نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

کی از بخش​های سه گانه جهاد اکبر خودسازی و توسعه ملی انقلابی اسلامی کشور است. پس از حماسه دفاع مقدس و عزتبخش و با بهره​گیری از پیامدهای ثبات تاریخی و آموزه​های تاریخ ساز جهادی آن می​باشد.

جهاد توسعه اقتصادی، توأمان با جهاد توسعه و تعادل سیاسی ساختاری راهبردی و معطوف به جهاد تعالی فرهنگی؛ معنوی و اخلاقی است. جهاد اقتصاد و اقتصادی توسعه و جهاد توسعه اقتصاد و اقتصادی، جهاد سیاست و سیاسی اقتصادی و جهاد اقتصاد سیاسی و جهاد فرهنگ و فرهنگی اقتصاد و اقتصادی.

 راهبرد جهاد و جهادی اقتصاد و اقتصادی همچنین اقتصاد جهادی؛ راهبرد جهش توسعه و توسعه جهشی متعادل و متعالی جمهوری اسلامی ایران در چشم انداز بلندگستر خویش است.

راهبرد جهادی و جهاد راهبردی که با کارایی و کارامدی جهادی و جهاد کارایی و کارامدی؛ بهره​وری و اثربخشی نیروها و نهادهای اقتصادی، حتی سیاسی یا سیاستی یعنی سیاستگذار و بلکه فرهنگی اعم از دولتی، عمومی و خصوصی قابل دستیابی می​باشند.

 چالشی که هم اینک فراروی همگی نیروها و نهادهای علمی، راهبردی و کاربردی یا اجرایی کشور قرار دارد. در حد دفاع مقدس و بلکه جنگ و مبارزه فراگیر و خستگی ناپذیر با عدم توسعه و موانع توسعه متعالی است.

در تداوم اصلاح الگوی مصرف، پیشرفت و عدالت، همت مضاعف و کارمضاعف، تولید علمی و نظریه پردازی، اجرایی سازی اصل 44 قانون اساسی و تعدیل دولت و اقتصادی، هدفمندی یارانه​ها، ... . به منظور سوق کشور از اداره با دارایی​های بویژه ارزی نفتی به اداره با درآمدهای ناشی از کار مولد با ارتقای هر چه فراتر کارایی و کارامدی؛ بهره​وری و اثر بخشی نیروها و نهادهای کاری و اقتصادی کشور بویژه در فرایند جهانی شدن اقتصاد (گلوبالیتی)و در مقابله با پروژه جهانی سازی(گلوبالیزیشن)؛ اقتصادی سازی جهان، غربی، امریکایی و بازاری سازی جهان با الگوهای فرااستکباری بانک جهانی و صندوق بین مللی پول.

پیش در آمد:

جهاد اقتصادی: راهبرد راهبری راهبردی سال1390 دولت و نظام سیاسی می​باشد. راهبرد جهادی توسعه اقتصادی که بایسته تبیین نظری، ترسیم عملی و تحقق عینی است. بویژه راهبرد اقتصاد جهادی و حتی جهاد راهبردی اقتصاد و اقتصادی و توسعه و حتی اشتغال که شایسته تبیین (پژوهش، آموزش و اطلاع رسانی)نظری علمی یا تبیین علمی نظری، ترسیم علمی عملی و عملی علمی و سرانجام تحقق علمی عینی و عینی علمی می​باشد.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 8:21 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

اطلاعات بين المللي درباره حجم و ميزان توليد علم نشانگر نابرابري هاي بسياري بين کشورها است، که از نابرابري هاي اقتصادي نيز فراتر هستند. جدول شماره يک نسبت بين محققان فعال و جمعيت، تعداد بيشترين مقالات مورد ارجاع قرار گرفته هر محقق و توليد ناخالص داخلي(GDP)واقعي براي هر فرد از 88 کشور نمونه در سال 1987را نشان مي دهد. اين آمار توصيفي نشانگر آن است که بين کشورها نابرابري هاي قابل توجه اي با توجه به هر دو مولفه علم و اقتصاد وجود دارد.

آمارهاي توصيفي براي توليد ناخالص داخلي هر فرد و شاخصهاي علمي 88 کشور – سال 1987  
   ضريب تغيير  ميانگين  بيشينه  کمينه
 توليد ناخالص واقعي به ازاي هر فرد جمعيت (دلار امريکا)  0.823  6931.8  22300  336
 تعداد محققان در يک ميليون نفر جمعيت  1.537  0.44  2.76  0.002
 تعداد مقالات با ارجاع زياد ( مقالات با بيش از 40 ارجاع)  2.437  5.21  80  0

مقايسه بين شاخص هاي علمي و اقتصادي توسعه نشان مي دهد که نابرابري اقتصادي در جهان، کشورها را به دو گروه کشورهاي با درآمد زياد و کم تقسيم مي کند؛ به طوريکه در مورد زيربناهاي علمي تعداد زيادي از کشورهاي با درآمد کم نقش ناچيزي بازي مي کنند و در نقطه مقابل، دسته کوچکي از کشورها با ميزان توليدات علمي گسترده و پر اهميت قرار دارند.
 چهره ديگر اين نابرابري که توسط ادبيات پژوهشهاي تجربي نشان داده مي شود، بازگشت در حال افزايش سرمايه است. براي مثال محققان در سال 1999 بين تعداد دانشمندان پژوهشگر به ازاي هر فرد و ميانگين تعداد مقالات مورد ارجاع قرار گرفته به ازاي هر دانشمند در 21 کشور صنعتي در سال 1987همبستگي 0.86 پيدا کردند. به بيان ساده در صورتيکه رشد بخش علمي از حد معيني گذر كند، بازگشت سرمايه  افزاينده اي وجود خواهد داشت.
هرچند در ادبيات تحقيق هيچ تحليل روشني از مکانيزمي که نابرابري علمي ميان کشورها را ايجاد مي کند وجود ندارد، وجود ميزان رو به رشد بازگشت سرمايه مي تواند تفاوت مشخص بين اندازه و بهره وري بخش علم در کشورهاي مختلف را توضيح دهد. فرضيه ما آن است که سرمايه بازگشتي رو به افزايش و نابرابري کشورها درتوليد علمي نشات گرفته از "سازمان علم باز" (Open Science) مي باشد؛ اين سازمان بر پايه جريان پيچيده اي است كه به عنوان مهمترين خصوصيت، توليدات خود جريان را تقويت مي كند. اين برنامه باعث ايجاد سيستم پاداشي مي شود که نقش مهمي را به پاداش اجتماعي، مثل پرستيژ اجتماعي و اعتبار در بين همكاران واگذار مي کند. ما فکر مي کنيم راههايي که دانشمندان از طريق آن به اعتبار و احترام اجتماعي دست پيدا مي کنند مي تواند مسبب واقعي افزايش سرمايه هاي بازگشتي و تفاوت كشورها در زير بناهاي علمي باشد.
سازمان علم و هنجارهاي رفتاري آن پيشرفت علم را در کشورهاي غربي به خوبي توصيف مي كند و مي تواند به عنوان يکي از اصلي ترين دلايل رشد اقتصادي آنان در نظر گرفته شود. اين فرضيه تا درجه زيادي توسط ادبيات تاريخ اقتصادي کشورهاي توسعه يافته تاييد مي شود. يکي از مهمترين اشکالي که صنعتي ترين کشورها را از مابقي آنها جدا مي کند، زير بناهاي علمي آنهاست. معجزه اقتصادي دنياي غرب مي تواند به مقدار زيادي به تاکيد بر علم به عنوان يک نهاد قوي براي جست و جو در رازهاي طبيعت نسبت داده شود. اين بازده اساسا به دليل خلق نهادهايي براي انجام همزمان دو کارکرد:  1. ميزباني و  2. پاداش دادن به دانشمندان، به همراه تخصص گرايي فزاينده در پژوهش و پديدآمدن هنجار در درون جامعه علمي است.  ادبيات جامعه شناسي قوانين و هنجارهاي رفتاري که در دنياي علم دانشگاهي غالب هستند را بررسي کرده است. اين هنجارها به طور زيربنايي توسط مرتون(1957) تحليل شده است. عام گرايي، کل گرايي (جهاني بودن)، بي طرفي، اصالت (ابتکار) و شک سازمان يافته هنجارهاي سازمان علم هستند. از تاثير و تاثر اين هنجارها ساختار تشويق کننده مشخصي بيرون مي آيد که طبيعتي چند بعدي دارد. اين ساختار شامل پاداش واقعي، مثل دستمزد و جوايز پولي و غيره و پاداشهاي غير واقعي (يا اجتماعي) مثل اعتبار اجتماعي، شهرت بيشتر در بين همکاران، اپونيمي1 و ... مي شود. پاداشهاي اجتماعي، مخصوصا براساس منبعي که از آن مي آيند دو شکل عمده به خود مي گيرند: يکي به رسميت شناخته شدن  و كسب اعتبار بالا در جامعه علمي است که از نشريات و نوآوري هاي مهم سرچشمه مي گيرد؛ دوم فداکاري براي پژوهش است که به ويژگي هاي روانشناختي افراد و اشکال فرهنگي بستگي دارد.

مدل: 
ما سعي کرده ايم مدلي از رشد درونزاد (نوعي اقتصاد خرد از دانش) طراحي کنيم. در اين مدل بخش مولد اقتصاد با دو مولفه ساخته مي شود: توليد علم و توليد کالاهاي مصرفي. سرمايه اي وجود ندارد و تنها وروديهاي توليد، دانش و کارگران هستند. همچنين مدل ما عناصري از قبيل زمان، حالت دانش، اشکال کار ( کار در بخش پژوهشهاي پايه و بخش رقابت)، اعتبار اجتماعي، مولفه هاي فناوري، نوآوري در دانش و اکتشافات علمي را دربر مي گيرد. 
بخش علم در اين اقتصاد، دانش پايه و زيربنايي جديد را توليد مي کند که نوعي کالاي عمومي است که مي تواند آزادانه براي توليد کالاي نهايي به کار رود.
سيستم پاداش بخش علم يکي از اساسي ترين عناصر بخش علمي است که در مدل ما مورد توجه قرار گرفته. نظام پاداش دهي يکي از ويژگيهاي بحث انگيز جهان دانشگاهي است. اين نظام برپايه ارزش والايي قرار دارد که دانشمندان به سبب اولويت در کشف به آن دست پيدا مي کنند. علم يک نهاد است که به طور ريشه اي به عنوان يک «ارزش والا» تعريف مي شود و «به اصالت شناخته شدن يک فرد» را به مرکز توجه بدل مي کند (مرتون 1975). به عنوان نتيجه اي از اين هنجار، محققان براي آنکه اولين فرد توليد کننده يک پيشرفت علمي باشند و از جامعه علمي پاداش بگيرند با يکديگر رقابت مي کنند. پاداش علمي حتي در صورتيکه ابداعي صورت نگيرد به تکرار و تکثير ساده فعاليتهاي پژوهشي نيز تعلق مي گيرد. ويژگي مهم ديگر سيستم پاداش در علم، طبيعت چندبعدي آن است. معمولا اين سيستم  از پاداش واقعي که اغلب توسط دولت در نظر گرفته مي شود (حقوق بالاتر، جوايز نقدي، حق امتياز اختراعات واکتشافات و ابداعات، حق مشاوره و حق الزحمه ايراد سخنرانيها) تشکيل مي شود اما همچنين دربردارنده پاداشهاي اجتماعي است که عمدتا از طرف همتايان و همکاران محقق اعطا مي شود. بسياري از جامعه شناسان علم  بر اين نکته  انگشت گذارده اند که پاداش اجتماعي مهمترين بخش پاداش علمي است. 
اما قدرداني اي که دانشمند به آن نائل مي آيد بيش از آنکه ستايش عمومي باشد،  به رسميت شناخته شدن توسط همتايان است که اغلب داراي اشکال زير است: مورد ارجاع قرار گرفتن کارهاي آنان، احترام همکاران2 ، عناوين تجليلي و غيره.  تثبيت پايگاه اجتماعي يک فرد در نظر همتايان بسيار بيشتر از ديگر اعضاي جامعه اهميت دارد. اين موضوع در ميان دانشمندان مصداق پررنگ تري پيدا مي کند، زيرا آنان شناخته شدن توسط همکارانشان را بسيار با ارزشتر از ديگر گروههاي اجتماعي ارزيابي مي کنند.
در بخش مصرف کالاي پژوهشي،کارکنان تکنولوژي را از پژوهشهاي دانشگاهي به طور رايگان دريافت مي کنند، اما بر روي حقوق خود ماليات مي پردازند که دولت آن را در انجام پژوهشهاي پايه سرمايه گذاري مي کند. براي سرمايه گذاري در توليد دانش به وسيله بخش پژوهش، دولت بر کل بخش مصرف ماليات وضع مي کند. 
مدل ما، نشانگر آن است که بين مزاياي دانشمند بودن و اندازه جامعه علمي، يک ازتباط غيرخطي وجود دارد.  اين ارتباط از تاثير متقابل دو نيرو به وجود مي آيد كه در خلاف جهت يكديگر عمل مي كنند. نيروي مثبت ناشي از اعتبار اجتماعي دانشمندان است که به طور مثبت با اندازه پژوهش هاي پايه ارتباط دارد. نيروي  منفي ناشي از رقابت بين دانشمندان و اولويت بندي بين آنهاست.  از چنين مدل ديناميک غير خطي، يک تنوع غني از ميزان درآمد به دست خواهد آمد. به ويژه هنگامي که ميزان منابع سرمايه گزاري شده در پژوهش کم و پاداش اجتماعي زياد است، حالت پايداري پديدار مي شود که به نظر مي رسد توصيف مناسبي از رابطه بين علم و رشد در کشورهاي داراي درآمد کم و در اقتصادهاي به شدت صنعتي شده فراهم مي کند. مدل نشان مي دهد که در يک طرف اقتصادي با بخش علم محدود، حالتي که پژوهشگران مقدار کمي تلاش صرف فعاليتهاي پژوهشي مي کنند و رقابت ضعيف است،  وجود دارد  و در طرف ديگر اقتصادي با بخش بزرگ علم و پيشرفت سريع دانش. در اين حالت دوم که تعادلي ايده آل را مي سازد، جامعه علمي با رقابت سخت ميان پژوهشگران مشخص مي شود و اعضايي را که يافته هاي جديد بدست آورند با اعتبار بالا پاداش مي دهد.
به نظر مي رسد تعادل پايين مبين نوعي از فقر پايدار يا تله فقر (Poverty Trap) است زيرا در اين حالت هم بهره وري دانشمندان و هم نرخ رشد پايين است و چنين تعادلي هنگامي که بخش علم و در نتيجه اقتصاد در سطح پاييني از رشد قرار دارند، شکل مي گيرد. افزايش حاشيه اي در منابع سرمايه گزاري شده در پژوهش ممکن است ضمن آنکه بهره وري دانشندان را پايين مي آورد، تاثيرات مخربي بر رشد علمي داشته باشد. به نظر مي رسد تنها سياست هاي هدفمند براي قوي ساختن پاداش اجتماعي برگرفته از فداکاري براي علم، مثلا از طريق بهبود بخشيدن به فرايندهاي انتخاب افراد در جامعه علمي، مي تواند به خوبي کار کند. در عوض در حالت تعادل رشد بالا، سياست هايي که سود اجتماعي و واقعي برگرفته از يک کشف جديد را افزايش مي دهند، بر بهره وري دانشمندان تاثير مثبت دارند، در حالي که تقويت پاداش اجتماعي براي دانشمندان فقط براي فداکاري در علم، ممکن است تاثير مخربي بر اندازه جامعه علمي بگذارد.

بحث و نتيجه گيري:
مدل ما به نوعي از نظام مشوق کار علمي مي پردازد که اساسا بر پايه پاداشهاي اجتماعي قرار دارد و مي تواند نتايج مثبت و افزايش بازگشت سرمايه را به دنبال داشته باشد. يک نگاه کلي به نتايج ما نشان مي دهد که ساختار مشوق دانش، تاثيرات بسيار پيچيده اي روي ميزان «توليد و اندازه بخش علم» دارد. فراتر از آن، ميزان تاثير گذاري انواع مختلف پاداشها به سطح توسعه يافتگي که در حال حاضر بخش علمي به آن دست يافته است، بستگي دارد. براي مثال، پاداشهاي اجتماعي که از ابداع به دست مي آيند تنها نوعي از پاداش هستند که اجازه مي دهند دانش در هر دو بعد اساسي زير گسترده تر شود: تلاش دانشمندان براي کار پژوهشي و اندازه علم. با اين حال، اين پاداشها مي توانند باعث ظهور نوعي تعادل شوند که جامعه را به دام تله فقر بيندازد زيرا تاثيرات عميق خود را از دست داده اند.
از اينرو، حتي اگر پاداشها عميقا در گسترش بخش علم مشارکت کنند ممکن است يکي از مهمترين دلايل نابرابري شديد موجود در بخش علم کشورهاي مختلف باشند: آنها ممکن است مقدار زيادي از منابع واقعي را به کار نگيرند و فرصت فائق آمدن بر پيچيدگي و سختي تلاشهاي نظارتي را از ما بگيرند. همچنين پاداشهاي اجتماعي که از فداکاري دانشمندان در راه علم به دست مي آيند دو اثر عمده دارند: از يکسو، آنها تنها ابزارهاي موثر در گسترش علم در مراحل ابتدايي رشد آن هستند و از سوي ديگر، آنها يکي از دلايل ايجاد تعادل چندگانه و در نتيجه تله فقر به شمار مي روند. در نهايت، مشوقهاي واقعي بيش از يک تاثير دارند که به درجه توسعه يافتگي بخش علم بستگي دارد. در حالت تعادل بالا، آنها ممکن است تعداد محققان را افزايش بدهند اما اين افزايش به قيمت کاهش تلاشهاي محققان تمام خواهد شد. در حالت تعادل پايين افزايش مرزي و حاشيه اي آنها ممکن است حتي اندازه جامعه علمي را کوچک کند، در حاليکه افزايش قابل توجه در تعدادشان اجازه مي دهد که از تعادل پايين جلوگيري شود. اين تاثيرات متفاوت پاداشها در گسترش بخش علم تا حد زيادي در تاريخ علم و در فرايند نهادينه شدن دانشگاههاي مدرن اثبات شده است.
سازمان پژوهشهاي بنيادين و زيربنايي براي کارکنان خود هم مشوق هاي واقعي و هم غير واقعي فراهم مي کند. دولت توليد دانش جديد را که يک کالاي عمومي براي بهبود فناوري شرکتها به حساب مي آيد، با استفاده از منابعي که از بخش خصوصي به دست مي آيد، سازماندهي مي کند. دانشمندان براي به دست آوردن اولويت انجام کشف جديد و برخورداري از پاداش واقعي و اعتبار در جامعه علمي با يکديگر رقابت مي کنند. همچنين دانشمندان در پي به دست آوردن پايگاه بالاتر اجتماعي درجامعه علمي، انگيزه هاي شغلي پيدا مي کنند. ديناميک مدل اقتصادي نشان مي دهد که دو تعادل ايستاي پايدار محلي (two locally stable stationary equilibrium) مي تواند رخ بدهد. اين دو تعادل (که همان معادلاتي هستند که ما به دست آورده ايم) مي توانند حالت دو قطبي را که در رشد اقتصادي بين المللي ديده  مي شود توضيح بدهند. يکي تجربه کشورهاي کم درآمد است که در آنها نهادهاي علم و تکنولوژي به اندازه کافي توسعه نيافته و به مرحله رقابتي نرسيده اند. حالت ثابت ديگر  متعلق به «کشورهاي کاملا صنعتي» است که در جستجوي پيشرفتهاي علمي نقش رهبري دنيا را ايفا مي کنند. اين تفاوت واضح، مي تواند آن دو حالت تعادل را با استفاده از نقش ساختارهاي مشوق به خوبي توصيف کند. درحالت  ثابت رشد پايين، تشويق براي افزايش حاشيه اي پاداش واقعي و پرستيژ اجتماعي مربوط به نوآوري، تاثير منفي بر رشد دارد، در حالي که سياست عمومي بايد به انتخابهاي بهتري از دانشمندان با فداکاري مخصوص براي پژوهش اعتماد کند، و برعکس آن در حالت ثابت رشد بالا (high steady state) صحيح است.

1 ضميمه کردن نام يک دانشمند به همه يا بخشي از آنچه او کشف کرده است: مانند سيستم کپرنيکي(مرتون 1957). اين يکي از بزرگترين اشکال رسميت بخشي است: جاودانه کردن نام يک انسان با ضميمه کردن آن به يک ايده.
2 چارلز داروين يکبار گفت: «عشق من به علوم طبيعي...به سبب جاه طلبي ام براي به دست آوردن احترام همکارانم در زمينه علوم طبيعي به شدت رشد کرد» (مرتون 1957)




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 8:03 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

هر ساله ،‌با نامگذاري سال جدید توسط مقام معظم رهبري ،‌برخي اشخاص حقيقي و حقوقي -  با هر نيتي - تبليغات متعددي را در اين باره آغاز مي كنند و بي آن كه به اصل پيام توجه كنند ، صرفاً ‌در ظواهري عمدتاٌ پر هزينه مانند برگزاري سمينارها ،‌ چاپ پوستر و نصب بيلبورد و ... سياحت مي كنند تا سال تمام شود و سالي جديد با نامي جديد آغاز شود و روز اينان نو و روزي شان نو!

اين در حالي است كه نامگذاري سال ها توسط رهبر معظم انقلاب ،‌ در واقع تبيين كلان ترين و مهم ترين اولويت كشور در سال پيش روست و توجه دادن مردم و مسوولان به اين موضوع.
بديهي است چنين امر مهمي ، فراتر از آن است كه در دايره بسته تبليغات و بريز و بپاش هاي مرتبط با آن محصور بماند و حتي لوث شود.

مع الوصف ،‌چنين رويكرد نامباركي تا كنون در برخي سطوح وجود داشته است به گونه اي كه امسال ،‌ شخص رهبري نيز لب به انتقاد گشودند و در اولين سخنراني عمومي شان در مشهد مقدس تصريح داشتند:‌
« البته من اين نكته را حتماً تذكر بدهم؛ گاهى اوقات اين شعارى كه ما براى سال اعلام ميكنيم، بعد ناگهان مى‌بينيم همه‌ى در و ديوارهاى تهران و شهرهاى ديگر پر شده از تابلو، كه اين شعار رويش نوشته شده. اين فايده‌اى ندارد. گاهى كارهاى پرهزينه‌اى انجام ميگيرد؛ چه لزومى دارد؟ آنچه كه من از مسئولين و از مردم عزيزمان توقع دارم، اين است كه اين شعار را بشنوند، باور كنند و دنبال كنند. تابلو كردن و در و ديوار را پر كردن و عكس زدن و اينها هيچ لزومى ندارد. اگر هزينه‌اى نداشته باشد، لزومى ندارد؛ اگر هزينه داشته باشد، اشكال هم دارد. هيچ لزومى ندارد كارهاى پرهزينه را انجام بدهند. »

با اين حال ،‌در اولين روز سال نو ،‌ در شهر تهران شاهد بيلبوردهايي راجع به جهاد اقتصادي بوديم و شگفت انگيز تر آن كه تنها شش روز بعد از پيام نوروزي رهبري و سخنان صريح ايشان در مشهد ،‌يك جلد كتاب با عنوان جهاد اقتصادي در 160 صفحه و با تيرا‍‌ژ بالا چاپ و توزيع شد!
 

جهاد اقتصادی

 

اين كه ابعاد جهاد اقتصادي و راهكارهاي علمي و عملي آن به گونه اي كه واقعاً‌ گرهي از كار گشوده شود تبيين و عملياتي شود ،‌امري پسنديده و حتي ضروري است اما اين كه كتابي "مناسبتي" ،‌آن هم در شش تعطيلات اول سال نوشته شود ،‌ويراستاري گردد ،‌ به صفحه بندي برود ،‌ چاپ شود و توزيع گردد ،‌معلوم است كه تنها يك كار نمايشي است كه دقيقاً‌هم بر خلاف دستور صريح رهبري است (این که مجوز کتاب را هم چه طور گرفته اند نکته ای است) و جالب اينجاست كه انتشار دهندگان كتاب خبر داده اند به دليل استقبال چشمگير ، جلد دوم كتاب را هم تا پايان فروردين منتشر مي كنند و اين كار را تا جلد سي ام ادامه مي دهند.

 

البته معلوم است که معنای این استقبال چشمگیر این نبوده است که کتاب در کتابفروشی ها - آن هم در  تعطیلات - فروش رفته است بلکه یا خلاف واقع گفته اند یا خبرهايي مبني بر خريد انبوه اين كتاب از سوي برخي مراكز دولتي مقرون به صحت است!

 

سوال اينجاست كه آيا منظور مقام معظم رهبري از جهاد اقتصادي ،‌ انجام يك سري كارهاي نمايشي مانند نوشتن و چاپ شش روزه كتاب بوده است يا اين كه قرار است در سال جديد همه آحاد ملت و نيز همه اركان حكومت ،‌ در حركتي جهادي ،‌ كمر به حل مشكلات اقتصادي كشور مانند بيكاري و بي مسكني و تورم و ... ببندند؟

 

آيا جهاد اقتصادي اين است كه بودجه هاي قابل توجه ، صرف چاپ كتاب هاي تبليغاتي و پوستر ها و بنرها شود يا همين بودجه ها در راستاي حل مشكلات اقتصادي مردم صرف شود؟

 

آيا قرار است از عنوان مدبرانه "جهاد اقتصادي" ،‌عده اي در راستاي پر كردن جيب هاي خود سوء استفاده نمايند و لابد منتقدان خود را با انگ معاند و ضدانقلاب و ضد ولايت فقيه بنوازند؟! و اين در حالي است كه اقدامات نمايشي خود آنان ،‌باعث لوث شدن مفاهيم بلند مي شود و اسباب تضعيف آن را فراهم مي سازد.

 

جهاد اقتصادي ،‌نه نيازي به پر كردن در و ديوارها و نوشتن كتاب هاي زودپز دارد و نه به سيمنارهايي كه اگر براي ملت آب ندارند ،‌براي بعضي ها نان دارد ؛ جهاد اقتصادي ،‌آن هم در اولين سال اجراي طرح هدفمندي يارانه ها ،‌نياز به همراهي و ايثار 75 ميليون ايراني دارد تا بتوانند با واقع گرايي و آينده نگري ،‌اين گردنه تاريخي را نيز با موفقيت پشت سر بگذارند.

 

کاری نکنیم که فرزندان ما ، هنگامی که تاریخ ما را می خوانند حس ناخوشایندی به پدران و مادران و اجدادشان داشته باشند.




[ یک شنبه 28 فروردین 1390  ] [ 8:27 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

در جهان بینی ما، علم از دل دین می جوشد و بهترین مشوق علم، دین است. دینی که ما می شناسیم، جهان بینی دینی ای که ما از قرآن می گیریم، تصویری که ما از آفرینش و از انسان و از ماوراءالطبیعه و از توحید و از مشیت الهی و از تقدیر و قضا و قدر داریم
نگرش اسلام و غرب به تولید علم
تولید علم – یعنی شکستن مرزهای علم و پیشرفت کردن- با تحصیل علم و تبحر در علم تفاوت دارد؛ ما اولی را نیاز داریم. نه این که به دومی نیاز نیست، اما ددومی کافی نیست. این که نوشته و تحقیق و فرآورده ی ذهن دانشمندان در زمینه ی علوم مختلف – چه علوم انسانی، چه علوم تجربی- بیاید و خوب دانسته شود و همین ها محور تشخیص و معرفت نهایی انسان شود، چیز مطلوبی نیست. ما می بینیم که در زمینه های مختلف، تحقیق و پژوهش و رسیدن به نظریه در دنیای مادی و دنیای غرب، مبنای قابل قبول و مورد اعتمادی نبوده؛ به خصوص در زمینه ی علوم انسانی، که در علوم تجربی و در فناوری هم اثر خودش را نشان می دهد.
نگاه اسلام به انسان، به علم، به زندگی بشر، به عالم طبیعت و به عالم وجود، نگاهی است که معرفت نوینی را در اختیار انسان می گذارد. این نگاه، زیربنا و قاعده و مبنای تحقیقات علمی در غرب نبوده. تحقیقات علمی در غرب، در ستیز با آنچه آن را دین می پنداشتند، آغاز شده. البته حق داشتند؛ دینی که رنسانس علیه آن قیام کرد و خط فکری و علمی دنیا را در جهت مقابل و مخالف آن ترسیم کرد، دین نبود؛ توهمان و خرافاتی بود با عنوان دین. دین کلیسایی قرون وسطایی، دین و معرفت دینی نبود. بدیهی بود که عقده ها و گره ها در ذهن دانشمندان و نخبگان و زبدگان فکری باقی بماند و برایش راه علاج های ضد دینی و غیر دینی پیدا کنند. لذا هنوز چگونگی کنار آمدن علم و دین برای آن ها مسئله است؛ لیکن مسئله ما این نیست.
در جهان بینی ما، علم از دل دین می جوشد و بهترین مشوق علم، دین است. دینی که ما می شناسیم، جهان بینی دینی ای که ما از قرآن می گیریم، تصویری که ما از آفرینش و از انسان و از ماوراءالطبیعه و از توحید و از مشیت الهی و از تقدیر و قضا و قدر داریم، با علم سازگار است؛ لذا تولید کننده و تشویق کننده ی علم است. نمونه اش را شما در تاریخ نگاه کنید؛ ببینید حرکت علمی در قرون اولیه ی اسلام بر اثر تشویق اسلام آن چنان اوج گرفت که تا آن روز در دنیا بی سابقه بود – در همه ی زمینه ها – و علم و دین با هم آمیخته و ممزوج بود و دانش و تحقیق و فن در حد خود پیشرفت کرد.
پایه و مبنای علوم انسانی ای که امروز در غرب مطرح است، از اقتصاد و جامعه شناسی و مدیریت و انواع و اقسام رشته های علوم انسانی، بر مبنای یک معرفت ضددینی و غیردینی و نامعتبر از نظر کسانی است که به معرفت والا و توحیدی اسلامی رسیده باشند. ما در این زمینه ها باید کار کنیم. در زمینه ی علوم تجربی باید کار و تلاش کنیم. قدرت پیشرفت علمی و باز کردن راه های نو و گشودن افق های جدید را باید در خودمان به وجود بیاوریم؛ همت ما باید این باشد؛ توقع، این است. خوشبختانه ما پیشرفت کرده ایم؛ به وضوح می شود این را دید. اگر قرار بود در محیط غیردینی و ضددینی، علم پیشرفت کند، از لحاظ علمی لااقل پیشرفت می کردیم. ما از لحاظ علمی، عقب مانده و عقب نگه داشته شده بودیم. پیش از پنجاه سال، تحرک و جوشش علمی در این کشور کند بود؛ در بعضی از بخش ها تعطیل بود. موانعی که به وجود آوردند، برای این ملت مثل سم کشنده ای بود. باور را از ملت ما گرفتند. ملت و نخبگان و مغزهای ما را به هرآنچه از بیرون این مرزهاست، آن چنان دلبسته کردند که اصلا کسی این مجال و این جرأت و این شجاعت را پیدا نکند که فکر کند می توان بر خلاف آن حرف ها یا غیر از آن حرف ها و آن نظریه ها، نظریه ای ارائه کرد. ما هنوز هم تا حدودی گرفتار آن حرفها هستیم.
البته اسلام به ما خودباوری داد و انقلاب به ما جرأت بخشید. آنچه امروز مشاهده می کنیم، نتیجه ی همین جرأت است؛ باید این جرأت را تقویت کرد و پیش رفت. استعدادهای ما خوب است. جوان های ما خوب اند. اگر همین کارهایی که آقایان اشاره کردند شناسایی و جذب استعدادها در زمان خود، هدایت صحیح این ها، به کار گرفتن این ها، سازماندهی معنوی صحیح در زمینه ی نخبگان – صورت بگیرد، که هم انجام شدنی است و هم ان شاءالله اراده اش وجود داردغ و اگر همین بنیاد نخبگانی که ما پیشنهاد کردیم، در نهاد ریاست جمهوری تشکیل شود- که شنیدم مقدماتش را دارند فراهم می کنند و اساسنامه ای هم نوشته اند – ان شاءالله به این سمت پیش خواهیم رفت.




[ یک شنبه 28 فروردین 1390  ] [ 5:14 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 1

یسیاری از هنجارهای مرتبط به امور مردم با آمدن ICT در حال تغییر است و می‌رود تا دنیای جدیدی را در جهان بسازد.

یکی از مهمترین تحولات در جهان آینده بحث توسعه جهان آینده مبتنی بر اقتصاد دانش محور است که تا کمتر از یک دهه دیگر فراگیر خواهد شد و شکل جدیدی از اقتصاد نوین را در جامعه بشری بوجود خواهد آورد. با توجه به فاصله شدید اقتصاد سنتی روستایی به اقتصاد پویای جهانی و حضور فناوریهای جدیدی که هر روز در اقتصاد جهانی تاثیر می‌گذارند و اقتصاد جدیدی که تحت عنوان اقتصاد دانش محور مطرح است، نقش اقتصاد روستاها چگونه خواهد بود؟

اگر ما برنامه‌ چهارم توسعه کشور را با شعار دانائی محور آغاز می‌کنیم، باید بدانیم که باید اقتصاد دانش محور را به عنوان چشم‌انداز اقتصادی کشورمان در آینده ببینیم و در تعامل با آن برنامه‌ریزی کنیم و بدانیم که اقتصاد دانش محور انتگرال ICT بعلاوه استراتژیهای مناسب تجاری و بازاریابی است. بنابراین هر توسعه‌ای که محور حرکت آن ICT نباشد و با روشهای علمی تهیه و اجرا نشود عملا در جهان آینده موفق نخواهد بود. سئوال اساسی آن است که نقش روستاها در این اقتصاد پیچیده کجا است. جایگاه توسعه روستاها در چشم‌انداز 20 سال آینده در کجا است؟ آیا اقتصاد روستاها نیز از شکل سنتی به اقتصاد دانش محور مبدل خواهد شد؟

بهتر است ابتدا اقتصاد دانش محور را بشناسیم و سپس به تبعات آن بخصوص در روستاها بپردازیم.

اقتصاد دانش محور چیست؟ چگونه بوجود آمده و به کجا می‌رود؟

اقتصاد دانش محور آن است که تولید، توزیع و استفاده از دانش در آن نقش اصلی و غالب برای تولید ثروت باشد.
تا سال 1960 میلادی که تولید بیشتر اقتصاد تولیدی را حاکم کرده بود بازوی کارگر و سرمایه نقش اساسی را در صنعت داشت. از سال 1960 تا اکنون جهان اقتصاد شکلی سینوسی بخود گرفته و شاهد صعود و نزول موقعیت اقتصادی در جهان هستیم. شاید دلیل عمده این وضعیت تغییرات سریع فناوری‌های نوین هستند که در کنار رایانه، اینترنت و توسعه دانش وضعیت جدیدی را به جهان حاکم کرده و شکل رفتارهای اقتصادی سنتی را عوض کرده‌اند.

گفته می‌شود این وضعیت تا سال 2010 میلادی ادامه‌ خواهد داشت و بعد از آن اقتصاد دانش محور جایگزین می‌شود و شکل سینوسی اقتصاد به وضع باثباتی می‌رسد. از سال 2010 به بعد فقط کسانی که بتوانند با علم و دانش فضای خلاقیت و نو‌اوری را در جامعه خود گسترش دهند شانس داشتن اقتصاد قوی را خواهند داشت.

امروزه بسیاری از مردم، ارتباط اقتصاد دانش محور را مرتبط با صنعت تکنولوژی پیشرفته مانند ارتباطات و سرویسهای مالی مانند بانکداری الکترونیکی، کارت اعتباری و تجارت الکترونیکی می‌دانند. استفاده از فناوری اطلاعات، رایانه، اینترنت در تمام تولیدات و بخشهای اقتصادی کاربرد دارد و دانش مهمترین فاکتور تولید در کنار سرمایه، کارگر، زمین و سازمان اقتصادی جای گرفته است.

در روستاها که به ظاهر اقتصاد آرامی دارند شاید این پیچیدگی خوب دیده نشود اما واقعیت آن است که اقتصاد پروسه‌ای پویا است و هر حرکتی در اقتصاد ملی تاثیر خود را در اقتصاد روستا نیز نشان می‌دهد.

بعضی از عوامل موثر در توسعه اقتصاد دانش محور که برای شهر و روستا تاثیر یکسانی دارد بشرح ذیل است:

• اینترنت عامل هم‌افزائی دانش جهانی می‌باشد و در آینده ابزار مهم توسعه دانائی محور خواهد بود که از طریق آموزشهای مستقیم و غیرمستقیم کاربران در جهان توسعه خواهد یافت.

• دولت الکترونیکی و تجارت الکترونیکی وجوه غالب در اقتصاد دانش محور می‌باشند.

• بهبود دائم فناوری و خلاقیت باعث توسعه اقتصادی و دانش می‌باشد.

• فشارهای جهانی شدن اقتصاد دانش محور، و فناوریهای جدید باعث افزایش رقابت و خلاقیت می‌شود.
عوامل فوق مهم بوده و شهری و روستایی ندارند.

چرا باید به اقتصاد دانش محور توجه کنیم؟

• فرصت استفاده و پشتیبانی از منابع اقتصادی جهان را خواهیم یافت.

• از تجربه کشورهای پیشرو در این زمینه استفاده خواهیم کرد که بعضا مانند کره جنوبی در گذشته شرایط اقتصادی بهتر از کشور ما نداشته‌اند و امروزه بعد از گذشت فقط حدود20 سال موفقیتهای خوبی را در اقتصاد جهانی بدست آورده‌اند.

• هرچه زودتر وارد اقتصاد دانش محور شویم شانس بدست آوردن تجربه بیشتر و توان رقابت بهتر را خواهیم داشت.

• شناخت سریعتر ما از اقتصاد دانش محور باعث می‌شود در برنامه توسعه چهارم کشور استراتژیهای مناسب با نیاز زمان را در اقتصاد کشور انتخاب کنیم.

• باز شدن درهای کشور بر اثر فشار اقتصاد دانش محور امری اجتناب ناپذیر است، لذا هرچه زودتر آنرا درک و با آن آشنا شویم و بتوانیم مزایای آنرا تشخیص داده و استفاده کنیم به نفع کشور است.

اقتصاد مبتنی بر دانش خدمات مناسب با زمان کمتر و سود بیشتر را درپی خواهد داشت و لذا اجتناب از آن ممکن نیست.

قبل از بحث در مورد ارتباط تجارت الکترونیکی و اقتصاد دانش محور به تعریف دانش و انواع آن می‌پردازیم:

دانش چیست؟
• دانش فرم پایه سرمایه است. حرکت و رشد اقتصادی با جمع شدن دانش انجام می‌شود.
• برعکس سرمایه و کارگر (در اقتصاد سنتی)، دانش می‌کوشد (در اقتصاد دانش محور) تا یک کالای عمومی شود.
• وقتی دانش کشف شد و عمومی شد، هیچ خرجی برای شریک شدن آن با دیگران وجود ندارد.
• کسی که دانش تولید کند سخت است که بتواند آنرا از دسترس دیگران دور نگهدارد. بعضی از قوانین مانند مالکیت معنوی و ثبت اختراع ممکن است کمی در این راه مفید باشند.

انواع دانش:
• انواع مختلفی از دانش قابل تشخیص وجود دارد.
• Know-what : یا دانش درباره حقایق که این روزها اهمیت کمی دارد!
• Know-why: دانشی که درباره طبیعت جهان، اجتماع و فکر بشر است.
• Know-who : مربوط به روابط اجتماعی در جهان، و درباره دانشی که چه کسی چه می‌داند و چه کسی چه کاری می‌تواند انجام دهد است. شناخت افراد کلیدی بعضی وقتها از دانستن اصول علمی نوع‌آوریهای دانشمندان هم مهمتر است.
• Know-where and know-when: در یک اقتصاد پویا و انعطاف پذیر بسیار مهم هستند.
• Know-how: به حرفه مربوط می‌شود، توانمندی انجام کاری در سطح عملیاتی و اجرایی.
• ‘Tacit knowledge’ دانشی که از طریق تجربه حاصل شده است و به آموزش و یا دوره‌های رسمی مربوط نیست.
• ‘Explicit knowledge’ که از طریق آموزشهای و دوره‌های رسمی بدست می‌آید.

:Learning Economy

مطابق نظر اقتصاددانان نوین، کشوری می‌تواند ظرفیت استفاده از اقتصاد دانش محور را داشته باشد که بتواند با سرعت به یک مجموعه ‘learning economy’ تبدیل شود. learning نه تنها به معنی استفاده از تکنولوژی برای دسترسی به دانش جهانی است بلکه جهت ارتباط با سایر مردم جهان درباره خلاقیت و نوآوری نیز می‌باشد.

بوسیله Learning Economy افراد، سازمانها و کشورها می‌توانند با شریک شدن در نوآوریها ثروت زیادی بدست آورند. باید بجای آموزش در دروش اقتصادی، نحوه چگونه آموختن در دستور کار اقتصاد دانان قرار گیرد.

ارتباط تجارت الکترونیکی و اقتصاد دانش محور:

تجارت الکترونیکی مقدمه اقتصاد دانش محور است. با حضور ICT در سازمانهای اقتصادی هم شکل فیزیکی، هم ماهیت رویه‌های کاری و هم نحوه برخورد دولت با بخش خصوصی عوض خواهد شد.
باید آمادگی لازم را در این زمینه ایجاد کنیم. بررسی تجربه چند کشور در این زمینه در قسمت ذیل آمده است:

استرالیا:
در سال 1998 استرالیا یکی از سریعترین رشدهای اقتصادی معادل 9/4 درصد GDP را داشت. یک دلیل عمده آن استفاده مناسب دولت از فناوری و بخصوص نوآوری در توسعه ICT و بکارگیری اینترنت بوده است. دولت استرالیا علاقمند است آنجا مرکز پیشرفته اقتصاد دیجیتالی دنیا باشد.

دولت استرالیا با تشویق شرکتهای کوچک و متوسط به تحقیق و پژوهش و تخفیفهای مالیاتی راه آنها را به تجارت الکترونیکی هموار نموده است. دولت تلاش دارد ارتباط اقتصادی آنها را با جهان برقرار نماید.
آموزش عمومی حرفه‌ای در سطح وسیع بصورت on-line از طریق سایت skill.net و دهها برنامه آموزشی دیگر شرایط استرالیا را برای استفاده مناسب از ICT و اقتصاد دانش محور آماده کرده است.

فنلاند:
در 50 سال گذشته مشاغل فنلاند از 70% به 6% کاهش یافته است. برنامه‌های توسعه را با موفقیت بر اساس توسعه ICT به جلو می‌برند. درصد صنایع پیشرفته در GNP تا 5 برابر در عرض 10 سال رشد داشته است. در آمد سرانه در این کشور با سرعت بالا می‌رود.

ایرلند:
تجربه ایرلند نشان می‌دهد که این کشور توانسته است در یک دهه خود را از یک کشور ورشکسته از نظر اقتصادی به یکی از سریعترین کشورها از نظر رشد اقتصادی و اقتصاد ویا در بین کشورهای توسعه یافته تبدیل کند.
بین سالهای 1990 تا 1997 که رشد اقتصادی کشورهای اروپایی حداکثر 2% بود ایرلند توانست با توسعه صنعت ICTرشد اقتصادی 7% داشته باشد.

سنگاپور:
جزیره کوچک سنگاپور که فقط 600 کیلومتر مربع وسعت دارد و هیچ منبع طبیعی نیز ندارد با مدیریت درست اقتصادی توانسته است به ترمینال بانکی و مالی، محل توزیع اطلاعات و انتقال کالا و لوجستیک جهان در آید.
سنگاپور اولین کشوری است که حرکت به سوی اقتصاد دانش محور را آغاز کرده است. با اتخاذ تصمیم سنگاپور به عنوان جزیره هوشمند IT در سال 2000 عملا راه درست انتخاب شده است.
در سال 1981 سنگاپور اولین کشوری بود که خدمات رایانه‌ای را به شهروندان شروع کرد. در سال 1986 صنایع IT سنگاپور قیمتی معادل 3/7 میلیارد دلار داشتند. 98% مردم سنگاپور دسترسی به شبکه‌های پرسرعت با پهنای باند زیاد دارند.
که از این نظر در جهان اول می‌باشند. تمام سرویسهای دولت بصورت on-line است و عملا دولت الکترونیکی در آنجا به مراحل یکپارچگی نزدیک می‌شود. در آنجا تجارت الکترونیک بیش از 50% عملی شده است.

مالزی:
استراتژی توسعه مالزی بر اساس جامع اطلاعات است. با پیش بینی بودجه 40 میلیاردی و پروژه پی‌بستر چندرسانه‌ای سوپرکریدور عملا فاز رسیدن به اقتصاد دانش محور را با توسعه ICT شروع کرده‌اند و برنامه مشخصی تا سال 2020 دارند. اقتصاد دانش محور را خوب درک کرده و نقطه اتصال خود با جهان را بر اساس این محور تعریف کرده‌اند.

استراتژی اقتصاد دانش محور ملی:

• ایجاد شبکه ارتباطی ملی موثر و ارزان
• بالا بردن کیفیت کالاها از طریق کسب دانش و ارزش افزوده مناسب
• ارتقاء رقابت در صنعت و تجارت به عنوان یک اصل
• پشتیبانی از مراکز تولید اطلاعات و سرویسهای روی خط
• اهمیت دادن به آموزش، کارآموزی، بالا بردن حرفه فارغ‌التحصیلان و برنامه‌ریزی آموزش در طول عمر.
• بالا بردن فرهنگ سیاسی جامعه در مشارکت در امور اجتماعی تا رسیدن به دمکراسی منطقی و مناسب.
• پشتیبانی از ارزشهای فرهنگی

استراتژی ایجاد اقتصاد دانش محور:

• تهیه و تبیین چشم‌انداز، راهبرد، سیاست و طرحهای نسبتا مناسب تحت عنوان سند راهبردی ایجاد اقتصاد دانش محور ملی مبتنی بر تجربیات جهانی و امکانات داخلی.
• ایجاد جامعه‌ای اقتصادی با مردم خلاق، متخصص، انعطاف‌پذیر
• ایجاد پی‌بستر پویا برای توسعه فناوری اطلاعات.
• ایجاد سیستم موثر برای رشد خلاقیتها و نوآوریها در زمینه اقتصادی.
• ایجاد مرکز تحقیقات پیشرفته اقتصاد دانش محور
• رعایت استانداردهای جهانی و مشارکت فعال در کمیته‌های بین‌المللی در این زمینه.

تاثیر ICT در اقتصاد دانش محور:
• ICT موتور محرکه اقتصاد دانش محور است.
تجارت الکترونیکی گام نخست فرهنگ‌سازی جامعه بسمت اقتصاد دانش محور است.
• ICT در هر شش منبع اقتصاد: نیروی انسانی، ابزار، نقدینگی، مواد اولیه، مدیریت و تبلیغات اثر موثر دارد.
• آیا صفحات وب WWW واسطه و عامل مستقیم ارتباطات اقتصادی جهان نیستند؟ آیا آنها بازار کالا و خدمات را جهانی نکرده‌اند.
• رایانه و اینترنت شریک ساکت بازرگانان و تولید کنندگان هستند و علاوه بر محاسبات در تصمیم‌گیریها به صاحب خود کمک می‌کنند. اقتصاد دانش محور چیست؟
• در 200 سال گذشته دو عامل اصلی تولید، کارگر و سرمایه بوده است. دانش، آموزش، سرمایه هوشمندی فاکتورهای اقماری خارج سیستم اقتصادی بوده‌اند.
• ICT در هر شش منبع اقتصاد: نیروی انسانی، ابزار، نقدینگی، مواد اولیه، مدیریت و تبلیغات اثر موثر دارد.
• آیا صفحات وب WWW واسطه و عامل مستقیم ارتباطات اقتصادی جهان نیستند؟ آیا آنها بازار کالا و خدمات را جهانی نکرده‌اند.
• رایانه و اینترنت شریک ساکت بازرگانان و تولید کنندگان هستند و علاوه بر محاسبات در تصمیم‌گیریها به صاحب خود کمک می‌کنند.

چطور اقتصاد دانش محور را در کشور بسازیم:

• تهیه سند راهبردی توسعه تجارت الکترونیکی کشور
• تسریع در توسعه بانکداری الکترونیکی، کارتهای اعتباری و تهیه قوانین و مقررات مربوطه.
• رعایت استانداردهای جهانی و مشارکت در تولید آنها.
• اطمینان از رعایت استانداردهای تجارت الکترونیک در تولید نرم‌افزارها کشور و رعایت قانون مالکیت معنوی.
• رعایت نکات امنیتی در پرداختهای الکترنیکی
• ایجاد سیستم قیمت گذاری کالاهای دیجیتالی
• ایجاد سیستمی برای اخذ مالیات روی خط
• ایجاد شبکه‌های سرعت بالای مطمئن با تکنولوژی پیشرفته در سازمانهای اقتصادی
• تولید اطلاعات و داده‌های دیجیتالی در امور اقتصادی

اقتصاد دانش محور:

• آموزش: آموزش رابطه مستقیم در اقتصاد دانش محور دارد. سنگاپور و کره جنوبی موفقیت خود را در آن می‌دانند.
• تحقیق، پژوهش و توسعه نوآوریها: برای گذر از اقتصاد سنتی به اقتصاد دانش محور نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین در پژوهش باید صورت گیرد.

• نقش دولت: نقش دولت می‌تواند با توسعه منطقی ICT و هدایت بخش خصوصی از طریق تسهیلات در بوجود آمدن اقتصاد دانش محور موثر باشد.

• کار فرهنگی در تغییر سنتها: باید با کار فرهنگی اقتصاد سنتی را به اقتصاد دانش محور هدایت کرد.

• افزایش اقتصاد روی خط: افزایش نقل و انتقالات مالی و داده‌های دیجیتالی باید انجام شود. اینترنت رابطه بین شرکتهای کوچک و بزرگ را در سطح جهان برقرار می‌کند.

پنج مرحله دولت الکترونیک از دیدگاه سازمان ملل می‌تواند در سند راهبردی توسعه اقتصاد دانش محور هم کاربری داشته باشد:
• مرحله اول: پیدایش
• مرحله دوم: ارتقاء
• مرحله سوم: تعامل
• مرحله چهارم: تراکنش
• مرحله پنجم: یکپارچگی

نقاط قوت و ضعف کشور در ایجاد اقتصاد دانش محور:
• نقاط قوت
• داشتن نیروی انسانی جوان و نسبتا تحصیل کرده
• تجربه خوب در موفقیتهای علمی و فنی
• امکان ایجاد پی‌بستر نسبتا مناسب ارتباطی و فنی • باز بودن دربهای کشور برای سرمایه‌گزاری خارجی و استفاده از بالاترین تکنولوژیها
• موقعیت مناسب جغرافیایی به عنوان هاب اقتصادی منطقه

• نقاط ضعف
• تحقیقات ضعیف و عدم توجه کافی به تحقیقات و پژوهش
• نداشتن تکنولوژیهای بالا و عدم توان در استفاده مناسب از آنها • کم بودن متخصصان فناوری اطلاعات در مراجع تصمیم سازی کلیدی اقتصادی کشور
• کم بودن دسترسی به اینترنت و کم بودن تعداد رایانه نسبت به متوسط جهانی
• متنوع بودن مراجع تصمیم‌سازی اقتصادی در کشور و ضعف فرهنگی در تشخیص واقعیتهای اقتصاد جهانی

نتیجه‌گیری:
با توسعه و بکارگیریICT چشم انداز جهانی شدن و رقابت جدی در امور اقتصادی به حقیقت نزدیک شده است. تجارت الکترونیکی مقدمه اقتصاد دانش محور است.
با حضور ICT در سازمانهای اقتصادی هم شکل فیزیکی، هم ماهیت رویه‌های کاری و هم نحوه برخورد دولت با بخش خصوصی عوض خواهد شد. باید آمادگی لازم را در این زمینه ایجاد کنیم. جهان بسرعت در حال تغییر است، تجارت الکترونیک راه ورود ما به اقتصاد دانش محور می‌باشد، با تهیه سند راهبردی توسعه تجارت الکترونیکی با چشم انداز ورود به اقتصاد دانش محور از فرصتهای جهانی استفاده کنیم. روستاها نقش مستقلی از شهرها در توسعه اقتصادی ندارند. شاید نیاز روستاها به استفاده از ICT حتی بیشتر از شهرها نیز باشد.
همایش کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستا فرصت مقتنمی است تا با این پدیده‌های جدید آشنا شویم.




[ یک شنبه 28 فروردین 1390  ] [ 4:27 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

سال 1390، نخستين سال از دهة نود شمسي، در حالي آغاز شده است که جهان و بخصوص خاورميانه دچار تحولات بنيادي شده و مرحلة جديدي در تاريخ آن رقم خورده است که بي‌گمان با هوشياري مردم مسلمان منطقه، موجب ترقّي و استقلال و پيشرفت کشورهاي مسلمان و رفع نفوذ و سلطة بيگانگان خواهد شد.

در اين عرصه، ايران اسلامي قطب تأثيرگذاري است که از سي‌ودو سال پيش سردمدار حرکت‌هاي آزادي­خواهانه و استقلال‌طلبانه و ضد سلطه و استکبار بوده و اکنون الگوي برجسته، و بلکه تنها الگوي موفّق موجود براي رهايي و ترقّي مبتني بر تفکّر و بينش اسلام اصيل است. اين موقعيت ويژه و منحصر به فرد، علاوه بر امتيازاتي که براي جمهوري اسلامي ايران داشته، الزامات و مسئوليت‌هايي نيز براي ملّت و دولت ايران در بر دارد. يکي از اين الزاماتِ مسئوليت‌آور، نظام اقتصادي کشور است که بايد متناسب با جايگاه ايران و توانايي‌ها و امکانات آن باشد. به سخن ديگر، از کشوري که رهبري حرکت‌هاي آزادي­خواهانه و اسلامي را در جهان بر عهده دارد، انتظار مي‌رود در تمام عرصه‌ها و بخصوص در زمينة اقتصاد به عنوان زيربناي زندگي انساني، موقعيت مطلوب و مطمئني داشته باشد.  

«جهاد اقتصادي» که از سوي رهبر معظّم انقلاب، حضرت آيت­الله العظمي خامنه­اي به عنوان شعار سال 1390 شمسي مطرح گرديده، ناظر بر همين امر است. مفهوم اين شعار در راستاي افق 1404 و بر مبناي شعارهاي دو سال گذشته، اصلاح الگوي مصرف و همّت و کار مضاعف، بوده و هدف آن، حرکت شتابنده براي تأمين اهداف برنامه‌هاي سند چشم‌انداز است.

چنان که حضرت امام خامنه‌اي تصريح کردند که «کشور ما بحمدالله در جادة پيشرفت و تعالي حرکت خوبي را آغاز کرده است» تأکيد بر لزوم تداوم اين حرکت با توجّه به اينکه سومين سال از دهة پيشرفت و عدالت آغاز شده است، پيام روشني دارد و آن اين است که شتاب حاصل شده در سال گذشته نبايد کند شود و بايد با توان بيشتر و بدون احساس خستگي و خمودگي، مسيرِ مشخص‌شده پيموده شود: «خوشبختانه اين حرکت هر چه گذشته است، شتاب بيشتري پيدا کرده است. مثلاً در عرصة توليد علم، طبق آمارهايي که مراکز متخصص جهاني و مراکز بين‌المللي اعلام مي‌کنند، مشارکت کشور ما در پيشرفت علمي و توليد علم در دنيا بيش از يازده درصد است؛ در حالي که ما يک درصد مردم دنيا هستيم و کشوري که بعد از ما در اين منطقه بيشترين نصيب را داشته است، کمتر از شش درصد پيشرفت داشته است. بنابراين پيشرفت کشور در عرصه‌هاي مختلف بحمدالله خيلي خوب بوده است. اين حرکت شتاب‌آلود و همراه با جديت و همّت، ان‌شاءالله بايستي ادامه پيدا کند.»

بنابراين وجه مهم جهاد اقتصادي، تداوم حرکت شتابنده به سوي پيشرفت (مطابق مفهوم اسلامي ايراني آن و نه صرفاً بر اساس تعاريف غربي) است و در اين راه تمام عوامل مادّي و معنوي و انساني بايد هماهنگ با يکديگر مورد استفاده قرار گيرند.

وجه مهم ديگر اين جهاد، تأمين عدالت است که به فرمودة رهبر معظّم انقلاب بدون در نظر داشتن آن، پيشرفت کشور مطابق الگوي اسلام نخواهد بود. ايشان در پيام نوروزي امسال اين موضوع را تذکّر دادند که با توجّه به برنامه‌هاي جاري در کشور و نيز با عنايت به تحولات جديد منطقه، پرداختن به عدالت بايد در کانون توجّه مسئولان و برنامه‌ريزان باشد: «ما الآن در اين ساعت داريم وارد سومين سال دهة پيشرفت و عدالت مي‌شويم. البته هم در زمينة پيشرفت و هم تا حدود زيادي در زمينة عدالت، کارهاي خوبي انجام گرفته است، ليکن حرکت ما بايد به نحوي باشد که بتوانيم اين دهه را به معناي حقيقي کلمه، مظهر پيشرفت و مظهر استقرار عدالت در کشورمان قرار بدهيم. خوشبختانه با اين حرکتي که در دنياي اسلام به ‌وجود آمده است، انسان احساس مي‌کند که اين دهه به توفيق پروردگار براي منطقه هم دهة پيشرفت و دهة عدالت خواهد بود.»

از ديدگاه ايشان شاخص اصلي حرکت اقتصادي، رشد پيش‌بيني شدة 8 درصدي در برنامة پنجم توسعه است که متضمّن کاهش نرخ بيکاري و افزايش اشتغال، افزايش سرمايه‌گذاري بخش خصوصي و توانمندسازي بخش خصوصي با ايجاد تعاوني‌ها، آماده‌سازي زيرساخت‌هاي حقوقي و قانوني، حمايت از شکوفايي کار، ايجاد زمينه‌هاي لازم براي صرفه‌جويي در مواد اساسي است. با دقّت در اين موارد درمي‌يابيم که جهاد اقتصادي بر بستر شعارهاي سال‌هاي گذشته تحقّق پيدا مي‌کند. ارتباط وثيق اين شعار با شعارهايي همچون خدمت‌رساني به مردم، اصلاح الگوي مصرف، و همّت و کار مضاعف هم بيانگر پيوستگي اين مفاهيم و هم مبيّن ضرورت پرداختن مداوم به شعارهاي سال‌هاي گذشته و فرهنگ‌سازي پيرامون آنهاست. تأکيد رهبر معظّم انقلاب بر اقتصاد به دليل برنامه‌هاي مهم اقتصادي است که از سال‌هاي گذشته شروع شده و بايد متناسب با اهداف برنامه‌هاي پنج ساله و سند چشم‌انداز به نتيجة مطلوب برسند.

اما ايشان جنبة فرهنگي جهاد اقتصادي را نيز مدّ نظر داشته‌اند زيرا هم جهاد و هم اقتصاد در تمام جنبه‌هاي زيست انسان مسلمان نمود و بروز دارند و از اين رو نمي‌توان تأثير آنها را در زمينه‌هاي مختلف و از جمله فرهنگ ناديده گرفت. به همين دليل در بيانات رهبر معظّم انقلاب در مشهد مقدّس در خصوص الزامات جهاد اقتصادي بر اين موضوع تأکيد شده است که «انجام جهاد اقتصادي نيازمند روحيۀ جهادي، استحکام معنويت و تديّن در جامعه به ويژه در ميان جوانان، پرهيز از مسائل حاشيه‌اي و حاشيه‌سازي‌ها در کشور و حفظ اتّحاد و انسجام ملّي در ميان مردم، مردم و مسئولان و در ميان مسئولان است». تمام اين موارد در حوزة فعاليت‌ها و برنامه‌هاي فرهنگي قرار دارند و روشن است که تحقّق جهاد اقتصادي توأم با فرهنگ‌سازي و روشنگري افکار عمومي در رابطه با اين موضوع است. ضمن آنکه خود حوزة فرهنگ نيز داراي جنبة اقتصادي است و جهاد اقتصادي در حوزة فرهنگ هم تعريف‌پذير و ضروري است. حتّي مي‌توان گفت جهاد اقتصادي در «اقتصاد فرهنگ» بسيار ضروري‌تر از ساير حوزه‌هاست زيرا اين حوزه بايد به لحاظ اقتصادي آنقدر قوي باشد تا برنامه‌ها و طرح‌هاي فرهنگي امکان اجرا پيدا کنند. بسياري از طرح‌ها و برنامه‌هاي فرهنگي به دليل کمبودهاي اقتصادي، يا اجرا نمي‌شوند و يا ناقص و محدود به اجرا درمي‌آيند. اگر اقتصاد فرهنگ وضعيت مطلوب و بهينه‌اي داشته باشد، بسياري از طرح‌هاي مؤثر و مفيد امکان اجرا پيدا مي‌کنند و اجراي آنها هم باعث تقويت و جهش در حوزه‌هاي ديگر مي‌گردد. بنابراين، پرداختن به توانمندي اقتصادي حوزة فرهنگ اهميت زيادي دارد و در چهارچوب شعار امسال بايد در مسير تحقّق آن گام برداشت. 




[ شنبه 27 فروردین 1390  ] [ 5:03 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

دلیل دیگر انتخاب واژه جهاد در نامگذاری امسال این است که جهاد یک واژه مقدس است و با این که اقتصاد فعالیتی مادی اشاره می کند اما این فعالیت مادی وقتی برای اعتلای یک مملکت اسلامی باشد و برای حفظ انقلاب اسلامی باشد یقیناً یک فعالیت مقدس خواهد شد. عنوان جهاداقتصادی فعالیت درست و صحیح اقتصادی را به یک فعالیت پر نور و معنوی می تواند تبدیل کند و به شرطی که در جهت اهداف این جهاد باشد و درک صحیحی از این اهداف وجود داشته باشد و مجاهدانه و با نوعی از از خود گذشتگی و ایثار به سمتش حرکت بکنیم.

ما برای تحقق جهاد اقتصادی باید به یک جهاد فرهنگی در باب فرهنگی که تنظیم کننده رفتار و روابط اقتصادی است بپردازیم. یعنی جهاد اقتصادی مقدمتاً به یک جهاد فرهنگی برای زمینه سازی جهاد اقتصادی نیاز دارد.


ادامه مطلب

[ شنبه 27 فروردین 1390  ] [ 8:48 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

در باب مفهوم و نسبت دو كلمه جهاد و اقتصاد در عبارت «جهاد اقتصادی» كه نام سال 90 شمسی لقب گرفته، شش نكته اهمیت دارد:

نكته ‌نخست: این‌ كه مفهوم جهاد اقتصادی و به ویژه كلمه جهاد یك تعبیر استعاره‌گونه و دارای معانی و دلالت‌های خاصی است. كلمه‌ جهاد، معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق می‌شود و یكی از كلماتی است كه در گفتمان دینی ما معنا پیدا می‌كند و همیشه صبغه‌ تقدس را در درون خودش دارد.

نكته نخست اینجاست كه به زعم بنده، رهبر انقلاب ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلامی درهم آمیخته و همگون می‌بینند. برای همین هم كار كردن برای مسائل اقتصادی، پیشرفت و آبادانی و عمران كشور را با مسأله مقدسی به اسم جهاد تلفیق می‌كنند.

این یكی از پیام‌های بزرگ انقلاب اسلامی ایران است كه مسائل معنوی و مادی و یا به عبارت دیگر، حسنه دنیا و حسنه آخرت چگونه می‌توانند با یكدیگر هم‌راستا شوند. اگر مسئولان از ظرفیت‌های معنوی، انسانی و فرهنگی كشور به درستی استفاده كنند، ما از كلمه جهاد می‌توانیم بركات زیادی را نصیب این مرز و بوم كنیم، همان گونه ‌كه در تاریخ معاصرمان هم می‌بینیم، حضرت امام(ره) درباره سازندگی از این استعاره استفاده می‌كنند و جهاد را وارد صحنه‌های سازندگی می‌كنند و این تعابیر استعاره‌گونه به نوعی مسبوق به سابقه از سوی حضرت امام(ره) نیز هست.

نكته دوم آن است كه در گفتمان دینی ما، كلمه جهاد در كنار كلماتی مانند هجرت، ایمان، عبادت و... پازل گفتمانی دین را تكمیل می‌كند. در برخی موارد، مفاهیم دینی به ما اشاره می‌كنند كه باید مانع را دور بزنید، مثل كلمه هجرت، ولی كلمه جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد. این در معنای جهاد حالت تأكید و تصریح دارد.

در همین راستا، یكی از استراتژی‌هایی كه در سال پیش روی (سال 90) باید سرلوحه‌مان باشد، این است كه باید جهاد عظیمی در شناسایی موانع اقتصادی كشور صورت دهیم؛ موارد و موانعی كه دست و پا گیر است. معمولاً در نگاه نهادی برخی از مقررات، آیین‌نامه‌ها یا تركیب‌های نهادی و یا به تعبیر دانشگاهی برخی از مواد یا تفاسیر قانونی كه امروزه در بدنه اجرایی ما وجود دارد، معمولاً به شكل مانع عمل می‌كنند، در صورتی ‌كه ما به یك جهاد فراگیر در همه عرصه‌های اقتصادی برای آسیب‌شناسی و مانع‌شناسی نیاز داریم تا بتوانیم برای رفع این موانع برخیزیم.

جهاد كردن به رفع موانع پیشرفت ما برمی‌گردد. حال برخی از این موانع، داخلی‌اند و برخی، خارجی هستند كه باید در عرصه اقتصاد بین‌الملل هم ببینیم كه موانع اقتصاد كشور ما چه بوده است.

نكته سوم این ‌كه جهاد معمولاً استعاره‌ای است كه ما از فضای نظامی داریم و به همین دلیل، دلالت‌هایی به ذهن‌مان راه می یابد؛ برای نمونه، هر گونه جهادی نیازمند دیده‌بانی و رصد دقیق است. من بر این باورم، استراتژی دومی كه اقتصاد ایران در عرصه‌های گوناگون كشاورزی، صنعتی، خدماتی، معدنی و... باید لحاظ كند، یك دیده‌بانی و رصد جامع و فراگیر است. ما باید دقیقاً رصد كنیم كه تحولات جهانی در اثر چیست و به چه راهی کشانده می شود.

ما باید افق بیست سال آینده اقتصاد دنیا را و همچنین مزیت‌های نسبی كشور خودمان را رصد كنیم و بشناسیم. ما باید سریع خودمان را برای دهه‌های آینده به كمك رصد و دیده‌بانی‌ كه صورت می‌دهیم، ارتقا دهیم و به مسائلی كه از راه علم تولید ثروت می‌كنند، بیشتر توجه كنیم.

تأكیداتی كه رهبر معظم انقلاب در این چند سال نیز داشتند، همه و همه ناظر به این مسأله بوده است. باید از صنایع تك به سراغ صنایعی برویم كه فرصت‌های تولید درآمدی و تولید ثروت آن فراوان است.

معمولاً در اقتصاد، صنایع كوچك در آغاز نو‌آوری و خلاقیت، ثروت خوبی را برای كشور به بار می‌آورند و فرصت‌های خوب اشتقال‌زایی ایجاد می‌كنند، اما در مسیر چرخه تولید و چرخه عمر یك كالا، معمولاً سود آن‌ها كم می‌شود، چراكه كشور‌های دیگر هم نظیر آن كالا را تولید می‌كنند و به تعبیر عامیانه دست زیاد می‌شود، ولی این مسأله به روشنی قابل مشاهده است كه كشور‌های پیشرفته، دقیقاً در پی این تغییربخشی و رفتن به سمت تولید كالاهای های‌تك و تولید ثروت و سودآوری از طریق تولید علم هستند.

برای نمونه، در عرصه بین‌المللی ما نسبت به گروه «جی‌بیست» و تصمیمات گرفته شده در آن توسط كشور‌های استكباری باید بسیار حساس بوده و مشاركت غیر مستقیمی را پیشاپیش در آن تصمیمات جهانی داشته باشیم.

نكته چهارم؛ یكی دیگر از استعاره‌هایی كه كلمه جهاد برای ما به ارمغان می‌آورد، بحث نقشه و طرح است. ما می‌دانیم كه هر جهادی، نیازمند طراحی نقشه عملیاتی است؛ این دقیقاً خواسته‌ای است كه سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی مطرح شد كه گفتمان‌سازی و ظرفیت‌سازی بسیار خوبی نیز در جامعه نخبگانی كشور در مورد آن ایجاد شد.

نكته پنجمی كه در راستای مفهوم جهاد باید به آن اشاره كرد، مسائل مربوط به آرایش جهادی است. دستگاه‌های اجرایی كشور، دستگاه‌های قانونگذار، نهادهای قضایی، بخش‌های مردمی، بخش‌های غیر انتفاعی و خصوصی كشور، باید با یك راهبردی كه از سوی دستگاه‌های سیاست‌گذار مشخص می‌شود، یك آرایش جهادی به خود گیرند.

نكته ششمی هم كه در مفهوم جهاد معنا می‌یابد، بحث آموزش نیروهاست؛ مثل هر عملیاتی كه اگر آموزش نیرو نداشته باشیم و نیرو‌های اقتصادی كشور را آماده نكنیم، در صحنه جهاد دچار مشكل خواهیم شد. بخشی از آموزش نیروها بحث عمومی است؛ یعنی بدنه آموزش و پرورش و دانشگاه‌های كشور و سرانجام، رسانه‌ها و به‌ طور مشخص رسانه ملی، باید حركتی جهادی داشته باشند و یك برنامه مدون در راستای آموزش نیروهای كشور نسبت به مقتضیات یك جهاد اقتصادی ارایه و اجرا كنند.




[ چهارشنبه 24 فروردین 1390  ] [ 7:21 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

در جهاد اقتصادی که نوعی از جهاد و مبارزه در راه خداوند است امر به جهاد اقتصادی، نهی از مفاسد اقتصادی، پایداری صادقانه در این عرصه از جهاد و دشمنی و مبارزه با مستکبران و دشمنان اسلام از ارکان مهم جهاد اقتصادی محسوب می شود.




[ چهارشنبه 24 فروردین 1390  ] [ 8:18 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

دیدگاه اسلام به زندگی انسان همواره کامل‌ترین و دقیق‌ترین شناخت نسبت به او بوده است. به همین جهت همواره تأکید اسلام بر زندگی دنیا برای آخرت بوده و زندگی دنیوی را مقدمه ای برای کمال و رسیدن به زندگی جاودانه می داند و به همین جهت قوانین و مقرراتی را جهت رسیدن به کمال در عرصه های مختلفی همچون روابط اجتماعی، روابط اقتصادی، روابط سیاسی و دیگر عرصه ها تبیین نموده و آیات، روایات و احادیث بسیاری بر توجه به جنبه های مختلف زندگی انسان تأکید و نقل شده است.

دشمنان اسلام نیز از صدر اسلام تا به امروز با حیله گری و مکر فراوان به دنبال ضربه زدن به اسلام از جبهه های مختلفی و به خصوص جبهه اقتصادی بوده اند و محاصره اقتصادی پیامبر اعظم (ص) و مسلمانان صدر اسلام توسط کفار در شعب ابی طالب (ع) گواهی بر این گفته است.

پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نیز، دشمنان انقلاب اسلامی پس از شکست در عرصه های مختلفی چون هشت سال دفاع مقدس، فتنه گری ها و تفرقه افکنی میان برخی عناصر سست بنیان، امروز به دنبال این هستند تا بتوانند در عرصه های اقتصادی و با توهم فشار اقتصادی بر مردم بصیر و مومن ایران اسلامی به خواسته های شوم خود برسند اما رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بار دیگر با شجاعت و تدبیر منحصر به فرد خویش امسال را سال جهاد اقتصادی نامیدند تا عزم و اراده مردم ایران اسلامی بار دیگر دشمنان را ناکام گذارد. به همین جهت جهاد اقتصادی را از دیدگاه حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) و کلام این بزرگمرد تاریخ بررسی می کنیم.

جهاد پایه ایمان است
ایمان چهار پایه استوار دارد که مومن باید به تمام این ارکان توجه نماید تا همواره ایمان خود را در حوادث گوناگون حفظ نماید. از نگاه حضرت امیرالمومنین (ع) صبر، یقین، عدل و جهاد چهار پایه استوار ایمان است و هر کدام از این ارکان دارای پایه های فرعی دیگری است و جهاد نیز بر چهار پایه قرار دارد: 1- امر به معروف که پشتوانه نیرومند مومنان است 2- نهی از زشتی ها که بینی منافقان را به خاک می مالد 3- راستگویی در هر حال که ادا کننده حقی است که بر گردن مومن قرار دارد. 4- دشمنی با فاسقان و این دشمنی و مبارزه در راه خدا و با نیت مبارزه با دشمنان دین خدا و خشنودی خداوند است (1) . در جهاد اقتصادی که نوعی از جهاد و مبارزه در راه خداوند است امر به جهاد اقتصادی، نهی از مفاسد اقتصادی، پایداری صادقانه در این عرصه از جهاد و دشمنی و مبارزه با مستکبران و دشمنان اسلام از ارکان مهم جهاد اقتصادی محسوب می شود.

ترک جهاد موجب مصیبت می شود
جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن برای دوستانش باز می کند. هر کس جهاد را ترک کند به گفته مولا امیرالمومنین(ع) خداوند لباس ذلت و ردای بلا و مصیبت به او می پوشاند و کوچک و ذلیل می شود. دل او در گمراهی مانده و حق از او روی می گرداند و به جهت ترک جهاد به خواری محکوم و از عدالت محروم است (2).

جهاد در اسلام جایگاه عظیمی دارد. جهاد در دنیا چه از جنبه اقتصادی و چه جنبه سیاسی و چه جهاد به معنای جنگیدن با دشمن رو در رو برای خدا در آخرت به صورت دری از بهشت در می آید و خداوند اهل جهاد را بسیار دوست دارد. ترک مبارزه و جهاد اقتصادی نیز موجب خواری و مصیبت برای مسلمانان می گردد.

نگاهی به تاریخ دوران معاصر نیز به این نکته اشاره دارد که کشورهای مسلمان به دلیل ترک مبارزه اقتصادی و وابستگی به شرق و غرب و دشمنان اسلام به چنان مصیبتی گرفتار شدند که هرگاه دشمنان به دنبال منافع خود به آنان قرارداری پیشنهاد می کرد آنان به اجبار آن را قبول می کردند اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و به رهبری امام خمینی(ره) و با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و با تکیه بر نیروی انسانی عظیم در کشور و پیشرفت‌های اقتصادی و مبارزه با مکر و حیله دشمنان در امور اقتصادی، سیاسی و فرهنگی موج بیداری اسلامی به دیگر کشورها برسد و آنان نیز با الهام از جمهوری اسلامی ایران به دنبال استقلال و آزادی خود بیافتند.

کسب حلال برای تأمین زندگی
اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) همواره بر برنامه ریزی صحیح در زندگی مسلمانان تأکید نموده اند، دیدگاه اسلام نسبت به زندگی انسان جامع است و به تمام عرصه های زندگی توجه می کند. زهد و عبادت مولای متقیان در کنار تلاش و جهاد در عرصه اقتصادی و آبادانی نخلستان ها و انفاق آنها در راه خدا و برای معیشت مسلمانان در تاریخ ثبت شده است.

حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) درباره برنامه ریزی در زندگی مومنان می فرمایند: مومن باید شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، و زمانی برای تأمین هزینه زندگی، و زمانی برای واداشتن نفس به لذت هایی که حلال و مایه زیبایی است، خردمند را نشاید جز آن که در پی سه چیز حرکت کند: کسب حلال برای تأمین زندگی، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذت های حلال (3).

ضرورت حفظ اموال
مدیریت و اهمیتی که جهاد اقتصادی و معیشت مسلمانان برای حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) داشته است موجب شده تا ایشان پس از بازگشت از جنگ صفین در وصیتنامه ای که به وصیت نامه اقتصادی مشهور است نسبت به اموال شخصی خود و ضرورت حفظ این اموال برای مسلمان تأکید کند.

از نظر ایشان مدیریت اموال اقتصادی باید به اهل آن سپرده شود و به همین جهت است که در این وصیت نامه می فرمایند:"همانا سرپرستی این اموال بر عهده فرزندم حسن بن علی است، آن گونه که رواست از آن مصرف نماید و از آن انفاق کند. اگر برای حسن حادثه ای رخ داد و حسین زنده بود ، سرپرستی آن را ،پس از برادرش بر عهده گیرد و کار او را تداوم بخشد" و در ضرورت حفظ اموال می فرمایند: « و با کسی که این اموال در دست اوست شرط می کنم که اصل مال را حفظ کرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند، و هرگز نهال های درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین یک پارچه به گونه ای زیر درختان خرما قرار گیر که راه یافتن در آن دشوار باشد (4)


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 24 فروردین 1390  ] [ 8:17 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

چرايي انتخاب واژه "جهاد" به جاي کلماتي مانند تلاش و همچنين چگونگي حرکت جهادي با توجه به مفهوم جهاد روشن مي شود.در "جهاد" دو مفهوم مستتر است اول تلاش و حرکتي فراگير، عمومي و خارج از روال عادي که به نتايجي سريع و خارج از پيش بيني هاي معمول منتج مي شود و دوم انگيزه الهي که باعث مي شود اين حرکت جمعي و به دور از صرفا منفعت طلبي هاي فردي را با امدادهاي الهي تقويت کند.

از آنچه در بخش قبل به آن پرداخته شد روشن مي شود که چرا اين دو مفهوم بايد لازمه رويکرد اقتصادي کشور باشند: اگر مي خواهيم "سال هدفمندي يارانه ها" را با آن اهميتي که دارد و سختي هايي که براي مسئولان و مردم دارد به خوبي در تاريخ ثبت کنيم در کنار تمرکز برعرصه اقتصاد ناچاريم دو رکني که در مفهوم جهاد وجود دارد (يعني انگيزه الهي و تلاش عمومي و خارج از روال عادي) را به رويکرد اقتصادي خود ضميمه کنيم و اگر بايد هرچه زودتر در عرصه اقتصاد عدالت محور نيز پيشرفت "محسوس و ملموس" را براي جامعه به پاي دستاوردهاي جمهوري اسلامي در ديگر عرصه ها برسانيم و از اين رهگذر همچنان الهام بخش حکومت هاي جديد در جهان اسلام باشيم بايد خيلي سريع حداقل طليعه افقي درخشان در تامين رفاه را براي مردم نجيب کشورمان و ديگر مسلمانان دنيا ترسيم کنيم که اين اتفاق نمي افتد جز با حرکتي جهادگونه در سايه عنايت ها و امدادهاي الهي.




[ سه شنبه 23 فروردین 1390  ] [ 5:52 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

آیت‌الله محمد یزدی گفت: منظور رهبر معظم انقلاب از نامگذاری سال‌ها، تابلونویسی و شعارنویسی نیست و طبق فرمایشی هم که در اجتماع عظیم مردم در مشهد داشتند، هزینه‌هایی که صرف شعارنویسی‌ها می‌شود باید بیشتر صرف اصل کار و عملی شدن شعارها شود.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با مرکز خبر حوزه اظهار داشت: بیش از همه در مسئله جهاد اقتصادی، مشارکت مردمی مورد مطالبه و مقصود رهبری است. جهاد اقتصادی به معنای افزایش کارهای اقتصادی دولت نیست و تنها به وزارت بازرگانی محدود نمی‌شود بلکه باید زمینه ورود مردم به عرصه اقتصادی کشور مهیا شود و مردم مشارکت بیشتری داشته باشند.




[ دوشنبه 22 فروردین 1390  ] [ 8:21 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6  

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541572 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید