جلوه معشوق


گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت

از سوهان حاج حسین و دختران تا باد صلواتی

 

۱. حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم٬ یکی از قله های بلند سلسله جبال اهل البیت علیهم السلام می باشد . وقتی انسان می بیند که در آستانه مضجع شریف این بانو٬ بسیاری از عالمان بزرگ شیعه مثل مرحوم بروجردی و علامه طباطبایی و شهید مطهری و ایت الله بهجت و بهاء الدینی و خوانساریها و گلپایگانی ها و ... آرام گرفته اند٬ پی به عظمت شخصیت این بانو می برد . همیشه هنگام زیارت٬ وقتی فاصله قبور این بزرگان را با قبر مطهر فاطمه معصومه محاسبه می کنم حس میکنم این بزرگان در میانه راه رسیدن به این قله مرتفع از نفس افتاده و همانجا آنها را به خاک سپرده اند .

 

۲.در مسجد جمکران٬ جوان قافله سالاری را دیدم که از کویت ۳۵ نفر زائر شیعی را از طریق هوا به تهران و از آنجا یک راست آورده بود مسجد مقدس جمکران . کاروان الانوار للخدمات السیاحیه . جوان عرب٬ فعال و آگاه بود . درباره اوضاع مصر پرسیدم . می گفت شهید حسن شحاته که در مصر به طرز فاجعه باری به شهادت رسید و معروف به شهید انتظار شد دو سه سال پیش آمده بود قم و به مکتب تشیع تشرف پیدا کرده بود و تعدادی از مصریها را شیعه کرده بود . دانشگاه الازهر مصر با آن همه پیشینه و ادعا  در شوک شدیدی فرو رفته است . جامعه مصر دچار هرج و مرج دینی شده است. این دقیقا همان چیزی است که وجود مقدس صدیقه طاهره در خطبه فدکیه فرمودند : و اطاعت از ما اهل بیت باعث نظام بخشی به دین می شود .   

۳. قبلا جایی خوانده بودم که این مارک و برند سوهان حاج حسین و پسران تخیلی است و واقعیت ندارد . اما امروز چشمم به تمثال این حضرت در پشت سوهان فروشی ها افتاد . پس واقعا حاج حسینی بوده و پسرانی داشته و این پدر و آن پسران در یک همت مضاعف و جهاد اقتصادی شکوهمند٬ حماسه ای اقتصادی خلق کرده و تولید سوهان نموده اند . اما ذهنم به تکاپوی شیطنت باری افتاد٬ بد نیست به احترام حقوق خانمها هم که شده شعبه هایی از این سوهان فروشی تاسیس شود و نامش را حاج حسین و دختران یا حاج حسین و خواهران یا حاج حسین و خاله ها و عمه ها و ...بگذارند .  اشکال دارد ؟ البته پیشنهاد می دهم پایان نامه هایی هم تحت موضوع تحکیم خانواده با استفاده از تاثیر رابطه پدران و پسران با الگو قرار دادن حاج حسین وپسران در مشاغل اجتماعی به نگارش درآید .

۴.حافظ در وصف آب شیراز می گوید :

     شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم.

عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است.

فرق است از آب خضر که ظلمات جای او است.

تا آب ما که منبعش الله اکبر است.

روی یکی از دیوارهای نزدیک حرم مقدس حضرت فاطمه معصومه ٬ مغازه داری( آپاراتی) نوشته بود :

باد صلواتی .

پیش خودم گفتم اگر در قم هم حافظ نامی مثل حافظ شیرازی ها وجود داشت و این خواجه قم می خواست در وصف آب قم شعری بگوید که نمی توانست زیرا آب قم چندان تعریفی ندارد بنابراین با توجه به این سخاوت از جنس قمی ها که باد رایگان نثار تایر و تیوپ ملت می کنند احتمالا چند بیتی در وصف این باد شورانگیز رایگان و صلواتی می سرود . بنده نیز تک بیتی سروده ام که : 

باد صبای رایگان تو مطلوب تایرم 

هر چند زائرم ولی به هوای تو طائرم  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 27 دی 1392 ساعت  10:57 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

I LOVE YOU سنج

 

۱. به همراه انبوهی از جنسهای چینی دستگاهی وارد کشور شد که در نگاه

 

اول انسان را مبهوت خود می کند . دستگاه عشق سنج.این دستگاه طوری

طراحی شده که با قرار گرفتن میان دو دست انسان از طریق میزان حرارت

بدن نشان می دهد که میزان عشق انسان به همسرش چقدر است .

 

۲. عشق امری مادی نیست که بتوان با دستگاه میزانش را تشخیص داد.

آری قبول داریم که عشق تاثیرات وضعی در جسم و بدن عاشق بر جای

می گذارد(تاثیر روح بر جسم) اما این دلیل محکمی بر مادی بودن عشق

نیست.و البته باید بین هورمون و غریزه با عشق و عاطفه تفاوت بگذاریم.

۳. عشق از جنس شور و احساس و درک است . ماده به هیچ وجه

دارای سطحی از احساس و درک نیست . بنابراین عشق مادی نیست . هر

چند بزرگان عرفان ما معتقدند همه ذرات عالم عاشق خدای مهربان هستند . 

و اصلا عالم بر اساس حرکت حبی و عشق پدید آمده و سرانجامش هم سیر

به سوی معشوق خود است .   

۴.در کتابهای حدیثی به کلمه ای برخوردم که نشانگر میزان عشق و علاقه

زن به شوهرش است .این کلمه چند حرفی را شاید بارها شنیده باشیم اما تا

به حال از نقش ان آگاهی نداشته باشیم . این واژه < واویلا > است .

۵. واژه واویلا از سه بخش تشکیل شده است . وا ـ ویل ـ الف . معنای این

واژه عبارتست از :ابراز پریشانی و گرفتاری و محنت.واژه واویلا مثل واژه

واحسینا در زبان عرب نشان از عمق احساس و اوج محنت و برانگیخته شدن

همه عواطف شخص مصیبت زده است .

۶. کجای این واژه با معنایی که دارد نشانگر عشق و سنجش میزان ان

است ؟ چه ارتباطی میان عشق و مصیبت است ؟

داستان زیر گویای نقش این کلمه در سنجش میزان عشق و علاقه 

میان همسران است :

امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل می کنند :

پیامبر اکرم از نبردی باز می گشتند که در آن تعدای از مسلمانها به شهادت

رسیده بودند . زنان به استقبال سپاه حضرت آمده و نشانی رزمندگان از

بستگانشان را از نبی مکرم می گرفتند .

زنی نزدیک شد و گفت : ای پیامبر خدا فلانی چه شد ؟

پیامبر فرمودند : با تو چه نسبتی داشت ؟

زن گفت : پدرم بود .

حضرت فرمودند : خدا را سپاس بگو . انا لله بگو . پدرت به شهادت رسید .

زن چنین کرد .

انگاه زن مجددا پرسید : فلانی چه شد ؟

پیامبر فرمودند : با تو چه نسبتی داشت ؟

زن گفت : برادرم بود .

حضرت فرمودند : خدا را سپاس بگو.انا لله بگو.برادرت به شهادت رسید .

زن چنین کرد .

انگاه زن مجددا پرسید : فلانی چه شد ؟

پیامبر فرمودند : با تو چه نسبتی داشت ؟

زن گفت : همسرم بود .

حضرت فرمودند : خدا را سپاس بگو.انا لله بگو .همسرت به شهادت رسید.

زن فریاد واویلا سر داد .

پیامبر خدا فرمود : گمان نمی بردم که زن شوهرش را تا این اندازه دوست

داشته باشد . تا این که این زن را دیدم .

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت  5:48 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

حدیث خواص نوشیدن آب جکوزی

 

۱. امروز توی استخر ساحل وقتی نوبت به استفاده از جکوزی(به قول عربها ٬ جاکوزی) شد٬ دیدم بچه های دبستانی تا نصفه خودشان را کرده اند توی جکوزی. بدم نیامد سر به سرشان بگذارم . سریعا روایتی با توجه به ایام امتحانی دانش آموزان از خودم ساختم که : هر کس یک لیوان آب جکوزی را بنوشد٬ معدلش بیست می شود . شلیک خنده بچه ها توی فضای پر افکت استخر از همه چیز شیرین تر بود. از روایت سازی خودم لذت بردم و به یاد کتابی که بعد از ظهر خوانده بودم افتادم به نام : شیخ المضیره ابوهریره .(المضیره را اینطوری می خوانند ٬ به فتح میم و فتح را )

 

۲.  یکی از خنده دار ترین شخصیتهای صدر اسلام همین ابوهریره است . ابوهریره یعنی پدر گربه کوچک . ظاهرا با گربه کوچکی مانوس بوده است . از اصحاب صفه بوده و بسیار شکمو . غالبا درخواست غذایی خود را با این عبارت اعلام می کرده که مثلا جلوی اصحاب را می گرفته و می گفته لطفا یک ایه از قران برایم بخوان اما منظورش این بوده که اگر نانی داری رد کن بیاید . راوی احادیث فراوانی است . ادعای طبابت می کرده اما در بررسی روایات طبی اش متوجه می شویم که همه ان احادیث در مورد خوراکی ها و شکم پرکنی ها است . انقدر شخصیت مضحکی داشته که وجود و عدمش نزد پیامبر اکرم(ص) و سایر اصحاب یکسان بوده به همین خاطر نه احادیثش اهمیت داشته و نه خودش .(هر چند که اهل سنت در مجامع روایی شان رویش حساب جدی باز کرده اند )

۳.محمود ابوریه٬ نویسنده مصری کتاب شیخ المضیره ابوهریره٬ وقتی این کتاب را نوشت با دو اتهام مضحک و خنده دار روبرو شد . وی از سوی تندروهای الازهر متهم شد به : ۱.شیعه بودن  ۲. آلت دست امریکا شدن. از بس مطالب مضحک درباره ابوهریره کتابها را پر کرده که وقتی محققی مثل ابوریه این مطالب را جمع اوری می کند متهم می شود .

