورها، حتی برخی کشورهای همسایه فراهم آورده است.

گذر از سقف درآمدی نفت (پیش‌بینی شده در قانون برنامه سوم و چهارم) در قوانین بودجه سنواتی، به ویژه در سال 83 و سال جاری با برداشت از حساب ذخیره ارزی نوعی زنگ خطر بازگشت به دوران گذشته (قبل از سال 79) را به صدا درآورده است، سال‌هایی که نبض اقتصاد ایران با درآمد نفت می‌زد و هرگونه افزایش یا کاهشی در قیمت هر بشکه نفت مستقیما به بسط و قبض اقتصاد ایران می‌انجامید و همه امورات کشور را تحت تاثیر قرار می‌داد.

نفت در بودجه 85

پس از اعلام رئوس بودجه سال 1385 تا حدودی روشن شد که چگونه دولت جدید پول نفت را بر سر سفره مردم خواهد برد و از چه طریق قصد حل معضلات اقتصادی ایران نظیر اشتغال، مسکن و غیره را دارد. این راه حل بسیار ساده و چیزی جز افزایش صددرصدی درآمد نفت در بودجه سال 1385 نیست که البته می‌تواند تا حدود زیادی به عنوان مسکن، دردهای اقتصادی ایران را التیام بخشد. شاید این اقدام دولت تفاوتی با آنچه که دولت قبلی انجام می‌داد نداشته باشد زیرا آن دولت نیز هر چند بودجه سال 84 را بر اساس بشکه‌ای 19دلار تنظیم کرد، ولی از همان ابتدا مشخص بود که برای تعادل بودجه این رقم باید حداقل 28 دلار باشد و در عمل هم با توجه به مخارج بعدی بشکه‌ای 40 دلار ملاک واقعی بودجه قرار گرفت.‏ ‏آنچه که در عمل اتفاق افتاد نشان دهنده واقعیت اقتصادی دولتی ایران است.یعنی تفکر ایجاد حساب ذخیره ارزی با آن همه تبلیغات و بزرگنمایی هر چند به عنوان یکی از اصول مهم قوانین برنامه سوم و چهارم مطرح بود ولی در عمل در حد شعار باقی ماند و امروزه صحبت از منفی بودن مانده این حساب جای تعجبی برای هیچیک از دست‌اندرکاران اقتصاد ایران نداشته است. امروزه متاسفانه نه تنها مانده حساب ذخیره ارزی یعنی (موجودی منهای تعهدات) منفی است بلکه به گزارش بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی مانده تراز حساب‌های ایران نزد بانک‌های خارج از کشور نیز منفی است و این در حالی است که در سال 2005 میلادی حداقل 8 میلیارد دلار نسبت به سال 2004 میلادی افزایش درآمد حاصل از فروش نفت داشته‌ایم.‏ ‏دو دیدگاه برای ایجاد حساب ذخیره ارزی متصور است اول این که از درآمد نفت قسمتی را هر ساله به عنوان ذخیره احتیاطی کنار بگذاریم و بقیه را خرج کنیم. یعنی اگر پیش‌بینی می‌کنیم که درآمد فروش نفت از بشکه‌ای 25 دلار کمتر نخواهد شد، بنابراین 17 دلار آن را خرج کرده و 8 دلار آن را ذخیره کنیم و در صورتی که پیش‌بینی شود درآمد فروش نفت بشکه‌ای 50 دلار کمتر نخواهد شد بشکه‌ای 40 دلار آن را خرج کرده و بقیه را ذخیره نماییم.دیدگاه دوم برعکس اعتقاد دارد که حداقلی را برای تامین مخارج کشور در بودجه منظور کرده و بقیه را صرف نظر از هر افزایش در حساب ذخیره ارزی و با هدف افزایش سرمایه‌گذاری بخش خصوصی منظور نماییم. به عبارت دیگر سعی کنیم هر ساله اتکای بودجه دولت را به درآمدهای نفتی کاهش دهیم. از قانون برنامه چهارم که بیان می‌دارد تا پایان برنامه پنجم هزینه‌های جاری دولت صرفا باید از محل درآمدهای مالیاتی تامین شود چنین استنباط می‌گردد که دیدگاه دوم حاکم بوده است و تلاش دولت و مجلس باید این باشد که سال به سال از اتکای بودجه به درآمدهای نفتی کاسته شود یعنی اگر نیازهای بودجه عمرانی کشور با 10 دلار در هر بشکه از فروش نفت تامین شود لااقل می‌باید  یک دلار در هر سال از نرخ هر بشکه نفت در بودجه کم می‌شد.علاوه بر مسائل فوق اگر نیاز فعلی (یعنی بدون تعهدات جدید) بودجه به عدد 40 دلار در هر بشکه نفت تثبیت شده باشد (که شده است) در این صورت با احتساب تعهدات دولت جدید با این رقم باز هم دچار کسری بودجه خواهیم شد و بنابراین مازاد احتمالی درآمد فروش نفت هم صرف مخارج جاری می‌گردد و لذا موضوعیت حساب ذخیره ارزی از بین خواهد رفت.یکی دیگر از دلایل ایجاد حساب ذخیره ارزی ایجاد پشتوانه ارزی لازم برای مواجهه با خطر کاهش درآمدهای نفتی در آینده بوده است. دلیل موجهی برای آن که نشان دهد از میزان این خطرات کاسته شده است وجود ندارد و بالعکس با تهدیدات  دولت‌های زورگو امکان به مخاطره افتادن ورودی کشور از محل درآمد فروش نفت بیشتر شده است که در این صورت ایجاد تعهدات جدید برای دولت و تنظیم بودجه با احتساب هر بشکه نفت 40 دلار می‌تواند دولت و ملت را با مشکلاتی روبه‌رو سازد که حتی تصور آن لرزه بر اندام هر انسان دوراندیش خواهد انداخت.‏ ‏علاوه بر مطالب فوق هنوز معلوم نیست که دولت برای تبدیل 20میلیارد دلار درآمد اضافی بودجه به ریال چه تمهیداتی اندیشیده است ولی از نظر بنده دو راه‌حل بیشتر قابل تصور نیست.اول آنکه قسمت اعظم این درآمد اضافی را به واردات کالا اختصاص دهیم که در این‌صورت و با توجه به ثبات و احتمالا کاهش برابری دلار در مقابل ریال معلوم نیست چه بلایی بر سر تولیدکنندگان داخلی خواهد آمد.دومین راه‌حل فروش ارزهای اضافی به بانک مرکزی است که در این‌صورت رشد نقدینگی و تورم ناشی از آن می‌تواند به اقتصاد کشور بیش از پیش لطمه وارد کند. آوردن نان نفت بر سر سفره‌های مردم فقط یک راه‌ دارد و آنهم سرمایه‌گذاری درآمدهای نفتی در پروژه‌های انتفاعی و اخذ مالیات از درآمدهای ناشی از اجرای این پروژه‌ها است .

نفت در کشور ونزوئلا ( عبرتی از تاریخ)

در انتها  آنچه از نظر شما می‌‌گذرد, داستان رقت‌بار درآمد نفت است که درآمد نیست,  بلکه انتقال ثروت است.  

 وزیر پیشین نفت ونزوئلا که از بنیان‌گذاران اوپک نیز بود, در دهة 1970 پیش‌بینی کرده بود که نفت موجب فساد و ویرانی خواهد شد. این بیان شگفت‌انگیز آلفونزو (Alfonzo) در شرایطی اظهار شد که نفت موجب افزایش بی‌سابقة ثروت در ونزوئلا گردیده بود؛ به‌طوری‌که می‌توان گفت درآمدهای دولت از بخش نفت در سال 1973 از جمع درآمدهای سال‌های پیش بیشتر بود و این  افزایش ثروت ناشی از طلای سیاه, این امید را به‌وجود آورده بود که ونزوئلا را به‌سرعت به سطح کشورهای توسعه‌یافته وارد نماید. با وجود این, آلفونزو طلای سیاه را پس‌ماندة فسادآور نامید.

   امروزه پیش‌بینی او پیامبرگونه به‌نظر می‌رسد, که در اوج ثروت مسئلة اصلی را تشخیص داد و به‌عبارتی تیر را به هدف زد. در آن زمان, ونزوئلا دارای دموکراسی دستوری و بالاترین درآمد سرانه در امریکای جنوبی بود؛ ولی اکنون در شرایطی نزدیک به جنگ داخلی با درآمد سرانة کمتر از سال 1960 می‌باشد. افزون بر این, ونزوئلا نمونة‌ کلاسیک از یک اقتصاد وابسته (متکی) به منابع طبیعی زیرزمینی است. بررسی و بازبینی کشورهای در حـال توسعـه در سال 1995 توسط جفری سچ (Jeffrey Sachs) و آندرو وارنر(Andrew Warner)  تأکید شد که اقتصادهای مبتنی بر ثروت زیرزمینی دارای نرخ رشد اقتصادی پایین‌تر می‌باشند. ونزوئلا بالقوه فقیر نیست, اما فقر کنونی آن به‌علت وابستگی به درآمد نفت است. این وضعیت چگونه ایجاد شد؟ به دلایل مشابه و با بارش ناگهانی ثروت‌های بادآورده, بسیاری از مؤسسه‌های کارآفرین به ورشکستگی کشیده شدند, در چنین شرایطی بود که دولت, درآمدهای نفتی را به‌سرعت هزینه نمود و پروژه‌هایی را آغاز کرد که توقف آنها در وضعیت کاهش درآمدهای نفتی ناممکن بود. این در حالی بود که هیچ شهروندی حاضر نبود به دولتِ غوطه‌ور در درآمد نفتی, مالیاتی بپردازد. حتی یکی از رؤسای جمهور پیشین گفته بود: در ونزوئلا فقط احمق‌ها مالیات می‌پردازند. به‌دنبال این بحران, دولت فهمید که دولتی است بدون ابزار, یعنی بدون مردم و مالیات. 

پیامد این وضعیت, یک سیکل و چرخة معیوب بود؛ چرا که اقتصاد ونزوئلا توان جذب سیل‌آسای ناگهانی پول را نداشت. درنتیجه سطح عمومی قیمت‌ها و دستمزها افزایش یافت و ارزش پول ملّی کشور ـ طبق برآورد یک اقتصاددان بانک جهانی ـ به کمتر از نصف کاهش یافت. این امر نه‌تنها رقابت تولیدکنندگان داخلی را مخدوش کرد,‌ بلکه انگیزة آنها را به‌گونه‌ای وحشیانه تخریب نمود.

   زمانی که پولِ بدون زحمت (درآمد نفتی) به جریان افتاد, مردمی که ممکن بود با نوآوری‌های خود به راه‌اندازی تجارت و کارآفرینی بپردازند, تلاش خود را به دریافت کمی از درآمدهای بادآورده معطوف نمودند. زمانی که انسان می‌تواند از سود تجارت درآمدهای نفتی ملیونر شود, چه دلیلی وجود دارد که درگیر تلاشی سخت در صنایع با سودی کم شود؟

   از این‌رو بود که ضربه‌ای سهمگین, دوچندان و همه‌جانبه به صنایع بومی وارد شد و پیامد آن, این بود که بخش عمومی متورّم شد و در عوض بخش خصوصی محروم ماند.

   در حالی‌که از یک سو, تورّم و ازسوی دیگر, کاهش ارزش پول, صنعت و کشاورزی را نابود می‌‌کرد, همزمان یک طبقة نوکیسة اشرافی متکی به دلارهای نفتی ـ شبیه به آقازاده‌های بی‌کار در عربستان سعودی ـ پیدا شد.

   درآمد نفت, شکوفایی اقتصاد نیست, بلکه ویژگی فعالیت‌های اقتصادی شکوفا و خلاق آن است که موجب سرریز در دیگر بخش‌ها و سرانجام خود تحمّلی و خودکفایی گردند. این موضوع علت واقعی کاهش رشد بهره‌وری ونزوئلا به کمتر از نیمی از میانگین رشد کشورهای همجوار در امریکای لاتین است.

   آیا ونزوئلا می‌تواند از این بلازدگی راه‌ گریزی بیابد؟ تعدادی کشورهای کوچک‌تر مانند نروژ, مالزی و موریتانی توانسته‌اند با کاهش مصرف و با ایجاد گوناگونی در اقتصاد خود, درآمد نفت را مکمل اقتصاد کرده و اثرات ویرانگر اقتصاد تک‌محصولی را کنترل کنند. باید دانست در نزوئلا, پیش از این‌که اعتصاب اخیر اثرات خود را برجای گذارد, 80درصد صادرات, متکی به نفت بوده است. نفت, عاملی است که ونزوئلا را با وجود ثروت, فقیر نموده است تا آنجا که متأسفانه امروز, باید در انتظار کشتی‌های نفت‌کش بماند.

نتیجه:

«بودجه و نفت» در ایران، به هم گره خورده‌اند و بیماری اقتصاد ایران برآمده از این پیوند نامیمون است. علاج این بیماری در گرو اصلاح ساختاری و از هم گسستن این پیوند به صورت تدریجی و برنامه‌ریزی شده است. در برنامه چهارم توسعه هدف‌گذاری شده که در قالب بودجه‌های سنواتی به گونه‌ای حرکت شود که در سال آخر اجرای برنامه (سال 89) اعتبارات هزینه‌های جاری دولت از محل درآمدهای مالیاتی تامین و درآمد نفت در بودجه صرف تامین اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای شود. عملکردبودجه سال 83 و 84 نه‌تنها هیچگونه علامتی در حرکت به سوی این هدف را نشان نمی‌دهد بلکه همه نشانه‌ها حاکی از حرکت به عقب است.

وابسته کردن بیشتر بودجه دولت به درآمد نفتی ممکن است چند صباحی رضایت‌مندی ایجاد کند ولی در بلندمدت چیزی جز نابودی اقتصاد کشور در پی نخواهد داشت.‏

چشم‌انداز ایران امیدوار است که اقتصادی مولّد و خلاق و متکی به مردم داشته باشیم, آنگاه اقتصاد صنعت نفت به‌عنوان مکمل اقتصاد قرار گیرد.




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 8:17 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

نیاز جابه جایی انسان و کالا از یک نقطه به نقطه دیگر موجب به وجود آمدن واژه ای جدید به نام حمل و نقل در گذشته های بسیار دور گردید. در مورد انسان، جابه جایی به طور عمده به دلیل نیازهای تجاری، اجتماعی، تفریحی یا فرهنگی انجام می گیرد و در ارتباط با کالا، علت اصلی جابه جایی، عدم انطباق مکانی محل تولید و مصرف کالا بر یکدیگر می باشد. پیشرفت تکنولوژی در غلبه بر طبیعت و موانع آن، باعث کاهش هزینه و تقلیل زمان حمل و نقل گردیده است. در کشور ما با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، مسئله حمل و نقل کالا به عنوان مشکلی اساسی در اقتصاد کشور مطرح گشت. در واقع با آغاز جنگ تحمیلی و محاصره اقتصادی، بسیاری از مشکلات اقتصادی سر بیرون آوردند که برخی از آنها ناشی از وضعیت به وجود آمده است، ولی بعضی دیگر به زیرساخت اقتصادی کشور مربوط می شوند که باید مورد شناسایی قرار گرفته و راه حلی برای آنها پیدا نمود. به طور مسلم مشکل حمل و نقل جاده ای که عدم امکان دستیابی به مواد اولیه و در نتیجه پایین آمدن کیفیت صنایع را سبب گردید از آن جمله است. در این مقاله سعی بر این است تا اولا ضمن ارزیابی اقتصادی اجزای تشکیل دهنده حمل و نقل جاده ای کالا، مشکلات وضعیت موجود مورد بررسی قرار گیرد، ثانیا تحلیلی بر اثرات اقتصادی سوخت در حمل و نقل جاده ای کالا انجام گیرد، ثالثا با بررسی سیاست های حاکم بر نظام حمل و نقل جاده ای کالا در کشور، پیشنهاداتی در راستای بهبود سیاست های مذکور ارائه گردد. رابعا به تحلیل موضوع ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضای حمل و نقل جاده ای کالای کشور پرداخته شود. زندگی بشر همواره با این تفکر عجین بوده که چگونه می توان با صرف نیروی کمتر بار بیشتری را جابه جا نمود. به عبارت دیگر انسان همواره به فکر راحتی و سرعت در جابه جایی خود و کالا بوده است. چرا که صرفه جویی در زمان موجب صرفه جویی در هزینه های جابه جایی کالا و در نتیجه بهبود وضعیت اقتصادی کشور خواهد شد.

البته آنچه برای صاحبان کالا و ارسال کنندگان آن مهم است، قیمت حمل به تنهایی نمی باشد، بلکه کل هزینه تولید و توزیع از نظر آنها ملاک است و روش های حمل می تواند اثر قابل توجهی روی هزینه های کل داشته باشد. وقتی هزینه کل تولید مطرح می شد، اقتصادی بودن حمل و نقل ریلی اغلب به خاطر تاخیر در تحویل و سایر کمبودهای موجود در سرویس زیر سوال می رود و اهمیت عامل زمان درخصوص کالاهای فسادپذیر وکالاهای گران قیمت و محدودیت های موجود در سیستم ریلی در تعیین مبدا و مقصد کالا و صدمات وارده به کالاهای آسیب پذیر، رونق و اهمیت حمل و نقل جاده ای را روزافزون می نماید.

● اهمیت روزافزون حمل و نقل جاده ای در جهان

انقلاب به وجود آمده در حمل و نقل در قرن بیستم، بشر را نسبت به رابطه مستقیم عدم تحرک با فقر آگاه نمود. ارتباطات هرچه گسترده تر اقتصادی بین ملت ها، توریسم و جهانگردی به حدی گسترش یافت که برای مردم چند دهه قبل از آن قابل تصور نبود، حمل و نقل ضعیف عامل عمده گرسنگی در جهان است. هزینه بالای حمل تولیدات کشاورزی، تاخیر های طولانی و زیان ها و صدمات وارده به محصولات فسادپذیر، موانع قوی در راه افزایش غذا در جهان هستند. به خاطر این وضعیت بسیاری از منابع کره زمین دست نخورده باقی مانده اند، ثروت های عظیمی از منابع جنگل ها و معادن که می توانند در راه مبارزه با فقر موثر واقع شوند، بدون استفاده باقی مانده اند، زیرا امکان دسترسی یا حمل آنها نبوده است. علاوه بر کشاورزی، بخش صنعت نیز به سختی از کمبود امکانات حمل و نقل صدمه می خورد. کارخانه ها نیاز به تامین منظم سوخت، مواد اولیه، قطعات یدکی و سیستم قابل اعتماد برای حمل محصولات تولید شده خود دارند. ضعف امکانات حمل و نقل داخلی حتی به موقعیت های جهانی بازار محصولات یک کشور صدمه وارد می سازد. طی یک راه زمینی چند صد کیلومتری تا یک کشور همسایه خیلی راحت تر و اقتصادی تر از طی یک راه دریایی چند هزار مایلی تا آن سوی دنیاست اما فقدان همین راه زمینی کوتاه تا کشور همسایه می تواند امکان چنین بازاریابی را فلج کند. فقدان امکانات حمل و نقلی تنها عامل مشکل زا نیست، بلکه قابل اعتماد نبودن، هزینه بالا، کارآیی پایین و صدمات وارده به بهره برداران نیز به همان اندازه مشکل آفرین است. مشکلات حمل و نقل علاوه بر آثار اقتصادی، آثار سیاسی و اجتماعی خاص خود را نیز دارد. حمل و نقل ضعیف، حفظ ملیت واحد را به طور روزافزونی مشکل می کند. حمل و نقل و ارتباطات ضعیف، مانع عمده ای در راه حفظ امنیت ملی به شمار می رود.

● آثار اقتصادی برخی از طرح های حمل و نقل زمینی اجرا شده در جهان

با توجه به اهمیت اثرات مختلف حمل و نقل (مخصوصا در بخش زمینی) به چند مورد از اثرات مشاهده شده اجرای برخی از طرح های حمل و نقل زمینی در کشورهای مختلف اشاره می گردد.

در کشور کاستاریکا قبل از ساخت آزادراه مدرن فعلی، حمل و نقل گاوهای گوشتی به صورت گله های «روی پای خود» از «گریز نیگ لند» به «سن جوز» منجر به ۴۰درصد افت وزن و ضرورت واردات گوشت به کشور بود. در حالی که امروزه با تریلی های مخصوص گاوها را یک شبه تحویل داده و کشور از نظر گوشت خودکفا شده است.

در تایلند، احداث آزادراه «دوستی» بین «سارابوری» و «کورات» موجب افزایش تولیدات نیشکر، سبزیجات، موز و دیگر میوه ها به سه برابر، در مدت سه سال گردید.

در بولیوی، ساخت آزادراه بین «کاچابامبا» و «سانتاکروز» زمان مسافرت در فصل باران را از چند هفته به ۱۵ ساعت کاهش داده و کشور را از نظر برنج خودکفا نموده، زیرا قبل از آن قیمت برنج داخلی به علت مشکلات حمل و نقلی ۵۰درصد بالاتر از برنج وارداتی بود.

در هندوستان ۸۷ درصد تقاضای اضافی حمل و نقل ریلی در برنامه پنج ساله سوم مربوط به حمل و نقل آهن و فولاد،سنگ های معدنی، زغال و سیمان بود. لذا پاسخگویی به نیاز روزافزون صنعت، این کشور، یک پنجم بودجه توسعه خود را در راه آهن مصرف کرده و در عوض ظرفیت حمل و نقل کامیون های خود را به دو برابر افزایش داده است.

● جایگاه بخش حمل و نقل در اقتصاد کشور

نقش صنعت حمل و نقل در رشد و شکوفایی کشور انکارناپذیر می باشد. براساس آمار و اطلاعات موجود سهم ارزش افزوده بخش حمل و نقل از کل کشور رقم قابل توجهی بوده و طی ۱۰ سال گذشته نیز روند رو به رشدی داشته است. در این میان سهم ارزش افزوده زیربخش حمل و نقل جاده ای بیش از سایر زیربخش ها بوده و همواره بیش از ۹۰درصد ارزش افزوده بخش حمل و نقل مربوط به حمل و نقل جاده ای بوده است. این رقم در سال ۱۳۷۹ بیش از ۹۴ درصد برآورد شده است. با توجه به بستر مناسب در زمینه حمل و نقل جاده ای، توجه و سرمایه گذاری مناسب تر در این بخش ضروری به نظر می رسد. در مقوله تخصیص اعتبارات عمرانی نیز سهم زیربخش جاده ای به مراتب بیشتر از سایر زیربخش های حمل و نقل می باشد. کشور ما در ردیف کشورهایی است که سهم بالایی از تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی میان ایران و هشت کشور جهان را نشان می دهد. با توجه به اینکه در کشور ما سهم بالایی از تشکیل سرمایه ثابت ناخالص به سرمایه گذاری در بخش حمل ونقل معطوف گشته است لذا بعید به نظر می رسد که معضلات مربوط به این بخش به مسائل مالی منحصر گردد. بلکه باید در جست وجوی رفع عوامل و مشکلاتی نظیر مسئله تقاضا، ناهماهنگی طرح های حمل ونقلی با طرح های تولیدی و کارآیی نامطلوب سرمایه بود. بنابراین بایستی ابتدا برآوردی صحیح از انباشت و تشکیل سرمایه در بخش به دست آورد و سپس درصدد اصلاح عوامل فوق برآمد.

