جلوه معشوق


گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت

سخنی با اسید پاش

بنده معتقدم کج اندیشی های مذهبی یکی از عوامل ارتکاب به اسید پاشی می باشد. بسیار ساده لوحانه است که بخواهیم اذهان مردم را از نقش باورهای افراطی مذهبی در اعمال مجرمانه ای این چنینی منحرف کنیم. بنده با این سخنان قصد جسارت به ساحت گرانقدر دین و مذهب را ندارم. و البته با این حرفها نیز چیزی از اعتقاد ما به مذهب کم نخواهد شد. فراموش نکنیم اکنون بیخ گوش ما در کشورهای همسایه شبه نظامیان داعشی مشغول جنایت های خونباری به نام توحید و مذهب هستند. هیچکس نمی تواند انکار کند تمامی این جنایتها به بهانه ای غیر از مذهب انجام شده و می شود.

بگذریم ....

بنده می خواستم چند کلمه ای با اسید پاش صحبت کنم.

اسید پاش؛ تو با انگیزه های افراطی دست به یک چنین جنایت بزرگی زدی و شاید بزنی و امنیت روانی جامعه را به خطر انداخته و باعث شدی تا انگشت اتهام به سمت دین و دینداران نشانه رود.

اسید پاش ؛ من با همان ادبیات دینی که قریب به یقین به آن اعتقاد داری با تو حرف می زنم. خوب دقت کن؛

امام رضا علیه السلام فرمودند؛

پیامبر خدا بر دو نفز گذشت که به هم ناسزا می گفتند و شنید که یکی به دیگری می گوید؛ خداوند صورت تو و هر کس را که شبیه تو است را زشت گرداند. پیامبر به او فرمودند؛ ای بنده خدا این را به برادرت نگو که خداوند آدم را به صورت او آفرید.

اسید پاش ؛ دقت کردی؟ صورتی که خداوند برای انسانها خلق کرده محترم است. در جایی که کسی حق ندارد به صورت دیگری ناسزا بگوید تو چگونه به خودت اجازه می دهی به بهانه بد حجابی صورت زن یا دختری را با اسید ذوب کنی؟ حتی در قانون مجازات اسلامی هم کیفری برای بد حجابی در نظر گرفته نشده است.

اسید پاش؛ روایت دیگری از برادران اهل سنت نقل شده مبنی بر اینکه پیامبر اکرم فرمودند؛

چون هر یک از شما کتک می زند از زدن به صورت بپرهیزد و نگوید خدا رویت را زشت کند و ...

اسید پاش؛ در دین ما حتی از زدن شلاق بر صورت و بدن حیوانات هم نهی شدید شده است. تو چگونه و بر اساس و چه مبنایی صورت چندین زن و دختر را ذوب کردی؟

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 29 مهر 1393 ساعت  10:22 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

خدا هوای ما را دارد

کنار پرده سبز رنگی که مسجد را به دوقسمت زنانه مردانه تقسیم می کند، یک ردیف میز و صندلی پشت سر هم چیده شده تا دم محراب. مسجد که کیپ تا کیپ پر از نماز گزار می شود،صندلی ها هم دیگر جای نشستن ندارد. سالخورده ها و از کار افتاده ها و بیماران که نمی توانند روی زمین نماز بخوانند روی این صندلی ها می نشینند. مکبر مسجد که سلام نماز را می دهد به آدمهایی که روی صندلی ها نشسته اند و لبخند رضایت بر لبانشان به خاطر انجام فریضه نماز، آن هم به جماعت نقش بسته نگاه می کنم. لذت می برم که خدا در خانه اش چقدر هوای سالخورده ها و از کار افتاده ها و بیماران را دارد. اصلا خدا هوای همه ما را دارد؛

یرِیدُ اللهُ بِکمُ الْیسْرَ وَلاَ یرِیدُ بِکمُ الْعُسْرَ

     خدا براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد.(بقره 185)

 شبستان چشم نواز مسجد


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 29 مهر 1393 ساعت  5:01 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

بند دل

در لغت نامه دهخدا برای اصطلاح معروف؛ بند دل پاره شدن چنین آمده ؛

بسیار ترسیدن و بسیار مشوش شدن.

خــدایـــــــــا....

این بنــد دل آدم کجاست؟!

که گاهی با یــک 

اســم 

نــگــاه 

با حضور یــک نــفر

وبا یک لبــخنــد

"پــاره مــیشود"....!؟!!

وقتی آدم می ترسد یا نگران می شود یا عاشق ... بند دل پاره می شود آنوقت دل آدم هری تو می ریزد. این را هم لغتنامه دهخدا می گوید.

یک اصل قرآنی می گوید؛ بند دل پاره می شود اما خدا دوباره محکمش می کند.

مثل مادر موسی که بند دلش پاره شد. فرعونیان در جستجوی نوزاد پسری بودند که قرار بود شیرازه قدرتشان را در هم بکوبد. مادر موسی برای نجات فرزندش باید موسی را به نیل می انداخت. وقتی مادری بشنود که طفلش را باید به آب افکند بند دلش پاره می شود. دلش هری تو می ریزد. اما قرآن می گوید ؛ دلش را محکم کردیم.

وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغاً إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

مثل اصحاب کهف، همان جوانانی که بیزار از جامعه ای که شرک بر در و دیوارش شتک زده، وقتی ایستادند و اعلام کردند که خالق آسمان و زمین را می پرستند ، ادعاییکه در آن جامعه تاریک بند دل هر کسی را پاره می کرد. اما قرآن می گوید ؛ دلشان را محکم کردیم.

وَرَبَطْنَا عَلَی قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا.

و دل هایشان را محکم کردیم آن گاه که قیام کردند و گفتند: پروردگار ما خداوند آسمان و زمین است و جز او خدایی را نمی خوانیم.

چند روز دیگر قرار است تشویش و شورشی در خلق عالم برپا شود. و بند دلهای عاشقان پاره شود.

خدا خودش به داد دلهای عاشورایی می رسد.  

روزی که بشیر به فرمان امام زین العابدین علیه السلام وارد مدینه شد تا مردم را از بازگشت اسرای آل علی باخبر سازد، ام البنین علیهاالسلام راه را بر او گرفت و فرمود: ای بشیر، از امام حسین چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدای تعالی ترا صبر دهد که فرزندانت عبدالله و جعفر و عثمان شهید شدند. ام البنین گفت: از حسین چه داری؟ بشیر گفت: خدای صبرت دهد که عباس هم شهید شد. ام البنین گفت: فرزندان من و آنچه زیر آسمان است فدای نام حسین باد! مرا از حسین خبر ده. وقتی که بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به ام البنین داد، آن بانو ناله ای کشید و گفت: ای بشیر، بند دلم را پاره کردی و آن گاه صدا به ناله و شیون بلند کرد.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 28 مهر 1393 ساعت  11:16 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

ریشه حجاب در انیمیشن brave

   امروز انیمیشن  (شجاع Brave  ) را از سیما دیدم. داستان این انیمیشن را از سایت http://moviemag.ir نقل می کنم ؛

این دختر «شجاع» است + عکس و پوستر

در قرن دهم میلادی در کشور اسکاتلند ، پادشاهی به نام فرگوسن و همسرش ملکه الینور زندگی خوب و خوشی را سپری می کنند. پادشاه و ملکه همچنین دختری به نام مریدا دارند که در حال تربیت او برای اداره کشور در آینده هستند. اما مریدا برخلاف آموزه های مادرش، اعتقادی به رفتارهای سلطنتی و رسمی ندارد و بجایش دوست دارد تا تیراندازی و سوارکاری را بیاموزد! همین اختلافات سبب می شود تا رابطه مریدا با خانواده اش دچار فراز و نشیب های فراوانی شود. اما مشکل اصلی زمانی به سراغ مریدا می آید که خانواده اش تصمیم می گیرند او را به ازدواج مردی درآورند اما مریدا با زیرکی به آن مرد می گوید که در خاندان آنها معمولاً افراد را از همان دوران کودکی برای هم نشان می کنند و ازدواج های خارج از این چارچوب رایج نیست!

پس از این ماجرا و بگو مگوهایی که میان مریدا و مادرش بالا می گیرد، مریدا با عصبانیت از قصر خارج می شود و در راه با حباب های آبی رنگی مواجه می شود که او را به سمت کلبه یک جادوگر هدایت می کنند. مریدا پس از آشنایی با جادوگر از او می خواهد تا سحری انجام دهد تا مادرش تا این حد به او و کارهایش خرده نگیرد اما در عوض این جادوگر ملکه را تبدیل به خرسی سیاه می کند. مریدا که مادرش تبدیل به خرس شده، تنها 2 روز فرصت دارد تا این طلسم را خنثی کند وگرنه مادرش برای همیشه تبدیل به خرس خواهد شد! در این راه افراد منطقه هم که دل خوشی از این نوع خرس ندارند سعی می کنند تا او را نابود کنند اما مریدا هربار با دلاوری هایش مانع از انجام اینکار می شود تا بدین سان مادرش از اینکه تابحال پی به استعدادهای پنهانی دخترش نبرده شرمسار شود. اما برای اینکه توازن برقرار شود در بخشی از داستان هم مادر مریدا مانع از آسیب رسیدن به دخترش می شود تا تماشاگر با تمام وجود لذت رابطه عاشقانه مادر و دختر را در یک انیمیشن جذاب احساس کند.

این انیمیشن جذاب نکات بسیار جالبی برای خواننده به همراه دارد. مثلا صحنه ای که مادر مریدا با سحر جادوگر تبدیل به خرس می شود. در این صحنه مادر که تبدیل به خرس شده به خاطر تغییر در قد و قواره، همه لباسهای خودش را از دست می دهد. اما با این حال بر اساس اصل حیا در بانوان که خوی و خصلت آدمی زاد است سعی می کند پارچه ای را به عنوان پوشش به دور خودش بپیچاند. سعی مادر در پوشاندن خود آنقدر ادامه می یابد تا اینکه مریدا به مادرش می گوید؛ لباس حیوانات همین است و نیازی به پوشیدن لباس نیست.

این نکته بسیار جالبی است درباره ریشه های انسانی گرایش به پوشش از دیدگاه اسلام که مساله حیا است. 

امام صادق(ع) فرمودند؛

اَلحَياءُ عَشَرَةُ أَجزاءٍ تِسعَةٌ فِى النِّساءِ و َواحِدٌ فِى الرِّجالِ؛

حيا ده جز دارد، نه جزء آن در زنان است و يك جزء در مردان.

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 22 مهر 1393 ساعت  10:01 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

چالش های یک انحراف

 

امروز فرخنده روز غدیر است. اساس اندیشه سیاسی شیعه در حکومت بر تراز امامت در چنین روزی توسط نبی مکرم اسلام، علنی و عملی ابلاغ شد. هر چند پیش از غدیر زمینه سازی بسیاری برای آماده سازی اذهان برای پذیرش مساله ولایت امیر مومنان انجام گرفته بود.

متاسفانه پس از رحلت نبی مکرم، مساله جانشینی از مسیر سبز  و روشنی که حضرت ترسیم نمودند منحرف شد.

اکنون اکثریت دنیای اسلام بر مدار الگوی فکری اهل سنت، مشروعیت را به حاکمان می دهد. یعنی هر حاکمی بر اریکه قدرت در حکومت تکیه زده باشد او مشروع و جانشین رسول الله است. به عقیده شیعه این اندیشه سیاسی اهل سنت، بر تراز خواست رسول گرامی و مصالح بلند اسلام نیست.

اکنون مساله این است؛

رسالت ما احیای پیام غدیر است. چگونه باید این رسالت عظیم را احیا و اجرا کنیم ؟

یکی از راه های احیای مساله غدیر شناخت چالشهای انحراف امت اسلامی از مساله جانشینی پیامبر اکرم است. هر چند شناخت انحراف از راهبرد ولایت و امامت در طول تاریخ اسلام نیاز به بررسی های تاریخی مفصل دارد، لکن قبل از این بررسی ها، باید به ضرورت بررسی عواقب انحراف امت اسلامی از مساله امامت و ولایت پرداخته شود.

این ضرورت را می توان در آثار اهل سنت و از زبان روایات برادرانمان مورد بررسی قرار دهیم. بنده روایتی از منابع اهل سنت به یاد دارم با این مضمون؛

روزی پیامبر اکرم سپاه اسلام را به فرماندهی یکی از مسلمانان به منطقه ای اعزام کرد. سپاه در آن منطقه مستقر شد. فرمانده لشکر اسلام به خاطر کوتاهی های لشکریان به خشم آمد و از شدت عصبانیت دستور داد آتشی برافروزند و خاطیان با پای خود به آتش وارد شوند. در خلال بگو مگوی های لشکریان درباره این تصمیم عجولانه غیر شرعی و عقلی، و اینکه رسالت پیامبر رهانیدن مردم از غل و زنجیرهای عادات و رفتارهای جاهلی است، آتش برافروخته هیزمها و آتش عصبیت فرمانده لشکر به سردی گرایید. وقتی لشکر به مدینه النبی بازگشت و رسول خدا از جریان آگاه شدند خطاب به همه فرمودند اگر کسی با پای خود از دستور غیر عقلی و شرعی فرمانده پیروی می کرد تا قیامت در آتش شقاوت ماندگار می شد. سپس حضرت فرمودند؛ قرار بر اطاعت در امور عقلی و شرعی بود نه اطاعت در دستورات خلاف شرع و عقل.     

همین روایت را البته با دست یابی به اصل و سند و قبول صحت آن می توان میثاق مشترکی میان ما و برادران اهل سنت قرار داد مبنی بر بررسی چالش های انحراف از مساله جانشینی رسول مکرم اسلام.

sms eid e ghadir اس ام اس و پیامک تبریک عید غدیر


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت  6:43 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0

هند جگر خوار تبرئه شد

 

هند جگر خوار تبرئه شد. این تیتر تازه ترین هنر مهرورزی برادران وهابی/سلفی اهل سنت با صحابه است. کتابی کوچک در بیست و سه صفحه با عنوان؛ ازاحه الغمه فی بیان ضعف قصه اکل هند من کبد حمزه .

نویسنده مدعی است نقلهای تاریخی این رخداد که میگوید هند در جنگ احد جگر حمزه را دندان زد تا بخورد، ضعیف است. همچنین وی معتقد است حتی با پذیرفتن وقوع اصل این ماجرا، هند پس از این واقعه اسلام آورد و عایشه اسلام هند را نقل و تایید کرده است. بنابراین و بنا بر اصل؛ الاسلام یجب ما قبله در هر دو صورت هند یک مسلمان است و کسی حق ندارد به خاطر تهمت خوردن جگر حمزه سید الشهدا به معاویه متعرض شود.

خب محرم در پیش است. و ما می خواهیم زیارت عاشورا بخوانیم . هر چند که ما هر روزمان با این زیارت، عاشورایی است. با این فراز از زیارت عاشورا چه کنیم؛

    اَللَّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الْاَکْبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ 

پروردگار اين روز عاشورا روزيست كه بنى اميه و پسر هند جگرخوار عيد گرفتند كه به زبان تو و زبان رسول تو (ص ) در هر موطن و موقفى كه ايستاده بود همه جا او را لعن ميكرد

با این دیدگاه باید زیارت عاشورا اینگونه خوانده شود

پروردگارا این روز عاشورا روزی است که بنی امیه و پسر هند جگر خوار که بعد از خوردن جگر حمزه سید الشهدا اسلام اورد ، و بخشیده شد ، فرزند پیامبرت را به شهادت رساندند و دوباره بخشیده خواهند شد.

خب اینجاست که یک مابعده به اصل الاسلام یجب ما قلبه اضافه شده و این قاعده تبدیل به احسن می شود به این صورت که ؛ هر کس اسلام بیاورد جنایتهای ماقبل و ما بعدش بخشوده می شود.

با این مبنا جنایتهای گروه تروریستی داعش که اغلب از تازه مسلمانان اروپایی هستند نیز بخشیده می شود. هم کفرشان بخشیده می شود هم جنایت های بعد از اسلامشان . همچنان که قاتلان سید الشهدا نیز با این مبنا بخشوده خواهند شد.

فقط این وسط نمی دانم چرا هنوز پس از هزار و چند صد سال از ورود اسلام به ایران ، هنوز برخی از برادران اهل سنت ، برادران مسلمان ایرانی خود را مجوسی و لایق همه چیز می دانند؟!!!!

 

دفاع مبلغ معروف سعودی از قاتل عموی پیامبر (ص) !


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 16 مهر 1393 ساعت  10:39 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

گزارشی از یک دیدار

 

هفته گذشته دیداری با مسوولان فرهنگی مسجد «الزهرا»ی زاهدان داشتم. یکی روحانی بود و دیگری آزاده از زندانهای خوفناک صدام و بعثیها و اگر اشتباه نکنم از هم اردوگاهی های آزاده ارمنی سرافراز  و همشهری اصفهانی خودمان، آقای سورن هاکوپیان(1). و هر دو از مسائل جاری در منطقه خود نسبتا آگاه بودند؛

  • از فعالیتهای مسجد مجلل مکیِ برادران اهل سنت، درست در یک هزار و چند ده متری مسجد الزهرای نیمه ساخته شیعیان. کلنگ خورده از سال هفتاد و چهار و تا به حال ناتمام.
  • از تربیت بیش از 30 هزار طلبه اهل سنت در زیر زمین مسجد پر هزینه مکی که ظاهرا بر اساس نقشه و ساختار مسجد معروف در استانبول ترکیه ساخته شده با مناره هایی به ارتفاع هفتاد متر و صحن و سرای غرور انگیز.
  • از انگشت شمار بودن طلاب شیعه
  • از بهره برداری برادران اهل سنت از حلال بودن خرید و فروش مواد مخدر و کسب سودهای فراوان و تاسیس شرکتهای سرمایه دار و حرکت به سمت اشغال کرسی ها و پستهای حساس در منطقه و در نهایت جلوس بر صندلی مجلس.
  • از بر هم خوردن ترکیب جمیتی در زاهدان و سیستان و بلوچستان و سیر صعودی جمعیت اهل سنت در استانهای سنی نشین و یادآوری خاطره ای از برادری اهل سنت که به روحانی شیعه یادآور شده بود برای آینده شما برنامه هایی داریم.
  • از رفتارهای نادرست مسوولان امنیتی استان در برخوردهای غیرانسانی در انظار عمومی و بخصوص در مقابل جوانان با این مجرمان و شکستن غرور آنها که لاجرم منجر به تولد گروه های تروریستی مثل جندالله و عبدالمالک ریگی شد.
  • از تندروی و افراط دست اندرکاران مسجد امام علی(ع) زاهدان که منجر به تحریک و بهانه دادن به دست تندروهای اهل سنت و در نهایت انفجار این مسجد شد.

هر چند فرصت دیدار کوتاه بود اما آگاهی از دیدگاه های این دو عزیز فرصت مناسبی ایجاد کرد تا بیشتر درباره تحولات فرهنگی مناطق جنوبی و جنوب شرقی کشور بیندیشم . دقت در هر یک از محورهای بالا هر خواننده هوشمندی را به عمق استراتژیکی حقایق موجود راهنمایی می کند.

مراسم اعتکاف خواهران در مسجد الزهرا (س) زاهدان

 

پی نوشت؛

1.دوستان می توانند خاطرات این ازاده و جانباز سرافراز و همشهری خودمان را در کتاب ؛ چه کسی قشقره ها را می کشد؟ مطالعه کنند.


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   سه شنبه 15 مهر 1393 ساعت  7:54 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

خدا دوست دارد

 

چند شب پیش در برنامه زنده باد زندگی شبکه2، خانواده محترم روحانی ای دعوت بودند. برنامه زنده بود. پوشش همسر و دختر آن روحانی و سبک زندگی آنها در نوع خود برای هر بیننده ای قابل تامل و  شگفتی بود.

«پ،ح.ب» مثل «پوشیه، حجاب برتر»

شگفت تر از آن پوشش نامتعارف، توجیهات همسر آن روحانی محترم بود. ایشان برای توجیه پوشش خود
می گفت؛

پوشش کامل زن باعث می شود تا اشعه هایی که در چشمان مردان است به پوست و زیبایی زنان لطمه نزند.

آیا این توجیه درستی است؟ آیا امکان اثبات آن وجود دارد؟ آیا هر چه زنان پوشش رقیق تری داشته باشند نازیباترند؟ آیا بیماری های پوستی در زنان با آن پوشش کذایی کمتر از زنان با پوشش رقیق تر است ؟

و یک پرسش کلیدی و مهم ؛

آیا استدلال بهتری برای چرایی آن پوشش می شود ارایه کرد؟

آری پاسخ بهتری می توان داد. کافی است به این روایت نظری بیفکنیم؛

امام صادق(ع) فرمودند؛

      قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَا تَحَبَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِأَحَبَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ بحار ج 68 ص 196

خداوند تعالی می گوید؛ اگر بندگانم می خواهنداعمالی که من دوست دارم را انجام دهند، آنچه که بر آنها واجب نموده ام را انجام دهند

به عبارت دیگر خداوند متعال می فرماید قطعا آنچه را دوست داشته ام بر شما واجب کردم.

خب ؛ پس همسر مکرمه آن روحانی ارجمند می توانست برای توجیه پوشش خود بگوید؛ با حجابم ، چون خدا حجاب را دوست دارد.  

و این پاسخ کلید تمامی تعبدات ما به دستورات خداوند حکیم است. و البته این هم نگاه زیبایی به فلسفه احکام است. آری خوب است ما قبل و بعد از انجام هر واجبی بگوییم؛ این واجب است، خدا آن را دوست دارد.

 


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 14 مهر 1393 ساعت  9:31 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 2

خاطرات دودی

 

تابستان گذشت و تب مسافرتها مثل هرم گرما فروکش کرد و خاطراتش بر جای ماند. حالا حس میکنم آن خاطرات در دود و غبار غلیظ مات و مبهمی در گوشه ذهنم جا خوش کرده اند. از یادآوری آن خاطرات سرفه ام می گیرد. تنگی نفس به من دست می دهد. شاید علتش این باشد که در آن سفرها پای ثابت برنامه های همراهانم قلیان بود. آری قلیان هایی که خاطرات مرا دودی کردند.

در آن سفرها گاهی اندک اعتراضی به همراهان می کردم که دود قلیان بر مصاحبان و هم نشینان تاثیر گذارتر است تا فرد قلیانی. اما چه سود که در نهایت همسفران اهل دود و دم حواله ما را به قلیان کشی های اهل درد و دودِ دل می دادند که ؛ مگر نخوانده ای که مرحوم مجتهدی با چه آدابی قلیان چاق می کرد و چه با حال و صفا قلیان می کشید و چه سر کیف می آمد؟

امروز کتاب ارزشمند در محضر لاهوتیان را می خواندم که از اتفاق به خاطره جناب استاد محمد علی مجاهدی از جناب مجتهدی با عنوان؛ اینگونه قلیان را درست می کنند بر خوردم؛

حضرت آقای مجتهدی در اوایل ورود به قم گه گاه قلیان می کشیدند ...

نمی دانم چرا همراهان من این کلمه گه گاه را نخوانده بودند. آنها احتمالا فقط خوانده بودند ایشان قلیان می کشیده است. و عجیب اینکه اینها از کجا دانسته بودند جناب مجتهدی قلیان را با تنباکوی میوه ای و طعم دار می کشیدند؟ الله اعلم. بگذریم.

بنده هم که این خاطره را خواندم از شما چه پنهان هوس آنچنان قلیانی کردم.

...قلیان درست کردن ایشان هم دیدنی بود و می فرمودند به خاطر سه خصوصیت تماشاکردن قلیان آماده را دوست دارم؛

1.آتشی که بر سر دارد و بیتابی نمی کند خاطره سوختن و ساختن عاشقان را زنده نگاه می دارد.

2. غلیانی که از جوشش آب در کوزه آن پیدا می شود انسان را به یاد دلهای پر درد می اندازد

3.غلیانی که از جوشش آب در کوزه آن پیدا می  شود تلاطم سیلاب اشک را تداعی می کند.

بنده که هر چه قلیان کشیدن همراهانم را دیده بودم هیچ اثری از این توصیفات عاشقانه نداشتند. و چه بسا که ساعتها تا انتهای شب مشغول قلیان کشی و گپ و گفت بودند که با کمال تاسف نماز صبحشان قضا می شد.

حالا واقعا قیاس قلیان کشیدن مرد خدا مرحوم مجتهدی کجا و قلیان کشی همراهان ضعیف النفس ما کجا؟  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 12 مهر 1393 ساعت  11:44 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 3

فقط خودم و خودت ای امام زمان

 

امشب بخش های خبری سیما حرکت حاجیان به سمت عرفات را به سمع و نظر بینندگان رساندند. گزارشی هم از حال و هوای این روزهای حاجیان به روی آنتن رفت؛

-        زائری با گریه از مظلومیت امام زمان می گفت.

-        زائر دیگری آن هم با گریه از مظلومیت حاجیان شیعه در غیبت امام زمانشان می گفت.

-        زائر دیگری میگفت؛ اینجا غریبیم.

-        زائر دیگری میگفت؛ آقا امام زمان غریبند.

-        زائری میگفت؛ ما فقط آقا را داریم.

-        زائر دیگری میگفت؛ آقا فقط ما را دارد.

و بنده انگشت به دهان در حین دیدن این گزارش با خودم می گویم ؛ پس خدا چه می

شود؟ زائر در فکر امام زمان و امام زمان در فکر زائر پس چه کسی آمده اینجا

لبیک بگوید؟

با کمال تاسف انگار حاجیان ما فلسفه حج را به فراموشی سپرده اند. روح حج روح توحید است. بریدن از تمامی تعلقات و یک تن و یک رنگ و یک صدا شدن و لبیک گفتن به محضر پروردگار عالم است. حتی در این جمعیت متراکم هم وجود مقدس صاحب الامر احرام بسته لبیک حضرت حق را می گویند.

و حالا فکر میکنم فلسفه امامت در شیعه را هم انگار حاجیان ما به فراموشی سپرده اند. امامان ما بهترین و برترین راهنمایان مردم به سوی خداوند هستند. ما خالصانه ترین محبتهایمان را به زلف آبروی معصومان نزد خدا گره زده ایم تا آنها ما را با خدا آشنتی دهند. ما را به خدا برسانند. اما انگار حاجی ما از امامان همه چی می خواهد غیر از خدا.

سرزمين عرفات (جبل الرحمة)


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   جمعه 11 مهر 1393 ساعت  4:13 PM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

غدیر در زیج

1.در آستانه دو عید بزرگ در ماه گرانقدر ذی الحجه قرار داریم. قربان و غدیر. و غدیر خمستان جوشش شراب ولایت از انگورستان نبوت است.


2.از شب اول تا شب دهم این ماه ، میان نماز مغرب و عشا دو رکعت نماز مخصوص خوانده می شود که قنوتش شاه بیتی دارد ظریف ؛

 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ اعراف 142

3.تا به حال درباره بازتاب غدیر در آثار برادران اهل سنت کارهای بسیاری انجام گرفته است. یک نمونه تازه از بازتاب این روز بزرگ را می توان در تقویم ها و یا به قول معروف در زیج های قدیمی اهل سنت دنبال کرد.   

 4.زیج چیست؟

در ستاره‌ شناسی قدیم، مجموعه‌ای از جدول‌ها که مقادیر کمیت‌هایی که برای تعیین موضع سیاره‌ها به کار می‌رفته، در آن درج می‌شده است زیج یا زیگ می‌گفتند. واژه زیج، معرب واژه فارسی زیگ است که در پارسی میانه به معنای جدول اختری و یا سالنامه است.

این کتاب‌ها شامل اطلاعاتی در مورد زمان طلوع و غروب خورشید، ماه و سیارات و ستاره‌های مشهور در روزهای مختلف سال و برای یک محل خاص بوده است که در قالب جدول‌هایی تنظیم می‌شده است. از جداول زیج، برای دانستن موقعیت و رصد کردن اجرام سماوی، تعیین طول روز و شب، تهیه تقویم‌ها، جهت‌یابی و دیگر مقاصد اخترشناسی و نیز در طالع‌بینی استفاده می‌شده است.

در قدیم هر کدام از اخترشناسان برجسته یا هر رصدخانه، یک زیج ویژه به خود می‌نوشتند و زیج‌های پیشینیان را تصحیح می‌کردند که تعدادی از این زیج‌های قدیمی به نام شاهان و فرمانروایان نوشته شده است. در حال حاضر نسخه‌هایی از چنین زیج‌هایی در موزه‌ها موجود می‌باشد.

5.یک نمونه از این زیجها، زیج ابن شاطر با عنوان نزهة الناظر است. ابن شاطر یا همان علاء الدین علی بن ابراهیم انصاری معروف به مطعّم فلکی متوفای 777 هجری و تاریخ کتابت آن نسخه دهم رجب سال 813 است.
این کتاب هم مانند زیج های دیگر حاوی اطلاعات و جداول نجومی مفصل است و در مقدمه کوتاهی هم که برای آن نوشته شده شرحی در باره آن آمده است.
6.یکی از جداول این کتاب که در صفحه 36 چاپ شده است با عنوان «جدول اعیاد المسلمین و ایامهم المشهوره» حاوی اطلاعاتی است که بر اساس ماه های قمری از محرم تا ذو الحجه، در باره روزهایی که برای مسلمانان اهمیت دارد، عناوینی را آورده است.

جالب است که در این جدول به اعیاد شیعیان و بخصوص عید غدیر اشاره شده است.

بررسی اعیاد شیعه در زیج های اهل سنت و بخصوص بررسی عید غدیر خم در این تقویمهای قدیمی خالی از لطف نیست. به ستون ذی الحجه و ردیف 9 دقت کنید؛ یوم غدیر خم مشخص است.

رسول جعفریان


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   دوشنبه 7 مهر 1393 ساعت  11:57 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 2

هزار و سیصد و نود و شیعه

 

تا نزدیکی جایگاه و صندلی های ردیف اول که مسوولان و برگزارکنندگان همایش نشسته بودند پیش آمده بود. یک نفس کد کارت قرعه کشی اش را فریاد میزد تا شاید مجری برنامه هم شماره او را بخواند.

_1393 ، 1393 ، 1393 ....

چند لحظه قبل از اینکه قرعه کشی آغاز و برندگان کمک هزینه مشهد مقدس اعلام شوند، بانوان شرکت کننده در همایش حمایت از جهادگران مناطق محروم و شیعه نشین جنوب کشور، کارستانی راه انداخته بودند؛

بانوی کهنسالی پیش قدم شد و خانه خودش را در اختیار موسسه قرار داد. در پی او انگشتر طلا و دستبند و گلوبند و النگو و مبالغ نقدی به سمت جایگاه سرازیر شد. می گفتند برای حفظ آبروی شیعه است.  

مجری شماره ها را می خواند و دل توی دل جوان ترها نمانده بود؛

1420، 1350، 1670، ....

 دختر جوان جلوی جایگاه ایستاده بود و یک بند شماره 1393 را تکرار می کرد. حالا همه فهمیده بودند که او چقدر دوست دارد برنده یکی از کمک هزینه های مشهد مقدس شود.

_ طفلک شاید خیلی وقته مشهد نرفته

_ مشهد بهونه است ، پول براش مهمتره

_ بعضیا همیشه دوس دارن برنده بشن

_ چه رویی داره میخاد به زور برنده بشه

دختر جوان، خسته و نا امید پشت به جایگاه به سمت صندلی خودش حرکت می کرد که مجری برنامه آخرین نفر را اعلام کرد؛

_ 1393

دختر جوان با ناباوری برگشت و چشمها را به سمت مجری خیره کرد و گوشها را تیز تا یک بار دیگر بشنود؛

_ 1393

درست بود. حالا روی پای خودش بند نبود. انگار آسمان را به او بخشیده اند. به سرعت خود را به مسوول مسابقه رساند و حواله دریافت کمک هزینه را دریافت کرد.

فردا مسوول صندوق می گفت دختری جوان آمد و حواله را تحویل داد. تا خواستیم مبلغ کمک هزینه را پرداخت کنیم گفت دست نگه دارید. بخشیدم!!!

یکی از همکارها که در همایش حضور داشت و از اتفاق بی قراری و اشتیاق دختر جوان را دیده بود بی درنگ از او پرسید؛ مگر شما نبودید که شماره خودتان را فریاد می زدید و دست آخر تا برنده شدید سالن را روی سرتان گذاشتید ؟ حالا چرا جایزه خودتان را می بخشید؟

دختر نگاه آرامی به همکارم کرد و گفت؛ همه اشتیاقم برای این بود که می ترسیدم کسی جایزه را ببرد و برای خودش بر دارد. من می خواستم جایزه را ببرم تا آن را به شما پس بدهم تا کمکی به جهادگران موسسه در مناطقی که آبروی شیعه در خطر است کرده باشم. 

http://valinematan.persiangig.com/image/%D8%B7%D8%B1%D8%AD/3c.jpg


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   شنبه 5 مهر 1393 ساعت  11:02 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

جهانی بیندیش، جهانی دعا کن

 

امام جماعت که سلام نماز ظهر را داد، فی الفور به سجده رفت و سه مرتبه شکرا لله گفت. هنوز سر از سجده بر نداشته بودم که صدای خسته ای از میکروفون شنیده شد. صدای پیرمردی چروکیده و خسته  اما نورانی ای بود. با صدای کاملا خش دار رو به جمعیت نماز گذار که حالا همگی سر از سجده شکر برداشته اند کرد و گفت؛

_ مردم امشب شب شهادت امام جواده

نگاهی به پیرمرد انداختم و زیر لب غر زدم که بین نماز ظهر و عصر که هنوز توجهات در نمازه فرصت پیدا کرده تکدی گری کنه تازه ان هم کنار محراب و چه پیشرفته؛ استفاده از میکروفون و ... و توی همین غرغر کردنهای خودم بودم که صدای پیرمرد دوباره بلند شد؛

 _ آب مایه حیاته و زندگی خزنده و چرنده و گزنده بسته به آبه .

حالا صدا گرمتر و گیراتر و بلند تر شد. پیرمرد همه توانش را جمع کرد و خدا را قسم داد که باران فراوان ببارد و از نماز گزارها الهی آمین سنگینی گرفت و دوباره سفارش کرد؛

_ مردم دعا کنید، دعا.

به فکرم رسید پیرمرد و مسجدی ها که باران را برای خودشان نمی خواهند. تازه اگر باران هم ببارد که فقط برای مسجدی ها و نمازخوان ها که نمی بارد . پس این دعای کوتاه در این مسجد کوچک برای همه مردم است. تازه دارم مفهوم دهکده کوچک جهانی را می فهمم. این تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی پیشرفته و سرعت حمل و نقل و قدرت ماهواره ها نیست که به قول غربی ها دنیای ما را کوچک کرده است. بلکه دعای پیرمرد چروکیده و خسته است که تمام توانش را در حنجره خش دارش جمع کرده و دارد برای همه درخواست باران می کند.

حالا از خودم خجالت میکشم که گمان تکدی گری به پیرمردی بردم که دارد جهانی می اندیشد و جهانی دعا می کند و دوست دار آبادی دهکده کوچک جهانی است. 

 http://www.uplooder.net/


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   پنج شنبه 3 مهر 1393 ساعت  7:50 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 1

کمتر از دو ساعت تا دیدار با خدا

 

خدا با موسی قرار دیدار می گذارد. موسی بر سر قرار حاضر می شود. حرفهای خدا را می شنود.

_ چقدر خدا قشنگ حرف می زند.

دل موسی آب می شود. دلش می خواهد صاحب این صدای زیبا را ببیند؛

_ خدایا بگذار ببینمت

_ نمی شود. اما بگذار آزمایشت کنم ببینم می توانی مرا ببینی؟ موسی به کوه نگاه کن، اگر در جای خود باقی ماند می توانی من را ببینی.اگر متلاشی شد نمی توانی.

خدا در کوه تجلی کرد. کوه متلاشی شد. موسی از هوش رفت. وقتی به هوش آمد، گفت: تو منزّهی، به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنم.

یکی از یاران امام علی(ع)از وی می پرسد؛ آیا خدا را می بینی؟ حضرت تعجب می کند؛

_ عجب سوالی می پرسی؟ خدایی را که نمی بینم، نمی پرستم.

یار امام شگفت زده می پرسد؛ چگونه خدا را می بینی؟

_ با چشم دل .

دیدار خدا از طریق تجلی حضرت بر قلوب امکان پذیر است. و البته این تجلی برای افراد مختلف بر اساس توانایی هایشان متفاوت است.

یکی از راه های دیدار با خدا خواندن نماز است. نماز فرصت خوب دریافت تجلی ربانی و دیدار با خدا است. بر این اساس در فرهنگ اهل بیت برای خوب خواندن نماز روایات بسیاری نقل شده است. زیرا وقت ملاقات با خدا باید از همه نظر آماده باشیم.

سفره تجلی ربانی در نماز برای ما گسترده است. مع الاسف خودمان هستیم که مانع دریافت این تجلی و بی توجهی به این دیدار بزرگ هستیم.

علامه حسن زاده به نقل از یکی از اساتیدشان می فرمایند؛

در احوال امام صادق(ع) روایتی نقل شده که هر گاه حضرت ناراحت و غمگین می شدند، نمازهای مستحب را ترک می کردند. آنگاه درباره ترک نمازهای نافله توسط امام چنین توضیح می داد؛

اگر در حالت ناراحتی و گرفتار های روحی به نماز بپردازیم کفران نعمت تجلی خداوند را کرده ایم.

به عبارت دیگر اگر هنگام دیدار خداوند در نماز حواسمان به گرفتاری های روحیمان باشد، مرتکب کفران نعمت دیدار حضرت حق می شویم .

الان ساعت 10:30 و تا یکی دیگر از دیدارهایمان با خدا کمتر از دو ساعت مانده به اذان ظهر و عصر  

   داستان کوتاه  ملاقات ما انسان ها با خدا (حتما بخوانید)  


ادامه مطلب

+  نوشته شده در   چهارشنبه 2 مهر 1393 ساعت  10:38 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 3

  • صفحات :  1 2