اصلاح الگوی مصرف و صرفهجویی به 2 حوزه تقسیم میشود که یکی انرژی، آب و نان است که دولت نیز در جلسه اول امسال خود به برنامهریزی در این حوزه تأکید کرد و حوزه دوم اصلاح الگوی مصرف در بخش کالا و خدمات است. با توجه به اینکه میزان یارانهای که دولت در بخش اول یعنی انرژی، آب و نان پرداخت میکند سرسامآور است لزوم توجه بیشتر مردم، رسانهها و مسئولان در این بخش بسیار کلیدی است. در زمینه کالا و خدمات، مخصوصاً کالا بخش مرکزی فعالیت رسانهها در مورد اصلاح الگوی مصرف باید صرف روگردانی مردم از خرید کالای خارجی به سمت محصول داخلی باشد. این مهمترین کار است و اگر رسانهها موفق شوند عطش خارجیخری را مهار کنند برکات بسیار زیادی برای اقتصاد کشور خواهد داشت. روشهای منتهی به اصلاح الگوی مصرف به 2 دسته ارشادی ـ تبلیغی و روشهای جبری تقسیم میشوند کاری که رسانهها از جنس تبلیغی و فرهنگی انجام میدهند همان ارشاد و هدایت مردم به سمت اصلاح در رفتار مصرفی خود است و به عنوان مثال طرح هدفمندکردن یارانهها یک روش جبری است که بسیار زودبازده نیز هست. که البته در این روش دوم (جبری) هم رسانهها در توجیه مردم و تشریح دستاوردهای طرح و شرح نسبت و نزدیکی بیشتر این طرح با عدالت یعنی برخورداری یکسان فقیر و غنی از امکانات کشور با برداشتن یارانهها و پرداخت نقدی آنها به آحاد ملت، میتوانند مکمل عزم دولت باشند. : ما در بحثهایی اینچنینی نباید در این محدود شویم که نقش رسانه چیست که نقش رسانه بیبدیل است بلکه باید ببینیم رسانه چه خطوط و چه کارهایی را باید دنبال کند چرا که در تأثیر رسانه شکی وجود ندارد. کارگزاران و کارشناسان تبلیغات و رسانه باید به روشهای مؤثر تبلیغی برای کاهش مصرف و فراتر از پیامهایی مانند «مصرف بی رویه کار خیلی بدیه» بیاندیشند و به تبلیغاتی فکر کنند که جنبه کیفی آن بر جنبه کیفی غلبه داشته باشد البته منکر تبلیغات کمی و تکرار شونده همچون «لامپ اضافی خاموش» نیستیم.
اما باید به فراتر از این نوع تبلیغات فکر کرد و روشهایی را که تأثیر عمیقتر و ماندگارتر دارند یافت. روابط عمومی وزارتخانههای نفت، نیرو و بازرگانی وظیفه سنگینی به عهده دارند، این وزارتخانهها باید با طرف مشورت قرار دادن کارشناسان رسانه و تبلیغات که کار خود را خوب بلد هستند راهکارهای تغییر الگوی مصرف در جامعه را به بحث گذاشته و در میان طرحهای مختلف ارائه شده، بهترینها را جهت استفاده در رسانه به خدمت بگیرند. مطمئناً این مسئله در ارگانهای مسئول فقط نباید در سطح رفع تکلیف برگزار شود که بعضاً دیده میشود از همین جنس است یعنی بودجهای تخصیص پیدا میکند تکلیفی محول میشود مجموعه مسئول هم «رفع تکلیف» میکند و بودجه تخصیصی را به فنا میدهد؛ توجه به کمیت به جای کیفیت در تبلیغ و تبلیغ بدون آگاهیبخشی ناشی از همین شیوه برخورد است. یکی از کارهای مهم مغفول مانده در زمینههای «ارتباط رسانه با مردم، انتقال پیام، اطلاعرسانی و آگاهیبخشی»، عدم سنجش میزان تأثیر یک پیام رسانهای بر مخاطب یا مخاطبان است. یعنی رسانههای انتقال دهنده پیام از تأثیرگذاری پیام خود بر مردم و چند و چون آن به طور دقیق خبر ندارند؛ بعضاً تحت یکسری توصیفات کلی پارهای ارزیابیهای نه چندان دقیق وجود دارد که به هیچ وجه کافی نیست و نمیتوان بر مبنای آن ارائه طریق کرد لذا در راستای انتخاب پیام بهتر در زمینههای مختلف منجمله «اصلاح الگوی مصرف»، رسانه باید از ابزار نظرسنجیهای علمی و دقیق جهت سنجش افکار عمومی قبل و بعد هر شیوه اطلاعرسانی و هر پیام تبلیغی یا برنامه آگاهی دهندهای استفاده کند. البته نظرسنجی یکی از مهمترین شیوههای سنجش تأثیرگذاری است که میتواند مبنای اصلاح پیامهای بعدی و انتخابهای درستتر شود اما تنها روش سنجش هم نیست. تأثیر رسانه در اصلاح الگوی مصرف باید با روشهای علمی به طور دقیق اندازهگیری شود تا هم رسانه بتواند وظیفه خود را صحیحتر انجام دهد هم ارگانهای مسئول بدانند به ازای چه میزان دقیق از تأثیرگذاری که قابل اندازهگیری است چقدر باید هزینه کنند.

