جلوه معشوق


گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت

we can do it

رفته بودم یکی از مدارس دخترانه/ ابتدایی/ دارالقران تا از روند کارهای پرورشی مربی ها بازدیدی داشته باشم. کارها خوب و تلاش ها نوید بخش و امید دهنده بود. بعد از خداحافظی از دفتر مدیر که پایم را داخل حیاط مدرسه گذاشتم صدای جیغ و فریاد دانش اموزها به هوا بلند شد. یکیشان دوید و به سرعت پرده آبخوری را کشید . دوستانش مشغول وضو بودند. روسری هاشان را برداشته بودند.

خیلی جالب بود. این مقدار حساسیت روی حجاب در دانش اموزان دبستانی واقعا قابل تحسین و نشان دهنده تلاش خوب مربیان و معلمان است. اما یک نکته بسیار مهم و ان اینکه ایا این دانش اموزان گذشته از مساله حجاب ، بر روی سایر موضوعات و مسائل هم همینطور حساسیت دارند؟ موضوعات فراوانی وجود دارد که این حساسیت های بجا و خوب را می طلبد. مثلا نظافت و بهداشت شخصی، صرفه جویی در مصارف گوناگون، محیط زیست، رشد فکری ، اگاهی از حقوق فردی و اجتماعی، دیگر اندیشی و دغدغه های اجتماعی مهم و ...  

قطعا می شود و می توانیم . 

 

«ما می‌توانیم انجامش دهیم!» (به انگلیسی: "We Can Do It!") با طراحی جی. هاوارد میلر یکی از پوسترهای تبلیغاتی دوران جنگ جهانی دوم است که توانست الهام‌بخش نقش بسیاری از زنان در این دوران گردد. حملهٔ ناگهانی ژاپن به پایگاه دریایی پرل هاربر در سال ۱۹۴۱، سبب ورود ایالات متحده آمریکا به جنگ جهانی دوم گردید. در نتیجهٔ این امر، مردان آمریکایی در الویت‌های خود، به شرکت در جنگ و حضور در صف‌های ارتش پیوستند. در غیاب مردان، جامعهٔ آمریکا به نیروی کار زن برای گرداندن چرخ‌های صنعت و اقتصاد خود بسیار نیازمند شد. بدین منظور دولتمردان ایالات متحدهٔ آمریکا به جهت جبران این کمبود، توانستند با طرح‌های افرادی نظیر جی. والتر تامسون، جی. هاوارد میلر و نورمن راکول پوسترهای تبلیغاتی الهام‌بخشی برای تشویق زنان به عنوان نیروی کار کمکی (جدای از مواضع سنتی‌شان در خانه) ایجاد کند.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت  8:38 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

مثبت اندیشی قرآنی

همه ما آین آیه زیبا را شنیده و خوانده ایم

إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا

همراه با هر سختی، آسانی است.

بعضی هم ندانسته می گویند؛ بعد از هر سختی، آسانی است.

پاسخ هایی به پرسش از چرایی همراهی سختی با آسانی ارایه شده است. مثل؛

1.آسانى با رنج توأم است، از لحظه تحمّل سختى، آسانى به تدریج به دست مى‏آید.

2.آسانی به سختی نزدیک است که از این رهگذر موجبات تسلّی خاطر و تقویت قلب فراهم شود 

اما چرا واژه عسر بر واژه یسر مقدم شده است ؟

با توجه به دو پاسخ بالا هم می توانیم بگوییم؛ ان مع الیسر عسرا و هم می توانیم همانگونه که قران کریم گفته بگوییم؛ ان مع العسر یسرا. نکته مهم این است که چه بگوییم با آسانی سختی است و چه بگوییم با سختی اسانی است، در نگاه اول چندان فرقی ندارند اما با توجه به نگاه مثبت اندیشانه و امید بخش قران کریم تقدم عسر/سختی بر یسر/آسانی به شدت امید بخش و مثبت نگرانه است. اگر قران کریم می گفت ان مع الیسر عسرا ، یک نوع احساس بد بینی در شنونده ایجاد میشد اما قران کریم می فرماید ان مع العسر یسرا. یعنی در نهایت و سرانجام، برد با یسر/آسانی است.  

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 21 دی 1394 ساعت  2:01 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

صرفا جهت اطلاع ملت و دولت

با توجه به رویدادهای اخیر در منطقه خاورمیانه و تنش در روابط ایران با بعضی کشورهای عربی، برای عبور از این بحران باید از ذخایر فکری موجود در سطح حاکمان این کشورها آگاه باشیم. ما با کشورهایی طرف هستیم که از نظر بهره هوشی و ذکاوت در قله جهانی قرار دارند. بر همین اساس باید مراقب باشیم که اگر دست از پا خطا کنیم، در یک چشم بر هم زدن ممکن است ایران عزیزمان استان چندم عربستان یا امارات یا قطر شود.

چگونه و با چه اطمینانی این حرفها را می زنم؟

این حرفها را با توجه به مقاله دکتر أحمد عويدي العبادي به تاریخ 2015/5/13 در پایگاه اینترنتی السنوسه(https://www.assawsana.com/portal/pages.php?newsid=215985) می نویسم. نویسنده در مقاله ای با عنوان ؛ «دهاة العرب في العصر الحديث» هوشمندان/کیس ها/با ذکاوتهای عرب در روزگار ما، به معرفی چهار چهره هوشمند عرب در عصر اول اسلامی و چهار هوشمند عرب در حال حاضر می پردازد. ابوسفیان، معاویه، عمرو عاص و زیاد بن ابیه چهار هوشمند عصر اول اسلامی و ملک عبدالعزیز(عربستان)، یاسر عرفات(فلسطین)، شیخ زاید بن سلطان ال نهیان(امارات) و شیخ حمد بن خلیفه ال ثانی(قطر) چهار چهره هوشمند معاصر دنیای عرب هستند.

اصلا نیاز به توضیح درباره این هشت چهره شاخص دنیای قدیم و جدید عرب نیست فقط صرفا جهت اطلاع ملت و دولت به ذکر نام آنها پرداختم.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 19 دی 1394 ساعت  6:56 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

از لاک جیغ تا کجا ؟

آخر هفته و بعد از نماز مغرب و عشا، ول شده ام روبروی تلویزیون به کانال زدن. روی برنامه «از لاک جیغ تا خدا» می ایستم.  مادرم هم کمی آنطرف تر نمازش را نشسته شروع کرده به خواندن و زیر چشمی من را و برنامه را دید میزند.

زن جوان با آب و تاب داستان خودش را تعریف می کند؛ که به کربلا سفر کرده و هیچ نسبتی با این فضای معنوی نداشته و نمی دانسته چه کند. برای همین با پدربزرگش که مدام مشغول نماز و زیارت و دعا است همراه می شود. که از کربلا به بعد اتفاقات جالبی برایش می افتد. که فامیل و دوستانش از جنس دیگری هستند. که مادرش حوزوی بوده و از او می خواهد پای درس استادش برود. که در درس استاد مادرش شرکت می کند. که ... متحول میشود.

برنامه، هم زمان با نماز مادرم تمام می شود. در نهایت هم نفهمیدم این خانم از کجا به کجا رسید. مادرم مهر را بوسید و نگاهی به تیتراژ پایانی برنامه «از لاک جیغ تا خدا»، و به من کرد و گفت؛ چی شد ؟ مسلمان شد؟

از خنده روده بر شدم. میهمانان این برنامه همه مسلمان هستند. اما کمی تا حدودی قرتی هستند. و در یک لحظه دست از قرتی بازی بر می دارند و چادری می شوند. و این یعنی که از لاک جیغ، به خدا رسیده اند.

برنامه ای فوق العاده سطحی و مشابه سریال کلید اسرار ترکیه و کارهای سطحی الهام چرخنده در چادری کردن زنان و دختران.

دو احتمال در مورد این برنامه می دهم؛

1.چون سازندگان این برنامه به خاطر محدودیتهای سیما، نمی توانند گذشته مهمانها را شفاف و صریح نشان دهند، بیننده به عمق تحول آنها پی نمی برد. و این پرسش؛ «از کجا به کجا» در ذهنشان ایجاد میشود.

2. گذشته میهمانان برنامه در همین حد است. یعنی آدمهای بیخیال و حواس پرت، و در یک کلام؛ قرتی هستند که یکدفعه متحول شده و چادری می شوند. و به وقول مادر من؛ مسلمان می شوند.

دو پیشنهاد هم برای سازندگان برنامه دارم؛

1.حداقل بگردند و آدمهای خرابی که متحول شده اند را پیدا کنند شاید واقعا تاثیر گذار باشد. وگرنه بیننده همچنان نمی فهمد میهمان برنامه از کجا به کجا رسیده است. 

2.برنامه ای هم با عنوان؛ «از خدا تا لاک جیغ» بسازند. قطعا افرادی هم هستند که از خدا بریده اند. آن هم قابل بررسی است.      

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1394/6/1/3493614_297.jpg    


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 18 دی 1394 ساعت  12:36 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

بگذار بخوابم

امتحان، کابوس همه سالهای مدرسه ما بود. و از آن ترسناک تر، نگاه های مستقیم معلم سر جلسه امتحان. اما نمی دانم چرا با آنهمه حساسیت که بچه ها باید با فاصله بنشینند، که سرشان روی برگه هایشان باشد، که به اطراف نگاه نکنند که .... همانطور که روی صندلی نشسته بود و بر و بر نگاهمان می کرد، خوابش می برد. که تازه اول عاشقانه های دانش آموزان بود و ...

حالا نشسته ام روی صندلی و بر و بر نگاهشان می کنم. هم دلم می خواهد خوب بنوبسند و هم اینکه تقلب نکنند. خدایا پس چرا نمی نویسند؟ چرا به زمین زل زه اند؟ اینها که درس را خوب یاد گرفته اند. بیخیال بگذار بخوابم.

http://matizhoosha.loxblog.com/upload/m/matizhoosha/image/postsimage/sherkat1106_0.jpg 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 16 دی 1394 ساعت  4:45 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

حبیبی داعشی

حبیبی داعشی، رمانی است که در سال 2015 توسط هاجر عبدالصمد به نگارش در آمده است. قهرمان داستان زنی مطلقه است که با تعدادی از دختران و زنان، دست تقدیر انها را تا قلب گروه داعش می برد. نویسنده در میان عشق و احساس، با ظرافت خاصی پشت پرده داعش از درون را روایت می کند. زیرکی نویسنده و به روز بودن موضوع و روایت قابل تحسین است.

داعش، یک پدیده اجتماعی در کشورهای عربی است. به همین خاطر دستمایه نگارش رمان با مضمون اجتماعی شده است. در این رمان از ره آورد داستانی زنانه، با چهره اصلی گروه تروریستی داعش بیشتر آشنا می شویم.  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 16 دی 1394 ساعت  8:03 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

زبانم، هویتم

زبان چگونه عامل هویت بخشی به ملت ها خواهد بود؟

قطعا وقتی می گوییم زبان ، منظورمان دستور زبان نیست. بلکه باید یک سطح بیاییم بالاتر و به مفاهیم مستتر در «واحد های زبان»ی بپردازیم. واحد های زبان چیست ؟

مثلا در زبان عرب، «حرف» یک واحد از زبان است. سپس «کلمه» و پس از آن «جمله». و در نهایت «ترکیبها و اصطلاحات». و البته همه اینها اگر در خدمت «نظم/شعر» قرار گیرد ، به شدت تاثیر گذار خواهد بود.

