نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

تئوريهاي كلاسيك و نئوكلاسيك از جهات متهدد در دو قطب مخالف قرار دارند. عواملي كه از نظر يكي حساس و خطير است در نظر ديگري قابل اهميت نيست. ولي هر دو مكتب در يك مورد اتفاق نظر دارند و آن اين كه «عقلايي بودن عملكرد سازمان،‌ انسان را به خوشبختي مي‌رساند.» منتهي هر كدام راهاي خوشبختي انسان را از ديدگاه خود ديده اند. تئوري كلاسيك با فرض انسان اقتصادي،‌ خوشبختي انسان را در انگيزش مادي يافته است در حاليكه تئوري نئوكلاسيك خشنودي بشر را در مفاهيم و نيازهاي اجتماعي جستجو مي كند، بايد دانست كه تئوري نئوكلاسيك تئوري كلاسيك را نفي نمي كند بلكه تغييراتي را در جهت تكامل در آن داده و ابعادي به آن اضافه كرده است.مكتب نئوكلاسيك با تاكيد بر جنبه هاي رفتاري و رواني و سعي در شناخت عوامل كيفي و احساسي فرد، نقص مكتب كلاسيك را كه از معنويت انسان بسيار دور بود جبران كرد. نئوكلاسيكها واحد جديدي را براي تجزيه و تحليل بررسي هاي سازماني معرفي كردند و آن عبارت است از: فرد شاغل، گروه كاري، قبل از آن، كلاسيك‌ها سازمان و فعاليت آن را واحدي براي تجزيه و تحليل به شمار آوردند و بهينه سازي مجموعه سازمان مورد نظر آنان بود.تئوري نئوكلاسيك اصولا بر پايه موفقيتها و شكستهاي نظريه كلاسيك بنا شده است. تئوري كلاسيك طرح اوليه سازمان را فراهم آورد و تئور نئوكلاسيك آن طرح را تكامل بخشيد. نئوكلاسيك با اصلاح ساختارهاي عقلايي، غير شخصي،‌خشك بي روح كلاسيك و توجه به فرد به عنوان انساني با احساس و داراي تأثير پذيريهايي اجتماعي كه عملكردش را تحت الشعاع قرار مي دهد،‌ معيار هاي قابل قبولي ايجاد كرده است..(كوهستاني و ديگران،1379،ص79).

مطالعات هاثورن آغاز نهضت روابط انساني با انجام مطالعات هاثورن شناخته مي شود. اين مطالعات در كارخانه هاثورن وابسته به شركت وسترن الكتريك واقع در شهر شيكاگو آمريكا از سال 1927 تا 1932 بوسيله گروهي به سرپرستي التون مايو و با همكاري دو نفر ديگر از دانشمندان به نامهاي روتليسبر گروديكسون انجام گرفت به نتايج و يافته هاي غير منتظره منتهي گرديد. البته عده اي معتقدند كه در اصل پيدايش مكتب روابط انساني به وسيله التون مايو و دستيارانش اتفاقي بود! چرا كه وي و دستيارانش در ابتدا قصد نداشتند آزمايشاتي براي پيدا كردن روابط غيررسمي و سازمان غيررسمي و اهميت آن در سازمان رسمي انجام دهند، بلكه حسب اتفاق و در حين تحقيق علمي تجربي بر روي تأثير عوامل فيزيكي و مادي بر افزايش كارآيي در حمايت از مديريت علمي (تيلوريسم) به اين دستاورد عظيم جهاني رسيدند (سيدعلي اكبرافجه، ۱۳۸۰).

ادامه مطلب...


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:10 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 1

1. در دورانی که آدمی از خویش به خویش(!) پناه می برد و طاغوتیان بر طبل توخالی لیبرالیسم و کمونیسم می کوبند و در بهترین حالتش دین را برای آخرتی می دانند که به آن ایمان ندارند! و تنها خدایشان دلار و یورو است و نبضشان با قیمت ارز جابجا و فشار خونشان با قیمت نفت تنظیم می-شود! ایران می خواهد اسلامی باشد و البته هر آن کسی که هنوز فطرتش میان نور و ظلمت تفاوتی قائل شود، فارغ از اینکه از کدام دین و نژاد و ملت باشد بر سربلندی ایران اسلامی صحه می گذارد و البته «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه»

2. در سالی که همگان فکر می کردند بنا به فراخور حوادث منطقه، به سال «بیداری اسلامی» نامگذاری شود، ایشان حوادث منطقه را طبیعی تلقی نموده و موفقیت آن را قطعی دانسته اند و با مطرح کردن سال «جهاد اقتصادی» بر لزوم نشان دادن کارایی نظام جمهوری اسلامی به عنوان الگوی واقعی مردم سالاری دینی تاکید کردند، به عبارت دیگر آرایش موجود در منطقه که بی شک تحت تاثیر انقلاب اسلامی ایران است نیازمند الگویی در اداره امور است که جمهوری اسلامی می تواند چنین الگویی را به جهانیان نشان دهد و میخ آخر را بر تابوت افسانه «دین افیون توده هاست» بکوبد! و زنگارها را از دل ها بشوید و بگوید انگار هنوز خدا نمرده است!

3. جهادی که باید اقتصادی باشد، نیازمند اقتصادی جهادی است، بحران های اخیر ثابت کرده اند که دیگر  نسخه های گوناگون «کینز» و «مارکس» و «فریدمن» بر جسم بیمار انسان امروز افاقه نمی کند و نیازمند نسخه ای هستیم از طبیبی حبیب که البته نامش دوا و ذکرش شفاست! اسلام را پیامی است جاودانه که آدمی تا به طوع و رغبت به آن روی نگرداند و دل از غیر نشوید، مسیر سعادتش به ترکستان است. آری، جهادی که باید اقتصادی باشد، نیازمند اقتصادی جهادی است و البته جهاد در راه خدا، دری از درهای بهشت است که خداوند جز بر اولیای خاصه اش نمی گشاید.

4. نامگذاری سال جدید، نشان از آن دارد که دیگر باید اسلام را جهانی دانست و اداره جهان الگوی عینی می خواهد، آری باید با کار و همتی مضاعف، به پیش تاخت، اسلام دارد دنیا را فرا می گیرد، و انقلاب خمینی کبیر سنگرهای کلیدی را فتح کرده است، الگوی جهانی اسلام نیازمند جهانی شدن است، آری باید انقلاب را صادر کرد و این بار «صدور اقتصاد انقلابی»



[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:08 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

زنان و مردان ايرانيشايد به دليل دلايل ويژه – بيشتر از شهروندان ساير جامعه‌ها به رويدادهاي سياسي داخلي و مسائل پيرامون مجادله ميان سياستمداران علاقه‌مند باشنداما آنها نيز همانند ديگر مردم دنيا بيشتر از هر چيز به كسب‌و‌كار، معيشت و شغل امروز و فرداي خود و فرزندانشان مي‌انديشند.آنها از نهادهاي قدرت به ويژه دولت كه ميلياردها دلار از درآمد مردم ناشي از فروش نفت و ساير ثروت‌هاي طبيعي و اقتصادي را در دست دارد،‌ انتظار دارند به‌گونه‌اي عمل كند كه دلشوره‌ها كم و كمتر شود. اين خواسته حق شهروندان است و درباره آنها نمي‌توان اما و اگرهاي غيرمنطقي و غيراصولي پيش كشيد. دولت‌هاي ايران از جمله دولت فعلي، به گرايش‌هاي سياسي گوناگون و علاقه‌ها و خواست‌هايي كه دارند، تلاش كرده و مي‌كنند كه در برابر مطالبات بر حق شهروندان، پاسخگو باشند و هرچند گاه يك بار نيز با ارائه كارنامه‌هاي خود يادآور مي‌شوند كه در اين مسير كامياب بوده‌اند. اين روزها اما در كنار برخي مجادله‌هاي سياسي كه آشكار شده است و نمي‌توان از كنار آنها عبور كرد و آنها را ناديده انگاشت، خبرهاي نه‌چندان خوشحال‌كننده‌اي از كسب‌و‌كار ايرانيان نيز منتشر مي‌شود كه بايد نسبت به پيامدهاي اين وضعيت، چاره‌اي انديشيد. در حالي كه براساس آخرين گزارش‌هاي ارائه‌شده از طرف رييس‌كل بانك مركزي 43 هزار ميليارد تومان از منابع بانكي در اختيار كساني است كه در پرداخت بدهي خود تعلل دارند، آمار چك‌هاي برگشتي نيز روندي فزاينده را تجربه مي‌كند. اين مساله دوم آن قدر اهميت داشته است كه محمد نهاونديان، رييس اتاق بازرگاني و صنايع‌و‌معادن ايران آن را نگران‌كننده مي‌خواند. آمارهاي ارائه‌شده حاكي است ارزش چك‌هاي برگشتي در 4 ماه نخست امسال به 8 هزار ميليارد ريال رسيده و نسبت چك‌هاي برگشتي به كل اسناد مبادله‌شده نيز به 4/12 درصد افزايش يافته است. اين ارقام در حالي ارائه مي‌شود كه رشد توليد ناخالص داخلي نيز در دو سال گذشته روندي كاهنده را تجربه كرده است؛ اين در حالي است كه درآمدهاي ارزي به بالاترين حد رسيده و انتظار مي‌رفت كه رشد اقتصادي افزايش يابد. از طرف ديگر، نرخ بيكاري نيز به حدود 15 درصد رسيده و برخي آمارها از نرخ بيكاري 25 درصد در ميان جوانان خبر مي‌دهند.
در چنين شرايطي، به نظر مي‌رسد اهميت دادن سياستمداران و مسوولان گوناگون به امور سياسي و غفلت نسبي از مسائل كسب‌و‌كار و شغل و معيشت مردم موجب تعجب مي‌شود. در شرايطي كه قرار است ماراتن‌ هدفمند كردن يارانه‌ها به زودي اجرا شود و خانواده‌ها پرسش‌هاي پرشماري دارند، پررنگ شدن برخي اختلاف‌هاي سياسي آيا نبايد موجب حيرت شود؟ دولت، مجلس و ساير نهادهاي قدرت، اين روزها بايد بيش از هميشه درباره رزق و روزي و شغل مردم به شكل شفاف و روشن و خالي از ابهام سخن بگويند.فعاليت سياسي شايد جذاب و ضروري باشد، اما حتما اهميت آن بيشتر از مسائل اقتصادي نيست. اين تجربه جامعه بشري است و بايد آن را باور كرد.

محمد صادق جنان صفت




[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:06 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

وضعی که اکنون با ارقام فعلي رشد اقتصادی - به‌زعم کارشناسان که آمار رسمی وجود ندارد - و نرخ بیکاری، به‌رغم درآمد سرشار نفتی چندان مساعد نمي‌نمايد و ضرورت تصميمات جهادگونه به همين موضوع برمي‌گردد.
آنچه عیان است اين است که دیگر نمی‌توان بدین شکل ادامه داد و واژه جهاد نیز دقیقا بدین معناست که باید روند کنونی را دچار دگرگونی عظیمی کرد. اینکه هنوز درآمد واقعی سرانه ایرانیان نسبت به رقباي منطقه‌اي در سطح قابل‌قبولي نيست، بسیار دردآور است و خود نشان‌دهنده آن است که دستاوردها خودشان را بروز نداده‌اند و این به‌درستی نیازمند جهاد اقتصادی است. جهاد اقتصادی که البته در طول یک سال نتیجه نمی‌دهد، ولی می‌تواند سرآغازی باشد برای دگرگونی مبارکی که اقتصاد ایران را حداقل به درصدی معنی‌دار از اهداف سند چشم‌انداز نزدیک کند؛ اما جهاد در اقتصاد چگونه ممکن است؟
تغییر روند کنونی میسر نیست مگر آنکه بدین نقطه برسیم که جهاد اقتصادی، ابتدا نیازمند جهاد فکری و درونی است. اگر آنچه حادث شده است را آن چنان رضایت‌بخش نمی‌دانیم و قصد جهاد در آن را داریم، غیر از این نیست که باید در جهت‌گیری، نگرش و عملکرد خود، جهادی صورت دهیم. سیاست‌گذاران وقتی می‌توانند روندهای کنونی را به شکلی ملموس تغییر دهند که الگوهای عملی خود را در ارتباط با زیرمجموعه‌های مختلف اقتصاد مورد بازبینی قرار دهند و در این بازبینی، راهنمایی وجود ندارد جز بازگشت به پایه‌های علمی مورد اجماع و فارغ شدن از مصلحت‌های غیرعلمی که بر بدنه تصمیم گیری کشور فشار می‌آورد. شاید بتوان گفت که در طرح هدفمند شدن یارانه‌ها، چنین رویکردی اتخاذ شد و انتظار آن است که در حوزه‌های دیگر نیز چنین شود. نمی‌توان تنها در یک حوزه بر بازار و قیمت واقعی تاکید داشت و دیگر حوزه‌ها را نادیده گرفت که این ناهماهنگی خود ایجادکننده خسران برای اقتصاد ملی است. از تجارت خارجی تا بازار سرمایه باید بندها و دخالت‌های دولتی و آثار تصمیم‌های سیاسی برداشته شود.
آری این جهاد اقتصادی تنها نیازمند بازیگران و تصمیم‌سازان اقتصادی نیست و ای بسا مسوولیت دیگر نهادهای غیراقتصادی بیشتر است. این نهادها هستند که باید آسودگی دوباره را به سیاست‌گذاران اقتصادی بازگردانند و دغدغه آنان را از یافتن باقیمانده راه‌ها برای تحقق معمولی‌ترین روابط با محیط بین‌الملل به ایجاد استراتژی‌های رشد و توسعه، تغییر دهند.
دنیای امروز سخت به استقبال پیشرفت هر یک از اقتصادهای جهان می‌رود؛ زیرا رشد اقتصادی یک کشور به اقتصاد جهانی کمک می‌کند و این منطق اقتصاد بازار است و اگر این اقتصاد به بزرگی ایران باشد که به طور بالقوه قابلیت تاثیرگذاری بیشتری بر اقتصاد جهانی دارد، این استقبال بی‌تردید پررنگ‌تر است؛ اما همه چیز در دست ماست.
جهاد اقتصادی از جهاد فکری و علمی آغاز می‌شود و جهاد فكري نيز از تاملي دقيق در رويكردهاي ناكارآمد گذشته و رجوع به انباشت علمي و تجربي كارنامه‌هاي موفق آغاز مي‌شود. فراموش نكنيم كه براي گام نهادن در اين مسير نيازمند يك بسته فكري منسجم و داراي سازگاري دروني هستيم، آيا مقدمات ذهني چنين بسته فكري فراهم است؟

پویا جبل عاملی




[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:04 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

