به مناسبت نامگذاري سال 89

امسال را سيد استاد ما، حكيم دوران، رهبر فرزانه مسلمانان، سال همت و كار مضاعف ناميدند. بر همين اساس شرحي كوتاه بر رهنمود عميق حضرت ايشان را با هم مرور مي كنيم.
الف - كار از نظر قرآن 360 آيه در قرآن كريم مربوط به «كار» و 190 آيه راجع به فعل وارد شده است. اين آيات متضمن احكام «كار» و سنجش آن و مسئوليت «كارگر» و پاداش و كيفر آن است.
در اينجا بعضي از آياتي كه به كار و عملي كه موجب پاداش است و همچنين آياتي كه مردم را به كار و كوشش به منظور به دست آوردن روزي تشويق مي كند، متذكر مي شويم.
1. كار شايسته اساس و روح دعوت جاوداني اسلام كه به وسيله يگانه منجي بزرگ عالم بشريت حضرت محمد (ص) آورده شده كار و كوشش بوده است.
آري «كار و كوشش» يگانه گمشده نياكان و بزرگان و مصلحين و تربيت يافتگان مكتب قرآن است، يكي از محورهاي امتياز مردم از نظر اسلام، «كار و كوشش» است.
در مكتب اسلام كثرت مال و خودكامگي و خوشگذراني، ملاك برتري نيست، بلكه ملاك تفوق و برتري، تقوي و كار نيك است.
خداوند مي فرمايد: «كيست كه گفتار وي از آنكه به سوي خدا دعوت كند و عمل شايسته نمايد و بگويد من مسلمانم بهتر باشد و مي فرمايد: «و كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، منزلشان باغ هاي بهشت است.» در آيه ديگر مي فرمايد: «هر كس از زن و مرد عمل شايسته كند و مومن باشد، او را زندگي نيكو داده و پاداششان را بهتر از آنچه عمل مي كرده اند، مي دهيم.» و: «هر كس از زن و مرد كارهاي شايسته كند و مومن باشد، به بهشت روند و به اندازه نخ هسته خرما ستم نخواهد ديد»؛ «و كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، آنها را به بهشت خواهيم برد كه در آن جوي ها روان است و هميشه در آن جاويد خواهند بود، وعده خداوند است كيست كه گفته او از خدا راست تر باشد» و «هر كس اميد دارد به پيشگاه پروردگار خود رود بايد عمل شايسته كند و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نسازد» و «اي پيغمبران از چيزهاي پاكيزه بخوريد و كارهاي شايسته نماييد كه من به اعمال بندگان خود واقفم» و «من كساني را مي آمرزم كه توبه كرده و كار شايسته نموده و بر هدايت استوار باشد» و... «مومناني كه كارهاي شايسته كرده اند، بشارت بده كه پاداشي بزرگ دارند» و «تا خدا كساني را كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، از كرم خويش پاداش دهد كه خدا كافران را دوست ندارد.»
2. تشويق به كار قرآن كريم راجع به ضرورت كار و كوشش تاكيد اكيد دارد و مي فرمايد: «و همين كه نماز به پايان رسيد، پراكنده شويد در روي زمين و از كرم خداوند روزي بجوييد و خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شويد.»
اسلام بين تلاش و كوشش در راه زندگي مادي و عمل در راه تهذيب نفس و به دست آوردن مواهب روحي و زندگي معنوي، توازن برقرار مي كند و اين آيه كه مي فرمايد: «به وسيله آنچه خداوند به تو مرحمت فرمود، سراي آخرت تحصيل كن و نصيب خود را از اين دنيا نيز فراموش مكن»(1) به همين معني دقيق نظر دارد، اسلام همان طوري كه راضي نيست انسان تمام نيروي خود را صرف تامين زندگي مادي نموده و به طور كلي از ياد خدا غافل شود، همچنان راضي نيست كه تنها متوجه جهان ديگر شود و زندگي مادي خود را مختل نمايد، بلكه روش اسلام اين است كه انسان هم براي دنياي خود تلاش كند و هم آخرت خود را فراموش ننمايد.
قرآن، آدميان را به كار و كوشش دعوت كرد و آنان را به جنبه هاي مثبت زندگي ارشاد فرموده و از جنبه منفي زندگي يعني از گوشه گيري و تنبلي و سستي بر حذر داشته است و مي فرمايد: «و در اطراف زمين راه برويد و از روزي او بخوريد و بازگشت به سوي اوست.3»
خداوند زمين را آفريد و آن را از نعمت و بركت انباشته داشت تا انسان با رفاه و آسايش در آن زندگي كند، چنان كه مي فرمايد: «زمين مرده و موات موجب عبرت آنها است كه ما زنده اش كرده و دانه را از آن بيرون آورده ايم كه مي خورند و در آن باغ هاي نخل و تاك قرار داده ايم و چشمه هاي جاري از آن بيرون آورده ايم تا از ميوه آن و آنچه به وسيله دست هايشان درست كرده اند بخورند، چرا شكرگذار نيستند.»(2) و بديهي است انسان وقتي به آن نعمت ها نايل مي شود كه كوشش كند و كار نمايد.
3- جلوگيري از سستي و تنبلي اسلام از سستي و تنبلي كه باعث فلج شدن چرخ اقتصاد و خشكيدن چشمه نيروي آدمي و فساد جامعه مي شود، نهي فرموده است، زيرا موجب زيان غير قابل جبران خواهد شد و در دعاهايي كه از ائمه اهل بيت عليه السلام وارد شده، مي بينيم كه از بيكاري به خدا پناه برده اند، دعا وارد شده است كه «خدايا از كسالت و سستي و اندوه و تنبلي به تو پناه مي برم» و اخبار بسياري نيز وارد شده كه از سستي و تنبلي نهي مي كند امام جعفر صادق عليه السلام به بعضي از ياران خود فرموده: از كسالت و اندوه بترس اين دو كليد تمام بديها است، كسي كه كسالت بورزد، حقي را ادا نمي كند و كسي كه اندوه به خود راه بدهد، بر هيچ حقي شكيبا نمي شود.»(3)
امام هفتم عليه السلام به بعضي از فرزندانش فرمود: «از كسالت و اندوه بپرهيز، زيرا آن دو تو را از لذت دنيا و آخرت باز مي دارند.(4)
اسلام سستي و تنبلي را مكروه و بيكاري را حرام مي داند و نسبت به شخص بيكار غضب مي كند، زيرا بيكاري باعث فقر و انحطاط و ريختن آبرو شده و آدمي را در انظار ديگران كوچك و خوار مي سازد، زيرا شخص بيكار مانند مرده بي فكر و تدبير است. نياكان ما سستي و بيكاري را به خود راه نمي دادند، بلكه به كار و كوشش و كسب و تجارت مي پرداختند و امام ششم (ع) روش آنها و علاقه و جديت آنان را در كار و كوشش براي اصحاب خود بيان كرده و مي فرمود: «در طلب روزي خود سستي نورزيد، زيرا نياكان ما در راه تحصيل روزي تلاش كرده و آن را طلب مي كردند.(5)
معاذبن كثير خدمت امام جعفر صادق عليه السلام آمد و با آن حضرت مشورت كرد كه آيا دست از كار كشيده و به همان مقدار مالي كه دارد، اكتفا نمايد؟ حضرت او را از آن نهي كرده و به وي فرمود: اگر چنين كردي، آبروي تو ريخته مي شود و ديگر در هيچ كاري از تو ياري نخواهد جست.
اسلام مردم را به جديت و كوشش و مسابقه در ميدان كار و فعاليت براي رسيدن به زندگي مرفه و سعادت بخش و آزادي كه خوبي و خرمي بر آن سيادت كند دعوت مي نمايد، ولي كمونيست ها گمان كرده اند كه اسلام جلو پيشرفت كار را گرفته و از ارزش كار و فعاليت مي كاهد و مردم را به انحطاط و بدبختي سوق مي دهد.(6)
ب. كار از نظر احاديث در كتب احاديث روايات بسياري است كه مردم را به كار و كوشش دعوت مي كند. در اين بخش به برخي از اين احاديث اشاره مي نماييم.
1. كار شرافت است و نشانه اهل تقوا كار هر چند هم كوچك باشد، باز موجب شرافت و كرامت بوده و بهتر از آن است كه انسان دست گدايي پيش ديگران دراز كرده و سربار آنان باشد. در حديث مي فرمايد: «اگر انسان طنابي بردارد و سر به كوه گذارد و هيزم را با آن بر پشت بكشد، بهتر از آن است كه دست گدايي پيش ديگران دراز نمايد.» (8)
پيامبر اسلام (ص) فرمود: «كسي كه عملش او را پس انداخته نسبتش او را پيش نمي اندازد».
در حديث آمده كه «خداوند از بنده اي كه دهانش را باز كند و بدون كار كردن بگويد: خدايا مرا روزي بده، بدش مي آيد.» (9)
خداوند موجودات را آفريده و انسان را با وسايل طبيعي اين جهان مرتبط ساخته است پس حق ندارد از وسايلي كه در اختيار دارد چشم بپوشد زيرا صرف نظر كردن از وسايل طبيعي اين جهان، باعث بر هم خوردن نظام زندگي و
نا استواري آن است.
حضرت اميرالمومنين (ع) در نامه 27 نهج البلاغه درباره اهل تقوا مي فرمايند: ان المتقين ... فشاركوا اهل الدنيا في دنياهم ... سكنوا بافضل ما سكنت و اكلوا بافضل ما اكلت فحظوا من الدنيا بما حظي به المترفون و ...؛ تقوا مداران در خانه هايي بهتر از خانه هاي دنيا مداران زندگي مي كنند و غذاهايي لذيذتر از غذاهاي اهل دنيا مي خورند و ...؛ به وضوح روشن است كه همه اينها بر اثر همت و كار مضاعف به دست مي آيد.
2. كار جهاد است اسلام كار را يك نوع جهاد در راه خدا مي داند و تلاشي كه مسلمان در راه اداره زندگي خود و خانواده اش انجام مي دهد از بهترين عبادت هاست. زكريابن آدم از امام هشتم (ع) روايت كرده كه فرمود: «پاداش كسي كه براي كسب رزق حلال كار مي كند از آن كس كه در راه خدا جهاد مي كند بيشتر است».
رسول خدا (ص) با جماعتي از يارانش از جايي عبور مي فرمود؛ ناگهان به مردي برخوردند، ياران آن حضرت از كوشش و تلاش آن مرد تعجب نمودند، خدمت رسول خدا (ص) عرض كردند: يا رسول الله چه خوب بود كه اين تلاش و كوشش در راه خدا بود. حضرت فرمود: اگر منظورش خدمت كردن به خود يا اولاد يا پدر و مادرش باشد، در راه خدا حساب مي شود.»
اسلام پاداش كارگران را از جهاد كنندگان در راه خدا برتر دانسته است. قرآن كريم نيز نام آنها را پيش از نام مجاهدين ذكر كرده مي فرمايد: «آنان كه در زمين راه مي روند و از كرم خدا روزي مي جويند و آنها كه در راه خدا كارزار مي كنند
و ...» (10)
3. كار عبادت است اسلام كار را با بهترين صفات ستوده است مثلاً كار را عبادت و اطاعت دانسته تا مردم در ميدان كار و توليد بر يكديگر سبقت گيرند.
در روايت است كه دو نفر از اصحاب در حالي كه يكي از برادران خود را بر دوش كشيده بود بر رسول خدا (ص) وارد شدند، حضرت حال آن شخص را از آن دو نفر پرسيد، عرض كردند: از هيچ نمازي فارغ نمي شود جز اين كه وارد نماز ديگر مي شود، و هيچ روزه اي را افطار نمي كند مگر اين كه روز ديگرش را روزه مي گيرد، و اكنون حالش طوري است كه مشاهده مي فرماييد، حضرت فرمود: پس چه كسي شترش را ميچراند و چه كسي براي اداره زندگي عائله اش كار مي كند؟ عرض كردند: ما متحمل هستيم، حضرت فرمود، شما از او عابدتريد.
اسلام به ما اجازه نمي دهد كه از دنيا و لذت هاي آن دست بكشيم و به نماز و روزه اكتفا كنيم. خداوند كساني را كه از دنيا دست كشيده اند سرزنش كرده مي فرمايد: «و رهبانيت را كه ما بر آنها مقرر نكرده بوديم بدعت گذاردند و جز براي طلب رضاي خدا نكردند، اما چنانكه شايسته بود رعايتش ننمودند» (11)
و نيز مي فرمايد: «بگو اي پيغمبر چه كسي جامه اي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده با روزي هاي پاكيزه حرام كرده است؟ بگو اين نعمت ها در زندگي دنيا متعلق به كساني كه ايمان آورده اند و در روز قيامت خاص ايشان است» (12)
اسلام ما را دعوت كرده كه دنيا را مقدمه آخرت قرار دهيم و اجازه نمي دهد كه تمام هدف و همت ما فقط دنيا باشد چنانچه اسلام با قبول كردن آخرت و ضايع كردن دنيا هم مخالف است و حديث زير به اين معني نظر دارد: «براي دنياي خود آنچنان عمل كن كه گويا هميشه زنده اي و براي آخرت خود طوري كار كن كه گويي فردا خواهي مرد» و دعوت به جمع كردن بين دنيا و آخرت يكي از امتيازات اسلام است؛ زيرا بعضي از اديان تحريف يافته به گوشه گيري و ترك ماديات دعوت مي كنند و بعضي ديگر به ترك معنويات و توجه به امور مادي و دنيوي مي خواند.
پيامبر اكرم(ص) در بسياري از موارد فرمود كه: رسالت جاويدان من به جمع كردن بين دين و دنيا و وفق دادن بين روح و بدن دعوت مي كند.
در روايت است كه برخي افراد به خانه زن هاي پيغمبر (ص) رفته و از چگونگي عبادت آن حضرت پرسش كردند همين كه از كيفيت عبادت آن حضرت مطلع شدند ، گفتند: ما كجا و رسول خدا كجا و حال آن كه خداوند گناه گذشته و آينده او را بخشيده است.
آنگاه يكي از آنها جدا شد در حالي كه به همراهان خود گفت: «من بعد از اين هميشه مشغول نماز مي شوم» ديگري به راه افتاد و چنين اظهار داشت: «من تا زنده ام روزه مي گيرم» سومي گفت: «من تا زنده ام ازدواج نخواهم كرد» اين جريان به گوش رسول خدا(ص) رسيد خشمگين شد، به مسجد آمد و بر فراز منبر قرار گرفت و دور بودن آن سه نفر از طريق حق و عدم موافقت تصميم آنان را با حقيقت اسلام، براي مسلمان ها بيان كرد، آنگاه بعد از حمد و سپاس الهي فرمود: «چه شده است كساني را كه چنين و چنان گفته اند، متوجه باشيد به خدا سوگند من از همه شما از خدا بيشتر مي ترسم و تقواي من از همه شما بيشتر است ولي روزه مي گيرم و افطار مي كنم، نماز مي خوانم و استراحت مي كنم با زنان ازدواج مي كنم و ازدواج سنت و طريقه من است كسي كه از آن دوري كند از من نيست.»13
حضرت امام صادق(ع) از حال مردي سوال كرد، عرض شد وي فقير و بينوا است. حضرت فرمود: اين روزها چه مي كند؟ عرض كردند: در خانه مشغول عبادت خداست. فرمود: معاش او از كجا تامين مي شود؟ عرض كردند: بعضي از برادرانش زندگي او را اداره مي كنند. فرمود به خدا سوگند كساني كه زندگي او را تامين مي كنند از او عابدترند.14
اين است نظر اسلام كه به طور صريح به مسلمانان امر مي كند كه هم براي دنيا و هم براي آخرت تلاش كنند، مسلمان حق ندارد به كلي از دنيا كناره گيري كرده و به امور آخرت بپردازد، همچنان كه نبايد تنها به امور دنيوي پرداخته و آخرت خود را فراموش نمايد.
4 . كار سنت انبيا و اوليا سيره پيامبران و ائمه هدايت؛ كار بوده و براي شرافت و افتخار كارگر همين بس كه هيچ پيغمبري برانگيخته نشده مگر اين كه كارگر و زحمتكش بوده است.
امام ششم(ع) از جد بزرگوارش علي(ع) روايت كرده كه فرمود: «خداوند به حضرت داوود وحي فرستاد: اي داوود تو خوب بنده اي هستي، ولي چه حيف كه با دست خود كار نمي كني و از بيت المال ارتزاق مي نمايي. حضرت داوود از شنيدن اين وحي چهل روز گريه كرد. آنگاه خداوند به آهن الهام نمود كه براي داوود نرم شود، از آن به بعد در دست داوود مانند موم بود و هر روز زرهي از آن مي ساخت.»15
خداوند دوست نداشت كه بنده و پيامبرش حضرت داوود بيكار باشد و بدون آن كه زحمت بكشد از بيت المال ارتزاق نمايد. خاتم پيامبران حضرت محمد(ص) پيش از بعثت شبان بود و با پول خديجه(س) به صورت مضاربه تجارت مي كرد و بعد از بعثتش با اصحاب كار مي كرد و در كارها و گرفتاري ها با آنان تشريك مساعي مي نمود و هيچ گونه تفوق و برتري نمي جست.
هنگامي كه مسجد بزرگ مدينه را مي ساخت مانند يكي از اصحاب كار مي كرد.
وقتي پيامبر خدا(ص) از يكي از جنگ ها مراجعت فرمودند گوسفندي با خود همراه داشت يكي از اصحاب عرض كرد: من اين گوسفند را ذبح مي كنم. دومي گفت: من او را از پوست مي كنم. سومي عرض كرد: من آن را مي پزم. حضرت فرمود: من هم هيزم جمع مي كنم و فوراً برخاست و مشغول جمع آوري هيزم گرديد.16
اميرالمومنين علي(ع) با دست خود كار مي كرد. امام جعفر صادق(ع) روايت كرده كه اميرالمومنين(ع) هزار بنده از دستمزد خود خريده و در راه خدا آزاد نمود17 و فرزندانش نيز از آن حضرت پيروي كردند. امام پنجم(ع) شخصاً كار مي كرد. محمد بن منذر گفت: روزي به بعضي از آبادي هاي اطراف مدينه رفته بودم. امام محمد باقر(ع) را ديدم كه بر دو برده و غلام سياه تكيه داده و آن حضرت فربه و سنگين بود. با خود گفتم: سبحان الله، يكي از بزرگان قريش در اين ساعت با اين حالت آن هم در طلب دنيا؟ لازم است او را پند بدهم، نزديك رفتم سلام كردم و عرض نمودم: خداوند امور تو را اصلاح كند، يكي از بزرگان قريش در اين ساعت آن هم در طلب دنيا! آيا فكر كرده اي اگر در اين حال مرگ شما فرا رسد چه خواهي كرد؟ امام پنجم(ع) با روح و منطق اسلام وي را چنين پاسخ داد: «اگر در حالي كه مشغول عبادت خدا هستم مرگ من فرا رسد ترسي ندارم. من به وسيله اين عبادت خود و عائله ام را از تو و مردم ديگر بي نياز مي سازم، ولي خوف من از اين است كه مرگ من در حالي فرا رسد كه در حال معصيت خدا باشم.»
محمد بن منذر شرمنده شد و نتوانست در برابر حضرت سخني بگويد، برگشت در حالي كه مي گفت: خدا تو را رحمت كند راست گفتي، من مي خواستم تو را پند دهم ولي تو مرا پند دادي.18
كار يكي از عبادت هاست همان طور كه امام محمد باقر(ع) فرمود، زيرا انسان به وسيله كار و كوشش خود و عائله اش را از دسترنج ديگران بي نياز مي سازد.
ائمه معصومين عليهم السلام با اين كه خدمتكار داشتند اما خود براي تامين زندگي عائله شان تلاش مي كردند و منظورشان اين بود كه به مسلمانان بفهمانند كه اسلام به كار كردن امر مي كند و از بيكاري و سستي نهي مي نمايد و شخص هر اندازه هم كه بزرگ باشد لازم است براي تامين زندگي خود و عائله اش كار كند تا آنها را از ديگران بي نياز سازد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است.
