قالب وبلاگ
ققنوس

ققنوس
نويسندگان
یا شافی 
 
دو هفته ایی از ارسال آخرین پست این وبلاگ می گذره اما برای ما به اندازه چند ماه گذشت. اول هفته که شد واکنش امیرعلی به بیماری بازگشته بود و دائم تهوع و سرفه و بدتر از همه تب. اینبار سر ظهر با خاله رفتیم کلینیک که خلوت باشه و مریضهای کمی توی مطب باشند. دکتر چک کرد و گفت مشکلی نیست در حالی که، حساسیت امیرعلی عود کرده بود و روی شونه هاش پر دانه های قرمز رنگ شده بود و به سمت بازوهاش پخش شده بود؛ با شربت دیفن هیدرامین و استامینوفن تب بر و پماد زینک نسخه را پیچید. متاسفانه حال امیرعلی خیلی خوب نبود و بدنش دارو را نگه نمی داشت. پماد زینک تاثیری نداشت. یکم پیگیری کردیم و دیدیم در شرایط فعلی فقط شیر مادر بهترینه ونهایتا آب جوشیده ولرم بهش بدیم. در مورد حساسیتش شربت ضد حساسیتش بهترین راهکار بود که باید سر وقت می دادیم که با گذشت دو سه روز مجددا شروع کردیم. خاله ساره جوشونده گل بنفشه و شیر را برای بهبودی حالش پیشنهاد کرد که توی کتاب های طبی هم اشاره شده بود. خاله و عمو بندگان خدا از ما ناراحت تر و دلسوزتر. جوشانده چهار تخم برای امیرعلی درست می کردند و بداخلاقی هاشو تحمل می کردند. امیرعلی ضعیف شده بود و لاغر شدنش نشان از وخامت اوضاع داشت. بعد از یکماه و نیم وزنش به حالت قبل برگشته بود. بی تابی و کم حوصلگی امیرعلی دیوانه کننده بود. ذره ایی از بغل مامانی جدا نمی شد و بمحض زمین گذاشتنش، صداش به افاق می رسید. 
 
(امیرعلی در حال نواختن موسیقی و آوازخوانی)
 
یک هفته گذشت و هر روز کمی بهتر از دیروز می شد. همین که شروع به غذاخوردن کرد و تونست داروی حساسیتشو نگه داره، وضعیتش بهتر شد. چقدر سخت گذشت. چقدر دلمون برای خندها و جیغ زدندهاش تنگ شده بود. می شه گفت دو هفته بیماری و درد و رنج پشت سر گذاشته شد. دیدن شونه های سرخ فلس مانندش، دردآور بود. خاروندن و گریه کردن امیرعلی جلوی چشمامون سخت گذشت. کاش دارویی بود که میزدی و رفتن دونه ها را میدیدی! الان حساسیتش باقی مونده که خدا را شکر داره بهتر می شه. البته بی تابی هاشو و نق زدن هاش ادامه داره. 
 
 
اینهایی که گفتم، غمناک بود اما؛ چهار دست و پا رفتن نصف و نیمه امیرعلی (کلا چهار دست و پا رفتن هر کودکی برای اطرافیانش) چنان لذت بخشه که قابل وصف نیست. خدا را شکر نشستنش خیلی بهتر شده و چه وقتی باشه که نتونه خودشو کنترل کنه و زمین بخوره. این همه خدا خدا کردیم تا حرکت کردنشو ببینیم، حالا وقتش رسیده و به جای دو چشمی، ده چشمی باید کنترلش کنیم که مبادا دست به وسیله ایی بزنه که نباید بزنه، جایی بره که نباید... .
 
خدا کنه هیچ بچه ایی مریض نباشه، حالا یکمم خوش اخلاق باشند که نور علی نور می شه!!
 

ادامه مطلب
[ جمعه 11 بهمن 1392  ] [ 7:57 PM ] [ Amir Ali ]
نظرات 1
درباره وبلاگ

پیامبر (ص): فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است.

موضوعات
آمار سايت
کل بازديد : 179565 نفر
كل مطالب : 51 عدد
كل نظرات : 130 عدد
تاريخ ايجاد وبلاگ :
یک شنبه 17 شهریور 1392 

آخرين بروز رساني : چهارشنبه 24 خرداد 1396