نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

احسان در ایجاد یک جامعه سالم اقتصادی در رتبه دوم قرار دارد و جنبه تکمیلی عدل است. این تصور که گمان کنیم، اقتصاد اسلامی بر پایه احسان بنا شده، بسیار نادرست است. برخی افراد می گویند، چون حضرت علی (ع) شبانه برای ایتام غذا می بردند، بنابراین اقتصاد اسلامی یعنی صدقه دادن به مردم و اگر تصور ما از اقتصاد اسلامی این است، باید بگویم که در برداشت خود نسبت به اقتصاد اسلامی بسیار خطا کرده ایم.
احسان همیشه جاهای خالی ای را که سیستم نتوانسته به قاعده عمومی به آن پاسخ دهد را پر می کند، اما همواره پایه اقتصاد عدل است و باید برای تولید و درآمدزایی انگیزه ایجاد کرد که البته هر فردی با توجه به رشد روحی و اخلاقی اش ممکن است این درآمد را برای خود و یا برای نفع دیگران و جامعه مصرف کند. امیرالمومنین که آموزگار بزرگ احسان برای انسان ها است در نهج البلاغه می فرمایند: "عدل سیاست گذار عمومی است"، یعنی قاعده عمومی برای سیاست گذاری یک جامعه را باید برپایه عدل بنا کنیم و با جود جاهای خالی را ترمیم کنیم.
بنابر گفته های حضرت علی(ع)، عدل امور را در سرجای واقعی خود قرار می دهد و احسان آنها را از جای واقعی خود خارج می کند. بنابراین، ما هیچ گاه نباید مرتکب خطای تغییر جای عدل و احسان در سیستم اجتماعی و اقتصادی کشور شویم زیرا قاعده عمومی جامعه به عهده عدل و قاعده تکمیلی بر عهده جود است.




[ یک شنبه 28 فروردین 1390  ] [ 7:52 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

اقتصاد که اکنون به عنوان یک رشته علمی در دانشگاهها و مراکز علمی معتبر جهان دنبال می گردد، محصول تحقیقات و مطالعات قرون اخیر بوده و بخصوص پس از رنسانس و تحول فکری، علمی و دینی در دنیای غرب و با ظهور مکاتب اقتصادی میرکانتلیسم، فزیوکرات، اندیشه های کلاسیک سرمایه داری و ... در قرون اخیر به یک  رشته توانمند علمی تبدیل گردیده و میلیونها دانشجو و دانش پژوه به دنبال فرگیری و توسعه آن است. معمولا امروزه آنچه از واژه اقتصاد در فارسی استفاده شده و مورد شناسایی قرار می گیرد، مقابل واژه (Economy) گذاشته می شود. این کلمه که ریشه یونانی دارد، از دو کلمه اویکوس(oikos) به معنی خانه و نمین (nemin) به معني اداره ترکیب گردیده و طوریکه بر می آید، به مدیریت و اداره امور خانواده اطلاق می گردیده و اقتصاد دانان تاسیس این واژه را به ارسطو نسبت داده اند. در قرون اخیر، برخی اندیشمندان؛ مانند «آدام اسمیت»، «دیوید ریکاردو»، «جان استوارت میل»، «آلفرد مارشال»، «کینز»، «کارل مارکس»، «انگلس»، «ساموئلسون» و ... مطالعاتی را در این زمینه به انجام رسانیده اند. آدام اسمیت اقتصاد را علم ثروت، جان استوارت میل آنرا علم تنظیم تولید، مصرف و فعالیت های مبادله ای دانسته و آلفرد مارشال به رفاه در موضوعیت اقتصاد تاکید داشت. در این میان، مارکس بامطالعات روابط تولیدی و پدیده های مادی به آن ایمان آورد و هر نوع تحول بنیادین در جامعه را حاصل دگرگونی در سازمان و مناسبات تولیدات مادی دید و با این حال در پی تشریح و تدوین قوانین حاکم بر تحولات جامعه بود و به گفته ی خودش، فیلسوفان به شرح جامعه پرداخته بود و او رسالت داشت به تغییر جامعه می اندیشید.(1) به همین ترتیب سایر اندیشمندان عرصه ی اقتصاد به نتایج مختلف و گوناگونی دست یافته و تعاریف و تعابیری از آن به دست داده اند که در صدد تشریح آن نیستیم.
واژه اقتصاد در مفهوم دینی جایگاه دیگری دارد و حتی کار برد واژگانی اقتصاد خیلی متفاوت تر از آنچه بیان شد، می باشد. کلمه اقتصاد از ریشه قصد و فعل اقتصد که کلمه عربی است گرفته شده، شش بار در آیات قرآن آمده که به معنی اعتدال و میانه روی یا رویه متوازن و متعادل استعمال شده است. به گونه ی مثال: « منهم امۀ مقتصدۀ و کثیرمنهم ساء مایعملون »؛(2)‌ از میان آنان گروهی میانه رو هستند و بسیاری از ایشان بد رفتار اند. و یا «فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد»؛(3) پس برخی از آنان بر خود ستمکار اند و برخی از ایشان میانه رو. اقتصاد در معنی میانه روی، در سیره ی نبوی نیز استعمال گردیده، چنانچه نقل کرده اند، پیامبر(ص) فرمود: « یا ایها الناس علیکم بالقصد، علیکم بالقصد، علیکم بالقصد»؛(4) مردم، بر شما باد میانه روی ... . به همین ترتیب واژه ی اقتصاد در روایاتی که از اهل بیت (ع) رسیده نیز به معنی میانه روی بکار رفته است. امام علی (ع) در بیان صفات متقین آنرا به معنی میانه روی بکار برده و امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه به این مفهوم استعمال نموده است. امام علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید: «... و ملبسهم باالاقتصاد...»؛(5) پوشش آنان میانه روی است. امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه می فرماید: « ... و قومنی بالبذل و الا قتصاد... »(6) با بخشش و اقتصاد مرا به راه راست هدایت فرما. ابن منظور واژه قصد را در کتاب لسان العرب به میانه روی معنی کرده و حدیثی را از پیامبر نقل نموده  که فرمود: « مقتصدین تهی دست نیستند و نخواهد بود.» (7)
به هر حال واژه اقتصاد در متون دینی به معنی اعتدال و میانه روی بکار گرفته شده و طوری که معلوم می گردد، اقتصاد به این معنی خیلی وسیعتر و گسترده تر از معانی است که واژه ی یونانی آن حامل می باشد. از سوی دیگر این واژه با این معنی در ادبیات دینی بیش از آنکه حوزه ی مشخص و محدود مادی را در بر گیرد، اشارت است به فلسفه اقتصاد. و از دیگر سو، شامل کلیه قواعد و دستورات اسلامی می گردد که بر مبنی عدالت اجتماعی و اقتصادی در پی تنظیم روابط و فعالیت های اقتصادی است.


