« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



 

چه شد كه همت مضاعف و كار مضاعف شد نام امسالمان؟ مگر ما خوب كار نمي كنيم و يا همت مان كم بلند است؟ و يا نه اضافه بر چيزي كه انجام مي دهيم مورد نيازمان است؟ نگاهي به وضعيت شاخصهاي بهره وري نيروي كار كشورمان در مقايسه با ساير كشورها نشان مي دهد كه بهره وري نيروي كار در كشور ما پايين است.

سوالي كه مطرح مي شود، اين كه آيا خود افراد بخوبي كارشان را انجام نمي دهند؟ و يا نه، سيستم هاي مديريتي توان بهره گيري از نيروي كار را ندارند؟ به نظر مي رسد كه متاسفانه هر دو نقص در كشور ما به اندازه كافي وجود دارد و به همين دليل ضمن اينكه خود و همه دوستان را به كار بيشتر و بهتر فرا مي خوانم، نكات بسيار مهمي را در خصوص مورد دوم كه ممكن است به دليل اهميت مورد اول مورد غفلت بمانند، بعرض مي رسانم تا بر اهميت سيستم ها در ارتقاي شاخصهاي كار تأكيد كرده باشم:

1- اين سيستم است كه وظيفه هر شخص را تعريف و نوع رابطه افراد را تبيين مي نمايد. حال در سازماني كه روابط افراد و وظايف هر يك به دقت مشخص نشده باشد، افراد سعي مي كنند در مواقعي كه تقسيم مسئوليت به درستي انجام نشده باشد، به دنبال دردسر نگشته و مسئوليت اين امور را بر عهده نگيرند، چرا كه اين گونه فعاليتها معمولا بي مزد و پر از زحمت و مسئوليت اند. حتما در برخي ادارات ديده ايد كه چند كارمند در كنار يكديگر نشسته و به صورت "سري" هر يك گوشه اي از يك فعاليت ار انجام مي دهند اند، ولي برخي پركارند و غير از وظايف خود، كارهاي بي متولي را داوطلبانه انجام مي دهند و برخي نيز تنبلند و تن به اين كارها نمي دهند، يكي از دلايل اين تفاوت، در تقسيم نا صحيح و ناعدلانه وظايف است.

2- شاخص هاي اندازه گيري كار، اولين نياز اندازه گيري ميزان فعاليت و اثربخشي آنهاست. شاخصها و معيارهاي پذيرش هر فعاليت، اهداف سازمان را به صورت ملموس و محسوس براي افراد بيان مي نمايند. مطمئنا در جايي كه كارها اندازه گيري نمي شوند، هيچ انگيزه اي جز وجدان براي كاركردن وجود نخواهد داشت و اين مسئله موجب زحمت انسانهاي مسئول و از زير كار رفتن انسانهاي تنبل خواهد شد. نمونه اين مشكل در بعضي پستهاي كاري كه بصورت موازي باهم قرار دارند، مشاهده مي شود، يعني چند نفر يك كار مشابه را مستقلا انجام مي دهند و كاهلي هر يك موجب درد سر ديگري خواهد شد. حقير اين مورد را در برخي بانكها كه چند صندوق دارند زياد مشاهده كرده ام.

3- در هر سيستم بايد مراجعي عمل ارزيابي فعاليت ها را بر اساس شاخصهاي تعريف شده انجام دهند. دقت در تعريف شاخصها بدون ارزيابي صحيح، بي فايده خواهد بود. ارزيابي در هر سيستمي ابزار عيب يابي به منظور اصلاح است و در صورتي كه عمل ارزيابي و انتخاب ارزياب ها بر اساس معيارهاي عادلانه و علمي صورت نگيرد، عملا هيچ نفعي از ارزيابي به سيستم نرسيده و احتمالا زيان هاي شديدي نيز متوجه آن خواهد نمود. نبود يا ضعف در ارزيابي ها، موجب بي انگيزگي در نيروي كار مي گردد و صرفا باعث زحمت انسانهاي با وجدان و پركار خواهد شد.

4- اگر در سيستمي همه مراحل فوق انجام شده و ارزيابي هاي دقيقي نيز صورت گرفته باشد، ولي بين پركار و كم كار تفاوتي قائل نگردد، عملا هيچ كاري صورت نگرفته است. اين مشكل متاسفانه در كشور ما بسيار بارز است، در كشور ما سياستهاي انگيزشي اعم از تشويق و تنبيه جايگاه شايسته اي ندارند، يا اصلا از آنها استفاده نمي شود و يا بدون استحقاق افراد از آنها سوء استفاده مي شود. اين مسئله را بارها در اطراف مان ديده ايم، چه بسا افرادي كه مستحق تنبيه اند، تشويق و چه بسا افرادي را كه مستحق تشويق اند، تنبيه مي شوند. اين مسئله كه از يكي از بهترين ابزارهاي تربيت و هدايت بشر در بنگاهها و سيستمهاي ما استفاده مي شود، مطمئنا چاره اي جز كاهش سطح بهره وري نخواهد داشت.

5- هر سيستمي مدام بايد در تمام موارد فوق، خود را به روز نمايد، يعني مدام شرح وظايف را بر اساس نيازهاي روز سازمان يا بنگاه طراحي نمايد، شاخصها بازتعريف و اصلاح گردند و سيستمهاي نظارتي و ارزيابي مدام تجهيز، مورد آموزش و ارتقا يابند. مطمئنا در سيستمهايي كه اين چرخه به صورت مداوم جريان نداشته باشد، افراد فرصت طلب، راهكارهاي فرار از كار را شناسايي نموده و بخوبي از ضعف مديريت و سيستمهاي نظارتي سوءاستفاده مي نمايند.

6- يكي از اموري كه باعث كاهش انگيزه در نيروي كار حتي از نوع مسئول و باوجدان كاري مي شود، كمبود اثربخشي فعاليت هاست. يعني در سازمانها و بنگاه هاي ما، فعاليتهاي بيهوده يا كم فايده زيادي وجود دارد كه صرفا توان نيروي كار را هدر مي دهد. اين مسئله موجب مي شود تا نيروي كاري كه به بي فايده بودن فعاليت هاي خود آگاه است، انگيزه لازم را براي فعاليت نداشته باشد. اين مسئله، در سازمانهايي كه حتي نيروهاي وارسته و كاري در فعاليتهاي خود دچار سستي هستند، شايع بوده و بايستي طراحي دقيق و كامل شرح وظايف و اختيارات افراد در سازمان مورد تجديد نظر قرار گيرد.

هدف از اين نوشته، اين بود كه اهميت برنامه ريزي، مديريت و نظارت را ياد آور گردم و به هيچ وجه در نقش مهم افراد در ايجاد انگيزه در خود و تقويت نقش وجدان در انجام شايسته تر كارها، هيچ ترديدي وجود ندارد.

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 19 اردیبهشت 1389  ساعت 11:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 
سال همت مضاعف و كار مضاعف

نويسنده: اسدالله افشار

اشاره:
    رهبر معظم انقلاب امسال را در ادامه نامگذاري سال هاي اخير، سال همت و كار مضاعف ناميدند تا در دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت نام گرفته، كشور در راه سازندگي و توسعه، گام هايي استوارتر و با شتاب بيشتر بر دارد. واقعيت آن است كه جامعه و كشور اسلامي ما ظرفيت هاي بسيار بالاتري براي پيشرفت همه جانبه دارد. براي رسيدن به افق هاي برتر و اهداف چشم انداز ايران 1404 بايد كمر همت را محكم بست و لحظه اي از كار و تلاش دست نكشيد. رهبر معظم انقلاب با توجه به بخش قابل توجهي از منابع و فرصت هاي معطل مانده، براي جهش در مسير توسعه و آباداني و تحقق عدالت فراگير در دهه چهارم انقلاب، امسال را سال تلاش و همت مضاعف خواندند. در كتاب فرهنگ لغات فارسي "معين" واژه مضاعف چنين معني شده است؛ "دو برابر، دو چندان". بنابراين استفاده مقام معظم رهبري از اين واژه براي نامگذاري سال 1389 به مفهوم "كار بيشتر" يا "تلاش بيشتر" و "زحمت بيشتر" و... نيست بلكه منظور از اين نامگذاري، تلاش دو برابر است. تلاشي كه منجر به خروجي دو برابر و دو چندان شود. مباني اين نامگذاري از جهت منابع انساني و مالي نيز قابل دفاع است. در خصوص پيام نوروزي سال 89 مقام معظم رهبري نكات گفتني فراواني وجود دارد كه نگارنده با توجه به ديدگاه صاحب نظران و كارشناسان به برخي از آن ديدگاه ها اشاراتي خواهد داشت:
    يكم) نگاهي گذرا از سال 1369 كه رهبر معظم انقلاب آن را سال "تحول دروني و اصلاح امور" نام نهادند تا سال 1389 كه سال "همت مضاعف و كار مضاعف" نام گرفت؛ نشان مي دهد كه ناخداي خبير و جهت شناس انقلاب به شايستگي و بهنگام با تشخيص موانع و سدهاي پيش رو نقشه راهي راهگشا براي هر سال تعيين نموده اند و كشتي انقلاب امروز پس از گذشت از امواج پر تلاطم و عبور از گرداب هاي فتنه و نفاق، مسير پيشرفت و تعالي مضاعف را - كه در گرو كار و همت مضاعف است- سوگيري كرده است. رهبر انقلاب با بياناتي حكيمانه در حرم رضوي در تشريح ابعاد شعار "همت مضاعف و كار مضاعف" به دو مقوله مهم "زمينه ها" و "عرصه ها"ي مختلف در اين باره پرداختند.
    ايشان در تبيين "زمينه ها"ي كار مضاعف و همت مضاعف به شاخص هاي مهمي چون "اصلاح الگوي مصرف"، "سلامت عمومي" و "كيفيت بخشيدن به توليدات داخلي" اشاره كردند و از سوي ديگر عرصه هاي "علم و تحقيق"، "سرمايه گذاري و كارآفريني"، "توليد فكر، كتابخواني و افزايش معلومات عمومي" و "مبارزه با فقر و فساد و بي عدالتي" را مهمترين عرصه هاي همت مضاعف و كار مضاعف برشمردند.
    دوم) كار يك نياز فطري و يك سنت تكويني براي همه موجودات عالم است، زيرا نظام آفرينش بر اساس كار و تلاش و كوشش پايه ريزي شده است و كار ضامن بقاي حيات همه آفريدگان است. پيشرفت، آسايش و امنيت در گرو همت و تلاش مضاعف است. درايت مقام معظم رهبري در نامگذاري سال جديد به عنوان همت و كار مضاعف براي نشان دادن راه پيشرفت و توسعه همه جانبه كشور به مردم و مسئولان است. دهه چهارم، دهه پيشرفت و عدالت است و اين پيشرفت با همت مضاعف و كار مضاعف به دست مي آيد. حيات همه آفريدگان نيازمند تلاش و كار است، اما انسان نسبت به ديگر موجودات به تلاش و كوشش نياز بيشتري دارد. ملتي كه آحاد آن كار نكنند و دنبال سستي باشند، سعادتمند و خوشبخت نيست، اينكه رهبر امسال اين نامگذاري را انتخاب كرده يك نقطه كليدي است كه پيشرفت ما را تامين مي كند.
    كار و كوشش لازمه حيات و پويايي انسان هاست و هيچ جامعه اي بدون همت بلند و كار مداوم و حساب شده به قله هاي توسعه و ترقي صعود نمي كند. اساسا فطرت آدمي به طور طبيعي در پي تلاش و جنب و جوش است و قرآن كريم انسان را كادح (تلاشگر) معرفي كرده است (يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحا فملاقيه).
    در فرهنگ و معارف اسلامي، كار از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و نوعي عبادت محسوب مي شود. قرآن كريم تصريح مي كند كه انسان بدون تلاش به چيزي دست نخواهد يافت (ليس للانسان الاما سعي) و پيامبر اكرم(ص) دست كارگر را مي بوسيد. در روايات اسلامي نسبت به سختكوشي و پرهيز از تنبلي و سربار بودن، سفارش هاي اكيدي مي بينيم. پيامبر اسلام در حديثي فرموده اند: آن كه بار زندگي خود را بر دوش ديگران بيفكند ملعون است (ملعون من القي كله علي الناس).
    در سيره پيامبر(ص) و ائمه(ع) نيز مشاهده مي شود كه آن بزرگواران همواره مشغول كار و كوشش بوده اند، براي نمونه امام علي(ع) با دست مبارك خويش هزاران نخل كاشت و يا امام باقر(ع) به كار كشاورزي مي پرداخت و چون شخصي از ايشان پرسيد چرا شما با اين سن و سال و موقعيت، زمين را بيل مي زنيد؟ پاسخ داد: براي آنكه از امثال تو بي نياز باشم.
    سوم) نامگذاري سال جديد توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي به نام سال "همت مضاعف و كار مضاعف" بيش از هر امر ديگري مسئوليت تمام اركان و ساختارهاي قواي سه گانه را براي حركت در اين مسير روشن كرد. در واقع در نامگذاري هر سال اصولابيشترين توجه و نگاه از سوي مسئولان قواي سه گانه به اين نامگذاري انجام مي شود. اما بايد دانست كه در شرايط سال جديد كه سال همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري شده است، كشور در يك سال آينده نيازمند چالش هاي اقتصادي بزرگي همچون طرح هدفمند كردن يارانه هاست. به هر حال نيازمندي به همت و كار دو چندان هر چند نشان دهنده عدم انجام كار در سال هاي گذشته نيست اما بايد دانست كه اين الزامات به كار و همت مضاعف با توجه به واقعيت هاي ملموس كه از انجام آنها غافل بوده ايم و به عنوان كاستي در كشورمان رخ نموده، تلاش بيشتري كنيم. مخاطب اين نامگذاري به صورت عام همه مردم و به صورت خاص مسئولان هستند. از اين رو براي اين امر بايد همه تلاش كرده و در عرصه پيشرفت و توسعه در جامعه نقش اساسي ايفا كنند.
    چهارم) همت و كار مضاعف به دلايلي بايستي براي فعالان فرهنگي بيش از ديگر بخش ها اهميت و ضرورت بيشتري داشته باشد. اين مسئله از آن روست كه در اين عرصه اغلب به دليل ماهيت بطئي و كند جريان فرهنگي، فعالان و متوليان امر هم دچار كندي و ضرباهنگ آهسته در فعاليت ها و تلاش هايشان شده اند. در حالي كه مي توان بسترهاي سخت افزاري و امكانات مورد نياز را فارغ از فرايندهاي زمان بر به انجام رساند و زمينه را براي توليد محتوا و اجراي برنامه هاي محتوايي فراهم كرد.
    بخش قابل توجهي از اين نوع فعاليت ها سال هاست كه به دلايل نامعلومي معطل مانده است كه بايد به بركت سال همت و كار مضاعف هر چه سريعتر به انجام برسد و موجب تحولي اساسي در عرصه فرهنگ گردد، خاصه آنكه مقام معظم رهبري در ديدارهاي متعدد سال گذشته به مواردي نظير جنگ نرم فرهنگي، ديپلماسي فرهنگي، فرهنگ در روابط خارجي، تمامي دست اندر كاران را به عطف توجه جدي به فرهنگ فراخواندند. اگر چه كارهاي بر
     زمين مانده فرهنگ فهرستي طولاني است، ليكن به نظر مي رسد با رفع برخي از خلاهاي قانوني و سياسي بتوان بسترهاي لازم را براي تحول در عرصه فرهنگ فراهم كرد.
    پنجم) وجود انگيزه دروني و بيروني براي تحقق و عملي كردن اين شعار در جامعه، ضروري و مهم است با همت و تلاش بيشتر و با استفاده از تمام ظرفيت ها، امكانات و توانمندي ها مي توان كار مضاعف و بهينه انجام داد و اين شعار را در جامعه عملي كرد. برنامه ريزي هوشمندانه، نظم و انضباط، كنترل و نظارت، پرهيز از نااميدي و شك و نگراني هاي بي مورد، نترسيدن و باور اينكه "ما مي توانيم"، از تعابير ديگر نامگذاري سال 89 با عنوان همت مضاعف، كار مضاعف از سوي رهبر معظم انقلاب است. بسياري از كشورها، توسعه و پيشرفت هاي خود را مديون معادن و منابع زيرزميني نمي دانند؛ بلكه اين امر را مديون توانمندي ها، پتانسيل ها و منابع دروني، انگيزش ذهني، نيروهاي خلاق متفكران، انديشمندان و فرهيختگان خود مي دانند. 90 درصد توانمندي ها و ظرفيت هايي كه ما در بيرون دنبال آنها مي گرديم، بيشتر در درون ما مي باشند. با همت مضاعف و كار مضاعف مي توان باعث هدايت ايران اسلامي به سمت فتح بلندترين قله هاي پيشرفت شد و نام ايران و ايراني را همواره در صدر كشورهاي پيشرفته قرار داد. ما به عنوان عضوي از جامعه، يك خانواده و رسانه، با تعهد، نشاط، شادابي و انگيزه مي توانيم شعار سال 89را در جامعه ترويج و تحقق بخشيم. شعار همت مضاعف، كار مضاعف مي گويد كه امكانات، ظرفيت ها و پتانسيل ها كافي است و ما بايد با نوآوري، ابتكار، خلاقيت و تيزهوشي، از تمام ظرفيت هاي خالي آنها استفاده نماييم.
    ششم) "همت" يك واژه عربي است و اسم مصدر بوده و به معناي عام به كار مي رود. مفهوم كلي آن عبارت است از: اراده و آرزو و خواهش و عزم. اين معنا از ديرباز در لغت فارسي به كار رفته است. بزرگي عزم و بلندي همت يكي از بهترين سجاياي اخلاقي است كه در شعر فارسي مي درخشد. عطار نيشابوري يك ذره همت را كافي داند تا خورشيد عظيم و بزرگ نزد او كوچك و خوار شود:
    هر كه را يك ذره همت داد دست
    كرد او خورشيد را ز آن ذره پست
    در علم و دانش و كسب اطلاعات هم بايد همت داشت. ناصر خسرو مي گويد:
    تو را كه همت دانستن خداي بود
    مشو مخالف قول محمد مختار
    حتما كساني كه قله هاي علم و فناوري را در حوزه هاي مختلف علمي مثل رياضيات، مهندسي، پزشكي، علوم پايه، علوم انساني و ... فتح كردند و هم اكنون نام آنها بر سر زبان هاست، با تكيه بر همت بلند خود به اين جايگاه رسيده اند. حضرت علي(ع) تمام مردانگي را به دارايي همت تعريف مي كنند و مي فرمايند: "المرء بهمته" مرد است و همتش. و حكيم سنايي همين آموزه را به صنعت شعر بيان كرده است:
    مرد همت نه مرد تهمت باش
    چون پيمبر نه اي، ز امت باش
    "همت" را با زور بازو اشتباه نگيريم. ممكن است كسي زور بازويش زياد باشد ولي به اندازه مورچه اي همت نداشته باشد. به باور سعدي شيرازي، همت، بازوي توانمندي است كه انسان را از زور بازو بي نياز گرداند:
    به همت برآر از ستيزنده شو
    كه بازوي همت به از دست زور
    هفتم) يكي از آسيب هايي كه متاسفانه نام امسال را - همانند سال هاي پيش- تهديد مي كند، برخورد صرفا تبليغي با آن است. اينكه آرم شبكه هاي تلويزيوني تغيير كند، بنرهاي بزرگ شهرداري سطح شهر را بپوشاند و يا روابط عمومي ادارات و سازمان ها اقلام تبليغاتي در اين باره تهيه و توزيع كنند، نه تنها كار بدي نيست بلكه براي ايجاد نشاط اجتماعي و توجه دادن فضاي عمومي جامعه به سوي "همت و كار مضاعف" لازم و موثر است. اما صرف توقف در اين مرحله و عدم برنامه ريزي و ارائه سازوكارهاي مناسب از سوي نهادهاي اجرايي، قانونگذاري و قضائي همان آفتي است كه دامان سال هاي گذشته را تا حدود زيادي گرفت. كارهايي انجام شد، اما كافي نبود و مقصود ابتر ماند.
    هرچند انتظار نمي رود كه شعارهاي سالانه، همه مشكلات را حل كند، اما اين نامگذاري ها نمايشي و تشريفاتي هم نيست، بلكه نقاط مهمي از نقشه راه است. به همين دليل نبايد با آن برخورد نمايشي و تشريفاتي بشود. همت و تلاش مضاعف بايد باعث افزايش انگيزه هاي كاري، افزايش بهره وري و تسريع در انجام پروژه هاي ملي گردد.
    برگزاري سمينارها، همايش ها و هم انديشي ها- كه نوعاً آثار عملي نيز بر آنها مترتب نيست- كنفرانس هاي رسانه اي پي درپي، كلنگ زني هايي بي رويه، افتتاح هاي پيش از موعد! و ... يكي از آفات فرهنگ مديريتي در بخشي از بدنه مديران كشور است. پرهيز از اين گونه برخوردهاي تشريفاتي و خدمات رساني مضاعف به مردم، انتظاري است كه از دست اندركاران و مديران مي رود.كشور ما نياز به همت و كار مضاعف دارد. همت و كار مضاعف در جنبش نرم افزاري و توليد علم، در استفاده بهينه از منابع و امكانات كشور در ارتقاي سطح توليدات داخلي، در تامين سلامت جسماني و رواني جامعه، در اشتغال و كارآفريني، در كتابخواني و بسط فرهنگ عمومي و در مبارزه با فقر، فساد و بي عدالتي است.
    جان كلام:
    اخلال در امر خدمات رساني و كار مضاعف از سوي هر كسي و هر جرياني صورت گيرد سزاوار سرزنش، نقد و توبيخ است. اميد است افكار عمومي خصوصا تشكل ها و رسانه هاي متعهد و مستقل بتوانند از اين منظر نيز به مقوله كار و همت بپردازند و موانع احتمالي يا تصنعي مغرضان و تنگ نظران و زخم خوردگان را در هم بشكنند.
    اگر مي خواهيم در مقابل نظام سلطه و خصوصا راس آن يعني آمريكاي جهانخوار بايستيم، راه كار مضاعف و خدمت دو چندان به ملت است، ملتي كه تنها تكيه گاه زميني انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي بوده و خواهد بود.
    نظام جمهوري اسلامي در سه دهه گذشته ثابت كرده است كه به سمت قله هاي پيشرفت در حركت است و موفقيت هاي پي درپي در عرصه هاي مختلف علمي، فناوري، دفاعي و سياسي مرهون ايستادگي و تلاش مسئولان و مردم بوده است. اينك در سال همت و كار مضاعف و در دهه پيشرفت و عدالت جا دارد آحاد ملت كه در نظامي اسلامي زندگي مي كنند اين حديث پرمعناي امام مجتبي(ع) را نصب العين نمايند كه در تلاش و كار و همت به گونه اي باش كه انگار تا ابد در دنيا هستي و در وارستگي و دل نبستن به دنيا آن گونه باش كه گويي همين فردا از دنيا خواهي رفت.
    در هرحال ملت ايران حداقل طي سي سال گذشته نشان داده است كه اهل همت عالي و انجام كارهاي كلان است و آزمون هايي چون انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي و سازندگي كشور و پروژه هايي همچون پرونده هسته اي و حوادث و فتنه هاي پس از انتخابات رياست جمهوري خرداد 88 را با موفقيت پشت سر گذارده است. ايران اسلامي در سايه رهنمودهاي مقام شامخ ولايت، از اين پس نيز گام هاي بعدي پيشرفت و ترقي را با همت و تلاشي چند برابر خواهد پيمود.
    همت بلند دار كه مردان روزگار
    از همت بلند به جايي رسيده اند
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 19 اردیبهشت 1389  ساعت 11:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

 

 

 همت مضاعف و کار مضاعف حرکتی رو به جلو و ، و ضامن رشد و ارتقای کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران است.

رهبر معظم انقلاب اسلامي سال جدید را با اين عنوان نامگذاری كردند و اين عنوان سبب ايجاد انگيزه جدی¬‌تر و همتی والاتر در همه اقشار جامعه خواهد شد و جامعه ما بايد بدانند كه کاستی های ما، نسبت به پيشرفتی كه بايد داشته باشيم، فراوان است.

بحمدالله با توجه به اینکه ایران اسلامی هر روز شاهد پیشرفت دانشمندان جوان خود در عرصه¬های مختلف می¬باشد، نامگذاری امسال یک فضای حرکت آفرین و پیامی روشن و آگاهی بخش است.

نامگذاری امسال با عنوان « همت مضاعف، کار مضاعف» یک شعار صرف نیست بلکه آرمانی دینی – ملی است که افق روشنی را برای تعالی هر چه بیشتر جمهوری اسلامی ایران در عرصه های مختلف علمی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می¬گشاید و خطاب آن به مسئولان دولتی و صاحبان حرفه و فن از بخش خصوصی و کلیه اقشار مردمی است.

كار يك نياز فطري و يك سنت تكوينی برای همه موجودات عالم است، زيرا نظام آفرينش بر اساس كار، تلاش و كوشش پايه‌ريزی شده و كار ضامن بقای حيات همه آفريدگان است.

این امر [کار و تلاش] به ویژه در مورد انسانها مورد تأکید آیات قرآن و سنت الهی است و سعی و تلاش مبنای تملک و سربلندی برشمرده شده است.

تنبلی، تکاسل، سهل انگاری و رخوت از جمله صفات ناپسندی هستند که هر کشوری را از صحنه پیشگامی حذف خواهد کرد.

 دستیابی به پيشرفت و عدالت که از اهداف دهه چهارم انقلاب است، در گرو همت و تلاش مضاعف می¬باشد و درايت مقام معظم رهبری در نامگذاری سال جديد به عنوان همت و كار مضاعف در اصل نشان دادن یکی از لوازم راه این دستیابی به پيشرفت و توسعه همه جانبه كشور در کنار عدالتی جامع و کامل، به مردم و مسئولان است.

در سال جدید مسوولان در سياست گذاری ها، برنامه ريزی، تعيين اولویتها نگاه مجددی داشته باشند و به گونه ای طراحی کنند که نتيجه آن مضاعف باشد.

همت مضاعف و کار مضاعف را زمينه ساز دستیابی به اهداف سند چشم¬انداز و سیاستهای ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری ست، همت مضاعف و کار مضاعف در سایه مشارکت عمومی موجب دستیابی به جایگاه اول علمی، فناوری و اقتصادی در منطقه و در نهایت موجب اقتدار کشور خواهد شد.

 اگر سياست گذاران برای ایرانی آباد و توسعه یافته با توجه به اين شعار و شعار امسال تلاش بيشتر، تدبير و برنامه ريزی کنند به یاری خداوند نتایج مطلوب و مضاعفی به دست خواهیم آورد.

رییس مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 19 اردیبهشت 1389  ساعت 11:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

 

در   سالی که از سوی مقام معظم رهبری با نام "همت و کار مضاعف" نامگذاری شده   وظیفه همه ماست که با کار و تلاش بیش از پیش برای حل مشکلات تلاش کنیم و   این امر تنها در سایه فرهنگ جهادی امکان پذیر است . به   تعبیری دفاع مقدس و این سرزمین قطعه‌ای از بهشت است و باید توجه داشت صفا،   صمیمیت، اعتماد، اخلاص، اخلاق و ... رزمندگان بود که دفاع ما را مقدس کرد   . : هنگامی   که ما به خرمشهر رسیدیم جاده آبادان به اهواز بسته بود عراقی ها تا سر   بهمنشیر آمده بودند. در آن روزها روحیه رزمندگان با روزی که خرمشهر فتح شد   و همچنین با روزهای پایانی جنگ یکسان بود و این یعنی نصرت و پیروزی واقعی رزمندگان   مهمترین داشته ‌شان که همانا جانشان بود را خاضعانه در راه خدا نثار کردند   و چون در این راه تردیدی نداشتند خداوند نیز به آنها نصرت و موفقیت هدیه   داد . شلمچه شاهد چندین عملیات   بزرگ نظیر فتح خرمشهر ، رمضان ، خیبر ، کربلای 4 و 5 و والفجر 8 بود: هیچ راویی حتی خود بچه ‌های رزمنده که آن روزها را دیده‌اند   نمی‌توانند آنچه در نهر عرایض ، ام الرصاص ، خین و ... گذشت را به خوبی   بیان کنند . تلاش   کنیم در سال 89 که سال همت و تلاش است بر این نکته توجه کنیم که دفاع از   شهدا، ولایت، انقلاب و تمامی آرمانها تنها در یک اصل خلاصه می‌شود و آن هم   اثبات کارآمدی دین در اداره جامعه است .

700 - 800 متر میدان مین ، سیم خاردارهای نامنظم و بعد تازه   رزمندگان می رسیدند به خین و تمام خین مملو بود از سیم خاردار و مین و سر   آن هم تیربار کار گذاشته بودند. الان که به فکر آن شب ها می‌افتیم   نمی‌توانیم تصور کنیم که بر رزمندگان چه گذشت و بار دیگر تاکید می‌کنم   تنها چیزی که این مسایل و مشکلات را حل می‌کرد ایمان رزمندگان بود . : امروز باید از شهید درس بگیریم. هنگامی که در ذهن خود مرور می‌کنیم چرا در   جنگ پیروز شدیم و رمز پیروزی ما چه بود بر این باوریم که چیزی جز   اعتقاد عمیق و درک صحیحی از فرهنگ جهاد و شهادت باعث پیروزی ما نشد . بر این باوریم که اگر همین روحیه را در همه روزها و سالها و   در همه موضوعات داشته باشیم تمامی مشکلات مادی و معنوی ما حل می‌شود و اگر   این روحیه به فراموشی سپرده شود گره‌هایی به کار ما خواهد افتاد و در همه   حوزه‌ها همین گونه است . باور به فرهنگ دفاع مقدس   اساس همه کارهاست.این فرمانده دفاع مقدس گفت: اگر در طول این سالها نیز   فرهنگ جبهه و دفاع مقدس به خوبی دنبال می‌شد شهر عزیز خرمشهر نباید امروز   با چنین مشکلاتی روبرو می‌بود . حتی در تهران هم   ما با دهها مشکل روبرو هستیم و تنها این مشکلات زمانی حل می‌شود که با   فرهنگ جهادی و روحیه دفاع مقدس حرکت می‌کنیم . شهدا در   کارهایشان و در هر موضوعی که می خواستند آغاز کنند خود را نمی‌دیدند و هیچ   نقشی برای خود قائل نبودند و این رمز پیروزی آنها بود. باید توجه کنیم همه   مشکلات از جایی آغاز می شود که در هر تصمیمی ابتدا به دنبال سهم و نقش   خودمان هستیم . امروز   باید از شهید درس بگیریم. هنگامی که در ذهن خود مرور می‌کنیم چرا در جنگ   پیروز شدیم و رمز پیروزی ما چه بود بر این باوریم که چیزی جز اعتقاد عمیق   و درک صحیحی از فرهنگ جهاد و شهادت باعث پیروزی ما نشد . تلاش   کنیم در سال 89 که سال همت و تلاش است بر این نکته توجه کنیم که دفاع از   شهدا، ولایت، انقلاب و تمامی آرمانها تنها در یک اصل خلاصه می‌شود و آن هم   اثبات کارآمدی دین در اداره جامعه است . فراموش   نکنیم که با همین روحیه بود که خرمشهر نیز آزاد شد و اگر با همین روحیه   کار کنیم دهها منطقه محروم را می‌توانیم بسازیم و اگر از این روحیه فاصله   بگیریم مشکلات ما روز به روز بیشتر می شود . کاروانهای راهیان نور و حضور در این سرزمین‌های مقدس فرصتی برای ما   است که تجدید پیمان و میثاقی دوباره با آرمانهای انقلاب، امام، شهدا و   رهبری داشته باشیم

 

تیتر جهانی

آبی ترین بارانی‌ام را می‌پوشم‌

و به «فرودگاه» می‌روم‌

حقیقتش این است‌

جمعه‌ها ابرها سبك‌ترند

آدم‌ها

اسب‌ها

حتی مورچه‌ها خوشحال ترند

می‌گویند :

امروز صبح زود

از بالاترین نقطه «فرود» می‌آیید

لبخند می‌زنید

و جهانی‌ترین تیتر دنیا را

منتشر می‌كنید:جاء الحق ...

 

كوچ

پروانه‌ها از شهر رفتند

گنجشك‌ها و كلاغ‌ها هم

فقط ما

ما مانده‌ایم

همین چند میلیون زنبور

كه هر صبح

بی هیچ آفتابگردانی

از كندوهایمان بیرون می‌ریزیم

و نیش‌هایمان را

تا استخوان شهر فرو می‌كنیم

 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 19 اردیبهشت 1389  ساعت 11:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب



نويسنده: مجتبي شجاعي- سيستان و بلوچستان

رهبر معظم انقلاب در جايگاه تعيين راهبردها و استراتژي مهم كشور و براساس دغدغه هاي موجود در نظام اسلامي و با آن جريان شناسي دقيق خود و با درك و احساس نيازهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي جامعه و تداوم و تكامل برخي سياست ها به اين مهم -نامگذاري سال- اقدام مي كنند و در آغاز سال جديد از يكايك مردم و مسئولين مي خواهند به اين نامگذاري و عمل به محتواي آن پايبند و مقيد و مكلف باشند.
    بانگاهي دقيق و تحليلي بر سير نامگذاري ها و سياستگذاري هاي بيست ساله رهبر انقلاب اسلامي در اولين روز هر سال نتايج جالب توجهي دست مي دهد كه بخش تازه و ناگشوده اي از تدابير ميان مدت و البته تاثيرگذار ايشان را نشان مي دهد و قطعا آن ارتباط معنوي و بينش و مردم شناسي و اشراف دقيق رهبري بر جامعه با جزئياتش است كه ايشان را به عنوان ولي فقيه، بلكه چندين قدم فراتر از همگان در تحليل و تشخيص مسائل را متمايز ساخته است. امسال نيز معظم له با تحليلي كه از مسائل كشور داشته اند سال جاري را با نام همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري كردند.
    پيام رهبر معظم انقلاب مبني بر "همت مضاعف و كار مضاعف" مكمل رهنمودهاي سال هاي قبل ايشان است و بايد اين رهنمود رادر كنار رهنمودهاي سال هاي پيش قرارداد و براي توسعه كشور در تمامي زمينه هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي و ... تلاش كرد. مسئولان و كارگزاران بايد تمامي اين شعارها و نامگذاري ها را مورد توجه قرار دهند و با كاربردي كردن آنها، برنامه هاي خود را به پيش ببرند.
    قطعا قرارگرفتن "همت مضاعف و كار مضاعف" در كنار "اصلاح الگوي مصرف" منجر به فزوني توسعه و پيشرفت خواهد شد. ايشان با اين نامگذاري ها نهضت و فرايندي را تبيين كرده اند كه بايستي همچون نقشه راه در روند پيشرفت و برقراري عدالت در دستور كار قرار گيرد و با توجه به اين شعار بايستي با تلاش بيشتر براي ايراني آباد و توسعه يافته با همت و برنامه، گام هاي جديدي برداشت.
    امروز به رغم عنادها، تحريم ها و موانع و محدوديت هايي كه دشمنان براي نظام ما ايجاد كرده اند، كشور به اين بلوغ رسيده است كه با تكيه بر دو اصل همت و كار در دهه پيشرفت و عدالت به سمت شكوفايي، پيشرفت و عدالت حركت كند و براي رسيدن به اين اهداف، همت بالاي مسئولين و مردم رادر كنار يكديگر لازم دارد.
    همت مضاعف و كار مضاعف در سايه مشاركت عمومي موجب دستيابي به جايگاه اول علمي، فناوري و اقتصادي در منطقه و در نهايت موجب اقتدار كشور خواهد شد. از طرفي بايد توجه داشت كه كشور و نظام با توجه به مسائل كنوني و شرايطي كه در آن قرار داريم نيازمند همت و كار مضاعف براي جبران كاستي هاي گذشته نيز هست.
    با توجه به اينكه ايران اسلامي هر روز شاهد پيشرفت دانشمندان خود در عرصه هاي مختلف مي باشد، نامگذاري امسال يك فضاي
    حركت آفرين و پيامي روشن و آگاهي بخش است. شعار "همت مضاعف و كار مضاعف" يك شعار صرف نيست بلكه آرمان هاي ديني - ملي است كه افق و دريچه روشني را براي تعالي و رشد هرچه بيشتر جمهوري اسلامي ايران در عرصه هاي مختلف علمي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مي گشايد و خطاب آن به مسئولان دولتي و كليه اقشار مردمي است. اگر مردم احساس كنند كه همه مسئولان اعم از دلت و مجلس و قوه قضائيه در راستاي دسترسي به اهداف خود به صورت مضاعف تلاش مي كنند، خود مردم نيز بر تلاش خود مي افزايند و جامعه را به سمت پيشرفت و توسعه حركت مي دهند.
    هر ملتي اگر بخواهد پيشرفت و توسعه داشته باشد و به استقلال برسد اين امر مرهون كار و تلاش و همدلي است. ارزش هر ملت و امتي به تلاش انبوهي است كه از خودشان نشان مي دهند و اين تلاش مقدمه اي نياز دارد كه آن اصل همت و ارزشمندي كارها است.
    تلاش دولت نهم و دهم در حوزه هاي مختلف بالاخص روابط بين الملل و حوزه فرهنگ و صدور فرهنگي انقلاب باعث گرديده در روندي جديد و بديع كشورمان در مدار توسعه قرار گيرد، ولي بايد توجه كرد كه براي رقابت با كشورهاي
    توسعه يافته، هم اكنون به همت مضاعف و كار مضاعف بيش از هر زماني نيازمنديم، بخصوص در حوزه فرهنگ و به تعبير مقام معظم رهبري بايد تلاش كنند تا فرهنگ را از مظلوميت نجات دهند و اين يك عزم و اراده ملي را مي طلبد.
    از آنجا كه فرهنگ، اساس و پايه جامعه است، تلاش در حوزه فرهنگ بايد دو چندان شود تا با هجمه هاي فرهنگي استكبار جهاني، ناتوي فرهنگي و جنگ نرم دشمن مقابله و جامعه را در حوزه ارزش ها و معنويت ها حفظ كرد و توسعه داد.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 19 اردیبهشت 1389  ساعت 11:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

 

همت مضاعف وکار مضاعف باید نتایج مضاعف در پی داشته باشد
مازندران در طی دوره رژیم پهلوی وپس از انقلاب اسلامي  دارای دو چهره متفاوت می باشدبه گونه اي كه در شرایطی که سرمایه اصلی کوه، جنگل، دریا و دشت در هر دو دوره وجود داشت ولي با مدیریت مهندسی در زمان جمهوری اسلامی در منطقه ،این سرمایه ها مهندسی شده هدایت شد.
 اینک دغدغه اصلی مقام معظم رهبری و شخص رئیس جمهوری  توزیع عادلانه این سرمایه ها  به صاحبان اصلی آن يعني ملت است كه با توجه به سرسبزی طبیعت شمال کشور سرمایه های عظیم آبزی و غنایم بی شماری که در دل کوهستان این منطقه وجود دارد ،چنانچه به شکل برنامه ریزی شده مهندسی نشود، و سرمایه ها بلوکه وبلاتکلیف بما نند ، و مردم منطقه محروم ازسرمایه و حتی عده ای در فقر بسر ببرند، این نتایج زیبنده مدیران دستگاه های اجرائی استان نیست. باید برنامه های زیر ساختی تدوین کرد ومردم را از وجود این سرمایه ها بهره مند ساخت.
 با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری همت مضاعف ،کار مضاعف باید نتایج مضاعف در پی داشته باشد و این امر زمانی تحقق می یابد که فکر وذهن مسئولین اجرائی در راستای خدمات رسانی  به مردم باشد.
 گرد وغبار نازیبا ی موجود بر روی چهره مازندران با چهره سر سبزی طبیعت مازندران همخوانی نداردوحل این مشكل همت و تلاش بیشتر را می طلبد.
انتظارات دولت در ابعاد گسترده برای ما تعریف شده است و برای رسیدن  به نقطه مطلوب بایستی تلاش مضاعف داشته باشیم.
 شما مردم و مسولان دولت همه بر سر سفره نعمتی تحت عنوان ولایت فقیه هستید. واز ولایت فقیه زمان با جان ودل حمایت کردید و لذا داشتن رفاه عمومی وآسایش عمومی حق عموم مردم منطقه است که جهت دست یافتن به آن نیاز به مهندسی معقول و منطقی است.

سيد علي اكبرطاهايي ،استاندار مازندران

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 19 اردیبهشت 1389  ساعت 11:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب

در اراده و حكمت خداوند در مورد سرنوشت و زندگاني يكايك ما ترديدي نيست و در عين حال به اين گفته خداوند تبارك وتعالي نيز ايمان كامل داريم كه :"لیس الانسان الاماسعی " . " همت مضاعف و كار مضاعف "‌را درست بايد از اين همين جا شروع كرد، يعني بايد به كار و آنهم كار با كيفيت "باور " داشته باشيم . بايد باورهايمان را اصلاح و متوجه اين مهم بداريم كه انسان جز در سايه تلاش و كوشش به جايي نرسيد / رئوف پيشدار . ...
نامگذاري سال 1389 زير عنوان "سال همت مضاعف و كار مضاعف " از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي آنهم در آغاز دهه چهارم حيات جاودانه انقلاب اسلامي ، دهه پيشرفت و عدالت را بايد در ادامه ي تدابير عالي يي كه معظم له براي پيشرفت و اعتلاي كشور در همه ي زمينه ها انديشيده اند و مد نظر دارند ، ديد، كه پيش نيازهايي داشت كه يكي از اساسي ترين آنها "اصلاح الگوي مصرف " است ، كه سال گذشته اين عنوان را بر پيشاني خود داشت.
دعاي آغاز سال هنوز در گوش همه ي ما هست . دعايي كه در آن از خداوند تبارك و تعالي ، دگرگون كننده قلوب و ‌ابصار و تدبير كننده روزها و شب ها مسالت نموديم تا حال ما را به بهترين حالات تدبير نمايد. در اراده و حكمت خداوند در مورد سرنوشت و زندگاني يكايك ما ترديدي نيست و در عين حال به اين گفته خداوند تبارك و تعالي نيز ايمان كامل داريم كه :" لیس الانسان الاماسعی " .

" همت مضاعف و كار مضاعف "‌را درست بايد از اين همين جا شروع كرد، يعني بايد به كار و آن هم كار با كيفيت "باور " داشته باشيم .بايد باورهايمان را اصلاح و متوجه اين مهم بداريم كه انسان جز در سايه تلاش و كوشش به جايي نرسيد.
اگر چه به ظاهر نامگذاري سالها ،يک اقدام سمبليک مي نمايد، اما با درنگي در آن و بويژه توجه به فلسفه نامگذاري ها و عناوين انتخاب شده ، متوجه مي شويم كه اين اقدام در واقع حرکتي اساسي توام با تذکري دقيق و ظريف در درون خود براي جلب توجه عمومي به ضرورت هاي حياتي جامعه ما مي باشد که به صورت تاريخي مورد غفلت قرار گرفته است .
دلايل و ريشه هاي اين غفلت ها در جاهاي زيادي است ؛ در سياست ، اقتصاد ، فرهنگ ، روابط اجتماعي و در تعاملات ميان دولت ها و ملت و ملت و دولت ها در طي قرون و بسياري زمينه هاي ديگر ، اما يک بخش آن – که البته خود معلول علت هاي مورد اشاره است – "باور" هاي ما مي باشد که بدون اصلاح آن تحقق اين انتظار اساسي و ضروري ، يعني همت مضاعف و كار مضاعف ، ممکن نيست .
گمان نمي كنم كسي منكر اين مهم باشد كه كار و فرهنگ آن شاه كليد و رمز موفقيت هر جامعه اي است. نگاه به گذشته و حال و درنگ در سرنوشت ملت ها نشان مي دهد ،‌ جوامعي موفق بوده اند و هستند كه كار محور و به سخنی ديگر همه زندگی فرد است.
افراد با كار هويت مي يابند و معاشرت ، ارتباطات، علائق، دوست، تفريح و نوع نگرش به محيط زندگی و … همه در قالب كار شكل می گيرد و فرد هميشه ارزش خود را در ارتباط با كار و ميزان نقشی كه در سيستم دارد برآورد می كند. درچنين جوامعي بيشترين نقش را كار در شكل گيري شخصيت افراد ، و سپس سمت و سو دادن به زندگي او دارد.    
بر اساس نظريه هاي غالب ، آنچه به فرهنگ كار مشروعیت می‌بخشد نظم‌پذیری جمعی، كار دلسوزانه و باورهای عملی به ارزش كار یدی، فكری و سازگار شدن با شرایط ، قواعد و رفتارهای صنعتی و تولیدی است. پژوهش هاي دانشگاهي تاييد مي كند كه فرهنگ كاری بالا با بهره‌وری و عملكرد شغلی بهتر رابطه دارد و كسانی كه از فرهنگ كاری بالایی برخوردارند ، عملكرد شغلی آنان نیز بهتر است .
انكار پذير نيست كه گفته و تاكيد شود كه برای حركت شتابنده به سمت شكوفایی اقتصادی، حمایت از فرهنگ كار مطلوب و مثبت مورد نیاز است. لذا وضعیت فرهنگ كار بایستی از طریق دخالت در عوامل شناخته شده فرهنگ كار متحول گردد و گرایش‌ها، بینش‌ها و دانش لازم نسبت به كار در جامعه و سازمان‌ها ایجاد شود. برای تحول و ارتقای فرهنگ كار استفاده و توجه به شاخص ارزش‌های درونی و بیرونی كار توصیه می‌گردد. در واقع به رغم پاره‌ای از نظرات موجود در جامعه هنوز كار به عنوان پدیده‌ای ارزشمند تلقی شده و جا دارد تا از این نگرش به عنوان یك فرصت برای تحول استفاده شود. نكته قابل تحمل آنكه مدیران سازمان‌ها نقش خطیری در تحول فرهنگ كار بر عهده دارند. این درست نیست كه تا فرهنگ كار در كل جامعه اصلاح نگردد تغییر در فرهنگ كاری یك سازمان معنی نداشته باشد. تجربه سازمان‌های موفق در سطح جهاني نشانگر آن است كه به رغم تأثیر عوامل محیطی، امكان بسیاری از تحولات مثبت در درون سازمان‌ها وجود دارد و این تحولات خود می‌تواند بسترساز تحولات وسیعتری در كل جامعه باشد. فرهنگ كار و نظم‌پذیری در سازمان‌ها زمینه‌های استفاده مفید و موثر از منابع انسانی و مادی را فراهم می‌سازد و آثار مطلوبی در بعد بهره‌وری و كسب مزیت رقابتی دارد. برای ارزشی كردن تولید و سودآوری، گریزی نیست جز اینكه در سازمان و جامعه فرهنگ كار رواج پیدا كند.
كار نقش كلیدی در توازن بخشیدن به ساختارهای اقتصادی و اجتماعی جامعه دارد. می‌توان گفت تمام پی‌آمدهای دیگر زندگی بشر به كار بستگی دارد. از این رو دوام یك سیستم اجتماعی و یك تمدن براساس قدرت آن در حفظ و هدایت تمایل به كار در جهت هدف‌های مطلوب قرار دارد. در نهایت آنكه فرهنگ كار اگر چه در بسیاری از عوامل سازمانی به ویژه تولید و سودآوری موثر است، لیكن خود در حالت رونق و تولید ارتقا می‌یابد و تقویت می‌گردد.
در فرهنگ ديني و اجتماعي ما سفارش ها وتاكيد ها بسياري در مورد كار و نقش كارگر به معناي عام آن در سازندگي جامعه شده است . ايران الحمدالله از منابع و ذخاير عظيم در همه ي بخش ها براي توسعه برخوردار است . زيرساخت‌هاي قابل اعتنايي كه درطول سالهاي اخير در كشور فراهم آمده و نيز تجربه هاي گرانسنگ سازندگي در سه دهه پس ازانقلاب، اقتدار منطقه‌اي و بين‌المللي كشور، مجموعه عظيم پيشرفت‌هاي كشور در عرصه علم و فناوري، حجم عظيم نيروي انساني با انگيزه، خلاق و پرتلاش و وجود سند چشم‌انداز اينك از جمله عوامل زمينه‌ساز پيشرفت و عدالت در كشور اسلامي ما شده است .همچنين امروز تجربه هاي گرانسنگي كه در طول سه دهه انقلاب در اختيار مردم و مسئولان قرار گرفته پشتوانه اي شده است كه بتوانيم به سمت پيشرفت و عدالت حركت كنيم و عمده دليلي نيز كه باعث آن شد تا سال گذشته از سوي رهبري معظم انقلاب به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شود نيز اين مهم بود كه بدون اصلاح الگوي مصرف و در ادامه آن بدون كار ، آنهم كار مضاعف ، با كيفيت و با بهره وري بالا كه همه نيازمند همتي ويژه هستند ، نمي‌توان به پيشرفت و عدالت دست يافت .



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 19 اردیبهشت 1389  ساعت 11:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب

  همت و کارمضاعف و ظرفیت های علمی

 

همت وکارمضاعف در حوزه پیشرفت
با ظرفيت‌ها و امكانات علمي، شعار همت مضاعف و كار مضاعف محقق مي‌شود؛ ظرفيت‌هاي كشور به حدي است كه مي‌توان به چشم‌انداز بيست ساله رسيد و رتبه نخست را در عرصه‌هاي مختلف در منطقه كسب كرد.  پيام روشن اين شعار اين است كه امسال نسبت به سال‌هاي قبل بايد بيشتر و بهتر به فعاليت‌هاي خود ادامه دهيم. ملت ايران بعد از 32 سال از همه فراز و نشيب‌ها عبور كرد، عزت خود را در مقابل استكبار حفظ نمود و محكم‌تر از هر سال راه خود را ادامه داد. خوزستان و اهواز در طول جنگ تحميلي و هشت سال دفاع مقدس در صف اول بود؛ باب جهاد در خوزستان و اهواز گشوده شد و باب جهاد براي همه گشوده نمي‌شود مگر براي افراد خاص.  به مخيله استكبار نمي‌آمد كه ايران به برخي وادي‌ها وارد شود، اما روزي چشم باز كردند و ديدند كه ايران به بسياري از عرصه‌ها وارد شده و اكنون ملت ايران براي فتح عرصه‌هاي ديگر به تلاش و همت مضاعف نياز دارد.  بهره‌مندي از سلول‌هاي بنيادي و شبيه‌سازي حيوانات در پژوهشكده رويان جهاددانشگاهي در دنيا كم نظير است و نشان از پيشرفت ايران در عرصه‌هاي علمي دارد؛ فناوري ليزري را نيز چند كشور در دنيا دارند كه ايران جزء يكي از آن‌ها است. در فناوري موشكي و هوا و فضا نيز ايران به پيشرفت‌هاي قابل توجهي دست يافته است.  دشمنان اجازه نمي‌دادند ايران به فناوري هسته‌اي دست يابد، اما اكنون به اين فناوري رسيده‌ايم و آن‌ها پس از دستيابي ايران به اين علم سعي كردند آن را محدود كنند.  نسبت به اول انقلاب ميزان مخازن نفت و گاز چندين برابر شده است، لذا اين منابع بايد مديريت شده و براي آن برنامه‌ريزي شود هدفمند سازي يارانه‌ها يكي از مهم‌ترين مسايل اقتصادي كشور است و مانند سياست‌هاياصل 44 قانون اساسي اهميت دارد.  اقتصاد كشور نيازمند تحول است و اين موضوع محققنمي‌شود، مگر اينكه از اين گذرگاه عبور كنيم؛ يارانه‌هايي كه به برخي كالاها تعلقمي‌گيرد زياد است و بايد در اين موضوع بازنگري شود. وي با اشاره به اين‌كه يارانهرا براي مقابله با فقر و نداري مي‌دهند،  يارانه‌هايي كه ما در كشور مي‌دهيم به هدفاصابت نمي‌كند، طبقات مرفه جامعه بيشترين استفاده را از اين يارانه‌ها مي‌كنند درقانون هدفمندسازي يارانه‌ها بحث حذف يارانه‌ها مطرح نيست، بلكه اصلاح روش مدنظراست. اين موضوع در بسياري از كشورها اصلاح شده و در ايران نيز نيازمند بازنگري عميقاست، زيرا يارانه‌هاي موجود نه تنها هدفمند نيست بلكه عادلانه هم توزيع نمي‌شود. دركشوري مثل تركيه، آرد، سوخت و برق آزاد است، ماليات هم مي‌دهند، اما ناني كهمي‌پزند با كيفت‌تر از ايران و قيمت آن نيز مانند ايران است. در ايران، آرديارانه‌اي است، اما قيمت‌همان و كيفيت پايين‌تر است.

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در یک شنبه 19 اردیبهشت 1389  ساعت 11:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif


 
‌ ‌وضعيت‌ فرهنگ‌ كار در كشور ما براي‌ توسعه‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ مطلوب‌ نيست‌ و از اين‌رو بايستي‌ متحول‌ گردد. در مقايسه‌ با مفاهيمي‌ همچون‌ فرهنگ‌ سازماني، فرهنگ‌ عمومي‌ و نظاير آن، مفهوم‌ فرهنگ‌ كار كمتر تعريف‌ شده‌ است. اين‌ درحالي‌ است‌ كه‌ درجهان‌ پيشرفته‌ صنعتي‌ با وقوف‌ بيشتر به‌ نقش‌ استراتژيك‌ نيروي‌ انساني‌ و نگرشهاي‌ آن‌ به‌ كار و توليد، مفهوم‌ فرهنگ‌ كار از اهميت‌ فزاينده‌اي‌ برخوردار شده‌ است. اين‌ امر در راستاي‌ تحولات‌ دو دهه‌ اخير در زمينه‌ تغيير نگرش‌ مديران‌ نسبت‌ به‌ نيروي‌ انساني‌ است‌ و اين‌ تغيير در دو مرحله‌ صورت‌ گرفته‌ است.

‌ ‌در اولين‌ مرحله، مفهوم‌ مديريت‌ پرسنل‌ به‌ مديريت‌ منابع‌ انساني‌ تغيير يافت. در اين‌ فرايند روي‌ كاركنان‌ به‌ عنوان‌ دارائي‌ ارزشمندي‌ تاكيد شده‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ آنها را به‌ صورت‌ نظام‌مند مديريت‌ كرد. درمرحله‌ دوم‌ تغيير مفهوم‌ مديريت‌ استراتژيك‌ منابع‌ انساني‌ مطرح‌ گرديد. بدين‌معنا كه‌ ويژگيهاي‌ نيروي‌ انساني‌ بايستي‌ متناسب‌ با نيازهاي‌ سازمان‌ بوده‌ و قابليتها و نحوه‌ ساختاردهي‌ آنها و نيز ايجاد انگيزه‌ در آنان‌ بايستي‌ برمبناي‌ آينده‌ سازمان‌ و بازار باشد.(1) بر اين‌ اساس، در نگاه‌ استراتژيك‌ به‌ منابع‌ انساني‌ بحث‌ فرهنگ‌ كار از اهميت‌ بالايي‌ برخوردار مي‌شود.

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif


 
مفهوم‌ فرهنگ‌

‌ ‌اصطلاح‌ فرهنگ‌ كار(WORK CULTURE) تركيبي‌ از دو مفهوم‌ فرهنگ‌ و كار است. هنگامي‌ كه‌ سخن‌ از فرهنگ‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد. مراد روش‌ يا چگونگي‌ انجام‌ و عينيت‌ يافتن‌ موضوعي‌ مشخص‌ است.(2) چگونگي‌ كنش‌ يا رفتار در قلمرو مشخص‌ ريشه‌ در باورها، اعتقادات، دانش، معلومات‌ و درمجموع‌ پذيرفته‌شده‌هاي‌ مشترك‌ اعضاي‌ يك‌ جامعه‌ يا گروه‌ دارد. به‌عنوان‌ مثال، هنگامي‌ كه‌ از «فرهنگ‌ مصرف‌ موادغذايي» شهروندان‌ ايراني‌ سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد. منظور نوع‌ نگرش، دانش‌ و اعتقادات‌ دروني‌ شده‌ مردم‌ درمورد مصرف‌ مواد خوراكي‌ است. چنين‌ پنداشت‌هايي‌ - كه‌ غالباً‌ نانوشته‌ است‌ - به‌ رفتارهاي‌ خاصي‌ (مثلاً‌ افراط‌ يا بي‌توجهي‌ به‌ مقدار كافي‌ غذا در هنگام‌ رفع‌ گرسنگي‌ يا جشنها) منجر مي‌گردد.

‌ ‌در رابطه‌ با مفهوم‌ فرهنگ، ادگار شاين‌ (1999) مي‌گويد: فرهنگ‌ ساخته‌ يك‌ گروه‌ انساني‌ است. هر كجا كه‌ يك‌ گروه‌ داراي‌ حد كافي‌ از تجارب‌ مشترك‌ باشد فرهنگ‌ شكل‌ مي‌گيرد. خانواده‌ و گروههاي‌ كاري‌ اولين‌ محلهاي‌ شكل‌گيري‌ يك‌ فرهنگ‌ است. مليت، دين، مذهب، زبان، زمينه‌هاي‌ فني‌ و علمي‌ مشترك‌ مربوط‌ به‌ يك‌ گروه‌ كوچك‌ يا بزرگ‌ (جامعه) عوامل‌ ايجاد فرهنگ‌ است.(3)

‌ ‌هنگامي‌ كه‌ فرهنگ‌ يك‌ گروه‌ يا جامعه‌ شكل‌ گرفت‌ و به‌ تدريج‌ بهبوديافت. افراد آن‌ حوزه‌ فرهنگي، كيفيت‌ تمايلات، ذهنيات‌ و رفتارهاي‌ خود را با آن‌ منطبق‌ ساخته‌ و به‌گونه‌اي‌ رفتار خواهندكرد كه‌ هنجارها و ارزشهاي‌ فرهنگي‌ شكسته‌ نشده‌ و فردي‌ غيرعادي‌(ABNORMAL) شناخته‌ نشوند.(4)

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif


مفهوم‌ كار

‌ ‌كار داراي‌ تعاريف‌ چندگانه‌اي‌ است. در فلسفه، كار به‌ معناي‌ هر فعلي‌ است‌ كه‌ از فاعل‌ (به‌ معناي‌ عام‌ آن) سرزند. در اين‌ حالت‌ تمام‌ موجودات‌ هستي‌ منجمله‌ خداوند، كار مي‌كنند. در فيزيك‌ كار به‌ انرژي‌ در حركت‌ اطلاق‌ مي‌شود. در عرصه‌ كسب‌وكار، كار به‌ هر نوع‌ مصنوع‌ تكنولوژي‌ يا انسان‌ خطاب‌ مي‌شود ولي‌ تعريف‌ موردنظر در فرهنگ‌ كار، بعد اقتصادي‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ معناي‌ فعاليتهاي‌ فكري‌ و يدي‌ انسان‌ است‌ كه‌ موجب‌ ايجاد ارزش‌افزوده‌ در توليدكالا يا خدمات‌ گردد. به‌عنوان‌ مثال، معلم‌ به‌ هنگام‌ انتقال‌ مطالب‌ به‌ فراگيران، داروساز به‌ هنگام‌ آزمايش‌ عناصر شيميايي‌ براي‌ توليد دارو، كارگر در زمان‌ ساخت‌ يك‌ محصول‌ و... انجام‌دهنده‌ كار هستند. انجام‌ كار غالباً‌ دربردارنده‌ درآمد يا منافع‌ مادي‌ و معنوي‌ براي‌ انجام‌دهنده‌ آن‌ است.

فرهنگ‌ كار

‌ ‌چنانچه‌ به‌ اختصار فرهنگ‌ را مجموعه‌ ارزشها، باورها و دانشهاي‌ مشترك‌ و پذيرفته‌ شده‌ يك‌ گروه‌ دانسته‌ و كار را فعاليتهاي‌ اقتصادي‌ منجر به‌ ارزش‌افزوده‌ درنظر بگيريم. «فرهنگ‌ كار» عبارت‌ است‌ از: «مجموعه‌ ارزشها، باورها و دانشهاي‌ مشترك‌ و پذيرفته‌ شده‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ در انجام‌ فعاليتهاي‌ معطوف‌ به‌ توليد و يا ايجاد ارزش‌ افزوده». به‌ كلام‌ ديگر، اينكه‌ در وجود كاركنان‌ يك‌ سازمان‌ چه‌ ارزشها و نگرشهايي‌ دروني‌ شده‌ و موردپذيرش‌ جمعي‌ قرار گرفته‌ است. فرهنگ‌ كاري‌ حاكم‌ بر آن‌ سازمان‌ يا گروه‌ را تبيين‌ مي‌كند.

‌ ‌براساس‌ اين‌ رويكرد، مي‌توان‌ «فرهنگ‌ سازماني»ORGANIZATIONAL ) CULTURE) را به‌عنوان‌ پديده‌ عام‌تري‌ درنظر گرفت‌ كه‌ بخشي‌ از آن‌ مربوط‌ به‌ چگونگي‌ انجام‌ كار بوده‌ و به‌ آن‌ فرهنگ‌ كار گفته‌ مي‌شود.(5)

‌ ‌براين‌ اساس، هنگامي‌ كه‌ فرهنگ‌ كار در يك‌ سازمان‌ يا جامعه‌ ضعيف‌ ارزيابي‌ مي‌شود. بدين‌معناست‌ كه‌ كاركنان‌ به‌ انجام‌ كار مفيد و مولد تمايل‌ نداشته‌ و درنتيجه‌ فعاليتهاي‌ آنها از راندمان‌ و اثربخشي‌ كمتري‌ برخوردار است‌ و منابع‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ حداكثر بازده‌ ممكن‌ را نخواهند داشت.

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif


آثار فرهنگ‌ كار

‌ ‌مجموعه‌ نگرشها و ارزشهاي‌ پذيرفته‌ شده‌ كاركنان‌ در مورد مقوله‌ كار مي‌تواند به‌ آثاري‌ منجر گردد كه‌ در دو وضعيت‌ مثبت‌ و منفي‌ (فرهنگ‌ كاري‌ ضعيف‌ و قوي) پيامدهاي‌ زير را به‌دنبال‌ خواهد داشت.

شكل‌ 1 - آثار فرهنگ‌ كار


‌ ‌در شكل‌ يك، درحالت‌ وجود فرهنگ‌ كاري‌ قوي‌ و مثبت‌ درميان‌ كاركنان‌ يك‌ سازمان، انگيزه‌ و كيفيت‌ بالا و همكاري‌ و همدلي‌ و همفكري‌ امري‌ معني‌دار است. به‌علاوه‌ محيط‌ بانشاط‌ است‌ از تغييرات‌ استقبال‌ مي‌شود. كسي‌ درپي‌ دريافت‌ حق‌ بيش‌ از ضوابط‌ پذيرفته‌ شده‌ نيست‌ و سلامت‌ كاركنان‌ حفظ‌ مي‌گردد. درحالت‌ عكس‌ چنين‌ شرايطي‌ (فرهنگ‌ كاري‌ ضعيف) افراد به‌دنبال‌ گريز ازكار، عليه‌ يكديگر بودن‌ و حفظ‌ منافع‌ فردي‌ هستند. ازسوي‌ ديگر درنتيجه‌ كيفيت‌ و كميت‌ توليدات‌ پايين‌ و به‌ دليل‌ روابط‌ كاري‌ نامناسب، انواع‌ استرسهاي‌ مخرب‌ محيط‌ كاري‌ و بيماريهاي‌ روحي‌ افزايش‌ يافته‌ و ايمني‌ محيط‌ كار در اثر بي‌دقتي‌ها، كاهش‌ خواهديافت.

‌ ‌موارد فوق‌ و بسياري‌ ديگر از آثار و پيامدهاي‌ فرهنگ‌ كاري، حاكي‌ از اهميت‌ موضوع‌ است. آنچه‌ بيش‌ از آثار بايستي‌ موردتوجه‌ قرار گيرد. عوامل‌ و شرايطي‌ است‌ كه‌ فرهنگ‌ كاري‌ سازمان‌ را شكل‌ مي‌دهند و يا در آن‌ ايجاد تغيير مي‌كنند.

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif


عوامل‌ و مؤ‌لفه‌ها

‌ ‌پرسش‌ اساسي‌ اين‌ است‌ كه‌ چه‌ عوامل‌ يا مؤ‌لفه‌هايي‌ فرهنگ‌ كار يك‌ سازمان‌ را شكل‌ مي‌دهند؟ در ادبيات‌ موضوع‌ به‌ مواردي‌ نظير، ميزان‌ آمادگي‌ و توان‌ كاري‌ پرسنل، تسلط‌ كاركنان‌ بر ماهيت‌ شغل، ميزان‌ حمايت‌ سازمان‌ از كاركنان، ميزان‌ انگيزه‌ و تعهد كاركنان‌ به‌ كارفرما و سازمان، كيفيت‌ ارائه‌ بازخورها، ميزان‌ اعتبار و تطابق‌ تصميمات‌ با قوانين‌ سازماني، نگرشها و روحيه‌ كار جمعي، اخلاق‌ كاري‌ و... اشاره‌ شده‌ است. در اين‌ راستا طي‌ پژوهشي‌ كه‌ توسط‌ نگارندگان‌ انجام‌ شده‌ است‌ با جمع‌بندي‌ متغيرهاي‌ مورداشاره‌ در منابع‌ مختلف، شش‌ دسته‌ عامل‌ شناخته‌ شده‌ است. اين‌ عوامل‌ خود معلول‌ شرايط‌ اقتصادي‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ حاكم، نظام‌ شخصيت‌ و نظام‌ مديريت‌ و سازمان‌ كاري‌ است. در شكل‌ 2 اين‌ مفهوم‌ منعكس‌ شده‌ است:

شكل‌ 2 - مدل‌ نظري‌ كلان‌ بررسي‌ فرهنگ‌ كار

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif



آثار فرهنگ‌ كار‌ ‌‌ ‌ فرهنگ‌ كاري‌ قوي‌

فرهنگ‌ كاري‌ ضعيف‌ (به‌ درجات‌ مختلف)

عوامل‌ سازنده‌ فرهنگ‌ كار

1 - ارزشهاي‌ كار (دروني‌ و بيروني)

2 - تصوير ذهني‌ از استعداد كاري‌ خود

3 - احساس‌ مفيدبودن‌ سازماني‌

4 - ميزان‌ عدالت‌ سازماني‌

5 - ميزان‌ وضوح‌ نقشها و روشهاي‌ كار

6 - ميزان‌ پذيرش‌ تغييرات‌ و روشهاي‌ كاري‌ جديد

نظام‌ فرهنگي، اقتصادي‌ و اجتماعي‌ جامعه‌

نظام‌ مديريت‌ و سازماندهي‌

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif



نظام‌ شخصيت‌ افراد


‌ ‌در شكل‌ شماره‌ 2 نخستين‌ عامل‌ تعيين‌كننده‌ فرهنگ‌ كار در يك‌ سازمان‌ ميزان‌ ارزشمند دانستن‌ كار توسط‌ شاغلان‌ است. ارزشهاي‌ كار(VALUE OF WORK) خود به‌ دو دسته‌ تقسيم‌ مي‌گردند: بعد اول‌ ارزشهاي‌ دروني‌ كار است‌ و مراد از آن‌ ميزان‌ خير، صحيح‌ و سازنده‌ بودن‌ كار براي‌ انسان، نزد شاغلان‌ است. در بعد دوم‌ ارزشهاي‌ بيروني‌ كار مدنظر قرار مي‌گيرد و منظور از آن، ميزان‌ دستيابي‌ به‌ مزايا و امكانات‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ نظير احترام، ثروت‌ و منزلت‌ اجتماعي، ازطريق‌ انجام‌ كار مفيد و مولد است. بديهي‌ است‌ كه‌ ارزش‌ كارنزد شاغلان‌ در اثر تعامل‌ با محيط‌ و قرارگرفتن‌ افراد در فرايند اجتماعي‌ شدن، تعيين‌ شده‌ و دروني‌ مي‌گردد. ليكن‌ در هر حال‌ وضعيت‌ اين‌ عامل، چگونگي‌ فرهنگ‌ كاري‌ افراد را تاحدود زيادي‌ تعيين‌ مي‌كند.

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif


‌ ‌عامل‌ دوم، پنداشت‌ يا تصوير ذهني‌ فرد از توان‌ و قابليتهاي‌ خود براي‌ انجام‌ كار است. خروجي‌ نهايي‌ و ستانده‌ كار يك‌ فرد برابر با پنداشت‌ فرد نسبت‌ به‌ استعداد و قابليتهاي‌ خود است.(6) درواقع‌ اينكه‌ يك‌ شاغل‌ چقدر خود را ماهر، مجرب، دقيق‌ و مسلط‌ به‌ كار مي‌داند، بر ميزان‌ كار واقعي‌ او اثر گذارده‌ و از مجموع‌ چنين‌ پنداشتهايي‌ درنهايت‌ فرهنگ‌ كاري‌ حاكم‌ بر سازمان‌ متاثر مي‌شود. در اين‌ زمينه‌ بايستي‌ توجه‌ داشت‌ كه‌ توانمنديهاي‌ هر فرد براي‌ كار و سازماني‌ خاص‌ ارزشمند است. برخي‌ از دانسته‌ها نيز زماني‌ ارزشمند مي‌گردد كه‌ با ديگر توانمنديهاي‌ فرد تركيب‌ شده‌ و توان‌ يا مهارت‌ جديدي‌ را موجد گردد.(7)

‌ ‌عامل‌ بعدي، ميزان‌ احساس‌ مفيد و موثر بودن‌ است. كاركنان‌ سطوح‌ مختلف‌ سازمان‌ مايلند كه‌ نقش‌ آنها در سازمان‌ مفيد و ارزشمند درنظر گرفته‌ شده‌ و سازمان‌ به‌وجود آنها افتخار كند. در چنين‌ حالتي‌ فرد احساس‌ مي‌كند كه‌ موثر است‌ و با تعهد و صرف‌ انرژي‌ فكري‌ و يدي‌ بيشتري‌ به‌ كار خواهدپرداخت. در سازماني‌ كه‌ به‌ هنگام‌ انجام‌ فعاليتهاي‌ مطلوب، به‌ انحأ مختلف‌ به‌ كاركنان‌ بازخور مثبت‌ داده‌ شده‌ و اهميت‌ كار و وجود آنها براي‌ سازمان‌ به‌صورت‌ مستقيم‌ و غيرمستقيم‌ اعلام‌ گردد. فرهنگ‌ كاري‌ پرسنل‌ به‌تدريج‌ تقويت‌ خواهدشد.

‌ ‌چهارمين‌ عامل‌ كه‌ در ايجاد فرهنگ‌ كار نقش‌ زيربنايي‌ دارد، ميزان‌ عدالت‌ سازماني‌ است. بدين‌ معني‌ كه‌ كاركنان‌ تاچه‌ حد بر اين‌ باورند كه‌ درآمدها، اختيارات‌ و اطلاعات‌ موجود سازمان‌ به‌صورت‌ عادلانه‌ و به‌ حق‌ بين‌ افراد توزيع‌ مي‌شود. عكس‌ اين‌ مفهوم، تبعيض‌ و بي‌عدالتي‌ سازماني‌ است‌ كه‌ به‌ شدت‌ فرهنگ‌ كاري‌ سازمان‌ را دچار آسيب‌ و ضعف‌ مي‌كند. قابل‌ ذكر است‌ كه‌ آنچه‌ بر رفتار نهايي‌ كاركنان‌ اثرگذار است، نه‌ خود عدالت‌ سازماني‌ بلكه‌ ميزان‌ اين‌ متغير توسط‌ كاركنان‌ است.

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif


‌ ‌عامل‌ پنجم‌ در زمره‌ عوامل‌ سازنده‌ فرهنگ‌ كاري‌ يك‌ سازمان، ميزان‌ شفافيت‌ نقشها، وظايف‌ سازماني‌ و روشهاي‌ انجام‌ كار است. بديهي‌ است‌ چنانچه‌ پرانگيزه‌ترين‌ كاركنان‌ در اختيار باشد ليكن‌ نقش‌ و روش‌ و ابزارهاي‌ كاري‌ آنها مشخص‌ و مهيا نباشد، امكان‌ تحقق‌ هدف‌ وجود نداشته‌ و به‌تدريج‌ فرهنگ‌ كاري‌ شركت‌ آسيب‌ خواهد ديد. عدم‌ شفافيت‌ تا حدود بسيار زيادي‌ به‌ عملكردهاي‌ سازماني‌ و مديريت‌ بستگي‌ داشته‌ و با عوامل‌ قبل‌ اندكي‌ متفاوت‌ است.

‌ ‌درنهايت‌ عامل‌ مهم‌ ديگري‌ كه‌ سازنده‌ فرهنگ‌ كاري‌ بوده‌ و خود متاثر از عوامل‌ دروني‌ و بيروني‌ سازمان‌ است، ميزان‌ تغييرپذيري‌ و همراهي‌ با روشهاي‌ نوين‌ است. بحث‌ مقاومت‌ درمقابل‌ تغيير و دلبستگي‌ شديد به‌ وضعيتهاي‌ ايستا و ثابت‌ ازجمله‌ مهمترين‌ معضلات‌ سازمانهايي‌ است‌ كه‌ ميل‌ دارند متحول‌ شوند.

‌ ‌درمجموع‌ ميزان‌ آمادگي‌ و استقبال‌ از تغيير (بويژه‌ روشهاي‌ مربوط‌ به‌ افزايش‌ بهره‌وري) و يا مقاومت‌ درمقابل‌ آن، فرهنگ‌ كاري‌ سازمان‌ را تحت‌ تاثير قرار داده‌ وتقويت‌ يا تضعيف‌ خواهدساخت.

‌ ‌يادآوري‌ مي‌شود كه‌ 6 عامل‌ فوق، نسبت‌ به‌ ديگر علل‌ و عوامل‌ مذكور در منابع‌ مديريت‌ و جامعه‌شناسي‌ كار و شغل، از انسجام‌ و ارتباط‌ بيشتري‌ با مقوله‌ فرهنگ‌ كار برخوردارند. اگرچه‌ عوامل‌ اثرگذار بر فرهنگ‌ كار محدود به‌ 6 عامل‌ ذكر شده‌ نيست.

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif


وضعيت‌ فرهنگ‌ كار

‌ ‌در پژوهشي‌ كه‌ در سال‌ 1380 توسط‌ نگارندگان‌ انجام‌ شد وضعيت‌ فرهنگ‌ كار در دو شركت‌ توليدي‌ و صنعتي‌ از طريق‌ پرسشنامه‌ و مصاحبه‌ موردبررسي‌ قرار گرفت. اين‌ بررسي‌ به‌منظور آزمون‌ و كاربردي‌ كردن‌ متغيرهاي‌ مذكور انجام‌ گرفت. يافته‌هاي‌ اين‌ پژوهش‌ با وجود محدوديت‌ كمي‌ و آماري، در نوع‌ خود معنادار بوده‌ و بيانگر وضعيت‌ عوامل‌ مختلف‌ فرهنگ‌ كار در سازمانهاي‌ توليدي‌ است.

‌ ‌در اين‌ پژوهش‌ براي‌ هريك‌ از عوامل‌ يا شاخصهاي‌ شش‌ گانه‌ تحقيق‌ - كه‌ بعداً‌ با تفكيك‌ شاخصهاي‌ ارزش‌ دروني‌ و بيروني‌ كار به‌ هفت‌ شاخص‌ تبديل‌ گرديد - گويه‌هايي‌ ساخته‌ شد و مورد آزمون‌ اوليه‌(PRETEST) قرار گرفت‌ و به‌ لحاظ‌ روائي‌ با بهره‌گيري‌ از نظرات‌ صاحبنظران‌ و ازنظر اعتبار دروني‌ ازطريق‌ ضريب‌ آلفاي‌ گرومباخ‌ قدرت‌ سنجش‌ گويه‌ها تاييد گرديد. سپس‌ در شركتهاي‌ منتخب‌ بين‌ 30 تا 35 درصد كاركنان‌ سطوح‌ مختلف‌ به‌ عنوان‌ نمونه‌ انتخاب‌ و در سطوح‌ مختلف، پرسشنامه‌ توزيع‌ شد. تعداد نمونه‌ موردبررسي‌ در هر دو شركت‌ 180 نفر بوده‌ است. درنهايت‌ پس‌ از جمع‌آوري، پردازش‌ و تحليل‌ داده‌ها نتايج‌ زير حاصل‌ شد. (توضيح‌ اينكه‌ امتياز هر شاخص‌ بر اساس‌ ارزشهاي‌ عددي‌ يك‌ - پايين‌ترين‌ امتياز - تا 5 (بالاترين‌ امتياز) نمره‌گذاري‌ گرديده‌ است.

‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌جدول‌ 1 - وضعيت‌ فرهنگ‌ كار در دوشر

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif



موردبررسي‌

‌ ‌داده‌هاي‌ جدول‌ شماره‌ يك‌ بيانگر نكات‌ مختلفي‌ است‌ كه‌ در ذيل‌ به‌ آنها اشاره‌ مي‌شود. الف) بالاترين‌ امتيازات‌ در هر دو شركت‌ مربوط‌ به‌ ارزشهاي‌ دروني‌ و بيروني‌ كار است. بدين‌معنا كه‌ كاركنان‌ سازمانهاي‌ موردبررسي‌ به‌ كار به‌عنوان‌ پديده‌اي‌ ارزشمند نگريسته‌ (ارزش‌ دروني‌ كار) و بر اين‌ باورند كه‌ ازطريق‌ كار مفيد و مولد مي‌توانند امتيازات‌ اقتصادي‌ واجتماعي‌ كسب‌ كنند (ارزش‌ بيروني‌ كار) اين‌ امر هدف‌ بسيار مطلوب‌ و قابل‌ اتكائي‌ براي‌ تحول‌ در فرهنگ‌ كاري‌ شاغلان‌ محسوب‌ مي‌شود. به‌ بيان‌ ديگر، به‌رغم‌ تصورات‌ موجود، شاغلان‌ سازمانها، كاركردن‌ را امري‌ في‌نفسه‌ خير و مثبت‌ مي‌پندارند و تمايل‌ به‌ تنبلي‌ و گريز از كار را ندارند. اين‌ باور امري‌ قابل‌ اعتنا و مهم‌ محسوب‌ مي‌گردد.

ب) در هر دو سازمان، ضعيف‌ترين‌ امتيازات‌ مربوط‌ به‌ عدالت‌ سازماني‌ است. بدين‌معنا كه‌ كارشناسان‌ از توزيع‌ عادلانه‌ ثروت، اطلاعات، و اختيارات‌ در سازمانها رضايت‌ نداشته‌ و از اين‌ بابت‌ ناخشنود و گلايه‌مند هستند. اين‌ شاخص‌ (عدالت‌ سازماني) تاثير شگرفي‌ بر فرهنگ‌ كاري‌ سازمانها و جامعه‌ برجاي‌ گذاشته‌ و آسيبهاي‌ قابل‌ توجهي‌ بر رفتارهاي‌ كاركنان‌ در عرصه‌ كار به‌ جاي‌ مي‌گذارد.

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif


ج) پنداشت‌ ازتوان‌ كاري‌ در هر دو سازمان‌ وضعيت‌ نسبتاً‌ متوسطي‌ را داراست. ليكن‌ تاحد مطلوب‌ (عدد 5) فاصله‌ قابل‌ توجهي‌ ملاحظه‌ مي‌گردد. به‌ سخن‌ ديگر از آنجا كه‌ كاركنان‌ توانمنديهاي‌ خود را براي‌ انجام‌ وظايف‌ سازماني‌ كافي‌ نمي‌دانند، انرژي‌ لازم‌ را به‌ كار اختصاص‌ نداده‌ و درنتيجه‌ بهره‌وري‌ كار آنان‌ نسبتاً‌ پايين‌ خواهدبود. يادآور مي‌شود كه‌ خروجي‌ نهايي‌ كار هر فرد متناسب‌ با پنداشت‌ وي‌ از قابليتهاي‌ خويش‌ است. زماني‌ كه‌ اين‌ پنداشت‌ درحد متوسط‌ و پايين‌ باشد ميزان‌ كار نيز بالا نخواهدبود. براين‌ اساس، لازم‌ است‌ تا مديران‌ سازمانها ازطريق‌ مقتضي‌ حجم‌ آموزشهاي‌ مرتبط‌ و اعتماد به‌ نفس‌ كاركنان‌ را افزايش‌ داده‌ و عملاً‌ فرهنگ‌ كار را ارتقا بخشند.

د) همانگونه‌ كه‌ در جدول‌ شماره‌ يك‌ مشخص‌ است‌ در شركت‌ دوم‌ وضعيت‌ فرهنگ‌ كار نسبتاً‌ قوي‌تر است. اطلاعات‌ جانبي‌ نيز حاكي‌ ازآن‌ است‌ كه‌ دراين‌ شركت‌ ميزان‌ توليد و سودآوري‌ نيز بالاتر است‌ و كاركنان‌ از رضايت‌ شغلي‌ نسبتاً‌ بالاتري‌ برخوردارند. اين‌ امر در شاخصهاي‌ ميزان‌ وضوح‌ نقشها و روشهاي‌ انجام‌ كار (بند 6) و تمايل‌ به‌ تغيير (بند 7) به‌ روشني‌ ملاحظه‌ مي‌گردد. در اين‌ زمينه‌ آزمون‌T براي‌ معنادار بودن‌ اختلاف‌ ميانگينها نيز انجام‌ شده‌ و نتايج‌ حاصله‌ اختلاف‌ ميانگينها را معنادار نشان‌ مي‌دهد.

‌ ‌شايان‌ ذكر است‌ كه‌ عوامل‌ دروني‌ فرهنگ‌ كار در يك‌ رابطه‌ تعاملي‌ موجب‌ تقويت‌ و يا تضعيف‌ يكديگر مي‌گردند. به‌عنوان‌ مثال‌ احساس‌ بالاي‌ عدالت‌ سازماني، ميل‌ به‌ تغيير را افزايش‌ مي‌دهد و ميل‌ به‌ تغيير وحمايت‌ از تغييرات‌ مطلوب‌ موجب‌ بسترسازي‌ براي‌ افزايش‌ عدالت‌ مي‌شود. به‌ نظر محقق، ريشه‌ اصلي‌ اين‌ عوامل‌ در نظام‌ مديريت‌ و رهبري‌ سازمان‌ نهفته‌ است. در شرايطي‌ كه‌ مديران‌ ارشد سازمان‌ دغدغه‌ و دانش‌ بهتر شدن‌ را داشته‌ و به‌ نيروي‌ انساني‌ توجه‌ لازم‌ را معطوف‌ دارند، فاكتورهاي‌ فرهنگ‌ كار و نگرشهاي‌ انساني‌ به‌ كار و سازمان‌ نيز بهينه‌ خواهدشد.

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif


جمع‌بندي‌ و پيشنهادها

‌ ‌مرور كلي‌ بر مجموع‌ ميانگين‌ 7 شاخص‌ موردبررسي‌ حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ فرهنگ‌ كار در هر دو شركت‌ در شرايط‌ نسبتاً‌ مساوي‌ قرار دارد. بدين‌معني‌ كه‌ فرهنگ‌ كار در جامعه‌ كاري‌ موردبررسي‌ نه‌ چندان‌ ضعيف‌ است‌ كه‌ بتوان‌ به‌ كلي‌ از آن‌ مايوس‌ شد و نه‌ مطلوب‌ است‌ (امتياز 5/3 از حداكثر 5). پرواضح‌ است‌ كه‌ براي‌ تحول‌ در سازمانها بايستي‌ عوامل‌ بازدارنده‌ و پيش‌برنده‌ فرهنگ‌ كار موردعنايت‌ واقع‌ شده‌ و نگرش‌ به‌ كار و توليد ارتقا يابد. خوشبختانه‌ زمينه‌هاي‌ لازم‌ براي‌ ارتقاي‌ فرهنگ‌ كار وجود دارد و تلاش‌ و همت‌ مديران‌ و مشاوران‌ را براي‌ حركاتي‌ آگاهانه- جهت‌ تحول‌ - مي‌طلبد.

‌ ‌به‌ بيان‌ ديگر، براي‌ حركت‌ شتابنده‌ به‌ سمت‌ شكوفايي‌ اقتصادي‌ نياز به‌ ايجاد و حمايت‌ از فرهنگ‌ كاري‌ كاملاً‌ مطلوب‌ و مثبتي‌ در كشور دارد. لذا وضعيت‌ موجود بايستي‌ از طريق‌ دخالت‌ درعوامل‌ شناخته‌ شده‌ فرهنگ‌ كار (بويژه‌ هفت‌ شاخص‌ پيش‌گفته) موردتحول‌ قرار گيرد و گرايشها، بينشها و دانشهاي‌ لازم، حامي‌ ومثبت‌ نسبت‌ به‌ كار، در جامعه‌ و سازمانها ايجاد شود.

‌ ‌براي‌ تحول‌ در فرهنگ‌ كار استفاده‌ و توجه‌ به‌ شاخص‌ ارزشهاي‌ دروني‌ و بيروني‌ كار توصيه‌ مي‌شود. درواقع‌ به‌ رغم‌ پاره‌اي‌ از نظرات‌ موجود درجامعه، هنوز كار به‌عنوان‌ پديده‌اي‌ ارزشمند تلقي‌ شده‌ و جا دارد تا از اين‌ نگرش‌ به‌ عنوان‌ يك‌ فرصت‌ براي‌ تحول‌ استفاده‌ شود. قابل‌ ذكر است‌ كه‌ درحالت‌ عكس‌ وضعيت‌ شناخته‌ شده، افراد جامعه، كار را امري‌ ناپسند و همراه‌ با جبر پنداشته‌ و گريز از كار، ارزش‌ پنداشته‌ مي‌شد. بديهي‌ است‌ جامعه‌اي‌ كه‌ داراي‌ چنين‌ فرهنگي‌ باشد زمينه‌هاي‌ لازم‌ براي‌ تحول‌ را دارا نخواهد بود.

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif


‌ ‌نكته‌ قابل‌ تأمل‌ آنكه‌ مديران‌ ارشد سازمانها نقش‌ خطيري‌ در تحول‌ فرهنگ‌ كار برعهده‌ دارند. اين‌ نگرش‌ درست‌ نيست‌ تا فرهنگ‌ كار دركل‌ جامعه‌ اصلاح‌ نگردد، تغيير در فرهنگ‌ كاري‌ يك‌ سازمان‌ معني‌ ندارد! تجربه‌ شركتهاي‌ موفق‌ در كشور نشانگر آن‌ است‌ كه‌ به‌رغم‌ تاثير فاكتورهاي‌ محيطي، امكان‌ بسياري‌ از تحولات‌ مثبت‌ در درون‌ سازمانها وجود دارد و اين‌ تحولات‌ خود مي‌تواند بسترساز تحولات‌ وسيعتري‌ در كل‌ جامعه‌ باشد. و نهايت‌ آنكه‌ فرهنگ‌ كار اگرچه‌ در بسياري‌ از فاكتورهاي‌ سازماني‌ بويژه‌ توليد و سودآوري‌ موثر است‌ ليكن‌ خود در حالت‌ رونق‌ و توليد، ارتقا مي‌يابد و تقويت‌ مي‌گردد


منبع :http://www.imi.ir

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389  ساعت 10:30 PM نظرات 0 | لينک مطلب
«کار و همت مضاعف» فصل الخطابی برای مدیران کم کار
اینکه چرا رهبری معظم انقلاب، سال 89 را سال کار مضاعف و همت مضاعف، نامگذاری کردند را می‌توان از زوایای گوناگون بررسی کرد. در این رابطه به دو نکته اشاره می‌شود:‌ کشور در برخی حوزه‌ها در مسیر پیشرفت و توسعه و بالندگی قرار گرفته و حاصل زحمات تلاش‌گران این عرصه‌ها، سربلندی ملت، سرافرازی را همراه داشته است.
دست‌یابی به پیشرفت‌های انرژی هسته‌ای، پیشرفت در تولید علم سلول‌های بنیادی، تسخیر فضا و کسب هزاران رتبه علمی و جهانی و غیره از جمله این موارد است که این امر خود پیامی را به همراه دارد؛ یعنی باید با سرلوحه قرار دادن این حرکت‌ها آن را الگو قرار دهیم و سعی کنیم هر روز بیشتر از روز گذشته در این مسیرها گام برداریم. از سوی دیگر این نامگذاری حاوی پیام دیگری است به مدیران کم کار که خود را در سایه پرکاری و تلاش‌ دیگران پنهان کرده‌اند!

به واقع فرصت کار و تلاش و همت مضاعف زمینه را برای ارزیابی عملکرد مسؤولان نیز باز کرده است به گونه‌ای که می‌توان در عرصه سازندگی و توسعه و بالندگی کشور، مدیران و بخش‌های کم کار را شناسایی و عملکرد آنان را در بوته نقد منصفانه قرار داد.
در حقیقت، پیام نهایی این نامگذاری اولتیماتومی به مدیران کم کار است که اگر پی این پیام را به تن خود نمالند می‌باید از چرخه عرصه کار و تلاش خارج شوند چرا که ثابت و راکد ماندن در وضعیت کنونی، آفتی است که علاوه بر هدر دادن سرمایه‌های ملی زمان سوزی را نیز به همراه خواهد داشت.

نباید مدیران کم کار در ماراتن تلاش و همت و کار مضاعف درجا زده و از قطار پیشرفت عقب بمانند زیرا جای هیچ عذر
و بهانه‌ای باقی نخواهد ماند.

پايگاه خبري جوان

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389  ساعت 10:29 PM نظرات 0 | لينک مطلب

  شغلهای جدید زنان در کشور

 

تاکسی بانوان

  زندگی کم و بیش مدرن و پیچیده امروز، نقش های جدیدی را در ذهن مردان و زنان امروزی ایجاد کرده و اگر بپذیریم که شرایط زندگی، چنین نقش هایی را بر دیوار انگاره های بشری حجاری می کند، انتظار غریبی نیست .

 

 

 

به گزارش جهان کار زنان که در ایران روزگاری تابو محسوب می شد و صحبت از آن در خانواده برای مردان غیرقابل قبول بود، امروز آرام آرام به واقعیتی گریزناپذیر تبدیل می شود. علاوه بر آن هر روز شاهد مشاغل نوظهوری هستیم که اغلب از طرف بانوان صورت می پذیرد و منجر به تعجب و حیرت افراد جامعه می شود .

 

یکی از این حرفه ها حرفه رانندگی است که نه تنها شامل رانندگی تاکسی و آژانس و سرویس مدارس می شود بلکه شامل رانندگی اتوبوسهای شرکت واحد و اتوبوسهای برون شهری و حتی تریلی! هم می شود.زنان راننده معتقدند این شغل از سایر مشاغل نوظهور امن تر است .چون این ماشینها به بیسیم متصل هستند که مستقیما با مرکز 110 در ارتباط است و همچنین در این ماشینها مکان نماهایی وجود دارد که از طریق شبکه بیسیم ،موقعیت هر اتومبیل را در هر زمان نشان می دهد.بسیاری از زنان برای اجبار به کسب در آمد به این کار مشغول می شوند اما عده زیادی هم هستند که به دلیل علاقه به رانندگی و حضور در خارج از خانه به این شغل روی آورده اند .

 

هر روز شاهد مشاغل نوظهوری هستیم که اغلب از طرف بانوان صورت می پذیرد و منجر به تعجب و حیرت افراد جامعه می شود

 

از دیگر مشاغل نوظهور زنان ،شغل آتش نشانی است. با اینکه این حرفه به هیچ وجه با روحیه وشرایط زنان سازگار نیست، اما بسیارند بانوانی که به جهت هیجان موجود در این شغل به سمت این حرفه گرایش پیدا کرده اند. ایجاد پلیس زن نیز با اینکه شغلی در راستا برطرف نمودن نیاز جامعه بوده است اما این شغل نیز همانند شغل آتش نشانی با روحیه زنان سازگار نیست و علاوه بر اینکه روحیه آنان را خشن و نظامی بار می آورد آنها را مجبور به یادگیری تعلیماتی از قبیل ورزشهای رزمی ،مانورهای شبانه و استفاده از سلاحهای جنگی می کند.اما این شغل نیز به دلیل جاذبه های خاص خودهمانند تعقیب و گریز مجرمین و کشف جرم و... طرفداران فراوانی دارد .

آتش نشان زن

 

حرفه دیگری که متاسفانه بیشتر به دلیل فقر و ناداری شکل گرفته است شیشه پاک کنی و اسپند دود کنی و گردو فروشی در سر چهارراهها است که این روزها شاهد افزایش حضور زنان در آن هستیم.شیشه پاک کنی و نواختن موسیقی بر سر چهارراهها که اغلب نیز توسط دختران جوان و نوجوان انجام می شود ،بیشتر از آنکه شغلی برای کسب درآمد و استقلال باشد حرفه ای برای فرار از فقر و گرسنگی است .

 

شغل دیگری که امروزه شاهد گسترش بیش از پیش آن هستیم فروشندگی است . فروشندگی زنان که در قدیم فقط مختص کالاهای زنانه بود ،امروزه خود را از هر قید و بندی رهانیده و حضور زنان حتی به عنوان فروشنده مرغ و گوشت و یا اداره مغازه لبنیاتی بیشتر به چشم می خورد.در برخی از این فروشندگی ها زنان مجبورند برای جلب مشتری صدای خود را بلند کنند و یا در حضور مشتری همانند یک پادو مغازه را طی بکشند که به هیچ وجه در شان بانوان ایرانی نیست.اما به هر حال به غیر از عده ای که از سر ناچاری به این مشاغل روی می آورند ،عده ای دیگر با شعار "کار عار نیست" حاضرند دست به هر شغلی بزنند مانند دست فروشی در مترو که متاسفانه اغلب فروشندگانش نیز دانشجو هستند و برای پرداخت هزینه تحصیل و خوابگاه این کار را انجام می دهند .

 

حضور زنان در کارخانه هایی همچون ماشین سازی ،چاپخانه و ساخت قطعات سنگین و صنعتی که به شدت محیط مردانه ای دارند،یکی دیگر از این مشاغل است.البته به وجود آمدن این شغل را نباید فقط به زنان ارتباط داد . بیشتر از آنکه زنان بخواهند وارد این شغل بشوند ، کارفرماها به دلیل پایین آوردن هزینه هایشان و کاهش دستمزد پرداختی ، بیشتر مایل به استخدام زنان هستند .

 

اینها فقط چند تصویر از تصاویر متعدد و رنگارنگ از اشتغال زنان در پایتخت است كه به اشكال مختلف خودنمایى مى كند. متاسفانه در سال هاى اخیر با صحنه هایى از كار زنان جامعه روبه رو مى شویم كه قبلاً كمتر تصورى از آن براى ورود زنان به آن عرصه در ذهن مى پروراندیم .

 

فروشندگی زنان که در قدیم فقط مختص کالاهای زنانه بود ،امروزه خود را از هر قید و بندی رهانیده و حضور زنان حتی به عنوان فروشنده مرغ و گوشت و یا اداره مغازه لبنیاتی بیشتر به چشم می خورد

 

دکتر فاطمه اسد اللهی ،جامعه شناس معتقد است که حضوراین مشاغل نوظهور با حرکت جامعه از سنت به مدرنیته و افزایش ابعاد اقتصادی و اجتماعی جهانی شدن ،پررنگ تر شده و خانواده ها بخصوص زنان بیشتر به سمت این کارها جذب می شوند .

 

وی می گوید: این مسئله یكى از عواقب جوامع مصرفى است، چراكه اساساً مصرف گرایى مى طلبد كه چنین مشاغلى بوجود آید .

 

این جامعه شناس ادامه می دهد: جالب است بدانید كه از دهه 70 بدین سو، زنان از هر دو زمینه شغلی جدید، یكی را از چنگ مردان ربوده اند. که البته همین مسئله پیش بینی می شد چون از ابتدای دهه 1380 انتظار می‌رفت با رشد جمعیت زنان دانش‌آموخته دانشگاهی بر میزان حضور زنان در مشاغل مهم و كلیدی جامعه نیز افزوده شود بخصوص وقتی آمارها از متوسط رشد نرخ دانش‌آموختگی زنان تا حدود 12 درصد در برابر رشد 7/5 درصدی مردان خبر می داد . اما متاسفانه وقتی شرایط و امکانات کاری در جامعه مهیا نباشد این قشر تحصیل کرده که در آرزوی وارد شدن به بازار کار است ،در کنار اقشاری که به دلیل فقر به مشاغل کاذب و جدید روی می آورند قرار می گیرد و کار غیر رسمی انجام می دهد .

 

شاید به نظر برسد كسانى كه در مشاغل اینچنینى به كار گرفته مى شوند با نگاه هاى سرد و سنگین و تلخ برخى از مردم رو به رو شوند، عده ای به این مشاغل به دید خوشبینانه ای نگاه می کنند و معتقدند انجام این حرفه ها ،حال چه از سر فقر باشد و چه از سر پر کردن اوقات فراغت و کسب درآمد و استقلال ،در هر حال از بیکاری بهتر است و باعث کاهش انحراف در جامعه می شود .اما عده ای دیگر بر خلاف باور فوق معتقدند که حضور زن در عرصه هایی که لطافت های زنانه در آن رعایت نمی شودو جایگاه مناسبی برای زن نیست نه تنها صحیح نیست بلکه باعث رواج فساد وفحشا در جامعه می شودو چون هیچ گونه نظارتی بر این مشاغلی وجود ندارد امنیت و آرامش از زنان شاغل سلب می شود .

 

این كه چرا تصاحب كردن چنین مشاغلى از سوى زنان جوان تا این حد به آسانى جامه عمل مى پوشد نكته قابل تأملى است كه جاى خالى آن در میان پژوهش هاى جامعه شناسان دیده مى شود .

 

منبع: جهان نیوز

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389  ساعت 10:29 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 
 
همت وکارمضاعف در  کارآفرینی
كار از راه دور آرايش و سازماندهي نوين مؤلفه‌هاي اشتغال از بعد زمان و مكان با استفاده از سيستم‌هاي رايانه‌اي و ارتباطي به منظور بهبود نتايج كار مي‌باشد. كار از راه دور ساختار و مفاهيم سنتي كار، كارگر، محل كار، ماهيت كار، ماهيت حقوق و دستمزد و به طور كلي تشكيلات و ساختار آن‌را تغيير مي‌دهد. كار از راه دور بخشي از فرايند گسترده تغييراتي است كه از طريق ادغام فناوري جديد بالاخص فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات به وقوع مي‌پيوندند.
دو نظريه‌اي كه در جامعه شناسي معاصر غالباً در بارة آنها بحث مي‌شود، جامعه شناسي پديده شناختي و روش شناسي مردم نگارانه است. جورج ريتزر ( 1975 ) اين دو نظريه را عناصر تشكيل دهندة انگارة تعريف اجتماعي مي‌داند. در اين راستا افكار ادموند هوسرل پايبند به اين است كه در لايه‌هاي گوناگوني كه كنشگران در جهان واقعي مي‌سازند رخنه كند تا ساختار اساسي آگاهي را دريابد. به بيان ديگر مي‌توان گفت كه هوسرل به صورت ناب آگاهي و فارغ از هر گونه محتواي تجربي، علاقمند بود. به نظر او، آگاهي را نه در سر كنشگر بلكه بايد در رابطة ميان او و شناخته‌هاي جهانش جستجو كرد. آگاهي يك پديدة رابطه‌اي است. شوتس واقعيت اجتماعي را داراي چهار قلمرو متمايز اجتماعي مي‌دانست. اين چهار قلمرو عبارتند از قلمرو واقعيت اجتماعي با تجربة مستقيم، قلمرو واقعيت اجتماعي بدون تجربة مستقيم، قلمرو آينده و گذشته.
بازار كار يكي از بازارهاي چهارگانه اقتصاد هر كشور مي‌باشد و اركان اصلي آن مانند هر بازار ديگري عرضه و تقاضا و در حقيقت عرضه و تقاضاي نيروي كار مي‌باشد. در ميان بازارهاي مختلف در اقتصاد، بازار كار تنها بازاري است كه عامل انساني در هر دو طرف عرضه و تقاضا خودنمايي مي‌كند.

موضوع اصلي اين تحقيق نقش كار از راه دور در ايجاد اشتغال و بررسي ميزان آگاهي دانشجويان دانشگاه آزاد واحد رودهن از كار از راه دور است. در اين پژوهش براي جمع‌آوري فصل هاي اول تا سوم از روش اسنادي بهره‌گرفته شده است و از فصل چهارم به بعد، از روش پيمايشي ( پرسشنامه‌اي ) بهره گرفته شده است. در اين تحقيق جامعه آماري 17120 نفر و حجم نمونه 250 نفر مي‌باشد. يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد كه از 250 نفر 15 نفر آگاهي خيلي پايين، 107 نفر آگاهي پايين، 73 نفر آگاهي متوسط، 34 نفر آگاهي بالا و 21 نفر آگاهي خيلي بالا دارند.
با توجه به اطلاعات بدست آمده از جدول فراواني متقاطع ( توافقي ) مشاهده شده و مورد انتظار، نتيجه مي‌گيريم كه: 1- ارتباط معناداري ميان آگاهي و جنسيت وجود ندارد. 2- ارتباط معناداري ميان آگاهي و سطح تحصيلات وجود دارد. 3- ارتباط معناداري ميان آگاهي و سال ورود به دانشگاه وجود دارد. 4

- ارتباط معناداري ميان آگاهي و تأهل وجود ندارد. 5- ارتباط معناداري ميان آگاهي و رشته تحصيلي دانشجويان وجود دارد. در ادامه در مورد فرضيات تحقيق نتايج زير به دست آمده است: 1- آشنايي با فناوري اطلاعات در افزايش ميزان آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار است. 2- آشنايي با كامپيوتر در گسترش ميزان آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثير گذار است. 3- آشنايي با اينترنت در گسترش ميزان آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار است. 4- تسلط به زبان انگليسي در پيشرفت آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذارنيست. 5- آشنايي با تأثيرات فناوري اطلاعات و ارتباطات در افزايش آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار نيست. 6- آشنايي با مفاهيم و مصاديق كار از راه دور در آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار است


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب

دکتر محمد ضيمران با اشاره به کمبود مقالات فلسفي خوب در ديارمان اظهار داشت: ما اگر به مباني و ريشه‌هاي فلسفه امروزين آشنا بشويم بهتر مي‌توانيم توليد انديشه بکنيم و توليد انديشه متضمن تعمق و تدبر در مباني است و ما در اکثر موارد از مباني غافليم. دکتر محمد ضيمران در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد اينکه مقاله فلسفي بايد داراي چه ويژگي‌هاي باشد که بتواند تأثيرگذار و ماندگار شود؟ گفت: فلسفه شاخه‌هاي مختلفي دارد که هر کدامشان ويژگي‌هاي خاص خودشان را دارند. از جمله متافيزيک يک شاخه‌اي از فلسفه است، معرفت‌شناسي شاخه‌اي ديگر از فلسفه است، اخلاق هم شعبه‌اي از فلسفه است و زيبايي‌شناسي هم شعبه‌اي ديگر است. وي افزود: بنابراين هر کدام از اينها خاصيتها و چارچوبهاي خاص خودشان را دارند . آنچه خيلي مهم است آن است که فلسفه دغدغه‌اش اين است که در پي ماهيت امور است، اگر ماهيت برمي‌گردد به اينکه بحث وجود را مطرح کنيم آن وجود شناسي حوزه‌اي است که مشخصات و مقدمات و مقارنات خاص خودش را دارد و اگر که از آنتو لوژي به اپيستمولوژي يا به معرفت‌شناسي عبور کنيم آن هم دغدغه مدرن است که دغدغه خاص مربوط به اينکه ماهيت وجود و دانش بشري دانايي و امکانات دانايي در سطح علم يا در سطح تخيل هنري است.
 
 
 اين استاد فلسفه هنر دانشگاه هنر در ادامه تصريح کرد: بنابراين هرکدام از اينها چارچوبهاي مخصوص خودشان را دارند و نمي‌شود به طور کلي فلسفه را به صورت انتزاعي مدنظر قرار داد. امروزه فلسفه يک شعبه نيست بلکه يک عنوان براي گستره وسيعي از دغدغه‌هاي بشري است. بنابراين اگر ما بخواهيم بحث فلسفه را دنبال کنيم اين است که فلسفه به چه صورت مي‌تواند تأثيرگذار درزندگي فردي و جمعي باشد. اين محقق و پژوهشگر اظهار داشت: بنابراين فلسفه دغدغه‌اش اين است که مي‌خواهد از حوزه و محدوديت علم عبور کند و يک نگاه فراحسي و جامعي را به دست آورد. پس فلسفه وقتي مي‌تواند تأثيرگذار باشد که بتواند دريافت عميقي از هستي و معرفت و همين‌طور اميدهاي بشري نسبت به آينده ارائه کند. ضيمران در مورد کمبود مقاله فلسفي خوب در ديارمان نيز گفت: ما تا دوراني که فلسفه اسلامي مسلط بود دانشمندان و فلاسفه عمده‌اي را در جامعه خودمان داشتيم و همه آنها در حوزه کار خودشان خلاق بودند ولي از زماني‌که مدرنيته در ايران وارد شد مباني مدرنيته و در واقع ريشه‌هاي درخت تنومند فرهنگ بشري در جاي ديگري رشد کرده بود و ما فقط شاخ و برگش را مي‌ديديم . فلسفه هم از همين قاعده مستثني نيست.




دکتر محمد ضيمران با اشاره به کمبود مقالات فلسفي خوب در ديارمان اظهار داشت: ما اگر به مباني و ريشه‌هاي فلسفه امروزين آشنا بشويم بهتر مي‌توانيم توليد انديشه بکنيم و توليد انديشه متضمن تعمق و تدبر در مباني است و ما در اکثر موارد از مباني غافليم. دکتر محمد ضيمران در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد اينکه مقاله فلسفي بايد داراي چه ويژگي‌هاي باشد که بتواند تأثيرگذار و ماندگار شود؟ گفت: فلسفه شاخه‌هاي مختلفي دارد که هر کدامشان ويژگي‌هاي خاص خودشان را دارند. از جمله متافيزيک يک شاخه‌اي از فلسفه است، معرفت‌شناسي شاخه‌اي ديگر از فلسفه است، اخلاق هم شعبه‌اي از فلسفه است و زيبايي‌شناسي هم شعبه‌اي ديگر است. وي افزود: بنابراين هر کدام از اينها خاصيتها و چارچوبهاي خاص خودشان را دارند . آنچه خيلي مهم است آن است که فلسفه دغدغه‌اش اين است که در پي ماهيت امور است، اگر ماهيت برمي‌گردد به اينکه بحث وجود را مطرح کنيم آن وجود شناسي حوزه‌اي است که مشخصات و مقدمات و مقارنات خاص خودش را دارد و اگر که از آنتو لوژي به اپيستمولوژي يا به معرفت‌شناسي عبور کنيم آن هم دغدغه مدرن است که دغدغه خاص مربوط به اينکه ماهيت وجود و دانش بشري دانايي و امکانات دانايي در سطح علم يا در سطح تخيل هنري است. اين استاد فلسفه هنر دانشگاه هنر در ادامه تصريح کرد: بنابراين هرکدام از اينها چارچوبهاي مخصوص خودشان را دارند و نمي‌شود به طور کلي فلسفه را به صورت انتزاعي مدنظر قرار داد. امروزه فلسفه يک شعبه نيست بلکه يک عنوان براي گستره وسيعي از دغدغه‌هاي بشري است. بنابراين اگر ما بخواهيم بحث فلسفه را دنبال کنيم اين است که فلسفه به چه صورت مي‌تواند تأثيرگذار درزندگي فردي و جمعي باشد. اين محقق و پژوهشگر اظهار داشت: بنابراين فلسفه دغدغه‌اش اين است که مي‌خواهد از حوزه و محدوديت علم عبور کند و يک نگاه فراحسي و جامعي را به دست آورد. پس فلسفه وقتي مي‌تواند تأثيرگذار باشد که بتواند دريافت عميقي از هستي و معرفت و همين‌طور اميدهاي بشري نسبت به آينده ارائه کند. ضيمران در مورد کمبود مقاله فلسفي خوب در ديارمان نيز گفت: ما تا دوراني که فلسفه اسلامي مسلط بود دانشمندان و فلاسفه عمده‌اي را در جامعه خودمان داشتيم و همه آنها در حوزه کار خودشان خلاق بودند ولي از زماني‌که مدرنيته در ايران وارد شد مباني مدرنيته و در واقع ريشه‌هاي درخت تنومند فرهنگ بشري در جاي ديگري رشد کرده بود و ما فقط شاخ و برگش را مي‌ديديم . فلسفه هم از همين قاعده مستثني نيست. وي افزود: ما اگر به مباني و ريشه‌هاي فلسفه امروزين آشنا بشويم بهتر مي‌توانيم توليد انديشه بکنيم و توليد انديشه متضمن تعمق و تدبر در مباني است و ما در اکثر موارد از مباني غافليم به همين دليل هم مقالات فلسفي کارآمد و مؤثر و عميق کمتر در جامعه ما توليد مي‌شود و بيشتر ما تقليد مي‌کنيم يا حداکثر ترجمه مي‌کنيم. بنابراين اگر ما به مباني و چارچوبها توجه بکنيم توليد انديشه و پيامدش يعني مقالات فلسفي گسترش و رواج پيدا مي‌کند و جامعه را روشنگري خواهد کرد. ضيمران در مود تفاوت ميان کتاب فلسفي و مقاله فلسفي گفت: امروزه اکثر انديشه‌هاي نو در ضمن مقالات ارائه مي‌شوند و کتاب يک جمع آوري و ما حصلي از انديشه‌هايي است که مقدمه‌اش در گذشته است يعني در دوره فلسفه يونان يعني افلاطون و ارسطو و شاگردان آنها وجودداشت و به تاريخ فلسفه بر مي‌گردد. حال آنکه يک مقاله فلسفي بيشتر مفاهيم و مباني را مد نظر قرار مي‌دهد و در پي آن است که يک دستاورد تازه‌اي ارائه نمايد. اين نويسنده و مترجم در پايان يادآور شد: مقاله فلسفي امروز بيشتر مي‌تواند راهگشا باشد تا کتاب فلسفي. کتاب فلسفي مجموعه‌اي است از انديشه‌هاي فلسفي که جمع‌آوري در کتاب شده حال آنکه يک رساله مختصر فلسفي شايد آن غناي خاص را بتواند عرضه کند.









 http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1056647





 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب
کار و زندگی ، مجید یکتایی ، تهران : علمی ، چاپ پنجم ، [بی تا] ، 455 ص،
زندگی در آغازین سال های قرن بیست و یکم ، حال و هوای خاصّ خود را دارد. انسان های امروزی بیش از آن که به زندگی و ماهیت آن توجه داشته باشند ، کار و ابعاد مربوط به آن را در کانون توجه خود قرار داده اند. با درنگی نه چندان عمیق در جهان چهار دهه قبل ، روند تحوّلی جوامع مختلف جهان را صرف نظر از سطوح رشد اقتصادی آنها ، می توان به نظاره نشست. چنین تحولی ، با سرعت و شتاب در انتشار اخبار و اطلاعات ، همراه بوده است. سلطه بی چون و چرای جعبه جادویی با مظاهر فریبنده و اغواگر آن ، نقش مهمی در ایجاد فاصله میان نسل ها و در نتیجه، کم رنگ تر کردن کارکرد ارزشی خانواده داشته است. جبهه گیری تمدن ها و فرهنگ های دیرین و نوپای جهان در برابر هم و برخورد میان آنها ، همه و همه دورنمایی است از ارمغان قرن حاضر برای انسان سرگردان و منتظر امروز. با وجود چنین تصویری از زندگی ، تلاش بی وقفه انسان ها در کسب درآمد، ولو به قیمت نداشتن حتّی لحظاتی برای زندگی ، عادی به نظر می رسد.
 
 

کتاب «کار و زندگی» به ماهیت و اهمیت کار و ارتباط آن با زندگی، به عنوان بخش جداناپذیر و مکمل آن پرداخته است. آنچه امروزه انسان را به تکاپو و کسب درآمد وا می دارد ، کار نیست؛ بلکه دست یافتن به پول و سرمایه است. در حالی که کار و کسب ، ماهیتی ارزشی ـ اقتصادی دارد. صرف برابر دانستن کار با پول و سرمایه ، ارتباط آن را با زندگی، کاملاً تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ در حالی که کار ، وسیله ای جهت ایجاد زندگی شاداب و ایمن و فارغ از دغدغه های کاذب امروز است.
با توجه به بررسی زوایای مختلف موضوع ، کتاب در شش بخش فراهم آمده است:
بخش نخست «چگونگی کار»نام دارد که مشتمل بر هشت فصل است : کار چیست ، شرافت کار ، کار عار نیست ، کار و تقدیر ، کار و وظیفه ، کیفیت کار ، تقلید و ابتکار و تنوع کار. در این بخش ، نویسنده سعی کرده است تا جنبه ارزشی کار را معرفی نماید. البته در بخش های دیگر کتاب نیز به این بُعد پرداخته شده است؛ امّا آغاز کتاب با چنین مطلبی ، نشان از تأکید و اصرار نویسنده بر ابعاد اخلاقی و ارزشی دارد. وی معتقد است : «در برابر شرافت کار ، رنج و خستگی ، خردی و بزرگی کار و هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد. کار از آن جا که شریف است ، هر جور باشد ، برای هر کس ، شایسته و لازم است . ساسان ، چوپانی می کرد. اردشیر بزرگ ، مؤبَد بود. یعقوب لیث ، سفیدگری داشت. بویه ماهیگیر بود. یاقوت حموی (نویسنده معجم البلدان) در خدمت تاجری ، غلامی می کرد. نادر ، پوستین دوز بود. حضرت محمّد(ص) بازرگانی و شتربانی می کرد. حضرت علی(ع) باغبانی ، موسی(ع) شبانی و عیسی(ع) درودگری می کردند. جِیمز وات ، به پیروی از شغل پدر ، ارّابه سازی می کرد. فرانکین ، کارگر چاپ خانه بود و پدرش شمع سازی می کرد. دانیل دُفو (نویسنده انگلیسی) جوراب باف بود. جانسون (هفدهمین رئیس جمهوری امریکا) خشت می زد».
بخش دوم به «دشمنان کار» اختصاص دارد که خود ، مشتمل بر یازده فصل است : بیگاری به ز بی کاری ، درخت کاهلی کفر آورد بار ، کار بی نقشه ، کار بی مسئولیت ، کار بی مُزد ، کار ارزان ، به هر کار ، بهتر درنگ از شتاب ، خطا در کار ، وحشت از کار ، همه کاره و هیچ کاره و آفت های کار.




کار و زندگی ، مجید یکتایی ، تهران : علمی ، چاپ پنجم ، [بی تا] ، 455 ص،
زندگی در آغازین سال های قرن بیست و یکم ، حال و هوای خاصّ خود را دارد. انسان های امروزی بیش از آن که به زندگی و ماهیت آن توجه داشته باشند ، کار و ابعاد مربوط به آن را در کانون توجه خود قرار داده اند. با درنگی نه چندان عمیق در جهان چهار دهه قبل ، روند تحوّلی جوامع مختلف جهان را صرف نظر از سطوح رشد اقتصادی آنها ، می توان به نظاره نشست. چنین تحولی ، با سرعت و شتاب در انتشار اخبار و اطلاعات ، همراه بوده است. سلطه بی چون و چرای جعبه جادویی با مظاهر فریبنده و اغواگر آن ، نقش مهمی در ایجاد فاصله میان نسل ها و در نتیجه، کم رنگ تر کردن کارکرد ارزشی خانواده داشته است. جبهه گیری تمدن ها و فرهنگ های دیرین و نوپای جهان در برابر هم و برخورد میان آنها ، همه و همه دورنمایی است از ارمغان قرن حاضر برای انسان سرگردان و منتظر امروز. با وجود چنین تصویری از زندگی ، تلاش بی وقفه انسان ها در کسب درآمد، ولو به قیمت نداشتن حتّی لحظاتی برای زندگی ، عادی به نظر می رسد.

کتاب «کار و زندگی» به ماهیت و اهمیت کار و ارتباط آن با زندگی، به عنوان بخش جداناپذیر و مکمل آن پرداخته است. آنچه امروزه انسان را به تکاپو و کسب درآمد وا می دارد ، کار نیست؛ بلکه دست یافتن به پول و سرمایه است. در حالی که کار و کسب ، ماهیتی ارزشی ـ اقتصادی دارد. صرف برابر دانستن کار با پول و سرمایه ، ارتباط آن را با زندگی، کاملاً تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ در حالی که کار ، وسیله ای جهت ایجاد زندگی شاداب و ایمن و فارغ از دغدغه های کاذب امروز است.
با توجه به بررسی زوایای مختلف موضوع ، کتاب در شش بخش فراهم آمده است:
بخش نخست «چگونگی کار»نام دارد که مشتمل بر هشت فصل است : کار چیست ، شرافت کار ، کار عار نیست ، کار و تقدیر ، کار و وظیفه ، کیفیت کار ، تقلید و ابتکار و تنوع کار. در این بخش ، نویسنده سعی کرده است تا جنبه ارزشی کار را معرفی نماید. البته در بخش های دیگر کتاب نیز به این بُعد پرداخته شده است؛ امّا آغاز کتاب با چنین مطلبی ، نشان از تأکید و اصرار نویسنده بر ابعاد اخلاقی و ارزشی دارد. وی معتقد است : «در برابر شرافت کار ، رنج و خستگی ، خردی و بزرگی کار و هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد. کار از آن جا که شریف است ، هر جور باشد ، برای هر کس ، شایسته و لازم است . ساسان ، چوپانی می کرد. اردشیر بزرگ ، مؤبَد بود. یعقوب لیث ، سفیدگری داشت. بویه ماهیگیر بود. یاقوت حموی (نویسنده معجم البلدان) در خدمت تاجری ، غلامی می کرد. نادر ، پوستین دوز بود. حضرت محمّد(ص) بازرگانی و شتربانی می کرد. حضرت علی(ع) باغبانی ، موسی(ع) شبانی و عیسی(ع) درودگری می کردند. جِیمز وات ، به پیروی از شغل پدر ، ارّابه سازی می کرد. فرانکین ، کارگر چاپ خانه بود و پدرش شمع سازی می کرد. دانیل دُفو (نویسنده انگلیسی) جوراب باف بود. جانسون (هفدهمین رئیس جمهوری امریکا) خشت می زد».
بخش دوم به «دشمنان کار» اختصاص دارد که خود ، مشتمل بر یازده فصل است : بیگاری به ز بی کاری ، درخت کاهلی کفر آورد بار ، کار بی نقشه ، کار بی مسئولیت ، کار بی مُزد ، کار ارزان ، به هر کار ، بهتر درنگ از شتاب ، خطا در کار ، وحشت از کار ، همه کاره و هیچ کاره و آفت های کار.
این بخش به آسیب شناسی کار پرداخته است. آنچه بر روند کار تأثیر منفی می گذارد و شخصیت آدمی را به گونه ای ناسالم پی ریزی می کند ، آفت و آسیب به شمار می آید. تنبلی و سستی در کار ، از دست دادن روحیه مسئولیت پذیری و از کف دادن فرصت ها و ... همه و همه از عوارض منفی و ناسالمی هستند که آفت و آسیب محسوب می شوند. این بخش به خوبی این عوامل را وا می کاود : «گویند بزرگان و پادشاهان ایران باستان ، فرزندان خود را همیشه به دهقانان و برزگران دانا و کاردان می سپردند تا آنها را به کار و کوشش وادار نمایند که به تنبلی و تن آسایی خو نگیرند. حال می گوید هیچ چیز بدتر از آن نیست که آدمی وقتش را به تنبلی و بیهودگی بگذراند. خانم لی لی آلن در کتاب راه موفقیت می گوید: بکوشید هر دقیقه سریعی که می گذرد چیزی در برابر آن اندوخته باشید. اگر از گذشت روزها و سیر زمان، اندوخته ای از کار و دانش نداشته باشیم ، دیگر چه خواهیم داشت ، و راستی زندگانی ما چه ثمری داشته است؟ وونارک می گوید: نه آن که تنبل نخواهد کار کند ، بلکه همیشه در آرزوی انجام دادن کار است، فقط تنبلی نمی گذارد از مرحله فکر و خیال به کار و عمل برسد. کوپر می گوید: تنبل به ساعتی ماند که عقربه نداشته باشد».
بخش سوم به «اساس کار» می پردازد و از دوازده فصل تشکیل شده است : تقسیم کار ، انتخاب کار ، کاردانی ، کار و ایمان ، اعتماد به کار ، کار و تمرکز قوا ، عشق کار ، پشتکار ، نظم کار ، افزارکار ، شرایط کار و انجمن جهانی کار. مؤلف، زوایای مختلف پرداختن به موضوعات کیفی کار را در این بخش وا کاویده است؛ چرا که کار با بسیاری از حوزه ها و موضوعات می تواند ارتباط داشته باشد؛ اما آنچه که نقش ارتباط را پررنگ می سازد ، اثربخشی بالایی است که در برخی از این روابط به چشم می آید؛ مباحثی از قبیل تمرکز ، پشتکار و انتخاب از حوزه روان شناختی ، کمک فراوانی به مقوله کار و اشتغال می نماید. نمونه ای از این بخشِ کتاب را با هم می خوانیم : «عشق و شور کار اگر در کار باشد ، هیچ وقت کاری ناتمام و نیمه کاره نمی ماند. داد به پارسی می گوید: زنهار تا با دلی شکسته و روانی افسرده به کارهای جهان نپردازی که دلْ شکسته را جز کاری پراکنده نیاید و زیان در زندگی و پریشانی بی پایان دارد. همیشه پیش از هر کار، میل و دلبستگی خود را به آن کار باید در نظر گرفت تا پای بی میلی و دل سردی در کار نیاید ، اگر کسی در کاری احساس بی میلی می کنید همان بهتر است که آن را رها کنید. مارک اورل می گوید: پیش از هر کار از عقل باید پرسید که آیا سودی در این کار هست یا نه ، درست گوش بدهید ، صدای عقل را بشنوید و آن گاه به کار بپردازید. بزرگ ترین کارها و شاه کارها با عشق به وجود آمده ، فردوسی ، حافظ ، نادر ، ناپلئون ، هومر ، لزار ، دانته ، گوته ، پاستور و همه و همه عاشق بوده اند. یکی عشق به میهن داشته ، یکی به افتخار و نام ، ناپلئون به جهانگیری و ژوزفین ، لامارتین به الویر و هوگو به ژولیت».
بخش چهارم «کار و زندگی» نام دارد که در ده فصل ، تنظیم گردیده است : کار و اجتماع ، زندگی به کار است ، کار باید کرد ، محیط کار ، پیشرفت کار ، کار امروز به فردا مفکن ، کار ماشینی ، کار و آسایش ، کار در خانه و کار در گذشته و آینده.
از آن جا که عنوان این بخش ، عنوان کتاب نیز قرار گرفته است ، می توان حدس زد که موضوع آن ، در نظر مؤلف ، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. توجه به کارکرد اجتماعی کار و ارتباط مؤثر آن با زندگی بشری ، از دغدغه های اصلی نویسنده به شمار می رود. در این بخش، ضمن به کارگیری سخنان پرنغز بزرگانِ اندیشه و ادب جهان ، اهمیت جایگاه کار و زندگی در نظر بزرگ مردان جهان ادب و اندیشه نشان داده شده است. در سایر بخش های کتاب نیز کم و بیش از این سخنان، سود جسته شده است. از آنچه در این قسمت ارائه شده می توان نتیجه گرفت که زندگی ، در کنار کار معنا می یابد ، نه درون آن. نگاهی دیگر داشته باشیم به این بخش از کتاب : «این زندگی برای ماست ، چه زحمت بکشیم و کار کنیم و تحصیل روزی نماییم و چه از بی کاری و گرسنگی بمیریم. این عقیده لُرد مِلبورن را توپفر سوییسی بهتر خلاصه می کند : جان من! باید کاری کرد و دیگر هیچ. در قرآن ، خداوند می فرماید : انسان ، چیزی جز کاری که می کند نیست. روسکن می گوید : بهترین درمان و آسایشِ تن ، آن است که بام تا شام کار کند. همین عقیده را پُل دومِر چنین می گوید : آسایشِ تن ، در کار روح است و آسایش روح ، در کار تن. شاعری گفته است:
بُوَد مرد هنرور را هر انگشت
کلیدی بهر قفلِ رزق در مُشت
از آن دستی که ناید هیچ کاری
بود بر تن ، عجب بیهوده باری».
بخش پنجم «کار و کامیابی» نام دارد که خود از نُه بخش تشکیل شده است : سعادت در کار است ، آغاز کار ، انجام کار ، کار نیمه کاره ، کار نشد ندارد ، خُردیِ کار ، به هر کار هنگام جستن نکوست ، کار و بازی ، و همکاری.
همچنان که گفته شد ، کتاب ، رویکردی ارزشی و اخلاقی به مقوله کار و تلاش دارد و از همین منظر به ارتباط پویا و سازنده کار با زندگی می پردازد. از همین رو ، بهره گرفتن فراوان از کلام بزرگان و آوردن اشعار بسیار از حکما و سرآمدنِ فرهنگ و اندیشه در سراسر کتاب به چشم می خورد. در این بخش به شکل ملموس تری ، این رویکردِ ارزشی جلوه دارد. توجه به جنبه سرگرمی و تفریح در کار ، از نکات دیگری است که در این بخش بدان پرداخته شده است. گزیده ای از این بخش را با هم بخوانیم : «وقتی فرصتی دست داد و کاری اقتضا کرد ، دیگر وقت آن که کلاهِ خود را بر سر محکم کنیم ، به ما نمی دهد ، زود فرصت می گذرد و برای ما یک تأسف همیشگی به جا می گذارد. زندگی به ما فرصت یک آب خوردن نمی دهد ، چگونه می خواهید کار امروز را به فردا بیفکنید؟ کسانی که می گویند فردا خدا بزرگ است ، برای همیشه در زندگی باز مانده اند و هیچ وقت روی کامیابی را نخواهند دید. نادر ، کریم خان زند ، ناپلئون ، آبراهام لینکُلن ، ادیسون و هانری فِرِد ، همه از این فرصت ها استفاده کرده اند. نادر و کریم خان ، از وضع آشفته زمان خود ، ناپلئون از نخستین مأموریت جنگی خویش ، لینکُلن از انتظار مردم برای نجات خود ، ادیسون از موقعیت ها و فرصت های بسیار کوچکی که هنگام مطالعه به آنها برخورد و هانری فِرِد از یک اختراع به جا و به موقع. سلطان سخنوری و غزل ، چه خوب فرموده :
سعدیا! دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست
در میانِ این و آن ، فرصت شمار امروز را».
بخش ششم و پایانی کتاب ، به «بهره های کار» اختصاص دارد و در هفت فصل تنظیم شده است : کار خوب ، کار و تندرستی ، کار نیکو کردن از پر کردن است ، کار مربی اخلاق است ، کار بهترین لذت است ، کار بهترین سرمایه است و کار ناکرده در این راه به جایی نرسی. بخش پایانی کتاب ، بهره ها و نتایج کار را می کاود. مؤلف ، پس از بررسی کار از ابعاد گوناگون در بخش های پیشین ، اکنون در این بخش ، به نتایج مباحث طرح شده می پردازد. تشبیه کار به «مربی اخلاق» و «بهترین لذّت و سرمایه» ، نشان از ابعاد فرامادی کار دارد. توجه به انجام دادن صحیح کار و انتخاب کار خوب و ارزشمند نیز از مباحثی است که در این بخش بدان پرداخته می شود : «ما خود ، مردم پرافتخاری هستیم ، چرا که تاریخ بزرگان ما ، سراسر پر از این گونه کارهای نیکوست. چنان که زمانی کارهای خوب و بزرگ زرتشت و کوروش ، ما را رستگار و نیک بخت کرده است و به ترقّی رسانده و زمانی دیگر ، کارهای انوشیروان و بزرگمهر حکیم و سلمان فارسی و یعقوب لیث و جلال الدین خوارزمشاه و کریم خان زند و میرزا تقی خان امیرکبیر و هزاران تن از بزرگان علم و ادب که تاریخ تمدن ما پر است از نام آن بزرگان. اگر همت و اراده ای مانند مردان بزرگ نداریم ، باز هر کدام می توانیم در کارهای خویش درستکار باشیم تا به بهره های واقعی کار و زندگی و تمدّن برسیم. اسمایلز می گوید ، بزرگی ، به کار است؛ یعنی کردار بیار و گِرد گفتار مگرد و چه خوب سروده ای است:
همت ، بلند دارد که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده اند».
توجه به کارکرد اجتماعی کار و ارتباط پویا و مؤثر با زندگی از دغدغه های اصلی نویسنده در این کتاب بوده است. در عصر معراج آهن و پولاد ، پرداختن به ابعاد ارزشی و معنوی کار و ارتباط آن با حیات و زندگی اجتماعی انسان ها ، خود ، یک نوآوری است. بهره گیری از کلام بزرگان به صورت حکمت های کوتاه و قطعات ادبی ، شیوه ای بوده است که نویسنده ، برای پررنگ

تر ساختن نقش معنوی انسان ها در کار و زندگی ، از آن غافل نبوده است.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب
در حالي چند روز از سال جديد آغاز گرديده است كه گفتمان «همت مضاعف و كار مضاعف» به صورت كاملاً ملموسي در حال
فراگيري در ادبيات اجتماعي مي باشد و در سطوح گوناگون در خصوص روند تحقق آن سخن به ميان مي آيد.

آنچه مسلم است اينكه همت و كار مضاعف هم در مسائل فردي قابل انجام مي باشد و هم در مسائل اجتماعي و تمامي عرصه‌ها از سياست تا اقتصاد و از فرهنگ تا علم و دانش را در برمي‌گيرد.

اما قطع يقين همت و كار مضاعف مي بايست داراي نمودهايي قابل مشاهده باشد و در غير اينصورت نمي توان ادعا كرد كه همتي مضاعف صرف كارها شده است.

از آنجايي كه به نظر مي رسد مبارزه با فقر و فساد و بي عدالتي مهمترين اولويت هاي اجتماعي در عرصه همت و كار مضاعف و مطالبه عمومي از مسئولان دستگاه هاي سه قوه مي باشد، فلذا زماني مسئولان مي توانند ادعا كنند كه همتي مضاعف داشته اند كه در پاسخ به اين مطالبه عمومي گام هاي اساسي بردارند.

نامه نمايندگان مجلس و مطالبه برخورد با دانه درشت ها از دستگاه قضا در صورتي كه رنگ عمل به خود بگيرد قطعاً يكي از نمودهاي همت مضاعف از سوي مسئولان خواهد بود.

البته دانه درشت هاي اقتصادي فقط بخشي از اين مطالبه عمومي مي باشند، چرا كه محاكمه و برخورد با دانه درشت هاي ديكتاتوري مدرن كه به دليل توهم خود بزرگ بيني تلاش كردند تا حماسه شيرين 40 ميليوني را در كام ملت تلخ كنند، يكي ديگر از مطالبات عمومي است كه انتظار مي رود با توجه به مسئوليت دستگاه قضايي در اين خصوص هر چه سريعتر عملي گردد.

در سوي ديگر قطعاً مي بايست مسير قانونگذاري در كشور در قوه مقننه در مسيري تبيين گردد كه از درون آن محصولي در جهت كم شدن مفاسد و رفع بي عدالتي هاي مختلف اجتماعي برداشت گردد كه قطعاً مهمترين و سرنوشت سازترين نمود همت مضاعف مجلسيان را مي توان در هموار ساختن راه مجريان طرح هدفمندسازي يارانه ها جستجو كرد.

در اين ميان مجريان اين طرح نيز مي بايست با پايبندي به قوانين زمينه نظارت صحيح ساكنان در خانه ملت را فراهم سازند.

دولتمردان دوره دهم نيز مي بايست با همت و كاري مضاعف در ميدان عمل اجراي دقيق و درست طرح ها و لوايح قانوني خصوصاً در عرصه هايي كه مطالبات انباشته شده مردم وجود دارد را در دستور كار قرار دهند.

اما آنچه همتي مضاعف را از سوي همه مسئولان سه قوه مي طلبد، حفظ اتحاد و وحدت در اجراي فرامين سكاندار انقلاب اسلامي است كه قطع يقين باعث خواهد شد در سالي كه قرار است يكي از مهمترين و سرنوشت سازترين جراحي هاي اقتصادي تاريخ انقلاب اسلامي به مرحله اجرا گذاشته شود، كشتي انقلاب را از توفان هاي گوناگون حفظ خواهد كرد.

تا پس از آنكه گفتمان اصلاح الگوي مصرف به عنوان اولين گام در جهت رسيدن به پيشرفت و عدالت سرلوحه زندگي ايرانيان گرديد، با همت و كاري مضاعف زمينه دستيابي به اهداف دهه چهارم از حيات انقلاب اسلامي فراهم گردد.


  منبع : www.khezrian.ir



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب