« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



رئيس كميسيون شوراها و امور داخلي مجلس:
مجلس با كار مضاعف قوانين مسكوت را بررسي كند
جام جم آنلاين: سال 1389 از سوي رهبر معظم انقلاب به نام سال «همت مضاعف ، كار مضاعف» نامگذاري شده است، بر اين مبنا قواي سه‌گانه كشور از جمله قوه مقننه نيز در تلاش است براساس اين نامگذاري، اقداماتي را انجام دهد.

روح‌الله حسينيان ، نماينده تهران و رئيس كميسيون شوراها و امور داخلي مجلس در گفتگويي كوتاه با «جام‌جم» درخصوص اين نامگذاري و نقش مجلس به سوالات ما پاسخ داد كه آن را مي‌‌خوانيد.

نقش مجلس در تحقق نامگذاري كه از سوي مقام رهبري صورت گرفته چيست؟

وظيفه اصلي مجلس ، قانونگذاري است كه بايد بر مبناي اين نامگذاري بسياري از قوانيني كه از سال‌‌هاي دور در مجلس باقي مانده و هنوز به تصويب نرسيده، رسيدگي و تعيين تكليف شود تا با كار مضاعف در مورد آنها تصميم‌گيري شود.

به نظر مي‌رسد كميسيون‌هاي تخصصي مجلس كه محل مشاوره تخصصي در موضوعات مختلف و طرح‌ها و لوايح است بايد با افزايش ساعت كاري خود و با همت مضاعف بكوشند تا روند قانونگذاري سرعت گيرد.

در بعد نظارت كه وظيفه ديگر مجلس به شمار مي‌آيد، بايد بتوان اين وظيفه را كاربردي‌تر كرد و در مورد پروژه‌هايي كه اجراي آنها آغاز شده و به حالت نيمه‌تمام درآمده با دولت رايزني شود.مجلس بايد تلاش كند با ارزيابي مشكلات، مسائل را برطرف كند و چنانچه مشكلي در اجرا وجود داشت، سرعت امور را بالا ببرد.

نقش مجلس در كمك به دستگاه اجرايي براي تحقق شعار همت و كار مضاعف چيست؟

كليد آغاز پروژه‌هايي در كشور زده شده، اما آن‌طور كه بايد و شايد سرعت نگرفته و پيشرفت نداشته، بنابراين مجلس بايد با تلاش بيشتر علت را جستجو كند و چنانچه مشكل مديريتي، قانوني يا مالي وجود دارد، آن را با كمك دستگاه اجرايي حل كند و به نوعي مشكلات و موانع را برطرف سازد.

جهت رفع مشكلات مردم اعم از اقتصادي و معيشتي در اين سال، نقش مجلس چگونه است؟

مشكلات اقتصادي، مشكلاتي نيست كه به تنهايي يا با وضع قوانين بتوان آن را ساماندهي كرد. البته در طراحي و برنامه‌ريزي اقتصادي، راه‌حل هدفمندكردن يارانه‌ها كه از سوي دولت و مجلس در نظر گرفته شده، دارويي براي اين بيماري است كه چنانچه اجرايي شود و با همت 2 قوه به اجرا درآيد، اين بيمار مي‌تواند روي پاي خود بايستد.تحقق و اجرايي شدن سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي درخصوص آزادسازي اقتصادي از بخش دولتي به بخش خصوصي، از ديگر مواردي است كه بايد با تلاش مضاعف قوا پيگيري شود تا بخش ديگري از مشكلات اقتصادي برطرف گردد.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 3 تیر 1389  ساعت 10:42 PM نظرات 0 | لينک مطلب
توسط 2 نماينده تهران بررسي شد
تحقق همت مضاعف و کار مضاعف
جام جم آنلاين: آقاي اسماعيل کوثري و خانم دکتر زهره الهيان نمايندگان مجلس شوراي اسلامي راه ها و برنامه هاي پيش رو براي تحقق شعار همت مضاعف و کار مضاعف و مقابله با توطئه هاي دشمن را در يك 'گفتگوي راديويي مورد بررسي قرار دادند.

كوثري در خصوص برنامه هاي مجلس شوراي اسلامي براي تحقق هدف همت مضاعف و كار مضاعف كه از سوي مقام معظم رهبري اعلام شده گفت:  مجلس به نوبه خود اين کار را در دستور کار  قرار داده و مخصوصاً کميسيون ها مشغول بحث و بررسي در اين خصوص هستند و نتايج بدست آمده را به هيئت رئيسه ارائه مي دهند و در نهايت هيئت رئيسه نيز پس از  جمع بندي برنامه كاري را اعلام مي كند.

مقام معظم رهبري در سخنان اخير خود در سال جديد فرمودند : تقسيم ملت به دو گروه اقليت و اکثريت و قرار دادن آن ها مقابل يکديگر نقشه واضح بيگانگان براي ايجاد دو دستگي در ملت است . كوثري درخصوص نكاتي كه براي جلوگيري از بروز اينگونه دو دستگي ها بايد رعايت شود گفت:  در  روند اجرا بالاخره اختلاف سليقه و اختلاف نظر  وجود دارد اما  اگر بنشينيم در کنار هم و به صورت برادرانه  مسايل را حل و فصل كنيم و آنها را در جهت اهداف بلند
نظام مقدس جمهوري اسلامي ببينيم ، من فکر مي کنم اين مسائل اختلافي اقليت و اکثريت و اين طور  تقسيم بندي ها براي اختلاف  انداختن بين مردم يا مسئولين ، از بين مي رود و  پيشرفت خودمان را در کشور خصوصاً با همت بلندي که مقام معظم رهبري از مسئولين و مردم خواستند و همين طور کار مضاعف،آن وقت مي بينيم که خيلي راحت مي توانيم به آن اهداف بزرگ و بلندمان برسيم.

وي افزود: بين دو برادر هم مي بينيم در يک موضوعي اختلاف نظر بوجود مي آيد ، اما  روش برخورد مهم است و روش حل کردن اين موضوع و کنار آمدن با اين موضوع مهم است. 
 
خانم الهيان نيز پيرامون چگونگي جلوگيري از اين دو دستگي ها گفت:  مجلس و دولت در واقع تعامل و همراهي شان ثمراتي دارد که به اصل نظام و به منافع ملي بازمي گردد.  به نظر مي آيد که رفع ابهامات و اختلافات و اختلاف نظرها بين مجلس و دولت بيشتر نشست هاي مشترک و بحث ها و بررسي هاي کارشناسي و فني است و اگر دولت و مجلس به خصوص کميسيون ويژه و کميسيون هاي مرتبط جلسات بيشتري داشته باشند، مباحث با جزئيات بيشتر و با برنامه اي که دولت دارد مطرح شود، استدلالها آورده شود حتماً مجلس همراهي و حمايتهاي خود را در دولت خواهد داشت. 

وي همچنين در خصوص مبحث هدفمند كردن يارانه ها گفت: همانطور که مردم عزيز مي دانند و اطلاع و آگاهي لازم را دارند اجراي اين لايحه يکي از برنامه هاي اصولي و گام هاي بلندي است که براي اولين بار در طول اين سي سال  انجام مي شود و اين گام بلند نياز به همکاري  قواي سه گانه  و تمام ارکان نظام دارد، براي اينکه در اين
راستا مردم بيشترين منفعت را ببرند و کمترين مشکلات  براي مردم ايجاد شود. لذا دغدغه مجلس و دولت يکي است. منتها در روش و در اين که چه ابتكاري اتخاذ شود ، اختلافاتي که وجود دارد حتماً با جلسات کارشناسي و

نشست هاي بيشتر رفع خواهد شد که يکشنبه شب هم نمايندگان مجلس ميهمان رياست محترم جمهور بودند و يکي از موضوعات محوري اين نشست همين موضوع بود و الان شرايط  اماده براي پيشنهادات جديد و قاعدتاً راه باز است براي اينکه انشاءالله مجلس هم حمايتهاي بيشتري داشته باشد و در قالب پيشنهادات و اصلاحيه هايي که آورده مي شود در صحن علني، بتوان به يک نقطه نظر واحد و يک راهکار مشترکي رسيد.
 
الهيان پيرامون حوادث پس از انتخابات و اينكه آمريکا بدترين موضع را گرفته و رئيس جمهوري آمريکا اغتشاشگران و خرابکاران خياباني را به عنوان جنبش مدني معرفي کرده گفت:  بصيرت و آگاهي که مردم از خود نشان دادند و به
تعبير مقام معظم رهبري مردم در سال 88 خوش درخشيدند. قاعدتاً  تفسير وقايع و اوضاع را براي سياستمداران آمريکا و همچنين کشورهاي غربي مشخص کرد و آنها به خوبي مي دانند که در واقع آن جنبشي که در ابتدا به آن دل خوش کرده بودند و ميلياردها دلار صرف آن کردند ، چيزي نبوده که آنها تصورش را
مي کردند و امروز مي دانند
که به اين حرکت اغتشاشگران نمي شود اميدوار بود و طي اعترافاتي هم که داشتند برخي از عوامل داخلي که امروز به عنوان جاسوس براي «سيا» و سرويس هاي اطلاعاتي غرب دارند فعاليت مي کنند ، آن قدر که کشورهاي غربي بخصوص آمريکا و «سيا» خرج کردند در ايران نتيجه اي نگرفتند.

بحث تحريم ها هم  که نتيجه اي تا به حال نداده  و استقلال نسبي را براي ما به ارمغان آورده و حمله نظامي در معادلات آنها امروز جايي ندارد،به جهت اينکه شرايط منطقه را مي دانند و به نوعي از داخل و با جنگ نرم اميد دارند که بتوانند تغييراتي را ايجاد کنند که اين هوشياري جدي مردم و هوشمندي آنها و ولايت مداري آنها،اين حربه را هم خنثي خواهد کرد. 
 
کوثري نيز در اين خصوص گفت:  آمريکايي ها به دليل  عدم شناخت از مردم ما و رهبري و نيز با توجه به بصيرت مقام معظم رهبري و مردم  به هيچ نتيجه اي نخواهند رسيد.

وي افزود مردم که در صحنه باشند و نظام را از آن خودشان بدانند  قطعاً و يقيناً کسي نمي تواند در مقابل اين مردم عرض اندام کند لذا اين است که امريکاييها هميشه مي آيند با توجه به آن خبرهايي که توسط عوامل خودفروخته و وابسته به اينها داده مي شود بر اساس آن اخبار و اطلاعات ، يکسري توطئه ها را طراحي مي کنند ولي به لطف خدا، مردم با آگاهي خودشان  همه اين اقدامات را خنثي مي كنند .

راديو گفتگو



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 3 تیر 1389  ساعت 10:42 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف و كار مضاعف
ضرورت پيشرفت و عدالت
جام جم آنلاين: حجت الاسلام سيد محمود علوي نماينده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبري و حجت الاسلام محمدتقي رهبر رئيس فراکسيون روحانيون مجلس شوراي اسلامي با اشاره به سخنان نوروزي رهبر معظم انقلاب اسلامي و نامگذاري امسال به نام سال کار مضاعف و همت مضاعف ، اين نامگذاري را نشان دهنده نياز کشور و جامعه ما به اين واقعيت دانسته و اعلام کردند اين مسئله بايد يک اساس و پايه و شالوده اي حتي براي فکر کردن ما باشد. مشروح اين گفت و گو به اين شرح است:

راديو گفت و گو : حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب در آغاز بهار و در اولين روز سال نو در اجتماع عظيم زائران و مجاوران حرم مطهر ثامن الحجج حضرت علي ابن موسي الرضا (ع)  با تشريح زمينه ها و همه عرصه هاي مختلف تحقق  شعار سال جديد ، يعني همت مضاعف و کار مضاعف به تدوين عوامل و ضروريات پيشرفت و عدالت پرداختند.آقاي علوي تحليل حضرتعالي از بيانات رهبر معظم انقلاب در آغاز سال جديد چيست؟

علوي: همان طوري که سالهاي گذشته نامگذاري مقام معظم رهبري در مورد سالها را خالي از حکمت نديديم و همواره نامگذاريشان ناشي از يک حکمت هاي خاصي بود که بستگي به شرايط کشورمان داشت ، نامگذاري امسال  به همت مضاعف و کار مضاعف از سوي مقام معظم رهبري نشان دهنده نياز و ضرورت کشور و جامعه ما به اين واقعيت است. چرا که ما خواه ناخواه سال گذشته،،سال پايان يک دوره دولت اجرايي بود ، يعني دولت نهم و آغاز دولت دهم و اين طبيعي است که در پايان کار يک دولت و آغاز کار يک دولت تا شکل گيري دولت،خواه ناخواه کارها آن انسجام و آن شتاب و آن حرکتي را که بايد داشته باشد را ممکن است نداشته باشد و در نتيجه فرصتهايي  ازدست برود .

 همچنين شرايطي که بعد از انتخابات پيش آمد ، يک سلسله فرصت ها را بالاخره از دست ما گرفت و بخشي از نيروها و فکر و انرژي و برنامه ريزي مسئولين و دست اندرکاران را متوجه مسائل امنيتي کرد. اين نشان مي دهد که يک فرصتهايي از دست رفته و در جهت سازندگي کشور و براي پيشرفت امور بايد اين فرصت ها بازيابي شود و اين بازيابي فرصتها ، جز با يک همت مضاعف و کار مضاعف امکان پذير نيست. ما نامگذاري مقام معظم رهبري را به عنوان يک اشاره اي به نيازها و ضرورتها بايد تلقي کنيم و صرفاً زينت و زيور تابلوها و بيلبردها و يک سلسله کاغذهاي نامه ها و سربرگ ها نبايد شود بلکه بايد به عنوان يک اساس و به عنوان يک پايه و شالوده اي براي حتي فکر کردن ما باشد. يعني ما حتي در عالم تفکر براي حل مشکلات جامعه و پيشبرد مسائل کشور ، بايستي فکر بيشتري کنيم،عقلانيت بيشتري را به کار بگيريم و در جهت اجراي آنها انرژي بيشتري را به کار بگيريم که ان شاالله بتوانيم فرصتهاي از دست رفته را بازيابي کنيم.

با توجه به اينکه به هر حال به سمت چشم انداز 20 ساله کشور در حرکتيم و کشور ما در سال 1404 بايد به آن اهداف پيش بيني شده برنامه 20 ساله و در چشم انداز 20 ساله بايد برسد. ما اگر چنانچه فرصتها را از دست بدهيم و آنها را جبران نکنيم و همت و تلاش مضاعفي را به کار نگيريم ، عملاً تحقق آن چشم اندازها و دستيابي به آن آرمانها چيز ممکني نخواهد بود. اين است که مقام معظم رهبري با در نظر گرفتن چشم انداز 20 ساله و فرصتي که ما تا چشم انداز در پيش داريم اين نحوه حرکت کنوني و سال گذشته را کافي نمي بينند و نياز به اين مي بينند که بايد فکر بيشتر،کار بيشتر،تلاش بيشتر صورت بگيرد. و ان شاالله بتوانيم به آن چشم اندازها برسيم.

راديو گفت وگو: آقاي محمدتقي رهبر نظر شما در اين خصوص چيست: 

 تعبير من اين است که اعلام  اين سال به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف يک سياست راهبردي براي نظام است .  سياست راهبردي ما اين است که ما در جهت ارتقاء کشور از بعد علمي،اخلاقي، آقتصادي ، چشم اندازي را در پيش داريم که برادر عزيزمان هم مي فرمودند  که ما در سال 1404 مي خواهيم در سطح عالي در خاورميانه باشيم و اين استعداد در کشور ما وجود دارد.

 کما اينکه ما در اين سال ها بحمدالله در ابعاد مختلف علمي و ارتقاء سطح علمي کشور،موفقيتهاي بزرگي داشتيم.دانشمندان ما،محققين ما و مسئولين ما همه تلاش کردند. فرمايش آقا اين است که ما نبايد به اين مقدار قانع باشيم. همت مضاعف ؛ يعني همت را بالا ببريم. همانطور که خودشان هم فرمودند در حقيقت بالا بردن همت ، ارتقاي همت و کار بيشتر کردن و اگر ما به اين مقدار قانع شويم،اينجا درجا مي زنيم.

ما بايد همچنان افق چشم انداز را مد نظر داشته باشيم،اين سال دومين سال دهه پيشرفت و عدالت است. ما  براي پيشرفت بيشتر بايد تلاش کنيم . و اين هم همت مي طلبد هم تلاش مضاعف مي طلبد. و يک نکته اي که مي خواهم عرض کنم،در حقيقت ما به آنچه شعار مي دهيم بيشتر  عمل كنيم.

 سال قبل را مقام معظم رهبري،سال اصلاح الگوي مصرف معرفي فرمودند. امسال هم يک اشاره داشتند به اين موضع که به نظر من آن طوري که انتظار مقام معظم رهبري بود عملي نشد. به اين معنا که در آينده هم بايد تلاش بيشتر کنيم،همت بيشتري داشته باشيم. بيشتر از آنچه مي گوييم عمل کنيم ، در جهت عدالت،پيشرفت عدالتي که ما الان در دهه چهارم انقلاب قرار داريم،واقعاً عدالت اجتماعي را در سطوح مختلف کشور بوجود بياورم.

دولت ما،مجلس ما،مسئولين ما،در تدوين قوانين در اجراي قوانين در جهت خدمت کردن به مستضعفين جامعه،ارتقاي سطح صنعت، ارتقاي کشاورزي ،الان مشکلاتي داريم تلاش بيشتري کنيم.

راديو گفت و گو:  پس از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي رسانه هاي مختلف خارجي ، اظهار نظرهاي متعددي در اين رابطه داشتند. که در اين اظهار نظرها به بخشي از سخنان ايشان درباره امريکا هم اشاره داشتند. نظر شما درباره اين بخش از سخنان مقام معظم رهبري چيست؟ 

حجت الاسلام محمد تقي رهبر: به نظر من در بحث همت مضاعف و كار مضاعف بيش از اين ما نياز به گفت و گو نداريم.ما بايد باز به سمت عمل پيش برويم. در مورد برخي مسائلي مثل سياستهاي امريکا ، بايد بگويم آمريكا نمي خواهد با کشوري تعامل عادلانه اي داشته باشند و بنابراين چهره اين دولت و آن دولت براي ما هيچ فرقي نمي کند و در همين مدتي که ما دولت جديد دموکراتها را مي بينيم سرکار آمدند،مي بينيم که از تغيير هيچ خبري نيست حتي  موضع گيريهاي امريکا در سال گذشته در قضيه انتخابات واقعاً براي اينها رسوا کننده و سند محکوميت بود،دخالت در امور کشور ، تحريک کردن ضد انقلاب.

مفاد بيان آقا اين است که ما مسئولين نظام  فريب اين تظاهرات دولت جديد را نخورند که اين دست فولادي است که در دستکش مخملي رفته همانطوري که بارها تعبير فرمودند.  هر کشوري که با ما تعامل منطقي داشته باشد با او خواهيم داشت،ما با سياستهايي که اين دولت و دولت قبلي و اصولاً سياستهايي که حاکميت صهيونيستي دارد آن را اداره مي کند ، ما نبايد فريب آن را بخوريم.

وقتي چنان محکم و استوار در مقابل توطئه ها بايستيم ، براي ارتقاي کشور تلاش کنيم ، دست مخملي که داخلش دست چدني است ما را فريب ندهد.

البته يک جمله ديگر هم عرض کنم که حالا مطالب آقا را تماماً ديده باشيم. سال گذشته را آقا سال ملت و درخشيدن ملت اعلام فرمودند و چقدر جالب بود ، واقعاً ملت بزرگ ايران که هميشه نظام و همه ما مديون اين ملت هستيم ، واقعاً درخشيدند ، واقعاً حضور آگاهانه داشتند ، واقعاً با بصيرت به عرصه آمدند ، واقعاً توطئه ها را خنثي کردند و اينها عبرت شود هم براي بيگانگان هم براي کساني که تحت تأثير پاره اي از القاعات دشمن قرار دارند.  در حقيقت بايد بگوييم پيشتاز حرکتها ملت بزرگ ما هستند.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 3 تیر 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف و كار مضاعف
افزايش سرعت پيشرفت علوم و فنون
جام جم آنلاين: شبکه راديويي گفتگو با توجه به نامگذاري سال 1389 بنام سال همت مضاعف و کار مضاعف ازسوي مقام معظم رهبري ، تعدادي از برنامه هاي خود را به بررسي علل انتخاب امسال به اين نام و همچنين نقش همت و کار مضاعف در توسعه بخش هاي مختلف کشور اختصاص داده است. يکي از محورهاي مورد توجه بررسي تاثير همت و کار مضاعف در پيشرفت علمي و فناوري ايران است. به همين مناسبت سه تن از دست اندرکاران حوزه علم و فناوري (دكتر محمد سعيد جبل عاملي ، رئيس دانشگاه علم وصنعت ، دكتر رضا روستا آزاد ، معاون پژوهشي دانشگاه صنعتي شريف و دكتر سيد اميد رعنايي ، رئيس مركز صنايع نوين وزارت صنايع و معادن) به بررسي نقش همت و کار مضاعف در افزايش سرعت پيشرفت علمي کشور پرداختند.

متن اين گفتگو به شرح زير است.

راديو گفت و گو: چرا امسال سال كارمضاعف و همت مضاعف نامگذاري شد؟ آيا در برهه زماني خاصي از انقلاب به سر مي بريم  يا يك تلنگري است براي اينكه افراد و سازمانها و مسئولين همت بيشتري را در كار داشته باشند؟

دکتر روستا آزاد: حتما در اين قضيه مقام معظم رهبري تحليل ها و مستنداتي دارند كه اين نامگذاري انجام شده است. از ديد سيستميك وقتي كه يك جامعه و مجموعه اي در هر جايي باشد مي خواهد هدفي را دنبال كند طبيعتا فازهاي مختلفي را دنبال مي كند و هر كدام از اين فازها هم اقتضاي خودش را دارد اگر ما مجموعه جامعه ايران اسلامي را بخصوص بعد از سه دهه انقلاب دنبال كنيم فرازهاي مختلفي داشته. الان جامعه به وضعيتي رسيده كه شاخص هاي خيلي خوبي را ( كانون هاي بين المللي عنوان مي كنند) دارد.

مثلا طيف جوان در جامعه ما الان يك درصد قابل توجه اي را دارد و تمام مانبع مستقل دنيا نيز مي گويند نرخ رشد علم در ايران يازده برابر متوسط جهاني شده  با توجه با تمام محدوديتهاي كه وجود دارد و در تحريم هستيم. در بعضي جاها اين قضيه را هشدار مي دهند يعني كشوري با اين تاريخ و جمعيت و وسعت و منابع استراتژيك و با اين شاخص عملكرد خطرناك است ديدگاها آنها اين است كه اگر امروز اين كشور مهار نشود فردا دير است. مجموعه از اين عوامل را كنار هم بگذاريد اينگونه است كه  جامعه ايراني يك جامعه جوان ، پويا و با پتانسيل و با يك چشم انداز است. روشن است وقتي يك سيستمي به اين فضا مي رسد مفهوم آن اين است كه اگر همتش و عزمش را چند برابر كند  دستاورد هايش خيلي عظيم خواهد بود و قدمهاي بلندي را در زمان كوتاه بر مي دارد.

مثل دونده اي است كه كل مسير را رفته و اگر انرژي بيشتري خرج كند دستاورد آن جلو افتادن از بقيه است. با توجه به چشم انداز 1404 كه چشم انداز 20 ساله تنظيم شده و مي خواهيم در دنيا شان خودمان را داشته باشيم در زماني كه دنيا با ركود اقتصادي مواجه بوده ما سال گذشته با رشد اقتصادي 4-5 درصد بيشتر مواجه بوديم در حالي كه كشورهاي اروپايي رشد اقتصادي صفر و يا منفي داشتند. اين شاخص هاي علمي و اقتصادي و... مي گويد كه اگر فرصت را درك كنيم و اهتمام همت بيشتري داشته باشيم دستاوردهاي خيلي عظيمي خواهيم داشت و در دنياي رقابت بين المللي اگر جلو بي افتي ديگر جلو افتادي. فكر مي كنم شايد يكي از دلايل خيلي مرتبط با اين نامگذاري همين موضوع باشد.

راديو گفت و گو: يك مساله اي كه هميشه در پيشرفت علم و دانش مطرح بوده بحث ارتباط صنعت و دانشگاه بوده است در حال حاضر شما اين رابطه را چگونه مي بينيد؟

دکتر رعنايي: فكر مي كنم ما در مقطع خيلي خوبي هستيم و در اين حركت روبه جلويي كه كشور در سالهاي اخير داشته در بحث ارتباط صنعت و دانشگاه ما پيشرفت هاي خيلي خوبي داشتيم يعني مباحث اوليه كه اقتضاي آن زمان هم بوده اينها را پشت سر گذاشتيم و ادبيات ما در اين ارتباط تغيير كرده و بيشتر به كارهاي كاربردي و كارهاي محصولگرا و نياز صنعت و توجه دانشگاه به نياز صنعت توجه كرديم.

 بحث توليد علم و توليد مقاله مباحثي بود كه در سالهاي گذشته بيشتر مطرح مي شد و لازم هم بود كه كشور در اين حوزه ها رشد مي كرد. الان در اين چرخه نوآوري كه از ايده تا محصول است را پشت سر گذاشتيم و همزمان با توليد علم بحث پژوهش هاي كاربردي است و اينكه توجه داشته باشيم و صنعت را مد نظر قرار دهيم و الحمدالله وزارت صنايع و بخش صنعت ارتباط خوبي با دانشگاهها برقرار كرده اند.

راديو گفت و گو: شما تائيد مي كنيد صحبتهاي آقاي دكتر رعنايي را كه صنعت و دانشگاه از نظر ارتباطي وضعيت خوبي دارند؟

دکتر جبل عاملي: اينكه فرمودند آن دوران گذشته را پشت سر گذاشتيم و الان هم دانشگاه و هم صنعت به يك بلوغي رسيدند و اينكه به هم نياز دارند قابل قبول است و اينكه دانشگاه و صنعت تا حد زيادي به هم ارتباط دارند در كشور ما، يعني الان صنعت ما دانشگاهها را خوب مي شناسد و دانشگاه ها هم تا حد زيادي مشكلات صنعت را مي شناسند اين هم قابل قبول است اما ما بايد گامهاي اساسي تري برداريم براي اينكه آن چرخه اي كه اشاره فرمودند در آن چرخه موثرتر باشيم يعني بايد يك ارتباط قوي تر و سازمان يافته تري بين دانشگاه و صنعت برقرار شود. ما اعتقاد داريم كه دانشگاهها الان در شرايطي قرار گرفتند كه مي توانند ماموريتهاي تحقيقاتي بزرگ از بخش صنعت را بپذيرند. يعني صنعت متقاضي تحقيقات در حوزه خاص باشد يعني اينكه ارتباط صنعت و دانشگاه صرفا  براي حل مشكلات روزمره صنعت برقرار نشود اين همان چيز سنتي است كه ما تقريبا پشت سر گذاشتيم بايد از آن عبور كنيم.

يعني دانشگاه بعنوان يك كلينيك صنعت عمل نكند بعنوان مركزي كه بخواهد خدمات مشاوره اي يا خدمات فني مهندسي بدهد بلكه دانشگاه در جايگاه خودش با صنعت تعامل برقرار كند يعني تا يك مرحله اي از چرخه نوآوري تا توليد را دانشگاه وظيفه مامورت دارد وما خواستار بازشناسي اين ارتباط هستيم.

راديو گفت و گو: مثلا اگر جزئي وارد شويم دفاتر صنعت و دانشگاه را مي بينيم كه سالهاست در دانشگاه ها مستقر هستند اما هم دانشجويان و هم اساتيد گلايه دارند كه اين دفاتر خيلي موفق نبودند و بسياري از پروژه هايي كه در دانشگاه انجام مي شود معمولا راهي به صنعت پيدا نمي كند فكر مي كنيد چگونه مي شود اينرا تقويت كرد؟

دکتر جبل عاملي: البته يك بخشي از پروژه هايي كه در دانشگاهها صورت مي گيرد تحقيقات پايه اي و بنيادي است و جزء ماموريت هاي دانشگاهها بايد باشد اما آنچيزي كه مهم است اين است كه مراكز تحقيق و توسعه اي كه در صنعت بايد شكل بگيرد هنوز به آن صورت ، شكل نگرفته است و دراين مراكز تحقيق و توسعه بايد محققين دانشگاه و كارشناسان صنعت با هم تعامل جدي تري داشته باشند و همينطور بايد صنعت در دانشگا ه ها پايگاه هاي تحقيقاتي و پژوهشي ايجاد كند يعني صنعت متقاضي اين باشد كه با توجه به قابليت ها و پتانسيل هايي كه در دانشگاهها است در دانشگاه پايگاه براي خودش ايجاد كندو خودش براي تحقيقثات صنعتي سرمايه گذاري كند.  اين الگو آرام آرام در كشور دارد شروع مي شود. من معتقدم كه بايد اولويت هاي تحقيقاتي بخش صنعت توسط متخصصين  صنعت و دانشگاهها با هم تعريف شود.

اولويت بندي شود و بعد بر اساس قابليت ها هركدام از دانشگاهها كه در هر زمينه اي دارند مامورت هاي تحقيقاتي ويژه به آنها  واگذار شود تا يك بخشي از اين چرخه فن آوري را دانشگاهها بتوانند انجام دهند تا ايده تبديل شود به مرحله اي كه بايد تجاري سازي شود و بايد در بخش صنعت و در توسعه صنعتي كشور كار كنيم نه اينكه صرفا دانشگاه دفتر ارتباط با صنعت داشته باشد كه پروژه اي را تعريف كند واز طريق آن پروژه بتواند مشكلي را حل كند بلكه دانشگاه با پتانسيل هاي زيادي كه دارد در حوزه نوآوري ، توسعه محصول ، توليد محصولات جديد و افزايش بهره وري و اثر بخشي در صنعت بطور جدي تر وارد شود و كار كند و تعامل كند بنابراين ما هم نيازمند اين هستيم كه مراكز تحقيق و توسعه را در بخش صنعت فعال كنيم كه توسط دانشگاهيان بايد صورت گيرد و هم  مراكز پژوهشي كه به سفارش صنعت و براي رفع نياز هاي صنعت بايد در دانشگاه ها ايجاد شود و سرمايه گزاري شود از طريق صنعت كه اينجا يك عامل سوم را هم مي خواهيم با توجه به ساختار حكومت خودمان و آن هم دولت است يعني دولت بخش هدايت ، نظارت و نقشي كه بدنبال نظارت توام با مقررات زدايي باشد نه نظارت توام با اعمال مقررات جديد و محدود كردن را برعهده داشته باشد.

راديو گفت و گو: در وزارت صنايع و معادن چه كارهايي براي اعتماد سازي بين صنعت و دانشگاه انجام شده است . مثلا شاهد بوديم كه پاركهاي علم و فن آوري فعاليت خودشان را آغاز كردند و... اينگونه واحدها چقدر مي توانند به ما كمك كنند؟

دکتر رعنايي: مباحثي كه آقاي دكتر فرمودند بسيار به جا است و ما معتقديم كه كاملا اين ارتباط ايجاد نشده و دائما در حال رشد اين تعامل هستيم .براي اين تعامل حوزه تحقيق و پژوهش حوزه اي است كه نمي شود يك قالب كلي براي آن در نظر گرفت شايد يكي از روشها روش ايجاد دفاتر بوده در دانشگاهها نمي توان گفت اين روش كاملا شكست خورده است. اثراتي داشته خوب هم جواب داده بايد بسته به نوع پژوهش و پارامترهاي بسيار زيادي كه وجود دارد مدل هاي مختلفي را تعريف كرد ما سعي كرديم در وزارت صنايع اين مدلها را تعريف كنيم براي بعضي پروژه ها سعي كرديم ايجاد كنسرسيوم بكنيم .ما معتقديم كه در بعضي از حوزه ها از جمله مبحث مديريت پژوهش كه خيلي نقاط ضعفي در اين حوزه در كشور داريم بايد بيشتر كار كنيم.

در تعامل بين دانشگاهيان  باهم يعني ايجاد تعامل و همكاري كه بتوانند با هم كارهايي را انجام دهند و ارتباط آنها با صنعتگران براي همين آمديم مدل كنسرسيومي را تعريف كرديم يعني پايگاههاي فن آوري را ايجاد كرديم كه در اين پايگاههاي فن آوري استفاده كننده نهايي كه بخش صنعت است آمده دخيل شده در پروژه بخشهاي مختلف دانشگاهي كه مثالهايي داريم از اينها كه چند دانشگاه حتي تا 9 دانشگاه در سطح كشور با هم آمدند بخش تحقيقي يك پروژه را انجام مي دهند و بعد بخش سرمايه گزاران است كه چند دستگاه اجرايي كه الان ما وزارت نفت و معاونت علمي با هم پروژه اي را اعمال مي كنيم پروژه زيادي در اين حوزه دارد شروع مي شود.

در بعضي از پروژه ها اين مدل جواب مي دهد و در بعضي جواب نمي دهد. براي همين مدل تحقيقات صنعت محور، يك مدل ديگري است در صورتي كه صنعت اعلام نيازي داشته باشد و دانشگاه بتواند آن نياز را برطرف كند وزارت صنايع تا 80% هزينه هاي آن پروژه را پرداخت مي كند. مدلي كه آقاي دكتر فرمودند كه آرندي بخش صنعت بايد تقويت شود ما اين خلاء را احساس كرديم و گفتيم كه اگر آرندي بخش صنعت خودش بگويد كه من مي توانم با كمك دانشگاه مشكلي را حل كنم ما مدلي داريم تحت عنوان حمايت از آرندي بخش خصوصي، تجاري سازي يافته هاي پژوهش ، حمايت از پايان نامه هاي تحصيلات تكميلي كه تقريبا با درصد زيادي الان ما با دانشگاهها اين مدل را اجرا كرديم و خوب هم جواب داده  با مدلهاي مختلف سعي مي كنيم اين ارتباط را برقرار كنيم و قطعا خلاءهايي هم وجود دارد و دائما در صدد اين هستيم كه اين اشتباهات را پوشش دهيم.

راديو گفت و گو: در برخي از كشورهاي توسعه يافته مي بينيم كه مراكز صنعتي حتي با دانشگاه هاي علوم انساني ارتباط بسيار خوبي دارند در ايران ارتباط بين دانشكده هاي علوم انساني و مراكز صنعتي چگونه است؟

دکتر روستا آزاد: مثلا در حوزه پزشكي اگر دانش و فن آوري علم مربوط به درمان بيماري سل رشد مي كند ابتداي قضيه اين است كه كسي كه اين عارضه را دار د به پزشك مراجعه مي كند و پزشكان در طول تاريخ با تحقيقاتي كه صورت داده اند عامل اين بيماري و نحوه مبارزه با آن كه در آمده از دانش و تجربه كار را دارند اگر آن كسي كه بيمار است به پزشك مراجعه نداشته باشد طبيعتا اين اتفاق نمي افتاد.

در حوزه بخش هاي اجرايي بصورت عام كه نهادينه است گام اول اين است كه اين دستگاه خودش را بخواهد ارتقاء دهد و ارتقا دو گونه است كه يكي بتواند مسائل ريز و درشتش را حل كند و دوم ارتقاء عمودي است كه بخواهد تحول ايجاد كند در روش خودش. اگر كارخانه اي در فضاي تغييرات خودش فعال نباشد نمي توان انتظار داشت كه دانشگاهها بخواهند پشتوانه علمي و تحقيقاتي از آن كنند.

اگر در اين دو حوزه فعال باشد دانشگاه مي تواند سرويس دهي كند البته در ايران اينگونه مي شود ولي در خارج شركت هاي مهندسي هستند كه اين نيازها را برطرف مي كنند ارتقاهاي عمودي و تحولات جدي كه رهبري در بازديدي كه از نمايشگاه دستاوردهاي وزارت دفاع مطرح كردند به اين عنوان كه اگر شما كپي كاري بخواهيد بكنيد  تحت عنوان مهندسي معكوس خيلي از دستاوردهاي صنعتي نظامي غربي ها دنيا را بخواهيم ايجاد كنيم كار خيلي خوبي است ولي اين كار هميشه ما را يك خط عقب نگه مي دارد  ما بايد ارتقاهاي تحولات عمودي داشته باشيم دستاوردهايي داشته باشيم كه از آنها جلو بيفتيم تا بتوانيم دست برتر داشته باشيم دو جنس متفاوت است در يك حوزه مي گوييم ارتباط با صنعت از طريق دفتر ارتباط با صنعت در يك حوزه مي گوييم مديريت فن آوري اين دو كانون و نهاد مختلف در دانشگاهها هستند .

بايد بدانيم كه دفتر ارتباط با صنعت نقشش چيست و مديريت فن آوري نقشش چيست كه الان هم دروزارت علوم و هم در دانشگاهها ايجاد شده است.

سلسله جنبان و حلقه اولي كه همين حركتها را در همه جاي دنيا ايجاد مي كند صنعت است. در همين رابطه با توجه به اينكه بخش اصلي صنعت ما دولتي است در اين قضيه مثلث ارتباط صنعت ، دانشگاه ، دولت،  دولت يك نقش دوگانه اي دارد. اولا صنعت دست دولت است و ثانيا دولت از طريق سيستمهاي ستادي بايد اينها را به هم مرتبط كند و توفيقات خوبي در اين قضيه در حوزه وزارتخانه هاي ما مثل وزارتخانه نفت، دفاع و... داشتيم.

بخشي از صنايع كه منتقل مي شود به بخش خصوصي به نظر من وضع بهتر مي شود بخش خصوصي با توجه به اينكه فضاي رقابتي مي بيند بهتر وارد اين صحنه مي شود. متاسفانه بخش خصوصي نسبت به تحقيق و توسعه بي ميل است و ظاهرا بيشتر منتظر اين هستند كه كسان ديگري جاهاي ديگر هزينه كنند و اينها از دستاوردهاي آنها و گاهي وقتها بصورت غير قانوني استفاده كنند بنابراين در بخش خصوصي ما آن سلسله جنبان كه آرندي صنعت و بخش اجرايي است از هر ديدگاهي ضعيف است و در بخشهاي دولتي مقداري راه افتاده با توجه به فعاليتهايي كه سالهاي گذشته بوده و توفيقات خوبي در اين زمينه ايجاد شده وضع مقداري بهتر است. 

بصورت عام در زمينه ارتباط صنعت و دانشگاه و تحول زايي بايد به آن توجه كرد كه در زمينه خاص حوزه هاي نيروي انساني بايد گفت كه سيستم مديريت در يك شركت، سيستم مسائل و مناسبات حقوقي آن ، مسائل فرهنگي حاكم بر پرسنل آنها امثال اين ملاحظات مسائل علوم انساني هستند كه بايد در يك شركت لحاظ شود . متاسفانه در اين قضيه دستگاههاي اجرايي و بخشهاي صنعتي ما مقداري عقب تر هستند ارتباط در حوزه هاي فني مهندسي و تكنولوژيك بهتر است تا در حوزه هاي علوم انساني. ما با توجه به منابع غني علوم انساني اسلامي كه داريم در اين قضيه حرف براي گفتن داريم. اگر در اين بحث چه با دانشگاهها و چه با حوزه هاي علميه كه دسترسي بهتري دارند به منابع غني اسلامي و منابع بسيار وجود دارد در مسائل علوم انساني، مديريت ، حقوق و... طبيعي است كه دوست نداريم در بخش صنعت وقتي تحولات خوبي انجام مي شود اين همراه با يك نوع ايجاد سردي ، بي روحي باشد.

در خيلي از جاهايي كه صنعت خيلي رشد بالايي كرده مثل سوئد يا سنگاپور مي بينيم كه آمار خودكشي خيلي بالا است. دنياي سرد و بي روحي صرفا متكي بر تكنولوژي و فضاي ماشيني است  اينها مسائلي است كه مهم است. دنياي تكنولوژيك غرب دو جنگ جهاني خانمانسوز را راه انداخت يعني اگر ملاحظات علوم انساني لحاظ نشود توسعه هاي فني و تكنولوژيك ما همراه با بي روح كردن تمدنها و ماشيني كردن و حيواني كردن تمدنها انجام مي شود و اين جايي است كه جمهوري اسلامي روي آن حرف دارد و اين جايي است كه در برنامه هاي توسعه وزارت صنايع ، وزارت علوم ، بهداشت بايد به آن توجه كرد.

دکتر رعنايي: فكر مي كنم مبحث بحثهاي فرهنگي همراه با صنعت بحث بسيار مهمي است در برنامه پنجم هم روي اين موضوع خيلي تاكيد شده و ما هم روي پيوستهاي فرهنگي توسعه صنايع كارهاي خوبي در وزارت صنايع انجام داديم ولي در زمينه تحقيق در علوم انساني يعني نقش علوم انساني در ارتباط صنعت و دانشگاه در توسعه صنايع قسمتهاي مختلفي درگير هستند و بيشتر هم مي توانند درگير باشند. وقتي در مباحث ارتباط صنعت و دانشگاه صحبت مي كنيم سريعا به پژوهش و فن آوري تاكيد مي كنيم و متمركز مي شويم در حوزه آموزش ودر  نياز سنجي آموزش در اين حوزه ها خوب مي شود كار كرد و ما پروژه هايي را تعريف كرديم. فكر مي كنم اين موضوع در وزارت صنايع مقداري توجه شده و خيلي هم نياز است. علاوه بر اين در بعد فرهنگي بعد علوم انساني نقش در تحقيق و پژوهش ارتباط صنعت دانشگاه مي شود كارهاي زيادي را انجام داد.

راديو گفت و گو: ارتباط صنايع و حوزه علوم انساني در ايران را چگونه مي بينيد؟

دکتر جبل عاملي: ما يك بحث كلان بعنوان برنامه توسعه منابع انساني هم نياز داريم. يعني اگر بخواهيم به اهداف سند چشم انداز برسيم مهمترين سرمايه اي كه در اختيار داريم انسانها و افراد جامعه هستند و اين ساختار جمعيتي كه ما داريم چه ساختاري هستند اين ساختار جمعيتي به چه سمتي پيش مي رود تا 1404. اين نيازمند يك الگوي توسعه منابع انساني دارد كه در آن الگو ، همه اين رابطه ها تعريف مي شود واين ارتباطات جايگاه خودش را پيدا مي كند كه در آن الگو مي شود اين مباحث را در كنار مباحث نقشه جامع علمي كشور و توسعه صنعتي كشور و برنامه هاي توسعه دانشگاهها در كنار هم گذاشت و به يك جمعبندي خوبي رسيد.

به هر حال چون در مراكز صنعتي هم باز نيروي انساني است كه نقش كليدي را دارد و بقيه عوامل توليد عوامل فرعي هستند. قطعا نياز به  داشتن برنامه براي ايجاد انگيزه در نيروي انساني تا اينكه اين نيروي انساني بتواند نيروي تحول گرا ، آرمانخواه ، خلاق و سالمي باشد است. همه اينها برمي گردد به مسائلي كه در حوزه مسائل علوم انساني مطرح است و اين ارتباط را هم ما نياز داريم تقويت كنيم متاسفانه الان چنين ارتباطي برقرار نيست و اين توانمندي هم بايد در مراكز دانشگاهي بيش از پيش بوجود آيد.اگر ما بخواهيم با الگوهاي ترجمه اي و تجربه شده در غرب نيروي انساني خودمان را تربيت كنيم به بن بست هايي مي رسيم كه الان جوامع غربي رسيده اند بنابراين در اين بخش بايد دانشگاهها را تقويت كرد.

راديو گفت و گو: چرا بخش خصوصي خيلي به سمت تحقيقات دانشگاهي تمايل ندارد؟

دکتر جبل عاملي: مي توانيم نمونه هايي را در بخش خصوصي مثال بزنيم كه بسيار فعال هستند و مراكز تحقيق و توسعه فعالي دارند و در توليد موفق هستند و با واحدهاي دانشگاهي ارتباط خيلي خوبي دارند و در صادرات هم موفق هستند و هم مي توان مراكزي را مثال زد كه در كارشان ناموفق هستند و بيشتر به دنبال كپي سازي و به دنبال يك تجارت عادي هستند و بدنبال تحول و نو آوري نيستند.

راديو گفت و گو: اين تحول در شركتهاي دولتي كه به بخش خصوصي واگذار شده اتفاق افتاده است؟

دکتر جبل عاملي: در اين فرايند خصوصي نمي توان مثالهايي زد  كه شركتهاي 100% دولتي بودند و بعد 100% خصوصي شدند اگر هم آن انتقال در اين فرايند خصوصي سازي انتقالي صورت گرفته باز واگذار شده يعني بخش خصوصي كه به نوعي سهامداران عمده هستند.اينكه سرمايه گزار خصوصي آمده باشد و سرمايه گزاري كرده باشد در اين بخش نيست چيزي هستند كه به نوعي آنها هم وابستگي خاصي به بعضي از صندوق ها مثل صندوق هاي بازنشستگي يا مراكز سرمايه گزاري خاصي هستند كه وارد اين فرايند شدند آن خصوصي سازي كه در متن جامعه بيايد نيست اما مراكز صنعتي كه بخش خصوصي خودش شكل داده و فعال كرده مي شود مثال هاي موفقي از آن زد.

نكته مهم اين است كه صنعت توليد مي كند براي چي ؟ اكر صنعت با هدف صادرات وارد شده باشد (رقابت با شركت هاي بزرگ) ناگزير است كارايي و بهره وري خودش را بالا ببرد و هزينه هاي تمام شده خودش را پايين بياورد و اينها قطعا انگيزه لازم را براي كار تحقيق و توسعه و براي فعال كردن مراكز تحقيق و توسعه دارند براي استفاده از دانش و تجربه دانشگاهيان در اين زمينه دارند .

نكته ديگر اين است كه چقدر صنعت مورد حمايت قرار گرفته يعني اگر صنعت بخش خصوصي با شرايطي مواجه شود كه كالاهاي خارجي به راحتي وارد مي شود و در معرض استفاده كنندگان قرار مي گيرد اين امنيت لازم را براي خودش حس نمي كند كه بتواند ريسك پذيري خودش را بالا ببرد و در بخشهاي مختلف سرمايه گزاري كند اينرا بايد در كنار آن ببينيم. اينكه كليت سياست هاي حمايتي چقدر حمايت مي كند از بخش صنعت و بخش صنعت چقدر بايد ريسك بپذيرد كه وارد اين موضوع شود اين نكته مهمي است. اين نكته (ارتباط صنعت با دانشگاه) در كنار شرايط عمومي جامعه ، رونق اقتصادي جامعه ، در كنار سياستهاي ارزي، سياستهاي پولي ، سياستهاي حمايتي بانكها همه اينها بايد با هم در نظر گرفته شود.

راديو گفت و گو: آيا در سال جديد برنامه هاي خاصي در زمينه حمايتهاي وزارت صنايع از بخش آوندي صنايع داريد؟

دکتر رعنايي:اين برنامه ها با بازنگري و اصلاح ادامه دارد چراكه از بخش دولتي به بخش خصوصي مي رويم نقش آوندي كمرنگ مي شود فكر مي كنم ما خوب نتوانستيم تحقيقات را به اثبات برسانيم . يعني بخش آوندي نتوانسته اعتماد صاحب سرمايه را جلب كند. چون يك مسير روبه رشد را مي گذرانديم گاها در اين مسير داشتيم كساني كه پروژه هاي ناتمامي را داشتند ما يك رويكرد جديد امسال در وزارت صنايع داريم و آن اثر بخشي تحقيقات است. فكر مي كنم همت مضاعف و كار مضاعف در حوزه علم و فن آوري افزوده شدن به كار هم كمي و هم كيفي است.

در حوزه علم و فن آوري مي توانيم از مسيرهاي ميانبر استفاده كنيم كار را كيفي كنيم. اگر اثر بخشي تحقيقات لحاظ شود كه رويكرد اصلي امسال ما در حوزه تحقيق و پژوهش در وزارت صنايع اين است و اين را در نظر خواهيم داشت كه تحقيقات هميشه نبايد جواب مثبت دهد به هر حال اينها  يكسري تحقيقات است كه به نتيجه نمي رسد ولي با چه درصدي تحقيقاتي كه در دانشگاهها انجام مي شود تبديل شده به يك ارزش افزوده داريم پروژه هاي شاخص را مطرح مي كنيم پروژه ها را اولويت بندي مي كنيم. با ايجاد سيستم انگيزش ما بتوانيم اعتماد صنعت را بيشتر جلب كنيم يعني صنعت احساس كند كه تحقيقات مي تواند براي آن ارزش افزوده ايجاد كند واگر نه مدير يك بخش صنعتي ببيند كه نمي تواند حقوق پرسنل خود را بدهد قطعا دنبال آن است كه بتواند آن مشكلات حقوق پرسنل را حل كند.ما دنبال روشهايي هستيم كه تحقيقات موثر و اثر بخش باشدو انها را انشالله امسال بتوانيم جايگزين تحقيقات به معني عام كنيم.

راديو گفت و گو: آيا راهكارهاي ميانبر براي پيشرفت در توسعه علم و فنون وجود دارد؟

دکتر روستا آزاد: در بحث علوم فنون بخصوص وقتي تكنولوژي مطرح مي شود وقتي مي خواهي در خطي پيش بروي مي بيني كه اين تكنولوژي يك زير مجموعه هايي دارد براي دستيابي به يك تكنولوژي و علم مقدمات آن برمبناي اين كه كجاي كار هستيد يكسري مدل هاي تكنولوژي ديگر است وقتي مي خواهيد كه توسعه و تحول جدي داشته باشيد بايد بتوانيد اين مدل ها و زير مجموعه ها را داشته باشيد. در اروپا ، امريكا و ژاپن وقتي تكنولوژي مي خواهد ايجاد شود كسي كه سرمايه گزاري صنعتي مي كند مدل هاي آنها را پيدا مي كند در كشوري مثل ما اگر بخواهيم تحول جدي انجام شود آنگونه است كه يك دفعه بايد چند مدل كارش انجام شود و لازمه اين هم اين است كه يك كار بزرگ تعريف كنيم.

كار بزرگي بتواند سربار توسعه زير مجموعه هايش را بدهد. مثلا در حوزه انرژي هسته اي اين موضوع اتفاق افتاده بعضي حوزه ها است كه اگر يك پروژه بزرگ تعريف كنيم مثل استراتژيك و بگوييم اين دستاورد را مي خواهيم حال مقدمات آن را كه مثلا چهار مورد است را نيز مي خواهيم و در كنار آن چهار تا مقدمات  ده تاي ديگر هم مي خواهيم پس يك پكيجي مي شود از يك پروژه اصلي با 10-15 پروژه زير مجموعه اي آن موقعه بايد يك سرمايه گذاري سنگين كنيم و منابع مالي و نيروي انساني و دانشگاهها با يك گام بلند اقدام به كار كنند. 5 تا 10 سال بعد ديده مي شود كه جامعه ارتقاء پيدا كرده و مدل ها وتكنولوژي هاي مقدماتي را هم ايجاد كرديم.

در چند حوزه اين كار مي شود صورت گيرد (نفت ، دفاعي) اگر در اين دو حوزه بخواهد پروژه اي انجام شود ساير وزارتخانه ها هم بيايند با هم بسيج شوند تا يك كار بزرگي انجام شود. اگر بخواهيم بحث ميانبر را مطرح كنيم تاكيد من اين است كه يكسري ماكروپروژك بايد براي كشور تعريف كنيم كه هسته اي و ماهواره اي نمونه اي از اينها هستند و با اين ديد وارد قضيه شويم كه اينها بتوانند مقدمات تكنولوژي خودشان  را هم ايجاد كنند . معتقدم كه 4-5 پروژه بزرگ (نانوتكنولوژي ، هواپيماي پهن پيكر و...) را در كشور تعريف كنيم و همه دست به دست هم دهيم تا اينها را محقق كنيم حتما يكدفعه ارتقا پيدا مي كنيم مدلهاي تكنولوژيك ايجاد مي شود و مي بينيم كه در كشورمان آن زير ساختها هم ايجاد شده  است.

راديو گفت و گو: خود دانشگاه ها ارتباطشان با يكديگر چگونه است؟ آيا ارتباطي دارند كه پروژه هاي مشتركي را انجام دهند؟

دکتر روستا آزاد: بصورت سيستماتيك سمينارها و گردهمايي معاونين دانشگاهها و پژوهشگاهها را داريم هم منطقه اي انجام مي شود و هم سالي يكي دوبار بصورت كلي در  كشور است . معاون پژوهشي دانشگاهها معمولا در اين سمينارها و گردهمايي ها تبادل نظر و تبادل فكر مي كنند و زير ساختهايي ايجاد مي كنند براي همكاري ها. اين ارتباط وجود دارد و همكاري هاي خوبي است اما هنوز به نمونه هاي موفق دست پيدا نكرديم.

نمونه هايي كه تا حدودي توفيقاتي حاصل شده باشد داريم ولي مي توان با اين روش خيلي كارهايي انجام داد بخصوص اگر آن پروژه هاي بزرگ صورت گيرد مثل پروژه ماهواره كه چند تا دانشگاه با هم همكاري دارند ولي هنوز خيلي مدون نيست واگر درست عمل نكنيم رقابت جايگزين همكاري مي شود كه كار درستي نيست. بنابراين زيرساختهاي اين قضيه از نظر شناخت ها و اعتقادها ايجاد شده ولي هنوز بايد روي آن كاركرد.

راديو گفت و گو: در سال 89 شما در دانشگاه علم و صنعت چه برنامه هايي را دنبال مي كنيد براي اينكه هم بتوانيد ارتباط موثرتري با صنعت داشته باشيد و هم با دانشگاههاي ديگر براي انجام پروژه هاي بزرگ ارتباط موثري داشه باشيد؟

دکتر جبل عاملي: فرصت هاي خوبي الان در كشور ايجاد شده براي همين توسعه ارتباطات با بخش صنعت وزارتخانه هاي بزرگي مثل وزارت صنايع يا وزارت فن آوري ارتباطات و اطلاعات ، وزارت نفت و حوزه معاونت علمي و فن آوري معاونت  رياست جمهوري شرايط خوبي را مهيا كردند براي انجام پروژه هاي بزرگ در كشور اين پروژه هاي بزرگ پروژه هاي هستند كه فرد آنها را هدايت نمي كند بلكه يك تيم هدايت مي كند.

پروژه هاي هستند كه بين رشته اي تعريف مي شوند از حوزه هاي مختلف فني مهندسي در آن كاربرد دارد و اين شرايط را مهيا مي كند كه تحقيقات بين دانشگاهي هم رشد پيدا كند. ما به دنبال اين هستيم كه در اين بخش سرمايه گزاري كنيم يعني حركت به سمت انجام پروژه هاي بزرگ پروژه هاي كه كاربرد نهايي آن الان مشخص است.

سفارش دهنده پروژه حضور فعال و جدي دارد تقاضا محور است و مي خواهد يك مشكلي را از مشكلات كشور حل كند در اين بخش رايزني هاي زيادي را انجام داديم هم با بخش عام نفت و هم با بخش مخابرات كشور و هم با بخش هاي صنعتي كه بتوانيم در اين پروژه حضور فعال و موثرتري داشته باشيم . البته اين به اين معنا نيست كه پروژه هاي فردي كه انجام مي گيرد را تعطيل كنيم آنها جايگاه خودشان را دارند اما بيشتر به سمت تحقيقات تيمي هستيم . يك اولويت ديگر هم توسعه شركتهاي دانشگاهي است كه انشاالله بتوانيم در اين بخش هم شركت كنيم و بتوانيم شرايط حقوقي و قراردادي و مالي راحت تري را فراهم كنيم براي اساتيد كه  جدايي از مقررات و محدوديتهاي مالي معاونتي كه در دانشگاهها جاري است بتوانند در صنعت تعامل كنند.

راديو گفت و گو:  تحقيقات و پژوهشهايي كه در حوزه صنايع نوين انجام مي شود تا چه حد كاربردي است و چقدر مي تواند در صنعت به ما كمك كند؟

دکتر رعنايي: در حوزه صنايع نوين در كشور كارهاي خيلي خوبي انجام شده است . ما دو رويكرد  در حوزه صنايع نوين در وزارت صنايع داريم يكي رويكرد ايجادي است كه بتوانيم صنايع مبتني بر صنايع نوين را راه اندازي كنيم و بحث ديگر مبحث رسوخ فن آوري هاي نوين در صنايع متعارف است يعني ما نبايد غفلت كنيم از صنايعي كه زير ساختهاي آنرا در كشور  داريم. يك رويكرد هم رسوخ فن آوري هاي نوين در صنايع متعارف مثل نساجي ، خودرو و... است. كارهاي خوبي توسط اساتيد دانشگاهها انجام شده كه اثر بخشي بسيار خوبي هم داشته است.

راديو گفت وگو:  آيا ما هم مي توانيم از الگوهاي ساير كشورها استفاده كنيم و در آينده يك جهش خوبي را در بخش صنايع خودمان ببينيم؟

دکتر روستا آزاد: هر تجربه موفق بين المللي براي ديگران يك درس و يك فرصتي است البته مي تواند يك تهديد هم باشد. تهديد از اين جهت كه بعضي  وقتها ما يك الگو را مي خواهيم كاملا همانگونه بگيريم و در كشور پياده كنيم و چون پياده نمي شود بعضي ها رويكردي مي كنند كه در كشور ما برنامه قابل پياده شدن نيست. حتما هر تجربه اي را كه ببينيم از آن درس بگيريم ولي نسخه خودمان را بپيچيم ما يك كشور خاصي هستيم با يك تاريخ و مردم خاص دين خاص و تنها كشور شيعه جعفري اثني عشري در دنيا هستيم اصرار داريم كه پيشرفت همراه با عدالت باشد كجا اينگونه هستند با توجه به اين ويژگي ها بايد  درسهايمان را بگيريم و نسخه خودمان را بپيچيم.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 2 تیر 1389  ساعت 10:40 PM نظرات 0 | لينک مطلب

آرمان:همت مضاعف در مبارزه با مفاسد اقتصادي

«همت مضاعف در مبارزه با مفاسد اقتصادي»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي آرمان است كه در آن مي‌خوانيد؛در سال همت مضاعف و كارمضاعف، طبيعتاً كارهاي عقب افتاده كشور بايد مورد همت و كار مضاعف قرارگيرد. اموري نظير تحقق اهداف چشم انداز 20ساله، حل مسايل فقر و فساد و تبعيض، بيكاري، تورم و...از جمله مشهورترين مسايل كشور كه رسيدگي به آن عقب افتاده و همت و كار مضاعفي مي‌طلبد، «مبارزه موثر با مفاسد اقتصادي» است. امسال به دلايل زير بايد همت و تلاش همه مسئولان براين موضوع بسيار مهم متمركز شود.

اولاً _ در انتخابات سال گذشته، رئيس جمهور محترم وعده‌هاي صريح و روشني براي مبارزه با مفاسد اقتصادي مطرح كردند و ترديدي نيست كه بخشي از اقبال عمومي به ايشان به دليل همين وعده مهم و تلاش‌هاي قبلي ايشان در اين موضوع بوده است.

ثانياً_ سال 89 اولين سالي است كه آيت الله آملي لاريجاني در كسوت و مسئوليت رياست دستگاه قضايي هستند و بنابر آنچه از شواهد و گفته‌هاي ايشان برمي‌آيد، به مبارزه با فساد اهميت مي‌دهند و براي اين مهم انگيزه بيشتري دارند.

ثالثاً_ آلوده شدن مبارزه با فساد به موضوعات جناحي_ انتخاباتي همواره مانع بزرگي برسر پرداختن موثر به اين موضوع بوده است، از آنجا كه در سال 89 عملاً انتخابات سراسري نداريم، بهترين سال براي اجراي اين وعده اساسي و عقب افتاده است.

رابعاً_ در ابتداي سال89، انتشار خبر كشف يك باند بزرگ مفاسد اقتصادي و حساسيت نمايندگان مجلس و افكار عمومي درباره دانه درشت‌هاي دخيل در اين پرونده، فرصتي ايجاد كرده تا قوه قضائيه يكبار قاطع و مصمم به «پرونده فساد دانه درشت‌ها» رسيدگي و عدالت را درباره آنها اجرا كند تاهم اعتماد عمومي به كارايي و صداقت نظام بيشتر شود و هم اقتصاد ايران از منافع آن بهره‌مند شود و رانت خواران خرده پا حساب كار دستشان بيايد.

خوشبختانه براي مبارزه با مفاسد اقتصادي، تجربياتي پر ارزش و منشوري روشن و قاطع به‌نام فرمان 8 ماده‌اي رهبر معظم انقلاب (صادره در 20 ارديبهشت80) در اختيار داريم و ديگر براي بحث و همايش و اينكه براي مبارزه با فساد چه بايد كرد و چرا بايد با فساد مبارزه كرد، جايي و بهانه‌اي باقي نمانده است. اكنون و در ابتداي سال 89، مبارزه موثر با فساد، بيش از هر زمان ديگر «همت مضاعف و كار مضاعف» مي‌طلبد.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 2 تیر 1389  ساعت 10:38 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 
جام جم آنلاين: سال 1389 با تدبير و بصيرت رهبر معظم انقلاب به سال «همت مضاعف، كار مضاعف» نامگذاري شد. اين نامگذاري، نشان از ديد استراتژيك و بصيرت والاي معظم‌له در راستاي چشم‌انداز نظام جمهوري اسلامي در حركت به سوي توسعه و پيشرفت دارد.

