نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

 

«دانش بالاترین قدرت سرعت دهنده جریان تولید است. آن برای ما غلبه بر طبیعت و ارضای نیازها را امکان پذیر می سازد.» «آلفرد مارشال»

زمان اعطای جایزه نوبل اقتصاد سال فرصتی برای تاکید بر اهمیت علم اقتصاد به عنوان ابزار تنظیم ساز و کار جریانات اقتصادی در سطح بین المللی است. بحران فعلی در اقتصاد جهانی و نارسایی های داخلی را نباید به حساب ناتوانی این علم در حل مسائل گذاشت. کم توجهی به دانش و آغشته کردن تصمیم گیری ها به شاخص های سیاسی آسیب رسان مانع از باروری تعقل رفاه نگر در سیاست های اقتصادی است. به هر حال این طور نیست که سیاستمداران براساس قواعد و دروس مکاتب علمی به طور کامل برای رفاه جوامع، به خصوص با دید جهانشمول گام بردارند. اینکه در شروع انتخاب رشته های جایزه نوبل، علم اقتصاد گنجانده نشده و بعداً در فهرست آن قرار می گیرد، به دلیل سرعت روند جریان توسعه اقتصادی در جهان، پیوستگی و پیچیدگی روابط اجتماعی و اقتصادی و مسائلی که به طور پویا به آن افزوده شده، است. تحولات و موانع در کنار هم ظاهر می شوند، روی یکدیگر تاثیر گذاشته و از هم متاثر می شوند.

تصویری که از جریان تاریخی گروهی از برندگان، کارهای تحقیقاتی آنان، ارتباطش با کشورهای پیشرفته و در جریان توسعه ارائه می شود، هشدار بدیهی است که دوران حاکمیت علمی همه فن حریفان سپری شده و تنظیم اقتصادهای ملی و جهانی را تنها می توان تحت نظارت علمی مستمر گروه های کارشناسی در مقابل خطر سقوط از پرتگاه ورشکستگی بیمه کرد.

اکتبر، ماه انتخاب برندگان و اعطای جایزه نوبل هر سال است. جوایز نوبل در سال ۱۹۰۱ برای رشته های فیزیک، شیمی، پزشکی یا فیزیولوژی، ادبیات و صلح برقرار شد. براساس وصیت نوبل قرار بود جوایز به اشخاصی اعطا شود که کشفیات بااهمیتی در زمینه فیزیک، نوآوری های باارزشی در رشته شیمی، کشفیات مهمی در علوم پزشکی و فیزیولوژی داشته اند، همچنین به افرادی که در ادبیات بیشترین آثار را با تمایلات ایده آلیستی نوشته اند و نیز به اشخاصی که کوشش زیادی برای برقراری روابط برادرانه بین ملت ها به کار گرفته اند. وصیت نوبل تاکید دارد در اعطای جوایز به هیچ وجه به ملیت کاندیداها توجهی نشود.

به مناسبت جشن سیصدمین سالگرد تاسیس بانک مرکزی سوئد، در سال ۱۹۶۸ جایزه جدیدی برقرار شد؛ جایزه بانک مرکزی سوئد برای علم اقتصاد به یادبود آلفرد نوبل. بانک موظف به اعطای این جایزه به طور همیشگی شد. جوایز باید طبق اصول کلی و مقررات جوایز اصلی نوبل اعطا می شد. ایده اعطای این جایزه از «پراسبرینک» رئیس وقت بانک مرکزی سوئد بود.

بعضی از دانشمندان علوم طبیعی با برقراری چنین جایزه یی برخوردی بدبینانه داشتند. گروهی اصولاً با ورود علوم جدید به جرگه جوایز نوبل موافق نبودند. عده یی دیگر شک داشتند آیا اقتصاد در قالب علوم اجتماعی به اندازه کافی علمی هست که بتواند در سطح علوم پیچیده و سخت شیمی و فیزیک قرار گیرد. درنهایت آکادمی سلطنتی سوئد با اعطای این جایزه موافقت کرد. پس از هماهنگی های لازم از سوی موقوفه نوبل با آکادمی سلطنتی و بانک مرکزی در ماه مه سال ۱۹۶۸ برقراری این جایزه به تصویب مسوولین رسید و در ژانویه ۱۹۶۹ مقررات اعطای جوایز تایید شد.

طبق خط مشی وصیتنامه نوبل، جوایز در هر سال باید به افرادی اعطا شود که در سال پیش از آن، برای رفاه بشریت گام های بزرگی برداشته باشند ولی عملاً در بسیاری از موارد عملکرد افراد در طول عمر و نه یک مقطع خاص زمانی مورد ارزشیابی قرار می گیرد. آکادمی سلطنتی علوم در انتخاب کمیته جوایز، انستیتوی کارولین در جوایز فیزیولوژیکی و پزشکی، آکادمی سوئد در جوایز ادبیات و کمیته جایزه مجلس سوئد برای اعطای جایزه صلح مسوول خواهند بود. تمامی بحث ها در زمینه جوایز نوبل در محدوده آکادمی به طور محرمانه انجام می شود، بنابراین دخالت و اظهارنظر افراد غیرمسوول و تاثیر آنها در انتخاب کاندیداها عملاً امکان پذیر نیست. جایزه نوبل در علم اقتصاد برای اولین بار در سال ۱۹۶۹ اعطا شد.

.

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ] [ 7:50 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

کوز این روزها بسیار آهسته حرکت می کند، اما این نوع حرکت کردن او قابل بخشش است. در سن ۹۵ سالگی، ذهن وی هنوز بی تردید همان تیزبینی را دارد که در زمان دانشجویی داشت؛ آن هنگام که شروع به اندیشیدن درباره علم اقتصاد به شیوه هایی کرد که کل حوزه اقتصاد را تغییر شکل داد.

کوز که اکثر سال های دانشگاهی خود را در دانشکده حقوق شیکاگو به سر برده است، جایزه نوبل اقتصاد سال ۱۹۹۱ را به خاطر نوشتن مقالات غیرعادی و غیرفنی، اما فوق العاده تاثیرگذار به دست آورد شامل مقاله «ماهیت بنگاه» (۱۹۳۷) که بینش های تکان دهنده ای ارائه کرد که چرا بنگاه های اقتصادی وجود دارند و «مساله هزینه اجتماعی» (۱۹۶۰) که معمولا به عنوان کاری پایه ای در حوزه حقوق و اقتصاد مطرح می شود.

کوز گفت: «من هرگز در بازی خیلی موفق نبودم. برایم اهمیتی نداشت که برنده یا بازنده شوم.» یک دوست به من گفت «تو چنان برخورد می کنی که گویی داری کتب سرود مذهبی را توزیع می کنی» رویکرد کوز، برای دانش پژوه متشخصی مناسب است که با تمام وجود معتقد است انگیزه های طرفین خصوصی برای حل و فصل اختلافات شان با کسب حداکثر منافع حتی اگر نیاز به رای دادگاه باشد منجر به راه حل کارآ و دو جانبه منفعت داری می شود که همیشه بر دخالت دولت ارجحیت دارد.

این یک تعریف بسیار ساده از تفکر پیچیده کوز در موضوعی است که اقتصاددانان، قضیه کوز می نامند. کوز این قضیه را در موضوعاتی همچون فروش حق پخش برنامه های رادیویی به نسبت هایی از طیف الکترومغناطیس و مساله آلودگی به کار برد، در حالی که تعداد اقتصاددانانی بیرون از شمارش، آن را تقریبا در هر حوزه ای از فعالیت انسانی به کار گرفتند.

کوز با همان دید بسیار وسیعی که دارد، حوزه اقتصاد را زیر نظر می گیرد و معتقد است علم اقتصاد به موضوعی «تئوری محور» تبدیل شده و وارد پارادایمی شده است که نتیجه گیری ها بر مساله ها تقدم یافته اند. او می گوید: «اگر به یک صفحه از نشریات علمی مثلا نیچر نگاه کنید، هر چند هفته یکبار جملاتی مثل این را خواهید دید که «ما مجبوریم دوباره در این باره فکر کنیم. این نتایج به آن صورتی که ما فکر می کردیم در نیامدند.» خوب در علم اقتصاد، نتایج همیشه به همان راهی می روند که ما فکر می کردیم باید بروند، زیرا ما فقط به روش معینی به مسائل نگاه می کنیم و فقط پرسش های معینی را می پرسیم

کوز اشاره می کند که هر استادی «می تواند درسی درباره اقتصاد بر اساس کتاب ثروت ملل آدام اسمیت ارائه دهد، اما هیچ کس نمی تواند درسی درباره هر موضوعی مثلا فیزیک بر اساس کارهای نیوتن یا گالیله ارائه دهد

اما او معتقد است علم اقتصاد ثابت کرده است که فوق العاده مفید است. او می گوید «مفاهیمی که در اقتصاد بسط داده شده است هزینه فرصت، عرضه و تقاضا و کشش را می توان در همه جا به کار برد. کسی مثل گری بکر به نحو حیرت انگیزی این اصول اقتصادی را در حوزه جامعه شناسی به کار برد. این بی نهایت مفید است. کسانی که از داشتن چنین مفاهیمی محروم هستند دائم با مشکل برخورد می کنند و سپس اقتصاددان با این مفاهیم وارد می شود و مشکل را رفع و رجوع می کند.» اما کوز نتیجه می گیرد که علم اقتصاد همچنین «به ندرت روش های بنیادی در نگاه ما به کارکرد نظام اقتصادی را

تغییر می دهد

کوز در لندن به دنیا آمد در زمانی که اکثر زنان کارهای شاق خسته کننده ای انجام می دادند و بوی گند و کپه های مدفوع اسب ها از اجزای اصلی مناظر شهری بود. کوز اعتقاد راسخی دارد که نظام اقتصاد بازار آزاد فعلی، سطح زندگی بهتری برای مردمان بیشتری، نسبت به هر زمان دیگر در تاریخ فراهم کرده است. «حتی اگر فقیرترین شخص در مکزیک کنونی باشید، وضع زندگی تان به مراتب بهتر از فقیرترین شخص در مکزیک ۱۰۰ سال قبل است، به طوری که اینک درد و رنج کمتری داریم و وضع زندگی عموما بهتر شده است و در کل جالب تر به نظر می رسد

کوز گفت «تصور نظامی که از نظام با حقوق مالکیت خصوصی و بازارها بهتر کار کند بسیار سخت است: سازوکاری که مکرر در برابر رژیم هایی به اثبات رسیده است که اقتدار و برنامه ریزی مرکزی، نیروی اقتصادی مسلط بوده است. نظام کسب و کار خصوصی با بازارهای رقابتی و دقیق ظاهرا به بهترین نحو عمل می کند چون اقتدار و برنامه ریزی مرکزی قادر به انتشار دانایی نیست و این دانایی به کارآترین روش با کارکرد بازار به دست همه می رسد

لبخند دائمی کوز و چشم های آبی درخشان وی، بیش از نه دهه عمر کردن وی را باورنکردنی می سازد؛ بنابراین تعجب آور است اگر بشنویم که او می گوید درباره آینده جهان بدبین است: نه به این خاطر که او معتقد است شرایط انسان ها بدتر شده است، بلکه چون «همان طور که سده بیستم نشان داده است، ما از چنان ظرفیتی برخورداریم که اوضاع را خیلی راحت خراب کرده و به گند بکشیم و حتی زمانی که می توانیم مسلما کار درستی انجام دهیم اغلب مسیرهای نادرست را انتخاب می کنیم

نقل قول

چهار راه وجود دارد که می توانیم پول خرج کنیم. می توانیم پول خودمان را برای خودمان خرج کنیم. وقتی چنین می کنیم، وسواس به خرج می دهیم تا هزینه حداقل و منفعت حداکثر شود.

می توانیم پول خودمان را برای دیگری خرج کنیم. مثلا یک هدیه تولد بخریم. در این صورت خیلی به محتوای هدیه کاری نداریم، اما به قیمتش توجه داریم.

می توانیم پول دیگران را خرج خودمان کنیم. در این صورت من خودم را یک نهار خوب مهمان می کنم.

در نهایت می توانیم پول دیگری را برای دیگری خرج کنیم. اگر چنین شود، نه دل نگران پولی هستیم که خرج می شود و نه نگران چیزی که کسب می شود. این حالت آخر، دولت است

منبع

سایت آفتاب




[ سه شنبه 27 اردیبهشت 1390  ] [ 7:25 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

میلتون فریدمن (۳۱ ژوئیه، ۱۹۱۲-۱۶ نوامبر، ۲۰۰۶) اقتصاددان آمریکایی بود که خدمات بزرگی در زمینه‌های اقتصاد کلان، اقتصاد خرد، تاریخ و آمار اقتصاد کرد. او همواره از نظریهٔ بازار آزاد در اقتصاد طرفداری می‌کرد. در سال ۱۹۷۶ جایزهٔ بانک مرکزی سوئد در زمینهٔ علوم اقتصادی که به یاد آلفرد نوبل اهدا می‌شود و با نام جایزهٔ نوبل اقتصاد نیز شناخته می‌شود را از آن خود کرد.

زندگی نامه

میلتون فریدمن در سال ۱۹۱۲ میلادی در خانواده‌ای فقیر در بروکلین نیویورک متولد شد. وی تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه راتگرز نیوجرسی آغاز نمود. وی در سال ۱۹۴۶ موفق به دریافت مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه کلمبیا شد. وی سپس روانه دانشگاه شیکاگو شد و در آنجا به مدت سی سال به فعالیت‌های آکادمیک پرداخت. فریدمن در سال ۱۹۶۲ کتاب سرمایه‌داری و آزادی را منتشر نمود و در آن از هرچه کمتر شدن نقش دولت در بازار آزاد، برای ایجاد آزادی سیاسی و اجتماعی دفاع کرد.

او پس از بازنشستگی، به موسسه هوور دانشگاه استنفورد رفت تا در آنجا فعالیت‌های خود را در ارتباط بیشتر با مردم دنبال نماید. به‌طور مثال در این دوران که مقارن با اوج دوران جنگ سرد بود، توانست یک برنامه تلویزیونی در مورد ارزش آزادی اقتصادی بسازد. او همچنین در این دوره توانست با ورود به حوزه عملی، نظریات خود را در دنیای واقعی آزمایش کند. فریدمن به نیکسون، رییس جمهور آمریکا مشاوره اقتصادی می‌داد و در دوران ریاست جمهوری ریگان مشاور اقتصادی رییس جمهور آمریکا شد. برخی، رشد مستمر اقتصادی آمریکا در دهه‌های اخیر را مرهون ایده‌های فریدمن می‌دانند. میلتون فریدمن سرانجام در نوامبر سال ۲۰۰۶ میلادی (آبان ۱۳۸۶ شمسی) درگذشت.

برای اطلاعات بیشتر به سایت ویکی پدیا مراجعه شود.

منبع : ویکی پدیا




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 6:04 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

جان مینارد کینز (به انگلیسی: john maynard keynes) (۱۹۴۶ - ۱۸۸۳) یکی از اقتصاددانان برجسته قرن بیستم محسوب می‌شود.

کینز در ۵ ژوئن ۱۸۸۳ در انگلستان متولد شد. خانواده وی از طبقه متوسط جامعه محسوب می‌شدند. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه به دانشگاه اتون راه یافت و از آنجا در سال ۱۹۰۲ به کالج سلطنتی کمبریج رفت. وی پس از اتمام تحصیلات خود در کمبریج، در اداره هندوستان وزارت دفاع انگلستان به‌عنوان کارمند جزء مشغول به کار شد. کینز در سال ۱۹۰۹ به کمبریج بازگشت و به‌عنوان دانشیار ارشد کالج کارش را شروع کرد و در سال ۱۹۱۱ نیز سردبیری یک مجله اقتصادی را پذیرفت. 

کینز، در زمان جنگ جهانی اول در خزانه‌داری انگلیس مشغول به‌کار بود و پس از جنگ، ریاست هیات نمایندگی خزانه‌داری انگلیس در انجمن صلح پاریس را بر عهده داشت. در سال ۱۹۱۹ نماینده وزیر دارایی در شورای عالی اقتصاد انگلستان شد؛ ولی خیلی زود از این سمت کناره‌گیری نمود. چون توصیه‌های او درمورد نحوه دریافت غرامت جنگی از دولت آلمان مورد پذیرش مقامات انگلیسی واقع نشد.

وی در سال ۱۹۲۵ با لیدیا لوپوکووا ازدواج کرد. لیدیا، یک بالرین روس بود و تحصیلات بسیار کمی داشت. اما به عقیده کینز از روحی آزاد بهره‌مند بود.

کینز در سال ۱۹۳۶ کتاب نظریه عمومی اشتغال بهره و پول را منتشر نمود که یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های اقتصادی قرن بیستم محسوب می‌شود. 

