
پخش سریال «پایتخت» از فروردین 91 آغاز شد. دوربین در سریال
پایتخت «یک» و «دو» (که در سال 92 به روی آنتن رفت) به لایه های
زندگی انسانهای عادی و معمولی و به عبارتی آدمهای زیر پوستی
جامعه ما می رود و برشی از زندگی نه چندان مهم این افراد را به تصویر
می کشد. نام بازیگر اصلی این سریال «نقی معمولی» است. نقی
یعنی پاک و ساده و بی غل و غش. و معمولی هم که همان عادی و
معمولی و بی اهمیت و بی اثر است.
در پایتخت یک و دو، شاهد یک روایتگری بسیار خنثی از زندگی آدمهای
سریال هستیم. تنها نقطه جذاب سریال، رخدادهایی است که از سر
اتفاق و بد شناسی یا خوش شناسی برای بازیگران سریال می افتد در
کنار بازی با کلمات با لهجه مخصوص و دیگر هیچ.
در پایتخت یک و دو روند سریال به گونه ای بود که بیننده گمان می کرد
با آدمهایی روبرو است که درگیر زندگی فردی و خانوادگی و روابط
اجتماعی خود هستند و به طور کل رابطه این آدمها با سیاست و
فرهنگ و اقتصاد جامعه قطع بود.
در پایتخت یک و دو سازندگان دوست داشتند سریالی بسازند که بیننده
را از جریانات فرهنگی و اقتصادی و سیاسی جامعه دور کند و به
مشاهده رخدادهای زندگی آدمهای معمولی و ساده جامعه دعوت نماید.
و البته هم در این طرح استحماری موفق بودند .
پایتخت یک و دو، در دو سال آخر ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد
ساخته شد. قطعا عملکرد سیاسی اجتماعی و اقتصادی این دولت در
عرصه ملی و بین المللی در ساخت این سریال تاثیر گذار بود. بحرانهای
داخلی و خارجی، پیکان هدف گذاری طراحان و سازندگان سریال را به
این سمت سوق داده بود تا هر چه بیشتر ذهن مردم را از کانونهای
بحران دور کرده و به گونه ای به آنها القا کند که مثل نقی معمولی
باشید. درگیر زندگی روزمره، ساده، خنثی و در کل؛ سرگرم خاله بازی
خود باشید.
از فروردین 93 پخش سریال پایتخت 3 آغاز شده است . در همین چند
قسمی که به روی آنتن رفته به شکل محسوسی مشاهده می کنیم
که سریال پایتخت از شکل و شمایل یک سریال استحماری خارج شده و
به شکل بسیار ظریفی سرنوشت آدمهای سریال را به کانونهای اقتصاد و
فرهنگ و سیاست و ... پیوند می زند.
کافی است بار دیگر آن قسمت از سریال که قرار شد از نقی معمولی
شکست خورده و محیط بان مجروح تجلیل شود را مجددا بازبینی کنیم.
بسیار ظریف و هوشمندانه بی ارادگی تصمیم گیران و مدیران و مسوولان
را در رابطه با مسائل اجتماعی و فرهنگی و ورزشی به تصویر کشیده
است. نقش روحانی سریال در همین سکانس در مقام یک موعظه گر
صرف، پیام عجیبی در رابطه با عملکرد روحانیت در منظومه تصمیم
سازی و مدیریت کشور با خود داشت. این گمانه بنده است که ؛ انقلاب
ما اگر چه روحانیه الحدوث بود اما بقای روحانیت در دستگاه های
اجرایی در حد و حدود همین موعظه گری و پشتیبان و همراه و هم قدم
مسوولان بودن، برای سازمان روحانیت خطرناک است.
این روند منطقی سریال اگر همین گونه پیش رود روشنگری های خوبی
رخ خواهد داد و اگر پایتخت 4 ساخته شود احتمالا اتفاق مبارکی را در
پی خواهد داشت.
پارسال(یازده فروردین 92) هم تحلیلی درباره سریال پایتخت نوشتم
که در ادامه می آورم:
نوروز امسال هم شاهد پخش فصل دوم سریال پایتخت بودیم .
به صورت خیلی گذرا بخش هایی از این سریال را دنبال می کنم.
از حواشی اطراف این سریال٬ هم بخش اول و هم بخش دومش
تا حدودی آگاهم . بخصوص تشکیل کمپینی در فیس بوک آنهم
برای توهین به وجود مقدس امام هادی و تطابق نام مبارک نقی
با نام نقی که در سریال به صورت طنز آمیز و تکیه کلام٬ گاه و
بیگاه از زبان بابا پنجعلی به صورت کشیده و مضحک می شنویم .

نقی معمولی نام بازیگر اصلی سریال است . امروز داشتم به بازی
این بازیگر در فیلم و نامی که برایش انتخاب شده فکر می کردم .
نقی یعنی پاک . معمولی هم که به معنای ساده است . بازی این
بازیگر هم نشان دهنده فردی پاک و ساده در حدی که با عابر بانک
کنار نمی آید. نقی معمولی تیپ اشخاصی است که در دنیای
ساده خود به گذران زندگی می پردازند . اینگونه افراد هیچ
دردسر و هزینه ای برای کشور ندارند.حتی اگر تمام مردم میهمن
ما مثل نقی معمولی باشند٬ دولتمردان و دست اندرکاران٬ شبانه
روز آنها را دعا می کنند . اما باید بدانیم که گفتان شخصیت
و تیپ رفتاری رایج در کشور ما بر اساس ویژگیهای شخصیتی
و رفتاری نقی معمولی سریال نیست . کافیست فقط به آمار تعداد
دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی و خروجی های دانشگاه ها
دقت کنیم تا بفهمیم که از دانشگاه های ما به هیچ وجه افرادی در
مایه های نقی معمولی خارج نمی شود .
پس کارکرد تیپ نقی معمولی در این سریال برای جامعه ما چیست ؟
شاید هر کس به فراخور نگاهی که به سریال و برداشتی که از
اجتماع ما دارد بتواندپاسخ هایی ارائه دهد اما آنچه به ذهن این
بنده می آید :
۱. تشویق مردم به این منش و رفتار به عنوان ابزاری برای
راحت کردن مردم از شر رنجهای زمانه ای که ناخواسته و در
اثر سوء مدیریت بر سر مردم امده است . به عبارت دیگر٬
خوشی در عین بی خبری . شادی در اوج سختیها . درگیری
و مشغول بودن با خود و خانواده و دوستان و فارغ شدن از
مسائل اطراف .
۲. معنویت تخدیری . تکیه بر دینی با حداقل تاثیر در زندگی روزمره.
در حد برانگیخته شدن احساس و ایجاد حسی خوب و ارامش بخش.
۳. بی خیال حق و حقوق شهروندی . وقتی تو مدام مسافری چه نیاز
به حقوق شهروندی
۴. انسانهایی بدون آینده . گو اینکه رفتار بازیگرها مثل این است که
در کشوری با حداکثر آزادی زندگی می کنند و دولت هیچ نقشی در سر
و سامان دادن امور حال و آینده مردم ندارد .
۵. انسانهای سریال تسلیم بخت و راضی به تقدیر٬خنثی و معمولی هستند .
۶. انسانهای سریال هیچ نیازی به افزایش معرفت و ارتقای خردورزی
ندارند.
به طور کلی این تیپ افراد شایسته آن تیپ از مسوولانی هستند که تصمیم
سازی هایشان روز به روز جریان زندگی مردم را مختل و فلج می کند .
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَیْكَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَهَ وَلِیِّنَا (إِمَامِنَا)
وَ كَثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّهَ عَدَدِنَا وَ شِدَّهَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا
بارالها ما به درگاه تو شكایت مىكنیم ...