جلوه معشوق


گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت

لبیک یاحسین(ع) یعنی ...

طرح «یک لقمه مهربانی» در روز هشتم محرم در تهران اجرا شد. رسانه ها اعلام کردند ؛ هدف از اجرای این طرح؛ رساندن غذای نذری به دست نیازمندان و کارتن خواب های تهرانی است. برخی رسانه ها هم اعلام کردند این طرح فقط در میدان شوش اجرا شده است. بنده هم از رادیو شنیدم که این طرح بین 20000  نفر از نیازمندان و کارتن خوابها اجرا شده است.

این شکل اطلاع رسانی در نوع خودش آنهم از رسانه ها و بخصوص رسانه ملی ، قطعا بی سابقه می باشد. به رسمیت شناختن نیازمندان و کارتن خوابها در کنار سایر طبقات جامعه یک اتفاق شگفت است. و از آن شگفت تر بیان بدون پرده و راحت آن است. واقعا درست گفته اند که ؛ البلیه اذاعمت طابت. وقتی یک آسیبی در جامعه فراگیر شود، مردم نسبت به آن بی اعتنا می شوند.

قرار ما این نبود که پدیده زشت فقر و بی خانمانی و ... در کشور داشته باشیم.شاید یکی از معانی لبیک یاحسین همین مبارزه با پدیده های ناهنجار اجتماع خودمان باشد. آری ؛ لبیک یا حسین یعنی با مشاهده نیازمندان و کارتن خوابها در خیابانها، خونت به جوش آید و فریاد بزنی ؛ قرار این نبود آقایان .

سید حسن نصرالله در آن سخنرانی معروفش، لبیک یاحسین را معنا کرد؛

لبیك یا حسین یعنی تو و اموالت و زن و فرزندانت در این معركه باشند.

آیا زمان آن نرسیده که هر کس لبیک یا حسین می گوید، خودش و اموالش را به معرکه مبارزه با فقر و نیازمندی و ... بیاورد؟ 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 30 مهر 1394 ساعت  9:59 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

نقطه خون

1.نقطه جوش آب، 100 درجه است. یعنی آب در 100 درجه به جوش می آید.

2.هر جامعه ای یک نقطه خون دارد. نقطه خون دنیای اسلام در سال 61 قمری به جوش آمد. حسین علیه السلام درجه جوشش خون در رگهای جامعه است. او در سال 61 قمری در رگهای امت اسلامی جوشید.

3.اگر حسین علیه السلام نقطه جوش دنیای اسلام در سال 61 قمری است، حساب کنید نقطه خون دنیای امروز اسلام چند حسین علیه السلام است؟

4.قیامهای اسلامی نیاز به یک نقطه خون دارد. نیاز به حسین(ع) دارد.

http://s2.picofile.com/file/7587050321/khoone_khoda.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 30 مهر 1394 ساعت  8:59 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

عروسی قاسم

محققان و پژوهشگران می گویند چیزی به نام عروسی قاسم در کربلا اتفاق نیفتاده است. یکی از تحریفات عاشورا همین عروسی قاسم است. همین محرم امسال در امامزاده چیذر هنگام روضه قاسم مداح و عزاداران روی سر هم گل ریزان کردند. سیما هم شب همان روز 94/7/26 این مراسم را پخش کرد. بدتر از مراسم عروسی قاسم، این رفتار وحشتناک مداح و عزاداران است. انگار بدمان نمی آید وسط این همه روضه و اشک و مصیبت، یک گلریزانی هم داشته باشیم. یک نفر به میلیونها نفر بیننده توضیح بدهد چرا در روضه قاسم ، روی سر همدیگر گل می ریزند ؟

http://arjanews.ir/wp-content/uploads/2015/10/%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C7.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 30 مهر 1394 ساعت  4:56 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

آسیب شناسی دین و دینداری، جلسه 1

سلسه بحث هایی با راهبرد آسیب شناسی دین و دینداری در نهج البلاغه در یکی از محافل قرآنی آغاز کرده ام. منبع مورد استفاده کتاب رهزنان دین است که نوشته استادم جناب دلشاد تهرانی می باشد. تلاش می کنم کلیت بحث را برای یادسپاری در وبلاگ ثبت و ضبط نمایم.