نمونه ای از واحد زبان را در زبان عربی بررسی می کنم. به این حکایت دقت کنید؛   

به زن عربی که گوسفندی داشت گفته شد؛ آن را به چه قیمتی می فروشی؟

گفت: به فلان قیمت.

قیل لها ؛ احسنی. (به زن گفته شد؛ قیمت بهتری بگو. «احسنی» یعنی قیمت را نیکو کن)

زن، گوسفند را به مشتری داد و خواست که برگردد.

گفته شد؛ چه می کنی؟ چرا گوسفند را رایگان دادی و بازمی گردی؟

زن گفت؛ زیرا شما گفتید؛ «احسنی» و نگفتید: «انقصی». مگر نمی دانستید که احسنی/احسان یعنی تقدیم تمام و کمال و بدون بها و قیمت؟ و واژه «انقصی» یعنی کاهش قیمت.

این حکایت دقیقا نشان می دهد چگونه زبان می تواند در فرهنگ سازی/هویت سازی نقش داشته باشد. اینکه واحد های زبان شکل دهنده رفتارها باشند به گونه ای عملیات فرهنگ سازی برای شکل گیری هویت انجام می شود.  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 14 دی 1394 ساعت  2:05 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

دانستن یا ندانستن، مساله این است

به یکی از شهرستانهای چسبیده به اصفهان برای بازدید از یک مرکز قرآنی رفته بودیم. از قضا این مرکز قرآنی یک حوزه علمیه خواهران هم در خود داشت. بحث به رسالت طلبه ها کشید و اینکه آنها در اصل باید احکام دین خدا را برای مردم بازگو کنند. مسول آن مرکز قرآنی به نکته بسیار عجیبی اشاره کرد. او می گفت می دانیم که رسالت اصلی طلاب، گفتن احکام دین است اما میان مردم این شهرستان کوچک حرفی دهان به دهان نقل می شود که مردم را از آموختن احکام منصرف می کند. او می گفت قدیمی ها به جوانترها می گویند؛ چرا احکام یاد می گیرید و برای خودتان دردسر درست می کنید؟ وقتی احکام را ندانید خداوند هم از شما نمی خواهد . پس بهتر که نروید سراغ یادگیری احکام شرعی.

آیا این حرف، درست است؟ اگر احکام را ندانیم خداوند هم از ما نمی خواهد؟

در پاسخ باید گفت این مساله دو شکل دارد.

شکل اول؛ حکم مساله ای را نمی دانیم و اصلا آن مساله هم برای ما اتفاق نمی افتد.

شکل دوم؛ حکم مساله ای را نمی دانیم و با آن مساله برخورد می کنیم.

نتیجه چه می شود؟

در شکل اول اتفاقی رخ نمی دهد. اما در حالت دوم نیز مجددا دو شکل جدید ایجاد می شود؛

شکل اول؛ حکم یک مساله را نمی دانیم و اما به نحوی عمل می کنیم که مطابق حکم مساله است

شکل دوم؛ حکم یک مساله را نمی دانیم و به نحوی عمل می کنیم که مخالف با حکم مساله است.

نتیجه چه می شود؟

در شکل اول عمل ما از نظر شرعی درست است. اما در شکل دوم ندانسته بر خلاف شرع عمل کرده ایم. که در این حالت باید در پی جبران اشتباه خودمان باشیم.

اکنون هر کسی می تواند قضاوت کند که آیا دانستن حکم مسائل شرعی اش بهتر است یا ندانستن آن.

از همه مهمتر؛ عقل یکی از شرایط تکلیف است. انسان عاقل مکلف است. مکلف به چه چیزی؟ مکلف به انجام رفتارهایی مطابق با شرع. پس بنابراین باید با احکام ضروری که روزانه به آنها مبتلا هستیم آشنایی لازم را داشته باشیم. و این بهتر از این است که بعدا بخواهیم اشتباه خودمان را جبران کنیم.