تدوين سند چشم‌انداز 20 ساله نظام كه در آن: «ايران 1404 به عنوان كشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، با هويت اسلامي و انقلابي، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بين‌الملل» ترسيم شده، گواه صادقي بر عزم و همت والاي مسوولان نظام در حركت به سوي تعالي و پيشرفت (در بالاترين حد ممكن توام با برنامه‌ريزي و تدبير) است و نمود عيني و عملي آن در برنامه‌هاي توسعه 5 ساله بخوبي هويداست.

از آنجا كه تحقق هر چشم‌اندازي در سايه تدوين استراتژي‌هاي لازم و عمل بر مبناي استراتژي مقدور است و هر چه چشم‌انداز وسيع‌تر وافق‌هاي پيش‌رو، رفيع‌تر باشد، نياز به استراتژي‌هاي كلان‌تر و همت‌هاي عالي‌تر براي حركت در جهت اهداف چشم‌انداز بيشتر است، لذا مي‌بينيم كه شعار‌هاي هر سال با درايت و بصيرت، به عنوان يك استراتژي در راستاي اهداف چشم‌انداز ابلاغ شده تا به صورت يك آرمان مشترك، عزم ملي را يكپارچه و برانگيخته سازد.

 

توضيح اين كه متخصصان مديريت استراتژيك، استراتژي را تشخيص فرصت‌هاي اصلي و تمركز منابع در جهت تحقق منافع نهفته در آن فرصت‌ها تعريف كرده‌اند.‌

بي‌شك يكي از بزرگ‌ترين فرصت‌هاي نظام جمهوري اسلامي ايران، نيروي عظيم جوان آماده به كار در عرصه‌هاي مختلف است كه اگر از اين فرصت گرانبها بخوبي بهره‌برداري و استفاده نشود، مي‌تواند به يكي از بزرگ‌ترين تهديدهاي نظام تبديل گردد. جوانان غيور و پرتلاش ما در عرصه‌هاي مختلف علم و صنعت و كشاورزي، همواره فعال و آماده تلاش و ايثار و نثار بوده و هستند و اين از بزرگ‌ترين موهبت‌ها و فرصت‌هاي نظام جمهوري اسلامي است.

كشف اين فرصت بزرگ ملي و تمركز برآن به منظور بهره‌برداري از نيروي عظيم نهفته در آن، خود نشان از هوشمندي و درايت نظام جمهوري اسلامي و تفكر استراتژيك آن دارد كه در جاي خود ستودني و قابل تحسين است، اما مساله اصلي و مهم چگونگي بهره‌برداري از اين نيروي بيكران و هدايت آن در جهت منافع ملي و شكوفايي و توسعه كشور در عرصه‌هاي مختلف است كه امسال در قالب شعار «همت مضاعف، كار مضاعف» تبلور يافته و به عنوان يك استراتژي اساسي، وظيفه استفاده بهينه و كارآمد از اين فرصت عظيم را به عهده دارد.

در اين شعار كليدي، ابتدا همت مضاعف مدنظر قرار گرفته تا دورنمايي از افق‌هاي پيش‌رو را نمايان سازد. افق‌هاي بلند و سترگي كه نيل به آنها، تنها با بلند همتي و عزم استوار ميسر است و افراد كوته‌بين و كم‌همت را توان دست يازيدن به‌ آنها نيست، اصولا مقتضاي همت انسان و ارج و قدر هر كسي به قدر همت اوست كه عالي باشد يا داني، بلند همت باشد يا دون همت.

يكي از نشانه‌هاي عزم و اراده و تصميم جدي، پايداري و مقاومت است. بيشتر نوابغ و انديشمندان، بيش از آن كه متكي به قدرت نبوغ خويش باشند، از همت و استقامت و بردباري بهره برده‌اند.

‌رسيدن به موفقيت، مشكلاتي به همراه دارد لذا صبر و شكيبايي و استقامت و بردباري، شيوه مردان بزرگ، كامياب و موفق جهان است.

لذا براي رسيدن به اهداف، ابتدا بايد همت‌ها را مضاعف كرد. بايد عزم‌ها را جزم كرد و به فتح قله‌هاي كوچك و كم‌ارتفاع، قانع و خشنود نگشت. رهبر معظم انقلاب در بخشي از بياناتشان در روز اول سال 89 در جمع زائران حرم رضوي فرمودند: «بايد جوانان ما همتشان اين باشد كه با گذشت يكي دو دهه ديگر، كشورشان را يك مرجع علمي براي دانشمندان جهان قرار بدهند.»اين يعني بلندهمتي و داشتن عزم‌جدي براي فتح قله‌هاي دانش جهان، نه فقط به عنوان عالم و دانشمند بلكه به عنوان «مرجع علمي» يعني دانشمندان از اقصي نقاط جهان براي حل مسائل علمي‌شان در علوم و دانش‌هاي مختلف به ما مراجعه كنند و اين همان عزت و اعتلايي است كه از ايران اسلامي انتظار مي‌رود. ايراني كه يك روز، مرجع علمي جهان بود و در پرتو تعاليم هدايتگر اسلام، دانشمندان و عالمان بزرگي را به جهانيان عرضه كرد كه هنوز دنيا از علم و دانش آنها بهره مي‌گيرد و به پيش مي‌رود.

كار و تلاش موثر در فرهنگ اسلامي ـ‌ ايراني

«كار» در فرهنگ ما از ديرباز به عنوان «سرمايه جاوداني»معرفي شده و در احاديث و رواياتي كه از ائمه معصومين سلام‌الله عليهم اجمعين به ما رسيده نيز براي كار و تلاش، ارزش و اجر فراواني مقرر گرديده است تا آنجا كه امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «كسي كه در طلب روزي خانواده خود كار مي‌كند و به سعي و كوشش تن مي‌دهد، مانند مجاهدي است كه در ميدان كارزار براي خدا جهاد مي‌كند»و در جاي ديگر از بيكاري و ترك كار اظهار تاسف كرده، مي‌فرمايند: «هر كس كار خود را در طلب معاش ترك نمايد، دعاي مستجابي در پيشگاه الهي نخواهد داشت.»

امام رضا(ع) نيز، كار كردن را «عمل انبيا و مرسلين و مردان شايسته و صالح»مي‌داند و درباره كار مضاعف مي‌فرمايد: «آن كس كه كار بيشتري مي‌كند تا درآمدش براي خود و كسانش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشي بزرگ‌تر از پاداش مجاهد في‌سبيل‌الله دارد».‌

همچنين امام على(ع)‌ مى‏فرمايد: مبغوض مى‏دارم كسى را كه نسبت به كار حيات مادى‏اش تنبل و بى‏اعتناست؛ زيرا كسى كه نسبت به زندگى دنيايش چنين است، در مورد آخرتش تنبل‏تر و بى‏اعتناتر است. و در روايت ديگر فرمود: «هرچند كار و تلاش همراه با زحمت و رنج است، بيكارى پيوسته منشأ فساد و تباهى است.»

بي‌شك يكي از بزرگ‌ترين فرصت‌هاي نظام جمهوري اسلامي ايران نيروي عظيم جوان آماده به كار در عرصه‌هاي مختلف است كه اگر از اين فرصت گرانبها بخوبي بهره‌برداري و استفاده نشود، مي‌تواند به يكي از بزرگ‌ترين تهديدهاي نظام تبديل گردد

براساس آموزه‏هاى دينى، اگر كسى به انگيزه دستمزد گرفتن و تامين معيشت و رفاه خود و خانواده خود، كار و تلاش كند، يك درجه از تقوا را تحصيل كرده است و براساس اين انگيزه كار ارزش غايى پيدا مى‏كند، نه ارزش ابزارى؛ زيرا چنين كارى در واقع يك نوع انجام وظيفه دينى است. امام على(ع)‌ در دو روايت زير، همين نوع ارزش را مى‏شناساند: «هيچ تلاش صبح هنگامى در راه خدا به فضيلت كار صبح هنگام، در جهت رفاه و آسايش فرزند و خانواده نمى‏رسد.» «كسى كه از سر دلسوزى بر پدر يا فرزند يا همسر، به دنبال امر دنيايش باشد، چهره او در قيامت همانند ماه شب چهارده است.»‌

اما چگونه كاري نيكو و موثر است و در نيل به قله‌هاي رفيع پيشرفت و شكوفايي در عرصه‌هاي مختلف مفيد فايده؟

در آيات و روايات اسلامي براي كار موثر، خصوصياتي ذكر شده كه از آن جمله مي‌توان موارد زير را برشمرد:

1 ـ كار با استحكام: پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «چون كسي از شما به كاري دست زد، بايد درست و محكم كار كند.»

2 ـ كار با انگيزه: خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «اي يحيي، كتاب آسماني ما را با نيرو (انگيزه) بگير.»‌

3 ـ كار با نظم: امام علي(ع) مي‌فرمايد: «هر روز كار همان روز را انجام بده (كار امروز را به فردا مگذار) زيرا هر روزي كاري براي خود دارد.»‌

4 ـ كار با تخصص: حضرت يوسف(ع) به عزيز مصر فرمود: «مخازن اين سرزمين را به من بسپار زيرا من در اين كار، نگهبان و دانايم.»

5 ـ كار با تعهد: خداوند در سوره قصص از قول دختران شعيب(ع) مي‌فرمايد: «انسان نيرومند و امين، بهترين كسي است كه او را به كار مي‌گماري.»‌

در ادبيات مديريتي نيز شاخص‌هايي براي كار موثر، ذكر شده كه مهم‌ترين آنها، كارايي، اثربخشي و بهره‌وري است.

كارايي ( EFFICIENCY )‌ را «انجام درست كار» تعريف كرده‌اند كه نشان‌دهنده نسبت تبديل ورودي‌ها به خروجي‌هاست. در واقع، كارايي نشان مي‌دهد يك فرد يا سازمان، به چه صورت، منابع (زمان، مواد خام، بودجه و...) را در جهت ايجاد خروجي مناسب (محصول يا خدمت) به كار گرفته است، لذا مي‌توان گفت هر چه استفاده مناسب از منابع، بيشتر و تلفات (اتلاف وقت، مواد، بودجه، نيروي انساني و...) كمتر باشد، كارايي بيشتر است. بنابراين براي افزايش كارايي، بايد اولا كار (شغل) دقيقا تعريف شود و روند‌ها و فرآيندهاي شغلي مشخص و شفاف باشند و ثانيا افراد (نيروي انساني) تخصص و تعهد لازم راداشته باشند تا بتوانند با استفاده از حداقل منابع، مقاصد سازماني را محقق سازند.

اثربخشي ( EFFECTIVENESS )‌ را نيز «انجام كار درست» تعريف كرده‌اند كه نشان‌دهنده نسبت ارتباط خروجي‌ها با اهداف است. به اين ترتيب، هر چقدر خروجي كار انجام شده در راستاي اهداف سازماني باشد، آن كار اثربخشي بيشتري دارد لذا براي افزايش اثربخشي، بايد اهداف شغلي و سازماني، به طور دقيق و شفاف تعيين و ابلاغ گردند و عملكرد هر فرد در راستاي تحقق اهداف، ارزشيابي شود.

بهره‌وري ( PRODUCTIVITY )‌ نيز حاصل جمع برداري كارايي و اثربخشي است كه نشان مي‌دهد يك سازمان به چه صورت منابع خود را در راستاي تحقق اهدافش به كار مي‌گيرد. به اين ترتيب، بهره‌وري را مي‌توان به صورت «انجام درست كار درست» تعريف كرد.

به بيان ديگر، بهره‌وري، نسبت ميان ستاده (كالا يا خدمات توليد شده) به منابع به كار رفته (انساني و غيرانساني) است يعني اگر بتوانيم با حداقل منابع، حداكثر بازده (ستاده) را برداشت كنيم، كار ما بهره‌وري بالايي خواهد داشت. از اين تعريف ساده به خوبي مشخص مي‌شود كه لزوما كار زياد و فراوان، موجب افزايش بهره‌وري نمي‌شود بلكه كاري موثر و بهره‌ور است كه بازده خوبي نسبت به منابع صرف شده داشته باشد و بتوانيم با حداقل منابع، حداكثر استفاده را داشته باشيم. چه بسيار كارگران يا كارمنداني كه ساعت‌ها وقت خود را در كارگاه‌ها و ادارات صرف مي‌كنند ولي بهره‌وري كار آنها بسيار اندك و ناچيز است و اين يك هشدار جدي براي مديران و مسوولان است زيرا صرف وقت زياد در محيط كار، بدون برنامه و غني‌سازي شغل، نه‌تنها موجب اتلاف وقت افراد ـ‌ كه گرانبهاترين سرمايه است ـ‌ مي‌شود، بلكه هزينه‌هاي مادي و معنوي بسياري (آب، برق، تلفن، اضافه كاري و...) را نيز بر سازمان مربوطه تحميل مي‌سازد. لذا بايد ابتدا مشاغل (كارها) بدرستي تعريف و افراد مناسب براي هر شغل به كار گرفته شوند و آن گاه با تعيين دقيق ميزان منابع لازم براي انجام هر كار (انساني و غيرانساني) شاخص‌هايي براي سنجش بهره‌وري افراد در آن شغل تعيين شده و هر فرد به طور مرتب طبق شاخص‌هاي مذكور ارزيابي گردد.

گرچه پديده بيكارى يكى از مشكلات جدى جوامع امروزي است، ولي مهم‏تر از آن بيكارى پنهان است كه در واقع روى ديگر سكه كاهش بهره‏ورى كار به حساب مى‏آيد. جامعه ما نيز در كنار پديده بيكارى، از مشكل كاهش بهره‏‌ورى نيز رنج مي‌برد. اين كاهش بهره‏ورى عوامل گوناگوني دارد كه بايد در جاى مناسب خود بررسى شود. آنچه در اينجا بايد بدان توجه شود، اين است كه هر كارى را بايد با علم و مهارت لازم پيش برد. امام على(ع)‌ مى‏فرمايد: «كار با دانش و مهارت همانند گام برداشتن در طريق روشن است.»و «ارزش هر فردى به اندازه حسن و درستكارى اوست.»طبيعى است كه با كاربردى كردن دو عنصر مهارت و درستكارى مى‏توان بهره‌ورى كار را افزايش و در نتيجه بيكارى پنهان جامعه را كاهش داد.

در واقع نتيجه بهره‌وري بايد كاهش هزينه‌ها، استفاده بهينه از منابع، كاهش زمان توليد، افزايش كميت و بهبود كيفيت باشد و در اين صورت است كه مي‌توان به موثر بودن كار و تحقق اهداف سازماني و ملي اميدوار بود و قله‌هاي رفيع توسعه و پيشرفت را يكي پس از ديگري فتح كرد.

اميرهوشنگ آذردشتي / جام جم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 2 تیر 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب

سردار عبداله ويسي در مراسم صبحگاه اداره کل حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس استان کرمانشاه، با اشاره به نامگذاري امسال به نام سال «همت مضاعف و کار مضاعف» از سوي مقام معظم رهبري، گفت: همت مضاعف و کار مضاعف صرف انجام دادن کار اضافه نيست، بلکه چنانچه ما کاري را درست انجام دهيم اين همان همت مضاعف است، اما کار بيهوده باعث گرفتاري همه مي‌شود. همت مضاعف اين است که انسان دقتش را بالا ببرد.

وي افزود: بايد در مسير راهبردي و کاربردي نمودن اين شعار تلاش كنيم و براي اين منظور ابتدا بايد معناي همت مضاعف و کار مضاعف را بفهميم و بعد در جهت ترسيم و اجراي درست اين شعار بر اساس ظرفيت و توانايي وجوديمان گام برداريم.

سردار ويسي اظهار كرد: همت مضاعف يعني فرصت‌شناسي، دقت، وقت‌شناسي و استفاده بهينه از امکانات و ابزارهايي که در اختيار ما است. همت مضاعف و کار مضاعف تنها يک شعار نيست، بلکه يک تکليف شرعي براي همه است و اگر به اين تکليف الهي خوب عمل کنيم، خداوند به ما مباهات مي‌ورزد.

وي ادامه داد: اجرايي و عملي كردن اين شعار مي‌تواند بسيار پنددهنده و اثرگذار باشد. اگر بتوانيم در اين جهت عملکرد شايسته‌اي داشته باشيم موجب عزت و عظمت و شکوه اسلام مي‌شود و اگر هم به اين مسئله بي‌توجه باشيم عکس اين اتفاق مي‌افتد. پس نبايد فرصت را از دست بدهيم و بايد اين شعار را هرچه بهتر عملي کنيم.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 2 تیر 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 


رئيس فدراسيون پهلواني و زورخانه اي ضمن تبريک سال نو  و مزين شدن اين سال به نام سال همت مضاعف ، کار مضاعف از سوي مقام معظم رهبري گفت : توصيه هاي نهفته در نامگذاري امسال به نام همت مضاعف ، کار مضاعف تضمين کننده پيشرفت ورزش کشور خواهد بود .


به گزارش روابط عمومي فدراسيون عليرضا صفارزاده رهنمود ارزشمند رهبر فرزانه انقلاب را متضمن رشد و توسعه همه جانبه کشور و بخش ورزش دانست و عنوان کرد : ورزش کشورمان در سال جاري با تأکيد بر همت مضاعف و کار مضاعف و نيز توجه خاص هيئت دولت در تخصيص بودجه 5 برابري به ورزش ، قله هاي پيشرفت را نشانه گرفته است .


وي ضمن اظهار اميدواري به دستاوردهاي ورزش کشور در سال 89 خاطرنشان کرد : جامعه ورزش پهلواني و زورخانه اي کشور اميدوار است با کار بست رهنمودهاي گهربار رهبر فرزانه انقلاب و تداوم حمايت هاي رئيس جمهور ورزش دوست و تدبير مديران دلسوز ورزش کشور در سال جاري شاهد تحول بنيادين و انقلابي شگرف در مقوله ورزش باشيم .


رئيس فدراسيون پهلواني و زورخانه اي به توانايي هاي منحصر به فرد جوانان و متخصصين ايراني اشاره کرد و افزود : ورزشکاران و مربيان ايران عزيز همواره با حداقل هاي موجود پرچم ايران را در بلندترين قله هاي ورزش جهان برافراشته اند و مطمئناً مديران ولايي ورزش کشور امسال با همتي مضاعف در راه رشد ورزش کشور ، کار مضاعف خواهند نمود .


صفارزاده در پايان گفت : مردان مرد روزگار ما همواره با همت بلند طعم شيرين افتخار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 2 تیر 1389  ساعت 10:32 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 



آیا در حال حاضر از زندگیتان ناراضی هستید؟ نمی توانید شغلتان را تحمل کنید؟ آیا صبح که از خواب بیدار می شوید آرزو می کنید که ای کاش هرگز بیدار نمی شدید؟

 اگر جوابتان مثبت است این وظیفه را به عهده دارید که تاسف خوردن را کنار بگذارید و خودتان را باور کنید و به رویاها و خواسته های خود دست یابید. این زندگی شماست! و شما خود سرنوشت تان را رقم می زنید! همه ما در زندگی انتخاب های اشتباهی داشته ایم و همه با گرفتاری ها و ناملایمات زیادی روبه رو بوده ایم. اما آن چه یک بازنده را از برنده جدا می سازد چیز واقعا ساده ای است به نام نگرش و دیدگاه.

اگر نسبت به خودتان احساس تاسف دارید پس زندگیتان به سوی وضعیت اسفبار و غیر قابل تحملی می رود. از سوی دیگر اگر دیدگاه شما نسبت به زندگی مثبت، جدی و مصمم باشد در نتیجه شما خوشبخت، مسرور و موفق زندگی خواهید کرد.


به زندگی افراد موفق نگاه کنید:

 آیا تصور نمی کنید که دیدگاه آنان تاثیر بسزایی در موفقیتشان داشته است؟

 سال 1999 بدترین سال زندگیم بود و من مجبور بودم چهار عمل جراحی در فاصله زمانی 6 ماه انجام دهم. بدین ترتیب نمی توانستم برای یک سال تمام آموزش دهم. برای خودم متاسف بودم و به شدت احساس تنهایی و افسردگی می کردم. زندگیم بی ارزش، ناخوشایند و سخت شده بود اما با داشتن چنین دیدگاه منفی و احساس تاسف داشتن نسبت به خودم، آن را خیلی سخت تر کردم تا این که تصمیم گرفتم دیدگاهم را تغییر دهم و افسردگی را از خود دور سازم. برای داشتن بدنی سالم لازم است ماهیچه هایمان را با غذاهای مغذی تقویت کنیم و برای داشتن زندگی توام با نشاط، سرور و موفقیت باید ذهن خود را با افکار مغذی تقویت نماییم. و این همان کاری است که من شروع کردم و پس از آن زندگی ام رو به بهبودی گذاشت. من هرنوع عذر و بهانه را کنار گذاشتم و دیگر نسبت به خودم احساس تاسف نداشتم. سعی کردم خود را باور کنم و این خودباوری تحول زیادی در زندگی ام ایجاد کرد. اکنون آماده ام که هر روز فرصت هایی را به دست آورم و به بهترین وجه از آن استفاده کنم. من جدی، مصمم و سرشار از ایمان هستم. هر روز موفقیتی به دست می آورم که همیشه در رویاهایم بود.

به این ترتیب برای کسب موفقیت به یک فرمول اثبات شده دست یافتم و حال آن را در اختیار شما هم می گذارم تا بتوانید زندگیتان را متحول کنید.

 اگر احساس می کنید با نشاط هستید، خوشحالم، پس این فرمول برای شما کاربرد عملی ندارد. اما اگر دیدگاه شما دیدگاه سالم و مثبتی نیست در نتیجه فرمول موفقیت من، برای شما مناسب است و کاربرد عملی و مثبتی خواهد داشت.

موفقیت = ایمان + اراده + تلاش

مهم نیست که در زندگی چه می خواهید، شما باید در هر کاری تلاش کنید.هیچ چیز در زندگی به آسانی به دست نمی آید و اگر همه، زندگی با نشاط و موفقی داشته باشند دیگر ارزش زندگی و معنی موفقیت مصداق و جایگاهی نخواهد داشت.

باید مصمم و با اراده باشید و با عزم راسخ، بر ناملایماتی که خود را وارد زندگی شما می کنند، غلبه کنید

و آخرین مرحله و مهم ترین آن ایمان است. باید به خودتان ایمان داشته باشید. ایمان به این که تمام سخت کوشی ها و تلاش های شما نتیجه بخش خواهند بود.

اگر این فرمول را عملی کنید در نهایت موفقیت به دنبال آن خواهد آمد.

همه ما در طول زندگی فقط یکبار فرصت داریم که از زندگی خود به بهترین نحو و کامل ترین وجه استفاده کنیم. وقتی بمیریم دیگر هرگز به روی زمین باز نمی گردیم. تصور نمی کنید که نسبت به خودتان این تعهد اخلاقی را دارید که بیشترین بهره را از زندگی ببرید. شما شایسته و سزاوار هستید که با نشاط و خوشبخت زندگی کنید، اما فقط خودتان می توانید این تصمیم را بگیرید. خود را باور کنید و به خواسته ها و رویاهای خود دست یابید. طفره رفتن و امروز و فردا کردن را کنار بگذارید! هم اکنون اقدام کنید.

 نگویید خیلی دیر شده است یا دیگر پیر شده ام. هرگز دیر نیست تا زمانی که واقعا با شکست مواجه شوید.

آیا می خواهید وقتی به سن 90 سالگی می رسید، خاطرات خوش گذشته زندگی طولانی خود را به یاد بیاورید و در آن باره صحبت کنید. آیا قادر خواهید بود بگویید، من نسبت به خودم احساس غرور می کنم، در طول زندگی ام سخت تلاش کردم و به هر چیزی که می خواستم دست یافتم. یا شاید میخواهید در آن زمان احساس تاسف کنید و آرزو کنید ای کاش می توانستم زندگی ام را از نو شروع کنم. نگذارید چنین اتفاقی بیفتد. بدون هیچ دلیل تراشی و عذر و بهانه ای می توانید همین حالا اقدام کنید. به خواسته هایتان دست یابید و هرگز تسلیم نشوید مهم نیست که چقدر سخت به نظر آید، چون من به شما می گویم که دست یابی به رویاها به طور یقین آسان نیست.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 1 تیر 1389  ساعت 10:00 PM نظرات 0 | لينک مطلب

كار از ديدگاه حضرت علي عليه السلام


گفتار سوم: رویکرد اقتصادی کار، اشتغال و تولید

نامه امام علی علیه السلام به والی شایسته خود، مالک اشتر را می توان، منشور حکومت و تبیین دیدگاههای آن حضرت نسبت به مسائل گوناگون حیاتی جامعه دانست. در ابتدای این منشور، اهداف کلی و آنگاه راهکارهای تحقق آنها را بیان می فرماید.
این اهداف عبارتند از، «جبایة خراجها، و جهاد عدوّها، و استصلاح اهلها، و عمارة بلادها»(نهج، نامه 53) فرایند «عمارت بلاد» بدون «استصلاح» تربیت و تعلیم افراد جامعه ممکن نیست، هم چنان که تربیت و تعلیم در جامعه بدون تأمین امنیت «جهاد عدو» و تأمین مخارج این اهداف «جبایة خراج» امکان ندارد.
به بیان دیگر این اهداف، اهداف منشور یک حکومتند. ارتباط منطقی و واقعی و نظاممند بین هر یک از این اهداف با یکدیگر را از یک طرف، و ارتباط آنها با راهکارهای آنها را از طرف دیگر، باید مورد توجه قرار داد. زیرا در یک ساختار و چینش خاص، این اهداف و راهکارها زمینه پیدایش و تبلور دارند. مثلاً «عمارة البلاد»، «آبادانی شهرها» در هر مرحله تاریخی یک پدیده ای اجتماعی است که در سایه اشتغال تحقق می یابد. اشتغال یعنی تأمین تقاضای کار از طریق نیروی انسانی که در جانب عرضه، جویای کار است.
در صورتی که تولید کالا و خدمت در سطح جامعه پویایی لازم را نداشته باشد، تقاضای مؤثر برای عامل کار شکل نمی گیرد و در نتیجه جامعه مواجه با پدیده بیکاری می شود. همچنین اگر تولید کننده، نیروی کار مورد نیاز خود را نتواند تأمین کند، بطور طبیعی تا آن جا که تولید وابسته به نیروی کار است مواجه با رکود می شود و در نتیجه نه اشتغال تحقق می یابد، نه عمارت و آبادانی. بنابراین «عمارت بلاد» نیاز به اشتغال و اشتغال در سایه تعادل دو عنصر اساسی زیر شکل می گیرد. الف- تولید (تقاضای کار)؛ ب- نیروی انسانی مناسب تولید (عرضه کار)
بی شک هم تولید و هم تأمین نیروی انسانی مناسب دو پدیده اجتماعی است که مناسبات و شرایط اجتماعی هماهنگ را می طلبد، چرخه تولید کالا و خدمت و تأمین نیروی انسانی با مهارت و کار آزموده نه در خلأ اجتماعی شکل می گیرد و نه در سایه روابط نابهنجار اجتماعی، از این رو در این قسمت بحث، سعی بر این است که ساختار کلی و اصول و شرایط ضروری اشتغال و تولید، به عنوان زیر ساخت اجتماعی - اقتصادی «عمارت بلاد» از دیدگاه امام علی علیه السلام به تصویر کشیده شود. طبیعی است که با پیدایش این اصول کلی به عنوان زیر ساخت، مسیر اشتغال - تولید - در جامعه در هر زمانی هموار می گردد.
اصول زیر ساختی و راهبردی
1- عدالت اجتماعی (زمینه ساز مشارکت مردم)
2- تعلیم و تربیت (تربیت نیروی انسانی با مهارت)
3- شکوفایی بخشهای مهم اقتصادی (زراعت، صنعت و تجارت)
4 راهبردها.

 

1. عدالت اجتماعی
بی شک عدالت اجتماعی بر آیند حاکمیت عدالت در نهادهای مختلف جامعه از قبیل اقتصاد، تعلیم و تربیت، قضاوت و قانونگذاری است. با تحقق عدالت در این شؤون و وجوه اساسی جامعه، عدالت اجتماعی شکل می گیرد. از این رو، امام علی علیه السلام عدالت را شرط ضروری استواری روابط مردم و حاکمیت و آهنگ به پیشرفت جامعه می داند.
فاذا ادّت الرعیه الی الوالی حقه وادی الوالی الیها حقّها، عز الحق بینهم، وقامت مناهج الدین و اعتدلت معامل العدل، و جرت علی أذلالها السنن فصلح بذالک الزمان و طمع فی بقاء الدولة و یئست مطامع الاعداء و اذا غلبت الرعیه و الیها او اجحف الوالی برعیّته، اختلفت هناک الکلمة و ظهرت معالم الجور و کثر الادغال فی الدین.(نهج، خ 216)
«پس چون رعیت حق والی را بگزارد، و والی حق رعیت رابه جای آرد، حق میان آنان بزرگ مقدار بشود، و راههای دین پدیدار و نشانه های عدالت برجا، و سنت چنانکه باید اجرا، پس کار زمانه آراسته گردد و طمع در پایداری دولت پیوسته و چشم آز دشمنان بسته، و اگر رعیت بر والی چیره شود و یا والی بر رعیت ستم کند، اختلاف کلمه پدیدار گردد و نشانه های جور آشکار و تبهکاری در دین بسیار.»
عدالت در این نص، همان رعایت حقوق متقابلی که خداوند برای تنظیم روابط و تعیین حدود و مرزهای حاکمیت و ملت، وضع نموده است. فرض این است که با اجرای این حقوق متقابل طبیعی ترین رابطه بین مسؤولان نهاد حکومت و مردم و در نتیجه زمینه مشارکت مردم در حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ، دفاع، امنیت، بهداشت، آموزش،... فراهم می گردد. زیرا اعتماد عمومی نسبت به دولت و دلتمردان با زیر پا گذاشتن حقوق مردم از جانب حاکمیت ممکن نیست بارور گردد، و با از بین رفتن این اعتماد، جامعه نسبت به این نهاد، بی تفاوت و احیانا بیگانه می گردد.
منطقی ترین فضای عمومی جامعه این است که ملت نیازمندیهای خود را با سهولت تمام به مسؤولان منتقل و دست اندرکاران و کارگزاران هم بدون ابهام داده های آماری و اطلاع رسانی را از متن جامعه دریافت نمایند، و در نتیجه زمینه سازی مشارکت و فراخوانی مردم جهت رفع این نیازها با موفقیت انجام پذیرد. نفس و دستور زیر را می توان نمونه ای روشن از این روابط شفاف و بی پیرایه دانست.
اما بعد فان قوما من اهل عملک آتونی فذکروا أن لهم نهرا قدعفی ودرس و أنهم لو حفروه و استخرجوه عمرت بلادهم و قووا علی خراجهم وزادفئ المسلمین قبلهم و سألونی الکتاب إلیک لتأخذهم بعَمَلِهِ و تجمعهم لحفره و الانفاق علیه و لست أری أن أجبر احدا علی عمل یکدحه فادعهم ألیک فان کان الأمر فی النهر علی ما وصفوا فمن أحب ان یعمل فمره بالعمل و ان النهرلمن عمله دون من کرهه و لأن یعمروا و یقووا أحبّ الیّ من أن یضعفوا.(محمودی: 5/359)
«گروهی از حوزه مأموریت تو نزد من آمدند و چنین اظهار کردند که اگر نهر متروک و غیر قابل استفاده آنها لایروبی و حفاری شود، شهرهای آنها آباد و بر ادای خراج توانمند و درآمد مسلمین از این جهت افزوده می شود واز من در خواست کردند، برای تو نامه ای بنگارم، که در انجام چنین کاری آنها را جمع کنی و نیروی آنها را در حفر و عمران نهر و تأمین هزینه آن به کارگیری. اما دوست ندارم کسی را به کاری مجبور سازی که از آن کراهت دارد و بدان بی میل است، اگر نهر، آنچنان است که آنها گفتند، من انجام خواست آنها را به شما ارجاع می دهم، هر کس که دوست دارد در انجام این امر کار کند، از او بخواه که تلاش کند و در نتیجه، نهر مال افرادی است که کار کرده اند، نه افرادی که نسبت به انجام این مهم بی میل باشند و اگر دست به عمران نهر شوند و وضعیت مالی آنها تقویت شود، از نظر من بهتر است تا این که در ضعف در آمد مالی باقی بمانند.» نکاتی که از این نص می توان استفاده نمود عبارتند از:
1- امام علی علیه السلام تاکید و اصرار دارند که مشارکت مردم، با خواست و رضایت آنها انجام پذیرد و نه تحمیل و اجبار.
2- عمران و آبادانی مورد خواست امام علی علیه السلام است، او به مسؤول مربوطه دستور می دهد که اگر چنین عمران و تولیدی بدست مردم انجام پذیرد، خواست و مطلوب او نیز انجام پذیرفته است.
3- مسؤولان وظیفه دارند، انجام چنین خواست عمرانی را، تسهیل و زمینه اشتغال مردم را فراهم نمایند.
4- بعد از انجام عمران و آبادانی، عدالت نیز مورد توجه قرار گیرد، آنان که در این امر کار کرده اند در آن سهم دارند، نه آنان که هیچ گونه کار سازنده ای به عهده نگرفته اند.
2.تعلیم و تربیت (استصلاح مردم)
تعلیم و تربیت یکی از وظایف مهم حاکمیت است، همچنان که اشاره شد، امام علی علیه السلام در منشور حکومتش (عهدنامه مالک اشتر) یکی از اهداف حکومت خود را استصلاح مردم (تعلیم و تربیت) می داند و در مورد دیگر یکی از حقوق مردم را تعلیم و تربیت آنها بیان می فرماید.
«و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تأدیبکم کیما تعلموا»(نهج: خ 34) «شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید، و آداب آموزم تا بدانید».
بدیهی است که رویکرد تعلیم و تربیت در عصر امام علی علیه السلام ، آموزه های تربیتی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی است و در آن عصر مبارزه با جهل، کوته بینی، ظاهرنگری، سطحی نگری، ساده لوحی اجتماعی که زمینه آسیب پذیری جامعه را فراهم می آورد، مسأله ای حیاتی و سرنوشت ساز بوده است، واژه «استصلاح» هم ناظر به همین حوزه از آموزش است.
اداره حکیمانه جامعه آن روز هم، در آن سطح از روابط اجتماعی - اقتصادی، بیش از این نوع تعلیم و تربیت را نمی طلبید؛ ولی در عصر حاضر نهاد تعلیم و تربیت باید جهت «استصلاح» و پیشرفت فرهنگی مردم، بعلاوه رشد فرهنگ عمومی و تقویت وفاق اجتماعی، ریشه یابی آسیبهای گوناگون اجتماعی، به کسب مهارت و فن نیز بپردازد. یکی از زیر ساختهای مهم و سرنوشت ساز اشتغال و تولید، تربیت نیروی انسانی کارآفرین است. هر مقدار که نظام تعلیم و تربیت پیشرفته تر باشد، استعدادهای مختلف افراد جامعه شکوفاتر، و در نهایت کار آفرینی و ایجاد شغلهای کیفی و جدید بیشتر خواهد بود، به دیگر تعبیر محرک اساسی توسعه جامع و همه جانبه در جامعه، توسعه نیروی انسانی آن جامعه است و بار سنگین توسعه نیروی انسانی به عهده نظام تعلیم و تربیت است که در جای مناسب خود می باید مورد بحث قرار گیرد. آنچه که در این جا مهم است و باید بدان توجه شود، این است که در منشور حکومت امام علی علیه السلام به این اصل حیاتی و سرنوشت ساز تصریح شده است که هر کاری باید به کسی که متخصص آن است واگذار شود.
و توخّ منهم اهل التجربة و الحیاء من اهل البیوتات الصالحة و القدم فی الاسلام،(نهج: نامه 53) «و عاملانی این چنین را در میان کسانی جستجو کن که تجربه و حیاء دارند، از خانواده هایی پارسا و سابقه دار در اسلام.
در واقع کارگزارانی می توانند، مسؤولیت مدیریت را به عهده گیرند که هم تجربه کاری دارند و هم صداقت و درستکاری.
3 شکوفایی بخشهای مهم اقتصادی
الف- کشاورزی :
بخش کشاورزی از نظر امام علی علیه السلام جایگاه ویژه ای دارد. به گونه ای که صلاح، نفع و خیر مردم به صلاح طبقه کشاورز وابسته است، بر همین اساس نسبت به مدارا کردن با دهقانان هماره توصیه می فرمود، کان علی علیه السلام یوصی بالاکارین و هم الفلاحون.(مجلسی: 103/172)
به فرماندهان نظامی نیز دستور می داد که از جانب آنها به کشاورز ظلم و ستم نشود.
أنشدکم اللّه فی فلاحی الارض ان یظلموا قبلکم،(محمدی: 4/172) «از شما فرماندهان نظامی می خواهم که مبادا فلاحت پیشه گان از جانب شما مورد ظلم واقع شوند.»
بر همین اساس سیاست مالی و جمع آوری «خراج» به گونه ای تعیین می کردند که عدالت و انصاف مورد توجه قرار گیرد.
فأنصفوا الناس من أنفسکم و اصبروا لحوائجهم فانّکم خزّان الرعیّة و وکلاء الأمّة و سفراء الائمّة و لا تحسموا احدا عن حاجیة و لا تحبسوه عن طلبته و لا تبیعنّ للناس فی الخراج کسوة شتاء و لاصیف و لا دابة یعتملون علیها.(نهج، نامه 51)
«پس داد مردم را از خود بدهید و در برآوردن حاجتهای آنان شکیبایی ورزید، که شما خزانه دار رعیت هستید و وکیلان امت و سفیران امامان، حاجت کسی را روا ناکرده مگذارید، و او را از آنچه مطلوب اوست باز مدارید.»
بی شک بخش کشاورزی در آن زمان با در اختیار داشتن زمین و آب و حیوانی که به کمک آن کشت انجام می شد، به شکوفایی و بهره دهی می رسید، ولی در عصر کنونی بر آوردن نیاز و حاجت کشاورزان به این نیست که فقط سه عامل فوق را در اختیار داشته باشند؛ بلکه زنجیره نیازهای متفاوت باید بطور منطقی برآورده شود تا این که زمینه شکوفایی کشاورزی فراهم گردد. زنجیره ای که سر سلسله آن از کشت و داشت و برداشت شروع و به تثبیت قیمت محصولات و بیمه کردن آنها و بازاریابی و صادرات به بازارهای رقابتی جهان پایان می پذیرد؛ این زنجیره اگر یک حلقه مفقوده داشته باشد، مثلاً قیمت محصولات دچار نوسان چشمگیر باشد، برای ناکامی سیاستهای اقتصادی این بخش کافی است. همچنان که تجربه چندین برنامه پنج ساله در مورد این بخش شاهد این ناکامیهاست.
ب- صنعت و تجارت :
در دیدگاه امام علی علیه السلام جامعه از طبقات مختلفی تشکیل شده است. این طبقات عبارتند از: نظامیان، کشاورزان، قضات، کاتبان خاص و عام (هیأت وزیران و معاونان) کارمندان، بازرگانان، صاحبان صنعت و محرومان و ناتوانان. بی شک سرنوشت این طبقات در عینیت جامعه و حیات اجتماعی به یکدیگر وابسته است. و اعلم أن الرعیّه طبقات لایصلح بعضها الا ببعض و لا غنی ببعضها عن بعض.
بدان که ملت طبقاتی هستند که صلاح برخی به برخی دیگر وابسته و بعضی قشرها از بعضی دیگر بی نیاز نمی باشند، به همین جهت قوام و ایستایی گروههایی همچون نظامیان، کشاورزان، قضات، کاتبان خاص و عام، کارمندان، به دو طبقه بازرگان و صاحب صنعت می باشد. منشأ این وابستگی در عبارت زیر بطور فشرده بیان شده است. و لا قوام لهم جمیعا الا بالتجار وذوی الصناعات فیما یجتمعون من مرافقهم و یقیمونه من أسواقهم و یکفونهم من الترفّق بأیدیهم ما لا یبلغه رفق غیرهم.(همان، نامه 53)
«و کار این جمله (سپاهیان، کشاورزان، قضات، عاملان و نویسندگان) استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران که جمع می شوند و با سودی که بدست می آرند، بازارها را بر پا می دارند، و کار مردم را کفایت می کنند، در آنچه که دیگران مانند آن نتوانند.»
اثر وجودی صنعتگران این است که کفایت می کنند کار مردم را؛ زیرا با کمک گرفتن از فکر و بازوی خود، مصنوعاتی از کالاهای سرمایه ای و مصرفی می سازند که دیگران توان انجام آن را ندارند (یکفونهم من الترفقّ بایدیهم مالا یبلغه رفق غیرهم) و فلسفه وجودی بازرگانان، این است که این مصنوعات را به بازارهای مصرف می رسانند و در نتیجه چرخه تولید را استمرار می بخشند. اگر مصنوعات صاحبان صنعت بواسطه تجارت به بازارهای مصرف روانه نگردد، تولید صنایع ممکن نیست ادامه یابد و در این صورت، طبقاتی مانند کشاورزان و نظامیان و قضات، و کارمندان به این نوع کالاهای ابزاری و مصرفی مورد نیاز خود نمی توانند دسترسی پیدا کنند. و در نتیجه ادامه کار آنها ممکن نخواهد بود؛ بر همین اساس فرمود قوام و استواری دیگر طبقات به دو طبقه بازرگان و صنعتگر است؛ به دیگر سخن در هر دوره، از تاریخ حیات اجتماعی انسان، طبقه کشاورز نیازمند به صنایع و ابزار آلات کشت و نظامیان و سپاهیان نیازمند سلاح و ساز و برگ نظامی، قضات و دیگر کارگزاران دولت وابسته به در آمد مالیات (خراج) می باشند.
اگر صاحبان صنعت نیازهای فوق را تولید نکنند و بازرگانان آنها را به بازارهای مصرف مورد نیاز نرسانند، بی شک روابط اجتماعی دچار اختلال می شود. همچنان که صاحبان صنعت و کشاورزان و قضات از جهت امنیت، وابسته به نظامیان هستند، وابسته، از جهت وفاق، نظم اجتماعی، زمینه سازی قراردادها، و اجرای آنها می باشند.
در فراز دیگری نیز به همین اثر وجودی بازرگانان و صنعتگران تصریح، و با تأکید و توصیه در مورد آنان می فرماید: ثمّ استوص بالتّجار و ذوی الصناعات واوص بهم خیرا؛ المقیم منهم، و المضطرب بماله و المترفّق ببدنه، فانّهم موادّ المنافع و أسباب المرافق، جلاّبها من المباعد و المطارح فی برّک و بحرک و سهلک و جبلک، و حیث لایلتئم النّاس لمواضعها و لایجترئون علیها، فانّهم سلم لانخاف بائقته و صلح لاتخشی غائلته.(همان)
و دیگر این که نیکی به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذیر، و سفارش کردن به نیکویی درباره آنان را به عهده گیر، چه آنان که در شهر و ثابت هستند. و چه آن که با مال خود از این سو بدان سو رود و با دسترنج خود کسب کند؛ آنان مایه منفعتند و پدیدآورندگان وسایل مورد نیاز و آسایش و آورنده آن از جاهای دوردست و دشوار، در بیابان و دریا و دشت و کوهسار، جایی که مردم در آن جا گرد نیایند و در رفتن به آنجا دلیری ننمایند. این بازرگانان مردمی آرامند و نمی ستیزند، و آشتی و فتنه ای نمی انگیزند.»
4 راهبردها
الف- اصل درآمد مردم به منزله در آمد خزانه دولت:
رابطه اقتصادی حاکمیت با مردم را از دو منظر متفاوت می توان، مورد تحلیل قرار داد. در یک نگاه دولت نسبت به انجام وظایفی مسؤولیت دارد. تأمین امنیت، کالاهای عمومی که بخش خصوصی دست به کار تولید آنها نمی شود، و زمینه سازی فرایند توسعه و رشد برعهده دولت و طبعا هزینه این وظایف و اهداف را نیز باید از مردم در قالب مالیاتها دریافت نماید، این نگاه می طلبد که دولت درآمدهای خود را با سیاستهای مختلف اعتباری مالی افزایش دهد تا این که با قدرت هر چه بیشتر بتواند به وظایف خود عمل نماید و در نتیجه درآمد دولت نسبت به درآمد مردم اولویت پیدا می کند. نگاه دیگر این است که دولت یکی از وظایف مهم خود را افزایش درآمد مردم تلقی نماید، باور مسؤولان و مدیران میانی و پایین این است که مردم، هرچه بیشتر در آمد داشته باشند، دولت هم به همان نسبت می تواند بیشتر در آمد داشته باشد و ملت هر مقدار فقیرتر باشد، به همان نسبت بخش عمومی هم دچار فقر خواهد بود. با این نگاه سعی تمام دولتمردان و کارمندان بر این خواهد بود که زمینه کاهش فقر عمومی فراهم شود و در نتیجه مدیران نه تنها موانع حرکت تولید کالا و خدمات را بر می دارند، بلکه خود دست به کار شتاب بخشیدن به این حرکت می شوند.
امام علی علیه السلام بر این مطلب تأکید ویژه ای دارد:
ولا یثقلنّ علیک شی خفّفت له المؤنة عنهم فانّهم ذخر یعودون به علیک فی عمارة بلادک و تزیین و لایتک، مع استجلابک حسن ثنائهم و تبجّحک باستقاضة العدل فیهم معتمدا فضل قوّتهم بما ذخرت عندهم من اجمامک لهم و الثقة منهم بما عوّدتهم من عدلک علیهم و رفقک بهم. فربما حدث من الأمور ما اذا عوّلت فیه علیهم من بعد احتملوه طیبة أنفسهم به.(همان)
«و آنچه بدان بار آنان را سبک گردانی بر تو گران نیاید، چه آن اندوخته ای باشد که به تو بازش دهند، با آبادانی که در شهرهایت کنند و آرایشی که به ولایتها دهند؛ نیز ستایش آنان را به خود کشانده ای و شادمانی که عدالت را میانشان گسترانده ای، حالی که تکیه بر فزونی قوت آنان خواهی داشت بدانچه نزدشان اندوخته ای، از آسایشی که برایشان اندوخته ای و اطمینانشان که با عدالت خود بدست آورده و مدارایی که کرده ای و بسا که در آینده کاری پدید آید که چون آن را به عهده آنان گذاری با خاطر خوش بپذیرند.»
با توجه به مفاد این دستور اوّلاً، در آمد مردم از جهت اقتصادی ذخیره خزانه دولت به حساب می آید، ثانیا، رابطه عدالت گونه مردم با تو مستحکم تر می گردد، و مردم بهتر به تو اعتماد می کنند. این نگاه که در آمد مردم و قدرت تولید آنها را، در آمد خزانه دولت به حساب می آورد، در روابط اقتصادی جامعه ساختار متناسب را می طلبد.
ب- شرایط کلی ساختار متناسب با اصل اولویت در آمد مردم
1- کاهش دخالت دولت در حوزه اقتصاد :
بسیاری از مسؤولیتهای اقتصادی را که بخش خصوصی می تواند انجام دهد، دولت نباید دست به کار آنها شود، بلکه باید نظارت بر انجام آنها داشته باشد و با سیاستهای اقتصادی این بخش را به طرف اهداف مورد نظر هدایت کند. پدیده های ناهنجاری همانند کسر بودجه، تورم، انحصارات، رانت خواری اقتصادی - سیاسی، اتلاف منابع، کاهش بهره وری، از ناتوانی و ناکار آمدی دولت در حوزه اقتصاد نشأت می گیرد. این ضعف کارآمدی تنها در سایه کم کردن حجم دولت و محدودنمودن میدان دخالت و مباشرت مستقیم آن، مرتفع می گردد. نظارت دقیق تر و هدایت وسیع تر دولت با توجه به گستردگی و پیچیدگی روابط اقتصادی امروز کارسازتر است تا دخالت و تصدی دولت در آنها.
2- مدیریت در حوزه زیر ساختها :
مسیر توسعه و رشد تولید واشتغال هموار نمی گردد، مگر این که دولت زیر ساختهای آن را به سامان برساند. بدون داشتن راههای مواصلاتی بهداشت، آموزش، خدمات بانکی، امنیت، دفاع، حرکت توسعه، زمینه عینی ندارد. با کاهش تصدیهای دولت و هزینه های جاری آن، طبعاً توان دولت بر مدیریت و تولید این زیر ساختها متمرکز، و با شکل گیری این زیر ساختها هزینه بالاسری تولید، کاهش و در نتیجه برخی از شرایط عینی و سخت افزاری رشد تولید و اشتغال فراهم می گردد.
3- کاهش موانع فرایند تولید :
موانع آشکار و پنهان قانونی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی بخش کشاورزی، صنعت و تجارت باید برداشته شود و بطور واقع بینانه شرائط نرم افزاری توسعه و اشتغال در بخشهای فوق فراهم گردد. به عنوان مثال ،تجارت داخلی و خارجی در خدمت تولید صنایع و کشاورزی قرار گیرد. تا این که مصرف بازارهای داخلی و خارجی نقش پشتوانه استمرار تولید و سرمایه گذاری را ایفا نماید نه این که تولید در خدمت تجارت داخلی و خارجی باشد که در نتیجه در آمد دلالی و رانت خواری زمینه رشد سرمایه گذاری و تولیدات را از بین ببرد.
البته بحث راهبرد به نکات فوق محدود نمی شود، بلکه مسائل حیاتی دیگری را هم زیر پوشش دارد که در جای مناسب خود باید مورد بررسی قرار گیرد. به امید آن روز که جامعه ما به سطح رفاهی که حدیث زیر آن را بیان می کند، دسترسی پیدا کند: مااصبح بالکوفة احد ناعماً، ان ادناهم منزلة لیأکل البرّ و یجلس فی الظلّ و یشرب من ماء الفرات».(مجلسی: 40/327)
جمع بندی
1- کار، اشتغال و تولید با سه رویکرد فلسفی، جامعه شناختی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت، زیرا بین این سه رویکرد ارتباط منطقی وجود دارد.
2- در نگرش فلسفی تدبیر انسان و جهان انسان در حوزه رابطه با طبیعت فعال و تأثیرگذار و طبیعت مورد تسخیر و استخدام اوست.
3- در بعد جامعه شناختی، کار و تولید به عنوان هنجار، ارزش ابزاری و غائی می باید تا در روابط اجتماعی تجلی یابد و در نتیجه فرهنگ کار و تولید شکل گیرد.
4- با شکوفایی این فرهنگ، راهبردهای سنجیده اقتصادی به ثمر می نشیند و دولت می تواند سیاستهای اقتصادی اشتغال و تولید را در دو بخش عمومی و خصوصی عملی سازد.
منابع تحقیق :
1- نهج البلاغه، قم، مؤسسه النشرالاسلامی، 1363.
2- رفیعی، فرامرز، آناتومی جامعه، شرکت سهامی انتشار،1378.
3- بروس کوئن، درآمدی بر جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، فرهنگ معاصر، 1370.
4- الحکیمی، محمدرضا و دیگران، الحیاة، ج 5، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1367.
5- المحمودی، محمد باقر، نهج السعادة، فی مستدرک نهج البلاغه، الجزء الرابع، مؤسسة المضامین الفکری، بیروت، 1968 میلادی.
6- محمدی الریشهری، موسوعة الامام علی ابن ابیطالب (ع)، ج4، محمد، قم، دارالحدیث، 1421.
7- شیخ مفید، محمد بن محمد النعمان، الارشاد، قم، مکتبة بصیرتی، بی تا.
8- کلینی الرازی، ابن جعفر محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج 5، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1362.
9- حرالعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج 13، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
10- چلپی، مسعود، جامعه شناسی نظم، نشرنی، تهران، 1375.
11- مطالعات آماده سازی تدوین برنامه سوم اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، جلد سوم، نیروی انسانی بازار کار، اشتغال، تهران، سازمان برنامه و بودجه، 1379.
12- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 103، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403 ه ق.

نویسنده : حسن نظری

منبع : www.hawzah.net



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 1 تیر 1389  ساعت 9:32 PM نظرات 0 | لينک مطلب

كار از ديدگاه حضرت علي عليه السلام
در خصوص نقش و جايگاه ارجمند كار و كارگر در گستره فرهنگ اين ديار ، سخن بسيار است و بي هيچ مبالغه ‌اي مي‌توان گفت كه ايرانيان از پيشگامان درك ژرف اين مفاهيم گرامي و والا بوده‌اند.

در فرهنگ ايراني - به شهادت تاريخ - همواره « كار » ارج نهاده شده و كاهلي و تن آسايي موجب نكوهش و مذمت قرار گرفته است.

در پرتو آيين مبين اسلام ، ايرانيان با دل و جان به احكام اين دين حيات بخش كه كار را عبادت دانسته و براي كارگران مقام و احترام ويژه‌اي قائل است، گرويده‌اند و براساس اين تعاليم و رهنمودها، ادبيات اين سرزمين به عنوان يكي از مقدس ترين جلوه‌هاي ادبيات جهان شكل گرفته است. ادبياتي كه ملهم از آيات قرآن كريم ، احاديث نبوي و روايات پيشوايان عالي قدر مكتب نوراني تشيع است. در ادبيات غني و شكوهمند ايران همواره از كار و كارگران به نيكي و عظمت ياد شده و به تحقيق در ادبيات هيچ سرزميني تا اين اندازه برچنين عناصري تكيه و تاكيد نشده است.

در اشعار سخنوران گرانقدر و نامدار ادب پارسي، كار، عنصر رهايي جوامع از پليدي‌ها و مذلت‌ها و عامل ارتقا و توسعه معرفي شده و از كارگران به عنوان مردمان شريفي كه نقش مهم و ارزشمندي درگردش چرخهاي جامعه دارند ياد شده است. در واقع گفتني‌ها در اين باره بسيار فراوان است تا جايي كه مي‌توان به آثار بسياري در ادبيات كارگري كه شاخه‌اي از ادبيات اجتماعي ايران و جهان است اشاره داشت و جا دارد كه اين آثار مورد توجه و تعمق افزونتري قرار گيرد.

جايگاه فرهنگ كار در استقلال جامعه :

احساس تعهد و مسئوليت‌پذيري، وجدان كاري، تلاش افزونتر و روحيه بالندگي از عوامل مهمي هستند كه نقش ارزنده و غيرقابل انكاري در توسعه اجتماعي و نيز بهبود رابطه ميان كارگر و كارفرما را موجب مي‌شوند.

اصولا گسترش همدلي اجتماعي نيازمند ايجاد زمينه‌هاي درك و تفاهم عميقي است كه اين مهم ميسر نخواهد شد مگر از طريق بسط فرهنگ مبتني برآموزه‌هاي اخلاقي و معنوي.

تاريخ حيات بشر، مبين اين واقعيت است كه انسانها براي پيشرفت همه جانبه به سمت همگرايي راه برده‌‌اند و به هر ميزان درك متقابل و معنويت در جوامع فزوني يافته، آهنگ ترقي نيز شتاب چشمگيرتري به خود گرفته و بالعكس. به اين اعتبار هيچ جامعه‌اي را نمي‌توان بي‌نياز از رويكرد به فرهنگ دانست، بويژه آنكه تمام جوامع در پي رونق و شكوفايي همه جانبه هستند و امكان‌پذير شدن اين مفهوم وسيع، ارتباط مستقيمي با توسعه فرهنگ كار دارد.

در كشورهاي پيشرفته جهان اين نكته به تحقيق به اثبات رسيده است كه افزايش توليد، ارتقاي بهره‌وري و بالا رفتن سطح كيفي محصولات، ارتباط مستقيم و غيرقابل انكاري با مناسبات و فرهنگ حاكم برآن، و ادبيات رايج و جهت‌مندي آن دارد. به عبارت ديگر تمام جوامع محتاج به حاكميت ادبيات پويا، هدفمند و عادلانه‌اي هستند كه حقوق انسانها را محترم بشمارد و تلاش آنان را قدر نهاده و آنها را براي دستيابي به فردايي روشن‌تر تشويق و ترغيب نمايد.

اشعاري كه در منزلت كار سروده شده است و يا در ستايش كارگران و جلوه‌هاي گوناگون تلاش و نحوه زندگاني ثمرآفرين آنان، و دشواري‌هايي كه به اشكال مختلف با آن دست به گريبان هستند، بي‌گمان آثار گرانبهايي است كه از جهات گوناگوني مي‌تواند مورد استفاده خاص و عام قرار گيرد.

اشعاري كه در قلمرو كار آفريده شده از آنجا كه نقش ترغيب كننده و برانگيزاننده‌اي دارد، مي‌بايست از طريق رسانه‌ها بيشتر به سمع و نظر مخاطبان برسد تا شور و تلاش و آفرينندگي در جامعه شتاب افزونتري يابد و اشتياق به كار و كارآفريني كه موجب توسعه و ترقي جامعه است، نمايان‌تر گردد.

انتشار آثاري كه محتواي آن بيان زندگي پرتلاش كارگران است نيز از يك سو ارائه تصويري از عظمت كوشش كارگران و از ديگر سو آشنايي جامعه با سختي ها و مرارتهايي است كه اين قشر كوشا متحمل مي‌شوند تا جامعه از حاصل سعي آنها زندگي برخوردارتري داشته باشد كه اين مهم مي‌تواند نگرش اجتماعي توده‌هاي مردم را به اين قشر ارتقا بخشد.

ذكر اين نكته نيز ضروري است كه نبايد تعريف كار و كارگر را محدود و منحصر كرد زيرا چنين رويكردي در جوامع كمونيستي، پيامدها و نتايج چندان مثبتي نداشته است، در حالي كه دركشورهاي پيشرفته جهان، كارگر و كار از چنان مفهوم وسيعي برخوردار بوده كه تمامي آحاد جامعه را مشمول شده است. به عبارت ديگر به هر ميزان كه بروسعت دايره مفهوم كار و كارگر افزوده شود و تقدس و تكريم نسبت به آن افزايش يابد، نتايج مطلوب‌تر و موثرتري حاصل خواهد شد و در اين ميان نبايد از كاركردهاي هنر و ادبيات غافل بود.

فرهنگ كار در آينه ملل ديگر :

اهميت فرهنگ كار تا بدانجاست كه هيچ ملتي را نمي‌توان يافت كه نسبت به تعظيم و تكريم و ترويج و اشاعه اين فرهنگ اميد‌آفرين و رهايي بخش، بيگانه باشد. به عبارت ديگر در آثار فرهيختگان و هنرمندان جهان بخش قابل توجهي به پرداختن به اين مهم - با موضوعات و مضامين گوناگون- اختصاص يافته است. تا به آنجا كه برخي از سخنوران فرزانه اين سرزمين‌ها عمر خويش را به طور كلي مصروف پرداختن به اين موضوع نموده و از اين حيث شهرت يافته‌اند.

اصولا يكي از شاخصه‌هاي ادبا و سخن‌سرايان انديشور و بزرگ جهان، بهره‌مندي آثار آنان از عنصر تفكر و بهره جستن از قابليت تماشاي ژرف پيرامون خويش است كه موجب مي‌‌شود اين آثار در زندگي و سرنوشت جوامع، تاثير بنيادين و افزونتري برجاي بگذارد.

« كار » با تمام موضوعات مرتبط به آن سرشار از جلوه‌هاي زيبا، دلپذير و تفكر برانگيزي است كه درك و بيان آن تنها از عهده شاعران، نويسندگان و هنرمندان هوشمند و خلاق برمي‌آيد.

بخش قابل ملاحظه‌اي از شاهكارهاي ادبي جهان آثاري است كه روايتگر تلاش مجدانه و خستگي‌ناپذير انسانها جهت غلبه بر دشواري‌ها و فراهم آوردن جهاني بهتر و آبادتر براي زندگي است و همين مفهوم، دستمايه آفرينش آثاري بوده است كه اين رسالت انسان‌ساز را به آدميان، يادآوري و آنان را در اين طريق به تكاپوي بيشتر ترغيب كرده است.