کینز که از سال ۱۹۳۷ به بیماری قلبی مبتلا شده بود، در ۲۰ آوریل ۱۹۴۶ در خانه روستایی خود در ساسکس، تیلتون در گذشت. او پس از مرگ سوزانده شد و خاکسترش در بلندی‌های منطقه به باد سپرده شد.

 




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 6:02 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

وی در سال ۱۸۴۵ در ایرلند متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در خانه به پایان برد و سپس وارد کالج ترینیتی در دوبلین شد. سپس به دانشگاه آکسفورد رفت و در سال ۱۸۶۵ از این دانشگاه فارغ‌التحصیل گردید. او پس از مدتی کار وکالت در لندن و تدریس ادبیات انگلیسی در کالج بدفورد، به تدریس منطق در کالج کینگز لندن پرداخت و در همین کالج در سال ۱۸۸۵ به درجه استادی رسید. اجورث در سال ۱۸۹۱ به استادی کرسی اقتصاد سیاسی دانشگاه آکسفورد دست یافت. او در سال ۱۹۲۲ بازنشسته شد، ولی همراه با جان مینارد کینز به اداره امور مجله اقتصادی ادامه داد. او در سال ۱۹۲۶ در سن ۸۱ سالگی درگذشت.

فعالیتها

فرانسیس یسیدرواجورث تقریباً همه آثار او اقتصاددانان را مخاطب قرار داده و موضوعات فنی گسترده‌ای مثل مالیات‌ها، انحصار و قیمت‌گذاری در انحصار دو جانبه، نظریه محض تجارت بین‌المللی و نظریه شاخص‌های قیمت را متعرض شده است.کار بزرگ دیگر او تالیف کتاب روحیات ریاضی در سال ۱۸۸۱ است که استفاده از اخلاق مطلوبیت‌گرایی در زندگی اقتصادی است و نثر قدیمی و نصیحت‌گر آن که مملو از نقل قول از متون یونانی و اشاره به ادبیات کلاسیک است، البته مخاطبان وسیع‌تری دارد. با این حال، این کتاب عمیق و استعاری، حتی توجه همقطاران او را نیز چندان جلب نکرد. فقط استفاده از منحنی‌های بی‌تفاوتی در این کتاب به طور جدی مورد توجه قرار گرفت و اشاره او به مفهوم ماهیت یک اقتصاد مبادله‌ای تنها اخیرا و در نتیجه توسعه نظریه بازی‌ها، مورد عنایت واقع شده است. شرح و بسطی که اجورث در مورد مسائل می‌دهد، بسیار موجز است او از نظر شخصیتی نیز ترجیح می‌داد در پس پرده بماند. در نتیجه، غالب افکار او هنوز که هنوز است توسط دیگرانی که با این افکار برخورد می‌کنند، مجدداً کشف می‌شود. برای نمونه، در حالی که آلفرد مارشال بی‌تردید تحت‌تأثیر پاره‌ای نکات فنی ارائه شده توسط اجورث بوده، ولی اجورث همواره مارشال را استادی قابل‌احترام می‌دانست که اجورث باید در پایین پای او بنشیند. در سال ۱۸۹۱ که مجله اقتصادی به عنوان ارگان انجمن اقتصاددانان سلطنتی انگلیس تأسیس شد، اجورث سردبیر آن شد و مدت ۳۵ سال در این سمت باقی ماند. او اگرچه در چاپ مقالات در مجله، جانب انصاف را مراعات می‌کرد، ولی در مواردی نیز از نشر مقالاتی که فکر می‌کرد به اشتهار مکتب کمبریج (که تحت هدایت مارشال بود) لطمه خواهد زد، سرباز می‌زد. او نخستین کسی است که قانون بازده نزولی را برحسب کاهش تولید نهایی یک عامل تولید بیان داشت، در حالی که قبل از او دیگران همواره این قانون را برحسب کاهش تولید متوسط عامل تولید تعریف می‌کردند. او نخستین کسی است که «تابع مطلوبیت عمومی» را تعریف کرد، که مطابق آن مطلوبیت یک کالا فقط به مقدار مصرف آن توسط شخص بستگی ندارد، بلکه وابسته به مصرف دیگر کالاها توسط شخص نیز هست و بدین وسیله موضوع جایگزینی و مکمل بودن کالاها را به متن نظریه مطلوبیت آورد. او همچنین اولین کسی است که «منحنی‌های بی‌تفاوتی» را معرفی (ترکیبات مختلف دو کالا را نشان می‌دهد که برای شخص مطلوبیت یکسانی دارند) و «منحنی قرارداد» را مطرح کرده است که نقاط مشترک منحنی‌های بی‌تفاوتی را برای افراد مختلف نشان می‌دهد. اما مهم‌ترین خدمت اجورث به علم اقتصاد، ارائه نظریه «هسته‌مرکزی» در اقتصاد مبادله‌ای است. این نظریه از نظر طرفداران نظریه بازی‌ها در اثبات وجود تعادل عمومی به روش والراس اهمیت فراوانی دارد. اجورث جدا از کتاب روحیات ریاضی، کتاب دیگری نیز در مورد اخلاق منتشر کرد و در سال ۱۸۸۷، کتاب کوچکی نیز تحت عنوان متریک درباره اندازه‌گیری مطلوبیت تالیف کرد. او همچنین سخنرانی‌هایی در مورد اقتصاد جنگ، چه در اثنای جنگ بین‌الملل اول و چه بلافاصله پس از ختم آن، ایراد کرده است. اجورث مجموعه مقالات خود را در سال ۱۹۲۵ در سه مجلد تحت عنوان مقالاتی راجع به اقتصاد سیاسی منتشر کرد.

منبع : ویکی پدیا




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 6:00 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

جان استوارت میل (به انگلیسی: John Stuart Mill) (۲۰ مه ۱۸۰۶۸ مه ۱۸۷۳) متفکر بزرگ بریتانیایی قرن نوزدهم، گذشته از آنکه نویسنده‌ای چیره‌دست بود و در زمینه منطق، نظریه شناخت، اخلاق و اقتصاد قلم می زد، شخصیتی فعال در عرصه سیاست به‌شمار می‏آمد.

او مدتی طولانی کارمند کمپانی هند شرقی و چندی هم رئیس آن بود. در دهه ۱۸۶۰ او نماینده مجلس عوام در پارلمان بریتانیا شد و به دفاع از سیاست لیبرالی خاصه در مسائل قانونگذاری و آموزشی همت نهاد. نوشته‌های سیاسی میل بر حول مسائل مربوط به حقوق و آزادی‌های سیاسی، حکومت پارلمانی و جایگاه و پایگاه زنان در جامعه می‌گشت. میل در فلسفه قائل به اصالت تجربه و اصالت سود بود. بنیانگذاران این مکتب جرمی بنتام و پدر جان استوارت میل، جیمز میل بودند.

زندگینامه

جان استوارت میل در سال ۱۸۰۶ در خانواده‌ای متوسط و شاید هم به لحاظ اقتصادی فقیر در لندن به دنیا آمد. پدرش جیمز میل فرزند یک کفاش روستایی در اسکاتلند بود. جان استوارت میل از سه سالگی آموختن زبان لاتین را آغاز کرد. پدرش هیچ گاه او را به مدرسه نفرستاد تا فرزندش را به شیوه خاص خودش بار بیاورد. افسانه‌های ازوپ نخستین کتابی بود که جان توانست به زبان یونانی بخواند.

وقتی جان هشت ساله شد، جرمی بنتام در اقدام سخاوتمندانه‌ای دیگر خانه شماره یک خیابان کوئین اسکویر پلیس را در اختیار خانواده میل گذاشت جان پیش از آنکه ۱۰ ساله شود، شش محاوره از محاورات افلاطون را خوانده بود تا برای آموختن منطق آماده شود؛ جان در ۱۲سالگی علاوه‌بر مطالعه آثار کلاسیک یونان و حتی «ریطوریقا»ی ارسطو، جبر، هندسه و حساب دیفرانسیل هم آموخته بود. آموختن علم منطق در ۱۲سالگی آغاز شد. آن هم با رساله‌های لاتینی درباره منطق اسکولاستیک (مدرسی). جان در کتاب بیوگرافی ای که بعدها نگاشت بر اهمیت این قسمت از آموزشش بسیار تاکید کرد. ۱۳ سالگی آغاز آموزش اقتصاد بود. جیمز در این سال یک دوره کامل اقتصاد سیاسی را به‌جان تدریس کرد و او را موظف کرد کتاب‌های آدام اسمیت و هم‌چنین اثر تازه تالیف شده دیوید ریکاردو را با عنوان «اصول اقتصاد سیاسی و مالیات بندی» بخواند و خلاصه نویسی کند که جان در سال ۱۸۲۰ آنها را در قالب کتاب «اصول اولیه اقتصاد سیاسی» منتشر کرد. در همین سال بود که به دعوت همان خانواده نوع دوست به فرانسه رفت تا یک سالی را در آنجا سر کند. زبان فرانسوی آموخت و شش ماهی هم در مون پلیه شیمی و ریاضیات خواند.


پس از بازگشت از فرانسه و پژوهش و تحقیق درباره انقلاب فرانسه، در زمستان سال ۱۸۲۱ «قانون رومی» را مطالعه کرد. همراه جان در این بخش از مطالعاتش جان آستین بود که شاید بتوان او را بهترین میراث دار اندیشه‌های «فایده‌گرایانه» جرمی بنتام دانست. در زمستان ۱۸۲۲ جان و دوستان جوانش انجمنی تشکیل دادند که هر دو هفته یک بار تشکیل جلسه می‌داد و به بحث و بررسی درباره موضوعات مختلف می‌پرداخت. آنها معیار تمام بحث هایشان را در اخلاق و سیاست «اصل فایده» گذاشته بودند.در سال ۱۸۲۳ جیمز میل کاری برای جان در کمپانی هند بریتانیایی دست و پا کرد. از همان سال روزنامه نگاری را هم آغاز کرد. در سال ۱۸۲۴ هم جان به انتشار مقاله در «وست مینستر ریویو» پرداخت؛ نشریه‌ای که جرمی بنتام یک سال قبلش راه اندازی کرده بود.نوشته‌های آغازینش در «مورنینگ کرونیکل» منتشر شد. جان از سال ۱۸۲۵ سخنرانی‌های عمومی اش را آغاز کرد. بحث و جدل‌های او با دیگران، منجر به‌شکل‌گیری یک انجمن بحث و جدل شد که تقریباً همه وقت جان را پر کرد. او آخرین مقاله اش را در وست مینستر، در بهار سال ۱۸۲۸ نوشت؛ مقاله ای درباره انقلاب فرانسه. در سال ۱۸۳۰ میل باز هم به فرانسه رفت. او در آنجا با انقلابیون انقلاب دوم فرانسه دیدار کرد و با نوشته‌های آگوست کنت و سن سیمون جامعه شناس فرانسوی نیز آشنا شد. در همین ایام میل دست به کار نگارش پنج رساله شد که بعدها تحت عنوان «رساله‌هایی در باب برخی مسائل حل وفصل نشده اقتصاد سیاسی» منتشر شد. آشنایی او با هریت تیلور در سال ۱۸۳۰ هم در تغییر برخی دیدگاه‌های سیاسی اش بی تأثیر نبود، تیلور همان زنی بود که بعدها پس از مرگ همسرش به عقد جان استوارت میل درآمد و تا آخر عمر با او ماند. او در سلسله مقالاتی که با عنوان «روح زمانه» در سال۱۸۳۱ نگاشت کوشید تا دیدگاه‌های تازه اش در باب حکومت را مدون کند. حال جسمی پدرش در سال ۱۸۳۵ وخیم شد و در ژوئن ۱۸۳۶ بود که جان استوارت میل بزرگ‌ترین معلم همه دوران‌های زندگی اش را از دست داد.یک سال پس از مرگ پدر، جان تالیف کتاب نظام منطق را که پنج سال پیش به کناری نهاده بود، از سرگرفت و آن‌را در سال ۱۸۴۰ به پایان برد. البته مطابق روال همیشگی اش در سال ۱۸۴۱ آن‌را بازنویسی کرد و اندیشه‌های منطقی اش را در قالب ردیه‌ای بر «فلسفه علوم استقرایی» ویول که تازه منتشر شده بود، عرضه کرد.میل اما هنوز به مهم‌ترین موضوعات زندگی اش نپرداخته بود. علاقه او به‌نظریه پردازی سیاسی در سال ۱۸۴۷ اوج گرفت. دغدغه میل درباره وضعیت اسف بار زندگی مردمان آن دوران را می‌توان در جای جای آثارش بازیافت. در سال ۱۸۴۸ کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» منتشر شد. در سال ۱۸۵۱ میل با هریت تیلور ازدواج کرد. او کتباً به همسرش قول داد که همانند قبل برای انجام هر کاری آزاد باشد، اختیار اموالش را داشته باشد و نیمی از درآمد کتاب‌های میل هم از آن او باشد. این کار میل به معنای زیر پا گذاشتن قانون‌های نوشته و نانوشته بریتانیایی در نسبت میان مردان و زنان بود. میل در سال ۱۸۵۴ نگارش رساله مختصر آزادی را آغاز کرد که بعدها و در سال ۱۸۵۹ به‌صورت کتابی مستقل منتشر شد. در سال ۱۸۶۱ هم «فایده‌گرایی» منتشر شد که یکی از مهم‌ترین آثار میل و بازپرداخت دین اش به پدر و عمو بنتام بود. کار بعدی میل انتشار جزوه «اندیشه‌هایی در باب اصلاحات پارلمانی» بود. در سال‌های بعد او کتاب «بررسی فلسفه سر ویلیام همیلتن» مشهودگرا را نگاشت و مجموعه مقالاتش در معرفی آگوست کنت را در کتاب «آگوست کنت و پوزیتیویسم» منتشر کرد. شهرت جان استوارت میل بیشتر از آن شده بود که بتواند از تبعاتش برکنار بماند. در سال ۱۸۶۵ مردم از میل خواستند تا کاندیدای نمایندگی در مجلس عوام شود. حضور میل در مجلس تأثیر فراوانی بر تصویب «لایحه اصلاحات» داشت. در سال ۱۸۶۸ پارلمان منحل شد و میل هم به زندگی خصوصی اش برگشت و بیشتر اوقاتش را در فرانسه و در جوار گور همسر و معشوقش گذراند.

در هشتم ماه مه سال، ۱۸۷۳ جان استوارت میل به دنبال یک حمله ناگهانی قلبی در آوینیون درگذشت. او را در گورستان محقر سن وران و در کنار گور هریت به خاک سپردند.

جان استوارت میل در اواخر عمرش دست به کار نگارش کتاب اتوبیوگرافی اش شده بود که به زعم بسیاری ادیبان از مهم‌ترین آثار دوره ویکتوریایی به‌شمار می‌رود. این کتاب چند ماهی پس از مرگ میل منتشر شد.

