قرض الحسنه و راهبردهاى توسعه اقتصادى (6)
نويسنده:
علي سعادت پناه
واقعيت اين است كه ارائه راهبردهاى مختلف توسعه اقتصادى، متأثر از مفهوم مرتكز در ذهن فرد از توسعه مىباشد كه در راستاى دستيابى به آن، راهبردهايى نيز ارائه شده است. از اين رو، كسانى كه توسعه و رشد اقتصادى را مترادف دانستهاند، راهبردهايى را كه براى توسعه ارائه دادهاند، همان راهبردهاى نيل به رشد اقتصادى است. عدهاى نيز با اذعان به اينكه رشد و توسعه، مفاهيم مترادف نيستند، راهبردهاى ديگرى ارائه دادهاند. نكته قابل توجه ديگر، اين است كه احصاء و طبقه بندى دقيق استراتژيها و راهبردهاى توسعه اقتصادى كار سادهاى نيست. چون اغلب آنها در بسيارى از برنامهها و سياستها با هم تداخل دارند. در واقع پس از آنكه كشورهاى مختلف براى رسيدن به توسعه اقتصادى، سياستهايى را اعمال نمودند و به نتيجه مطلوب رسيدند، اين روشها نام استراتژى و راهبرد توسعه اقتصادى به خود گرفتند.
راهبردهاى توسعه اقتصادى(4)
نويسنده:
علي سعادت پناه گروهى از اقتصاددانان از دو واژه توسعه و رشد به صورت مترادف استفاده مىكنند. (ر.ك: قره باغيان: 1/8) امّا بررسى سير تحّول و تطّور توسعه و رابطه آن با رشد، نشان مىدهد كه در دهههاى اوّل ظهور علم توسعه اقتصادى، ادبيات مربوط به آن، توسعه و رشد را مفاهيم مترادف مىدانستند. پس از گذشت حداكثر دو دهه و آشكار شدن اين واقعيت كه رشد اقتصادى، هميشه توسعه آرمانى را به ارمغان نمىآورد، شاهد تمايز بين اين دو مفهوم يا اضافه نمودن قيودى به رشد براى توجيه مترادف دانستن آنها هستيم. اين فراز و نشيب همچنان ادامه دارد. بطورى كه مراحل رشد، در برخى موارد با مراحل توسعه، مدلهاى رشد با مدلهاى توسعه و راهبرد رشد با راهبردهاى توسعه، مترادف در نظر گرفته شده و در نتيجه با اشتباهات روشنى، همراه مىباشد كه در بسيارى از متون اقتصادى، بويژه ادبيات مربوط به توسعه اقتصادى، مشاهده مىشود. بنابراين قبل از هر بحثى، روشن شدن رابطه بين مفاهيم رشد و توسعه اقتصادى، ضرورى است.
نويسنده:
علي سعادت پناه براساس بيان صريح قرآن مجيد در سوره توبه آيه 60، يكى از مصارف عمدهترين منبع مالى حكومت اسلامى- زكات -، سهم غارمين يعنى بدهكاران است كه توان بازپرداخت را ندارند. در همين راستا در احاديث شريفه (ر.ك: الحر العاملى: 13/90؛ نورى: 13/397) و كتب فقهاء، تأكيد شده است كه بر حاكم اسلامى واجب است كه قرض مديونى كه توان بازپرداخت را ندارد، بپردازد. اين بيان گوياى آن است كه حكومت و حاكم اسلامى، به نوعى بايد با قرضالحسنه مرتبط شود و دولت اسلامى موظف است، بخشى از هزينههاى خود را به اين موضوع، اختصاص دهد. قرضالحسنه علاوه بر هزينههاى معمول هر مؤسسه، ريسك عدم بازپرداخت را هم به همراه دارد. اگر چه با تمهيداتى كه در مرحله اعطاء و بازپرداخت در نظر گرفته مىشود. اين ريسك به حداقل مىرسد، ولى در نظام متعارف اقتصادى، بخش خصوصى با توجه به انگيزه سود طلبى نمىتواند يا تمايل ندارد، رأسا متكفل آن شود. بنابراين چارهاى نيست مگر آن كه دولت اسلامى متكفل آن شود. به علاوه اگر وام گيرندهاى كه توانايى بازپرداخت را دارد از آن امتناع ورزد و وام دهنده براى وصول آن به حكومت اسلامى متوسّل شود، دولت اسلامى موظّف است وام گيرنده را وادار به باز پرداخت آن نمايد.
نويسنده:
علي سعادت پناه تشريح و تأثير نهاد قرضالحسنه، بر متغيرهاى مهم اقتصادى ،به وضوح اهميت آن را بيان خواهد كرد. از اين رو اين قسمت از نوشتار به اختصار به بررسى نقش قرضالحسنه بر مصرف ،پسانداز، خلق پول و ساير متغيرهاى اقتصادى اختصاص يافته است. قرضالحسنه و مصرف: عوامل متعددى بر مصرف مؤثرند كه مهمترين آنها، درآمد قابل تصرف جارى، ثروت، درآمد دائمى، توزيع درآمد، نرخ بهره، سطح قيمتها، انتظارات، تسهيل اعتبارات مصرفى،... مىباشند. البته درآمد قابل تصرف جارى، ثروت، درآمد دائمى، توزيع مناسب درآمدها و تسهيل اعتبارات مصرفى، رابطه مستقيم و نرخ بهره و سطح قيمتها رابطه معكوس با مصرف دارند؛ بنابراين تأثير مثبت (يا منفى) قرضالحسنه بر عوامل نوع اول، موجب افزايش (يا كاهش) مصرف و اثر مستقيم (يا معكوس) آن بر عوامل نوع دوم، موجب كاهش (يا افزايش) مصرف خواهد شد.
نويسنده:
علي سعادت پناه ظهور و بروز هر رفتارى، از جمله رفتارهاى اقتصادى، ناشى از انگيزههاى درونى انسانها مىباشد و جايگاه هر رفتار در مقايسه با ساير امور مشابه آشكار مىگردد. از اين رو براى تبيين قرضالحسنه، رفتارهاى اقتصادى مورد نظر را از ديدگاه عرضه كنندگان و متقاضيان وجوه به صورت مستقل بررسى مىكنيم. الف: از منظر عرضه كنندگان وجوه اصولاً با توجه به انگيزههاى عرضه كنندگان وجوه و سرمايه، رفتارهاى اقتصادى را مىتوان به دو گروه تقسيم نمود: 1- رفتارهايى كه به انگيزه سود ابراز مىشوند. مانند بيع (خريد و فروش)، اجاره، مشاركت، مضاربه و... 2- رفتارهايى كه ايثار عامل اصلى تحقق آن است. مانند: انفاق، صدقه، وقف، هبه، عاريه، قرضالحسنه و....
نويسنده:
علي سعادت پناه چكيده: هدف اين نوشتار تبيين اجمالى نهاد قرض الحسنه است كه با اشاره به مفهوم و جايگاه قرض الحسنه، تأثير آن بر متغيرهاى مهم اقتصادى و نقش دولت در اين رفتار پسنديده، در جستجوى بررسى ميزان كارآيى و قابليت استفاده از اين نهاد در راهبردهاى توسعه اقتصادى است. از اين رو با مقايسه مفاهيم رشد و توسعه و تبيين راهبردهاى توسعه اقتصادى، رابطه قرض الحسنه و راهبردهاى مذكور را بررسى نموده و در پايان نشان خواهد داد كه بين نهاد قرضالحسنه و راهبردهاى توزيع مجدد، بويژه راهبرد تأمين نيازهاى اساسى، هماهنگى و سازگارى ويژهاى وجود دارد.
نويسنده:
علي سعادت پناه كهف منذر(Monzer Kahf) بيان صحيحى دارد، كه هر سيستم اقتصادى، بايد بر يك ايدئولوژى بنا شده باشد، تا سيستم اقتصادى از يك طرف با اهداف و پايه هاى آن و از طرف ديگر با اصول بديهى آن مرتبط باشد.(Kahf, Monzer, (1989a), P, 43) او اضافه مىكند كه اعتبار يك سيستم اقتصادى از طريق آزمون سازگارى داخلى آن، سازگارى با سازماندهى سيستمهاى آن، جنبههاى ديگر زندگى و تدارك آن براى پيشرفت و رشد صورت مىگيرد.(Ibid) ـ قضيه كهف پرسشهاى زير را مطرح مىكند. منظور و هدف اساسى يك سيستم اقتصاد اسلامى چيست؟ اين منظور و هدف بر چه ايدئولوژى بنا مىشود؟ اصول بديهى آن، چه هستند؟ چرا اصول اقتصادى مسلط جهان معاصر، براى يك جامعه اسلامى نامناسب است؟
نويسنده:
علي سعادت پناه اكرم خان، اين تصور، كه انسان دانش و توانايى لازم براى تصميمگيرى در مورد اين كه چه چيز براى او خوب است را دارد، رد مىكند. او مىنويسد: اسلام ناتوانى انسان را از دانستن اين كه بهترين چيز براى او چيست، مورد توجه قرار مىدهد. فقط خدا علم كامل دارد. دانش انسان ناقص است و انسان براى تصميمگيريهاى مختلف در زندگى نياز به راهنمايى دارد. خدا رحمت غايى خود را با راهنمايى بشر از طريق پيامبران و كتابها آشكار ساخت. بشر نياز به اين راهنمايى دارد. (Ibid, PP, 51-2)
قرض الحسنه و راهبردهاى توسعه اقتصادى (5)
مقايسه رشد و توسعه
قرض الحسنه و راهبردهاى توسعه اقتصادى (4)
نقش دولت در قرض الحسنه
قرض الحسنه و راهبردهاى توسعه اقتصادى (3)
قرض الحسنه و متغيرهاى مهم اقتصادى(3)
قرض الحسنه و راهبردهاى توسعه اقتصادى (2)
جايگاه قرض الحسنه
قرض الحسنه و راهبردهاى توسعه اقتصادى (1)
يك روش شناسى پيشنهادى براى اقتصاد سياسى اسلام (4)
5ـ طبيعت اقتصاد سياسى اسلام
5ـ1ـ هدف اوليه
يك روش شناسى پيشنهادى براى اقتصاد سياسى اسلام (3)
4ـ دانش، ذهن گرايى و اقتصاد به عنوان يك علم
