رفاه و رفاه طلبي
نويسنده:
علي سعادت پناه
آيا اصولاً رفاه و رفاه طلبي ارزشمند است يا خير؟ آيا دستيابي به رفاه در سياست گذاري ها و برنامه ريزيهاي اقتصادي يك جامعه اسلامي و انقلابي (مثل جامعه ايران)، بايد مورد نظر قرار گيرد يا خير؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آيا رفاه داراي شرايط و قيود خاصي است يا نه؟ اصولاً تعريف ما از رفاه براي يك جامعه اسلامي و انقلابي چيست؟ در صورت ضد ارزش بودن رفاه، آيا نقطه مقابل آن، يعني فقر و محروميت ارزش است؟ رهنمودها و بيانات حضرت امام(س) در مورد رفاه و رفاه طلبي، با روشني و صراحت پاسخ تمام اين سئوالات را داده است.
نويسنده:
علي سعادت پناه نظام اسلامي در قبال مستضعفين و محرومين جامعه داراي مسئوليتهاي خطيري است كه حضرت امام (س) همواره اين مسئوليتها را به مسئولان حكومت اسلامي در تمام سطوح، اعم از مسئولين اجرايي، نمايندگان مجلس، قضات و ديگر مسئولين، گوشزد مي كردند. از مهمترين وظايف حكومت اسلامي خدمت به مستضعفان و محرومان جامعه و خارج كردن آنها از استضعاف و محروميت است و اين مهم تنها در كمك هاي امدادي و مقطعي خلاصه نمي شود بلكه وجه مهمتر آن، مبارزه ريشه اي با استضعاف و محروميت است. مسئولان نظام در ابعاد سياستگذاري، برنامه ريزي، قانونگذاري و اجرا بايد ريشه كن نمودن محروميت و استضعاف را بعنوان يك اصل اساسي و روح حاكم بر كليه قوانين و برنامه ها، مد نظر داشته باشند.
نويسنده:
علي سعادت پناه در بخشي از بيانات حضرت امام(س) علاوه بر مستضعفين، به مستكبرين نيز اشاره شده بصورتي كه مستضعفين و مستكبرين غالباً بعنوان دو قطب مقابل هم مطرح شده اند. دو قطبي كه همواره به عنوان دو نيروي متقابل، مطرح بوده و به يك اعتبار، تاريخ، صحنؤ مبارزه بين اين دو نيرو است. در اين مبارزه و نبرد دائمي، گاهي مستضعفين و گاهي مستكبرين، نيروي پيروز بوده اند كه البته طبق وعده هاي تخلف ناپذير الهي، پيروزي نهايي از آن مستضعفين خواهد بود. واژؤ استكبار از نظر حضرت امام(س)، يك مفهوم عام و يك مفهوم خاص دارد. مفهوم عام آن، كبر ورزيدن و خود را از همه برتر پنداشتن و ديگران را مطيع و زيردست خود خواستن است. طبق اين تعريف، هر انسان غير مهذب و خودنساخته، آثار و رگه هايي از كبر و استكبار را در وجود خود دارد كه البته شعاع آن در انسانهاي مختلف، تفاوت دارد.
نويسنده:
علي سعادت پناه خدمت به محرومين و مستضعفين يكي از مسائلي است كه مورد توجه جدي حضرت امام(س) بوده است. از نظر ايشان خدمت به اين قشر ارزشمند، در وهله اوّل اعطاي حق آنها به خودشان است. طبق تعريف، مستضعفين كساني هستند كه توسط حكومتهاي ستمگر و طاغوتيان به ضعف كشيده شده اند و حق آنها غصب، و امكانات و مواهب الهي به ناروا از آنها دريغ شده است، لذا خدمت به مستضعفان، قبل از آنكه امداد و كمك به آنها باشد، استرداد حق به صاحبان آن است. از نظر حضرت امام(س) هدف مادي خدمت به مستضعفان و محرومان، برخورداري آنها از يك زندگي متوسط و آبرومند است تا بتوانند در حد شان خود، از امكانات اقتصادي بهره مند شوند.
نويسنده:
علي سعادت پناه حضرت امام(س)، انقلاب اسلامي را انقلاب محرومين و مستضعفين مي دانستند. از آغاز نضج گيري انقلاب اسلامي در سال 1342، اين محرومين و مستضعفين بودند كه در صف اوّل انقلاب جانفشاني كردند و پيروزي انقلاب اسلامي مرهون اين طبقه است. قشرهاي سرمايه دار و مرفهين بي درد، نقشي در انقلاب اسلامي نداشتند. انقلاب اسلامي اصولاً از جانب مستضعفين عليه مستكبرين برپا شد و پايه هاي حكومت طاغوت را كه مستظهر به پشتيباني مستكبران جهاني بود، متزلزل كرد و طومار آن را در هم پيچيد. همچنين در طول يك دهؤ پر حادثه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، قشرهاي مستضعف، در تمام صحنه ها، از انقلاب حمايت جاني، مالي، سياسي و اقتصادي كردند كه نمونه بارز آن را در جنگ تحميلي عراق عليه ايران مشاهده كرديم. به جرات مي توان ادعا كرد كه اگر در جنگ تحميلي، حمايتها و فداكاريهاي قشر محروم نبود، انقلاب اسلامي هرگز نمي توانست در مقابل فشارهاي استكبار جهاني مقاومت كند. در بحبوحه جنگ، اين طبقه محروم بود كه با حضور گسترده خود درجبهه ها، از اسلام و انقلاب دفاع كرد. نگاهي گذرا به وضع زندگي شهدا و ايثارگران جنگ تحميلي، نشان مي دهد كه آنها غالباً از اقشار محروم و مستضعف هستند.
نويسنده:
علي سعادت پناه كتاب انديشه هاي اقتصادي حضرت امام خميني (س) مجموعه ايست از ديدگاهها و نظرات رهبري انقلاب و بنيانگذار كبير جمهوري اسلامي، حضرت امام خميني (س) كه توسط آقاي محسن آژيني تهيه و تنظيم شده و اكنون در دست چاپ مي باشد و به زودي در اختيار علاقمندان قرار خواهد گرفت. در اين كتاب، نويسنده، مجموعؤ نظرات اقتصادي حضرت امام (ره) را از كتاب صحيفه نور و منابع ديگر استخراج و دسته بندي كرده وبا تجزيه و تحليل آنها، جمعبندي نظرات امام (س) را پيرامون مهمترين موضوعات اقتصادي ارائه نموده است. در اينجا گزيده اي از كتاب ياد شده را نقل مي نماييم:
نويسنده:
علي سعادت پناه مترف به كساني كه مست و مغرور به نعمت شده و طغيان كرده اند، و مصداق آن غالباً پادشاهان و جباران و ثروت مندان مستكبر و خود خواه است. اتراف از ماده ي ترفه به معناي التَّوسُّع فيِ النِّعمة؛ گسترش در روزي است . مترف از ماده ي تَرَف بر وزن سبب به معناي تنعم مي باشد و مترف به كسي مي گويند كه فزوني نعمت ، او را غافل كرده و به طغيان واداشته باشد. به عبارت ديگر متـرف به حال خود رها شده و هر كـاري بخواهد، مي كند، بنـابراين مترفان همان متنعّـمان و ثروتمـنداني هستند كه به دنبـال لذت طلبي، هوس راني، خوش گذراني و عيش و نوش هستند. واژه ي ديگري كه در قرآن كريم، تقريباً معادل كلمه ي اتراف به كار رفته، واژه ي بطر به معناي غرور و طغيان بر اثر فزوني نعمت است.
نويسنده:
علي سعادت پناه قرآن كريم براي فقر، واژه هايي مانند فقر، فقير، فاقره، ضعيف، مستضعف، مسكين و مسكنة؛ و براي غنا، واژه هايي چون غنيّ، اغنياء، ذامال، ذوعسرة، ميسرة، ملاء، مترفين و مستكبرين را به كار برده است. در معناي كلمه ي مسكين اختلاف وجود دارد. بعضي آن را فقيري دانسته اند كه وضعيت بدتري (اَسوَاُ حالاً) دارد و برخي عكس آن را گفته اند. گاهي در قرآن، اين كلمه بكار رفته و منظور، بيش تر فقر قدرت است، نه كسي كه مال و ثروتي نداشته باشد و به عبارتي فقر مطلق، منظور نيست. اما كشتي براي مساكين بود(كهف، 79)شبيه اين تعبير در روايات ائمه نيز وجود دارد. عبارت مسكينُ ابن آدَمدر نهج البلاغه و روايات فراوان ديده مي شود.
نظام اسلامي و مستضعفين و محرومين
مستضعفين و مستكبرين، دو قطب روياروي
خدمت به مستضعفين و محرومين
انقلاب اسلامي، مستضعفين ومحرومين
انديشه هاي اقتصادي امام خميني (ره)
اقتصاد در قرآن (2)
ب) جنبه هاي منفي غنا
اتراف
اقتصاد در قرآن (1)
