نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

قرآن كريم براي فقر، واژه هايي مانند فقر، فقير، فاقره، ضعيف، مستضعف، مسكين و مسكنة؛ و براي غنا، واژه هايي چون غنيّ، اغنياء، ذامال، ذوعسرة، ميسرة، ملاء، مترفين و مستكبرين را به كار برده است.


ادامه مطلب

[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390  ] [ 7:32 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

‌امام جمعه كاشان گفت: نام‌گذاري امسال به سال جهاد اقتصادي توسط مقام معظم رهبري مبناي قرآني دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس از كاشان آيت‌الله عبدالنبي نمازي در خطبه‌هاي اين هفته اين شهرستان تصريح كرد: اين نامگذاري بر اساس سليقه فردي معظم‌له نبوده بلكه برگرفته از مفاهيم آيات قرآن كريم است.

وي با اشاره به آيات قرآن كريم افزود: در اين كتاب آسماني در دو موضوع خدامحوري و حسن استفاده از سرمايه‌هاي خدادادي واِژه قيام را به كار برده و در واقع اين دو موضوع را عامل اقتدار بشر دانسته‌است.

به گفته وي قرآن كسي را كه از ثروت بر اساس عقل استفاده نكند، سفيه اقتصادي مي‌داند و به مسلمانان توصيه شده با حسن استفاده از سرمايه‌هاي خدادادي وابسته به دشمنان اسلام نباشند و مقتدرانه زندگي كنند.

عضو خبرگان رهبري با اشاره به انقلاب‌هاي صورت گرفته در برخي كشورهاي مسلمان از آل سعود به عنوان بي‌اميه و از آل خليفه به عنوان بني‌عباس دوران ائمه اطهار(ع) نام برد و خاطرنشان كرد: گرچه براي مصالح اسلام و اتحاد بين امت اسلامي از چهره واقعي آنها سخني گفته نشده اما آنها با اعمال خود اثبات كردند كافرند و مسلمان نيستند.

وي افزود: هيچ مسلماني مسجد و حسينيه تخريب نمي‌كند و قرآن نمي‌سوزاند اما اين دولت‌ها با ادعاي مسلماني چنين اقداماتي را انجام دادند، همان اقدام مورد نظر كشيش متعصب آمريكايي كه با اعتراض دنياي اسلام مواجه شد.

خطيب نمازجمعه كاشان آل سعود و آل خليفه برده استكبار و صهيونيست ذكر كرد و يادآور شد: آنچه ميان اين حوادث آشكار مي‌شود و سبب آگاهي ملت‌ها شده ادعاهاي دروغين حقوق بشر اين مدعيان است.

وي در بخش ديگري از حطبه‌ها با گراميداشت روز شوراها، جايگاه شوراهاي شهر و روستا را حلقه ارتباط بين مردم و جمهوريت با نظام و حاكميت و فلسفه وجودي آنها را خدمت‌رساني به مردم دانست.

امام جمعه كاشان به اعضاي شوراها به عنوان برگزيدگان مردم توصيه كرد: جايگاه شما خدمت به مردم است و بايد آنچه نياز مردم است در چهارچوب اختيارات و امكانات تأمين كنيد تا رضايت آنها فراهم شود.

وي در ادامه با گراميداشت روز كارگر از كارگران به عنوان مجاهدان في سبيل‌الله و از كارخانجات به عنوان ميدان جهاد ياد كرد و افزود: دشمن سعي دارد تا با استفاده از مسائل اقتصادي بين مردم و نظام شكاف ايجاد كنند تا به اهداف شوم خود برسد.

نمازي با اشاره به مشكلات كارخانجات ريسندگي و بافندگي كاشان گفت: زماني اين كارخانجات از بزرگترين واحدهاي واحدهاي صنعتي كشور بوده اما به دلايلي طي سال‌هاي اخير دچار مشكلات اقتصادي شده كه حتي قادر به پرداخت حقوق كارگران خود نيست.

وي با تشريح تلاش مسئولان براي حل مشكلات كارخانجات ريسندگي و بافندگي كاشان توصيه كرد: كارگران اين كارخانجات توجه كنند كه اجتماع اعتراض‌آميز و اعتصاب راه حل مشكلات آنها نيست بلكه بايد با توجه به سخنان مسئولان شهرستان با تلاش و توليد بيشتر مشكل اقتصادي اين كارخانجات را برطرف سازند.

منبع :http://esfahan-tebyan.ir




[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:34 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

لفظ اقتصاد و مقتصد بودن که در قرآن کریم به کار رفته با معنایی که در اذهان عمومی امروز وجود دارد، کمی متفاوت است، قرآن کریم، اقتصاد را در همه زمینه‌ها سرایت داده و حتی تاکید می‌کند انسان‌ها در عمر خود مقتصد باشند.

به گزارش نقدنيوز، مدیر مرکز قرآن و عترت حوزه در گفت وگو با مرکز خبر حوزه، با اشاره به ریشه‌های قرآنی «جهاد اقتصادی» اظهارداشت: جهاد اقتصادی یک طلبه به این است که از صرف وقت در امور غیر ضرور و بیهوده خودداری کند چون بخش عمده «اقتصاد» صرفه جویی است و طلاب باید در برنامه ریزی‌های خود صرفه جویی در وقت و عمر را ملاک قرار دهند.

حجت الاسلام سید محمد حسینی افزود: چندین آیه از سوره‌های مختلف قرآن کریم به طور صریح یا تلویحی به مسئله اقتصاد اشاره کرده‌اند که از جمله آن‌ها سوره مائده آیه66 «وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا يَعْمَلُونَ»، «و اگر آنان به تورات و انجيل و آنچه از جانب پروردگارشان به سويشان نازل شده است، عمل مى كردند، قطعاً از بالاى سرشان ‏[‏بركات آسمانى‏]‏ و از زير پاهايشان ‏[‏بركات زمينى‏]‏ برخوردار مى شدند. از ميان آنان گروهى ميانه رو هستند، و بسيارى از ايشان بد رفتار مى كنند.»، سوره لقمان آیه 32 «وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ»، «و چون موجى كوه آسا آنان را فرا گيرد، خدا را بخوانند و اعتقاد ‏[‏خود‏]‏ را براى او خالص گردانند، و‏[‏لى‏]‏ چون نجاتشان داد و به خشكى رساند برخى از آنان ميانه رو هستند، و نشانه هاى ما را جز هر خائن ناسپاسگزارى انكار نمى كند.» و سوره فاطر آیه 32 «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ»، «سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه ‏‏]‏‏آنان را[ برگزيده بوديم، به ميراث داديم; پس برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ايشان ميانه رو، و برخى از آنان در كارهاى نيك به فرمان خدا پيشگامند; و اين خود توفيق بزرگ است.» می‌باشد.

مدیر مرکز قرآن و عترت حوزه بیان داشت: در یکی از این آیات به قومی از اهل کتاب اشاره دارد که قرآن آن‌ها را افرادی مقتصد معرفی می‌کند و در واقع صفت« مُقتصِد» را از ویژگی‌های خوب اجتماعی بر شمرده است.

وی افزود: لفظ اقتصاد و مقتصد بودن که در قرآن کریم به کار رفته با معنایی که در اذهان عمومی امروز وجود دارد، کمی متفاوت است، قرآن کریم، اقتصاد را در همه زمینه‌ها سرایت داده و حتی تاکید می‌کند انسان‌ها در عمر خود مقتصد باشند.

حجت الاسلام حسینی با اشاره به تعبیری از حضرت آیت الله جوادی آملی ادامه داد: طلاب عمر و وقت خود را ارزان نفروشند و انسان می تواند اقتصاد و میانه روی را در برنامه ریزی و عمر خود اعمال کنند.

وی با اشاره به لفظ جهاد و ریشه های فراوان آن در قرآن کریم عنوان کرد: مسئله جهاد در جای جای قرآن به مناسبت‌های مختلف مطرح شده که از جمله آنها می‌توان به سوره: توبه آیه: 24 «قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ»

«بگو: «اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالى كه گرد آورده‌ايد و تجارتى كه از كسادش بيمناكيد و سراهايى را كه خوش مى داريد، نزد شما از خدا و پيامبرش و جهاد در راه وى دوست داشتنى تر است، پس منتظر باشيد تا خدا فرمانش را ‏‏]‏‏به اجرا در[آورد.» و خداوند گروه فاسقان را راهنمايى نمى كند». و سوره الممتحنة، آیه: 1 « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاء مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ »، «اى كسانى كه ايمان آورده ايد، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگيريد ‏[‏به طورى‏]‏ كه با آنها اظهار دوستى كنيد، و حال آنكه قطعاً به آن حقيقت كه براى شما آمده كافرند ‏[‏و‏]‏ پيامبر ‏[‏خدا‏]‏ و شما را ‏[‏از مكه‏]‏ بيرون مى كنند كه ‏[‏چرا ‏]‏به خدا، پروردگارتان ايمان آورده ايد، اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بيرون آمده ايد. ‏[‏شما‏]‏ پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى كنيد در حالى كه من به آنچه پنهان داشتيد و آنچه آشكار نموديد داناترم. و هر كس از شما چنين كند، قطعاً از راه درست منحرف گرديده است.»

 سوره: الفرقان، آیه: 52 « فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا »، «پس، از كافران اطاعت مكن، و با ‏‏]‏‏الهام گرفتن از[ قرآن با آنان به جهادى بزرگ بپرداز.» سوره: الحج، آیه: 78 « وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ»، «و در راه خدا چنانكه حق جهاد ‏‏]‏‏در راه[ اوست جهاد كنيد، اوست كه شما را ‏‏]‏‏براى خود[ برگزيده و در دين بر شما سختى قرار نداده است. آيين پدرتان ابراهيم ‏‏]‏‏نيز چنين بوده است[ او بود كه قبلاً شما را مسلمان ناميد، و در اين ‏‏]‏‏قرآن نيز همين مطلب آمده است[ تا اين پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشيد. پس نماز را برپا داريد و زكات بدهيد و به پناه خدا رويد. او مولاى شماست; چه نيكو مولايى و چه نيكو ياورى.»

مدیر مرکز قرآن و عترت حوزه همچنین خاطرنشان ساخت: صرف وقت در امور غیر ضرور و بیهوده که منفعت دنیوی و اخروی برای طلاب ندارد، خلاف اقتصاد قرآنی است.

وی در پایان یادآور شد: طلاب باید در فعالیت های خود جهاد گونه تلاش کنند و خود را در خط مقدم جهاد احساس کنند و حرکتشان حرکت جهادی باشد و خود را در وضعیت عادی ندانند، بلکه دشمن را دیده و آسیب و خطرها را احساس کنند. 

منبع : http://naghdnews.ir/news-analytics/economic/12854-news.html




[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:29 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

جهاد اقتصادي در حقيقت بخشي از جهاد با دشمن است و ريشه در قرآن و سنت دارد و در آيات و روايات به اين تعبير به كرات اشاره شده است. قرآن ‘جهاد اقتصادي’ را جمال جامعه اسلامي مي‌نامد همان طور كه ‘جهاد نظامي’ جلال جامعه اسلامي است و در مقابل بيگانگان حالت تدافعي دارد.
جهاد اقتصادي عامل استقلال و عزت جامعه است و زيبايي‌هاي يك جامعه اسلامي را در برابر بيگانگان به نمايش مي‌گذارد.الگوهاي اقتصادي از آن جا كه به شدت تابع شرايط زماني و مكاني هستند، قابل تجويز و ارايه به طور كلي از سوي مكتب اسلام نبوده است اما قوانين ثابت و هميشگي حاكم بر آنها، در منابع اسلامي بيان شده ‌است.
*نظر قرآن راجع به ثروت
قرآن مال و ثروت را تحقير نكرده، اما با اين مساله كه انسان پول را به خاطر خود پول و براي ذخيره كردن بخواهد مخالف است از جمله در آيه 34 سوره توبه مي‌فرمايد: ‘اي كساني كه ايمان آورده‏ايد! بسياري از دانشمندان (اهل كتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل مي‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمي‏دارند! و كساني كه طلا و نقره را گنجينه (و ذخيره و پنهان) مي‏سازند، و در راه خدا انفاق نمي‏كنند، به مجازات دردناكي بشارت ده!’
آياتي وجود دارند كه نقش پول را در فاسد كردن شخصيت انساني بيان مي‌كنند چنانكه در آيه ششم سوره علق آمده است: چنين نيست (كه شما مي‏پنداريد) به يقين انسان طغيان مي‏كند.
همچنين در آيات 10 تا 15 سوره قلم مي‌فرمايد: ‘و از كسي كه بسيار سوگند ياد مي‏كند و پست است اطاعت مكن، كسي كه بسيار عيب جوست و به سخن چيني آمد و شد مي‏كند، و بسيار مانع كار خير، و متجاوز و گناهكار است، علاوه بر اينها كينه توز و پرخور و خشن و بدنام است! مبادا بخاطر اينكه صاحب مال و فرزندان فراوان است (از او پيروي كني)! هنگامي كه آيات ما بر او خوانده مي‏شود مي‏گويد: اينها افسانه‏هاي خرافي پيشينيان است!’
قرآن كريم همچنين در آيه 14 سوره آل عمران مي‌فرمايد: ‘محبت امور مادي، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب‌هاي ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است (تا در پرتو آن، آزمايش و تربيت شوند ولي) اينها (در صورتي كه هدف نهايي آدمي را تشكيل دهند،) سرمايه زندگي پست (مادي) است و سرانجام نيك (و زندگي والا و جاويدان)، نزد خداست.
اما قرآن كريم خود ثروت را در كمال صراحت به عنوان ‘خير’ ناميده است به گونه اي كه در آيه 180 سوره بقره مي‌فرمايد: ‘بر شما نوشته شده هنگامي كه يكي از شما را مرگ فرا رسد، اگر چيز خوبي ( مالي) از خود به جاي گذارده، براي پدر و مادر و نزديكان، به طور شايسته وصيت كند! اين حقي است بر پرهيزكاران!’
اين كتاب آسماني همچنين دفاع از مال را در حكم جهاد و كشته شدن در اين راه و شهيد تلقي كرده است و مي‌فرمايد: ‘الَمْقَتُولْ دُونَ اَهْلِهِ وَ مالِهِ …… و براي مال بر انسان حقوقي تامل شده است.’آشنا شدن با فهم كلام الهي از اهميت والايي برخوردار است و اين امر،‌ جز با درك درست كيفيت مطلوب زندگي انساني از ديدگاه قرآن و سنت ميسر نخواهد بود و از آنجا كه در اقتصاد نيز از چهار موضوع عمده يعني توليد،‌ توزيع، مصرف و رشد بحث مي‌شود،لذا آيات قرآني مربوط به علم اقتصاد نيز بر چنين مبنايي طبقه‌بندي شده است.
* توليد
آياتي چند از قرآن كريم گوياي آن است كه خداوند در زمين، آنچه را انسان نياز داشته، براي وي فراهم كرده است و در آيه 34 سوره ابراهيم مي‌فرمايد: ‘و هر چه از او خواسته‌ايد به شما ارزاني داشته است.’
بنابراين از ديدگاه قرآن كريم، در زمين آنچه مورد نياز انسان براي ادامه زندگي لازم است، مهياست اما اين امر به معناي آن نيست كه تمامي نيازمندي‌هاي انساني بالفعل و بدون كار و تلاش در اختيار اوست،بلكه بدين معناست كه انسان بايد با به كارگيري روحيه عمران و آباداني و در ساير خلاقيت، ابتكار و تلاش رزق و روزي خويش را از منابع طبيعت به دست آورد و آنها را براي استفاده تغييرات ضروري دهد.
اگر در مواردي مشاهده مي‌شود كه قرآن كريم صرف ايمان و تقوا را مايه نزول بركات الهي و رونق اقتصادي دانسته است از جمله در آيه 96 سوره اعراف كه مي‌فرمايد: ‘و اگر اهل شهرها و آباديها،ايمان مي‏آوردند و تقوا پيشه مي‏كردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مي‏گشوديم ولي (آنها حق را) تكذيب كردند ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.’ مراد اين آيه شريفه اين نيست كه فقط ايمان و تقوا، ‌يعني پرهيز از گناه و اسراف موجب نزول بركات مي‌شود، بلكه جنبه اثباتي آن دو نيز كه سعي و تلاش براي بهره‌وري مطلوب از منابع طبيعت باشد، منظور خواهد بود.
*توزيع
در آيه زير كه يكي از آيات مورد بحث و تحقيق در فقه معاملاتي است روابط انساني را بر اساس مبادلات تجاري بيان مي‌كند. خداوند در آيه 29 سوره نسا مي‌فرمايد: ‘اي كساني كه ايمان آورده‌ايد اموال يكديگر را به ناحق نخوريد مگر آنكه تجارتي باشد كه هر دو طرف به آن رضايت داده باشيد.’همچنين در آيه‌اي از قرآن در مورد اينكه نبايد در امور زندگي و در مسايل مصرفي افراط و تفريط كرد، آمده است: ‘آنان كه چون هزينه مي‌كنند اسراف نمي‌كنند و خست نمي‌ورزند، بلكه ميان اين دو راه اعتدال را مي‌گيرند.’
* مصرف
خوردن مال يتيم و مصرف كردن دارايي او به هر شكلي حرام است. مگر در مواردي كه حالت سوددهي داشته باشد و به اصطلاح اموال او افزايش يابد در اين رابطه در قرآن كريم آمده است: ‘مال يتيمان را به يتيمان بدهيد و حرام را با باطل مبادله مكنيد و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد كه اين گناه بزرگي است.’اما قرآن كريم در خصوص عوامل انحراف از عدالت نيز به مواردي اشاره كرده و در آيه 135 سوره نسا مي‌فرمايد: ‘اي كساني كه ايمان آورده‌ايد كاملا به عدالت قيام كنيد و گواهي‌هاي شما فقط براي خدا باشد گرچه به زيان خود شما يا والدين و بستگان تمام شود و مساله فقير بودن يا غني بودن در گواهي دادن شما اثر نكند، زيرا خدا سزاوارتر است به اينكه از آنها حمايت كند.’
مساله ديگري كه قرآن به آن اشاره دارد ناراحتي‌هايي است كه انسان از فردي و يا گروهي مي‌بيند به گونه اي كه در آيه هشتم سوره مائده آمده است: ‘اي كساني كه ايمان آورده‌ايد برنامه شما قيام خالصانه و شهادت عادلانه باشد، دشمني قوي سبب انحراف شما از مرز عدالت نشود و خرده حساب‌هاي سابق را تصفيه نكنيد و مكررا فرمان مي‌دهد كه به عدالت رفتار كنيد كه به تقوي نزديكتر است.’

منبع : http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=79694




[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:26 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

جهاد اقتصادي شايد در ظاهر تنها يك نام براي سالي از سال هاي خورشيدي باشد كه از سوي مقام معظم رهبري (مدظله العالي) براي جهت گيري هاي كلان كشوري تعيين شده باشد، اما در يك نگاه عميقتر مي توان دريافت كه اين نام گذاري داراي مباني، اصول و اهداف فراتر از آن چيزي است كه در نگاه نخست به چشم مي آيد. انتخاب هريك از واژگان به دقت صورت گرفته است تا ضمن بيان نقشه راه، مباني هستي شناختي و انسان شناختي را نيز پوشش دهد و جهت گيري حركت هاي خرد و كلان كشوري و امت را به سوي فلسفه آفرينش سامان دهد.
نويسنده از اين زاويه به موضوع جهاد اقتصادي پرداخته است. تلاش نويسنده براين است تا در يك مطلب كوتاه، بخشي از ابعاد اين نام گذاري را تبيين و براساس آموزه هاي وحياني قرآن روشن نمايد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

اسوه سازي امت
امام و پيشوا در آموزه هاي قرآني آيت الهي است تا نقش راهنما و پيامبري را در ميان امت ايفا كند. اين نقش داراي ابعاد گوناگوني است. از جمله اين نقش ها مي توان به روشنگري و بصيرت بخشي به امت اشاره كرد تا همه چيز را از يك زاويه خاص و از دريچه الهي بنگرند و در محور توحيد حركت كرده و راه خويش را بيابند و در اين چارچوب وظيفه و تكليف وجودي خويش را ادا كنند.

اولوالامر در جايگاه اجتماعي- سياسي خود لازم است تا امت را در مسيري قرار دهد تا اهداف و فلسفه آفرينش را تحقق بخشند. ولي فقيه به عنوان نماينده خليفه الله در عصر غيبت اين مسئوليت را به عهده دارد، اين مسير را بشناسد و به امت نشان دهد.

از آن جايي كه بسياري از مسائل تا در مقام عمل در نيايد خود را چنان كه هست نشان نمي دهد، لازم است تا نظريه هاي علمي در قالب ها و شكل هاي عملي در برنامه ها و سياست ها ارايه شود. از اين جاست كه مسئوليت اولوالامر و ولي فقيه دشوار مي -شود؛ زيرا بر اوست تا افزون بر روشنگري و ارايه نظريه هاي علمي، برنامه ها و سياست ها را تبيين و روشن نمايد و امت را به سمت اجراي آن رهنمون سازد.

هدف از اين كار، اسوه سازي و ايجاد نمونه و الگوي كوچك است؛ چرا كه يك نمونه كوچك و الگوي خوب و شايسته مي تواند ظرفيت هاي نظريه ها و برنامه ها را نشان دهد و از نقص و كاستي هاي آن بكاهد. از آن جايي كه ولايت فقيه استمرار راه پيامبران و امامان(ع) است، نظريه ها و برنامه هاي ارايه شده از سوي وي نيز در اين مسير قرار دارد. پيامبران و امامان(ع) به حكم الهي و فلسفه بعثت، ماموريت و وظيفه داشتند تا با ارايه بهترين نظام فكري، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در چارچوب قانون عدالت محور مكتوب با قدرت مردم، امتي را بسازند كه اسوه جامعه هاي بشري باشد. (حديد، آيه 25؛ و نيز بقره، آيه 143)

به اين معنا كه فلسفه و هدف بعثت، ارايه الگو و امت نمونه اي است كه مردم را نسبت به فلسفه آفرينش و انسان و نيز حقوق و تكاليف خويش آگاه كند تا همه مردم به دور از هر گونه محدوديت هاي نژادي، ديني، مذهبي و مانند آن يعني به صرف انسان بودن نسبت به حقوق خود قيام كرده و عدالت قسطي و مشهود خويش را بخواهند و نسبت به برپايي، اقامه و اجراي عدالت اقدام كنند. (حديد، آيه 25)

بنابراين، مسئوليت ولي فقيه در استمرار حركت پيامبران و امامان معصوم(ع) اين است كه جامعه اي شاهد، اسوه، نمونه و الگو بسازد و به جامعه جهاني ارايه دهد. هرچند كه جامعه اسوه و نمونه از نظر بعضي از امور چون اعتقادي با ديگر جوامع بشري مي تواند متفاوت باشد، ولي اين تفاوت تاثيري در كليت الگوبرداري ديگر جوامع ندارد.

به سخن ديگر، ماموريت پيامبران(ع) ايجاد بستر براي قيام عمومي و همگاني توده هاي مردم به دور از هرگونه قيدي است. اين بدان معناست كه قيام توده ها براي احقاق حقوق و عدالت طلبي خود يك هدف مهم و اساسي در ساختار كلي آفرينش است و اين مسئله به خودي خود مي تواند انسان را به سوي هدف آفرينش سوق دهد. به اين معنا كه پازل ها و قطعات جامعه اسوه و الگو هرچند از همه جهات كامل و تمام است، ولي در اصل موضوع ماموريت پيامبران يعني عدالت طلبي مردم آن چه مهم است، آگاهي از حق و اقدام براي احقاق حقوق و عدالت است.

جامعه الگو مي تواند به جوامع بشري نشان دهد كه حقوق انساني چيست و چگونه مي توانند آن را به دست آورند. از اين رو استكبار جهاني عدالت ستيز و ظالم همواره در برابر ام القراي اسلام يعني جامعه اسوه و الگو مي ايستد و آن را به عنوان دشمن شماره يك خودشناسائي كرده و به مقابله جدي و اساسي با آن مي پردازد؛ زيرا ارايه الگو و اسوه به جوامع بشري براي احقاق حقوق و عدالت مي تواند بنيادهاي استكباري آنان را با خطر مواجه سازد و ريشه هاي ظلم جهاني را برچيند.

نقشه راه
براي تحقق بخشيدن به امت اسوه و الگوي جهاني، نقشه راه لازم است؛ زيرا يك نظريه جامع و كامل اگر بخواهد در جامعه اي اجرايي شود و تحقق يابد، مي بايست در يك فرآيندي پديد آيد؛ چرا كه ايجاد بسترهاي لازم، نيازمند ايجاد ظرفيت ها و شرايطي است.

به سخن ديگر، شرايط دنيا اين اقتضا را دارد كه امور در يك فرآيندي تحقق يابد و بسترها و شرايط تحقق فراهم آيد. از اين رو نقشه راه براي رسيدن به هدف لازم است. اين نقشه راه كمك مي كند تا امت بداند در چه موقعيتي قرار دارد و وضعيت او نسبت به هدف چگونه است؟ يعني امت از طريق نقشه راه مي تواند آگاه شود در چند مرحله مي تواند به آن هدف برسد و يا از نظر زماني چه مقدار طول مي كشد؟ يا اين كه چه بسترهائي را فراهم آورد يا چه گام هائي را به درستي برنداشته است و در كجا كمبود و كاستي دارد؟

با نگاهي به برنامه ها و سياست هاي پيامبر(ص) مي توان دريافت، پيامبر براي تحقق امت اسوه و متوسط و شاهد خويش، نقشه راهي داشته است. اين نقشه راه كه از آن گاه به سياست هاي گام به گام ياد مي شود، شرايط جامعه مدني را به گونه اي تغيير داد تا اين امت اسوه و نمونه ايجاد و به جامعه بشري ارايه شود.

از نظر بسياري از مفسران با آن كه قرآن يكباره و به صورت جمله واحده بر قلب پيامبر(ص) نازل شده است، با اين همه ارايه آيات قرآني منوط به تحقق شرايط آن بوده است. به اين معنا كه هر آيه اي در زماني به امت ارايه مي شود كه شرايط مناسب به عنوان سبب نزول و مانند آن فراهم آمده باشد. از اين رو پيامبر(ص) منتظر مي ماند تا فرمان خداوندي از طريق جبرئيل(ع) امين وحي برسد و ايشان آيه را به امت ارايه دهد. از اين جاست كه مسئله تعجيل در تلاوت و قرائت آيات مطرح مي شود؛ زيرا گاه پيامبر(ص) شرايط را براي ارايه آيه مناسب مي يافت و مي خواست آيه را ارايه دهد كه خداوند از ارايه آن باز مي داشت و نسبت به تعجيل ارايه آيه فرمان نهي صادر مي كرد.(قيامت، آيات 16 تا 19)

نقشه راه كمك مي كند تا انسان گام هائي را با دقت بيش تر، تحت برنامه و سياست هاي مشخص و چارچوب تعيين شده بردارد. لذا ولي فقيه به عنوان استمراردهنده همان راه پيامبران و پيامبر(ص) نقشه راه را مشخص مي كند. نامگذاري ها هر سال به قصد تبيين اين نقشه راه مي باشد تا امت در نهايت به هدف بزرگ اسوه و الگوي عيني جامعه جهاني برسد و چشم ناظران جهاني را به خود معطوف دارد.

در اين نقشه راه، همه چيز براساس فلسفه آفرينش، هدف بعثت و ماموريت اصلي پيامبران(ع) و امامان(ع) انجام مي گيرد؛ زيرا هدف، خدايي و رباني شدن بشر است. اين هدف تنها در سايه سار عدالت مي تواند تحقق يابد. از اين رو جامعه عدالت محور به عنوان هدف از اين نقشه راه مشخص و معلوم مي شود و برنامه ها و سياست ها در چارچوب آن ارايه مي گردد.

مهم ترين نشانه جامعه عدالت محور، عدالت اقتصادي آن است؛ زيرا عدالت اقتصادي همان عدالت مشهود و ملموس و به تعبير ديگر عدالت قسطي است كه به چشم مي آيد. اگر شما وارد هر جامعه اي شويد، نخستين چيزي كه از يك جامعه به چشم مي آيد مظاهر عدالت قسطي آن است. بنابراين در نقشه راه نخستين گام براي عدالت قسطي، تعريف اقتصاد است و در آن عدالت اقتصادي مورد توجه و تاكيد قرار مي گيرد.

مباني هستي شناختي
جهاد اقتصادي به عنوان نقشه راه تحقق عدالت قسطي مورد توجه و تاكيد مقام عظماي ولايت و امامت است؛ زيرا عدالت قسطي ماموريت اصلي پيامبران و امت اسلام به عنوان امت نمونه و اسوه بشمار مي رود.
هر چند كه به ظاهر چنين مي آيد كه اقتصاد يك مسئله مادي و دنيوي است و كمتر با مسئله دين ارتباط مي يابد؛ ولي اگر خوب دقت شود، روشن مي گردد كه اقتصاد به عنوان محور عدالت قسطي تا چه اندازه در سرنوشت بشر تاثير دارد؛ از اين رو، مي بايست در محور توجهات دين قرار گيرد. اين گونه است كه در اسلام و آموزه هاي قرآني همواره با تاكيد بر نماز بر انفاق توجه داده شده و ارتباط تنگاتنگ ميان دين و دنيا و معنويت و ماديت تبين و روشن شده است. بخش بزرگي از آموزه هاي قرآني به مسائل اقتصادي و مادي اختصاص يافته است؛ زيرا دنيا مزرعه آخرت است و زندگي مادي و دنيوي جان مايه زندگي معنوي و اخروي است. آسايش دنيوي در كنار آرامش دنيوي است كه آدمي را با هدف بزرگ سعادت اخروي يعني آسايش و آرامش ابدي و هميشگي آشنا مي سازد و نسبت به آن ترغيب و تشويق مي كند.

انتخاب عنوان جهاد براي يك حركت به ظاهر مادي و دنيوي، تاكيد بر اين نكته هستي شناختي است كه انسان موجودي آفريده خداوندي است كه در مقام پروردگاري و ربوبيت او را انتخاب كرده تا در مقام خلافت قرار گيرد و پس از خدايي و متاله شدن، در مقام ربوبيت و مظهريت آن بنشيند و هستي از جمله زمين و زميني ها را به كمال شايسته و بايسته ايشان از راههاي مختلف از جمله استعمار الارض(آبادسازي زمين) برساند.

واژه و اصطلاح اسلامي و كليدي «جهاد» افزون بر اين كه تاكيدي بر جنبه كار و تلاش مضاعف و همت مضاعف دارد، همچنين تبيين كننده جهت و سمت و سوي فعاليت هاي اقتصادي است؛ زيرا واژه جهاد با بار معناي خاص آن، بيانگر اين مطلب است كه محور همه حركت ها از جمله حركت هاي اقتصادي و مادي و دنيوي مي بايست، خداوند و متاله و رباني شدن انسان و جامعه بشري باشد. بنابراين، كارهاي اقتصادي رنگ و بويي عبادي و خدايي مي گيرد و همانند انفاق و استعمار الارض و ابتغاء الفضل، عملي عبادي و در مسير حركت آفرينش قرار داده مي شود. بنابراين هر كسي كه براي لقمه ناني حلال كار و تلاش مي كند، همانند مجاهدي در كارزار كافران حربي است كه جان در طبق اخلاص نهاده و كشته در اين راه، شهيد مي باشد.

مباني انسان شناختي

جهاد اقتصادي همان گونه كه مبتني بر مباني هستي شناختي تعريف و تبيين مي شود، براساس مباني اسنان شناختي نيز تبيين مي شود. از آن چه گذشت مي توان اين مباني را به دست آورد. به اين معنا كه انسان در جهاد اقتصادي تنها ابزار توليد همانند خيش نيست، بلكه محور اقتصاد است. به اين معنا كه حركت هاي اقتصادي نبايد همانند حركت هاي نظام سرمايه داري براي توليد بيشتر و بهره كشي و استثمار باشد، بلكه بايد براي تعالي روح و روان آدمي و در چارچوب خدايي و رباني شدن بشر باشد.

اگر كار اقتصادي در يك جامعه اسوه و نمونه انجام مي گيرد، همواره به هدف ايجاد بستري براي تعالي و كرامت و شرافت بشري است؛ چرا كه اقتصاد يا ماديات هدف نيست، بلكه خود ابزاري براي بشر است تا انسان ها بتوانند ظرفيت هاي وجودي خود را كشف كرده و اسماي الهي را در خود تحقق بخشند و متاله و خدايي شده و در مقام مظهريت ربوبيت و پروردگاري نشسته و هستي را به سوي كمال رهنمون شوند.

جامعه الگو بايد شرايط را در جامعه چنان فراهم آورد تا همگان به فلسفه آفرينش خود و جهان آگاه شده و نسبت به حقوق و تكاليف خود دانا شده و زمينه خدايي شدن در يك فضاي سالم را دارا شوند. بنابراين، آسايش و آرامش به عنوان اصل محوري مورد توجه و تاكيد قرار مي گيرد. اين آسايش و آرامش در يك فضاي عدالت محور تحقق مي يابد. از اين رو عدالت قسطي يعني عدالت اقتصادي و مادي به عنوان هدف آغازين هر جامعه بشري مورد تاكيد اسلام و قرآن قرار گرفته است؛ زيرا جامعه آگاه به عدالت و خواهان آن مي تواند بستر لازم را براي فهم و درك اهداف آفرينش فراهم آورد. و لذا خداوند از پيامبران مي خواهد تا جوامع را نسبت به اين عدالت قسطي آگاه سازند و توده را براي تحقق آن به قيام ترغيب و تشويق كنند؛ زيرا آگاهي توده هاي مردم از هر دين و مذهب و نژاد نسبت به عدالت قسطي و قيام براي آن، خود بهترين شرايط را براي ادامه راه فراهم مي آورد.

به سخن ديگر، نقشه راه اسلام بر اين است كه در گام نخست، مردم را نسبت به حقوق خود آگاه كند و بي توجه به مذهب و دين و نژاد، آنان را به مقابله با ظلم و اجراي عدالت قسطي و عدالت اقتصادي ترغيب و تشويق نمايد؛ زيرا بر اين باور است كه در فضايي كه عدالت قسطي تحقق دارد، شرايط براي حركت به سوي فلسفه آفرينش و انسان فراهم تر و آماده تر است.

جهادي بودن حركت اقتصادي
اين كه حركت اقتصادي و عدالت مي بايست جهادي باشد، هدف حركت اقتصادي را نيز تبيين و روشن مي كند؛ زيرا هر حركت مادي و دنيوي كه به عنوان وسيله بودن و ابزاري بودن ديده نشود، عين ضلالت و گمراهي است.
به سخن ديگر، حركت هاي مادي و دنيوي بايد در چارچوب اين حكم كلي اسلامي باشد كه «الدنيا مزرعه الاخره؛ دنياكشتزار آخرت است.» به اين معنا كه حركت هاي اقتصادي و مادي و دنيوي نمي بايست اصالت نيابند، بلكه بايد به عنوان مقدمه و ابزار ديده شوند تا از هدف اصلي آفرينش هستي و انسان دور نشود.

قرآن بارها و بارها بر حركت هاي مادي و دنيوي كه به دنيا و ماديات اصالت و ارزش نفسي بخشيده اند، خرده گرفته است. از نظر قرآن هر حركت مادي و دنيوي كه دنيا و ماديات را اصيل شمارد، حركت باطل و گمراه كننده است؛ چرا كه بايد حركت هاي مادي و دنيوي از جمله حركت هاي اقتصادي، حركت هاي با محوريت آخرت و معنويت باشد. اين گونه است كه ابزاري بودن دنيا و هر آن چه در آن است مورد توجه و تأكيد خداوند در قرآن است و عناويني چون زهد و رياضت و تقوا و مانند آن به عنوان تبيين گر مهم ابزاري بودن دنيا، در آيات قرآن بارها تكرار مي شود.
بر اين اساس، حركت هاي اقتصادي امت اسوه و شاهد مي بايست حركت هاي جهادي و با هدف خدا، آخرت و معنويت باشد كه همان متاله و رباني شدن انسان و جامعه است.

جهادي بودن افزون بر اين كه هدف حركت اقتصادي را تبيين مي كند، همچنين موقعيت هر فرد را در اين موضوع روشن مي كند. به اين معنا كه هر شخص در هر موقعيت و منزلت و ثروت و قدرتي كه هست لازم است نهايت تلاش و كوشش را مبذول دارد تا اين شكوفايي اقتصادي تحقق يابد و تمدن اسلامي به منصه ظهور برسد. هرگونه كوتاهي، در حكم قاعدين شدن انسان و موجب طرف اجتماعي در دنيا و عذاب اخروي مي شود.
صرفه جويي، پرهيز از اسراف و اتراف و مانند آن، به عنوان بخشي از اين جهاد اقتصادي معنا مي يابد و هرگونه مصرف بي رويه در حكم حركت در مسير اخوان شياطين و ياران قاسطين معنا مي شود و مسرفان و مترفان، دشمن دين و ملت شمرده مي شوند.

اصول جهاد اقتصادي
اين كه حركت هاي اقتصادي مي بايست جهادي باشد، اصولي را مي طلبد كه مبتني بر مباني هستي شناختي و انسان شناختي است.

اين اصول عبارتند از:
1-
عدالت محوري: اگر حركت اقتصادي قرار است در شكل جهاد اقتصادي سامان يابد، بايد اصولي در آن مراعات گردد تا جهاد تحقق يابد؛ زيرا چنان كه گفته شد جهاد، اصطلاح اسلامي با بار مثبت زياد است.
جهاد بايد همواره در راه خدا باشد و راه خدا در هر چيزي عدالت است؛ چرا كه نظام احسن هستي براساس عدالت شكل گرفته است. بر اين اساس، عدالت نقش بسيار اساسي در همه ابعاد هر چيزي از جمله حركت ها و فعاليت هاي اقتصادي دارد. از اين رو عدالت در حوزه ابزار، روش و هدف بايد مورد توجه قرار گيرد. بنابراين، در هر جايي كه تقابل يا تضادي در مقام حكم يا تزاحمي در مقام اجرا با عدالت پيش آيد، بايد عدالت به عنوان اصل حاكم مقدم گردد و به هيچ وجه نمي توان از ابزار يا روش يا هدفي استفاده كرد كه عدالت را تضعيف يا ساقط مي كند.
2-
سالم سازي اقتصادي: اصولا همه چيز در دنيا از آن همگان است و كسي را نرسد كه مدعي مالكيت حقيقي چيزي باشد؛ چرا كه تنها مالك حقيقي خداوند است و ديگران از مالكيت اعتباري و غيرحقيقي برخوردارند. بر اين اساس، هر عملي در دنيا از جمله عمل اقتصادي بايد با اين اصل، هماهنگ و سازگار باشد.

هرگاه جريان اقتصادي برخلاف بهره مندي عده اي باشد، آن جريان به عنوان جريان ناسالم و باطل شناخته مي شود و بايد تغيير كند يا اصلاح گردد. از جمله اصول اقتصادي اسلام جريان سالم و گردش عدالت محور اقتصاد در جامعه است. لذا خداوند براي دسترسي همگان نسبت به منابع زمين قوانيني از جمله قانون «انفال» و «في» را صادر كرده است تا گردش سالم اقتصادي در جامعه جاري شود و سرمايه ها و منابع مادي دنيا در انحصار افرادي محدود قرار نگيرد. (حشر، آيه 7 و آيات ديگر قرآن)

بر اين اساس، حركت اقتصادي بايد در چارچوب جريان و گردش سالم اقتصادي صورت گيرد و هرگونه عمل اقتصادي حتي به قصد شكوفايي اقتصادي اگر همراه با تخريب اصل عدالت يا گردش سالم و فراگير اقتصادي باشد، عملي باطل و ناحق شناخته مي شود. بنابراين، نمي توان به انگيزه رونق و شكوفايي اقتصادي، گروهي از مردم را از منابع اقتصادي يا سرمايه ها و مانند آن محروم كرد و آنان را در فقر مطلق رها كرد يا به آن كشاند.

3- برنامه ريزي و تقسيم كار: حركت اقتصادي اگر بخواهد مانند عمل جهادي انجام شود بايد براساس اصل اساسي برنامه ريزي انجام گيرد؛ زيرا جهاد اين معنا را مي رساند كه دشمني در مقابل، حضور دارد كه او نيز طرح و برنامه هايي دارد و مقابله با او تنها با برنامه ريزي و پيش بيني حركت هاي مقابل و بصيرت، شدني است.

همچنين حركت جهادي بايد همراه با تقسيم كار و حمله همه جانبه از قلب و يمين و يسار انجام گيرد و تنها بخشي از جبهه تقويت نشود. به اين معنا كه بايد حركت همه جانبه در صنعت، معدن، كشاورزي و ديگر فناوري هاي روز انجام گيرد و جهاد، فراگير و همه جانبه باشد و اين طور نباشد كه به بخشي توجه شود و از بخش هاي ديگر غفلت گردد.
4-
بهره گيري از همه ظرفيت ها: در آيات قرآني از امت اسلام خواسته شده تا از همه عده و عده (افراد و ابزار) استفاده شود تا به موفقيت كامل دست يابند. بنابراين، لازم است در جهاد اقتصادي از همه ظرفيت هاي امت اسلام و كشور استفاده و همه نفرات و ابزارها و وسايل و امكانات به كار گرفته شود. هرگونه قعود (كوتاهي) افراد جامعه مي تواند موجب تزلزل حركت جهاد اقتصادي شود و ناديده گرفتن و عدم بهره گيري از همه امكانات مي تواند آسيب جدي بر جامعه وارد سازد.

5- اصول ديگر: بي گمان پرداختن به همه اصول جهاد اقتصادي در اين مطلب كوتاه شدني نيست. با نگاهي به آموزه هاي قرآني مي توان اصول چندي را براي جهاد اقتصادي شناسايي كرد. از جمله اين اصول مي توان به اصل آباداني زمين و دوري از فساد و تباهي اشاره كرد. به اين معنا كه فعاليت هاي اقتصادي به سبب صبغه و رنگ جهادي بودنش نبايد موجب فساد و تباهي زمين يا اهل آن شود. همچنين جهاد اقتصادي بايد براساس اصول خدمت رساني به بشر و ديگر آفريده هاي الهي، فراهم آوري بستر مناسب براي رشد انسان، حفظ كرامت، عزت و شرافت، يا اصل آرامش و آسايش، امنيت و مانند آن باشد. تبيين همه اين اصول فرصت و وقت ديگري را مي طلبد كه اميد است به ياري خداوند در آينده به آن ها پرداخته شود.

 




[ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390  ] [ 10:34 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 1

1. كفارات (مجازات‌هاي مالي)
يكي از عوامل مؤثر در توزيع ثروت مجازات‌هاي مالي است كه خداوند در موارد خاصي از قبيل قتل، حنث نذر، عهد افطار روزه رمضان و ... قرار داده است بطور نمونه: « لايؤاخذكم الله باللغو في ايمانكم ...لعلكم تشكرون »[1]. خداوند شما را به سوگندهاي بيهوده تان مؤاخذه نمي كند... باشد كه سپاسگزاري كنيد.
2. موارد مصرف
قرآن استفاده از همه نعمت‌هاي الهي را براي مرابطه قرآن و اقتصادسلمانان جايز دانسته و لكن چيزهاي پست و خبيث و مضر را منع فرموده است.
« يحلّ لهم الطيبات و يحرّم عليهم الخبائث »[2]. و براي آنان چيزهاي پاك را حلال و چيزهاي ناپاك را برايشان حرام مي گرداند.
3. رزاقيت الهي
در جاي جاي قرآن مجيد به رزاقيت الهي اشاره شده و روزي بندگان را بدست او مي‌داند و خداوند متعال خود را متعهد به دادن روزي مخلوقات مي‌داند.
« و ما من دابة في الارض الّا علي الله رزقها...»[3]. و هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر (اينكه) روزي اش بر عهده خداست... .
4. نهي از اسراف و توصيه به ميانه‌روي
اسراف در مصرف، منشأ بسياري از مشكلات اقتصادي مي‌گردد و نهي از اسراف و تعادل در مصرف و حتي در انفاق مورد تأكيد قرآن قرار گرفته است.
« و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواماً »[4]. و كساني اند كه چون انفاق كنند، نه ولخرجي مي كنند و نه تنگ مي گيرند، و ميان اين دو (روش) حد وسط را بر مي گزينند.
5. شكرگزاري در برابر نعمت
قرآن شكرگزاري در برابر نعمت را از عوامل ازدياد نعمت مي‌شمرد و كفران را موجب تنگ شدن روزي مي‌داند.
« و اذ تأذن ربكم لئن شكرتم لازيدنكم... عذابي الشديد »[5]. و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگذاري كنيد (نعمت) شما را افزون خواهم كرد... قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.
6. محوريت مصرف
قرآن مجيد مصرف كالاهاي معيني مثل شراب، گوشت خوك، وسايل قمار، ميته و ... ممنوع اعلام نموده است.
« حرمت عليكم الميتة و الدم... »[6]. بر شما حرام شده است مردار و خون و... .
7. زينت و آراستگي
قرآن مجيد زينت و آراستگي را در صورتي كه موجب فخرفروشي، كبر، غرور با طغيان نشود مجاز دانسته است.
« قل من حرم زينة الله... »[7]. (اي پيامبر) بگو: زيورهائي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و... را چه كسي حرام گردانيد؟...
8. نكوهش اشراف و مشرفان
مشرف كسي است كه فراواني نعمت او را از ياد خدا غافل كرده و به طغيان وادار نموده است و به همين جهت مشرفين مورد نكوهش قرآن قرار گرفته و يكي از گروه هاي مخالف پيامبران به حساب آمده‌اند.
« كذلك ما ارسلنا من قبلك... به كافرون »[8]. و بدين گونه در هيچ شهري پيش از تو هشدار دهنده اي نفرستاديم... و به آنچه بدان فرستاده شده ايد كافريم.
در خاتمه تذكر اين نكته لازم است كه آيات فراواني از قرآن به مسائل اقتصادي اشاره دارد لكن به جهت اختصار از ذكر آن‌ها خودداري گرديد.[9] والحمدلله رب العالمين.

پی نوشتها:

[1] . مائده، 89
[2] . اعراف، 157
[3] . هود، 6
[4] . فرقان، 67
[5] . ابراهيم، 7
[6] . مائده، 3
[7] . اعراف، 32
[8] . زخرف،23و24
[9] . در اين نوشتار از كتاب معجم موضوعي آيات اقتصادي قرآن بهره‌ فراواني برده شده است.

 

 




[ یک شنبه 11 اردیبهشت 1390  ] [ 4:45 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

قرآن کریم برای فقر، واژه هایی مانند فقر، فقیر، فاقره، ضعیف، مستضعف، مسکین و مسکنة؛ و برای غنا، واژه هایی چون غنیّ، اغنیاء، ذامال، ذوعسرة، میسرة، ملاء، مترفین و مستکبرین را به کار برده است.

در معنای کلمه ی مسکین اختلاف وجود دارد. بعضی آن را فقیری دانسته اند که وضعیت بدتری (اَسوَاُ حالاً) دارد و برخی عکس آن را گفته اند. گاهی در قرآن، این کلمه بکار رفته و منظور، بیش تر فقر قدرت است، نه کسی که مال و ثروتی نداشته باشد و به عبارتی فقر مطلق، منظور نیست. "اما کشتی برای مساکین بود"(کهف، ۷۹)شبیه این تعبیر در روایات ائمه نیز وجود دارد. عبارت "مسکینُ ابن آدَم"در نهج البلاغه و روایات فراوان دیده می شود.

فقر و غنا در قرآن به معانی متعدد، از قبیل معانی زیر بکار رفته است:

فقر و غنای ذاتی: می توان به این آیه اشاره کرد.

"ای مردم شما همگی نیازمند خدایید؛ تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته ی هر گونه ستایش است "(فاطر، ۱۵)

"خداوند بی نیاز و شایسته ی هر گونه ستایش است "(حج،۶۴)

"و هر کس کفران کند به زیان خویش نموده است که پروردگار من غنی و کریم است."(نمل،۴۰)

فقر و غنای فرهنگی: از این گونه فقر و غنا در قرآن با واژه های استکبار و استضعاف یاد شده است. "مستضعفان به مستکبران می گویند: اگر شما نبودید ما مومن بودیم ؛ اما مستکبران به مستضعفان پاسخ می دهند: آیا ما شما را از هدایت باز داشتیم بعد از آن که به سراغ شما آمد و آن را به خوبی دریافتید؟ بلکه شما خود مجرم بودید"(سباء،۳۱و۳۲)

ولی اشراف متکبر قوم او به مستضعفانی که ایمان آورده بودند ، گفتند: آیا به راستی شما یقین دارید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟ آن ها گفتند : ما بدان چه او ماموریت یافته، ایمان آورده ایم . متکبران گفتند: ولی ما به آن چه شما ایمان آورده اید، کافریم"(اعراف،۷۵و۷۶)

غنای نفس: "و از شدت خویشتن داری، افراد نا آگاه آن ها را بی نیاز می پندارند "(بقره،۲۳۷) در واقع منظور از غنای نفس، حالت روحی است که انسان را از در خواست از دیگران باز می دارد.

فقر و غنای اقتصادی: "تا این اموال عظیم در میان ثروت مندان شما به دست نگردد."(حشر،۷)

"اگر فقیر و تنگدست باشند ، خداوند از فضل خود آن ها را بی نیاز می سازد" (نور،۳۲)

"زکات ها مخصوص فقیران و مسکینان است."(توبه،۶۰)

الف) معیار ارزش نبودن غنا، وضدّ ارزش نبودن فقر:

فقر و غنا هیچکدام معیار ارزش نیستند؛ بلکه ملاک ارزش ایمان و عمل صالح است. "اموال و فرزندان هرگز شما را نزد ما مقرب نمی سازد، جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالحی انجام دهند که برای آنان پاداش مضاعف در برابر کارهایی است که انجام داده اند و آن ها در غرفه های بهشتی در نهایت امنیت خواهند بود "(سباء،۳۷)

قرآن از بعضی فقیران ستایش کرده که فقرشان به سبب تنبلی نبوده است؛ بلکه در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند و امکان تلاش و فعالیّت اقتصادی برای آنان فراهم نبوده است. چنان که می فرماید: انفاق شما مخصوصاً باید برای نیازمندانی باشد که در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند؛ و با توجه به آیین خدا، آن ها را از وطن های خویش آواره ساخته؛ و شرکت در میدان جهاد، به آن ها اجازه نمی دهد تا برای تا مین هزینه ی زندگی، دست به کسب تجارت بزنند؛ نمی توانند مسافرتی کنند و سرمایه ای به دست آورند؛ و از شدت خویشتن داری ، افراد ناآگاه آن ها را بی نیاز می پندارند؛ اما آن ها را از چهره هایشان می شناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند ." این است مشخصات آن ها و هر چیز خوبی که در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است. (بقره، ۲۷۳)

همچنین از کسانی مانند حضرت سلیمان(سباء،۱۲و۱۳) داوود (سباء،۱۰و۱۱) و ذوالقرنین (کهف،۹۵ ۹۸) که دارای تمکن مالی خوبی بودند و مال را "رحمة من عند الله "و " فضلٌ من عند ربّی " می دانستند ، ستایش می کند. در مقابل، ثروت مندانی مانند قارون، (قصص ، ۷۹) فرعون،(یونس، ۸۸) ، ولید بن مغیره، (قلم،۱۵ ۱۲و مدثر،۱۲) ابو لهب (مسد،۱و ۲)را که بیش از حد به مال علاقه داشتند به شدت سرزنش می کند . تفصیل بیشتر این بحث در نگرش به ثروت در فصل اول گذشت.

ب) خنبه های منفی غنا اتراف:

مترف به کسانی که مست و مغرور به نعمت شده و طغیان کرده اند، و مصداق آن غالباً پادشاهان و جباران و ثروت مندان مستکبر و خود خواه است. "اتراف " از ماده ی "ترفه" به معنای "التَّوسُّع فیِ النِّعمة"؛ گسترش در روزی است " . "مترف " از ماده ی "تَرَف " بر وزن سبب به معنای تنعم می باشد و مترف به کسی می گویند که فزونی نعمت ، او را غافل کرده و به طغیان واداشته باشد. به عبارت دیگر متـرف به حال خود رها شده و هر کـاری بخواهد، می کند، بنـابراین مترفان همان متنعّـمان و ثروتمـندانی هستند که به دنبـال لذت طلبی، هوس رانی، خوش گذرانی و عیش و نوش هستند. واژه ی دیگری که در قرآن کریم، تقریباً معادل کلمه ی اتراف به کار رفته، واژه ی "بطر" به معنای غرور و طغیان بر اثر فزونی نعمت است.

مترفان معمولاً در صف اول مبـارزه با پیامبران قرار داشتند؛ چرا که انبیای الهی و شریعت شان را مانعی در برابر عیش و نوش هاو خوش گذرانی های خود می دیدند. و گاهی این مسئله،باعث کفر آن ها می شد. آیات متعدد به مقابله ی آنان با پیامبران، کفر و انکار انبیا و نابودی چنین اقوامی که سرانجام سختی که در انتظار آنان است، اشاره کرده اند. این آیات به تفصیل در فصل چهارم بحث خواهد شد.

طغیان و انکار آیات الهی: غالب مفاسد دنیا از قشرهای مرفه و مستکبر سر چشـمه می گیرد و همیشه در صف اول مبارزه در مقابل انبیا، آنها بودند. همان ها که گاه قرآن از آن ها به "ملا" تعبیر کرده است (اعراف ۶۰) و گاه به "مترفین " (سباء۳۴) و گاه به "مستکبرین"(مومنون ۶۷) که اول، اشاره به جمعیت اشرافی است که چشم ها را پر می کند و درونشان تهی و خالی است و دومی اشاره به کسانی دارد که در ناز و نعمت به سر می برند، و مست ومغرورند و از درد و رنج دیگران بی خبر و سومی به آن ها که بر مرکب کبر و غرور؛ سوار و از خدا و خلق دورند. سر چشمه ی همه ی این ها احساس بی نیازی و غنا است. " و هر گاه روزی را بر بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم می کنند ... " (شوری، ۲۷)

" و ما در هیچ شهرو دیاری، پیامبری نفرستادیم، مگر این که مترفان آن ها که مست ناز و نعمت بودند گفتند: ما به آن چه فرستاده شده اید کافریم. " و گفتند: اموال و اولاد ما از همه بیشتر است و این نشانه ی علاقه ی ما به خدا است و ما هرگز مجازات نخواهیم شد."(سباء،۳۴و ۳۵ )

در مقابل حضرت نوح، ابراهیم، موسی و طالوت ایستادند.تا جایی که نوح در شکایت از قوم خود در پیروی آنان از ثروتمندان شکایت می کند که اموال و دارایی شان چیزی جز بر زیان کاری شان نیفزود. و ثروتمندان را کسانی که باعث گمراهی قومش شده اند، معرفی و آنان را نفرین می کند . (نوح،۲۱و ۲۲)

غفلت از یاد خدا، پیروی از هوای نفس، افراط در امور: بزرگان قریش به پامبر اکرم گفتند، فقیران را از اطراف خود پراکنده کن و به طرف ما بیا تا از تو حمایت کنیم . آیه نازل شد و فرمود : با کسانی باش که رضایت خدا را می طلبند . در مقابل از اشراف قریش به عنوان کسانی یاد می کند که دارای سه ویژگی غفلت از یاد خدا ، متابعت از هوای نفس، و افراط در کارها بوده ند ." با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می خوانند و فقط رضای او را می طلبند؛ چشمان خود را از آن ها برمگیر و از کسانی که قلب شان را از خود غافل ساخته ایم اطاعت مکن؛ همان ها که از هوای نفس پیروی کردند، و کار هایشان افراطی است. " (کهف؟،۲۸)

ج) عدم تداول ثروت بین اغنیا، اصل اساسی در توزیع و رفع فقر:

قرآن با مالکیت خصوصی و به رسمیّت شناختن آن از تداول دست به دست گردیدن ثروت بین اغنیا ممانعت کرده است." کَی لا یَکونَ دُولَةً بین الاغنیاءِ مِنکُم"(حشر،۷) عدم چرخش اموال در دست ثروت مندان به این معنا نیست که ثروت از گروهی گرفته شود و به گروهی دیگر داده شود؛ بلکه منظور آن است که اگر مقررّات اسلامی در باره ی به دست آوردن ثروت، رعایت شود، به حقوق دیگران تعرض نشود، اگر مالیات هایی همچون خمس و زکات، خراج، احکام بیت المال، انفال، و.... درست اجرا شود، خود به خود نتیجه اش عدم تداول ثروت بین ثرو مندان خواهد بود. نا مطلوب بودن نابرابری و فاصله ی فاحش طبقاتی امری بدیهی است، آن چه مهم است مکانیسمی است که برای جلوگیری و کاهش آن در نظر گرفته می شود.

د) مکانیسم پیشگیری و رفع فقر:

خداوند متعال برای پیش گیری و رفع فقر مکانیسم دقیق و ظریفی را به کار گرفته است که افزون بر مسؤولیت دولت، افراد جامعه هم در آن وظیفه دارند. با وجوب نفقه، مشکل بار تکفّل اجتماعی زیر سنین پانزده سال و بالای شصت و پنج سال که بخش عمده ی اقشار آسیب پذیر را تشکیل می دهند اگر نگویم حل می شود دست کم به شدت کاهش می یابد؛ چرا که افراد زیر پانزده سال را فرزندان تشکیل می دهند و نفقه ی آنان پدر واجب شده است. افراد بالای ۶۵ سال پدر، مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، را شامل می شود و نفقه ی آنان در صورت فقر بر فرزندان و در غیاب آن ها بر نوه ها و .... واجب است. زنان نیز به علت بعضی ویژگی های جسمی و نوعی از افراد آسیب پذیر هستند که نفقه ی آن ها در جایکاه عیال بر همسران شان واجب شده است، حتا زنان مطلقه، پس از طلاق به حال خود رها نشده و تا سر رسیدن عدّه، نفقه ی آنان بر عهده ی زوج است که مسکن و سایر نیاز های او را در حد فرعی تامین کند. آیات مربوطه به صورت مستقل در همین فصل بحث خواهد شد.

در صورت انجام این تکلیف، بخش بزرگی از افرادی که آسیب پذیرند یا در در معرض فقر قرار دارند از جمعیت فقرا خارج می شوند؛ چرا که معمولاً افراد دارای سنین بالا، دست کم یک فرزند، نوه، یا نتیجه که از امکانات لازم برخوردار باشد، دارند. همان طور که افراد زیر پانزده سا ل، معمولاًدارای دست کم یکی از پدر، مادر، پدر بزرگ یا مادر بزرگ هستند. بقیه ی کسانی هم که نفقه ی آنانها بر کسی واجب نیست یا نفقه دهنده ی آن ها در فقر به سر می برد، شارع مقدس برای رفع فقر و سایر مصارف آنان، پرداخت بخشی از مال را به صورت خمس، زکات، یا در قالب جرایم مالی مثل کفارات، واحب کرده است، اعمّ از این که حکومتی وجود داشته باشد که آن ها را جمع آوری کند و به مصارف واقعی برساند یا نباشد.

به غیر از نفقه های واجب و مالیات هایی که در شرع بیان شده است، این مسئله مطرح می شود که آیا افراد، تکلیف دیگری در برابر فقرا دارند یا خیر ؟ اگر فردی زکات، خمس یا کفاره ای برذمّه ندارند، ولی در کنار او، خانواده ی بی سر پرستی قرار دارد که از تامین ضرورت های زندگی نا توان است، آیا دیگر تکلیفی ندارد؟ اگر با فرض توانایی آنان را رها کرد و بر اثر سوء تغذیه، در جسم و جان آنان خللی وارد شد چنین عملی عقوبت دارد یا خیر؟ با بیان قرآن، خداوند فقط به پرداختی های منصوصی مثل زکات و خمس بسنده نکرده و برای ترک انفاق نیز، عقوبت شدید قرار داده است؛ گرچه بیشتر مفسران، آیات عقوبت را برزکات حمل کرده اند، علامه طباطبایی (رحمةالله)معتقدند که همان انفاق است، منتها در حدی که بتواند کمر راست و نیاز خود را رفع کنند، پرداخت آن واجب است.

▪ مسؤولیّت دولت:

اگر وظایف حکومت پیامبر اکرم (ص) که آیات الهی بر عهده ی آن حضرت گذاشته است، بتوانیم تعمیم دهیم و آن را وظایف مقام حکومت و ولایت بدانیم، در این صورت می توان گفت که حاکم اسلامی موظف است، سیاست عدم تداول ثروت در دست ثروتمندان را تعقیب کند. از مسلمانان زکات بگیرد و به مصارف آن برساند که در راس آن ها، رفع فقر است. چنان که برخی مفسران، ذیل جمله ی"صَلَّ عَلَیهم"در سوره ی توبه آیه ی ۱۰۳که در آن به پیامبر اکرم به گرفتن زکات از مردم امر شد ه است، گفته اند: "این که برای زکات دهنده دعا کنید که خداوند به مالش برکت دهد یک اصل کلی برای امام و پیشوایی است"

آن چه را خداوند از اهل این آبادی ها به رسولش بازگردانید، از آن خدا و رسول وخویشاوندان او و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا این اموال عظیم در میان ثروت مندان شما دست به دست نگردد. آن چه را رسول خدا برای شما آورده ، بگیریدو اجرا کنید و از ان چه نهی کرده، خود داری نمایید؛ و از مخالفت خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است. " (حشر،۷)

خداوند پس از اینکه حضرت ابراهیم، لوط، اسحاق و یعقوب نام می برد، می فرماید: همه ی آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می کردند و انجام کارهای نیک و بر پا داشتن نماز و ادای زکات را به آن ها وحی کردیم. (انبیاء ۷۲) به اسمائیل (ع) نیز نسبت داده شده است که همواره قومش را به نماز و زکات فرمان می داد. (مریم، ۵۵و ۵۴)به نبی گرامی اسلام خطاب می شود: "از اموال آن ها صدقه ای به صورت زکات بگیر؛ تا به وسیله ی آن، آن ها را پاک سازی و پرورش دهی؛ و هنگام گرفتن زکات به آن ها دعا کن که دعای تو مایه ی آرامش آن ها است و خداوند شنوا و داناست. " (توبه، ۱۰۳)

▪ مسؤولیت ثروت مندان :

مطلوب برای ثروتمند این است که پس از بدست آوردن ثروت از راه حلال، به آن نگرش صحیح داشته باشد و آن را نعمت الهی بداند؛ آخرت را در

آن چه خدا به او داده است، طلب کند، " و در آن چه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب." (قصص ۷۷)به دنیایش در حد متعارف برسد ، " بهره ات را از دنیا فراموش مکن " (همان )با ثروتش به دیگران فخر نفروشد، در زمین طغیان نکند،به شکرانه ی نعمتی که خداوند به او داده است به خلق خدا نیکی کند، "و همان گونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن "(همان) ثروتش را در راه فساد و تباهی به کار نگیرد، "و هرگز در زمین در جستجوی فساد مباش که خداوند مفسدان را دوست ندارد"(همان) افزون بر مسؤولیت های پیشین، ثروت مندان در برابر فقیران مسؤولیت ویژه دارند. برای آنان یگانه راه پیمودن مسیر تکامل، رسیدگی به یتیمان و اطعام مسکینان است,؛ چرا که از نظر قرآن اهتمام به امور فقیران و تلاش در جهت فقر زدایی آن قدر مهم است که از آن به عبور از "عقبة"یاد شده. عقبه به گردنه ای گفته می شود که عبور از آن دشوار و معمولاًیگانه مسیر عبور و مرور است."ولی او از آن گردنه ی مهم نگذشت و تو چه می دانی که آن گردنه چیست؟ آزاد کردن برده ای یا غذا دادن در روز گرسنه ای، یتیمی از خویشاوندان یا مستمندی خاک نشین را. " (بلد،۱۱ ۱۶)

بنا بر این تعبیر، ورود به مرحله ی تکامل و دستیابی به سعادت، جز با عبور از این گردنه میسّر نیست. آیات بسیاری اهمیت انفاق را بیان، آن را همراه نماز ذکر و از اوصاف پرهیزکاران، مومنان و نیکو کاران برشمرده و به آن سفارش کرده اند. هم چنین درباره ی لزوم رعایت فقرا و افرادی که توانایی پرداخت بدهی خود را ندارند، سفارش شده است. "و اگر بدهکار قدرت پرداخت نداشته باشد، او را تا هنگام توانایی، مهلت دهید و در صورتی که به راستی قدرت پرداخت را ندارد برای خدا او را ببخشید،بهتر است؛ اگر منافع اینکار را بدانید. "(بقره ۸۰) طبیعی است که هر کس از امکانات بیشتری بر خوردار باشد؛ مسؤولیت بیش تری خواهد داشت.

ه) مصادیق فقر :

قرآن اوصاف با فضیلت ترین فقیران (اصحاب صفّه ) را بیان می کند آنان حدود چهار صد نفر بودند. "انفاق شما، مخصواًباید برای نیازمندانی یاشد که در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند، و توجه به آیین خدا؛ آن ها را را از وطن های خویش آواره ساخته؛ و شرکت در میدان جهاد به آن ها اجازه نمی دهد تا برای تامین هزینه ی زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند؛ نمی توانند، مسافرتی کنند و سر مایه ای به دست آورند و از شدت خویشتن داری، افراد نا آگاه آن ها را بی نیاز می پندارند، اما آن ها را از چهره هایشان می شناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند . این است مشخصات آن ها و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است."(بقره،۲۷۳)

و پیامبرشان به آن ها گفت: خداوند "طالوت "را برای زمامداری شما مبعوث و انتخاب کرده است. گفتند: چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته تریم ؛ و او ثروت فراوانی ندارد؟! گفت خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و قدرت جسم، وسعت بخشیده است. خداوند ملکش را به هر کس بخواهد، می بخشد و احسان خداوند، گسترده و از لیاقت افراد برای منصب ها آگاه است .

موسی برای گوسفندان آن دو آب کشید؛ سپس رو به سایه آورد و عرض کرد: پروردگارا!هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم.

و) مصادیق غنا:

آیاتی از قرآن درباره ی تعدادی از ثروتمند نازل شده است. آیه ها یا صراحت در ثروت آنان دارد و یا لحن و سیاق آن ها به گونه ای است که ثروت آنان را می رساند. این مصادیق هم از ثروتمندانی است که ثروت را رحمت و فضل خداوند دانسته و شاکر نعمت ها ی اویند و هم آنان که حب مال موجب اعراض آنان از خداوند شده و بعضاً طغیان کرده اند. مصادیق الگوی اول حضرت داوود، سلیمان و ذوالقرنین و الگوی دوم، قارون، فرعون، ولیدبن مغیره و ابو لهب هستند.

و ما به داوود از سوی خود فضیلتی بزرگ بخشیدیم؛ ما به کوها و پرندگان گفتیم:ای کوها و ای پرندگان!با او هم آواز شوید و همراه او تسبیح خدا گویید و آهن را برای او نرم کردیم. و به او گفتیم رزه های کامل و فراخ بساز، و حلقه ها را به اندازه و متناسب کن. و عمل صالح انجام دهید که من به آن چه انجام می دهید بینا هستم. و برای سلیمان باد را مسخر ساختیم که صبحگاهان مسیر یک ماه را می پیمود و عصر گاهان مسیر یک ماه را؛ و چشمه ی مس مذاب را برای او روان ساختیم؛ و گروهی از جن از پیش روی او به اذن پروردگارش کار می کردند؛ هر کدام که از آن ها از فرمان ما سرپیچی می کرد، او را از عذاب آتش سوزان می چشاندیم!. آنان هر چه سلیمان می خواست برایش درست می کردند: معبد ها؟، تمثال ها، ظروف بزرگ غذا همانند حوض ها، و دیگ ها ثابت،که از بزرگی قابل حمل و نقل نبودند؛ و به آنان گفتیم: ای آل داوود! شکر این همه نعمت را به جا آورید؛ ولی عده ی کمی از بندگان من شکر گزارند. (سباء،۱۰ ۱۳)

و از تو درباره ی ذوالقرنین می پرسند : بگو بزودی بخشی از سر گذشت او را برای شما باز خواهم گفت. ما به او در روی زمین قدرت و حکومت دادیم؛و اسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم. (قصص، ۷۶)

آن گروه به او گفتند: ای ذوالقرنین! یاجوج و ماجوج در این کشور فساد می کنند؛ آیا ممکن است که ما هزینه ای را در اختیار تو قرار دهیم که میان ما و آن ها سدی ایجاد کنی؟!. ذوالقرنین گفت: آن چه پروردگارم در اختیار من گذاشته، بهتر است از آن چه شما پیشنهاد می کنید ، مرا با نیرویی یاری دهید تا میان شما و آن ها سد محکمی قرار دهم ...و آن گاه گفت: این از رحمت پروردگار من است؛ اما هنگامی که وعده ی پروردگارم فرا رسد، آن را در هم می کوبد، و وعده ی پروردگارم حق است. (کهف، ۹۴ ۹۴ ۹۸)

قارون ازقوم موسی بود؛ اما بر آنان ستم کرد. ما آنقدر از گنج به او داده بودیم که حمل کلید های آن برای یک گروه زورمند مشکل بود به خاطر آورید هنگامی را که قومش به او گفتند: این همه شادی مغرورانه مکن که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست نمی دارد.

قارون گفت: این ثروت را با دانشی که نزد من است به دست آورده ام آیا او نمی دانست که خداوند اقوامی را که پیشتر از او نابود کرد، نیرومند تر و ثروتمند تر از او بودند؟ و هنگامی که عذاب الهی فرا رسد مجرمان از گناهانشان سوال نمی شوند . روزی قارون با تمام زینت خود در میان قومش ظاهر شد، آن ها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند:ای کاش همانند آن چه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم به راستی که او بهره ی عظیمی دارد. (قصص؛۷۸ ۷۹)

موسی گفت: پروردگارا تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالی سرشار در زندگی دنیا داده ای، پروردگارا در نتیجه بندگانت را از راه تو گمراه می سازد پروردگارا اموالشان را نابود کن و به جرم گناهانشان، دلهایشان را سخت و سنگین ساز؛ به گونه ای که ایمان نیاورند تا عذاب درد ناک را ببینند. (یونس،۸۸)

مرا با کسی که او را خود به تنهایی آفریده ام واگذار. همان کسی که برای او مال گسترده ای قرار دادم و فرزندانی که همواره نزد او و در خدمت او هستند و وسایل زندگی را از هر نظر برای او فراهم ساختنم. باز هم طمع دارد که بر او بیفزایم. (مدثر،۱۱ ۱۵)

آیات در باره ی ولیدبن مغیره نازل شده که دارای مال فراوانی بود.

آیات ۱۲تا۱۵سوره ی قلم را نیز بعضی از مفسران احتمال داده اند درباره ی ولیدبن مغیره باشد که حاکی از ثروتمند بودن اوست.

بریده باد هر دو دست ابو لهب و مرگ بر او باد هرگز مال و ثروتش و آن چه را که به دست آورد به حالش سودی نبخشید.

در بعضی تفاسیر آمده است که ابو لهب مال بسیار داشت و آیه ی شریفه همان ثروت او را می گوید برایش سودی نبخشید.




[ یک شنبه 11 اردیبهشت 1390  ] [ 4:44 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

برای بسیاری از دانشجویان رشته‌ی اقتصاد و رشته های مرتبط به آن همواره این سوال در ذهن، بی‌پاسخ مانده است که علم اقتصاد اسلامی چیست و چه تفاوت ماهوی با علم اقتصاد متداول دارد و اصولا چرا باید اقتصاد را به اسلامی و غیر اسلامی متّصف کرد؟

البته این نوشتار، کوتاه‌تر از آن است که بتواند به تمام این سوالات پاسخ بدهد، اما کوشش نگارنده بر آن است که در مطلبی اجمالی، به تفاوت اصلی و ماهوی هدف اقتصاد اسلامی با اقتصاد سرمایه‌داری بپردازد. ...


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 8 اردیبهشت 1390  ] [ 7:48 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

نمونه‌اي از آیات اقتصادي قرآن
1 ـ تعاون و همكاري ـ سورة مائده آيه 2 تعاونوا… تا آخر ايه
2 ـ منابع طبيعي ـ سوره نحل آيه 10 ـ هوالذي … تا آيه 13 يذكرون
3 ـ مسكن و خانه‌سازي ـ اعراف 74 ـ نحل 80 تا 82


4 ـ كشاورزي ـ ، انعام 95 ـ انعام 141
5 ـ كميته امداد ـ ، توبه 60
7 ـ معادن : رعد 3 و 4 ـ حجر 19 تا 23
8 ـ قرض الحسنه: بقره 245 ـ مائده 12 ـ‌ حديد / 10 ـ 13 ـ مزمل/20 ـ تغابن/19 ـ حديد/18
9 ـ بانكداري بدون ربا ـ آل عمران/120 ـ روم/39
10 ـ خريد و فروش : انعام/153 ـ اعراف/85 ـ هود/84 ـ 86
نظري به اقتصاد اسلامي:
كساني كه فكر مي‌كنند مسئل زندگي از يكديگر جداست و هر چيزي يك مرز و قلمروي خاصي دارد و هر گوشه‌اي و قسمتي از زندگي بشر به يك شي ءِ بخصوص تعلق دارد تعجب و يا احياناً انكار مي‌كنند كه كسي مسأله‌اي به نام مسائل اقتصادي در قرآن طرح كند زيرا به عقيده اينها هر يك از اسلام و اقتصاد يك مسأله جداگانه است، اسلام به عنوان يك دين براي خودش و اقتصاد به عنوان يك علم براي خودش اسلام قلمرويي دارد و اقتصاد قلمروي ديگر . اما نكته اين است كه مسائل زندگي را نبايد مجرد فرض كرد. صلاح و فساد در هر يك از شؤن زندگي در ساير شئون مؤثر است . نظام ارزشي اسلام، خوشبختي دنيا و‌آخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنيا را مزرعه آخرت معرفي نموده است . بر اين مبنا به هر رفتار اقتصادي مفيد كه در حوزة ارزش‌هاي اسلامي مجاز باشد، انجام آن مطلوب و شايسته است .
مدلها و الگوهاي اقتصادي از آن جا كه به شدت تابع شرايط زماني و مكاني مي باشد، قابل تجويز و ارائه به طور كلي از سوي مكتب اسلام نبوده است . اما قوانين ثابت و هميشگي حاكم بر آنها ، در منابع اسلامي بيان شده‌اند . اين مقاله تحقيقي در جهت شناخت آموزه‌هاي اقتصادي قرآن مي‌باشد.
نظر قرآن راجع به ثروت : ما آنگاه كه مي‌خواهيم نظري به ايده‌هاي اقتصادي قرآن بيفكنيم اول بايد ببينيم نظر قرآن دربارة ثروت و مال چيست؟ ممكن است كسي بپندارد كه قرآن اساساً ثروت را مطرود و به عنوان يك امر پليد و دورانداختني مي‌شناسد اما چيزي كه پليد و مطرود باشد ديگر مقررتي نمي‌تواند داشته باشد. كه آن چيز را بدست نياوريد، دست به آن نزنيد، استفاده نكنيد. همچنانكه دربارة‌مشروب چنين مقرراتي آمده است : لَعَنَ الله بايغها و مًشْتَريها و آكِلَ ثَمَنها و ساقيها و شاربها .
جواب اين است كه قرآن مال و ثروت را تحقير نكرده، قرآن با هدف قرار دادن ثروت، با اين كه انسان فداي ثروت شود محال است به عبارت ديگر اينكه انسان پول را به خاطر خود پول و براي ذخيره كردن بخواهد مخالف است: « الَّذينَ يَكنزْونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّه وَ كايُنفْقِوُنَها في سَبيل ا… فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابِ اليم … توبه /34» آياتي وجود دارند كه نقش پول را در فاسد كردن شخصيت انساني بيان مي‌كنند و به همين دليل نيز ثروت پرستي مطرود كرده است.
ـ « اِنَّ الاِنسانَ لَيَطَغْي، اَنْ را'ه اسْتَغْني » علق 6
ـ « وَ لاتُطِعْ كُلَّ حَلاّفِ مَهين، مَمَّازِ مَنشّاءِ بَنَميمْ …… اَنْ كان ذامالٍ و بَنينْ …… قلم/15ـ10
ـ زُيِّنَ لِلإِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِن النِّساءِ و اَلبْنَينْ و التَضاطيرَ المُقَنْطَره مِنَ الذَّهَبِ و الَفْضَّه وَالْخيَلْ المسُومَّه » ال عمران/14 .
اما قرآن خود ثروت را در كمال صراحت به عنوان « خير » ناميده است. كُنتَ عَلَيكُمْ اذِا حَضَرَ اَحَدَكُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَكَ خَيْراً الوَصَّهُ لِلْوالدينِ و الاَقْربَين » بقره 180
و دفاع از مال را در حكم جهاد و كشته شدن در اين راه و شهيد تلقي كرده است الَمْقَتُولْ دُونَ اَهْلِهِ وَ مالِهِ …… و براي مال بر انسان حقوقي تأمل شده است.
ـ آشنا شدن با فهم كلام الهي از اهميت والايي برخوردار است و اين امر،‌ جز با درك درست كيفيت مطلوب زندگي انساني از ديدگاه قرآن و سنت ميسر نخواهد بود و از آنجا كه معمولاً در اقتصاد نيز از چهار موضوع عمده يعني توليد،‌توزيع، مصرف و رشد بحث مي‌شود لذا آيات قرآني مربوط به علم اقتصاد را نيز بر چنين مبنا طبقه‌بندي نموده همراه با شرح مختصري از آنها.
الف ـ توليد و مباحث مربوط به آن : در اين مبحث به ذكر دو نمونه اكتفا مي‌كنيم:
1 ـ قرآن و گستردگي منابع توليد: آياتي چند از قرآن كريم گوياي آن است كه خداوند در زمين ، آنچه را انسان نياز داشته، براي وي فراهم كرده است . در آيه‌اي مي‌فرمايد «وَاتيكم من كُلِّ ما سأَلْتُمُوُه : و هر چه از او خواسته‌ايد به شما ارزاني داشته است» ابراهيم/34
و در جاي ديگر مي‌فرمايد: « وَلَقَدْ مكَنَّا فيِ الاْرَضِ وَجَعَلْنا لَكُمْ فيها معايشَ قليلاً ما تَشكَرون » اعراف زا « در زمين جايگاهتان داديم و داها معيشتتان را در آن قرار داديم : و چه اندك سپاس مي‌گذاريد»
بنابراين از ديدگاه قرآن كريم، در زمين آنچه مورد نياز انسان براي ادامه زندگي لازم است، مهياست اما اين امر به معناي آن نيست كه كليه نيازمنديهاي انساني به صورت بالفعل و بدون كار و تلاش در اختيار اوست بلكه بدين معناست كه انسان بايد به كارگيري روحيه عمران و آباداني و در ساير خلاقيت، ابتكار و تلاش رزق و روزي خويش را از منابع طبيعت به دست آورد و آنها را براي استفاده تغييرات ضروري دهد . و علت عمده ايجاد رفاه را تغيير دادن امكانات موجود دانسته است ،‌بنابراين اگر در مواردي مشاهده مي‌شود كه قرآن كريم صرف ايمان و تقوا را مايه نزول بركات الهي و رونق اقتصادي دانسته است مثل آنجا كه مي‌فرمايد :
« وَلَوْاَنَّ اَهْلَ الْقُري آمنوا و اتَّقوا لَفَتَحْنا عليهم بَرَكاتِ من السَّماءِ و الَرْضَ اعراف 96 »
مراد آية شريفه اين نيست كه فقط ايمان و تقوا،‌يعني پرهيز از گناه، اسراف و … موجب نزول بركات مي‌شود بلكه جنبة اثباتي آن دو نيز كه سعي و تلاش براي بهره‌وري مطلوب از منابع طبيعت باشد منظور خواهد بود بنابراين تلاش در راه بكارگيري وسايل براي رسيدن به مواهب طبيعت در امور مادي وسيله خواهد بود همان‌طور كه در امور معنوي وسيله قرار دادن اولياء و انبيا براي تقرب الي الله مورد نظر خواهد بود. پس روشن است كه قرآن كريم ديدگاه هايي مانند نظريه مالتوس را كه به محدوديت منابع طبيعت و عدم كفاف آن بري انسانها معتقد است رد مي‌كند.
2 ـ زن هم مي‌تواند فعاليت اقتصادي داشته باشد:
1 ـ « واتوالنسآءِ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَه نساء /آيه 4 » 2 ـ « لِلرِّجال نَصيبُ مِمَّا اكْتَبَوا و لِلنسآء نَصيبٌ مِّمِا اكْتَبْنَ نساء/32» 3 ـ لِلرِّجالِ نَصيبُ مِّمِا ترك الْوالِدْانِ وَ الاْقَرْبَونَ و لِلنِّسآءِ نَصيبٌ مِّما ترك الوْلِدانَ وَ الْقَرْبَونُ مّشمِا قَلَّ منِه او كَثُرَ بَضباً مفروضاً نساء/7 » در هر صورت زن هم مي‌تواند كسب مشروع و فعاليت اقتصادي ـ ولو در خانه شوهرـ داشته باشد زيرا همه بر فعاليت اقتصادي محتاجند تا بتوانند به زندگي خويش ادامه دهند.
ب : توزيع
1 ـ سه اصل مسلم در تجارت : در آيه زيرـ كه يكي از آيات مورد بحث و تحقيق در فقه معاملاتي است ـ روابط انساني را بر اساس مبادلات تجاري بيان مي‌كند. خداوند مي‌فرمايد:
« يا اَيُّهَا الذَّينِ امنَوا لاتَأكلُوا بَيْنَكُم بالباطلَ إلاّ اَنْ تَكوُنَ تِجارَةً عَنْ تَراضِ مِنكُمْ … نساء 29»
« اي كساني كه ايمان آورده‌ايد اموال يكديگر را به ناحق نخوريد مگر آنكه تجارتي باشد كه هر دو طرف به آن رضايت داده باشيد»
اين آيه گرامي،‌تجارت را بر اساس رضايت طرفين تشريح فرموده است از اين آيه چند اصل استفاده مي‌شود .
اـ اصل عدم تصرف و دخالت در اموال يكديگر ،‌كه مالكيت بر آن متفرع است .
2ـ اصل جواز تصرف در اموال يكديگر بر اساس رضايت دو طرف مبادلات و تجارت، از اين اصل ناشي مي‌شود.
3 - اصل مالكيت كه مسلم دانسته شده و در واقع اين اصل زيربناي دو اصل مذكور است . در جاي ديگر مي‌توان
از اين آيه استفاده نمود كه بايد تجارت و معاملات با رضايت فروشنده و خريدار باشد. خريد و فروش اجباري و اكراهي و يكطرفه مردود است .
2 ـ اقتصاد در خانواده : در آيه‌اي از قرآن در مورد اينكه نبايد در امور زندگي و در مسائل مصرفي افراط و تفريط نمود آمده : والَذّضينَ اذا اَنفَقَوُا لَمْ يُسْرِفوا و لَمْ يَقْتَروا و كانَ بَيْنَ ذالِكَ قَواماً : آنان كه چون هزينه مي‌كنند اسراف نمي‌كنند و خست نمي‌ورزند، بلكه ميان اين دو راه اعتدال را مي‌گيرند. فرقان /67 .
انساني كه وظيفه تأهل را مي‌پذيرد و خرج و نفقه خانواده‌اي را به عهده مي‌گيرد بايد براي اين دخل و خرج حساب و كتاب داشته باشد به عبارت ديگر تا آنجا كه براي او مقدور است در جهت رفاه نسبي خانواده بكوشد. از نظر قرآن، حد مطلوب حالت اعتدال و ميانه‌روي است لذا قرآن مي‌فرمايد « نه » دست خويش را از روي خست به گردن ببند و نه به سخاوت يكباره بگشاي كه در هر دو حالت، ملامت زده و حسرت خورده بنشيني. اسراء29.
ج ـ مصرف :
1 ـ يتيم ورشكسته اقتصادي است، روا نيست مال او مصرف گردد:
خوردن مال يتيم و مصرف نمودن دارايي او به هر شكلي حرام است. مگر در مواردي كه حالت سوددهي داشته باشد و به اصطلاح اموال او افزايش يابد . « وآتواليتامي اَمْوالَهُمْ وَ لاتُتَبدَلَّوا الْخَبيثَ … »
مال يتيمان را به يتيمان بدهيد، و حرام را با باطل مبادله مكنيد و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد كه اين گناه بزرگي است … نساء آيه 9 . فامَّا اليتيم فلا تَقْهَرْ ضحي/9.
2 ـ مصرف‌هاي ضد ارزشي :
« يا اَيُهَاالذَّينَ امَنوا أنِ الْاَحْبارِ وَالرَّهْبانِ لِيَاْكُلوُنَ امَوْالَ الناسَّ بِالباطِل و يَصْدوّنَ عن سبيل ا… » توبه /34 انسان در مقابل آنچه مصرف مي‌كند بايد توليدات يا خدمات تحويل دهد و به نحوي به جامعه‌اش خدمت كندو الا از مصاديق « اَكْل الاموال بالباطل » خواهد بود. اگر به عوض آگاهي دادن و سوق دادن مردم به سوي واقع، آن و گمراه و دور از حقيقت كند آن فردي كه در اين مورد مي‌گيرد حرام و مصداق « اكل المال بالباطل » است همانند رشوه،‌ربا و … .
د ـ رشد
1 ـ اقتصاد مورد علاقه انسانها:
در قرآن آمده است : « زُيِّنَ للاِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِنَ النِسآءِ و … آل عمران 14»
در چشم مردم آرايش يافته است،‌عشق به اميان نفساني و دوست داشتن زنان و فرزندان و هميانهاي زر و سيم و اسبان و چهارپايان و زراعت . همه اينها منابع زندگي اين جهان هستند در حالي كه بازگشت گاه خوب نزد خداست»
1ـ در آيه فوق بهره اقتصادي و سياسي بردن از زن نيز مورد نظر مي‌باشد 2ـ در آياتي از قرآن ابتدا به منافع كشاورزي و رونق آني اشاره شد . و سپس ذكر شده كه بهتر از آن نيز وجود دارد يعني اين منابع اقتصادي در نظر مردم،‌ مورد علاقه است و خداوندبهتر از آنها را به مردم نشان مي‌دهد.
اخلاق مؤمنان با اخلاق قوم يهود در امور اقتصادي فرق دارد.
« يا بني اسرائيل اْذكُرُا نعمتي الَّلتي اَنْعَمْتَ علَيكَمْ واَنّي فَضَّلْتكُمَ علي العالمين بقره/47»
خداوند قوم بني اسرائيل را بر ساير اقوام موجود آن روز برتري داد آنها داراي بهترين سرزمين از نظر آب و هواي مناسب با چشم سار بودند و منطقه پراستعدادي براي كشاورزي و دامداري داشتند ولي ناسپاسي كردند و از بهره‌برداري خوب از آن مواهب خودداري نمودند و اطاعت از انبياي زمان را كنار گذاشتند اما مؤمن در رفتار اقتصادي خودش اطاعت از انبياء را بر هر چيزي ديگر مقدم مي‌دارد.
او شكر زباني و عملي خود را به جا مي‌آورد تا در پيشگاه خداي خود سرافكنده نباشد.
عدالت اجتماعي در قرآن : اهداف اقتصادي در هر مكتب اقتصادي بايد مشخص و روشن باشد . در مكتب اسلام نيز اهداف اقتصادي شامل، عدالت اقتصادي و اجتماعي، قدرت اقتصادي حكومت اسلامي،‌رشد اقتصادي و استقلال مي‌باشد كه نظر قرآن را راجع به هر يك از آنها شرح مي‌دهيم:
عوامل انحراف از عدالت :
معمولاً دو عامل مهم براي انحراف از مرز علايق وجود دارد كه قرآن به هر دو عامل توجه فرموده است . اولين عامل انحراف . حب ذات و علاقه‌ها و روابط است . قرآن در اين باره مي‌فرمايد: « يا ايها الذين آمنوا کونوا قوامين بالقسط شهداء لله و لو علي انفسكم او الوالدين و الاقربين ان يكن غنيا او فقيرا فالله اولي بهما » نساء /135 « اي كساني كه ايمان آورده‌ايد كاملا به عدالت قيام كنيد و گواهي‌هاي شما فقط براي خدا باشد گرچه به زيان خود شما يا والدين و بستگان تمام شود و مسئله فقير بودن يا غني بودن در گواهي دادن شما اثر نكند زيرا خدا سزاوارتر است به اينكه از آنها حمايت كند. يعني مسئوليت شما فقط دفاع از حق است بدون هيچگونه ملاحظه فاميلي يا اقتصادي دومين عامل براي اينكه انسان در خط عدالت حركت نكند مسئله ناراحتي‌هائي است كه انسان از فردي و يا گروهي مي‌بيند و در اين زمينه نيز قرآن مي‌فرمايد « يا ايها الذين امنوا كونوا قوامين لله شهداء‌ بالقسط و لايجرمنكم شنآن قوم علي الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب لِلتَّقوي » مائده /8 اي كساني كه ايمان آورده‌ايد برنامه شما قيام خالصانه و شهادت عادلانه باشد، دشمني قوي سبب انحراف شما از مرز عدالت نشود و خرده حساب‌هاي سابق را تصفيه نكنيد و مكرراً فرمان مي‌دهد كه به عدالت رفتار كنيد كه به تقوي نزديكتر است.
قرآن عامل ديگري را نيز از عوامل انحراف در عدالت معرفي مي‌كند كه همان مسئله رشوه است . در اين زمينه قرآن مي‌فرمايد : « و لاتأكلو اموالكم بينكم بالباطل و تدلوا بها الي الحكام لتأكلوا فريقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون» بقره /188.
قدرت اقتصادي حكومت اسلامي :
دومين هدف اقتصادي اسلام كه مي‌توان آن را عنصري بيروني يا فرامرزي دانست، قدرت اقتصادي حكومت اسلامي در برابر ساير حكومت‌هاست كه اين امر به دو منظور مي‌باشد .
1ـ ترساندن كفار و دشمنان خارجي تا به ذهن آنها نقشه تجاوز نظامي و امكان تحت فشار قرار دادن حكومت اسلامي از نظر اقتصادي و محاصره اقتصادي، خطور نكند. « وَ اَعِدّوا لَهُمْ ماَاسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَةّ وَمِنْ رُباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّاللهَ و عَدُوكَّمْ » انفال /60 در آيه فوق اطلاق كلمه « قوة » شامل هر نيرويي مي‌شود و اين شمول با استفاده از روايات اثبات مي‌شود كه از ذكر روايات خودداري مي‌كنم . پس كلمة « قوه » شامل نيروي برتر اقتصادي نيز كه مسلماً براي رويارويي با دشمن از حمله ابزار حتمي شمرده مي‌شود،‌خواهد شد.از تعليل ذيل آية شريفه « تَرْهَبوُنَ بِه بَدُواَّ … وَعَدوُكَّمْ ، استفاده مي‌شود كه هر وسيله‌اي كه موجب ترساندن كفار شود مطلوب است و يكي از مهمترين وسايل ترس،‌قدرت اقتصادي حكومت اسلامي است پس رساندن حكومت اسلامي به قدرت و استقلال اقتصادي از اهداف اقتصادي اسلام مي‌باشد.
2 ـ اشاعه اسلام در خارج از مرزهاي حكومت اسلامي با بهره‌گيري از امكانات اقتصادي و كمك به ملل فقير .
«و لاتركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار و مالكم من دون الله من اولياء ثم لاتنصرون» هود،‌113
بر اساس اين آيه اعتماد به ستمكاران ـ كه از ديدگاه قرآن كافران مصداق اتم آن هستند ـ و تمايل به آنها جايز نيست و اگر حكومت اسلامي استقلال اقتصادي نداشته وبه غير مسلمين وابسته باشد، بر ظالمين اعتماد كرده است . پس يكي از وظايف حكومت اسلامي استقلال اقتصادي است كه زمينه قدرت و اقتدار اقتصادي را فراهم مي‌كند. اين امر را قاعدة فقهي في سبيل نيز تأكيد مي‌كند « لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلاً » نساء 114 كه بر اساس قوانين فقهي هر گونه واردات و يا تجارتي كه باعث تسلط كفار بر جامعه اسلامي شود ، حرام شمرده مي‌شود.
3 ـ استقلال: برخي حاكميت سياسي اسلام را جزو اهداف اقتصادي اسلام معرفي كرده‌اند د رحالي كه اين امر عنصري سياسي و يكي از اهداف سياسي اسلام ذكر كرد به هر حال درباره استقرار حكومت سياسي اسلام آيات بسيار فراواني در قرآن ديده مي‌شود از جمله آياتي كه لزوم اجراي قوانين قضايي، نظام و … را كه توسط دولت اسلامي بايد انجام گيرد ،‌تأكيد مي‌كند وَاَعِدوُالَهُمْ ماَاستْطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ … انفال 60 .
4 ـ رشد اقتصادي ، قبلاً آياتي كه مربوط به لزوم اقتدار اقتصادي و رشد آن در جامعه اسلامي مي‌باشد ذكر شد در بحث توسعه اقتصادي نيز به آنها اشاره خواهد شد.
آياتي از قران كه در آنها كلمة « اقتصاد» به كاررفته است .
1 ـ فَلَماّ نَجَّيهُمْ إلي البَرِّ فَمِنْهُم مُقْتصِد
2 ـ فَمِنْهُمْ ظالِمْ لِنفسَه و مِنْهُم مُقْتصَدِ و مِنْهُم سابِق بالخِيرْات فاطر/32
3 ـ مِنْهُمْ اُمَّه مُقْتَصِدةً وَ كَثيرً مِنْهُم سآءَ ما يَعْلَموُنَ مائده 66
در همه آيات فوق اقتصاد به معناي ميانه‌روي به كار رفته است .
واحدهاي اندازه‌گيري كه در قرآن به كار رفته است :
1ـ الوَرِق : كهف 19 2 ـ دِرْهَم 3ـ دينار
4ـ تَقير: نساء /53 5ـ قِطمير: فاطر/13 6ـ فردل : انبياء/47
7 ـ قيراط : انبياء /47 8ـ ذرع : حاقه /32 9 ـ صاع: يوسف /72
10 ـ قنكار : آل عوان/14 ـ نساء /20 11ـ ذره: نساء /45 ـ زلزال / 7
12 ـ ديه : نساء /92

منابع
1ـ آيات مناسب براي ايام مناسب ،‌حسن دولتي، انتشارات احرار تبريز
2 ـ نظري به نظام اقتصادي اسلام ،‌مطهري ، انتشارات صدرا، چاپ هفتم،‌فرودين 77.
3ـ اقتصاد در قرآن، محمد حسين ابراهيمي، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم چاپ اول بهار 75
4 ـ مكتب و نظام اقتصادي اسلام،‌مهدي هادوي تهراني، مؤسسه فرهنگي خانه خرد.
پایگاه اطلاع رسانی فعالتهای قرآنی دانشجویان ایران




[ سه شنبه 6 اردیبهشت 1390  ] [ 9:57 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

- ضرورت بحث مقاله

۲ ـ‌ هدف از بحث مقاله

۳ ـ شیوه بحث مقاله

۴ ـ اشاره به تعدادی از آیات اقتصادی قرآنی

۵ ـ نظری ببه اقتصاد اسلامی

۶ ـ نظر قرآن راجع به ثروت

 

الف ـ تولید و مباحث مربوط به آن در قرآن

۱ ـ گستردگی منابع تولید در قرآن

۲ـ زن هم می‌تواند فعالیت مربوط به آن در قرآن

ب ـ توزیع و مباحث مربوط به آن در قرآن

۱ ـ سه اصل مسلم در تجارت

۲ ـ اقتصاد در خانواده

ج ـ مصرف و مباحث آن در قرآن

۱ ـ یتیم ورشکسته اقتصادی است، روانیست مال او تصرف گردد
۲ ـ مصارف ضد ارزش

د – رشد اقتصادی و مباحث آن در قرآن

۱ ـ اقتصاد مورد علاقه انسان

۲ ـ اخلاق مؤمنان با اخلاق قوم یهود در امور اقتصادی فرق دارد

۷ ـ اهداف اقتصادی در قرآن

الف ـ عدالت اجتماعی

ب ـ قدرت اقتصادی حکومت اسلامی

ج ـ استقلال

د ـ رشد اقتصادی

۸ ـ واحدهای اندازه‌گیری که در قرآن به کر رفته

۹ ـ آیاتی از قرآن که در آنها حکم اقتصاد به کار رفته

۱۰ ـ منابع و مأخذ

ضرورت بحث مقاله به دلیل اینکه رشته تحصیلی من در دانشگاه علوم اقتصادی است و کتابهایی که در دانشگاهها و مراکز علمی و تحقیقی در مورد اقتصاد نوشته می‌شود معمولاً به بررسی مشکلات روزمره می‌پردازد و آنهارا در قالب بحث‌های نظری و ریاضی مطرح می‌کند و دیگر اینکه اکثر این کتابها خاستگاه غربی دارند و از مفاهیم اسلامی تهی هستند و با کیفیت زندگی مسلمانان فاصله دارند تلاش کردم که حداقل برای پاسخگویی به شبهات خود بدانم که قرآن کریم مراجع به خط مشی زندگی انسان در بعد اقتصادی چه نظری دارد.

هدف از بحث مقاله : اثبات اینکه قرآن کریم یک نظام اقتصادی مناسب با اهداف کلی خود هدایت می‌کند و خطوط کلی آن را ترسیم می‌کند.

شیوه بحث مقاله : از آنجا که در اقتصاد معمولاً از چهار موضوع عمده یعنی تولیدـ توزیع ، مصرف و رشد بحث می‌شود لذا اگر چنین ترتیب را در مقاله نیز رعایت کنیم بهتر است البته چنین نیست که در زمینه یک موضوع، نظامی آیات بررسی شود بلکه در بسیاری از موارد، به تعدادی از آیات که برای تحقیق ما مقدور بوده سبزه کرده‌ام.

نمونه‌ای از آثات اقتصادی قرآن

۱ ـ تعاون و همکاری ـ روز تعاون ۲۳ اردیبهشت : سورة مائده آیه ۲ تعاونوا… تا آخر ایه

۲ ـ منابع طبیعی ـ هفته منابع طبیعی ۲۲ ـ ۱۵ اسفند ماه : سوره نحل آیه ۱۰ ـ هوالذی … تا آیه ۱۳ یذکرون

۳ ـ مسکن و خانه‌سازی ـ تشکیل بنیاد مسکن ۲۱ فروردین ۵۸ ـ اعراف ۷۴ ـ نحل ۸۰ تا ۸۲

۴ ـ کشاورزی ـ روز دهقان اول مهرماه ، انعام ۹۵ ـ انعام ۱۴۱

۵ ـ کمیته امداد ـ سالروز تشکیل کمیته امداد ۱۴ اسفند ۵۷ ، توبه ۶۰

۷ ـ معادن : رعد ۳ و ۴ ـ حجر ۱۹ تا ۲۳

۸ ـ قرض الحسنه: بقره ۲۴۵ ـ مائده ۱۲ ـ‌ حدید / ۱۰ ـ ۱۳ ـ مزمل/۲۰ ـ تغابن/۱۹ ـ حدید/۱۸

۹ ـ بانکداری بدون ربا ـ روز ملی شدن بانکها در ایران ۱۷ خرداد ۵۸ ـ آل عمران/۱۲۰ ـ روم/۳۹

۱۰ ـ خرید و فروش : انعام/۱۵۳ ـ اعراف/۸۵ ـ هود/۸۴ ـ ۸۶

نظری به اقتصاد اسلامی:

کسانی که فکر می‌کنند مسئل زندگی از یکدیگر جداست و هر چیزی یک مرز و قلمروی خاصی دارد و هر گوشه‌ای و قسمتی از زندگی بشر به یک شی ءِ بخصوص تعلق دارد تعجب و یا احیاناً انکار می‌کنند که کسی مأله‌ای به نام مسائل اقتصادی در قرآن طرح کند زیرا به عقیده اینها هر یک از اسلام و اقتصاد یک مسأله جداگانه است، اسلام به عنوان یک دین برای خودش و اقتصاد به عنوان یک علم برای خودش اسلام قلمرویی دارد و اقتصاد قلمروی دیگر . اما نکته این است که مسائل زندگی را نباید مجرد فرض کرد. صلاح و فساد در هر یک از شؤن زندگی در سایر شئون مؤثر است . نظام ارزشی اسلام، خوشبختی دنیا و‌آخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنیا را مزرعه آخرت معرفی نموده است . بر این مبنا به هر رفتار اقتصادی مفید که در حوزة ارزش‌های اسلامی مجاز باشد، انجام آن مطلوب و شایسته است .

مدلها و الگوهای اقتصادی از آن جا که به شدت تابع شرایط زمانی و مکانی می باشد، قابل تجویز و ارائه به طور کلی از سوی مکتب اسلام نبوده است . اما قوانین ثابت و همیشگی حاکم بر آنها ، در منابع اسلامی بیان شده‌اند . این مقاله تحقیقی در جهت شناخت آموزه‌های اقتصادی قرآن می‌باشد.

نظر قرآن راجع به ثروت : ما آنگاه که می‌خواهیم نظری به ایده‌های اقتصادی قرآن بیفکنیم اول باید ببینیم نظر قرآن دربارة ثروت و مال چیست؟ ممکن است کسی بپندارد که قرآن اساساً ثروت را مطرود و به عنوان یک امر پلید و دورانداختنی می‌شناسد اما چیزی که پلید و مطرود باشد دیگر مقررتی نمی‌تواند داشته باشد. که آن چیز را بدست نیاورید، دست به آن نزنید، استفاده نکنید. همچنانکه دربارة‌مشروب چنین مقرراتی آمده است : لَعَنَ الله بایغها و مًشْتَریها و آکِلَ ثَمَنها و ساقیها و شاربها .

جواب این است که قرآن مال و ثروت را تحقیر نکرده، قرآن با هدف قرار دادن ثروت، با این که انسان فدای ثروت شود محال است به عبارت دیگر اینکه انسان پول را به خاطر خود پول و برای ذخیره کردن بخواهد مخالف است: « الَّذینَ یَکنزْونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّه وَ کایُنفْقِوُنَها فی سَبیل ا… فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابِ الیم … توبه /۳۴» آیاتی وجود دارند که نقش پول را در فاسد کردن شخصیت انسانی بیان می‌کنند و به همین دلیل نیز ثروت پرستی مطرود کرده است.

ـ « اِنَّ الاِنسانَ لَیَطَغْی، اَنْ را’ه اسْتَغْنی » علق ۶

ـ « وَ لاتُطِعْ کُلَّ حَلاّفِ مَهین، مَمَّازِ مَنشّاءِ بَنَمیمْ …… اَنْ کان ذامالٍ و بَنینْ …… قلم/۱۵ـ۱۰

ـ زُیِّنَ لِلإِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِن النِّساءِ و اَلبْنَینْ و التَضاطیرَ المُقَنْطَره مِنَ الذَّهَبِ و الَفْضَّه وَالْخیَلْ المسُومَّه » ال عمران/۱۴ .

اما قرآن خود ثروت را در کمال صراحت به عنوان « خیر » نامیده است. کُنتَ عَلَیکُمْ اذِا حَضَرَ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَکَ خَیْراً الوَصَّهُ لِلْوالدینِ و الاَقْربَین » بقره ۱۸۰

و دفاع از مال را در حکم جهاد و کشته شدن در این راه و شهید تلقی کرده است الَمْقَتُولْ دُونَ اَهْلِهِ وَ مالِهِ …… و برای مال بر انسان حقوقی تأمل شده است.

ـ آشنا شدن با فهم کلام الهی از اهمیت والایی برخوردار است و این امر،‌ جز با درک درست کیفیت مطلوب زندگی انسانی از دیدگاه قرآن و سنت میسر نخواهد بود و از آنجا که معمولاً در اقتصاد نیز از چهار موضوع عمده یعنی تولید،‌توزیع، مصرف و رشد بحث می‌شود لذا آیات قرآنی مربوط به علم اقتصاد را نیز بر چنین مبنا طبقه‌بندی نموده‌ام همراه با شرح مختصری از آنها.

الف ـ تولید و مباحث مربوط به آن : در این مبحث به ذکر دو نمونه اکتفا می‌کنیم:

۱ ـ قرآن و گستردگی منابع تولید: آیاتی چند از قرآن کریم گویای آن است که خداوند در زمین ، آنچه را انسان نیاز داشته، برای وی فراهم کرده است . در آیه‌ای می‌فرماید «وَاتیکم من کُلِّ ما سأَلْتُمُوُه : و هر چه از او خواسته‌اید به شما ارزانی داشته است» ابراهیم/۳۴

و در جای دیگر می‌فرماید: « وَلَقَدْ مکَنَّا فیِ الاْرَضِ وَجَعَلْنا لَکُمْ فیها معایشَ قلیلاً ما تَشکَرون » اعراف زا « در زمین جایگاهتان دادیم و داها معیشتتان را در آن قرار دادیم : و چه اندک سپاس می‌گذارید»

بنابراین از دیدگاه قرآن کریم، در زمین آنچه مورد نیاز انسان برای ادامه زندگی لازم است، مهیاست اما این امر به معنای آن نیست که کلیه نیازمندیهای انسانی به صورت بالفعل و بدون کار و تلاش در اختیار اوست بلکه بدین معناست که انسان باید به کارگیری روحیه عمران و آبادانی و در سایر خلاقیت، ابتکار و تلاش رزق و روزی خویش را از منابع طبیعت به دست آورد و آنها را برای استفاده تغییرات ضروری دهد . و علت عمده ایجاد رفاه را تغییر دادن امکانات موجود دانسته است ،‌بنابراین اگر در مواردی مشاهده می‌شود که قرآن کریم صرف ایمان و تقوا را مایه نزول برکات الهی و رونق اقتصادی دانسته است مثل آنجا که می‌فرماید :

« وَلَوْاَنَّ اَهْلَ الْقُری آمنوا و اتَّقوا لَفَتَحْنا علیهم بَرَکاتِ من السَّماءِ و الَرْضَ اعراف ۹۶ »

مراد آیة شریفه این نیست که فقط ایمان و تقوا،‌یعنی پرهیز از گناه، اسراف و … موجب نزول برکات می‌شود بلکه جنبة اثباتی آن دو نیز که سعی و تلاش برای بهره‌وری مطلوب از منابع طبیعت باشد منظور خواهد بود بنابراین تلاش در راه بکارگیری وسایل برای رسیدن به مواهب طبیعت در امور مادی وسیله خواهد بود همان‌طور که در امور معنوی وسیله قرار دادن اولیاء و انبیا برای تقرب الی الله مورد نظر خواهد بود. پس روشن است که قرآن کریم دیدگاههایی مانند نظریه مالتوس را که به محدودیت منابع طبیعت و عدم کفاف آن بری انسانها معتقد است رد می‌کند.

۲ ـ زن هم می‌تواند فعالیت اقتصادی داشته باشد:

۱ ـ « واتوالنسآءِ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَه نساء /آیه ۴ » ۲ ـ « لِلرِّجال نَصیبُ مِمَّا اکْتَبَوا و لِلنسآء نَصیبٌ مِّمِا اکْتَبْنَ نساء/۳۲» ۳ ـ لِلرِّجالِ نَصیبُ مِّمِا ترک الْوالِدْانِ وَ الاْقَرْبَونَ و لِلنِّسآءِ نَصیبٌ مِّما ترک الوْلِدانَ وَ الْقَرْبَونُ مّشمِا قَلَّ منِه او کَثُرَ بَضباً مفروضاً نساء/۷ » در هر صورت زن هم می‌تواند کسب مشروع و فعالیت اقتصادی ـ ولو در خانه شوهرـ داشته باشد زیرا همه بر فعالیت اقتصادی محتاجند تا بتوانند به زندگی خویش ادامه دهند.

ب : توزیع

۱ ـ سه اصل مسلم در تجارت : در آیه زیرـ که یکی از آیات مورد بحث و تحقیق در فقه معاملاتی است ـ روابط انسانی را بر اساس مبادلات تجاری بیان می‌کند. خداوند می‌فرماید:

« یا اَیُّهَا الذَّینِ امنَوا لاتَأکلُوا بَیْنَکُم بالباطلَ إلاّ اَنْ تَکوُنَ تِجارَةً عَنْ تَراضِ مِنکُمْ … نساء ۲۹»

« ای کسانی که ایمان آورده‌اید اموال یکدیگر را به ناحق نخورید مگر آنکه تجارتی باشد که هر دو طرف به آن رضایت داده باشید»

این آیه گرامی،‌تجارت را بر اساس رضایت طرفین تشریح فرموده است از این آیه چند اصل استفاده می‌شود . اـ اصل عدم تصرف و دخالت در اموال یکدیگر ،‌که مالکیت بر آن متفرع است . ۲ـ اصل جواز تصرف در اموال یکدیگر بر اساس رضایت دو طرف مبادلات و تجارت، از این اصل ناشی می‌شود. ۳ – اصل مالکیت که مسلم دانسته شده و در واقع این اصل زیربنای دو اصل مذکور است . در جای دیگر می‌توان از این آیه استفاده نمود که باید تجارت و معاملات با رضایت فروشنده و خریدار باشد. خرید و فروش اجباری و اکراهی و یکطرفه مردود است .

۲ ـ اقتصاد در خانواده : در آیه‌ای از قرآن در مورد اینکه نباید در امور زندگی و در مسائل مصرفی افراط و تفریط نمود آمده : والَذّضینَ اذا اَنفَقَوُا لَمْ یُسْرِفوا و لَمْ یَقْتَروا و کانَ بَیْنَ ذالِکَ قَواماً : آنان که چون هزینه می‌کنند اسراف نمی‌کنند و خست نمی‌ورزند، بلکه میان این دو راه اعتدال را می‌گیرند. فرقان /۶۷ .

انسانی که وظیفه تأهل را می‌پذیرد و خرج و نفقه خانواده‌ای را به عهده می‌گیرد باید برای این دخل و خرج حساب و کتاب داشته باشد به عبارت دیگر تا آنجا که برای او مقدور است در جهت رفاه نسبی خانواده بکوشد. از نظر قرآن، حد مطلوب حالت اعتدال و میانه‌روی است لذا قرآن می‌فرماید « نه » دست خویش را از روی خست به گردن ببند و نه به سخاوت یکباره بگشای که در هر دو حالت، ملامت زده و حسرت خورده بنشینی. اسراء۲۹٫

ج ـ مصرف :

۱ ـ یتیم ورشکسته اقتصادی است، روا نیست مال او مصرف گردد:

خوردن مال یتیم و مصرف نمودن دارایی او به هر شکلی حرام است. مگر در مواردی که حالت سوددهی داشته باشد و به اصطلاح اموال او افزایش یابد . « وآتوالیتامی اَمْوالَهُمْ وَ لاتُتَبدَلَّوا الْخَبیثَ … »

مال یتیمان را به یتیمان بدهید، و حرام را با باطل مبادله مکنید و اموال آنها را همراه با اموال خویش مخورید که این گناه بزرگی است … نساء آیه ۹ . فامَّا الیتیم فلا تَقْهَرْ مخی/۹٫

۲ ـ مصرف‌های ضد ارزشی :

« یا اَیُهَاالذَّینَ امَنوا أنِ الْاَحْبارِ وَالرَّهْبانِ لِیَاْکُلوُنَ امَوْالَ الناسَّ بِالباطِل و یَصْدوّنَ عن سبیل ا… » توبه /۳۴ انسان در مقابل آنچه مصرف می‌کند باید تولیدات یا خدمات تحویل دهد و به نحوی به جامعه‌اش خدمت کندو الا از مصادیق « اَکْل الاموال بالباطل » خواهد بود. اگر به عوض آگاهی دادن و سوق دادن مردم به سوی واقع، آن و گمراه و دور از حقیقت کند آن فردی که در این مورد می‌گیرد حرام و مصداق « اکل المال بالباطل » است همانند رشوه،‌ربا و … .

د ـ رشد

۱ ـ اقتصاد مورد علاقه انسانها:

در قرآن آمده است : « زُیِّنَ للاِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِنَ النِسآءِ و … آل عمران ۱۴»

در چشم مردم آرایش یافته است،‌عشق به امیان نفسانی و دوست داشتن زنان و فرزندان و همیانهای زر و سیم و اسبان و چهارپایان و زراعت . همه اینها منابع زندگی این جهان هستند در حالی که بازگشت گاه خوب نزد خداست»

۱ـ در آیه فوق بهره اقتصادی و سیاسی بردن از زن نیز مورد نظر می‌باشد ۲ـ در آیاتی از قرآن ابتدا به منافع کشاورزی و رونق آنی اشاره شد . و سپس ذکر شده که بهتر از آن نیز وجود دارد یعنی این منابع اقتصادی در نظر مردم،‌ مورد علاقه است و خداوندبهتر از آنها را به مردم نشان می‌دهد.

اخلاق مؤمنان با اخلاق قوم یهود در امور اقتصادی فرق دارد.

« یا بنی اسرائیل اْذکُرُا نعمتی الَّلتی اَنْعَمْتَ علَیکَمْ واَنّی فَضَّلْتکُمَ علی العالمین بقره/۴۷»

خداوند قوم بنی اسرائیل را بر سایر اقوام موجود آن روز برتری داد آنها دارای بهترین سرزمین از نظر آب و هوای مناسب با چشم سار بودند و منطقه پراستعدادی برای کشاورزی و دامداری داشتند ولی ناسپاسی کردند و از بهره‌برداری خوب از آن مواهب خودداری نمودند و اطاعت از انبیای زمان را کنار گذاشتند اما مؤمن در رفتار اقتصادی خودش اطاعت از انبیاء را بر هر چیزی دیگر مقدم می‌دارد.

او شکر زبانی و عملی خود را به جا می‌آورد تا در پیشگاه خدای خود سرافکنده نباشد.

عدالت اجتماعی در قرآن : اهداف اقتصادی در هر مکتب اقتصادی باید مشخص و روشن باشد . در مکتب اسلام نیز اهداف اقتصادی شامل، عدالت اقتصادی و اجتماعی، قدرت اقتصادی حکومت اسلامی،‌رشد اقتصادی و استقلال می‌باشد که نظر قرآن را راجع به هر یک از آنها شرح می‌دهیم:

عوامل انحراف از عدالت : معمولاً دو عامل مهم برای انحراف از مرز علایق وجود دارد که قرآن به هر دو عامل توجه فرموده است . اولین عامل انحراف . حب ذات و علاقه‌ها و روابط است . قرآن در این باره می‌فرماید: « یا ایهاالذین آمنوا قوامین بالقسط شهداء لله و اعلی انفسکم اولوالدین و الاقربین ان یکن غنیا اوفقیرا فادلله اولی مهیما » نساء /۱۳۵ « ای کسانی که ایمان آورده‌اید کاملا به عدالت قیام کنید و گواهی‌های شما فقط برای خدا باشد گرچه به زیان خود شما یا والدین و بستگان تمام شود و مسئله فقیر بودن یا غنی بودن در گواهی دادن شما اثر نکند زیرا خدا سزاوارتر است به اینکه از آنها حمایت کند. یعنی مسئولیت شما فقط دفاع از حق است بدون هیچگونه ملاحظه فامیلی یا اقتصادی دومین عامل برای اینکه انسان در خط عدالت حرکت نکند مسئله ناراحتی‌هائی است که انسان از فردی و یا گروهی می‌بیند و در این زمینه نیز قرآن می‌فرماید « یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین لله شهداء‌ بالقسط و لایجرمنکم ثنآن قوم علی الاتعدلوا اعدلوا هوا اقرب لِلتَّقوی » مائده /۸ ای کسانی که ایمان آورده‌اید برنامه شما قیام خالصانه و شهادت عادلانه باشد، دشمنی قوی سبب انحراف شما از مرز عدالت نشود و خرده حساب‌های سابق را تصفیه نکنید و مکرراً فرمان می‌دهد که به عدالت رفتار کنید که به تقوی نزدیکتر است.

قرآن عامل دیگری را نیز از عوامل انحراف در عدالت معرفی می‌کند که همان مسئله رشوه است . در این زمینه قرآن می‌فرماید : « و لاتأکلو اموالکم بینکم بالباطل و تدلوا بها الی الحکام لتأکلوا فریقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون» بقره /۱۸۲٫

قدرت اقتصادی حکومت اسلامی : دومین هدف اقتصادی اسلام که می‌توان آن را عنصری بیرونی یا فرامرزی دانست، قدرت اقتصادی حکومت اسلامی در برابر سایر حکومت‌هاست که این امر به دو منظور می‌باشد .

۱ـ ترساندن کفار و دشمنان خارجی تا به ذهن آنها نقشه تجاوز نظامی و امکان تحت فشار قرار دادن حکومت اسلامی از نظر اقتصادی و محاصره اقتصادی، خطور نکند. « وَ اَعِدّولَهُمْ ماَسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَةَّ وَمِنْ رُباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّاللهَ و عَدُوکَّمْ » انفال /۶۰ در آیه فوق اطلاق کلمه « قوة » شامل هر نیرویی می‌شود و این شمول با استفاده از روایات اثبات می‌شود که از ذکر روایات خودداری می‌کنم . پس کلمة « قوه » شامل نیروی برتر اقتصادی نیز که مسلماً برای رویارویی با دشمن از حمله ابزار حتمی شمرده می‌شود،‌خواهد شد.از تعلیل ذیل آیة شریفه « تَرْهَبوُنَ بِه بَدُواَّ … وَعَدوُکَّمْ ، استفاده می‌شود که هر وسیله‌ای که موجب ترساندن کفار شود مطلوب است و یکی از مهمترین وسایل ترس،‌قدرت اقتصادی حکومت اسلامی است پس رساندن حکومت اسلامی به قدرت و استقلال اقتصادی از اهداف اقتصادی اسلام می‌باشد.

۲ ـ اشاعه اسلام در خارج از مرزهای حکومت اسلامی با بهره‌گیری از امکانات اقتصادی و کمک به ملل فقیر .

«و لاترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و مالکم من دون الله من اولیاء ثم لاتنصرون» هود،‌۱۱۳

بر اساس این آیه اعتماد به ستمکاران ـ که از دیدگاه قرآن کافران مصداق اتم آن هستند ـ و تمایل به آنها جایز نیست و اگر حکومت اسلامی استقلال اقتصادی نداشته وبه غیر مسلمین وابسته باشد، بر ظالمین اعتماد کرده است . پس یکی از وظایف حکومت اسلامی استقلال اقتصادی است که زمینه قدرت و اقتدار اقتصادی را فراهم می‌کند. این امر را قاعدة فقهی فی سبیل نیز تأکید می‌کند « لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً » نساء ۱۱۴ که بر اساس قوانین فقهی هر گونه واردات و یا تجارتی که باعث تسلط کفار بر جامعه اسلامی شود ، حرام شمرده می‌شود.

۳ ـ استقلال: برخی حاکمیت سیاسی اسلام را جزو اهداف اقتصادی اسلام معرفی کرده‌اند د رحالی که این امر عنصری سیاسی و یکی از اهداف سیاسی اسلام ذکر کرد به هر حال درباره استقرار حکومت سیاسی اسلام آیات بسیار فراوانی در قرآن دیده می‌شود از جمله آیاتی که لزوم اجرای قوانین قضایی، نظام و … را که توسط دولت اسلامی باید انجام گیرد ،‌تأکید می‌کند وَاَعِدوُالَهُمْ ماَستْطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ … انفال ۶۰ .

۴ ـ رشد اقتصادی ، قبلاً آیاتی که مربوط به لزوم اقتدار اقتصادی و رشد آن در جامعه اسلامی می‌باشد ذکر شد در بحث توسعه اقتصادی نیز به آنها اشاره خواهد شد.

آیاتی از قران که در آنها کلمة « اقتصاد» به کاررفته است .

۱ ـ فَلَماّ نَجَّیهُمْ إلی البَرِّ فَمِنْهُم مُقْضِد

۲ ـ فَمِنْهُمْ ظالِمْ لِیضَه و مِنْهُم مُقْضَدِ و مِنْهُم سابِق بالخِیرْات فاطر/۳۲

۳ ـ مِنْهُمْ اُمَّه مُقْتَصِدةً وَ کَثیرً مِنْهُم سآءَ مایَعْلَموُنَ مائده ۶۶

در همه آیات فوق اقتصاد به معنای میانه‌روی به کار رفته است .

واحدهای اندازه‌گیری که در قرآن به کار رفته است :

۱ـ الوَرِق : کهف ۱۹ ۲ ـ دِرْهَم ۳ـ دینار

۴ـ تَقیر: نساء /۵۳ ۵ـ قِطمیر: فاطر/۱۳ ۶ـ فردل : انبیاء/۴۷

۷ ـ قیراط : انبیاء /۴۷ ۸ـ ذرع : حاقه /۳۲ ۹ ـ صاع: یوسف /۷۲

۱۰ ـ قنکار : آل عوان/۱۴ ـ نساء /۲۰ ۱۱ـ ذره: نساء /۴۵ ـ زلزال / ۷

۱۳ ـ دیه : نساء /۹۲

« اَ للّهُمَّ تَقَّبلَ مِنّااِنَّکَ اَنْتَ السَّمیعُ الْعَلِمْ »

منابع و مآخذ

۱ـ آیات مناسب برای ایام مناسب ،‌حسن دولتی، انتشارات احرار تبریز

۲ ـ نظری به نظام اقتصادی اسلام ،‌مطهری ، انتشارات صدرا، چاپ هفتم،‌فرودین ۷۷٫

۳ـ اقتصاد در قرآن، محمد حسین ابراهیمی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم چاپ اول بهار ۷۵

۴ ـ مکتب و نظام اقتصادی اسلام،‌مهدی هادوی تهرانی، مؤسسه فرهنگی خانه خرد.

۵ ـ برداشت‌های شخصی




[ یک شنبه 4 اردیبهشت 1390  ] [ 4:56 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

خداوند متعال براي پيش گيري و رفع فقر مکانيسم دقيق و ظريفي را به کار گرفته است که افزون بر مسؤوليت دولت، افراد جامعه هم در آن وظيفه دارند. با وجوب نفقه، مشکل بار تکفّل اجتماعي زير سنين پانزده سال و بالاي شصت و پنج سال که بخش عمده ي اقشار آسيب پذير را تشکيل مي دهند اگر نگويم حل مي شود دست کم به شدت کاهش مي يابد؛ چرا که افراد زير پانزده سال را فرزندان تشکيل مي دهند و نفقه ي آنان پدر واجب شده است. افراد بالاي ۶۵ سال پدر، مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، را شامل مي شود و نفقه ي آنان در صورت فقر بر فرزندان و در غياب آن ها بر نوه ها و .... واجب است. زنان نيز به علت بعضي ويژگي هاي جسمي و نوعي از افراد آسيب پذير هستند که نفقه ي آن ها در جايکاه عيال بر همسران شان واجب شده است، حتا زنان مطلقه، پس از طلاق به حال خود رها نشده و تا سر رسيدن عدّه، نفقه ي آنان بر عهده ي زوج است که مسکن و ساير نياز هاي او را در حد فرعي تامين کند. آيات مربوطه به صورت مستقل در همين فصل بحث خواهد شد. در صورت انجام اين تکليف، بخش بزرگي از افرادي که آسيب پذيرند يا در در معرض فقر قرار دارند از جمعيت فقرا خارج مي شوند؛ چرا که معمولاً افراد داراي سنين بالا، دست کم يک فرزند، نوه، يا نتيجه که از امکانات لازم برخوردار باشد، دارند. همان طور که افراد زير پانزده سا ل، معمولاًداراي دست کم يکي از پدر، مادر، پدر بزرگ يا مادر بزرگ هستند. بقيه ي کساني هم که نفقه ي آنانها بر کسي واجب نيست يا نفقه دهنده ي آن ها در فقر به سر مي برد، شارع مقدس براي رفع فقر و ساير مصارف آنان، پرداخت بخشي از مال را به صورت خمس، زکات، يا در قالب جرايم مالي مثل کفارات، واحب کرده است، اعمّ از اين که حکومتي وجود داشته باشد که آن ها را جمع آوري کند و به مصارف واقعي برساند يا نباشد. به غير از نفقه هاي واجب و ماليات هايي که در شرع بيان شده است، اين مسئله مطرح مي شود که آيا افراد، تکليف ديگري در برابر فقرا دارند يا خير ؟ اگر فردي زکات، خمس يا کفاره اي برذمّه ندارند، ولي در کنار او، خانواده ي بي سر پرستي قرار دارد که از تامين ضرورت هاي زندگي نا توان است، آيا ديگر تکليفي ندارد؟ اگر با فرض توانايي آنان را رها کرد و بر اثر سوء تغذيه، در جسم و جان آنان خللي وارد شد چنين عملي عقوبت دارد يا خير؟ با بيان قرآن، خداوند فقط به پرداختي هاي منصوصي مثل زکات و خمس بسنده نکرده و براي ترک انفاق نيز، عقوبت شديد قرار داده است؛ گرچه بيشتر مفسران، آيات عقوبت را برزکات حمل کرده اند، علامه طباطبايي (رحمةالله)معتقدند که همان انفاق است، منتها در حدي که بتواند کمر راست و نياز خود را رفع کنند، پرداخت آن واجب است.




[ شنبه 3 اردیبهشت 1390  ] [ 7:30 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

 ما آنگاه كه مي‌خواهيم نظري به ايده‌هاي اقتصادي قرآن بيفكنيم اول بايد ببينيم نظر قرآن دربارة ثروت و مال چيست؟ ممكن است كسي بپندارد كه قرآن اساساً ثروت را مطرود و به عنوان يك امر پليد و دورانداختني مي‌شناسد اما چيزي كه پليد و مطرود باشد ديگر مقرراتي نمي‌تواند داشته باشد. كه آن چيز را بدست نياوريد، دست به آن نزنيد، استفاده نكنيد. همچنانكه دربارة‌مشروب چنين مقرراتي آمده است : لَعَنَ الله بايغها و مًشْتَريها و آكِلَ ثَمَنها و ساقيها و شاربها

جواب اين است كه قرآن مال و ثروت را تحقير نكرده، قرآن با هدف قرار دادن ثروت، با اين كه انسان فداي ثروت شود محال است به عبارت ديگر اينكه انسان پول را به خاطر خود پول و براي ذخيره كردن بخواهد مخالف است: « الَّذينَ يَكنزْونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّه وَ كايُنفْقِوُنَها في سَبيل ا… فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابِ اليم … توبه /34» آياتي وجود دارند كه نقش پول را در فاسد كردن شخصيت انساني بيان مي‌كنند و به همين دليل نيز ثروت پرستي مطرود كرده است.

ـ « اِنَّ الاِنسانَ لَيَطَغْي، اَنْ را'ه اسْتَغْني » علق 6

ـ « وَ لاتُطِعْ كُلَّ حَلاّفِ مَهين، مَمَّازِ مَنشّاءِ بَنَميمْ …… اَنْ كان ذامالٍ و بَنينْ …… قلم/15ـ10

ـ زُيِّنَ لِلإِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِن النِّساءِ و اَلبْنَينْ و التَضاطيرَ المُقَنْطَره مِنَ الذَّهَبِ و الَفْضَّه وَالْخيَلْ المسُومَّه » ال عمران/14 .

اما قرآن خود ثروت را در كمال صراحت به عنوان « خير » ناميده است. كُنتَ عَلَيكُمْ اذِا حَضَرَ اَحَدَكُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَكَ خَيْراً الوَصَّيهُ لِلْوالدينِ و الاَقْربَين » بقره 180

و دفاع از مال را در حكم جهاد و كشته شدن در اين راه و شهيد تلقي كرده است الَمْقَتُولْ دُونَ اَهْلِهِ وَ مالِهِ …… و براي مال بر انسان حقوقي تأمل شده است.

ـ آشنا شدن با فهم كلام الهي از اهميت والايي برخوردار است و اين امر،‌ جز با درك درست كيفيت مطلوب زندگي انساني از ديدگاه قرآن و سنت ميسر نخواهد بود و از آنجا كه معمولاً در اقتصاد نيز از چهار موضوع عمده يعني توليد،‌توزيع، مصرف و رشد بحث مي‌شود.

الف ـ توليد :

1 ـ قرآن و گستردگي منابع توليد:

آياتي چند از قرآن كريم گوياي آن است كه خداوند در زمين ، آنچه را انسان نياز داشته، براي وي فراهم كرده است . در آيه‌اي مي‌فرمايد «وَاتيكم من كُلِّ ما سأَلْتُمُوُه : و هر چه از او خواسته‌ايد به شما ارزاني داشته است» ابراهيم/34

و در جاي ديگر مي‌فرمايد: « وَلَقَدْ مكَنَّا فيِ الاْرَضِ وَجَعَلْنا لَكُمْ فيها معايشَ قليلاً ما تَشكَرون » اعراف زا « در زمين جايگاهتان داديم و داها معيشتتان را در آن قرار داديم : و چه اندك سپاس مي‌گذاريد»

بنابراين از ديدگاه قرآن كريم، در زمين آنچه مورد نياز انسان براي ادامه زندگي لازم است، مهياست اما اين امر به معناي آن نيست كه كليه نيازمنديهاي انساني به صورت بالفعل و بدون كار و تلاش در اختيار اوست بلكه بدين معناست كه انسان بايد به كارگيري روحيه عمران و آباداني و در ساير خلاقيت، ابتكار و تلاش رزق و روزي خويش را از منابع طبيعت به دست آورد و آنها را براي استفاده تغييرات ضروري دهد . و علت عمده ايجاد رفاه را تغيير دادن امكانات موجود دانسته است ،‌بنابراين اگر در مواردي مشاهده مي‌شود كه قرآن كريم صرف ايمان و تقوا را مايه نزول بركات الهي و رونق اقتصادي دانسته است مثل آنجا كه مي‌فرمايد :

« وَلَوْاَنَّ اَهْلَ الْقُري آمنوا و اتَّقوا لَفَتَحْنا عليهم بَرَكاتِ من السَّماءِ و الَرْضَ  اعراف 96 »

مراد آية شريفه اين نيست كه فقط ايمان و تقوا،‌يعني پرهيز از گناه، اسراف و … موجب نزول بركات مي‌شود بلكه جنبة اثباتي آن دو نيز كه سعي و تلاش براي بهره‌وري مطلوب از منابع طبيعت باشد منظور خواهد بود بنابراين تلاش در راه بكارگيري وسايل براي رسيدن به مواهب طبيعت در امور مادي وسيله خواهد بود همان‌طور كه در امور معنوي وسيله قرار دادن اولياء و انبيا براي تقرب الي الله مورد نظر خواهد بود. پس روشن است كه قرآن كريم ديدگاههايي مانند نظريه مالتوس را كه به محدوديت منابع طبيعت و عدم كفاف آن بري انسانها معتقد است رد مي‌كند.

2 ـ زن هم مي‌تواند فعاليت اقتصادي داشته باشد:

1 ـ « واتوالنسآءِ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَه نساء /آيه 4 »  2 ـ « لِلرِّجال نَصيبُ مِمَّا اكْتَبَوا و لِلنسآء نَصيبٌ مِّمِا اكْتَبْنَ  نساء/32»  3 ـ لِلرِّجالِ نَصيبُ مِّمِا ترك الْوالِدْانِ وَ الاْقَرْبَونَ و لِلنِّسآءِ نَصيبٌ مِّما ترك الوْلِدانَ وَ الْقَرْبَونُ مّشمِا قَلَّ منِه او كَثُرَ بَضباً مفروضاً نساء/7 » در هر صورت زن هم مي‌تواند كسب مشروع و فعاليت اقتصادي ـ ولو در خانه شوهرـ داشته باشد زيرا همه بر فعاليت اقتصادي محتاجند تا بتوانند به زندگي خويش ادامه دهند.

ب : توزيع

1 ـ سه اصل مسلم در تجارت :

در آيه زيرـ كه يكي از آيات مورد بحث و تحقيق در فقه معاملاتي است ـ روابط انساني را بر اساس مبادلات تجاري بيان مي‌كند. خداوند مي‌فرمايد: « يا اَيُّهَا الذَّينِ امنَوا لاتَأكلُوا بَيْنَكُم بالباطلَ إلاّ اَنْ تَكوُنَ تِجارَةً عَنْ تَراضِ مِنكُمْ … نساء 29» « اي كساني كه ايمان آورده‌ايد اموال يكديگر را به ناحق نخوريد مگر آنكه تجارتي باشد كه هر دو طرف به آن رضايت داده باشيد» اين آيه گرامي،‌تجارت را بر اساس رضايت طرفين تشريح فرموده است از اين آيه چند اصل استفاده مي‌شود . اـ اصل عدم تصرف و دخالت در اموال يكديگر ،‌كه مالكيت بر آن متفرع است . 2ـ اصل جواز تصرف در اموال يكديگر بر اساس رضايت دو طرف مبادلات و تجارت، از اين اصل ناشي مي‌شود.  3 - اصل مالكيت كه مسلم دانسته شده و در واقع اين اصل زيربناي دو اصل مذكور است . در جاي ديگر مي‌توان از اين آيه استفاده نمود كه بايد تجارت و معاملات با رضايت فروشنده و خريدار باشد. خريد و فروش اجباري و اكراهي و يكطرفه مردود است .

2 ـ اقتصاد در خانواده :

در آيه‌اي از قرآن در مورد اينكه نبايد در امور زندگي و در مسائل مصرفي افراط و تفريط نمود آمده : والَذّينَ اذا اَنفَقَوُا لَمْ يُسْرِفوا و لَمْ يَقْتَروا و كانَ بَيْنَ ذالِكَ قَواماً : آنان كه چون هزينه مي‌كنند اسراف نمي‌كنند و خست نمي‌ورزند، بلكه ميان اين دو راه اعتدال را مي‌گيرند. فرقان /67 .

انساني كه وظيفه تأهل را مي‌پذيرد و خرج و نفقه خانواده‌اي را به عهده مي‌گيرد بايد براي اين دخل و خرج حساب و كتاب داشته باشد به عبارت ديگر تا آنجا كه براي او مقدور است در جهت رفاه نسبي خانواده بكوشد. از نظر قرآن، حد مطلوب حالت اعتدال و ميانه‌روي است لذا قرآن مي‌فرمايد « نه » دست خويش را از روي خست به گردن ببند و نه به سخاوت يكباره بگشاي كه در هر دو حالت، ملامت زده و حسرت خورده بنشيني. اسراء29.

ج ـ مصرف :

1 ـ يتيم ورشكسته اقتصادي است، روا نيست مال او مصرف گردد:

خوردن مال يتيم و مصرف نمودن دارايي او به هر شكلي حرام است. مگر در مواردي كه حالت سوددهي داشته باشد و به اصطلاح اموال او افزايش يابد . « وآتواليتامي اَمْوالَهُمْ وَ لاتُتَبدَلَّوا الْخَبيثَ … »

مال يتيمان را به يتيمان بدهيد، و حرام را با باطل مبادله مكنيد و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد كه اين گناه بزرگي است … نساء آيه 9 . فامَّا اليتيم فلا تَقْهَرْ مخي/9.

2 ـ مصرف‌هاي ضد ارزشي :

« يا اَيُهَاالذَّينَ امَنوا أنِ الْاَحْبارِ وَالرَّهْبانِ لِيَاْكُلوُنَ امَوْالَ الناسَّ بِالباطِل و يَصْدوّنَ عن سبيل ا… » توبه /34  انسان در مقابل آنچه مصرف مي‌كند بايد توليدات يا خدمات تحويل دهد و به نحوي به جامعه‌اش خدمت كندو الا از مصاديق « اَكْل الاموال بالباطل » خواهد بود. اگر به عوض آگاهي دادن و سوق دادن مردم به سوي واقع، آن و گمراه و دور از حقيقت كند آن فردي كه در اين مورد مي‌گيرد حرام و مصداق « اكل المال بالباطل » است همانند رشوه،‌ربا و … .

د ـ رشد

1 ـ اقتصاد مورد علاقه انسانها:

در قرآن آمده است : « زُيِّنَ للاِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِنَ النِسآءِ و … آل عمران 14» در چشم مردم آرايش يافته است،‌عشق به اميال نفساني و دوست داشتن زنان و فرزندان و هميانهاي زر و سيم و اسبان و چهارپايان و زراعت . همه اينها منابع زندگي اين جهان هستند در حالي كه بازگشت گاه خوب نزد خداست» 1ـ در آيه فوق بهره اقتصادي و سياسي بردن از زن نيز مورد نظر مي‌باشد  2ـ در آياتي از قرآن ابتدا به منافع كشاورزي و رونق آني اشاره شد . و سپس ذكر شده كه بهتر از آن نيز وجود دارد يعني اين منابع اقتصادي در نظر مردم،‌ مورد علاقه است و خداوندبهتر از آنها را به مردم نشان مي‌دهد.

اخلاق مؤمنان با اخلاق قوم يهود در امور اقتصادي فرق دارد. « يا بني اسرائيل اْذكُرُا نعمتي الَّلتي اَنْعَمْتَ علَيكَمْ واَنّي فَضَّلْتكُمَ علي العالمين بقره/47»

خداوند قوم بني اسرائيل را بر ساير اقوام موجود آن روز برتري داد آنها داراي بهترين سرزمين از نظر آب و هواي مناسب با چشم سار بودند و منطقه پراستعدادي براي كشاورزي و دامداري داشتند ولي ناسپاسي كردند و از بهره‌برداري خوب از آن مواهب خودداري نمودند و اطاعت از انبياي زمان را كنار گذاشتند اما مؤمن در رفتار اقتصادي خودش اطاعت از انبياء را بر هر چيزي ديگر مقدم مي‌دارد. او شكر زباني و عملي خود را به جا مي‌آورد تا در پيشگاه خداي خود سرافكنده نباشد.اهداف اقتصادي در هر مكتب اقتصادي بايد مشخص و روشن باشد در مكتب اسلام نيز اهداف اقتصادي شامل، عدالت اقتصادي و اجتماعي، قدرت اقتصادي حكومت اسلامي،‌رشد اقتصادي و استقلال مي‌باشد




[ شنبه 3 اردیبهشت 1390  ] [ 7:26 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

كساني كه فكر مي‌كنند مسائل زندگي از يكديگر جداست و هر چيزي يك مرز و قلمروي خاصي دارد و هر گوشه‌اي و قسمتي از زندگي بشر به يك شي ءِ بخصوص تعلق دارد تعجب و يا احياناً انكار مي‌كنند كه كسي مسأله‌اي به نام مسائل اقتصادي در قرآن طرح كند زيرا به عقيده اينها هر يك از اسلام و اقتصاد يك مسأله جداگانه است، اسلام به عنوان يك دين براي خودش و اقتصاد به عنوان يك علم براي خودش اسلام قلمرويي دارد و اقتصاد قلمروي ديگر . اما نكته اين است كه مسائل زندگي را نبايد مجرد فرض كرد. صلاح و فساد در هر يك از شؤن زندگي در ساير شئون مؤثر است . نظام ارزشي اسلام، خوشبختي دنيا و‌آخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنيا را مزرعه آخرت معرفي نموده است . بر اين مبنا به هر رفتار اقتصادي مفيد كه در حوزة ارزش‌هاي اسلامي مجاز باشد، انجام آن مطلوب و شايسته است .

مدلها و الگوهاي اقتصادي از آن جا كه به شدت تابع شرايط زماني و مكاني مي باشد، قابل تجويز و ارائه به طور كلي از سوي مكتب اسلام نبوده است . اما قوانين ثابت و هميشگي حاكم بر آنها ، در منابع اسلامي بيان شده‌اند . اين مقاله تحقيقي در جهت شناخت آموزه‌هاي اقتصادي قرآن مي‌باشد.

 

نمونه‌اي از مدلهاي  اقتصادي قرآن

1 ـ تعاون و همكاري ـ: سورة مائده آيه 2 تعاونوا… تا آخر ايه

2 ـ منابع طبيعي ـ: سوره نحل آيه 10 ـ هوالذي … تا آيه 13 يذكرون

3 ـ مسكن و خانه‌سازي ـ ـ اعراف 74 ـ نحل 80 تا 82

4 ـ كشاورزي ـ ، انعام 95 ـ انعام 141

5 ـ كميته امداد ـ 57 ، توبه 60

7 ـ معادن : رعد 3 و 4 ـ حجر 19 تا 23

8 ـ قرض الحسنه: بقره 245 ـ مائده 12 ـ‌ حديد / 10 ـ 13 ـ مزمل/20 ـ تغابن/19 ـ حديد/18

9 ـ بانكداري بدون ربا ـ ـ آل عمران/120 ـ روم/39

10 ـ خريد و فروش : انعام/153 ـ اعراف/85 ـ هود/84 ـ 86




[ شنبه 3 اردیبهشت 1390  ] [ 7:25 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

اقتصاد در نگرش اسلامی به گونه ای تعریف و تبیین می شود که ارتباط تنگاتنگ و استواری با معنویت می یابد.

از این رو، اقتصاد اسلامی دارای هویت خاص می شود و تفاوت محسوسی با شیوه ها و روش ها و حتی اهداف اقتصاد غیراسلامی پیدا می کند. بنابراین سخن گفتن از اقتصاد اسلامی نه تنها معنا و مفهوم می یابد بلکه تفاوت هایی را سبب می شود که می بایست در حوزه عمل اقتصادی و فعالیت های اقتصادی خود را نشان دهد.
اگر این تفاوت در حوزه عمل اقتصادی ظهور و بروز ملموس و محسوسی نداشته باشد می بایست در ماهیت آن چه به عنوان اقتصاد اسلامی نام گذاری می شود تشکیک و تردید روا داشت.
از این جاست که وقتی در بحث عوامل رشد اقتصادی از معنویت و تأثیر آن به عنوان عاملی سخن گفته می شود، معنا و مفهومی درست می یابد.
در این نوشتار کوتاه با این بینش و نگرش، آیات و آموزه های وحیانی قرآنی تحلیلی و تبیین می گردد و بر مسایلی از این دست تأکید می شود.

 

در تحلیل قرآنی برخورداری ها و نعمت های اقتصادی به عنوان نشانه های الهی دانسته می شود، (سبا آیه۱۵) و سعادت واقعی انسان (آسایش و رفاه اقتصادی و آرامش روحی و امنیت اجتماعی) در سایه سار یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از فسادانگیزی به مفهوم گسترده آن تأمین و تحقق می یابد (اعراف آیه۸۵ و نیز هود آیه۸۴و ۸۶) چنان که اگر اقتصاد و ثروت اقتصادی مایه قوام و تحکیم جامعه است (نساء آیه۸) می بایست روابط اقتصادی جامعه همپای مسایل اعتقادی و عبادی مورد تأکید قرارگیرد (اعراف آیه۸۵ و نیز هود آیه۸۴ و ۸۷ و نیز شعراء آیه ۱۷۷و ۱۸۸و ۱۸۳) و امور اقتصادی و معیشتی مردم در همان حد و اندازه مسایل اعتقادی و عبادی مورد توجه قرارگیرد (بقره آیه۳ و ۴۱و ۴۳و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷ و نساء آیه۳۹ و انفال آیه۲ و ۳ و ده ها آیه دیگر).

 

این گونه است که در تحلیل و تفسیر قرآنی از اقتصاد، جمع میان اقتصاد و معنویت و نیز دنیا و آخرت نه تنها امری ممکن و شدنی بلکه امری مطلوب شمرده می شود. (بقره آیه۲۰۱ و نساء آیه۱۳۴ و مانده آیه۶۵و ۶۶)

 

با این همه تأکید می شود که نمی بایست اقتصاد با این همه ارزش و اهمیت به عنوان هدف نهایی و غایی کار و تلاش انسان قرارگیرد و تنها به عنوان هدف میانی و به سخن دیگر هدفی ابزاری مورد تحلیل و تببین و توصیه قرارگیرد.

 

بنابراین ابزارهای اقتصادی در هر شکل آن، برای تحصیل امور معنوی و آخرتی می بایست به کار گرفته شود. (قصص آیه۷۷)

 

از این روست که در آموزه های وحیانی اهداف و ارزش های والای معنوی می بایست بر امور اقتصادی مقدم و ترجیح داده شود (توبه آیه۲۴) و در معنویت زایی و افزایش روحیه معنویت گرایی فردی و اجتماعی افراد جامعه از اقتصاد به عنوان ابزاری کارآمد بهره گرفته شود. (صف آیه۱۰تا ۱۲)

 

به هر حال در تحلیل و تبیین قرآنی میان معنویت و اقتصاد و دین و دنیا آن چنان ارتباط وثیق و محکمی برقرار است که نمی توان در تبیین علل و عوامل رشد اقتصادی آن را نادیده گرفت.


¤عوامل رشد اقتصادی در قرآن:

هنگامی که از عوامل اقتصادی سخن گفته می شود می بایست به دو دسته عوامل مادی و معنوی اشاره کرد. بنابراین در این جا بر پایه این بینش و نگرش به تحلیل عوامل پرداخته شده و هر دو دسته را به طور جداگانه مورد تحلیل و بررسی قرارمی دهیم.


عوامل مادی رشد اقتصادی:

قرآن به سه مسئله به عنوان عوامل اصلی در حوزه عوامل مادی رشد اقتصادی توجه می دهد که دو امر آن بیرون از حوزه انسان و مرتبط به عوامل بیرونی است و تنها یکی از این عوامل به حوزه انسانی به شکل مستقیم ارتباط پیدا می کند.

 

این عوامل مادی انسانی و غیرانسانی عبارتند از:عامل مادی آب: و از جایی که حیات در زمین بر پایه آب پدیدار می شود و هر چیزی که از زندگی بهره مند است با آب این مایه حیاتی مرتبط می باشد و خداوند به صراحت و روشنی بیان می کند که «و جعلنا من الماء کل شی حی، هر چیزی که نام هستی می برد از آب قرارداده ایم، نقش آب در زندگی اقتصادی و رشد آن به خوبی روشن می شود.

 

قرآن در آیه۵۲ سوره هود توضیح می دهد که آب مناسب، کافی و فراوان از عوامل مهم دست یابی به رشد اقتصادی و شکوفایی آن است.

 

از این رو به انسان سفارش و توصیه می کند که برای دست یابی به رشد و شکوفایی اقتصادی با استغفار و بازگشت به خدا زمینه را برای افزایش بارندگی و دست یابی به آب کافی و مناسب فراهم آورید.

 

آیات دیگری چون آیه ۱۰تا ۱۲ سوره نوح نیز همین مسئله را مورد تأکید و تأیید قرارمی دهد و میان افزایش بارندگی و فراوانی آب و رشد اقتصادی به عنوان رابطه متغیر توجه می دهد.

 

به سخن دیگر رابطه علی و معلولی و یا سبب و مسببی میان آب فراوان و رشد اقتصادی در این آیات به خوبی نمایانده می شود.

 

عامل زمین: اگر آب به اندازه کافی و فراوان وجود داشته باشد ولی بستری خوب و مناسب برای استفاده از آن وجود نداشته باشد امکان آن نیست تا از زمین چیزی بروید که به کار آدمی آید و از آن در تولید و بهره بری اقتصادی استفاده کند.

 

از این رو به زمین مناسب و مرغوب به عنوان دومین عامل مهم مادی اقتصادی در آیه۵۸ سوره اعراف اشاره می کند و توضیح می دهد که زمین مناسب و پاک است با رویش گیاهان مختلف می تواند اقتصاد را شکوفا کند و به رشد و توسعه آن کمک نماید. در آیه۱۵ سوره سبا با اشاره به رشد اقتصادی کشور سبا از زمین به عنوان علت شکوفایی اقتصادی آن یاد می شود.

 

عامل کار: اگر دو عامل پیشین مادی ارتباطی با حوزه انسانی نداشت و امری بود که می توان آن ها را بیرون از حوزه انسانی ارزیابی و تحلیل کرد، ولی این عامل اخیر ارتباط تنگاتنگ میان رشد اقتصادی و انسانی به عنوان عامل مادی مورد توجه قرارگرفته است.

 

قرآن در آیه۱۵ سوره ملک کار و تلاش بر روی زمین از سوی انسان را عامل تأمین روزی و زندگی انسانی برشمرده و از مردم می خواهد که به عامل کار توجه داشته و برای رشد و شکوفایی اقتصادی از تنبلی و تکاهل خودداری ورزیده و با کار و تلاش خویش رفاه و آسایش را به زندگی خود وارد سازید.به کار برون این واژه می توان برای بیان این منظور بوده است، عوامل آب و زمین آن نیست که ارتباطی با حوزه انسانی نداشته باشد؛ بلکه در آیات قرآن این عامل نیز به طور مستقیم به انسان ارتباط داده شده است.به این معنا که بینش و نگرش انسان و رفتارهای وی می تواند تأثیر شگرفی بر عوامل پیشین داشته باشد.

 

به عنوان نمونه در عامل آب مسئله استغفار و بازگشت انسان به خدا به عنوان عامل فراوانی آب مطرح شده است که فراوانی آب خود به عنوان عامل رشد و شکوفایی اقتصادی مطرح می باشد.

 

بنابراین به طور غیرمستقیم عامل مادی اقتصادی با عامل انسانی و حتی عامل معنوی ارتباط تنگاتنگی می یابد و هم چنین در مسئله زمین، بینش و نگرش و کنش های انسانی می تواند آثار مخرب و یا سازنده ای در نوعزمین ایجاد کند و تأثیرات خود را بنمایاند.

 

از این روست که قرآن در آیه۱۵ سوره سبا عامل زمین را با انسان و نیز معنویت پیوند می دهد و از مسئله شکر و کفر به عنوان عوامل پدیداری زمین مناسب و یا نامناسب سخن به میان می آورد.

 

این گونه است که عوامل مادی انسانی با انسان و رفتارهای وی ارتباط داده می شود و عامل مادی با عامل معنوی پیوند استواری می خورد.




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 12:04 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0


 

تفاوت اساسی اقتصاد اسلامی با سایر مکاتب اقتصادی در این است که اقتصاد اسلامی بر وحی مبتنی است در حالی که نظریه‌ پردازان اقتصاد سرمایه‌ داری حول محورهای مطلوبیت، سود و رفاه مادی می‌چرخند در نظریه اقتصاد سرمایه‌داری مبنای رفتار انسان در جایگاه مصرف‌کننده، حداکثر سازی مطلوبیت و در جایگاه تولیدکننده بهینه‌سازی تولید به هدف حداکثر کردن سود است.

افق زمانی در اقتصاد سرمایه‌داری، کوتاه مدت است، از معاد و توجه به آخرت اثری دیده نمی شود نگرش به خالق مبتنی برفلسفه رئالیسم و قطع رابطه با مبدأ است. نقش خالق به حدّ سازنده ساعت استراسبورگ کاهش یافته که پس از ساخت و تنظیم آن را رها کرده است. به رفتارهای انسان بریده از مبدأ و معاد و به صورت بخشی توجه می‌شود در حالی که اقتصاد اسلام در همه مراحل تولید وتوزیع و مصرف، انسان را به مبدأ و معاد متوجه می‌نماید و راه تکامل مادی و معنوی را برای بشر هموار می‌سازد.
سؤالی که ذهن بسیاری از پژوهشگران را به خود واداشته این است که آیا قرآن که تبیان کل شی است آیا در زمینه اقتصاد هم اشارتی دارد یا خیر؟
برخی از محققین در پاسخ این سؤال به آیاتی که از منابع تولید مثل زمین و آب و … نام برده شده و یا آیات زکات اکتفا نموده‌اند و رابطه قرآن و اقتصاد را در همین مقدار که قرآن به کلیاتی از مسائل اقتصاد اشاره دارد می‌دانند لکن با تأمل بیشتر، شاهد هدایت قرآن در صحنه فعالیت‌های اقتصادی خواهیم بود که به جهت اعتقاد به ذکر یک آیه در هر مورد بسنده می‌نمائیم.
۱ . تجلی توحید در اقتصاد:
قرآن همه منابع و ابزارهای تولید و فرایند شکل‌گیری آن را مخلوق خدا می‌داند،
«وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ… »(۱). و اوست که بادها را پیشاپیش (باران) رحمتش مژده رسان می فرستد… .
۲ . توجه به معاد در اقتصاد:
بنابر تأکید قرآن اعمال انسان در روز قیامت ارزیابی و محاسبه می‌شود و هر کس متناسب با رفتارش در دنیا جزا می‌بیند ترس از عذاب اخروی در تصحیح رفتارهای انسان از جمله رفتارهای اقتصادی او مؤثر است.
«وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ… أَلَا یَظُنُّ أُولَئِکَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ*لِیَوْمٍ عَظِیمٍ»(۲).
وای بر کم فروشان… آیا آنها گمان نمی‌کنند که در قیامت برانگیخته می‌شوند.
۳ . عدالت در فعالیت‌های اقتصادی :
اصل عدل در آیات متعدد قرآن همراه با مسئله توحید و نبوت و معاد مورد اشاره قرار گرفته است و در مسائل اقتصادی نیز به آن توصیه گردیده است.
«أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ* وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ»(۳). تا مبادا از اندازه در گذرید و وزن را به انصاف برپا دارید و در سنجش مکاهید.
۴ . اقتصاد در پرتو تزکیه:
وقتی به تصرف در نعمت‌های الهی سفارش می‌کند به دنبال آن به رعایت تقوا می‌خواند.
« وَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَیِّباً وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِیَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ»(۴). و از آنچه خداوند روزی شما گردانیده حلال و پاکیزه را بخورید و از آن خدائی که بدو ایمان دارید پروا دارید.
۵ . نگرش به ثروت:
اگر چه علاقه به مال و ثروت برای انسان فطری است لکن قرآن او را به ثروت آخرت هم متوجه می‌سازد.
«زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء… ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ »(۵). دوستیِ خواستنیهای گوناگون از زنان برای مردم آراسته شده… (لیکن) این جمله مایه تمتع زندگی دنیاست و (حال آنکه) فرجام نیکو نزد خداست.
قرآن ثروتی راکه مالک آن را فضل الهی بداند و از آن به دیگران نیز نفع برساند مورد تحسین قرار می‌دهد. و از سوی دیگر سلیمان و داود و ذوالقرنین به نیکی یاد می‌کند که می‌گویند «هذا رحمةمن ربّی»
و با نگرش قارون و فرعون که می‌گویند:« قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِی »؛(۶)به مبارزه برمی‌خیزد.(قارون) گفت: این ثروت را بوسیله دانشی که نزد من است بدست آورده ام… .
۶ . تشویق به تولید :
قرآن پی در پی آمدن لیل و نهار را ایجاد زمینه برای حرکت و تولید به حساب می‌آورد جمله لتبتغوا من فضله در آیات بسیاری تکرار شده است.
« وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ »(۷). و از رحمتش برایتان شب و روز را قرار داد تا در این (یک) بیارمید و (در آن یک) از فزون بخشی او (روزی خود) بجوئید باشد که سپاس بدارید.
۷ . فراوانی منابع دنیا :
بر خلاف دیدگاه اقتصاددانان که منابع اقتصادی را محدود و آینده را تیره و تار می‌بینند قرآن از منابع نامحدود سخن می‌گوید
« وَآتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا »(۸).و از هرچه از او خواستید به شما عطا کرد و اگر نعمت خدا را شماره کنید، نمی توانید آن را بشمار در آورید.
۸ . عوامل تولید:
قرآن در آیات متعدد انسان‌ها را به تفکر و تدبیر در فرایند شکل‌گیری عوامل تولید فرا می‌خواند
«وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ* فَأَنشَأْنَا لَکُم بِهِ جَنَّاتٍ مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ لَّکُمْ فِیهَا فَوَاکِهُ کَثِیرَةٌ وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ * وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَیْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآکِلِینَ»(۹). و از آسمان، آبی به اندازه (معین) فرود آوردیم، و آن را در زمین جای دادیم، و ما برای از بین بردن آن مسلماً توانائیم ـ پس برای شما بوسیله آن باغهائی از درختان خرما و انگور پدیدار کردیم که در آنها برای شما میوه های فراوان است و از آنها می خورید. ـ و از طور سیناء درختی بر می آید که روغن و نان خورش برای خورندگان است.
و در مورد داود تعلیم ساختن زره را به او مورد اشاره قرار می‌دهد.
« وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ.. أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِی السَّرْدِ»(۱۰). و آهن را برای او نرم گردانیدیم ـ (که) زره های فراخ بساز و حلقه ها را درست اندازه گیری کن.
۹ . سرمایه‌گذاری :
در داستان حضرت یوسف از برنامه‌ریزی بلند مدت پانزده ساله در سرزمین مصر و تهیه عوامل تولید و به کارگیری آن در انباشت گندم درون انبارهای ساخته شده، سخن به میان آمده است.
«قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ… وَفِیهِ یَعْصِرُونَ»(۱۱).گفت هفت سال پی در پی می کارید… و در آن آب میوه می گیرند.
۱۰ . بهره ‌وری :
قرآن یکی از عوامل مؤثر در بهره‌وری را اعتقاد به خدا و تقوی معرفی می‌نماید
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ… . »(۱۲). و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گرائیده بودند، قطعاً برکاتی از آسمان و زمین برایشان می گشودیم.
۱۱ . موانع تولید و رشد :
قرآن مجید کفران نعمت، اعراض از خدا، کفر، طغیان، ظلم، فسق، خوردن مال دیگران و…. از عوامل کاهش و سلب نعمت می‌شمارد.
«وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً…فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ»(۱۳). و خدا شهری را مثل زده است که امن و امان باشد… و خداوند هم به (سزای) آنچه انجام می دادند، طعم گرسنگی را به (مردم) آن چشانید.
۱۲ . رعایت ارزشها در تولید :
در تولید فراورده‌ای گوشتی ذکر نام خدا به عنوان یکی از مسائل شرعی مورد تأکید قرار گرفته است.
«وَلاَ تَأْکُلُواْ مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ…»(۱۴). و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخورید… .
۱۳ . نقش وحی در تولید :
از آیات قرآن می‌توان استفاده نمود که صنعت کشتی‌سازی، زره‌سازی، ذوب فلزات، ریخته‌گری و… با اتکاء به منبع وحی به بشر آموزش داده شده است.
«وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا »(۱۵).کشتی را در حضور ما و مطابق وحی ما بساز.
« وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّکُمْ »(۱۶). به خاطر شما ساختن زره را به او تعلیم دادیم.
۱۴ . جنبه‌های منفی غنا و ثروت :
اکثر مفاسد اجتماعی از قشرهای مرفّه سرچشمه می‌گیرد و آنان همواره در صف اول مبارزه با انبیاء بوده‌اند.
«وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ… »(۱۷). و اگر خدا روزی را بر بندگانش فراخ گرداند،‌ مسلّماً در زمین سر به عصیان بر می دارند… .
۱۵ . مسئولیت دولت در توزیع ثروت :
یکی از مسئولیت‌های دولت اسلامی گرفتن زکات و خراج و انفال و … و توزیع آن بین اقشار آسیب‌پذیر جامعه است.
«مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى… . »(۱۸). آنچه خدا از (دارائی) ساکنان آن قریه ها عاید پیامبرش گردانید از آنِ خدا و از آنِ پیامبر (او) و متعلّق به خویشاوندان نزدیک (او) و یتیمان و… .
۱۶ . توزیع تکوینی ثروت :
قرآن تصریح می‌کند که خداوند روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد گسترده یا محدود می‌سازد
« لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ»(۱۹). کلیدهای آسمانها و زمین از آنِ اوست برای هر کس که بخواهد روزی را گشاده یا تنگ می گرداند.
۱۷ . پرداخت زکات :
در قرآن زکات به موارد مختلف اعم از انفاقات واجب و مستحب اطلاق شده است و نقش آن در توزیع ثروت بر کسی پوشیده نیست و خداوند آن را در آیات متعدد کنار نماز قرار داده است پرداخت آن دلیل بر تقوی شمرده شده است.
« الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»(۲۰). آنان که به غیب ایمان می آورند و نماز را برپا می دارند و از آنچه به ایشان روزی داده ایم انفاق می کنند.
۱۸ . کفارات (مجازات‌های مالی)
یکی از عوامل مؤثر در توزیع ثروت مجازات‌های مالی است که خداوند در موارد خاصی از قبیل قتل، حنث نذر، عهد افطار روزه رمضان و .


ادامه مطلب

[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 11:48 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541466 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید