« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



کار و زندگی ، مجید یکتایی ، تهران : علمی ، چاپ پنجم ، [بی تا] ، 455 ص،
زندگی در آغازین سال های قرن بیست و یکم ، حال و هوای خاصّ خود را دارد. انسان های امروزی بیش از آن که به زندگی و ماهیت آن توجه داشته باشند ، کار و ابعاد مربوط به آن را در کانون توجه خود قرار داده اند. با درنگی نه چندان عمیق در جهان چهار دهه قبل ، روند تحوّلی جوامع مختلف جهان را صرف نظر از سطوح رشد اقتصادی آنها ، می توان به نظاره نشست. چنین تحولی ، با سرعت و شتاب در انتشار اخبار و اطلاعات ، همراه بوده است. سلطه بی چون و چرای جعبه جادویی با مظاهر فریبنده و اغواگر آن ، نقش مهمی در ایجاد فاصله میان نسل ها و در نتیجه، کم رنگ تر کردن کارکرد ارزشی خانواده داشته است. جبهه گیری تمدن ها و فرهنگ های دیرین و نوپای جهان در برابر هم و برخورد میان آنها ، همه و همه دورنمایی است از ارمغان قرن حاضر برای انسان سرگردان و منتظر امروز. با وجود چنین تصویری از زندگی ، تلاش بی وقفه انسان ها در کسب درآمد، ولو به قیمت نداشتن حتّی لحظاتی برای زندگی ، عادی به نظر می رسد.
 
 

کتاب «کار و زندگی» به ماهیت و اهمیت کار و ارتباط آن با زندگی، به عنوان بخش جداناپذیر و مکمل آن پرداخته است. آنچه امروزه انسان را به تکاپو و کسب درآمد وا می دارد ، کار نیست؛ بلکه دست یافتن به پول و سرمایه است. در حالی که کار و کسب ، ماهیتی ارزشی ـ اقتصادی دارد. صرف برابر دانستن کار با پول و سرمایه ، ارتباط آن را با زندگی، کاملاً تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ در حالی که کار ، وسیله ای جهت ایجاد زندگی شاداب و ایمن و فارغ از دغدغه های کاذب امروز است.
با توجه به بررسی زوایای مختلف موضوع ، کتاب در شش بخش فراهم آمده است:
بخش نخست «چگونگی کار»نام دارد که مشتمل بر هشت فصل است : کار چیست ، شرافت کار ، کار عار نیست ، کار و تقدیر ، کار و وظیفه ، کیفیت کار ، تقلید و ابتکار و تنوع کار. در این بخش ، نویسنده سعی کرده است تا جنبه ارزشی کار را معرفی نماید. البته در بخش های دیگر کتاب نیز به این بُعد پرداخته شده است؛ امّا آغاز کتاب با چنین مطلبی ، نشان از تأکید و اصرار نویسنده بر ابعاد اخلاقی و ارزشی دارد. وی معتقد است : «در برابر شرافت کار ، رنج و خستگی ، خردی و بزرگی کار و هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد. کار از آن جا که شریف است ، هر جور باشد ، برای هر کس ، شایسته و لازم است . ساسان ، چوپانی می کرد. اردشیر بزرگ ، مؤبَد بود. یعقوب لیث ، سفیدگری داشت. بویه ماهیگیر بود. یاقوت حموی (نویسنده معجم البلدان) در خدمت تاجری ، غلامی می کرد. نادر ، پوستین دوز بود. حضرت محمّد(ص) بازرگانی و شتربانی می کرد. حضرت علی(ع) باغبانی ، موسی(ع) شبانی و عیسی(ع) درودگری می کردند. جِیمز وات ، به پیروی از شغل پدر ، ارّابه سازی می کرد. فرانکین ، کارگر چاپ خانه بود و پدرش شمع سازی می کرد. دانیل دُفو (نویسنده انگلیسی) جوراب باف بود. جانسون (هفدهمین رئیس جمهوری امریکا) خشت می زد».
