جلوه معشوق


گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت

مست شکسته

نمی خندند. خدایا چرا اینها نمی خندند؟ مثل بقیه که حتی سعی می کنند بی جهت بخندند. خب خندوانه است دیگر. اما اینها نمی خندند.

تا آخرای برنامه صدبار از خودم و اطرافیانم پرسیدم؛ چرا اینها نمی خندند؟

درسته قبول دارم که اینها جانباز اعصاب و روان هستند. اما خب خنده باید برایشان خوب باشد. اما نمی خندند.

راستی اصلا چرا باید اینها بخندند؟

که شاد شوند.

که شاد شوند ؟ که چه شود ؟ اینها که تا انتهای شادی رفته اند. نیاز نیست بخندند.

رامبد؛ نتوانستی بخندانیشان !!!

جناب خان ؛ نتوانستی از خنده امانشان را ببری!!!

می دانید چرا؟

چون؛ مست شکسته داند قدر شکسته نوشی

چند روز پیش این شعر را در پس زمینه یک جام شکسته شراب از یکی از گروه های واتس آپ دریافت کردم. اول که خوشم نیامد از رنگ شرابش که در آن گناه بزرگ است. حذفش کردم. اما انگار شعرش درگیرم کرده بود. تا دیشب که سر و کله یک عده جانباز اعصاب و روان در برنامه خندوانه پیدا شد. آخرای برنامه بود که تازه معنای مست شکسته را دانستم .

  جامی شکسته دیدم در بزم می فروشی

گفتم بدین شکسته چون باده میفروشی؟؟؟

خندید گفت زین جام جزعاشقان ننوشند

مست شکسته داند قدر شکسته نوشی

مستان دل شکسته جام شکسته نوشند

کز ساغر شکسته خوش می رود خروشی

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1394/06/31/13940631000844_PhotoL.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 31 شهریور 1394 ساعت  7:13 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

مرگ خواری

كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ

هر کسی مرگ را می چشد

http://www.veecos.net/portal/images/stories/dead-soul.jpg

 

پی نوشت

حضرت آیت الله جوادی آملی:

انسان در مصاف با مرگ، مرگ را می‌میراند، به ذهن هیچ کس این مطلب نیامده است و دین این را گفته، «کل نفس ذائقه الموت»، درمصاف با مرگ ما او را می‌کوبیم و به زباله‌دان می‎اندازیم، در برزخ مرگ نیست و ما هستیم، انسان ذائق مرگ است نه مذوق مرگ، انسان مرگ را می‌میراند، این حرف انبیاء است؛ انبیاء حرف تازه دارند،‌ «و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون»، جوامع بشری به این حرف نمی‌رسند.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 31 شهریور 1394 ساعت  8:35 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

نقطه تعادل

برای همه انبیا و معلمها

«مایکل گراب» جادوگر نیست. تصاویر زیر نیز فتوشاپ نیستند.اما او با صبر و حوصله موفق به قرار دادن سنگ‌هایی با اندازه‌های مختلف بر روی هم شده است. برقراری یک تعادل بین سنگ‌ها کار آسانی نیست اما هیچ کار غیر ممکن نیست.

n00046826-r-b-000

 

n00046826-r-b-003

مایکل گراب با صبر و حوصله نقطه تعادل سنگهای ناموزون را پیدا می کند. تا سنگها بر روی هم قرار گیرند. آدمها هم موزون و ناموزون دارند. نقطه تعادل هم دارند. پیدا کردن نقطه تعادل آدمها هم صبر و حوصله می خواهد.  

گویند سنگ لعل شو در مقام صبر       آری شود ولی به خون جگر شود

معلم ها نقش مهمی در یافتن نقطه تعادل آدمها دارند. اصلا آنها می توانند نقطه تعادل را تعریف کنند. برای همین است که امام رحمه الله علیه گفته بود؛ معلمی شغل انبیا است. انبیا به دنبال تعادل و بالانس افراد و اجتماع هستند. آنها هم خون جگر خورده و صبر و حوصله داشته اند.