اهم منابع :

- قرآن كريم ترجمه: مهدي الهي قمشه‌اي - تهران: انتشارات اسوه

- پناهي سمناني، محمد احمد/ شعر و كار در ادبيات پارسي- تهران: مولف - چاپ اول 1369

- توانايان فرد، حسن/ ادبيات ايران از ديدگاه اقتصاد - تهران: انتشارات علوي - چاپ اول

- تقوي دامغاني / سيدرضا / چهل حديث (كار و كارگر-) تهران: سازمان تبليغات اسلامي - چاپ اول 1368

- منتظر ظهور، محمود/ اقتصاد - تهران: دانشگاه تهران - چاپ ششم 1376

- اوكلي، استانلي/ الفباي كار - ترجمه: گروه مهندسي صنايع - تهران: انتشارات جهاد دانشگاهي دانشگاه صنعتي شريف - چاپ اول1361

- شرفشاهي، كامران / دسترنج (2 جلد-) تهران: موسسه آموزش عالي كار - چاپ اول 1381

- رزاقي، ابراهيم / اقتصاد ايران - تهران: نشر ني - چاپ دوم 1368

- فرامرزي، تقي/ بازتاب كار و طبيعت در هنر - تهران: نشر ساوالان - چاپ دوم 1357

- دهخدا، علي اكبر/ لغت نامه - تهران: دانشگاه تهران - دوره جديد چاپ

- جونز، هايدل/ نظريه‌هاي جديد رشد اقتصادي - ترجمه: صالح لطفي - تهران: مركز نشر دانشگاهي - چاپ اول 1370

- فريد، مصطفي/ الحديث - تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي - چاپ دهم 1373

- ماندل، ارنست/ علم اقتصاد- ترجمه: هوشنگ وزيري - تهران: انتشارات خوارزمي - چاپ او 1359

- موسسه پژوهشي علمي فرهنگي طليعه منطق/ فرهنگ و آداب كار - تهران: نشر برگزيده (معاونت فرهنگي وزارت كار و امور اجتماعي -) چاپ اول 1383

نويسنده : كامران شرفشاهي 

منبع : روزنامه رسالت



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 1 تیر 1389  ساعت 9:32 PM نظرات 0 | لينک مطلب
كار از ديدگاه حضرت علي عليه السلام

هنجار آفرینی (تبدیل پدیده رفتاری به هنجار)
برای تبدیل یک پدیده رفتاری به «هنجار» باید بین آورنده هنجار و مخاطبان و اعضای جامعه و پدیده مورد نظر، رابطه مثبت وجود داشته باشد. فردی که هنجار را می آورد باید اعضای جامعه او را پذیرفته باشند، آنچه که به عنوان هنجار در پیام خود دارد، باید مورد نیاز جامعه باشد تا این که از آن استقبال شود. با فرض مورد قبول بودن هنجار آور در دید اعضای جامعه و مورد نیاز بودن پدیده رفتاری موردنظر این پدیده رفتاری به سرعت تبدیل به هنجار می شود.(رفیعی، 504)
بر این اساس اگر نسبت عملی و گفتاری امام علی علیه السلام در مورد کار و تلاش مفید و منظم به جامعه رسانده شود، بی شک جامعه بطور طبیعی آن را به عنوان «هنجار»، «ارزش» می پذیرد. چون هنجار آوری، مانند او که از نظر جامعه اسوه نجات در تمام ابعاد حیات فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی است، سنن گفتاری و عملی او را الگو و مقیاس رفتاری خود قرار خواهد داد، بشرط این که این سنن گفتاری و عملی، آن طور که از متون اسلامی استفاده می شود، شفاف و بی پیرایه به مخاطبان و اعضای جامعه هماهنگ با نیاز زمان ابلاغ گردد به تعبیر دیگر باور و شناخت اعضای جامعه در هر زمان نسبت به گفتار و رفتار امام علی علیه السلام در مورد اصل کار مفید، انواع کار، بهره وری کار، نظم کاری، و دیگر چالشهای فرهنگ کاری که جامعه با آن دست به گریبان است، بهترین زمینه ای است که این گفتار و رفتار تبدیل به هنجار و ارزش گردد، بشرط این که روح زمان در این سنن کار ساز دمیده شود و حساسیتهای زمانه در ابلاغ این سنن مورد غفلت پیام رسانان قرار نگیرد. اکنون سنت رفتاری و آنگاه سنت گفتاری او در مورد وجوه مختلف کار مورد بررسی قرار می گیرد.
1. سنت رفتاری امام علی علیه السلام
شیوه عملی آن حضرت، اشتغال به اصل کار مفید بوده، و شکل کار برای او مطرح نبوده است، این که برخی تصور می کنند که اگر انسان برای خودش کار را انجام دهد با موقعیت اجتماعی سازگار است و اگر به عنوان دستمزد گرفتن برای دیگران آن را انجام دهد، حفظ جایگاه اجتماعی او نشده است، با سیره عملی او نمی سازد. فرهنگ کار می طلبد که موقعیت اجتماعی افراد، کار و تلاش را این گونه طبقه بندی ننمایند که این نوع تلاش با موقعیت او سازگاری دارد و آن نوع دیگر ناسازگار است؛ بلکه در نگرش جامعه موقعیت اجتماعی نباید نسبت به انواع کار حساسیت منفی داشته باشد. هر کار مفید و سازنده ای عزت و احترام اجتماعی را به دنبال داشته باشد و هیچ نوع کار سازنده ای با موقعیت و جایگاه اجتماعی افراد، ناسازگار تلقی نگردد. امام علی علیه السلام بر طبق نصّ زیر به عنوان، اجیر کار می کرده است.
الامام علی علیه السلام : جُعتُ یوما بالمدینه جوعا شدیدا فخرجت اطلب العمل فی عوالی المدینه فاذانا بامرأة قد جمعت مَدَرا فضننتها ترید بلَّه فاتیتها فقاطعتها علیه: کلّ ذنوب علی تمرةٍ، فمدَدتُ ستة عشر ذنوبا حتی مجلت یدای ثم اتیت الماء فاصبتُ ثم اتیتها فقلت بکفی هذا بین یدیها فعدت لی ستة عشرة تمرة: فاتیت النبی صلی الله علیه و آله فأخبرته فاکل معی منها.(حکیمی: 5/323؛ مجلسی: 41/33)
امام علی علیه السلام می فرماید: روزی در مدینه گرسنگی شدید بر من عارض شد، در اطراف مدینه به دنبال کار بودم، زنی را دیدم که مقداری کلوخ جمع کرده و می خواهد آن را گل کند. با او قرار گذاشتم هر ظرف آب در ازای یک دانه خرما، شانزده ظرف آب آوردم تا این که دستانم تاول زد، پس مقداری آب نوشیدم و از زن در مقابل کار، خرما خواستم، او هم شانزده دانه خرما به من داد، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و جریان را تعریف کردم و با هم خرما خوردیم».
او با دستان خود کار می کرد، هماره زمین را کشت و آبیاری، و هسته خرما را غرس می نمود و در عین حال بعد از آباد کردن این مزارع آنها را برای فقرا، وقف می کرد که به عنوان نمونه به وقف نامه زیر اکتفا می شود.
بسم اللّه الرحمن الرحیم، هذا ما تصدق به عبداللّه علی امیرالمؤمنین تصدّق بالضّیعتین المعروفتین بعین ابی نیذر و البغیبغة علی فقراء اهل المدینة و ابن السبیل.(محمودی: 4/15)
بنابراین سنت عملی او اشتغال به کار مفید و سازنده بوده است. در نظر او مکانت و موقعیت ممتاز اجتماعی او هیچ گاه تنافی با اصل کار کردن و یا کار برای دیگران انجام دادن نبوده است. مهم در رفتار و سیره عملی آن حضرت کار مثبت و سازنده بوده است و از این جهت می تواند، اسوه و الگوی گویای کار مفید برای جامعه اسلامی باشد.
2. سنت گفتاری امام علی علیه السلام
روایاتی که از امام علی علیه السلام درباره کار و تلاش نقل شده است، از جهت هنجاری بودن و ارزشی بودن مفاد آنها، بهره وری کار و نظم کاری، به چند دسته تقسیم می شود.
الف - هنجاری بودن کار ( ناهنجار بودن تنبلی ) :
عن الامام علی علیه السلام : إنی لابعْضُ الرجل کسلان من امر دنیاه لانه اذا کان کسلان من امر دنیاه فهو عن أمر آخرته أکسل.(محمدی: 4/169)
«مبغوض می دارم کسی را که نسبت به کار حیات مادیش تنبل و بی تفاوت است. زیرا کسی که نسبت به زندگی دنیایش چنین است، در مورد آخرتش تنبل تر و بی تفاوت تر است.»
در روایت دیگر فرمود: ان یکن الشغل مجهدة فاتصال الفراغ مفسدة.(مفید: 158) «هر چند کار و تلاش همراه با زحمت و رنج است اما بیکاری پیوسته منشأ فساد و تباهی است.»
ب - ارزشی بودن کار :
هر پدیده اعم از رفتار و کالا که در راستای نیاز انسان قرار گیرد ارزش پیدا می کند. مثلاً گرسنگی یک نیاز است و ماده غذایی که این نیاز اساسی را اشباع می نماید، ارزش و مطلوبیت ابزاری پیدا می کند. کار و اشتغال نیز چون وسیله و طریق تأمین نیازهای گوناگون مادی انسان است، ارزش ابزاری دارد؛ همچنان که بیکاری بطور طبیعی، منشأ فقر و تنگدستی و ناکام ماندن خواسته های انسان می شود و در نتیجه ارزش ابزاری منفی به خود می گیرد.
امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: انّ الأشیاء لما ازدوجت ازدوج الکسل و العجز فنتجا بینهما الفقر.(کلینی: 5/86) «آنگاه که پدیده ها با یکدیگر جفت و جور شدند، تنبلی و ناتوانی نیز در کنار هم قرار گرفتند و فقر و تنگدستی را پدید آوردند.»
در این روایت، فقر پدیده ای منفی و بیکاری به عنوان عامل و منشأ آن، ارزش ابزاری منفی پیدا می کند. در مقابل کار و تلاش، نقش ارزش ابزاری مثبت را ایفا می کند. همچنان که در روایت زیر کارهای مختلف، سبب و طریق معیشت تلقی شده است.
ان معایش الخلق خمسة: الامارة و العمارة و التجارة و الاجارة و الصدقات و اما وجه العمارة فقوله تعالی هو انشأکم من الارض و استعمرکم فیها(هود/ 61) فاعلمنا سبحانه انه قد امرهم بالعمارة لیکون ذلک سببا لمعایشهم لما یخرج من الارض من الحب و الثمرات و مما جعله اللّه معایش للخلق.(حر عاملی: 13/195؛ مجلسی: 93/47)
این روایت صراحت در وسیله بودن کارهای مختلف، جهت تأمین معیشت انسان را دارد. در دیگر نظامهای اجتماعی نیز عنصر کار ابزاری دارد و چون انسان در حیات طبیعی اش به دنبال تأمین نیازهای معیشتی خود می باشد و کار در راستای رفع این نوع نیازها قرار می گیرد و در نتیجه نقش ابزاری را کسب می نماید، بر همین اساس در نظریه های علم اقتصاد در مورد نیروی کار در جانب عرضه، متغیر اصلی را دستمزد به حساب می آورند.
از منظر این نظریه ها انسان اقتصادی، انسان طبیعی است که نگرش، منش و رفتار او تأمین نیازهای طبیعی فردی و اجتماعی است. در واقع این نیازهای طبیعی است که انگیزه های متفاوت را، به عنوان عامل مؤثر در پیدایش پدیده کار، به دنبال دارد. انسان طبیعی بر پایه این انگیزه ها، دست به کار و تلاش می زند و بی شک تا آن جا که این انگیزه ها برد و کشش دارند، عامل کار- نیروی انسانی - تلاش می نماید. این انگیزه ها بطور فشرده، عبارتند از انگیزه های بیرونی مانند نیازهای اقتصادی، میل به پیوستگی به دیگران، کسب عزت و احترام در جامعه و انگیزه های درونی مانند تمایل به تحرک و فعالیت، تجربه و شناسایی موقعیت و خودیابی.(چلپی: 6-265)
این انگیزه های بیرونی و درونی هرچند از این جهت با یکدیگر تفاوت دارند که عامل کار بر اساس انگیزه بیرونی، وسیله برای هدف دیگری قرار می گیرد، و براساس انگیزه درونی خود کار، هدف می شود، نه وسیله؛ ولی در هر دو فرض کار در راستای تأمین نیازهای طبیعی انسان قرار می گیرد. انسان طبیعی خواسته های طبیعی دارد که کار و تلاش یا یکی از این خواسته هاست (ارزش غایی طبیعی) یا وسیله ای است جهت تأمین نیازهای دیگر (ارزش طبیعی ابزاری) و از روایتی هم که عمارت و آبادانی را یکی از عوامل و اسباب، معیشت معرفی نموده است، می توان ارزش طبیعی ابزاری داشتن کار را استفاده کرد.
نکته اساسی که باید بدان توجه داشت، این است که انسان طبیعی نیازهای طبیعی دارد و عنصر کار را وسیله برای تأمین این نیازهای طبیعی قرار می دهد. از این جهت کار دارای ارزش ابزاری می شود؛ ولی اگر همین انگیزه های طبیعی را به گونه ای ارتباط به حیات انسانی - نه طبیعی - بدهیم، کار به نوبه خود ارزش غایی می شود نه ارزش ابزاری. از نوع ارزش ابزاری طبیعی و دقیقا روایاتی که عنصر کار را ارزش تلقی می کند، بواسطه جهت بخشیدن به انگیزه درونی و بیرونی کار است، به گونه ای که مرتبط با حیات انسانی می شود، نه حیات طبیعی. به دیگر سخن اگر کسی به انگیزه دستمزد گرفتن و تأمین معیشت و رفاه خود و خانواده خود کار و تلاش نماید، یک درجه از تقوا را تحصیل نموده است و بر اساس این انگیزه، کار ارزش غایی پیدا می کند نه ارزش ابزاری، زیرا چنین کاری در واقع یک نوع انجام وظیفه دینی است. امام علی علیه السلام در دو روایت زیر همین نوع ارزش را مطرح فرموده است:
ما غدوة احدکم فی سبیل اللّه باعظم من غدوة یطلب لولده و عیاله ما یصلحهم.(محمدی:4/169) «هیچ تلاش صبح هنگامی در راه خدا به فضیلت کار صبح هنگام، در جهت رفاه و آسایش فرزند و خانواده نمی رسد.»
من طلب الدنیا حلالاً تعطّفا علی والد او ولد او زوجة، بعثه اللّه تعالی و وجهه علی صورة القمر لیلة البدر.(همان، 170)
«کسی که از سر دلسوزی بر پدر یا فرزند یا همسر به دنبال امر دنیایش باشد، چهره او در قیامت همانند ماه شب چهارده است.»
در واقع این نوع روایات، قوی ترین انگیزه انسان طبیعی را برای کار و تلاش که همان تحصیل در آمد است، مورد مناقشه قرار نداده است؛ بلکه همین انگیزه طبیعی را جهت جدید داده است، به این صورت که تلاش و تحصیل در آمد برای معیشت خود و خانواده خود، به این عنوان است که یکی از وظایف و مسؤولیتهای دینی او در مقابل خانواده همین است. با این جهت جدید دادن ارتباط انگیزه طبیعی از حوزه حیات طبیعی قطع و وابسته به حیات انسانی می شود و در سایه همین جهت یابی انگیزه، ماهیت کار و تلاش بعلاوه ماهیت فیزیکی، حقوقی، اجتماعی، اقتصادی، جوهره ارزشی نیز پیدا می کند. اگر این جهت یابی انگیزه طبیعی کار نبود، کار، ویژگیهای فیزیکی، حقوقی، اجتماعی و اقتصادی را داشت و ماهیت ارزشی نداشت. همچنان که از روایت زیر همین واقعیت را می توان استفاده نمود. قال رجل لابی عبداللّه علیه السلام و اللّه انا لنطلب الدنیا و نحب ان نؤتاها فقال: تحب ان تصنع بها ماذا؟ قال: اعود بها علی نفسی و عیالی واصل بها و اتصدّق بها و احج و أعتمر، فقال علیه السلام لیس هذا طلب الدنیا، هذا طلب الأخرة.(کلینی: 5/72)
«مردی به امام صادق علیه السلام گفت: دنبال دنیا هستم و رسیدن به آن را دوست دارم. امام سؤال فرمود: برای چه رسیدن به دنیا را دوست داری؟ جواب داد: برای این که نیازهای خود و خانواده ام را برآورده و بواسطه آن صله رحم، صدقه، حج و عمره بجا آورم، امام فرمود: این طلب دنیا نیست بلکه طلب آخرت است.»
انسان طبیعی تلاش می کند که در آمد بدست آورد تا نیازهای مادیش را اشباع نماید؛ اما همین انسان طبیعی می تواند، جهت دیگری به انگیزه طبیعی خود بدهد، به این صورت که در آمد کسب می نماید تا وظایف و مسؤولیتهای مختلف دینی اش را اعم از واجب و مستحب انجام دهد و در این صورت همان انگیزه با این جهت یابی جوهره فعالیت اقتصادی را تغییر می دهد و واقعیت ارزشی بدان می بخشد، بنابراین کار و تلاش می تواند درجه ای از فضیلت تقوایی را کسب نماید و ارزشی غائی - ذاتی داشته باشد.
این بخشی از رویکرد ارزشی کار است. به همین جهت تعبیر می شود که درجه ای از تقوا و ارزش را می تواند داشته باشد. بخش دیگر این رویکرد را می توان، عمیق تر مطرح نمود و در سایه آن باید تلاش و کار علی بن ابی طالب علیه السلام را به مثابه الگو و هنجار اجتماعی جامعه انسانی در هر زمانی تفسیر نمود. این رویکرد که در واقع یکی از چالشهای اجتماعی جامعه ماست، به عنوان تقوای اجتماعی کار، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
بهره وری کار
پدیده بیکاری یکی از مشکلات جدی جوامع امروزی، وبیکاری پنهان که در واقع روی دیگر سکّه کاهش بهره وری کار به حساب می آید، یکی دیگر از مشکلات است. جامعه ما نیز در کنار بیکاری حاد و فراگیر از مشکل کاهش بهره وری نیز رنج می برد. از مقایسه بهره وری نیروی کار طی دوره بیست ساله (1375-1355) کاهشی در حدود 5/27% را می توان بدست آورد؛ یعنی بهره وری نیروی کار در سال 1375 تنها 5/72% بهره وری نیروی کار در سال 1355است، به بیانی با فرض ثبات بهره وری نیروی کار در طی این دوره، باید ارزش افزوده کل بخشها در سال (1375) با 10566 نفر شاغل بدست می آمد. در حالی که به علت کاهش بهره وری نیروی کار، این ارزش افزوده توسط 14572 نفر شاغل بدست آمده است. به دیگر سخن حدود 4006 نفر از شاغلین در سال 1375 نسبت به سال 1355 دچار بیکاری پنهان بوده اند.(مطالعات: 3/32)
این کاهش بهره وری، عوامل گوناگون دارد که در جای خود باید مورد بررسی علمی قرار گیرد. آنچه که در این جا باید بدان توجه شود، این است که امام علی علیه السلام سفارش می کند که هر کاری باید با علم و مهارت لازم انجام گیرد.
العامل بالعلم کالسائر علی الطریق الواضح.(نهج، حکمت 480) «کار با دانش و مهارت مانند گام برداشتن در طریق روشن است. همچنین می فرماید: دقت و درستکاری در کار باید مورد توجه قرار گیرد.»
قیمة کل امرءٍ ما یحسنه.(همان، حکمت 122) «ارزش هر فردی به اندازه حسن و درستکاری اوست.»
طبیعی است که با کاربردی کردن دو عنصر مهارت و درستکاری می توان بهره وری کار را افزایش و در نتیجه از بیکاری پنهان جامعه جلوگیری نمود.
تقوای اجتماعی کار
در نظام های اجتماعی، انگیزه کار در قشرهای متوسط، تحصیل در آمد است و در قشر مرفه، کسب موقعیت اجتماعی است، چون برخی مشاغل می تواند، موقعیت اجتماعی ویژه را بدنبال داشته باشد. معمولاً در نظامهای اجتماعی قدرت سالار هر شغلی که به راس هرم قدرت، بیشترین ارتباط و تعامل را داشته باشد، موقعیت اجتماعی مهمتری را هم فراهم می سازد. بر همین اساس ممکن است، انگیزه کار صرفا تحصیل درآمد نباشد؛ بلکه کسب موقعیت اجتماعی باشد.
در این گونه نظامها ممکن است، فردی توان لازم کاری یا امانت و درستکاری شغلی را نداشته باشد؛ ولی مسؤولیت آن کار را به عهده گیرد و این پدیده معمولی و متعارفی است که نیاز به بحث ندارد، ولی در نظامهای اجتماعی شایسته سالار شایستگی شغلی عامل تعیین کننده است. کسی که شغلی را عهده دار می شود، توان همه جانبه آن کار را طبعا باید داشته باشد. بدون این توان، شایستگی معنا ندارد.
اکنون مفهوم تقوای اجتماعی کار رویکردی به شایستگی کار به معنای غنی آن دارد. ممکن است از واژه «تقوا» و شایستگی کاری چنین برداشتی شود که عبارت است از رعایت حدود شرعی و قانونی کار، هر کس تا آن جا که برای او مقدور است، این حدود را مورد توجه قرار دهد و در میدان کار آنها را زیر پا نگذارد. ولی چنین تفسیری نمی تواند، حدود توان و قدرت کاری را زیر پوشش قرار دهد. مثلاً اگر پزشکی حدود شرعی و قانونی کار پزشکی را رعایت نماید و دست به کار طبابت بشود، هر چند توان متعارف این شغل را نداشته باشد، بر اساس این تعریف می توان گفت که تقوای پزشکی را رعایت نموده است. اما اگر توان و مهارت کاری، هر کار را در مفهوم تقوای کاری آن کار وارد نمودیم، این مفهوم در نهان خود دو عنصر را به یک نسبت شامل می شود. یکی امانت کاری که همان رعایت حدود شرعی و قانونی کار باشد و دیگری توان و مهارت کاری؛ تقوای کاری در روابط اجتماعی می طلبد که نسبت به آن کار هم درست کار و امین باشد و هم توانمند و با مهارت. بطور طبیعی هر مقدار که مهارت بیشتری داشته باشد خدمت بیشتری می تواند به جامعه ارائه دهد و هر مقدار خدمت بیشتر و حساس تری با حفظ امانت و درستکاری به جامعه ارائه دهد، فضیلت و تقوای بیشتری را کسب می نماید.
در این صورت، موقعیت اجتماعی مهمتری در نظام شایسته سالاری تحصیل می نماید. ولی این موقعیت اجتماعی دقیقا در گرو کیفیت بهتر کار، هم از جهت مهارت و هم از جهت درستکاری است. با این رویکرد در مورد مفهوم تقوا و جامعیت آن باید شیوه امام علی علیه السلام را در مورد کار و تلاشش تفسیر نمود، و هم آن را الگو و هنجار کاری جامعه قرار داد. چه این که کار و تلاش آن حضرت نمادی از مهارت کاری و درستکاری و اخلاص است و در نتیجه مصداق روشن «ان اکرمکم عنداللّه اتقیکم» می باشد.
ادامه دارد ...

 

نویسنده : حسن نظری
منبع :
www.hawzah.net



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 1 تیر 1389  ساعت 9:32 PM نظرات 0 | لينک مطلب

كار از ديدگاه حضرت علي عليه السلام
چکیده :

کار، اشتغال و تولید دارای سه بعد فلسفی، جامعه شناختی و اقتصادی می باشد، ترتب بین این ابعاد منطقی است. از این رو بعد فلسفی، زیربنای جامعه شناختی و جامعه شناختی آن زیرساز بحث اقتصادی آن به حساب می آید. آنگاه که فرهنگ کار و تولید در روابط اجتماعی سامان می یابد، زمینه طبیعی تأثیرگذاری دولت و مشارکت بخش خصوصی و سرمایه گذاری فراهم و در نتیجه شرایط راهبردهای اشتغال و تولید تحقق عینی می یابد.
مقدمه
هر نظام اقتصادی که یکی از وظایف مهم خود را، ایجاد زمینه کار، اشتغال و افزایش تولیدات بداند، بطور طبیعی اول باید شرایط مناسب بینشی، رفتاری، ارزشی و فرهنگی کار، اشتغال و تولید را فراهم نماید. آنگاه مکانیزمها و متغیرهای مستقل و تابع اقتصادی را هماهنگ و سازگار با عناصر فرهنگی بکار گیرد. بی شک کاستی باور و بینش در مورد کار مثبت و ضعف ارزشی تلاش و پشتکار در سطح جامعه، رفتارهای متناسب با شکوفایی تولید و اشتغال را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و در نهایت مکانیزم عرضه و تقاضای کار را بی کشش می سازد. در چنین وضعیتی، نه متغیر دستمزد در جانب عرضه، کارساز است و نه متغیر سود و درآمد در جانب تقاضا می تواند نقش چشمگیری داشته باشد.
از این رو ابتدا، جایگاه نیروی انسانی عامل کار از جهت بینشی و فلسفی در تدبیر جهان، و آنگاه بعد جامعه شناختی این عامل و در نهایت اصول و شرایط اقتصادی کار، اشتغال، تولید، از دیدگاه امام علی علیه السلام مورد بررسی قرار می گیرد.
گفتار اول: جایگاه فلسفی نیروی انسانی در رابطه با طبیعت (سلطه انسان بر جهان طبیعت)
در تدبیر تکوینی و اداره واقعی جهان ماده، انسان جایگاه فعال و اثرگذار خود را دارد. به طبیعت، این گونه نباید نگاه کرد که نسبت به نیازهای انسان بیگانه است، همچنان که نسبت به انسان نباید نگرشی این گونه داشته باشیم که طبیعت در مقابل او همانند دژی تسخیر ناپذیر و مقاوم خلق شده است. هم طبیعت آنچنان خلق و تدبیر شده که منافع و نیازهای انسان را در دل خود جای داده و هم انسان آن گونه خلق شده که می تواند بر طبیعت سلطه متناسب خود را پیدا کند. امام علی علیه السلام در فراز زیر به همین قدرت و تدبیر انسان بر استخدام و تسخیر طبیعت و جهان ماده اشاره می فرماید:
و إن الأرض الّتی تحملکم و السماء الّتی تضلکم مطیعتان لربکم و ما أصبحتا تجودان لکم ببرکتها توجُّعا لکم و لا زلفة الیکم و لالخیر ترجو انّه منکم و لکن أمرتا بمنافِعکم فاطاعتا و أقیمتا علی حدود مصالحکم فقامتا.(نهج، خ 143)
«بدانید زمینی که شما را بر پشت خود می برد، و آسمانی که بر شما سایه می گسترد، پروردگار شما را فرمان بردارند و برکت آن دو بر شما نه از راه دلسوزی است و نه به خاطر جستن نزدیکی و نه به امید خیری است که از شما دارند، بلکه به سود شما مأمور شدند و گردن نهادند، و برای مصلحت شما برپایشان داشتند، و ایستادند.»
انسان بدین گونه آفریده نشده است که بر قسمتی از طبیعت تسلط پیدا کند و قسمتی دیگر از تیررس بهره برداری او خارج بماند. و اخرج الیها اهلها علی تمام مرافقها ثم لَم یدَع جُرزَ الارض التی تقصِر میاهُ العُیون عن روابیها و لاتجِد جداول الأنهارِ ذَریعَة الی بُلُوغِها حتی أنشألها ناشِئَة.(نهج، خ 91)
«و اهل زمین را از نهانگاه زمین برآورد و آنان را با همه وسایل زندگی در روی زمین قرار داد. سپس خداوند سبحان سطوح بی آب و علف زمین را که آبهای چشمه سارها به بلندیهای آن سطوح نمی رسید و جویبارهای رودخانه ها وسیله ای برای رسیدن به آن سطوح پیدا نمی کردند رها نفرمود و ابر نمودار برای آن سطوح مرتفع که مرده های آنها را احیاء کند و گیاهش را برویاند خلق کرد.»
این تسخیر بدان جهت انجام می پذیرد که انسان برخی از نیازهای اساسی را می باید از دل این طبیعت استخراج نماید. در تدبیر جهان این رمز و راز مورد توجه مدبّر آن بوده است که آن را عقیم و نازا نسبت به برخی از خواسته های طبیعی انسان در اختیار انسان نگذارد. انسان روی زمین نیازمند آب و غذاست و طبیعت مادی نیز این آب و غذای مورد نیاز را در نهان خود نهفته دارد، و جَعَل ذلکَ بَلاغا للانام و رِزقا للانعام... فَأَهْبَطَه بَعدَ التَوبَةِ لَیَعْمُرَ اَرْضَه بِنَسْلِهِ.(همان)
«خداوند سبحان با این [خلقت عظیم] توشه [مادی و معنوی] برای مردم و روزی برای جانوران عنایت فرمود... او حضرت آدم را پس از توبه بر زمین فرود آورد تا با نسل خود زمین را آباد نماید.»
در این نظام هستی زمین را با همه استعدادهای بی شمارش مهد و گاهواره انسان و با همه گستردگی اش فراش و زیرپای او قرار داد.
فَجعلها لخلْقِه مهادا و بَسَطها لهم فِراشا،(همان، خ 211) «پس آن را برای آفریدگان خویش همچون گاهواره کرد، و چون بستر برایشان بگسترد.»
این جایگاه فلسفی، بینشی انسان در رابطه با طبیعت از آن جهت مورد بحث قرار گرفت که در مباحث آینده اولاً، انسان در چرخه تولید عاملی اساسی است، و حتی در بدست آوردن تکنولوژی و بکارگیری فن تولید می باید بر نیروی انسانی به عنوان عامل سرنوشت ساز توجه در خور به جایگاه فلسفی و واقعی او شود. ثانیا، این طبیعت هرچند مورد سلطه و تسخیر انسان قرار می گیرد، اما طبیعت، همه داده های خود را بدون زحمت و رنج علمی حساب شده در اختیار انسان نمی گذارد و انسان نیز بدون تلاش و آگاهی از راز و رمز گسترده و پیچیده طبیعت نمی تواند آن را مهد پیشرفت خود قرار دهد. ثالثا، در وابستگی عینی طبقات جامعه به یکدیگر و تأثیرگذاری هر طبقه بر سرنوشت دیگر طبقات، موقعیت ممتاز سه طبقه تولیدکننده کالا و خدمت (صاحبان صنعت، کشاورزان و بازرگانان) آن گونه که در عبارات امام علی علیه السلام انعکاس یافته، تبیین شود.(2)
گفتار دوم: ساحت جامعه شناختی کار، اشتغال و تولید
بررسی ابعاد گوناگون جامعه شناختی کار، اشتغال و تولید، می طلبد که مفاهیم هنجار، ارزش، فرهنگ بطور فشرده تبیین شود تا این که هر یک از روایات، گفتمانها و رفتارهای امام علی علیه السلام در رابطه با موضوع در جایگاه متناسب و منطقی خود مورد استشهاد و استدلال قرار گیرد. اگر دستوری به عنوان هنجار یا روایتی در بعد ارزشی کار یا رفتاری به عنوان تجلی فرهنگ کار بما رسیده است، بطور صحیح و منطقی به آنها استناد شود. مدلول هنجاری به جای مفاد ارزشی و برعکس و یا ارزش ابزاری به جای ارزش ذاتی غائی مورد استنباط قرار نگیرد.
الف هنجار
رفتارها در سطح جامعه بدون شیوه «نرم»،(Norm) انجام نمی پذیرند. بنابراین هنجار یعنی مقیاس و قاعده رفتار که نه فقط افراد برای انجام کارها از آن پیروی می کنند، بلکه در عین حال رفتار انسانها نیز با آن سنجیده می شود.(Internalized)
بنابراین هنجارها هم می توانند در مسیر تعالی رفتارهای اجتماعی قرار گیرند و هم در مسیر انحطاط؛ زیرا هنجارها، قاعده ها و شیوه های پذیرفته شده از جانب اکثر افراد جهت رفتارها است و تلازم قطعی ندارد که این رفتارها مثبت و مفید به حال جامعه باشند. این قواعد رفتاری بر اساس مورد پذیرش واقع شدن از جانب اکثریت افراد جامعه، بطور طبیعی و متعارف و یا براساس دستور مافوق، به صورت زیر تقسیم پذیرند.
1- هنجارهای درونی
هنجارهایی که افراد جامعه بدون اجبار بیرونی، خود را موظف به پیروی از آنها می دانند و بر اساس میل یا احساس درونی خود، آنها را رعایت می کنند. درونی نامیده می شوند، زیرا تخلف از آنها هر چند مجازات غیر رسمی دارد مانند منزوی شدن از نظر افراد جامعه اما تأثیر این نوع مجازات بیشتر از مجازات رسمی است.(رفیعی، 1378: 220-219)
2 هنجارهای بیرونی
این نوع هنجارها از جانب مسؤولان رسمی جامعه در قالب قانون، آیین نامه و... تبیین می شوند، بدون آن که افراد جامعه مستقیما در تعیین آن هنجارها، مشارکت جمعی داشته باشند.(همان، 221)
ب- ارزش
ارزش یعنی یک نوع درجه بندی و امتیاز بندی پدیده ها (اعم از رفتار و اشیاء) از جهت خوبی و بدی، مثبت و منفی. اهمیت ارزش از آن جهت است که ارزیابی ما نسبت به اشیاء و رفتارهای خود و دیگران مبنا و ملاک قرار می گیرد. از این رو ارزش موجب می شود که جهت رفتارها مشخص شود و در جهت گیری ارزشی شکل گیرد.(3)
بی شک انسان به پدیده هایی امتیاز مثبت می دهد و آنها را خوب تلقی می نماید که می توانند نیازهای او را برآورده سازند.(همان، 270) طبیعی است که نیازهای انسان آن چنان که «مزلو»(4) معتقد است، طیفی گسترده از نیازهای ابتدایی (جسمی) تا نیازهای پیشرفته (غیر جسمی) از قبیل نیاز به احترام و شکوفایی و نیاز به روابط اجتماعی را زیر پوشش قرار می دهد.(رفیعی، 271) بنابراین نیازهای گوناگون انسان منشأ ارزشها می شوند، هر آنچه که بتواند آنها را اشباع نماید و موجب دسترسی انسان به خواسته های خود شود، از نظر او مطلوب و خوب به حساب می آید.
نکته اساسی که باید بدان توجه داشت و در بحث ارزش کار می توان از آن استفاده کرد، این است که نیازهای انسانها بدون وسیله و واسطه ارضاء نمی شود. مثلاً برای تأمین نیاز به همسر، پول و برای تحصیل پول، کار و تلاش ضروری است. از این رو تأمین نیاز به همسر ارزشی است که زنجیره تحصیل پول و کار در راستای آن قرار می گیرند. پس هم دسترسی به همسر ارزش می شود و هم تحصیل پول توسط کار. بر همین اساس می توان ارزش را به صورت زیر تقسیم نمود.
1- ارزش غائی: آنچه که، بصورت ذاتی به خودی خود برای انسان ارزشمند است، ارزش غائی نامیده می شود.
2- ارزش ابزاری: آنچه که خود ارزش ندارد، بلکه برای دستیابی به امر دیگری است، ارزش ابزاری دارد. در واقع چون در جهت رسیدن به مطلوب واقعی قرار گرفته است، ارزشمندشده است. این تقسیم بندی ارزش، بدان جهت است که کلیه رفتارهای ارزشی، ارزش ذاتی ندارند؛ همچنان که همه آنها ارزش ابزاری تلقی نمی گردند.
ج-فرهنگ
مجموع ویژگیهای رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه را می توان فرهنگ آن دانست. (بروس کوئن، 37) عنصر تعیین کننده در این تعریف، «اکتساب» است که از یک طرف فرهنگ را از پدیده ها و رفتارهایی که نتیجه وراثت و زیست شناختی است، متمایز می سازد، و از طرف دیگر موجب می شود که همه بخشهای زندگی که توسط انسانها به وجود آمده است را شامل شود.
بعد از تبیین اجمالی این مفاهیم بطور طبیعی این پرسش مطرح می شود که بین این مفاهیم چه ارتباط واقعی در سطح روابط زندگی اجتماعی وجود دارد؟ آیا بین هنجار و ارزش، ارزش و فرهنگ جامعه، فرهنگ و هنجار، رابطه عینی برقرار است؟ جواب پرسش فوق از آن جهت ضرورت دارد که در زندگی اجتماعی انسانها عنصر کار، بطور عام چگونه می تواند، تبدیل به فرهنگ شود و در نتیجه فرهنگ کار در جامعه از یک طرف زمینه اجتماعی تلاش، پشتکار، خستگی ناپذیری را و از طرف دیگر دقت، ابتکار، خلاقیت، نظم کاری و بهره وری را فراهم نماید.
همچنان که اشاره شد، منشأ و خاستگاه ارزش، نیاز است. هر انسانی احساس نیاز به احترام و عزت نفس می نماید. در واقع احترام اجتماعی یک نیاز مهم و مورد خواست هر فردی است، و بی شک پیروی از «هنجار» منشأ احترام و کسب ارزش است. زیرا «ناهنجاری» در دید افراد جامعه بی هویتی، بی احترامی و تزلزل موقعیت اجتماعی را به دنبال دارد.
بنابراین هر انسانی نیازمند به احترام و عزت نفس و تأمین این نیاز «ارزش» است. و روش و شیوه دستیابی به آن ارزش، وقتی در بین مردم رواج می یابد، به صورت «هنجار» شکل می گیرد. از این رو می توان گفت: روش و شیوه رفتاری که در قالب آن اکثر افراد جامعه نیازهای گوناگون حسی، روانی، فردی اجتماعی را تأمین می نمایند «هنجار است» و به همین جهت هنجار نیز به نوبه خود می تواند، یکی از علل ارزش نیز به حساب آید.(رفیعی، 278)
با توجه به این که ویژگی اساسی و قوام و ماهیت فرهنگ به عنصر «اکتسابی» بودن آن است، می توان چنین نتیجه گرفت که قواعد و نُرمهای اجتماعی که در راستای تأمین نیازها و ارزشهای جامعه قرار می گیرند، بخشی از فرهنگ آن جامعه را به وجود می آوردند.
رفتار کاری، در جامعه قاعده و نرم دارد؛ اگر این قاعده و نرم کار مفید باشد یا کار مفید به عنوان شیوه تأمین نیازهای مختلف جسمی، روحی اجتماعی در سطح جامعه تثبیت شده باشد، فرهنگ کار و تلاش بطور مثبت شکل گرفته است. در مقابل اگر از روش بیکاری یا کار غیر مفید، یا کارهای زیان آور، تأمین نیاز شد، فرهنگ مناسب کار، شکل نگرفته است. به دیگر سخن قاعده و نظم کاری جامعه، هر گاه بر اساس کار سازنده، همراه با دقت و پشتکار انجام پذیرد، به گونه ای که کار با مشخصات فوق جایگاه هنجاری داشته باشد و تخلف از آن، ناهنجاری به حساب آید و یا این که کار با ویژگیهای مثبت آن، تأمین کننده موقعیت، احترام و عزت نفس در سطح روابط اجتماعی تلقی شود، عنوان ارزش اجتماعی به خود می گیرد؛ در این صورت کار مفید و همراه با دقت و ابتکار وارد حوزه «فرهنگ» می شود و طبعا فرهنگ مناسب کار و بهره وری کار، شکل می گیرد.
بنابراین، در صورتی که کار مفید با بهره وری بالا، اولاً، در سطح وسیع در بین اکثر افراد جامعه گسترش یابد و در واقع به «هنجار» تبدیل شود، بطوری که بیشتر افراد جامعه، خود را موظف به پیروی آن بدانند و عدم پیروی به گونه ای غیرمستقیم با روشهای درونی کنترل و سرزنش شود، ثانیا، یک ارزش تلقی شود به گونه ای که فعالیت و تلاش را خوب بدانند نه عار و ننگ و کسر شأن، کار مثبت و سازنده هم «هنجار» می شود و هم «ارزش» و بطور طبیعی فرهنگ مناسب و کار سازِکار تحقق یافته و کارکرد مثبت خود را در زمینه تأمین نیازهای اساسی جامعه از قبیل علم، تکنولوژی آموزش، بهداشت، معماری، کشاورزی، امور دفاعی، ارتباطات، قضاوت، اقتصاد، ورزش و... ایفا می نماید. زیرا «هنجار» و «ارزش» دو عنصر اساسی فرهنگ، به حساب می آیند. اکنون نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که چگونه می توان پدیده رفتاری، همانند کار مفید و سازنده را، در سطح جامعه تبدیل به «ارزش» و «هنجار» نمود، تا این که وارد قلمرو فرهنگ جامعه شود.
ادامه دارد ...

 

نویسنده : حسن نظری (1)
پی نوشت ها :
1- استادیار پژوهشکده حوزه و دانشگاه.
2 تفصیل این بحث در گفتار سوم خواهد آمد.
3 Value _ onientaion
4- Maslow

منبع :  www.hawzah.net



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 1 تیر 1389  ساعت 9:31 PM نظرات 0 | لينک مطلب