و البته، دانستن احکام نشان دهنده ادب بندگی ما است. آیا کسی دوست دارد در محضر پروردگار بی ادبی کند؟    


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 14 دی 1394 ساعت  8:40 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

پلنگ پلنگ

خبر، کوتاه و فوری در یکی از کانالهای تلگرامی سعودی ها منتشر شد؛

 

# عاجل/ بقی ساعات قلیله تفصلنا علی قطع راس الافعی التی زرعتها#ایران

       # نمر_النمر

تا ساعاتی دیگر سر ماری که ایران پرورش داده قطع خواهد شد.

و امروز خبر اعدام شیخ «نمر النمر» رسانه ای شد.

واژه نمر در زبان عربی یعنی پلنگ. شیخ نمر برای ایستادن در برابر نظام خفقان و جهل سعودی ها و مار خوش خط و خال ارتجاع، باید مثل پلنگی تیز چنگ می خروشید.

شهادت گوارای وجودش.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 12 دی 1394 ساعت  2:08 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

آخرین زنگ، آخرین بوق

گاهی همینطور که حواسم به کارم است و نشسته ام، یکدفعه تلفن زنگ می زند. حالِ پاسخ دادن ندارم. تماسِ بی وقت و محل را بهانه پاسخ ندادنم می کنم. اگر تلفن کننده کار مهمی داشته باشد و دوباره تماس بگیرد و اتفاقا زنگ تلفن طولانی شود، با خودم می گویم اگر یک زنگ دیگر زد، گوشی را بر می دارم. یعنی با خودم شرط بندی می کنم. شاید خنده دار باشد اما خودتان را بگذارید جای آن شخصی که تلفن زده. او هم از اینکه پشت سر هم تلفن بوق خورده و کسی جواب نداده خسته شده است. اما اگر بداند آن بر خط کسی هست که با خودش شرط بسته که  در آخرین زنگ، گوشی را بردارد، نا امید و خسته نمی شود و تا آخرین بوق صبر می کند.

حکایت ما و دعاهایمان است. امید داشته باشیم کسی آن بر خط، در زنگ آخر، جوابمان را می دهد. پس تا آخرین بوق صبور باش. 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 11 دی 1394 ساعت  3:44 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

این است زینب(س)...

تقدیم به مدافعان حرم

امروز در کانال «ماده اللغه العربیه» عضو/join شدم. موضوع این کانال، زبان عربی است. و نمی دانم به کدام کشور عربی تعلق دارد. شاید عربستان. نمی دانم.

نکات بدیعی از این کاملترین زبان دنیا به اشتراک گذاشته می شود. زبان عربی زبان قرآن است. زبان سنت پیامبر و اهل بیتش.

در یکی از پست های این کانال مطلبی به اشتراک گذاشته شده که برای ما شیعیان اشارت و لطافت خاص خودش را دارد.

مصطفی پاشا در کتاب خودش که هنوز نامش را نمی دانم درباره این اصلاح ؛ «عز الامم زینب» توضیح می دهد. او می نویسد؛

فاصله سیارات تا خورشید به ترتیب از نزدیکترین تا دورترین چنین است؛

عطارد،الزهره،الارض،المریخ،المشتری،زحل،یورانوس،نبتون،بلوتر

حالا اگر برای اختصار، حروف اول این ستارگان را کنار هم قرار دهیم این اصطلاح ساخته می شود؛ «عز الامم زینب». زینب، عزت امتها.

آری زینب کبری(س) عزت امت ها است.

قرآن کریم در سوره حضرت مریم وقتی به پایان داستان و متولد شدن عیسی مسیح (ع) و حکایتهای بعد از آن می رسد می فرماید؛

ذلک عیسی بن مریم.... این است حکایت عیسی پسر مریم...