۴.این ابوهریره در زندگی شخصی اش ایدئولوژی بسیار خنده داری داشته است . او کسی است که برای اولین بار تفکر غذا با معاویه و نماز با علی(ع) را تولید کرد و بسط داد و با جدیت ان را به اجرا گذاشت . بسیار شگفت است که بدانیم ابوهریره در نبرد صفین غذا را با معاویه می خورده و وقتی صدای اذان بلند می شده خودش را در صف نماز جماعت امام علی(ع) می گذاشته و وقتی هم که دو جبهه مشغول نبرد می شدند فرار می کرده است .

۵. چرا به ابوهریره می گویند شیخ المضیره ؟ مضیره یک نوع غذای مخصوص بوده که معاویه آن را برای نویسندگان و شعرا و به قول امروزی ها برای هنرمندان تهیه می کرده است . فرمول این غذا تقریبا شبیه خورشت ماست اصفهانی ها است که البته برخی به اشتباه می گویند نوعی حلوا بوده که درست نیست . ابوهریره علاقه فراوانی به این غذا داشته است و اصلا نمی توانسته از خیر این غذا ان هم سر سفره معاویه بگذرد به خاطر همین یک روایت هم از خودش درباره این غذا ساخته بوده که : 

مَضِيرَةُ مُعَاوِيَةَ أدْسَمُ وَ أطْيَبُ، وَالصَّلَوةُ خَلْفَ عَلِيٍّ أفْضَلُ. 

  مضیره معاویه بسیار چرب و خوشمزه است و نماز پشت امام علی(ع) افضل است .

۶.زمخشری صاحب تفسیر کشاف در کتاب دیگرش اساس البلاغه در یک بیت شعر دیدگاه خودش را درباره امام علی(ع) و معاویه اینگونه نقل می کند :

عَلِيٌّ مَعَ الْحَالِ الْمُضِيرَةِ           خَيْرٌ مِنْ مُعَاوِيَةَ مَعَ الْمَضِيرَةِ.

علی در حال شدت گرسنگی بهتر از معاویه با خورشت ماستش است .   

 و بديعُ الزَّمان‌ همداني‌ در «مقامات‌»، يك‌ مقامي‌ از مقامات‌ خود را به‌ اين‌ مَضِيرَه‌ اختصاص‌ داده‌ است‌، و در آن‌ به‌ ابوهريره‌ طعنه‌ دردناكي‌ زده‌ و گفته‌ است‌:

حديث‌ كرد براي‌ ما عيسي‌ بن‌ هشام‌ كه‌ گفت‌:

كُنْتُ بِالْبَصْرَةِ وَ مَعِي‌ أبُوالْفَتْحِ الإسْكَنْدَريُّ: رَجُلٌ الْفَصَاحَةَ يَدْعُوهَا فَتُجِيبُهُ، وَالْبَلَاغَةَ يَأمُرُهَا فَتُطِيعُهُ. وَ حَضَرْنَا مَعَهُ دَعْوَةَ بَعْضِ التُّجَّارِ، فَقُدِّمَتْ إلَيْنَا مَضِيرَةٌ تُثْنِي‌ عَلَي‌ الْحَضَارَةِ، وَ تَتَرَجْرَجُ فِي‌ الْغَضَارَةِ، وَ تُوذِنُ بِالسَّلَامَةِ، وَ تَشْهَدُ لِمُعَاوِيَةَ رِحِمَهُ اللهُ بِالإمَامَةِ...

«من‌ در بصره‌ بودم‌، و همراه‌ من‌ ابوالفتح‌ اسكندري‌ بود. وي‌ مردي‌ بود كه‌ چون‌ فصاحت‌ را فرامي‌خواند فصاحت‌ فوراً پاسخش‌ را مي‌داد، و چون‌ به‌ بلاغت‌ امر مي‌نمود بلاغت‌ از وي‌ اطاعت‌ مي‌نمود. ما با وي‌ به‌ دعوت‌ بعضي‌ از تجّار حضور يافتيم‌، در برابر ما مَضيرَه‌اي‌ آوردند كه‌ آن‌ مَضِيرَه‌ به‌ حدّي‌ عالي‌ و گوارا بود كه‌ مدح‌ و ستايش‌ مي‌نمود بر تمدّن‌ و شهري‌ بودن‌، و مي‌لرزيد و تكان‌ مي‌خورد در گوارائي‌ و فراواني‌ نعمت‌، و اعلام‌ مي‌كرد بر صحّت‌ و سلامتي‌، و شهادت‌ مي‌داد بر معاويه‌؛ به‌ امامت‌...!»

ابوريَّه‌ مي‌گويد: استاد ما شيخ‌ امام‌ محمد عبده‌ در شرح‌ اين‌ فقره‌ گفته‌ است‌: معاويه‌ بعد از بيعت‌ علي‌ بن‌ أبيطالب‌ رضی الله عنه ادّعاي‌ خلافت‌ كرد، و هيچ‌ كس‌ نبود كـه‌شهـادت‌ به‌ امامت‌ وي‌ در حيات‌ علي‌ دهد مگر طُلَّاب‌ دنيا و جويندگان‌ شهوات‌.و از آنجائي‌ كه‌ اين‌ مَضِيرَه‌ طعام‌ معاويه‌ بوده‌ است‌ تحقيقاً خورندگان‌ آن‌ را براي‌ شهادت‌ به‌ خلافت‌ وي‌ وا مي‌داشته‌ است‌ و اگر چه‌ صاحب‌ خلافت‌ و بيعت‌ شرعيّه‌ زنده‌ بوده‌ است‌.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 24 دی 1392 ساعت  6:35 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

عمر بن الخطاب

۱. به مناسبت روز عید قربان شبکه قطر سریال عمر بن الخطاب را تبدیل به فیلم چند ساعته کرده و پخش کرد. ساخت این سریال پس از اتمام سریال مختار نامه آغاز شد و ظاهرا رمضان سال پیش به روی آنتن رفت.

۲. با چشم پوشی از تمام اختلاف نظرهایی که در نقل های تاریخی درباره شخصیت عمربن الخطاب وجود دارد می توان شخصیت به نمایش در آمده در سریال را مورد بررسی قرار داد ؛

۲ـ۱ـ درباره انتخاب بازیگر و چهره پردازی نقد کلی به سریال وارد است . تنها ویژگی های تاریخی که در چهره جناب عمر مشهود بود ؛ چهره عبوس با اخمی دائمی که تا انتهای فیلم ادامه داشت. پایی لنگان که به مدد عصایی بلند سعی در عادی نشان دادن راه رفتن خلیفه دوم داشتند . خاصه آنکه همین عصای بلند گاهی کار دست خلیفه می داد و آلت ضرب و شتم دیگران می شد و باعث عذرخواهی چندباره خلیفه.

۲ـ۲ـ در طول سریال شخصیت پر لغزش و خطایی از جناب عمر به تصویر کشیده شده است . به گونه ای که در لحظات بسیاری سعی در جبران خطاهای خود دارد . به راحتی ناسزا می گوید؛ در فیلم به شخصی می گوید بی مادر(لا ام لک).در یکی از سکانسها رو به جمعیت می گوید: همه از عمر داناتر (افقه) هستند. در دیداری خصوصی که با علی(ع) دارد ان جمله معروف خودش را می گوید؛ ای علی دوست ندارم در روزگاری باشم که تو نباشی.

۲ـ۳ـ در بعضی از سکانسها اینقدر خلیفه را به نام امیرالمومنین صدا می زنند که باعث شگفتی هر بیننده ای می شود گویی عمدی در کار است. مثل بانوی من بانوی من گفتن بازیگران در سریالهای کره ای.

۳. بازسازی نبرد قادسیه در سریال با نمادسازی های زیرکانه ای همراه بود. پرچم سه رنگ ایران در دست لشکریانی ایرانی مشاهده می شد. بر روی زین فیلها نماد چراغدان سه شعله قابل مشاهده بود و ...

۴. حضور هیجان انگیز علی(ع) در سکانسهای مختلف و گریم بسیار جذاب چهره حضرت ذهن هر دوست دار واقعی مولا را از فیلم خارج می کرد و با پر خیال به دوران حضور پیامبر در مدینه می برد . شگفت اینکه چهره پردازی حضرت عجیب شبیه یکی از تصاویر معروف نزد شیعیان شده است .

۵. در کل، سریال نشان می داد که خلیفه دوم یکی از پر اشتباه ترین خلفای بعد از پیامبر بوده است. و برای جبران این نقص بزرگ و توجیه روایات تاریخی، دست اندرکاران سریال تلاش می کردند عمر را فردی که در صدد جبران اشتباهات خود است نشان دهند. بر این اساس عمر در حضور مردم و در خلوت، مدام در حال عذر خواهی بود. مخلوط خشنونت و رفتارهای اشتباه عمر در این سریال باعث تقویت اعتقاد شیعیان درباره حوادث بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) می شود. قطعا رخدادهای ناگوار خانه فاطمه (س) حاصل یکی از اشتباهات خلیفه بوده است.  

۶. در حرمت و ممنوعیت تصویری کردن شخصیت معصومان اختلافی میان شیعیان نیست. برخی فقهای اهل سنت هم در حرمت تصویر سازی از صحابه فتوا دارند. به گمانم برخی سریالهای تاریخی ساخت ایران که تصویر برخی صحابه را با ریزه کاری های تاریخی به نمایش گذاشت اهل سنت را برانگیخت تا دست به تصویری کردن امامان شیعه بزنند. قبل از این سریال، سریال حسن(ع) و حسین(ع) و معاویه هم ساخته شده بود که یکی از شبکه های مخالف جمهوری اسلامی قرار است از امشب تا دهم محرم این سریال را پخش کند. 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 21 دی 1392 ساعت  8:26 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

توريست عرفاني

ما در کشورمان گردگشگری(توریسم) و گردشگر (توریست)دینی(زائر) داریم اما گردشگر یا توریست

عرفانی نداریم.

توریسم عرفانی چیست ؟ توریست عرفانی کیست؟

جبران خلیل جبران(مسیحی) در نامه ای به مسلمانها می نویسد:

  من شرقی هستم و در شرق شهر قدیمی شکوهمند سحر آمیز با شمیم خوشبوی عطر آگینی

وجود دارد که هر گاه مبهوت پیشرفت غربی ها می شوم هنوز شرق موطن خیالها و صحنه آرزوها

و امیدهای من خواهد ماند . در آن شهرهای گسترده از قلب هند تا جزائر عرب که از خلیج فارس تا

کوههای قوقاس کشیده شده است در همان شهرها که در آنها پادشاهان و انبیا و شجاعان و

شعرا متولد شده اند .روحم با سرعت به گوشه گوشه آن شهرهای مقدس  سرک می کشد

و آوازهای شکوه گذشته را می خواند و چشم به افق دوخته تا نشانه های جدیدی از شکوه

را ببیند .

مشرق زمین همواره سرزمین اشراقات روحی معنوی بوده است . اوج این روحانیت منتهی می شود به بعثت انبیای بزرگ که اصل و معدن عرفان و معرفت و اشراقند . شرق، سرزمین احساسهای معنوی آمیخته با آیین ها و آداب بومی ملتهای مشرقی است . روح های سرگردان و خسته و بیمار در هوای مشرق زمین پر می کشند. 

در بسیاری از فیلمهای غربی مشاهده می شود که مردمان خسته از فرهنگ و ره آوردهای صنعت و تکنولوژی برای آرامش خاظر و تمدد اعصاب به مشرق زمین سفر می کنند. در این میان برخی از غربی ها که به دنبال معنا و مفهوم زندگی هستند نیز رنج سفر را به کشورهای آسیایی به جان می خرند.

مسافران غربی که به دنبال معنا و مفهوم زندگی با انگیزه های معنوی هستند همان توریست های عرفانی هستند .

سهم کشور ما از توریست عرفانی اگر نگویم صفر است، باید اذعان کنم که ناچیز است.

در شهریور ۱۳۹۱ در استان سمنان اولین همایش ملی عرفان شرق و توسعه گردشگری برگزار شد. اما عملا آیا ما توانستیم شرایط ورود گردشگران عرفانی را به کشور تسهیل کنیم؟

  ظاهرا ما باید ابتدا مساله عرفان را برای خودمان حل کنیم آنگاه شرایط پذیرش توریست را بررسی کرده و از همه مهمتر سطح تعامل با کشورهای دیگر را بالا ببریم تا در نهایت بتوانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم.

نکته بسیار مهم ؛

در نماز، ستایش رب العالمین را می کنیم. الحمد لله رب العالمین . یعنی خدای همه .

خداوند آدم و نوح آل ابراهیم و آل عمران را برای همه فرستاد(آل عمران ۳۳)

همه مرگ و زندگی و عبادتها و رفتارهای ما برای رب العالمین است.(انعام ۱۶۲)

کعبه اولین خانه عبادت برای همه مردم از سوی رب العالمین است(ال عمران ۹۶)

قرآن کتابی برای همه جهانیان است(ص ۸۷)

با احتساب این آیات و روایات فراوان در رابطه با جهانی بودن دعوت پیامبر اکرم، باید اقرار کنیم که ما نتوانستیم چهره جهانی اسلام را در دنیای امروز به نمایش بگذاریم. ما هنوز نتوانسته خودمان را به عنوان کشور روح فزا و ملت روحانی و فرهنگ عرفانی به ملل دیگر نشان دهیم. 

موضوع این پست جای حرف و سخن دارد اما اکنون سخن به درازا کشید . والسلام 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 21 دی 1392 ساعت  8:22 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

غذا دعا عشق

کتاب غذا دعا عشق نوشته الیزابت گیلبرت داستان زنی است که نمی تواند با همسرش در موضوع بچه دار شدن به توافق برسد و کارشان به جدایی می انجامد. زن نمی خواهد صاحب فرزند شود(بچه دار شدن برایش به مثابه حکم اعدامش  است چون زن نمی خواهد خانه نشین شود) و به شدت با خودش و با همسرش مقابله می کند و در نهایت و پس از دشواری های بسیار کارشان به جدایی کشیده می شود. آثار روحی این طلاق، زن را که از اتفاق نویسنده است بی تاب و نامتعادل می کند و به سمت یک رابطه نامشروع می کشاند(حتی قبل از طلاق) تا در نهایت تصمیم می گیرد برای رهایی از این شکست و به دست آوردن تعادل ابتدا به ایتالیا رفته و سپس به هند و از آنجا به اندونزی برود. این کتاب سفرنامه زنی خسته و درمانده و فراری از زیر بار تعهدات خانواده اما در جستجوی فردیت و خود خوشگذارنش است.

غذا دعا عشق

بخشهای کتاب:

 ایتالیا

یا گویی دوست دارید بخوریدش یا ۳۶ روایت در جستجوی لذت و شادمانی

هند

یا از دیدنتان خوش وقتم یا ۳۶ روایت در جستجوی دعا و پرستش

اندونزی

یا حتی از پوشیدن لباس هایم احساس متفاوتی دارم یا ۳۶ روایت در جستجوی تعادل

....................................................................

الیزابت گیلبرت نماد انسانهای به اصطلاح آزاد عصر ما هستند که هیچ تعهدی نسبت به هیچ اندیشه ای مذهبی و غیر مذهبی ندارند. تعهد انها بنا به مکان زیستی شان تنها به قوانین و چارچوبهای قراردادی و اداری اطرافشان است .

الیزابت گیلبرت نماد انسان بدون خدا یا دور از خدا است . اما از آنجا که خداپرستی در فطرت همه انسانها وجود دارد بنابراین برای همه انسانها لحظاتی وجود دارد که ناگهان به یاد خدا می افتند . نویسنده نیز در همان لحظه ای که به یاد خدا می افتد این حس معنوی را دنبال می کند.

از میان هق هق گریه ام به سختی می توانستم حرف بزنم خدا منتظر ادامه حرفهایم بود نفس عمیقی کشیدم و گفتم : خدایا تو می دانی من بلد نیستم دعا کنم خودت کمکم کن من به کمکت احتیاج دارم نمی دونم چیکار کنم لطفا به من بگو چیکار کنم لطفا بهم بگو چیکار کنم لطفا بهم بگو چیکار کنم ...

خدا در اندیشه الیزابت گیلبرت کسی نیست که برای هدایت و سعادت انسان برنامه ای ارائه کرده باشد. بلکه خدای گیلبرت کسی است که قرار است او را به آرامش برساند تا بیشتر به تعادل برسد و به خودکامگی ها و آرزوهای فردی اش دست یابد . بالطبع معنویتی که زاییده یک چنین تفکری است با همه چیز کنار می آید . خود نویسنده هم در جایی از کتاب می گوید: دوست دارد هم خدا را داشته باشد و هم خوشگذارنی کند . می توان نام این مذهب را مذهب خدا و خرما گذاشت.  

 بر این اساس وقتی نیاز به خدا پیدا می کنی به سوی او می شتابی تا نیازت برطرف شده و دوباره به زندگی باز می گردی . به عبارت دیگر خدا در این اندیشه یک گزینه آرامش بخش در کنار سایر گزینه ها است و این تو هستی که مهمی و باید از تمام گزینه هایت بخصوص خدا به خوبی استفاده کنی.

.............................................................................

