حجاب، هم محدوديت و هم مصونيت
1.كلا محدوديت بر خلاف باور اغلب مردم، چيز بسيار خوبي است. اصلا شما به نوع قضاوت مردم نسبت به آدمهايي كه محدوديت هاي اختياري دارند نگاه كنيد. آنها را تشويق مي كنند. يا به حال آنها غبطه مي خورند و حسرتشان را مي برند.
2.منظور از محدوديت در اين نوشته چيست ؟ محدوديت در اين نوشته يعني رژيم. يعني يك نوع سبك رفتاري كنترل شده. يك ليست از رفتارهاي انتخابي. و در كل يعني رژيم رفتاري اختياري و هدفمند.
3.مثال بزنم؛ يك روز دانش آموزي از من پرسيد چرا روي دوربين لب تاپتان چسب نزده ايد. با خودم فكر كردم اگر روي دوربين به خاطر مسائل امنيت اخلاق و اطلاعات چسب زده و به اين محدوديت تن داده بودم قطعا آن دانش آموز نگاه ديگري به من داشت. حتما درباره من فكر مي كرد چقدر حواسم جمع است و مراقبم كه دوربين لب تابم حفظ و ايمن باشد.
4.و حالا يك مثال ديگر؛ در سفري كه با دوستانم داشتم رفتار يكي از انها عجيب بود. او همراه گروه بود اما وقت غذا كه ميشد ديگر همراهي نمي كرد. براي خودش يك رژيم غذايي مخصوصي داشت. از ان ادمهايي بود كه كلا به محصولات مصنوعي و يا دستكاري شده و يا پرورشي چندان روي خوش نشان نمي داد. منوي غذايش با بقيه فرق مي كرد. يك محدوديت خوراكي و رژيم غذايي خاصي هم براي خودش درست كرده بود. محدود بود. رژيم داشت. از محدوديت خودش هم، خوب دفاع مي كرد. دلايلش معقول به نظر مي رسيد.
5.بنابراين محدوديت خودش يك سبك زندگي است. محدوديت با اين نگاهي كه خيلي اجمالي درباره اش چند سطري قلم زدم خيلي قشنگ است. حالا مي خواهم برخلاف آن شعار معروف درباره حجاب كه مي گويد؛ «حجاب محدوديت نيست، مصونيت است.» بگويم؛ «حجاب هم محدوديت است، هم مصونيت.» بعيد مي دانم كسي با خواندن اين متن مختصر مخالف نظر بنده باشد. با اين نگاه حجاب يك محدوديت محترم و شيرين است. مشكل ما اين است كه به زبان روز بايد واژه هايمان را تعريف كنيم.
6.و در نهايت تقوا يعني محدوديت . اما محدوديتي دوست داشتني . اين محدوديت ها به هيچ وجه منافي آزادي و اختيار انسان نيست. بلكه بر عكس تضمين كننده آزادي هاي فردي و اجتماعي انسان است.
ادامه مطلب













