قالب وبلاگ
ققنوس

ققنوس
نويسندگان

سلام نفسم

قبل از بدنیا اومدنت هزار جور کتاب و مقاله مطالعه می کردیم که بدونیم در هر شرایطی چکار باید کرد. در مورد واکسن دوماهگی کلی تحقیق کردیم و از تجربیات دیگران (بخصوص نی نی سایت) بهره بردیم البته همیشه این کار جواب نمی دهد  تجربه دیگران باعث استرس مامانی شده بود؛ می گفتند خیلی مراقبت لازمه، تب می کنه، سه روز تب و درد داره و گریه می کنه، ضعیف می شه ... خلاصه که بدجور مامانی هول کرده بود. یک هفته قبل از سر رسیدن دو ماهگیت، مریض شد حتی توان بلند کردنت را نداشت. استرس واکسنت بدترش می کرد، بیماری شبیه آنفولانزا گرفته بود در حالی که تیر ماه معمولا از این خبرا نبود. از درد و استرس، شیرش خیلی کم شد بقدری که به گریه افتادی. شیر خشک از قبل گرفته بودیم اما میلی نداشتی. نگرانی مامانی بقدری بود که اگه خاله و خانم حیدری نبودند، سکتهه را زده بود. جالبه وقتی مامانی گریه می کرد، تو آروم می شدی انگاری تو دلداری می دادی و نقشتون عوض می شد.

فرداش با مامانی و خاله رفتید مرکز بهداشت که نزدیک خونه بود. خانم قادریان وزن و قد و دور سرتو بررسی کرده اما آقای کمکی مسئول واکسن نبوده و شما برای واکسن زدن به بیمارستان می روید. مامانی تا از آزمایشگاه برگرده، خاله زحمت واکسن هاتو کشیده بود. انتظار می رفت تا چند دقیقه گریه کنی اما بمحض سوار ماشین شدن، گریه که چه عرض کنم از خوشحالی دیدن صحنه های بیرون، می خندیدی.

توصیه شده بود که چند ساعت اول جای واکسن ها را کمپرس سرد بذاریم و بعد از اون، از کمپرس گرم استفاده کنیم. قطره استامینوفن به اندازه کافی تهیه کرده بودیم اما گفته بودن برای اینکه خیلی درد نکشی و تب نکنی از شیاف استامینوفن استفاده کنیم. استفاده از شیاف همان و گریه حداقل سه ساعته تو همان. بقدری ترسیده بودی که یک لحظه از گریه و زاری دست برنمی داشتی. بعدها فهمیدیم خیلی جاها باید حواستو پرت کرد تا فرضا داروهای تلخو بهت داد. موارد این دست زیاده و اینکه گفته می شه بچه داری هنره واقعا درسته و باید قلق ها را شناخت تا نه والدین اذیت بشوند و نه کودکشون.

سه روزی که لازم بود بگذره تا تب را رد کنی، خیلی زود گذشت و چون برای کنترل اون از قطره استفاده می کردیم، بیشتر این زمان را خواب بودی. قطره استامینوفن بسیار تلخه و نمی دونم فلسفه بد مزه بودن داروهای شما نوگلان چیه. به قول مامانی شاید برای اینه که خوش طعمی داروها، تمایل شما را برای شیر کم نکند. همین تلخی داروها و مکمل ها باعث تهوعت می شد که کم کم یاد گرفتیم زمانی باید  قطره داد که از شیر خوردنتون گذشته باشه و البته گرسنه هم نباشید بعبارتی بین دوبار شیر خوردن باشه.

روز دوم مراقبتهات مهمون داشتیم. آقای دکتر شمس زاده همکار بابایی و همسر محترمشون. انسان شریف و مهمان نوازی که می شه گفت مشوق اصلی ما برای مهاجرت به همدان بود. هر چند تدارک زیادی دیده بودیم اما ایشون بخاطر پانسمان دندونشون لب به چیزی نزدن. اون روز هم خاله بیشتر مواظب تو بود تا ما فرصت بیشتری برای مهمون هامون داشته باشیم.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 19 شهریور 1392  ] [ 8:26 PM ] [ Amir Ali ]
نظرات 2
درباره وبلاگ

پیامبر (ص): فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است.

موضوعات
آمار سايت
کل بازديد : 179531 نفر
كل مطالب : 51 عدد
كل نظرات : 130 عدد
تاريخ ايجاد وبلاگ :
یک شنبه 17 شهریور 1392 

آخرين بروز رساني : چهارشنبه 24 خرداد 1396