خورشید کربلا که در گودال قتلگاه غروب کرد، خورشید زینب طلوع کرد تا کربلا را تا ابد زنده نگه دارد.

تلک زینب، بنت علی ابن ابیطالب(ع) ... این است زینب(س) دختر علی علیه السلام

http://s3.picofile.com/file/8231040768/images.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 11 دی 1394 ساعت  3:15 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 2

دیپلماسی زیبایی

«دیپلماسی» واژه ای نو ظهور است. در عصر نبوی، واژگان؛ «السفاره»، «البرید» و «الرسول»، بیانگر مفهومی بودند که ما امروزه از واژه دیپلماسی می فهمیم.هر چند تا قبل از اسلام هم واژه «السفاره» به معنای گفتگوهای دیپلماتیک میان افراد و قبایل و ... رایج بوده است.

امروزه گزارشاتی در دست است که قبل از اسلام در مکه مکرمه مساله «السفارات» به مثابه تعاملات و دیپلماسی به کار برده می شده. مثلا گفتگوی عبدالمطلب با ابرهه در مورد آزادسازی شترانش و آن قصه معروف که شتران، خدایی دارند و کعبه هم خدای خودش را دارد و از آن محافظت می کند. و حاصل این دیپلماسی در نهایت منجر به ناکامی و نابودی سپاه ابرهه هنگام حمله به کعبه شریف شد.

پیامبر اکرم(ص) در طول عمر شریفشان بیش از 250 نامه، پیمان و معاهده را امضا و ارسال فرمودند. در تاریخ نام تمامی این فرستادگان یا رسولان و یا به قول امروزی ها؛ دیپلماتها ثبت شده است.

شگفت اینکه رسول مکرم اسلام در ارسال رسولان/دیپلماتها دقت های بسیار جالب و به روزی داشتند. یکی از ویژگی های شگفت دیپلماتهای رسول الله، رعایت زیبایی ظاهری و اخلاقی آنها بوده است. به عنوان مثال در روایت نقل شده که گاهی جبریل به صورت یکی از جوانان مکه بر پیامبر ظاهر می شد. نام آن جوان، «دحیه کلبی» است. و از قضا زیباترین جوان آن عصر می باشد. حال پیامبر اکرم(ص) می خواهد به قیصر روم نامه بنویسد و او را به اسلام دعوت کند. شک نکنید که انتخاب حضرت، آن جوان زیبا رو بوه است.   

در منابع اهل سنت روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده به این معنا که اگر پیکی/قاصدی سوی من می فرستید؛ «اذا ابردتم الي بريدا فابعثوه حسن الوجه حسن الاسم» نيک صورت و نيک اسم بفرستيد.

امروزه هم در عرف دیپلماتیک توجه به جنبه های زیبایی شناسی اهمیت بسیاری دارد. به ویژه ظهور مباحث تازه ای با عنوان زبان رفتار/بدن/بادی لنگویج و ...

 

http://cetka.ir/wp-content/uploads/2014/12/%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 11 دی 1394 ساعت  9:27 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

خواهران صورتی

1.گروهی از راهبه‌های کلیسای "عشق الهی" در فیلادلفیای آمریکا، موسوم به "خواهران صورتی"، به تکاپو افتاده‌اند تا نگذرانند مراسم دعای بدون وقفه آنها در این کلیسا متوقف شود. بیش از یکصد سال است که این زنان ترک دنیا کرده و به صورت نوبتی و بدون وقفه در کلیسا به نیایش مشغول هستند،(http://ir.voanews.com/content/us-pink-sisters/3121923.html)

 2.از حضرت عیسی علیه السلام و حواریون دعا نداریم، ولی از بزرگانی که به آنها قدیس می گویند، برخی دعاهای مأثوره وجود دارد. در واتیکان هیأتی وجود دارد که ادعیه را بررسی کرده و مجوز خواندن دعاها به هرزبان در نماز را صادر می کند.( http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View)

3.خواهران صورتی چرا دعا می کنند؟

خواهر مری آنجلیکا ۵۵ ساله می‌گوید؛ می‌خواهد مردمی که ایمانشان را از دست داده‌اند بدانند که همیشه کسی هست برای آنها دعا کند.(همان)

4.آیا برای ایمان از دست داده ها باید دعا کرد؟ ایمان از دست رفته ها، با دعا باز می گردند؟ اسلام چه می گوید؟

5.نفس دعا در دین ما/اسلام بسیار ستوده و ارزشمند است. بخصوص دعا «پشت سر»/«در غیاب»، بسیار سفارش شده است. دعا در غیاب افراد، اسمش دعای «ظهر الغیب»/«پشت سر» است که از قضا به هدف اجابت هم نزدیک است.

6.ایمان در اسلام؛ اعتقاد به قلب، اقرار به زبان و عمل به اعضا است. بنابراین برای رسیدن به «ایمانِ ترازِ اسلام» باید یک سیر قلبی/گفتاری/عملی طی شود. در این میان نقش دعا در دستیبابی به قله ایمان چیست ؟

7.ما در هر نماز از خداوند می خواهم؛ اهدنا الصراط المستقیم. خداوند به ما اندیشه و اراده و فطرت که به مثابه یک مسیر یاب فوق العاه است عطا کرده . اما با این حال، توفیق الهی، هدایت الهی، امداد الهی و در یک کلام اراده الهی بسیار کار ساز است. اما در این میان دعا در کنار سایر عوامل، عامل جلب توفیق و هدایت و امداد الهی است. پس بدون عمل و با دعا و یا با عمل بدون دعا امکان دست یابی به ایمان کامل وجود ندارد.

8.و در نهایت ناگفته نماند که ما در تمام دعاهایمان توفیقات برادران و خواهران دینی را خواستاریم. بدون اینکه به شکل رسمی به رهبانیت روی بیاوریم.   

http://s3.picofile.com/file/8230831518/prayer.jpg

http://s6.picofile.com/file/8230831618/soccer_0.jpg      


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 10 دی 1394 ساعت  10:42 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

منتظر تر از جوجه

بعضی انتظارها واقعا زیبا هستند. اصلا انتظار به طور کلی وضعیت بعدی هر انسانی است. انتظار یعنی اینکه در زمانی بعد از زمان حال که در آن قرار دارم، باید اوضاع فرق کند. چرا باید فرق کند؟

این روایت را ببینید؛

امام کاظم(ع) فرمودند؛

 «آن كس كه دو روزش مساوى باشد ملعون است. و كسى كه دومين روزش بدتر از روز اولش است ملعون است. و آنكس كه افزايش در خود نبيد در سرازيرى نقصان و كمبود است. و كسى كه چنين باشد مردن براى او بهتر از زندگى است»

روایت عجیبی است. یکسان نبودن دو روز با هم می تواند از نظر مادی، معنوی، تربیتی و حتی شاخص های دیگر باشد. و بدتر از آن اینکه روز دوم انسان از روز اولش بدتر باشد.

بر همین اساس مساله انتظار در کوتاه مدت و در بلند مدت ارزش پیدا می کند.

انتظار در کوتاه مدت یعنی اینکه من برای لحظات بعدی چه تصمیمی و چه فکری دارم. این کمترین واحد انتظار است. اما بیشترین واحد انتظار یا بهتر بگویم انتظار کلان مربوط به مسائل اجتماعی/جهانی می شود. مساله انتظار موعود یک چشم انداز است. یک وضعیت ایده ال است. یک امید است. یک چشم روشنی است. زیرا به ما وعده داده اند که در آن وضعیت ... خیلی وضع خوب است.  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 5 دی 1394 ساعت  9:35 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

  • صفحات :  1 2