برف و بنفشه
امروز صبح اول وقت کنار خیابان چند کارگر سالخورده شهرداری کوزه های گل را یکی یکی از پشت نیسان خالی می کردند. توی پیاده رو دو تا خانم جوان و شیک پوش این کارگرها را زیر نظر داشتند. اشتباه نکنم این خانمها، مهندس های کشاورزی شهرداری هستند. کارگرهای سالخورده که شاید سالیانی پیش کشاورزهای آبادی و آبادانی زمین های خودشان بودند با هر کلمه خانم مهندس ها به نشانه قبول، سر پایین می انداختند و وقتی هم که خانم مهندسها حرف نمی زدند نگاهشون را از زمین بلند نمی کردند و کوزه ها را دست به دست می کردند.
بعد از ظهر که مسیر همان خیابان را با دوچرخه طی می کردم دیدم گل های بنفشه را در ردیفهای منظمی در باغچه حاشیه میدان کاشته بودند. هنوز دقیقا چهار ماه به آغاز فصل بهار باقی مانده است. گل بنفشه را گل زیر برفی هم می گویند چون اویل زمستان کاشته می شود. گل دهی بنفشه از اوایل بهار آغاز می شود .
یک بار از اتفاق شاهد بودم که گل های بنفشه ای که در باغچه حیاطمان کاشته شده بود زیر آوار برف مدفون شد. آنروز نمی دانستم تن پوش برفی برای گلهای بنفشه مناسب است. تا اینکه دیدم در بهار چندان با طروات و زیبا گل دادند که واقعا شگفت زده شدم.
از امروز که اولین روز آخرین ماه فصل پاییز است تا اولین روز فروردین، بنفشه ها ما را به استقبال بهار می برند. آنها آمده اند تا همراه ما و به اتفاق هم از سرمای زمستان عبور کنیم. به بهار برسیم. ای کاش زمستان شرمنده ما و بنفشه ها نشود. ای کاش زمستان تن پوش سفید برفی خود را بر تن بنفشه های ما بپوشاند. ای کاش بخل نورزد و ما را سفید رو کند. ای کاش برف و بنفشه ...
ادامه مطلب

