نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

انسان از ابتداي خلقت براي رفع احتياجات خود نيازمند كار و كوشش بوده است. زندگي انسان بر محور كار استوار مي گردد و كار ، تلاش انسان جهت رسيدن به هدف معين است كليد گشايش هر استعدادي در درون انسان كار است و از طريق كار مي توان به استعداد دروني افراد پي برد. اساساً كار و اشتغال در جامعه اسلامي يك ارزش محسوب مي شود و تلاش بيشتر در كارهاي دنيوي و اخروي، زمينه سعادت و رستگاري افراد در دنيا و آخرت را فراهم مي نمايد و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا مي برد. انجام كار و تلاش موجب رضايت خداوند است و همچون عبادت و جهاد در راه خداست .پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد : « عبادت هفتاد پاره است و برترين آن طلب روزي حلال است.» از واجبات مسلٌم بر هر فرد مومن لزوم انجام كار براي تامين زندگي خود و خانواده است. كار وسيله كسب تجربه است و به فرموده امام صادق (ع) تجربه عقل را رشد مي دهد. كار يكي از موضوعات مورد بحث و يكي از مسائل اساسي امروزه در جامعه ما است. اشتغال به كار مفيد و مورد نياز جامعه راه رسيدن به موقعيت اجتماعي يك فرد مسلمان مي باشد و شغل او هر قدر از نيازهاي جامعه كم كند و باعث تقويت استقلال و آزادي و عزت مسلمانان شود، به همان اندازه موقعيت اجتماعي صاحب شغل را در ميان افراد جامعه بالاتر مي برد. قرآن كريم در خصوص اهميت كار و تلاش تاكيد زيادي دارد و مي فرمايد همين كه نماز به پايان رسيد پراكنده شويد در روي زمين و از كرم خداوند روزي بجوييد و خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شويد.
كار از منظر احاديث:

پيامبر گرامي اسلام و ائمه معصومين در مورد كار و تلاش سفارش هاي زيادي داشته اند

1.كار شرافت است و نشانه اهل تقوي :

كار هر چند هم كه كوچك باشد باز موجب شرافت و كرامت بوده و بهتر از آن است كه انسان دست گدايي پيش ديگران دراز كند و سربار آنان باشد . پيامبر اسلام فرمود «كسي كه عملش او را پس انداخته، نسبتش او را پيش نمي اندازد » و حضرت اميرالمومنين (ع) در نامه 27 نهج البلاغه در باره اهل تقوي مي فرمايند: «تقوا داران در خانه هاي دنيا داران زندگي مي كنند و غذاهاي لذيذ تر از غذاهاي اهل دنيا مي خورند و همچنين در حديثي آمده : « اگر انسان طنابي بردارد و به طرف كوه رفته و هيزم را با آن بر پشت بكشد بهتر از آن است كه دست گدايي پيش ديگران دراز كند.

2.كار و تلاش جهاد است :
اسلام كار را يك نوع جهاد در راه خدا مي داند و تلاشي كه مسلمان در راه اداره ي زندگي خود و خانواده اش انجام مي دهد از بهترين عبادت هاست .
ذكريا ابن آدم از امام رضا(ع) روايت كرد كه فرمود : « پاداش كسي كه براي كسب رزق حلال كار مي كند از آن كس كه در راه خدا جهاد مي كند بيشتر استاسلام پاداش تلاشگران را از جهاد كنندگان در راه خدا برتر دانسته است و قرآن كريم نام آنها را پيش از نام مجاهدين ذكر كرده و مي فرمايد آنان كه در زمين راه مي روند و از كرم خداوند روزي مي جويند جزء جهادگران هستند.

3.كار و تلاش عبادت است :

اسلام كار و تلاش را با بهترين صفت ها ستايش كرده . مثلا كار را عبادت و اطاعت دانسته تا مردم در ميدان كار و تلاش بر يكديگر سبقت بگيرند. اسلام ما را دعوت كرده كه دنيا را مقدمه اي براي آخرت قرار دهيم و اجازه نمي دهد كه تمام همت ما فقط دنيا باشد چنانچه اسلام با قبول كردن آخرت و ضايع كردن دنيا نيز موافق نيست و سفارش مي كند براي دنياي خود آن چنان عمل كن كه گويا هميشه زنده اي و براي آخرت طوري كار كن كه گويي فردا خواهي مرد.
اهميت كار و تلاش از نظر اسلام و معصومين :

اسلام نسبت به كار و تلاش سفارش هاي زيادي دارد. تا آن جا كه مي فرمايد « خدا لعنت كند كسي را كه با مخارج زندگي خود را به دوش ديگران بياندازد .» از ديدگاه پيامبر گرامي اسلام تمام فعاليت هاي يك مسلمان مي تواند نوعي ارتباط با آفريدگار جهان باشد علاوه بر ارزش اقتصادي و دنيوي از پاداش معنوي نيز در جهان آخرت برخوردار باشيد .
امام صادق (ع) از جد بزرگوارش روايت كرده كه فرمود خداوند به حضرت داوود وحي فرستاد : اي داوود تو خوب بنده اي هستي، ولي حيف كه با دست خود كار نمي كني و از بيت المال خرج زندگي خود مي كني حضرت داوود از شنيدن اين وحي چهل روز گريه كرد، آن گاه خداوند به آهن الهام نمود كه براي داوود نرم شود، از آن به بعد آهن در دست داوود مانند موم بود و هر روز زرهي مي ساخت خداوند دوست نداشت كه بنده و پيامبرش حضرت داوود بيكار باشد و بون آنكه زحمت بكشد از بيت المال استفاده كند. رسول گرامي اسلام اشتغال به كارهاي حلال را مانند ساير عبادت ها بر زن و مرد لازم دانسته و مي فرمايد به سراغ درآمد حلال رفتن بر هر زن و مرد مسلمان لازم است. بهترين كارها كار بازويي و هنري است و پيذا كردن رزق حلال از بهترين عبادت ها به حساب مي آيد. حضرت علي (ع) مرد كار و تلاش بود و هيچ گاه نشد كه وقت خود را به بيهودهگي بگذراند . به كار كشاورزي علاقه داشت . او كار مي كرد و بيشتر دسترنج خود را به فقيران مي داد. از ديدگاه حضرت علي (ع) كار كردن بهترين تفريح بود او از كار كردن عار نداشت ، بلكه بيكاري را عيب مي شمرد. او از دسترنج خود علاوه بر خانواده اش به نيازمندان ديگر نيز كمك مي كرد. همچنين امام محمد باقر (ع) درباره زندگي حضرت فاطمه (س) و حضرت علي(ع) مي فرمايد : علي و فاطمه درباره تقسيم كارهاي زندگي پيش پيامبر(ص) رفتند ، پيامبر كارهاي بيرون منزل را بر عهده حضرت علي (ع) و كارهاي داخل خانه را به حضرت فاطمه(س) واگذار كرد. امام باقر (ع) با اينكه ملك ها و مزرعه هاي فراواني داشت در مزرعه مانند يك كشاورز حتي در روزهاي گرم كار ميكرد و هرچه درامد كسب مي كرد در راه خدا خرج مي كرد.
كار و تلاش رمز بقاي يك جامعه است. در سيره پيشوايان معصوم فعاليت هاي اقتصادي افراد ارزش والايي دارد. آن بزرگواران كارگران و توليد كنندگان را بسيار تشويق مي كردند. سيره عملي پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم اين بوده است كه بار زندگي خود را شخصا به دوش مي كشيدند و هيچ گاه براي تامين ضروريات زندگي، خود را وابسته به ديگران نمي كردند. اين امر بيانگر نوع نگرش آن برگزيدگان به دنيا و رابطه ان با آخرت است و بر انديشه هاي انحرافي مآبانه كه كار و توليد را با كمالات معنوي و مصالح اخروي در تضاد مي دانستند و با افكار باطل ارباب مآبانه كه كار را وظيفه افراد پست و پايين جامعه مي دانستند خط بطلان مي كشد.
(انس بن مالك) ميگويد : هنگامي كه رسول خدا (ص) از جنگ تبوك بر مي گشت _سعد انصاري)يكي از كارگران مدينه به استقبال آن حضرت آمد. وقتي پيامبر با او دست داد احساس كرد كه دستان وي زبر و خشن است نبي اكرم (ص)سوال كرد چرا دستان تو اينقدر زبر و خشن است؟ عرضه داشت يا رسول الله ! اين خشونت و زبري دستان من به خاطر كار كردن با بيل و طناب است تا مخارج خانواده ام را تامين كنم. پيامبر (ص) دستان او را بوسيد و فرمود : اين دستي است كه آتش جهنم او را لمس نخواهد كرد.
وقتي ابعاد گوناگون شخصيتي همچون حضرت علي (ع) را مورد مطالعه و بررسي قرار مي دهيم مي بينيم كه ايشان در عين حال كه زاهد ترين فرد زمان خود است فعال ترين آن ها نيز هست. امام موسي ابن جعفر (ع) به يكي از يارانش كه كاسب و فروشنده بود فرمود «صبح زود به عزت و سربلندي خود بشتاب » منظور آن حضرت همان كسب و تجارت است.عزت انسان در سايه تلاش او در جهت توليد به دست مي آيد. از اين رو پيشوايان معصوم (ع)با تمام مشكلات و مسئوليت هاي طاقت فرساي اجتماعي،سياسي و فرهنگي در عرصه كار و تلاش هاي اقتصادي كوشا و فعال بودند و در كنار كارگران و غلامان به كار و توليد مي پرداختند.





[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:21 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

گرفتن حق ضعیف:
مردم، به خدا سوگند که بی‌گمان کسی از شما نزد من قوی‌تر از ضعیف نیست تا حقش را بگیرم و کسی نزد من ضعیف‌تر از قوی نیست تا حق [دیگران] را از او بستانم. الکامل فی اللغه و الادب؛ ج1، ص 8.

دوری از ضعیف نشان دادن خود، در نزد دشمنان:
ای علی! اگر[ناچار شوم] دست خود را تا آرنج د ردهان اژدها فرو برم، این عمل نزد من خوش‌تر است از این که، از کسی که چیزی نبوده و دارا شده است، چیزی را درخواست کنم. من لایحضره‌الفقیه، چاپ دوم، انتشارات جامعه مدرسین قم، ج4، ص 373.

پرهیز از خواری در برابر دشمنان:
رسول خدا(ص) در تمام دوران رسالت خود تلاش کرد تا صورت‌های مختلف استرحام(ترحم طلبیدن از غیر) را از روابط اجتماعی بزداید و جامعه ای سربلند و ارجمند برپا سازد. آن حضرت به پیروان خود می‌آموخت که با سربلندی و ارجمندی زیست کنند و آنان را در این جهت تربیت می‌نمود. عالم ربانی، احمد بن فهد حلی، نقل کرده است که روزی پیامبر اکرم(ص) به اصحاب خود فرمود: «الا تبایعونی»(آیا با من مبایعت نمی‌‌کنید؟) گفتند: ما با شما مبایعت کردیم. فرمود:‌«تبایعونی علی ان لا تسألوا الناس شیئا» (مبایعت کنید مرا در این که از مردمان چیزی خواهش نکنید) و پس از آن اگر از دست کسی تازیانه می‌افتاد، خود فرومی‌آمد و آن را برمی‌داشت و به کسی نمی‌گفت آن را به من بده. عده‌الداعی و نجاح‌الساعی دارالکتاب الاسلامی، بیروت، 1407 ق، صص 99-100.

 دست خدا:
«الا یدی ثلاث: فیدالله العلیا و یدالمعطی التی یلیها و یدالسائل اسفلی الی یوم القیامه، فاستعفف عن السؤال مااستطعت» دست‌ها سه تاست: دست خدا که بالاتر است و دست دهنده که پس از آن است و دست خواهش‌کننده که تا روز قیامت پایین‌تر است، پس تا می‌توانی از خواهش کردن [و اظهار نیاز نمودن] خودداری کن. تاریخ یعقوبی، ج2، ص 67

فزونخواهی اطرافیان:
از لوازم مدیریت صحیح، بستن راه‌های سوءاستفاده از هر طرف به ویژه از جانب اطرافیان و وابستگان است. طبع عافیت طلب و فزونخواه آدمی در مرتبه اسفل‌سافلین میل به «سخره» دارد. این که دیگران را در جهت مطامع خود به کار گیرد و همه چیز را به خود و اطرافیان و وابستگان خود اختصاص دهد و خودکامگی نماید و این امر در همه تاریخ از اسباب سقوط و هلاکت زمامداران و دولت‌ها بوده است. تحف‌العقول، ص 19، احیاءالعلوم، ج2، ص 330.

فزونخواهی اطرافیان:
کسی که در رأس امور قرار می‌گیرد، هر چند که خود، انسانی وارسته باشد و اهل سوءاستفاده و ستم و تعدی نباشد، اما خواه ناخواه اطرافیان و وابستگانی دارد که ممکن است بخواهند از مقام و قدرت او سوءاستفاده کنند و به امتیازها و امکاناتی بیش‌تر از دیگران و خلاف مصالح عمومی دست یابند. ممکن است از وی انتظارهایی داشته باشند که تن دادن به آن انتظارها به منزله زیر پا گذاشتن حدود الهی و منافع عمومی باشد. حق، آن است که از همان ابتدا، باید این گونه انتظارها و امتیازطلبی‌ها را قطع کرد و چنین راهی را سد نمود.  آیین کشورداری از دیدگاه امام علی(ع)، تقریر و تنظیم: حسین کریمی، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1366.ش، ص184-185.

مال حلال:
هر کس از دسترنج خویش خورد، خداوند به او نظر رحمت کند و هیچگاه او را عذاب نخواهد کرد. مستدرک الوسائل، ج2، ص 417

مال حلال:
هر کس از دسترنج خویش خورد، روز قیامت در کنار انبیاء باشد و از ثواب آنان برخوردار خواهد شد. مستدرک الوسائل، ج2، ص 417

مال حلال:
آنکه از دسترنج خویش مال حلال خورد، درهای بهشت به روی او باز شود و از هر دری که بخواهد، وارد خواهد شد. مستدرک الوسائل، ج2، ص 417

وصیت به تجار و بازرگانان:
ای گروه تجار و بازرگانان! مواظب و مراقب باشید همه تاجران و بازرگانان، روز قیامت، به عنوان فاجر و بدکار برانگیخته می‌شوند مگر آن بازرگانانی که حدود خدا را رعایت کنند و پرهیزکار و نیکوکار و راستگو باشند. میزان‌الحکمه، ج1، ص 528

 نهی از احتکار :
از پیامبر اکرم (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) نقل شده است:‌ رونق‌دهنده بازار مسلمین با جلب اجناس، روزی بسیاری دارد ولی محتکر، محروم خواهد بود. هرکه نسبت به مسلمانان موادغذائی را احتکار نماید، خداوند او را به فقر و جذام مبتلا می‌سازد. (جامع‌الاصول ج1، ص594)

نهی از احتکار:
در بازار ما مسلمین، شخصی که جنس مورد نیاز مردم را احتکار نماید، همچون کافر به کتاب خدا می‌باشد. میزان‌الحکمه، ج2، ص 487

نهی از احتکار :
 
رسول خدا (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: هرکس گندم را (یا موادغذایی دیگر در روایت آمده) چهل روز احتکار نماید برای اینکه قیمتش بالا برود، چنین شخصی از خدای روگردان و خداوند هم از او بیزار است.  (بحارالانوار، ج62، ص292)

نهی از ربا :
 
از پیامبر اکرم(صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) نقل شده که فرمودند: همانا ترسناک‌ترین چیزی که درباره امت خود از آن بیم دارد کسب‌های حرام و آلوده و شهوت پنهان و گرفتار شدن به ربا می‌باشد.  (وسائل الشیعه، کتاب التجاره، ص52) 

مال حلال :
پیامبر اعظم (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: آنکه از دسترنج خویش، مال حلال خورد، درهای بهشت به روی او باز شود و از هر دری که بخواهد، وارد خواهد شد و خداوند به او نظر رحمت کند و هیچگاه او را عذاب نخواهد کرد. (مستدرک الوسائل ج2، ص417)

آداب خرید و فروش :

رسول خدا(صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: چهار چیز اگر در کسی باشد کسب و تجارت او پاکیزه و حلال است:
1. هنگامی که کالائی می‌خرد عیب روی آن نگذارد و مذمت آن جنس را نکند.
2. هنگامی که چیزی می‌فروشد تعریف و تمجید ننماید.
3. عیب کالا را نپوشاند و یا کاری نکند که خریدار فریب بخورد.
4. در بین خرید و فروش قسم و سوگند نخورد (چیزی که الان رواج پیدا کرده که هم خریدار و هم فروشنده در معاملات خود قسم‌های زیادی بر زبان جاری می‌کنند، از این عمل پرهیز نماید.) (وسائل الشیعه، ج12، ص285)




[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 5:12 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

بیکاری نه تنها ضربه اقتصادی به فرد و جامعه میزند، بلکه ضرر و خطر بزرگ‌تر آن متوجه آسیب‌های روحی و روانی فرد می‌شود، زیرا انسان را از لحاظ حیثیّت و شخصیّت واقعی تنزّل می‌دهد و او را از خوشبختی و سعادت محروم می‌سازد.

در مکتب حیات بخش اسلام انسانی که صاحب حرفه است و از دست رنج خود مخارج خانواده‌اش را تأمین می‌کند، جایگاه والایی دارد: «انّ اللّه یحبّ المحترف الامین»5 و بر عکس آن کسی که توان کار کردن دارد و مخارج خود را بر دیگری تحمیل می‌کند، ملعون خوانده می‌شود.

رسول گرامی اسلام(ص) در گفتاری حکیمانه افراد تنبل را مورد نکوهش و سرزنش قرار داده و می‌فرماید: «ملعونٌ ملعونٌ من القی کلّه علی النّاس ملعونٌ ملعونٌ من ضیّع من یعول؛ 6

ملعون است ملعون است! کسی که بار زندگی خود را به گردن مردم بیندازد. ملعون است ملعون است! کسی که خانواده‌اش را در اثر ندادن نفقه ضایع و تباه کند.»

امام محمد باقر(ع) در نکوهش بیکاری و تنبلی می‌فرماید: «ایّاک و الکسل و الضجر فانّهما مفتاح کلّ شرّ من کسل لم یؤدّ حقّاً و من ضجر لم یصبر علی حقٍّ؛ 7

بپرهیز از کاهلی و افسردگی، زیرا این دو کلید تمام بدی‌هاست. آدم تنبل حقّش را نمی‌تواند به دست آورد و آدم افسرده حال نمی‌تواند در کار حق بردباری ورزد.»

آن بزرگوار باز هم در مذمّت تنبلی خاطرنشان نموده‌اند که: «انّی لابغض الرّجل ان یکون کسلان عن امر دنیاه و من کسل عن امر دنیاه فهو عن امر آخرته اکسل؛8

همانا من دشمن می‌دارم فردی را که در کارهای خوب زندگی دنیوی‌اش تنبل است؛ زیرا هر کس در کار دنیوی کاهلی کند، نسبت به کار آخرتش کاهل‌تر خواهد بود.»

امام محمد باقر (ع) در نکوهش بیکاری و تنبلی می‌فرماید: «ایّاک و الکسل و الضجر فانّهما مفتاح کلّ شرّ من کسل لم یؤدّ حقّاً و من ضجر لم یصبر علی حقٍّ؛

به پرهیز از کاهلی و افسردگی، زیرا این دو کلید تمام بدی‌هاست. آدم تنبل حقّش را نمی‌تواند به دست آورد و آدم افسرده حال نمی‌تواند در کار حق بردباری ورزد»




[ یک شنبه 11 اردیبهشت 1390  ] [ 8:02 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0


پیامبر (ص) :

مَنِ اقْتَصَدَ اَغْناهُ اللّه‏ُ وَ مَنْ بَذَّرَ اَفْقَرَهُ اللّه‏ُ وَ مَنْ تَواضَعَ رَفَعَهُ اللّه‏ُ وَ مَنْ تَجَبَّرَ قَصَمَهُ اللّه‏ُ؛

هر كس ميانه‏روى كند، خداوند بى‏نيازش سازد و هر كس ريخت و پاش نمايد، خداوند نادارش كند، هر كس فروتنى پيشه كند، خداوند بلندش نمايد و هر كس بزرگى كند، خداوند خُردش نمايد.

كافى، ج 4 ، ص 95، ح 1




[ سه شنبه 30 فروردین 1390  ] [ 9:12 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

امام هادی (علیه السلام) :

اِنَّ الحَرامَ لا يَنمى وَ اِن نَمى لا يُبارَكُ لَهُ فيهِ وَ ما اَنفَقَهُ لَم يُؤجَر عَلَيهِ وَ ما خَلَّـفَهُ كانَ زادَهُ اِلَى النّارِ؛
به راستى كه حرام، افزايش نمى‏يابد و اگر افزايش يابد، بركتى ندارد و اگر انفاق شود، پاداشى ندارد و اگر بماند، توشه‏اى به سوى آتش خواهد بود.

كافى، ج 5، ص 125، ح 7

حضرت زهرا (سلام الله علیها) :

حُبِّبَ اِلَیَّ مِن دُنیاکم ثَلاثٌ: تَلاوَةُ کِتابِ اللهِ وَ النَّظَرُ فی وَجهِ رَسولِ وَ الانفاقُ فی سَبیلِ اللهِ؛
از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا.

وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295

امام صادق(علیه السلام ) :

ثَلاثٌ مَنْ اَتَى اللّه‏َ بِواحِدَةٍ مِنْهُنَّ اَوْجَبَ اللّه‏ُ لَهُ الْجَنَّةَ: اَلاِْنْفاقُ مِنْ اِقْتارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَميعِ الْعالَمِ وَ الاِْنْصافُ مِنْ نَفْسِهِ؛

هر كس يكى از اين كارها را به درگاه خدا ببرد، خداوند بهشت را براى او واجب مى‏گرداند: انفاق در تنگدستى، گشاده‏رويى با همگان و رفتار منصفانه.

نهج الفصاحه، ح 1281




[ سه شنبه 30 فروردین 1390  ] [ 9:10 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

امام علی(علیه السلام) :

اَطيَبُ العَيشِ القَناعَةُ؛

خوش‏ترين زندگى، زندگى با قناعت است.

غررالحكم، ح 2918

مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الكَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الراحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَةِ؛

هر كس به مقدار كفايت، قناعت كند، آسايش مى‏يابد و براى خويش زمينه گشايش فراهم مى‏كند.

نهج البلاغه، حكمت 377

مِن شَرَفِ الهِمَّةِ لُزومِ القِناعَةِ؛
پايبندى به قناعت، از والايى همّت است.

غررالحكم، ج6، ص44، ح9435

امام صادق (علیه السلام):

حُرِمَ الحَريصُ خَصلَتَينِ وَلَزِمَتهُ خَصلَتانِ: حُرِمَ القَناعَةَ فَافتَقَدَ الرّاحَةَ وَحُرِمَ الرِّضا فَافتَقَدَ اليَقينَ؛
حريص از دو خصلت محروم شده و در نتيجه دو خصلت را با خود دارد: از قناعت محروم است و در نتيجه آسايش را از دست داده است، از راضى بودن محروم است و در نتيجه يقين را از دست داده است.

غررالحكم، ج3، ص330، ح4634

اِنَّ صاحِبَ الدّينِ فَكَّرَ فَـعَـلَـتْهُ السَّكينَةُ وَ اسْتَـكانَ فَـتَواضَعَ وَ قَنِعَ فَاسْتَغْنى وَ رَضىَ بِما اُعْطىَ وَ انْفَرَدَ فَكُفىَ الاِْخْوانَ وَ رَفَضَ الشَّهَواتِ فَصارَ حُرّا وَ خَلَعَ الدُّنْيا فَتَحامَى الشُّرورَ وَ اطَّرَحَ الْحَسَدَ فَظَهَرتِ الْمَحَبَّةُ وَ لَمْ يُخِفِ النّاسَ فَـلَـمْ يَخَفْهُمْ وَ لَمْ يُذْنِبْ اِلَيْهِمْ فَسَلِمَ مِنْهُمْ وَ سَخَتْ نَفْسُهُ عَنْ كُلِّ شَى‏ءٍ ففازَ وَ اسْتَكْمَلَ الْفَضْلَ وَ اَبْصَرَ العافيَةَ فَاَمِنَ النَّدامَةَ؛

آدم دين‏دار چون مى‏انديشد، آرامش بر جان او حاكم است. چون خضوع مى‏كند متواضع است. چون قناعت مى‏كند، بى‏نياز است. به آنچه داده شده خشنود است. چون تنهايى را برگزيده از دوستان بى‏نياز است. چون هوا و هوس را رها كرده آزاد است. چون دنيا را فرو گذارده از بدى‏ها و گزندهاى آن در امان است. چون حسادت را دور افكنده محبتش آشكار است.مردم را نمى‏ترساند پس از آنان نمى‏هراسد و به آنان تجاوز نمى‏كند پس از گزندشان در امان است. به هيچ چيز دل نمى‏بندد پس به رستگارى و كمال فضيلت دست مى‏يابد و عافيت را به ديده بصيرت مى‏نگرد پس كارش به پشيمانى نمى‏كِشد.

امالى مفيد، ص 52، ح 14

امام على عليه السلام :
اِنتَقِم مِنَ الحِرصِ بِالقَناعَةِ كَما تَنتَقِمُ مِنَ العَدُوِّ بِالقِصاصِ؛
از حرص، با قناعت انتقام بگير، چنان كه با قصاص از دشمن انتقام مى گيرى.

كافى، ج2، ص138، ح3

لَو لاخَمسُ خِصالٍ لَصارَ النّاسُ كُلُّهُم صالِحينَ: أوَّلُهَا القَناعَةُ بِالجَهلِ، الحِرصُ عَلَى الدُّنيا، وَالشُّحُّ بِالفَضلِ، وَالرِّياءُ فِى العَمَلِ وَالعجابُ بِالرَّىِ؛
اگر پنج خصلت نبود، همه مردم جزوِ صالحان مى شدند: قانع بودن به نادانى، حرص به دنيا، بخل ورزى به زيادى، رياكارى در عمل، و خود رأيى.

غررالحكم، ج2، ص451، ح3260

مَنِ اقْتَصَرَ عَلى بُلْغَةِ الْكَفافِ فَقَدِ انْتَظَـمَ الرّاحَةَ وَ تَبَوَّاَ خَفْضَ الدَّعَةِ؛

هر كس به اندازه‏اى كه او را كفايت مى‏كند، قناعت كند، به آسايش و نظم مى‏رسد و در آسودگى و رفاه منزل مى‏گيرد.

نهج البلاغه، حكمت 371




[ سه شنبه 30 فروردین 1390  ] [ 9:07 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

امام على عليه السلام:

اَلسَّخاءُ يُكسِبُ المَحَبَّةَ وَيُزَيِّنُ الخلاقَ؛
سخاوت، محبّت آور و زينت اخلاق است.

غررالحكم، ج2، ص10، ح1600

رسول اكرم صلی الله علیه و آله :

اَلسَّخىُّ قَريبٌ مِنَ اللّه  ، قَريبٌ مِنَ النّاسِ ، قَريبٌ مِنَ الجَنَّةِ؛
سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزديك است.

بحارالأنوار، ج73، ص308، ح37

طَعامُ السَّخىِّ دَواءٌ وطَعامُ الشَّحيحِ داءٌ؛
غذاى سخاوتمند، داروست و غذاى بخيل، درد.

بحارالأنوار، ج71، ص357، ح22




[ سه شنبه 23 فروردین 1390  ] [ 5:06 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

امام صادق عليه‏السلام :

إِنَّ السَّرَفَ يورِثُ الفَقرَ وَإِنَّ القَصدَ يورِثُ الغِنى؛
اسراف باعث فقر و ميانه روى موجب بى نيازى مى شود.

وسائل الشيعه، ج15، ص258، ح8

لَيسَ فيما أَصلَحَ البَدَنَ إِسرافٌ... إِنَّما السرافُ فيما أَتلَفَ المالَ وَأَضَرَّ بِالبَدَنِ؛
در آنچه بدن را سالم نگه مى‏دارد اسراف نيست بلكه اسراف در چيزهايى است كه مال را از بين ببرد و به بدن صدمه بزند.

بحارالأنوار، ج75، ص303، ح6

 

لِلمُسرِفِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَشتَرى مالَيسَ لَهُ وَيَلبِسُ ما لَيسَ لَهُ وَيَكُلُ ما لَيسَ لَهُ؛
اسراف كننده سه نشانه دارد: آنچه در شأنش نيست خريدارى مى‏كند، آنچه در شأنش نيست مى‏پوشد و آنچه در شأنش نيست مى‏خورد.

تفسير نورالثقلين، ج1، ص772، ح313

 




[ سه شنبه 23 فروردین 1390  ] [ 5:05 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
پيامبر (ص) فرمودند:

اَلبَيِّعانِ بِالخيارِ ما لَم يَتَفَرَّقا ـ او قال: حَتّى يَتَفَرَّقا ـ فَاِن صَدَقا وَ بَيَّنا بورِكَ لَهُما فى بَيعِهِما وَ اِن كَـتَما وَ كَذِبا مُحِقَت بَرَكَةُ بَيعِهِما؛
خريدار و فروشنده، تا از يكديگر جدا نشده‏اند، اختيار [فسخ معامله را] دارند. اگر راست بگويند و [عيب را] آشكار بگويند، داد و ستد براى هر دو، بركت خواهد داشت، و اگر [عيب را] بپوشانند و دروغ بگويند بركت دادوستدشان خواهد رفت.

صحيح بخارى، ج 3، ص 10




[ سه شنبه 23 فروردین 1390  ] [ 5:03 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541532 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید