بند دل
در لغت نامه دهخدا برای اصطلاح معروف؛ بند دل پاره شدن چنین آمده ؛
بسیار ترسیدن و بسیار مشوش شدن.
خــدایـــــــــا....
این بنــد دل آدم کجاست؟!
که گاهی با یــک
اســم
نــگــاه
با حضور یــک نــفر
وبا یک لبــخنــد
"پــاره مــیشود"....!؟!!
وقتی آدم می ترسد یا نگران می شود یا عاشق ... بند دل پاره می شود آنوقت دل آدم هری تو می ریزد. این را هم لغتنامه دهخدا می گوید.
یک اصل قرآنی می گوید؛ بند دل پاره می شود اما خدا دوباره محکمش می کند.
مثل مادر موسی که بند دلش پاره شد. فرعونیان در جستجوی نوزاد پسری بودند که قرار بود شیرازه قدرتشان را در هم بکوبد. مادر موسی برای نجات فرزندش باید موسی را به نیل می انداخت. وقتی مادری بشنود که طفلش را باید به آب افکند بند دلش پاره می شود. دلش هری تو می ریزد. اما قرآن می گوید ؛ دلش را محکم کردیم.
وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغاً إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
مثل اصحاب کهف، همان جوانانی که بیزار از جامعه ای که شرک بر در و دیوارش شتک زده، وقتی ایستادند و اعلام کردند که خالق آسمان و زمین را می پرستند ، ادعاییکه در آن جامعه تاریک بند دل هر کسی را پاره می کرد. اما قرآن می گوید ؛ دلشان را محکم کردیم.
وَرَبَطْنَا عَلَی قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا.
و دل هایشان را محکم کردیم آن گاه که قیام کردند و گفتند: پروردگار ما خداوند آسمان و زمین است و جز او خدایی را نمی خوانیم.
چند روز دیگر قرار است تشویش و شورشی در خلق عالم برپا شود. و بند دلهای عاشقان پاره شود.
خدا خودش به داد دلهای عاشورایی می رسد.
روزی که بشیر به فرمان امام زین العابدین علیه السلام وارد مدینه شد تا مردم را از بازگشت اسرای آل علی باخبر سازد، ام البنین علیهاالسلام راه را بر او گرفت و فرمود: ای بشیر، از امام حسین چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدای تعالی ترا صبر دهد که فرزندانت عبدالله و جعفر و عثمان شهید شدند. ام البنین گفت: از حسین چه داری؟ بشیر گفت: خدای صبرت دهد که عباس هم شهید شد. ام البنین گفت: فرزندان من و آنچه زیر آسمان است فدای نام حسین باد! مرا از حسین خبر ده. وقتی که بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به ام البنین داد، آن بانو ناله ای کشید و گفت: ای بشیر، بند دلم را پاره کردی و آن گاه صدا به ناله و شیون بلند کرد.

