1.تبلیغات در راستای ناكارآمد جلوه دادن نظام
هنگامی که میخواهیم در شرایط حمله قرار بگیریم و جهادگونه برای كشور كار كنیم، قطعاً این مسأله در پی خود، پاتكهایی را از جانب دشمن به دنبال خواهد داشت. یكی از ترفندهایی كه دشمن در سالهای اخیر در مورد جمهوری اسلامی سرمایهگذاری كرده است، ناكارآمد جلوه دادن نظام است و در واقع، تلاش كرده است تا نظام دینی و الگوی حكومت مردمسالارانه دینی ناكارآمد نشان دهد؛ البته خوشبختانه در عرصههای گوناگونی كه دشمن این امر را مطرح كرده با شكست روبهرو شده است.
در مسائل امنیتی در این سی سال، كشور ما چه در جریان جنگ تحمیلی و چه در مسأله امنیت داخلی و چه در عرصه اتحاد و یكپارچگی و وحدت ملی و چه در مسأله امنیت مرزها ـ با توجه به حساسیت مرزهای ما به دلیل وجود شرایط ویژه و شرایط همسایگان ما ـ موفق بودهایم. در عرصه كارآمدیهای سیاسی همچون مشاركتهای مردمی، مشاركتهای سیاسی، همكاری و هماهنگی قوا و... نسبت به نظامهای سیاسی مشابه، كارآمدی خیلی خوبی را نشان دادهایم. ما میتوانیم، با شاخصهای علمی متعددی نشان دهیم كه كشور در افزایش ضریب امنیتی، دفاعی و عرصه سیاسی كارنامه درخشانی را داشته است. البته منظور از شاخصها، شاخصهای خودساخته استكباری كه بعضاً با حب و بغض و نیات خاصی دستكاری میشوند، نیست.
اما بخش دیگر كارآمدی یك نظام، كارآمدی اقتصادی است. دشمن وقتی در عرصههای امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شكست خورد، تنها برگ برندهای كه در این هفت، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده، ناكارامدی اقتصادی است. جالب این كه دشمن، باز هم میبیند در عرصه زیرساختها انقلاب اسلامی ایران پیشرفتهای چشمگیری داشته است، به گونه ای كه سازمانهای بینالمللی حتی در رنكینگ و شاخصبندیهای خودشان، كشور ما را جزو كشورهای نخست و بعضاً در جایگاه اول معرفی كردند.
ما در عرصه بهداشت، زیرساختهای درمانی، شاخصهای توسعه انسانی، شاخصهای دسترسی به آب سالم و دسترسی به آموزش حتی در روستاها ارتقای بسیار شگرفی را داشتهایم. این قبیل كارآمدیها بهرغم تلاش نظام سلطه كه به شكل رسانهای تلاش میكند پیشرفتهای رقیب خود را در عرصه بینالمللی نشان ندهد، جلوهگر شده است.
همچنین ما در عرصه مدیریتهای كلان اقتصادی، فراز و نشیبهایی داشته و داریم كه ممكن است برای دشمن، فرصتهایی را پدید آوریم كه باید از آن جلوگیری كرد. همیشه دشمن به دلیل ناتوانی در جنگیدن با واقعیتهای اقتصادی ایران، تلاش كرده است تا به سراغ اذهان و ادراك مردم برود.
برای نمونه، اگر درباره وضع اقتصادی از مخالفان دولت فعلی یا حتی مخالفان انقلاب اسلامی ایران و ایرانیانی كه در داخل هستند، ولی با نظام مخالفت دارند، پرسیده شود، بلاشك همه و همه اذعان میكنند، در سی سال اخیر، سبد مصرفی و بهرهمندی مردم از مواهب گوناگون دنیوی و مادی افزایش پیدا كرده است. این را كسی شك نمیكند كه تعریف فقر در ایران از سی سال پیش با مقولهای كه هم اکنون در برخی عرصهها متصور است، متفاوت است.
مصرف مردم نسبت به مواد پروتئینی، حمل و نقل، داشتن وسیله نقلیه، رفتن به مسافرتها و... مؤید این مطلب است. امروزه آمارها نشان میدهد در یك تعطیلات نوروز، بالغ بر پنجاه میلیون جابهجایی در ایران صورت میگیرد. این نشاندهنده آن است كه مسافرت به عنوان یك تفریح سالم در سبد كالایی مردم قرار گرفته است. همچنین بهرهمندی مردم از مواهب ارتباطاتی همچون موبایل، اینترنت و مسائل آموزشی و... همین نكته را نشان میدهد.
دشمن وقتی میبیند، با واقعیتهای اقتصادی ایران نمیتواند بجنگد، به سراغ ادراك كلمه اقتصاد میرود؛ برای نمونه، در كشوری مثل چین درآمد متوسط هر چینی زیر پانصد دلار است؛ یعنی استفاده از مواهب دنیا به طور متوسط در سال، نزدیک چهارصد و بیست یا سی دلار است. به عبارتی، روزانه كمتر از یك و نیم دلار. در حالی كه ایرانیها در این سالها درآمد سالیانه خوب و با رشد قابل توجهی داشتهاند. كافی است هر جوان یا هر میانسال ایرانی سبد مصرفی خودش را با پدر خودش در سی سال قبل مقایسه كند. وقتی دشمن میبیند كه اینجا دچار مشكل شده، به ادراك فقر دامن میزند؛ یعنی چه بسا درآمد سالانه ما نسبت به سی سال قبل چند برابر شده باشد اما مردم حس كنند كه حس رضایتمندیشان كم است.
مثلاً میزان مصرف مواد پروتئینی بسیار بالا رفته، ولی باز هم فكر میكنند كه كم است یا مطالبه دارند كه دولت باید گوشت و میوه ما را با قیمت ارزانی در اختیار ما قرار دهد. این مطالبه مصرفی، ناشی از این نیست كه واقعاً نیاز مصرفی هست، چون نیاز مصرفی در حد بسیار خوبی رشد كرده است.
بنا بر شاخصهای سازمانهای بینالمللی، میزان كالریهای مصرفی كه در كشور داریم، حتی در روستاهای فقیرنشینمان هم از سطح متوسط جهانی بسیار بالاتر است. اما چه میشود كه ادراك فقر در شهرهای بزرگ شكل میگیرد؟
به نظر من، این یكی از آن هدفگذاریهایی است كه دشمن کرده و ما در سال جهاد اقتصادی باید توجه خاص و ویژهای به ادراك اقتصادی مردم داشته باشیم كه مردم این رشدها و پیشرفتها را چگونه درك میكنند.
2. بحرانی نشان دادن اوضاع داخلی
دشمن میخواهد وضع درونی كشور را بحرانی نشان دهد، به ویژه در سال گذشته ـ كه شخصاً رصد میكردم ـ دشمن روی تحریمهای اقتصادی به شدت مانور میداد. برنامههای دنبالهدار و سریالی رسانههای خارجی همواره تأكید داشت كه تحریمهای اقتصادی چه مشكلات بزرگی را برای ایران به وجود آورده است. البته كه تحریمها برای ما بدون مشكل نبوده و مسائلی را برای ما ایجاد كرده است، ولی هر تحریمی طبق تئوریهای اقتصاد بینالملل، در كنار هزینهاش، فرصتهای مناسب و مزیتهای نسبی هم به همراه دارد.
كالایی كه پیشتر تولید آن در كشور برای ما نمیصرفید و ارزانِ آن از بیرون قابل تهیه بود، وقتی دشمن ما را تحریم میكند، قیمت تمام شده آن برای ما بالا میرود و نمیتوانیم آن را از بازارهای جهانی خریداری كنیم. همین كه دسترسی ما به این كالا سخت شد، باعث میشود، جوانان ما آن را خودشان تولید كنند. وقتی تولید آغاز شد، در مرحله تولید، طبق تئوریهای اقتصادی هزینه تمام شده كاهش مییابد و ما پس از چند سال به این نقطه میرسیم كه خودمان این كالا را با همان قیمت تمام شده خارجی كه پیش از تحریم داشتیم، تولید و عرضه میكنیم.

