حرفه ای
إنَّ اللهَ يُحِبُّ المُؤمِنَ المُحتَرِفَ
پیامبر اکرم(ص)؛ خداوند مومن« فنی حرفه ای» را دوست دارد.

ادامه مطلب
إنَّ اللهَ يُحِبُّ المُؤمِنَ المُحتَرِفَ
پیامبر اکرم(ص)؛ خداوند مومن« فنی حرفه ای» را دوست دارد.

«بازی جدید پرندگان خشمگین... . این بازی برخلاف دیگر بازی های پرندگان خشمگین از سبک خاصی برخوردار می باشد. در این بازی، باید سعی کنید انگری بردز بازی را به معشوقش برسانید...»
سایتی که این توضیحات مقدماتی را درباره بازی جدید angry birds نوشته، در ادامه مطلب امکان بازی آنلاین را هم برای کاربر خود فراهم کرده است.
دکمه پلی را کنجکاوانه می زنم. بازی شروع می شود. فضا کاملا عوض شده و رمانتیک است. از بالای صفحه گلهای بنفش به پایین می ریزد. بک گراند کاملا عاشقانه است. کلیدX را فشار می دهم. پرنده حرکت می کند. آنقدرها هم خشمگین نیست. در مسیرش قلبهای قرمز را از پیش پا بر می دارد. می رسد به یک خانم پرنده خوشحال. صدای بوسه آب داری پایان این مرحله را اعلام می کند.
انگری برد عاشق شده است. و کاربر باید این عاشق را به معشوقش برساند.
صرفا جهت اطلاع ...


خدایا وقتی می بینم سر کوچه تو هم زباله می گذارند،
خیالم راحت می شود که همسایه های بدی داری،
اما تحملشان می کنی.
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ في جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرين
وای در همسایگی خدا چه کردم
دوی امدادی(1)
مسابقهٔ امدادی نوعی رقابت ورزشی است که در آن اعضای یک تیم هر کدام بخشی از مسیر را طی میکنند.
![]()
دوی امدادی(2)
نوعی رقابت است که شهدا بخشی از مسیر را طی می کنند و دوستان شهدا ادامه مسیر را می پیمایند.
دوی امدادی(3)
مایلم اعضای بدنم را در زمان مرگم اهدا کنم باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم نجات بخش زندگی دیگری باشد.

امام کاظم(عليه السلام):
«ليس بينه و بين خلقه حجابٌ غير خلقه»
غير خود خلق، بين خلق و خالق حجابي نيست.

پلیس فتا می گوید؛ بازی «کلش اف کلنز» اعتیاد آور و آسیب زا و ... است.
سریع اسم بازی را در گوگل جستجو می دهم. دانلود و نصب و باز می کنم. از گونه بازی های استراتژیک است. نیاز به آموزش دارد. زمان می برد. خیلی اهل این بازی ها نیستم. هر چند با بازی های یک خطی راحت ترم. مثل بازی «ساب وی سورف» .
از رفتار خودم خنده ام می گیرد. هنوز خبر اعتیاد آور بودن بازی «کلش اف کلنز» را تا آخر نخوانده ام، که بازی را نصب و اجرا کرده ام.
یادش بخیر در دوران ابتدایی. روزی مدیر مدرسه سر زده آمد سر کلاس. برپا دادند. ایستادیم. مدیر با هیجان گفت بچه ها مداد زیر پای همدیگر نگذارید. از کلاس بیرون نرفته بود که برجا دادند. همکلاسی جلویی ام خواست بنشید. یکی دیگر از همکلاسها زیر پایش مداد گذاشت.
می گویند اگر یعقوب به پسرانش نمی گفت؛ مراقب باشید گرگ یوسف را نخورد، برادرها به فکرشان هم نمی رسید که بیایند و بگویند؛ گرگ یوسف را خورد.
آیا این منطق درستی است؟ و آیا مصداق همان «تشییع فاحشه» که در قرآن کریم از آن نهی شده است ؟
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آوردهاند، شيوع پيدا كند، براى آنان در دنيا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود، و خدا [ست كه] مىداند و شما نمىدانيد.
تشییع فاحشه در قرآن کریم شان نزول خود را دارد . و شامل اینگونه مصادیق معمولی و روزمره نمی شود. چه اینکه اگر اینگونه بود نباید خداوند متعال به حضرت آدم آن زمانی که او را در بهشت سکنی داد بگوید که مراقب وسوسه های شیطان باش.
اینکه خداوند به ادم می گوید مراقب شیطان باش، یا اینکه مدیر ما می گوید مداد زیر پای همدیگر نگذارید یا یعقوب به پسرانش می گوید مراقب باشید گرگ یوسف را نخورد و .... همگی پیامهایی هستند که روزانه صدها عدد از این پیامها را از طرق مختلف دریافت می کنیم. و البته ناگزیر هم هستیم. اما اینکه این پیامها قطعا منشاء تولید رفتار باشند، درست نیست. هر چند قابل پذیرش است که این پیامها می توانند انگیزه های برخی رفتارها باشند.