تذكر سه‌باره عالي‌ترين مقام جمهوري اسلامي در باب توجه به مسائل اقتصادي، گوياي حقايقي درباره حال و آينده كشور است كه به توجه و مداقه‌اي فراتر از نقل صوري آن در محافل و سخنراني‌ها نياز دارد. ايران با پشت‌سر گذاشتن پاره‌اي وقايع ناگوار داخلي و تشديد فشارهاي خارجي در سال‌هاي اخير، اكنون به بازسازي كاركردهاي اقتصادي، بازآفريني روش‌هاي اجرايي و بازخواني مفاهيم قانوني در باب اقتصاد نياز دارد. لفظ و معناي «جهاد» در فرهنگ و فقه اسلامي، به ويژه در ادبيات علماي شيعه كاملا روشن است و اشاره به جهد و كوشش براي غلبه بر دشواري‌ها، دفع مفاسد و اسكان حقايق دارد كه وجه نهايي آن حرب براي اسقاط كفر است. ماهيت فعاليت اقتصادي به‌گونه‌اي است كه قهرا كاربرد مفهوم «جهاد» درباره آن، ناظر به معناي اول؛ يعني جدوجهد و اهتمام مضاعف براي رتق و فتق امور است. اين سعي بليغ نيز لاجرم محصور در مصاديق اقتصادي مشخص و قابل احصا است. اقتصاد ايران در روزگار كنوني چند مساله اصلي دارد كه تمركز مجدانه برآنها مي‌تواند از مصاديق جهاد اقتصادي باشد.
در وهله نخست، بودجه سال 1390 دولت قرار دارد كه به دلايلي در سال گذشته تصويب نشد و اكنون به سعي بيشتر مجلس نياز دارد. پس از اين كار فوري، آنچه كه به جهد اقتصادي نياز دارد، مراعات و اجراي اسناد بالا دستي به ويژه سند چشم‌انداز است كه آرام‌آرام به سال هدفگذاري آن؛ يعني سال 1404 نزديك مي‌شويم. قرار است در آن سال با اجراي مفاد سند چشم‌انداز، ايران به كشور اول منطقه تبديل شود و 14 سال فرصتي است كه چونان برق مي‌گذرد و جاماندگي‌هاي فعلي كشور در زمينه اجراي سند چشم‌انداز به تلاش جهادگونه نياز دارد. موضوع ديگر كه براي اقتصاد ايران اهميت حياتي دارد، اجراي ابلاغيه مقام معظم رهبري درباره اصل 44 قانون اساسي و قوانين مرتبط با آن و از جمله لايحه هدفمندسازي يارانه‌‌ها است. كار عظيمي كه نظام در زمينه منطقي كردن پرداخت يارانه‌ها آغاز كرده، ملحقات و لوازمي ديگر مانند تسهيل سرمايه‌گذاري و آزادسازي اقتصادي دارد كه حتما از مصاديق جهاد اقتصادي است. مقررات‌زدايي و حذف مقررات دست‌و‌پاگير در فعاليت‌هاي اقتصادي و مالي و اخذ مجوزها، موضوع ديگر است. ايجاد تحرك اقتصادي از طريق واقعي كردن نرخ سود تسهيلات بانكي و نرخ ارز براي خارج كردن توليدكنندگان و صادركنندگان از تنگناهاي ديرپا از مهم‌ترين مسائل بر زمين مانده اقتصاد ايران است.
رفع اين موانع هم زمينه‌ساز افزايش رشد اقتصادي و هم اسباب اشتغالزايي و گسترش رفاه عمومي است كه مي‌تواند و بايد ذيل جهاد اقتصادي قرار گيرد. بسيج نخبگان و كارشناسان و اقتصاددانان و بازتر شدن گستره مشورت‌پذيري دولت نيز از اقدام‌هاي نرم‌افزاري لازم و حياتي است كه هم موضوع جهاد اقتصادي و هم تسهيل‌كننده راه آن است. اين اقدام‌ها و كارهاي مشابه آنها موجب هم‌افزايي نيروها، تلفيق توانايي‌ها، همنشيني تجربه‌ها و مآلا بسيج عمومي براي كوشش همگاني يا همان جهاد اقتصادي خواهد شد. اميد است كه تاكيد سه باره مقام معظم رهبري بر مساله اقتصاد، در پيام نوروزي، مشوق كارگزاران نظام، الهام‌بخش فعالان اقتصادي و دلگرم‌كننده كارشناسان شود و همنشيني اجزاي اين مثلث، درهاي رحمت و رفاه را بر روي ايرانيان بگشايد. ان‌شاءالله




[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 8:02 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

در خصوص نام‌گذاری امسال به نام «جهاد اقتصادی » باید گفت كه دشمنان نظام اسلامی در خارج و داخل، ترفندهایی را به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده انجام می‌دهند تا بتوانند توانایی‌های بنیه‌ای نظام اسلامی را در عرصه اقتصادی به‌خصوص در بدنه اجتماع تحت‌الشعاع قرار دهند و عملاً امكان بسط و گسترش فعالیت‌های متفاوت تعریف‌شده در نظام را برای ما دشوار كنند. به همین دلیل به نظر می‌رسد كه رهبر معظم انقلاب در تقابل با حركت دشمنان، حركتی كه عموم جامعه را در برگیرد، برگزیدند. به نظر بنده رهبر انقلاب این نام‌گذاری را عاملی در جهت خنثی‌سازی حركت‌های دشمنان نظام استفاده كردند تا آنچه كه در سند چشم‌انداز بیست ساله آمده است، تحقق پیدا كند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/spacer.gif»جهاد اقتصادی» بحثی نیست كه تنها در سال 90 بخواهد به نتیجه غایی خودش برسد، بلكه امسال سرآغاز این جهاد است.
نكته قابل توجه در نام‌گذاری امسال كلمه جهاد است؛ چراكه در بحث جهاد یك تفاوت تكلیفی در مسایل اجرایی برای خود قائل هستیم. تكلیف جهاد یعنی یك امر شرعی كه هر مسلمان در حوزه‌ای كه برای او مشخص می‌شود، باید براساس وظیفه شرعی‌اش ورود پیدا كند و به نظر می‌رسد تكلیفی كه در این‌جا رهبری بر دوش ما نهادند این است كه آنچه تا به حال صورت می‌گرفته را با این نگاه متفاوت پیگیری كنیم. بنابراین هم عامه مردم . هم كارگزاران نظام، براساس تكلیف شرعی به این موضوع ورود پیدا كنند. به نظر می‌رسد كه ایشان فضایی را ایجاد كردند كه برای تك‌تك آحاد مردم این احساس مسئولیت اجتماعی به وجود بیاید و هیچ‌كس خود را خارج از این دایره نبیند.
بُرشی از نام سال 89
در مورد ارتباط نام «جهاد اقتصادی» با نامی كه رهبر معظم انقلاب برای سال گذشته برگزیدند، باید بگویم كه نام‌گذاری كه ایشان در سال گذشته داشتند یك بسترسازی برای تلاش همه‌جانبه‌ حول تكالیف مختلف جامعه بود. اما امسال رهبر انقلاب با انتخاب نام «جهاد اقتصادی» یك بُرشی بر نام سال «همت مضاعف، كار مضاعف» كه آن توان و همت باید بتواند در موضوع مشخصی كه خود از اولویت‌های رشد و پیشرفت هست، بروز لازم را پیدا كند.

نكته دیگری كه رهبر انقلاب به صورت قابل توجه به آن اشاره داشتند این بود كه بحث جهاد اقتصادی، بحثی نیست كه تنها در سال 90 بخواهد به نتیجه غایی خودش برسد، بلكه امسال سرآغاز این جهاد است. كارگزاران و دولت‌مردان باید همت كنند تا ضمن تدوین یك برنامه راه ملی برای این موضوع، بُرش‌های استانی آن را نیز مانند دوران دفاع مقدس مشخص كنند؛ یعنی همان‌طور كه هر استان در دوران دفاع مقدس در مقابله با هجمه‌ها و دسیسه‌های دشمنان وظیفه خاصی را برعهده داشت، امروز هم در فعالیت‌های اقتصادی باید متناسب با آن توان بالقوه‌ای كه در مناطق مختلف كشور وجود دارد، شناسایی لازم صورت گرفته و برنامه جامع یا آمایش اقتصادی مناسب تدوین شود.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/spacer.gifالبته باید توجه داشت كه طبق مطالبه رهبری، پیشرفت باید همگام با عدالت اجتماعی باشد؛ یعنی ما دچار یك سری حركت‌های افراطی در جامعه نشویم تا یك رشد اقتصادی برای اقشار و طیف‌های خاصی در جامعه به‌وجود بیاید و گروه‌های دیگر جامعه در این حركت لگدمال شوند.
ارتقای ثروت ملی
همان‌طور كه می‌دانیم رهبر انقلاب، دهه چهارم  انقلاب را دهه «عدالت و پیشرفت» نامیدند و نام‌هایی هم كه برای سال‌ها انتخاب می‌كنند در همین راستا قرار دارد. لذا باید به این نكته اشاره كنم كه مهم‌ترین ابزار اجرایی هر حركت ملی جدای از هویت فرهنگی و اعتقادات مردمی، بنیه اقتصادی است كه آن جامعه می‌بایست از آن برخوردار باشد تا بتواند برنامه‌های پیشرفت و اهداف خود را محقق كند. به نظر می‌رسد كه نام‌گذاری سال 90 به «جهاد اقتصادی»، برای ایجاد این بنیه عمومی در جامعه است كه در برخی سخنان ایشان به عنوان ارتقای ثروت ملی به آن اشاره شده است.
البته باید توجه داشت كه طبق مطالبه ایشان، پیشرفت باید همگام با عدالت اجتماعی باشد؛ یعنی ما دچار یك سری حركت‌های افراطی در جامعه نشویم تا یك رشد اقتصادی برای اقشار و طیف‌های خاصی در جامعه به‌وجود بیاید و گروه‌های دیگر جامعه در این حركت لگدمال شوند. به همین دلیل ایشان با بهره گرفتن از موضوع عدالت، روندی را در جهاد اقتصادی مطرح كردند كه نشأت‌گرفته از الگوی ارائه‌شده توسط تعالیم اهل بیت(ع) و دستورات دینی است.




[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 7:58 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

جهاد اقتصادي شايد در ظاهر تنها يك نام براي سالي از سال هاي خورشيدي باشد كه از سوي مقام معظم رهبري (مدظله العالي) براي جهت گيري هاي كلان كشوري تعيين شده باشد، اما در يك نگاه عميقتر مي توان دريافت كه اين نام گذاري داراي مباني، اصول و اهداف فراتر از آن چيزي است كه در نگاه نخست به چشم مي آيد. انتخاب هريك از واژگان به دقت صورت گرفته است تا ضمن بيان نقشه راه، مباني هستي شناختي و انسان شناختي را نيز پوشش دهد و جهت گيري حركت هاي خرد و كلان كشوري و امت را به سوي فلسفه آفرينش سامان دهد.
نويسنده از اين زاويه به موضوع جهاد اقتصادي پرداخته است. تلاش نويسنده براين است تا در يك مطلب كوتاه، بخشي از ابعاد اين نام گذاري را تبيين و براساس آموزه هاي وحياني قرآن روشن نمايد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

اسوه سازي امت
امام و پيشوا در آموزه هاي قرآني آيت الهي است تا نقش راهنما و پيامبري را در ميان امت ايفا كند. اين نقش داراي ابعاد گوناگوني است. از جمله اين نقش ها مي توان به روشنگري و بصيرت بخشي به امت اشاره كرد تا همه چيز را از يك زاويه خاص و از دريچه الهي بنگرند و در محور توحيد حركت كرده و راه خويش را بيابند و در اين چارچوب وظيفه و تكليف وجودي خويش را ادا كنند.

اولوالامر در جايگاه اجتماعي- سياسي خود لازم است تا امت را در مسيري قرار دهد تا اهداف و فلسفه آفرينش را تحقق بخشند. ولي فقيه به عنوان نماينده خليفه الله در عصر غيبت اين مسئوليت را به عهده دارد، اين مسير را بشناسد و به امت نشان دهد.

از آن جايي كه بسياري از مسائل تا در مقام عمل در نيايد خود را چنان كه هست نشان نمي دهد، لازم است تا نظريه هاي علمي در قالب ها و شكل هاي عملي در برنامه ها و سياست ها ارايه شود. از اين جاست كه مسئوليت اولوالامر و ولي فقيه دشوار مي -شود؛ زيرا بر اوست تا افزون بر روشنگري و ارايه نظريه هاي علمي، برنامه ها و سياست ها را تبيين و روشن نمايد و امت را به سمت اجراي آن رهنمون سازد.

هدف از اين كار، اسوه سازي و ايجاد نمونه و الگوي كوچك است؛ چرا كه يك نمونه كوچك و الگوي خوب و شايسته مي تواند ظرفيت هاي نظريه ها و برنامه ها را نشان دهد و از نقص و كاستي هاي آن بكاهد. از آن جايي كه ولايت فقيه استمرار راه پيامبران و امامان(ع) است، نظريه ها و برنامه هاي ارايه شده از سوي وي نيز در اين مسير قرار دارد. پيامبران و امامان(ع) به حكم الهي و فلسفه بعثت، ماموريت و وظيفه داشتند تا با ارايه بهترين نظام فكري، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در چارچوب قانون عدالت محور مكتوب با قدرت مردم، امتي را بسازند كه اسوه جامعه هاي بشري باشد. (حديد، آيه 25؛ و نيز بقره، آيه 143)

به اين معنا كه فلسفه و هدف بعثت، ارايه الگو و امت نمونه اي است كه مردم را نسبت به فلسفه آفرينش و انسان و نيز حقوق و تكاليف خويش آگاه كند تا همه مردم به دور از هر گونه محدوديت هاي نژادي، ديني، مذهبي و مانند آن يعني به صرف انسان بودن نسبت به حقوق خود قيام كرده و عدالت قسطي و مشهود خويش را بخواهند و نسبت به برپايي، اقامه و اجراي عدالت اقدام كنند. (حديد، آيه 25)

بنابراين، مسئوليت ولي فقيه در استمرار حركت پيامبران و امامان معصوم(ع) اين است كه جامعه اي شاهد، اسوه، نمونه و الگو بسازد و به جامعه جهاني ارايه دهد. هرچند كه جامعه اسوه و نمونه از نظر بعضي از امور چون اعتقادي با ديگر جوامع بشري مي تواند متفاوت باشد، ولي اين تفاوت تاثيري در كليت الگوبرداري ديگر جوامع ندارد.

به سخن ديگر، ماموريت پيامبران(ع) ايجاد بستر براي قيام عمومي و همگاني توده هاي مردم به دور از هرگونه قيدي است. اين بدان معناست كه قيام توده ها براي احقاق حقوق و عدالت طلبي خود يك هدف مهم و اساسي در ساختار كلي آفرينش است و اين مسئله به خودي خود مي تواند انسان را به سوي هدف آفرينش سوق دهد. به اين معنا كه پازل ها و قطعات جامعه اسوه و الگو هرچند از همه جهات كامل و تمام است، ولي در اصل موضوع ماموريت پيامبران يعني عدالت طلبي مردم آن چه مهم است، آگاهي از حق و اقدام براي احقاق حقوق و عدالت است.

جامعه الگو مي تواند به جوامع بشري نشان دهد كه حقوق انساني چيست و چگونه مي توانند آن را به دست آورند. از اين رو استكبار جهاني عدالت ستيز و ظالم همواره در برابر ام القراي اسلام يعني جامعه اسوه و الگو مي ايستد و آن را به عنوان دشمن شماره يك خودشناسائي كرده و به مقابله جدي و اساسي با آن مي پردازد؛ زيرا ارايه الگو و اسوه به جوامع بشري براي احقاق حقوق و عدالت مي تواند بنيادهاي استكباري آنان را با خطر مواجه سازد و ريشه هاي ظلم جهاني را برچيند.

نقشه راه
براي تحقق بخشيدن به امت اسوه و الگوي جهاني، نقشه راه لازم است؛ زيرا يك نظريه جامع و كامل اگر بخواهد در جامعه اي اجرايي شود و تحقق يابد، مي بايست در يك فرآيندي پديد آيد؛ چرا كه ايجاد بسترهاي لازم، نيازمند ايجاد ظرفيت ها و شرايطي است.

به سخن ديگر، شرايط دنيا اين اقتضا را دارد كه امور در يك فرآيندي تحقق يابد و بسترها و شرايط تحقق فراهم آيد. از اين رو نقشه راه براي رسيدن به هدف لازم است. اين نقشه راه كمك مي كند تا امت بداند در چه موقعيتي قرار دارد و وضعيت او نسبت به هدف چگونه است؟ يعني امت از طريق نقشه راه مي تواند آگاه شود در چند مرحله مي تواند به آن هدف برسد و يا از نظر زماني چه مقدار طول مي كشد؟ يا اين كه چه بسترهائي را فراهم آورد يا چه گام هائي را به درستي برنداشته است و در كجا كمبود و كاستي دارد؟

با نگاهي به برنامه ها و سياست هاي پيامبر(ص) مي توان دريافت، پيامبر براي تحقق امت اسوه و متوسط و شاهد خويش، نقشه راهي داشته است. اين نقشه راه كه از آن گاه به سياست هاي گام به گام ياد مي شود، شرايط جامعه مدني را به گونه اي تغيير داد تا اين امت اسوه و نمونه ايجاد و به جامعه بشري ارايه شود.

از نظر بسياري از مفسران با آن كه قرآن يكباره و به صورت جمله واحده بر قلب پيامبر(ص) نازل شده است، با اين همه ارايه آيات قرآني منوط به تحقق شرايط آن بوده است. به اين معنا كه هر آيه اي در زماني به امت ارايه مي شود كه شرايط مناسب به عنوان سبب نزول و مانند آن فراهم آمده باشد. از اين رو پيامبر(ص) منتظر مي ماند تا فرمان خداوندي از طريق جبرئيل(ع) امين وحي برسد و ايشان آيه را به امت ارايه دهد. از اين جاست كه مسئله تعجيل در تلاوت و قرائت آيات مطرح مي شود؛ زيرا گاه پيامبر(ص) شرايط را براي ارايه آيه مناسب مي يافت و مي خواست آيه را ارايه دهد كه خداوند از ارايه آن باز مي داشت و نسبت به تعجيل ارايه آيه فرمان نهي صادر مي كرد.(قيامت، آيات 16 تا 19)

نقشه راه كمك مي كند تا انسان گام هائي را با دقت بيش تر، تحت برنامه و سياست هاي مشخص و چارچوب تعيين شده بردارد. لذا ولي فقيه به عنوان استمراردهنده همان راه پيامبران و پيامبر(ص) نقشه راه را مشخص مي كند. نامگذاري ها هر سال به قصد تبيين اين نقشه راه مي باشد تا امت در نهايت به هدف بزرگ اسوه و الگوي عيني جامعه جهاني برسد و چشم ناظران جهاني را به خود معطوف دارد.

در اين نقشه راه، همه چيز براساس فلسفه آفرينش، هدف بعثت و ماموريت اصلي پيامبران(ع) و امامان(ع) انجام مي گيرد؛ زيرا هدف، خدايي و رباني شدن بشر است. اين هدف تنها در سايه سار عدالت مي تواند تحقق يابد. از اين رو جامعه عدالت محور به عنوان هدف از اين نقشه راه مشخص و معلوم مي شود و برنامه ها و سياست ها در چارچوب آن ارايه مي گردد.

مهم ترين نشانه جامعه عدالت محور، عدالت اقتصادي آن است؛ زيرا عدالت اقتصادي همان عدالت مشهود و ملموس و به تعبير ديگر عدالت قسطي است كه به چشم مي آيد. اگر شما وارد هر جامعه اي شويد، نخستين چيزي كه از يك جامعه به چشم مي آيد مظاهر عدالت قسطي آن است. بنابراين در نقشه راه نخستين گام براي عدالت قسطي، تعريف اقتصاد است و در آن عدالت اقتصادي مورد توجه و تاكيد قرار مي گيرد.

مباني هستي شناختي
جهاد اقتصادي به عنوان نقشه راه تحقق عدالت قسطي مورد توجه و تاكيد مقام عظماي ولايت و امامت است؛ زيرا عدالت قسطي ماموريت اصلي پيامبران و امت اسلام به عنوان امت نمونه و اسوه بشمار مي رود.
هر چند كه به ظاهر چنين مي آيد كه اقتصاد يك مسئله مادي و دنيوي است و كمتر با مسئله دين ارتباط مي يابد؛ ولي اگر خوب دقت شود، روشن مي گردد كه اقتصاد به عنوان محور عدالت قسطي تا چه اندازه در سرنوشت بشر تاثير دارد؛ از اين رو، مي بايست در محور توجهات دين قرار گيرد. اين گونه است كه در اسلام و آموزه هاي قرآني همواره با تاكيد بر نماز بر انفاق توجه داده شده و ارتباط تنگاتنگ ميان دين و دنيا و معنويت و ماديت تبين و روشن شده است. بخش بزرگي از آموزه هاي قرآني به مسائل اقتصادي و مادي اختصاص يافته است؛ زيرا دنيا مزرعه آخرت است و زندگي مادي و دنيوي جان مايه زندگي معنوي و اخروي است. آسايش دنيوي در كنار آرامش دنيوي است كه آدمي را با هدف بزرگ سعادت اخروي يعني آسايش و آرامش ابدي و هميشگي آشنا مي سازد و نسبت به آن ترغيب و تشويق مي كند.

انتخاب عنوان جهاد براي يك حركت به ظاهر مادي و دنيوي، تاكيد بر اين نكته هستي شناختي است كه انسان موجودي آفريده خداوندي است كه در مقام پروردگاري و ربوبيت او را انتخاب كرده تا در مقام خلافت قرار گيرد و پس از خدايي و متاله شدن، در مقام ربوبيت و مظهريت آن بنشيند و هستي از جمله زمين و زميني ها را به كمال شايسته و بايسته ايشان از راههاي مختلف از جمله استعمار الارض(آبادسازي زمين) برساند.

واژه و اصطلاح اسلامي و كليدي «جهاد» افزون بر اين كه تاكيدي بر جنبه كار و تلاش مضاعف و همت مضاعف دارد، همچنين تبيين كننده جهت و سمت و سوي فعاليت هاي اقتصادي است؛ زيرا واژه جهاد با بار معناي خاص آن، بيانگر اين مطلب است كه محور همه حركت ها از جمله حركت هاي اقتصادي و مادي و دنيوي مي بايست، خداوند و متاله و رباني شدن انسان و جامعه بشري باشد. بنابراين، كارهاي اقتصادي رنگ و بويي عبادي و خدايي مي گيرد و همانند انفاق و استعمار الارض و ابتغاء الفضل، عملي عبادي و در مسير حركت آفرينش قرار داده مي شود. بنابراين هر كسي كه براي لقمه ناني حلال كار و تلاش مي كند، همانند مجاهدي در كارزار كافران حربي است كه جان در طبق اخلاص نهاده و كشته در اين راه، شهيد مي باشد.

مباني انسان شناختي

جهاد اقتصادي همان گونه كه مبتني بر مباني هستي شناختي تعريف و تبيين مي شود، براساس مباني اسنان شناختي نيز تبيين مي شود. از آن چه گذشت مي توان اين مباني را به دست آورد. به اين معنا كه انسان در جهاد اقتصادي تنها ابزار توليد همانند خيش نيست، بلكه محور اقتصاد است. به اين معنا كه حركت هاي اقتصادي نبايد همانند حركت هاي نظام سرمايه داري براي توليد بيشتر و بهره كشي و استثمار باشد، بلكه بايد براي تعالي روح و روان آدمي و در چارچوب خدايي و رباني شدن بشر باشد.

اگر كار اقتصادي در يك جامعه اسوه و نمونه انجام مي گيرد، همواره به هدف ايجاد بستري براي تعالي و كرامت و شرافت بشري است؛ چرا كه اقتصاد يا ماديات هدف نيست، بلكه خود ابزاري براي بشر است تا انسان ها بتوانند ظرفيت هاي وجودي خود را كشف كرده و اسماي الهي را در خود تحقق بخشند و متاله و خدايي شده و در مقام مظهريت ربوبيت و پروردگاري نشسته و هستي را به سوي كمال رهنمون شوند.

جامعه الگو بايد شرايط را در جامعه چنان فراهم آورد تا همگان به فلسفه آفرينش خود و جهان آگاه شده و نسبت به حقوق و تكاليف خود دانا شده و زمينه خدايي شدن در يك فضاي سالم را دارا شوند. بنابراين، آسايش و آرامش به عنوان اصل محوري مورد توجه و تاكيد قرار مي گيرد. اين آسايش و آرامش در يك فضاي عدالت محور تحقق مي يابد. از اين رو عدالت قسطي يعني عدالت اقتصادي و مادي به عنوان هدف آغازين هر جامعه بشري مورد تاكيد اسلام و قرآن قرار گرفته است؛ زيرا جامعه آگاه به عدالت و خواهان آن مي تواند بستر لازم را براي فهم و درك اهداف آفرينش فراهم آورد. و لذا خداوند از پيامبران مي خواهد تا جوامع را نسبت به اين عدالت قسطي آگاه سازند و توده را براي تحقق آن به قيام ترغيب و تشويق كنند؛ زيرا آگاهي توده هاي مردم از هر دين و مذهب و نژاد نسبت به عدالت قسطي و قيام براي آن، خود بهترين شرايط را براي ادامه راه فراهم مي آورد.

به سخن ديگر، نقشه راه اسلام بر اين است كه در گام نخست، مردم را نسبت به حقوق خود آگاه كند و بي توجه به مذهب و دين و نژاد، آنان را به مقابله با ظلم و اجراي عدالت قسطي و عدالت اقتصادي ترغيب و تشويق نمايد؛ زيرا بر اين باور است كه در فضايي كه عدالت قسطي تحقق دارد، شرايط براي حركت به سوي فلسفه آفرينش و انسان فراهم تر و آماده تر است.

جهادي بودن حركت اقتصادي
اين كه حركت اقتصادي و عدالت مي بايست جهادي باشد، هدف حركت اقتصادي را نيز تبيين و روشن مي كند؛ زيرا هر حركت مادي و دنيوي كه به عنوان وسيله بودن و ابزاري بودن ديده نشود، عين ضلالت و گمراهي است.
به سخن ديگر، حركت هاي مادي و دنيوي بايد در چارچوب اين حكم كلي اسلامي باشد كه «الدنيا مزرعه الاخره؛ دنياكشتزار آخرت است.» به اين معنا كه حركت هاي اقتصادي و مادي و دنيوي نمي بايست اصالت نيابند، بلكه بايد به عنوان مقدمه و ابزار ديده شوند تا از هدف اصلي آفرينش هستي و انسان دور نشود.

قرآن بارها و بارها بر حركت هاي مادي و دنيوي كه به دنيا و ماديات اصالت و ارزش نفسي بخشيده اند، خرده گرفته است. از نظر قرآن هر حركت مادي و دنيوي كه دنيا و ماديات را اصيل شمارد، حركت باطل و گمراه كننده است؛ چرا كه بايد حركت هاي مادي و دنيوي از جمله حركت هاي اقتصادي، حركت هاي با محوريت آخرت و معنويت باشد. اين گونه است كه ابزاري بودن دنيا و هر آن چه در آن است مورد توجه و تأكيد خداوند در قرآن است و عناويني چون زهد و رياضت و تقوا و مانند آن به عنوان تبيين گر مهم ابزاري بودن دنيا، در آيات قرآن بارها تكرار مي شود.
بر اين اساس، حركت هاي اقتصادي امت اسوه و شاهد مي بايست حركت هاي جهادي و با هدف خدا، آخرت و معنويت باشد كه همان متاله و رباني شدن انسان و جامعه است.

جهادي بودن افزون بر اين كه هدف حركت اقتصادي را تبيين مي كند، همچنين موقعيت هر فرد را در اين موضوع روشن مي كند. به اين معنا كه هر شخص در هر موقعيت و منزلت و ثروت و قدرتي كه هست لازم است نهايت تلاش و كوشش را مبذول دارد تا اين شكوفايي اقتصادي تحقق يابد و تمدن اسلامي به منصه ظهور برسد. هرگونه كوتاهي، در حكم قاعدين شدن انسان و موجب طرف اجتماعي در دنيا و عذاب اخروي مي شود.
صرفه جويي، پرهيز از اسراف و اتراف و مانند آن، به عنوان بخشي از اين جهاد اقتصادي معنا مي يابد و هرگونه مصرف بي رويه در حكم حركت در مسير اخوان شياطين و ياران قاسطين معنا مي شود و مسرفان و مترفان، دشمن دين و ملت شمرده مي شوند.

اصول جهاد اقتصادي
اين كه حركت هاي اقتصادي مي بايست جهادي باشد، اصولي را مي طلبد كه مبتني بر مباني هستي شناختي و انسان شناختي است.

اين اصول عبارتند از:
1-
عدالت محوري: اگر حركت اقتصادي قرار است در شكل جهاد اقتصادي سامان يابد، بايد اصولي در آن مراعات گردد تا جهاد تحقق يابد؛ زيرا چنان كه گفته شد جهاد، اصطلاح اسلامي با بار مثبت زياد است.
جهاد بايد همواره در راه خدا باشد و راه خدا در هر چيزي عدالت است؛ چرا كه نظام احسن هستي براساس عدالت شكل گرفته است. بر اين اساس، عدالت نقش بسيار اساسي در همه ابعاد هر چيزي از جمله حركت ها و فعاليت هاي اقتصادي دارد. از اين رو عدالت در حوزه ابزار، روش و هدف بايد مورد توجه قرار گيرد. بنابراين، در هر جايي كه تقابل يا تضادي در مقام حكم يا تزاحمي در مقام اجرا با عدالت پيش آيد، بايد عدالت به عنوان اصل حاكم مقدم گردد و به هيچ وجه نمي توان از ابزار يا روش يا هدفي استفاده كرد كه عدالت را تضعيف يا ساقط مي كند.
2-
سالم سازي اقتصادي: اصولا همه چيز در دنيا از آن همگان است و كسي را نرسد كه مدعي مالكيت حقيقي چيزي باشد؛ چرا كه تنها مالك حقيقي خداوند است و ديگران از مالكيت اعتباري و غيرحقيقي برخوردارند. بر اين اساس، هر عملي در دنيا از جمله عمل اقتصادي بايد با اين اصل، هماهنگ و سازگار باشد.

هرگاه جريان اقتصادي برخلاف بهره مندي عده اي باشد، آن جريان به عنوان جريان ناسالم و باطل شناخته مي شود و بايد تغيير كند يا اصلاح گردد. از جمله اصول اقتصادي اسلام جريان سالم و گردش عدالت محور اقتصاد در جامعه است. لذا خداوند براي دسترسي همگان نسبت به منابع زمين قوانيني از جمله قانون «انفال» و «في» را صادر كرده است تا گردش سالم اقتصادي در جامعه جاري شود و سرمايه ها و منابع مادي دنيا در انحصار افرادي محدود قرار نگيرد. (حشر، آيه 7 و آيات ديگر قرآن)

بر اين اساس، حركت اقتصادي بايد در چارچوب جريان و گردش سالم اقتصادي صورت گيرد و هرگونه عمل اقتصادي حتي به قصد شكوفايي اقتصادي اگر همراه با تخريب اصل عدالت يا گردش سالم و فراگير اقتصادي باشد، عملي باطل و ناحق شناخته مي شود. بنابراين، نمي توان به انگيزه رونق و شكوفايي اقتصادي، گروهي از مردم را از منابع اقتصادي يا سرمايه ها و مانند آن محروم كرد و آنان را در فقر مطلق رها كرد يا به آن كشاند.

3- برنامه ريزي و تقسيم كار: حركت اقتصادي اگر بخواهد مانند عمل جهادي انجام شود بايد براساس اصل اساسي برنامه ريزي انجام گيرد؛ زيرا جهاد اين معنا را مي رساند كه دشمني در مقابل، حضور دارد كه او نيز طرح و برنامه هايي دارد و مقابله با او تنها با برنامه ريزي و پيش بيني حركت هاي مقابل و بصيرت، شدني است.

همچنين حركت جهادي بايد همراه با تقسيم كار و حمله همه جانبه از قلب و يمين و يسار انجام گيرد و تنها بخشي از جبهه تقويت نشود. به اين معنا كه بايد حركت همه جانبه در صنعت، معدن، كشاورزي و ديگر فناوري هاي روز انجام گيرد و جهاد، فراگير و همه جانبه باشد و اين طور نباشد كه به بخشي توجه شود و از بخش هاي ديگر غفلت گردد.
4-
بهره گيري از همه ظرفيت ها: در آيات قرآني از امت اسلام خواسته شده تا از همه عده و عده (افراد و ابزار) استفاده شود تا به موفقيت كامل دست يابند. بنابراين، لازم است در جهاد اقتصادي از همه ظرفيت هاي امت اسلام و كشور استفاده و همه نفرات و ابزارها و وسايل و امكانات به كار گرفته شود. هرگونه قعود (كوتاهي) افراد جامعه مي تواند موجب تزلزل حركت جهاد اقتصادي شود و ناديده گرفتن و عدم بهره گيري از همه امكانات مي تواند آسيب جدي بر جامعه وارد سازد.

5- اصول ديگر: بي گمان پرداختن به همه اصول جهاد اقتصادي در اين مطلب كوتاه شدني نيست. با نگاهي به آموزه هاي قرآني مي توان اصول چندي را براي جهاد اقتصادي شناسايي كرد. از جمله اين اصول مي توان به اصل آباداني زمين و دوري از فساد و تباهي اشاره كرد. به اين معنا كه فعاليت هاي اقتصادي به سبب صبغه و رنگ جهادي بودنش نبايد موجب فساد و تباهي زمين يا اهل آن شود. همچنين جهاد اقتصادي بايد براساس اصول خدمت رساني به بشر و ديگر آفريده هاي الهي، فراهم آوري بستر مناسب براي رشد انسان، حفظ كرامت، عزت و شرافت، يا اصل آرامش و آسايش، امنيت و مانند آن باشد. تبيين همه اين اصول فرصت و وقت ديگري را مي طلبد كه اميد است به ياري خداوند در آينده به آن ها پرداخته شود.

 




[ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390  ] [ 10:34 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 1

تاليف قلوب يكي از شيوه هاي موثر پيامبر در دعوت به شمار مي رفت، و يكي از مهمترين ابزار پيامبر در اين جهت استفاده از عوامل اقتصادي بود. به عنوان مثال پيامبر در جنگ طائف به اشراف و بزرگاني كه تازه مسلمان شده بودند و يا مشركيني كه به آن حضرت كمك كرده بودند از غنائم بيش از ديگران سهم داد تا سبب جلب خاطر آنها و قبيله و فاميلشان گردد(سيره النبي ج 2 ص 314 ) و يا پس از جنگ طائف وقتي پيامبر شنيدند «مالك بن عوف» يا قبيله ثقيف و طائف رفته است فرمودند : به او اطلاع دهيد كه اگر مسلمان شود و به نزد من بيايد داراي و زن و فرزند او را با صد شتر به او خواهم داد و مالك چون اين خبر را شنيد نزد پيامبر آمده و مسلمان شد. (سيره النبي ج 2 ص312 )




[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390  ] [ 4:12 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

عوامل اقتصادي ابزار مهمي در دست پيامبر در صحنه سياست خارجي بود، يكي از اهرم هاي پيامبر در مقابله با دشمن فشار اقتصادي بود. ناامن كردن راههاي تجارتي قريش و محاصره اقتصادي، نظامي دشمن از جمله اين فشارها است . اولين جنگ هاي پيامبر اعمال فشار اقتصادي بر دشمن را به دنبال داشت . غزوه ودان نخستين حركت نظامي پيامبر در تعقيب كاروان قريش بود سريه هاي «عبيده بن حارث» « حمزه بن عبدالمطلب» «عبدالله بن جحش» ونيز غزوه هاي بواط و عشيره همه در تعقيب كاروان هاي قريش و به منظور ناامن كردن راههاي تجاري آنها بوده است. حتي در غزوه بدر كبري،‌چون به پيامبر خبر رسيد كه كاروان قريش، به رياست ابوسفيان از شام به سوي مكه باز مي گردد رسول خدا مسلمانان را براي تصرف اموال كاروانيان و جنگ با آنان دعوت كرده و فرمود بسوي آنها كوچكنيد شايد خداوند اموال آنها را نصيب شما كند.

اين جنگ ها از دو جنبه حائز اهميت بود يكي اينكه بنيه مالي مسلمانان را تقويت مي نمود و ديگر اينكه به دشمن صدمات اقتصادي شديدي مي زد. براي مكه كه مهمترين درآمدش از بازرگاني راه شام حاصل مي شد ناامني راه شام و به غنيمت درآمدن كاروان ها ضربه بزرگي بود. به غير از قريش پيامبر در جنگ با ديگر دشمنانش از اين حربه استفاده مي نمود.

محاصره نظامي دشمنان كه نتيجه آن محاصره اقتصادي نيز بود ،‌بارها عليه دشمنان بكار گرفته شد. محاصره پانزده روزه يهود بني قينقاع ، شش روزه قلعه يهود بني نظير و  25 روزه يهود بني قريظه از جمله اين فشارهاي اقتصادي بودند ، كه در هر سه مورد دشمن ناچار به تسليم گرديد.

پيامبر در ازاي آزادي اسراي دشمن نيز با مبلغي كه خويشاوندان آنها مي پرداختند ،‌به تقويت بنيه مالي مسلمانان كمك ميكردند و مبلغي كه رسول خدا براي آزادي اسراي مشركين در جنگ بدر تعيين كرده بودند از يكهزاردرهم تا چهار هزار درهم بود كه به تفاوت دارايي و اهميت اشخاص گرفته مي شد.(سيره النبي،‌ج2 ،‌ص 56 )

استفاده از عوامل اقتصادي بعد ديگري نيز داشت، به عنوان مثال ،‌در جنگ خندق پيامبر كه مي ديد هر چه محاصره طولاني تر شود كار سخت تر مي شود براي بزرگان غطفان پيغام داد كه حاضر است ثلث خرماي مدينه را به آنها بدهد ، (الوثايق ، ص 161 ) به شرطي كه آنان با افراد خود بازگردند.اگر عملا اين موضوع اجرا نشد اما نشانگر آن است كه مسائل اقتصادي نه تنها به عنوان اهرم فشار كه گاهي به عنوان وسيله پيشبرد و كمك به ديپلماسي و جنگ نيز به كار گرفته شده است ؛ البته اين مطلب مادامي بود كه مصلحتي بزرگتر در پيش بود.

منبع : كتاب سياست هاي خارجي پيامبر(ص) ـ تاليف : سعيد جليلي

 




[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390  ] [ 4:09 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

درباره ابراهيم رزاقى اقتصاد دان ايراني درباره ابراهيم رزاقى اقتصاد ايرانى - ابراهيم رزاقى، متولد 131? تهران - اخذ مدرك ليسانس اقتصاد از دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران، 1348 - اخذ مدرك دكتراى تخصصى توسعه اقتصادى از دانشگاه سوربن پاريس، 1355 - عضو هيأت علمى دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران از سال 1356 به بعد - استاديار دانشگاه تهران از سال 1358 تا سال 13?8 - دانشيار دانشگاه تهران از سال 13?8 به بعد - تأليف مقالات متعدد تخصصى و علمى و تأليف كتاب هاى: 1- قراردادهاى نفتى يا اسناد خيانت (135?) 2- مدخلى بر اقتصاد انرژى (1358) 3- اقتصاد ايران (1368) 4- آشنايى با اقتصاد ايران 5- نقدى بر خصوصى سازى ايران (13?6) 6- الگوى مصرف و تهاجم فرهنگى (13?4) و ترجمه كتاب «نتايج اقتصادى و اجتماعى مسابقه تسليحاتى». افزون بر چهار دهه به تحصيل، تحقيق، تدريس و تأليف در حوزه اقتصاد و توسعه اقتصادى پرداخته و كتاب اقتصاد ايران او همچون آينه تمام نماى اقتصاد كشور ما است. دكتر ابراهيم رزاقى متولد 131? تهران است. سه سال اول دبستان را در «جامعه تعليمات اسلامى» مشغول تحصيل مى شود و بقيه سالهاى تحصيل در اين مقطع را به خاطر الزامات شغل پدر در نيشابور ادامه مى دهد. «خاطرات جالبى از معلمان جغرافيا و تاريخ به ياد دارم. طرز بيان و شيوه برخورد احترام آنها با دانش آموزان تأثير عجيبى روى ذهن ما گذاشت. آنها به گونه اى با عشق و احساس از ايران صحبت مى كردند كه من هنوز آن عشق گرم كننده را پيش خودم احساس مى كنم». در زمان تحصيل در كلاس نهم با انتقال كار پدر، به همراه خانواده به تهران بازمى گردد. معلم ورزشى داشته كه با مهربانى دانش آموزان را به ورزش كردن تشويق مى كرده و رزاقى پس از چند دهه كه از آن ايام گذشته مى گويد: «از بس كه خوب تشويق مى كرد، الآن من در سن 66 سالگى هر روز حداقل، چندين دقيقه ورزش مى كنم و تشويق هاى آن معلم هميشه در ذهنم تداعى مى شود». به معلم ديگرش به نام آقاى يزدانى هم اشاره مى كند و مى گويد به گونه اى با ما صميمانه برخورد مى كرد كه ما احساس مى كرديم فاصله عاطفى كمى بين ما وجود دارد. رفتار خشن معلم رياضى و ناظم جامعه تعليمات اسلامى - آقاى گلشن - را هنوز فراموش نكرده، در حالى كه به جذاب درس دادن آقاى قهرمان معلم زيست شناسى اشاره مى كند. به ياد مى آورد كه در سنين نوجوانى، پدرش كتاب هاى داستان سنتى مثل امير ارسلان نامدار و حسين كرد شبسترى را شبها يكى دو ساعت مى خوانده و اين فرزند خانواده هم در زمان استراحت و به خواب رفتن آن داستان ها را در ذهن خود ادامه مى داده و به اين طريق ذهنيت انتزاعى او تقويت مى شود. در 13-12 سالگى هفته نامه هاى مختلفى از جمله هفته نامه ترقى را كه حاوى موضوع هاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى بوده مطالعه مى كرده و در جريان ملى شدن صنعت نفت بر مطالعاتش مى افزايد. مدتى هم خانواده اش با مشكل مالى مواجه مى شود و او هم مزه فقر را مى چشد و در اين حالت است كه كم كم سؤالاتى براى او مطرح مى شود كه چرا يك عده در رفاه و نعمت كامل هستند و يك عده محتاج نان شب. مى گويد ما براى اينكه كفش مان پاره نشود در كوچه و خيابان كفش مان را به دست مى گرفتيم تا پاره نشود و روى سنگفرش هاى كوچه و خيابان راه مى رفتيم. با اينكه به ادبيات علاقه داشته ولى تحصيلات دبيرستانش را در رشته رياضى ادامه مى دهد و ديپلمه رياضى هم مى شود. «از سال نهم كه از نيشابور به تهران آمديم، انشاى همه بچه محل ها را من مى نوشتم. دست به قلم ام خوب بود. دفترچه انشايى از آن موقع دارم كه 60-50 انشاى مختلف را در آن يادداشت كرده ام. من به دلايلى ذهن گرا بار آمدم ولى برخلاف ميلم به رشته رياضى رفتم و البته اين كار باعث شد كه زندگى متعادلى پيدا كنم و از حالت انتزاعى گرايى هم خارج شوم». در دوره «دهيارى» وزارت كشور وقت در سال 133? شركت مى كند و درسهاى مختلفى از جمله مبارزه با آفات نباتى، بيمارى هاى دامى، شناسايى خاك، نحوه نفوذ در روستا و رهبرى روستايى و مسائل بهداشتى به افراد شركت كننده در آن دوره آموزش داده مى شد و او تا سال 1341 به كار در روستاها مشغول مى شود و متوجه مى شود كه فقر واقعى در روستاها به چشم مى خورد و بدين طريق او با فقر اجتماعى آشنا مى شود. با اينكه ديپلمه بوده ولى با عنوان سيكل (كلاس نهم) در آن دوره ثبت نام مى كند. حقوق معلمان ديپلمه روستا حدود 250 تومان بوده و حقوق رزاقى حدود 400 تومان. مدتى كوتاه حدود 15 روز درگيرى ذهنى براى او به وجود مى آيد كه درآمدش را پس انداز كند يا بايد بخشى از آن را به اعضاى خانواده اش بدهد و بالاخره به اين نتيجه مى رسد كه بخشى از درآمدش را به خانواده بدهد. حدود 2 سال هم در مؤسسه عالى مالى وزارت دارايى تحصيل مى كند كه مدرك تحصيل آن در حد فوق ديپلم به حساب مى آمده و با فارغ التحصيل شدن در سال 1343 به مدت 14 سال در وزارت دارايى مشغول به كار مى شود و تداوم آموختن زبان فرانسوى مقدماتى در مؤسسه زبان هاى خارجى دانشگاه تهران را ناتمام مى گذارد و از سال 1344 براى تحصيل در رشته اقتصاد دانشگاه تهران در آزمون ورودى دانشگاه شركت كرده و موفقيت كسب مى كند. بعد از فراغت از تحصيل مقطع ليسانس، در كنكور اخذ مجوز بورسيه «توسعه» كه در سفارت فرانسه برگزار شده بود شركت مى كند و بالاخره به عنوان يكى از نفرات اعزامى به آن دوره عازم پاريس مى شود. همزمان با گذراندن آن دوره كه به مدت 14 ماه تداوم يافت، تحصيل در رشته اقتصاد دانشگاه سوربن پاريس را شروع مى كند. يكى از استادانش پروفسور لودوك بوده كه دروس توسعه، توسعه آفريقا و توسعه خاورميانه را ارائه مى داده و رزاقى تز دكترايش را با عنوان «اثر نفت در توسعه اقتصادى» زيرنظر او گذرانده بود. پروفسور لودوك فرانسوى به رزاقى كه در حال تنظيم مطالب رساله اش بوده، گفته: «در رساله ات به يك سؤال جواب ندادى. ما از شما نفت مى خريم و نفت هم اقتصاد ما را احيا مى كند و شما هم پول نفت را به خريد كالاهاى توليد شده توسط ما اختصاص مى دهيد و چرخه اقتصادى ما را مجدداً فعال مى كنيد. چرا راجع به اين دوباره چرخه مطلبى ننوشته اى؟». اين سؤال باعث مى شود كه رزاقى به خاطر يافتن پاسخ صحيح، مطالب جديدى را به رساله اش بيفزايد. به ياد مى آورد كه در كنار تحصيل در دانشگاه سوربن، در كلاسهاى آموزشى دانشگاه هاى ديگرى كه سبك آموزش آنها آزاد بوده شركت كرده. «در اين كلاسها موضوع بحث هفته بعد مشخص مى شد و يك يا چند دانشجو بايد درباره آن مطلب كنفرانس مى دادند و ديگران هم به بحث و مباحثه مى پرداختند. امكان داشت خانمى با بچه خردسالش در كلاس درس حاضر شود و در مواقعى هم براى شير دادن بچه اش به بيرون كلاس برود يا دانشجويان غذا و آب و قهوه مى گرفتند و به داخل كلاس مى آوردند و يا اگر دانشجويى پيشنهاد مى كرد كه در بيرون كلاس، بحثها را ادامه دهيم با پذيرش دسته جمعى بيرون مى رفتيم و يا حتى روى چمنهاى دانشگاه مى نشستيم و با حضور استاد مباحثه مى كرديم. اين نوع نحوه كلاس و دموكراسى در سالهاى بعد از حوادث 1968 فرانسه بود و من در آن ايام به صورت مرتب لوموند ديپلماتيك را مطالعه مى كردم». رزاقى در تزش مى خواهد نتيجه بگيرد كه كشور ما با درآمد نفت محصولات و ماشين آلاتى از كشورهاى توسعه يافته خريدارى مى كند و بعد اين وسايل كهنه مى شوند و مجدداً ماشين آلات جديدى وارد مى كنيم و به طور كلى او مى خواهد بگويد كه اگرچه در زمينه توسعه شهرى و ? برابر شدن توليد ناخالص ملى موفقيت هايى حاصل شده ولى اين نوع افزايش امكانات به معناى واقعى توسعه نخواهد بود. او از مبلغ پولى كه تحت عنوان «بورسيه توسعه» هر ماه به او داده مى شد حدود دو سوم آن را يعنى 600 فرانك را پس انداز مى كرده و چندين بار با قطار بين ايران و فرانسه رفت و آمد داشته و يك زمان هم به عنوان راننده وانت يك شركت تبليغاتى كه آگهى هاى تبليغاتى پخش مى كرده كار كرده است. او كه چند سال پيش مدارك مربوط به ارتقاى سمت را پر كرده بود تا در سالهاى پايانى خدمتش به اصطلاح «استاد» شود، بعد از دو سال متوجه مى شود كه خبرى از ارتقاى سمت از دانشيارى به استادى نيست. وقتى پيگير قضيه مى شود و از مسؤول مربوطه سؤال مى كند، پاسخ مى شنود كه مدارك اش ناقص بوده است. رزاقى از همان شخص علت ناقص شدن را مى پرسد و باز پاسخ مى شنود كه نام يك كتاب را به عنوان تأليف ذكر كرده ايد ولى هنوز اين كتاب به چاپ نرسيده است. رزاقى با تحير مى پرسد كه چرا اين موضوع را به او نگفته اند، مسؤول مربوطه جواب مى دهد كه فراموش كرده و اينگونه مى شود كه ابراهيم رزاقى با سمت دانشيارى بازنشسته مى شود. او هم اكنون در دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، نقد برنامه هاى توسعه را درس مى دهد و مدتى هم مبانى فلسفى تئورى هاى اقتصادى را در دانشكده مديريت دانشگاه تهران تدريس كرده و دو ترم هم در واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامى دروسى را ارائه داده است. «بعضى از دانشجويان هستند كه يك ربع مانده به آخر كلاس به ما مى گويند «خسته نباشيد» و در واقع تمام شخصيت كيفى آدم را زير سؤال مى برند. يك دانشجو هم به من مى گفت استاد به جاى اينكه در كلاس درس بدهيد، شما دنبال كار خودتان برويد و ما هم دنبال كار خودمان. يعنى انگار كه استاد يك فروشنده است كه مى توان با او معامله كرد. البته برخى از دانشجويان اينجورى هستند و نه همه آنها. من معتقدم كه دانشجو بايد تحليلگر بار بيايد و شجاعت آموزشى و تحقيقى هم داشته باشد». رزاقى مى گويد: در زمان تحصيل در فرانسه، فقر را از ديد غربى خواندم و وقتى به ايران آمدم از ديد شرقى به آن نگاه كردم. با عرفان حافظ و مولوى هم آشنا شدم و برداشت شورانگيز عرفا از دين توجهم را جلب كرد. او معتقد است با منابع و امكانات جامعه تحصيلاتش را ادامه داده و از اين بابت كار تدريس را هم يك نوع اداى دين به مردم مى داند و باور دارد كه براى خوديابى به اين نياز دارد كه وطن و تاريخ كشورش را بيشتر بشناسد و درس توسعه هم به او در اين راستا كمك مى كند.




[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390  ] [ 11:26 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
روزنامه پول در سخن روزخود با عنوان "اقتصاددان ايراني؛ مقدمه يا ذي‌المقدمه؟ "به قلم مهرداد خدير آورده است:‏

 يكي از دلايلي كه دولت‌ها در ايران ديدگاه‌هاي صاحب‌نظران اقتصادي را چندان جدي نمي‌گيرند و نسخه‌هاي آنان را راه درمان نمي‌دانند اين است كه اقتصاددانان ايراني هنوز خود بر سر اصول به اتفاق نظر نرسيده‌اند و در حالي هر يك از دريچه‌‌اي سري بيرون مي‌آورد و ديدگاه خود را مطرح مي‌سازد كه در اندروني رابطه‌اي با يكديگر ندارند.


اصول مشترك به فهم مشترك و نهايتا به زبان مشترك مي‌انجامد و با اين زبان مشترك مي‌توان سخن گفت، نقد كرد و راهكار ارايه داد. نگاهي به مجادلات علماي اقتصاد در اين سرزمين اما نشان مي‌دهد كه هم‌چنان و هنوز بحث بر سر بديهيات است. همان‌گونه كه فرض اوليه گفت‌وگوي دو اديب پارسي زبان اين است كه سعدي را استاد سخن بدانند و فرض اساسي مباحثه دو فقيه اينكه ارجاع به كتاب و سنت را بپذيرند يا در رياضيات، بحثي بر سر قواعد نداشته باشند.


در اقتصاد نيز مادام كه زبان مشترك ايجاد نشود و مفاهمه حاصل نيايد، ناظر بيروني درنمي‌يابد كه اقتصاددان ايراني در پي چيست. يكي از دريچه اقتصاد اسلامي بانك را بنگاه رباخواري مي‌خواند، ديگري از پنجره اقتصاد آزاد به تبعيت از توماس فريدمن پول را كالايي مثل ديگر كالاها قلمداد مي‌‌كند كه در بنگاهي به نام بانك عرضه مي‌شود.


سومي از منظر نهادگرايي نه آن است و نه اين و چهارمي مُصر است كه روزنه اقتصاد دولتي را باز و گشوده نگاه دارد. پس به سخن واحدي نمي‌رسند كه از آن پيام قابل انتقالي حاصل آيد و اين‌گونه است كه دولت‌ها هم راه خود را مي‌روند.


وقت آن است كه اقتصاددانان ايران، از «مقدمه» به درآيند و به بحث بر سر بديهيات پذيرفته شده و آزموده در دنياي امروز و تجربه شده در تاريخ معاصر ايران، پايان دهند و وارد «ذي‌المقدمه»‌شوند كه همانا استنتاج بر پايه اصول مشترك و پذيرفته شده جهاني اقتصادي است تا دولت‌ها به جاي آنكه امكان گريز از آنها را پيدا كنند گزيري جز اجراي آنها به مثابه اصول علمي و غيرقابل انكار نداشته باشند. تاكنون «مقدمه» بود؛ در انتظار «ذي‌المقدمه» مي‌مانيم.




[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390  ] [ 11:25 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

مارک زندی (به انگلیسی: Mark Zandi) متولد ۱۹۶۰، اقتصاددان و تحلیلگر اقتصادی برجسته آمریکایی ایرانی-تبار است.

او ساکن فیلادلفیا است، و دکترای مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا است.

از مهمترین کتب او میتوان آثار زیر را برشمرد:

  • Financial Shock: Global Panic and Government Bailouts--How We Got Here and What Must Be Done to Fix It
  • Financial Shock: A 360º Look at the Subprime Mortgage Implosion, and How to Avoid the Next Financial Crisis
  • Paying the Price: The New Economic Mess We Have Created and How to Get Out of It

او مشاور اصلی اقتصادی جان مک‌کین بود.

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390  ] [ 8:52 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

شاهین فاطمی پژوهشگر، فعال سیاسی، رییس دانشکده بازرگانی و اقتصاد دانشگاه آمریکایی پاریس، استاد دانشگاه پاریس و اقتصاددان ایرانی است. وی همچنین صاحب امتیاز و سردبیر نشریه ایران و جهان می‌باشد.

سوابق علمی

پرفسور شاهین فاطمی ریاست بخش فوق لیسانس دانشگاه آمریکائی پاریس را بعهده دارند. رشته تدریس و سوژه تحقیقاتی وی اقتصاد و امور مالی بین‌المللی است. شاهین فاطمی در گذشته در دانشگاه‌های وست مینستر در لندن و ماستریخت در هلند و اکرون در آمریکا بعنوان استاد اقتصاد، تدریس کرده‌است. فاطمی برای پیشبرد کارهای تحقیقاتی خود موفق بدریافت کمک هزینه از موسسه ان.اس.اف. و همچنین یونسکو شده‌است.

کتاب‌ها و مقالات

شاهین فاطمی در تالیف و نگارش سه کتاب همکاری داشته و مقالات بیشماری را نیز به رشته تحریر در آورده‌است و در حال حاضر بعنوان سردبیر نشریه رویوی بین‌المللی تجارت و اقتصاد (International Review of Business and Economics) و همچنین کیهان لندن با این نشریات همکاری می‌کنند. فاطمی در پاریس، فرانسه زندگی می‌کند.

منبع : سایت ویکی پدیا




[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390  ] [ 8:49 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

دکتر منوچهر فرهنگ، دهخداي اقتصاد ايران


دكتر منوچهر فرهنگ متولد 1298 بابل بود كه پس از تحصيل ديپلم از ايران از كشور فرانسه دكتراي اقتصاد دولتي دريافت كرد و كارهاي مهمي در زمينه علم اقتصاد در ايران انجام داد كه مهمترين آن تدوين كتاب "فرهنگ علوم اقتصادي" است كه تاكنون بيش از 25 بار به چاپ رسيده است.
دکتر منوچهر فرهنگ در سال 1326 پس از اخذ ليسانس از دانشکده حقوق اقتصاد به استخدام سازمان برنامه و بودجه کشور درآمد  و در سال 1339 با استفاد از بورسيه راهي دانشگاه سوربن فرانسه شد و مقطع دکترا را از اين دانشگاه کسب نمود. او در نيمه دوم سال 1346 به ايران بازگشت و در دانشگاه‌هاي ايران مشغول به تدريس شد و در سال 1357 رييس دانشگاه ملي حقوق سياسي شد.‏
دکتر پرويز حسابي در اين زمينه در گفت‌وگو با خبرنگار جهان اقتصاد گفت: مرحوم دكتر فرهنگ علاوه بر آن 20 جلد كتاب نوشته و يا ترجمه كرده كه مهمترين آن كتاب برنامه‌‌گزاري اقتصاد ايران، زندگي اقتصادي ايران و ترجمه كتاب تئوري عمومي بهره و پول جان مينارد كينز در سال 1349 بوده است‎. ‎
شاگرد دکتر فرهنگ گفت:‌ مرحوم دكتر فرهنگ در سال 1344 در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران استخدام شد و بعد از تشكيل دانشكده اقتصاد در آن دانشگاه مشغول تدريس شد و سپس به دانشگاه ملي آن زمان (شهيد بهشتي فعلي) منتقل شد و زماني رياست دانشگاه ملي ايران را بر عهده گرفت‎. ‎
عضو انجمن اقتصاددانان ا?ران با بيان اينكه استادان بزرگ اقتصاد از جمله مرحوم دكتر فرهنگ عليرغم زحمات فراوان و تربيت شاگردان بي‌شمار، متأسفانه مورد بي‌مهري قرار گرفتند، گفت:‌ به حق مي‌توان استاد دكتر منوچهر فرهنگ و مرحوم دكتر حسين پيرنيا را به عنوان پدران علم اقتصاد در ايران ناميد اما در دوران پاياني عمر وي از سوي مسوولين مورد بي‌مهري قرار گرفت و حقوق بازنشستگي وي بر اساس سوابق و تحصيلات وي پرداخت نشد.‏
وي گفت: ‌زماني كه كتاب برنامه‌گزاري اقتصادي ايران توسط وي نوشته شد، در سطح جهان كتابي مانند آن نبود و ايشان در راه نوشتن كتاب نور چشمان خود را از دست داد و اخيراً فقط نور ضعيفي مي‌ديد و قادر به تشخيص افراد نبود‎. ‎
دکتر حسابي يکي از مهم‌ترين اثر دکتر فرهنگ را تئوري کينز او ذکر کرد و ادامه داد: در آن زمان تنها اصل كتاب جان‌ميناردكينز بود كه نظريات تازه در دنيا مطرح كرده بود و روزولت براي رفع بحران آمريكا دعوتش كرده بود و فرانسوي‌ها نيز اين كتاب را به نقد كشيده بودند و در اطراف آن داد سخن داده بودند‎.‎‏ در تمام دنيا هيچ‌كس دست به قلم براي ترجمه اين كتاب نبرده بود. اين افتخار را دكتر پيرنيا به دکتر فرهنگ داد تا او كتاب كينز را ترجمه كند‎.‎‏ اين ترجمه در سال 1348 عنوان جايزه بهترين كتاب اقتصادي سال(کينز) را از آن خود كرد. اين ترجمه به عنوان تئوري کينز دکتر منوچهر فرهنگ شناخته مي‌شود که آن را به تنهايي مي‌توان دهخداي اقتصاد ايران عرفي کرد.‏
عضو انجمن اقتصاددانان ا?ران تصريح کرد:‌ آن مرحوم به كمك بزرگان اقتصاد در سال 1353 انجمن اقتصاددانان ايران را راه‌اندازي كرد و سال اول مرحوم دكتر پيرنيا رييس بود و سپس دكتر فرهنگ تا آخر عمر به عنوان رييس انجمن انجام وظيفه كرد‎.‎
وي افزود: مرحوم دكتر فرهنگ در سال جاري از طرف صداوسيما به عنوان چهره برتر اقتصاد در همايش اقتصاد و رسانه معرفي و تقدير شد و ايشان هم در دانشكده حقوق و هم دانشكده اقتصاد استاد بنده بود.‏
دکتر حسابي افزود: مرحوم دكتر فرهنگ انسان شجاعي بود و همواره حس وطن‌دوستي و توجه به علم اقتصاد در ايشان موج مي‌زد. از آن مرحوم همسر و 4 دختر باقي‌مانده و ايشان در زندگي بسيار مهربان بود و هميشه از زحمات همسر خود قدرداني و اظهار رضايت مي‌كرد و يکي از خصايص مهم وي ملايمتي در تمامي امور بود.‏
عضو انجمن اقتصاددانان ا?ران افزود: مرحوم دكتر منوچهر فرهنگ با وجود پيري همواره در سخنراني‌هاي علمي ماهانه انجمن اقتصاددانان ايران در روزهاي آخرين پنج شنبه هرماه مشاركت فعال داشت و پس از سخنراني استادان به جمع‌بندي و اريه نظر علمي پيرامون سخنراني مي‌پرداخت‎. ‎‏ مرحوم استاد فرهنگ در يك جلسه انجمن اقتصاد دانان ايران گفت: نام كتاب خود را عمدا برنامه‌گزاري اقتصادي ايران نهادم تا برنامه نويسان بودجه و برنامه فكر نكنند برنامه‌ريزي به معناي ريخت و پاش است، بلكه با تدبير براي منابع ملي برنامه نويسي كنند‎. ‎
وي اظهار داشت:‏‎ ‎به پاس تلاش‌هاي بي‌دريغ علمي استاد فقيد شادروان "دکتر منوچهر فرهنگ" در راه توسعه و اعتلاي آموزش علم اقتصاد در ايران و مديريت شايسته ايشان در سمت رياست هيأت اجراييه انجمن اقتصاددانان ايران طي سال‌هاي متمادي، مجلس يادبودي از طرف انجمن اقتصاددانان ايران با همکاري و پشتيباني هيات رييسه اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران، با حضور خانواده اين استاد در روز پنج‌شنبه مورخ 88/‌11‌/‌29 از ساعت 10 برگزار خواهد شد‎. ‎
در اين مراسم دکتر حميد ديهيم دبير انجمن اقتصاددانان، دکتر محمد نهاونديان رييس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران، دکتر حسين وحيدي استاد دانشگاه، دکتر احمد کتابي عضو هيات اجراييه انجمن، دکتر محمود قنادان استاد دانشگاه، مرتضي چيني‌چيان عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي و دکتر قاسم هاشمي استاد دانشگاه سخنراني خواهند کرد‎. ‎
دکتر فرهنگ در طول دوراني كه تدريس مي كرد دانشجويان زيادي داشتند و همه دانشجويان خود را دوست داشت. جايگاه تدريس خود را جايگاه محبت و علم توصيف مي‌کرد و دانشجويان نسبت به او محبت و لطف داشتند. ‏

آثار قلمي دکتر فرهنگ‏
‎   ‎
او خود را متعلق به يك كشور در حال توسعه يا به عبارت صحيح تر توسعه نيافته مي‌دانست. يك استاد ساده‌اي در دانشگاه تهران و دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) بود كه كار خود را با نويسندگي علوم اقتصادي آغاز كرده بود‎.‎‏ اولين كار او‎ ‎كتاب "برنامه‌گذاري اقتصادي" بود. چون دکتر فرهنگ "برنامه ريزي" اقتصادي را مغاير با تعبير علمي‌اش مي دانست. "برنامه‌گذاري" يعني تهيه و تدوين برنامه‌هاي علمي اقتصادي. دراين نوع "برنامه‌گذاري" ريخت و پاش جايي ندارد در حالي كه در "برنامه‌ريزي" چنان كه از نامش پيداست در اسمش ريخت و پاش وجود دارد. اين اولين كتاب او بود كه در دانشگاه هم تدريس شد. بعدها شاگردان او كه به آمريكا رفتند گفته بودند كه نظير اين كتاب در آمريكا هم پيدا نمي‌شود. بنابراين دکتر فرهنگ جزو اولين كساني بود كه راجع به "برنامه‌گذاري" اقتصادي در ايران كتاب نوشت. اين كتاب تاليف خود او بود‎.‎
بعد از اين كتاب، كتاب كينز را ترجمه پرداخت. داستان اين كتاب هم چنين بود كه زماني که او از پاريس كه برگشت، يك فولكس واگن داشت كه از طريق تركيه و بندر ترابوزان آمد به طرف ايران . پول هم نداشت. سه هزار تومان كه جهانگير تفضلي سفيركبير ايران در يونسكو به او داده بود و او را تا تبريز رساند و آنجا ديگر پول دکتر فرهنگ تمام شد. در ماشين فقط كتاب بود كه با خود آورده بود. سپس به بانك صادرات تبريز مراجعه کرد و اسناد ماشين خود را گرو گذاشت و مقداري پول دريافت کرد و خود را به تهران رساند‎.‎

دكتر منوچهر فرهنگ، مي‌خواستند با "كينز" دندان‌هايم را خرد كنند

زماني که دانشگاه او را دعوت کرده‌بود، مرحوم دكتر كيان و مرحوم دكتر زندي مشغول صحبت و بحثبا يکديگر بودند كه چرا عناصر تازه را به كار دعوت نمي‌كنيد. دكتر زندي او را نمي‌شناخت. فقط دكتر كيان كه او را دعوت كرده بود مي‌شناخت. دكتر كيان دکتر فرهنگ را معرفي كرد و او به عنوان استاد حق‌التدريس در دانشگاه شروع به تدرس کرد و بعداً دانشيار شد. پس از مدتي  دكترپيرنيا پيشنهاد‌ ترجمه داد و او نيز به خواسته دکتر پيرنيا بله گفت. او  آن زمان چيزي نداشت و وضع زندگي چندان خوبي هم نداشت. لذا با كمال ميل پذيرفت. آن زمان براي ترجمه هر كتاب در دانشگاه تهران ? هزار تومان پول مي‌دادند. ‏
دكتر پيرنيا به او گفت: كتاب كينز را ترجمه كن و پول خوبي هم بابت آن به تو مي‌دهيم. ‏
دکتر فرهنگ گفت: مثلاً چقدر؟
 گفت: پانزده هزار تومان. ‏
او از شوق و ذوق به طرف خانه رفت تا به همسرش اين خبر را بدهد كه خدا به فكر او و خانواده‌اش هم هست. كتاب سختي بود. ‏
دكتر پيرنيا در آن زمان گفت:"يك چرم خامي انداختم تو دهن دكتر فرهنگ تا دندان هاشو خردكند."‏
دکتر فرهنگ فهميد كه لطف مرحوم دكتر پيرنيا بي‌جهت نبوده. اين شد كه دکتر فرهنگ به ترجمه كينز مصمم‌تر از قبل پرداخت‏‎.‎
در آن زمان تنها اصل كتاب كينز بود كه نظريات تازه در دنيا مطرح كرده بود و روزولت براي رفع بحران آمريكا دعوتش كرده بود و فرانسوي‌ها نيز اين كتاب را به نقد كشيده بودند و در اطراف آن داد سخن داده بودند‎.‎‏ در تمام دنيا هيچ‌كس دست به قلم براي ترجمه اين كتاب نبرده بود. اين افتخار را دكتر پيرنيا به دکتر فرهنگ داد تا او كتاب كينز را ترجمه كند‎.‎‏ اين ترجمه در سال 1348 عنوان جايزه بهترين كتاب اقتصادي سال(کينز) را از آن خود كرد. اين ترجمه به عنوان تئوري کينز دکتر منوچهر فرهنگ شناخته مي‌شود که آن را به تنهايي مي‌توان دهخداي اقتصاد ايران عرفي کرد.‏
‏"نظريه عمومي اشتغال، بهره و پول". در اين كتاب كينز نظريه‌اي براي تمام اقتصادها ارايه داده، اعم از توسعه يافته يا توسعه نيافته، كه براي پيشرفت و توسعه چه بايد بكنند‎.‎‏ ترجمه اين کتاب درحدود ? تا ? سال طول كشيد‎.‎
گفتني است که به تازگي در دوبي سازماني از طرف عرب‌ها تشكيل شده تا كتاب‌هايي از جمله كتاب كينز را به عربي برگردانند‎.‎‏ آلمان‌ها، اسپانيولي‌ها، لهستاني‌ها و روس‌ها نتوانستند‎.‎‏ چون ترجمه آن بسيار مشكل بود و فقط بحث ترجمه نبود، بلكه فهم نظريه اقتصادي كينز هم مطرح بود‎.‎
‎ ‎بعد از اين كتاب "فرهنگ علوم اقتصادي انگليسي - فارسي " را تاليف كرد و در طول سال‌ها او شروع به جمع‌آوري اين فرهنگ كرد. تقريباً حدود ? سال طول كشيد تا به يك شكل منسجم و مناسبي برسد. وقتي اين كتاب را منتشر شد.‏
او زماني که كتاب فرهنگ علوم اقتصادي را نوشت فردي به نام قوسي كه استاد دانشگاه كابل بود و فرهنگ كوچكي دراين زمينه نوشته بود يادداشتي براي وي فرستاد. اين فرد را دکتر فرهنگ به ايران دعوت كرده بود و در دانشگاه ملي (شهيد بهشتي)و دانشگاه تهران به ايراد سخنراني پرداخت‎.‎
دکتر فرهنگ در كتاب "زندگي اقتصادي ايران" عبارتي گنجانده‌است كه در آن زمان داستان عقب افتادگي ايران را توضيح مي‌داد. در آن موقع سرتاسر اين خيابان اميريه به بالا، كاركنان بلديه آن زمان غروب ها چراغ‌هاي فانوسي را پرنفت مي‌كردند. هر روز از ? بعدازظهر، شروع به نصب اين چراغ‌ها در طول خيابان تا ايستگاه راه‌آهن مي‌كردند‎.‎
او در كتاب خود نوشت كه از ? بعدازظهر كه خورشيد در آسمان ساطع است اين چراغ‌ها روز را با نور زردرنگ خودشان نشانه مي‌گذارند در حالي كه وقتي به پايان خيابان مي‌رسيدند تاريكي تمام فضاي خيابان را فرا گرفته بود. اگر بخواهيم كه وضع را بهتر بكنيم با افزودن نردبان‌ها و زياد كردن كاركنان بلديه صورت نخواهد گرفت و تاريخ بر عقب ماندگي ما صحه خواهدگذاشت. براي بهبود اوضاع و اين كه با اشاره سرانگشتي شهري غرق در نور شود بايد ساختارهاي مملكتي را عوض بكنيم. اين نكته‌اي بود كه او در اين كتاب نوشت كه مورد اعتراض برخي نيز واقع شد كه آن را تند مي‌دانستند و تقريباً از اين زمان دستگاه با اوبا مشکلات زيادي مواجه شد‎.‎‏ به هرحال اين كتاب تمام جوانب اقتصاد ايران را در بر مي گرفت و يك كتاب دانشگاهي بود‎.‎

برخي از آثار دکتر منوچهر فرهنگ ‏

توسعه كشاورزي بين المللي، ويژگي اثر : پديدآورنده: كارل ايچر، جان استاتز، منوچهر فرهنگ (مترجم) ناشر: موسسه پژوهش‌هاي برنامه‌ريزي و اقتصاد كشاورزي - 1381 .‏
‏2- زبان عمومي و تخصصي مهندسي صنايع: ويژه داوطلبان آزمون كارشناسي ارشد گرايش‌هاي: صنايع - سيستم‌هاي اقتصادي اجتماعي - مديريت سيستم و بهره‌وري ويژگي اثر : پديدآورنده: سيداباذر نورحسيني، منوچهر فرهنگ (زيرنظر) ناشر: سنجش (وابسته به موسسه فرهنگي هنري سنجش) - 17 فروردين، 1387 .‏
‏3- سرگذشت يك علم، كالبدشكافي نظام آموزش علم اقتصاد در ايران، گفت‌وگو با برگزيدگان سه نسل از  ويژگي اثر : پديدآورنده: ميكاييل عظيمي، منوچهر فرهنگ (مترجم)، محمد اسمعيل مطلق (مترجم) ناشر: كوير - 1382 .‏
‏4- فرهنگ علوم اقتصادي: انگليسي - فارسي ويژگي اثر : پديدآورنده: منوچهر فرهنگ، ناشر: آسيم - 30 خرداد1386 .‏
‏5- فرهنگ فشرده علوم اقتصادي: انگليسي - فارسي ويژگي اثر : پديدآورنده: منوچهر فرهنگ ناشر: البرز - 30 آبان، 1385 .‏
‏6- قدرت و رونق: فزون رشدي كمونيستي و استبداد سرمايه‌داري، ويژگي اثر : پديدآورنده: مانكر اولسون، منوچهر فرهنگ (مترجم)، ناشر: موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي - 11 تير1385.‏
‏7- نظريه عمومي اشتغال، بهره و پول، ويژگي اثر : پديدآورنده: جان مينارد كينز، منوچهر فرهنگ (مترجم)، ناشر: نشر ني - 05 آذر 1387‏‎ ‎‏.‏‎ ‎

پيام‎ ‎دكتر منوچهر فرهنگ به اعضاي انجمن‎ :‎
‎   ‎
‎ ‎مي‌خواهم بگويم كه انجمن اقتصاددانان ايران يك نهاد معمولي نيست. در اينجا بزرگان علم اقتصاد در مقياس جهاني شركت كرده‌اند. اينها بايد كوشش كنند تا علم در ايران توسعه پيدا كند تا مردم از فرهنگ بهتري برخوردار شوند.‏‎ ‎به جوان‌ها هم مي‌خواهم بگويم فكر نكنند كه بنده يك نابغه بودم كه به اينجا رسيدم، نخير، بنده در سايه كوشش و استقامت بود كه به اين پايه رسيدم. راز پيشرفت من در زندگي و علم آموزي كوشش و پشتكار و استقامت و صبركردن بر سختي‌ها بوده است‎.‎
‎    ‎از اين جهت جوانان اگر در زندگي به مشكل بر مي‌خورند فكر نكنند كه دنيا سرآمده و راه ديگري وجود ندارد، استقامت و كوشش حلال مشكلات است‎.‎

راز توسعه نيافتگي ايران جهل است

دكتر فرهنگ راز توسعه نيافتگي ايران را در جهل است. ايران راه‌گريزي ندارد و بايد استقامت كند تا علم و علم آموزي و رفتار علمي نهادينه شود. الآن در جمهوري اسلامي جوانان ايراني توانستند ?? سد بزرگ و كوچك احداث كنند، آيا اين شوخي است فقط علم است كه مي‌تواند چنين دستاوردي داشته باشد. چرا اين مردم قبلاً اين كار را نكردند، چون علم اين كار را نداشتند، ايستادند، استقامت كردند و علم را آموختند، آنگاه به آبادكردن ميهن شان پرداختند‎.‎
دکتر فرهنگ در بين بزرگان علم اقتصاد جهان بينش و همه را خوانده و تقريباً با همه آشنايي داشته است و اكثر آنها مورد پسند وي بوده است. وي ‏‎ ‎مبادله نظريات اقتصادي ما بين اقتصاددانان ايران و جهان را راهي براي گسترش و بهينه سازي علم اقتصاد در ايران مطرح کرده است.‏
وي در مورد مشكل برنامه‌ريزي در ايران يا به تعبير ديگر برنامه‌گذاري در ايران معتقد بود‎ ‎‏ که يكي از چيزهايي كه براي برنامه‌ريزي علمي لازم است داشتن آمارهاي درست و اشخاص مطلع است. ما متاسفانه آمارهاي درست نداشتيم. چون تشكيلاتي در كشور براي اين كار وجود نداشت. در عين حال نظام‌هاي آموزشي و علمي ما هم جريان فراگيري نداشت و جوانان ما مثل اكنون اينقدر امكانات علم آموزي نداشتند. اينها قطعاً از توسعه نيافتگي كشور تاثيرگذار بوده و البته گذاشته است‎.‎
‎ ‎
‎    ‎
درگذشت دكتر منوچهر فرهنگ ‏

دبير انجمن اقتصاددانان ايران با بيان اينكه دكتر منوچهر فرهنگ بحق پدر علم اقتصاد ايران بود، از مراسم تشيع اين استاد در روز چهارشنبه صبح از مقابل بيمارستان فرهنگيان در خيابان شهيد باهنر خبر داد‎.‎
حميد ديهيم در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس با تأييد خبر فوت دكتر منوچهر فرهنگ گفت:‌ اين استاد بزرگ دوشنبه شب 5 بهمن 88 در منزل به علت كهولت و ايست قلبي در سن 90 سالگي بدرود حيات گفت و تشيع جنازه وي چهارشنبه صبح ساعت 8 از مقابل بيمارستان فرهنگيان واقع در منظريه شماره يك نياوران انجام خواهد شد.‏‎ ‎پيكر اين استاد اقتصاد پس از تشيع در قسمت فرهيختگان بهشت زهرا(س) تهران دفن خواهد شد‎. ‎

در مقطع زماني که دکتر منوچهر فرهنگ تحت فشار دستگاه‌هاي قبل از انقلاب اسلامي بود شعري سروده است که بدين مضمون‎:‎
‎    ‎گر پر و بالم شكني سر بكشم بر آسمان‎ ‎
‎    ‎ور سر و ساقم بزني، سايه زنم بر اين جهان‎ ‎
‎    ‎بحرم و بحر موج زا، ابرم و ابر اوج گير‎ ‎
‎    ‎از پي دانشم روان، وز پي دانشم روان
‎   ‎


دکتر منوچهر فرهنگ چراغ واستاد علم اقتصاد در ايران زمين ‏

از صداي سخن عشق نديدم خوش تر                                                    يادگاري که در اين گنبد دوار بماند
‏   آري دوستان، زندگي روانشاد دکتر منوچهر فرهنگ سراسر سخن عشق بود و آنچنان که خواجه شيراز لسان الغيب فرموده است، دکتر منوچهر فرهنگ که اينک چند صباحي است جسم خاکي او به افلاک پيوسته است، از خود چنان يادگاري برجا گذاشت که گذشت زمان را با آن سرو کاري نيست و تا چراغ علم اقتصاد در ايران زمين و در پهنه گيتي روشن است، صداي سخن عشق روانشاد دکتر منوچهر فرهنگ گوش جان انسان هاي شيفته علم و فرزانگي را نوازش خواهد داد.‏
‏    به باور من که از نيمه دوم سال 1344، بعد از بازگشت افتخارآميز دکتر فرهنگ پس از اخذ درجه دکترا از دانشگاه سوربن فرانسه در دانشکده حقوق دانشگاه تهران افتخار شاگردي آن بزرگ مرد را پيدا کردم و تا آخرين روزهاي عمر پر برکت او در انجمن اقتصاددانان ايران و همراهي او را داشتم، دکتر فرهنگ حقي بزرگ و فراموش نشدني بر گردن علم اقتصاد نوين ايران زمين را دارد. او در مقطعي که هنوز جامعه علمي ايران شناخت چنداني از دانشمندان علم اقتصاد و نظريه پردازي هاي اقتصاد معاصر جهان را نداشتند، با ترجمه و انتشار کتاب معروف نظريه عمومي جان مينارد کينز اقتصاددان پر آوازه نيمه اول قرن بيستم انگليس که نظريات اقتصادي او تا به امروز از اعتبار بالائي در جهان برخوردار است، خدمتي شايسته و ماندگار به جامعه استادان دانشجويان و دانش پژوهان اقتصاد کشور انجام داد و با اين کار راه را براي ورود تفکرات و انديشه هاي نوين اقتصادي به جامعه علمي و دانشگاهي کشور را فراهم ساخت.‏
‏     اما روانشاد دکتر فرهنگ به اين بسنده نکرد و در کنار اشتغال به تدريس در دانشکده هاي اقتصاد کشور و رياست دانشکده علوم اقتصادي و سياسي دانشگاه اقتصاد شهيد بهشتي (ملي سابق) با شناختي که از نياز روز افزون دانش آموختگان علم اقتصاد به معادل سازي براي واژگان، مضامين و اصطلاحات اقتصادي رايج در جهان داشت، با صرف چند سال ازسالهاي عمر پر برکت خود، آستين همت را براي تهيه و تدوين يک فرهنگ جامع اقتصادي از زبان انگليسي به فارسي بالا زد فرهنگي که با وجود گذشت چند دهه از تاريخ انتشار آن و ورود نظريه ها و تعابير جديد به عرصه علم اقتصاد هنوز تازگي و طراوت خود را حفظ کرده و به عنوان يک فرهنگ لغت مرجع مورد استفاده دانشجويان و دانش پژوهان علم اقتصاد است.‏
‏     فصل درخشان ديگري از زندگي زنده ياد دکتر منوچهر فرهنگ دنباله رو بودن روانشاد دکتر حسن پيرنيا در انجمن اقتصاددانان ايران بود که جمعي از برجسته ترين اساتيد اقتصاد کشور به عضويت آن در آمدند و با گذشت زمان به يکي از کانون هاي خلق انديشه هاي اقتصادي تبديل شد که مي توانست نقش بسيار موثري به عنوان بازوي مشورتي برنامه ريزان و سياستگزاران اقتصادي کشور ايفا کند که متأسفانه اين انجمن علمي نيز همچون خود زنده ياد دکتر فرهنگ مورد بي مهري قرار گرفت هر چند که دکتر فرهنگ با عزم و اراده راسخ خود تا آخرين سال هاي عمر پربارش به رغم کهولت و ضعف جسمي رياست انجمن اقتصاددانان و مشاور عالي سازمان پژوهش ها سازمان برنامه را برعهده داشت و اجازه نداد چراغ اين انجمن خاموش شود که يقيناً با همت شاگردان و ياران وفادار زنده ياد دکتر فرهنگ چراغ انجمن اقتصاددانان تا ساليان متمادي فروزان باقي خواهد ماند. در اينجا به عنوان يکي از شاگردان روانشاد دکتر فرهنگ و نيز به عنوان عضو هيأت مديره انجمن اقتصاددانان ايران وظيفه خود مي دانم از بذل مساعدت هاي اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران که از بدو تأسيس انچمن اقتصاددانان همکاري هاي لازم مبذول داشته اند سپاسگزار است.‏
‏     زنده ياد دکتر فرهنگ خدمات گرانبهائي در حوزه علم اقتصاد به جامعه دانشگاهي ايران زمين ارائه داد اما او نيز همچون بسياري از خدمتگزاران بزرگ اين سرزمين نه تنها پاداشي بايسته به خاطر خدماتش دريافت نکرد که از جهات دريافت حقوق بازنشستگي مورد بي مهري قرار گرفت که در دهه هاي آخر عمر آن اقتصاددان بزرگ با مشکلات اقتصادي دست به گريبان بوده است.‏
‏   تجليل شايسته ائي که بعد از در گذشت زنده ياد دکتر فرهنگ از او و از خدماتش به عمل آمد و مجالس ترحيم پرشوري که به منظور بزرگداشت آن عالم اقتصادي برگزار شد بهترين گواه برجايگاه والايي است که زنده ياد دکتر فرهنگ در قلوب دوستداران علم و فرزانگي ايران زمين داشته و خواهد داشت . ‏
‏     در پايان کلام لازم مي دانم از جناب آقاي دکتر نهاونديان رياست و سايراعضاي هيئت رئيسه محترم اتاق بازرگاني صنايع و معادن ايران به خاطر همکاري صميمانه با انجمن اقتصاددانان ايران در برگزاري مراسم بزرگداشت امروز داشته اند از سوي خود و کليه اعضاي انجمن سپاسگذاري وقدرداني کنم .‏
‏     همچنين اميدوارم شاهدروزي باشيم که بي مهري هايي که حقوق حقه زنده ياد دکتر فرهنگ را ضايع کرده بودند باسعه صدر مسئولان محترم نظام ودولت درحق خانواده وبازماندگان آن روانشاد به وجه احسن جبران شود.‏
‏     سخنم را با اين بيت ازکلام شيخ اجل سعدي عليه الرحمه به پايان مي رسانم که فرموده است :‏
سعديا مرد نکونام نميردهرگز                    مرده آن است که نامش به نکوئي نبرند
روحش،  ياد وراهش مستدام باد .‏
‏ هرگزنميردآنکه دلش زنده شد به عشق




[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390  ] [ 8:43 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

شناسایی و فهم دقیق اندیشه‌‏ها، آرا، افكار و عقاید هر اندیشمندی مستلزم آگاهی و شناخت نظام و مكتب فكری است كه اندیشمند مورد نظر بدان تعلق دارد . بنابراین جهت شناخت و تبیین اندیشه اقتصادی امام خمینی (ره) باید مكتب و نظام اقتصادی كه ایشان آراء و اندیشه های اقتصادی خود را در غالب آن ارایه نموده است ، شناخت. برای نیل به این مقصود بررسی مقایسه ای بین آراء و افكار و اندیشه های اقتصادی امام خمینی (ره) و مكاتب اقتصادی جهان ضروری به نظر می رسد . نوشتار حاضر در پی آنست كه با مطالعه و بررسی تطبیقی اندیشه های اقتصادی امام (ره) با مكاتب و نظام های اقتصادی به پرسش های بنیادینی چون 1- اساساً اندیشه های اقتصادی امام خمینی (ره) در قالب كدام یك از مكاتب اقتصادی قرار می گیرد ؟ 2- چه نسبت و رابطه ای ما بین آنها برقرار است ؟ 3- وجوه تشابه و اختلاف دیدگاههای  اقتصادی امام (ره) و مكاتب اقتصادی جهان كدامند ؟ و.... پاسخ دهد

 


اما قبل از پرداختن به مبحث اصلی ارایه پاسخی كوتاه و مختصر به آن دسته منتقدینی كه معتقدند امام (ره) فاقد اندیشه اقتصادی است ضروری به نظر می رسد . هر چند پرداختن به مسئله فرصت و مجال و مقال دیگری می طلبد و اریه ی بحثی مفصل در این باره از حوصله نوشتار حاضر خارج است ، در این جا فقط به ذكر و نكته اساسی در این باره بسنده می كنیم ( تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ) نكته اول اینكه ؛ در این باب كه امام خمینی (ره) صرفاً یك اندیشمند و متخصص امور اقتصادی نیست جای هیچ شك و شبهه ای نمی باشد . اما این امر بدان معنا نیست كه امام (ره) فاقد اندیشه اقتصادی است . و علی رغم این كه مجموعه ای منسجم و یكپارچه با موضوع صرف اقتصادی از سوی ایشان ارئه نشده است . لكن دیدگاه های حضرت امام(ره) را می توان ازمجموعه مفصلی از اندیشه ها و نظریات ایشان كه در قالب متون سخنرانیها ، استفتائات ، فتاوا ، بحث های علمی و... بیان شده است استخراج نمود

.

 اما نكته مهمتر دیگری كه به عنوان نكته ای رهیافتی می تواند راهنمای درك آراء و اندیشه های مختلف امام (ره) در ابعاد و زمینه های متعدد ( فرهنگ ،سیاست ، اجتماع و ... ) و از جمله اقتصاد قرار گیرد. آگاهی از نگرشی است كه امام خمینی(ره) به حوزه های مختلف داشته اند. و آن هم این كه ؛ اساساً امام (ره) نگرشی نظامند و سیستماتیك به حوزه های مختلف و از جمله اقتصاد داشتند و معتقد بودند كه حوزه های مهم سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی در یكدیگر تأثیر و تأثری متقابل داشته و عملكردی هم سوی آنها می تواند یك نظام اجتماعی تحت عنوان نظام اجتماعی اسلام را شكل دهد . به گفته ی ایشان " حل تمامی مشكلات و پیچیدگی ها در زندگی انسانها تنها با تنظیم روابط اقتصادی به شكل خاص حل نمی شود و نخواهد شد بلكه مشكلات را در كل یك نظام اسلامی باید حل كرد...." بنابراین امام(ره) از تك بعدی نگری و قرار دادن اقتصاد بعنوان اصل و اساس تفكر خود احتراز داشته اند كه در سطور بعدی اشاره بیشتری بدان خواهیم نمود.
اما پس از این مقدمه به بحث اصلی كه مقایسه تطبیقی آرا و اندیشه های اقتصادی امام (ره) با مكاتب و نظامهای اقتصادی است می پردازیم ؛ در این باره ابتدا باید اشاره كنیم كه بطور كلی و بصورت مكتبی می توان مكاتب اقتصادی را كه منجربه نظام اقتصادی شده اند به سه دسته تقسیم كرد ؛ 1- مكتب اقتصادی لیبرالیستی ( سرمایه داری ) 2- مكتب اقتصادی سوسیالیستی 3- مكتب اقتصادی اسلام . البته این نكته را متذكر می شویم كه تقسیم بندی فوق براساس ایدئولوژی و مبانی فكری انجام شده لذا از ذكر دیگر مكاتب كلاسیك، نئو كلاسیك و كینزی صرف نظر شده است .
علی رغم وجوه تعاریف و تعابیر گوناگون و متعدد از لیبرالیسم و سوسیالیسم به عنوان دو مكتب یا نظام اقتصادی در تعریفی بیانی ساده می توان اینگونه نوشت كه نظام سرمایه داری نظامی است كه در آن هدف اصلی دستیابی به بیشترین رفاه مادی و سود اقتصادی است و آزادی اقتصادی از وجوه مشخصه آن می باشد. اما سوسیالیسم سیستم اقتصادی است كه در آن مالكیت خصوصی ابزارهای تولید جای خود را به مالكیت دولتی یه همگانی شدن ابزارتولید می دهد و مكانیسم تخصیص عوامل تولید بگونه ای می باشد كه ارضاء خواسته های اجتماعی را به حداكثر می رساند . با ارائه این تعاریف به مقایسه دیدگاههای اقتصادی امام(ره) كه همان مبتنی بر مكتب اقتصادی اسلام است به دو مكتب عمد? اقتصادی جهان یعنی لیبرالیسم و سوسیالیسم می پردازیم در یك دیدگاه كلی و با نظری اجمالی اساسی ترین تفاوتی كه بین دیدگاه اقتصادی امام(ره) با مكاتب اقتصادی فوق الذكر جلوه گر می شود و در عین حال بنیادینی ترین تفاوت و وجه ممیزه دیدگاه امام (ره) با این نظامهاست. تفاوتی است كه ریشه در مبنای فلسفی نظامهای مذكور و نظام اقتصادی اسلام كه اندیشه های امام (ره) مهم از آن می باشد دارد. و انهم اینكه در نظامهای اقتصادی مبتنی بر لیبرالیسم و همچنین سوسیالیم ( با اندك تفاوتی در صورت ) اصالت از آن اقتصاد است و از آن به ( زیر بنا ) تعبیر می شود . اما مكتب اقتصادی اسلامی و در دیدگاه امام(ره) اقتصاد كاركردی ابزار گونه داشته و دارای اصالت نیست امام(ره) در این باره می فرماید : " نظر ما به اقتصاد نیست مگر به طور آلت نظر ما فرهنگ اسلامی است كه این فرهنگ اسلامی است كه این فرهنگ اسلامی را از ما جدا كردند...." و در جای دیگر می گویند " زیر بنا اقتصاد نیست ، برای این كه غایت انسان ،اقتصاد نیست. انسان زحمتكش فقط برای این است كه فقط شكمش را سیر كند یا جوانهایش را بدهد شكمش سیر شود و ذات انسان از اینجا تا نهایت ، انسان هست . این انسان مردنی نیست . انسان تا آخر هست ، و برنامه اسلام این است كه این انسان را جوری كند كه هم اینجا صحیح باشد و هم آنجا صحیح باشد ، راه مستقیم ، نه طرف شرق نه طرف غرب ، صراط مستقیم ، یك سرش اینجاست یك سرش در نهایت "
بنابراین اقتصاد در دیدگاه امام(ره) تنها وسیله ای است برای رسیدن اهداف تعالی اسلام با ذكر اساسی ترین تفاوت دیدگاه اقتصادی لیبرالیستی و سوسیالیستی در ادامه وجوه بارز اندیشه ی اقتصادی امام(ره) و تفاوت های آن با نظام های اقتصادی مذكور را بیان می كنیم :
1- استقلال نظام اقتصادی اسلام : به نظر امام(ره) ، نظام اقتصادی اسلان نظامی كاملأ مستقل و جدای از نظام های سرمایه داری و سوسیالیستی می باشد و جالب توجه این كه در برخی موارد نظرات اقتصادی امام(ره) با نظام های سرمایه داری هم خوانی نسبی دارد و در بعضی از مسائل قرابت گونه ای با سوسیالیسم ایجاد می كند اما در عین حال نه با سرمایه داری و نه با سوسیالیسم موافقت و مكارنت نداشته و هردو را محكوم می كند " یكی از اموری كه لازم به توصیه و تذكر است آن است كه اسلام نه با سرمایه داری ظالمانه و بی حساب و محروم كننده ی توده های تحت ستم و مظلوم موافق است ، بلكه آن را به طور جدی در كتاب و سنت محكوم می كند و مخالف عدالت اجتماعی می داند . گرچه بعضی كج فهمان بی اطلاع از رژیم حكومت اسلامی و از مسائل سیاسی حاكم در اسلام ، در گفتار و نوشتار خود طوری وانمود می كنند كه اسلام را طرفدار بی مرز و حد سرمایه داری غرب، مثل آمریكا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند ... و نه رژیمی مانند رژیم كمونیسم و ماركسیسم - لنینیسم است كه با مالكیت فردی مخالف و قائل به اشتراك می باشد ... بلكه اسلام ، یك رژیم معتدل با شناخت مالكیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالكیت و مصرف كه اگر به حق به آن عمل شود چرخ های اقتصادی سالم به راه می افتد و عدالت اجتماعی كه لازمه ی یك رژیم سالم است تحقق می یابد"
و در جای دیگر می فرمایند : " ما باید راه مستقیم اسلام را بگیریم كه آیا سرمایه داری تا چه حدودی در اسلام قبول شده است و اسلام درباره ی او چه می گوید ،و كمونیسم را اصلا اسلام قبول دارد یا قبول ندارد اگر یك مكتب انحرافی ما را در تحت تاثیر خودش قرار بدهد ، ما از اسلام غافل شده ایم " بنابراین یكی از اصول اساسی دیدگاه اقتصادی امام (ره) كه در عین حال آن را جدای از سایر مكاتب اقتصادی قرار می دهد اصل استقلال اقتصادی است كه بر مبنای اصول اساسی اقتصاد اسلامی قرار می گیرد و در این باره از متخصصین می خواهد با بهره گیری از اصول اقتصادی اسلام طرح جایگزین اسلامی بر سیستم اقتصادی نا صحیح حاكم ارائه دهند ایشان به كارشناسان توصیه می كند : " این به عهده ی علمای اسلام و محققین و كارشناسان اسلامی است كه برای جایگزین كردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاكم بر جهان اقتصاد ، طرح ها و برنامه های سازنده و در برگیرنده ی منافع محرومین و پابرهنه ها ارائه دهند ... " البته ایشان این امر را مستلزم حاكمیت اسلام دانسته و می گویند : " البته پیاده كردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصا برنامه های اقتصادی آن و مقابله با اقتصاد بیمار سرمایه داری غرب و اشتراكی شرق ، بدون حاكمیت همه جانبه ی اسلام میسر نیست ... "
2- مالكیت مشروع و نامشروع ( مالكیت محدود و میزان دخالت دولت در اقتصاد ) به عقیده ی اما مالكیت بر دو قسم است مشروع و نامشروع ، قید مشروعیت از دیدگاه ایشان چه در اصل پیدایش ثروت ، و چه در مورد ثروت های از پیش فراهم آمده . هردو باید رعایت گردد . در دیدگاه امام خمینی (ره ) از همان دیدگاه اسلام است مالكیت خصوصی محترم شمرده می شود كه از این لحاظ به لیبرالیسم نزدیك شده و از سوسیالیسم فاصله می گیرد اما این مالكیت محدود به حدود و مقید به قیودی می شود و هیچ گاه به صورت افسار گسیخته پذیرفته نمی شود اما در این باره چنین اظهار نظر می كنند : " مساله ی مالكیت به یك معنا ، مالكیت هم مشروع و مشروط محترم است . لیكن معنی این نیست كه هر كس هر كاری می خواهد بكند و مالكیت هر جا می خواهد پیدا بشود . مشروع بودن معنایش این است كه روی موازین شرعی باشد ؛ یا در كار نباشد مال مردم استثماربی جهت نباشد ... "
در نگرش امام(ره) ، مالكیت به صورت محدود و كنترل شده به رسمیت شناخته می شود كه این به نوبه ی خود منجر به رشد بخش خصوصی به عنوان یكی از مراكز اصلی سرمایه گذار در روند رشد اقتصاد می گردد كه این دیدگاه نیز با نظام لیبرالیستی نزدیكی پیدا می كند به اعتقاد امام (ره) حوزه هایی از اقتصاد را كه بخش خصوصی می تواند در آن فعال باشد باید به این بخش سپرده شود و دولت فقط باید نظارت كند ؛ ایشان در خصوص مرز میان اقدامات مردم و دولت می گویند :" دولت باید نظارت كند... در كالاهایی كه می خواهند از خارج بیاورند مردم را آزاد بگذارند آن قدر كه می توانند . هم خود دولت بیاورد و هم مردم ، لیكن نظارت كند براین كه یك كالایی كه بر خلاف مصلحت جمهوری اسلامی است بر خلاف شرع است آنها نیاورند این نظارت است هم چون نیت كه آزادشان كنند كه فردا بازارها پر می شود ازآن لوكس ها و از آن بساطی كه در سابق بود .راجع به تجارت راجع به صنعت راجع به این ها ، اگر مردم نمی توانند انجام بدهند دولت باید انجام دهد . كارهایی راهم كه دولت می تواند انجام بدهد و هم مردم می توانند انجام بدهند مردم را آزاد بگذارید فقط یك نظارتی بكنید كه مبادا انحراف پیدا شود مبادا یك وقت كالاهایی را بیاورند كه مخالف اسلام است مخالف با صلاح جمهوری اسلامی است این ومساله ای است كه بسیار مهم است "
همان طور كه از بیانات مذكور بر می آید امام(ره) به آزادی تجارت و حق مالكیت خصوصی معتقد بودند و وظیفه ی دولت را وظیفه ی نظارتی می دانستند اما نكته مهم در حدود و شروطی است كه ایشان برای تجارت و مالكیت قائل بودند و آن حدود و شروط هم در یك دیدگاه كلی ، اسلام و مصالح آن است یعنی آزادی در تجارت به شرطی كه بر خلاف قوانین و مصالح اسلام نباشد كه این امر وجه ممیزه ای است بین دیدگاه اقتصادی امام و نظام اقتصادی لیبرالیستی كه به آزادی مطلق در تجارت معتقد است .
امام (ره) درمورد میزان دخالت دولت در اقتصاد و تعیین وجوه و مصادیق آن در عین حالی كه به مالكیت خصوصی محدود و مشروع و آرادی مشروع تجارت معتقد بودند امام نسبت به بسیاری از فقها كه با استناد به قاعده ی ( درالناس مسلطون علی اموالهم ) حتی حق مالكیت دولت بر معادن را نفی می كردند اما امام(ره) دخالت دولت در برخی حوزه های خصوصی ، البته در جهت مصالح اجتماعی و اسلامی اعتقاد داشتند در این باب و از این نقطه نظر چه بسا به دیدگاه سوسیالیستی نزدیك تر می شوند به گفته ی ایشان حكومت می تواند هر امری را چه عبادی و یا غیر عبادی باشد كه جریان مخالف مصالح اسلام است از آن مادامی كه چنین است جلوگیری كند .
3- عدالت اجتماعی : عدالت اجتماعی به عنوان محور نظام اقتصادی اسلام از جایگاه ویژه ای در اندیشه و عملكرد اقتصادی امام (ره) بر خوردار است و امام (ره) تقریبا در همه ی سخنرانی هایشان از مستضعفان و طبقات پایین جامعه حمایت كرده است . عدالت اجتماعی از مولفه هایی است كه اندیشه ی امام(ره) را متمایز و ممتاز از آرا ء مربوط به نظام های اقتصادی لیبرالیستی و سوسیالیستی قرار داده و مرزبندی دقیق و روشنی بین آنها ایجاد می كند ؛ چون بر خلاف لیبرالیسم كه مبنای تخصیص منافع در آن نه عدالت بلكه میزان سرمایه بوده و عدالت اقتصادی بدین مفهوم جایگاهی در این نظام ندارد ، در اندیشه ی اقتصادی امام (ره) عدالت نقش محوری ایفا می كند اما در مورد سوسیالیست نیز تفاوتی مهم میان عدالت از دیدگاه امام(ره) و عدالت اقتصادی سوسیالیستی وجود دارد چون از دیدگاه امام (ره) معنی عدالت اجتماعی آن نیست كه همه ی مردم در نحوه ی زندگی و ثروت و سایر مزایای انسانی برابر باشند در حالی كه آنان در استعداد و كار دانی و كار كردن برابر نیستند ؛ بلكه معنی عدالت اجتماعی آن است كه هر كس به حق خودش برسد و در برابر قانون مساوی باشند و از منافع عمومی به یك نسبت بر خوردار گردند . در ادامه با ذكر فرازهایی از سخنان امام(ره) در مورد عدالت جایگاه و مفهوم آن در اندیشه امام (ره) روشن تر بیان می گردد ؛ " اسلام تعدیل می خواهد ؛ نه جلوی سرمایه را می گیرد و نه می گذارد سرمایه آن طور بشود كه یكی صدها میلیارد دلار داشته باشد و برای سگش هم اتومبیل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذكر ؛ و این یكی كه می رود پیش بچه هایش نان نداشته باشد . نمی شود ؛ این عملی نیست . نه اسلام با این موافق است نه هیچ انسانی با این موافق است . "
" اسلام برنامه اش است كه مابین فقیر و غنی - و نمی دانم - كرد و ترك ولی این ها فرق نگذارد ، همه برادر و همه برابر و برای همه است ."
" بنا نبوده است كه یك حاكمی وقتی حكومت كند یك جایی را از جای دیگر فرق بگذارد مگر آن وقت كه انحراف پیدا شد اگر همچون حكومتی ما فرض كنیم در یك كشوری پیدا شد كه نظر حاكم بر حسب تكلیفی مكلف است به طور تكلیف الهی موظف است به حسب قانون كه همه یكشور را با یك نظر نگاه كند در اجرای قانون مابین حاكم و محكوم یك جور باشد . در پروژه هایی كه درست می كنند برای تعمیرات برای هر چیزی ، همه جا مثل هم باشد ، به عدالت باشد "
" ثروت هایی عده ی معدودی استفاده جور بوده اند باز خواهیم گرفت . شرایط زندگی افراد محروم را بهبود خواهیم بخشید و ملت را در راه شرافت و فداكاری و به سوی یك جامعه ی آزاد و نوین رهبری خواهیم كرد "
" دشمنان می خواهند كه جیب ایشان پر بشود ؛ و اسلام جیب پر كن نیست اسلام با ضعفاست "
" اسلام با مستمندان بیشتر آشنایی دارد تا با آن اشخاصی كه چه هستند "
" اسلام كه پرچم دار آن پا برهنه گان و مظلومین و فقرای جهانند و دشمنان آن محلدان و كافران و سرمایه داران و پول پرستانند ، اسلامی كه طرفداران واقعی آن همیشه از مال و قدرت بی بهره بودند و دشمنان حقیقی آن ، زر اندوزانی حیله گر و قدرتمندانی بازیگر و مقدس نمایان بی هنرند "
" و آنها كه تصور می كنند مبارزه در راه استقلال و آزادی و مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد ، با الفبای مبارزه بیگانه اند و آنهایی هم كه تصور می كنند سرمایه داران و مرفه های بی درد ، با نصیحت و پند و اندرز تنبیه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان كمك می كنند آب در هاون می كوبند بحث مبارزه و رفاه ، بحث قیام و راحت طلبی بحث دنیا خواهی و آخرت جویی ، دو مقوله ای است كه هر گز با هم جمع نمی شود .و تنها آنهایی تا آخر خط با هم هستند كه درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند فقرا و متدینین بی بضاعت گردانندگان و بر پا دارندگان واقعی انقلاب هستند . ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا بر هر صورتی كه ممكن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ كنیم . "
در یك جمع بندی كلی از مباحث مطرح شده می توان چنین نتیجه گیری كرد كه اندیشه ی اقتصادی امام خمینی ( ره ) نه تنها مبتنی بر دو نظام اقتصادی بزرگ دنیا كه هر كدام به نحوی از انحاء بخش عظیمی از اقتصاد جهان را تحت سیطره ی خود قرار داده اند و تمامی سیستم های اقتصادی حاكم در دنیا زیر مجموعه ای از یكی از دو نظام مذكور به شمار می روند ، نیست . بلكه تفاوت و تنازع اصولی و بنیادین با آنها دارد . ماالكیت در اندیشه ی امام (ره) مالكیتی است مشروع و محدود . آزادی تجارت و اقتصاد وجود دارد اما نه به صورت غیر قابل كنترل نقش دولت در اقتصاد نقشی نظارتی است اما در عین حال مصادیق دخالت مستقیم دولت در اقتصاد مشخص شده است .
برخلاف لیبرالیسم عدالت اجتماعی و اقتصادی محور بنیادین اندیشه ی اقتصادی امام (ره) را تشكیل می دهد اما به مفهوم صحیح آن و نه آنگونه كه در نظام اقتصادی سوسیالیستی وجود دارد اینها همه اركان و مولفه های نظام اقتصادی مستقلی است به نام نظام اقتصادی اسلام ، كه اندیشه های امام(ره) مبهم از آن و مبتنی بر آن است ، پس اندیشه های اقتصادی امام (ره) نه لیبرالیستی است و نه سوسیالیستی ، بلكه اندیشه ای است مبتنی بر نظام اقتصادی اسلام




[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390  ] [ 8:23 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 21 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541556 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید