قالب وبلاگ
ققنوس

ققنوس
نويسندگان

سلام دنیای من

نمی دونم چطور شروع کنم و از چی بنویسم؟! از ورزش شروع می کنم، بارفیکس زدن امیر علی! دیدن اینکه می تونه چند ثانیه ایی خودشو نگه داره خیلی جالبه و تماشایی. این ورزش برای افزایش قد توصیه شده و خوشحالم که به این حرکت ورزشی علاقه داره. ظاهرا خونه خاله بارفیکس را شروع کرده و  توی پارک تمرین می کنه. مسلما انجامش برای امیرعلی، خطر خودشو داره و احتمال سقوط و اینا که باید خیلی دقت کرد و الا طبق عادت حتی اگه خودش هم مقصر باشه بر می گرده و با اخم و تخم ما را نگاه می کنه که چرا مواظبم نبودید!! و صد البته حق داره.

(علاقه امیرعلی به وسایل ورزشی پارک)

قبلا از اذان گفتن و رکوع و سجود امیرعلی نوشتم. الان از همکاریش می نویسم. از ترس برنداشتن مهر، مجبوریم اونو توی دستمون قایم کنیم، امیرعلی خوب فهمیده و گاهی از دستمون خارجش می کنه و با باز کردن هر دو دستمون مهر را می گیره  و خودش شروع می کنه به نماز خوندن و رکوع و سجده رفتن و بعدش مهر را مثل آب نبات می خوره! یه وقتایی یادمون می ره مهر را برداریم و مهر می مونه و امیرعلی، اما جیگر گوشه میاد و اونو بر می داره و می ده دستمون که بدون مهر نمونیم!! انگار نه انگار که بخاطر خودش مجبوریم مهر را توی دستمون نگهداریم!!

(آب بازی و خیس شدن امیرعلی)

علی رغم جیغ و داد زدنش، هنوز نتونسته یا نخواسته حرف زدن را یاد بگیره، البته گاهی کلماتی را ادا می کنه ولی دائمی نیست. مثلا آبی که می ریزه کف زمین و می دونه الان دعواش می کنیم خودش با اخم کردن جمله "کی ریخت" را ادا می کنه! جالبترش اینه که هنوز حرف زدن یاد نگرفته با صدای آهنگی که بلند می شه، همخوانی می کنه چه آهنگ تکراری باشه چه تازه چه بی کلام چه با کلام! بالا و پایین کردن کردن شبکه ها و صدای تلوزیون را خوب یاد گرفته و اگه از برنامه ایی خوشش نیاد شبکه را تغییر می ده!

(امیرعلی سرگرم بازی)

هنوزم مثل قبل به صدای بچه ها واکنش نشون می ده و حتی ریز ترین صداهایی که به گوشش می رسه را از قلم نمی ندازه و معمولا با صدای بلند جواب بچه ها را می فرسته!  کمی تمایل به اسباب بازی ماشین پیدا کرده و گاهی در خلوت خودش حین ماشین بازی کردنش، با خودش حرف می زنه و اداهایی را تکرار می کنه. بزرگان گفته اند تنهایی گاهی برای بچه ها لازمه!

نمی دونم عکس العمل امیرعلی چی می شه وقتی اسباب کشی کنیم؟! حدودا یک سال و نیم زندگیشو اینجا بوده و به همسایه دیوار به دیوار که چه عرض کنم عادت کرده، امیدوارم زود کنار بیاد و توی ذهنش خراب نشه و خاطره بدی نمونه. شاید سری بعد از جای جدید نوشتم و واکنش های امیرعلی... .

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 شهریور 1393  ] [ 5:43 PM ] [ Amir Ali ]
نظرات 2

سلام آرامش زندگی

یه وقتایی چقدر خوبی، خوش اخلاق، مرتب و آرام یه وقتایی بیشتر خوبی و می بینی کفشهای جا کفشی تا بالای خونه اومدن و وسایل  خونه وسط ریخته شدن و هر کدوم از اسباب بازیهات یه گوشه ایی پرت شدن و سیم جارو برقی تا جایی که راه داره کشیده شده و در جارو باز شده و خاکش ریخته کف خونه و تو عزیز من داری با سرشعله های گاز بازی می کنی و زیر غذا را خاموش روشن می کنی!! جای انگشتای مبارکت روی صفحه شیشه ایی اجاق گاز پرشده و دسته اجاق از شدت فشار در اومده! 

(امیرعلی مرتب و آرام)

نمی شه گفت تو بدی یا نا مرتب. خدا کنه همیشه سالم باشی و شلوغکار اما سالم باشی و البته مرتب باشی که چه بهتر و صد البته آرامش ذاتی داشته باشی. شاید مامانی به تو آزادی داده و یا عشق اطرافیان به تو باعث شیطونی هات شده اما مقایسه می کنیم با زمانی که تو مریض باشی و بی حال، ایرادی نداره تو بهم بریز و خراب کن، ما جمع می کنیم و مرتب؛ فقط تو نعمت سلامتی را داشته باش قضیه قابل کنار اومدنه. 

حساسیت پوستی امیرعلی در نگاه اول به چشم هر کسی می رسید و دائم باید پاسخ می دایم که چی شده. دونستن اینکه دانه های روی پوستت از حساسیته و داروی خاصی نداره کار سختی نبود اما تاکید دیگران برای رفتن پیش دکتر ما را راهی کلینیک شبانه روزی پاستور کرد. وقتی ما رسیدیم دکتر شریفی شیفت بود، خوب بررسی کرد و تشخیص حساسیت داد. از خواب شبانه تو گله داشتیم و ایشون داروی برای آرام شدن تو داد (هیدروکسی زین) در کنارش آزمایش کم خونی نوشت. دارویی که برای ارام کردن اعصاب داده بود و قرار بود خواب تو را بهتر کند، عوارضی داشت که بعد یکی دو بار انرا قطع کردیم. البته عوارض را توی جستجویی که کرده بودیم متوجه شدیم و دارو را قطع کردیم. چند روز بعد جواب آزمایش خون را پیش دکتر بردیم و ایشون تایید کردن و تاکید داشتند مکمل دارویی را ادامه دهیم. سری قبل برای امیر علی مکمل  سندروس + زینک را داده بود. البته بعدا کاشف به عمل اومد که پروتئین بدن امیرعلی کمه و همین باعث کم خونی شده نه اینکه کم خونی داشته و مصرف کم مواد پروتئینی باعث آن شده.

دکتر اطفال برای مشکل حساسیت پوستی امیر علی مثل قبل پماد کورتنی (کورتینوزول) تجویز کردن که علی رغم میل باطنی چند روز از آن استفاده کردیم و تاثیری نیافتیم. راه حل ایشون مراجعه به دکتر پوست بود. همون روز پیش متخصص پوست رفتیم البته از نوع بهترین ها نبود ایشون اما کنار اسمشون دانشیار زده بود و مسلما فرد باسوادی بودند! شرایط امیرعلی را به ایشون توضیح دادم و ایشون شربت ضد حساسیت تجویز کردن و قرص پردنیزولون! قرار بود روزی دو قرص بعد صبحانه به امیرعلی بخورانیم!

اسم این قرص ما را ناراحت می کرد و بعد از تحقیق در مورد آن به کلی مطالب دست پیدا کردیم که مخمون سوت کشید. درسته که باید به پزشک اعتماد کرد اما خوب شدن به چه قیمتی؟ شاد دکتر هدفش فقط رفع اون دانه های روی پوست باشه اما کافیست والدین بدونند که مصرف زیاد این قرص جلوی رشد مغزی کودک را می گیرد و خیلی از والدین بابت مصرف این قرص شکایت داشتند و معمولا آن را برای بیماری های صعب العلاج تجویز می کنند اما آن کجا و اگزما کجا! 

(اسب سواری امیرعلی بعد از معاینه دکتر)

بعد از یک ماه و نیم الی دو ماه علائم حساسیت پوستی امیرعلی کمرنگ شده و خدا را شکر بدون نیاز به دادن اون قرصهای وحشتناک شاهد صاف شدن پوست شانه و کمر و پشت امیرعلی شدیم.

امیرعلی از شلوغی خسته نمی شه برعکس حالتی که اطرافیان ما را از آن می ترسوندن. خاله هر روز به ما سر می زنه و وقتی خاله میاد، امیرعلی کلی ذوق می کنه و برای خاله شروع می کنه به خود شیرینی کردن و دور گل قالی می گرده و روی پاهاش تند حرکت می کنه به عبارتی تند درجا می زنه اما امان از زمانی که نگین و خاله بخوان برگردن خونه که گریه امیرعلی بلند می شه و می ره دنبالشون. جاهای شلوغ یقه مامانی و بابایی را نمی گیره بلکه به اینور و انور می ره و سرگرم بازی می شه. 

(امیرعلی کنجکاو چراغ برق)

توی پارک چشمش فقط توپ های رنگارنگ را می بینه و با وجود توپهای خودش بازم توپ بچه ها را می خواد. انشاالله این خصلت بد را کنار بگذاره و اینقدر خودشو اذیت نکنه.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 8 شهریور 1393  ] [ 3:46 PM ] [ Amir Ali ]
نظرات 3
درباره وبلاگ

پیامبر (ص): فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است.

موضوعات
آمار سايت
کل بازديد : 179593 نفر
كل مطالب : 51 عدد
كل نظرات : 130 عدد
تاريخ ايجاد وبلاگ :
یک شنبه 17 شهریور 1392 

آخرين بروز رساني : چهارشنبه 24 خرداد 1396