روايتي در فراغت (2)
نويسنده:
علي سعادت پناه
ج) فراغت در روايات معناى واژه فراغت در روايات، متفاوت با معنايى است كه در اقتصاد غرب وجود دارد. در روايات، فراغت، مذموم شمرده شده است. فراغت در زبان عربى با فراغت در فارسى متفاوت است. در فارسى، به معناى آسايش بعد از كاركردن آمده است و در عربى، به معناى بيكارى. پيامبر(ص) فرمود: گرچه كار كردن مايه رنج و زحمت است، اما بيكارى موجب فساد و تباهى است.(5)
نويسنده:
علي سعادت پناه در اقتصاد امروزى با مفاهيم داراى ارزش مثبت و منفى روبهرو هستيم. مثلاً استقراض خارجى، كاهش توليد، رشد منفى، بيكارى و تورم، داراى بار منفى و در مقابل، خودكفايى، اشتغال، رشد مثبت، افزايش صادرات، داراى ارزش مثبت مىباشند. فراغت (Leisure) در كدام گروه جاى دارد؟ آيا فراغت همان بيكارى است؟ رابطه آن با عرضه كار چيست؟ اقتصاد غرب و اقتصاد اسلامى چه قضاوتى در مورد آن دارند؟ معادل فراغت در متون دينى چه كلمهاى است؟ اين نوشتار، به دنبال پاسخ به اين سؤالات است.
نويسنده:
علي سعادت پناه ب ـ ادله مخالفان ثبوت ساير واجبات مالي تاكنون ادله موافق ثبوت ساير واجبات مالي ارائه گرديد. قرائن داخلي در ادله خاص به گونهاي بودند كه امكان استفاده وجوب را مشكل مينمود. ولي وجوب رسيدگي به آنان كه در فقر مطلق به سر ميبرند از ادله عمومي فهميده ميشد. ادله عمومي نسبت به واجبات مالي معروف ـ خمس و زكات ـ مطلق بوده، نجات فقيران از وضعيت گرسنگي و شرايط سخت زندگي راهدف قرار داده اند. در نتيجه اگر اين هدف با پرداخت خمس و زكات تأمين نشده تكليف ساقط نميشود. زيرا رفع شديدترين چهره فقر اهميت دارد.
نويسنده:
علي سعادت پناه 2-2- حق حصاد يوم و روز حصاد، به ايامي گفته ميشود كه كشاورز و باغدار به برداشت محصول مشغول هستند. معمولاً نيازمندان در اين ايام بر سر مزارع و باغات حاضر شده واز صاحبان محصولات كشاورزي، تقاضاي انفاق قدري از آن محصول را ميكردند. و منظور از حق حصاد اين است كه اين نيازمندان از محصولات آماده برداشت داراي حقي هستند. مشهور علماء معتقدند كه حق حصاد از جمله مستحبات است.63 اما شيخ طوسي در كتاب خلاف معتقد به وجوب حق حصاد شده است.64 مرحوم سيد مرتضي نيز در كتاب انتصار، گرچه درابتدا قول به استحباب را پذيرفته اند اما در پايان كلامشان، احتمال وجوب را نيز دادهاند.65
نويسنده:
علي سعادت پناه 2 ـ ادله خاص موافقان ثبوت ساير واجبات مالي منظور از ادله خاص، ادلهاي هستند كه بر خلاف ادله عمومي كه به منبع مالي، نصاب، زمان پرداخت و ساير شرايط واجب مالي كاري نداشته و فقط معيار را رنج و نياز محرومان قرار ميداد، به منبع و مورد مشخص به عنوان واجب مالي توجه دارند. حق معلوم و حق حصاد به طور مشخص به عنوان موارد خاص ذكر شدهاند كه به بررسي ادله آن پرداخته ميشود. 1-2- حق معلوم منظور از حق معلوم اين است كه فرد مقداري را در اموالش تعيين كند و آن را به صورت مرتب روزانه، هفتگي يا ماهانه جهت دستگيري فقيران بپردازد. همه فقها معتقد به استحباب حق معلوم ميباشند. در اين ميان تنها به شيخ صدوق نسبت وجوب داده شده است.
نويسنده:
علي سعادت پناه 5-1- حريز در حديثي صحيح به واسطه امام صادق عليه السلام از رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم نقل ميكند كه: «قال الله ـ عزوجل ـ ما آمن بي من بات شبعان و اخوه المسلم طاوٍ»46 اين روايت سندا معتبر است و از سوي ديگر تعبير به برادر مسلمان آمده و لذا همسايه و جار دراينجا خصوصيتي ندارند. و با توجه به بيان عدم ايمان به خدا براي كسي كه به گرسنگان مسلمان رسيدگي نميكند، وجوب رسيدگي قابل استفاده است. در نتيجه اين روايت به حسب سندو دلالت متن گويا است.
نويسنده:
علي سعادت پناه 3-1- خداوند متعال در سوره حاقه، وضعيت دوزخيان را چنين ترسيم ميكند:
«... خذوه فغلوه ثم الجحيم صلوه ثم في سلسلة ذرعها سبعون ذراعا فاسلكوه انه كان لايؤمن بالله العظيم و لايحض علي طعام المسكين»34 در اينجا نيز قرآن، نداشتن ايمان به خداي بزرگ و تحريك نكردن ديگران به اطعام مسكينان را علت عذاب آنان بر ميشمرد، و در نتيجه كسي كه خود توانايي كمك به مستمندان را نداشته، اگر ديگران را به اين امر تحريك نكند گناهي چنان بزرگ مرتكب شده كه همرديف با نياوردن ايمان به خدا از روي عناد قرار گرفته است.
نويسنده:
علي سعادت پناه بخش سوم ـ بررسي ادله ساير واجبات مالي در صورتي كه نيازمند و فقيراني در جامعه يافت شوند كه بالاتر از حد اضطرار قرار داشته و خوف تلف يا اشتداد مرض هم در حق آنها نميرود. اما نيازمند و فقير ميباشند و از سوي ديگر واجبات مالي خمس و زكات نيز براي رفع فقرشان كافي نيست، آيا بجز واجبات مالي ياد شده، حق ديگري در اموال توانگران وجود دارد؟ بررسي اين موضوع نيازمند دقت در ادله موافقان و مخالفان ثبوت چنين حقي است. براي دستيابي به پاسخ پرسش ياد شده، نخست ادله موافقان و سپس ادله مخالفان بررسي ميشود.
روايتي در فراغت (1)
دامنه وظيفه توانگران در برابر فقيران از منظر دين (10)
دامنه وظيفه توانگران در برابر فقيران از منظر دين (9)
دامنه وظيفه توانگران در برابر فقيران از منظر دين (8)
دامنه وظيفه توانگران در برابر فقيران از منظر دين (7)
دامنه وظيفه توانگران در برابر فقيران از منظر دين (6)
دامنه وظيفه توانگران در برابر فقيران از منظر دين (5)
