سلام نفسم
چند روزیه که سرمون شلوغ تر شده و یکم طول کشید تا وبلاگت را آپدیت کنیم.
نوزاد متولد شده اینقدر ضعیفه که حتی توان پراندن مگسی را از خود ندارد چه رسد به کارهای دیگر. با این حال، برای والدین این آرزو ایجاد می شود که ای کاش زمانی برسد که فرضا کودک من بغلتد، چهار دست و پا راه برود، بایستد، راه برود ... . این آروزها به لطف خدا خیلی زود محقق می شود، کافیست کمی صبور باشی که این موارد یکی پس از دیگری بوقوع می پیوندد و موجب شادی والدین می شود.
امیرعلی توی چهارماهگی به طرف راست و چپ می چرخید اما چرخش کامل یا غلتیدن، انتظاری بود که بعد از هر چرخشی برای ما ایجاد می شد و هر بار می گفتیم اینبار اینبار. چند دفعه تا حد زیادی چرخیدی اما در نهایت به حالت قبل برگشتی. خاله ساره می گفت برای غلتیدن، کمی کمکش کنید تا یاد بگیرد. گاهی کمکت می کردیم تا فرایند غلتیدنت تکمیل شود. اما بالاخره غلتیدن را یاد گرفتی و کافی بود روز زمین و یا جای صافی که به اندازه غلتیدن فضا باشد، گذاشته شوی و خیلی زود می غلتیدی.

الان 5 ماه و چند روزت شده و می شه گفت در چرخیدن کامل مشکلی نداری. علاقه زیادی به اسباب بازی داری و روش خوبیه که تشویقت کنیم روی زمین خیز برداری. کافیست یه اسباب بازی رنگی را کمی جلوتر از تو بگذاریم که تمام تلاشت را بکار ببری تا به هدف برسی.
ادامه مطلب