● جایگاه زیربخش حمل ونقل جاده ای در اقتصاد کشور

تمایل روزافزون جهانی نسبت به حمل ونقل جاده ای را می توان در سه عامل عمده جست وجو نمود. اول آنکه در سال های اخیر با ساخت شبکه راه های مدرن و بهتر شدن عملکرد وسایل نقلیه، حمل ونقل جاده ای به صورت انقلابی وسیع کارآیی افزون تری یافته است. دوم آنکه با توسعه اقتصادی ملت ها اهمیت هزینه حمل ونقل کاهش یافته و توجه بیشتر معطوف به سرویس بهتر می باشد که این خود تاثیر قابل توجهی روی هزینه کل و توزیع دارد. سوم اینکه وقتی هزینه کل تولید مطرح می شود، اقتصادی بودن حمل ونقل ریلی اغلب به خاطر تاخیر در تحویل و سایر کمبودهای موجود در سرویس مورد تردید قرار گرفته و اهمیت عامل زمان درخصوص کالاهای فسادپذیر، رونق و اهمیت حمل ونقل جاده ای را روزافزون می نماید. حتی زمانی که حمل با راه آهن ارزان تر از کامیون باشد، ممکن است به علت گرانی هزینه های توزیع باز هم حمل ونقل جاده ای انتخاب شود. از جمله ویژگی های این شیوه سفر، انعطاف پذیری در انتخاب مسیر و مقدار بار، کنترل دائمی روی کالا در طی مسیر، امنیت نسبی بالا و ارزانی توام آن می باشد. البته طول سفر در انتخاب نوع وسیله حمل موثر است. در تحقیقی که در ایالات متحده آمریکا در مورد حمل سبزیجات تازه و میوه به عمل آمده است در فواصل کمتر از یکصد مایل، ۸۸ درصد با جاده و فقط ۶ درصد با قطار حمل شده است، اما در سفرهای بیش از یک هزار مایل، میزان حمل با قطار به ۶۶ درصد و برای طول سفر دو هزار مایل به ۹۳ درصد می رسد. زیرا حمل ونقل جاده ای نیز نقایص خاص خود از قبیل ظرفیت های محدود برای بارهای با حجم انبوه و سنگین، هزینه های بالای ساخت و نگهداری شبکه راه های کشور، خطرات تصادفات و ضرورت آموزش، به کارگیری انبوه رانندگان و تامین قطعات یدکی و استهلاک و ناوگان را دارا بوده و با افزایش طول سفر، این نقایص و عیوب شدیدتر می شود.

● بررسی وضعیت حمل ونقل در اتحادیه اروپا

به طور کلی فعالیت های حمل ونقل کالا در کشورهای اتحادیه اروپا به چهار مد اصلی تقسیم می شوند. این چهار مد عبارت از حمل ونقل جاده ای، حمل ونقل ریلی، حمل ونقل دریایی داخلی کشور (در مواردی رودخانه ای) و حمل ونقل دریایی محدوده اروپا هستند. به منظور روشن شدن موضوع، ذکر این توضیح ضروری است که در بعضی از کشورهای اروپایی بخشی از حمل ونقل کالا در داخل کشور از طریق رودخانه نیز صورت می گیرد که در این قسمت به عنوان بخشی از حمل ونقل و تحت عنوان حمل ونقل دریایی داخلی در نظر گرفته شده است. همچنین برای یکسان کردن اطلاعات مربوط به میزان حمل ونقل کالا در کشورهای مختلف، ضرورت آن وجود دارد که شاخص تعریف شود. بهترین شاخص مورد توافق مجامع عملی و تحقیقاتی در زمینه جابه جایی کالا، تن کیلومتر جابه جا شده است. این شاخص میزان جابه جایی کالا را علاوه بر تناژ کالای جابه جایی شده، مسافت جابه جا را نیز نشان می دهد و معیاری مناسب برای مقایسه را در اختیار قرار می دهد. روش های محاسبه شاخص فوق در کشورهای مختلف و مدهای حمل ونقل متفاوت است ولی اساس کار آن است که شاخص فوق از حاصلضرب تناژ کالای جابه جا شده در مسافت پیموده شده محاسبه می شود. با توجه به اینکه ارقام از نظر ریاضی با مقیاس های بزرگ محاسبه می شود برای نمایش مناسب تر اعداد آن را به یک میلیارد (بیلیون) تقسیم کرده و نمایش می دهند.

بنابراین استفاده از شاخص میلیارد تن کیلومتر جابه جا شده شاخصی برای جابه جایی کالا تلقی می شود. بررسی دقیق تر اطلاعات مندرج در جدول حاکی از چند نکته اساسی است که ذکر آنها در این گزارش ضروری به نظر می رسد. با دقت در میزان جابه جایی کالا در کشورهای عضو اتحادیه اروپا می توان استخراج کرد که بیشترین سهم جابه جایی کالا مربوط به وسایل نقلیه از طریق جاده با سهمی معادل ۷/۴۵ درصد است. علاوه بر این رشد قابل توجه حمل ونقل طی ۱۱ سال (۲۰۰۵ تا ۱۹۹۵) نیز قابل تامل بوده و در این بخش نیز رشد حمل ونقل جاده ای نسبت به دیگر مدهای حمل ونقل قابل بیان است و سیستم حمل ونقل ریلی و دریایی داخلی در سال های گذشته از آهنگ نسبتا یکسانی برخوردار بوده اند. وضعیت حمل ونقل کالا در هر یک از کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز می تواند مورد بررسی قرار گیرد. نکته قابل توجه در وضعیت مدهای مختلف حمل ونقل کالا، در کشورهای مندرج در جدول نیز بیانگر این واقعیت است که جابه جایی کالا از طریق جاده در اتحادیه اروپا از اهمیت خاصی برخوردار است و در اکثر کشورها سهم این بخش از حمل ونقل بیش از ۹۰ درصد است و از این رو ضرورت دارد در کنار اهمیت بخشیدن به بخش های حمل ونقل عمومی، توجه کافی نیز به حمل ونقل جاده ای مبذول شود.

منبع : روزنامه کارگزاران ( www.kargozaaran.com )




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 8:11 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