در روزگار ما کارهای زنانه از اقبال خوبی برخوردار است. مثلا سریالهای کره ای که زنان نقش خدمتکاران فعال و بازیگردانان قصرهای عالیجنابان کره ای را بازی می کنند خیلی مورد اقبال بینندگان قرار گرفته است. و اخیرا هم سریال حریم سلطان و ...

کتاب غذا دعا عشق پر فروشترین کتاب نیویورک تایمز در ۱۵۸ هفته متوالی با فروشی بیش از ۵ میلیون نسخه بود اما هنگامی که در ایران ترجمه شد به خاطر پایین بودن سطح مطالعه در کشور خیلی مورد استقبال خوانندگان قرار نگرفت تا اینکه از روی این کتاب فیلمی با همین عنوان ساخته شد و از آن پس آمار فروش این کتاب در کشور بالا رفت.

........................................................ 

کافی است خواننده ایرانی این کتاب را بخواند تا به واقع قدر نعمتهایی که خداوند به او داده را بداند. قدر آیین و دین ارزشمند و سعادت بخشش را بداند. قدر اعتقادات صحیح و سالم و بی پیرایه اش را بداند. قدر معنویت ممتاز و آرامش بخشش را بداند . قدر پیامبرش و اولیای دین اش را بداند . و از همه مهمتر قدر خودش را بداند. 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 21 دی 1392 ساعت  8:21 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

اذان در كليسا

1.در صفحه یکی از کاربران فیسبوک فیلمی را دیدم که نشان می داد جوان مسلمانی در یکی از کلیساهای آمریکا با صدای بسیار زیبا اذان می گفت.(1) از علت و چرایی و ماجرای این صحنه عجیب سر درنیاوردم اما یک نکته مثل برق ذهنمم را روشن کرد. وقتی جوان به  حی علی الفلاح رسید مثل کسی که تازه این جمله را شنیده باشد با شگفتی از خودم پرسیدم؛ شنونده مسیحی چه حسی پیدا می کند وقتی می فهمد روزانه چندین بار موذن همه را به رستگاری و سعادت دعوت می کند ؟ راستی چرا تا به حال اینقدر به حی علی الفلاح نیندیشیده بودم؟ چه بسیار کلماتی که باید روی آنها زوم کنیم.

zoom-icons

2.در سعی بین صفا و مروه که بعد از  طواف انجام می شود، به خاطر ازدحام جمعیت و طول مسافت، فشار زیادی به حاجی وارد می شود. در آخرین سعی ای که انجام می دادم یک دفعه این سوال از ذهنم گذشت که نتیجه این سختیها و عبادت های بدنی دشوار چه می شود؟ در همین حال مشغول خواندن دعاها بودم که به این آیه قرانی که بین ادعیه سعی وجود دارد رسیدم ؛

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ ۖ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا ۚ وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ

یک لحظه فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ برایم مثل روشن شدن چراغی بدل شد به پاسخی شیرین که شاید قبلا چندین بار آن را خوانده بودم اما متوجه نشده بودم. خداوند می گوید : من آگاه هستم و از شما تشکر می کنم. چه بسیار آیاتی که باید روی آنها زوم کنیم. 

3. در اطراف ما رخدادهای شگفتی وجود دارد که به هر علتی نسبت به بسیاری از آنها بی اعتنا و بی توجه هستیم . شاید در اثر تکرار و یا تبدیل شدن به عادتهای روزمره نسبت به انها بی توجه شده ایم . چینیها برای غلبه بر یک چنین حالت خمودی و روزمرگی ای در دانشگاه هایشان رشته ای تعریف کرده اند به اسم مهندسی ساختار شکنی . این مهندسین ساختار شکن وظیفه دارند هرجا ساختارها به عادتها تبدیل شده و حالت عادی و راکد به خود گرفته اند سعی می کنند طرحی دراندازند و آن ساختار را تغییر دهند. چه بسیار عاداتی که برای تغییرشان باید روی آنها زوم کنیم. 

4. روز تاسوعا و فردا عاشورا و در کل این دهه و حتی می توانم بگویم در طول سال مردم ما علاقه بسیار زیادی به برپایی مجالس ذکر مصیبت و به اصطلاح روضه برای حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام دارند. قیام کربلا قلب تپنده تفکر شیعی است که همیشه خون سرخ بیداری را در شریانهای افکار شیعیان به گردش در می آورد. اما گاهی این مراسمها بدل به عادت شده و در ذهن ما فقط تداعی گر یک رفتار عادی می شود. راه برون رفت از تبدیل شدن یک قیام حماسی و پر شور به یک سری برداشتهای خنثی و عادی چیست ؟ هنوز در تابلوی خونین عاشورا صحنه های جذابی وجود دارد که می تواند حرکت و خروش و آزادگی را به یک ملت هدیه کند. اگر با چشم اهل اندیشه به آن نگریسته شود. روی حادثه عاشورا بیش از این باید زوم کنیم.    

 

1.(https://www.facebook.com/?sk=welcome#!/photo.php?v=586937084695553&set=vb.471523302903599&type=2&theater)

البته در شبکه اجتماعی آپارات هم این فیلم قابل مشاهده است :http://www.aparat.com/v/Ko57d

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 19 دی 1392 ساعت  8:05 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

من وهابی ام

روز عاشورا شبکه ماهواره ای کلمه، حق نمک سعودی ها را داشت ادا می کرد. مجری برنامه ادعا می کرد شیعه و از دبیران دینی و پرورشی بوده و اکنون به حقیقت و نور اهل سنت و صحابه راه یافته و به شدت از اینکه بینندگان او را یک وهابی بدانند، پرهیز می کرد.

 شبکه کلمه

خوش رقصی های مجری و نگاه سطحی و ساده لوحانه اش به مساله عاشورا، خون هر بیننده شیعی را در روزی که قلبها مجروح و با حرارت شده به جوشش می آورد.

ببینده ای زنگ زد که امروز در کنار برادران اهل سنتمان عزاداری کرده ایم و بر سر و سینه زده ایم و با هم نماز خوانده ایم و از نذورات خورده ایم و شما وهابی ها چرا نذورات ما را نجس و ما را کافر می دانید؟

مجری انکار می کرد که وهابی است.  

بیننده ای زنگ زد و  گفت برای حسینی گریه می کنیم که در کتاب صحیح مسلم و صحیح بخاری حدیثی روایت شده که پیامبر اکرم حسین را در آغوش کشیدند و گریستند  واشاره ای به شهادت حضرت کردند و شما وهابی ها چرا ما را مسخره می کنید ؟ 

مجری انکار می کرد که وهابی است.

بیننده ای زنگ زد که اگر خدا بخواهد همان گونه که رسول الله سلام ما را در هر نمازی می شنود ، امام حسین هم می تواند سلام و درود ما را بشنود . شما وهابی ها چرا ما را به خاطر سلام دادن و زیارت امامان مشرک می دانید؟

مجری انکار می کرد که وهابی است.

بیننده ای زنگ زد ....

 مجری انکار می کرد که وهابی است.

  بیننده ای زنگ زد ....

 مجری انکار می کرد که وهابی است.

بیننده ای زنگ زد که من امروز عاشورا را روزه گرفته ام(۱) و نمازم را خوانده ام و در دستجات عزاداری شرکت نکرده ام. آیا من وهابی هستم ؟

مجری دستپاچه و مضطرب اما با سروری احمقانه سخن بیننده را تایید کرد !!!!!!!(۲)

 

پی نوشت:

۱. اهل سنت بر روزه عاشورا بسیار تاکید دارند تا انجا که باعث بخشودگی گناهان یکساله می دانند . برخلاف شیعه که روزه این روز را لازم نمی داند.

۲. بیننده با هوش در یک پرسش ساده مجری برنامه را به راحتی به اقرار وا داشت . آفرین بر شیعیان باهوش . 

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 19 دی 1392 ساعت  8:04 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

مسلمانی ز سر گیریم

 

علامه حسن زاده آملی در کتاب هزار و یک نکته در نکته شماره ۶۴۶ می فرماید:

در دستورات دین ما چنین وارد شده که اگر مثلا مسلمانان در برابر کفار صف کشیدند و در این حال یکی از مسلمانها سخنی گفت و کافری آن را شنید و گمان برد که آن مسلمان به او امان داده است ، در این حال آن کافر در امان اسلام خواهد بود و هیچکس حق ندارد خون او را بریزد . (هزار و یک نکته ص ۴۲۹)

 قرآن کریم دستور می دهد همه به صلح و آرامش وارد شوند ؛

يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ( البقرة ۲۰۸)

این شاید یکی از نشانه های فاخر صلح دوستی اسلام باشد و از این دست نشانه ها برای هدایت مردمان بسیار است . ای کاش ما مسلمانها اینگونه مسلمانی می کردیم . ای کاش به گونه ای زندگی می کردیم که حتی در سطح بین الملل رفتارهای ما ناخودآگاه احترام برانگیز می شد. ای کاش ملتی تربیت می کردیم که هیچ ملت دیگری به پای ارزشهای اخلاقی و انسانی اش نمی رسید.

ای کاش ادب و متانت و وقار را از مولایمان علی(ع) بیاموزیم که حتی دشمنش از او به نیکویی یاد می کند؛

در جنگ خندق ، عمرو بن عبدود به دست امام علی(ع) کشته شد. خواهرش پرسید چه کسی برادرم را کشته ؟ گفتند : علی . خواهر که آوازه علی را شنیده بود با افتخار سرود؛

اگر کشنده عمرو بن عبد ود غیر کشنده او مى‏بود (یعنى على بن ابى طالب علیه السّلام) هر آینه گریه مى‏کردم براو تا آخر الزمان. لیکن کشنده عمرو کسى است که عیب کرده نمى‏شود عمرو به کشته شدن از دست او آن کسى که خوانده است همیشه بیضة البلد ( «بیضة البلد» کنایه است از کمال مدح).


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 19 دی 1392 ساعت  8:02 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

يزيدبن معاويه در آپارتمان شخصي اش در حومه دمشق

هميشه در طول سال تحصيلي صبح اول وقت خيابانها ترافيك نسبتا سنگيني دارد. امروز در خيابان منتهي به محل كارم، ماشين جلويي مي خواست فرزند دانش آموزش را پياده كند. سرگردان و بي تجربه بود و يك لحظه بدون توجه به خودروي عقبي، توقف كرد. به سرعت پا روي پدال ترمز گذاشتم و خدا رحم كرد اتوبوسي كه از پشت مي آمد به موقع ترمز كرد، و گرنه كه برخورد سختي اتفاق مي افتاد.

عصباني شدم . سريعا كسي از درونم فرياد زد و طرحي براي خنك شدن دلم پيشنهاد كرد؛ پياده مي شوي مي روي مستقيم توي چشمان راننده متخلف، حواس‌پرت و گيج، خيره مي شوي و بدون هيچگونه «نرمش قهرمانانه اي» و با تمام حجم حنجره مثل مداح هاي مشهور كشور هنگامي كه شور مي گيرند فرياد مي زني : «برو ماشينت را بفروش و خر بخر. مردكه فلان فلان شده با اين رانندگي مستهجنت».

فقط يك لحظه درنگ كافي بود تا سريعا همان كسي كه با فرياد طرحي براي خنك شدن دلم ارائه داده بود حالا خيلي محترمانه و با مبادي آداب متذكر شود كه؛ ببين عزيزم؛ «نرمش قهرمانانه» كه گفتند براي همين جا است. و متذكر هم شد كه يادت هست ديروز دانشجويي پاورپوينتش را آورده بود تا ببيني ؟ يادت آمد كه حديث زيبايي به چشمت خورد و  يادداشتش كردي ؟

به ياد حديث زيبايي كه از امام صادق (ع) ياد داشت كرده بودم افتادم ؛

«كسي كه مومني را به خاطر ارتكاب گناهي سرزنش كند نمي ميرد تا آنكه خودش مرتكب آن گناه شود.»

با خود تكرار مي كنم؛ سرزنش كردن گناهكار مساوي با ارتكاب آن گناه توسط سرزنشگر است. روايت بسيار عجيبي است. وقتي گناهكار را سرزنش كنيم اينطور مي شود پس اگر فرد بي گناه را سرزنش كنيم چه مي شود؟

راننده جلويي تخلف كرد اما گناه كه نكرده بود. تازه اگر گناه هم مي كرد طبق اين روايت حق نداشتم سرزنشش كنم. بلكه بايد راهنماي اش مي كردم . پس با اين حساب بايد فاتحه «نهي از منكر»را بخوانيم؟ و يا به جاي اين اصطلاح خشن بياييم و بگوييم؛ راهنماي به معروف و راهنماي از منكر.

نه، بعيد است مقصود از روايت اين باشد.

به ياد مي آورم روزگار نچندان دوري در كشور ما مردم دو دسته تقسيم شده بودند؛ يك دسته گناهكاران و دسته ديگر مسوولان و صالحان. و مدام و شبانه روز صالحان قوم ما در لبيك به خواست مسوولان، مردم گناهكار را سرزنش مي كردند . حتي هنوز يادم هست كه در خيابانها چه «مرگ بر بي حجابي» كه نمي گفتند.

با اين حساب چرا امام حسين(ع) يزيد را سرزنش كرد ؟ سرزنش كه هيچ ، رسواي عالم و آدمش كرد. چرا ؟

اين سوال اساسي و كليد فهم قيام حضرت اباعبدالله الحسين(ع) است . مساله يزيد مساله فردي و شخصي نبود. بلكه سرنوشت يك امت بود كه به دست مردك فاسق و شرابخوار و بي كفايت افتاده بود. يعني اصلا يزيد، مرد مومني نبود كه نبايد امام سرزنشش كند. بلكه اگر يزيد مومن هم مي بود با توجه به بي كفايتي و بي لياقتي و بي عرضگي اش و تكيه زدن به ناحق بر جاي بزرگان، امام حق داشت سرزنشش كند . تازه سرنوشت يك شهر(كوفه) و دو شهر(شام) كه نبود . سرنوشت اسلام بود كه مرزهاي كشورها را در نورديده بود و در آن زمان توانسته بود قلمرو حكمراني اش را گسترش دهد.امام فقط به كوفه نمي انديشيد . به سرنوشت امت مسلمان و ميراث باقي مانده از رسول خدا مي انديشيد . بعلاوه كه يزيد تك و تنها در آپارتمان شخصي خودش در حومه دمشق زندگي نمي كرد، بلكه حاكم حكومت اسلام يعني جانشين رسول الله شده بود. با اين نگاه به حادثه عاشورا، به راحتي مي پذيريم كه چرا حضرت اباعبدالله خون پاكش را در راه اصلاح امت جدش نثار بيداري و نجات مسلمانها كرد.

از اتفاق امروز هم اين الگو قابل اجرا است. مرحوم شهيد مطهري فرياد مي زدند: «يزيد زمان امام حسين(ع)مرده و رفته ، يزيد روزگارتان را بشناسيد.»

با بهره گيري از قيام خونين عاشورا و خوني كه در سرخرگ انديشه شيعيان جريان پيدا كرده هر لحظه مي توان ردپاي ظلم را رصد و مترصد ظالم در هر شكل و لباس و چهره اي بود. راه حسيني شدن تا ابد باز است. لبيك ياحسين(ع) 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 19 دی 1392 ساعت  8:01 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

دعا به مثابه تکنولوژی آموزشی

 

صحیفه سجادیه کتاب ارزشمندی است که از حضرت سجاد(ع) به یادگار مانده است. این کتاب تنها یک کتاب دعا نیست بلکه از قالب دعا برای بیان نکات فراوان اخلاقی عرفانی و معرفتی و ...استفاده کرده است.

دعا می تواند یک قالب مناسب برای آموزش باشد. به عبارت دیگر دعا یک تکنولوژی آموزشی است.

 فناوری (تکنولوژی) آموزشی؛  به‌کارگیری وسایل و ابزار و استفاده از یافته‌های پژوهشی برای ارتقای کیفیت یادگیری و فرایند آموزش و پرورش است.

اغلب تا نام تکنولوژی آموزشی به گوش ما می خورد به یاد پیشرفته ترین سخت افزارها و نرم افزارهایی می افتم که در فرآیند آموزش و پرورش ما را یاری می دهد. اما غافلیم از اینکه دعا یکی از بهترین ابزارهای تعلیمی و تربیتی است.

چندین سال پیش ناشری فلسطینی با همکاری کشورمان کتاب صحیفه سجادیه را در فلسطین چاپ کرد. ورود این کتاب به بازار با استقبال مناسبی روبرو شد به گونه ای که برخی از افراطیون اهل سنت را به واکنشهای سخیفی واداشت. نویسنده ای در مقابل گرایش جوانان فلسطینی به کتاب صحیفه سجادیه در کتاب توهین آمیز خود با عنوان الوشیعه فی کشف الشنائع الشیعه به گرایش جوانان به این کتاب اعتراض کرده و به شدت به تفکرات مکتب شیعه تاخت.

همین ترس و واهمه از نشر افکار بلند مکتب تشیع در قالب دعا خبر از تاثیرگذاری این قالب در میان جوانان دارد.

بنابراین دعا یک قالب و فرمت و به عقیده بنده یک تکنولوژی آموزشی و تربیتی است.

واقعا قالب دعا چه معرفت زایی هایی از نظر کمی و کیفی دارد؟ 

تاثیر روانی دعا بر روی افراد و نقش تعلیمی اش چگونه است ؟

و بسیاری سوالات دیگر که نیاز به یک پژوهش مستقل دارد.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 19 دی 1392 ساعت  7:57 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

اشک مادر

ديروز كتاب سفرنامه اي به روسيه با نام « به سوي شبهاي سفيد» به دستم رسيد . توضيح روي جلد كتاب نشان مي دهد؛ اولين گروه دانشگاهي ايران از مبدا اصفهان(اكثرا اعضاي هيئت علمي دانشگاه اصفهان) سفر زميني خود به روسيه را در تابستان 1391 گزارش كرده اند . يك نكته بسيار جالب در كتاب نظرم را به خودش جلب كرد . در موزه جنگ مسكو براي ماندگار نمودن حوادث و رخدادها و شكستها و موفقيتهاي جنگ جهاني دوم از جلوه هاي هنري بسياري استفاده كرده اند . در اين جنگ به گفته آمار 22 ميليون نفر از روسيه كشته شدند كه تنها 7 ميليون انها نظامي بوده اند؛

تاثير گذار ترين بخش موزه جنگ مسكو سالن مدور بزرگي است كه از سقف آن 000 200 2  قطعه شيشه اي بي رنگ همانند قطرات اشك آويخته شده گويي كه بر زمين در حال جاري شدن است . به اين اثر بزرگ و حقيقتا هنري «اشك مادر» مي گويند . نماد اشكهاي فراواني است كه مادران در اندوه فقدان فرزندان جوان خود بر رخسار فرو ريخته اند .

به اين مي انديشم كه با توجه به آمار چند صد هزار نفري شهداي 8 سال دفاع مقدس ، براي نمادينه كردن اشك مادران شهدا چه كرديم ؟ (۱) 

  

 

پی نوشت :

۱. این تصویر را بسیار دوست دارم . پدر و مادری با عشق و وسواوس مشغول شستشوی پیکر پاک فرزند شهیدشان هستند . اولین باری که ان را دیدم روز ماه رمضانی بود که نماز ظهر را در مسجد حکیم به امامت ایت الله مظاهری اقامه کرده بودم و در خروج از مسجد غرفه نمایشگاهی این تصویر را عرضه کرده بود . نوای مداحی با حالی هم هم زمان در حال پخش شدن بود که ؛ الا ای همسفر کمی اهسته تر مرا با خود ببر حسینم وا حسین ... حس پرواز و بیگانگی با هر چه در اطراف بود بینندگان را به شوق دراورده بود که قابل وصف نیست.

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت  10:13 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

جوان ناکامی به نام «اسکار»

چند وقتی است که انیمیشن «اسکار» بچه های عشق کارتون و بزرگترها را میهمان ماجراهای خنده دار  خودش کرده است. اسکار، مارمولک کوچولوی ناکام و شیرین کاری است که نقش قهرمان محروم این کارتون را بازی می کند و در هر قمست تلاش می کند تا قوتی برای خوردن دست و پا کند اما رقبای بدجنس اسکار در این راه مانع از رسیدن او به آب و غذا می شوند و تمام تلاش قهرمان ما را نافرجام می گذارند. انگار قرار نیست این موجود بی نوا به یک قطره آب یا یک تکه نان دست یابد.

مکان جغرافیایی که ماجراهای اسکار در آن اتفاق می افتد، بیابانی و خشک با گیاهان کاکتوس بدقواره است که بازتاب دهنده شدت نیاز ساکنان آن منطقه به آب و غذا است. با اینهمه هر قسمت از این کارتون پر از اتفاقات غیرمنتظره ای است که دست به دست هم داده اند تا قهرمان ما را در راه رسیدن به آب و غذا ناکام بگذارد.

راستی فلسفه این همه محرومیت و زجری که اسکار برای به دست آوردن آب و غذا می کشد چیست ؟

امروز هم یکی دیگر از بخشهای این انیمیشن زیبا را مشاهده می کردم و باز هم شاهد تلاش نافرجام اسکار برای دست یابی به یک قطره ناچیز آب بودم که ناخودآگاه از ته دل آرزو کردم ای کاش در این قسمت از کارتون حداقل یک قطره آب نصیب این اسکار جگر سوخته شود. به محضی که این آرزو در ذهنم نقش بست، به سرعت به منظور سازندگان این انیمیشن پی بردم . اتفاقات این کارتون به گونه ای رقم می خورد که بیننده را چنان تحت تاثیر می گذارد که آرزو می کند ای کاش قهرمان محروم کارتون به آب و نانی برسد. اگر واقعا تنها هدف این انیمیشن همین باشد که حس همدردی در انسان را برانگیزاند و در او بازتولید یک درد مشترک را بکند تا نسبت به گرسنگی و تشنگی دیگران حساس شود، یک رسالت بزرگ در سطح جهانی به انجام رسیده است.

بنی آدم اعضای یک دیگرند(یا یک پیکرند) از اندیشه های فاخری است که برخاسته از رهنمودهای دین مبین اسلام است. اما این اندیشه راقی را کی و چگونه باید اجرایی کرد ؟


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت  10:09 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

اصفهانی دست و دل باز ، وهابی زبان باز

 

یکی از هم وطنان اصفهانی به یکی از شبکه های ماهواره فارسی زبان وهابی زنگ زده بود و با همان لهجه غلیظ اصفهانی و با آب و تاب و سماجت فراوان داشت به پرسش/شبهه شبکه وهابی درباره حادثه کربلا پاسخ می داد و دفاع می کرد.

مجری شبکه به هم وطن اصفهانی می گفت گوشی را داشته باش تا یک میان برنامه و چند خبر پخش کنیم بعد ادامه بحث را می دهیم. اصفهانی با همان لهجه شیرین فریاد می زد:

عامو بیبین من مثی شووما پول ندارم هزینشا، نیمیتونم بدم، چیچی میگووی صبر کوون صبر کوون؟

شبکه های ماهواره ای وهابی شبانه روز به صورت مستقیم تریبون آزاد راه می اندازند و خیلی سطحی و رسانه ای ارزشهای ما را مورد هجمه قرار می دهند. در این میان حضور پر رنگ هم وطنان معتقد ما می تواند تا حدودی این یک طرفه به قاضی رفتن وهابی های زبان باز را مهار کند. اما متاسفانه فشار مالی و تورم افسار گسیخته این روزهای کشور ما مانع حضور گسترده هم وطنانمان می شود. و متاسفانه عرصه را برای مگسهای مزاحم آماده می کند.

به یاد می آورم که مرحوم مجلسی در کتاب لوامع صاحب قرانیه که شرحی فارسي بر کتاب من لایحضره الفقیه مرحوم صدوق است اشاره به زمانی می کند که در بغداد مذاهب ساختگی مثل قارچ رشد کرده و حاکمان وقت قرار گذاشته بودند که صاحبان مذاهب هزینه ای بپردازند و مذهب خود را ثبت کنند. خب شیعیان به خاطر اینکه پولی نداشتند از یک طرف و از طرف دیگر پیش خودشان گفته بودند که چند صباح دیگر اقا امام زمان ظهور می کنند و شیعه را نجات داده و بساط مذاهب ساختگی را بر می چینند دست روی دست گذاشته و کاری نکرده بودند.    

واقعا این وضعیت نابسامان اقتصادی کشور به شدت می تواند زمینه را برای دشمنان فراهم کند و ما را در محاصره فکری اعتقادی قرار دهد . یادمان نرود بر اساس روایات حفظ دین در زمان ما بسیار سخت است. 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت  11:35 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

دانش متن باز (یک ایده علمی؛ open since text )

متن علمي    باز ؛ (open     scince     text )

 

« این نوشته به مثابه یک ایده علمی است »

 

يكي از راه هاي پيشرفت، بهره گيري از راهبردهاي پيشرو براي گام نهادن در مسير رشد و ترقي مي باشد. يكي از راهبردهاي راقي كه در عصر ما مورد استقبال فراوان قرار گرفته؛ برداشتن موانع مشاركت فكري متفكران و متخصصان در طرح ها و پروژه هاي به ظاهر انحصاري و خصوصي
مي باشد[1].

 در دنیای سازندگان نرم افزارها، زیرکانه ترین و خلاقانه ترین طرح ها و ابتکارات به کار گرفته میشود تا محصولی بسیار جذاب و بهرمند از تکنولوژی های نو ارائه شود. یکی از زیرکانه ترین این طرح ها مربوط می شود به نرم افزارهایی با عنوان؛

«متن باز»؛ «Open Source Software».

فلسفه نرم افزارهای متن باز، باز گذاشتن دست کاربران یا متخصصان در کل دنیا برای کار بر روی این نرم افزارها و دست یابی به نقاط ضعف، قوت، کمک و هم‌فکری برای کامل‌تر شدن نرم‌افزار است. یک نوع «هم افزایی جهانی» برای کامل‌تر شدن پروژه‌ها با شعار؛

«بیایید دانسته‌هایمان را به اشتراک بگذاریم»[2].

مثلا «سیستم عامل اندروید» که بر روی گوشی های جدید و تبلت ها نصب است، یک نرم افزار متن باز است. یعنی سازندگان این سیستم عامل ترجیح می دهند کاربران با در اختیار داشتن «کد منبع» این سیستم عامل بتوانند آزادانه بر روی آن کار کنند[3].

گذشته از دنیای نرم افزارها در دنیای علم و دانش نیز با «راهبرد دانش های متن باز» رو برو هستیم. در دانش های متن باز به جای اینکه محققان در یک موضوع در «عرض یکدیگر(موازی کاری)» کار کنند، می توانند با تعامل سازنده مسیر پژوهشهای خود را «طولی کرده(هم افزایی)» و مرزهای علم را به کمک یکدیگر پیش ببرند. یعنی یک نوع هم افزایی علمی داشته باشند[4].

بنده در مسیر پژوهش در حوزه علوم انسانی ایده ای به نظرم رسیده که نامش را گذاشته ام؛

متن های علمی باز open scince text [5].

معتقدم در مسیر نگارش مقاله، پروژه یا پایان نامه(فرمتهای پژوهشی در مراکز دانشگاهی) می توان از این راهبرد بهره برد. و در صورتی که منعی برای باز بودن این فرمتهای پژوهشی وجود داشته باشد(یعنی اصرار بر اینکه یک پژوهشگر به تنهایی کار کند يا محدوديت هاي اداري) می توان پس از ارائه مقاله و پروژه و یا دفاع از پایان نامه، متن های موجود را باز گذاشت تا پژوهشگران امکان داشته باشند بر روی آنها کار کنند.

نمونه ای از این ایده را در متون حوزه های علمیه می توانیم مشاهده کنیم. مثلا بسیاری از متون حوزوی در طول صدها سال مورد پژوهش پژوهشگران ادوار مختلف قرار گرفته و به مرور پویایی خاصی را به دست آورده است. گونه ای از شرح نویسی در متون حوزوی یافت
می شود که معروف به شرح نگاری «مزجی» است. در این نوع از شرح نگاری تقریبا محقق وارد اصل متن شده و با اندیشه ای تازه متن را مورد کالبد شکافی قرار می دهد. ثمره چنین تلاشی به دست آوردن متن جدید با کیفیت و پويايي و علمیت بیشتر است[6].

دانشگاه های ما بر خلاف حوزه ها که متن محور هستند، تا حدودی از این نقطه قوت فاصله گرفته اند. هر چند که جمود در متن هم امکان دارد به جمود علمی کشیده شود. اما متن محور نبودن هم، نقطه ضعف بزرگی در فعالیتهای آکادمیک است.

هر مقاله، پروژه، پایان نامه يا هر متن علمي ديگر، به مثابه یک متن علمي تولید شده می باشد. این متون قابلیت کاملتر شدن دارند. اما چه زمانی باید این اتفاق بیفتد؟ شاید در تاریخ دانش کشورمان هیچ زمانی مثل امروز تولید متون علمی فزونی نگرفته باشد. ارزش این متون علمی زمانی درک
می شود که مورد بازبینی و تدقیق مجدد قرار گیرد.

«راهبرد متن های علمی باز» حرکتی علمی در طول تلاش علمی پژوهشگراني است که متن را تولید کرده و اکنون با کمک این راهبرد باید متن را کاملتر و متحول کرد. فراموش نكنيم كه پژوهش را بايد از جايي آغاز كنيم كه ديگران به پايان رسانده اند.

این راهبرد نیاز به یک ساز و کار اجرایی دقیق دارد.

 



[1] . چيني ها راهبرد «مهندسي ساختار شكني» را براي ايجاد پويايي هر چه بيشتر در دستور كار خود قرار داده اند. 

[2] . از جمله مزایای استفاده از اصول متن باز می توان به مواردی اشاره کرد.

  • افزایش سرعت توسعه
  • افزایش سرعت عیب یابی
  • افزایش کارائی
  • قابلیت بومی سازی

و ....

[3] . همانطور که استالمن - دانشجوی دانشگاه MIT - در ابتدای راهش تنها بود و تصمیمی بزرگ مبنی بر ایجاد سیستم عامل متن باز در سر داشت ، افراد و رسانه های بسیاری بودند که هدف وی را خیالی واهی میپنداشتند و میپرسیدند "چگونه يک نفر به تنهايي مي‌تواند سيستم عامل بنويسد؟" و در نهایت شاهد آن بودیم که استالمن تنها نماند و هزاران نفر که افکارشان با افکار وی همجهت و موافق بود به او پیوستند و اکنون سیستم عامل گنودر سرتاسر این کره خاکی مورد استقبال و استفاده کاربران قرار گرفته است.

[4] . از جمله مزایای دانش متن باز میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

  • کاهش هزینه های تحقیق و پیشرفت
  • افزایش سطح علمی افراد جامعه
  • افزایش سرعت پیشرفت های علمی در کشور
  • افزایش فرهنگ هم اندیشی و اشتراک گذاری دانش
  • و  ...

[5] . اين اصطلاح را بنده به متون علمي با مشخصه باز بودن دامنه تحقيق در آنها با حفظ حق مالكيت اصلي متن مي دهم.

[6] . مستدرك نويسي و مستخرج نويسي در علوم حديث نمونه هاي ديگري در حوزه هاي كهن علمي بوده كه در انديشه كامل تر كردن متن بوده است.

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت  11:33 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

فاصله دانشگاه با صنعت، فاصله علم و معنويت با زندگي

1.برنامه مناظره اي كه هر هفته از سيما به صورت زنده پخش مي شود يكي از بحث برانگيزترين برنامه هاي شبكه ملي است. توليد و پخش اينگونه برنامه ها يكي از وظايف ذاتي رسانه مي باشد. شايد طليعه برنامه هاي ديالوگ محور و چالشي با برنامه ورزشي نود در رسانه به طور جدي مطرح شد. و اكنون برنامه مناظره، چالش برانگيزترين برنامه سيما پس از انقلاب مي باشد.

2.يك نكته بسيار مهم كه در طول اين مناظره ها از ديد بيننده فرهيخته پنهان نمانده اين است كه ميان دانشهاي دانشگاهي و نوع تفكر مديريتي در كشور ما فاصله بسياري وجود دارد. اين نكته مهم در دو مناظره اي كه با موضوع يارانه ها و خودروسازان برپا شد قابل مشاهده بود . در آن دو مناظره طرفين دقيقا در مقابل يكديگر صف آرايي جدي كردند. به عبارت ديگر لايه علمي و دانشگاهي كشور به شدت لايه مديريتي را نقد كرده و متهم به سوء مديريت مي كند. اما از طرف ديگر لايه مديريتي به شدت از عملكرد خود دفاع كرده و دانشگاهيان را متهم به ضعف دانش و معلومات و ناتواني در مديريت مي كند.

3.نتيجه برنامه مناظره تا به حال اين است كه فاصله و شكاف عميقي ميان كرسي هاي علمي با صندلي هاي مديريتي وجود دارد. بخشي از اين اشكال بر مي گردد به نوع گزينش مديران . بخش ديگر هم بر مي گردد به اينكه برخي دانشهاي مهم هنوز بومي نشده اند و مديران دستاوردهاي علمي غرب را كپي برداري كرده و در داخل كشور اجرا نموده اند و اكنون در مناظره تلاش بر رد و قبول نظريات غربي ها مي كنند. مثلا در برنامه مناظره با موضوع يارانه ها مسوول اصلي، فارغ التحصيل دانشگاهي از امريكا بود و نفر مقابلش فارغ التحصيل دانشگاهي از انگليس بود. به راحتي مي شد دم خروس كپي برداري نظريات ترجمه اي را مشاهده كرد.

4. از مسائل اقتصادي كه بگذريم در ساير مسائل اجتماعي، سياسي و از همه ناگوار تر، مسائل ديني هم فاصله دانشگاه(و حوزه ها) با اجتماع بسيار زياد است. در جمعي مي خواستم مطلبي شرعي را متذكر شوم كه ناگاه يكي از دوستان با آواز بلند گفت: آقاي فلاني اينها ماله كتابهاي درسيه. عجیب آنكه در دانشگاه ها و حوزه ها آنقدر پروژه و پايان نامه درباره سبك زندگي ديني و نقش دين در زندگي كار مي شود كه انسان متحیر می شود.

5.در اين سالها موج مدرك گرايي از ارزش دانش و نقش آن در زندگي كاسته است. بيش از آنكه به نقش دانش در بهبود كيفيت زندگي بينديشيم به نقش كميتي مدرك در بهبود اقتصاد زندگي و به دست آوردن جايگاه اجتماعي انديشيده ايم. جالب اينكه در اين آشفته بازار برخي رندانه مداركي تقلبي دست و پا كرده و متاسفانه تا لايه هاي عميق مديريت اين كشور پيش رفته و از فوق و تحت آن مدارك برساخته، تا توانسته خود و اطرافيان خود را ساخته اند. در اين اوضاع و احوال انسان به ياد حكايت معروف ؛ چو دزدي با چراغ آيد گزيده تر برد كالا مي افتد.     


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت  11:30 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

آيين قرباني كردن پسران

یک سال قبل، توفیق یار بود و با جمعی از دوستانی که همت جهادی داشتند، سفری به جنوب کرمان داشتم . روداب و ریگان .

برای اولین بار بود که پا به منطقه کویری گذاشته بودم و همه چیز برایم تازگی داشت؛ غریب و جذاب مینمود. از کویر نشینان و کپرنشینان گرفته تا لباس و آداب و لهجه و سبک زندگی متفاوت آنها و محیط زیست و انواع خوارکی ها و کولرهای گازی که انگار بند ناف اهالی در آن گرمای طاقت فرسا بدجور وصل به خنکای دلپذیرشان بود و تا شبهای پر ستاره کویر که از روی تپه های شنی به تماشایشان نشسته بودیم و تا راه های لخت و بی حفاظ و تفتیده و سراب زده در دل کویر بی انتها که وحشتی عجیب در دل رانندگان عبوری می انداخت. انتهای همه راه های کویری، در امتداد افق، سرابی خیس و مرموز و مرداب گونه خوابیده و دهان باز کرده تا خودروها را ببلعد و در خود هضم کند.

شغل اکثر ساکنان این خطه، نخل داری است که محصول عمده آن هم، خرما است . درخت نخل، هیبت خاصی دارد . به یاد دارم وقتی می دیدم که در حیاط خانه ها چندین نخل عظیم الجثه سر به آسمان برافراشته اند، دقیقا حس می کردم؛ این نخل ها پسران آن خانه ها هستند؛ رشید، تنومند، ریشه دار، باوقار ، پر ثمر و قابل اعتماد و سایبان و لابد مراقب .

در مورد درخت نخل و محصولش خرما،(۱) حرف و نقل های بسیاری هست؛هم در روایات و هم در اساطیر و خاطرات و تجربیات نخل دارها. اما شنیدن دو نکته عجیب درباره نخل خالی از لطف نیست .  

نکته اول : از بد حادثه، نخلی که بیش از سایرین سر بر آسمان بر دارد و قد بکشد، مورد بی مهری نخل دارها قرار می گیرد. از آنجا که نگهداری نخل، کار سختی است و حتی به یاد
می آورم که نخل داری آمار می داد که مثلا برای آماده سازی هر نخل، باید ده ها بار بالای نخل بروی و رنج خارهای دردناکش را به جان بخری، به همین خاطر نخلی که قد می کشد دیگر به صرفه نیست که این مقدار انرژی و زمان صرفش شود، و بالطبع رها می شود. همان حکایت؛ دست ما کوتاه و خرما بر نخیل، که البته اینجا بالاجبار.

نکته دوم : در شهرستان بافق یزد، آیینی دارند که پیش پای میهمانانشان نخل های نابارور و به اصطلاح، نر را سر می برند و قربانی کرده و پوست می کنند و بخش داخلی نخل که معروف به پنیرک است و بسیار مقوی را ،پیشکش میهمانان می کنند. (۲) 

چه سوزناک است این آیین پسرکشی، برای آن میهمان نوازی کذایی؛ صرفا به خاطر اینکه نخلی سر بر آسمان برافراشته و دست نخل دار، به کاکلش نمی رسد، و یا به تاوان نابارور شدن، باید رها شود و قربانی.!!!  

 

 

 

پی نوشت :

۱. در روایات داریم که اهل بیت تمری(تمر یعنی خرما) بودند. یعنی خرما دوست داشتند و خرما خور بودند . در کتاب فروع کافی روایتی داریم که راوی می گوید: در محضر امام رضا(ع) بودم و دیدم که پیش روی حضرت خرما بود و حضرت یاکل بالشهوه یعنی حضرت با میل شدید خرما می خورد .  

۲. تصاویر بیشتری از قربانی کردن نخل را می توانید در این ادرس ببینید : http://www.tabnak.ir/fa/news/339696/تصاویر-قربانی-کردن-نخل  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت  8:22 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

چرا خانمها دو قلب دارند و اقايان يكي ؟

 

استاد در کلاس درس با تمام وجود از معجزه بودن قرآن کریم و فصاحت و بلاغتش سخن می گفت .

یکی از دانشجوها که گویا اعجاز قرآن به این راحتی ها برایش قابل پذیرش نبود از استاد پرسید :

 

در قرآن آیه ای وجود دارد که می گوید :

خدا در درون هيچ مردی دو قلب ننهاده است

و نگفته که درون همه بشر(زن و مرد) یک قلب وجود دارد و این آیه را خواند ؛

((مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ))

کلاس کاملا ساکت شد و استاد اندکی تامل کرد .

به موازات طولانی شدن سکوت استاد ، لبخند رضایت بر لبان دانشجوی سوال کنند در حال شکل گرفتن بود و کم کم صدای پچ پچ حاکی از نگرانی دانشجوها به گوش می رسید که استاد گفت :

آری درون مردها یک قلب وجود دارد. اما زنها وقتی باردار شوند درونشان دو قلب می تپد. قلب خودشان و نوزادشان .


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت  8:21 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

خرمهره هاي قمي در آلمان

 

دیروز در یکی از شبکه های سیما٬ «نوا/ نمایی» پخش می شد درباره صنعت «خرمهره سازی» در قم . اغلب در اذهان ما، نام قم با حوزه عظيم و باقدمتش٬ بیشتر با هنر فاخر «انسان سازی» همراه است تا صنعت دستي «خرمهره سازی». اما چه باید کرد که این صنعت کهن خرمهره٬ آوازه اش از مرزهای ما گذشته و فی المثل در آلمان به این هنر ایرانی می گویند: «قم تکنیک» .

خرمهره یا مهره های بزرگ فیروزه ای رنگ و دایره ای شکل٬ گاهی به خاطر حجم و اندازه بزرگ و گاهی به خاطر نوع مصرفش(گردن آویز خران)، به این نام شناخته شده است .  

غیر از مصارف تزیینی، یک كاركرد معنوي هم این خرمهره ها دارند و آن؛ دفع چشم زخم و نفی نیروهای منفی است. یعنی خرمهره ها به مثابه «طلسم» عمل می کنند . جالب اینکه وقتی همین خرمهره ها پایشان به اروپا باز می شود تازه می شوند عامل خوش شانسی و بخت. یاللعجب

 راستی چرا خرمهره هاي قمي در ایران، طلسم است و عامل دفع خطر. و در غرب؛ مظهر شانس است و جلب منفعت و بخت؟

شاید یکی از علل این تفاوت نگاه٬ بر گردد به روحیات ملتها. ما ملتی هستیم که یک نوع بیم و هراس همیشگی همراه ما است . بیم كلي آسیب دیدن و آسيب پذير بودن. ريشه اين هراس؛ دستگاه های فرهنگی و غير فرهنگي ما هستند كه شبانه روز از يك نوع هجوم بي امان کشورهای بیگانه به کشور ما سخن می گویند . همین القای اینکه ما تحت تهاجم هستیم و یا احتمال دارد هر لحظه تهاجمی بر علیه ما انجام گیرد(چه واقعا اينطور باشد و چه نباشد)٬ خودش باعث ایجاد فضاي بی ثباتی خواهد شد. همین فضاي دلهره آور، در ناخودآگاه جمعی ما از گذشته تا به حال تاثیر گذاشته و ما را در بیم و هراس نامرئی و مرموزي فرو برده است . و اضافه كنيم بر اين دلهره ها ؛ لبخنده هاي ديپلماتيك مسوولان و تنها گذاشتن مردم در اوج فشارها و مشكلات را. 

به ياد دارم در اوج وضعيت ناگوار اقتصادي در دولت قبلي وقتي خبر تشديد تحريم ها به گوش برخي مسوولان مي رسيد، در برابر دوربينهاي سيما، چنان دلسوزيشان براي ملت گل مي كرد و ابراز همدردي مي كردند و طوري سخن مي گفتند و وانمود مي كردند كه نگرانند ‏، گويي كه آنها در اين كشور نيستند و تحت فشار قرار ندارند(و الحق و الانصاف تحت فشار نبودند. اگر بودند كه يك تنشان جان سالم از اين معركه جهاد اقتصادي و سياسي به در نمي برد چه برسد به اينكه با گل و بلبل و سلام و صلوات بدرقه شوند ) و گويا اين مردم هستند كه تنهاي تنها زير فشار قرار دارند . در مسائل فرهنگي هم همين گونه است . طوري خطر ساير فرهنگها وانمود مي شود گويا كه هيچ اميد گريزي وجود ندارد . غافل از اينكه راه مبارزه با فرهنگهاي مهاجم ترساندن و بيم دادن و استرس زايي نيست . جدال فرهنگها در همه زمانها وجود داشته است . و راه كار مبارزه هم نسبت به زمان و مكان تهاجم متفاوت مي باشد . اما هيچگاه در گرماگرم اين مبارزه، مسوولان كنار نمي كشند و بر ملت تحت فشار و تهاجم، دل نمي سوزانند و از بيرون گود نغمه لنگش كن بر نمي دارند. انگار كه ملت، عامل ايجاد اين وضعيت و پختن آن آش بوده اند .

بگذريم. جان سخن اين است كه در كشور ما مدير سالاري ارزش بيشتري دارد تا مردمسالاري .(حداقلش اين است كه مدير حق و حقوق و امتيازات پرو پيماني دارد) و مدير در اين مملكت، سالار است و پهلوان پنبه و مثل شخصيت پهوان پنبه برنامه عموپورنگ هر آن امكان دارد در اثر اندك ضربتي، بادش خالي شود. بر اين اساس سعي مي كند هميشه منبع باد را حفظ كند و چون مردم اين مدير را باد نكرده اند پس «منبع باد» ميشود؛ مدير بالا دست و (هنر چرب زباني و ....) و همينطور بگير برو تا بالا . و با اين مديران بادي، وضعيت فرهنگي اين ملت همين است كه در يك هراس دائمي و نا آرامي باطني قرار دارند. آن وقت در قم، پايتخت مذهب تشيع، ابزار دفع چشم زخم صادراتي توليد مي شود كه  نمادهاي رقيق بت پرستي است(البته در بدبينانه ترين حالتش و در خوشبينانه ترين حالتش صنايع دستي است)،  آنگاه حضرات اهل فرهنگ ما دادشان از  مظاهر «شيطان پرستي» وارداتي بالاست.  

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت  8:18 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

  • صفحات :  1 2 3