به نام خالق صابران
مامانی می نویسد:
چند روزی بعد از واکسن شش ماهگی، اولین جمعه ماه محرم فرا رسید. امیرعلی شیرخواره شش ماهه بهانه خوبی بود برای همدردی با امام معصوم که علی اصغر (ع) را برای اثبات حقانیت، در مقابل ظلم بالا گرفت و آنرا در راه خدا قربانی کرد.
مداح برای تداعی صحنه قربانی شدن فرزند چند ماهه امام حسین (ع) خواست تا طفل ها را بالا ببریم اما دروغ چرا! انصافا انجام این کار در نبود شمر و حرمله و امثالهم سخت بود. و اگر غیر از این بود باید تعجب می کردیم که آنها کجا و ما کجا.
امیرعلی را بالا بردیم تا بیمه کنیم نه قربانی. جیگر گوشه را بالا گرفتیم تا زیر سایه اولیاء الهی سالم و سعادتنمد بشود و بماند. بالا بردیم تا شاید با همین همدردی، سرنوشت ما با حسین و حسینیان رقم زده شود و اگر لایق نبودیم لااقل در رکاب یزید و یزیدیان نباشیم.

و

(امیر علی در آغوش خاله)


(معصومیت را در خواب کودکان یافتم)
(لباس سقایی متبرک شده سفر مشهد مقدس از طرف خاله)

(پسر دوست مامانی، هم نام و هم سن امیرعلی جان)
ادامه مطلب
