جلوه معشوق


گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت

م ح م د

مرحوم علامه محمد تقی مجلسی(1) در کتاب لوامع صاحبقرانی (2) می نویسد؛

شیخ صدوق نام حضرت صاحب الامر را نه در کتاب من لایحضره الفقیه و نه در کتابهای دیگر نبرده است. و ظاهرا نام بردن از حضرت را جایز نمی داند.

سپس مرحوم مجلسی اشاره به روایاتی می کند که شدیدا از نام بردن حضرت صاحب الامر نهی می کند. این روایات می گوید؛ نام حضرت را نمی  برد مگر کافر. و در بعضی از این روایات بردن نام حضرت را حرام دانسته است. و در حدیث لوح هم نام حضرت اینگونه م ح م د ذکر شده است.

مرحوم مجلسی معتقد است در قریب به یک هزار روایتی که مربوط به مساله مهدویت است تنها در سه یا چهار حدیث نام حضرت ذکر شده که احتمالا این خطا از سوی کاتبان و  نسخه نویسان باید باشد. یک مورد از آن نام بردنها را در کتاب الاعتقاد مرحوم صدوق مشاهده می کنیم . البته بنده نسخه اصل و خطی این کتاب را در دست ندارم اما در همین چاپی که در نرم افزار آثار شیخ صدوق موجود است نام حضرت ذکر شده است؛

 و نعتقد أنّ حجّة اللّه في أرضه، و خليفته على عباده في زماننا هذا، هو القائم المنتظر محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب.(3)

یکی از دلایلی که مرحوم مجلسی برای نهی از نام بردن حضرت صاحب الامر ذکر کرده، وجود نام حضرت در کتابهای تورات و انجیل است . و بیم آنکه کسی خود را صاحب آن نام بداند و ...

البته این دلیل چندان قوی نیست. کافی است به کتاب مهدیان دروغین استاد رسول جعفریان مراجعه کنیم تا با لیست بلند بالایی از مدعیان شیعه و اهل سنت مهدویت آشنا شویم. در مسیحیت نیز شاید کم و بیش و جسته گریخته چنین ادعاهایی باشد.

بنده به نظرم می رسد یکی دیگر از علل نهی از نام بردن این است که مساله مهدویت بین آیین های اسلام(شیعه و اهل سنت) و مسیحیت مشترک است. برادران اهل سنت به مهدی ، معتقدند همانطور که مسیحیان نیز به آن اعتقاد دارند. اما از آنجا که برادران اهل سنت به مساله امامت اعتقاد ندارند، باورشان به حضرت صاحب الامر در حد همان نام المهدی با چند خصوصیت و ویژگی و نشانه های آخرالزمانی باقی مانده است. بر این اساس مساله المهدی می تواند یک نقطه وفاق و تقریب بسیار مهمی میان شیعه و اهل سنت و مسیحیت باشد.

نکته بسیار شگفت اینکه آرزوی تشکیل دولت اسلامی عراق و شام (داعش) اکنون به عنوان زمینه ساز مساله مهدویت مطرح میشود. استراتژی داعش در این مساله را می توان در کتاب المهدی مسبوق بدوله اسلامیه به خوبی مشاهده کرد. عنوان کتاب می گوید؛ هر گاه مهدی ظهور کند قبل از آن دولت اسلامی تشکیل شده است. و یا اینگونه بخوانیم؛ برای ظهور مهدی منتظر نیاز به تشکیل دولت اسلامی است. اینکه استراتژیست های داعشی در مساله مهدویت به تفکر شیعی نزدیک شده اند قابل تامل است.

تصویرسازی داعش برای خودرو خلیفه!

پی نوشت؛         

  1. پدر علامه محمد باقر مجلسی صاحب کتاب فاخر بحار الانوار
  2. این کتاب شرح فارسی بر کتاب من لایحضره الفقیه مرحوم شیخ صدوق است
  3. اعتقادات الإمامية       95     [35] باب الاعتقاد في عدد الأنبياء و الأوصياء - عليهم السلام -

ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 30 آبان 1393 ساعت  10:58 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

می سازمت بهشت ؟

ما آدمها فقط در کار ساخت و ساز و خرید و فروش بهشت و جهنم اخروی نیستیم. بلکه سودای انبوه سازی بهشت دنیوی نیز ما را رها نمی کند. یک نمونه اش همین سند چشم انداز در افق 1404 هجری شمسی جمهوری اسلامی ایران.

در یکی از بندهای مقدماتی این سند آمده ؛

ایرانی ... برخوردار از سلامت ، رفاه ، امنیت اجتماعی ، فرصت های برابر ، توزیع مناسب درآمد ، نهاد مستحکم خانواده ، به دور از فقر ، فساد ، تبعیض و بهره مند از محیط مطلوب .

تقریبا اگر چند توصیف بهشتی  مثل؛ وسعت بهشت، روز وشب بهشتی، حور و غلمان بهشتی، رزق و روزی بهشتی و ...که در قرآن ذکرشده را به این سند اضافه کنیم ، آن و قت ایرن 1404 چیزی از بهشت موعود کم نخواهد داشت.

خوب است کمی واقع گرایانه تر به مسائل اجتماعی نگاه کنیم و آنگاه چشم انداز های کلان را بر اساس آن واقعیت ها تنظیم نماییم.

آنچه در این بند از افق 1404 ذکر شده تقریبا آرزوهای مشترک همه ملتها و دولتها است. اصلا تراز پیشرفت یا عقب ماندگی بر اساس همین شاخص ها سنجیده می شود.

امروزه در دنیا کشورهای پیشرفته، در حال توسعه و عقب مانده داریم. بنا بر فرض اینکه کشور ما در حال توسعه باشد و در 1404 به پیشرفت دست یابد، تازه مثل یکی از کشورهای پیشرفته شده ایم. یعنی کیفیت و کمیت شاخص های رشد و پیشرفت را بهبود بخشیده ایم. نه اینکه برخوردار از سلامت مطلق، رفاه مطلق، امنیت مطلق و... شده  و بهشت دنیایی را ساخته باشیم.

بنابراین شایسته است برنامه ریزان و تصمیم سازان سعی کنند هنگام تشریح افقها و چشم اندازهای کلان، حتما اشاره به نسبی بودن آنها بکنند تا خواننده گمان نکند نظام به دنبال افقی مطلق از خوبی و سعادت و امنیت و ... است. که اگر قرار بود اینگونه باشد و بهشت نقد حاصل شود، آنوقت به قول شاعر بهشت موعود خدا باور پذیر نبود؛

من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود   وعدهٴ فــردای زاهـد را چـرا بـاور کنم

 برای مشاهده اندازه واقعی بهشت و جهنم کلیک کنید 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 26 آبان 1393 ساعت  9:59 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

Who am i

دوستی می گفت شرکتهای تبلیغاتی برای کسب در آمد، دست به ابتکارات عجیب و غریب مشروع و نامشروعی می زنند. مثلا یکی از کارهای شگفت این شرکتها دست یابی به اطلاعات مشترکین اپراتورهای تلفن همراه است. همان دوست می گفت این شرکتها پس از دست یابی به اطلاعات مشترکان به دسته بندی این اطلاعات می پردازند. یکی از نتایج پردازش اطلاعات این است که شرکتها و موسسات مختلف برای تبلیغ محصولات خود از این اطلاعات طبقه بندی شده افراد حقیقی و حقوقی استفاده می کنند. مثلا اگر شرکتی وارد کننده لوازم پزشکی است،از همین طریق به شماره تلفن پزشکان یا افرادی که مرتبط با امور پزشکی هستند دست می یابند و برای آنها پیامک تبلیغی می فرستند.

بر این اساس چند روزی است که با خودم احساس بیگانگی می کنم. مثل چکی چان بازیکر اکشن معروف سینما در فیلم  Who am i ? ؛ من کیستم؟ علت هم همین پیامکهای تبلیغی است که روزانه دریافت می کنم. دامنه موضوعی این پیامکها از عالی ترین تبلیغات تا سطحی ترین انها را شامل می شود. و بنده حقیر در این میان درگیر ارتباط هویتی و حقوقی و فکری فرهنگی و شغلی خودم با این پیامکها هستم.

آخرین پیامک را عینا می نویسم؛

میدونستی متولد هر ماهی یه شخصیت کارتونی داره؟ تو خانم هستی یا آقا؟

زن A

مرد B

جواب را بفرست ببین شخصیت کارتونی ماه تولدت کیه .

هر پیام صد تومن.

 

443017297_640


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 20 آبان 1393 ساعت  6:40 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

برگی از دفتر خاطرات اولین ایرانی داعشی

من یک ایرانی هستم. به تازگی به دولت اسلامی عراق و شام(داعش) پیوسته ام. دولتی که بر آن است تا تئوری خلافت را بازتولید نماید. و بغداد را و شام را به شکوه اساطیری خود بازگرداند. و پرچم اسلام را در عصر حاضر برافراشته کند. اما در این راه باید تا آخرین قطره خون مبارزه کنیم. راهبرد ما؛ النصر بالرعب است. پیروزی با وحشت آفرینی. برادران من در دولت اسلامی می گویند باید هر فرد توانایی ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان را داشته باشد. ما از شبکه های اجتماعی در فضای مجازی بهترین استفاده برای رسیدن به اهدافمان را میکنیم. گروه ما شامل برادرانم خالد، زین، صلاح الدین، بشیر و من و خواهر سمیه برای جهاد نکاحمان می باشد. ما ماموریت داریم تا فیلمهای رعب آور و وحشت افرینی تهیه و بر روی شبکه فیس بوک آپلود کنیم. گروه ما تا به حال فیلمهای وحشتناکی را به اشتراک گذاشته است. مثل بریدن سر با اره برقی یا شلیک گلوله به جمجمه اسیران و از همه وحشتناک تر نمایش لذت بخش بریدن سر کافران بخصوص شیعیان مشرک و امام پرست. آخرین فیلم ما هم بریدن سر کودک کافری بود که تاثیر گذاری فراوانی داشت. من آخرین فرد گروه هستم که باید هنر رعب آفرینی ام را به نمایش بگذارم. راستش تا به حال آزارم به مورچه هم نرسیده اما خب در کنار برادران مسلمانم انگیزه و روحیه صد چندانی پیدا کرده ام. برای تشکیل خلافت اسلامی در بغداد و شام این کارها چیزی نیست. تصمیم گرفته ام تا خودی نشان دهم. می خواهم رعب آور ترین صحنه را به تصویر بکشم. کاری که هنوز کسی نتوانسته انجام بدهد. همین دیروز بود که قدم می زدم. پیکر بی جانی که سر بر تن نداشت را دیدم. سر را به شکل فجیعی بریده بودند و خونها دلمه بسته در رگهایی که حالا دیگر مشخص بود با کارد کندی پاره شده است. برای ایجاد صحنه دلخراش ، پایم را روی گردن جسد گذاشتم. فشاری به رگهای بریده وارد کردم. همراه صدای ناله مانندی خون تازه ای خونهای دلمه بسته را با فشار کنار زد و بر خاکها شتک زد. صحنه بسیار هراسناکی ایجاد کرده بودم. سرخوش و مست فیلم برداری را شروع کردم که ناگهان مردی فریاد زد؛

اووووی عاموووچی چیکار میکونی ؟ انگار نشنفتی؛ شهری ما خانه ی ما ؟ مجبوری پای چلاق شدت را روی قوطی سس که نیمدونم کودوم فلان فلان شده ای دیشب پیتزا کوفت کرده و سر سس را مثل داعشی ها پاره کرده بزاری؟ یک لحظه به خودم آمدم. دیدم حق با مامور شهرداری است.

سس گوجه فرنگی,کچاپ,سس گوجه


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 20 آبان 1393 ساعت  8:34 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 3

silent walking

کلیپی در شبکه های اجتماعی منتشر شده که نشان می دهد زنی جوان، زیبا، ساکت/ سایلنت، 10 ساعت درطول خیابان منهتن شهر نیویورک قدم می زند( Silent walking). مردانی که این زن از کنار آنها می گذرد با کلمات زشت و زیبا زن را مورد خطاب قرار می دهند. در بعضی صحنه ها مردهای هوسران در ردپای زن متلک جایگذاری می کنند و دقایقی او را دنبال می کنند. برخی درخواست شماره تلفن می کنند و ...

بینندگان ایرانی این کلیب تلاش می کنند رفتار غیر اخلاقی مردان با این زن را دلیل محکمی برای اثبات حجاب تلقی کنند. در باور این عزیزان اگر این زن حجاب کامل داشت و باعث جلب توجه مردان هوسران نمی شد آنها زن را با کلمات رکیک و پیشنهادهای وقیح نمی نواختند و دنبالش راه نمی افتادند.

در واقع یکی ازکارکردهای حجاب همین کاهش جلوه گری و جلب نگاه های هوسران و کوتاه کردن زبان و نگاه های مردان است. اما این کارکرد نمی تواند دلیل محکم و عقل پسندی برای مساله حجاب باشد.

حجاب دلیل خودش را دارد. دلیلی که برای مسلمانان حجت است.

دلایل قوی باید و معنوی      نه رگهای گردن به حجت قوی

مفردات راغب درباره کلید واژه الحجه(حجت) می نویسد؛ الدلاله المبینه للمحجه؛ دلیل روش و آشکار برای استدلال. مثل همان استدلالی که ابراهیم در برابر فرعون انجام داد که در قرآن ذکری از آن آمده است. استدلالی که به قول قرآن؛ باعث مبهوت و حیران شدن خصم شد.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِـي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِـي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

آن کسی را که خدا به او پادشاهی ارزانی کرده بود نديدی که با ابراهيم ، درباره پروردگارش محاجه می کرد؟ آنگاه که ابراهيم گفت:  پروردگار من زنده می کند و می ميراند او گفت:  من نيز زنده می کنم و می ميرانم. ابراهيم گفت:  خدا خورشيد را از مشرق بر می آورد تو آن را از مغرب برآور. آن کافر حيران شد. زيرا خدا ستمکاران را هدايت نمی کند.

برای حجاب دلیل محکمی می خواهیم تا قلب دوستان را شاد و چشمان دشمنان و منکران را مبهوت  و حیران کند. و چه دلیلی بهتر از اینکه ؛ با حجابم چون خدا گفته با حجاب باش.

 

http://s5.picofile.com/file/8150730242/IMG_20141107_WA0041.jpg

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 19 آبان 1393 ساعت  3:04 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

زیبایی های نهی از منکر

دوستم تعریف می کرد؛

مرد میانسال نسبتا آگاهی برای شکایت آمده بود ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر. می گفت رفتم کیوسک روزنامه فروشی چند نشریه انتخاب کردم. خواستم هزینه انها را پرداخت کنم. نمی دانم چه اتفاقی افتاد سر پول خورد، صاحب کیوسک شروع کرد به ناسزا گفتن به مرحوم امام. صاحب کیوسک را احضار کردیم. شکایت مرد میانسال را مطرح نمودیم. حرفی برای گفتن نداشت. مرد میانسال گفت اجازه دهید خودم مجازاتش را تعیین کنم. شگفت زده شدیم . مرد میانسال گفت جزای صاحب کیوسک روزنامه فروشی این است که یک کتاب درباره زندگی حضرت امام بخواند و خلاصه آن را بنویسد.

دوستم می گفت؛

روزی که صاحب کیوسک آمده بود تا خلاصه کتاب را تحویل دهد با حیرت فراوان می گفت؛ یک بخش از کتاب درباره سخنان غربی ها درباره امام بود. این بخش من را به فکر فرو برد. این مرد را تا به حال اینگونه نشناخته بودم. واقعا شرمنده ام که ...

http://namehnews.ir/content/files/khadije/54887.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 19 آبان 1393 ساعت  12:30 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

شیعیان بی جنبه

جمعی بودند که به اندک چیزی که از ائمه می دیدند، اثبات الوهیت از جهت ایشان می کردند. و تقیه که حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین از این جماعت می کردند، بیشتر بود از تقیه که از دشمنان می کردند.

به نقل از کتاب 375 نکته از کتاب لوامع صاحبقرانی مرحوم محمد تقی مجلسی ص 487


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 15 آبان 1393 ساعت  9:26 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

ماندن یا نمادند؟ مساله این است

درباره اقامت دایمی در شهر مکه مکرمه دو دسته روایت نقل شده است؛

دسته اول ؛ اقامت در این شهر را مکروه می داند.

دسته دوم ؛ اقامت در این شهر را بلامانع می داند.

روایتی که اقامت دایمی در مکه مکرمه را مکروه می داند دو دلیل برای کراهت ذکر می کند؛

دلیل اول؛ اخراج یا خروج نبی مکرم از این شهر

دلیل دوم؛ ماندن در این شهر موجب قساوت قلب و در نتیجه ارتکاب اعمال زشت در شهر مقدس خدا می شود.

قساوت قلب در اثر حضور غافلانه و بی توجهی  به اماکن متبرک و مقدس این شهر بخصوص بیت الله الحرام ایجاد می شود. و این یک نوع بی ادبی در محضر پروردگار عالم است. بر این اساس کراهت دارد که انسان بی ادبِ حضور در این مشهد مقدس و متبرک بماند.

با خودم می اندیشم؛

در روایتی خوانده ام که؛  الدنیا مسجد الملائکه .دنیا مسجد فرشتگان است. و البته دنیا محضر و مشهد پروردگار نیز هست. پس درنگ بی توجه و بی معرفت ما در گوشه گوشه این دنیای خاکی نیز باعث ایجاد قساوت قلب می شود. و ما انسانهای سنگ دل مرتکب بی ادبی های بسیاری در درگاه خداوند مهربان می شویم.  

آیا جای دیگری  خارج از این دنیا هست که از این کراهت و قساوت فرار کنیم؟

وجود مقدس امیر المومنین می فرماید؛ لایمکن الفرار من حکومتک . هیچ راه فراری نیست.

پس چه کنیم ؟

در فرهنگ اهل بیت یک راهکار بسیار جذاب برای کسانی که در این تنگنا قرار گرفته اند ارایه شده است.

امام سجاد(ع) در دعای مکارم الاخلاق می فرمایند؛

وَعَمِّرْنِي مَا كَانَ عُمْرِيْ بِذْلَةً فِي طَاعَتِكَ، فَإذَا كَانَ عُمْرِي مَرْتَعَاً لِلشَّيْطَانِ فَـاقْبِضْنِي إلَيْـكَ قَبْـلَ أَنْ يَسْبِقَ. مَقْتُـكَ إلَيَّ

و مرا تا آنگاه كه عمرم جامه خدمت در راه طاعت تو باشد زنده بدار پس هر زمان كه بيم آن رود كه مزرع عمرم چراگاه شيطان گردد پيش از آنكه شدت غضبت بسوى من بشتابد يا خشمت بر من مستحكم گردد، مرا بسوى خود فرا گير

امام سجاد(ع) به زبان خیلی خودمانی به ما می آموزد؛ وقتی در این موقعیت قرار گرفتید کار را به دست خود خداوند بسپارید.

خدایا ریش و قیچی دست خودت . ما هم آماده ایم . هر وقت صلاح بود و دیدی که زندگی ما چراگاه شیطان شده ، خودت کار را تمام کن. راحتمان کن. تا بار این سرافکندگی در درگاهت کمر وجدانمان را نشکند.  

  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 15 آبان 1393 ساعت  7:56 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

وزارت آموزش و پرورش بنی امیه

کلمه لا اله الا الله معروف به کلمه توحید است. اما در اصل باید گفت نام درست آن؛ کلمه کفر و توحید است. لا اله یعنی نفی و کفر به همه خدایان و الا الله یعنی اثبات و ایمان به الله، خداوند یکتای قادر متعال.

قران کریم به ما مسلمانها می آموزد؛ برای چنگ زدن به عروه الوثقی که همان ریسمان هدایت و نجات است، راهی جز کفر و ایمان نداریم. یعنی هم باید کافر شویم هم مومن.

  فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ

آری ؛

باید کفر به طاغوت و ایمان به الله را هم زمان داشته باشیم.

در راس برنامه های نظام آموزش و پرورش در کشور ما باید هم الله شناسی و هم طاغوت شناسی باشد. اگر نظام آموزش و پرورش ما تمامی برنامه های خود را متمرکز بر الله شناسی و ایمان به حضرت حق کند به بیراهه رفته است. به بیان دیگر الله شناسی بدون طاغوت شناسی، راهبرد نظام حکومتی اموی است.

در حکومت نبوی و علوی هم زمان با آموزش الله شناسی به آموزش طاغوت شناسی نیز پرداخته می شود.   

امام صادق(ع) فرمودند؛

إِنَّ بَنِی أُمَيَّةَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعْلِيمَ الْإِيمَانِ وَ لَمْ يُطْلِقُوا تَعْلِيمَ الشِّرْكِ لِكَيْ إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَيْهِ لَمْ يَعْرِفُوهُ.
همانا بنى اميه براى مردم تعليم ايمان را آزاد گذاردند و تعليم شرك را آزاد نگذاشتند، بخاطر اینكه اگر مردم را بر آن وادار كنند آن را نشناسند.

نظام آموزش و پرورش اموی فقط متمرکز بر آموزش ایمان است. در این نظام به هیچوجه درباره شرک و تعلیم آن برنامه ای ارایه نمی شود. چرا؟

برای اینکه این نظام هر وقت خواست رفتارهای مشرکانه انجام دهد یا مردم را به سمت زندگی مشرکانه سوق دهد کسی نفهمد و گمان کند همچنان حکومت و زندگی بر مدار توحید اداره می شود.

نکته بسیار مهمی که درباره کلید واژه طاغوت نباید از نظر دور بماند این است که طاغوت تنها یک نظام و دولت و حتی کشور نیست . بلکه طاغوت یک مشی است. ممکن است نظامی اسلامی باشد اما مبتلا به رفتارها و مشی طاغوتی شود. همچنانکه یکی از معانی طاغوت عبارت است از فریفته حطام دنیا شدن و دنیاگرایی. پس هر قدر دنیاگرایی در نظامی شایع شود به همان میزان درصد طاغوتی بودن نیز افزایش می یابد.

   


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 13 آبان 1393 ساعت  7:41 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

دو راهبرد جالب در دفاع، تقویت و ترویج مکتب اسلام/تشیع

راهبرد اول؛

فضای فکری فرهنگی عصر اموی به گونه ای بود که فشار سیاسی حکام و بستر سازی های عالمان وابسته به دستگاه حکومت ، ائمه اهل بیت را به حاشیه رانده بود. مثلا در عصر امام سجاد(ع)، تقسیم بندی راویان حدیث نبوی به صحابه(کسانی که محضر پیامبر را درک کرده بودند) و تابعان(کسانی که محضر پیامبر را درک نکرده بودند)، دست آویزی شده بود تا مثلا از امام سجاد(ع) که به زعم آنها پیامبر اکرم را درک نکرده و جزو تابعیان محسوب می شده، روایت شنیده نشود.

جالب است بدانیم در این وضعیت امام سجاد علیه السلام برای بیان حقیقت چه می کردند.

اهل سنت در عصر امام سجاد(ع) از جابر که از صحابه بوده و محضر رسول مکرم را درک کرده بود بسیار روایت نقل می کردند. بر این اساس وجود مقدس امام سجاد(ع) گاهی به نزد جابر می رفتند و از جابر پرسشهایی می کردند . جابر در برابر امام ادب می کرد و می فرمود؛ پیامبر اکرم ما را نهی فرموده که به اهل بیتش تعلیم دهیم. امام سجاد(ع) راهبرد جالبی را به جابر پیشنهاد دادند. حضرت به جابر فرمودند؛ حال که این چنین است، من حدیث را بر تو می خوانم و تو بشنو و بگو حق است. جابر وقتی روایتی را از امام سجاد(ع) می شنید، قسم یاد می کرد که این روایت را از نبی مکرم شنیده است. همین راهبرد باعث شد تا عالمان و محدثان اهل سنت روایت بسیاری از امام نقل کنند.

راهبرد دوم؛

برخی محدثان بزرگ شیعه هر گاه روایتی از امامان می شنیدند، یا روایتی را صحیح می دانستند، اگر همان روایت را راویان اهل سنت مثل مالک بن انس یا انس بن مالک یا ابوهریره نقل کرده بودند، تلاش می کردند همان حدیث را از قول همان روایان اهل سنت نقل کنند. و بسیار دیده می شد که عالمان شیعه کتب اهل سنت را تدریس و روایت می کردند. در اثر این راهبرد، بسیاری از اهل سنت گرایش به مکتب اسلام/تشیع پیدا می کردند.  

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 13 آبان 1393 ساعت  7:03 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

تعزیه های بی تکیه

امروز تاسوعا ابتدای خیابان جابر، در قطعه زمین خالی پشت بانک ملی نبش چهار راه رزمندگان، شاهد برگزاری مظلومانه تعزیه بودم . مطالبی که در ادامه می اید تحلیل مختصری بر غربت هنر نمایشی شبیه خوانی است.

در دوره ناصرالدین شاه تکیه دولت با الگوبرداری از تماشاخانه اپراهال انگلستان ساخته شد. در همان زمان به خاطر مخالفت با برنامه های مدرن غربی مثل اپرا و تئاتر ، کاربری تکیه دولت تغییر کرده و هنر نمایش تعزیه روی صحنه رفت. زین پس تعزیه هایی که پیش از این در حیاط کاروانسراها، بازارها و منزلها اجرا می شد، در تکیه ها و حسینیه ها اجرا گردید. این عصر را عصر طلایی تعزیه می نامند. از این تاریخ، سازه تکیه/حسینیه به بافت معماری شهرها و روستاها پیوست گردید. در دوره رضا شاه تکیه دولت تخریب گردید و کم کم از بافت معماری شهرها حذف شد. هر چند سازه تکیه/حسینیه همچنان در روستاهای ایران پا برجا ماند. امروزه در شهرهای بزرگ شاهد حسینیه ها بدون کاربری تعزیه و شهرهای دور افتاده و روستاها شاهد سازه تکیه /حسینیه با کاربری اجرای تعزیه هستیم.

در شهرهای بزرگ هر چقدر که بستر فکری فرهنگی برای پذیرش سالنهای سینماو تئاتر و فرهنگسراها و موزه ها و باغ وحشها و .. وجود دارد، کمتر احساس نیاز به سازه تکیه  برای اجرای تعزیه مشاهده می شود. علت چیست؟

1.افول هنر نمایش در در باور عمومی مردم باعث شده تا هنر نمایش شبیه خوانی نیز دست خوش بی مهری عمومی شود.

2. جذابیت های سمعی و بصری سینما و تلویزیون نیز عامل دیگری برای جذب بینندگان به این رسانه های مدرن شده است.

3.تنوع مراکز اراده دهنده خدمات مشابه در شهرها مثل فرهنسراها و ... باعث عدم نیاز به تکیه ها شده است.  

4.حذف تکیه ها و هنر نمایش از ذائقه فرهنگی/هنری شهرنشینان، به خاطر سستی پیوندهای خانوادگی است. ارتباط تنگاتنگی میان تکایا با پیوند های خانوادگی در شهر های کوچک و روستا وجود دارد. از آنجا که در شهرها میزان پیوندهای خانودگی بسیار ناچیز و فاصله بین خویشان بسیار زیاد شده است، عملا تکیه ها کارکرد خود را از دست داده اند. در حالی که تکیه ها در شهرهای کوچک و روستاها اغلب توسط خانواده ها اداره می شود. دور تا دور هر تکیه ، اتاقک هایی وجود دارد که هر یک از این اتاقک ها را چند خانواده اداره می کند. در روزهایی که مراسم تعزیه در حال اجرا است این چند خانواده هزینه پذیرایی از میهمانان تکیه را بر عهده می گیرند.

5.تعزیه و شبیه خوانی در دوره ای پس از انقلاب دستخوش رد و قبول قرار گرفت. برآیند این رد و قبولها باعث تضعیف این هنر نمایشی گردید.

6.زیرساخت فکری فرهنگی شهرها و شهرنشینها به گونه ای است که نسبت به برخی ساختارها و سازه های  اجتماعی که ریشه در سامانه دینی دارد، اعتنای چندانی نشان نمی دهد. اکنون حتی اگر در شهرهای جدید آرام آرام مساجد را از بافت شهری حذف کنیم ، احساس کمبود مساجد چندان به چشم نمی آید.

7.همانطور که گسست عاطفی در خانواده ها باعث شکل گیری پدیده طلاق عاطفی شده است، همچنان نیز در جامعه شاهد شکل گیری پدیده بی مهری به شعائر و سنت ها هستیم. به طور کل ساختار تازه جامعه به شدت دین گریز و مادی گرا است. ما مدل شهر سازی جدید را از غرب الگو گرفتیم و البته نتوانستیم متناسب با نیازهای فکری فرهنگی خود زیرساختهای شهری را تنظیم کنیم.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 12 آبان 1393 ساعت  3:09 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

دست های خالی

_ سلام

_ باز دوباره پیدات شد؟ دیونه حسین!!!!

_ دیشب کربلایی شدم

_ اِ ...

_ انگار آقا را دیدم

_ چی شد؟

خواستم بگم، ولی روم نشد. می خواستم بگم اسیر بودم، دیدم همه اهل بیتش به اسارت رفتند. می خواستم بگم جهاد کردم، دیدم جهاد من کجا ؟ جهاد حسین کجا ؟ می خواستم بگم بچم، دیدم دستم خالیه. دستم خیلی خالیه. با دست خالی چکار می تونستم بکنم؟ حالا اومدم بگم خیلی مزاحمت شدم، هیچ کاری نتونستم برا بچه هامون بکنم. حلال کن.

آنچه گذشت، دیالوگ پایانی فیلم سینمایی دست های خالی است.

دختر امیر حسین(خسرو شکیبایی) متهم به قتل دختر سنجری است. سنجری دائم الخمری است که پسری بیمار در خانه دارد که در یک کمای دائمی فرو رفته است. امیر حسین برای اینکه دخترش اعدام نشود باید از سنجری رضایت بگیرد. سنجری از امیر حسین که خودش را دیوانه حسین نامیده می خواهد از حسین شفای پسرش را بگیرد تا رضایت بدهد دخترش اعدام نشود. امیرحسین متوسل به اباعبدالله شده و حضرت را در درگاه خداوند واسطه قرار می دهد. فردا صبح امیر حسین به دیدار سنجری می آید.

 _ سلام

_ باز دوباره پیدات شد؟دیونه حسین!!!!

_ دیشب کربلایی شدم

_ اِ...

_ انگار آقا را دیدم.

_ چی شد؟

خواستم بگم.... دیدم دستم خالیه. دستم خیلی خالیه. با دست خالی چکار می تونستم بکنم؟ حالا اومدم بگم خیلی مزاحمت شدم، هیچ کاری نتونستم برا بچه هامون بکنم. حلال کن.

در پایان فیلم، امیر حسین نا امید از گرفتن رضایت از سنجری، بر می گردد. چند قدمی دور نشده که چشمان پسر سنجری پس از مدتها که در کما بوده تکان می خورد. گیلاس شراب از دست سنجری روی زمین می افتد و ....

http://www.bashirbook.com/image/cache/data/Movies/98111-500x500.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   یک شنبه 11 آبان 1393 ساعت  5:19 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

داعش مهدوی، مهدویت داعشی

آینده‌پژوهی برابر عبارت لاتین «Futures Study» است. واژه جمع Futures به این دلیل استفاده شده‌است که با بهره‌گیری از طیف وسیعی از روشها و بجای تصوّر «تنها یک آینده»، به گمانه زنی‌های نظام مند و خردورزانه، در مورد نه تنها یک آینده بلکه چندین آینده متصوّر مبادرت می‌شود.

آینده‌پژوهی مشتمل بر مجموعه تلاش‌هایی است که با واکاوی منابع، الگوها، و عوامل تغییر یا ثبات، به تجسّم آینده‌های بالقوّه و برنامه ریزی برای آنها می‌پردازد. آینده‌پژوهی بازتاب دهنده چگونگی زایش واقعیّت فردا از دل تغییر یا ثبات امروز، است.

موضوعات آینده‌پژوهی دربرگیرنده گونه‌های ممکن، محتمل و دلخواه برای دگرگونی از حال به آینده هستند.

مرکز پژوهش های آینده(مرکز دراسات المستقبله)، واقع در شهر الخلیل در کشور فلسطین، یک موسسه غیر انتفاعی آینده پژوه است. این موسسه همانند تمامی موسسات آینده پژوه، محصولات پژوهشی خود را برای آگاهی اندیشمندان عرضه می کند. این مرکز دقیقا پنج سال پیش کتابی منتشر کرد با نام ؛ المهدی مسبوق بدوله اسلامیه. نوشته جواد بحر النتشه.

در این کتاب با پذیرش احادیث مهدوی البته از دیدگاه اهل سنت، تئوری بسیار جالبی در زمینه تشکیل حکومت قبل از حضور مهدی علیه السلام مطرح می شود. خواننده محترم می داند که تفاوت دیدگاه برادران اهل سنت در مساله مهدویت با شیعه در این نکته است که آنها معتقدند مهدی هنوز متولد نشده و بالطبع غیبتی هم ندارد و چیزی به اسم عصر غیبت هم نداریم.  بر این اساس در این کتاب تئوری زمینه سازی برای تشکیل آن حکومت جهانی مطرح می شود. نویسنده معتقد است قبل از تشکیل دولت مهدوی، قطعا خلافت اسلامی تشکیل می شود و این خلافت اسلامی مقدمه تشکیل حکومت مهدوی است.

این دیدگاه تازه، به صورت جالبی شباهتهایی با اندیشه سیاسی شیعه در عصر غیبت دارد. شیعه معتقد است تشکیل حکومت در عصر غیبت یکی از راهبردهای تسریع ظهور حضرت است.البته حکومت اسلامی از منظر شیعه مبتی بر نظریه ولایت فقیه است.

با توجه به آنچه که گفته شد این کتاب را می توان تئوری اندیشه سیاسی گروه هایی مثل داعش که مدعی خلافت هستند دانست.

جالب اینکه ؛

  يکي از رهبران جريان سلفي جهادي اردن تشکيلات تروريستي "دولت اسلامي عراق و شام" موسوم به "داعش" را بدعت‌ گذار و گمراه دانست و خليفه خيالي اين تشکيلات را به فردي تشبيه کرد که حدود سه دهه پيش در مسجد الحرام ادعاي مهدويت کرده بود.  وی "عمر محمود عثمان"کتابی با عنوان ثیاب الخلیفه دارد.

http://media.shabestan.ir/Original/1393/07/06/IMG09585392.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 7 آبان 1393 ساعت  11:49 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

فلسفه اتوبوسی اخلاق

روی صندلی تک نفره اتوبوس شرکت واحد نشسته ام. مسافران کیپ تا کیپ همه صندلی های تکی و جفتی را اشغال کرده اند. اتوبوس در ایستگاه بعدی می ایستد. مرد سالخورده ای وارد می شود. نگاهی به قسمت آقایان می اندازد. جای نشستن نیست. به رسم معمول، ناخودآگاه حس می کنم برای ادای احترام هم که شده باید بایستم. نمی ایستم. مرد سالخورده ایستاده است. کسی برای نشستن مرد سالخورده کاری نمی کند. ذهنم فلسفی اخلاقی میشود.پرسشگری را آغازمی کند؛

1.آیا مرد سالخورده باید سوار این اتوبوس پر می شد یا نمی شد؟

2.آیا مرد سالخورده حق نشستن دارد یا ندارد؟

3.آیا ایستادن مرد سالخورده میان اتوبوس کار درستی است یا نه ؟

4.آیا نشستن روی صندلی اتوبوس بر اساس یک چارچوب اخلاقی تنظیم شده یا هرکس اول آمد حق نشستن دارد؟

5.آیا بلند نشدن مردم به احترام مرد سالخورده خلاف اخلاق و ادب نیست؟

و ...

تا آنجا که می دانم قانون خاصی برای نشستن مسافران بر روی صندلی ها وجود ندارد. البته یک استثنا وجود دارد؛ مگر مسافری که از روی رعایت اخلاق و حرمت سن و سال و حال و روز افراد بخواهد جایش را به دیگری بدهد. این یک امر فردی است. ممکن است کسی نخواهد جایش را به مسافری که ناچار از نشستن است مثل افراد سالخورده یا بیمار یا ...بدهد. اینها همه واقعیت امر است. اما حقیقت امر چیست ؟

حقیقت این است که به تکریم سالخوردگان سفارش شده ایم. شاید اگر از اکثر مردم پرس و جو کنیم آنها هم بر اصل تکریم سالخوردگان پافشاری کنند. به صورت فردی هم ممکن است رعایت حال آنها را بکنند. اما برای اینکه این اصل اخلاقی از عرصه باورها و اعتقادات و عمل فردی به باور و عمل جمعی وارد شود، چه باید کرد ؟

راه حل چیست؟

پیشنهاد دو راهبرد و یک راهکار ؛

راهبرد اول؛ صورت نازیبای (ظاهری ، باطنی) رفتارهای غیراخلاقی و خلاف ادب و انسانیت و ... را نشان دهیم.

راهبرد دوم؛ صورت زیبای(ظاهری ، باطنی) رفتارهای اخلاقی و مودبانه و انسانی و ... را نشان دهیم.

یعنی چه کنیم؟ مثال بسیار ملموسی می زنم؛

مردم ما این چند روزه شاهد یک ناهنجاری اجتماعی بسیار زشتی هستند. فاجعه اسید پاشی. اخبار سیما وقتی چهره دردمند دختران و زنان جوان که تا آخر عمر از نعمت بینایی و زیبایی محروم شده اند را نشان می دهد، هر انسانی در هر گوشه این کشور و حتی دنیا، زجر این انسانهای بی گناه را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس می کند و با آنها ابراز هم دردی می کند.و البته از این کار زشت اعلام انزجار و ناراحتی می کند. اکنون اگر هر منکری چه شرعی و چه عقلی در اجتماع ما و پیش چشم مردم یک چنین صورت زشت و پلیدی داشت، خرد جمعی و شرعی به سرعت در پی یافتن راه های درمان آن زشتی ها و پلیدی ها می گشت.

یک راهکار بسیار جالب و تاثیر گذار برای تشویق به انجام یا ترک اعمال و رفتارهای خوب و بد وجود دارد؛ نظام ثواب و عقاب. به عبارت دقیق تر؛ نظام ثواب الاعمال و عقاب الاعمال. مرحوم شیخ صدوق کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال خود را بر اساس این  راهبرد تالیف کرده است.هدف مولف برگرفته از روایت نبوی است که؛ راهنمای به نیکی مثل عمل کننده به آن است. نویسنده قصد دارد هم راهنمایی به نیکی کند و هم با ذکر ثواب نیکی ها مردم را به انجام آنها تشویق کند. و در نقطه مقابل با ذکر کیفر رفتارها سعی در روی گردانی مردم از اعمال ناهنجار کند.

ساز و کار ثواب و عقاب، یک برنامه عمل بر اساس نظام الهی است. مردم اگر در چارچوب این نظام الهی رفتار کنند هم رفتارهای درستی خواهند داشت و هم کیفیت اعمال خود را بهبود خواهند بخشید.

یک نمونه از روایات این کتاب را نقل می کنم تا با این راهکار ارزشمند و تاثیر گذار بر تولید رفتارهای صحیح فردی، خانوادگی، و اجتماعی در راستای آن دو راهبرد ابتدایی بیشتر آشنا شویم.

امام صادق(ع) فرمودند؛

خدای گرامی و بزرگ بر داود وحی نمود که به راستی بنده ای از بندگانم کار نیکی به جا می آورد و من بهشتم را بر او حلال و روا می گردانم. داود پرسید؛ پروردگارا آن کار نیک چیست؟ فرمود؛ شادمان نمودن بنده مومنم است هر چند با یک دانه خرما باشد. داود عرضه داشت پروردگارا؛ بر آن کس که تو را شناخت سزد که امیدش را از تو نگسلد.  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 5 آبان 1393 ساعت  8:19 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

فرو ریحتن برج های دو قلوی نیویورکی در سجده

از رکوع رکعت اول بلند می شوم. می خواهم به سجده بروم. نمازگزار جلویی زودتر به سجده رفته است. کمی هم عقب تر از صف نمازگزاران ایستاده به شکلی که برای سجده که به طرف مهر سرازیر می شوم، انگار که صورتم را بخواهم کف پای بی جورابش بگذارم. هم خنده ام می گیرد و هم چندشم می شود. اصلا گذاشتن صورت بر خاک کلی از کلاس کار آدم کم می کند. چه برسد به اینکه فکر کنی صورتت می خواهد کف پای بی جوراب جلویی هم قرار گیرد. فکرش هم حال آدم را خراب می کند. خدایا این سجده نزدیکترین حالت بنده به تو است. نمیشد در حالت با کلاس تری به تو نزدیکتر شویم ؟  

_ مثلا در چه حالتی ؟

_ مثلا مثل مسیحی ها با کت و شلوار اتو کرده روی نیمکت کلیسا بنشینیم و سرود های مذهبی بخوانیم و خانم ها و آقایان شیک را دید بزنیم؟

بد نیست، اما این سبک عبادت تامین کننده روح بندگی در برابر پروردگار عالم نیست. اصلا فلسفه عبادات در اسلام و حکمت عبادات بدنی مثل نماز و روزه و حج و جهاد، خضوع و خشوع و تواضع و فروتنی است. و اوج این فروتنی در برابر خداوند مهربان در سجده متجلی است. به سجده که می رویم انگار برج های دو قلوی نیویورکی در یازده سپتامبر فرو ریخته و ویران شده است. هر وقت هواهای نفسانی و بخصوص غرور و خودبزرگ بینی بخواهد ما را از خود ما دور کند چاره اش یک سجده بر خاک است. تا یادآوری شود که این انسان مغرور از خاک بی ارزش خلق شده است. سجده به ما یادآوری می کند از خاک ناچیز و بی ارزش خلق شده ایم. و همچنین یادآوری میکند؛ ارزش تو به روح خدا در تو است.

بلندی از آن یافت کو پست شد         در نیستی کوفت تا هست شد.

خدایا در سجده خاکم می کنی اما روحم را به افلاک می کشانی. به معراجت می بری؛

جسم خاک از عشق بر افلاک شد

     علي (ع ) مي فرمايد: سجده اول , يعني اين كه از خاكم , سر برداشتن رمز زندگي دنيايي است . سجده دوم , رمز مردن و به خاك خفتن است , سربرداشتن , رمز محشور شدن است , (بحار, ج 82, ص 139)

صحنه برخورد هواپیما به برج های دوقلو تجارت جهانی


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   یک شنبه 4 آبان 1393 ساعت  8:36 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

ارمغانی از دیدار با مراجع تقلید

دیروز توفیق رفیق راه گردید و افتخار دیدار با دو تن ازمراجع تقلید جهان تشیع در شهر کریمه اهل بیت نصیب بنده شد.

 حضرت آیت الله مکارم شیرازی و حضرت آیت الله جعفر سبحانی .

آیت الله مکارم برای ما روایتی نقل کردند. ایشان آن روایت شریف را بر روی کاغذ روزشماری یادداشت نموده بودند. خوشبختانه دستنوشته ایشان را به یادگار دریافت کردم. در ادامه آن را می آورم.

(( إن قوما عبدوالله رغبه فتلك عباده التجار وإن قوما عبدوالله  رهبه فتلك عباده العبيد و إن قوما عبدوالله شكرا فتلك عباده الاحرار))

همانا گروهي خداي را به انگيزه پاداش مي پرستند ، اين عبادت  تجار است و گروهي او را از ترس مي پرستند، اين عبادت بردگان است و گروهي او را از  روي سپاسگزاري مي پرستند و اين پرستش آزادگان است.

عبادت ممکن است با سه راهبرد انجام شود ؛

راهبرد کسب حداکثری اجر و پاداش . عبادت با این راهبرد معروف به عبادت تجار و بازرگانان است.

راهبرد رهایی از ترس دوزخ . عبادت با این راهبرد معروف به عبادت برده ها و عمله ها است.

راهبرد عبادت برای سپاس و تشکر از خداوند برای این همه نعمت و بخصوص نعمت عبادت. عبادت با این راهبرد معروف به عبادت آزادگان است.

معلوم می شود در عبادات نیز باید حریت و آزادگی وجود داشته باشد.

در آستانه محرم قرار داریم و محرم برای ما پیام آور آزادگی است. آرزومندم در این ماه شریف و به برکت احرار روزگار؛ حضرت سید الشهدا، عبادات ما مانند عبادات احرار و آزادگان شود.

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 2 آبان 1393 ساعت  2:42 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

  • صفحات :  1 2