منبع :

ویکی پدیا




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 5:58 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

مصاحبه با دکتر صحرائیان، اقتصاددان برتر آمریکا
در مورد مشکلات صنایع دستی کشور









لباس استاد دانشگاه کرمان که لباسی کاملا سنتی و دست‌دوز است، یکی از افتخارات اوست. خودش می‌گوید که در تمامی مراسم علمی خارج از کشور به‌ویژه آمریکا این لباس که دیگر غبار کهنگی بر آن نشسته را بر تن می‌کند تا با زبانی گویا فریاد کند به ایران و صنایع دستی هنرمندانش عشقی جاویدان دارد.
«صحرائیان» اقتصاددان برتر سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ آمریکا، برنده جایزه نخست علم اقتصاد اکونومیست کاونسیل آکادمی علوم نیویورک به عنوان اولین اقتصاددان ایرانی، ارائه دهنده بهترین تئوری در ماهیت فلسفی صنایع کوچک، همچنین عضو برجسته انجمن اقتصاددانان آمریکاست. وی که خردادماه ۸۷ به دعوت از «حسین هاتفی فارمد» معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی کشور به همراه تعداد ۲۵ نفر از سفیران خارجی مقیم تهران در مراسم بزرگداشت روز جهانی صنایع دستی ایران در تبریز حاضر شد، سرانجام پس از دو و نیم سال سکوت مطبوعاتی، تنها به عشق رونق روزافزون صنایع دستی حاضر به گفت‌وگو شد تا بلکه بتواند نظر برخی از مسئولان را نسبت به حمایت بیشتر از صنایع دستی برانگیزاند. این عضو اتحادیه صنعتی «نومدا» آمریکا که دارای مدرک دکترین نوین اقتصاد توسعه و مدرک دکترین اقتصاد پیپلیزم آمریکاست تاکنون بیش از ۱۷ عنوان کتاب به زبان‌های فارسی، آلمانی، انگلیسی و فرانسه تألیف کرده است و همچنان به عنوان عضو برجسته انستیتو تحقیقاتی irci و ecc اروپا و عضو برجسته تحقیقاتی سازمان ملل در خصوص پولشویی ایران و خاورمیانه به شمار می‌رود. آنچه در پی آمده حاصل گفت‌وگوی «کارگزاران» با این اقتصاددان هنردوست است که همیشه انتقادات صریحش را بی‌تعارف با زبان معلمی‌اش بیان می‌کند.
● شما به همراه تعداد ۲۵ نفر از سفرای خارجی مقیم تهران در نمایشگاه صنایع دستی تبریز که به مناسبت روز جهانی صنایع دستی برگزار شده بود شرکت کردید. ارزیابی‌تان از نمایشگاه چه بود؟
▪ بالاخره از اینکه معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی کشور فرصتی فراهم آوردند که به همراه سفرای خارجی در نمایشگاه و در پانل علمی دانشگاه هنر تبریز شرکت نمایم باید تشکر کنم زیرا برای یک استاد محقق اقتصاد ایران و به ویژه پژوهشگر اقتصاد صنایع دستی ایران بسیار حائز اهمیت است که بتواند از نزدیک با هنرمندان خالق آثار هنری برتر و تولیدکننده ارزش افزوده زیاد در یک بخش پرتوان اقتصاد ملی صحبت کند و با نظرات و انتظارات آن هنرمندان آشنا شود و از طرف دیگر با شیوه برخورد نمایندگان دیپلماسی ملت‌های دیگر با هنرهای دستی ایران که دارای غنای فرهنگی عظیم است آگاه شده و با آنان بی‌پرده و به دور از ملاحظات دیپلماتیک به تبادل‌نظر بنشیند.
● در بدو ورود به نمایشگاه عجیب بود که چگونه پس از سال‌های دراز برای نخستین مرتبه تعداد ۱۶۰ رشته از هنرهای سنتی سراسر کشور در زیر یک سقف جمع شدند و به‌طور زنده به تولید و آفرینش آثار مشغولند؟
▪ شاید برگزاری نمایشگاه تولیدات امری عادی و معمول تلقی شود. کما اینکه سالانه دهها نمایشگاه تولیدی در کشور برگزار می‌شود و در سایر کشورها نیز نمایشگاه‌های صنعتی و خدماتی بسیار منظم و دلپذیر با نظم و انضباطی به مراتب بهتر از نمایشگاه‌های صنعتی -خدماتی ایران ترتیب می‌دهند و میلیاردها دلار معاملات در آن نمایشگاه‌ها صورت می‌پذیرد در حالی که هیچگونه محملی نیز برای حیرت‌زدگی انسان باقی نمی‌ماند. اما تفاوت در اینجاست که در برگزاری نمایشگاه‌های صنعتی و خدماتی، وزارت بازرگانی با مولفه‌های اقتصادی شناخته شده سروکار دارد، با یک فراخوان ساده شرکت‌های صنعتی و خدماتی که در پی کسب بازارهای جدید و جذب مشتریان بالقوه هستند، داوطلب شرکت در نمایشگاه‌های صنعتی- خدماتی می‌شوند و طبق روال معمول هزینه‌های مربوط را نیز پرداخت می‌کنند و طرفین یعنی وزارت بازرگانی و شرکت‌های صنعتی هر یک به وظایف و محدوده مسوولیت‌های خودآگاه هستند و کار خودشان را می‌کنند تا نمایشگاه به خوبی برگزار شود و به پایان برسد. اما در برگزاری نمایشگاه صنایع دستی و هنرهای سنتی تبریز وضع بدینگونه نبوده است زیرا کاملا مشهود بود که هنرمندان صنعتگر که عمدتا در خانه خود تولید می‌کنند و فاقد شرکت ثبت شده و نشان‌های تجاری هستند، با زحمت بسیار وقت‌گیر و طاقت‌فرسا است. در مرحله بعد، موضوع راضی کردن آن هنرمندان به شرکت در نمایشگاه مطرح بوده است زیرا بسیاری از آن هنرمندان وارد دوران خزان عمر شده و معلوم بود که برای سال‌های متمادی از روستای خود خارج نشده بوده‌اند. جو و فضای سنگین احساسی که بر نمایشگاه حاکم بود، نشان از آن داشت که مدیران استانی معاونت صنایع دستی و مدیریت پروژه مراسم بزرگداشت روز جهانی صنایع دستی به‌وسیله به‌کارگیری ظرافت‌های مدیریتی توفیق یافته‌اند تا لااقل بخشی از هنرمندان را قانع کنند تا به شرکت در نمایشگاه تبریز رضایت دهند یا به عبارتی دیگر رضایت دهند به اینکه از روستا و عشیره خود خارج شده و به سفر روند چون هنرمندان صنایع دستی به‌طور ویژه‌ای از روحیه حساس و سرشار از عاطفه برخوردارند و برای شأن هنری خود ارزش قائلند و مدیران مکلف بوده‌اند تا نسبت به حساسیت‌های روحی و شخصیتی هنرمندان منتخب، احتیاط کاری‌های خاصی را به‌کار گیرند. در حالی‌که در برگزاری نمایشگاه‌های صنعتی - خدماتی وزارت بازرگانی چنین حساسیت‌های عاطفی اصولا وجود ندارد و فضای غالب بر منافع بازرگانی شرکت‌کنندگان استوار است. در مرحله بعد از جلب رضایت هنرمندان،مسئله بسیار غامض و پیچیده انتقال هنرمندان، انتقال دستگاه و کارگاه‌های آنان به تبریز و سپس اسکان دادن آنان به شیوه شایسته در فضاهای نمایشگاهی و در هتل‌ها مطرح بود. امکانات محدود وسائط نقلیه تخصصی کارگاه‌ها و محدودیت اعتبارات و ... از جمله مشکلات مرحله انتقال هنرمندان به تبریز و استقرار آنان به‌شمار می‌رفت، در حالی‌که در نمایشگاه‌های بازرگانی برحسب تجارب گذشته مسئله حمل و نقل تخصصی دستگاه‌ها و اسکان شرکت‌کنندگان دیگر حل شده و به امری عادی و معمول مبدل گردیده است. لذا حیرت‌زدگی اولیه اینجانب در بدو ورود به نمایشگاه عمدتا از تحلیل اینگونه مسائل نامرئی سرچشمه می‌گرفت و این نتیجه را در ذهن متبادر می‌کرد که یک برنامه‌ریزی دقیق همراه با مدیریت بسیار قوی در پشت پروژه برگزاری مراسم تبریز به طور عام و برگزاری نمایشگاه تبریز به طور خاص وجود داشته است که توانسته امری ناممکن را عملا ممکن سازد.
● فقط همین؟
▪ خیر، یک برداشت علمی دیگر از دیدگاه اقتصاد توسعه نیز برای یک استاد محقق وجود داشت.
● آن برداشت چه بود؟
▪ آن برداشت اینجانب این بود که در نمایشگاه تبریز نشان داد اگر دولت به راستی بخواهد کاری را که غیرممکن می‌نماید انجام دهد، می‌تواند و مدیران توانمند لازم را نیز در اختیار دارد. ببینید، مدیران استانی معاونت صنایع دستی همان مدیران هستند و تعویض نشده‌اند. چرا رخوت سال‌های طلایی گذشته آنان و اقدامات جهش گونه پرطراوت امروزی آنان؟! دلیل این تحرک چه بوده است؟... جز آنکه یک مدیریت قوی به آنان انگیزه داده است و صادقانه به آنان نشان داده است که قصد مدیریت کلان معاونت صنایع دستی حمایت از نوآوری و ابتکارات و ارج نهادن به زحمات آنان است؟ این یک اصل شناخته شده مدیریت علمی است که مدیریت کلان به مدیران میانی توجه ویژه داشته باشند و تلاش‌های مدیریت میانی را به رسمیت بشناسد و از آن تلاش‌های مدیریت میانی را به رسمیت بشناسد و از آن تلاش‌ها حمایت و قدردانی به عمل آورد.
● گفتید با هنرمندان صنایع دستی شرکت‌کننده در نمایشگاه صحبت کردید، می‌توانید بگویید مهمترین انتظارات آنان چه بود؟
▪ جالب است که آنان انتظارات زیادی نداشتند. چون معمولا وقتی که از یک نمایشگاه بازرگانی بازدید می‌کنم پس از دسته‌بندی انتظارات شرکت‌کنندگان با یک فهرست۲۵ تا ۳۰ ردیفی بلند و بالا از انتظارات شرکت‌های صنعتی و یک فهرست ۳۵ تا ۴۰ ردیفی از انتظارات شرکت‌های خدماتی برخورد می‌کنم که دولت باید تمامی آن انتظارات را برآورده کند تا کارخانه‌های صنعتی و شرکت‌های خدماتی بتوانند با بهره‌وری مطلوب به تولید ارزش افزوده بپردازند. اما در نمایشگاه تبریز هنرمندان صنایع دستی و هنرهای سنتی فقط تعداد دو مورد انتظارات از دولت داشتند که در واقع اگر یکی از آنها محقق شود، انتظار دوم نیز خود به خود حل می‌شود.
● آیا آنان اعتبارات و وام می‌خواستند؟
▪ خیر، اتفاقا تنها موردی که مطرح نشد وام و اعتبار بود در حالی‌که شرکت‌های صنعتی عمدتا از کمبود نقدینگی و بهره بالای بانکی شکایت دارند، هنرمندان صنایع دستی این مسئله را ثانوی می‌دانستند و در چارچوب مبادلات تجاری سیستم بانکی بدان می‌نگریستند که خود حاکی از فهم و ادراک بسیار بالای اقتصادی آن هنرمندان زحمتکش کم‌توقع است.
● پس از انتظارات آنان چه بود؟
▪ همانطور که اشاره کردم دو انتظار از دولت قادر است به سرعت آن انتظارات بسیار ساده را برآورده کند. اولین انتظار هنرمندان صنایع دستی عبارت بود از بازار سازی برای فروش محصولات تولیدی صنایع دستی ایران. خوب طبیعی است که در هر رشته از هنرهای صنایع دستی اگر بازار فروش محصولات عاری از رونق باشد، آن محصول خود به خود منسوخ می‌شود و رو به فنا می‌گذارد. برای رونق بازار صنایع دستی ایران دولت قادر است راهکارهای کوتاه مدت ذیل را اتخاذ کرده و سریعا در مورد آن اقدام به‌عمل آورد.
مصارف دستگاه‌های دولتی: دولت بزرگ‌ترین قدرت خرید موجود در هر کشور است و در عین حال بزرگ‌ترین مصرف‌کننده هر کشور نیز می‌باشد. چه اشکال دارد که هیأت دولت مصوب کند تمامی دستگاه‌های استفاده‌کننده از بودجه عمومی الزاما باید کالا‌های مصرفی مورد نیاز خود را از صنایع دستی ایران تهیه‌ کنند و هرگاه کالاهای مورد نیاز در بخش صنایع دستی تولید نمی‌شود، از محصولات صنعتی تولید داخل استفاده شود. به عنوان مثال دستگاه‌های دولتی سالانه میلیاردها تومان صرف خرید سرویس‌های پذیرایی می‌کنند. چه اشکال دارد که به جای لیوان و استکان و بشقاب و سینی و ... ساخت ترکیه و فرانسه، از کالاهای بسیار زیبای صنایع دستی شیشه و سرامیک و مس ایرانی استفاده شود. سرویس‌های روی میز تحریر اغلب ادارات دولتی ساخت کشور کره و چین و ... است. در حالی‌که صنایع دستی چرم و چوب ایران همان سرویس‌ها را بسیار زیباتر تولید می‌کنند و ده‌ها کالای دیگر صنایع دستی که می‌توانند جایگزین کالاهای کره‌ای در دستگاه‌های استفاده‌کننده از بودجه عمومی بشوند.
● گفته می‌شود که قیمت‌ها رقابتی نیستند.
▪ در سرفصل ملاحظات توسعه اقتصادی کشور، برخی از تصمیمات دولت که ماهیت حمایت از یک گروه تولیدی را دارد مشمول فلسفه قیمت‌های رقابتی نمی‌گردد. زیرا دولت منابع خود را از مالیات‌ها و از نفت که هر دو متعلق به مردم هستند تأمین می‌کند و وظیفه دارد که منابع مردمی را در ایجاد شغل و تداوم مشاغل تولیدی و خدماتی و در توسعه بخش‌های اقتصاد ملی با هدف توزیع متعادل درآمد هزینه کند. چنانچه دولت دستور دهد تا تعداد ۱۰ هزار استکان و لیوان صنایع دستی ایران را به جای کالای ترکیه‌ای خریداری کنند و در حدود ۲۵ درصد برای استکان و لیوان صنایع دستی (نسبت به کالای ترکیه ای) پول بیشتری پرداخت کند، در واقع دولت مکلف است تا معادل یک‌‌هزار درصد قیمت اضافی مزبور را برای ایجاد شغل همان کارگران جذب شده به تولید استکان و لیوان صنایع دستی، هزینه کند. بنابراین در مباحث توسعه، اصولا مناقصه قیمت و حتی در برخی موارد مقایسه کیفیت کالاهای داخلی و کالاهای خارجی در تامین مصارف دولت، غیرعلمی و عاری از توجیه فلسفه عدالت اجتماعی است. یعنی اگر دولت کالای صنایع دستی را گران‌تر از کالای مشابه خارجی خریداری کند بخشی از تعداد اشتغالزایی خود را با قیمتی بسیار ارزان‌تر محقق ساخته است.
● واقعا مناطق توسعه اقتصادی چنین توصیه کردند؟
▪ این سیاستی است که اغلب دولت‌های پیشرفته صنعتی نیز در پیش گرفته‌اند و موفق شده اند. از جمله دولت آلمان بعد از جنگ دوم جهانی و دولت ترکیه مصوب کردند که دستگاه‌های دولتی برای تامین کالاهای مصرفی خود حق خرید کالای مشابه خارجی ( ولو ارزاتر) را ندارند که اسناد آن را بنده به معاونت هنرهای سنتی و صنایع دستی دادم.
● خوب از نظر شما دولت چه کار دیگری می‌تواند انجام دهد؟
▪ اقدام دیگری که دولت باید انجام دهد عبارت است از حمایت‌های گمرکی: متاسفانه سیاست‌های بازرگانی خارجی ما عاری از هرگونه منطق اقتصاد توسعه است و پیوسته در سیاستگذاری‌ها میان صفر و ۱۰۰ در حرکت بوده است. در یک دورانی واردات همه چیز ممنوع بود و ناگهان واردات همه چیز آزاد شد. حتی کپی چینی فرش‌های ایرانی و کپی چینی پارچه‌های ترمه و زربافت ایران. کالای بی‌کیفیت چینی در حال نابود کردن بنیان‌های تولیدات داخلی به طور عام و در حال ضایع‌کردن صنایع دستی و هنرهای سنتی ایران به طور خاص است. امروز بازارچه‌های صنایع دستی ایران نظیر سرای مشیر شیراز انباشته از کالاهای صنایع دستی چین و هندوستان و تایلند و فیلیپین است. کالای چینی نه اصالت فرهنگی دارد و نه کیفیت هنری و مواد محصولات صنایع دستی ایران و بلااستثنا کپی طرح‌های صنایع دستی ما هستند، آنوقت به هنرمند ایرانی می‌گویند: تو باید قیمت‌های خود را رقابتی کنی در حالی که در فرانسه، آلمان، اسپانیا و آمریکا دولت کالاهای چینی کپی شده را جمع‌آوری می‌کند و اینگونه بازرگانان محکوم به پرداخت جریمه و خسارت به تولیدکننده داخلی می‌شوند.
● چرا این کار را انجام می‌دهند؟ مگر در اقتصاد آزاد، موضوع رقابت مطرح نیست؟
▪ برای اینکه از اصالت طرح‌های بومی کشور خود حفاظت به عمل آورند. مثلا طرح کریستین دیود متعلق به فرانسه است کما اینکه طرح فرش کاشان متعلق به ایران. حال اگر چینی‌ها کپی آن را وارد بازار کردند در واقع اصالت طرح بومی را خدشه‌دار کرده و به نوعی نیز طرح دزدی کرده‌اند. در فرانسه با اینگونه کپی‌ها برخورد قانونی می‌شود در حالی که در ایران کپی چینی فرش کاشان آزادانه به فروش می‌رسد. اصولا سرفصل رقابت در سیاست ‌گذاری‌های بازرگانی ایران به طور علمی ادراک نشده است. رقابت زمانی شکل می‌گیرد که یک کالای دارای اصالت در دو کشور با مشخصات فنی و کیفی مشابه وارد بازار شوند و با یکدیگر رقابت کنند. مانند رقابت دوربین فیلمبرداری کانن ژاپن و دوربین فیلمبرداری ال- جی کرده جنوبی. اما آیا شما حاضرید کپی چینی کانن را خریداری کنید؟ مسلما نه! پس چه طور می‌توان این مسئله را در مورد محصولات هنری صنایع دستی،رقابت قیمت کپی چینی را با قیمت اصل ایرانی قبول کرد؟ باید دید ما از هنرمند صنایع دستی چه انتظاراتی داری؟ می‌گوییم کیفیت مواد و اصالت بومی آن را حفظ کنید. می‌گوییم کیفیت و اصالت هنر محصول خود را حفظ کنید. می‌گوییم کیفیت فرهنگی و اصالت معنوی محصول را حفظ کنید. می‌گوییم نوآوری و ابتکار کنید تا محصول شما تک و بی‌بدیل باشد. می‌گوییم محصول صنایع دستی ایران وظیفه سنگین حمل بار فرهنگی- اعتقادی را دارد و به عنوان سفیر فرهنگی ایران اسلامی باید به خانه‌ها برود.
● مگر می‌شود از هنرمندان این همه انتظار داشت؟
▪ بله. حتی بیشتر! آنوقت به هنرمند صنایع دستی ایران می‌گوییم از نظر قیمت تو باید با کپی تقلبی چینی خود در بازار ایران و جهان رقابت کنی!
● با این حساب شما رقابت قیمت را در صنایع دستی قبول ندارید؟
▪ نه آنکه قبول ندارم، بلکه اینگونه انتظار رقابت غیر علمی است. در نمایشگاه تبریز با یک هنرمند برخورد کردم که گلایه می‌کرد. می‌گفت مدت سه ماه برای ساخت یک عصا کار کرده است. شخصی همان عصا را به چین برده و کپی کرده است... از مواد پلاستیک ساخته شده و در بازار تبریز به قیمت ۱۵۰۰ تومان می‌فروشند... وقتی شکایت کرده است که آقا این طرح من است گفته‌اند برو و قیمت‌هایت را رقابتی کن! این یعنی عدم درک علمی اصل رقابت در اقتصاد، این یعنی تیر خلاص زدن به یک رشته از هنرهای دستی بومی ما.
● به نظر شما دولت باید چه کند؟
دولت در درجه اول باید از طرح‌ها و اصالت صنایع دستی ایران حراست و حفاظت به عمل آورد. یعنی کپی‌های چینی و هندی و غیره صنایع دستی ایران را از بازار جمع‌آوری کند و بسان دولت فرانسه بازرگانان این نوع کالاهای تقلبی را مشمول جریمه کند. در مرحله دوم، واردات محصولات صنایع دستی دارای اصالت خارجی را مشمول سود بازرگانی سنگین کند تا به‌طور مثال ملیله‌دوزی ایرانی بتواند با ملیله دوزی هندی رقابت کند.
● این موضوع خلاف تجارت آزاد نیست؟
▪ خیر! چطور در مورد اتومبیل‌های کلاس متوسط، دولت اجازه واردات به اتومبیل‌های مشابه ساخت داخل را نمی‌دهد و برای اتومبیل‌های کلاس بالا نیز سود بازرگانی زیاد تعیین کرده است. پس می‌تواند در مورد صنایع دستی نیز به همین شکل عمل کند.
● در این صورت آیا این اقدام دولت می‌تواند مورد اعتراض دولت‌های چین و هندوستان واقع شود؟
▪ ببینید، روابط تجارت خارجی مبتنی بر ملاحظات توسعه همیشه بر قراردادهای دوجانبه و چندجانبه استوار است. چرا هند، چین، ترکیه و ...می توانند محصولات صنایع دستی خود را بدون سود بازرگانی وارد ایران کنند و با سوبسیدهای گسترده بازار ایران را تسخیر نمایند اما اجازه نمی‌دهند تا حتی یک قلم کالای صنایع دستی ایران وارد کشور آنان شود! در دوره آقای خاتمی هیات بازرگانی ترکیه حتی حاضر نشد واردات تعداد ۱۰ قلم محصولات صنایع دستی ایران به ترکیه را بپذیرد. در حالی که فروشگاه‌های ایران مملو از عروسک‌های ترکیه هستند که زنان روستایی ترکیه تولید می‌کنند.
● پس موضوع بین‌المللی شدن چگونه توجیه می‌شود؟
▪ همانطور که عرض کردم در چارچوب قراردادهای بازرگانی متقابل در مراسم افتتاحیه یکی از سخنرانان مسوول نوید داد که سال آینده می‌خواهد نمایشگاه صنایع دستی را بین‌المللی کند تا سایر کشورها نیز بیایند و در نمایشگاه شرکت کنند.باید توجه داشت که در ملاحظات توسعه، هر بین‌الملل الزاما عملی مثبت نیست. مفهوم آن نوید برای هنرمندان صنایع دستی ایران این بود که همین امکاناتی که با خون دل مدیران صنایع دستی برای هنرمندان ایرانی فراهم شده است به راحتی به خارجی‌ها یعنی چین و هندوستان واگذار خواهد شد. جالب آنکه در اعتراض به این صحبت، یک ردیف از هنرمندان جوان که پشت سر من نشسته بودند جلسه را ترک کردند. اما اگر قراردادهای متقابل وجود داشته باشد، بین‌المللی کردن نمایشگاه برای صنایع دستی کشورهای طرف قرارداد لازم خواهد بود.
● دولت در مورد گسترش بازارچه اقدامات دیگری می‌تواند انجام دهد؟
▪ اقدامات زیادی می‌توان انجام داد که در مطالعات نیمه تمام اقتصاد صنایع دستی بدان‌ها اشاره شده است. مانند کاربردی کردن صنایع دستی در صنعت ساختمان و فرهنگ‌سازی مصرف محصولات صنایع دستی و الگوسازی‌های دکوراسیون، مد لباس و ده‌ها اقدام دیگر که بعضا میان‌مدت و درازمدت هستند.
● روحیه هنرمندان شرکت‌کننده در نمایشگاه چگونه بود؟
▪ جالب است، اغلب احساس می‌کردند که برای اولین مرتبه دولت به یاد آنان افتاده و حضور آنان را لمس کرده است. از اینکه به هنرمندان در چنین سطح گسترده و سازمان یافته و هدفمند اهمیت داده شده است، عمدتا مشعوف بودند اما هنوز نسبت به تضمین آینده شغلی خود در شک و تردید به سر می‌برند.
● انتظارات بعدی هنرمندان چه بود؟
انتظار آنان به ویژه هنرمندان مسن از دولت، بیمه تامین اجتماعی آنان بود. اگرچه نوید داده شده که در شهریورماه دولت نسبت به بیمه هنرمندان صنایع دستی اقدام عملی انجام خواهد داد، اما من معتقدم که اگر موضوع بازار محصولات صنایع دستی حل شود، موضوع بیمه تامین اجتماعی آنان خود به خود و به طور طبیعی حل خواهد شد.
● آیا انتظاراتشان به همین دو موضوع خلاصه می‌شد؟
▪ بله. قشر گسترده‌ای از تولیدکنندگان ارزش افزوده زیادی برای اقتصاد ملی که مسوولیت‌های حفظ هویت ملی و انتقال فرهنگ ایران را به کشورهای دیگر و به نسل جوان ایران برعهده دارند، کم‌توقع‌ترین اقشار تولیدکننده اقتصاد ملی نیز می‌باشند.

