جلوه معشوق


گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت

یک تجربه پدرانه

من برای پسر کوچکم قصه می گویم. نه قصه به معنای واقعی اش. بلکه ناچارم تا کلمات را با موضوعاتی که بیشتر می پسندد سر هم کنم. گاهی هم قصه ها را از روی کتاب برایش می خوانم .

پسرم یک کلکسیون کامل از حیوانات دارد. ارتباط خوبی با انها برقرار می کند. علاقه او به حیوانات باعث شده تا از من بخواهد قصه آن حیوانات را برایش تعریف کنم. هر روز به سلیقه خودش حیوانات را وسط اتاق می چیند تا وقتی از سر کار بر می گردم برایش قصه انها را بگویم. من هم بداهتا و بدون سناریو و قصه ای از قبل شروع می کنم به خلق و روایت قصه. البته قصه که نیست . پراکنده گویی و اشفته گویی هایی است که در نهایت هم خیلی به ندرت اتفاق می افتد که نظرش را جلب کند و راضی شود و رهایم کند.

این چند روزه گلویم گرفته و اصلا توان حرف زدن ندارم چه رسد که قصه گویی کنم. درک اینکه نمی توانم حرف بزنم و قصه بگویم برای پسرم سخت است. با اصرار اطرافیان و خاموش شدنم انگاری فهمید که نمی توانم حرف بزنم و قصه بگویم. پسرم که از قصه گویی من نا امید شده زبان به قصه گویی باز کرده است. یک بند حرف می زند. قصه می گوید. قصه که نه. بیشتر تلاش می کند تا کلمات را سر هم کند. مثل خودم .

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1391/11/30/833189_382.jpg

1.انقدر با کودکان باید همراهی کنیم تا اگر تنهایشان گذاشتیم به راه ادامه دهند.

2.دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه راه رفتن اموخت یعنی همراهی در تربیت

3.در گذشته که زندگی ها بر محور کشاوزی و دامداری و به طور کل مشاغل از پدر به پسر منتقل می شد اولین و اخرین مدرسه و معلم، خانه و پدر بود. اما امروزه به خاطر تغییر در سبک زندگی به ندرت اتفاق می افتد که پیوستگی شغلی ، فرزندان را ادامه دهنده پدران و خانواده ها کند.

4.قبل از مدرسه بهترین فرصت برای همراهی با کودکان است. پس از رفتن به مدرسه و حتی قبل تر از ان یعنی زمانی که به کودکستان هم می روند می توان با انها همراه شد. پدر و مادری موفقند که مدرسه ادامه دهنده راه انها و انها ادامه دهنده راه مدرسه باشند.

5.یک سوال مهم ؛ راه والدین و مدرسه کدام سمت است؟ در ادامه هم ؟ مقابل هم ؟ موازی هم ؟


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت  10:24 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

پلیس مسجدی

السلام علیک ایها النبی و رحمه الله و برکاته السلام علینا و علی عبادالله الصالحین السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله اکبر الله اکبر الله اکبر

ااااااان الللللللله و ملاااااااائکته یصلون علی النبی یاااااااا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیماااااااا

اللللللللللهم صل علی مححححححمد و ال محمد

بسم الله الرحمن الرحیم خب در ادامه صحبتهای دیروز خیلی خلاصه و مختصر عرض کنم در خیابان طالقانی اگر گردش به چپ بکنید و اتفاقا از روبرو و در خط ویژه یک موتور سوار بیاید و با شما برخورد کند علاوه بر اینکه موتور سوار متخلف است شما هم تخلف انجام داده اید . تشکر می کنم خداحافظ من دم در هستم اگر سوال داشتید پاسخ میدهم . صلوات

_ برای سلامتی پلیسای اسلام صلوات

_الللللللللهمممممممم صل علی محححححححمممممد و ال محممممد

نکند ایات تازه و احکام جدید نازل شده است . تا به حال نشنیده بودم بلافاصله پس از نماز جماعت، احکام راهنماییی رانندگی تشریح شود. هم جالب بود و هم عجیب.

خودم را به پلیس می رسانم. با صبر و حوصله به سوالات مسجدی ها پاسخ می دهد. می گوید:« قوانین را بومی شده و متناسب با نیاز اهل محل بیان می کنم.» خیلی طرح لذت بخشی است. تا به حال ندیده بودم و چقدر مردم استقبال کردند از پلیس محلی و بومی.

حالا می فهمم که مسجد النبی که مرکز حکومت رسول مکرم اسلام بوده چه تاثیر فرهنگی عالی و عمیقی داشته است.

راستی اگر مثلا شهردار محله و منطقه یا معلم محله یا کاسب محله یا حتی رفتگر محله چند دقیقه بعد از نماز بلند گو را بگیرد و درباره خدماتی که ارایه می دهند توضیحاتی بدهد چقدر رابطه مردم با خادمان و مسوولانشان خوب می شود.

باور کنیم مسجد معجزه می کند. انقلاب اسلامی از دل مسجد سر برآورد. رهبر انقلاب می فرماید انقلابی باشید. یعنی مسجدی باشید. فاصله گرفتن مسوولان از مسجد و مسجدی ها مفاسد بسیاری دارد. و البته فراموش نشود که مسجد نباید ابزار سیاسیون شود. که این خود تازه اول الکلام است و ....بگذریم.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 23 تیر 1395 ساعت  8:30 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

چهره ماندگار

پایگاهی در اینترنت هست که اگر تصویرت را در آن آپلود/بارگذاری کنی، جستجو می کند و چهار نفر از هنرپیشه های هالیوود و بالیوود و خالیوود و ... که شبیه تو هستند را پیدا می کند. و تازه می فهمی که شبیه آمیتاباچان یا آنجلیناجولی یا کاجول یا بردپیت یا در پیت.... بوده ای و خبر نداشته ای .

فکر می کنی چند درصد از نوجوانان و جوانان ما دوست دارند شبیه هنرپیشه های پرآوازه غربی باشند ؟ و چند درصد علاقمندند تا بدانند شبیه کدام هنرپیشه هستند ؟

قطعا کشف اینکه صورتت شبیه کدام هنرپیشه است در فرهنگ غربی یک ارزش است. انها چهره اند و مشهور/سلبرتی. و سلبرتی ها دنیای خودشان را دارند. و اصلا بیکار نبوده اند که چهره شوند. چهره شده اند یا واضح تر بگویم چهره اشان کرده اند تا تو چهره خود را بر میزان چهره آنها قیاس کنی یا بیارایی. حالا یا چهره و صورتت را و یا کلا صورت زندگیت را .

و تو حق داری و اصلا مگر چه اشکالی دارد آدم چهره ای را دوست بدارد، و چهره خودش و زندگیش را بر ان میزان کند ؟ و البته تا آن چهره ، چه چهره ای باشد. برای همین قران کریم یک چهره ماندگار معرفی می کند تا ببینی میشود بر میزان ان چهره ماندگار خودت را ماندگار کنی . بگویم آیه اش را ؟

«کلّ شیء هالک إلا وجهه» (قصص،88)

وجه خدا چیزى است که با آن براى خلقش نمودار است، که خلقش هم با آن متوجه درگاه او مى‏شوند، و این همان صفات کریمه او از حیات، علم، قدرت، سمع و بصر است و نیز هر صفتى از صفات فعل مانند صفت خلقت، رزق، مغفرت و رحمت و همچنین نشانه های او، وجه خدا مى‏باشند .

این وجه/چهره خدا است. حالا میخواهی چهره خدایی را هم بشناسی؟

علی(ع) وجه الله است.

و این علی(ع) است که در دعای کمیل، خداوند را به چهره ماندگارش قسم می دهد؛

و بوجهک الباقی بعد فناء کل شی ء

حالا کدام چهره را می پسندی ؟

 

http://moallaa.com/wp-content/uploads/2014/01/kolo-shaie-n-31395_185x185.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 21 تیر 1395 ساعت  7:21 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 2

طاووس تر از طاووس

1.طاووس نماد زیبایی است. پرهای طاووس علت زیبایی اش هستند. فراموش نکنیم پرها به مثابه لباس برای پرندگان می باشد.

2.امروز به باغ پرندگان رفتم. به مناسبت تعطیلی این چند روزه و حضور مسافران و میهمانان شهرمان باغ پرندگان شلوغ بود. در میان خیل بازدیدکنندگان خانواده ای حضور داشت که پوشش همسر خانواده خاص بود. یک لباس محلی زیبا و با طروات و چشم نواز. اگر بگویم باغ پرندگان تحت تاثیر حضور این زن با آن لباس زیبا بود غلو نکرده ام. واقعا زن و مرد تحت تاثیر این خانم با ان پوشش محلی بودند. تناسب رنگها و نوع پوشش بلند و گلهای کوچک قرمز و مشکی و سفید. و البته وقار در حرکت و کودکی بر دوش که لباسش ست شده با لباس زیبای مادر بود.

3.لباس ما آدمها حکم پرهای پرندگان را دارد. در گذشته لباس ما ایرانی ها هم آهنگ با طبیعت زیستی ما بوده است. مرمان کویر لباس خاص خود را داشتند و مردمان دشتها و جنگلها و ...هم لباس خودشان را داشتند. لباسهای مردمان از طبیعت و رنگهای طبیعی اثر می پذیرفت. برای همین می گوییم لباسهای محلی/بومی.

4.ایا ساپورت و مانتوهای کوتاه و تنگ و ... لباس محلی ما است؟ من با چشم خودم دیدم که ساپورت پوشها و زنهایی که حتی لباس های مارک و بدتر از ان لباسهای اشانتیون که شعار محصول هم هنوز روی ان بود، مات لباس ان زن با لباس محلی بودند و او را تحسین می کردند.

5.خانمها می توانند هم حجاب خود را کامل رعایت کنند و هم بر اساس موازین زیبایی شناسانه لباسی را انتخاب کنند که انها را از یک شیء تجملی به یک انسان باوقار با زیبایی محترمانه تبدیل کند. فرهنگ ملی ما این ظرفیت را دارد. هم تامین کننده نیاز زیبا دوستی دختران و زنان جوان باشد و هم حدود اسلامی حجاب را رعایت کند.

http://s7.picofile.com/file/8258853926/%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6%DB%B0%DB%B7%DB%B0%DB%B7_%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B5%DB%B4%DB%B5.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 17 تیر 1395 ساعت  8:36 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

کلید واژه های قبولی

در اینترنت به دنبال نشانه های قبولی اعمالمان در ماه مبارک رمضان می گردم. بالاخره  همه دوست دارند و البته حق هر کسی هم هست که بداند نتیجه کارنامه این یک ماه روزه داری اش چیست ؟

کلید واژه اول: نشانه های قبولی روزه

مقاله اول می گوید در همان آیه ای که اشاره می کند به وجوب روزه اشاره به نتیجه ان هم شده است؛

يا اَيُّهَا الَّذينَ امنوا کُتِبَ عليکم الصِّيامُ کما کُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تتَّقونَ

روزه برای تقویت تقوا است. و تقوا چیست ؟ یک نیروی درونی قوی و کنترل کننده و جهت دار است. تقوی؛

  1. اراده انسان را قوی
  2. کنترل کننده ورودی ها و خروجی های انسان است. به گفته بزرگان علم اخلاق؛ کنترل صادرات و واردات انسان را بر عهده می گیرد.
  3. جهت دار است یعنی که عقربه قبله نمای زندگی انسان را به سمت کعبه بندگی خدا می کشاند.

خب این تست بدی نیست. ببینیم اراده ما قوی و کنترل رفتاری ما دقیق و جهت زندگی ما تنظیم شده یا نه ؟

شهید مطهری در کتاب آزادی های معنوی در بحث تقوا می گوید؛

 پس اگر ما ماه رمضانى را گذراندیم، شبهاى احیایى را گذراندیم، روزه‏هاى متوالى را گذراندیم و بعد از ماه رمضان در دل خودمان احساس کردیم که بر شهوات خودمان بیش از پیش از ماه رمضان مسلّط هستیم، بر عصبانیت خودمان از سابق بیشتر مسلّط هستیم، بر چشم خودمان بیشتر مسلّط هستیم، بر زبان خودمان بیشتر مسلّط هستیم، بر اعضا و جوارح خودمان بیشتر مسلّط هستیم و بالاخره بر نفس خودمان بیشتر مسلّط هستیم و مى‏توانیم جلو نفس امّاره را بگیریم، این علامت قبولى روزه ماست

کلیدواژه دوم : تاثیر ریاضت

علامه طباطبایی راجع به علت اینکه ریاضت آثاری را روی روح انسان می گذارد و این قدرت را به روح انسان می دهد که کار خارق العاده انجام بدهد چیست؟ می گوید: خیال نکنید که این عمل ها از آن جهت که عمل است، این نتیجه را دارد و مثلا زجر و درد کشیدن اثرش این است. نه، خاصیتی که در عمل ارتیاض و این جور چیزها هست این است که در اثر منصرف شدن انسان از دنیای بیرون و متوجه شدن به دنیای درون، یک یقین و یک اراده برای انسان پیدا می شود، گویی انسان تدریجا خودش به خودش تلقین می کند که من باید چنین باشم، من باید چنان باشم. بعد علم و یقین پیدا می کند که همین طوری که می خواهد باشد هست.

علامه معتقد بود که بشر هر کاری را که به آن علم و ایمان پیدا کند و از روی علم و ایمان اراده کند می تواند انجام دهد.

حضرت رسول (ص) عرض کردند: حضرت عیسی (ع) روی آب راه می رفت و غرق نمی شد. پیغمبر فرمود: "اگر یقینش بیشتر می بود، روی هوا هم پرواز می کرد."

امام صادق (ع) در حدیث معروفی می فرماید: «ما ضعف بدن عما قویت علیه النیه» (امالی شیخ صدوق/293)؛ بر هر چیزی که نیت انسان قوت و نیرو بگیرد، بدن ناتوانی ندارد.

بنابراین پس از یک ماه روزه داری و با توجه به این که ریاضت مشروع و الهی است، بررسی کنیم ببینیم اراده معنوی و اراده مادی ما در چه وضعیتی است ؟


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 17 تیر 1395 ساعت  10:23 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

آزمون بزرگ

در شهری قحطی بیداد می کند. حاکم شهر چاره را در انباشته کردن مواد غذایی می بیند. دستور می دهد تا دیگ بزرگی وسط شهر بگذارند و مردم در خفا و پنهانی یک لیوان شیر در دیگ بریزند. روزها می گذرد و حاکم برای سرکشی به سراغ دیگ بزرگ شیر می اید. به امید اینکه دیگ ذخیره خوبی از شیر باشد در ان را بر می دارد. ناگهان با منظره عجیبی روبرو می شود. دیگ پر از اب است. شگفت زده از اطرافیان پرس و جو می کند. کسی نمی داند. تا نشان از حکیمی در شهر گرفته و نزدش می رود. ماجرا را تعریف می کند. حکیم می گوید علت فقط در یک محاسبه شخصی است. هر فردی پیش خودش اینطور محاسبه کرده که اگر به جای یک لیوان شیر، یک لیوان اب در داخل دیگ بزرگ بریزم هم کسی نمی فهمد و هم یک لیوان اب در یک دیگ بزرگ شیر چندان معلوم و مشخص نمی شود.

الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیبْلُوَکُمْ أَیکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا

انکه مرگ و زندگی را افریده می خواهد بیازمایدمان تا کدام یک از ما بهترین کار و کارهای بهتری انجام می دهیم

اری زندگی یک ازمون بزرگ است.

https://s-media-cache-ak0.pinimg.com/736x/49/6d/35/496d35ea527ab5a90183946ddb3a468f.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 15 تیر 1395 ساعت  9:15 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

روحانی اول، روحانی دوم

روحانی اول

برای تمدید دفترچه بیمه به یکی از شعب تامین اجتماعی رفته بودم. نزدیک ظهر 29 ماه مبارک بود. گرمای هوا و فشار تشنگی حال و حوصله برای مثل منی که سرتا پا زیر عرق بودم نمی گذاشت. دفترچه را تحویل دادم و روی صندلی پلاستیکی رها شدم.روحانی جوانی همراه دختر کوچک و نازش با شتاب وارد شد. دفترچه را به باجه مور نظر داد. برای گذران وقت و تغییر حال و هوا خودم را به او می رسانم می گویم؛ حاج آقا نمیشه عید را زودتر اعلام کنید ملت یه نفسی بکشند؟ می زند زیر خنده. انگار او هم از فشار گرما و روزه داری بدش نمی آید بخندد. می گوید؛ ملت که راحتند و از ابتدای ماه مبارک انگار عید را اعلام کرده اند. می خندیم. همسرش انگار بیمار بوده و سر به زنگاه دفترچه بیمه اش تمام شده و سراسیمه امده شعبه برای تمدید. باز هم می گوییم و می خندیم و خدا حافظی می کنیم. سوار پراید درب و داغونش می شود و دستی تکان می دهد و ...

روحانی دوم

نیسان خربزه روبروی میوه فروشی پارک کرده بود. از سرعت ماشین کاستم. بار خوبی داشت. روحانی جوان جستی زد و پرید بالای باربند نیسان و یکی دو سه تا خربزه را جدا کرد. تا بخواهد از باربند نیسان پایین بیاید ماشین را پارک می کنم و خودم را به روحانی جوان و شیک پوش می رسانم. می گویم حاج اقا اگر با همین چابکی و سرعت که پریدید پشت نیسان ، عید فطر را اعلام می کردید ملت دست بوستان میشدند. بدون اینکه بخندد با جدیت هر چه تمام نگاه عاقل اندر سفیهی به من می کند و می گوید ؛ باید ماه رویت شود تا عید اعلام شود. دوباره برای اینکه دوزاری اش را بیندازم و به خنده بکشانمش می گویم ؛ پیچش دست خودتان است. دوباره با جدیت می گوید ؛ باید فقها ماه را رویت کنند تا عید شود. خیر کوتاه بیا نیست حتی در حد یک لبخند. حساب میوه را که میکنم روحانی جوان و شیک پوش و اتو کرده سوار سمند سر و ته می کند و من را در حسرت لبخندی در ان گرمای تابستان اخرین روز ماه مبارک می گذارد.

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 15 تیر 1395 ساعت  7:20 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

همسرم آیفون

ازدواج مردی با گوشی تلفن همراهش، تازه ترین و عجیب ترین خبر دنیای فناوری اطلاعات این روزها است. آرون چروناک در لاس وگاس با گوشی محبوب خود که یک آیفون است، ازدواج کرد! مردی که می‌گوید 24 ساعت با موبایلش زندگی کرده و صبح که از خواب بلند می‌شود اول سراغ موبایلش می‌رود و موقع خواب نیز همین‌طور. این یعنی اینکه تکنولوژی های جدید نیازهای انسان که زمانی در درجه اول اولویت بوده اند را کنار زده و تبدیل به اولویت های تازه زندگی آنها شده است.اما آیا به راستی این تکنولوژی ها با آن جاذبه های خاص خودمی تواند جای نیاز های اولیه انسان را بگیرد؟

تکنولوژی های ارتباطی جدید، جذاب ارزان سرگرم کننده ارتباط دهنده آگاهی بخش و ... هستند. در تقابل این تکنولوژی ها با مساله ازدواج با ویژگی های تعهد اوری مسوولیت پذیری تحمل و بردباری و از همه مهمتر هزینه ها و ... به نظر شما خرید یک گوشی برای جوانان و سرگرم آن شدن راحت تر است یا در افتادن با غول ازدواج و رفتن زیر بار مسوولیت و تعهد و هزینه و ....؟

بی شک مفهوم ازدواج در امروز جامعه با آن تعریف اصیل خود در کتاب و سنت فاصله بسیار دارد. ازدواج در جامعه امروز ما برای جوانان گران تمام می شود. زیرا جامعه ما ان شکل جوامع ساده را از دست داده است. جامعه ای به شدت مصرف زده و هزینه بردار و ... . این تازه گذشته از آمار متاهلان خسته یا بریده و درمانده پس از ازدواج است. در این شرایط است که یک گوشی به روز با امکانات اتصال به شبکه می تواند محبوب بسیاری از جوانان بخصوص متاهلان جامعه ما شود.

اگر همراهی 24 ساعته با گوشی تلفن همراه به مثابه ازدواج با آن باشد ، پس همه ما ندانسته به عقد دائم گوشی های خود در امده ایم.  آری تکنولوژی ما را به عقد خود در اورده است. مبارک است.    


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 11 تیر 1395 ساعت  11:22 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 2

مدیریتی ترین فراز

هر سال و در هر سه شب قدر دعای جوشن کبیر را می خوانیم. در این دعا، خداوند را با هزار و یک اسم صدا می زنیم. و اتفاقا هر بار هم این دعا خوانده می شود یک یا چند اسم و یا یک بند/فراز یا چند بند از این دعا به دل ما می نشیند. و انگاری حرف دل ما می شود.

نمی دانم این جلوه/بولد شدن، مربوط به ما ادمها و حال و روزمان است یا اینکه از توفیقات الهی و ... است. هر چه هست برای بسیاری از ادمها اتفاق می افتد. امتحان کنید و از اطرافیان بپرسیددامسال کدام اسم خدا در جوشن به دلت نشست؟

یکی از فرازهای بسیار قابل توجه و جالب شماره 97 است.

  اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُسَبِّبُ یَا مُرَغِّبُ یَا مُقَلِّبُ یَا مُعَقِّبُ یَا مُرَتِّبُ یَا مُخَوِّفُ یَا مُحَذِّرُ یَا مُذَکِّرُ یَا مُسَخِّرُ یَا مُغَیِّرُ

خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى سبب ساز اى رغبت ده اى زیر و رو کن اى پى جو اى ترتیب ده اى بیم ده اى ترساننده اى یادانداز اى مسخر کننده اى تغییر دهنده

اگر بخواهیم هر یک از اسمهای خداوند در این فراز را کمی امروزی تر ترجمه کنیم چنین می شود

یَا مُسَبِّبُ : سبب ساز. فرصت ساز. زمینه ساز.

یَا مُرَغِّبُ : شوق افرین. امید بخش.مثبت نگر

یَا مُقَلِّبُ : زیر  و رو کن. تحول افرین .

یَا مُعَقِّبُ : پیگیر .

یَا مُرَتِّبُ : سامان بخش

یَا مُخَوِّفُ : هراس اور. دافعه. قدرت نه گفتن

یَا مُحَذِّرُ : هشدار دهند.

یَا مُذَکِّرُ : یاداوری کننده

یَا مُسَخِّرُ : تسخیر کننده.

یَا مُغَیِّرُ : تغییر دهنده. دگرگون ساز

این ده اسم و ترجمه امروزی انها به شکل زیبایی مفاهیم مدیریتی را در ذهن تداعی می کند . بر همین اساس می توان فراز 97 را مدیریتی ترین و ارمغانی زیبا از دل شبهای قدر برای مدیران دانست.

http://s4.picofile.com/file/7858593224/Untitled_1.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 11 تیر 1395 ساعت  10:21 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

مبانی جمهوری اسلامی

چرا فیشهای چند ده میلیونی حقوق مدیران، اینقدر حساسیت زا می شود؟ اما فیشهای حقوقی کمتر از یک میلیون کارگران ، حساسیت زا نمی شود؟

این نشانه خوبی است که مردم و مسوولان نسبت به حقوق های کلان واکنش نشان می دهند. اما نشانه بدی هم در جامعه ما وجود دارد و ان اینکه چرا همین واکنش سریع نسبت به حقوق های ناچیز و درامدهای پایین دیده نمی شود؟

عضو سابق کمیسیون اقتصادی مجلس خاطرنشان کرد: پرداخت حقوق نجومی برخلاف مبانی جمهوری اسلامی و ارزشها بوده و باید جلوی آن گرفته شود.

این هم گوشه از وصیت نامه امام راحل درباره پابرهنه ها و مستضعفان و محرومان که صاحبان اصلی انقلابند

به مجلس و دولت و دست‏اندركاران توصیه می‏نمایم كه قدر این ملّت را بدانید و در خدمت‏گزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیگان كه نورچشمان ما و اولیایِ نِعَم همه هستند... فروگذار نكنید.

باید همه خدمت‏گزار ملّت و خصوصاً مستضعفان باشید.

طرفدار مظلومان و ستمدیدگان و محرومان باشید.

توجّه داشته باشند رییس جمهور و وكلای مجلس از طبقه‏ای باشند كه محرومیّت و مظلومیّت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند

بر این اساس رسیدگی نکردن به وضعیت محرومان هم از اتفاق بر خلاف مبانی جمهوری اسلامی و ارزشها می باشد.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 4 تیر 1395 ساعت  11:17 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1