این نوشته تقدیم به دوست دانا و حرفه ای و نادیده ام؛
جناب آقای شریعتمداری
که بر بال امواج اخبار دنیای اسلام سوار است
و از حقیر خواست مطلبی درباره شیخ ابراهیم زکزاکی بنویسم.
جناب حافظ می گوید؛
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
«جام جم» حافظ در جهان اندیشه عرفانی چیزی شبیه «اسرار خودی» و «رموز بیخودی» مرحوم اقبال لاهوری است.
وجه تشابه این دو شاعر بزرگ در این است که هم در «عرفان حافظ» و هم در «فلسفه اسرار خودی و رموز بیخودی اقبال»، هیچ مرز جغرافیایی به رسمیت شناخته نمی شود بلکه سخن از اهل اسلام است که باید به اسرار نهفته ای که در «خودی» خود دارند پی ببرند و به نیروهای بالقوه ی خود فعلیت دهند.
«خودی» در تعبیرات اقبال یعنی خودآگاهی، خودیابی، خودشناسی، خودباوری. «بیخودی» هم یعنی؛ محو در جامعه ی اسلامی، همراه با حفظ شؤونات فردی.
بر همین اساس دکتر شریعتی در جایی وی را «ایرانی ترین خارجی و شیعه ترین سنی» خطاب کردهاست. رهبر معظم انقلاب در کنگره اقبال لاهوری در سال 1379 بیان فرمودند؛
«شعرهای فارسی اقبال هم به نظر من از معجزات شعر است.اقبال محاوره فارسی را نمیدانست و در خانه خود با دوستان خود اردو و یا انگلیسی حرف میزد».
اقبال لاهوری در مثنوی رموز بی خودی چنین می سراید؛
در معنی اینکه وطن اساس ملت نیست؛
آنچنان قطع اخوت کرده اند بر وطن تعمیر ملت کرده اند
تا وطن را شمع محفل ساختند نوع انسان را قبائل ساختند
مردمی اندر جهان افسانه شد آدمی از آدمی بیگانه شد
روح از تن رفت و هفت اندام ماند آدمیت گم شد و اقوام ماند
اخیرا در شبکه های اجتماعی بخصوص در اپلیکیشن های تلفن های همراه(وایبر، واتس آپ،لاین و...) پیامهایی دست به دست می شود مبنی بر آنچه بیگانگان در وصف اسرار ما شیعیان یا ایرانی ها گفته اند. حکایت این حدیث دیگران از سر دلبری ما پارسیان و شیعیان دقیقا مصداق همین شعر سالها دل طلب جام جم از ما می کرد است اما با یک تفاوت بسیار جزیی در لفظ. دقت کنید ؛
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه «خود خواست» ز بیگانه تمنا می کرد.
گاهی ما آنقدر دلمان می خواهد که بیگانگان ما را ستایش کنند که دل از دستمان می رود و بیکار نمی نشینیم و خودمان دست به کار شده و مثنوی تعریف و تمجید و از قضا حسرت بیگانه بر خودی خودمان را می سراییم.
از نامه جعلی چاپلین درباره حجاب تا سخنرانی ساختگی فوکویاما درباره دو بال سرخ شهادت و سبز انتظار شیعیان تا وصیت برساخته کورش کبیر و ارتباط دکتر حسابی و انیشتین و قس علی هذا ...
و این علاقه به تعریف و تمجید بیگانه از خودی ما، چنان هوش از سر ما می رباید که واقعا فراموش می کنیم به نقاط قوت حقیقی خود و تحلیل واقعی دشمنان خود بپردازیم.
در حالی که ما سرمست از وصف میراث خودی خودمان از زبان بیگانه هستیم در دانشگاه الازهر مصر رساله ای در مقطع دکتری دفاع می شود در یک هزار و هفتصد صفحه که قانون اساسی ایران را در میزان و سپهر اسلامی مورد بررسی قرار داده و اختصاصا به بررسی مساله عصمت امامان می پردازد. بنده این رساله را در اختیار دارم. الدستور الایرانی فی میزان الاسلام، عصمه الامام فی الفقه السیاسی الشیعی . نوشته؛ دکتر حافظ موسی عامر
آیا اکنون زمان آن نیست که سر از جیب توهمات و عجب و خودبزرگ بینی آنهم از چشم بیگانه برداریم و شعر حافظ را درست بخوانیم که ؛ آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد و نخوانیم آنچه خود خواست ز بیگانه تمنا می کرد؟
سال پیش که مسجد جمکران بودم مصادف بود با قتل تاسف بار حسن شحاته عالم سنی مصری که به آیین تشیع تشرف یافته بود. جوانکی کویتی کاروانی از شیعیان کویت آورده بود مسجد جمکران. حسن شحاته را می شناخت و حتی می دانست که به قم آمده و به تشیع مشرف شده است. اما ما نمی دانستیم و نمی شناختیم که یک چنین فردی در مصر مکتب اهل البیت را ترویج می کند تا اینکه در ایام نیمه شعبان در خبرها شنیدیم به چنان وضع متوحشانه ای به شهادت رسیده است.
چرا ما هزاران هزار بار نامه ساختگی چارلی چاپلین به دخترش، سخنرانی جعلی فوکویاما درباره شیعیان و ... را می خوانیم و لذت می بریم و برای یکدیگر ارسال می کنیم اما یک بار نام حسن شحاته را تا شهادتش نشنیده بودیم؟
در این هفته آخر ماه مبارک مسلمانان در دنیای اسلام بر علیه رژیم اشغالگر قدس راهپیمایی کردند. در نیجریه هم مسلمانان راهپیمایی کردند . از قضا در راهپیمایی نیجریه بنابر نقل، فرزندان یک عالم ناشناس شیعی نیجریایی به شهادت رسیدند . نام این عالم شیعه نیز همانند نام حسن شحاته برای بسیاری از ما برای اولین بار است که به گوشمان می خورد؛ شیخ ابراهیم زکزاکی. این در حالی است که جوانان ما با موتور سیکیلت کاوزاکی بیش از جناب شیخ زکزاکی آشنا هستند.
روحانی شیعه اهل نیجریه است. او رهبر جنبش اسلامی نیجریه است. وی دانش آموخته رشته اقتصاد است. او چندین بار در دهه۸۰ و ۹۰ میلادی به زندان افتاد.
این خبر که مربوط به سال 1388 است را بخوانیم ؛
کشور آفریقایی نیجریه حداقل هفت میلیون شیعه دارد و دولت نیجریه با همکاری اسراییل و آمریکا و همچنین وهابیون تندرو، فعالیتهای گستردهای را برای سرکوب فعالیتهای اسلامی و آموزشهای شیعیان در این کشور انجام میدهد. آخرین دور این فعالیتها حمله به تظاهرکنندگان روز قدس و شهادت چند نفر از شیعیان در این حمله بود. همچنین در اواخر ماه مبارک رمضان امسال طرح ترور شیخ ابراهیم زکزاکی که قرار بود با زمینه سازی علمای وهابی و توسط نیروهای امنیتی نیجریه انجام شود فاش شد.
امسال نیز شیعیان نیجریایی از حمله پلیس و نیروهای تندرو در امان نماندند.
آیا تا به حال نام این شیعیان مظلوم و رهبر ناشناس آنها را شناخته و در شبکه های اجتماعی دست به دست منتقل کرده و یکدیگر را آگاه کرده ایم؟
اینجاست که به سخن حافظ در موضوع تمنای خودی از بیگانه و به فلسفه اجتماعی اقبال در موضوع اسرار خودی و رموز بیخودی پی می بریم.
واقعا امت اسلامی هر لحظه نیاز به بیداری دارد. بیداری ای از جنس عاشورا ؛
رمز قرآن از حسین آموختیم ز آتش او شعله ها اندوختیم
خون او تفسیر این اسرار کرد ملت خوابیده را بیدارکرد(اقبال لاهوری)