پس در نتیجه سنگ روی سنگ بند می شود به شرطی که نقطه تعادل پیدا شود.

  دلا! تا باغ سنگی، در تو فروردین نخواهد شد 

به روز مرگ شعرت سورۀ یاسین نخواهد شد

فریبت می‌دهند این فصل‌ها، تقویم‌ها، گل‌ها 

از اسفند شما پیداست، فروردین نخواهد شد

مگر در جستجوی ربنای تازه‌ای باشیم

وگرنه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد

مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیم

خدا با ما که دلتنگیم، سرسنگین نخواهد شد

به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله‌ور در باد  

بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 30 شهریور 1394 ساعت  8:25 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

ثانیه کشی... شماری

                                                                   به بهار

یاد گرفته ایم برای نوروز لحظه شماری و برای تحویل سال، ثانیه کشی ... نه، شماری کنیم. ثانیه کشی(به ضم کاف)...نه، شماری نشانی است از بی قراری ما برای دیدار بهار. هر چند دیدار بهار، راحت تر از آن است که خون بهایش کشتن ثانیه ها...نه، شمارش ثانیه ها باشد. بگذریم

یکی دو روز مانده تا بازگشایی مدارس در سال جدید و آغاز بهار علم و دانش. چرا برای بهار دانایی ثانیه کشی ... نه ، شماری نمی کنیم؟ در آستانه رخداد زیبایی قرار داریم. ورای ترافیک ابتدای مهر و آلودگی هوا و شهریه های آنچنانی و ... ای کاش خانواده ها ترنم ثانیه های باقیمانده تا آغاز بهار دانش را به گوش دانش آموزان می خواندند. هر چند دیدار بهار دانش، راحت تر از آن است که بخواهیم ثانیه ها را به پایش قربانی ...نه، شمارش کنیم. بهار دانش می آید، خواه  ثانیه ها را کشته باشی ، خواه شمارش کرده باشی.  

http://samadi62.persiangig.com/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1.jpg 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 30 شهریور 1394 ساعت  2:21 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

بازاریابی بدون قصد قربت

از راه رسیده و نرسیده کتاب را گذاشت روی میز کارم.

_ هدیه به شما

تا به حال هدیه ای با سرعت نور دریافت نکرده بودم که کردم. گفتم بنشیند. نشسته و ننشسته حرف از مجموعه کتاب نویسنده ای از شهدای گرانقدر انقلاب را آغاز کرد. نسبت دوری هم با خود شهید داشت. بازاریابی کتابهای آن شهید مظلوم را بر عهده گرفته بود. لیست آثار را ارایه کرد. سریع  مرور کردم. گفتم یک دروه از آثار شهید را به کتابفروشی ما بدهد. من منی کرد و سنجیده و نسنجیده گفت هزینه اش را باید پرداخت کنید. گفتم قاعده و رسم است که یک دوره از محصول را به عنوان نمایشگاه بدون دریافت پول ارایه می کنند. و همین که در کتابفروشی ما عرضه می شود خودش یک امتیاز مثبت است.

زیر بار نمی رفت. می گفت از تهران گفته اند باید پول پرداخت شود تا یک دوره ارایه گردد. تعجب کردم از او و از تهرانش. در این وانفسای فروش کتاب این دیگر چه اصراری است که ناشر و بازار یاب می کنند؟

بازاریاب فهیمده و نفهمیده بر حرفش اصرار می کرد. در نهایت فهمید که مقاومت فایده ندارد. خواست خداحافظی کند. گفت راستی پول کتابی که بهتون دادم را بدهید. تهران پولش را از من می گیرد. حیرت کردم از این بازاریابی نوین و این هدیه دادن با سرعت برق و آن تهرانش. دلم برایش سوخت. سریع پول هدیه را پرداخت کردم.

پی نوشت:

به فتوای مراجع یکی از مورادی که می توان از غیر بستگان هدیه را پس گرفت زمانی است که هدیه دهنده قصد قربت نکرده باشد.  

http://images.persianblog.ir/478038_3Oo7nBs7.gif  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   یک شنبه 29 شهریور 1394 ساعت  2:19 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

استندآپ سیاست

«استند آپ کمدی»(Stand-up comedy) نوعی از کمدی است که در آن اجرا کننده بدون وجود «دیوار چهارم» بصورت مستقیم با شنوندگان صحبت می‌کند.

«دیوار چهارم» چیست ؟

هنگامی که هنرمندان روی صحنه، از خود حرکتی نشان دهند که به منزله درک آنان از «حضور تماشگران» باشد، اصطلاحاً دیوار چهارم شکسته شده است.

واژه عربی و معادل استندآپ کمدی، «کومیدیا ارتجالیه» است. «ارتجالی» یعنی؛ آنچه بدون آمادگی قبلی گفته شود و انجام شود. مثل «کلام ارتجالی» و «سیاسه ارتجالیه». به معنای سخن به بدیهه گفتن و سیاستی را بدون اطلاع قبلی ارایه دادن.

 بر این اساس ما در کشورمان نه تنها در عالم هنر بلکه در عالم سیاست هم استند آپ کمدی های دل انگیزی را شاهده بوده و هستیم و خواهیم بود.

اما حیرت انگیز اینکه سیاست مداران ما چگونه با وجود شکستن دیوار چهارم باز هم سیاست ورزی می کنند. شاید هم در سیاست ورزی خود، هم زمان مراقبند دیوار چهارم شکسته نشود. الله اعلم  

پی نوشت

توضیح تصویر: باب هوپ، استندآپ کمدین مشهور آمریکایی در دورهٔ جنگ جهانی دوم


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 28 شهریور 1394 ساعت  6:01 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

جدایی دین از سیاست، خیر، از زندگی ، بله

دین از سیاست جدا نیست. آری همینطور است. بنده هم معتقدم دین از سیاست جدا نیست. بر همین اساس بر حمایت از نظام اسلامی که بر تئوری جدایی دین از سیاست، خط بطلان می کشد، پا فشاری می کنم.

اما امروز نشانه هایی مشاهده می شود که ما را نگران می کند که در عین باور به عدم جدایی دین از سیاست ، و در پناه این تئوری مدرن، دین دارد از زندگی جدا می شود. به عبارت دیگر خطر جدایی زندگی از دین سیاسی قابل لمس است. اجازه دهید این ادعا را به این شکل مطرح کنم؛ خطر جدایی «زندگی دینی» از «دین سیاسی»

خوب است به دو نشانه اشاره کنم که ادعای بدون دلیلی مطرح نکرده باشم.

نشانه اول؛ شبکه های قرآنی صدا و سیما

یکی از نشانه های بارز جدایی زندگی دینی از دین سیاسی، برنامه های شبکه های قرآنی صدا و سیما است. کافی است چند لحظه پای یکی از این شبکه ها بنشینیم. کاملا از فضای زندگی معمولی، وارد یک فضای خاصی می شویم که به راحتی قابل لمس است. اصلا شبکه های قرآنی صدا و سیما در مقایسه با سایر شبکه ها، یک پارادوکس عجیب را شکل می دهد. از نوع موسیقی موجود در شبکه های قرآنی که ابتدایی ترین تضاد را با موسیقی های سایر شبکه ها دارد بگیرید تا برنامه های کاملا «اجتماعی زدایی» شده. اصلا دقت بفرمایید به نظر شما وجود شبکه های قرآنی در کنار سایر شبکه های صدا و سیما، به منزله جدا شدن راه دین از اه زندگی مردم نیست؟ اگر به دین سیاسی اعتقاد داریم و معتقدیم دین برای همه عرصه های زندگی برنامه دارد، چرا حساب شبکه های قرانی را از سایر شبکه ها جدا می کنیم؟ و در شبکه های قرانی برنامه هایی ارایه می کنیم که با برنامه های زندگی امروزی مردم فاصله دارد. بنده گمان می کنم این خودش یک نشانه است.  

نشانه دوم : جریان شیرازی ها

دینداری به سبک جریان شیرازی ها دقیقا یکی از نشانه های آشکار جدایی زندگی دینی از دین سیاسی است. استقبال مردم از این جریان نه به معنای قبول نداشتن دین سیاسی است، بلکه به معنای کم رنگ شدن باور به توانمندی دین سیاسی است. دین داری به سبک جریان شیرازی ها چگونه است؟

از روی برنامه های شبکه هایشان می توانید بفهمید. برنامه هایشان تقریبا شبیه شبکه های قرانی خودمان است. فقط با چاشنی تعصب زیاد و اختلاف افکنی، ایده آل گرایی ها و رویاپردازی های عجیب و در یک کلام؛ مستحب بازی های مدرن. تفاوت عمده برنامه های جریان شیرازی ها با برنامه های شبکه های قرانی داخلی در بی توجهی به مسائل سیاسی است. انها بر خلاف شبکه های قرانی داخلی در میان برنامه ها گریزی به مسائل سیاسی بخصوص امریکا و رژیم صهیونیستی نمی زنند. به عبارت دیگر شبکه های داخلی بذر باورهای سطحی و شعاری به دین را می پاشند و در نهایت شبکه های جریان شیرازی ها با ویژگی هایی که بیان شد، به برداشت این محصول آماده می پردازند.

در پایان به بخشی از این روایت دقت بفرمایید؛

  پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله به امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: هرگاه دیدی مردم به فضایل و مستحبات می پردازند ، تو به کامل کردن واجبات بپرداز ...

واجبات زندگی امروزی ما در سطح مردم و حکومت چیست ؟ قرار است دین سیاسی به این واجبات بپردازد. اگر موفق نباشد نشانه هایش به راحتی قابل لمس می شود؛ مستحب گرایی و دیگر هیچ.

همچنین در این روایت دقت کنید؛

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: عبادت ده جزء دارد، نُه جزء آن در طلب حلال است.

وقتی طلب حلال در دامن حکومت دینی دشوار باشد، حکومت مجبور می شود به ان یک جزء باقی مانده بیشتر بپردازد که قطعا ان یک جزء، واجبات و مستحبات است که به ناچار تا آنجا که می شود به مستحبات می پردازد و دیگر هیچ.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 28 شهریور 1394 ساعت  11:24 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

حاج آقا جوشکار

شبکه خبر در برنامه ای به اسم «نبض دانشگاه» سراغ موضوع ازدواج دانشجویی رفته بود. زوایای مختلف ازدواج دانشجویی توسط خود دانشجویان و کارشناسان مورد برسی قرار می گرفت. در آخر، گزارشگر برنامه سراغ روحانی ای در دانشگاه خواجه نصیر رفت. روحانی فعالی که واسطه خیر بود و دختر پسرها را به هم وصل می کرد. روی همین اساس معروف شده بود به «حاج آقا جوشکار».

قابل تقدیر است که فردی واسطه امر خیر شده است. اما امر خیر فقط رساندن دخترها و پسرها به یکدیگر نیست. به عبارت دیگر امر خیر فقط جوشکاری نیست. بلکه دخترها و پسرها غیر از جوشکاری نیاز به بنایی (مسکن) و نانوایی(اشتغال) و ... هم دارند.

اگر قرار است جوانها را به ازدواج کردن تشویق کنیم ، از صفر تا صد مساله ازدواج را مهندسی کنیم. ان شاء الله

http://diyarmirza.ir/wp-content/uploads/2014/06/380098_385-800x533.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 25 شهریور 1394 ساعت  10:11 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

اصل تمایل

مشتری گرامی

با سلام و احترام

هزینه اشتراک سالیانه سرویس پیام کوتاه بانک ... ، 40000 ریال می باشد. در صورت عدم تمایل، عدد 1 را به شماره ... ارسال فرمایید. با تشکر. بانک ....

به متن این پیامک دقت نمایید. اصل را بر «تمایل مشتری» بر ادامه دریافت خدمات گذاشته شده است. بانک از مشتری می خواهد در صورتی که «عدم تمایل» دارد، اعلام کند.

«اصل تمایل» می گوید؛ مشتری مایل است خدمات ما را دریافت کند. بر این اساس فروشنده، اصل را بر این می گذارد که مشتری تمایل به ادامه دریافت خدمات دارد. این نگاه، بازاریابانه و رو به جلو و مثبت است. و البته کم زحمت هم هست. چون درصدی از مشتریان حوصله ارسال پیامک عدم تمایل را ندارند. بخصوص مشتریانی که ماندن در وضعیت قبلی را ترجیح می دهند. و البته این ماندن در وضعیت قبلی چندان جالب نیست.

یک ذهنیت تاریخی در ما شکل گرفته که هر چه مربوط به گذشته است خوب و خاطره ای است. با صفا و بی عیب است. و چه بسا که ماها با گذشته هایمان چه خاطره بازی ها و نوستالژی گری هایی نمی کنیم. اما فراموش نکنیم همیشه وضعیت گذشته انطور که در ذهن ما مطلوب به نظر می رسد نیست. پس سعی کنیم نگاه رو به جلو ، مثبت و سازنده ای داشته باشیم.

ما فات مضی و ما سیاتیک فاین          قم فاغتنم الفرصه بین العدمین

گذشته از تیر رس ما خارج و آینده در دست ما نیست. سعی کنیم هم اکنون را در یابیم.

http://themeline.ir/wp-content/uploads/2015/09/Internet-Marketing-Secrets.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 25 شهریور 1394 ساعت  8:48 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

فلسفه سجده

بنا به دلایل فقهی در سجده، سر بر زمین یا آنچه که از زمین روییده و البته خوراکی نیست قرار می گیرد. بر همین اساس ما شیعیان از مهر در سجده استفاه می کنیم. پیشانی بر خاک گذاشتن اوج خضوع و بندگی در برابر خداوند تبارک و تعالی است. ساییدن و نهادن بالاترین قسمت بدن بر بی ارزش ترین ماده عالم، یعنی فرو ریختن همه تکبرها و انانیت های انسان است. پس مهر یعنی قطعه ای از زمین، از خاک. مهر یعنی خاکی که سر بر آن می گذاریم تا خضوع و خشوع و سجده کنیم. بنابراین؛ مهر همان خاک است با تمامی ویژگی های خاکهای معمولی. حال اگر این مهر از خاک کربلا باشد، خضوع و خشوع و خاکساری نماز گزار بیشتر می شود. زیرا این خاک نزد عاشقان اباعبدالله نماد ویژه بندگی است. خاکی است که خون بهترین بندگان خدا در راه بندگی بر آن ریخته شده است. و البته در تربت سید الشهدا شفا نیز هست. و البته تربت واقعی، و نه هر خاک منسوب به کربلا.

با توجه به این نگاه اصیل به مساله سجده بر خاک، متاسفانه برخی سازندگان مهرها به غلط نامهای مقدس را بر روی آنها حک می کنند. این کار کاملا اشتباه است. چرا متوجه نیستیم که این خاک است و نماد بی ارزشی. چرا باید نام های مقدس بر خاک بی ارزش نوشته شود؟ ای کاش آگاهان و دست اندر کاران جلوی این کار غلط را می گرفتند و اجازه نمی دادند این نام های مقدس بر خاک بی ارزش ثبت شود.

http://shahrefarang.s3.amazonaws.com/wp-content/uploads/2011/10/mohr-panjtan-2-03.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 24 شهریور 1394 ساعت  9:43 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

ثمره بیداری

1.جلسه، بعد از نماز ظهر و ناهار شروع شد. در سفره دوغ هم بود. و این علامت آن که مقاومت در برابر خواب غیر ممکن است. اولین نشانه های ناتوانی مدعوین در برابر هجوم لشگر خواب را می شد در اعضای مسن تر جلسه مشاهده کرد. بخصوص یکیشان که خیلی زود در پرده های خواب فرو رفت و آوای نرم و یک دست و خواب آورش آهنگ پیشواز جلسه شد. اعضا با لبخند به یکدیگر نگاه می کردند. شاید به دنبال راه حلی بودند تا بیدارش کنند. یکی از حاضران حرف زیبایی زد. گفت؛ «اگر بیدارش کنید می رود.» راست میگفت. چون آن شخص خواب زده،  قبل تر گفته بود جلسه ای دارد و باید برود.

2.آری بیداری، نشانه بودن است. و بودن، مقدمه رفتن است.

هستم اگر میروم، گر نروم نیستم

ملتی که رفتن را تمرین نکند ، نیست می شود. مرداب می شود.

3.بخش خبری بیست و سی، مردی را نشان می داد که به نشانه اعتراض به یکی از نمایندگی های بیمه، با خودرو کوبیده بود به در و شیشه آن نمایندگی. مرد، معترض به خدمات نامناسب بیمه بود. بیدار شده بود. و ثمره بیداری اش، اعتراض حیرت انگیزش بود.

 

4.در همان بخش خبری، شایعه ای پخش شد مبنی بر تجمع مردم معترض در برابر دو تولید کننده خودرو.

5. این نشانه های بیداری برای ملت ما تازگی ندارد. ملت ما 36 سال پیش به یک بیداری بزرگ رسید. امروز نیاز به بیداری در جزییات دارد. و اصلا هر روز باید بیدارتر از دیروز شود.  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 24 شهریور 1394 ساعت  12:34 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

همایش خانواده ماندگار

خوشبخت ترین و ماندگاترین زوج در این سرزمین را بشناسید. با شاد ترین و سرزنده ترین خانواده در کشور آشنا شوید. یک مرد و یک زن و یک کودک. همیشه در کنار هم. باورتان نمی شود اگر بگویم در کجا زندگی می کنند. حیرت می کنید. آنها کنار هم در یک قوطی کمی بزرگتر از قوطی کبریت زندگی می کنند. اما یک لحظه اجازه نمی دهند لشکر غم، شادی را از آنها بگیرد. در سرد و گرم زندگی خم به ابرو نمی آورند. محکم ایستاده اند. به ما می خندند و با خنده به ما می گویند اگر در زندگی نخندی بازنده ای. این خانواده خوشبخت اتفاقا کهنسال ترین خانواده هم هستند. از روزی که بچه دبستانی ای بیش نبودم این خانواده را بیاد دارم. هر وقت آنها را می دیدم همچنان کنار یکدیگر و با لبخند به من نگاه می کردند. آنها همسران ماندگار هستند. حتی وقتی مشتری شربت سانستول را از داروخانه می خرد و همه محتویات ان را می نوشد و قوطی ان را در سطل زباله می اندازد بازهم این زوج خوشبخت می خندند. پیشنهاد می دهم همایش خانواده ماندگار برگزار شود و این زوج خوشبخت را به عنوان خانواده ماندگار معرفی کنند.

http://darooyab.epage.ir/images/darooyab/product/images/%D8%B4%D8%B1%D8%A8%D8%AA%20%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%84.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 21 شهریور 1394 ساعت  8:19 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

کفش سعدی و زیر شلواری اش

سعدی در قرن 7 هجری قمری

در همه عمرم از گردش ايام و فراز و نشيب آن گله و شکايتي نمي کردم تا اين که زمانه چنان بر من تنگ و سخت گرفت که ديگر حتي نمي توانستم پاپوشي براي خود بخرم. دل آزرده و پابرهنه به جامع شهر شدم. به مسجد که شدم مردي را ديدم که يک پا نداشت، به خود آمدم و ديگر کفش نداشتن خود را از ياد بردم.

سعدی در قرن 21 میلادی

 در همه عمرم از گردش ايام و فراز و نشيب آن گله و شکايتي نمي کردم تا اين که زمانه چنان بر من تنگ و سخت گرفت که خوددم زباله ها را از طبقه 21 آپارتمان پایین می آوردم . شبی ساختمان خلوت بود، دل آزرده و با زیر شلواری کیسه زباله را با آسانسور پایین اوردم تا در سطل زباله ساختمان بریزم. به طبقه هم کف که شدم مردي را ديدم که با شلوارک مشغول شستشوی خودرواش بود. به خود آمدم و ديگر زیر شلواری پوشیدن خود را از ياد بردم.

http://img1.tebyan.net/big/1393/09/6513136241240144777111115314817216114012914.gif


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 20 شهریور 1394 ساعت  6:54 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

آسمان و ریسمان

1.معنای «آسمان ریسمان بافتن» را تا حدودی می دانستم. جمعی از تولیدکنندگان و دست‌اندرکاران صنعت خودرو در خصوص «کمپین تحریم خرید خودروهای داخلی» به آیت الله اردبیلی نامه نوشتند. آن را که خواندم، بهتر از قبل با معنای «آسمان ریسمان بافتن» آشنا شدم. البته قبل از مرور نامه خودرو سازان، اجازه دهید به نکته دیگری اشاره کنم که در شماره 2 خواهید خواند.

 2.دیشب کتاب «تفکر انتقادی در کلاس درس» را از فرهنگسرا خریدم. موضوع کتاب «مهارت های تفکر» یا «مهارت های محوری» است. هدف کتاب آشنا سازی دانش آموزان و دانشجویان با «تفکر انتقادی» است. تفکر انتقادی با استدلال ارتباط دارد. به این گونه که افراد می کوشند نشان دهند نظر آنها از نظرات دیگران بهتر است.

3.نامه خودرو سازان تمرین عملی خوبی برای نقد به وسیله مهارت تفکر انتقادی است. نامه را بخوانید؛

ادامه این نوشته را در ادامه مطلب بخوانید.

http://arvandplak.ir/wp-content/uploads/2015/08/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 20 شهریور 1394 ساعت  5:41 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

استند آپ کمدی

شواهد و قراین حاکی از آن است که مردم ما خیلی فنی/حرفه ای نیستند. یعنی نگاه تخصصی/کارشناسی به رویدادهای اطرافشان ندارند. مثل سایر انسانها در اطراف و اکناف این دنیای پنهاور، ذائقه اشان در اختیار رسانه ها است. و رسانه نشان داده که بیشتر سرگرمِ، سرگرم کردن مخاطب عام است.

گفتم مردم ما چندان فنی نیستند. یکی از نشانه هایش اینکه حساب کنید خط تولید خودرو در کشورمان از چند سال پیش تا به حال مشغول فعالیت است. تاریخچه خودرو سازی را پس از انقلاب اسلامی بررسی کنید. بعد ببینید مردم ما چقدر دیر نسبت به بی کیفیت بودن خودروهای داخلی واکنش نشان دادند. خب این خودش یکی از نشانه های نقص آگاهی های فنی مردم است.

اجازه دهید یکی دیگر از نشانه های فنی نبودن مردممان را تشریح کنم. برنامه خندوانه و نوع مواجهه مردم با پدیده «استند آپ کمدی» شاخص بسیار جالبی برای درک میزان فنی بودن مخاطبان این برنامه است. یکی از کمدینهایی که در مسابقه خنداننده برتر حضور داشت اما متاسفانه رای نیاورد «امیر کربلایی» است. این کمدین در کارش خلاقیتهای ویژه ای دارد. و نکات ظریف فنی و هنرمندانه ای را رعایت می کند. برای درک بیشتر به این ویدئوی وی در آخرین اجرایش در برنامه خندوانه نگاه کنید. (http://www.aparat.com/v/Y1yPs)

نگاه خلاق و فنی وی به مساله کتاب خوانی واقعا قابل ستایش است. آنچه تا کنون از اجراهای سایر کمدین ها دیده یم غالبا نقل خاطرات شخصی و اتفاقاتی روزمره ای است که امکان داد برای همه رخ دهد. اما کمدی امیر کربلایی از برجستگی ها و ظرافتهای ویژه ای برخوردار است. متاسفانه مردم ما به خاطر ضعف نگاه فنی و عدم آشنایی با اجراهای خلاقیت محور به او رای ندادند.

رای نیاوردن استند اپ کمدی خلاق و فنی کربلایی، شاخص جالبی برای درک نقص نگاه فنی مخاطبان سیما است.بر این اساس استند آپ کمدی شاخص خوبی برای درک تراز نگاه فنی مخاطبان سیما است.

http://dezfun.com/wp-content/uploads/2015/09/Khandevaneh-Dezfun.com-1.jpg    


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 20 شهریور 1394 ساعت  3:45 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

خدایا! بوس بوس

آن چوپانی که با خدای مهربان یک جوری حرف می زد را یادتان هست؟ دید موسی یک شبانی را به راه ...

تا آنجا که؛  تو کجایی تا شوم من چاکرت      چارقت دوزم کنم شانه سرت... تا آخرش.

یادتان آمد ؟

فرض کنید آن چوپان الان و در سال 2015 بخواهد با خدای مهربان حرف بزند. دوست دارید بدانید چگونه حرف می زند؟

پس کتاب «چوپان معاصر» را بخوانید. من چندتا از اون مناجاتها را براتون می نویسم.

خدایا!

بوس بوس

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1393/12/23/3043633_942.jpg

لطفا برای خواندن ادامه مناجاتها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 20 شهریور 1394 ساعت  12:38 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

تا قیمتهایمان را کاهش دهد(2)

مردم نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و از کمی باران شکایت کردند و عرض کردند: ای اباالحسن! برای مان دعای طلب باران بخوان. پس امیرالمؤمنین علیه السلام، حسنین علیهماالسلام را طلب کرده و به حسن بن علی علیه السلام فرمودند: برای ما دعای طلب باران را بخوان. پس حسن بن علی علیه السلام اینچنین دعا نمود:

پروردگارا! ابرها را برای ما با گشودن درهایش برای ریزش آبهای بسیار فراوان و پی در پی به حرکت درآور.

ای بخشنده! برای ما باران فرو ریز، پی در پی فراگیر رویاننده، قفلهایش را بگشا، و موانعش را برطرف کن، و ریزش آنرا آسان گردان، و در آمدن آن برای نمناک ساختن دشتها به وسیله ریزش آب تسریع فرما.

ای تلاشگر برایمان باران فرو ریز، بارانی قطره قطره، فراوان و بسیار، پی در پی و فراگیر، نمناک کننده، وسیع و کافی، سریع و پاکیزه و رویاننده، گوارا و مبارک، عریض و گسترده که دشتها را نمناک سازد.

در کوه و دشتمان، و شهر و بیابانمان باران فرو ریز، تا قیمتهایمان را کاهش داده، و در کیل و وزنمان برکت عطا کنی، روزیمان را بما بنمایان، و قحطی را معدوم ساز، ای پروردگار جهانیان اجابت فرما.

http://boshrouyeh.com/wp-content/uploads/2013/01/rain.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 19 شهریور 1394 ساعت  7:37 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

تا قیمتهایمان را کاهش دهد(1)

روایتی می خوانم از وجود مقدس پیامبر اکرم(ص)، روایت عجیبی است. رسول مهربانی نگران امت است. نگران از برای چه ؟

حتما می گویید رسول مهربانی نگران ایمان امت بخصوص در آخر الزمان است. شاید هم نگران مسائل فرهنگی، تهاجم فرهنگی، ماهواره، فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و ...

اجازه دهید با کمال شگفتی بگویم رسول مهربانی در این روایت نگران چیست.

رسول ما نگران «گرانی» است.

حق دارید تعجب کنید. زیرا خیلی کم و یا شاید اصلا این روایت را نشنیده باشید.

«هر که برای امت من یک شب آرزوی گرانی کند خدا چهل سال عبادت او را باطل کند.»   


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 19 شهریور 1394 ساعت  7:35 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

  • صفحات :  1 2 3 4