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 25 فروردین 1390  ] [ 9:49 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
از متون اسلامي به خوبي روشن است كه اسلام خواهان زدودن همه‌ی جوانب و زواياي فقر در اقتصاد جامعه است و نيز به دنبال رفاه عمومي در حد معقول و مشروع است.
شهيد صدر در اين باره مي‌نويسد:
مسئوليت دولت و نظام اسلامي، به جز تامين نيازهاي حياتي و ضروري افراد، اين است كه يك سطح زندگي متناسب با شرايط و مقتضيات روز را براي افراد تضمين نمايد و آن‌ها را به يك حد از رفاه (عمومي) برساند. وي يكي از ابزار مهم دولت اسلامي براي تحقق اين هدف را كفالت همگاني مسلمانان در برابر يكديگر ذكر مي‌كند.
از اين رو، اولا: فقرزدايي تنها در حد «قوت لايموت» به نيازمندان كفايت نمي‌كند. ثانيا: مسلمانان در برابر يكديگر مسئولند و كفالت همگاني دارند. كليني در اصول كافي از امام صادق(ع) نقل كرده است كه:
«خداوند براي فقرا در اموال ثروتمندان به قدر كفايت (و اداره زندگي آنان به خوبي) قرار داده است و اگر اين مقدار آن‌ها را كفايت نمي‌كرد، بيشتر قرار مي‌داد و اين مشكلات فقرا از ناحيه‌ی كساني است كه آن‌ها را از حقشان بازمي دارند.»
در باب زكات، امام موسي كاظم(ع) در پاسخ كسي كه پرسيد: آيا مي‌توانم هشتاد درهم به فقير بدهم؟ فرمود: «آري و بيشتر» پرسيد، صد درهم چطور؟ فرمود: «آري، اگر مي‌تواني او را بي نياز كن.»
امام باقر(ع) نيز مي‌فرمايد:
«هرگاه انفاق مي‌كني طرف را بي نياز نما.»
نقش وقف
وقف از دو راه مي‌تواند در اين مورد موثر باشد:
1- نفس استقلال و رشد و توسعه، اقتصادي (مبتني بر موازين اسلامي) كه به طور طبيعي موجب رفاه عمومي و زدودن و دست‌كم كاهش چشمگير فقر و محروميت و آثار شوم آن در جامعه خواهد شد. كيست نداند؛ كشوري كه دچار ركود اقتصادي است و يا از اقتصادي وابسته برخوردار است، نمي‌تواند در جهت رفاه عمومي و عدالت اجتماعي گامي مثبت و موثر بردارد.
2- بخش عمده‌ی موارد مصرفي كه واقفان دورنگر و نيكوكار در طول تاريخ وقف در نظر گرفته‌اند، به رفاه عمومي، فقرزدايي و عدالت اجتماعي مربوط مي‌شود. اگر ما نگاهي هرچند گذرا، به تاريخ وقف و مضمون وقف‌نامه‌ها بيندازيم، به خوبي در مي‌يابيم كه واقفان خير و دورانديش تمام زوايا و جوانب نيازها را در نظر گرفته‌اند.
 
 



[ چهارشنبه 24 فروردین 1390  ] [ 8:39 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 2

هدف این نوشتار بیان ارتباط «اقدام به فرآیندهای منجر به توسعه اقتصادی» . تعالیم دین اسلام» است. در ابتدا توسعه اقتصادی و فرآیند های منجر به آن تعریف میگردد و سپس اقدام به آنها از دیدگاه تعالیم اسلام مورد دقت قرار می گیرد.
توسعه اقتصادی چیست؟
از لحاظ لغوی، توسعه را معادل لغت انگلیسی Development گذاشته اند و لفظ «توسعه» در ادبیات عرب بر وزن تفعله (مصدر باب تفعیل است) مانند: تغذیه و تزکیه که معنی فعل متعدی در آن ملحوظ است. ماضی آن وسع و مضاری آن یوسع و مصدر آن توسعه است به معنی «وسعت بخشیدن» از واژه شناسی انگلیسی به دلیل تکرار در مقالات دیگر خودداری میکنیم.
از بحث لغوی که بگذریم باید به معنای اصطلاحی «توسعه اقتصادی» در علم اقتصاد و جامعه شناسی بپردازیم:
در زمان حاضر در کتب تخصصی مربوط به بحث توسعه و توسعه اقتصادی درباره تعریف اصطلاحی «توسعه اقتصادی» توافق چندانی وجود ندارد و یک نکته مشترک این است که: کشورهای آمریکا، اروپای غربی، ژاپن، استرالیا و روسیه توسعه یافته اند. درباره توسعه یافتگی اقتصادی کره جنوبی، سنگاپور و مشابه آنها اجماع مشاهده نمی شود.
یکی از خلط مبحث ها در این باره اختلاط «توسعه اقتصادی» با «توسعه انسانی» است که در این نوشتار سعی بر عدم اختلاط و پرداختن به «توسعه اقتصادی» است. نکته مقدماتی دیگر اجماع بر تفکیک «رشد اقتصادی» و «توسعه اقتصادی» است و به همین خاطر شاخصها و نشانه های قابل مشاهده رشد اقتصادی را برای پی بردن به «توسعه اقتصادی» غیر قابل قبول میدانند.
پس «توسعه اقتصادی» مترادف «توسعه انسانی» و نیز مترادف «رشد اقتصادی» یا «رشد اقتصادی مستمر» نیست. اما توسعه اقتصادی چیست؟
عده ای معتقدند که مفهوم توسعه اقتصادی دارای بار ارزشی است و برخی میگویند: توسعه دارای بار ارزشی است و به معنای «وضعیت مطلوب» یا «وضعیت مطلوب اقتصادی جامعه» میباشد. این نظر از یک جنبه، مبتنی بر آن نظری است که میگفت: «توسعه انسانی» موضوع بحث است و در نتیجه توسعه انسانی به معنی پیدایش انسانهای کمال یافته است که جنبه «مطلوبیت» و «بار ارزشی» در آن ملحوظ است. از جنبه دیگر به این معنی است که لغت «توسعه» به معنی «وسعت بخشیدن» دارای بار ارزشی است و با این امر به وصف آن که «انسانی» یا «اقتصادی» و یا و ... باشد ارتباط ندارد.
اشکالی که به این اظهار نظرها وارد است این است که: با اجماع بر توسعه یافتگی اقتصادی آمریکا، انگلیس، آلمان و کشورهای دیگر اروپایی غربی و ژاپن و استرالیا و غیره ناسازگار است. چون با وجود اجماع یاد شده، بر «مطلوب بودن» وضع اقتصادی انگلیس یا کشورهای اروپای غربی «اجماع» وجود ندارد. پس «مطلوب بودن» با «توسعه یافته بودند» به طور متلازم یا حتی به طور متقارن در نظر اجماع یاد شده ملحوظ نیست.

 




[ سه شنبه 23 فروردین 1390  ] [ 7:41 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

نظام اقتصادي اسلام علي رغم داشتن برخي وجوه مشترك با ساير سيستم‌هاي اقتصادي موجود ، خود هويتي مستقل و منحصر به فرد داشته و مباني آن ريشه در معيارها و ارزش‌هاي نشأت گرفته از قرآن، حديث ، سنت، اجماع و اجتهاد دارد.

از آنجا كه اصول و مباني اقتصادي اسلام، هم به صورت ايستا و هم به صورت پوياست بنابراين تركيبي از وضعيتهاي خودگرداني، تعاوني ، رقابتي و كنترلي در اين نظام اقتصادي مشهود است.

استفاده از اخلاق در تحليل موضوعاتي چون توليد، تعادل بازار، تعيين رفتار مصرف كنندة ، گرفتن ماليات، تخصيص منابع و توسعه از مهمترين وجوه افتراق اين نظام اقتصادي با ساير نظامهاست ( به طور مثال: انگيزه اوليه در توليد در اين نظام، رفاه عمومي است و نه به حداكثر رساندن سود فردي).

ناسازگاري نهادهاي اجتماعي و اقتصادي سرمايه‌داري با ساختار اجتماعي و فرهنگ و سنن جوامع اسلامي و وجود بحران در روابط اقتصادي ميان كشورهاي توسعه يافته و توسعه نيافته كه آثار سويي بر وضعيت معيشتي ملتهاي مسلمان داشته و دارد . رويكردي جدّي و دوباره را در سطح ملّي و بين المللي به ويژه ميان كشورهاي اسلامي به اقتصاد اسلامي مي‌طلبد.

مقاله حاضر با تبيين برخي وجوه تمايز نظام اقتصادي اسلام با ساير نظامهاي اقتصادي و همچنين تشريح مشكلات و نابسامانيهاي مسلمانان در جهان امروز، لزوم تلاشي همه جانبه از سوي كليه كشورهاي اسلامي را در تدوين و اجراي اين نظام براي رهايي از نابسامانيهاي اقتصادي و اجتماعي موجود، متذكر مي‌گردد.




[ سه شنبه 23 فروردین 1390  ] [ 5:48 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

این تئوری که بر ضد مصرف گرایی در اقتصاد غرب است ،در جهت انطباق اسلام با فطرت خلقت است چنین دین کاملی طبیعت و آنچه غیر انسان است را فراموش نکرده. دستورات و احکام اسلامی به گونه ای تنظیم یافته اند که انسان ضمن حفظ حیات بتواند بهره ی لازم را از محیط داشته باشد.تئوری قناعت در اسلام که نماد حفظ حیات موجودات و خود انسان است بیانگر این امر است که نیازها باید به گونه ای معقول برطرف شود.

عقل محوری در رفع نیازها بدین معنا است که تمام " خواستها و تمایلات " به مصرف در قالب عقل بررسی شوند و در صورت ضرورت مصرف صورت پذیرد.برای توضیح بهتر فرض کنید می خواهید از یک برگه کاغذ برای یادداشت استفاده کنید،تئوری قناعت ابتدا نیاز سنجی کرده که چه میزان ضرورت برای درج یادداشت وجود دارد.اگر این میزان به اندازه ی هزینه ای که طبیعت برای اعطای برگ کاغذ به ما متحمل شده است، بود یا از آن بیشتر بود، تئوری قناعت مجوز استفاده را می دهد در غیر اینصورت چنین مجوزی وجود ندارد.

 اما معیار نیاز چیست؟ نیازها برای تشخیص ضروری بودن و اینکه چه نیازی می تواند توجیه گر هزینه ی طبیعت باشد به معیاری نیاز دارند.معیار در فلسفه ی اسلامی "حق" است که منشاء تعالی انسان است.اگر رفع نیاز در جهت تعالی انسان بود مسلما ضروری است و گرنه حرکتی است که جهان بینی معنوی آن را بیهوده تلقی خواهد کرد.




[ سه شنبه 23 فروردین 1390  ] [ 5:28 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 1
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541563 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید