نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

آدام اسمیت در پنجم ژوئن ۱۷۲۸ در اسکاتلند به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه گلاسکو آغاز کرد و در آکسفورد به سال ۱۷۴۶ به پایان رساند. در سال ۱۷۵۱ در دانشگاه گلاسکو به تدریس منطق پرداخت و به دنبال آن دروس فلسفه اخلاق شامل چهار درس الهیات طبیعی، اخلاق، رویه قضایی و سیاست را تدریس کرد.

در سال ۱۷۶۴ از شغل استادی دانشگاه کناره گرفت و مسافرت هایی را به اروپا آغاز کرد و با برخی از مشاهیر زمان خود نظیر ولتر و تورگو از نزدیک به مباحثه پرداخت. در همین سفرها بود که نوشتن کتاب معروفش به نام تحقیقی پیرامون ماهیت و علل ثروت ملل را آغاز و پس از بازگشت به موطن در سال ۱۷۷۶ آن را منتشر کرد که در همان زمان حیات، موجب شهرتی فراگیر برای او شد. اسمیت را آدمی با احساسات ظریف و پریشان حواس توصیف کرده اند. در مذهب به خداپرستی استدلالی قرن هجدهم که ولتر مشهورترین نماینده آن بود تمایل داشت و برای ولتر احترام خاصی قائل بود.

در شیوه اسمیت مطلقاً فضیلت نمایی و توسل به اصطلاحات ثقیل فلسفی وجود ندارد. با سادگی و شیوایی بدون تکلف و بدون شک، مطلب را بیان می کند. انعکاس عواطف جوانمردی و بشردوستی که گاهی بیان را به حد اعلای فصاحت بالا می برد در خلال تمام اوراق کتاب او نمایان است. آدام اسمیت را می توان بسیار مدیون فیزیوکرات ها دانست.

طبیعیون یا فیزیوکرات ها معتقد بودند که قوانین حاکم بر طبیعت بر روابط اقتصادی بین انسان ها نیز حاکم است. مبلغ اصلی این مکتب فرانسوا کنه پزشک مخصوص لویی پانزدهم بوده است. از نظر کنه ثروت ناشی از زمین است و هر چقدر بیشتر به امور کشاورزی پرداخته شود ثروت بیشتری هم عاید خواهد شد و این البته برخلاف اعتقاد اسمیت است که ثروت را ناشی از کار می داند. اما قسمت مهمی از آموزه های این مکتب که الهام بخش آدام اسمیت شد این حقیقت بود که قدرت های انسانی باید بدون تردید از قوانین غیرقابل تغییر و انعطاف ناپذیری که خداوند متعال وضع کرده است و بهترین مقررات ممکن به شمار می رود، پیروی کنند. قانون طبیعی، جریان منظم هر واقعه طبیعی است که نظم طبیعت به وجود آورده باشد. بدیهی است که این جریان از هر ترتیب دیگری برای بشر مفیدتر و پرثمرتر است. قانون طبیعی و قانون اخلاقی مجموعاً نظام طبیعی را تشکیل می دهد.

از نظر فیزیوکرات ها نظام طبیعی ناشی از اتفاق یا تصادف نیست بلکه مولود اراده الهی است بنابراین شامل بهترین و مفیدترین قوانین برای رفاه و رستگاری بشر است. وظیفه انسان تنها شناخت این قوانین و عدم تخطی از آنهاست. به عبارت دیگر می توان گفت فیزیوکرات ها به فلسفه لیبرالیسم اقتصادی اعتقاد داشته و تاکید می کردند که جامعه باید کاملاً آزاد باشد تا هر فرد بتواند منافع و اهداف مشروع خود را دنبال کند.

آدام اسمیت تمام افکار اساسی اسلاف خویش را گرفت و همه را در دستگاهی واحد ذوب و مکتب منظم و کامل تری ارائه و فلسفه اجتماعی اقتصادی نوینی را برقرار کرد.

اسمیت جهان را از نظر اقتصادی همانند کارگاهی عظیم تشبیه کرد که در آن تقسیم کار انجام شده است. از نظر او تنها منافع همه مردم ارجحیت داشت نه منافع خاص طبقه یی خاص. عقاید اسمیت را می توان در سه اصل طبقه بندی کرد؛

  •  تقسیم کار
  • سازمان طبیعی و خودکار جهان اقتصادی با پیگیری منافع شخصی
  •  سیاست آزادی اقتصادی

اسمیت این جمله فرانسوا کنه را که کشاورزی سرچشمه تمام ثروت های دولت و همه افراد ملت است، غلط و بی اساس خواند و سرچشمه حقیقی ثروت هر ملت را کار سالانه او دانست. بنابراین نمی توان گفت که مثلاً طبقه کشاورز، طبقه مولد است و طبقه تاجر، طبقه غیرمولد بلکه غیرمولد و عقیم فقط بیکاران هستند.

تقسیم کار، وضعیت و سامانی است که به وسیله آن بدون زحمت و به طور طبیعی همکاری افراد انسانی برای تولید محصولات مورد احتیاج عموم صورت می گیرد. افراد حیوانات معمولاً به طور مستقیم در پی رفع حاجت های فردی خود هستند، ولی فرد انسانی به جای آنکه درصدد تهیه تمام مایحتاج خود باشد همه وقت خویش را صرف ساختن محصول معینی می کند و بعداً آن را با اشیای دیگری که مورد نیاز اوست معاوضه می کند و از همین عمل ساده، افزایش حیرت انگیزی در ثروت حاصل می شود. تقسیم کار که وسیله همکاری عموم برای رفع حوائج هر فرد است سرچشمه حقیقی ترقی و رفاه و نشانه تشخص و امتیاز آدمی است.

اسمیت با آنکه تشخیص فیزیوکرات ها را در خصوص طبقه مولد و طبقات مزدور رد می کند با وجود این تصدیق می کند که کار پیشه ور و بازرگان کمتر از کار کشاورزی است زیرا کشاورز علاوه بر تجدید سرمایه خود و منافع آن بهره یی نیز به مالک زمین می پردازد.

این نشان می دهد که اسمیت اگر خود قبول ندارد اما نتوانسته است خویشتن را از نفوذ عقاید فیزیوکرات ها مصون بدارد.

خارج از روابط با فیزیوکرات ها، اسمیت خود شخصاً علاقه مخصوصی به کشاورزان دارد. چیزی نادرست تر از این نیست که او را چنان که بعضی ها گفته اند مبشر یا پیشاهنگ صنعت دوستی بدانیم و از این جهت او را در برابر فیزیوکرات ها که حامیان و مدافعان کشاورزی تصور شده اند، قرار بدهیم. زمانی که کتاب ثروت ملل در سال ۱۷۷۶ انتشار یافت تحول بزرگ اقتصادی که در تاریخ به نام انقلاب صنعتی معروف شده و عبارت از تبدیل سریع صنایع کوچک دستی و خانگی انگلستان به صنایع بزرگ ماشینی بود به زحمت آغاز شده و اصولاً صنعت ممتاز اقتصاد انگلستان در زمان اسمیت بازرگانی بزرگ بود، نه کارخانه داری و اساساً گلاسکو شهر زادگاه اسمیت شهری تجاری محسوب می شد و شغل شاغلان آن انبارداری واردات توتون امریکا بود.

در کتاب ثروت ملل تناقضات زیادی دیده می شود، مثلاً او ارزش حقیقی هر کالا را به میزان کار و کوشش برای تولید آن می داند. اما در جای دیگری از کتاب خود سرمایه و زمین را منابع جدید ارزش می نامد و محصول آنها بر محصول کار اضافه می شود و معمولاً سود و بهره مالکانه یی تولید می کند که با اجرت کار جمعاً مخارج تولید را تشکیل می دهند و باز در جای دیگر کتاب، سود و بهره مالکانه مانند کسوری معرفی می شوند که سرمایه داران و مالکان اراضی از ارزش های ایجاد شده به وسیله کار برداشت می کنند. در اینجاست که خواننده گمان می کند با نوشته یک سوسیالیست مواجه است. اما در مجموع آدام اسمیت علت ارزش اشیا را کار و کوشش آدمی می داند و همین نظریه است که بعدها قاطع ترین دلیل کارل مارکس علیه سرمایه داری می شود. از این نظر بعضی ها نظریه استثمار کارگران را به زمان اسمیت پیوند می زنند.

اسمیت می گوید هر کس تا زمانی که قوانین عدالت را نقض نکرده است مطلقاً آزاد است هر طور که بخواهد و مناسب بداند در پی نفع خویش باشد و کار خود و سرمایه خود را با هر کس دیگر یا هر طبقه دیگر از افراد مردم وارد عرصه رقابت بکند. «عدم مداخله دولت در امور اقتصادی» قاعده یی است که اسمیت پس از فیزیوکرات ها اما از راهی بس فراخ تر و عالمانه تر به آن می رسد.

ولی در اینجا هم مانند همه جای کتابش حس واقع بین و مثبت و همیشه مراقب او مانع از آن است که به استدلالی کلی اکتفا کند. برای او کافی نیست که بیهوده بودن مداخله دولت را در جامعه روشن سازد. او می کوشد علاوه بر آن ثابت کند که طبیعت دولت منافی با مشاغل اقتصادی است. او در این خصوص دلایل زیادی ارائه داده است که مخالفان مداخله دولت عموماً به این دلایل استناد کرده اند. خلاصه دلایل مزبور این است؛ «هیچ دو صفتی چنان معارض یکدیگر نیستند که صفت حاکم و صفت تاجر.» حکومت ها «همیشه و بدون استثنا بزرگترین مبذرها و ولخرج های جامعه هستند.» زیرا دولت پولی را خرج می کند که دیگران به دست آورده اند و هر کس همیشه در مورد صرف پول دیگران ولخرج تر از پول خود است. به علاوه دولت بیش از آن از کارگاه ها و موسسات تولیدی دور است که بتواند دقت و مراقبت لازم برای حسن اداره آنها به عمل آورد. «توجه سلطان حداکثر غیر از مراقبتی بسیار مبهم و بسیار کلی برای بهبود و آبادی بخش وسیعی از خالصه های خود نخواهد بود و حال آنکه توجه مالک، مراقبتی است دقیق و مخصوص برای بهترین استفاده از هر وجب از ملک خود.» ضرورت مراقبت دقیق و مستقیم برای بهره برداری صحیح از زمین و سرمایه، از افکاری است که غالباً اسمیت به آن برمی گردد. به همین جهات یکی از موجبات تاسف او افزایش قروض دولتی است که باعث شده است قسمتی از زمین سرمایه های ملی به دست سودجویانی بیفتد که بی شک به حسن اداره کشور بی علاقه نیستند ولی نفعی در «حسن اداره قسمت معینی از زمین یا قسمت معینی از سرمایه ندارند.» بالاخره دولت مدیر بدی است، زیرا کارکنانش که در اداره امور، نفع مستقیم ندارند و از خزانه عمومی حقوق می گیرند مسامحه کار و خرج تراش هستند.

در برابر این فکر که اداره همه زمین ها به دست دولت سپرده شود فریاد می زند که «دولت با اداره توام با مسامحه و ولخرجی مامورانش» ربع محصول فعلی را تولید نخواهد کرد و پیشنهاد می کند باقیمانده زمین های خالصه هم بین افراد تقسیم شود.

در نظر اسمیت اداره دولت از سر ناچاری است، بنابراین مداخله آن باید کاملاً محدود و منحصر به اموری باشد که عمل فردی در آن غیرممکن است. او برای دولت فقط سه خدمت قائل است؛ اداره دادگستری و دفاع مملکت و بالاخره «تکلیف ساختن بعضی از تأسیسات عام المنفعه و دایر کردن بعضی از موسسات عمومی که هرگز ایجاد کردن و دایر کردن آنها در نفع فرد معین یا عده محدودی از افراد نیست، زیرا منافع آنها برای استهلاک سرمایه یک یا چند نفر کفایت نمی کند، اگرچه غالباً ممکن است اداره آنها برای یک شرکت بزرگ خیلی بیش از اینها سودآور باشد.»

در خصوص انحصارطلبی صنایع، اسمیت می گوید؛ «به ندرت اتفاق می افتد که اهل یک حرفه با هم ملاقات کنند، اگرچه برای تفریح و وقت گذرانی هم باشد، بدون آنکه مذاکره آنها منتهی به توطئه یی علیه جمع یا سازشی برای بالا بردن قیمت ها نشود.»

در خصوص بخش خصوصی اسمیت می گوید؛ برای آنکه اقدامات فردی مفید به حال اجتماع باشد دو شرط لازم است؛ اول آنکه انگیزه نفع شخصی مشوق کارفرما باشد؛ دوم آنکه کار هر کس به وسیله رقابت در حدود صحیح نگاه داشته شود. در غیاب این دو شرط ممکن است از موسسات خصوصی همان زیان به مردم برسد که از موسسات دولتی.

به همین جهت اسمیت با بعضی از موسسات خصوصی ولی دسته جمعی مانند شرکت های سهامی به شدت مخالف است زیرا در آنها انگیزه نفع شخصی از بین می رود. از این جمع فقط بانک ها و شرکت های بیمه و ساختمان و نگاهداری کانال های آب برای شهرهای بزرگ را استثنا می کند، زیرا اداره این امور «دارای روال یکنواختی است که در آن تقریباً هیچ نوع تغییری لزوم پیدا نمی کند.» به دلیل اقوی، با هر نوع امتیاز و انحصار که به اشخاص یا شرکت ها داده شود مخالف است و فصلی تمام از کتابش را به کوبیدن کمپانی های بزرگ و صاحب امتیاز اختصاص داده است که در قرن ۱۷ و ۱۸ برای بهره برداری از تجارت با مستعمرات تشکیل شده بودند و معروف ترین آنها شرکت هند شرقی بود.

باز هم لازم است ملاحظه دیگر را اضافه کنیم؛ برای اسمیت عدم مداخله دولت یک اصل کلی است، نه یک قاعده مطلق. او به هیچ وجه در عقیده و مسلکی متعصب نیست و فراموش نمی کند که هر قاعده استثناهایی دارد. ممکن است صورتی قابل توجه از کلیه موارد که وی مداخله دولت را مشروع می داند ترتیب داد، از قبیل اداره پست، تعلیمات اجباری ابتدایی، امتحان دولتی برای قبول شدن در هر یک از مشاغل آزاد یا هر شغلی که مربوط به وثوق و اعتماد مردم است، تثبیت اسکناس های حداقل پنج لیره یی برای بانک ها و غیره.

با وجود همه این مستثنیات حقیقت آشکار این است که تمام کتاب اسمیت دفاعیه یی است برای رهایی اقتصادی فرد انسانی و ادعانامه یی است علیه سیاست مرکانتیلیستی و هر سبک اقتصادی که از آن الهام گرفته باشد. در این نکته بین اثر اسمیت در انگلستان و نقشی که در همان زمان فیزیوکرات ها در فرانسه بر عهده گرفته بودند توافق و هماهنگی کامل وجود دارد. در آن زمان چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، آزادی تولیدکنندگان و بازرگانان و کارگران در تنگناهای شدید گرفتار بود که بعضی از آنها یادگار سنت های قرون وسطی و برخی دیگر مخلوق منافع شخصی قدرتمندان بود و به وسیله نظریه های غلط اقتصادی تقویت می شد. نظام طبقاتی اصناف و پیشه وران هنوز در شهرها اعمال می شد، اگرچه (پس از اساسنامه مشهور ملکه الیزابت راجع به شاگردی و کارآموزی) شامل صنایع جدید که پس از آن تاریخ به وجود آمده بودند نمی شدند. طریقه آیین نامه یی و نظامات صنفی با تمام لوازم آن (از قبیل کارمندان مامور رسیدگی به شیوه های ساخت و وزن و طول و کیفیت پارچه ها) در صنعت پشم مانند دیگر صنایع رواج داشت. تثبیت دوره شاگردی به هفت سال و محدود بودن عده شاگردان در مهمترین صنایع و موانع عظیم در راه نقل و انتقال کارگران و استفاده آزاد از سرمایه ها را محدود می ساخت. اسمیت با همه نیروی خود علیه بی عدالتی ها قیام کرد.

همگان متفق القول بودند که کتاب اسمیت محکم و قوی است، ولی بد تالیف شده و درک آن مشکل و مباحث آن در بعضی از موارد مبهم و تردیدآمیز است. ژان باتیست سه راجع به آن می گفت؛ «جهانی است نامنظم از افکار صحیح درهم و برهم با معارف قطعی و مسلم.»

برای پیروزی کامل خویش، لااقل در قاره اروپا، اسمیت احتیاج به شارحی داشت که بتواند عقاید و آرای او را در مجموعه واحدی با اسلوب صحیح تنظیم کند و از زواید بپیراید. اجرای این وظیفه را ژان باتیست سه بر عهده گرفت و این فضیلت علاوه بر فضایل دیگر به او تعلق یافت (و چنان که خواهیم دید منحصر به همین نیست) که اندیشه های دانشمند بزرگ اسکاتلندی را با دادن صورت آکادمیک به آنها در کشورهای قاره اروپا رواج دهد. و این از عجایب اتفاق است که باید یک نفر فرانسوی اولین مکتب اقتصادشناسان فرانسه را بی اعتبار سازد و کامل ترین بسط و انتشار را برای مکتب انگلیسی تسهیل کند.




[ یک شنبه 4 اردیبهشت 1390  ] [ 7:56 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

مجله گلوبال فاینانس آمریکا رئیس بانک مرکزی مالزی را در فهرست اقتصاددانان برتر دنیا قرار داد.

مجله گلوبال فاینانس آمریکا ، رئیس بانک مرکزی مالزی را به عنوان یکی از برترین بانکداران دنیا در سال گذشته معرفی کرده است.

بر اساس گزارش برناما، خانم زتی اختر عزیز،  این عنوان را در کنار روسای بانک مرکزی پنج کشور دیگر و رئیس بانک مرکزی اتحادیه اروپا، ژان کلود تریشه به دست آورده است.

در گزارش سالانه این مجله آمریکایی در مورد عملکرد روسای بانکهای مرکزی کشورها و سازمان ها، زتی اختر عزیز و شش بانکدار دیگر موفق به دریافت رتبه A شدند.

روسای بانکهای مرکزی استرالیا، کره جنوبی، تایوان و ترکیه نیز موفق به کسب درجه A از این مجله شدند.

این رتبه بندی بر اساس عملکرد آنها در حوزه هایی همچون کنترل تورم ، دستیابی به اهداف رشد اقتصادی ، ثبات واحد پول و کنترل نرخ بهره انجام شده است.

خانم زتی اختر هفتمین رئیس بانک مرکزی مالزی و نخستین زنی است که در این مقام قرار گرفته است. او فارغ التحصیل دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا در رشته اقتصاد بین الملل در مقطع دکتراست و از سال 2000 به کرسی ریاست بانک مرکزی مالزی تکیه زده است.




[ سه شنبه 30 فروردین 1390  ] [ 7:44 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

در فهرست هزار اقتصاددان برتر جهان اولین نام پیترچارلز بونست فیلیپس است. فیلیپس در روز ۲۳ ماه مارس سال ۱۹۴۸ میلادی در كشور انگلیس دیده به جهان گشود و در سال ۱۹۶۹ میلادی مدرك كارشناسی خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه اوكلند انگلیس اخذ كرد.
وی در این سال‌ها در رشته ریاضیات محض و ریاضیات كاربردی نیز تحصیل می‌كرد اما پس از اتمام سال سوم تحصیل در این رشته‌ها از ادامه آنها انصراف داد و مدركی اخذ نكرد.




[ سه شنبه 30 فروردین 1390  ] [ 7:40 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

همانند اسمیت، برای غزالی و طوسی، مبادله و تقسیم کار مرتبط هستند. جالب است که طوسی شبیه اسمیت استدلال می‌کند که مبادله و تقسیم کار، پیامدهای ضروری قوای عقلی و بیانی هستند و هر دو حکایت از این دارند که حیوانات، از قبیل سگ، یک استخوان را با استخوان دیگر معاوضه نمی‌کنند.

تحلیل اقتصادی ذاتی اسمیت از تقسیم کار با مثال مشهور بهره‌وری کارخانه سنجاق ظاهر می‌شود. این مثال خیلی شبیه بحث غزالی در احیاء‌العلوم الدین است که: «حتی سوزن کوچک زمانی مفید می‌شود که حدود بیست و پنج بار از میان دستان سازندگان سوزن عبور کند و در هر بار فرآیند متفاوتی روی آن اجرا می‌شود.»
5-3 - تهاتر و پول
ابن خلدون و مسلمانان گوناگون قبل از وی در قرون وسطي، مشکلات اقتصاد تهاتری و پایاپاي و اهمیت و وظایف پول را در یک اقتصاد پیچیده‌تر درک می‌کردند. برای مثال غزالی
(1111-1058) در احیاء‌العلوم سه شکل مرتبط با اقتصاد تهاتری را شناسایی كرد- عدم همزمانی دو طرفه خواسته‌ها، تقسیم ناپذیری کالاها به دلیل فقدان مضرب مشترک و تخصص محدود. غزالی توانست سیر تکامل یک نظام مبادله پولی و وظایف پول را با اصطلاحاتی مدرن ردیابی کند؛ به خصوص، این‌که نوشت پول ابزار و وسیله مبادله است. غزالی همچنین استفاده از طلا و نقره به عنوان پول را بحث کرد و اثرات زیانبار پول تقلبی و کاستن از ارزش پول را گوشزد كرد. غزالی حتی توانست نسخه اولیه از قانون گرشام را بسط دهد.
5 - -4 تقاضا، عرضه و مکانیزم بازار
اندیشمندان مسلمان قرون وسطي، درک و فهم نیروهای عرضه و تقاضا و نقش آنها در تعیین قیمت را به اثبات رساندند. از نظر بسیاری از این متفکران، فقط بازارهای آزاد و مبادله داوطلبانه وجود دارد. کیکاوس با نصیحت کردن به پسرش چنین می‌گوید: «پس باید زمانی که بازار کساد است خرید کنی و وقتی گرم و پررونق است بفروشی.» مطابق با نوشته ابن تیمیه «اگر میل به کالاها افزایش یابد در حالی‌که در دسترس بودن کالا کاهش یابد قیمت بالا می‌رود. از طرف دیگر اگر در دسترس بودن کالا افزایش و میل به آن کاهش یابد قیمت پایین می‌رود.» ابن‌تیمیه و سایر نویسندگان، جابجا شدن (منحنی‌های) عرضه و تقاضا را نیز درک می‌کردند.غزالی نیز این نیروها و اثراتشان را درک می‌کرد. او در احیاءالعلوم می‌نویسد: «اگر کشاورز نتواند برای محصول خود خریداری پیدا کند پس با قیمت بسیار پایینی کالا را می‌فروشد.» غزالی در احیاءالعلوم ظاهرا آنچه را ما اکنون کشش قیمتی تقاضا می‌نامیم درک می‌کرد وقتی که اظهار داشت کاهش در حاشیه سود با کاهش قیمت، باعث افزایش فروش و بنابراین سود می‌شود. ابن مسکویه حتی قیمت تعادلی را بحث می‌کند، قیمتی که غزالی، قیمت «حاکم و شایع» می‌نامد.متفکران مسلمان قرون وسطي سایر موضوعات شامل تولید و کارآیی، وظیفه اقتصادی دولت و تنظیم مقررات، متنوع ساختن دارایی به عنوان تامینی در برابر زیان و بسیاری چیزهای دیگر را بحث کردند. آنها همچنین بسیاری مفاهیم اقتصادی مدرن شامل تئوری جمعیت مالتوس را پیش‌بینی کردند. چندین نویسنده- ابن مسکویه، نصیر طوسی، اسعد دوانی و ابوریحان بیرونی- استدلالاتی شبیه آنچه توماس مالتوس قرن‌ها بعد معرفی کرد ارائه كردند، و حتی از محاسبات ریاضی برای اثبات استدلالات خود استفاده کردند. حقیتا اشپنگلر در مقاله خود درباره بیرونی متفکر ایرانی، توجه ما را به این متفکر قرن یازدهم جلب کرد که می‌توان پیشتازتر از داروین و مالتوس تلقی كرد. بیرونی در کتاب خود درباره هند مشکل اضافه جمعیت را هشدار داد و استدلال كرد که رشد هر چیزی بوسیله محیط قابل دسترس به آن محدود می‌شود و تشخیص داد چون ظرفیت برای رشد تعداد انواع موجودات نامحدود است، رشد واقعی آن با محدود ساختن و (ظاهرا) عوامل بیرونی تقریبا انحصاری مهار می‌شود. بیرونی، همان‌طور که چارلز داروین پس از خواندن نظریه مالتوس نظر داد، گفت که فشار تعداد فزاینده انواع، به گزینش طبیعی خواهد انجامید.هر چند اقتصاد سیاسی شاخه مستقلی از علوم بوده که منشا آن به آدام‌اسمیت برمی‌گرد، و نخستین کاربرد آن (در 1615) را می‌توان به نویسنده فرانسوی آنتوین مونتچرنین نسبت داد، برخی مسلمانان قرون وسطي حداقل به طور ضمنی از نیاز به چنین رشته علمی آگاه بودند. در واقع خواجه نصیر طوسی از نیاز به علمی که او حکمت مدنی (علم زندگی شهری) می‌نامد بحث می‌کند که تعریف آن شباهت نزدیکی به تعریف مارشال از علم اقتصاد دارد. در سومین گفتار کتاب اخلاق ناصری، طوسی این علم را چنین تعریف می‌کند «بررسی قوانین جهان شمول حاکم بر منافع (رفاه) عمومی به نحوی که از طریق همکاری، جامعه را به سمت حد مطلوب (کمال) هدایت می‌کند.»
6 - انتقال دانش و نفوذ بر فلسفه علمی (متکلمین)

انقلابی که آکويیناس و فلسفه علمی بوجود آوردند تحت نفوذ عالمان مسلمان قرون وسطي بود؛ آن همچنین واکنشی به فردگرایی یونانی- اسلامی بود که ابتدا توسط کسانی مثل ابن‌سینا، فارابی و ابن‌رشد به مسیحیت لاتینی قرون وسطي معرفی شد. اما چگونه این نفوذ به بار نشست؟نخست، همان‌طور که تاریخ‌نگاران متعدد و سایرین یادآور شده‌اند، عالمان اسلامی در قرون وسطي، «حاملان مشعل تابان فرهنگ و تمدن در سرتاسر جهان» بودند. دوم این‌که، به دلایل متعدد، اروپای غربی قرون وسطي نمی‌توانست از تاثیر این نفوذ فرار کرده و خود را مصون بدارد.




[ سه شنبه 30 فروردین 1390  ] [ 4:47 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

از قرن نهم میلادی به بعد، اندیشمندان بسیاری از قبیل حکما و فقهای اسلامی و نیز فیلسوفان و نویسندگان سیاست‌نامه‌ها به نویسندگان متقدم پیوستند،...

البته همچنین گاهی نویسندگان به آنها می‌پیوستند که هیچ تناسبی با هرکدام از این دسته‌بندی‌ها نداشتند از قبیل ابوریحان بیرونی (متولد 973) دانشمند و نویسنده ایرانی، الدمشقی تاجر سوری قرن دوازدهم، یا ابن‌خلدون تاریخ‌نگار و نظریه‌پرداز اجتماعی آفریقای شمالی. در بین حکما یا فقهایی که به توسعه اندیشه اقتصادی کمک کردند، می‌توان اینها را شامل کرد: غزالی (1111- 1058)، الماوردی (1158-1075)، ابن تیمیه (1328-1263) و المقریظی. در بین فیلسوفان بسیاری که نقش و سهم داشتند می‌توان فارابی
(950 - 873)، ابن سینا (1037- 980)، ابن‌مسکوی (متولد 1030)، خواجه نصیر طوسی (74-1021)، اسعد دوانی (متولد 1444) و بسیاری دیگر را نام برد. پس از اینکه ابن مقفع یک چند کتاب اندرزنامه را ترجمه کرد و دوتا از نخستین سیاست‌نامه‌های اسلامی را نوشت، اندیشمندان مسلمان مختلفی با زبان‌های گوناگون، سیاست‌نامه‌های زیادی برای شاهان نوشتند. این آثار که به تدبیر و اصلاح مملکت می‌پرداختند پندها و سخنان حکیمانه فارسی (و بنابراین زرتشتی) قبل از اسلام را که ماهیت موعظه اخلاقی و آموزنده داشتند به حالت اسلامی در می‌آوردند و استفاده منصفانه‌ای از مثال‌های شاهان ایرانی ساسانی، همچنین خلفای عربی (یعنی اسلامی)، اولیای صوفی و دانایان فارسی می‌کردند. اینها شامل تعداد زیادی مفاهیم اقتصادی می‌شد. جالب است که نوشته‌های ایرانی قبل از اسلام به سیاست‌نامه‌ها راه پیدا کرد که بر حکمای ایرانی و غیرایرانی نیز تاثیر گذاشتند. یک نمونه، نصیحه الملوک نوشته ابوحامد غزالی است. یاسین اسعد در کتاب «نقدی بر منشاء اقتصاد اسلامی» (1995) درباره الماوردی از متکلمان عرب بحث می‌کند که آثارش تحت تاثیر منابع ایرانی قبل از اسلام بود.اندیشمندان مسلمان پس از دو و نیم قرن از تاریخ اسلام، با کمال تعجب بحث‌های مفصلی از موضوعات مختلف اقتصادی ارائه می‌دهند. نمونه‌هایی از این مباحث را در ادامه آورده‌ایم
5-1 ثروت، فقر و مال‌اندوزی
نویسندگان مسلمان در قرون وسطي برخلاف همتایان اروپایی خود، فعالیت اقتصادی و انباشت ثروت را تحسین می‌کردند و انسان‌ها را موجوداتی زیاده طلب نگریسته و فقر را تحقیر می‌کردند. کیکاوس در قابوس‌نامه این نصیحت را به فرزند خویش می‌کند: «پسرم، نسبت به کسب ثروت بی‌تفاوت نباش. اطمینان حاصل کن که هر چه به‌دست می‌آوری بهترین کیفیت را داشته باشد و حتما لذت و خوشی عایدت سازد.» به نظر خواجه نصیر طوسی «انسان عاقل نباید از ذخیره‌سازی آذوقه و مال و منال غافل باشد.» طبق نظر امام غزالی «انسان، عاشق گردآوری ثروت و تملک همه نوع اموال است. اگر او دو همیان طلا داشته باشد خواهان داشتن سومی است.» در احیاء‌العلوم. به اعتقاد کیکاوس «باید بفهمید که عوام الناس از ثروتمندان بدون ملاحظه علاقه شخصی به آنها، تاثیر می‌پذیرند و از فقرا متنفر هستند، حتی وقتی منافع‌شان به خطر می‌افتد. علت اینست که فقر بدترین شرارت انسانی بوده و هر شایستگی که به ثروتمندان اعتبار می‌بخشد، نشانه خواری و خفت فقرا است.» کیکاوس مثل یک طرفدار نفع شخصی، به طریق سنت آدام‌اسمیتی می‌نویسد: «و هرگز در هیچ چیزی نفع شخصی خود را فراموش نکن- که در غیر این‌صورت زیادی حماقت کردی.» یا براساس نظر ابن مسکویه فیلسوف «طلبکار میل به تندرستی بدهکار دارد تا پول خود را از او بگیرد نه اینکه چون عشق و علاقه‌ای به وی دارد. از طرف دیگر بدهکار دلبستگی زیادی به طلبکار ندارد.»
5-2 تقسیم کار

مسلمانان مختلف در قرون وسطي، تقسیم کار و منافع آن در فرآیند اقتصادی را بحث می‌کردند. در بین آنها کیکاوس، غزالی و فلاسفه و علمای اخلاق فارابی، ابن سینا، ابن مسکویه، خواجه‌نصیر طوسی و دوانی هستند. بحث‌هایی که این ادیبان از تقسیم کار ارائه کردند بسیار پیچیده‌تر از مباحث یونانی‌ها بوده و شامل تقسیم کار درون خانواده، درون جامعه (یعنی تقسیم کار اجتماعی)، درون کارگاه (تولیدی یا فنی) و در بین ملت‌ها می‌شد. در حالی که اعتقاد بر این‌است که نخستین‌بار توماس هاگسکین (1869-1787) در سال 1829 تقسیم کار در خانوار را به‌کار برد، اما ایرانیان مسلمان مثل ابن سینا و نصیر طوسی چندین قرن زودتر آن را بکار بردند. همه این نویسندگان تقسیم کار اجتماعی را بحث کردند و فارابی، غزالی و کیکاوس به حوزه بین‌المللی تعمیم دادند. به نظر فارابی، هر جامعه‌ای ناقص است، چون فاقد همه منابع ضروری است. جامعه کامل فقط در صورتی قابل دست یافتن است که تجارت در سطوح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی انجام شود. همین نظر را کیکاوس در قابوس‌نامه ابراز می‌دارد: «به نفع ساکنان غرب است که ثروت شرق را وارد کنند و به نفع ساکنان شرق که ثروت غرب را وارد کنند و با این‌کار ابزارهای تمدن، جهانی می‌شوند. بنابراین، این دو اندیشمند قرون وسطي مثل آدام‌اسمیت، تجارت بین‌المللی را بازی برد- برد یا حاصل جمع مثبت می‌دیدند.» با اینکه نویسندگان مسلمان قرون وسطي، قبل از عصر صنعتی‌شدن می‌نوشتند کاربرد تقسیم کار به یک واحد تولیدی (از قبیل کارگاه) و مفید بودن آن را تا حد زیادی درک می‌کردند. با تشخیص اینکه «هزار کار باید صورت بگیرد قبل از این‌که کسی بخواهد یک لقمه نان را در دهانش بگذارد.» آنها می‌فهمیدند که مفید است وظایف مختلف به کارگران مختلف واگذار شود. غزالی استدلال می‌کرد که «شما باید بدانید گیاه و حیوان را نمی‌توان همین‌طور که هستند خورد و هضم کرد. هر کدام نیاز به تغییرات، تمیز کردن، مخلوط کردن و پختن دارند قبل از اینکه مصرف شوند. برای مثال در مورد نان دقیقا تصور کنید چه تعداد کار باید انجام شود که فقط برخی را ذکر می‌کنیم و تعداد افرادی که این وظایف گوناگون را انجام می‌دهند تصور كنيد.» که یادآور جملات آدام‌اسمیت در کتاب ثروت ملل درباره تولید کت پشمی است که محصول کار مشترک چندین کارگر است..




[ سه شنبه 30 فروردین 1390  ] [ 4:46 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

وما می‌افزاید: حضرت محمد (ص) به عنوان پیامبر و رهبر سیاسی جامعه اسلامی، از مقابله با افزایش قیمت‌ها به‌وسیله اقدام مستقیم خودداری می‌ورزید و می‌فرمود فقط خدا است که قیمت‌ها را تعیین می‌کند (که معنایی جز دست نامریی آدام‌اسمیتی ندارد).

حضرت محمد (ص) اعلام می‌کرد کسی که کالایی را به بازار عرضه کند درآمدی که دریافت می‌کند حکم رحمت و نعمت دارد، اما انحصارگری که جلوی عرضه کالا به بازار را می‌گیرد درآمد دریافتی‌اش برایش لعنت می‌آورد.
در بین اندیشمندان مسلمان قبل از قرن نهم که برخوردار از درک عمیق مسائل و موضوعات اقتصادی بودند، حقوقدان عراقی ابویوسف (98-731) نمونه آشکاری است. او که زیر نظر ابوحنیفه (بنیان‌گذار مکتب فکری سنی حنفی) فقه اسلامی را یاد گرفته بود، در دوره چندین خلیفه عباسی، به شغل قضاوت مشغول بود و سرانجام خلیفه عباسی هارون الرشید وی را به قاضی‌القضات در بغداد پایتخت حکومت اسلامی منصوب کرد. او در مقام قاضی القضاتی بود که «کتاب الخراج» را نوشت و برای خلیفه هارون الرشید فرستاد. در این کتاب ارزشمند، قاضی قرن هشتم میلادی درک و فهم خویش از مالیات‌ستانی، مالیه عمومی، تولید کشاورزی و سایر موضوعات اقتصادی مرتبط را به نمایش می‌گذارد. ابویوسف در کتاب الخراج ترجیح خود به مالیات‌ تناسبی بر تولیدات کشاورزی را نشان می‌دهد به جای اینکه اجاره ثابتی بر زمین وضع شود. او مالیات تناسبی بر محصولات کشاورزی را عادلانه‌تر می‌بیند در عین حال که انگیزه بیشتری برای زیرکشت آوردن زمین بیشتر فراهم می‌سازد؛ به‌طوری که درآمد بیشتری عاید دولت می‌سازد. ابويوسیف شدید مخالف به مزایده گذاشتن زمین بود، رسمی که طبق آن مامور مالیاتی می‌توانست در صورت بدهی معوقه مالیاتی، زمین را مصادره كند. بسیار جالب است که این حقوقدان مسلمان قرن هشتم میلادی، ضوابط معینی را پیشنهاد داد که جلوتر از اصول پیشنهادی 1000 سال بعد آدام‌اسمیت (1776) به عنوان چهار معیار مالیات‌ستانی بود؛ یعنی عدالت، قطعیت، آسانی وصول و کارآیی اقتصادی. در نتیجه این اصول و کاهش دادن بار مالی مالیات‌ها بر مالیات‌‌‌‌دهندگان بود که ابویوسف پیشنهاد اصل توانایی پرداخت و آسانی را با ملاحظه زمان، مکان و شیوه پرداخت این مالیات‌ها داد. به‌علاوه برای کاهش احتمال فساد در جمع‌آوری مالیات‌ها، ابویوسف پیشنهاد مدیریت متمرکز مالیاتی و استفاده از کارکنان حقوق بگیر تحت نظارت اکید را به عنوان ماموران وصول مالیات داد. ابویوسف همچنین بینشی عمیق درباره مسائلی مثل توزیع درآمدهای مالیاتی، مسوولیت‌های دولت در رابطه با رفاه اجتماعی، کمک به توسعه اقتصادی و ساختن زیرساخت‌های اقتصادی- اجتماعی و کارهای عمومی از قبیل جاده، پل و کانال‌هایی جهت حمل و نقل یا آبیاری داشت. او همچنین درباره انواع مختلف مالیات‌ها شامل مالیات معین بر کالاها، مالیات بر ارث، عوارض وارداتی و مسائل مرتبط با عرضه آب، شیلات، جنگل و زمین‌های مرتع داد.او در مورد پروژه‌های خصوصی و مسوولیت‌های دولتی می‌نویسد: «و اما درباره کانال‌های کوچک‌تری که مردم برای آبیاری زراعت، باغ میوه، صیفی کاری و غیره استفاده می‌کنند، هزینه لایروبی و مرمت آنها باید برعهده ساکنان محل باشد. در این موارد نباید هیچ باری بر خزانه دولت بیفتد.»از نظر ابویوسف، اگر پروژه‌ای به کل جامعه مسلمین نفع نمی‌رساند هزینه آن نباید بردوش مالیات‌دهندگان بیفتد.
5 - نقش مسلمانان در تاریخ علم اقتصاد

اگر چه اندیشمندان طی دو و نیم قرن اولیه تاریخ اسلام درک جامعی از اقتصاد زمانه خویش را نشان دادند، درک آنها از اقتصاد بالا رفت زمانی که شاهد برآمدن اندیشه‌ها و تفکرات غیراسلامی در این میانه بودند. درک اسلامی از موضوعات اقتصادی، از آثار اساتید یونانی و سیاست‌نامه‌های با منشا فارسی که به عربی ترجمه می‌شد منتفع می‌گشت.فلسفه طی قرن نهم، زمانی وارد اسلام شد که مامون خلیفه عباسی به مسیحیان سوری ساکن بغداد دستور داد تا آثار یونانی‌ها را به عربی ترجمه کنند. این ترجمه‌ها باعث شد تا حجم بسیار زیادی فعالیت فلسفی و برخی از بزرگ‌ترین فلاسفه در تاریخ بوجود آید. کسانی که آثار فلسفی یونان باستان را به بحث گذاشته، باز تولید کرده و شرح و تفسیر بر آنها نوشتند. نخستین فیلسوف مسلمان الهام گرفته از فلسفه یونان، الکندی عرب (متوفا به 870) بود که خیلی زود بسیاری کسان دیگر عمدتا ایرانی به او پیوستند. اما حتی قبل از الکندی، یک «مکتب فلسفی» اسلامی خردگرا- مکتب معتزله- ظاهر شده بود که اوج آن در زمانی بود که عبدالجبار یک جلد کتاب در قالب دیالکتیکی به نگارش درآورد.آن لمتون در کتاب «نظریه و عمل در دولت ایرانی قرون وسطي» (1980) می‌نویسد: ادبیات سیاست‌نامه‌نویسی یک «شاخه مهم و مشخصه از آثار ادبی فارسی بود.» آن زمانی وارد اندیشه اسلامی شد که ابن‌مقفع ایرانی (57-724) یک زرتشتی که به دین اسلام گروید، چهار کتاب (بیش از اسلام در دوره ساسانی) «اندرزنامه‌ها» را به عربی ترجمه کرد و دو سیاست‌نامه دیگر به عربی نوشت. به‌زودی نویسندگان بسیار دیگری به ابن‌مقفع پیوستند و با نوشتن به زبان‌های عربی، فارسی و سایر زبان‌های اسلامی، شاخه‌ای از تفکر به‌وجود آوردند که درک غنی از فعالیت‌ اقتصادی داشت.در دسترس بودن منابع فارسی و یونانی به عربی که زبان گفتمان روشنفکری و علمی در بین همه اندیشمندان جامعه اسلامی قرون وسطي بود، این اندیشمندان را با موضوعات (اقتصادی یا غیر آن) آشنا ساخت که مورد بحث و جدل متفکران یونان باستان بوده یا در کتب سیاست‌نامه فارسی پیش از اسلام مطرح شده بود. دسترسی به این کتب، بحث‌های اقتصادی اندیشمندان را غنا بخشیده و تراز بحث‌ها را بالاتر برد.




[ سه شنبه 30 فروردین 1390  ] [ 4:46 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

اندیشمندان مسلمان همچنین در انتقال ایده‌های ارسطویی به غرب لاتین مؤثر بوده‌اند، نکته‌ای که شومپتر نادیده گرفته است.

بررسی جوردین درباره اندیشمندان قرون یازده و دوازده حتی «یک عبارت پیدا نکرد که نشان دهد یکی از این مولفان تردید داشتند به دنبال ثروت رفتن، که غربی‌ها تحقیر می‌کردند، جایگاه رفیعی در زندگی ملی و نیز فردی اشغال نمی‌کند و موضوعی سودمند به فلاسفه برای تفکر و استدلال ارائه می‌کند.» کاملا مستند گردیده است که تمامی اندیشمندان اروپایی که در فصل دوم کتاب شومپتر نام برده شده‌اند، در واقع تحت نفوذ متفکران مسلمان بوده‌اند.
بخش‌های زیر درباره سهم و نقش اندیشمدان مسلمان قرون وسطي، علل و ریشه‌های این تشریک مساعی، و تاثیر آنها بر نهضت مدرسی اروپایی بحث خواهد کرد. ما همچنین دلایلی را بررسی خواهیم کرد که چرا به مشارکت‌جویی مسلمانان طی آن چند قرن گذشته اعتراف و از آنها تقدیر نشده است. اما نخست درباره اهمیت مقاله راه‌گشای جوزف اشپنگلر در 1964 درباره ابن‌خلدون (1406- 1332) بحث خواهیم کرد؛ اما چون مقاله 1964 اشپنگلر نتوانست پیوستگی تاریخی اندیشه اقتصادی را اثبات كند و بدان سبب تز شومپتری را در کلیت آن ابطال سازد، ما همچنین درباره تاثیر چالش‌های جدی‌تر به تز شکاف که بعدها ظاهر گشت، بحث خواهیم کرد. ‌
2 - مقاله 1964 جوزف اشپنگلر: تاکید بیش از حد بر عنصر یونانی در اندیشه اقتصادی اسلامی و چیزهای دیگر
مقاله 1964 جوزف اشپنگلر نخستین ضربت را بر تز شکاف بزرگ شومپتری وارد ساخت بدون اینکه حتی ذکری از آن به میان آورد. اشپنگلر با نوشتن این مقاله، نخستین تاریخ‌دان اقتصادی در دنیای غرب شد که به نقش و سهم متفکران مسلمان «قرون وسطي» اعتراف كرد و آن را قابل توجه دید؛ چون اشپنگلر در بین بسیاری چیزها، معتقد بود که ابن‌خلدون «بینشی عمیق در اصول و مبانی دانش‌های انباشته شده زمان خویش داشت، توانست جلوه‌هایی از فرهنگ روزگار خویش را ارزیابی كند، توانست با صداقت درکی را که قضات و فقهای معاصر از موضوعات اقتصادی و مالی عملی داشتند و معمولا در کتاب‌ها به آنها پرداخته نمی‌شود، بازتاب دهد.»
مقاله اشپنگلر در حالی که در اقرار به نقش و سهم نادیده گرفته‌شده‌اندیشمندان مختلف مسلمان اهمیت داد، با این حال در ایجاد برخی مسائل و شبهه‌ها نیز شریک بود. به گفته میرآخور، «شاید به علت تعصب وی در نشان دادن نفوذ و تاثیر نوشته‌های یونانیان بر مسلمانان است که او هر صفحه از بخش نخست مقاله خود را به این امر اختصاص داده است، اشپنگلر فقط برخی از شواهد در دسترس از قرن نهم به بعد را ملاحظه کرد.»
در حالی که ما نمی‌توانیم منکر تاثیر اندیشه یونانی بر تمدن اسلامی شویم، چون در واقع تمدن اسلامی از تلاقی و هم‌آمیزی عناصر عربی، یونانی و ایرانی به‌وجود آمده است؛ در عین حال نباید تاکید بیش از حدی بر سهم اجزای منفرد در آن آمیزه بکنیم؛ اما اشپنگلر با اغراق و مبالغه نسبت به سهم یونانی‌ها در کلیت تمدن بزرگ اسلامی، میزان سهم و نقش اندیشمندان مسلمان ماقبل ابن‌خلدون را که بررسی كرده‌، به شدت تنزل داده است: «چنین توجهی که به علم اقتصاد تئوریک معطوف گشته بود به نظر می‌رسد بیش از آنچه که ناشی از علاقه اولیه و مداوم به مالیات‌ستانی در اسلام باشد از تماس با نوشته‌های فلسفی و علمی یونانی ناشی مي‌شده است؛ خصوصا آنهایی که گرایش‌هاي مابعد افلاطونی و نئوافلاطونی داشتند.»
اشپنگلر که از برتری دانش ابن‌خلدون درباره رفتار اقتصادی نسبت به متفکران یونانی مثل بروسون هراکلیا آگاه بود، نتوانست این واقعیت را درک کند که دانش چشمگیر ابن‌خلدون در موضوعات اقتصادی، واقعیت‌های جامعه اسلامی قرون وسطي و دانش بسیاری از اندیشمندان مسلمان در قرون «شکاف» را منعکس می‌ساخت.
به‌علاوه اشپنگلر با تمرکز بر مشارکت‌های علمی ابن‌خلدون- که پس از قرون سفید شومپتری زندگی کرد- در واقع تدارکات کافی برای نفی تز شکاف بزرگ شومپتری فراهم نساخت. مقاله اشپنگلر به‌طور کلی به پشتیبانی از پیوستگی تاریخی اندیشه اقتصادی برنخاسته است؛ هر چند که قدمی در جهت درست بود. به‌علاوه اشپنگلر، با تاکید بیش از حد بر اندیشه یونانی، سهم و نقش مسلمانانی را که (اصلا یا خیلی زیاد) از اندیشه یونانی تاثیر نپذیرفتند، کم اهمیت جلوه داد. او همچنین سهم و نقش آن اندیشمندانی را که طی دو و نیم قرن نخست تاریخ اسلام آثاری به رشته تحریر درآوردند، نادیده گرفت؛ چون در واقع حدود دو و نیم قرن پس از ظهور اسلام بود که آثار متفکران یونانی به زبان عربی ترجمه شد.
با وجود اهمیت مقاله راهگشای 1964 اشپنگلر، چالش واقعی به تز شکاف بزرگ شومپتری در نتیجه کارهایی که چندین اقتصاددان با ریشه‌هایی در سرزمین‌های اسلامی انجام دادند، حادث گشت (هر چند کارهای اقتصاددان بلژیکی لویس بانک و تشویق شخصی تاد لاوری را نباید نادیده گرفت). این تاریخ‌نگاران اقتصادی علاوه بر نشان دادن سهم و نقش اندیشمندان مسلمان قرون وسطي، دقت تز شومپتری را نیز به چالش کشیدند و سعی کردند تا تاثیر دانشوری اسلامی قرون وسطي بر آکويیناس و نهضت مدرسی مسیحیت را نشان دهند.
3 - فعالیت اقتصادی در اسلام قرون وسطي
اظهارنظر جوردین (در بالا) نشانه‌ای از نگاه نکوهش‌بار دانشوران مسیحی قرون وسطي به دنبال جمع‌آوری ثروت رفتن بود. یونانی‌ها نیز نسبت به مسلمانان قرون وسطي، به دنبال جمع‌آوری ثروت رفتن را کمتر تایید می‌کردند.




[ سه شنبه 30 فروردین 1390  ] [ 4:45 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

پیرس باتلر در کتاب «نشر قرن پانزدهم مولفان عرب با ترجمه لاتینی» (1933)

1 - مساله تز شکاف بزرگ
جوزف شومپتر در اثر به یادماندنی خود با عنوان «تاریخ تحلیل اقتصادی» (1954)، تز شکاف و فاصله تاریخی حدود پانصد ساله در تاریخ علم اقتصاد را پس از شروع آن در یونان باستان مطرح می‌سازد. به ادعای شومپتر درون این «شکاف تاریخی» که از افول تمدن یونان تا نوشته‌های توماس آکويیناس طول می‌کشد «هیچ چیزی گفته، نوشته یا ممارست نشده بود که ارتباطی با علم اقتصاد داشته باشد.» زیرا به نظر شومپتر، قرن‌های زیادی درون آن دوره، خالی و سفید است. شومپتر نویسنده کتاب تاریخ تحلیل اقتصادی، با تاکید بر آثار علمی توماس آکويیناس، که به نظر شومپتر در پایان دادن به آن پانصد سال «گسستگی تاریخی» مؤثر بوده است، می‌نویسد: «تا جایی که به بحث ما مربوط می‌شود امکان جهش از روی این500 سال را داریم تا به آغاز دوره قدیس توماس آکويیناس (74-1225) برسیم که رساله حکمت الهی وی در تاریخ اندیشه‌ها، شبیه سرمناره جنوب غربی کلیسای جامع شارتر در تاریخ معماری است.» به نظر شومپتر، آنچه قرن سیزدهم میلادی را از قرون دوازده، یازده و پیش‌تر متفاوت می‌سازد انقلابی بود که به واسطه پیدایش آکويیناس و نهضت فکری مدرسی در اندیشه حکمت و فلسفه رخ داد. شومپتر ادعا می‌کند این انقلاب دو علت داشت: کشف دوباره نوشته‌های ارسطو، و آنچه او دستاوردهای برجسته سنت توماس آکويیناس می‌نامد. شومپتر در تلاش برای بی‌اهمیت کردن علت اولی می‌نویسد: «خواننده مشاهده خواهد کرد که من به بازیابی نوشته‌های ارسطو، همان نقش و علت اصلی تحولات قرن سیزدهم را نسبت نمی‌دهم.» هوادارای از تز شکاف بزرگ شومپتری به هیچ وجه محدود به کتاب 1954 شومپتر نشده بود. آن‌طور که نویسندگان اسلامی مثل میرآخور، غضنفر، اصلاحی و دیگران ثابت کرده‌اند این تز، که سهم و نقش اندیشمندان صدراسلام را (دست‌کم تا همین اواخر) نادیده می‌گیرد، «عمیقا ریشه‌دار» بوده است و همان‌طور که در کتاب ویلیام اشلی «مقدمه‌ای به تاریخ اقتصادی انگلیس» در (1988) آشکار است بخشی از سنت پذیرفته شده در بین تاریخ‌نگاران اندیشه اقتصادی شده است. هرچند این تز در کتاب تاریخ تحلیل اقتصادی شومپتر صریح‌تر و احتمالا با قوت بیشتر بیان شده است، اما آن در قرن نوزدهم کاملا تثبیت گشته بود. حتی جاکوب واینر که مارک بلاگ وی را بزرگترین تاریخدان اندیشه اقتصادی که تاکنون وجود داشته است نامید، قاطعانه تز شکاف را می‌پذیرد. در واقع، واینر در مقاله‌ای که به معرفی و نقد کتاب شومپتر اختصاص دارد، به راحتی «شکاف» را پذیرفته و ادعای شومپتر را هم‌ردیف کردن با «هر نویسنده‌ای که نقش چشمگیری در بسط تئوری اقتصادی داشت» به رسمیت می‌شناسد. به هر دلیلی، واینر نیز مثل شومپتر، نقش اسلام را در علم اقتصاد طی قرون سفید و خالی نادیده می‌گیرد. البته همین را می‌توان درباره متون تاریخ اندیشه اقتصادی دست کم تا همین اواخر گفت.
تز شکاف بزرگ شومپتری مساله‌دار است، زیرا در این قرون به اصطلاح«سفید»، گسستگی تاریخی وجود نداشته است؛ قطعا این ادعا درست نیست که «قرن‌های بسیاری در آن دوره سفید بوده است.» به‌علاوه انقلاب توماسی که شومپتر سعی در القای آن دارد می‌کند واکنشی به نفوذ یونانی- اسلامی در غرب لاتینی و نیز تاثیری که از آنها پذیرفته بوده است.با وجود تفکیک‌هایی جوهری و عرضی کارل پولانی در علم اقتصاد، یک واقعیت این است که بسیاری از تمدن‌های غیراروپایی، نقش و سهمی برجسته در توسعه علم اقتصاد طی این قرن‌های «سفید» داشته‌اند. این خصوصا درباره اندیشمندان صدر اسلام- حکما، فقها، فیلسوفان با پشتوانه فلسفه یونان، و نویسندگان سیاست‌نامه و اندرزنامه (یا آیینه شاهان) به زبان فارسی برای پادشاهان- صادق است. این نویسندگان- که خردگرایی یونانی، حس واقع‌گرایی و عمل‌گرایی مشخصه سیاست‌نامه‌های با منشاء ایرانی، تعالیم این جهانی و مادی اسلام، و نهاد اقتصادی «نوگرایانه» حاضر در جامعه اسلامی قرون وسطي را بازتاب می‌دادند- تئوری‌هایی نزدیک‌تر به مفاهیم اقتصادی قرون اخیرتر نسبت به زمان یونانی‌ها یا مسیحیت لاتین ماقبل مدرن بوجود آوردند. البته اینها قبل از اینکه علم اقتصاد یک رشته دانشگاهی مستقل بشود، رخ داد. نکته دیگری که شومپتر و سایر تاریخ‌دانان اقتصادی نادیده می‌گیرند، اینکه مسلمانان قرون وسطي بر نظرات اقتصادی نهضت مدرسی مسیحیت و توماس آکويیناس نیز نفوذ گذاشتند. به‌علاوه نفوذ تمدن اسلامی بر علم اقتصاد حتی به قرن‌های فراتر از عصر توماس آکويیناس گسترش یافته است.جالب است که نهضت مدرسی لاتین، در ابتدا دین اسلام و آثار فلسفی مسلمانان را تهدیدی به اصول اعتقادی مسیحیت می‌دید و شاهد آن بیش از دویست سند محکومیت است که اسقف وقت پاریس به عنوان بدعت‌های ابن‌رشد منتشر ساخت. ترجمه‌های بی‌شماری در قرون یازده، دوازده و سیزدهم از کارهای فیلسوفان مسلمان و یونانی به زبان لاتین انجام شد که بسیار متفاوت از عقاید مسیحیت بودند و در کلام ویل دورانت «آنها تهدیدی بودند که خطر به کلی نابود کردن مسیحیت وجود داشت مگر اینکه مسیحیت بتواند یک ضدفلسفه بسازد. آکويیناس برای غلبه بر این ترس، نظرات غزالی الهی‌دان برجسته مسلمان (فارسی‌زبان) قرون وسطي را بسط داد. غزالی برای نوشتن کتاب «تهافت الفلاسفه» (به معنای پریشان‌گويی یا تناقض‌گويی فلاسفه)، علم، فلسفه و منطق را در موضعی پست‌تر از دین و حکمت قرار داد. طبق نظر میرز، نهضت مدرسی این نظر غزالی را پذیرفت و آن را ویژگی بسیاری از کارهای فلسفه خویش ساختند. آثار غزالی و سایر اندیشمندان برجسته مسلمان قبل از سال 1150 به زبان لاتین ترجمه شده بوده است.»




[ سه شنبه 30 فروردین 1390  ] [ 4:44 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541485 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید