جلوه معشوق


گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت

تست سنجش میزان عقل

ما اغلب انسانهایی که رفتار های نرمال و طبیعی از خود نشان می دهند را عاقل می دانیم. در صورتی که این اشخاص، سالم هستند، اما اینکه آیا اینها عاقل هم هستند؟ جای بحث بیشتر دارد.

http://img.tebyan.net/big/1381/11/1082174962211782451391736322180678523144.jpg

چه کسانی عاقل هستند؟

در روایات ما برای افراد عاقل  نشانه هایی بیان شده است. یکی از این نشانه ها عبارت است از اینکه فرد از قدرت تشخیص مطلوبی برخوردار باشد.

اگر به اکثر ما گفته شود به کسی عاقل می گوییم که قدرت تشخیص بهتری دارد، اغلب گمان می کنیم منظور تشخیص بین خوبی و بدی یا همان خیر و شر است. بر این اساس دیده می شود که اکثرا خانواده ها تلاش می کنند فرزندانشان تفاوت خوبی و بدی را درک کنند. و همین که فرزندان فرق میان خیر و شر را درک کنند برای خانواده ها کافی است. البته تا حدی هم درست و رضایت بخش است . اما تعالیم علوی یک زاویه دید قوی تری برای تست میزان عقل افراد به دست می دهد.

http://www.persianfun.org/wbh/wp-content/uploads/2014/11/9w3lb0uy.jpg

در تعالیم علوی به کسی که توانایی شناسایی گزینه خوب از میان دو گزینه خوب و بد را دارد عاقل نمی گویند. بلکه به کسی عاقل می گویند که آنقدر توانایی داشته باشد که بتواند گزینه خوب را از میان دو گزینه بد تشخیص دهد. و این خیلی نکته ظریفی است.

پس ما دو مدل داریم؛

مدل اول : خوب _  بد

مدل دوم: بد _  بد

به مدل اول دقت کنید. ما اغلب به کسی که از میان خوبی و بدی بتواند گزینه خوبی را تشخیص دهد عاقل می گوییم.

اکنون به مدل دوم دقت کنید. بر اساس روایات، عاقل کسی است که بتواند خوبی را میان دو گزینه بد انتخاب کند.      

حال روایت را با توجه به این توضیحات بخوانید؛

امام علی(ع) فرمودند؛

لَيسَ العاقِلُ مَن يَعرِفُ الخَيرَ مِنَ الشَّرِّ وَلكِنَّ العاقِلُ مَن يَعرِفُ خَيرَ الشَّرَّينِ؛

عاقل آن نيست كه خير را از شر تشخيص دهد، بلكه عاقل كسى است كه ميان دو شر، آن را كه ضررش كمتر است بشناسد.(بحار الانوار(ط-بیروت)ج75،ص6)

شاید برای ما خیلی اتفاق افتاده باشد که در برابر دو گزینه که هر کدام به یک نسبت بد هستند قرار گرفته ایم. هر چند ما هیچوقت دوست نداریم در موقعیت انتخاب میان دو گزینه بد قرار بگیریم. و البته شاید گمان کنیم در این موقعیت باید صورت مساله را پاک کنیم. اما بر اساس این روایت هر گاه در یک چنین موقعیتی قرار گرفتیم باید قدرت شناخت خَيرَ الشَّرَّينِ یا ضرر کمتر را داشته باشیم.

ذکر مثال و نمونه برای این روایت بر عهده خواننده محترم.

  http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/10/21/13911021000221_PhotoA.jpg

 با یک جستجو در اینترنت به پژوهشی دست یافتم که به شکل محققانه و علمی با کار بر روی منابع دینی یک مقیاس کلان برای سنجش مقیاس عقل به دست داده است. کافی است فقط به پرسش نامه تنظیم شده توسط محقق محترم دقت کنید؛

پرسش‌نامه سنجش عقل، براي اولين بار توسط محقق جهت بررسي خصوصيات و ويژگي‌هاي عقل و عاقل، بر مبناي منابع اسلامي (آيات و روايات) طراحي و ساخته شده است. فرايند ساخت اين مقياس به شرح ذيل است:

1. شناسايي منابع اسلامي مربوط به عقل و عاقل، به ويژه قرآن و احاديث، دسته‌بندي، اولويت‌بندي و ثبت آنها؛

2. مطالعه و استخراج شاخص‌ها و ويژگي‌هاي عقل و عاقل و مقوله‌بندي آنها؛

اين مرحله خود داراي زيرمرحله‌هايي به شرح ذيل است:

الف. استخراج تعداد 140شاخص و ويژگي عام مربوط به عقل، از آيات و روايات و دسته‌بندي آنها؛

ب. استخراج تعداد 130 شاخص و ويژگي عام و كلي مربوط به عاقل و دسته‌بندي آنها؛

ج. استخراج و استنباط 376 شاخص و ويژگي خاص براي عقل و عاقل، از 270 ويژگي عام و كلي مربوط به عقل و عاقل؛

د. دسته‌بندي اين 376 ويژگي برپاية 7 مؤلفه و محور اساسي به نام‌هاي محور ارتباط شخص با خدا يا محور ايمان و اعتقاد شامل 37 ويژگي، محور ارتباط شخص با خودش يا محور اخلاق و صفات شخصي با 151 ويژگي، محور ارتباط شخص با ديگران يا محور اخلاق و صفات اجتماعي شامل 95 ويژگي، محور ارتباط شخص با دانش و حكمت با 19 ويژگي، محور ارتباط شخص با دين و مذهب شامل 20 ويژگي، محور ارتباط شخص با حق و باطل با 14 ويژگي و در نهايت، محور ارتباط شخص با دنيا و آخرت شامل 40 ويژگي.

3. تركيب، ادغام و حذف مشتركات شاخص‌ها و ويژگي‌هاي عقل و عاقل، به كمك روش استنباط محقق و رساندن اين ويژگي‌ها به 180 ويژگي، كه در نهايت منجر به تهيه يك پرسش‌نامة 180سؤاليِ 5 گزينه‌اي، بر اساس مقياس ليكرت (كاملاً موافق، تا حدودي موافق، نه موافق نه مخالف، تاحدودي مخالف و كاملاً مخالف) گرديد؛

4. پرسش‌نامة تهيه‌شده براي بررسي اوليه و انطباق برداشت‌هاي محقق در مورد ويژگي‌هاي عقل و عاقل با آيات و روايات، براي ده نفر از محققان و متخصصان علوم ديني و اسلامي، كه در حد اجتهاد بودند ارسال گرديد و مورد تأييد آنان قرار گرفت؛

5. پس از بررسي و اعمال نظر صاحب نظران، پرسش‌نامة نهايي جهت اجراي آزمايشي و بررسي مشخصات روان‌سنجي آن(اعتبار و روايي آن)، آماده گرديد. بدين ترتيب، پرسش‌نامة سنجش عقل كه شامل180 سؤال از نوع 5 گزينه‌اي مي‌باشد، تهيه گرديد. حداقل نمره در اين مقياس، 180 و حداكثر آن 900 مي‌باشد؛ هرچه نمرة شخص بيشتر باشد، نشان‌دهندة بهره‌مندي بيشتر وي از ويژگي‌هاي عقل( ميزان عقل) است.

واقعا پژوهش جالبی است . در آدرس زیر می توانید اصل پژوهش را مطالعه فرمایید؛

http://ravanshenasi.nashriyat.ir/node/60

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   یک شنبه 30 آذر 1393 ساعت  8:50 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

كُتِبَ عَلَيْكُمُ الیلدا ... كُتِبَ عَلَيْكُمُ الکربلا...

یلدا چند ثانیه ای طولانی تر و بلندتر از شب های دیگر سال است. فقط همین.

یلدا یک چیز دیگر هم هست. شب یلدا یا شب چله یک جشن کهن ملی هم هست. چرا جشن ؟

 در گذشته طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها گرامی داشته می‌شد.

زیرا کوتاه و بلند شدن روز و شب تاثیر مستقیم در زندگی مردم که با طبیعت خدا مانوس بودند داشت. برای همین کشاورزان این تغییر در طول زمان شب و روز و آغاز فصل تازه را جشن می گرفتند. و البته جشن هم نه به معنای امروزی آن که به معنای یک شادی ساده و پاک و بی آلایش و حتی معنوی.

بعدها تحت تاثیر آموزه های زرتشتی، نگاه فلسفی خاصی به یلدا شد. شب طولانی را مظهر و نماد اهریمن و تاریکی، و روز را نماد و نشانه ای اهورایی گرفتند. و پس از این فلسفه دوگانه/ثنویتی(اهورا و اهریمن)، یک جنبه معنوی مشکوک نیز به یلدا بخشیده شد.

یلدا همین است. و البته در طول زمان و در بستر تاریخ ملت ایران در جایجای میهنمان، آداب و رسوم مخصوص به خود پیدا کرده است. و البته در زمان ما و تحت تاثیر یک نوع ملی گرایی خاص از اعتبار نسبی میان مردم برخوردار شده است.

از آنجا که جمهوری اسلامی از ابتدای استقرار و تا کنون به آداب و رسوم ملی مثل نوروز احترام گذاشته، از فرصت یلدا نیز به عنوان عاملی برای وفاق ملی استفاده کرده است.

شمسی/قمری بودن تقویم ما ایرانی ها، گاهی لحظاتی را رقم می زند که پرسش برانگیز می شود. مثلا اگر شب یلدا مصادف با دهه آخر صفر و رحلت پیامبر اکرم(ص) و فر زندگرامی شان امام حسن(ع) شود چه باید کرد؟ رویکردهای مختلفی به این تقارن مشاهده می شود. یکی از این رویکردها در شبکه های اجتماعی اتفاق می افتد. در این شبکه ها که کاربران بیشترین تضارب آرا را در فرمتهای مختلف با یکدیگر دارند نشانه هایی از رویکردهای مختلف دیده می شود.

مثلا میان کاربران مذهبی این شعر بیشترین ضریب تکرار را دارد

شب یلدا قدم آهسته بردار   کمی هم احترام ما نگهدار

تو میبینی ربابم غصه دار است   بنی هاشم هنوزم داغ دار است

صدای العطش در گوش مانده   بدنها بی کفن هر گوشه مانده

شب یلدا تو هم چله نشین باش   سیه پوش غم سالار دین باش...

شاعر راه حل تقارن مناسبت اربعین و دهه آخر صفر با شب یلدا را در این می بیند که مردم در شب یلدا چله نشین و سیاه پوش غم سرور و سالار شهیدان باشند.

و یا شعر دیگری ؛

 شب یلدا تحریم...

این صدای شیعه اثنی عشری است.
به چه معنا شادی؟         به چه معنا خنده؟
عمرمان صرف شده.پای یک مشت خراف پای یک مشت جفنگ...
که سر ثانیه ای که بلندست امشب
سرکنم قهقه ای
زینب از راه رسیده خسته...
بس که سیلی خورده بس که باصورت خود.سپر از بهر یتیمان برادر بوده...
شب یلدا تحریم...
چون که فردا روزش جگر خون حسن درمیان تشت است...
و در آن نزدیکی ست سینه سرخ عطش بار رضا در مشهد...
شب یلدا تحریم...

 شعر دوم نیز تقریبا مضامین شعر اول را با شدت بیشتری به خواننده گوشزد می کند.

معتقدم در هر دو مناسبت ملی و مذهبی ، دچار افراط و کج اندیشی و بی دقتی شده ایم.

دقت کنیم؛

از آن سوگ مذهبی برای ما یک سوگواری جان سوز و از آن سور ملی یک شادی بدون مبنا باقی مانده است. و عجیب اینکه اهداف و فلسفه هر دو مناسبت را به فراموشی سپرده ایم. فلسفه سوگواری سید و سالار شهیدان و رحلت نبی مکرم و فلسفه شادی در یلدای ملی چیزی غیر از برداشتهای سطحی ما است.

ابتدا از یلدا بگویم که اکنون هیچ مبنای منطقی برای شادی کردن ندارد جز اینکه یک جشن کهن با یک فلسفه ویژه در زمانهای گذشته بوده و اکنون جزو ایام الناس است نه ایام الله که آنچنان گرامی داشته شود. هر چند ممکن است رسانه ملی به آن بپردازد که گویای همان نکته آغازین بنده است که گفتم یلدا می تواند یک وفاق ملی نصفه و نیمه ایجاد کند.    

اما عاشورا؛ اگر از ما خواستند که سوگوار شهید کربلا باشیم نه برای اینکه فقط عزادار باشیم. بلکه سوگواری یکی از بهترین و تاثیر گذارترین راهبردها برای زنده نگه داشتن اهداف قیام عاشورا می باشد. بنابراین عزادار بودن و عزاداری کردن صرف برای قافله عشق لازم هست اما عزادار و عزاداری با بصیرت شرط کافی است.  

جان کلام

در شبکه های اجتماعی دیده می شود کاربران، یک مناسبت بدون مبنا و منطق(البته برای امروز ما) مثل یلدا را در برابر یک واقعه و مناسبت جریان ساز عظیم و جهانی می گذارند. این یک اشتباه بزرگ است. هیچ نقطه تقابلی میان یلدا و کربلا وجود ندارد. هیچ کس نگفته جشن یلدا واجب است. یعنی نگفته كُتِبَ عَلَيْكُمُ الیلدا كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ.  همچنان که کسی بر ما واجب نکرده كُتِبَ عَلَيْكُمُ الکربلا كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ. اما وقتی به فلسفه هر دو مناسبت نگاه می کنیم متوجه می شویم که عاشورا زنده و زنده کننده اسلام و امت اسلامی است. آنچنان که امام راحل فرمودند؛ این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته است. بنابراین اکنون و در زمان حال حاضر و البته در تمام زمانها یک فلسفه و منطق قوی برای زنده نگاه داشتن عاشورا در فرمتهای مختلف وجود دارد. اما یلدا یک آیین کهن و منجمد شده در زمان خودش می باشد. کربلا فقط یک سوگ نیست که در برابر سور کذایی یلدا بی فروغ شود. بلکه عاشورا یک فلسفه بزرگ زندگی است که پس از یلدای تاریک و طولانی بنی امیه به دنیای اسلام هدیه شده است. اتفاقا شب طولانی یلدا بهترین فرصت برای اندیشدن به فلسفه کربلا برای یک زندگی یلدایی است. حتی اگر قرار شد در سور یلدا شرکت کنیم هیچ چیزی نمی تواند مانع اندیشیدن به فلسفه سوگ کربلا شود.                   

http://i59.tinypic.com/2ep21vt.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 28 آذر 1393 ساعت  3:52 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

مختصر عقل

مجلس شورای اسلامی، مهم ترین نهاد قانوگذاری کشور است. رییس این مجلس تکیه کلام جالبی دارد. وی هر گاه می خواهد درباره مسوولان غربی حرف بزند، آنها را متهم به نقص عقل می کند. او معتقد است مسوولان غربی «مختصر عقل»ی دارند.

بازتاب تکیه کلام رییس مجلس ما در عرصه بین المللی و پیش چشم مردمی که اخبار کشورها را دنبال می کنند، نیاز به یک بررسی مفصل دارد. مرد اول قانوگذاری کشور بر رعایت قانون و اخلاق اولی تر از سایر مسوولان و مردم است.  

شایسته است راهبردهای ارتباطی با مخالفان/دشمنان در سیره سیاسی حضرت علی(ع)، راهگشای بسیاری از گفتارها و رفتارهای مسوولان عالی رتبه کشور باشد. تنها کافی است عنوان ؛ امام علی(ع) و مخالفان یا امام و دشمنان را در یکی از موتور های جستجوگر سرچ دهیم. مقالات و پژوهشهای گسترده و کاربردی پیش روی ما قرار می گیرد. وجود مقدس امام علی(ع) معتقد بودند؛

 پيوسته در برابر دشمن هوشيار باشید و هرگز دشمن را كوچك نشمرید.

اگر از این تکیه کلام رییس محترم مجلس ما بوی کوچک شمردن دشمن به مشام برسد، و فکر حقیر شمردن دشمن به عرصه عمل مسوولان وارد شود، آنوقت اندیشه و عملی مخالف با سیره علوی در حکومت داری انجام شده است.

سعی کنیم منشور سیره علوی در حکومت داری را بیشتر پیش رو داشته باشیم.

http://majmaebeheshti.ir/ImageBank/26e33e9a-d79a-408b-86db-39faca18ef761212.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 27 آذر 1393 ساعت  10:46 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

هر کی باهر کی قهر بوده رفته ...

1.ترانه ای سر زبان مردم و شاید بیشتر در عروسی ها شنیده می شد با این شعر ؛

یه شب توُ خواب ،خواب میدیدم ایران عروسی کرده
هرکی با هرکی قهر بوده ،رفته روُبوسی کرده
بَه بَه چه خواب خوبی ،شمالیو جنوبی
با هم یه سُفره داشتیم ،چه اتحاد خوبی

 2.جستجویی در اینترنت دادم تا از کم و کیف این ترانه آگاه شوم. اولین سایتی که این ترانه را نقل کرده بود فیلتر شده بود و باز نمی شد. مجبور شدم از حضرت فیلتر شکن استفاده کنم. سایت باز شد. شاعر این شعر کاظم عالمی است. نمی شناسمش. ترانه اش را هم گوش نداده ام . همان بیت اول را شنیده بودم که ؛ هر کی با هر کی قهر بوده رفته روبوسی کرده.

3.سریال اسید پاشی های وطنی ما به اینجا رسید که در قسمت جدیدش دو نفر از کارکنان مرد شرکتی که از دست خانم مدیر فروش خود به تنگ امده بودند تصمیم می گیرند برای خلاص شدن از شر وی ، با اسید پاشی خانه نشینش کنند. خوشبخاته مدیر فروش زرنگ از قصد اسید پاشان آگاه شده  شیشه خودرو را بالا کشیده و از این سوء قصد نافرجام جان/صورت سالم به در می برد.

4.واقعا نه به آن شوری شور آن ترانه که مردم را تشویق می کرد زن و مرد ، در هم بر هم ، هر کی با هر کی قهر بوده بروند و روبوسی کنند. و نه به این بی مزگی امروز ما که هر که با هر که قهر میکند اولین گزینه روی میز ذهنش اسید پاشی است. و شگفت که این همه در حالی اتفاق می افتد که در دوران دولت اعتدال و تدبیر و امید هستیم.

خدایا ما را از افراط ها و تفریطها نجات بده.

http://www.rashednews.com/wp-content/uploads/2014/10/106920_652.jpg

  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 27 آذر 1393 ساعت  10:08 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

راهکاری برای درک ارزش داشته ها

جناب سعدی شیرازی در غزل/ملمعی(عربی/فارسی) با مطلع؛ سَل المَصانِعَ ... چنین می نظمد؛

سَل المَصانِعَ رَکباً تَهـیـمُ فی الفَلواتِ(1)      تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی

همین جناب سعدی در کتاب بوستانش داستانی نقل می کند درباره پادشاه و غلامش که هر دو بر کشتی نشستند. از قضا غلام از آب می ترسید و نا آرامی می کرد. حکیمی در کشتی حاضر بود. از پادشاه اجازه خواست تا ترس غلام از آب را مداوا کند. دستور داد غلام را به آب افکندند. غلام بی نوا مقداری آب دریا خورد و شیون کرد. مویش را گرفته از آب بیرونش کشیدند. در گوشه ای از کشتی آرام گرفت. حکیم گفت؛

 از اول، محنت غرقه شدن ناچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی‌دانست.

سعدی علیه الرحمه پس از نقل این حکایت می گوید؛

قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

فرقست میان آن که یارش در بر     تا آن که دو چشم انتظارش بر در

واقعا اگر اندیشه کنیم به آنچه که به راحتی در اختیار ما است آنوقت می فهمیم که چقدر غافل از این همه نعمت هستیم.

قرآن کریم می فرماید؛

 وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ

اگر بخواهيد نعمتهای خدا را شمار کنيد ، شمار کردن نتوانيد خدا آمرزنده و
مهربان است

اکنون چه کنیم تا قدر نعمتها را بدانیم؟

 یک راه حل دقیق و اثرگذار تغییر وضعیت و تجربه وضعیت های مشابه است.

مثلا اگر بخواهیم قدر و ارزش یک قطره آب را بدانیم، کافی است یک تغییر وضعیت داده و خود را با یک قمقه آب وسط کویر خشک و تفتیده و سوزان قرار دهیم. تا عبور از این کویر سوزان، مراقبیم تا یک قطره از آبی را هدر ندهیم.  

در نعمتهای معنوی نیز تغییر وضعیت می تواند راهبرد تاثیر گذاری باشد. نمونه زیر گویای همین تغییر وضعیت است که از مجله مطالعات اجتماعی ایران انتخاب کرده ام. لطفا مطالعه بفرمایید.

فريده زن جواني با مدرك ديپلم متوسطه است كه پس از سفري كه در قالب كلاس هاي يوگا به هند داشته در شيراز دفتري را براي مشاورة راه اندازي كرده است.  زماني كه از وي دربارة مفهومي كه از دين داري خود در ذهن دارد مي پرسيم پاسخش چنين است:

باورهاي من قبلاً يك مشت تكليف و قاعده بود كه به من منتقل كرده بودند. اما اين ها ديگر مرا ارضا نمي كرد. خيلي سؤالات بود كه برايم بدون جواب مانده بود، تا اينكه با متافيزيك آشنا شدم. متافيزيك يك راه رهايي برايم بود.  بعدش بود كه خيلي چيزها برايم معني جديدي پيدا كردند. خدا را شكر مي كنم كه نجات پيدا كردم و از ظلمت بيرون آمدم... وقتي رفته بودم معبد بودا، از معبد كه بيرون آمدم مي خواستم سجدة شكر به جا بياورم. روكردم به خدا و گفتم خدايا شكرت كه به ما امام علي را دادي كه صدبرابر بالاتر از بودا است. علي كارهايي كرد خيلي خيلي بزرگ تر از بودا. شناخت علي به اين راحتي ها نيست. هالة بودا تا سه كيلومتري بود ولي

هالة علي اصلاً قابل قياس با اين نيست. حالا ديگر فهميدم كه چرا موقع شهادتش بايد گريه كرد و مشكي پوشيد.

Leshan Buddha1 مقاله ای کامل در مورد آیین بودا

 

1)(گوارایی) چشمه ها را از سواران سرگردان در دشت ها بپرس.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 22 آذر 1393 ساعت  6:32 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

خدا و تیر برق

دوستی فعال و دردمند با روحیه جهادی دارم که بی مهابا پای در میدان جهاد فرهنگی در مناطق محروم جنوبی کشورمان گذاشته است. دیشب گزارشی از مشاهده هایش در سفرهای دور و دراز به دل کویر می داد. به شوخی می گفت پایم به مناطقی رسیده که غیر از خدا و تیر برق هیچ امکانات دیگری نیست. به شوخی گفتم اگر کمی جلوتر می رفتی احتمالا به روستاهایی می رسیدی که تیر برق هم نداشته باشد و فقط خدا باشد. و اگراندکی بیشتر جلو می رفتی احتمالا به جایی می رسیدی که از خدا هم دیگر اثری نمی دیدی همان طور که پیامبر اکرم فرمودند؛  نان و ایمان و معاش و معاد توامان با یکدیگر هستند. و کاد الفقر ان یکون کفرا.

البته این سخن نورانی رسول اکرم (ص) ابلاغ یک سیاست کلی برای نظام اسلامی است.وگرنه در زمان خود حضرت هم گزارش فقر و محرومیت در دست است. مثلا اصحاب صفه افراد محروم و فقیری بودند که در جوار مسجد النبی در جایگاهی (صفه ای) اسکان داده شده بودند. اما جالب اینکه نظام اسلامی در عصر نبوی با هدایت قرآن کریم برنامه ای برای حفظ ایمان این مومنان محروم در نظر گرفته بود. قرآن کریم که اصلا اساس محرومیت این عده را گام نهادن در راه خدا می داند و عفاف را از ویژگیهای زیبای این عده بر می شمارد؛

    لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ

اين صدقات از آن بينوايانی است که خود را در طاعت حق محصور کرده اندو، در طلب قوت ناتوانند و آنچنان در پرده عفافند که هر که حال ايشان نداند پندارد که از توانگرانند آنان را از سيمايشان می شناسی که به اصراراز کسی چيزی نخواهند و هر مالی که انفاق می کنيد خدا به آن آگاه است

از مردم می خواهد که به این مومنان خویشتن دار و با حیا که هیچ اصراری در دریافت کمک از دیگران ندارند و در راه خدا از مکه به مدینه هجرت کرده و هر لحظه اماده جهاد در راه خدا هستند کمک کنند.

در این آیه یک دستور العمل و نقشه راه برای خدمت رسانی به محرومین به دست داده شده است. و البته بعدها در تاریخ اسلام دیدیم که نظام اسلامی در عصر نبوی از نظر اقتصادی اقتدار خاصی پیدا کرد.

اکنون ما هستیم و گذران چند دهه از نظامی که با شعار محرومیت زدایی فرهنگی و اقتصادی در کشورمان استقرار یافته است. قضاوت واقع بینانه به عهده مسوولان امر که با وجدان خود روبرو گردند و نقصها و کاستی ها را بدون اغراض شخصی و گروهی بررسی کنند.  

  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 20 آذر 1393 ساعت  11:22 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

آمریکا آمریکا ما داریم می آییم!!!!

سند راهبردی ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی با همکاری مسوولان فرهنگی شهرداری شش کلانشهر تدوین شد. معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری اصفهان در نشست مشورتی نمایندگان کلان شهرهای کشور در اصفهان گفت؛

تاکنون نتوانسته ایم یک سبک زندگی در شان نظام جمهوری اسلامی ایران و مطابق با اسلام در کشورمان تعریف کنیم. به همین دلیل همیشه باید این زخم زبان را بشنویم که رفتارهای اسلامی در کشورهای غربی رعایت می شود.روزنامه اصفهان زیبا 16/9/93

دقت کنیم ؛

معاون محترم می فرماید؛

همیشه باید این زخم زبان را بشنویم که رفتارهای اسلامی در کشورهای غربی رعایت می شود.

واقعا غربی ها(اروپا/آمریکا) دارند اسلامی رفتار می کنند؟

اگر رفتار غربی ها اسلامی باشد و آنطور که معاون محترم فرموده اند که تاکنون نتوانسته ایم یک سبک زندگی در شان نظام جمهوری اسلامی ایران و مطابق با اسلام در کشورمان تعریف کنیم، بنابراین اکنون که سند راهبردی ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی تدوین شده است، ما بر اساس این سند می خواهیم مثل غربی ها/آمریکایی ها، اسلامی رفتار کنیم.

بنده که گیج شده ام ؛

غربی ها/آمریکایی ها اسلامی رفتار می کنند

ما اسلامی رفتار نمی کنیم

ما می خواهیم طبق این سند راهبردی، اسلامی رفتار کنیم

پس ما می خواهیم مثل غربی ها/آمریکایی ها رفتار کنیم.    

من کیم؟ لیلی، و لیلی کیست؟ من              ما یکی روحیم اندر دو بدن

در این شعر به جای کلمه لیلی می توانید کلمه اروپا/آمریکا را بگذارید.

بنابراین سلام بر غرب اسلامی ، سلام بر آمریکای اسلامی. ما داریم می آییم .

اروپا اروپا/آمریکا آمریکا ما داریم می آییم (لطفا به سبک؛ کربلا کربلا ما داریم می آییم، خوانده شود)  

همايش علمی، فرهنگی سبک زندگي دانشگاهی - الگوی اسلامی ایرانی


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   یک شنبه 16 آذر 1393 ساعت  9:54 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

پیج پاسخ به مشکلات فنی نرم افزارهای شبکه های اجتماعی وایبر و واتس آپ و ...

پرسش؛

دوستان گویا اکانت وایبر من بعد از کل کل با یه عده تدبیر و امیدی بی جنبه که دائم کم می آوردن و ما بهشون می خندیدیم هک شده. شماره ام دیگه اصلا برای وایبر قابل تعریف نیست. نمی تونم از وایبر استفاده کنم. چکار کنم؟

 

پاسخ؛

بهت تبریک می گم جناب ...

برو عزیزم برس به زندگی و خانواده و کار و عباداتت

برو به مادر پیرت سر بزن

 برو دست پدر پیر و علیلت را بگیر اخر عمری دعات کنه

برو قبرسون یاد اموات بکن و فاتحه بخوان

برو داداشم

برو که خدا دوستت داشته 

viber whatsapp


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 14 آذر 1393 ساعت  5:46 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

من رکورد زدم

چینی ها مدعی شده اند سریعترین سازندگان ساختمان های بلند هستند. آنها مدعی شده اند که می توانند ساختمانی ۳۰ طبقه را تنها در ۱۵ روز (یا ۳۶۰ ساعت) بسازند. این ساختمان در شهر “چانگشا” استان “هونان” و در شرایطی ساخته شده که هیچ یک از کارگران ساختمانی در جریان ساخت آن حتی مجروح نیز نشده اند.

به لطف خدا بنده حقیر امروز رکورد چینی های خوش خیال را شکستم و ساختمانی دو طبقه را در دو دقیقه ساختم . با توجه به اینکه چینی ها ساختمان 30 طبقه را در 360 ساعت ساخته اند اگر آنها بخواهند دو طبقه را بسازند نیازمند 26 ساعت وقت هستند. در حالی که بنده حقیر به عنوان یک ایرانی مسلمان و عاشق آبادانی کشورم امروز در عرض دو دقیقه در نماز ظهر ساختمان دو طبقه ای برای خود و خانواده ام ساختم . وقتی سلام نماز را دادم باور نمی کردم بتوانم در دو دقیقه یک ساختمان دو طبقه را به پایان برسانم . ایرانی قهرمان. ایرانی پهلوان. ایرانی ... 

0.480893001329505307 irannaz com4 بلندترین ساختمان جهان که در کوتاه ترین مدت ساخته شده


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 13 آذر 1393 ساعت  2:06 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

بازشناسی تحریفی دیگر در فرهنگ عاشورایی

یکی از نغمه های ماندگار عاشورایی این شعر است ؛

این دل تنگم عقده ها دارد          گوئیا میل کربلا دارد

بسیاری از محبان امام حسین(ع) با این شعر گریسته و سینه زده و عزاداری کرده اند. شگفت که بسیاری از مردم عاشورایی نمی دانند شاعر این شعر کیست.

این شعر سروده ناصرالدین شاه است. در بیت آخر چنین آمده ؛

میزند بر سر ناصرالدین شاه               ماتم شاه کربلا دارد

  به احتمال قوی پس از انقلاب و موج نفرتی که مردم از نام شاهان پیدا کرده بودند این بیت آخر کمتر دیده و خوانده شده است.

در صحت نسبت این شعر و اشعار دیگر به ناصرالدین شاه نیاز به کاوش علمی داریم. اما آنچه مسلم است اینکه این شاه همانند شاهان قبل از خود بخصوص فتحعلی شاه ، تلاش می کرده ارادت خود را به ساحت امامان به مردم نشان دهد.

داستانهای مفصلی هم از ارادت ناصرالدین شاه به سیدالشهدا نقل کرده اند. در یکی از این داستانها که می پردازد به کیفیت زیارت حضرت اباعبدالله و برادر رشیدشان حضرت ابالفضل العباس علیهم السلام توسط ناصرالدین شاه، سخنی از وی نقل شده که هر ذهن بیداری را به مضوع تحریف های عاشورایی سوق می دهد. داستان اینگونه است؛

در احوالات ناصرالدین شاه آورده اند؛

در حین ورود به کربلا بعد از غسل زیارت ابتدا به حرم سقای لب تشنگان آقا ابالفضل العباس مشرف می شد. اطرافیان جسارتا به عرض رساندند که معمولا تشرف به حرم حسینی را مقدم می دارند. در جواب فرمود؛

این دستگاه سلطنت است و با اصول آن من آشناتر از شما هستم . کسی که بخواهد به حضور شاهنشاه برود اول باید نخست وزیر دربار را دیده و استجازه نماید.

قیاس حضرت اباعبدالله به شاه و حضرت اباالفضل العباس به نخست وزیر و مضجع شریف به دربار، احمقانه ترین کاری است که تنها از یک شاه مغرور بر می آید. واقعا چه نسبتی میان حرم حسینی با حرم ناصری است؟ این قیاس مضحک و متظاهرانه پیش چشم درباریان و مردم دو آسیب جدی دارد؛

آسیب اول؛

باعث می شود تا تراز دربار شاهی تا سطح قداست و معنویت حرم حسینی بالا بیاید، و قداست یابد.  

آسیب دوم؛

شاه و درباریان جرات به خود می دهند تا حرم های امامان معصوم را شعبه ای از دربار خود کنند. و از همین جا است که می بینیم در ساخت و ساز حرم های شریف که اغلب به دست همین شاهان به انجام رسیده نمادهای دربار شاهی هم مشاهده می شود. مثل نقاره خانه و پاسبان حرم و ...

بعد از انقلاب تلاش بسیاری شد تا آثار شاهی از در و دیوار و زمین و زمان این کشور محو شود. دیوارهای به جا مانده هنوز گواهی میدهند که آن بخش از کاشیکاری هایشان که به عمد مخدوش شده است نام شاه و آل شاه  و اذناب شاه را بر خود داشته است. اما عجیب اینکه پس انقلاب تلاشی برای زدودن نمادهای دربار شاهی از حرم های اهل بیت انجام نشد و هنوز شاهد این نمادها در حرم های اهل بیت بخصوص ایران و عراق هستیم.

عکس های تاریخی و قدیمی نایاب


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 13 آذر 1393 ساعت  6:48 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 3

سوگند نامه جدید پزشکان

به نام خداوند جان و خرد

در این هنگام که به عضویت جامعه ی پزشکان در آمده ام،

سوگند یاد می کنم که زندگانی خود را در خدمت به جامعه ی بشریت وقف نمایم. استادان و آموزگاران خود راگرامی بدارم  و نسبت به آنان آنچه سزاوار است حق شناس باشم،و سوگندمی خورم هنگام اختلافات صنفی، با همراهی دانشجویان پزشکی و سوار بر موتور سیکلت به صورت همکارانم اسید نپاشم.کارهای مربوط به حرفه ی خود را مطابق کرامت و وجدان انجام دهم و نخستین وظیفه ی من حفظ سلامت و تندرستی بیماران و دستگیری دردمندان باشد.رازی را که از نظر حرفه ی مقدس پزشکی به من سپرده می شود،همیشه نگهدار باشم و نام نیک و شریف این خدمت پرافتخار را همواره حفظ کنم،رفتارم با همکارانم برادرانه باشد،هرگز راضی نشوم که مذهب و ملیت و سیاست و مقامات دنیوی و منافع مادی اندک لحظه ای مرا از توجه نسبت به بیماران باز دارد، برای حیات آدمی از هنگام انعقاد نطفه تا واپسین لحظه ی زندگی اهمیت و احترام خاص قائل باشم و هیچگاه دانش پزشکی را بر خلاف قوانین انسانی به کار نبرم.

این پیمان را از روی ایمان ودر نهایت آزادی و از خود گذشتگی و به اتکای شرف و وجدان خویش می بندم و در این راه از درگاه پروردگار توفیق می خواهم.

آمین...

 

 

پی نوشت

رییس پلیس تهران اعلام گرد متهم ردیف اول اسید پاشی به رییس بیمارستان ضیایی یک پزشک بوده که به خاطر اختلافات صنفی به همراهی یک دانشجو و سوار بر موتور سیکلت مرتکب این جرم شده است.

 

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 11 آذر 1393 ساعت  8:18 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 2

از داکتر(1) می ترسم، از داعش، نه

1.بنده هیچ وقت توان دیدن صحنه های زجر و شکنجه کودکان توسط داعشی ها را ندارم. و البته یقین هم دارم که صاحب این کلام کریم؛ بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ، گریبان این خدا پرستان از خدا بی خبر را خواهد گرفت. و البته روزی هم هزاران هزار بار همانگونه که مسوولان دلسوزمان می گویند خدا را شکر میکنم که نا امنی هایی که داعشی ها در منطقه ایجاد کرده اند هیچ تاثیری در ضریب امنیت داخلی ما نخواهد گذاشت.

2.دیروز با یکی از مسوولان فعال کانونهای فرهنگی در شهر بم تلفنی صحبت می کردم. می گفت برای روستاهای اطراف شهرستان بم برنامه های فرهنگی داریم و آنها را از اطراف جمع می کنیم و به کانون می آوریم. اما خب رعب و وحشتی که داعشی ها ایجاد کرده اند ما را نگران کرده است. به مسوول مربوطه دلداری دادم و گفتم نگران نباش که مسوولان دلسوز ما شبانه روز حافظ امنیت جان و ناموس مردم هستند. فوقش اگر جنایتی رخ دهد، به سرعت خاطیانی مثل ریگی معدوم را توی هواپیما هم که شده دستگیر می کنند.  

3.امروز در اخبار خواندم؛ پزشک 83 ساله ای به اتفاق همسرش در خیابان فردوسی تهران یک مطب زیرزمینی برای سقط جنین راه اندازی کرده است. وی با دریافت مبالغی از زنانی که از راه های نامشروع باردار شده بودند، آمپولی در زمان نزدیک شدن وضع حمل به آنها تزریق می کرده که کودک پس از دو روز خفه شده و آنگاه عمل جراحی خروج طفل را در بیمارستان انجام می دادند.

4.از صبح تا به حال جنایت بزرگ این پزشک سالخورده ذهنم را درگیر خودش کرده است. در تهران بزرگ و ام القرای دنیای اسلام توسط پزشکی که سوگند پزشکی خورده و عجیب تر اینکه سن و سالی هم از او گذشته، بزرگترین جنایت تاریخ اتفاق می افتد.

5.در قرآن کریم قتل اطفال عملی فرعونی است. چه با انگیزه های خداپرستانه انجام شود مثل داعش و چه با انگیزه های پول پرستانه انجام شود مثل داکتر. اما تصور بارداری نامشروع زنان یک رنج است و قتل اطفال زنا زاده و بیگناه هم یک رنج بزرگتر.

6.بازبه یاد مرحوم شهید مطهری می افتم که فریاد می کشید شمر زمان خودت را بشناس. و شمر شناسی در زمان ما خیلی راحت است. الشمر یتشکل باشکال مختلفه حتی الدکتور و الداعش و ....

------

 

پی نوشت  

1.افغانی ها به دکتر می گویند داکتور. اینجا برای اینکه وزن نوشتار درست شود داکتر را هم وزن داعش به کار بردم.   


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 10 آذر 1393 ساعت  5:05 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

برو گم شو

کتاب «گلچینی از لطافت ها و صلابت ها در زندگی امام خمینی(ره)» به دستم رسید. تورقی گذرا بر این کتاب کردم. در بخش صلابتها تحت عنوان؛ «استکبار جهانی» خاطره ای از آقای رفیق دوست نقل کرده است. وی می گوید؛

حاج احمد آقا به من زنگ زدند و گفتند که : حضرت امام فرموده اند با توجه به وضعیتی که شوروی در حمایت از عراق دارد شما سفیر شوروی را بخواهید و به او خفت بدهید و خفیفش کنید. گفتم باشد.

آقای رفیق دوست که آن زمان در وزارت سپاه به سر می برده با وزارت خارجه تماس می گیرد و از آنها می خواهد که سفیر شوروی را نزد وی بفرستند. سفیر شوروی(بولدوریف) با افسر سیاسی سفارت به ساختمان وزارت سپاه در خیابان فردوسی مراجعه می کند. در ابتدای ورود با الفاظ تندی از سوی آقای رفیق دوست مواج می شود؛

وقتی در اتاق را باز کرد و همراه افسر سیاسی سفارت داخل شد فریاد زدم؛ همانجا بایست . او یکه خورد و ایستاد و چون فارسی می دانست پرسید چه فرمایشی دارید؟

گفتم ؛ من می خواهم سوال کنم این خرس های قطبی کی از خواب بیدار میشوند؟

گفت؛منظورتان از خرس های قطبی چیست و چه کسانی هستند؟

گفتم ؛ این رهبران شوروی

گفت؛چطور مگر؟

گفتم؛ ...این احمقها خیال می کنندکه صدام طرفدار شوروی است؟ نخیر صدام آمریکایی است.

شما از قول من به رهبران شوروی پیغام دهید که هفتاد میلیون بمب در کشور شما هست که چاشنی آنها در دست ماست تا کی این بمبها و موشکهای شما باید روی سر ملت ما بریزد؟ کاری نکنید که ما چاشنی ها را آتش بزنیم. سفیر شوروی همه را نوشت و اجازه رفتن خواست. به او گفتم ؛ بروگم شو.   

ادبیات حاکم در این خاطره به شدت تحت تاثیر فضای جنگی سالهای 62 می باشد. اگر شور و هیجان پیروزی انقلابی اسلامی را هم به آن اضافه کنیم، آن وقت می توانیم تا حدودی تحلیل دقیقی از رفتار برخی مسوولان هیجان زده به دست آوریم.

این حرفها را برای این می نویسم که ما باید به نسل جوانی که با ادبیات گذشته و حال نظام ما آشنا می شوند پاسخگو باشیم.

فرض کنیم اگر یکی از مسولان کشور نه چندان مهمی به یکی از سفرای کشورمان بگوید ؛ برو گم شو، یا رهبران ما را احمق خطاب کند، چه حس و حالی به ما دست می دهد؟

مهر و قهر (گلچینی از لطافت ها و صلابت ها در زندگی امام خمینی قدس سره)


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 10 آذر 1393 ساعت  11:18 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

شهید بازی

در یکی از گروه های شبکه اجتماعی واتس آپ، این پست را دریافت کردم؛

آیا میدانید در طول هشت سال دفاع مقدس؛

45000 شهید نامشان محمد  بوده است

20000 شهید در نامشان کلمه الله داشته اند

30000 شهید نامشان علی بوده است

2000 شهید نامشان رضا بوده است

13000 شهید نامشان حسن بوده است

5400 شهید نامشان عباس بوده است

4500 شهید نامشان اکبر بوده است

3500 شهید نامشان اصغر بوده است

2300 شهید نام قاسم داشته اند.

هر چه به مغزم فشار می آورم تا بفهمم اینکه 45000 شهید نامشان محمد بوده و ... و بسیاری اطلاعات و آمار مشابه از این دست، چه فایده ای دارد ؟ ذهنم به جایی قد نمی دهد. انگاری می خواهند ما را با این حرفها سرگرم کنند. انگار شهید بازی می کنند.

قبل تر از اینها به ما می گفتند؛

اگر بدانید بوعلی سینا چند کیلو وزن داشته، یا قدش چند سانتی متر بوده، یا چه ماشینی سوار می شده، و یا آپارتمانی در جردن و پاسداران داشته ، یا مسکن مهر ثبت نام کرده،  یا یارانه دریافت می کرده، یا از کدام پیتزافروشی خرید می کرده، یا اهل کدام طعم قلیان بوده، یا .... اصلا به درد دنیا و آخرت شما نمی خورد و هیچ نفعی هم ندارد. اما اگر شما بدانید که ابن سینا یک فیلسوف بزرگ بوده که از طریق طبابت امرار معاش می کرده و کتابهای گرانسنگی به رشته تحریر در آورده که تا سالها در دانشگا های اروپا تدریس می شده است، و آنگاه ما را مشتاق به خواندن اثار بوعلی کنند و انگیزه های جهاد علمی را در ما زنده کنند این به درد دنیا و آخرت ما می خورد.

درباره دفاع مقدس و شهدا کدام اطلاعات را به نسل جوان بدهیم تا؛

 شهدا را الگوی زندگی خود کند ؟

تا با فرهنگ جهاد و شهادت آشنا شود ؟


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 7 آذر 1393 ساعت  1:45 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 2

اصن نماز نخون

برنامه کم حجمی طراحی شده برای یاد آوری اوقات نماز.

این برنامه با ادبیات جالبی با کاربرانش صحبت می کند و وقت نماز را به آنها یادآوری می کند؛

پر رو شدی نه از خدا خجالت می کشی نه از من پاشو برو نمازت را بخون.

اگه نری نمازت را بخونی فردا که بچه ات نماز نخوند نگی چرا ؟

به این تصویر(خانه خدا) نگاه کن تصور کن اگه اونجا بودی وقت نماز چکار می کردی ؟

اصن نماز نخون، همه که قرار نیست برن بهشت.

خوشگله عزیزم پاشو برو تا دیر نشده نمازت را بخون.

و ....

یادآور نماز screenshot


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 7 آذر 1393 ساعت  12:17 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 4

یکی از کارکردهای موثر خانواده

به جون زن و بچم قسم تاریخ چک را می خواستم تا امروز بنویسم

به جون زن و بچم قسم جناب سروان هشتاد تا بیشتر سرعت نداشتم

به جون زن و بچم قسم معتاد نیستم تفریحی می کشم

به جون زن و بچم قسم ...

مهمترین کارکرد خانواده


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 7 آذر 1393 ساعت  8:45 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

گاه این کمین گشاده، گاه آن کمان کشیده

1.کمین به معنای پنهان شدن در جایی برای حمله ناگهانی و غافل گیرانه است. در عربی این معنا با واژه رصد ، راصد، مترصد ، مرصاد و دیگر مشتقات آن بیان می شود. مرصاد به معنای محل کمین و یا کمینگاه است.

2.سردار اسکندر مومنی در پاسخ به سؤالی درباره روش کمین مأموران راهنمایی برای جریمه کردن رانندگان متخلف و غیرجایز دانستن این روش از سوی مراجع عظام، تصریح کرد: به‌طور حتم در مقررات و عملکرد سازمان راهنمایی و رانندگی روشی به نام کمین وجود ندارد، اما مأموران برای کنترل بیشتر و بازدارندگی متخلفان در نقاط حادثه‌خیز مستقر می‌شوند.

3. گاهی پدرها و مادرها بدون اینکه بدانند، در کمین فرزندان خود می نشینند. بارها دیده شده وقتی والدین نمی توانند به یک زبان مشترک برای گفتگو با فرزندان خود دست یابند، صبر می کنند و به قول معروف گوش می خوابانند تا فرزندان یک جایی از زندگی پا را کج بگذارند. اینجاست که مثل پلیس راهنمایی رانندگی سر بزنگاه مچ فرزند متخلف را گرفته و توبیخ و تنبیه و سرزنش را آغاز می کنند.

4.قرآن کریم از راهبرد کمین در تبیین معارف و تشریح رسالت فرهنگی خود استفاده نمی کند. بلکه هر جا که در مقام بیان معارف انسان ساز الهی خود است از واژه های روشنگری و شفافیت  و مبین و تبیان بودن استفاده می کند. پیامبر اکرم و امامان هم در مسیر انجام رسالت خود از راهبرد کمین استفاده نمی کردند. بلکه اخلاص و راستی و امانت و صداقت را در رساندن پیام در دستور کار قرار داده بودند.

5.ابتدای خیابان رباط اول، مهدیه ای ساخته شده که در کنار خود یک درمانگاه هم دارد. درمانگاه مهدیه از پذیرش بیماران بدحجاب خودداری می کند. و البته با شرط  رعایت حجاب و اهدای موقت چادر به بیماران اجازه ورود می دهد. رفتار این مجموعه درمانی اگر چه به نیت رعایت حجاب است اما یک نوع کمین است. راهبرد کمین در کارهای فرهنگی فاقد ارزش است. تصور کنید بیماری از درد به خود می پیچد. از ورود او به درمانگاه به خاطر بد حجابی ممانعت میشود. این بیمار دردمند و همراهان او که هراسان و شتاب زده هستند، چه حس و حالی پیدا می کنند؟   

6. عالمان و دانشمندان شیعه می توانند از راهبرد کمین برای رصد فعالیتهای دشمنان استفاده کنند. امام عسکری(ع) فرمودند؛ دانشمندان و عالمان شیعیان ما مرزبانان مرزهای فکری هستند که ابلیس و یارانش از طریق آن مرزها بر شیعیان ضعیف اندیشه می تازند . آگاه باشید هر کس در این رویارویی به دفاع از ضعفای فکری شیعه به پاخیزید گویی در راه خدا در سرحدات مسلمانان به مجاهده پرداخته است و اجرش بیشتر از مرزدارانی است که با دشمنان اسلام می جنگند. زیرا عالمان شیعه از دین دوستان ما(ادیان محبینا) دفاع می کنند و مرزداران اسلام از جسم آنها(ابدان محبینا) دفاع می کنند.

7.علماء شیعتنا المرابطون ... مرابطه یعنی الارصاد. ارصاد یعنی کمین .برای مرزبانی از مرزهای فکری ، ارصاد و کمین توسط عالمان و اندیشمندان بلا اشکال است.

 بر قصد خون عشاق ابرو و چشم شوخش       گاه این کمین گشاده گاه آن کمان کشیده


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 5 آذر 1393 ساعت  5:19 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

مهندس کنترل نماز

امروز اولین روز ماه صفر است. دیشب مسجدی ها به مناسبت حلول این ماه صدقه جمع می کردند. خادم مسجد که حالا برای خودش یک پا مهندس کنترل نماز هم هست پول جمع می کرد. گفتم مهندس کنترل نماز. آری؛ ریموت کنترل تابلوی دیجیتال نصب شده بالای سمت راست محراب که نماز اول و نماز دوم را نشان می دهد، دست این حضرت است. از دور با یک حرکت دست و بدن، نماز اول را خاموش و نماز دوم را روشن و در پایان هم سرخوش تابلو را خاموش می کند . یعنی که نماز خاموش. فکر می کردم در جیب پیراهنم یک پانصدی و در جیب شلوارم یک پنج هزاری دارم. نمی دانم چرا دستم نرفت برای صدقه دادن. البته دلم می خواست پانصدی را بدهم. اما نمی دانم چرا خشکم زده بود. از همانجا با خودم درگیر شدم؛

-چرا پنج هزاری را نمی دهی ؟

-می خواهم هزار و پانصد بدهم هفته نامه «همشهری جوان» بخرم.

ذهنم رفت توی موضوعاتی که این هفته در همشهری جوان کار شده است. البته ذهنم می خواست از خودش فرار کند و به این سوال فکرنکند که چرا پنج هزاری را نمی دهی؟

کم کم فهمیدم که در صدقه دادن اخلاص ندارم. داشتم به نتیجه گیری های هولناک تری نسبت به خودم می رسیدم که الله اکبر نماز دوم دوباره از خودم فراریم داد.

نماز که به پایان رسید اول از همه از در مسجد بیرون زدم. به سمت کیوسک روزنامه فروشی. دوباره فرار از خود بود. چند قدمی نرفته بودم که خانم نسبتا شیک پوشی کنار خیابان روی پله های قائمیه نشسته بود. با لهجه با کلاسی صدایم زد و درخواست کمک کرد. باید حساب خودم را می رسیدم. دیگر فرار جایز نبود. دست در جیب پیراهن کردم تا پانصدی را ... نبود. دست در جیب شلوار کردم تا پنج هزاری را ... نبود. از زن معذرت  خواستم . زن هم فهمید. دوباره به سمت کیوسک حرکت کردم. چند قدمی نرفته بودم که با خودم گفتم با جیب خالی ؟سرافکنده بازگشتم. از روبری زن . از روبروی مسجد. از روبروی مهندس کنترل نماز که ریموت به دست دم در مسجد ژست سرخوشی گرفته بود. کاش با ریموتش بی اخلاصیم را خاموش می کرد. کاش از اول روشنم می کرد.   

دنيا همه هيچ و اهل دنيا همه هيچ           اي هيچ براي هيچ در هيچ مپيچ

تابلو نمازخانه ساعت نمازخانه


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 3 آذر 1393 ساعت  11:03 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

زیباترین زنان 2014

این هدیه دنیای کوچک و پرسرعت ارتباطات است که با فشردن یک دکمه ، ایمیلی را برای میلیونها کاربر در سراسر جهان ارسال می کند. بنده هم یکی از آن کاربران از همه جا بی خبر هستم که صندوق پست الکترونیکم روزانه از این آب طلب نکرده بی نصیب نمی ماند. نمی دانم واقعا آیا این آب/ایمیل طلب نکرده مراد است یا مراد نیست؟ چرا قدیمی ها می گفتند؛ آب طلب نکرده مراد است. چرا؟

امروز ایمیلی دریافت کردم با عنوان ؛ عکس های زیباترین زنان سال 2014 به انتخاب هالیوود بوز.

زیباترین زنان جهان و عکسهایشان چه ربطی به بنده و میلیونها نفر مثل بنده دارد؟ چرا باید این عکسها را ببینم؟

پیامبر اکرم(ص) برترین زنان امت اسلامی را معرفی می کند؛

أفضَلُ نِساءِ اُمَّتِی أصبَحُهُنَّ وَجها وأقَلُّهُنَّ مَهرا

برترین زنان امّت من ، خوبروترین و کم مهریه‏ ترین آنان هستند .

بحار الأنوار : 103 / 237 / 25

پیامبر ما هیچگاه از جزییات زیبارویی سخن نمی گوید. پیامبر ما ملاکهای زیبارویی را به من و تو و ما واگذار می کند. یعنی با این سخن خود، یک نسبی گرایی را در مساله زیبایی، در امت ایجاد می کند. یعنی هر زنی که خواستگاری کردی و پسندیدی و به دلت نشست از همه زیباتر است. اما دستگاه تبلیغی غرب و بخصوص هالیود جزییات زیبایی را به ما نشان می دهد. تعیین مصداق می کند. به ما می گوید این زنها زیباترین ها هستند. اینها و نه غیر اینها. یعنی اگر دنبال ملاکهای زیبایی هستید بفرمایید این مونیکا بلوچی ، آنجلینا جولی ،کیپ ابتون و ...

چه کنیم با این انحصار گرایی غرب در مساله زیبایی؟

و البته نه فقط زیبایی که غرب در همه چیز سیطره خود را شب و روز بر ما تحمیل می کند. غرب آب طلب نکرده روزگار ما است. برای برخی مراد است و برای برخی مراد نیست. بستگی دارد مرید چه محصولی از این مراد خوش آب و رنگ باشی. فقط باید مراقب باشی که این آب طلب نکرده قربانی ات نکند که؛

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست           گاهی بهانه ای است که قربانیت کنند


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   یک شنبه 2 آذر 1393 ساعت  7:38 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 4

  • صفحات :  1 2 3