ه گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران (econews.ir)، با توجه به شرایط اقتصادی دو کشور آمریکا و چین، اختلافات دو کشور بر سر مسائل منطقه ای و بین المللی، تلاش چین برای رسیدن به یک ابرقدرت بلا منازع و قصد آمریکا برای عدم تحقق یک چین ابرقدرت، به نظر می رسد که باید در آینده اگر شاهد جنگ نظامی میان آمریکا- چین نباشیم حداقل منتظر جنگ اقتصادی میان این دو قدرت جهان باشیم.
پس از بروز بحران مالی در جهان، چین جزء معدود کشورهایی بود که به رغم مواجه با بحران، رشد اقتصادی را نیز تجربه کرد و مجامع بین المللی به ویژه آمریکا از مقامات چین خواسته بودند تا این کشور نیز با جامعه جهانی برای از بین بردن بحران مالی همکاری کنند.
اما به نظر می رسد که چین جنگی آشکار را علیه دلار آغاز کرده و با واحد پولی خود می خواهد ارزش دلار را در جهان به پایین ترین سطح برساند و بعید است در این مسیر عقب نشینی کند.
برخی از کارشناسان از آمریکا و چین انتقاد کرده اند که این دو کشور فقط به فکر سرو سامان دادن اقتصاد خودشان هستند و به بهبود شرایط اقتصاد جهان توجه ای ندارند. این کارشناسان بر این باورند که در این مقطع زمانی همگرایی جهانی میان کشورها برای حل و فصل چالشهای اقتصادی وجود ندارد و هر کشوری فقط به فکر منافع اقتصادی خود است.
برای نمونه در اروپا نیز عدم اتحاد میان کشورها وجود دارد. مقامات اتحادیه اروپا اخیرا پس از کش و قوس های فراوان توافق کردند که برای حل و فصل بحران بدهی و کسری بودجه در یونان به این کشور کمک کنند اما در اتخاذ این تصمیم همبستگی لازم میان اروپایی ها وجود نداشت و برخی کشورها از جمله آلمان با شرطهای مختلف این تصمیم را پذیرفتند.
آنچه مقامات چین بدان معتقدند، افزایش رشد اقتصادی این کشور و برداشتن هر گونه مانع در این مسیر است.
در واشنگتن صبر مقامات در مورد اینکه چین آماده است تا با سیاستهایش بیکاری را به آمریکا صادر کند، به پایان رسیده است ( نرخ بیکاری در آمریکا بیش از 10 درصد است).
سیاستهای اقتصادی چین باعث شده تا جمهوری خواهان و دموکراتها در این راستا متحد شوند. اخیرا پال کروگمن در مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز به این موضوع اشاره کرد که آمریکا تعرفه های گمرکی کالاهای وارداتی را به شدت افزایش دهد؛ همانگونه که ریچارد نیکسون رئیس جمهور اسبق آمریکا در مورد واردات از اروپا در سال 1971 انجام داد.
کروگمن معتقد است که چین به آمریکا در رونق هر چه بیشتر بازارش نیاز دارد. بله کروگمن درست می گوید؛ چین باید سیاستهای اقتصادی اش را تغییر بدهد اما افزایش ناگهانی تعرفه های گمرکی شکست کامل برای آمریکا محسوب می شود و منجر به این می گردد که بار دیگر اقتصاد جهان با رکود مواجه شود و سیاست حمایت از صنایع داخلی در برخی کشورها مجددا اجرا شود.
به گزارش الف،در این راستا به یک استراتژی هوشمندانه تر برای رسیدن به توافقی جهانی نیازمندیم. برای جلوگیری از هرگونه تقابل اقتصادی آمریکا- چین، کشورهای دیگر نیز باید در این مسیر همکاری کنند. اما با توجه به شرایط فعلی، تحقق این همکاری بین المللی تقریبا امکان پذیر نیست.
سالهاست که این موضوع را پذیرفته ایم که تجارت و جهانی سازی اموری اجتناب ناپذیر در جهان فعلی محسوب می شوند اما در این مسیر برخی کشورها به سیستم های جهانی احترام نمی گذارند و مسئولیت پذیری در قبال جامعه جهانی ندارند. بدین شکل نمی توان جهان را مدیریت کرد به همین جهت کشورهای دیگر باید به فکر تولید افزایش ظرفیت و نوآوری خود باشند تا بتوانند با چنین چالش های مقابله کنند. اجماع نظر فعلی در آمریکا این است که تنها تاکتیک قوی متقاعد کردن چین برای تغییر سیاستهای اقتصادی اش است. اما آیا به واقع این تاکتیک موثر خواهد بود؟
منبع
http://www.econews.ir/fa/NewsContent-id_126145.aspx