حسن این اندازهگیری دقیق این خواهد بود که تفاوت میان برنامهها، پیامها و رسانههای نازل و فاخر مشخص خواهد شد و هر کدام به همان نسبت به خود بودجه اختصاص میدهند. در این روش دیگر ارگانها منتی بر سر «رسانه تأثیرگذار» نخواهند داشت چرا که مشخص است که برای چه میزان از تأثیرگذاری هزینه میکنند و البته راه بر شیادان و فریبکاران این عرصه هم بسیار تنگ خواهد شد. یک صحنه رایج در سریالها وجود دارد که شخصیت داستان جلو آینه دستشویی میایستد و در حالی که فراموش کرده بود شیر آب باز است خطاب به خودش حرف میزند که مثلاً آشفتگی یا فراموشی و این قبیل احساساتش را بروز دهد. اما در کنار این صدا و سیما پر است از پیامهای مستقی
صرفهجویی در مصرف آب، برق، گاز و غیره که در قالبهای تکراری تهیه و پخش میشوند. در چنین شرایطی این سئوال پیش میآید که با توجه به ارزانتر بودن تولید گاز نسبت به برق در کشور ما استفاده از گاز برقی در برنامههای آموزش آشپزی تلویزیون چه مفهومی دارد. گذشته از اجاق گازهای برقی که تبلیغ وسیلهای زائد و مصرفگرا در کشور ماست نکته دیگری در برنامههای آشپزی وجود دارد که قابل تأمل است. به خاطر کمبود وقت اغلب موقع جابهجا کردن محتوی ظرف به ظرفی دیگر اغلب مقدار زیادی از مواد غذایی داخل ظروف باقی میماند و بعد جلو چشم بینندهها همه ظرفهای کثیف روی هم انباشته میشوند و از اینکه از مواد باقی مانده استفاده شود قطع امید میکنیم. مطمئنا این جملات ممکن است پیش پا افتاده و غیرقابل توجه باشد اما زوایای مهمی دارد که همین مقدار اندک را به شدت مهم میکند و آن از بین بردن قبح اسراف و تبدیل کردن آن به فرهنگ رایج است. کافی است آشپز موقع خالی کردن ظرف قید کند که تمام مواد را استفاده کنید یا به علت کمبود وقت از باقیمانده مواد بعداً استفاده میکنیم آن وقت به سادگی و بدون صرف هزینه اضافه برای آموزش اصلاح الگوهای مصرف یک بار دیگر به میلیونها بیننده تذکر اسراف نکردن داده شده است. لازم به ذکر نیست که یک قاشق ماده غذایی اسراف شده هر خانم خانهدار هر روز در کل کشور ضرب در عدد روزهای سال رقم قابل توجهی است. از همه مهمتر اینکه اصل فقط جلوگیری از چند اسراف رایج یا بزرگ در کشور نیست بلکه همانطور که مقصود رهبر انقلاب بود هدف از طرح عنوان اصلاح الگوی مصرف یعنی اینکه مردم در هر مقام و موقعیتی و هنگام هرگونه فعالیتی ذهنی فعال نسبت به استفاده بهینه و مفید از امکانات داشته باشند. در واقع نقش صدا و سیما باید علاوه بر آموزش و آگاهی مستقیم در مورد نحوه بهینهسازی مصارفی مانند انرژی و غیره بیشتر آموزش مردم به آگاهانه مصرف کردن باشد و برای چنین کاری باید از خود شروع کند. جدا از وظایف صدا و سیما در آموزش عمومی مردم نقش دیگر رسانه، کنترل مسئولان و عملکرد آنهاست. در این خصوص انتظار جدی میرود در سال اصلاح الگوی مصرف و در سالهای آینده، شاهد تولید برنامههای بیشتری مشابه «چراغ خاموش» باشیم که با نگاهی تیزبین و انتقادی به دنبال مصادیق اسراف در کشور باشد و با اطلاعرسانی حذف آنها را تبدیل به مطالبه عمومی کند