جلوه معشوق


گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت

هزار باده ناخورده در رگ تاك است

1.تكيه كلام بسياري پدرهاو مادرها و اولياي ديني و علمي به جوانها اين است كه؛ برو سر زندگي تا بفهمي توي دنيا چه خبره

2.قديمي ها براي اينكه ميزان تلاش و ارزش براي هر چيزي، بخصوص زندگي را به جوانها نشان دهند، مي گفتند؛ برو سر زندگي تا بفهمي يك من دوغ چقدر كره مي دهد.

3.واقعيت هم همين است. واقعا ما چه خوب و چه بد، كم زندگي كرده ايم. و يا اگر زندگي كرده ايم تنها در يك مسير جزيي و مختصر بوده است. به هيچ وجه تن به تجربه فراز و نشيب و پستي و بلندي زندگي نداده ايم. هزار راه نرفته را نرفته ايم. ندانسته ايم كه ؛ هزار باده ناخورده در رگ تاك است.

4.با نگاهي به كميت جمعيت كشورمان و رشد ناموزون و نامتوازن اين جمعيت و تغيير سريعي كه در زندگي شهر نشيني و عرصه هاي مختلف بخصوص نوع برخورد ما با مسائل ملي و بين المللي ، همگي نشان از بي تجربه گي محض ما و كم زندگي كردنمان مي دهد.

5.بحث سبك زندگي بايد بعد از اينكه ما مهارت كافي در زندگي كردن به دست آورديم مطرح شود. متاسفانه ما از مهارت كافي در زندگي بهرمند نيستيم. هم از نظر فردي هم از نظر خانوادگي و هم از نظر اجتماعي و از همه بدتر از نظر بين المللي.

6.اي كاش شعار سال آينده اين باشد؛ زندگي كنيد. زيرا در اثر زندگي كردن تجربيات زندگي به دست مي آيد و اين تجريه ها نسل به نسل منتقل مي شود و به مثابه دفترچه يادداشتي براي نسل بعد به يادگار مي ماند.

7.فضاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي حال حاضر كشورمان  به شدت فرصت زندگي كردن را از مردم گرفته است. حكايت شخصي است كه رفته بود جنگل را ببيند . وقتي برگشته بود از او پرسيده بودند جنگل را ديدي؟ پاسخ داده بود؛ درختان انبوه جلوي ديدم را گرفته بود و نمي شد جنگل را خوب ببينم.

8.كافي است اندكي به مسائلي كه در عرصه هاي مختلف جامعه ما مطرح مي شود دقت كنيم تا ببينيم واقعا چقدر ذهنمان از صحن زندگي دور افتاده است. سبد كالا و بگو مگو هاي اطراف آن. پرداخت يارانه در سال جديد. فيلم رستاخيز و دغدغه نشان دادن تصوير بزرگان دين. خودرو سازان و بانكها و مسائل سياسي كه الي ما شاء الله و .... پس كي ما وقت مي كنيم زندگي كنيم؟ كسي نگويد زندگي همين هاست كه آنوقت مي گويم اگر همينها باشد پس ما زندگي نمي كنيم مردگي مي كنيم . آخر اينها كه هميشه عامل نزاع و اختلاف و نا آرامي بوده در كشور ما .

9.اقبال لاهوري در شعري زيبا زندگي كردن را به ما مي اموزد؛

    گمان مبر که به پایان رسید کار مغان          هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

چمن خوشَ ست ولیکن چو غنچه نتوان زیست            قبای زندگی اش از دم صبا چاک است

اگر ز رمز حیات آگهی، مجوی دگر              دلی که از خلش ِخار آرزو پاک است

به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی         چو خس مزی که هوا تیز و شعله بی باک است


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 30 بهمن 1392 ساعت  1:39 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 2

تو كجا ؟ مسجد خدا كجا؟

 

برای اقامه نماز مغرب و عشاء که پا توی مسجد گذاشتم چشمم افتاد بهش. از تعجب شاخ

در آوردم.

تو کجا ؟ مسجد خدا کجا ؟ با تمام نفرت بهش نگاه می کردم . نمی تونستم باور کنم

حضور ناپاکش را اون هم کنار محراب عبادت. به کی باید می گفتم که چرا این خبیث را

به مسجد راه دادید؟ از ناراحتی به خودم می پیچیدم .

پشت ستون بودم و او آن بر ستون . توی این زاویه ای که نشسته بودم انگار که روبروم

نشسته و توی چشمام خیره شده بود. من هم از عصبانیت چشم ازش بر نمی داشتم. از

حرصم مدام اين پا اون پا مي شدم که یک دفعه انگار آب سردی ریختند روی سرم. پدر

نابکار و پسر رذلش هم کنارش بودند. حالم بد شد. نفرین و لعنی حواله زمانه کردم.

مسجدی ها می گفتند؛ امام حسین خون داد، پای این پدربزرگ و پدر و پسر جانیش به

مسجد باز شد‎؛

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعٰوِيَةَ ،وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ ، عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ، 

زیارت عاشورای کاشی کاری شده بالای محراب مسجد النبی خیابان گل محمدی عجیب

چشم نواز است.

اما نام ابوسفیان و معاویه و یزید در این زیارت خیلی توی ذوق میزنه.  مثل نام شیطان

در قرآن.

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 30 بهمن 1392 ساعت  8:06 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

سر زده

  1. در خبرها آمده بود؛ رئیس محترم جمهور امروز سر زده به وزارت نفت رفتند.

2.ضرب المثلی میان مردم رایج  است که؛ میهمان سرزده خرجش با خودش است.  با توجه به ارزش میهمان در فرهنگ دینی ما بعید به نظر می رسد که این ضرب المثل چندان مقرون به صحت باشد. و ای بسا که میزبان با کرامت برایش فرقی نکند که میهمانش سرزده یا سرنزده باشد.

3.در برنامه خبری بیست و سی بخشی پخش میشود که مجری برنامه با میکرفون و دوربین به شکل سرزده به مراکز و ادارات و بیمارستانها و ... سر می زند و همانجا از رضایت و نارضایتی مراجعین با حضور مسوول و مدیر آن مرکز گزارش تهیه می کند.

4.به نظر می رسد این جریان رفتار سرزده به زبان عامیانه همان مچ گیری است. و یا حداقل در میان مردم اینطور رایج است که تا اصطلاح سرزده را می شنوند این تصور در ذهنشان ایجاد میشود که کارها بر وفق مراد پیش نمی رود و کاسه ای زیر نیم کاسه است و باید برای مچ گیری به صورت ناگهانی به محل وقوع جرم مراجعه شود.

5. از نظر تربیتی اینگونه رفتارها بخصوص از مقام دوم کشور چندان بازتاب ارزشمندی ندارد . به جای سرزده رفتار کردن خوب است که ساز و کار گزارش درست و بی نقص و دور از بزرگنمایی را در کشور حاکم کنیم. صداقت و راستگویی و فرهنگ عذر خواهی در برابر اشتباه کاری ها را ترویج کنیم. 

6.در سیره مدیریتی نبی مکرم و امیر مومنان دیده نشده که راهبرد مدیریتی خود را بر مبنای رفتارهای سرزده تنظیم کرده باشند.تنها یک مورد در زندگی اهل بیت وجود دارد که سرزده رفتار می کردند. انها شبها سرزده و ناشناس به خرابه ها و خانه های مردم خراب سرکشی می کردند. و ملائکه سر زده و گاه و بی گاه به خانه های اهل بیت سر می زدند.   اَلسَّلامُ عَلَيْكُم يا اَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبَطِ الْوَحْيِ   

7. در بخش بعدي خبر مجري اخبار مي گفت : رئيس محترم جمهور امروز از وزارت نفت بازديد كردند.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 29 بهمن 1392 ساعت  9:57 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

آب و آيه

1.  زایمان در آب یک زایمان طبیعی است که ضمن درد کمتر نیازی به استفاده از داروهای بی حسی ندارد. یک متخصص زنان و زایمان می گوید: در روش زایمان در آب با استفاده از آب با دمای 37- 34 درجه و relaxation عضلات، یک زایمان طبیعی اما بدون درد در آبگرم صورت میگیرد. گفتنی است: این روش برای اولین بار در شوروی صورت پذیرفت که در حال حاضر پس از گذراندن مراحل آزمایشی به عنوان یکی از روشهای زایمان طبیعی بدون درد قابل انجام است. قرآن کریم آب را مایه حیات همه چیز می دند : وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ یعنی رابطه ای شگفت میان آب و آیه

 2.شبکه سلامت فیلم کوتاهی را نشان می داد که پرستار نوزادی با آرامشی خاص مشغول ماساژ دادن بدن نوزاد در وان کوچک آب بود . کودک آرامش نسبتا پایداری داشت و معلوم بود که با اتصال آب بر بدنش احساس بسیار خوبی دارد . در انتها هم لبخند زیبایی بر لبان کودک نقش بسته بود .

3.دیروز یک بسته موسیقی برای مادر و کودک با عنوان calm baby  (کودک آرم) خریدم که توسط دو مادر ساخته شده و به همه مادران هدیه شده است . این بسته شامل یک dvd  و یک cd  است . دی وی دی یک فیلم تقریبا نیم ساعته است که برای کودکان 3 ماهه تا 3 ساله تهیه شده است . آنچه در این بسته قابل توجه است حضور عنصر آب در همه صحنه ها . گو اینکه نوزادان و کودکان با آب انس بسیاری دارند و احتمالا به خاطر آب زیست بودن نه ماهه آنها باشد .

کودک آرام – Calm baby

4.یکی از شعارهای انتخاباتی خصوصی سازی در اقتصاد است . یعنی دولت دخالت خود در اقتصاد را کاهش دهد اجازه دهد بخش خصوصی فعالیت های اقتصادی را برعهده گیرد . معتقدم در فرهنگ نیز نیاز به خصوصی سازی داریم . دیروز که ان بسته موسیقی کودک ارام را خریدم عکس العمل پسر کوچکم را بررسی کردم حس کردم پسرم را به دوران نوزادی بازگردانده ام . تازه فهمیدم که فلسفه ساختن انواع پلیرها برای پخشهای خانگی همینه که سلطه تلویزیون را کاهش دهند و بگذارند خود ما انتخاب گر باشیم.

5.برنامه های کودک در سیمای ما به شکل وحشتناکی کارشناسی نشده هستند . یک قلمش همین عموپورنگ و امیر محمد . رفتارهای عجیب به همراه موسیقی های تند و رقص و اواز و مسخرگی و دلقک بازی همه و همه باعث می شوند تا کودکان به سرعت وارد دوران نوجوانی شوند و نوجوانان به سرعت وارد دنیای جوانی شوند و جوانان به سرعت وارد فضای زندگی میان سالان شوند و میان سالان کشورمان احساس فرسودگی و پیری زودرس را همواره همراه خود داشته باشند .(اموزش رقص توسط این دو مجری کودکhttp://www.farhangnews.ir/content/33116 )

6.وقت آن رسیده که با خاموش کردن تلویزیون کودکانمان را از چنگال خاله ها و عموهای جاه طلب و جلوگر و جادوگر نجات داده و آنها را به دوران کودکی خودشان برگردانیم و به آرامی و قدم به قدم با آنها همراهی کنیم تا از لحظات زندگی زیبایی که خداوند به آنها هدیه کرده لذت ببرند و رشد کنند.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 28 بهمن 1392 ساعت  11:36 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

لعن و نفرین بر دینی که ...

 

این کودکان به قتل رسیده اند.

قاتل این کودکان ، آمریکا و اسرائیل نیست.

این کودکان سوریه ای را مسلمانهای جهادی با فریاد الله اکبر کشته اند.

 لعن و نفرین بر دینی که ریختن خون اطفال را جایز می شمارد.

همان دینی که در کربلا با فریاد الله اکبر فرزند رسول خدا را به شهادت رساند.

 


 

در رسانه های ما هیچ خبری از ویرانی ها و قتل و جنایت و آوارگی مردان و زنان و اطفال سوری نیست.

چرا ؟

عمق فاجعه را نمی دانیم یا نباید بدانیم.

چرا ؟

ما هیچ گزارشگری در متن حادثه نداریم که به ما مستقیم از صحنه وقوع جنایات در سوریه گزارش دهد.

 


 

 مرحوم جلال آل احمد در زمانی که ویتنام تحت اشغال امریکایی ها بود داستان شوهر آمریکایی را نوشت. این داستان اعتراضی بود به اشغالگری و جنایات امریکا در ویتنام. ظاهرا کسی نباید آن روز به سیاست های امریکا اعتراض می کرد. 

امروز ادبیات متعهد ما نسبت به جنایاتی که در سوریه اتفاق می افتد چه کرده است ؟ 

کودکان چه گناهی دارند که قربانی این فاجعه انسانی شده اند.

حتی اگر اتش این فتنه خاموش شود و اوضاع انگونه که باید شود بشود ، وجدان ما با این اطفال در خون تپیده چگونه آرام خواهد گرفت ؟ 

چرا در قضیه سوریه، احساسات مردم مدیریت نمی شود؟

آیا مدیریت علمی/فکری با برگزاری همایش خطرات تکفیری ها، در قضیه سوریه کفایت می کند ؟ 

چرا حتی در داخل کشور بر خلاف جنایات قبلی در بوسنی و چچن، اقدام به جمع اوری کمک های مردمی برای اوارگان سوری نمی شود ؟

و هزاران چرای دیگر ....

این است آن روی سکه سیاست.

وإذا الموءودة سئلت *بأي ذنب قتلت............

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 25 بهمن 1392 ساعت  9:43 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

ارزش نظام / نظام ارزشی

 1. کم و بیش برای همه ما اتفاق افتاده که در حیاط یکی از حرمهای اهل بیت شاهد خدمت رسانی خادمان حرم بوده ایم. هر زائری که چشمش به خادمان حرم که مثلا در حال جارو زدن هستند می افتد، از عمق وجود  حسرت می خورد؛ ای کاش جای او بودم و این افتخار نصیب من می شد. جالب است که هیچکس حسرت ماموران شهرداری را وقتی که شب برای حمل زباله می آیند یا روز مشغول جاروکشیدن در کوچه ها هستند  نمی خورد. و دوست ندارد به جای آنها باشد. چرا؟ چون متاسفانه در جامعه ما یک نظام ارزش گذاری نا درست در ناخود آگاه همه شکل گرفته که ارزش انسانها را تا سطح مسوولیتهای اجتماعی/درآمدهای مادی/پست/عنوان پایین می آورد. و این نوسان ارزشی آنهم در نظام اسلامی یک فاجعه است.   

2. واژه های حرم/حریم/حرمت/حرام/مُحرم، همه از ریشه/مشتق حرم اند. حرم یک محدوده مورد احترام/روحانی/متبرک/مقدس است. حرم ممکن است مسجد/الحرام یا مرقد/عتبات عالیات یکی از بزرگان دین/خانه/خانواده/زن باشد. وجه مشترک همه مشتقات واژه حرم، نوعی احترام برانگیزی/قداست/متبرک بودن است. شگفت آنکه این حرمت/احترام/تبرک/قداست موجود در فضای حرم تا عمق عناصر طبیعی/هوا/آب و اشیاء/در/دیوار و حتی حیوانات/کبوتران حرم هم نفوذ می کند.

 3. آیا امکان دارد قداست/روحانیت/معنویت موجود در فضای حرم/مسجد/خانه را در سطح یک جامعه ایجاد کرد؟

4.چرا باید صحن جامعه مثل صحن حرم/مسجد/خانه، مقدس/محترم/متبرک شود؟

برای اینکه سطوح/شاخص ارزشهای انسانی تغییر کند. یعنی پیکان ارزشها بر روحانیت/معنویت/حرمت متمرکز شود و انسانها در هر جایگاهی، آن ارزش حقیقی خود را در نظامی برابر بیابند. در این صورت مامور شهرداری هم ارزشش تا سطح ارزش سایرین بالا خواهد آمد. تا دیگر کسی پیش خود ارزشهای انسانی را با جایگاه های مختلف اجتماعی/درآمدهای مادی  تطبیق/برابر نکند.

5.عوامل موثر بر ایجاد نابرابری های اجتماعی و بالطبع تفاوت سطوح ارزشی انسانها بحثی مفصل و دامنه داری است. ارزش هر نظامی را می توان از وزن نظام ارزشی آن دانست . اکنون که سخن از گزینه های روی میز فراوان از زبان عام و خاص شنیده می شود بد نیست بیندیشیم بهترین گزینه روی میز ما ارزشهای نظام و نظام ارزشی ما است. آنگاه که ارزشهای نظام و نظام ارزشی ما آن جایگاه حقیقی خود را باز یابد می توان با قدرت به گزینه های روی میز بالید و افتخار کرد.  

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 23 بهمن 1392 ساعت  9:57 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

سه خردمند ایرانی

داستان سه خردمند ایرانی که از طریق ستاره شناسی و مطالعه متون کهن و پیش گویی های انبیای پیشین دریافتند که مسیح از میان بنی اسرائیل ظهور  خواهد کرد و ملکوتش جهان را خواهد

گرفت و به دیدار آن نوازد شتافتند و برای او هدیه هایی از طلا و مورد و کندر بردند در فرهنگ مسیحیت بسیار معروف است .

این سه خردمند ایرانی را مغان یا مجوسان سه گانه خوانده اند . این داستان در مکتوبات مقدس مسیحی ها و اثار نقاشان و مجسمه سازانشان هم دیده می شود . جالب اینکه رفتار این سه خردمند ایرانی امروز در میان مسیحیان و بخصوص ایام کریسمس تبدیل به سنت و رسم شده است . رسم هدیه دادن و سنت به زیارت کسی رفتن بر گرفته از رفتاری است که این سه ایرانی خردمند به شوق تولد مسیح انجام دادند . برای اطلاع ببیشتر از این سرگذشت شگفت می توانید کتاب:

 آن خردمند دیگر نوشته هنری ون دایک با ترجمه دکتر حسین الهی قمشه ای را مطالعه کنید .

در اینترنت هم با جستجوی کلمه Magi می توانید تصاویر این سه ایرانی خردمند را که در سریال مریم مقدس هم بودند را مشاهده کنید

File:Adoration of the Magi Tapestry.png


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 18 بهمن 1392 ساعت  7:49 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

خط قرمز/حرامها _ خط سفید/ حلالها

 

«خط قرمز»، یک مرز/حریم/محدوده قراردادی/ممنوعه است. این اصطلاح در دنیای سیاست به معنای محدوده «ورود ممنوع» می باشد.

در قرآن کریم واژه «حدود الله» مبین خط قرمز خداوند تعالی است که نباید به آن نزدیک یا از آن عبور کرد؛

 تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوهَا(بقره 187)

تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوهَا(بقره229)

خط قرمزهای خداوند تعالی در قرآن کریم تنها یک محدوده غیرمجاز نیست، بلکه رعایت ورود ممنوع های الهی به رشد اخلاقی افراد و جامعه کمک می کند.

خط قرمزهای الهی همان اصطلاح/کلید واژه «حرام» در سه حوزه؛ احکام، اخلاق و اعتقادات ما است.

حلالُ محمّد حلالٌ إلى يوم القيامة ، و حرامه حرامٌ إلى يوم القيامة ۱

حلال/خط سفید پیامبر اکرم(ص) و امامان تا قیامت حلال/خط سفید است. و حرام/خط قرمز  پیامبر اکرم(ص) و امامان تا قیامت حرام/خط قرمز است.

اگر مردم بدانند که پرهیز از هر حرامی/ خط قرمزی  به خاطر مصلحت/ منفعتی برای فرد/افراد و برای دنیا/آخرت است، بهتر تلاش می کنند تا نزدیک نشوند/عبور نکنند.

پیامبر اکرم/امامان که خط قرمزهای/حرامهای الهی را برای مردم بیان می کردند، در رعایت خط قرمزهای/حرامهای الهی از همه بیشتر تلاش می کردند. مردم هم که می دیدند سیره/سبک زندگی پیامبر اکرم/امامان، حفظ حدود الله است، با اطمینان/آرامش/اشتیاق بیشتری حدود الهی/خط قرمزها را حفظ می کردند.

یکی از علل/عوامل/اسباب رعایت نشدن حدود الهی/خط قرمزها/حرامها این است که مردم گمان کنند اولیای دین/روحانیون/حاکمان دینی مرزهای حدود الهی/خط قرمزها را تا سطح منافع شخصی/حزبی/جناحی خود تقلیل داده اند.

یکی دیگر از علل/عوامل/اسباب رعایت نشدن حدود الهی/خط قرمزها/حرامها این است که گروه ها/حزبها مرزهای حدود الهی/خط قرمزها را تا سطح منافع حزبی/جناحی خود تقلیل دهند.

خوارج اولین گروهی/حزبی بودند که حدود الهی/خط قرمزها/حرامها را تا سطح گمان/پنداشت خود تقلیل دادند و نتیجه گرفتند که باید رو در روی علی(ع) بایستند.

اصحاب جمل، معاویه،یزید گروه/حزب/اشخاص دیگری بودند که همچون خوارج حدود الهی/خط قرمزها/حرامها را تا سطح گمان/پنداشت/منافع/دنیای خود تقلیل دادند و نتیجه گرفتند که باید رو در روی علی(ع) بایستند.

 یکی از خطرات/آسیبها/تهدیدهای سیاسی/اجتماعی/اقتصادی عصر ما تقلیل دادن حدود الهی/خط قرمزها/حرامها تا سطح منافع شخصی است. برخی افراد در جامعه ما خودشان خط قرمز خودشان هستند. خودمحور/مستبد/منفعت طلب/حریص/جناحی/حزبی هستند. و در یک کلام آتش بیار معرکه دین گریزی در روزگار ما هستند. و به فرموده امام حسین(ع) ؛ تا جایی دین دارند که دنیایشان را در پرتو دینشان تامین کنند. یعنی خط قرمزشان، منافع شخصیشان است. یعنی دین ابزاری در راه ارضای خودکامگی/ دنیا طلبیشان است.

زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمی ارزد.   

 

پی نوشت:

۱.بصائر الدرجات ، ص ۱۴۸ ، ح ۷ . و ن.ك : الكافي ، ج ۲ ، ص ۱۷ ، ح ۲ ؛ التهذيب ، ج ۴ ، ص ۱۴۵ ، ح ۲۷ ؛ المحاسن ، ج ۱ ، ص ۲۶۹ ، ح ۳۵۸ ؛ كنزالفوائد ، ج ۱ ، ص ۳۵۲ ؛ كشف الغمّة ، ج ۲ ، ص ۱۹۷

   


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 15 بهمن 1392 ساعت  8:12 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

غزلی از حافظ در حال و هوای انقلاب

حافظ، آچار فرانسه حالات و لحظات مختلف ما ایرانی ها است. لحظات تلخ یا شیرینی نبوده که هوس نکرده باشیم تفالی به دیوان خواجه نزیم. و چه غزلهای نابی که بر حیرت ما نیفزوده اند.

دیروز در چندمین جلسه از نشستهای  فرهنگی با موضوع ادبیات اعتراض به بررسی موضوع انقلاب پرداختم و به عنوان حسن مطلع، لبی به غزلی از حافظ که عجیب در حال و هوای انقلاب بود تر کردم .

  صبا به تهنيت پير مي‌فروش آمد                          كه موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد
هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي                 درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار                       كه غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
به گوش هوش نيوش از من و به عشرت كوش       كه اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
ز فكر تفرقه باز آي تا شوي مجموع                     به شكر آنكه چو شد اهرمن، سروش آمد
زمرغ صبح ندانم كه سوسن آزاد                         چه گوش كرد كه با ده زبان خموش آمد
چــه جــاي صحبت نامحرم است مجلس انس       ســر پيــالــه بپـوشــان كــه خــرقه‌پـوش آمد
زخانقاه به ميخانه مي‌رود حافظ                          مگر زمستي زهد ريا به هوش آمد

این غزل عجیب در حال و هوای یک پیروزی شکوهمند است. کافی است به مولفه های با نشاط و سحرانگیز این غزل دقت کنیم؛

1.صبا

2.پیر می فروش

3.تهنیت صبا به پیر می فروش(مرحوم امام)

4.موسم طرب و عیش و ناز و نوش

5.هوای مسیحا دم. هوای زنده کننده

6.باد نافه گشای. نسیم خوش پیروزی در هوای بهمن

7.سبز شدن درختان امید و به آوزا در آمدن مرغان

8.لاله و شکفتن لاله در اثر وزش باد بهاری

9.نابود شدن تفرقه و وحدت کلمه

10. رفتن اهرمن و آمدن سروش

11.مرغ صبح و سوسن آزاد

فکر می کنم همین مولفه های شادی بخش و طرب فزا کافی باشد تا فضای یک بهمن 57 در ذهنها تداعی شود.  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 14 بهمن 1392 ساعت  6:03 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

هنر تغییر نگاه

 

اسلام به ما هنر «تغییر نگاه» را می آموزد.(۱)

این هنر «تغییر نگاه» نوعی «بصیرت عالمانه/اخلاقی » است که همه حوزه های مربوط به  امور انسانی

را در بر می گیرد.

اگر حوزه های امور انسانی را در این ۴ محور/ارتباطی خلاصه کنیم ؛

۱.انسان با خدا

۲.انسان با خویشتن

۳.انسان با انسان(هم نوع)

۴.انسان با طبیعت(و حیوان) 

 اسلام در تمامی این محورها، نگاه ما را کاملا تغییر می دهد.

اسلام در محور سوم؛ انسان با انسان، نگاه کاملا جذابی به انسان ارائه می دهد؛

رابطه انسان ها با دیگر انسان ها به لحاظ این که انسان ها گوناگونند، چگونگی ارتباط با آن ها

مختلف است، در حوزه اسلامی، با مسلمانان باید رابطه برادری برقرار کند، زیرا مسلمانان

همگی فرزندان یک مکتب اند و پیامبر و علی پدر این امتند «انا و علی ابوا هذه الامة »

من و علی پدر امت مسلمانیم و چون همه فرزند یک مکتب یعنی قرآن و سنت و عترت اند با

هم برادرند که «انما المؤمنون اخوة »  انسانی که فرزند قرآن و سنت و عترت باشد، برنامه اش

را براساس ایثار و احسان تنظیم می کند «و یؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة

این نگاه برابر/ارزشمند به اصل/گوهر انسان، فراتر از نگاه موجودی است که اکنون در میان ما 

رایج است. اغلب امروزه از پشت نقاب/ماسک به یکدیگر می نگریم. متاسفانه همین نقابها/ماسکها

اعتبار بیشتری از نسخه اصلی/گوهری انسان یافته است. بیش از آنکه انسانیت ما احترام برانگیز

باشد، عناوین و القاب و نقابها/ماسکهای ما احترام برانگیز شده است. و از همه عجیب تر این

نقاب/ماسکها عامل بهرمندی و تفات انسانها/ارزشهای انسانی شده است.

my mask.jpg  

اکنون دوست دارم بگویم از شعر قیصر امین پور درس تغییر نگاه در زندگی را می آموزم ؛

 

خارها

خوار نیستند

شاخه های خشک

چوبه های دار نیستند

میوه های کال کرم خورده نیز

روی دوش شاخه، بار نیستند

پیش از آنکه برگ های زرد را

زیر پای خویش ،سرزنش کنی

خش خشی به گوش میرسد:

برگهای بی گناه،

با زبان ساده اعتراف میکنند

خشکی درخت

از کدام ریشه آب می خورد.

در این شعر، زمستان ریشه خشکی درختان است. آری هر گاه سردی/یخبندان بر روابط انسانها

 حاکم شود آنگاه نگاه انسانها به یکدیگر نیز کاملا بی روح و یخ زده خواهد شد. انسانها به

گوهر یکدیگر نمی اندیشند چون نقابها/ماسکها معتبر شده است.

هنر اسلام برداشتن نقاب/ماسک از صورت انسانها و اعتبار بخشی به اصل/گوهر انسان است.

اما با کمال تاسف برخی اسلام را نقاب/ماسک برای اعتبار خودشان کرده اند.

 

پی نوشت:

۱. هنر تغییر نگاه در یکی از آیات الهی ؛

عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ

وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ(بقره/216)

چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید اما برای شما خیری در آن باشد. و چه بسا چیزی را

دوست داشته باشید اما در در آن چیز شری برای شما باشد. تنها خداوند از خیر و شر دانا

است و شما نمی دانید.

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 11 بهمن 1392 ساعت  6:38 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

می اندیشم، پس نیستم

 

اندیشه و خردورزی فرایندی ذهنی است . نمای بیرونی انسانی که می اندیشد

در تصور ما غالبا اینگونه است :

سری به زیر افتاده . دستی زیر چانه یا روی پیشانی . چشمها غالبا بسته .

بدن بی حرکت و آرام .

مثل این تصویر دوست داشتنی از علامه طباطبایی :

 علامه طباطبایی

اگر با دقت به این تصویر نگاه کنیم مثل این است که مرحوم علامه

صدها سال است که در دنیا نیست . او می اندیشد .پس اشتباه نکرده ایم

اگر بگوییم :  می اندیشم ،پس نیستم .(لطفا برداشت سیاسی نکنید) 

اما باید بدانیم که فکر کردن امری درونی و ذهنی است . برای همین در

علم منطق تفکر را اینطور تعریف می کنند که حرکتی ذهنی است از مجهول

به معلوم . حال به جای مجهول کلمه سوال و پرسش را بگذاریم .

پس عامل و محرک حرکت ذهن پرسش است .

دنیای اطراف ما سرشار از سوالات و پرسشهای اساسی است.

همچنین دنیای نوجوانان و جوانان پر از سوال و پرسش است .

اگر کمی دقت کنیم و به دنیای اطرافمان نگاه کنیم و تحولات اساسی

که در جامعه ما رخ داده را بررسی نماییم حتما به این نتیجه خواهیم رسید که

نوجوان و جوان برای ورود به دنیای جدید نیاز به میزانی از ورزیدگی فکری

دارد .

فرض کنیم نوجوان و یا جوانی مشغول بازی با رایانه خودش است . اتفاقا

بازی مورد علاقه او هم زندگی دوم  second life است .

secondlife

در این بازی نوجوان یا جوان ما قادر به ساختن دنیایی دیگر اما مجازی بر

اساس سلیقه و میل خودش است . حال در طول این بازی ممکن است این

سوال به ذهنش برسد که : از کجا معلوم همین زندگی ما هم مجازی نباشد ؟

از کجا معلوم که ما حقیقت داشته باشیم؟نکند ما هم در دنیای مجازی باشیم ؟

آیا رعایت اخلاق در دنیای مجازی لازم است ؟(این بازیsecond life

عجیب لوازم بی اخلاقی رابرای نوجوان و جوان فراهم می کند.کافیست

فقط به تصاویر بازی نگاه کنیم. کاربر می تواند در این بازی برای خودش

هویت های دلخواه را تعریف و بازسازی کند . او می تواند در این محیط به

دلخواه خود مرد باشد یا زن.ازدواج و تجارت و هر چه که در تیررس عقل و

هوس انسان بگنجد اسبابش در این بازی فراهم است ).

پاسخ به نوجوان یا جوان در این سنین آغاز حرکت خردورزی و رشد

اندیشه در انها است . اما چه کسی و چگونه و از کجا و با چه طرحی

باید به این دست پرسشها پاسخ دهد ؟

حرکتی از چندین سال پیش در غرب اغاز شده مبنی بر اشنایی نوجوانها

و جوانها با جریان اندیشه و تفکر . این حرکت سعی دارد در بهترین

قالبها محصولاتی تولید کند تا نوجوان و جوان پای به سرزمین خرد و

دانایی بگذارد . یکی از قالبهای بسیار جذاب، داستانها و رمانهای فلسفی

مخصوص سنین نوجوانی و جوانی است .

مثلا کتاب دنیای سوفی یک داستان بلند زیبا درباره یک دوره تاریخ فلسفه

غرب است .

دانلود کتاب دنیای سوفی

نوجوان و جوان هم داستان می خواند و هم با تاریخ فلسفه آشنا می شود .

کتابی سه جلدی ازنمایشگاه کتاب اصفهان خریداری کردم که دقیقادرباره

همین موضوع است . قالبی جذاب برای آموختن سوالات چند هزار ساله .

نویسنده استیون لو فیلسوف جوان دانشگاه آکسفورد است که این مجموعه

چند جلدی را نوشته است .

او می گوید : شاید با تمام نظرات این کتاب موافق نباشید . در فلسفه مهم

فکر کردن است .در این مجموعه سوالات مشترکی مطرح شده که حد و

مرز نمی شناسد.حتی شاید سوال بسیاری از بزرگسالان هم باشد .

این مجموعه پیشنهاد خوبی برای اوقات نوروز است.

 

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 9 بهمن 1392 ساعت  7:33 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

کاش یار کاش باران

 

۱. تا باران و برف دیر به دیر و کم بارش می کند صدای وا بارانا و وابرفا و وا کم آبیها به هوا بلند می شود. اما به محضی که چند ساعتی باران مثل دم اسب ریزش می کند تازه می فهمیم که آمادگی لازم را نداریم؛ آب فراوانی در بزرگ راه ها و خیابانها و کوچه ها جمع می شود و کار عبور و مرور را با دشواری مواجه می کند. سقف پشت بام ها چکه می کند و برف پاک کن های اتومبیلها کار نمی کند. ماشین ها در معابر انگار نه انگار که در روزهای بارانی باید از سرعت خود بکاهند تا خودروهای دیگر و یا عابران پیاده را آب پاشی نکنند و در نهایت اینکه می فهمیم آماده نیستیم و شاید با خود بگوییم کاش باران کمی دیر می آمد

 

۲. می ترسم اینقدر که در جمعه ها ندبه های جان سوز می خوانیم و از فراق یار می نالیم و زمین و زمان را به هم می بافیم تا آقا زودتر ظهور کند ، باز هم آماده نباشیم و روی کوفیان را سفید کنیم و با خود بگوییم کاش یار کمی دیرتر می آمد.

۳. با خود می اندیشیدم که یکی از کارهایی که آقا انجام می دهند حذف ناودانهایی است که به کوچه می ریزد . در ابتدا برایم سوال بود؛ یعنی چه مردی که هزاران سال منتظرش بودیم حالا آمده تا این کار جزیی را انجام دهد ؟ حالا با خودم می اندیشم که نکند این روایت کنایه می زند به ما که ببین اینقدر آماده نبودی که امامت آمد و دید اوضاعت خیلی پریشان است و گفت بیا از خانه هایتان آغاز کنید عدالت را ، عدم تجاوز به حقوق دیگران را ، رعایت حال افراد را و تازه این یک قلم ناچیز از لیست بلند بالای ناآمادگی های ما است.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   یک شنبه 6 بهمن 1392 ساعت  8:51 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

کرم حلزون آخرین دست آورد علمی حضرت تلویزیون

 

رونمايي از دستاوردي علمي كه چهره كشورمان ر ا به كلي تغيير داده و مي دهد

چندين سال پيش با خواند كتابهاي ؛ مرداني كه دنيا را عوض كردند ، كتابهايي كه دنيا را تغيير دادند و 6 نظريه اي كه جهان را تغيير داد، آه حسرت از نهادم بلند شد كه چرا با توجه به پيشينه علمي و فرهنگي كشورمان، هيچ نامي از ايران بزرگ و اسلامي در اين كتابها نبايد باشد؟

به راستي نام ايران و ايراني شايسته جايگاهي بالاتر از اينها است .

چرا نبايد نام ما بر تارك علم و انديشه و تكنولوژي دنيا بدرخشد ؟

كشوري كه بوعلي سيناها ، خواجه نصير طوسي ها، زكرياي رازي ها ، پرفسور حسابي ها و اخيرا دانشمندان هسته اي كه به خاطر مسائل امنيتي نه نامشان را مي دانم و نه بايد بدانم نه مي توانم بدانم و ... دارد .

اين حسرت هميشه همراه بنده و هر ايراني پاك نژاد آريايي مسلمان بود تا اخيرا به همت تلويزيون كشورمان رنج تمامي اين تحقيرها و عقب ماندگي ها و كم لطفي هاي جامعه بين الملل، آني و كمتر از آني از ذهن و حافظه تاريخي ما پاك شد و سرافراز شديم كه دست آوردي رونمايي شده كه چهره كشورمان را به كلي تغيير داده و مي دهد . 

اين دست آورد عظيم كه هر شب و در قالب كليپ بسيار غرور آفريني براي بينندگان پخش
مي شود چيزي نيست جز يك بسته كامل كِرِم حلزون به همراه صابون در يك بسته بندي شكيل و موزون.

 

محققان و انديشمندان ميهن سربلندمان با تلاش شبانه روزي سعي كرده اند بدون تغيير آنچناني در قيمت اين دست آورد جهاني، حجم تيوپ آن را افزايش داده تا هم وطنان غيورمان را در مسير دست يابي به زيبايي هاي چشم نواز، شاد و خرسند كنند . درود بر تو اي ايراني خستگي ناپذير كه با اين دست آورد عظيمت چهره كشورمان بخصوص خانمها را تغيير دادي و سفيدي و شفافيت و طراوت و زيبايي را به خانواده هاي ما برگرداني . درود بر تو و عزم افتخار آفرينت كه غرور ملي ما را به رخ جهانيان كشاند و نشان داد كه ما در مقابل افتادگي صورت، كشيدگي پوست، زخمها و خراشهايي كه بر پوستمان وارد شده، كوتاه نيامده و با مشت محكم بر دهان استكبار جهاني كه نمي خواهد پوستي سفيد و براق و بانشاط داشته باشيم
مي كوبيم . و به همه جهانيان اعلام مي كنيم هر چه گرسنگي و فقر و فساد و ... بخواهد چهره ما را تيره و تار كند نمي تواند چون ما با ساختن كرم حلزون نشان داديم مي توانيم صورتمان را سفيد و شاداب و با طراوت و زيبا نگه داريم


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   یک شنبه 6 بهمن 1392 ساعت  6:32 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

هنا السعوديه

۱.هنوز در عربستان مساله رانندگی زنان لاینحل باقی مانده است . همین امروز وزیرالعدل سعودی٬ الدکتور محمد عیسی گفته : قانونی برای منع رانندگی زنان نداریم اما این امر منوط به عرف جامعه می شود . در انتها هم این حضرت افاضه فرمودند که : مرد عرب رب الاسره(سرپرست خانواده) است و جامعه ما ذکوری ٬ و این یعنی خانمهای محترم تا اطلاع ثانوی لطفا لافضولی . و عرف جامعه هم یعنی : الرجولی(مردونه).

۲.خانم الدکتور آمال قرامی استاد دانشگاه تونس در کتاب :  الاختلاف فی الثقافه العربیه الاسلامیه٬ در مساله حقوق زن و مرد در اسلام و تشریح تفاوتهای مردان و زنان برای اینکه حقوق متقابل مردان و زنان را تبیین کند از ابتدا کار را بر خود و بر دیگران اسان کرده و همه حقوق را به مردان داده و خیال خودش را راحت کرده است . مردان قرار است هم در خانواده و هم در اجتماع نقش اصلی را بازی کنند و زنان در نقش فرعی به هنرنمایی بپردازند . و این یعنی حق التفحل(مردونگی) . به یاد مرحوم شهید مطهری که تلاش می کرد حق و حقوق مردان و زنان را به سختی اثبات کند و با نازک اندیشی های فلسفی مسئله تساوی حقوق را حل کند و اکنون مرد ایرانی زیر خروارها مشکل کمر شکن حاضر است از حق التفحل خود بگذرد و بخاطر بدهی مهریه٬ در گوشه زندان جا خوش کند . این یعنی اینکه مرد ایرانی عبد الاسره شده است و مستحق حق التجرد.

۳.این چند روزه در سایتهای خبری خواندیم که با نزدیک شدن ایام برپایی جشنواره فرهنگی ملی الجنادریه در عربستان میهمانان و گردشگران خارجی به این کشور مسافرت کرده اند . ظاهرا در میان این گردشگران سه جوان زیبا روی اماراتی هم حضور داشته اند که هیئت امر بالمعروف و نهی عن المنکر سعودی انها را به علت زیبایی چهره و امکان اغفال زنان از کشور اخراج کرده است . این یعنی الرجال قوامون علی النساء و الرجال .

۴. در عربستان و بر اساس قوانین اسلامی٬ پدر٬ ولی الامر دختر محسوب شده و تا اجازه اش نباشد دختر امکان ازدواج ندارد . از آنجا که عربها از حق و حقوقشان به سختی محافظت کرده و فضای جامعه هم به انها کمک می کند تا در راستای احقاق حقوق مردانگی خود ثابت قدم باشند بسیار اتفاق می افتد که دختران تا سنین بالا و تنها به خاطر عدم رضایت پدر خانه نشین شوند . اما در ایران این حق حالت تشریفاتی پیدا کرده است . نه فقط اذن پدر چندان جدی گرفته نمی شود بلکه جیب پدر هم برای ازدواج دختر خالی شده و کمرش هم زیر بار جهیزیه دوتا می شود . پیدا کنید حق التفحل مردان ایرانی را .  

 ۵. کتاب مکاسب شیخ انصاری یکی از کتب مهمی است که طلاب حوزه های علمیه می خوانند . در این کتاب که بحث درباره کسب و کارهای حرام و حلال است درباره بول شتر و خرید و فروشش بحث مفصلی مطرح می شود به گونه ای که غالبا طلاب از به درازا کشیده شدن این بحث ناراضی می شوند . اما جالب است که بدانیم خانم الدکتوره احلام احمد میکروبیولوژیست عربستانی  در میان ۷۳۰ مخترع از ۴۲ کشوره مدال نقره را به خاطر کشف دارویی از بول شتر برای درمان بیماران پوستی کسب کرده است .

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 5 بهمن 1392 ساعت  7:48 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

نه حیدر حیدر شیعه ها نه خیبر خیبر سنی ها

 

1.پای ثابت برنامه شبکه های ماهواره ای عرب زبان در ماه مبارک رمضان ، پخش

مسلسلات الرمضانيه(سریالهای رمضانی) است . چندین سال است موضوعات تاریخی

دینی در صدر فیلمنامه های این سریالها قرار گرفته است. البته جریان سریال سازی

مذهبی در ایران و پخش گسترده  آن برای مخاطبان عرب زبان در منطقه و جهان، در

گرايش هنرمندان عرب به این موضوعات(ژانرها) موثر بوده است . اوج تأثیر گذاری

سریال سازی ایرانی با پخش سریال یوسف پیامبر بر اساس قرائتی شیعی از

سرگذشت این پیامبر خدا، مواجه شد با تعبیر تحلیلگر عرب که ایران  را با ساخت این

سریال، متهم به برپایی التسویق المذهبی (بازار ترویج مذهب تشیع)کرد.

 و اوج سریال سازی عربی با ساخت سریال عمر بن الخطاب بر اساس قرائت نصف و

نيمه سنی و چهره پردازی غیر واقعی از این رجل خشن همراه بود . در واكنش به

اين چهره پردازي  كاذب ، شبکه شیعی کویتی فدک، به چهره پردازی واقعی از جناب

عمر بر اساس داده های روایی اهل سنت پرداخت تا اشتباه تاریخی این سریال را

تصحیح کند .

2. ساخت مسلسل الخيبر(سریال خیبر) توسط یک شرکت قطری با کمک

 کشورهای مصر ، سوریه ، اردن ، مغرب ، عراق و لبنان و با حضور الفنانین العرب

(هنرمندان عرب)به پايان رسيد.  فیلمنامه این سریال درباره تاریخ و جغرافیای

 حضور یهود در مدینه منوره است . و سریال در نهایت ختم می شود به درگیری

مسلمانان با یهودیان در اطراف قلعه خیبر .

نكته مهم اينكه، عدم حضور ایران در تعاملات فرهنگی در منطقه که مرتبط به داده

های مشترک تاریخی میان شیعه و اهل سنت است خسارت سنگین فرهنگی در پی

خواهد داشت . کارگردان فیلم محمد رسول الله (ص) قبل از ساختن فیلمش با

روحانیون شیعی لبنان هم مشورت کرده بود .

 کارگردان این فیلم؛ مرحوم عقاد، در مصاحبه ای گفته بود اگر مرحوم امام خمینی(ره)

 را زودتر دیده بودم چهره حمزه سیدالشهدا را مثل او گریم می کردم .

3. نبرد مسلمانان و یهودیان در بیرون و درون قلعه خیبر و در نهایت پیروزی اعجاز

گونه و اعجاب برانگیز مسلمانان، درس عبرت سنگینی برای یهودیان بود تا با این

شکست سنگین و دریافت ضرب شست مهلک، خیال مقابله با اسلام و مسلمانان را از

سر به در کنند. در این نبرد سرنوشت ساز که به گفته وجود مقدس نبی اکرم(ص)

تمام اسلام در یک طرف و تمام کفر در طرف دیگر بود، سلحشوری و رشادت علی بن

ابی طالب(ع) باعث به خاک افتادن پهلوان یهودی؛ مرحب، و گشودن  قلعه مستحکم

خیبر شد .

4.   اکنون و پس از هزار و چندین صد سالی که از واقعه خیبر می گذرد سایت های

خبری عربی بیشتر از آن که شخصیت بطل الاسلام(قهرمان اسلام) حضرت علی(ع)

در سريال خيبر برایشان جذابیت داشته باشد بیشتر می پردازند به تعریف و تمجید از

بازیگر نقش بطل الیهود یعنی مرحب. کندن در قلعه خیبر توسط مولا به اندازه بخشش

انگشتر در رکوع، هم نزد شیعیان و هم نزد اهل سنت از رمزگونگی ویژه ای

برخوردار است . مرحوم قیصری در شرح این بیت از تائیه ابن فارض :

وكلُّ الورى أبناءُ آدمَ غيرَ أن             نـي حُزْتُ صَحْوَ الجمعِ، من بينِ إخْوَتي

روایت عجیبی نقل میکند . وی می گوید بعد از آنكه در قلعه خیبر به دست

امیرالمومنین کنده شد قرار شد در را مجدادا در جایش نصب کنند. چهل مرد نتوانستند

آن در را بلند کنند در حالی که خود حضرت امیر هم میان آنها بود . او می خواهد

بگوید حضرت در مقام صحوالجمع و فنای در حضرت حق، توانسته یک نفره در را

بلند کند. اما در خارج از این مقام و در جمع دیگران نتوانسته این کار را انجام دهد .

5.در بیشتر راهپیمایی هایی که در کشورهای عربی بر علیه صهیونیست ها برگزار

 می شود فتح خیبر و شکست یهود یکی از شعارهای کلیدی و سهمگین مسلمانان

است . خیبر خیبر یا صهیون جیش محمد سوف یعود.

معلوم نیست چه بر سر مسلمانان سنی آمده که شعار خیبر خیبر سر می دهند اما      

 مددی از مرد خیبر شکن نمی گیرند . مبارزه با صهیونیست بدون توجه به شخصیت 

علی علیه السلام حرکتی بی سرانجام است . و نشانه اش آنکه اسماعیل هنیه بوسه

 می زند بر دستان شیخ یوسف قرضاوی که بدترین توهینها را نثار پيروان فاتح خيبر

و رهبرشان می کند .

6. در روز رویارویی مسلمانان و یهودیان در اطراف قلعه خیبر قهرمانان دو سپاه

 در برابر هم به رجز خوانی پرداختند . مرحب سردار یهودی گفت :

قَدْ عَلِمَتْ خَیبرُ اَنّی مَرْحَبُ * شاک سِلاحی بَطَلٌ مُجَرَّبُ

و حضرت علی علیه السلام هم در پاسخ چنین رجز می خواند:

اَنَا الَّذی سَمَّتْنی اُمّی حَیدَرَة * لَیثٌ لِغاباتٍ شدیدٌ قَسْوَرَة

حیدر، لَیثٌ لِغاباتٍ (شیر بیشه شجاعت) و الهام بخش شیعیان در همه زندگی آنها

است. اما متاسفانه گاهی شیعیان نام حیدر را بر زبان دارند اما مرام و مروت

ومردانگی و مجاهدت و اخلاص در توحید این رجل الهی را به فراموشی می سپارند و

تنها این نام مبارک را دست مایه برخی اعمال بی ارزش کرده و با ذکر حیدر حیدر

آبروی شیعه را می برند . 

خدا زان خرقه بيزار است صدبار              كه صد بُت باشدش در آستيني

خیبر خیبر گفتن سنی ها در برابر صهيونيست ها بدون اقتدا به حضرت حیدر کارساز

نمی شود زیرا کلید فتح خیبر در كف حیدر است . زيبا سروده ابن ابي الحديد :

يا قـالع الباب الذي عن هـزّها               عجـزت أكـفٌّ أربعون وأربـع

 و حیدر حیدر گفتن شیعیان نیز، تا وقتیكه رنگ و بويي از  اخلاص در توحید حضرت

حیدر نداشته باشد، فایده ای برای آنها نخواهد داشت .

 

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 3 بهمن 1392 ساعت  8:12 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

مذهب علیه مذهب

 

۱. آنچه در سوریه در حال رخ دادن است نبردی کاملا مذهبی است . اسلام جهادی با قرائت سنی در برابر اسلام سیاسی با قرائت شیعی . حضور این ترکیب مذهبی در طرفین این رویارویی، بهترین حالت برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب در منطقه است(۱) . اکنون منطقه خاورمیانه تبدیل به محیط آزمایشگاهی بسیار مطلوبی شده است که ترکیب عناصر مختلف اسلامی در بوته یک آزمایش بسیار حساس و مهم قرار است تصویر آینده منطقه خاورمیانه را رقم زند(۲) .

 

۲. هر قدر ما نام طرف یا طرف های رو در روی خودمان در سوریه را تروریست بنامیم اما باز با اندکی تامل در مولفه های موجود در این نبرد، بیشتر به عمق مذهبی بودن این درگیریها پی خواهیم برد(۳) . زیرا مذهب کاتالیزوری است که به واکنش های سیاسی در منطقه سرعت می بخشد . وقتی اسرائیل در برابر حزب الله لبنان عاجز می شود آگاهان در امور منطقه خاورمیانه به فراست در می یابند که در برابر این مقاومت اسلامی باید از یک جریان قوی اسلامی دیگر استفاده کنند . و وقتی این جریان توانست بازوهای اسلام سیاسی شیعی را در منطقه از کار بیندازد آنگاه به سمت منبع الهام بخش تفکر اسلام سیاسی با قرائت شیعی یعنی ایران خواهد رفت .   

۳. بر خلاف آنچه ما تصور می کردیم که فقط هنگام رو در رویی اسلام سیاسی شیعی با صهیونیست ها(مثل جنگ ۳۳ روزه حزب الله با اسرائیل) ، مولفه های آخرالزمانی فعال می شود اکنون و در گرماگرم رویارویی دو قرائت از اسلام در سوریه به سهولت شاهد فعال شدن مفاهیم آخر الزمانی هستیم(۴) . رایات السود(پرچم های سیاه) و اللواء ۳۱۳ (تیپ ۳۱۳) و جیش الصالحین و اصحاب الحق سه مولفه آخر الزمانی و پیش بینی شده در روایات هستند که در کنار سایر گروه های جهادی در سوریه رو در روی ما قرار گرفته اند . چند روز پیش تیپ ۳۱۳ با اقدام به انفجاری در لبنان تهدید کررد که در برابر حزب الله ایرانی( لبنانی) خواهد ایستاد .

۴. شاید زمان اندکی تا رویارویی نهایی باقی نمانده باشد . آیا نبرد نهایی با حضور مولفه های آخر الزمانی منجر به رخدادهای پیش بینی شده در آخرالزمان خواهد شد ؟ و آیا نهایت این درگیری های مذهبی باعث فرسودگی تفکر اسلام سیاسی و ورود نیروی سوم و از کار انداختن این تفکر مثل آنچه در مصر اتفاق افتاد خواهد شد ؟ نتیجه هر چه باشد در نهایت این درگیریها به سمت و سویی خواهد رفت که کم کم افکار عمومی ملتهای مسلمان از حکومتهایی که با هویت اسلام سیاسی اعلام موجودیت می کنند خسته و بدبین شده و این گونه نظامها یا از مواضع خود عقب نشینی خواهند کرد یا مانند آنچه در مصر رخ داد عرصه سیاسی را ترک خواهند گفت .

۵. دو تهدید بزرگ تفکر اسلام جهادی سنی و اسلام سیاسی شیعی را به لبه پرتگاه خواهد کشاند . اول : لکه دار شدن تفکر اسلام جهادی در منطقه با حضور حرکتهای مشابه اما با مارک و برندهای متفاوت و عملکرد افراط گرایانه مثل انچه در مصر مشاهده کردیم(۵) . دوم: نا کارآمدی اسلام سیاسی حاکم تحت تاثیر فشارهای خارجی و سوء مدیریت های داخلی مثل آنچه در ایران در جریان انتخابات اخیر رخ داد . و راه نجات هم بازگشت به آنچه مصلحان بزرگ اسلامی فارغ از هرگونه افراط گرایی و انگیزه های فرقه گرایانه تجویز کرده اند .

 

پی نوشتها:

۱. البته برای اسرائیل و امریکا

۲. کاندولیزا رایس در گرماگرم جنگ ۳۳ روزه حزب الله و اسرائیل گفته بود: نوزاد خاورمیانه جدید متولد خواهد شد . سید حسن نصرالله در پاسخ و پس از پیروزی گفته بود نوزاد خاورمیانه جدید مرده متولد شد . اکنون نوزاد خاورمیانه جدید در شیشه آزمایشگاه منطقه در حال طی کردن مراحل رشد مجدد خود است . ایا این بار زنده متولد خواهد شد یا مرده ؟

۳. طالبان پاکستان پدر خوانده نیروهای معارض در سوریه است . اسلام سلفی جهادی راهبرد این گروه ها می باشد

۴. مولفه های اخر الزمانی توسط اسلام سلفی جهادی سنی دربرابر ما فعال شده است . به نامهایی که در متن امده اگر دقت شود دقیقا بر همین اساس است . تیپ ۳۱۳ . رایات السود و ...

۵. غالبا قیامهای اسلام سنی ناتوان و ابتر است . زیرا با فرهنگ عاشورا غریبه هستند . بر همین اساس بنده قیام های اهل سنت را از نوع جنبش ها و تحرکات کثیف می دانیم . انها نمی توانند انقلاب تمییز داشته باشند برای همین در جریان تحرکات و انقالبهایشان دست به کارهای غیر اسلامی و غیر انسانی فراوانی می زنند . همین نیمه شعبان امسال بود که جریان شهادت حسن شهاته رخ داد یا کارهای خلاف عرفی که همانند رفتارهای اعراب دوره جاهلی دست به اعمال زشت غیر انسانی می زنند . در سوریه شاهد رفتارهای کثیفی از این دست هستیم .


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 2 بهمن 1392 ساعت  8:12 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

از فیزیک ریاضی تا فیزیک عشقبازی

 

« سخن از خدا اين روزها بسيار است ». اين سخن آغازين مقدمه كتاب «هاوكينك در محضر خدا» نوشته جان سي .لنوكس است .

موفقيت هاي شگفت انگيز علم در ايجاد فناوري هايي كه چهره زندگي را تغيير داده و به انسانها بصيرتي ويژه  براي يك زندگي ايده آل بخشيده بيش از پيش اعتماد مردم به دانشمندان را برانگيخته است . از اين رو مردم دوست دارند پرسشهايي اعتقادي را از دانشمندان بپرسند .

« ميليونها نفر از ما مي خواهيم بدانيم علم درباره خدا چه حرفي براي گفتن دارد؟ »

«آيا علم به سوي خدا مي رود ؟، از او دور مي شود؟، يا درباره اين موضوع بي طرف است ؟»

« يك نكته كاملا روشن است . اين موج عظيم علاقه به خدا فرضيه ي موسوم به اين جهان نگري(secularization) را كه سپيده دم عصر روشنگري عجولانه فرض مي كرد كه دين ـ دست كم در اروپا ـ سرانجام افول مي كند و از ميان مي رود به مبارزه مي طلبد »

« به گفته روزنامه نگارن برجسته، جان ميكلت وايت و آدريان وولدريج از اكونوميست؛ خدا برگشته است (God is back) . و نه فقط براي فرهيختگان ، در بخش اعظم جهان دقيقا همان طبقات متوسط تحصل كرده و در حال صعودي كه ماركس و وبر تصور مي كردند چنين خرافاتي را به دور خواهند ريخت حال موجب انفجار ايمان مي گردند ».

 اما يك صداي علمي بسيار نيرومند به گروه همسرايان منكر خدا اضافه شده است . صداي استفان هاوكينگ فيزيكدان . در همه جاي جهان عناوين خبري پر از جملاتي از اين دست بود :

«استفان هاوكينگ مي گويد : جهان را خدا نيافريده است »

«استفان هاوكينگ مي گويد : فيزيك جايي براي خدا نمي گذارد»

اين عناوين خبر از چاپ كتاب « نظم بزرگ » توسط هاوكينگ و همكار او لئونارد ملودينوف داشت .

انچه گذشت برگزيده اي از مقدمه كتاب هاوكينگ در محضر خداست كه در سال 2010 در انگليس چاپ و به تازگي در كشورمان ترجمه شده است .

در اين كتاب نويسنده به ادعاهاي هاوكينگ در كتاب نظم بزرگ پاسخ مي دهد .

هاوكينگ در كتاب نظم بزرگ مدعي است كه جهان را خداوند نيافريده و بر اساس قوانين فيزيك رياضي مي توان استدلال كرد كه نيروي گرانش موجود در هستي مي تواند مجددا حياتي ديگر بر روي كره اي ديگر را خلق كند .

هاوكينك با ادعاي اينكه فلسفه نتوانسته پا به پاي فيزيك پيش بيايد اعلام كرد؛ فلسفه مرده است . سپس با مرده انگاشتن فلسفه دست به استدلالات صرفا علمي و فيزيكي و رياضي متناقضي مي زند و سرانجام به اين نتيجه مي رسد كه اين نظم بزرگ خود به خود خودش را ايجاد كرده و در آينده نيز خواهد توانست خودش را ايجاد كند .

در داخل كشور حضرت آيت الله سبحاني پاسخي به ادعا هاي هاوكينگ دادند و همچنين آيت الله محقق داماد آمادگي خود براي مناظره با هاوكينگ را اعلام كردند .  

بنده نیز پاسخی رندانه به ذهنم رسیده که تقدیم می کنم .

حتي اگر بپذيريم كه جهان يا جهان هاي موازي مجددا خودشان را از هيچ خلق كنند باز هم معتقديم كه اين فقط هنر متعالي خداوند است كه اشياء را از عدم خلق مي كند نه كس ديگر . فاطر السموات و الارض يعني همين . واژه « فطر » به معناي خلقت بدون سابقه و نقشه و طرحي از قبل است .

حافظ زيبا سروده :

ميان او كه خدا آفريده است از هيچ        دقيقه اي است كه هيچ آفريده نگشادست   

حافظ مبهوت آفرينش كمر باريك(ميان) معشوقش آنهم از هيچ است . و معتقد است؛ هيچ آفريده اي نمي تواند بفهمد كه خداوند چگونه كمر اين دلبر ميان باريك ما را از هيچ آفريده است .(بادي لنگوويج يعني همين)

وقتي مي گويند حافظ رند است براي همين است كه برخلاف حضرت استفان هاوكينگ با آن بدن رنجور و ويلچرنشيني ناجور، كه با فيزيك رياضي پنبه خالق هستي را مي زند ، حافظ رند و نظرباز ما با يك تامل مختصر در فيزيك محبوبه اش(به قول امروزي ها، بادي لنگوويج) به چه دقايق و نكات ظريفي پي مي برد . بگذريم كه افق ديد حافظ دقيق تر از فيزيك پيشرفته اتمي و ذرات است . در تصویری از حضرت هاوکینگ تعدادی دلبرک فرنگی به مناسبت تولد این دانشمند بزرگ گرد شمع نیم سوز وجودش جمع بودند و عکسی به یادگار می گرفتند(که قابل درج در این پست نیست). واقعا کسی نیست بگوید حافظ ما که یک نظر تركان شيرازي را سیر ندیده و صد دل عاشق شده و دقیقه ها و نکات ظریف فهمیده و بر ايمانش افزوده شده بود کجا و این جناب هاوکینگ در میان عروسکان فرنگی غرق در تجمل و عشوه و ناز کجا که عاقبت سر از کفر و الحاد درآورده است . آن كس است اهل بشارت كه اشارت داند .   

اما بشنويم از جناب مولوي خودمان كه پاسخ اين منكران خداوند را زيبا داده است :

كي گفت كه آن زنده جاويد بمرد ؟           كي گفت كه آفتاب اميد بمرد ؟

آن دشمن خورشيد بر آمد بر بام        دو ديده ببست و گفت خورشيد بمرد  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت  9:20 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

  • صفحات :  1 2