تأثیر اصلاح الگوی مصرف آب در افزایش ثروت ملی
این واقعیت که ایران در منطقه خشک و نیمهخشک قرار دارد و منابع آبی نقشی حیاتی برای کشور دارند بر هیچ کس پوشیده نیست. اعلام سال جدید به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف یکبار دیگر این موضوع را گوشزد میکند که آب و مصرف آن مسالهای انسانی و حیاتی برای کشور است. ساختار مهندسی و کشاورزی کشور به گونهای است که متوسط مصرف سرانه آب بیش از 2 برابر استانداردهای جهانی است. نکته قابل توجه در بخش آب در ایران که باید مدنظر همه قرار گیرد ثابت بودن طرف عرضه است اما با توجه به افزایش جمعیت طی سالهای آینده تقاضا نیز افزایش چشمگیر خواهد یافت. برای تعادلبخشی بین عرضه و تقاضای آب ناچار به مصرف بهینه این مایع حیاتبخش هستیم. مهندس سیداسدالله اسداللهی، معاون حفاظت و بهرهبرداری شرکت مدیریت منابع آب ایران اعتقاد دارد، اصلاح الگوی مصرف آب باید در جهت تولید ثروت ملی تفسیر شود. در این میان بیمناسبت ندیدیم با توجه به آمار و ارقام موجود در خصوص مصرف فعلی آب در بخشهای مختلف از یک سو و محدود بودن منابع و امکانات از سوی دیگر در نشستی با مهندسسیداسدالله اسداللهی به کنکاش پیرامون راهکارهای اصلاح الگوی مصرف این ماده حیاتی - به لحاظ نقشی که در توسعه آینده کشور دارد- بپردازیم که در پی آمده است..
* مصرف آب در ایران در چه وضعی قرار دارد؟
** در مصرف آب در ایران باید به سرانه مصرف هر بخش توجه شود و پس از استخراج مصرف واقعی برنامههایی در جهت بهینه کردن مصرف انجام داد. نکته اولویتدار در بخش مصرف بهینه آب اتخاذ تصمیمات و راهکارهای زنجیرهای و به هم پیوسته است. آمارها حکایت از آن دارد که متوسط مصرف آب در بخش شرب 350 لیتر در روز است که با توجه به شرایط کشور و براساس الگو باید به 150 لیتر در روز برسد. از سویی در برخی از کشورهای همسایه ایران که از سطح بهداشت و رفاه مناسب و خوبی نیز برخوردارند، متوسط مصرف به 90 لیتر در روز رسیده است. از طرف دیگر متوسط مصرف در بخش کشاورزی به ازای هر هکتار 15 هزار مترمکعب است که این رقم باید به 6500 مترمکعب برسد.
* این الزام بر کاهش مصرف از کجا ناشی میشود؟
** براساس سند ملی آب که در سال 1375 در دولت وقت تصویب شده الگوی مصرف بهینه آب در بخش کشاورزی و دشتها تعیین شد و در برنامههای دوم، سوم و چهارم توسعه بر اجرای این سند تاکید شده است اما متاسفانه درصد بسیار کمی از این سند محقق شده است. این امر نشان میدهد که انشا و تدوین قوانین بدون داشتن برنامههای عملیاتی مفید فایده نیست. در حال حاضر بخش کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرفکننده آب 92 درصد منابع آبی را به خود اختصاص داده است. برهمین اساس اصلاح الگوی مصرف در این بخش تاثیرات بسیار شگرفی دارد.
* پس چرا این قوانین و اسناد بالادستی اجرایی نشده است؟
** به علت اینکه برنامههای مدونی وجود نداشته است.
و تنها در برنامه دوم، سوم و چهارم توصیههایی شده است و تکالیف موجود در اسناد بالادستی بدون اجرا رها شده است. اصلاح الگوی مصرف باید در جهت تولید ثروت تفسیر شود. معتقدم نگاه به اصلاح الگوی مصرف باید همانند نگرش به مخازن و منابع زیرزمینی باشد. در صورت برنامهریزی درست در بخش اصلاح الگوی مصرف، تحول اساسی در بخشهای اقتصادی، کشاورزی، تکنولوژیکی و ... ایجاد میشود. از سویی، در بخش کشاورزی به دلیل بهای ناچیز و حتی رایگان آب مشاهده میشود که هدررفت آب بسیار بالاست. متاسفانه مجلس شورای اسلامی چند سال قبل حق النظاره ناچیز آب را صفر در نظر گرفت؛ برهمین اساس کشاورزی که وظیفه توزیع آب در مزرعهاش را دارد، هیچ نگرانی نسبت به مصرف بیرویه آب در زمینهای کشاورزندارد
چرا به آب به عنوان یک کالای استراتژیک در هیچ سطحی از جامعه نگریسته نمیشود؟
نگاه به آب باید به صورت یک زنجیره به هم پیوسته در کنار سایر عوامل باشد. صلاح قوانین و بهای آب و در کنار آن تغییر نگرش به آب میتواند آب را به عنوان یک کالای مهم در نظر ما بیاورد.کشاورز باید به این باور برسد که منافع حاصل از صرفهجویی به خود او بر میگردد. از سوی دیگر در تمام کشورهای توسعه یافته آب به صورت حجمی در اختیار مشترکان قرار میگیرد. برهمین اساس ما در نظر داریم در بخش کشاورزی اقدام به نصب کنتورهای هوشمند بر روی چاهها کنیم که براساس برنامهای که برای هر کنتور تعریف شده حجم آب عرضه شده به کشاورز معلوم است. در صورتی که مصرف فراتر از حد تعریف شده باشد برق کنتور قطع میشود.
* الگوی مصرف در بخش آب به چه معناست؟
** الگوی مصرف اینگونه تعریف شده که به عنوان مثال هر انسان شهری برای رفع نیازهای خود در شرب، بهداشت، فضای سبز به چه میزان آب نیاز دارد و شرایط محیط زندگی فرد نیز لحاظ شده است. براساس این الگو مصرف آب در بخش شرب باید از 350 لیتر به 150 لیتر برسد.در هیچ کجا کسی با آب شرب ماشین و حیاط خانهاش را نمیشوید چرا که اصلا صرفه اقتصادی ندارد که اقدام به این کار کند. این الگوها تدوین شده است. به عنوان مثال مشخص کردهایم در جاهایی که آب کم داریم، شالی کاشته نشود. این موارد را دولت الزام کرده است حال اجرا شدن آن یک بحث دیگر است. ما از سرشاخههای دز و خوزستان آب را با مشکلات فراوان به اصفهان و یزد منتقل میکنیم، حال در نظر بگیرید با همین آبی که منتقل شده عدهای اقدام به کشت شالی کنند که میکنند و در صورت اعتراض ما اعلام کنند که اقدامشان در جهت خودکفایی است. اما محاسبه نمیشود که به چه قیمتی قرار است به خودکفایی برسیم. در سند ملی آب نیز به همین موارد اشاره شده است.
* مگر سند ملی آب جزو اسناد بالادستی نیست؟
** بالاترین سند در بخش کشاورزی است.
* پس چرا قوانین پایین دستی بدون توجه به آن تدوین میشود؟
* این الزامات در کجا باید تدوین شود؟
** دولت باید اقدام به برگزاری جلسه کند تا تمام دستگاهها اعم از وزارتخانهها، واحدهای سیاسی و نظام بانکی به یک اجماع نظر درباره اصلاح الگوی مصرف برسند. تمام اینها باید به صورت زنجیرهای نگریسته شود. اعلام میشود که بخش کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرفکننده آب است حال اقدام عملی در این زمینه چیست؟ در بخش آب زیرزمینی، امسال مصمم هستیم که کنتورهای هوشمند بر روی چاههای کشاورزی نصب شوند. این کنتورهای هوشمند آب را مطابق الگوی مصرف تحویل کشاورز میدهد