منبع :

آرزو پاك

مصاحبه : روزنامه کارگزاران




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 12:26 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

دکتر حسن نفيسي متولدسال 1345 در شهر تهران و داراي تحصيلات عاليه دررشته مديريت باگرايش اقتصادي ( دكتراي رشته اقتصاد) می باشد . همچنین در اردیبهشت ماه سال 1387 بدلیل ارائه مقاله ای به نام (آي تي او) و به ویژه تالیف کتاب « تاریخ صد ساله نفت در ایران و جهان » موفق به اخذ دکترای افتخاری از دانشگاه بین المللی اکونرژی کشور آذربایجان نایل آمده است .
وي تاكنون مقالات و آثار زيادي در زمينه هاي اقتصادي ، صنعتي و سياسي به رشته تحرير درآورده كه تعداد قابل توجهي از مقالات وي در روزنامه ها و هفته نامه هاي معتبر كشور و خارج از كشور و به سه زبان فارسي ، عربي و انگليسي منتشر گرديده است كه از مهمترين آن ها مي توان به پيشنهاد تشكيل سازمان تجارت اسلامي اشاره نمود .
همچنين 7 جلد كتاب با عناوين زیر از ایشان به چاپ رسیده است:
• چالش هاي اقتصادي ايران و آينده اقتصادي جهان
• الفباي اقتصادي
• تاريخ كامل نفت
• درس هايي از اقتصاد
• خطر هسته اي آمريكا براي صلح جهاني
• استراتژی تحول اقتصادی و چالشهای اقتصادی قرن 21 در ایران و جهان
كه يكي از اين كتاب ها در لبنان به عنوان كتاب اول اقتصادي لوح دريافت داشته و به همين جهت ایشان عضو انجمن نويسندگان جهان عرب مي باشد.
ایشان داراي 17سال سوابق مديريت اجرايي در زمينه هاي اقتصادي و صنعت در دستگاههاي مختلف كشور بوده و هم اکنون نیز با عضویت در کانون متفکرین ایران به سمت رییس کمیسیون صنایع و معادن مشغول فعالیت می باشد .
نظر به علاقه ايشان به ورزش و همچنين نشر وگسترش فرهنگ پهلواني و روحية شادابي و نشاط در بين جوانان متولي اداره باشگاه فرهنگي ورزشي نيز بوده اند.

منبع :

http://nafisieconomy.com




[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390  ] [ 12:16 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0


مؤلف کتاب

 »پول و بانکداری اسلامی و مقایسه آن با نظام سرمایه داری»

آقای دکتر ایرج توتونچیان در سال 1319 ش. در تهران به دنیا آمد و پس از طی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان وارد تحصیل در مقاطع دانشگاهی شد و در سال 1341 از مدرسه عالی بازرگانی در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل گردید. سپس برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در سالهای 1972 و 1976 از دانشگاههای وایومینگ و تکزاس در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا به اخذ مدرک نایل آمد. 
دکتر توتونچیان دارای سوابق علمی و آموزشی بسیاری در دانشگاهها و مراکز علمی داخل و خارج کشور بوده و صاحب تحقیقات و مقالات متعددی در زمینه های اقتصادی می باشد. ایشان همچنین در پستهای عالی رتبه اداری و سمتهای پژوهشی خدمت نموده و در حال حاضر استاد دانشگاه الزهراء است. 
کتابهای زیر از آثار دکتر توتونچیان می باشد: 
1.
اصل تقاضا و تحلیل اقتصادی انفاق
2.
اقتصاد پول و بانکداری


آشنایی با کتاب

»پول و بانکداری اسلامی و مقایسه آن با نظام سرمایه داری«
 
پول و بانکداری اسلامی و مقایسه آن با نظام سرمایه داری/ تألیف ایرج توتونچیان.- تهران: توانگران، 1379. [12]،

بیست و چهار، 819 ص.: مصور، جدول، نمودار. کتابنامه.

این اثر از جمله کوششهای ارجمندی است که برای بازشناسی و کالبدشکافی یکی از مباحث مهم اقتصاد اسلامی، یعنی پول و بانکداری، صورت پذیرفته است. 
کتاب حاضر در شش فصل سامان یافته است. در ابتدا اصول و مبانی اقتصاد اسلامی و مشخصه های اساسی آن در مقایسه با اقتصاد سرمایه داری ارائه می شود و سپس چهار مفهوم بسیار مهم و بحث انگیز اقتصادی یعنی بهره، سود و پول، سرمایه مورد بررسی قرار گرفته است. پس از تحلیل تطبیقی بانکداری سرمایه داری و بانکداری اسلامی و مقایسۀ عملکرد بانکداری ربوی و غیر ربوی، به بانکداری بدون ربا در ایران و ارزیابی پایه های نظری عملکرد «قانون عملیات بانکی بدون ربا» در کشور و دلایل انحراف از این قانون می پردازد و در خاتمه راههای بازگشت به قانون مذکور را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد.
 
محقق محترم که از دیرباز با مطالعه و تحقیق در زمینۀ اقتصاد بدون ربا مشغول بوده، با توجه به خلأ تحقیقات جدّی در عرصۀ اقتصاد اسلامی، به ویژه بانکداری اسلامی، با مطالعات و تحقیقات مختلف در داخل و خارج کشور، شرکت در کنفرانسها و سمینارها و نشر مقالات تخصصی در مجلات بین المللی، به طور نظام یافته، به این موضوع پرداخته است.
 
بداعت مطالب، گستردگی و جامعیت مباحث، رعایت اصول و روشهای تحقیق، استناد به منابع و مآخذ معتبر و دست اول و تحلیل و نقد موضوع مورد بررسی از دیدگاه نظری و کاربردی از امتیازات اثر حاضر است





[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:12 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

مارک زندی (به انگلیسی: Mark Zandi) متولد ۱۹۶۰، اقتصاددان و تحلیلگر اقتصادی برجسته آمریکایی ایرانی-تبار است.

او ساکن فیلادلفیا است، و دکترای مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا است.

از مهمترین کتب او میتوان آثار زیر را برشمرد:

  • Financial Shock: Global Panic and Government Bailouts--How We Got Here and What Must Be Done to Fix It
  • Financial Shock: A 360º Look at the Subprime Mortgage Implosion, and How to Avoid the Next Financial Crisis
  • Paying the Price: The New Economic Mess We Have Created and How to Get Out of It

او مشاور اصلی اقتصادی جان مک‌کین بود.

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390  ] [ 8:52 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

شاهین فاطمی پژوهشگر، فعال سیاسی، رییس دانشکده بازرگانی و اقتصاد دانشگاه آمریکایی پاریس، استاد دانشگاه پاریس و اقتصاددان ایرانی است. وی همچنین صاحب امتیاز و سردبیر نشریه ایران و جهان می‌باشد.

سوابق علمی

پرفسور شاهین فاطمی ریاست بخش فوق لیسانس دانشگاه آمریکائی پاریس را بعهده دارند. رشته تدریس و سوژه تحقیقاتی وی اقتصاد و امور مالی بین‌المللی است. شاهین فاطمی در گذشته در دانشگاه‌های وست مینستر در لندن و ماستریخت در هلند و اکرون در آمریکا بعنوان استاد اقتصاد، تدریس کرده‌است. فاطمی برای پیشبرد کارهای تحقیقاتی خود موفق بدریافت کمک هزینه از موسسه ان.اس.اف. و همچنین یونسکو شده‌است.

کتاب‌ها و مقالات

شاهین فاطمی در تالیف و نگارش سه کتاب همکاری داشته و مقالات بیشماری را نیز به رشته تحریر در آورده‌است و در حال حاضر بعنوان سردبیر نشریه رویوی بین‌المللی تجارت و اقتصاد (International Review of Business and Economics) و همچنین کیهان لندن با این نشریات همکاری می‌کنند. فاطمی در پاریس، فرانسه زندگی می‌کند.

منبع : سایت ویکی پدیا




[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390  ] [ 8:49 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

دکتر منوچهر فرهنگ، دهخداي اقتصاد ايران


دكتر منوچهر فرهنگ متولد 1298 بابل بود كه پس از تحصيل ديپلم از ايران از كشور فرانسه دكتراي اقتصاد دولتي دريافت كرد و كارهاي مهمي در زمينه علم اقتصاد در ايران انجام داد كه مهمترين آن تدوين كتاب "فرهنگ علوم اقتصادي" است كه تاكنون بيش از 25 بار به چاپ رسيده است.
دکتر منوچهر فرهنگ در سال 1326 پس از اخذ ليسانس از دانشکده حقوق اقتصاد به استخدام سازمان برنامه و بودجه کشور درآمد  و در سال 1339 با استفاد از بورسيه راهي دانشگاه سوربن فرانسه شد و مقطع دکترا را از اين دانشگاه کسب نمود. او در نيمه دوم سال 1346 به ايران بازگشت و در دانشگاه‌هاي ايران مشغول به تدريس شد و در سال 1357 رييس دانشگاه ملي حقوق سياسي شد.‏
دکتر پرويز حسابي در اين زمينه در گفت‌وگو با خبرنگار جهان اقتصاد گفت: مرحوم دكتر فرهنگ علاوه بر آن 20 جلد كتاب نوشته و يا ترجمه كرده كه مهمترين آن كتاب برنامه‌‌گزاري اقتصاد ايران، زندگي اقتصادي ايران و ترجمه كتاب تئوري عمومي بهره و پول جان مينارد كينز در سال 1349 بوده است‎. ‎
شاگرد دکتر فرهنگ گفت:‌ مرحوم دكتر فرهنگ در سال 1344 در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران استخدام شد و بعد از تشكيل دانشكده اقتصاد در آن دانشگاه مشغول تدريس شد و سپس به دانشگاه ملي آن زمان (شهيد بهشتي فعلي) منتقل شد و زماني رياست دانشگاه ملي ايران را بر عهده گرفت‎. ‎
عضو انجمن اقتصاددانان ا?ران با بيان اينكه استادان بزرگ اقتصاد از جمله مرحوم دكتر فرهنگ عليرغم زحمات فراوان و تربيت شاگردان بي‌شمار، متأسفانه مورد بي‌مهري قرار گرفتند، گفت:‌ به حق مي‌توان استاد دكتر منوچهر فرهنگ و مرحوم دكتر حسين پيرنيا را به عنوان پدران علم اقتصاد در ايران ناميد اما در دوران پاياني عمر وي از سوي مسوولين مورد بي‌مهري قرار گرفت و حقوق بازنشستگي وي بر اساس سوابق و تحصيلات وي پرداخت نشد.‏
وي گفت: ‌زماني كه كتاب برنامه‌گزاري اقتصادي ايران توسط وي نوشته شد، در سطح جهان كتابي مانند آن نبود و ايشان در راه نوشتن كتاب نور چشمان خود را از دست داد و اخيراً فقط نور ضعيفي مي‌ديد و قادر به تشخيص افراد نبود‎. ‎
دکتر حسابي يکي از مهم‌ترين اثر دکتر فرهنگ را تئوري کينز او ذکر کرد و ادامه داد: در آن زمان تنها اصل كتاب جان‌ميناردكينز بود كه نظريات تازه در دنيا مطرح كرده بود و روزولت براي رفع بحران آمريكا دعوتش كرده بود و فرانسوي‌ها نيز اين كتاب را به نقد كشيده بودند و در اطراف آن داد سخن داده بودند‎.‎‏ در تمام دنيا هيچ‌كس دست به قلم براي ترجمه اين كتاب نبرده بود. اين افتخار را دكتر پيرنيا به دکتر فرهنگ داد تا او كتاب كينز را ترجمه كند‎.‎‏ اين ترجمه در سال 1348 عنوان جايزه بهترين كتاب اقتصادي سال(کينز) را از آن خود كرد. اين ترجمه به عنوان تئوري کينز دکتر منوچهر فرهنگ شناخته مي‌شود که آن را به تنهايي مي‌توان دهخداي اقتصاد ايران عرفي کرد.‏
عضو انجمن اقتصاددانان ا?ران تصريح کرد:‌ آن مرحوم به كمك بزرگان اقتصاد در سال 1353 انجمن اقتصاددانان ايران را راه‌اندازي كرد و سال اول مرحوم دكتر پيرنيا رييس بود و سپس دكتر فرهنگ تا آخر عمر به عنوان رييس انجمن انجام وظيفه كرد‎.‎
وي افزود: مرحوم دكتر فرهنگ در سال جاري از طرف صداوسيما به عنوان چهره برتر اقتصاد در همايش اقتصاد و رسانه معرفي و تقدير شد و ايشان هم در دانشكده حقوق و هم دانشكده اقتصاد استاد بنده بود.‏
دکتر حسابي افزود: مرحوم دكتر فرهنگ انسان شجاعي بود و همواره حس وطن‌دوستي و توجه به علم اقتصاد در ايشان موج مي‌زد. از آن مرحوم همسر و 4 دختر باقي‌مانده و ايشان در زندگي بسيار مهربان بود و هميشه از زحمات همسر خود قدرداني و اظهار رضايت مي‌كرد و يکي از خصايص مهم وي ملايمتي در تمامي امور بود.‏
عضو انجمن اقتصاددانان ا?ران افزود: مرحوم دكتر منوچهر فرهنگ با وجود پيري همواره در سخنراني‌هاي علمي ماهانه انجمن اقتصاددانان ايران در روزهاي آخرين پنج شنبه هرماه مشاركت فعال داشت و پس از سخنراني استادان به جمع‌بندي و اريه نظر علمي پيرامون سخنراني مي‌پرداخت‎. ‎‏ مرحوم استاد فرهنگ در يك جلسه انجمن اقتصاد دانان ايران گفت: نام كتاب خود را عمدا برنامه‌گزاري اقتصادي ايران نهادم تا برنامه نويسان بودجه و برنامه فكر نكنند برنامه‌ريزي به معناي ريخت و پاش است، بلكه با تدبير براي منابع ملي برنامه نويسي كنند‎. ‎
وي اظهار داشت:‏‎ ‎به پاس تلاش‌هاي بي‌دريغ علمي استاد فقيد شادروان "دکتر منوچهر فرهنگ" در راه توسعه و اعتلاي آموزش علم اقتصاد در ايران و مديريت شايسته ايشان در سمت رياست هيأت اجراييه انجمن اقتصاددانان ايران طي سال‌هاي متمادي، مجلس يادبودي از طرف انجمن اقتصاددانان ايران با همکاري و پشتيباني هيات رييسه اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران، با حضور خانواده اين استاد در روز پنج‌شنبه مورخ 88/‌11‌/‌29 از ساعت 10 برگزار خواهد شد‎. ‎
در اين مراسم دکتر حميد ديهيم دبير انجمن اقتصاددانان، دکتر محمد نهاونديان رييس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران، دکتر حسين وحيدي استاد دانشگاه، دکتر احمد کتابي عضو هيات اجراييه انجمن، دکتر محمود قنادان استاد دانشگاه، مرتضي چيني‌چيان عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي و دکتر قاسم هاشمي استاد دانشگاه سخنراني خواهند کرد‎. ‎
دکتر فرهنگ در طول دوراني كه تدريس مي كرد دانشجويان زيادي داشتند و همه دانشجويان خود را دوست داشت. جايگاه تدريس خود را جايگاه محبت و علم توصيف مي‌کرد و دانشجويان نسبت به او محبت و لطف داشتند. ‏

آثار قلمي دکتر فرهنگ‏
‎   ‎
او خود را متعلق به يك كشور در حال توسعه يا به عبارت صحيح تر توسعه نيافته مي‌دانست. يك استاد ساده‌اي در دانشگاه تهران و دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) بود كه كار خود را با نويسندگي علوم اقتصادي آغاز كرده بود‎.‎‏ اولين كار او‎ ‎كتاب "برنامه‌گذاري اقتصادي" بود. چون دکتر فرهنگ "برنامه ريزي" اقتصادي را مغاير با تعبير علمي‌اش مي دانست. "برنامه‌گذاري" يعني تهيه و تدوين برنامه‌هاي علمي اقتصادي. دراين نوع "برنامه‌گذاري" ريخت و پاش جايي ندارد در حالي كه در "برنامه‌ريزي" چنان كه از نامش پيداست در اسمش ريخت و پاش وجود دارد. اين اولين كتاب او بود كه در دانشگاه هم تدريس شد. بعدها شاگردان او كه به آمريكا رفتند گفته بودند كه نظير اين كتاب در آمريكا هم پيدا نمي‌شود. بنابراين دکتر فرهنگ جزو اولين كساني بود كه راجع به "برنامه‌گذاري" اقتصادي در ايران كتاب نوشت. اين كتاب تاليف خود او بود‎.‎
بعد از اين كتاب، كتاب كينز را ترجمه پرداخت. داستان اين كتاب هم چنين بود كه زماني که او از پاريس كه برگشت، يك فولكس واگن داشت كه از طريق تركيه و بندر ترابوزان آمد به طرف ايران . پول هم نداشت. سه هزار تومان كه جهانگير تفضلي سفيركبير ايران در يونسكو به او داده بود و او را تا تبريز رساند و آنجا ديگر پول دکتر فرهنگ تمام شد. در ماشين فقط كتاب بود كه با خود آورده بود. سپس به بانك صادرات تبريز مراجعه کرد و اسناد ماشين خود را گرو گذاشت و مقداري پول دريافت کرد و خود را به تهران رساند‎.‎

دكتر منوچهر فرهنگ، مي‌خواستند با "كينز" دندان‌هايم را خرد كنند

زماني که دانشگاه او را دعوت کرده‌بود، مرحوم دكتر كيان و مرحوم دكتر زندي مشغول صحبت و بحثبا يکديگر بودند كه چرا عناصر تازه را به كار دعوت نمي‌كنيد. دكتر زندي او را نمي‌شناخت. فقط دكتر كيان كه او را دعوت كرده بود مي‌شناخت. دكتر كيان دکتر فرهنگ را معرفي كرد و او به عنوان استاد حق‌التدريس در دانشگاه شروع به تدرس کرد و بعداً دانشيار شد. پس از مدتي  دكترپيرنيا پيشنهاد‌ ترجمه داد و او نيز به خواسته دکتر پيرنيا بله گفت. او  آن زمان چيزي نداشت و وضع زندگي چندان خوبي هم نداشت. لذا با كمال ميل پذيرفت. آن زمان براي ترجمه هر كتاب در دانشگاه تهران ? هزار تومان پول مي‌دادند. ‏
دكتر پيرنيا به او گفت: كتاب كينز را ترجمه كن و پول خوبي هم بابت آن به تو مي‌دهيم. ‏
دکتر فرهنگ گفت: مثلاً چقدر؟
 گفت: پانزده هزار تومان. ‏
او از شوق و ذوق به طرف خانه رفت تا به همسرش اين خبر را بدهد كه خدا به فكر او و خانواده‌اش هم هست. كتاب سختي بود. ‏
دكتر پيرنيا در آن زمان گفت:"يك چرم خامي انداختم تو دهن دكتر فرهنگ تا دندان هاشو خردكند."‏
دکتر فرهنگ فهميد كه لطف مرحوم دكتر پيرنيا بي‌جهت نبوده. اين شد كه دکتر فرهنگ به ترجمه كينز مصمم‌تر از قبل پرداخت‏‎.‎
در آن زمان تنها اصل كتاب كينز بود كه نظريات تازه در دنيا مطرح كرده بود و روزولت براي رفع بحران آمريكا دعوتش كرده بود و فرانسوي‌ها نيز اين كتاب را به نقد كشيده بودند و در اطراف آن داد سخن داده بودند‎.‎‏ در تمام دنيا هيچ‌كس دست به قلم براي ترجمه اين كتاب نبرده بود. اين افتخار را دكتر پيرنيا به دکتر فرهنگ داد تا او كتاب كينز را ترجمه كند‎.‎‏ اين ترجمه در سال 1348 عنوان جايزه بهترين كتاب اقتصادي سال(کينز) را از آن خود كرد. اين ترجمه به عنوان تئوري کينز دکتر منوچهر فرهنگ شناخته مي‌شود که آن را به تنهايي مي‌توان دهخداي اقتصاد ايران عرفي کرد.‏
‏"نظريه عمومي اشتغال، بهره و پول". در اين كتاب كينز نظريه‌اي براي تمام اقتصادها ارايه داده، اعم از توسعه يافته يا توسعه نيافته، كه براي پيشرفت و توسعه چه بايد بكنند‎.‎‏ ترجمه اين کتاب درحدود ? تا ? سال طول كشيد‎.‎
گفتني است که به تازگي در دوبي سازماني از طرف عرب‌ها تشكيل شده تا كتاب‌هايي از جمله كتاب كينز را به عربي برگردانند‎.‎‏ آلمان‌ها، اسپانيولي‌ها، لهستاني‌ها و روس‌ها نتوانستند‎.‎‏ چون ترجمه آن بسيار مشكل بود و فقط بحث ترجمه نبود، بلكه فهم نظريه اقتصادي كينز هم مطرح بود‎.‎
‎ ‎بعد از اين كتاب "فرهنگ علوم اقتصادي انگليسي - فارسي " را تاليف كرد و در طول سال‌ها او شروع به جمع‌آوري اين فرهنگ كرد. تقريباً حدود ? سال طول كشيد تا به يك شكل منسجم و مناسبي برسد. وقتي اين كتاب را منتشر شد.‏
او زماني که كتاب فرهنگ علوم اقتصادي را نوشت فردي به نام قوسي كه استاد دانشگاه كابل بود و فرهنگ كوچكي دراين زمينه نوشته بود يادداشتي براي وي فرستاد. اين فرد را دکتر فرهنگ به ايران دعوت كرده بود و در دانشگاه ملي (شهيد بهشتي)و دانشگاه تهران به ايراد سخنراني پرداخت‎.‎
دکتر فرهنگ در كتاب "زندگي اقتصادي ايران" عبارتي گنجانده‌است كه در آن زمان داستان عقب افتادگي ايران را توضيح مي‌داد. در آن موقع سرتاسر اين خيابان اميريه به بالا، كاركنان بلديه آن زمان غروب ها چراغ‌هاي فانوسي را پرنفت مي‌كردند. هر روز از ? بعدازظهر، شروع به نصب اين چراغ‌ها در طول خيابان تا ايستگاه راه‌آهن مي‌كردند‎.‎
او در كتاب خود نوشت كه از ? بعدازظهر كه خورشيد در آسمان ساطع است اين چراغ‌ها روز را با نور زردرنگ خودشان نشانه مي‌گذارند در حالي كه وقتي به پايان خيابان مي‌رسيدند تاريكي تمام فضاي خيابان را فرا گرفته بود. اگر بخواهيم كه وضع را بهتر بكنيم با افزودن نردبان‌ها و زياد كردن كاركنان بلديه صورت نخواهد گرفت و تاريخ بر عقب ماندگي ما صحه خواهدگذاشت. براي بهبود اوضاع و اين كه با اشاره سرانگشتي شهري غرق در نور شود بايد ساختارهاي مملكتي را عوض بكنيم. اين نكته‌اي بود كه او در اين كتاب نوشت كه مورد اعتراض برخي نيز واقع شد كه آن را تند مي‌دانستند و تقريباً از اين زمان دستگاه با اوبا مشکلات زيادي مواجه شد‎.‎‏ به هرحال اين كتاب تمام جوانب اقتصاد ايران را در بر مي گرفت و يك كتاب دانشگاهي بود‎.‎

برخي از آثار دکتر منوچهر فرهنگ ‏

توسعه كشاورزي بين المللي، ويژگي اثر : پديدآورنده: كارل ايچر، جان استاتز، منوچهر فرهنگ (مترجم) ناشر: موسسه پژوهش‌هاي برنامه‌ريزي و اقتصاد كشاورزي - 1381 .‏
‏2- زبان عمومي و تخصصي مهندسي صنايع: ويژه داوطلبان آزمون كارشناسي ارشد گرايش‌هاي: صنايع - سيستم‌هاي اقتصادي اجتماعي - مديريت سيستم و بهره‌وري ويژگي اثر : پديدآورنده: سيداباذر نورحسيني، منوچهر فرهنگ (زيرنظر) ناشر: سنجش (وابسته به موسسه فرهنگي هنري سنجش) - 17 فروردين، 1387 .‏
‏3- سرگذشت يك علم، كالبدشكافي نظام آموزش علم اقتصاد در ايران، گفت‌وگو با برگزيدگان سه نسل از  ويژگي اثر : پديدآورنده: ميكاييل عظيمي، منوچهر فرهنگ (مترجم)، محمد اسمعيل مطلق (مترجم) ناشر: كوير - 1382 .‏
‏4- فرهنگ علوم اقتصادي: انگليسي - فارسي ويژگي اثر : پديدآورنده: منوچهر فرهنگ، ناشر: آسيم - 30 خرداد1386 .‏
‏5- فرهنگ فشرده علوم اقتصادي: انگليسي - فارسي ويژگي اثر : پديدآورنده: منوچهر فرهنگ ناشر: البرز - 30 آبان، 1385 .‏
‏6- قدرت و رونق: فزون رشدي كمونيستي و استبداد سرمايه‌داري، ويژگي اثر : پديدآورنده: مانكر اولسون، منوچهر فرهنگ (مترجم)، ناشر: موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي - 11 تير1385.‏
‏7- نظريه عمومي اشتغال، بهره و پول، ويژگي اثر : پديدآورنده: جان مينارد كينز، منوچهر فرهنگ (مترجم)، ناشر: نشر ني - 05 آذر 1387‏‎ ‎‏.‏‎ ‎

پيام‎ ‎دكتر منوچهر فرهنگ به اعضاي انجمن‎ :‎
‎   ‎
‎ ‎مي‌خواهم بگويم كه انجمن اقتصاددانان ايران يك نهاد معمولي نيست. در اينجا بزرگان علم اقتصاد در مقياس جهاني شركت كرده‌اند. اينها بايد كوشش كنند تا علم در ايران توسعه پيدا كند تا مردم از فرهنگ بهتري برخوردار شوند.‏‎ ‎به جوان‌ها هم مي‌خواهم بگويم فكر نكنند كه بنده يك نابغه بودم كه به اينجا رسيدم، نخير، بنده در سايه كوشش و استقامت بود كه به اين پايه رسيدم. راز پيشرفت من در زندگي و علم آموزي كوشش و پشتكار و استقامت و صبركردن بر سختي‌ها بوده است‎.‎
‎    ‎از اين جهت جوانان اگر در زندگي به مشكل بر مي‌خورند فكر نكنند كه دنيا سرآمده و راه ديگري وجود ندارد، استقامت و كوشش حلال مشكلات است‎.‎

راز توسعه نيافتگي ايران جهل است

دكتر فرهنگ راز توسعه نيافتگي ايران را در جهل است. ايران راه‌گريزي ندارد و بايد استقامت كند تا علم و علم آموزي و رفتار علمي نهادينه شود. الآن در جمهوري اسلامي جوانان ايراني توانستند ?? سد بزرگ و كوچك احداث كنند، آيا اين شوخي است فقط علم است كه مي‌تواند چنين دستاوردي داشته باشد. چرا اين مردم قبلاً اين كار را نكردند، چون علم اين كار را نداشتند، ايستادند، استقامت كردند و علم را آموختند، آنگاه به آبادكردن ميهن شان پرداختند‎.‎
دکتر فرهنگ در بين بزرگان علم اقتصاد جهان بينش و همه را خوانده و تقريباً با همه آشنايي داشته است و اكثر آنها مورد پسند وي بوده است. وي ‏‎ ‎مبادله نظريات اقتصادي ما بين اقتصاددانان ايران و جهان را راهي براي گسترش و بهينه سازي علم اقتصاد در ايران مطرح کرده است.‏
وي در مورد مشكل برنامه‌ريزي در ايران يا به تعبير ديگر برنامه‌گذاري در ايران معتقد بود‎ ‎‏ که يكي از چيزهايي كه براي برنامه‌ريزي علمي لازم است داشتن آمارهاي درست و اشخاص مطلع است. ما متاسفانه آمارهاي درست نداشتيم. چون تشكيلاتي در كشور براي اين كار وجود نداشت. در عين حال نظام‌هاي آموزشي و علمي ما هم جريان فراگيري نداشت و جوانان ما مثل اكنون اينقدر امكانات علم آموزي نداشتند. اينها قطعاً از توسعه نيافتگي كشور تاثيرگذار بوده و البته گذاشته است‎.‎
‎ ‎
‎    ‎
درگذشت دكتر منوچهر فرهنگ ‏

دبير انجمن اقتصاددانان ايران با بيان اينكه دكتر منوچهر فرهنگ بحق پدر علم اقتصاد ايران بود، از مراسم تشيع اين استاد در روز چهارشنبه صبح از مقابل بيمارستان فرهنگيان در خيابان شهيد باهنر خبر داد‎.‎
حميد ديهيم در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس با تأييد خبر فوت دكتر منوچهر فرهنگ گفت:‌ اين استاد بزرگ دوشنبه شب 5 بهمن 88 در منزل به علت كهولت و ايست قلبي در سن 90 سالگي بدرود حيات گفت و تشيع جنازه وي چهارشنبه صبح ساعت 8 از مقابل بيمارستان فرهنگيان واقع در منظريه شماره يك نياوران انجام خواهد شد.‏‎ ‎پيكر اين استاد اقتصاد پس از تشيع در قسمت فرهيختگان بهشت زهرا(س) تهران دفن خواهد شد‎. ‎

در مقطع زماني که دکتر منوچهر فرهنگ تحت فشار دستگاه‌هاي قبل از انقلاب اسلامي بود شعري سروده است که بدين مضمون‎:‎
‎    ‎گر پر و بالم شكني سر بكشم بر آسمان‎ ‎
‎    ‎ور سر و ساقم بزني، سايه زنم بر اين جهان‎ ‎
‎    ‎بحرم و بحر موج زا، ابرم و ابر اوج گير‎ ‎
‎    ‎از پي دانشم روان، وز پي دانشم روان
‎   ‎


دکتر منوچهر فرهنگ چراغ واستاد علم اقتصاد در ايران زمين ‏

از صداي سخن عشق نديدم خوش تر                                                    يادگاري که در اين گنبد دوار بماند
‏   آري دوستان، زندگي روانشاد دکتر منوچهر فرهنگ سراسر سخن عشق بود و آنچنان که خواجه شيراز لسان الغيب فرموده است، دکتر منوچهر فرهنگ که اينک چند صباحي است جسم خاکي او به افلاک پيوسته است، از خود چنان يادگاري برجا گذاشت که گذشت زمان را با آن سرو کاري نيست و تا چراغ علم اقتصاد در ايران زمين و در پهنه گيتي روشن است، صداي سخن عشق روانشاد دکتر منوچهر فرهنگ گوش جان انسان هاي شيفته علم و فرزانگي را نوازش خواهد داد.‏
‏    به باور من که از نيمه دوم سال 1344، بعد از بازگشت افتخارآميز دکتر فرهنگ پس از اخذ درجه دکترا از دانشگاه سوربن فرانسه در دانشکده حقوق دانشگاه تهران افتخار شاگردي آن بزرگ مرد را پيدا کردم و تا آخرين روزهاي عمر پر برکت او در انجمن اقتصاددانان ايران و همراهي او را داشتم، دکتر فرهنگ حقي بزرگ و فراموش نشدني بر گردن علم اقتصاد نوين ايران زمين را دارد. او در مقطعي که هنوز جامعه علمي ايران شناخت چنداني از دانشمندان علم اقتصاد و نظريه پردازي هاي اقتصاد معاصر جهان را نداشتند، با ترجمه و انتشار کتاب معروف نظريه عمومي جان مينارد کينز اقتصاددان پر آوازه نيمه اول قرن بيستم انگليس که نظريات اقتصادي او تا به امروز از اعتبار بالائي در جهان برخوردار است، خدمتي شايسته و ماندگار به جامعه استادان دانشجويان و دانش پژوهان اقتصاد کشور انجام داد و با اين کار راه را براي ورود تفکرات و انديشه هاي نوين اقتصادي به جامعه علمي و دانشگاهي کشور را فراهم ساخت.‏
‏     اما روانشاد دکتر فرهنگ به اين بسنده نکرد و در کنار اشتغال به تدريس در دانشکده هاي اقتصاد کشور و رياست دانشکده علوم اقتصادي و سياسي دانشگاه اقتصاد شهيد بهشتي (ملي سابق) با شناختي که از نياز روز افزون دانش آموختگان علم اقتصاد به معادل سازي براي واژگان، مضامين و اصطلاحات اقتصادي رايج در جهان داشت، با صرف چند سال ازسالهاي عمر پر برکت خود، آستين همت را براي تهيه و تدوين يک فرهنگ جامع اقتصادي از زبان انگليسي به فارسي بالا زد فرهنگي که با وجود گذشت چند دهه از تاريخ انتشار آن و ورود نظريه ها و تعابير جديد به عرصه علم اقتصاد هنوز تازگي و طراوت خود را حفظ کرده و به عنوان يک فرهنگ لغت مرجع مورد استفاده دانشجويان و دانش پژوهان علم اقتصاد است.‏
‏     فصل درخشان ديگري از زندگي زنده ياد دکتر منوچهر فرهنگ دنباله رو بودن روانشاد دکتر حسن پيرنيا در انجمن اقتصاددانان ايران بود که جمعي از برجسته ترين اساتيد اقتصاد کشور به عضويت آن در آمدند و با گذشت زمان به يکي از کانون هاي خلق انديشه هاي اقتصادي تبديل شد که مي توانست نقش بسيار موثري به عنوان بازوي مشورتي برنامه ريزان و سياستگزاران اقتصادي کشور ايفا کند که متأسفانه اين انجمن علمي نيز همچون خود زنده ياد دکتر فرهنگ مورد بي مهري قرار گرفت هر چند که دکتر فرهنگ با عزم و اراده راسخ خود تا آخرين سال هاي عمر پربارش به رغم کهولت و ضعف جسمي رياست انجمن اقتصاددانان و مشاور عالي سازمان پژوهش ها سازمان برنامه را برعهده داشت و اجازه نداد چراغ اين انجمن خاموش شود که يقيناً با همت شاگردان و ياران وفادار زنده ياد دکتر فرهنگ چراغ انجمن اقتصاددانان تا ساليان متمادي فروزان باقي خواهد ماند. در اينجا به عنوان يکي از شاگردان روانشاد دکتر فرهنگ و نيز به عنوان عضو هيأت مديره انجمن اقتصاددانان ايران وظيفه خود مي دانم از بذل مساعدت هاي اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران که از بدو تأسيس انچمن اقتصاددانان همکاري هاي لازم مبذول داشته اند سپاسگزار است.‏
‏     زنده ياد دکتر فرهنگ خدمات گرانبهائي در حوزه علم اقتصاد به جامعه دانشگاهي ايران زمين ارائه داد اما او نيز همچون بسياري از خدمتگزاران بزرگ اين سرزمين نه تنها پاداشي بايسته به خاطر خدماتش دريافت نکرد که از جهات دريافت حقوق بازنشستگي مورد بي مهري قرار گرفت که در دهه هاي آخر عمر آن اقتصاددان بزرگ با مشکلات اقتصادي دست به گريبان بوده است.‏
‏   تجليل شايسته ائي که بعد از در گذشت زنده ياد دکتر فرهنگ از او و از خدماتش به عمل آمد و مجالس ترحيم پرشوري که به منظور بزرگداشت آن عالم اقتصادي برگزار شد بهترين گواه برجايگاه والايي است که زنده ياد دکتر فرهنگ در قلوب دوستداران علم و فرزانگي ايران زمين داشته و خواهد داشت . ‏
‏     در پايان کلام لازم مي دانم از جناب آقاي دکتر نهاونديان رياست و سايراعضاي هيئت رئيسه محترم اتاق بازرگاني صنايع و معادن ايران به خاطر همکاري صميمانه با انجمن اقتصاددانان ايران در برگزاري مراسم بزرگداشت امروز داشته اند از سوي خود و کليه اعضاي انجمن سپاسگذاري وقدرداني کنم .‏
‏     همچنين اميدوارم شاهدروزي باشيم که بي مهري هايي که حقوق حقه زنده ياد دکتر فرهنگ را ضايع کرده بودند باسعه صدر مسئولان محترم نظام ودولت درحق خانواده وبازماندگان آن روانشاد به وجه احسن جبران شود.‏
‏     سخنم را با اين بيت ازکلام شيخ اجل سعدي عليه الرحمه به پايان مي رسانم که فرموده است :‏
سعديا مرد نکونام نميردهرگز                    مرده آن است که نامش به نکوئي نبرند
روحش،  ياد وراهش مستدام باد .‏
‏ هرگزنميردآنکه دلش زنده شد به عشق




[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390  ] [ 8:43 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

شاید عجیب به‌ نظر بیاید که آویناش دیکسیت، کسی که در دمای گرم مناطق استوایی هندوستان بزرگ شده، در اتاق نشیمنش قفسه‌ای از کتاب‌های به دقت مرتب شده در خصوص سفرهای اکتشافی به قطب یخ‌بسته جنوب دارد، اما پروفسور بسیار دانای دانشگاه پرینستون توضیح ساده‌ای دارد: «این کتاب‌ها برای نشان دادن استراتژی‌های تئوری بازی‌ها ایده‌آل هستند. تقریبا همیشه هر سفر ایراد و اشکالی مرگبار داشت که شکست را در مقایسه با رقیبی که موفق می‌شد تضمین می‌کرد.»
او در حالی که ساندویچ‌ها را برای ناهار در آشپزخانه جمع و جورش برش می‌زند، می‌گوید: «برای مثال، بریتانیایی‌ها با خود فکر می‌کردند همه اینها را می‌دانند و هیچ‌چیزی برای درس گرفتن از دیگران ندارند و مثلا اسکات از قطب جنوب فکر می‌کرد که ساختار سلسله‌مراتبی نیروی دریایی بریتانیا روش درستی برای سازماندهی آن بود، درحالی‌که شیوه سازماندهی مشارکتی و بازتر در تلاش سرنوشت‌ساز گروه کوچک او جهت رسیدن به قطب جنوب بهتر می‌بود».
دیکسیت که تحقیق دانشگاهی را با صخره‌نوردی مقایسه می‌کند- «منظره‌های نفس‌گیر از بلندای کوه» که کلا صخره‌نوردی را ارزشمند می‌سازد-، طرفدار دوآتشه تئوری بازی‌ها است و معتقد است این تئوری به بخشی از چارچوب اصلی علم اقتصاد تبدیل شده است.
وقتی کتاب استراتژی درگیری توماس شلینگ، یکی از پیشگامان مطالعه چانه‌زنی، را کشف کرد جذب آن شد. دیکسیت در مصاحبه‌ای در نیوجرسی پرینستون گفت «آن کتاب تئوری بازی‌ها را برای من زنده کرد». همان طور که شلینگ می‌گوید: «وقتی دو کامیون حامل دینامیت در یک جاده یک‌طرفه با هم برخورد می‌کنند، کدام‌یک دنده عقب می‌رود؟»

جالب ساختن یادگیری
او تاکید می‌کند که تدریس تئوری بازی‌ها باید سرگرم‌کننده باشد- او به دلیل تبحر در تدریس جوایزی را برده است- و می‌کوشد تا مفاهیم کلیدی را با داستان‌هایی از فیلم‌ها، کتاب‌ها و زندگی واقعی توضیح دهد.
دنی رودریک، پروفسور اقتصاد سیاسی بین‌الملل در ‌هاروارد، می‌گوید: دیکسیت بهترین معلمی بوده است که من داشته‌ام - او هرگز چیزی را ابلهانه یا بدیهی نمی‌پنداشت. رودریک گفت: «مهم نبود که پرسش چقدر احمقانه به نظر می‌رسید، او توقف می‌کرد، دستانش را بلند کرده و زیر چانه‌اش می‌گذاشت، چشمانش را تنگ و مدتی طولانی درباره آن فکر می‌کرد، در حالی‌که بقیه ما در کلاس درس، چشمان‌مان را به خاطر حماقت پرسش‌گر به سوی او می‌گرداندیم. سپس او می‌گفت: آه، می‌فهمم چه چیزی را در ذهن داری...» و پاسخی به پرسشی عمیق و جالب‌توجه می‌داد که دانشجوی پرسش‌گر هرگز چنین ایده‌ای را در ذهن نداشت».
دانشجوی پیشین، کالا کریشنا که حالا پروفسور اقتصاد در ایالت پنسیلوانیا است، می‌گوید، «آنچه او [دیکسیت] را خاص و برجسته می‌سازد این است که بيش از هر کس دیگری که من می‌شناسم، علم اقتصاد را به مثابه بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی می‌داند: از کتاب‌ها، فیلم‌های سینمایی، گفت‌وگو با یک راننده تاکسی- هر چیزی برای او محتوای اقتصادی خود را دارد. او به درستی به اقتصاد عشق می‌ورزد و شما می‌توانید ببینید چقدر از این کار لذت می‌برد». دیگران شوخ‌طبعی او را می‌ستایند، اسیتون دی.لویت یکی از نویسندگان کتاب پرفروش فریکنومیکس (اقتصاد علم انگیزه‌ها یا اقتصاد علم ناهنجاری‌های پنهان اجتماعی) می‌گوید: «آویناش دیکسیت یکی از اقتصاددانان مورد علاقه من است، تا حدی به این دلیل ‌که او ویژگی‌اي دارد که به شدت در میان اقتصاددانان نادر است: شوخ‌طبعی دلچسب».
دیکسیت که دکترای خود را از موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام‌آی‌تی) دریافت کرد از 1981 تا 2010در دپارتمان اقتصاد پرینستون تدریس کرد. او پیش‌تر به خاطر کارش با جوزف استیگلیتز روی بازارهای ناقص و آنچه اقتصاددانان رقابت انحصاری می‌نامند، شناخته شد. این مفهوم یک قلمرو تئوریک میانه را بین انحصار خالص که در آن یک بنگاه بازار را کنترل می‌کند و رقابت کامل که در آن رقبای زیادی وجود دارد که هیچ کدام قدرت بازاری ندارند، پیشنهاد می‌کند. او همچنین به دلیل کتابی که در خصوص تجارت همراه با اقتصاددان نروژی، ویکتور نورمن نوشت، «نظریه تجارت بین‌الملل» که شدیدا تاثیرگذار بود و همچنین کار درباره انحصار فروش و سازمان صنعتی معروف است.