 

جلسه اول؛ بهداشت دین

1.اصل دین،  گوهری ناب و حقیقتی متعالی و امری قدسی است که دستخوش هیچ آسیبی نخواهد شد.

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ

(پس حق گرایانه، به سوی این آیین روی آور،[با همان] فطرتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. تغییری در آفرینش خدا نیست. آیین پایدار همین است ولیکن بیشتر مردم نمی دانند.)

2.منظور از اسیب شناسی دین و دین داری ، قرار دادن  باورها و رفتارهای دینداران در بوته نقد است.

3.همانطور که به بهداشت تن و روان اهمیت می دهیم باید به بهداشت دین نیز اهمیت دهیم .

4. امام علی علیه السلام پرچم دار بهداشت دین و دینداری است.

5.  علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه‌السلام) به روایت از پدرش علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌السلام) از آخرین جمعه از ماه شعبان یکی از سال‌های پربرکت رسالت نبی اکرم خبر داده است که پیامبر در جمع پیروانش خدا را حمد و ثنا گفت و درباره عظمت ماه هبارک رمضان فرمود: ......

 من( امیرالمومنین علیه‌السلام ) برخاستم و گفتم : اى پیامبر خدا! برترینِ کارها در این ماه چیست؟

فرمود : «اى ابو الحسن! برترینِ کارها در این ماه ، پرهیز از حرام هاى الهى است» . سپس گریست .

گفتم : اى پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟

فرمود : «اى على! بر این مى‌گریم که حرمت تو را در این ماه مى شکنند . گویا مى بینم تو در حال نماز براى پروردگار خویشى ، که نگون‌بخت‌ترینِ اوّلین و آخرین ، همو که برادر پى کننده ناقه قوم ثمود است ، برمى خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى زند و محاسنت ، از خون سرت رنگین مى شود» .

گفتم : اى پیامبر خدا! آیا در آن حالت ، دینم سالم است؟

فرمود : «دینت ، سالم است» .

6.نمونه هایی از آسیب های دین و دینداری در کلام امیر بیان؛       

الشک یفسد الدین

آفه الدین سوء الظن

سبب فساد الدین الدنیا

7.آسیب دین و دینداری مراتب و وجوهی دارد؛

1.7.عدم فهم عمیق دین و سلوک دینی

2.7.دریافت نادرست از مفاهیم دینی

3.7.ضعیف شدن باورها و رفتارهای دینی

4.7.سست شدن بنیادهای اخلاق

5.7.بی ارزش شدن ارزشهای دینی

6.7.بی اعتقاد شدن به دین و امور مذهبی

7.7.بی ایمانی

8.7.اباحی مذهبی

9.7.گریز از هر امر دینی و مذهبی

8.ضرورت آسیب شناسی دین و دینداری؛

امام علی (ع) فرمودند؛

المصیبه بالدین اعظم المصیبات

9.افق آسیب شناسانه در بیان امیرالمومنین

ایها الناس سیاتی علیکم زمان یکفأ فیه الاسلام کما یکفأ الاناء بما فیه

اسلام همانن ظرفی که وارونه کرده اند هر چه در ان بوده ریخته

یاتی علی الناس زمان لایبقی فیه من القان الا رسمه و من الاسلام الا اسمه ...

http://www.darya-pub.com/upload/products/22/main_2038.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 30 مهر 1394 ساعت  4:48 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

انبیا در لباس ورزش

زنگ کلاس خورد . صدای دانش آموزان بلند شد. یکی یکی یا چندتا چندتا از کلاسها خارج می شدند. چون مدرسه غیر انتفاعی است، همه بچه ها فرم واحد دارند؛ کت و شلوار شیک. با کمی تاخیر، معلمها هم یکی یکی به دفتر مدرسه وارد شدند. آنها هم با کت و شلوار اتو کرده و منظم . وسط این همه شیک پوش یکدفعه چشمم خورد به یک نفر که با لباس راحتی قدم می زد. جوان و خوش استیل بود. خیلی هم معمولی و بدون کمترین تردیدی با اعتماد به نفس میان دانش اموز و معلم ها راه می رفت. تعجب کردم. فکر کردم شیرین می زند. بچه ها دوره اش کرده بودند. با همان لباس سر تا پا یک دست، خیلی راحت با آنها ها حرف می زد. زنگ کلاس خورد. معلمها به کلاس رفتند. جوان راحتی پوش رفت وسط حیاط میان دانش آموزان. با یک سوت، دانش آموزها دور مدرسه می دویدند.

مرحوم امام می فرمودند؛ معلمی شغل انبیا است. و تنها انبیایی که لباس ورزشی می پوشند، معلم های ورزش هستند.

http://www.aftabir.com/articles/sport/sport-organization/images/bfc781ce2806d8d55bd87853481ebf98.jpg 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 25 مهر 1394 ساعت  1:35 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

شیر دام یا دامدار ؟!!!

از جلوی سوپر مارکتی رد می شدم. مشتری ای از بیرون داد زد؛ آقا شیر دامداران داری؟ فکر کردم که قاعدتا باید بگوید؛ شیر دام، ترجیحا گاو، دارید؟ آخر دامداران که شیر ندارند. آنها شیر دامها، ترجیحا گاوها را می دوشند و دارند. از طرفی حرف مشتری هم درست است. چون دیده شده که دامدارها شیر دام را انقدر دست کاری می کنند و رمقش را می کشند و برای چرب شدنش روغن افزودنی پالم اضافه می کنند و ... که در اصل این شیری که به دست ما می رسد ، شیر دام ها، ترجیحا گاوها نیست بلکه شیر دامداران، ترجیحا انسانها است. پس مثل همیشه حق با مشتری است.

 

پی نوشت

خدا وکیلی مشکلی با برند دامداران ندارم. همینطور رد می شدم این کلمه به گوشم خورد و سوژه شد. اصلا مگه شیر دامداران داریم؟ مگه میشه دست توی شیر ببرند؟  

http://damdaran.ir/fa/wp-content/uploads/2014/03/2_resize.jpg

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 25 مهر 1394 ساعت  1:16 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

اخـّــــی

ایام محرم و بهار تبلیغ و ترویج شعار دینی/حسینی(ع) است. روحانی جوانی از مرکز «امیربیان» به یکی از دبیرستانهای دارالقران آمده بود. رفتم تا از کم و کیف برنامه حاج اقا اگاه شوم. برنامه نسبتا خوب و به روزی داشت. خیلی ظریف و خوش ذوق و با سلیقه یک طرح درس را در قالب پاورپوینت اجرا کرد. لذت بخش بود. انقدر این طرح درس به روز بود که قطعه ای هم از عروسک معروف برنامه خندوانه جناب خان در ان بود. سیر برنامه خیلی منطقی و دل نشین بود. بچه ها هم دوست داشتند. از همه مهم تر به شکل ظریفی یکی از مسائل و معضلات و بحرانهای دوران بلوغ پسرها را مطرح کرد . و انصافا خوب هم از پس توجیه و توضیح مطلب برامد.

کلاس تمام شد. زنگ بعد هم حاج اقا با بچه های کلاس دیگری همان طرح درس را اجرا داشت. رفتم سر کلاس تا شماره حاج اقا را داشته باشم. از دانش اموزان عذر خواستم . شماره را گرفتم. خواستم بیایم، رو کردم به دانش اموزها و گفتم؛ بچه ها خیلی خوب به حرف های حاج اقا گوش بدهید. نکات خوبی دارد. و برای اینکه واقعا دانش اموزان جذب شوند به شوخی گفتم؛ برنامه حاج اقا، جناب خان هم دارد. یک دفعه کل کلاس صداهاشون را نازک کردند و با هم دیگه گفتند؛ اخـّــــییییی

http://static.pelan.tv/images/low/1046298436080212144_1446516765Low.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 25 مهر 1394 ساعت  12:56 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

یعنی محرم؟؟!!

پشت چراغ قرمز توقف می کنم. نگاهی به اطراف می اندازم. تقریبا همه کوچه پس کوچه ها و خیابانها سیاه پوش شده است. فردا اول محرم است.موج رادیو را تغییر می دهم. روی شبکه ای می ایستد. خواننده ای به آرامی می خواند. صدای جیغ و کف و سوت به گوش می رسد. از آهنگ و ابراز احساسات مردمی که تماشاچی کنسرت هستند خوشم می آید.شاد است. حتما بدون اشکال شرعی است که از رادیو پخش می شود. خواننده صدایش را بالا می برد. موسیقی تند می شود. صدای جیغ و کف و سوت جمعیت دیوانه کننده است. کیف می کنم. پشت فرمان با لبخند رضایت جابجا می شوم. چه اشکالی دارد فردا محرم باشد اما رادیو موسیقی شادی پخش کند. مگر اینقدر نمی گویند مردم ما شادی کم دارند. خب حتما رادیو لازم دیده مردم را یک روز مانده به محرم شاد کند. ماشین بغلی هم انگار شادند. از حرکات سرنشینانش می شود فهمید. چراغ سبز می شود. ماشین ها از هم فاصله می گیرند. صدای موسیقی ضعیف می شود. قطع می شود. انگار موسیقی ماشین بغلی روی موج رادیوی من افتاده بود. یعنی رادیو نبود؟؟!! یعنی اشکال شرعی؟؟!! یعنی محرم؟؟!!  

http://www.askdin.com/gallery/images/18412/1_Untitled-13.jpg    


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت  7:25 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

سنگ و رنگ

امروز جوانی را ملاقات کردم که در زمینه رنگها و سنگها و روح و روان و مسائل تربیتی و روانشناسی، اطلاعات قابل توجهی داشت. می گفت در زمینه رنگها بسیاری از مراکز با وی مشورت کرده اند. به تاثیر رنگ بر سلامت و بیماری و به انرژی های موجود در بدن انسان و تاثیرات سنگها و ... اشاره داشت.

انگشتر شرف الشمس ام را گفت قلابی است . از روی قد و وزنمان تحلیلی از شخصیتمان ارایه کرد. و همینطور از رنگ و سنگ و ... گفت و گفت تا رسیدیم به تاثیرات معنوی آداب اسلامی .

یکی از دوستان اشاره کرد به استاد فیزیکی قبل از انقلاب در دانشگاه اصفهان که با دستگاه میزان انرژی ساطع شده از فرد با وضو را پیش چشم دانشجویان سنجش کرده است.

آن جوان سنگ و رنگ شناس هم اشاره به نکته جالبی کرد. گفت شما میزان انرژی ساطع شونده از فرد با وضو را اندازه گرفتید ، در حالی که ما میزان انرژی فردی که نیت می کند وضو بگیرد را سنجش کردیم که چه میزان است.

به یاد روایتی افتادم که می گوید نیت مومن از عملش بهتر است.  

واقعا گفتگوهای جالبی بود هر چند به بخشهایی از این گفتگو نقدهایی وارد است. و هر چند نمی شود همه آن گفتگو را بیان کرد. 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت  1:24 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

لباسها عاشق می شوند

هنگامى كه امام حسين(عليه السلام) عزم ميدان كرد، فرمود:

«اِئْتُوني بِثَوْب لا يُرْغَبُ فيهِ، اَلْبِسُهُ غَيْرَ ثِيابِي، لا اُجَرَّدُ، فَاِنِّي مَقْتُولٌ مَسْلُوبٌ»؛

برايم جامه كهنه اى بياوريد كه كسى به آن رغبت نكند تا آن را زير لباسهايم بپوشم و بعد از شهادتم مرا برهنه نكنند، زيرا مى دانم پس از شهادت لباسهايم ربوده خواهد شد.

http://img.mobin-group.com/images/58060_20090825_1200068278.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت  8:36 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

اولارین تفنگی وار

1.میرزا علی‌آقا تبریزی (زاده ۲۹ دی ۱۲۳۹ - مرگ ۹ دی ۱۲۹۰ خورشیدی) مشهور به ثقةالاسلام تبریزی یا ثقةالاسلام دوم، از علمای آذربایجان و یکی از کشته‌شدگان جنبش مشروطیت ایران بود. او از مشروطه‌طلبان و آزادی‌خواهان بود و در عاشورای ۱۳۳۰ هجری قمری در تبریز به دست روس‌ها به دار آویخته شد و کشته شد.

2.می گویند آن روزی که ثقه الاسلام به دار آویخته شد، قبل از اعدام، عده ای آزادیخواه به یکی از تکایای تبریز که مملو از جمعیت بود مراجعه کردند و از خیل جمعیت قمه زن خواستند به کمک ثقه الاسلام بیایند. یکی از قمه زنها پاسخ داد؛

آقاجان اولارین توفنگی وار آدامی اولدرللر

آقاجان آنها تفنگ دارند و آدم را می کشند   

3.داستان بستن راه سید الشهدا توسط حر معروف است. سخنان آتشین حضرت به حر معروف تر است. امام به حر می گوید؛

شان من شان کسی نیست که از مرگ بهراسد. چقدر مرگ در راه رسیدن به عزت و احیای حق سبک و راحت است. مرگ در راه عزت جز زندگی جاوید نیست. آیا مرا از مرگ می ترسانی؟ ....

http://www.irdc.ir/storage/Images/20120528104043t350-untitled57567.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت  8:02 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

زیست جنسی

امروز تالار صائب دانشکده ادبیات واقع در دانشگاه اصفهان میزبان دوست هنرمند و مستند سازم جناب یاسر عرب بودیم. نشستیم پای تماشای مستند «یک پیشنها ساده». موضوع مستند؛ زیست جنسی کودکان و نوجوانان و جوانان و بزرگسالان بود. در این مستند برشهایی از وضعیت بحرانی زیست جنسی گروه های مختلف به نمایش در آمد. در پایان هم چند نسخه از مستند را از دوست مستند سازم دریافت کردم.

مساله زیست جنسی به شدت جای کار دارد.

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1394/05/14/139405141919188585821504.jpg

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت  10:54 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

عمق برهنگی و بی حجابی

سریال کیمیا با هنرمندی خاص خود، ما را با عمق برهنگی و بی حجابی در عصر پهلوی آشنا می کند.

به بازیگر نفر اول سمت چپ در تصویر زیر دقت کنید. ایشان با همین پوشش، نقش یک زن عریان و بد حجاب را در سریال کیمیا بازی می کند.

حالا به سایر خانمهای حاضر در همین تصویر که حجاب روز دارند دقت کنید که از حجاب بازیگر بدتر است.

قطعا نوجوان و جوان امروز با دیدن این سریال به عمق برهنگی و بی حجابی در عصر شاهنشاهی پی خواهد برد!!!!!!!smiley

http://www.aks20.ir/wp-content/uploads/images/2015/01/azq9pji6.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت  10:18 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

استحاله کننده برتر

امروز رهبر معظم انقلاب حرفهای مهمی زدند. ایشان به «جنگ نرمِ برنامه‌ریزی‌شده، گسترده و همه‌جانبه نظامِ سلطه با جمهوری اسلامی»، اشاره کردند. و تغییر باورهای مردم را مهمترین هدف این جنگ پیچیده خواندند. همچنین فرموند؛

«هدف اصلی و نهایی جنگ نرم طراحی شده، انحلال درونی و استحاله داخلی جمهوری اسلامی از طریق تغییر باورها و سست کردن ایمان مردم و بویژه جوانان است...آنها می خواهند به جوان امروزی القاء کنند که وضع کنونی کشور مایه شرمندگی است و رسیدن به پیشرفت در آینده نیز غیرممکن است تا نشاط و تحرک و علم آموزی و امید به آینده را از نسل جوان بگیرند.»

دقیقا استحاله نظام از گذشته تا حال در دستور کار دشمنان است. کسی در این راهبرد شکی ندارد. اما یک نکته مهم؛ خود ما هم از درون و خیلی نرم مشغول استحاله خودمان هستیم. نظام ما یک نظام ارزشی، اخلاقی و در کل، اسلامی است. ما هر چقدر با شاخص های ارزشی، اخلاقی و به طور کل، اسلامی فاصله بگیریم گامهایی در راستای استحاله خود بردشته ایم.

بنده یک مثال بسیار بسیار ساده و پیش پا افتاده می زنم. اگر اخبار این روزهای کشور را از رسانه ملی رصد کنید با موجی از برندها و مارک هایی که ما تا به حال به انها اطمینان می کردیم روبرو خواهید شد که اعلام میشود غیر مجاز یا تقلبی هستند. مثل آب معدنی دماوند یا آبلیموی ناجی یا ...

وقتی مردم به مرور به تولیدات داخلی بی اعتماد شوند، روند «استحاله درونی» در بخش تولید داخلی آغاز می شود. بنابراین ما با دو شکل از استحاله روبروییم؛ «استحاله درونی» که خودمان قهرمانش هستیم. و «استحاله بیرونی» که دشمن با بهترین و ظریف ترین شیوه ها آن را اجرایی می کند. و کیست که نداند خودمان با استحاله درونی زمینه ساز استحاله بیرونی هستیم ؟ آیا ما استحاله کننده برتر نیستیم؟

یکی بر سر شاخ و بن می برید        خداوند بســـــتان نظر کرد و دید

بگفتا که این مرد بد مـــــی کند         نه بر دیگری بل بخود مـی کند!

http://imamkhomeini.ghasam.ir/images/news/12869/thumbs/12869.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت  8:45 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

به عزتت

به دیدار دوست و همکار اهل قرآنم که از حج بازگشته رفتم. جوان است و قاری بین المللی قرآن و افتخار قرائت در محضر رهبر معظم انقلاب را در کارنامه خود دارد. در روز فاجعه منا با گروه قاریان کشورمان در محاصره و فشار جمعیت قرار می گیرند. چند قدم جلوتر از آنها محسن حاج حسنی زیر فشار جمعیت جان می دهد. خودش در مرز دنیا و برزخ قرار داشته است. از تشنگی رمقی در تنش باقی نمی ماند. ذکر یاحسین(ع) و یا ابالفضل(ع) می گیرد. یکی از مسوولان بعثه که به کمک حجاج آمده بوده او را به زور از زیر جمعیت متراکم بیرون می کشد. نجات می یابد.

پرسیدم؛ فردی که تو را نجات داد می شناسی؟

گفت؛ آری.

گفتم؛ حتما ملاقاتش هم کرده ای و حسابی از او تشکر کرده ای.

گفت؛ خجالت کشیدم آشنایی بدهم چون آن وقتی که من را از زیر جمعیت بیرون کشید، هیچ لباسی به تن نداشتم.

در خودم شکستم.

خدایا؛ به عزتت، رنج این عزت از دست رفته را تنها سرگونی آل سعود، تسلی خواهد بخشید.    

http://www.entekhab.ir/files/fa/news/1394/7/2/111385_327.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 18 مهر 1394 ساعت  3:41 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

فراخوان

سردار همدانی در راه دفاع از «حرم» به یارانش که در راه دفاع از «وطن» شهید شده بودند پیوست. او مجددا آزمون داد و این بار قبول شد. پیروان مکتب اهل بیت نه یک بار و نه دو بار بلکه هزاران بار آمادگی دارند در آزمون شرکت کنند. وفاداری زهیر به جایی رسید که در شب عاشورا به امام حسین (علیه السلام) گفت: اگر هزار بار در راه تو کشته شوم و دوباره زنده شوم، دست از تو برنمی‌دارم.

خیلی های دیگر مثل شهید همدانی در آزمون دفاع از وطن شرکت کردند، اما نمره قبولی/شهادت نگرفتند. حالا وقتش است. یک بار دیگر یک فراخوان دیگر برای آزمونی دیگر. همه مسوولان چه آنها که قبلا در آزمون/دفاع مقدس شرکت کرده بودند و چه آنها که شرکت نکرده بودند و شاید اصلا سنشان قد نمی داد که شرکت کنند، اما حالا مسوولیتی در نظام دارند، بیایند و در آزمون دوم شرکت کنند. یاعلی

خوش بود گر محک تجربه آید به میان   تا سیه روی شود هر که در او غش باشد


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 18 مهر 1394 ساعت  1:40 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

پاسور(1)

اکبر اقا داش مشتی محله ما است. یک پایش توی زور خانه محله و پای دیگرش در کله پزی است. چندتا نوچه تیره ای و کمر بسته دو آتیشه هم دارد. زد و چند سال پیش عدل اسم اکبر آقا در آمد برای سفر حج.

بوی دود اسفند محله را گرفته بود. نوچه ها اینقدر مرام و معرفت توی بدرقه اکبر اقا گذاشتند که دیگر کسی نبود در محله که نداند اکبر آقا هم حاجی شده است.

با چندتا از قدیمی های محل رفتیم دیدن حاج اکبر. عرقچین سفید روی سر داشت و تسبیحی به دست و چشمهاش به نقش های قالی دوخته شده بود. زیر لب غر میزد و از شرطه هایی که نگذاشته بودند خوب توی بقیع حال بکند بد می گفت. تهدیدشون می کرد و قسم می خورد اگه برای حج نرفته بود، حتما با تیزی خدمتشون می رسید.

خواستیم خدا حافظی بکنیم که حاج اکبر گفت بایستید یه سوغات ویژه براتون دارم. چند لحظه ای نگذشته بود که یکی از نوچه ها با سینی داخل شد. همه کنجکاو بودیم ببینیم حاج اکبر اقا از سرزمین وحی چه اورده است. نوچه نزدیک شد و حاج اکبر سینی را گرفت و امد سمت ما. حالا می شد به راحتی سوغاتی ها را دید. چند بسته ورق در بسته بندی زیبا برای پاسور بازی. از تعجب کم مانده بود شاخ دربیاوریم. حاج اکبر که متوجه شگفتی و حیرت ما شده بود. یک بند قسم می خورد که خدا میدونه از بازار مکه تهیه کردم . اصل اصله. خدا میدونه ضد آبه . به همون زمین مقدس قسم خوش دسته و ...

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 17 مهر 1394 ساعت  9:59 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

پاسور(2)

همه اعتبار هیات به پدر شهید بود. شکل و شمایل این پدر مثل پرچم و علم و کتل، نماد هیات شده بود. بخصوص با چفیه نخ نما شده و رنگ و رو رفته پسرش که همیشه خدا دور گردنش بود. در کنار جوان ترها که قرار می گرفت دلهاشون قرص و محکم می شد. از همراهی و راهنمایی هیچ کس بخصوص جوانها دریغ نمی کرد. معروف بود که با جوانی کردن جوانهای هیاتی مشکلی نداشت. برنامه هیات که شروع می شد یا دم در به عزادارها خوش آمد می گفت یا کنار بساط سماور و چای و استکان می آمد و سفارش سینه زنها را می کرد. یا کنار دست مداح های جوان هیات قرار می گفت و ناز نفسشان صلوات از مردم می گرفت. گاه گاهی هم که مداح های جوان با سر پر شور سبک های آن بر آبی را می خواندند با مهربانی راهنمایی می کرد.

چند جلسه ای می شد که مداح جوانی در هیات گل کرده بود. سبک جدید می خواند و شور می گرفت. هر جلسه شعر تازه ای را از روی کاغذ می خواند. آنقدر مسلط بود که کاغذ و میکروفن را در یک دست می گرفت و با دست آزادش سینه زنها را هدایت می کرد. یک شب که در اوج شور بود، کاغذ شعر از دستش افتاد. خم شد تا سریع کاغذ را بدون اینکه سینه زنها متوجه شوند بردارد. یک بسته پاسور از جیب مداح جوان روی زمین ریخت. پدر شهید، به سرعت چفیه نخ نما شده و رنگ و رو رفته را روی پاسورها انداخت. مداح جوان خشکش زد. پدر شهید دم گرفت؛ ای تشنه لب ، ای خون جگر ...

http://pixpatogh.com/image_gallery/artistic%20and%20the%20beautiful/Cards/Cards%20(8).jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 17 مهر 1394 ساعت  7:52 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

پاکت

در چند خیابان از شهر قم شاهد بنری با موضوع «فرزند بیشتر، زندگی شادتر» بودم. طراح این بنرها، نوزاد زیبایی را کشیده بود که لبخند شیرینی بر لب داشت. زیر پوستر هم نوشته ای بود با این مضمون که کودکان رزق و روزی خودشان را می آورند. و در دست کودک یک «پاکت» بود.!!! مانده ام در شهر قم و این همه منبری و مداح و مجلس روضه و ... ، آیا این پاکت نماد چیست ؟ !!!!

http://s3.picofile.com/file/8215803084/IMG_20151005_151612.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 13 مهر 1394 ساعت  11:30 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 3

  • صفحات :  1 2 3 4