بخش دوم به «دشمنان کار» اختصاص دارد که خود ، مشتمل بر یازده فصل است : بیگاری به ز بی کاری ، درخت کاهلی کفر آورد بار ، کار بی نقشه ، کار بی مسئولیت ، کار بی مُزد ، کار ارزان ، به هر کار ، بهتر درنگ از شتاب ، خطا در کار ، وحشت از کار ، همه کاره و هیچ کاره و آفت های کار.




کار و زندگی ، مجید یکتایی ، تهران : علمی ، چاپ پنجم ، [بی تا] ، 455 ص،
زندگی در آغازین سال های قرن بیست و یکم ، حال و هوای خاصّ خود را دارد. انسان های امروزی بیش از آن که به زندگی و ماهیت آن توجه داشته باشند ، کار و ابعاد مربوط به آن را در کانون توجه خود قرار داده اند. با درنگی نه چندان عمیق در جهان چهار دهه قبل ، روند تحوّلی جوامع مختلف جهان را صرف نظر از سطوح رشد اقتصادی آنها ، می توان به نظاره نشست. چنین تحولی ، با سرعت و شتاب در انتشار اخبار و اطلاعات ، همراه بوده است. سلطه بی چون و چرای جعبه جادویی با مظاهر فریبنده و اغواگر آن ، نقش مهمی در ایجاد فاصله میان نسل ها و در نتیجه، کم رنگ تر کردن کارکرد ارزشی خانواده داشته است. جبهه گیری تمدن ها و فرهنگ های دیرین و نوپای جهان در برابر هم و برخورد میان آنها ، همه و همه دورنمایی است از ارمغان قرن حاضر برای انسان سرگردان و منتظر امروز. با وجود چنین تصویری از زندگی ، تلاش بی وقفه انسان ها در کسب درآمد، ولو به قیمت نداشتن حتّی لحظاتی برای زندگی ، عادی به نظر می رسد.

کتاب «کار و زندگی» به ماهیت و اهمیت کار و ارتباط آن با زندگی، به عنوان بخش جداناپذیر و مکمل آن پرداخته است. آنچه امروزه انسان را به تکاپو و کسب درآمد وا می دارد ، کار نیست؛ بلکه دست یافتن به پول و سرمایه است. در حالی که کار و کسب ، ماهیتی ارزشی ـ اقتصادی دارد. صرف برابر دانستن کار با پول و سرمایه ، ارتباط آن را با زندگی، کاملاً تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ در حالی که کار ، وسیله ای جهت ایجاد زندگی شاداب و ایمن و فارغ از دغدغه های کاذب امروز است.
با توجه به بررسی زوایای مختلف موضوع ، کتاب در شش بخش فراهم آمده است:
بخش نخست «چگونگی کار»نام دارد که مشتمل بر هشت فصل است : کار چیست ، شرافت کار ، کار عار نیست ، کار و تقدیر ، کار و وظیفه ، کیفیت کار ، تقلید و ابتکار و تنوع کار. در این بخش ، نویسنده سعی کرده است تا جنبه ارزشی کار را معرفی نماید. البته در بخش های دیگر کتاب نیز به این بُعد پرداخته شده است؛ امّا آغاز کتاب با چنین مطلبی ، نشان از تأکید و اصرار نویسنده بر ابعاد اخلاقی و ارزشی دارد. وی معتقد است : «در برابر شرافت کار ، رنج و خستگی ، خردی و بزرگی کار و هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد. کار از آن جا که شریف است ، هر جور باشد ، برای هر کس ، شایسته و لازم است . ساسان ، چوپانی می کرد. اردشیر بزرگ ، مؤبَد بود. یعقوب لیث ، سفیدگری داشت. بویه ماهیگیر بود. یاقوت حموی (نویسنده معجم البلدان) در خدمت تاجری ، غلامی می کرد. نادر ، پوستین دوز بود. حضرت محمّد(ص) بازرگانی و شتربانی می کرد. حضرت علی(ع) باغبانی ، موسی(ع) شبانی و عیسی(ع) درودگری می کردند. جِیمز وات ، به پیروی از شغل پدر ، ارّابه سازی می کرد. فرانکین ، کارگر چاپ خانه بود و پدرش شمع سازی می کرد. دانیل دُفو (نویسنده انگلیسی) جوراب باف بود. جانسون (هفدهمین رئیس جمهوری امریکا) خشت می زد».
بخش دوم به «دشمنان کار» اختصاص دارد که خود ، مشتمل بر یازده فصل است : بیگاری به ز بی کاری ، درخت کاهلی کفر آورد بار ، کار بی نقشه ، کار بی مسئولیت ، کار بی مُزد ، کار ارزان ، به هر کار ، بهتر درنگ از شتاب ، خطا در کار ، وحشت از کار ، همه کاره و هیچ کاره و آفت های کار.
این بخش به آسیب شناسی کار پرداخته است. آنچه بر روند کار تأثیر منفی می گذارد و شخصیت آدمی را به گونه ای ناسالم پی ریزی می کند ، آفت و آسیب به شمار می آید. تنبلی و سستی در کار ، از دست دادن روحیه مسئولیت پذیری و از کف دادن فرصت ها و ... همه و همه از عوارض منفی و ناسالمی هستند که آفت و آسیب محسوب می شوند. این بخش به خوبی این عوامل را وا می کاود : «گویند بزرگان و پادشاهان ایران باستان ، فرزندان خود را همیشه به دهقانان و برزگران دانا و کاردان می سپردند تا آنها را به کار و کوشش وادار نمایند که به تنبلی و تن آسایی خو نگیرند. حال می گوید هیچ چیز بدتر از آن نیست که آدمی وقتش را به تنبلی و بیهودگی بگذراند. خانم لی لی آلن در کتاب راه موفقیت می گوید: بکوشید هر دقیقه سریعی که می گذرد چیزی در برابر آن اندوخته باشید. اگر از گذشت روزها و سیر زمان، اندوخته ای از کار و دانش نداشته باشیم ، دیگر چه خواهیم داشت ، و راستی زندگانی ما چه ثمری داشته است؟ وونارک می گوید: نه آن که تنبل نخواهد کار کند ، بلکه همیشه در آرزوی انجام دادن کار است، فقط تنبلی نمی گذارد از مرحله فکر و خیال به کار و عمل برسد. کوپر می گوید: تنبل به ساعتی ماند که عقربه نداشته باشد».
بخش سوم به «اساس کار» می پردازد و از دوازده فصل تشکیل شده است : تقسیم کار ، انتخاب کار ، کاردانی ، کار و ایمان ، اعتماد به کار ، کار و تمرکز قوا ، عشق کار ، پشتکار ، نظم کار ، افزارکار ، شرایط کار و انجمن جهانی کار. مؤلف، زوایای مختلف پرداختن به موضوعات کیفی کار را در این بخش وا کاویده است؛ چرا که کار با بسیاری از حوزه ها و موضوعات می تواند ارتباط داشته باشد؛ اما آنچه که نقش ارتباط را پررنگ می سازد ، اثربخشی بالایی است که در برخی از این روابط به چشم می آید؛ مباحثی از قبیل تمرکز ، پشتکار و انتخاب از حوزه روان شناختی ، کمک فراوانی به مقوله کار و اشتغال می نماید. نمونه ای از این بخشِ کتاب را با هم می خوانیم : «عشق و شور کار اگر در کار باشد ، هیچ وقت کاری ناتمام و نیمه کاره نمی ماند. داد به پارسی می گوید: زنهار تا با دلی شکسته و روانی افسرده به کارهای جهان نپردازی که دلْ شکسته را جز کاری پراکنده نیاید و زیان در زندگی و پریشانی بی پایان دارد. همیشه پیش از هر کار، میل و دلبستگی خود را به آن کار باید در نظر گرفت تا پای بی میلی و دل سردی در کار نیاید ، اگر کسی در کاری احساس بی میلی می کنید همان بهتر است که آن را رها کنید. مارک اورل می گوید: پیش از هر کار از عقل باید پرسید که آیا سودی در این کار هست یا نه ، درست گوش بدهید ، صدای عقل را بشنوید و آن گاه به کار بپردازید. بزرگ ترین کارها و شاه کارها با عشق به وجود آمده ، فردوسی ، حافظ ، نادر ، ناپلئون ، هومر ، لزار ، دانته ، گوته ، پاستور و همه و همه عاشق بوده اند. یکی عشق به میهن داشته ، یکی به افتخار و نام ، ناپلئون به جهانگیری و ژوزفین ، لامارتین به الویر و هوگو به ژولیت».
بخش چهارم «کار و زندگی» نام دارد که در ده فصل ، تنظیم گردیده است : کار و اجتماع ، زندگی به کار است ، کار باید کرد ، محیط کار ، پیشرفت کار ، کار امروز به فردا مفکن ، کار ماشینی ، کار و آسایش ، کار در خانه و کار در گذشته و آینده.
از آن جا که عنوان این بخش ، عنوان کتاب نیز قرار گرفته است ، می توان حدس زد که موضوع آن ، در نظر مؤلف ، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. توجه به کارکرد اجتماعی کار و ارتباط مؤثر آن با زندگی بشری ، از دغدغه های اصلی نویسنده به شمار می رود. در این بخش، ضمن به کارگیری سخنان پرنغز بزرگانِ اندیشه و ادب جهان ، اهمیت جایگاه کار و زندگی در نظر بزرگ مردان جهان ادب و اندیشه نشان داده شده است. در سایر بخش های کتاب نیز کم و بیش از این سخنان، سود جسته شده است. از آنچه در این قسمت ارائه شده می توان نتیجه گرفت که زندگی ، در کنار کار معنا می یابد ، نه درون آن. نگاهی دیگر داشته باشیم به این بخش از کتاب : «این زندگی برای ماست ، چه زحمت بکشیم و کار کنیم و تحصیل روزی نماییم و چه از بی کاری و گرسنگی بمیریم. این عقیده لُرد مِلبورن را توپفر سوییسی بهتر خلاصه می کند : جان من! باید کاری کرد و دیگر هیچ. در قرآن ، خداوند می فرماید : انسان ، چیزی جز کاری که می کند نیست. روسکن می گوید : بهترین درمان و آسایشِ تن ، آن است که بام تا شام کار کند. همین عقیده را پُل دومِر چنین می گوید : آسایشِ تن ، در کار روح است و آسایش روح ، در کار تن. شاعری گفته است:
بُوَد مرد هنرور را هر انگشت
کلیدی بهر قفلِ رزق در مُشت
از آن دستی که ناید هیچ کاری
بود بر تن ، عجب بیهوده باری».
بخش پنجم «کار و کامیابی» نام دارد که خود از نُه بخش تشکیل شده است : سعادت در کار است ، آغاز کار ، انجام کار ، کار نیمه کاره ، کار نشد ندارد ، خُردیِ کار ، به هر کار هنگام جستن نکوست ، کار و بازی ، و همکاری.
همچنان که گفته شد ، کتاب ، رویکردی ارزشی و اخلاقی به مقوله کار و تلاش دارد و از همین منظر به ارتباط پویا و سازنده کار با زندگی می پردازد. از همین رو ، بهره گرفتن فراوان از کلام بزرگان و آوردن اشعار بسیار از حکما و سرآمدنِ فرهنگ و اندیشه در سراسر کتاب به چشم می خورد. در این بخش به شکل ملموس تری ، این رویکردِ ارزشی جلوه دارد. توجه به جنبه سرگرمی و تفریح در کار ، از نکات دیگری است که در این بخش بدان پرداخته شده است. گزیده ای از این بخش را با هم بخوانیم : «وقتی فرصتی دست داد و کاری اقتضا کرد ، دیگر وقت آن که کلاهِ خود را بر سر محکم کنیم ، به ما نمی دهد ، زود فرصت می گذرد و برای ما یک تأسف همیشگی به جا می گذارد. زندگی به ما فرصت یک آب خوردن نمی دهد ، چگونه می خواهید کار امروز را به فردا بیفکنید؟ کسانی که می گویند فردا خدا بزرگ است ، برای همیشه در زندگی باز مانده اند و هیچ وقت روی کامیابی را نخواهند دید. نادر ، کریم خان زند ، ناپلئون ، آبراهام لینکُلن ، ادیسون و هانری فِرِد ، همه از این فرصت ها استفاده کرده اند. نادر و کریم خان ، از وضع آشفته زمان خود ، ناپلئون از نخستین مأموریت جنگی خویش ، لینکُلن از انتظار مردم برای نجات خود ، ادیسون از موقعیت ها و فرصت های بسیار کوچکی که هنگام مطالعه به آنها برخورد و هانری فِرِد از یک اختراع به جا و به موقع. سلطان سخنوری و غزل ، چه خوب فرموده :
سعدیا! دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست
در میانِ این و آن ، فرصت شمار امروز را».
بخش ششم و پایانی کتاب ، به «بهره های کار» اختصاص دارد و در هفت فصل تنظیم شده است : کار خوب ، کار و تندرستی ، کار نیکو کردن از پر کردن است ، کار مربی اخلاق است ، کار بهترین لذت است ، کار بهترین سرمایه است و کار ناکرده در این راه به جایی نرسی. بخش پایانی کتاب ، بهره ها و نتایج کار را می کاود. مؤلف ، پس از بررسی کار از ابعاد گوناگون در بخش های پیشین ، اکنون در این بخش ، به نتایج مباحث طرح شده می پردازد. تشبیه کار به «مربی اخلاق» و «بهترین لذّت و سرمایه» ، نشان از ابعاد فرامادی کار دارد. توجه به انجام دادن صحیح کار و انتخاب کار خوب و ارزشمند نیز از مباحثی است که در این بخش بدان پرداخته می شود : «ما خود ، مردم پرافتخاری هستیم ، چرا که تاریخ بزرگان ما ، سراسر پر از این گونه کارهای نیکوست. چنان که زمانی کارهای خوب و بزرگ زرتشت و کوروش ، ما را رستگار و نیک بخت کرده است و به ترقّی رسانده و زمانی دیگر ، کارهای انوشیروان و بزرگمهر حکیم و سلمان فارسی و یعقوب لیث و جلال الدین خوارزمشاه و کریم خان زند و میرزا تقی خان امیرکبیر و هزاران تن از بزرگان علم و ادب که تاریخ تمدن ما پر است از نام آن بزرگان. اگر همت و اراده ای مانند مردان بزرگ نداریم ، باز هر کدام می توانیم در کارهای خویش درستکار باشیم تا به بهره های واقعی کار و زندگی و تمدّن برسیم. اسمایلز می گوید ، بزرگی ، به کار است؛ یعنی کردار بیار و گِرد گفتار مگرد و چه خوب سروده ای است:
همت ، بلند دارد که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده اند».
توجه به کارکرد اجتماعی کار و ارتباط پویا و مؤثر با زندگی از دغدغه های اصلی نویسنده در این کتاب بوده است. در عصر معراج آهن و پولاد ، پرداختن به ابعاد ارزشی و معنوی کار و ارتباط آن با حیات و زندگی اجتماعی انسان ها ، خود ، یک نوآوری است. بهره گیری از کلام بزرگان به صورت حکمت های کوتاه و قطعات ادبی ، شیوه ای بوده است که نویسنده ، برای پررنگ

تر ساختن نقش معنوی انسان ها در کار و زندگی ، از آن غافل نبوده است.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM | نظرات 0 | لينک مطلب