الگوی پیشتازانه
آنچه به الگوی «دیکسیت-استگیلیتز» معروف شد حجم عظیمی از نظریه اقتصاد در خصوص تجارت بین‌الملل، رشد اقتصادی و جغرافیای اقتصادی(الگویی که پل کروگمن استفاده کرد و جایزه نوبل اقتصاد در 2008 را برد) بنیان گذاشت.
این الگو که نخستین بار در 1977 منتشر شد، سنگ بنای کارهای دیگران در رشته‌های جدید از نظریه رشد درون‌زا گرفته تا اقتصاد منطقه‌ای و شهری تبدیل شد- آنچه دیوید وارشِ روزنامه‌نگار به عنوان «یکی از آن الگوهای فولکس‌واگنی اقتصادی و با کاربری آسان توصیف می‌کند که نشان و عیار ام‌آی‌تی بودند (وارش، 2006)».
پیشگامان رقابت انحصاری، جون رابینسون و ادوارد چمبرلین در دهه 1930 بودند و سال‌ها هم جزو مصالح اقتصاد پایه بود، اما استیگلیتز- که جایزه نوبل اقتصاد را در 2001 برای همکاری با مایکل اسپنس و جورج آکرلوف در تحلیل بازارهای با اطلاعات ناقص برد- و دیکسیت آن را به سطحي جدید رساندند.
استیون براکمن و بن هیجدرا در يك کتاب، به تحلیل چیزی می‌پردازند که آنها انقلابی در تحلیل رقابت ناقص می‌نامند و می‌گویند: «موفقیت الگوی رقابت انحصاری دیکسیت-استیگلیتز ممکن است به مثابه یک شگفتی برای دانشجویان تاریخ اندیشه اقتصاد به نظر بیاید، همچنان که به‌هیچ‌وجه نخستین تلاش برای رویارویی با بازارهای ناقص یا رقابت انحصاری نبود».
«بااین‌حال، درحالی‌که تلاش‌های پیشین ناکام ماندند، رویکرد دیکسیت- استیگلیتز خیلی موفقیت‌آمیز از کار درآمد و پتانسیلی برای «وضعیت کلاسیک» دارد».

تاثیر عظیم
نظریه رقابت انحصاری به شدت نظریه تجارت مدرن را تکان داد که اقتصاددان آکسفورد، پیتر نیري، آن را به «عاملي بالاتر از همه» نسبت می‌دهد: توسعه الگویي «ظريف و صرفه‌جو» توسط دیکسیت و استیگلیتز.
این زوج نوآوری‌شان را تنها برای این پرسش کلاسیک در سازمان صنعتی به‌کار بردند که آیا صنایع رقابت انحصاری سطح بهینه‌ای از تنوع تولید را به‌بار می‌آورند؟ اما طی چند سال بعد، بسیاری این رویکرد را برای تجارت بین‌الملل نيز به‌کار گرفتند.
دیکسیت این گفته وارش را تایید می‌کند که او کاربردهای این الگو را پیش‌بینی نکرده بود. «جوزف استیگلیتز و من می‌دانستیم که ما چیزی را در ساخت یک الگوی تعادل عمومی حل شدنی با رقابت ناقص انجام می‌دهیم، اما آشکارا نمی‌دانستیم که آن چيز کاربردهای زیادی خواهد داشت؛ از سوی دیگر گويي ما خودمان تمام آن مقالات بعدی را نوشتیم!».
ماساهیسا فوجیتا، کروگمن و آنتونی وینیبلز در کتاب‌شان با عنوان اقتصاد فضایی درباره سازگاری این الگو در رشته جغرافیای اقتصادی جاروجنجال به‌راه انداخته‌اند. «به‌طور خلاصه، دیکسیت- استیگلیتز به ما اجازه می‌دهد تا كيك خودمان را در قطعات مجزا داشته باشیم درحالی‌که محاسبات را براساس آن انجام می‌دهیم».

کار پردامنه
به اعتراف خودش، دیکسیت درباره علایق و تمرکز تحقیقاتی‌اش تاحدی بی‌نظم و فرصت‌طلب است. «من همیشه بر روی مساله بعدی کار کرده‌ام که علاقه‌ام را تسخیر کرده است و با استفاده از هر رویکرد و تکنیکی که مناسب به‌نظر می‌رسیده از عهده آن برآمده‌ام، هرگز ذره‌ای به این فکر نکنید که ممکن است چقدر با بینش جهانی یا يك روش‌شناسی کلی جور باشد». دیکسیت اين موضوع را در مقاله‌اي با عنوان هوای نفسانی و زیرکی: اقتصاددانان در عمل، ویراسته مايكل سنبزرگ نوشته است. باری نايلبوف، همکار دیکسیت در کتاب عامه‌پسند آنها در خصوص تئوری بازی‌های يعني تفکر استراتژیک، به شوخی می‌گوید دیکسیت نخستین نمونه انسانی ویکی‌پدیا؛ دایره‌المعارف آن‌لاین، بود. «گذشته و حال، مهم نیست کدام بخش از علم اقتصاد، او قادر بود به پرسش شما پاسخ دهد و آن را بیشتر پيش ببرد.».
دیکسیت می‌نویسد «از میان همه درس‌هایی که من طی ربع قرن تحقیق آموخته‌ام، یکی كه هميشه به كار مي‌آيد را از همه ارزشمندتر یافته‌ام گرچه در آن هنگام بیست و سه ساله بودم. از دیدگاه یک جوان، آن را برای مشاوره دادن به هر کسی دشوار می‌یافتم».
دیکسیت که کتاب‌های علمی و مهندسی عامه پسند را دوست دارد، می‌گوید وانمود به داشتن یک ذهن دائما باطراوت می‌کند، به‌گونه‌اي كه به حوزه کاری خود محدود نشود و «عصاره خردمندی یک فرد میانسال را داشته باشد.»
ممکن است تحقیق برای کسانی که بیرون از گود نشسته‌اند ناامیدکننده و ترس‌آور به نظر بیاید، اما او از آن لذت می‌برد. «برای من، این معادل ذهنی کوهنوردي آزاد در یک صخره جدید است، تنها با استفاده از دستان و پاها برای صعود، یا حتی کوهنوردی تکی آزاد، بدون هیچ‌گونه طناب، میخ یا تسمه‌ای برای محافظت که سقوط نکند».
دیکسیت همچنین كتاب درسي مقدماتی بازی‌های استراتژی را با سوزان اسکیث ، دانشجوی پیشین و پرفسور فعلی کالج ولسلی نوشت. جان نش، موسس تئوری بازی‌های مدرن و برنده نوبل اقتصاد که در فیلم ذهن زیبا به تصویر کشیده شده، یار گرمابه و گلستان وی است.
جدای از تئوری بازی‌ها و الگوی نام‌گذاری شده او، دیکسیت به خاطر کارهاي اصلی‌اش درباره نظریه اقتصاد خرد، تجارت بین‌الملل و رشد و توسعه نیز معروف است، اما علایق متنوع‌اش، او را به سوی نگارش مطالب زیادی درباره حکمرانی، نقش نهادها، قانون و دموکراسی در توسعه و قطبی‌شدگی سیاسی سوق داده است. او می‌گوید که کار او که بیشترین ارجاعات به آن صورت گرفته یعنی «سرمایه‌گذاری در شرایط عدم‌اطمینان»، كه در 1994 با رابرت پیندیک از ام‌آی‌تی نوشته شده است، در این باره است که شرکت‌ها چگونه سرمایه‌گذاری‌ها را انتخاب می‌کنند.
آن کتاب به برگشت‌ناپذیری ذاتی بیشتر تصمیمات سرمایه‌گذاری تجاری اشاره می‌کند.
  دیکسیت و پیندیک روشی برای رویارویی با ریسک‌هایی پیشنهاد می‌کنند که توسط برگشت‌ناپذیری ایجاد می‌شوند: انتظار کشیدن قبل از اقدام کردن. انتظار ارزشمند است؛ چرا که با گذر زمان اطلاعاتي اضافی به دست می‌آید که ارزش از دست رفته آن،  تصمیم برگشت‌ناپذیری است که پیش از این گرفته شده است.    
دیکسیت از این رویکرد در سایر رشته‌ها نیز طرفداری کرده و این ايده هسته مقاله‌ای است که براساس یک اپیزود از يك شو تلویزیونی نوشته شده است.
دیکسیت که ريیس انجمن اقتصادسنجی در 2001 و انجمن اقتصاددانان آمریکا در 2008 بود، در بسیاری از دانشگاه‌های ایالات متحده و انگلیس تدریس کرده و  وظایفی هم در صندوق بین‌المللی پول و بنیاد راسل سیج نیویورک که به تحقیق در علوم اجتماعی می‌پردازد، داشته است.

از ریاضیات تا اقتصاد
دیکسیت از رشته اقتصاد شروع نکرد. مدرک کارشناسی او از دانشگاه بمبئی و در ریاضیات و فیزیک بود؛ او مدرک کارشناسی دیگری در ریاضیات از دانشگاه کمبریج گرفت. یکی از پروفسورها در کالج کورپوس کریستی، کمبریج، او را متقاعد کرد تا در مسیر جدیدی حرکت کند با اين پیشنهاد ‌که کتاب بنیادهای تحلیل اق
تصادی پل ساموئلسون و نظریه ارزش جرارد دبرو را بخواند.
وقتی در 1965 وارد ام‌آی
‌تی شد، او به اقتصاد علاقه‌مند شده بود؛  اما رسما دانشجوی کارشناسی ارشد بخش تحقیق در عملیات بود. «آنها مرا به دیدن فرانک فیشر برای مشاوره در مورد اینکه چه دروس اقتصادی را بگذرانم فرستادند. او قصه مرا شنید و گفت: «تحقیق در عملیات خسته‌کننده است، همه آنها فقط الگوریتم‌ها است. بیا و به برنامه دکترای اقتصاد بپیوند.»
اگرچه دیکسیت اقرار می‌کند که علاقه اولیه او «به اندیشه‌ها بود و نه افراد» او از مسیر خود خارج شد تا ایده‌ها و تحقیقات دیگران را تکریم کند؛ به‌ویژه اقتصاددان همكلاسي او در ام‌آی‌تی و ستون‌نویس نیویورک تایمز، پل کروگمن و ساموئلسون، نخستین اقتصاددان آمریکایی برنده نوبل اقتصاد، کسی که دیکسیت می‌گوید یگانگی علم اقتصاد را به مثابه یک موضوع به او آموزش داد.
از کار خودش و تدریسش، فهمیدم که همه حوزه‌هایی که علم اقتصاد به‌طور مرسوم به آنها تقسیم می‌شد به‌شكل پیچیده‌ای قطعاتی از یک پازل بزرگ را به هم می چسبانند، با یک چارچوب مشترک از مفاهیم و روش‌های تحلیل، انتخاب، تعادل و پویایی‌ها.
ادامه دارد




[ یک شنبه 4 اردیبهشت 1390  ] [ 10:34 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

«ژان باتیست سه» در ۱۷۸۹ بیست و سه سال داشت و منشی کلاویر وزیر مالیه آینده فرانسه در ۱۷۹۲ بود که در آن زمان یک شرکت بیمه را اداره می کرد. سه نزد او نسخه یی از کتاب ثروت ملل را یافت که کلاویر غالباً آن را مطالعه می کرد. پس از آنکه چند صفحه از آن را خواند فوراً یک نسخه از آن را وارد کرد. اثر این کتاب در وی چنان عمیق بود که می گفت؛ «هر کس آن را بخواند می فهمد که قبل از اسمیت علم اقتصاد وجود نداشته است.» چهارده سال بعد کتاب اقتصاد سیاسی او انتشار یافت و فوراً با استقبال عظیم مواجه شد. چاپ دوم آن نیز اگر دولت از آن جلوگیری نکرده بود به زودی صورت می گرفت. ناپلئون از آزادمنشی سه که حاضر نمی شد خود را ترجمان نظریات و نقشه های مالی او قرار بدهد ناراضی بود. علاوه بر اینکه او را از عضویت تریبونا محروم کرد، انتشار کتاب او را نیز ممنوع داشت. سه ناچار برای چاپ دوم کتاب خویش تا ۱۸۱۴ صبر کرد. از آن پس به سرعت و پشت سر هم چاپ های متعدد از آن در ۱۸۱۷ و ۱۸۱۹ و ۱۸۲۶ صورت می گیرد و به بسیاری از زبان ها ترجمه می شود.

شهرت و نفوذ سه پیوسته گسترش می یابد و در تمام اروپا سرشناس می شود و از مجرای او اندیشه های اسمیت واضح و روشن شده و نظام منطقی یافته و مجتمع در چند اصل کلی که نتایج، خود به خود از آنها استنتاج می شود اندک اندک افکار روشنفکران را تصاحب می کند.

با این وصف، دور از عدالت است که ژان باتیست سه را فقط ناشر افکار اسمیت بدانیم. او خود با دلیری و فروتنی آنچه را به استادش مدیون بوده آشکارا بیان و در هر قدم اسم او را تکرار می کند. ولی وی به تکرار عقاید اسمیت اکتفا نمی کند، بلکه خود مجدداً درباره آنها می اندیشد، و در بین آنها انتخاب به عمل می آورد و آنها را با شرح و بیان تازه یی روشن می سازد. از میان راه های مختلف که افکار اسمیت در آن متشتت است، دانشمند فرانسوی گاهی که جسارت انتخاب را ندارد از آنها که به بیراهه منتهی می شود پرهیز می کند و راهی را برمی گزیند که به مقصد برساند و آن را برای اخلافش چنان واضح و روشن ترسیم می کند که دیگر بیم گم شدن در آن نباشد. بدین ترتیب او افکار و اندیشه های استاد خود را از یک نوع صافی می گذراند و در عین حال به آنها رنگی مخصوص می زند که برای مدتی طولانی اصالت خاصی به دانش اقتصاد فرانسه می دهد و آن را از علم اقتصاد انگلستان که در همان زمان مالتوس و ریکاردو جهت تازه یی به آن می دادند ممتاز می سازد.

در مورد سه آنچه بیشتر اهمیت دارد و باید مورد توجه واقع شود، آورده خود اوست نه آنچه از اسمیت به عاریت گرفته است. حاصل افکار و اندیشه های شخصی او را می توانیم چنین خلاصه کنیم.

۱) نخست وی شکست فیزیوکرات ها را قطعی می سازد و این خود کار عبث و بیهوده یی نبود زیرا در فرانسه هنوز هم اذهان عده کثیری پایبند نظریه های کسانی بود که آنان را «فرقه» می نامیدند. ژرمن گارنیه مترجم فرانسوی اسمیت، فیزیوکرات ها را از جهت علمی و نظری غیرقابل رد می دانست. به عقیده او برتری اقتصادشناس اسکاتلندی نسبت به آنان فقط از جنبه علمی است و می گفت؛ «ممکن است نظریه های اقتصادیون را به این عنوان که زیاد سودمند نیستند رد کرد، ولی نه به این عنوان که غلط و بی اساس هستند.» اسمیت هم چنان که می دانیم یوغ آنها را کاملاً کنار نزده بود زیرا او برای زمین قائل به باردهی خاصی بود که مربوط به شرکت عوامل طبیعی است و کار کسانی مانند پزشک و قاضی و وکیل دادگستری و هنرپیشه را غیرمولد می دانست. سه این آخرین علایق را هم برید. او می گوید نه تنها در کشاورزی بلکه در همه جا «طبیعت ناچار باید با انسان همکاری کند» و می گوید اصطلاح «عامل زمین» را باید شامل «همه عواملی کرد که ملت مستقیماً از طبیعت می گیرد و مورد استفاده قرار می دهد مانند نیروی باد و جریان آب و غیره.» اما راجع به پزشکان و وکلای دادگستری و هنرپیشگان و غیره چگونه می توان شرکت آنان را در تولید ثروت منکر شد؟ ژرمن گارنیه هم قبلاً نسبت به خارج دانستن آنها از جمع مولدین اعتراض کرده بود. البته آنها کالا و جنس های مادی تولید نمی کنند، ولی فراهم کننده «خدمات» یا به قول گارنیه «محصولات غیرمادی» هستند که مثل سایر محصولات دارای ارزش مبادله یی هستند و در نتیجه همکاری سرمایه و صنعت انسانی به دست می آیند. مطلوبیت و سودمندی این خدمات عیناً مانند مطلوبیت و سودمندی است که از اشیای مادی مثل خانه و باغ و نقره آلات و غیره حاصل می شود. در این نکته نظریه سه ابتدا با مقاومت هایی مواجه شد. برای اقتصادشناسان انگلستان مشکل بود چیزهایی را که ماده ندارد و فقط به صورت خدمات غیرقابل دوام است و بنابراین قابل تبدیل به سرمایه نیست ثروت بنامند و محصول بدانند، ولی به زودی اکثریت مولفین علم اقتصاد نظر او را پذیرفتند. بالاخره سه پس از کندیاک برهان قاطع دیگری علیه فیزیوکرات ها پیدا کرد و آن این است که تولید کردن غیر از خلق کردن اشیای مادی است. به علاوه آیا انسان اصلاً قادر است کوچک ترین ذره یی از ذرات هستی را خلق کند و آیا کار او همواره غیر از تغییر دادن صورت مواد، چیز دیگری هست؟ تولید عبارت است از ایجاد فایده و سودمندی در اشیا، یعنی درآوردن آنها به صورتی که بتوانند احتیاجات ما را رفع کنند و مطابق امیال ما باشند. بنابراین هر کاری که به این نتیجه برسد، خواه از صنعت باشد و خواه تجارت و خواه زراعت مولد است.

بدین ترتیب امتیازی که فیزیوکرات ها برای کشاورزی قائل بودند خود به خود از بین می رود و سه موفق می شود کاری را که اسمیت به دلیل نزدیک بودن به زمان فیزیوکرات ها ناتمام گذاشته بود به اتمام برساند.

۲) در نکته دیگر باز هم سه نظریه اسمیت را ادامه می دهد، ولی از او جلو می افتد و آن راجع به مفهوم علم اقتصاد و مقام عالم اقتصاد است. از زمان فیزیوکرات ها تا اسمیت، چنان که دیدیم، مفهوم «نظم طبیعی» تغییر کرده بود. از لحاظ فیزیوکرات ها نظم طبیعی چیزی است که باید به وجود بیاید ولی در نظر اسمیت نظم طبیعی از هم اکنون وجود دارد و خود به خود به وجود می آید. به عقیده او در کالبد اقتصادی جامعه نیرویی اصلاح کننده و شفابخش نظیر نیروی حیاتی بدن وجود دارد که خود به خود بر موانع ساختگی که حکومت ها به وجود می آورند غالب می شود و دانش عملی اقتصاد، شناخت این خودسازی جهان اقتصادی برای راهنمایی رجال دولت است ولی سه معتقد است علم را نباید تا این حد مربوط به حوائج عملی روزمره ساخت. در نظر او علم اقتصاد «فقط» شناخت خودسازی جهان اقتصادی است یا بنا بر اصطلاحی که او به کار می برد و بر اسمیت مجهول بود، «قوانین» ثروت ها یا بالاخره آنچنان که در عنوان کتاب خویش ذکر کرده است «شرح و بیان ساده ترتیب تشکیل و توزیع و مصرف ثروت ها است» و بنابراین باید آن را از سیاست که غالباً با آن اشتباه می شود و همچنین از احصائیه که فقط شمارش ساده امور است، نه علم قوانین و اصول، مجزا ساخت.

بدین ترتیب اقتصاد سیاسی در دست سه، صورت دانشی صرفاً نظری و تشریحی پیدا می کند. به نظر او کار دانشمند اقتصاد، نظیر هر دانشمند دیگر، این نیست که راهنما شود و اندرز دهد، بلکه باید مشاهده و مطالعه کند، تجزیه و تحلیل کند و شرح بدهد. چنان که در نامه یی به سال ۱۸۲۰ به مالتوس می نویسد؛ «اقتصادشناس باید تماشاگر بی طرف باشد. آنچه ما به مردم مدیونیم، این است که به آنها بگوییم چرا و به چه دلیل امری نتیجه امری دیگر است. اگر آنها نتیجه یی را گرامی بدارند یا از آن بیمناک بشوند همان کافی است. خود آنها می دانند چه باید بکنند، دیگر حاجت به وعظ و اندرز ما نیست.» بنابراین سه، سنت دیرین را که از زمان کانونیست ها (علمای حقوق شرع کاتولیک) و کامرالیست ها (اقتصادیون طرفدار درآمدهای دولتی) تا مرکانتیلیست ها و از آن پس تا فیزیوکرات ها رواج داشت که اقتصاد سیاسی را قبل از هر چیز معرفتی عملی برای راهنمایی رجال دولت و مدیران امور عمومی می دانستند، قطع کرد. قبل از او، اسمیت هم پدیده های اقتصادی را مانند یک عالم علوم طبیعی مورد مطالعه قرار می داد ولی مانند عالمی که پیش از هر چیز پزشک باشد. سه می خواهد فقط مانند عالم علوم طبیعی عمل کند. پزشکی و درمان کار او نیست. او دانش نوین را بیشتر با علم فیزیک مقایسه می کند نه با تاریخ طبیعی و از آن جهت باز هم با اسمیت که در نظر او اجتماع، موجود زنده یی است تفاوت پیدا می کند. سه با آنکه هنوز اصطلاح «فیزیک اجتماعی» را به کار نمی برد، ولی اندیشه و تصور آن را تلقین می کند زیرا پیوسته پدیده های اقتصادی را با فیزیک نیوتن مقایسه می کند. به نظر او «اصول علم اقتصاد» مانند قوانین جهان طبیعت «ساخته و پرداخته دست انسان نیست، بلکه ناشی از طبیعت امور است. آنها را به وجود نمی آورند، بلکه آنها را درمی یابند. آنها بر حکمرانان و قانونگذاران حکمفرمایی می کنند و هرگز نمی توان از فرمان آنها بدون مکافات سرپیچی کرد.» قوانین اقتصاد، مانند قوانین ثقل و جاذبه، جهانی هستند و محدود به حدود کشورها نمی شوند، «مرزهای دول که از لحاظ سیاسی مافوق هر چیز هستند از لحاظ دانش اقتصاد اعراضی بیش به حساب نمی آیند.» بدین ترتیب سه علم اقتصاد را به شیوه دانشی مثبت که دارای قوانین جهانی است ترتیب می دهد. وظیفه عالم اقتصاد مانند عالم فیزیک این نیست که امور و وقایع را جمع کند، بلکه باید از آنها اصول و قوانین کلی استخراج کند که برحسب اوضاع و احوال دارای نتایج کم و بیش ثابت باشند.

سه با جدا کردن اقتصاد از سیاست و با خارج کردن اندیشه های عملی اسمیت از ساحت علم در عین حال که به دانش اقتصاد هماهنگی بیشتری داد، آن را گرفتار برودتی کرد که نزد برخی اخلافش، صورت مباحثی کسالت بار پیدا می کند. بحق یا به ناحق وی را مسوول این وضع دانسته اند.

۳- از مطالب گذشته متوجه شدیم که پیشرفت علوم طبیعی چه تاثیر شگرفی در عقاید ژان باتیست سه راجع به مسائل اقتصادی داشت. تاثیر ترقیات اقتصادی زمان در افکار او کمتر از آن نبود. بین سال ۱۷۷۶ که کتاب «ثروت ملل» انتشار یافت و سال ۱۸۰۳ که تاریخ انتشار کتاب «علم اقتصاد» سه بود، انقلاب صنعتی معروف صورت گرفت و این خود از پیشامدهای بسیار مهم در تاریخ عقاید اقتصادی است.

وقتی سه اندکی قبل از سال ۱۷۸۹ (سال انقلاب کبیر فرانسه) به انگلستان رفت، آن را در بحبوحه ترقیات ماشینیسم یافت. در آن زمان تازه در فرانسه مقدمات صنایع بزرگ آغاز شده بود. در دوران امپراتوری، صنعت فرانسه به سرعت ترقی کرد و پس از سال ۱۸۱۵ به وسعت و عظمت رسید. شاپتال در کتاب خود راجع به «صنعت فرانسه» می نویسد؛ در ۱۸۱۹ دویست و بیست کارخانه ریسندگی با ۹۲۲۲۰۰ دوک سالانه بیش از ۱۳ میلیون کیلوگرم پنبه خام مصرف می کردند و حال آنکه این مقدار فقط یک پنجم محصول انگلستان بود، ولی تا بیست سال بعد صنعت بافندگی چهار برابر می شود. صنایع دیگر نیز با همین سرعت در پیشرفت بودند. همگان احساس می کردند آینده اجتماعات در صنعت است؛ آینده یی به ظاهر نامحدود، پر از ثروت و کار و رفاه که نسل های نوین از آن سرمست شده بودند.

سه هم از این کشش برکنار نماند، در صورتی که اسمیت بیشتر به کشاورزی توجه داشت. در نظر سه صنعت مقام اول را احراز می کرد. از آن پس تا سالیان دراز مسائل صنعتی مهم ترین مسائل علم اقتصاد شدند و اولین درس رسمی اقتصاد که سه در مدرسه عالی حرف و صنایع تاسیس کرد به نام «اقتصاد صنعتی» موسوم شد.

در طبقه بندی کارهای مفید برای ملت، اسمیت کشاورزی را در درجه اول قرار داده بود. سه طبقه بندی او را حفظ کرد، ولی صنعت را همردیف زراعت قرار داد و می گفت؛ «سرمایه ها که به مصرف استفاده از نیروهای مولد طبیعت می رسد و ماشینی که هوشمندانه ترتیب داده می شود بیش از سود سرمایه یی که خرج آن شده تولید می کند و جامعه را از تقلیل بهای محصولاتی که نتیجه کار آن است بهره مند می سازد.» این جمله که در نخستین چاپ سال ۱۸۰۳ کتاب او وجود نداشت از چاپ دوم ظاهر می شود. در فاصله این دو تاریخ، سه، کارخانه ریسندگی خود را اداره کرده و از کار آن تجارب اندوخته بود. مساله ماشین ها که اسمیت در قطعه کوتاهی از کتاب خود فقط با آن تماسی می یابد، در کتاب سه و در چاپ های مکرر آن پیوسته جای وسیع تری پیدا می کند. اختراعات ماشینی که در آن زمان در فرانسه و انگلستان پی در پی و با شتاب صورت می گرفت، غالباً باعث تحریک و عصیان کارگران می شد، ولی سه همواره و بدون خستگی مزایا و محاسن آن را تایید می کرد. در آغاز امر او هنوز موافق بود که دولت به خاطر تعدیل نتایج بد و موقت ماشین ها «استعمال آنها را محدود به بخش هایی کند که نیروی کار برای آن کمتر پیدا می شود و کارگران را می توان در رشته های دیگر از فعالیت های اقتصادی به کار واداشت» ولی از تاریخ چاپ پنجم کتاب خویش تغییر عقیده داد و چنین اقدامی را از طرف دولت «نقض حق اختراع» دانست و فقط قبول کرد که به منظور مشغول کردن کارگران بیکار شده به سبب ماشین، دولت تاسیسات و ساختمان های عام المنفعه احداث کند.

و نیز می توان مقام درجه اول را که ژان باتیست سه در کتاب خویش به کارفرما داده است (عاملی که اسمیت از تعریف آن با وجود توجه قبلی کانتیون به اهمیت و اثر آن غفلت کرده بود) مربوط به همین اوضاع و احوال دانست. آیا چنین نیست که در اوایل قرن نوزدهم، عامل اصل ترقی و پیشرفت اقتصادی، صنعتکار فعال و کاردان، مخترع هوشمند، کشاورز مترقی و بازرگان جسور بودند که شمار آنها هر روز در همه کشورهای صنعتی همقدم با پیشرفت اکتشافات علمی و گسترش بازارهای اقتصادی فزونی می یافت؟ سه می گوید این کارفرما است و نه سرمایه دار محض و نه مالک زمین و نه کارگر تقریباً همیشه مطیع و مجری دستور که امر تولید ثروت را اداره می کند و بر توزیع آن تسلط دارد؛ «آنچه قاطع ترین اثر را در تقسیم ثروت ها دارد شایستگی و کاردانی کارفرمایان صنایع است. در یک نوع صنعت کارفرمایی که دارای قدرت تشخیص و بصیرت و فعالیت و نظم و ترتیب است توفیق می یابد و به ثروت و تمکن می رسد، در صورتی که کارخانه دار دیگر که واجد این صفات نیست با مشکلات عظیم مواجه و ورشکست می شود.» اگر دو چاپ سال ۱۸۰۳ و ۱۸۱۴ کتاب او با هم مقایسه شود به خوبی مکشوف می شود که تا چه اندازه در این مدت، نظریه او در این موضوع روشن تر و وسیع تر و استوارتر شده است.

ژان باتیست سه موجب بیان نظریه روشنی درباره جریان توزیع ثروت ها شد؛ نظریه یی که بعد از او جنبه آکادمیک یافته و بسی عالی تر از اندیشه اسمیت و فیزیوکرات ها است. در این نظریه کارفرما محور اصلی ثروت است و توضیح خلاصه آن چنین است؛ کار آدمی و سرمایه ها و زمین ها بنابر اصطلاح سه «خدمات مولد ثروت» است. این خدمات در بازار اقتصادی عرضه می شوند و در برابر اجرت هایی که مزد، سود سرمایه و بهره مالکانه نامیده می شود با همدیگر مبادله می شوند. این خدمات مورد تقاضای کارفرمایان است (کارخانه داران، بازرگانان و کشاورزان) که آنها را با هم ترکیب می کنند و بدان وسیله محصولاتی که مورد نیاز مصرف کنندگان است تولید می کنند. «بنابراین کارفرمایان عناصری هستند که خدمات مولد ثروت لازم را برای تولید محصولات به نسبت تقاضای آنها فراهم می کنند.» بدین ترتیب برای هر یک از این خدمات، بازار تقاضایی به وجود می آید که یکی از پایه های اساسی ارزش آنها است. بنابراین، قانون عرضه و تقاضا تنظیم کننده قیمت خدمات مولد ثروت است یعنی نرخ های بهره مالکانه و مزد و سود سرمایه تابع عرضه و تقاضای آنها است و به نوبه خود نرخ این خدمات در تنظیم قیمت محصولات موثر است. قیمتی که مصرف کنندگان برای خرید کالاها می پردازند به وسیله کارفرمایان بین عوامل مختلف تولید ثروت توزیع می شود و خدمات مولد ثروت نیز به تناسب حوائج مصرف کنندگان، بین مشاغل مختلف تقسیم می شوند و بدین ترتیب نظریه توزیع ثروت ها هماهنگی کامل با نظریه مبادله و تولید ثروت پیدا می کند.

این ترتیب تشریح ساده توزیع ثروت ها، پیشرفتی واقعی در دانش اقتصاد بود که از نظریه فیزیوکرات ها که قائل به مبادله ثروت بین طبقات مختلف اجتماع بودند و نه افراد، صحیح تر است. از طرف دیگر به وسیله آن تشخیص استفاده سرمایه دار از کارفرما که اسمیت آنها را به هم مخلوط کرده بود ممکن می شود. اقتصادشناس اسکاتلندی و به پیروی از او قاطبه اقتصادیون انگلستان به این بهانه که اغلب اوقات کارفرما همان شخص سرمایه دار است، این دو را یکی می دانند و مجموع استفاده آنها را به نام واحد «سود» معرفی می کنند، بدون آنکه بهره سرمایه را از نفع خالص کارفرما جدا سازند؛ اشتباهی تاسف آور که سالیان دراز بر دانش اقتصاد انگلستان سنگینی می کرد،

بالاخره نظریه سه مزیت دیگری دربر داشت و آن اینکه برای اخلاف فرانسوی خود تشریح روشنی از جریان توزیع ثروت ها باقی گذاشت. در صورتی که در کتاب اسمیت این نظریه مبهم بود و در همان زمان در انگلستان ریکاردو از طرف خود می کوشید نقصان نظریه اسمیت را با نظریه تازه خویش راجع به توزیع ثروت ها جبران کند. طبق نظر او بهره مالکانه زمین برحسب طبیعت و بنابر قوانین خاص آن مغایر با سایر درآمدها است. از طرف دیگر، نرخ دستمزد کارگران و سود سرمایه داران و کارفرمایان، معارض یکدیگرند، چنان که ممکن نیست یکی از آنها بالا برود بدون آنکه دیگری پایین بیاید. این نظریه که ظاهری فریبنده داشت ولی اشتباه آمیز بود، دانش اقتصاد انگلستان را دچار مشاجرات بی سرانجام کرد تا آنکه ناگزیر به ترک آن شدند. سه با نشان دادن تابعیت مشترک و همزمان مزد کارگران و سود کارفرمایان از تقاضای محصولات و با تشریح اینکه نرخ بهره مالکانه زمین هم، تابع همان علل و قوانین کلی عرضه و تقاضا است که در مورد سایر خدمات مولد ثروت وجود دارد، دانش اقتصاد فرانسه را از ورود به گمراهی برکنار داشت و باعث شد مصالح اولیه صحیح بعداً برای نظریه والراس راجع به بهای خدمات و توازن اقتصادی فراهم آید. به همین جهت است که سه (و به تبعیت از او قاطبه دانشمندان فرانسه) برخلاف علمای اقتصاد انگلستان اعتبار و اهمیت استثنایی برای نظریه رانت (بهره مالکانه) ریکاردو قائل نشد، ولی از طرف دیگر هرگز مرتکب این اشتباه هم نشد که وجود بهره مالکانه را مطلقاً انکار کند و مانند بعضی از اقتصادیون آن را فقط سود سرمایه های نهفته در زمین بداند.




[ یک شنبه 4 اردیبهشت 1390  ] [ 7:56 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541462 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید