ايرباس آمد
به استقبال درس؛
آن مرد آمد. آن مرد در باران آمد.
و همچنين ؛
آن مرد داس دارد. آن مرد اسب دارد.
هواپيماي ايرباس آمد. همه خوشحال شدند. عكس يادگاري گرفتند. خنديدند. مسوولان بيشتر. معلوم شد ما خيلي چيزهاي نو را دوست داريم. بعضي ها گفتند ما چهار دهه تحريم بوديم. يعني نمي توانستيم ايرباس بخريم. اما حالا ايرباس را خريداري كرده ايم. اصلا تحريم خر است. چرا بايد تحريم باشيم و نتوانيم ايرباس بخريم. ايرباس براي سفرهاي هوايي خيلي خوب و مطمئن و جادار است. آدم ها از چيزهاي نو و جديد خوششان مي آيد. آدم بزرگها به چيزهاي جديد مي گويند مدرن. حتي من شنيدم كه از كلمه مدرنيته هم استفاده مي كنند. اما نمي دانم كه مدرنيته ديگر چيست. شايد آن هم يك هواپيماي ايرباس ديگري باشد. چه بهتر . پس ما به مدرنيته هم نياز داريم. چون خوشمان مي آيد. چون جديد است. چون به كارها سرعت مي دهد. چون اطمينان بخش است. اما من شنيده ام كه بعضي با مدرنيته مخالف هستند. آنها مي گويند مدرنيته با دين ما مخالف است. اين را نمي فهمم. يعني دين نمي تواند مدرنيته را بخرد؟ يا بر عكس مدرنيته نمي تواند دين را بخرد؟ واقعا نمي دانم. اما مي دانم كه خيلي از آدمها كه دين دارند مدرنيته را مي خرند. مثلا مسوولان ما كه خيلي هم ديندار هستند وقتي ايرباس را خريدند خيلي خوشحال شدند. خب حتما اگر مدرنيته را هم بخرند خوشحال مي شوند. بعضي ها مي گويند مدرنيته را اگر بخريم وقتي كه مثل ايرباس به كشور ما مي ايد با خودش يك چيزهايي مي آورد. مثلا مي گويند آب نبات هايي دارد كه وقتي مردم مي خوردند خيلي خوشحال مي شوند. اما بعد از يك مدت سنگين مي شوند. دچار فراموشي مي شوند. حواسشان پرت ميشود. خوابشان مي گيرد. من كه سر در نياوردم. اما ميدانم كه ما مدرنيته مي خريم. خوشحال هم مي شويم. از آنها استفاده هم مي كنيم. اما بعدش مي گوييم مدرنيته بد است. اين را واقعا نمي فهمم.
اين متن را با الهام از سخنان استاد داوري اردكاني نوشتم . حرفهاي ايشان را بخوانيد ؛
«مساله نسبت دین و مدرنیته مساله چندان دشوارى نیست و اگر گاهى دشوار مى نماید از این روست که کسانى مایلند و ادعا دارند که مى توانند دست مدرنیته را در دست دین بگذارند و با این هر دو به سر برند و اگر کسى بگوید که این کار چه دشواری هایى دارد، از همه سو مورد اعتراض قرار مى گیرد. » مدرنیته نمى خواهد و نمى پذیرد که دین در گردش امور و ترتیب کارها دخالت کند. یعنى در عقلانیت تجدد، سخن و قانون، سخن و قانون بشرى است و هرچه وراى این باشد بى اعتبار و اساطیرى و مردود است.
http://www.khabaronline.ir/detail/618707/weblog/news
ادامه مطلب