از کنار میوه فروشی رد می شوم. خربزه ها چشمک می زنند. چند قدم بر می گردم عقب. مغازه خلوت است. میوه فروش بالای سر میوه هاست.
_ خربزه کیلو چند ؟
_ 1300
با تعجب نگاهش می کنم. از نگاهم می فهمد که می فهمم. توضیح می دهد؛
_ این چند روزه قیمت خربزه «پا ورداشته». بخصوص که پاییز هم نزدیکه...
همینطور یک ریز نگاهش می کنم. فکر نکنم بفهمد. توضیح می دهم؛
_ پا ورنداشته، «پر در آورده». این روزها کاسب جماعت عاشق پر زدن قیمتها است. فقط با منطق سود آوری به هر قیمتی. و خدا می داند چقدر عاشق این پا ورداشتن هستند. و البته غافل از اینکه یک روزی هم «پا از پا» بر نخواهند داشت که دوباره از آنها بپرسند؛
_ خربزه کیلو چند؟!!!!!!
پی نوشت؛
پیامبر اکرم(ص) فرمودند؛
هرگاه روز قیامت بیاید، بنده «قدم از قدم» بر ندارد، مگر اینکه از او درباره چهار چیز پرسیده مىشود:
نیچه به فیلسوفان می گوید؛ « خانه هایتان را در دامنه های کوه آتشفشان بنا کنید »
یکی از کسانی که درباره این سخن نیچه مفصل حرف زده است، مرحوم شهید آوینی می باشد. ایشان در کتاب رستاخیز جان به مناسبت بحث درباره انفجار اطلاعات و دهکده جهانی و ماهواره و ... اشاره به این سخن نیچه می کند.
واقعیت اینکه این سخن نیچه و تحلیل های جالب شهید آوینی راه کار خوبی است. برآیند این نگرشها مبتنی بر انفعال زدایی دربرابر تهاجم فرهنگی است. مبتنی بر جوشش و حرکت و ابداع و خلاقیت است.
حسرت نبرم به خواب به ان مرداب کارام درون دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از طوفان دریا همه عمر خوابش اشفته است
امروز مقاله ای را درباره آموزش و پرورش مدرن و پیشرفته ژاپن مطالعه می کردم. نویسنده مقاله ما را در ابتدا با وضعیت این کشور آشنا می کند ؛
نگاهی به ژاپن
کشور آتشفشانی و زلزلهخیز ژاپن از 4 جزیزه بزرگ و3900 جزیره کوچک تشکیل شده است .مساخت ژاپن 378 هزار کیلومترمربع – کمتر از یک چهارم ایران – و جمعیت آن 125 میلیون نفر – یعنی 2 برابر ایران – است . بیش از 67 در صد این کشور را کوه و جنگل و 15 در صد آن را زمینهای کشاورزی فراگرفته است . این کشور فاقد هرگونه منابع طبیعی مثل نفت وگاز است ولی درآمد سرانه مردم آن 38 هزار دلار- 15 برابر ایران – است که این نشانگر آنست که سطح رفاه در این کشور آسیایی از آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی بالاتر است ...
حالا مجدد به حرف نیچه و تحلیلهای شهید آوینی فکر می کنم. و ژاپن ناخواسته خانه میهنش بر آتشفشان بنا شده است. و این هم تاثیرات آتشفشان نشینی ژاپنیها.

بالاخره فیلم محمد(ص) اکران شد. و در روز اول با استقبال بی نظیری روبرو گردید. قابل پیش بینی هم بود. محبت مردم ما به اسلام و شخصیت اول این دین جهانی غیر قابل انکار است.
اما خارج از مرزهای میهن اسلامی ما و در کشور مصر، از دودکشهای دانشگاه الازهر دود سیاه رنگ و مسمومی در هوا پراکنده می شود. مرغ شیوخ الازهر یک پا دارد. آنها بر طبل مخالفت با فیلم محمد(ص) می کوبند. می گویند تصویر/تجسید انبیا حرام است. و هر چه مجید مجیدی می گوید تصویری از نبی مکرم در فیلم به نمایش در نمی آید، باز شیوخ الازهر می گویند تصویر/تجسید انبیا بخصوص آخرین آنها حرام اندر حرام است.
اما از شیوخ الازهر بصیرتر، خوانندگان خبرهای مرتبط با فتواهای شیوخ است. در پایان هر خبر درباره دیدگاه شیوخ الازهر، خوانندگان به گفتگو و تبادل نظر پرداخته اند. راستش حرف های مرم دلچسب تر از فتاوی شیوخ است.
برخی که با شیوخ الازهر همراه شده اند، ایران را به تهمت شیعه بودن، خارج از حوزه مسلمانی می دانند. و معتقدند این فیلم قرار است کینه و حقد شیعیان را نسبت به مسلمانان نشان دهد. مضحک تر و عقب مانده تر از این دیدگاه هم سراغ دارید ؟
اما بسیاری از کاربران نگاه مثبتی به فیلم محمد(ص) دارند. آنها جذابیتهای سریال یوسف پیامبر را هنوز در خاطر دارند. برای همین نگاه مشتاقانه ای به این تازه ترین کار سینمای ایران دارند.
بسیاری از کاربران هم با تفکر شیعی بیش از شیوخ الازهر اشنایی دارند. برای همین بین مسلمان و شیعه فرق نمی گذارند.
یک نکته بسیار مهم اینکه با توجه به تلاش مجمع تقریب بین مذاهب پس از انقلاب و با توجه به فعالیتهای خوب آنها اما انگار هنوز نیاز به تقریب مذاهب به شدت حس می شود. ظاهرا بسیاری از شهروندان مسلمان در کشورهای همسایه ما آن چنان که باید با اندیشه تشیع اشنایی ندارند. البته نباید فراموش کنیم که از مراکز و کانونهای تشیع گاه پیامهای ضد و نقیض هم به سایر کشورها صادر شده است. مثل پیامهایی که از سوی تشیع لندن نشین و جریان بی خرد شیرازی ها از انگلیس به کشورهای اسلامی مخابره شد. و اکنون این نکته بسیار مهمی است که دنیا بداند چه کسی از سوی شیعه سخن می گوید؟
فیلم مجید مجیدی شایستگی های لازم برای ایجاد یک گفتمان مشترک مبتنی بر تقریب میان مذاهب اسلامی را دارد.

در سال 1368 هجری شمسی، ژاپنیها 99 درصد مدارس ابتدایی خود را مجهز به ویدئو کردند. ویدئو به مثابه «تکنولوژی آموزشی» از همان سال، تاثیر خود را بر روند رو به رشد آموزش و پرورش کودکان ژاپنی گذاشت.
دقیقا در همان سال ها، حال و روز مردم ما در تعقیب و گریزی عجیب بر سر ممنوع بودن ویدئو می گذشت.
متاسفانه به خود ویدئو و نه به کاربری هایش، به مثابه ابرازی ممنوعه می نگریستیم. میوه ممنوعه ای که از سرزمین چشم بادامی ها به کشور ما آمده بود. و نمی دانم چرا برای ما فقط جنبه تفریحی داشت و نه تکنولوژی آموزشی؟!!
طولی نکشید که به نرمی، نسل پیشرفته تر تکنولوژی های نمایش ، سر از تمامی خانه های ما در آورد و خیال همه را راحت کرد. و به تعقیب و گریزها پایان داد. ظاهرا این اصل؛ «هر چه به روز تر و پیشرفته تر، مشروع تر»، از مقبولیت خاصی نزد ما آدمهای متشرع و سخت گیر(البته تقریبا در گذشته) پیدا کرد.
در این تغییر و تحول، ما یاد گرفتیم که نمی شود در مقابل تکنولوژی که با سرعت بسیار در حال رشد است ایستاد. اما می توان از تکنولوژی به شکل مناسب استفاده کرد. البته ما این را پس از صرف هزینه های مادی و معنوی بسیار آموختیم.
راز اینگونه رفتارهای ما چیست ؟
در حالی که قرآن کریم آنجا که از تحریم شراب و قمار صحبت می کند، انکار نمی کند که در قمار و شراب سودهایی هم برای مردم وجود دارد.
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا
تو را از شراب و قمار می پرسند بگو : در آن دو گناهی بزرگ و سودهايی است برای مردم و گناهشان از سودشان بيشتر است.
چقدر قرآن کریم واقع بینانه با شراب و قمار، پای ثابت سرگرمی ها و خوش گذارنی های نامشروع برخورد می کند. انگاه پس از واقع بینی به چاره اندیشی برای این دو عامل تباهی ملتها می پردازد. قطعا قرآن کریم «منافع الناس» را با راهکارهای مشروع تامین می کند. و البته در نهایت، قمار و شراب را هم تحریم می کند.
در نهایت باید بگویم هر جا که به شکل کارشناسی نشده، «منافع الناس» را تامین و مدیریت نکردیم و بدتر از آن؛ در مقابل «منافع الناس» ایستادیم، آسیب دیدیم.
قران کریم یکی از آثار عظیم حج را که یک کنگره بزرگ سالیانه است، «منافع الناس» می داند.
وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالا وَعَلَي كُلِّ ضَامِر يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجّ عَمِيق * لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ
امام رضا علیه السلام. در توضيح «منافع» فرمود:
«منافع و آثار حجّ، تمام اهل زمين از شرق و غرب و دريا و خشكي را فرا ميگيرد; چه آنها كه حج ميگزارند و چه آنان كه به جا نميآورند.»
یعنی الان همه شرق و غرب از منافع حج بهرمند می شوند. حجی که از ما مسلمانها است. اما آیا عاملی برای تفوق و برتری مسلمانها و سروری آنها در دنیای کنونی هم هست ؟
عادل فردوسی پور با آن حرکات ویژه بدنی و لحن گفتار خاصی که مقابل دوربین دارد، دیدن ویدئویی(1) را به ببیندگان توصیه می کند. ویدئوی ارسالی از سوی یکی از بینندگان ما را می برد به سالهای دور و مسابقه هفته با اجرای مرحوم منوچهر نوذری که از اتفاق عادل فردوسی پور هم یکی از شرکت کنندگان در آن مسابقه است. یک نکته عجیب در مشاهده مجدد این ویدئوی قدیمی نظرم را جلب کرد. نوبت پرسش از عادل فردوسی پور که شد از اتفاق و به شکل خیلی عجیبی پرسش مرتبط شد با فوتبال و فوتبالیستها و ظاهرا انچه که عشق و علاقه عادل بود.
منوچهر نوذری مشخصات فوتبالیستی را خواند تا نامش را عادل فردوسی پور حدس بزند. عادل هم با توجه به اطلاعات کاملی که داشت نام کامل و عجیب غریب «پله» را بر زبان اورد. یک لحظه منوچهر نوذری در جای خودش میخکوب شد. کمی با عادل بر سر نام طولانی و عجیب این بازیکن برزیلی شوخی کرد. دست بر دار نبود. حرف به امارهای فوتبال کشید. عادل خودش را خوب نشان داد. نوذری اصرار داشت و از عادل می خواست هر چه می داند بگوید. و ...
برخورد زیبای منوچهر نوذری با عادل فردوسی پوری که در آغاز جوانی قرار داشت واقعا حیرت انگیز بود. انگاری نوذری می خواست عادل و استعداد فوتبالیش را کشف کند. این رفتار نوذری واقعا شگفت انگیز بود. چه بسیار جوانانی که از استعدادهای سرشاری برخوردارند اما یک توجه ویژه مثل کاری که نوذری با عادل کرد لازم است تا شکوفا شوند.
به یاد رسول مهربانی ها افتادم. پس از نماز صبح نگاهی به اصحاب کردند. چشمشان به جوانى افتاد. ديدند حالتش غير عادى است؛ چشمهايش به كاسه سر فرو رفته است و رنگش ، رنگ عادى نيست. جلو رفتند و فرمودند:
كيف اصبحت ؟(چگونه صبح كرده اى ؟)
عرض كرد؛ اصبحت موقنا يا رسول الله (در حالى صبح كرده ام كه اهل يقينم)
رسول مهربان فرمود: هر چيزى علامتى دارد، علامت يقين تو چيست ؟
عرض كرد: علامت يقين من اين است كه روزها مرا تشنه مى دارد و شبها مرا بى خواب ؛ يعنى اين روزه هاى روز و شب زنده داريها، علامت يقين است . يقين من نمى گذارد كه شب سر به بستر بگذارم ؛ يقين من نمى گذارد كه حتى يك روز روزه نگیرم. فرمود: اين كافى نيست .بيش از اين بگو، علامت بيشترى از تو مى خواهم .
عرض كرد: يا رسول الله ! الان كه در اين دنيا هستم ؛ درست مثل اين است كه آن دنيا را مى بينم و صداهاى آنجا را مى شنوم ؛ صداى اهل بهشت را از بهشت و صداى اهل جهنم را از جهنم مى شنوم . يا رسول الله ! اگر به من اجازه دهى ، اصحاب را الان يك يك معرفى كنم كه كدام يك بهشتى و كدام جهنمى اند. فرمود: سكوت ! ديگر حرف نزن.
حضرت او را و استعداد معنوی اش را کشف کرد.