مقدمه:
تبلیغ در کلام از مصدر بَلَغ به معنی آگاهی دادن یا مطلع کردن می باشد و به کسی که در این راه فعالیت می کند مبلغ یا تبلیغاتچی گفته می شود. هارولد لاسول جامعه شناس آمریکایی می گوید: تبلیغات در معنی گسترده آن، فن تحت تأثیر قرار دادن عمل انسان از طریق دستکاری تصورات یا باز نموده است. یا تبلیغ کوششی است تعمدی و حساب شده که به منظور شکل دادن به دریافت، دستکاری کردن ادارک و همسو کردن رفتار مخاطبان با نیت مورد نظر مبلغ صورت می گیرد.
توسعه اقتصادی، پیشرفت های صنعتی، سهولت ارتباطات بین المللی و استفاده از وسایل ارتابط جمعی در سطح گسترده در قرن کنونی، تبلیغات و ضرورت توجه به آن را مطرح ساخته است. گرچه اولین اثر تبلیغاتی شناخته شده در جهان به سه هزار سال پیش تعلق دارد که در شهر طبس یونان بدست آمده است و حاوی اعلان پاداش برای دستگیری برده ای بر روی کاغذ پاپیروس است. اما تبلیغات به مفهوم امروزی آن از قرن هفدهم و هیجدهم زمانی که شهرنشینی همزمان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و افزایش تولید انبوه رایج شد، به عنوان یکی از ضرورت های ارتباطی در جهان مطرح گردید. در اواسط قرن ۱۷ روزنامه مرکوری Mercuries به صورت هفتگی در انگلستان به چاپ می رسید و اولین آگهی معرفی قهوه در سال ۱۶۵۲ و شکلات ۱۶۵۷ و چای ۱۶۵۸ میلادی در این روزنامه منتشر شد و اولین آگهی که ایجاد رقابت بین کالا را شروع کرد در ۱۴ سپتامبر ۱۷۱۰ میلادی در روزنامه تاتلر در آمریکا شروع شده که به معرفی یک نوع دارو پرداخته بود. گرچه پیش از این روزنامه بوستن در ۲۴ آوریل ۱۷۰۴ میلادی در آمریکا اقدام به درج آگهی نمود. درج آگهی تبلیغاتی در ایران از سال ۱۲۶۷ هجری قمری یعنی ۱۴ سال پس از انتشار اولین روزنامه کشور (کاغذ اخبار) و ۱۵ سال پس از رواج کاربرد آگهی در مطبوعات غربی رایج شد و برای اولین بار درج آگهی در روزنامه اطلاعات در دهه اول قرن ۱۴ هجری شمسی آغاز شد. شروع درج تبلیغات تجاری به معنای واقعی آن در سال ۱۳۲۵ شمسی در روزنامه کیهان بوده است.
نقش تبلیغات در توسعه اقتصادی
commerce-ads-iran.jpgامروزه تبلیغات به عنوان یک صنعت در دنیا شناخته شده است. این صنعت در دنیا به تولید کننده انگیزه کاری می دهد و تبلیغات سالم می تواند بازار سالم ایجاد کند. به قول کارشناسان اگر کالایی کیفیت خوبی نداشته باشد هر قدر هم که تبلیغات جذاب و خوبی داشته باشد نمی تواند به نتیجه برسد. یعنی شاید با تبلیغات بتوان یک بار خریدار را وادار به خرید کرد ولی برای همیشه نمی توان این کار را کرد. این کیفیت است که تعیین کننده نهایی است.
امروزه تبلیغات به عنوان یک ضرورت در جامعه ایران مطرح است که به معرفی کالاها و تولیدات و در خدمت برآورده ساختن نیازهای ضروری زندگی انسان قرار دارد تبلیغات باید در خدمت رونق بخشیدن به حرکت چرخ های اقتصادی یا شناساندن محصول و … باشد.
تبلیغات در حقیقت زبان و وسیله ارتباط بنگاه اقتصادی و جامعه است و قطع تبلیغات به نوعی مرگ کالا محسوب می شود که اگر ناآگاهانه، تقلیدی، سفارشی، و با دید غیرکارشناسی و غیرتخصصی انجام شود، چاهی است که کالا و صاحبش را در خود فرو می کشد، برعکس یک تبلیغ خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند. تبلیغ گسترده و علمی باعث می شود که کالای ایرانی در برابر رقیب خارجی بازار بیشتری بیابد و به فروش برسد و کارخانه دار با شکست مواجه نگردد و جامعه نیز مواجه با خیل عظیم بیکاران نشود. نقش تبلیغات و آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزدیک تر کرده و باعث ایجاد ارتباط گردد. دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند که تبلیغات در بعضی مواقع تأثیر قابل ملاحظه ای در افزایش سطح زندگی مردم داشته است. زیرا تبلیغات در مردم انگیزه های فراوانی برای خرید کالا ایجاد می نماید و تمایل به خرید کالا را در بسیاری از مردم تقویت کرده و این امر باعث می گردد تا مردم برای بدست آوردن دستمزد درآمد بیشتر میزان کار و تلاش خود را افزایش دهند تا بتوانند احتیاجات ضروری و نیمه ضروری خود را تأمین و حتی کالاهای لوکس و تجملی خریداری نمایند که این امر باعث رونق کسب و کار و تجارت و اشتغال و کاهش بیکاری می گردد. به نوعی تبلیغات باعث بازگشت سرمایه و جاری شدن خون در رگ تولید و حیات اقتصادی کشور می گردد. دکتر علی اکبر فرهنگی استاد مدیریت و ارتباطات می گوید: از تبلیغات می توان به خوبی برای اطلاع رسانی بازار گشایی و پاسخ دادن به نیازهای مصرف کنندگان استفاده کرد. اما در عین حال باید از مصرف زدگی و مصرف گرایی لجام گسیخته پرهیز کرد و از تبلیغات برای استقرار شرایط انسانی و عقلانی و ایجاد روابط منطقی استفاده کرد.
تبلیغ در مردم آگاهی، ایجاد کرده و آنها را علاقمند و تشویق به خرید می نماید و نیز در خرید هوشیارتر می کند. تبلیغ و تبلیغات می تواند در بالا بردن توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه نقش بسزایی داشته باشد. نکته ای که باید در تبلیغات به آن توجه کنیم این است که تبلیغ یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جویی در وقت برای مصرف کننده و راهی برای رسیدن به یک هدف نهایی پیام دهنده می باشد. از طرف دیگر تبلیغ راهی برای رساندن پیام به دیگران از طریق ایجاد روابط منطقی به منظور تغییر دگرگونی در بینش، تفکر، خواسته ها رفتار می باشد. به این نکته توجه داشت که تبلیغات صنعت و حرفه ای است که اگر صحیح به آن پرداخته شود می تواند ایجاد اشتغال بسیار بالایی را داشته باشد و برای افرادی که در این رشته مشغول به فعالیت می باشند و از سوی دیگر باعث رشد تولید و صنعت ملی و توسعه اقتصادی می گردد و تولیدات غیرنفتی را بالا می برد زیرا سبب ایجاد رقابت صحیح می شود و خود این موضوع به امر صادرات به جهت بالا رفتن کیفیت نیز کمک کرده و مشاغل جدیدی را ایجاد می کند. تبلیغات یک صنعت عظیمی است که از علوم متفاوتی شامل: روانشناسی، مردم شناسی، جامعه شناسی.
رفتار شناسی، مدیریت سازمانی، اقتصاد، مدیریت صنعت علوم مرتبط با تولید، بسته بندی، گرافیک، طراحی، نقاشی، حسابداری و … که هر کدام در محل عملیاتی خود بسیار مهم و اثرگذار می باشند بهره می گیرد و تبلیغات تجاری یک جز لازم برای اقتصاد ممالکت می باشد. تبلیغ سبب رونق اقتصادی، رونق اجتماعی، ایجاد شغل، تحول در بازار، سیر تکامل اجتماعی و بالا رفتن فرهنگ مصرف صحیح می گردد.
امروزه تبلیغات در غرب در دو بعد مطرح است تبلیغاتی که به عنوان پروپاگاندا نام می برند و به تبلیغات سیاسی و اجتماعی معروف است هیچ انگیزه تجاری و سود مادی در آن نهفته نیست صرفاً دنبال منافع معنوی یا سیاسی است. نوع دیگر تبلیغات تجاری یا Advertising به معنی آگاهی دادن است. بازاریابی و تبلیغ هر دو برای فروش بیشتر، مستمر و صحیح فعالیت می نمایند. حفظ نگهداری مخاطبین (مشتریان) جلب مشتریان جدید، آگاهی صحیح و منطقی دادن به آنها از وظایف تبلیغات است. در حقیقت تبلیغات یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جویی در وقت برای مصرف کننده می باشد.
مدیران و مجریان تبلیغ باید به شاخصه های مهم انتشار یک پیام توجه کنند حوزه انتشار پیام، زمان انتشار پیام، ابزار انتشار پیام، موقعیت انتشار و تکرار پیام های تبلیغی از جمله این شاخصه های مهم تبلیغی است، یک تابلو تبلیغاتی با پیام جذاب و هزینه ای اندک می تواند از بسیاری از مشخصه های یک پیام ارتباطی برخوردار باشد به شرط آن که از ویژگی های بهینه بهره مند گردد.
البته باور کردنی نیست که سالانه شرکت های تولید کننده کالا و خدمات در سطح بین المللی و سطح ملی چه رقم بالایی هزینه می کنند تا به جمعیت میلیاردی ساکن دهکده جهانی بقبولانند که آنچه تولید کرده اند همانی است که خواسته اند. بسیار بیش از آنکه شرکت های عظیم تولید کننده کالاهای مصرفی تابلوهای تبلیغاتی عریض و طویل خود را به چشم جهانیان بنمایانند این شعار کشف شده بود که همیشه حق با مشتری است. یک آژانس تبلیغاتی موظف است در سطح وسیعی به فعالیت های تحقیقی دست بزند مانند بررسی خصوصیات مختلف بازار، تجزیه و تحلیل بازار از نظر اقتصادی، تخمین وسعت بازار، بررسی موقعیت شرکت مورد نظر در صنعت، گروه بندی مصرف کنندگان بر اساس مقدار مصرف چگونگی مصرف، عادات موثر در مصرف، استفاده از روش های مناسب تبلیغ از جمله هدایای تبلیغاتی فیلم ها، طرح ها و پوسترهای تبلیغاتی و نیز برنامه ریزی و زمان بندی انجام تبلیغات با راههای برقراری رابطه موثر با مصرف کنندگان می باشد.
در یکی از تعاریف تبلیغات بازرگانی عبارت است از پیش بینی و تهیه پیام های سمعی و بصری که در ازاء پرداخت بهای نشر یک یا چند عامل تبلیغاتی به اطلاع مردم رسانیده شود. این پیام ها حامل خبری از خصوصیات و امتیازات یک کالا یا خدمت با یک فکر یا شیوه عمومی خواهند بود که اطلاع از آنها موجب افزایش فروش کالا یا استقبال عمومی از خدمت و فکر مورد نظر است. علاوه بر این در عمر مصرف و تولید انبوه بخش مهم یا هدف تبلیغات مطلع کردن مردم نسبت به تازه های تولید است و هدف اصلی آن معرفی یک کالا و فروش آن است. هزینه تبلیغات یک هزینه سربار نیست و تبلیغات خرج خودش را در می آورد. نقش آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزیدک کند. یک آگهی خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند. استفاده از یک عنصر هنری واحد، بیشترین تأثیر را دارد به خصوص در آگهی های کوچک که جا و فضا، ارزش بیشتری دارد. وقتی که همه اطلاعات جمع آوری شد باید آن اطلاعات را به منظور تدوین یک استراتژی فروش تحلیل کنید. یک شرکت طراحی آگهی باید به مواردی چون جلب نظر مشتری، نفع مشتری انگیزه خریدار و خرید توجه کند. در این زمینه باید از نیازهای عقلانی و احساسی هر دو استفاده شود.
در یک تعریف تبلیغات تجاری نوعی از ارتباطات است که با هدف معرفی جلت توجه و یا تشویق نسبت به کالا، خدمت، نیاز مؤسسه و یا آموزه ای از سوی شخص حقیقی یا حقوقی معینی با استفاده از وسایل گوناگون خطاب به توده گروه و یا فرد انجام می شود. اگر کارخانه ای تولید بالا داشته باشد اما از طریق ارائه محصول و بازار و تعیین بازار مصرف و آشنا کردن مشتریان با محصول جدید در برنامه کاری خود قرار ندهد موفق نخواهد شد. در تبلیغات باید منافع ملی، مصالح ملی، آموزش، جلت مشارکت های عمومی را در روند توسعه در نظر گرفت تبلیغات باید دائمی، مستمر و با ظرافت باشد نه مقطعی و در موقع بحران.
عمده ترین اهداف تبلیغات می تواند به شرح ذیل باشد:
الف- آشنایی مخاطب با کالا
ب – ایجاد تصور خاص مثبت در او نسبت به کالا و ترغیب او به مصرف آن. برای بدست آوردن و انجام رساندن هر یک از این مراحل به طور کامل باید اطلاعات لازم را از طریق تحقیقات بدست آورد. اطلاعات درباره این که:
- چه باید گفت (محتوای پیام)
- چگونه باید گفت (ابزار و شرایط تبلیغ)
- اثر چه بوده است (تأثیر تبلیغ)
ما باید در تبلیغ نشان بدهیم دوستی هستیم که برای کمک آمده ایم تا برای تحمیل عقیده خود. به قول ایزنهاور که در حدود ۵۰ سال قبل گفت: بزرگترین جنگی که در پیش داریم نبرد برای تسخیر افکار انسان هاست. سیسرو خطیب و سیاستمدار رومی در مورد تأثیر پیام گفته است: اگر می خواهی مرا متقاعد کنی باید اندیشه های مرا بشناسی احساس مرا حس کنی و با کلماتی که من حرف می زنم، حرف بزنی.
این نکته را نیز در نظر داشت که تبلیغ هنر، علم و صنعت است.
دکتر علی محمد اربابی در کتاب تبلیغات تجاری از انتشارات دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی سال ۱۳۵۰ می گوید: تبلیغ شامل پیام های دیداری، گفتاری است که از طریق وسایل تبلیغاتی با پرداخت وجه مردم را به طریقی به یک نوع محصول یک خدمت، یک فکر و … علاقمند می نماید و یا تبلیغات به کلیه اشکال ترغیب عمومی برای ایجاد تقاضا و بازار اطلاق می گردد که به واسطه آن، افکار و تمایلات مردم را تحت تأثیر قرار داده، مردم را به خرید کالا یا خدمت مورد نظر مبلغان تشویق می نماید.
فروش فوری و رضایتبخش تولیدات اولین هدف تبلیغات است. بنابراین آگهی باید گویا باشد. برای این که جلب توجه نماید. عنوان آگهی باید قوی و موثر باشد. مخصوصاً باید دید با چه نوع عنوان و عکسی می توان مردم را تحت تأثیر قرار دهد. در نوشتن آگهی باید از تکرار و ذکر جملات مکرر و کلمات زاید و بی فایده خودداری نمود. آگهی ها باید حاوی پیشنهاد تازه و ایجاد حیثیت و شهرت کند. ویلیام وایت یکی از نویسندگان آمریکا طی یک سلسله مقالات در سال ۱۹۵۰ در مجله معروف “فورچون” چاپ کرد و بعدها همان کتاب “آیا کسی گوش می دهد؟” را منتشر نمود می گوید: هیچ مؤسسه ای نمی تواند تنها با تعریف و تمجید و نشر آگهی های توخالی به جایی برسد و اعتماد و تفاهم مردم را جلب کند. جلب تفاهم در صورتی امکان پذیر است که مؤسسه با طبقات مردمی که با آن سروکار دارند موضوعات مورد علاقه مشارکت نزدیک داشته باشد. زیرا تجربه مشترک تنها پایه و اساس محکم و استوار برای ایجاد تفاهم است. در هر کاری باید ارزشهای انسانی را ملحوظ و مورد نظر داشت تا بتوان در فکر و قلب و مغز دیگران نفوذ کرد.
تبلیغات بازرگانی باید به عامل رونق تجارت و صنعت، ارتقاء کیفی تولید و کاهش قیمت قلمداد شود اما به نظر متخصصان علوم اجتماعی نیز به نوعی شستشوی مغزی قلمداد می شود. تبلیغات در بسیاری مواقع عادت به مصرف برخی از کالاهای غیرضروری را دامن زاده و باعث از خود بیگانگی افراد می گردند. از آثار زیانبار دیگر تبلیغات و تهاجم تبلیغاتی دگرگون ساختن الگوی مصرف جامعه است. تبلیغات مصرف گرایی و مصرف مازاد بر احتیاج را دامن می زند که نتیجه آن از دست رفتن امکان پس انداز و عدم آینده نگری است. نتایج دیگر آن چشم و همچشمی، فخر فروشی، سطحی نگری و جایگزین کردن معیارهای مادی به جای معیارهای اخلاقی و معنوی است و شکاف بیش از پیش طبقات و تمایزات اجتماعی و طبقاتی را به دنبال دارد. از دیدگاه انتقادی باید گفت، تبلیغات فعالیتی است که در آن بازاری ایجاد می کند تا به هر طریقی که ممکن باشد مردم را فریب دهند یا مصرف گرایی را ترویج کنند. هزینه لازم برای تبلیغات از یک سو قیمت تمام شده کالا را افزایش می دهد و از سوی دیگر منجر به افزایش کمیت تولید و در نتیجه کاهش هزینه تولید می گردد و نیز ایجاد رقابت ممکن است منجر به افزایش کیفیت گردد. تبلیغات شرکت های فراملیتی در کشورهای در حال توسعه به زیان این کشورهاست. به عنوان نمونه به دلیل وجود نداشتن یا ناکار آمد بودن مقررات و محدودیت های تبلیغات در کشورهای در حال توسعه باعث گردد که در این کشورها تمایل به مصرف کالاهای غیرضروری افزایش یابد، صنایع داخلی آنها لطمه بیند و الگوی مصرف آنها به نحو غیراصولی مشابه الگوی کشورهای مرفه گردد.
اطلاع رسانی می تواند اصلی ترین اهداف تبلیغات باشد. تبلیغات عموم مردم را مطلع می سازد تا به عنوان مثال بطور صحیح رانندگی کنند و قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت نمایند. در مصرف آب و برق صرفه جویی نمایند. در حفظ و حراست از محیط زیست بکوشند. در جهت کاهش آلودگی هوا قدم بردارند و به جای مراجعه حضوری به ادارات از پست وسایل ارتباطی دیگر استفاده نمایند. همچنین تبلیغات می تواند در خدمت توسعه توریسم و جهانگردی، تشویق به صادرات، بازارگشایی و پاسخ به نیازهای مصرفی منطقی، حفظ و تداوم حیات تولید کنندگان کشور باشد. تبلیغات همچنین به فرهنگ تعلیم و تربیت، ثبات تولید، استاندارد کردن محصول جلوگیری از نوسان قیمت ها، توسعه تکنولوژی، پیشرفت سطح زندگی، تولید انبوه و مصرف انبوه کمک می کند. تبلیغات ممکن است برای مصرف کننده وسایلی فراهم آورد که در وقت و انرژی خود، در رفع نیازمندیهایش صرفه جویی کند. آزادی انتخاب و اختیار او را آسانتر کند و از میزان آزمایش و خطای او بکاهد. از طرفی درآمد حاصله از امور تبلیغات بازرگانی برای مؤسسات گرداننده وسایل ارتباط جمعی و مطبوعات رقم قابل توجهی را تشکیل می دهد. بدون این درآمدها تصور کنید که روزنامه ها یا مجلات، رادیو تلویزیون چگونه می توانند وضعیت اقتصادی شغلی خود را تثبیت نمایند. بدون داشتن چنین درآمدی، مطبوعات مجبور خواهند بود که از طریق دیگری به حیات خود ادامه دهند. معمولاً یکی از راههای کسب درآمد بیشتر افزایش نرخ مطبوعات می باشد که در چنین حالتی مصرف کننده بایستی پول بیشتری بپردازد و یا قلم روزنامه خود را در اختیار گروه و یا مؤسساتی بگذارد که امکان دارد حیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه ای را به خطر بیندازند. به هر حال شکی نیست که تبلیغات بازرگانی یکی از عوامل موثر و مفید اجتماعی می باشد و مؤسساتی که از طریق تبلیغات بازرگانی مراحل موفقیت را پیموده و بر پیروزی بزرگی نائل گردیده اند بسیار بوده و چه بسار بدون وجود آنها تکنولوژی امروز هم موجود نبود و بشر قرن معاصر از مزایای امروزی برخورداری نداشت.
دیدگاه انتقادی در مورد تبلیغات این است امروزه جوامع تحت تأثیر تبلیغات تجاری به خرید کالاهای غیرضروری تشویق و ترغیب می شوند. “و افراد در این جوامع که به “جوامع مصرف” موسوم شده است ناچار می شوند تحت تأثیر تبلیغات تجاریی که از طریق روزنامه ها، مجله، رادیو تلویزیون ها، سینماها و آگهی های گوناگون دیواری آنها را تعقیب می کند، کالاهای بیشتری خریداری کنند.
بدیهی است که افراد برای تأمین این همه نیازهای مصنوعی و سرگرم کننده باید درآمد بیشتری نیز بدست آورند تا قادر باشند قوه خرید خود را بالا ببرند. ولی از آنجا که کسب درآمد بیشتر نیازمند کار بیشتر است، خود را مجبور می بینند که ساعت های زیادتری کار کنند و احتمالاً بجای یک شغل یک یا چند شغل دیگری پیدا کرده تا بتوانند بهای کالاهای مصرفی را که بیشتر به طور قسطی خریداری می کنند به موقع بپردازند. بدون تردید افراد با کار بیشتر چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ روحی، خسته تر و فرسوده تر می شوند و شور نشاط زندگی را از دست می دهند. از فراغت و آسایش واقعی محروم شده، نسبت به وضع اجتماعی خود و اطرافیان خویش بی اعتنا و بی توجه می شوند. در نتیجه آنها نمی توانند از حقوق سیاسی خود بهره برداری کنند، مسئولیت های اجتماعی خویش را انجام دهند و با همکاری دیگران آینده بهتری را بسازند. در چنین شرایطی تبلیغات بازرگانی بطور غیرمستقیم، هدف های تبلیغات سیاسی را که حفظ و گسترش سازگاری و محافظه کاری است تأمین می کنند.
صرف نظر از معایبی که برای تبلیغات بر شمردند باید به این نکته توجه داشت که تبلیغات تجاری، نیروی مهاجم و خلاقی است که با تشویق میل عمومی به مصرف، به فروش کالا کمک می کند و عامل محرکه ای در گردش چرخ های اقتصاد جهانی به شمار می رود. در واقع تبلیغات تجاری فرایندی پویاست که همگام با تغییرات اجتماعی و تحولات سیاسی – اقتصادی، هر روز شکل تازه ای پیدا می کند. افزایش سطح دانش عمومی، رشد فکری و نیز سلیقه و ذوق مردم از یک سو و افزایش سطح درآمد و جمعیت، رغبت به مصرف و بهتر زیستن از سوی دیگر، تبلیغات تجاری را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است. شرکت ها با انجام تبلیغات تجاری، هدف های چهارگانه ای را دنبال می کنند. نخست این که سعی می کنند میزان مصرف مشتریان خود را افزایش دهند. دوم اینکه در صدد جلب مشتریانی جدید بر می آیند که رسیدن به این هدف از طریق جلت نسل جوان، جلب مشتریانی که خریدار محصولات شرکت نیستند و جلب مشتریان رقبا امکان پذیر است. سومین هدف شرکت زنده نگاه داشتن نام مؤسسه و چهارمین هدف مبارزه با عقاید مخالف شرکت یا مؤسسه است. از دیگر مزایای تبلیغات تجاری افزایش حجم مبادلات است و نیز عاملی در توسعه فن آوری است. چرا که موفقیت در بازار به ارائه کالاهای دارای کیفیت مناسب بستگی دارد. تا مشتریان بالقوه ای که با تبلیغات برای خرید محصول شرکت به صورت بالفعل درآمده اند به صورت مشتریان دائمی شرکت باقی بمانند.
از دیگر مزایای تبلیغات تجاری، افزایش تقاضای مشتریان است. هر قدر سرعت فروش کالا بیشتر شود قدرت تولید محصولات نیز افزایش می یابد. سرعت فروش از راه ارتباط با انبوه مشتریان میسر می شود که در گوشه و کنار جهان پراکنده هستند.
جان منیاردکینز اقتصاددان مشهور انگلیسی می گوید: “اشتغال کامل مستلزم مصرف کامل است و مصرف کامل نیز مستلزم شناساندن محصول به متقاضی است. “از دیگر مزایای تبلیغات تجاری، ایجاد رقابت بین تولید کنندگان است که به تبع آن کیفیت محصول بهبود می یابد در واقع تولید کنندگان برای از دست ندادن بازار، همواره درصدد افزایش کیفیت محصول خود نسبت به شرکت رقیب هستند.
تبلیغات تجاری همچنین حق انتخاب مشتری را برای خرید کالا افزایش می دهد. در این شرایط متقاضی به راحتی به اطلاعات مربوط به کالا دست می یابد و دست به انتخاب می زند. همچنین با ایجاد اعتماد در مصرف کنندگان در دراز مدت توزیع کالا نیز آسانتر می شوند زیرا با اطمینانی که مصرف کننده نسبت به مارک کالا پیدا می کند تولید کننده قادر است حتی بسیاری از محصولات خود را پیش فروش کند.
تبلیغات می تواند در افزایش منظم توانایی خرید مردم و نیز گردش سرمایه ها موثر باشد. تبلیغ میل عمومی مصرف کنندگان را برای خرید افزایش می دهد و باعث می شود مشتریان برای دستیابی به کالاهای جدید مورد نظر خود بکوشند تا درآمد بیشتری کسب کنند. اگر تولید کننده مجاز به آگهی کردن محصول خود نباشد علاوه بر مشکلاتی که برای خریداران به جهت بی اطلاعی از کالا و خدمات ایجاد می شود تولید کننده نیز رغبتی برای سرمایه گذاری نشان نمی دهد. همچنین اشتغال کامل عوامل تولید فراهم نمی شود و با افت درآمد قدرت خرید کاهش می یابد. بطورکلی تبلیغات تجاری یکی از مهم ترین عوامل توسعه اقتصادی به شمار می رود و ابزاری است برای تسریع گردش سرمایه و پیشرفت صنعت.
این در حالی است که به همین میزان ضد تبلیغ می تواند مخرب باشد. تبلیغات سویی که برای پسته و خرمای ایران در جهان صورت می گیرد تولید کنندگان ایرانی را با مشکلات زیادی مواجه می کند.

فهرست منابع و مآخذ:
۱- تبلیغات بازرگانی، نگارش عزیز سلاحی – عباس تکیه – انتشارات مدرسه عالی بازرگانی – تهران ۱۳۵۱
۲- از تبلیغات تجاری چه می دانیم؟ تألیف و گردآوری: دکتر مهرداد راستگو – تهران – نشر آیندگان، ۱۳۸۰
۳- تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات – تألیف علی میر سعید قاضی – تهران – نشر مبتکران۱۳۷۰
۴- فرهنگ تبلیغات تألیف محمدرضا محمدی فر – انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ۱۳۷۷
۵- آگهی های تجارتی و روشهای آن تألیف جلیل مسعودی – تهران – مدرسه عالی بازرگانی ۱۳۵۰
۶- تبلیغات تجاری نوشته علی محمد اربابی – تهران – انتشارات دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ۱۳۵۰
۷- مجموعه مقالات نخستین همایش و نمایشگاه صنعت تبلیغات ایران نیز اداره کل تبلیغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی – چاپ اول ۱۳۷۹
۸- نشریه شرکت سهامی بیمه البرز – شماره دوم مرداد ۱۳۷۸
۹- تبلیغات تجاری و از خود بیگانگی انسانی، دکتر کاظم معتمدنژاد و مجله رسانه – شماره ۲ – تابستان ۱۳۶۹
۱۰- مجله رسانه فصلنامه تحقیقاتی و مطالعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی – شماره ۳ پائیز ۱۳۷۴
۱۱- تبلیغات، سفید، سیاه و خاکستری – دکتر پرویز شعار غفاری مجله رسانه سال ۱۳۷۳
۱۲- مدیریت تبلیغات از دید بازاریابی – مؤلف: دکتر محمد محمدیان – تهران – انتشارات حروفیه – چاپ اول مرداد ۱۳۷۹
منبع: نشریه تحقیقات روابط عمومی – شماره ۳۴

منبع :

http://www.rasaa.com




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 7:58 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

توجه به نقش دانش در اقتصاد و رشد اقتصادی موضوع جدیدی نیست، به نحوی که آدام اسمیت در قرن نوزدهم به نقش تخصص در تولید و اقتصاد توجه داشته و فردریک لیست تأکید کرده است که خلق و توزیع دانش به بهبود کارآیی در اقتصاد کمک می کند. طرفداران شومپیتر نظیر هیرشمن، گالبرایت و گودوین به نقش ابداع و نوآوری در پویایی اقتصاد توجه خاص داشته و رومر و گروسمن نیز با عرضه نظریه جدید در زمینه سرمایه انسانی، برای علم و دانش در رشد بلند مدت اقتصادی نقش عمده ای قائل شده اند.
اصطلاح اقتصاد دانش محور اولین بار سازمان اقتصادی کشورهای در حال توسعه مطرح کرد، و گویای نقش مهم دانش و فناوری در جریان اقتصاد دو دهه است و می‌توان گفت که حداقل به دو ویژگی اقتصاد نوین اشاره می کند
اول آنکه در اقتصاد دانش محور، دانش از نظر کمی و کیفی با اهمیت‌تر از گذشته هاست. دوم آنکه کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات عامل محرکه اقتصاد جدید است. طبق تعریف سازمان اقتصادی کشورهای در حال توسعه، اقتصاد دانش محور، اقتصادی است که بر اساس تولید، توزیع و کاربرد دانش و اطلاعات شکل گرفته و به سرمایه‌گذاری در دانش و صنایع دانش محور توجه خاص می‌شود. چنین سرمایه گذاری عبارت است از مجموع هزینه های انجام شده در تحقیق و توسعه تحصیلات عالی و نرم افزارها به عبارت دیگر سرمایه گذاری در دانش، به معنای هزینه فعالیت هایی که سبب ارتقا سطح دانش موجود و یا کسب و اشاعه دانش جدید می شود.
کمیته اقتصادی آسیا و اقیانوسیه با گسترش ایده سازمان اقتصادی کشورهای در حال توسعه در خصوص اقتصاد دانش محور، آن را اقتصادی می‌داند که در آن تولید، توزیع و کاربرد دانش، عامل و محرکه اصلی رشد اقتصادی، تولید ثروت و اشتغال در تمامی صنایع است. طبق این تعریف، اقتصاد دانش محور برای رشد و تولید ثروت در تعدادی از صنایع به فراخور نیاز خود از دانش استفاده می‌کنند، به عبارت دیگر در اقتصاد دانش محور، تولید، توزیع و کاربرد دانش در تمامی صنایع عامل محرکه رشد اقتصادی، تولید ثروت و اشتغال است.




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 7:51 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

نگاهي به گذشته اقتصادي ايران نشان مي‌دهد اقتصاد دومين صادر کننده نفت اوپک چندين دهه است که با مشکلات ناشي از پرداخت يارانه‌هاي سنگين دست و پنجه نرم مي‌کند؛ اين درحاليست كه شيوه پرداخت يارانه در ساليان پيش نتايج منفي همچون نرخ رشد پايين اقتصادي، توليد سرانه پايين‌، توزيع نا‌برابر درآمد، تراز تجاري منفي بدون نفت، نرخ دو رقمي بيکاري و نرخ رشد تورم دو رقمي را موجب شده است.

مطابق اين قانون قرار است طي پنج سال طرح هدفمند كردن يارانه‌ها اجرا شود و به ‌تدريج قيمت حامل‌هاي انرژي واقعي شده تا يارانه دولت به افرادي كه استحقاق آن را دارند، پرداخت شود.

در خصوص ضرورت‌هاي اجراي اين جراحي بزرگ اقتصادي، همه كارشناسان اقتصادي بر لزوم اجراي منطقي آن تاكيد داشته و معتقدند كه اگر اجراي اين طرح نادرست و يا ضعيف باشد، طرح دوباره در سکوت مطلق فرو مي‌رود و اين‌بار زمان مطرح شدن دوباره آن مشخص نخواهد بود و از اين رو ضربه بزرگي به اقتصاد وارد خواهد شد.

پيش‌بيني‌ها نشان مي‌دهد با اجراي قانون هدفمند‌سازي يارانه‌ها کاهش مصرف عمومي ايجاد شود كه منجر به افزايش سرمايه‌گذاري، افزايش توليد، ‌ارزش‌افزوده و افزايش پس‌انداز مي‌شود كه لزوم افزايش سهم هزينه‌هاي عمراني را در دولت مي‌طلبد.

در اين زمينه وزارت نفت به‌عنوان يكي از وزارت‌خانه‌هاي بسيار متاثر به ‌منظور آماده‌سازي زيرساخت‌ها براي اجراي اين قانون، شيوه‌ نامه اجرايي اطلاع‌رساني و فرهنگ‌سازي ستاد هدفمند کردن يارانه‌ها را در اين وزارتخانه تهيه كرده است.

هدف اصلي از تهيه اين شيوه‌نامه آماده سازي آحاد مردم از طريق اطلاع‌رساني مناسب در حوزه‌هاي مرتبط با وزارت نفت و انسجام، هماهنگي دقيق، سرعت عمل و افزايش اثر بخشي اطلاع ‌رساني بوده است.

محدوده فعاليت اين شيوه ‌نامه در حوزه وزارت نفت و شركت‌هاي ملي تابعه شامل نفت، گاز، پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي و پتروشيمي خواهد بود. به اين منظور مخاطبان دو گروه «خاص» و «عام» تقسيم شده‌اند؛ عمده مخاطبان خاص، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، مجامع فرهنگي و ديني، دستگاه‌هاي اجرايي ملي، مجامع علمي - پژوهشي و دانشگاه‌ها و مدارس کشور، رسانه‌هاي گروهي هستند و مخاطبان عام از خبرنگاران و عموم مردم تشكيل شده است.

اطلاع‌رساني توسط کميته اطلاع‌ رساني و فرهنگ‌ سازي، برنامه‌ ريزي و اجرا مي‌شود كه مهم‌ترين وظايف کميته اطلاع رساني و فرهنگ‌سازي شامل ايجاد هماهنگي به منظور ارائه اطلاعات شفاف و دقيق در راستاي تنوير افکار عمومي و برنامه ريزي از روند اجراي هدفمند کردن يارانه‌ها در مجموعه وزارت نفت خواهد بود؛ برنامه اطلاع‌رساني شامل سه مرحله آگاه‌ سازي، آماده ‌سازي و همراه ‌سازي است كه به ‌دنبال آشنا ساختن جامعه مخاطب با دلايل، ضرورت‌ها، اهداف و رئوس قانون هدفمند کردن يارانه‌ها از طريق تبادل اطلاعات، آماده‌كردن فضاي اطلاعات و رواني جامعه براي شکل‌گيري انتظارات مثبت و سازنده و جلب مشارکت مخاطبان، اخذ بازخورد و ايجاد ارتباط براي اجراي اثربخش برنامه‌ است.

منبع :

http://www.asrekimyagari.com/asrkimiagari/News.aspx?NID=4




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 7:44 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541523 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید