تا وقتی که خانه ما از کالاهای خارجی پر باشد، نه صنعت ما پیشرفت خواهد کرد و نه توسعه شکل خواهد گرفت و نه لشکر هر روز فربه تر بیکاران لاغرتر خواهد شد. مطمئن باشید و باشیم و باشند حضراتی که در ساخت و اتخاذ تصمیم نقش دارند. همه مطمئن باشیم تا در بر پاشنه واردات بی رویه و قاچاق و غیرقاچاق کالای خارجی می چرخد، ما دلارهای نفتی را مثل خود نفت به حلقوم خارجی ها می ریزیم، چراغ صنعت و امید به فردای بهتر در خانه خودمان روشن نخواهد شد. بازهم مطمئن باشیم. تا وقتی گاندی وار، پارچه دست بافت هموطن خود را جایگزین پارچه های خارجی بافته نکنیم، بافت سرنوشت ما از همین جنس خواهد بود که هست. از تار بیکاری، از پود عقب ماندگی و چه نقشی رقم می خورد از این هنر! راستی قدیمی ها می گفتند،« هنر نزد ایرانیان است و بس.» امروز اما فقط کالاهای خارجی را هنرمندانه در خانه می چینیم و از آن هنر فقط همین برایمان مانده است. نگوییم که کالای وطنی، کیفیت ندارد که کیفیت را هم من و شما در مقام تولیدکننده باید بهبود ببخشیم و در مقام مصرف کننده تولیدکنندگان را وادار به خوب تولیدکردن کنیم . باید کالای ایرانی از چنان کیفیتی برخوردار شود که پرچم کشور باشد هم در داخل، هم در خارج و این از خود ما بر می آید و بس و برای این هم باید یک نهضت شکل بگیرد همه جانبه، تا با درنظر گرفتن همه جوانب مصرف کالای ایرانی را برای ایرانی، یک هدف و یک امکان تبدیل کند امکانی شایسته برای بهتر زندگی کردن و هدفی بزرگ چون سربلندی ایرانی و سرافرازی ایران، و باز می گویم این عزم ملی می طلبد والا تا پدر خانواده در تولید کم می گذارد و کالای کیفی تولید نمی کند و تا مادر خانواده، دستمزد شوهرش را در راه خرید کالای خارجی مصرف می کند، پسر و دختر خانواده باید به جمع بیکاران بپیوندند، چرا که کار پدر و مادر، دو لبه یک قیچی هستند که تولید وکار داخلی را قطع می کنند و یک لیوان آب هم رویش می نوشند ،به سلامتی کارگران چینی و رومی و کره ای و مالزیایی و هزار جای دیگر. با قطع تولید هم امید به توسعه قطع می شود و هم امید به زندگی، آن وقت شاهد یک جامعه خموده با مردمان بی نشاط خواهیم بود که «مرگ را قسطی زندگی می کنند همین یکی دو روز پیش بود و به عبارت دقیق تر، همین شنبه گذشته، که رهبر فرزانه انقلاب در دیدار اعضای شورای انقلاب فرهنگی، بلندنظرانه و ژرف اندیشانه شاخصه های جامعه توسعه یافته را بیان کردند و راه رسیدن به آن را هم نشان دادند و از آن جمله بود، نشاط، تلاش، کار، مصرف کالای داخلی و ... که زوایای معماری اجتماعی و فرهنگی جامعه بودند که اگر تحقق پیدا کند، عمران و آبادانی هم در جامعه رونق خواهد گرفت و کارها به سامان خواهد آمد، اگر این مهندسی عملیاتی شود، آن وقت لشکر بیکاران، ارتش تلاشگران و سپاه سازندگان خواهند شد و چنان تولید خواهند کرد که مردم به انتخاب کالای ایرانی برگزینند نه به اجبار، اگر چه بسیاری از ما کلام روشن رهبر انقلاب را شنیده ایم اما دریغم می آید این فرازها را دوباره باهم نخوانیم که می فرمایند: «آرمان اصلی ملت ایران رسیدن به جامعه ای رشید، موحد، پرنشاط، پرامید، عدالت طلب، دارای اعتماد به نفس، پرکار، پیشرو، پیشرفته، دارای توکل و برخوردار از روح ایثار و گذشت است» ایشان به ساماندهی فرهنگ عمومی نیز اشاره می کنند و بر افزایش نشاط کار و ابتکار، ارتقای اعتماد به نفس فردی و ملی، افزایش امید، مصرف صحیح و تقویت گرایش به کالاهای ساخت داخلی، تاکید می فرمایند و به حق این مولفه ها می تواند جامعه را به روزهای خوش برساند و ما نیز امیدواریم، با مصرف کالای ایرانی، نشاط تولید و روحیه سازندگی را در جامعه افزایش دهیم و با تولید محصول برتر، همه را به خرید محصول خود ترغیب کنیم. راستی، سال قبل بود به گمانم که وقتی از ضرورت مصرف کالای ایرانی نوشتم، کسانی گفتند فلانی از وسایل ایرانی مصرف می کند یا نه که باید بگویم تا حد بسیاری آری و تلاشم هم این است که هم خودم کالای ساخت وطن را مصرف کنم و هم هر جا صدایم می رسد بگویم که مصرف کالای ایرانی با کیفیت ٧٠درصد از کالای خارجی با کیفیت ١٠٠درصد ارجحیت دارد، چه با مصرف کالای داخل می توانیم تولیدکنندگان را به بهبود کیفیت وادار کنیم و پولی که می پردازیم «قصه دست و دامن» خود ماست نه اینکه پول من خانه بیگانه را آباد کند، آن هم به قیمت ویرانی خانه خود ما. پس نسبت به مصرف کالای ایرانی و نیز تولید کالای کیفی، تامل،تجدیدنظر و اقدام کنیم
معمولاً هر کسی واژه «اسراف» را می شنود، موضوع ولخرجی، زیاده روی و تجاوز از حد و شأن اجتماعی به ذهن او می رسد، لیکن در لابه لای کلمات نورانی پیشوایان معصوم(ع) اشارات لطیفی به مصداق ها و موارد اسراف شده است که اشاره به آن در این بخش از نوشتار، خالی از فایده نیست و می تواند هشداری اجتماعی برای کسانی باشد که از این گونه اسراف ها غافلند یا این گونه امور را در ردیف معانی و مصادیق اسراف به شمار نمی آورند. دورافکندن هسته خرما و... بشر بن مروان گوید خدمت امام صادق(ع) رسیدیم، آن حضرت دستور داد مقداری خرما آوردند یکی از افراد پس از خوردن خرما هسته های آن را دور می انداخت، حضرت دستش را گرفت و فرمود: «لَا تَفْعَلْ اِنَّ هَذَا مِنَ التَّبْذِیرِ وَ اِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ؛ این کار را نکن، این حیف و میل است و خداوند تباهکاری را دوست ندارد شاید آن روز این معنا در اندیشه افراد درست جا نمی افتاد. اما امروز بشر با پیشرفت علوم و زیادی جمعیت جهان، سخت به این موضوع توجه کرده تا آنجا که می کوشد از همه چیز استفاده بهینه کند و با بازیافت از زباله بهترین کود و از تفاله ها بهترین وسیله مورد نیاز و حتی از فاضلاب ها به وسیله تصفیه، آب قابل استفاده را برای کشاورزی به دست آورد. یقینا از چیزهایی مانند هسته خرما با دستگاه ها و امکانات مدرن امروز می توان غذا برای دام ها و مرغ ها تهیه کرد که مواد غذایی آن به مراتب از علوفه ها و دانه های دیگر بیشتر و بهتر است. آن روزی که امام صادق(ع) نسبت به دور ریختن هسته خرما هشدار داد ابزار و وسیله تبدیل آن به این گونه استفاده ها نبود اما امام(ع) با آگاهی همه جانبه از مسائل اجتماعی و انسانی و حتی طبیعی و تجربی این گونه رهنمود را با هشدار به هم آمیخته است. در همین راستا امام(ع) از دور ریختن آب باقی مانده در ته ظرف نیز نهی کرده و آن را از مصادیق اسراف برشمرده و می فرماید
«اَدْنَیالْاِسْرَافِهِرَاقَةُ فَضْلِ الْاِنَاءِ وَ ابْتِذَالُ ثَوْبِالصَّوْنِ؛ کمتریناندازه اسراف دور ریختن ته مانده ظرف (آب یا غذا) وتبدیل لباس بیرونبه لباس خانه و دم دستی است.»
در نگاه امام صادق(ع) آن که از ظرف آب یا غذا زاید مقداری می نوشد و می خورد و باقیمانده آن را دور می ریزد مسرف است. زیرا با آن باقی مانده آب یا غذا می توان تشنه ای را سیراب و گرسنه ای را سیر کرد یا دست کم درخت و گیاه و گلی را شاداب کرد و حیوانی را از گرسنگی و تشنگی نجات داد. نگاه ژرف امام(ع) در رابطه با پوشیدن لباس نیز قابل تأمل و دقت است کسی که بین لباس کار و لباس میهمانی فرقی نمی گذارد و هر کدام دم دست بود برای کار یا مثلاً نماز و مجالس می پوشد این هم به گونه ای گرفتار رذیلت اسراف شده است. از امام کاظم(ع) سؤال شد که آیا داشتن ده پیراهن اسراف است؟ فرمود: «خیر، بلکه داشتن پیراهن زیاد باعث می شود که پیراهن هایش بیشتر عمر کند. اسراف آن است که لباس بیرونت را در جای کثیف بپوشی بنابراین بسیاری از چیزهایی که به نظر ما اسراف به شمار نمی رود در نگاه پیشوایان دینی از مصادیق اسراف به حساب آمده است
از جمله موارد
اسرافی که در روایات دینی به آن اشاره شده می توان موارد ذیل را
برشمرد
:هرچه دلت بخواهد خوردنبهبدن ضرر و صدمه وارد کردنبههنگام وضو آب زیاد مصرف کردنحلالها را حرام شمردن و خون ریختن


. آری اگر در آن از میهمان و واردان پذیرایی کنی و خویشان بی سرپناهت را در آن جای دهی وحقوقی که از این خانه بر عهده ات هست ادا نمایى، در این صورت تو به وسیله آن به آخرت رسیده اىبر طبق نتایج آمارگیری (مرکز آمار ایران) ازوضعیت خانوارهای کشور در سال 1367 در بین خانواده های شهری که برای این آمار انتخاب شدند، 3/23 درصد دارای سه اتاق، 1/23 درصد دارای چهار اتاق، 8/19 درصد دارای دو اتاق، 16 درصد دارای پنج اتاق، 3/10 درصد آنها دارای شش اتاق و یا بیشتر و 6/8 درصد دارای یک اتاق بوده اند. همچنین این آمار نشان می دهد که تنها محلّ سکونت 4/77 درصد از خانوارها دارای آشپزخانه بوده است اکنون با توجه به این که عدّه کثیری از هموطنان ما در شرایطی هستند که مجبورند، استراحت شخصی و پذیرایی از میهمان و حتی آشپزی خود را تنها در یک اتاق انجام دهند، چه وظیفه ای بر عهده صاحبان منازل وسیع و اضافی با در نظر گرفتن اخوّت و مواسات اسلامی بار می شود
کار پاکان را قیاس از خود مگیر گرچه باشد در نبشتن شیر شیر
استکبار جهانی و کشورهای استعمارگر به خوبی میدانند که فرهنگ و تمدن اسلامی مهمترین مانع در راه اجرای برنامههای ضد بشری آنها است و بر این اساس طی سالهای اخیر تلاش زیادی برای تحت فشار قرار دادن کشورهای اسلامی داشتهاند. فجایعی که امروز به نام دفاع از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم در کشورهای اسلامی از جمله عراق و افغانستان و یمن انجام میشود، در حقیقت برای تضعیف و عقبمانده نگه داشتن کشورهای اسلامی است. پس از انقلاب شکوهمند 57 جوامع اسلامی بیدار شده و برای احقاق حقوق خود تلاش میکنند، امت اسلامی برای رسیدن به توسعه و مقابله با زورگویی و ظلمهای استعمارگران، نیاز به اتحاد و همچنین یک الگوی الهی دارند. نهضت جاودانه عاشورای حسینی (ع) بهترین الگو برای امت اسلامی بوده و تلاش برای تحقق آرمانها و اهداف این قیام الهی مهمترین و اصلیترین عامل سرافرازی امت اسلامی است. مقابله با ظلم، دفاع از مظلوم و قطعی بودن تحقق وعده الهی مبنی بر پیروزی خون بر شمشیر درسهای بزرگی است که قیام عاشورا برای بشریت به ارمغان گذاشته است،: اگر امت اسلامی اختلافاتی که کشورهای استعمارگر به آن دامن میزنند را کنار گذاشته، متحد باشند و بالاخره تحقق آرمانها و اهداف نهضت عاشورا را در اولویت قرار دهند، به طور حتم هیچ قدرتی قادر مقابله با کشورهای اسلامی نخواهد بود. مدیریت وبلاگ انقلاب اسلامی را نتیجه الگوبرداری ملت ایران به رهبری مراجع معظم تقلید از قیام امام حسین (ع) و یاران باوفای ایشان توصیف کرد و گفت: تاریخ ثابت کرد که یک ملت با دستهای خالی و تنها با قدرت ایمان به تحقق وعدههای الهی میتواند کاخ ظالمان را فروریخته و مستکبران را خوار کند. مدیریت وبلاگ ترویج اندیشه حسینی و نهضت عاشورا در میان نسل جوان را مهمترین وظیفه نخبگان دانشگاهی و علمای دینی در شرایط امروز توصیف کرده ومی گوید: تحقق این مهم وظیفه هر ایرانی مسلمان و آگاه است
اگر اسلام و قرآن، اعتدال و اقتصادگرایی را راه مستقیم برمی شمارد، می توان دریافت که از نظر اسلام دست یابی به هر کمالی تنها از راه اعتدال گرایی است؛ زیرا از نظر قرآن، راه مستقیم، راهی است که انسان را به کمالات مطلق می رساند و با ایجاد زمینه های تقرب جویی به خداوند، خلافت الهی به شکل کامل و مطلق را برای انسان پدید می آورد. بنابراین، می توان گفت که اعتدال، عنصر اساسی در دست یابی انسان به کمال است. بر همین اساس می توان گفت که رابطه ای بسیار محکم و استوار میان اعتدال گرایی و صراط مستقیم وجود دارد. به این معنا که در مفهوم صراط مستقیم اعتدال تضمین شده است. از این رو خداوند در آیات 143 سوره بقره و نیز 161 سوره انعام و 105 سوره یونس و 135 سوره طه و 30 سوره روم، دین اسلام را که همان صراط مستقیم است به دین معتدل و میانه توصیف می کند و در آیه 115 سوره انعام و 1 و 2 سوره کهف نیز قرآن را که راهنمای دین اسلام می باشد کتابی معتدل و به دور از هرگونه کژی و انحراف معرفی می کند، زیرا چنان که گفته شد، قیم بودن دین به اعتدال گرایی و میانه روی آن می باشد. خداوند در توصیف مومنانی که به کمال رسیده اند آنان را به اعتدال گرایی و میانه روی می ستاید و در آیه 22 سوره ملک استقامت و اعتدال مؤمنان در ایمانشان را به حرکت انسان معتدل در راه مستقیم تشبیه می کند. این بدان معناست که کمال ایمانی را تنها می توان از راه اعتدال و میانه روی کسب کرد.

محورهای اصلی اصلاح الگوی مصرف در شرکت ملی صنایع پتروشیمی در حوزه های منابع انسانی، برنامه ریزی و طرح ها، مصرف انرژی، فناوری اطلاعات و ارتباطات، قراردادها، مالی، پژوهش و تکنولوژی، تولید، بهداشت، ایمنی و محیط زیست، خدمات و تبلیغات عنوان شده است.مهندس عادل نژادسلیم در گفت و گو با خبرنگار شانا اظهار داشت: از ابتدای امسال 3 تن از مهندسان نخبه شرکت را در کانون تفکر مسئول تعیین اهم برنامه ها و سرفصل های اصلاح الگوی مصرف در صنعت پتروشیمی کردیم که نتیجه آن تهیه کتابچه ای مشتمل بر تمامی زمینه های قابل صرفه جویی در این صنعت بوده است. برخی از اهداف تعیین شده در این کتابچه نیاز به برنامه ریزی بلند مدت دارد که سعی کردیم در برنامه های آینده شرکت نحوه تحقق آن ها دیده شود.نژادسلیم محورهای اصلی اصلاح الگوی مصرف در شرکت ملی صنایع پتروشیمی را در حوزه های منابع انسانی، برنامه ریزی و طرح ها، مصرف انرژی، فناوری اطلاعات و ارتباطات، قراردادها، مالی، پژوهش و تکنولوژی، تولید، بهداشت، ایمنی و محیط زیست، خدمات و تبلیغات برشمرد.وی افزایش راندمان مصارف مجتمع های پتروشیمی در بخش های آب، گاز، برق و خوراک را از مهم ترین اهداف در تحقق اصلاح الگوی مصرف این شرکت در سالجاری عنوان کرد و افزود: با اصلاح مصرف در این بخش ها صرفه جویی های قابل توجهی حاصل خواهد شد که با بهره گیری از آن ها می توان کارهای موثری انجام داد. به گفته او بخش قابل توجهی از انرژی پیش از آن که به منابع مصرف برسد، اتلاف می شود که بسیاری از این اتقافات با کنترل های دوره ای لوله ها و نشت یابی آن ها قابل اصلاح است.مدیر عامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی با بیان اینکه این شرکت از سال های گذشته کاهش شدت مصرف انرژی را در شرکت های زیرمجموعه خود به صورت جدی دنبال کرده است، تصریح کرد: برای مثال در سال 86 مجتمع پتروشیمی خراسان مقام نخست را در زمینه کاهش مصرف انرژی در بین سایر مجتمع های هم تراز خود در دنیا کسب کرده است.وی اظهار امیدواری کرد که با رعایت الگوی مصرف انرژی شاهد آن باشیم که بخشی از منابع مورد نیاز برای تحقق والاترین هدف صنعت پتروشیمی در سال 1404 یعنی رسیدن به مقام نخستین تولید کننده مواد و محصولات پتروشیمی در منطقه از نظر ارزش به دست آید.
صرفه جویى در مصرف و اسراف نکردن، بهترین راه برای سپاس از خالق یکتاست. اسراف، عملی غیر اخلاقی و مورد نکوهش آیینهای الهی است. اما برخى، بیمبالات و بیپروا، الگوی صحیح مصرف را رعایت نکرده و به اسراف و اسرافکاری میپردازند. این افراد نه تنها در برابر آیندگان مسئول هستند، بلکه در روز قیامت نیز در پیشگاه خداوند گنهکار محسوب میشوند و در ردیف شیاطین قرار میگیرند. قرآن در نکوهش اسراف کاران میفرماید: اسراف کاران، برادران شیاطینند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است همچنین میفرماید: خداوند اسراف کاران را دوست نمیدارد همچنان که در آیهای دیگر، جایگاه اسراف کاران را دوزخ معرفی میکندبرنامهریزی صحیح در زندگی موجب رشد اقتصادی و از زیر ساختهای توسعه اجتماعی و بالندگی اقتصادی یک جامعه محسوب میشود. محمدبن حمزه سرورى، از یاران امام حسن عسکری7، میگوید: نامهای به محضر امام حسن عسکری7 نوشته و درخواست کردم که آن حضرت دعا کند تا خداوند متعال در زندگی من گشایشی حاصل نماید. حضرت در جواب چنین فرمودند: پسر عمویت یحییبنحمزه از دنیا رفت و مبلغ صدهزار درهم ارث باقی گذاشت و این درهمها بر تو وارد میشودبه ارث به تو میرسد، پس خدا را سپاسگزاری کن و بر تو باد به میانهروی و از اسراف بپرهیز که از رفتارهای شیطانی است. پس از چند روزى، پیکی از شهر حرّان آمد و اسنادی را مربوط به دارایی پسر عمویم به من تحویل داد. من با خواندن نامهای که بین آن اسناد وجود داشت، متوجه شدم که پسر عمویم یحییبنحمزه دقیقاً همان روزی فوت کرده است که امام(ع) آن خبر را به من داد. به این ترتیب از تنگدستی و فقر رهایی یافته و بعد از ادای حقوق الهی و احسان به برادرهای دینیام، طبق دستور امام(ع) زندگی خود را براساس میانهروی تنظیم کرده و از اسراف و ولخرجی پرهیز نمودم و به این ترتیب زندگیام سامان یافت، در حالی که درگذشته فردی اسرافکار بودم
قرن 18 در اروپا که با عنوان عصر روشنگرى از دیگر قرون متمایز مى شود ویژگى عمده دیگرى که داشت، عصر رویکرد به تجارت نیز بود. شعار
lesse
faire
)بگذار مرزها آزاد باشند) در همین زمان باب شد. دلیل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاى داخلى، براى دستیابى به مواد اولیه و به تبع آن بازارهاى خارجى، براى فروش کالاهاى ساخته شده به سوى کشورهاى خارجى رو آوردند و درخواست تاجران از دولت کاهش مالیات براى صدور کالاها بود. این کالاها در کشورهایى، که امروزه به عنوان جهان سوم نامیده مى شوند، بایستى ارزیابى مى شدند. استعمار و حمله نظامى مستقیم به چنین کشورهایى این مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشکل را بعد از شکست تجربه این کشورها در مورد استعمار، نئوکلینالیسم )استعمار نوین از طریق فرهنگ(، به وجود آورد، بافت سنتى و عرفى این جوامع بود که همانند پوسته اى وخیم در مقابل فرآورده هاى نوین مقاومت نشان مى داد. شناختن سنت ها و رسوم براى رخنه در آنها اولین گام به شمار رفت و تبلیغات نیز به کمک این روش توانست سد نفوذ این کشورها را از هم بپاشد. افراد این جوامع ابتدا بایستى باور مى کردند که آنچه خود دارند در مقابل کالاهاى وارداتى از ارزش خوبى برخوردار است و این کار با ظرافت تمام در تبلیغاتى که از شناسى شخصیت کمک مى گرفت، انجام مى شد. در اینجا که یکى از مسائلى که باعث بحران هویت مى شد به میان آمد و فرد این جامعه ابتدا هویت خود را، که ریشه ها، عرف ها، تربیت و اعتقادهاى او داشت، زیر سؤال مى برد و در مقابل به دنبال کسب هویت تازه، خود را به شکل کالاهاى مصرفى در مى آورد که با تبلیغات به وى القاء شده بود. کاربه همین جا ختم نمى شد. کار هنگاهى مصیبت بارتر مى شد که دقت کنیم در این راستا فرهنگ چنین جوامعى به عوامل دیگر، دستخوش تغییر و تحول و در نهایت بحران که نمود خود را در تمامى ارکان جامعه از خانواده گرفته مادبومى نشان مى دهد
مسئله
ضرورت
الگوهاى مصرف را نمى توان از نظام هاى ارزشى و هنجارى خواه اجتماعى یا فردى و یا توأماً که معرف شخصیت مصرف کننده است، جدا ساخت. اگر چه گزینش هاى مصرفى مردم کشورهاى جهان سوم تحت تأثیر منابع گوناگون و به خصوص منابع بیگانه هدایت مى شود، اما قطعاً نمایانگر ذهنیت آنان نیز هست. بدون نادیده انگاشتن بعد سودگرایى )ارضاى نیازهاى روانى( فرآیندهاى مصرف اجتماعى، باید به ابعاد نمادى، یعنى معناى اجتماعى آنها نیز توجه داشت. کالاها و خدمات، سواى کیفیات طبیعى شان، داراى علایم رمزى نیز هستند و شاخصها و عاملان یک قشربندى اجتماعى محسوب مى شوند؛ به همین دلیل بررسى دقیق پدیده تشکیل الگوهاى مصرف توسط شرکت هاى فراملیتى اهمیت دارد. در واقع مصرف کالاها و خدمات مصرفى، علایمى است که کدهاى اصلى جامعه اى که فرد در آن زندگى مى کند صرف نظر از درجه توسعه اقتصادى و اجتماعى اش به آنها معنا مى بخشد. لذا حوزه مصرف، حوزه اى مهم در تشکیل ذهنیت ها و ارزش هاى منبعث از فعالیت هاى شرکت هاى فراملیتى است، زیرا نماد مصرف یا کد اشیاى مصرف شده ترجمان وضع فرهنگى یا هویت فرهنگى اند. افراد با دسترسى یافتن به کالاهاى خاص برطبق موازین و مقیاسهاى جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلکه از جایگاه دیگران نیز آگاهى مى یابند اشیا با ایفاى یک کارکرد اجتماعى تمایزى و تبعیضى، در واقع معرف افراد،یا به معناى صحیح تر تمایز بین افراد مى شود. در حقیقت تمایز قایل شدن بر حسب اشیا مبین یا موجد تفکیک و تفاوت اجتماعى است، که افراد را طبقه بندى کرده و سلسله مراتب اجتماعى را به دنبال دارد. این بعد نمادى در کلیه سطوح جامعه بر طبق کدهاى متفاوت، مشاهده، و به یک طبقه اجتماعى خاص نیز محدود نمى شود. علاوه براین باید به مصرف بعد تخیلى نیز افزود، زیرا اشیاء وسیله فرار و طلسمى است که فرد با توسل به آن مى تواند جهانى سحرآمیز را تصور کند. آرزها به سوى نیازها هدایت شده و در وجود کالا، برآورده مى شوند. علت اینکه تبلیغ کنندگان همواره در تلاش یافتن تصویرى هستند که مصرف کنندگان از خود، و از من آرمانى همواره صرفاً همان الگوى رفتارى است که در یک متن اجتماعى تحقق مى یابد و به عبارت دیگر در ارتباط با سایر افرادى که از اتحاد آنها با یکدیگر هستى اجتماعى فرهنگى خاص، و اکثراً یک ملت، تشکیل مى شود. جدل میان خود و تصویر شخصى یعنى بین انگیزه ها و ارزش ها در مصرف در کشورهاى در حال توسعه، غالباً در ناکامى از مصرف بسنده تجلى مى یابد، چه در واقع آنچه فرد مى کوشد در مصرف بیابد راهى براى غلبه بر احساس نابسندگى و میل ورود به اجتماع و نیل به ارتقاى اجتماعى است . الگوهاى مصرف در همه موارد باید با هویت فرهنگى جامعه کاملاً پیوستگى داشته باشد، البته باید به الگوهاى مصرف متفاوتى که به دلیل عدم تجانس نظام اجتماعى فرهنگى و دامنه قشربندى اجتماعى اقتصادى کم و بیش با یکدیگر تفاوت دارند توجه داشت. در کشورهاى جهان سوم ،منطبق تفکیک اجتماعى بر مبناى مصرف تنها در ایجاد یک سلسله مراتب اجتماعى فرهنگى و پویایى و تحرک اجتماعى بازتاب نمى یابد بلکه به شکل یک برخورد متقاطع فرهنگى و ستیز بین سنت و تجدد نیز پدیدار مى گردد. معرفى و گسترش تجدد از طریق فرآیند قالب شکنى، آمال و نیازها و قالب ریزى مجدد آنها پویایى اجتماعى مصرف را در پى دارد. در این چهارچوب الگوى ارتباطات با الگوى مصرف رابطه مستقیم دارد، از یک سو الگوى مصرف حاصل مجموعه پیامها و علایمى است که نگرش مردم را شکل مى دهد، و در رفتار هاى مصرفى آنها تبلور مى یابد. واز سوى دیگر مصرف خود یک الگوى ارتباطى بین انسان و جامعه و بین انسان و خود اوست. تأثیر شرکت هاى فراملیتى در ایجاد الگوهاى مصرف در دو سطح صورت مى گیرد. در وهله اول این شرکت ها به توسعه الگوهاى مصرفى رایج در کشورهاى جهان سوم کمک مى کنند. در وهله دوم شرکت ها مى کوشند کالاها و فرآوردهاى جدید راکه کم و بیش پیچیده تر از فرآورده هاى قبلى است جایگزین فرآورده هاى سنتى کنند. بنابراین موفقیت تجارتى این شرکت ها در تمامى ساختار مصرف کشورهاى در حال توسعه تأثیر مى گذارد. شرکت هاى فراملیتى انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاى بازنمایى و هنجارى و نظامهاى بیانى (یازها و الگوهاى رفتارى ) اند. تفکرى که اساس این نظامها را تشکیل مى دهد آن است که براى مثال پاداش تلاش فرد در کارش دسترسى یافتن به کالاهاى مصرفى است، و افزایش مصرف شاخص عمده توسعه اقتصادى محسوب مى شود. بنابراین، ترویج چنین منطقى و تلاش براى مصرف بیشتر درنیروى محرکه تغییر اجتماعى نقش مهمى دارد. به این معنا که شرکت هاى فراملیتى به دلیل ماهیت عقلانیت خود ،در پیوستگى و یگانگى روزافزون کشورهاى جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتى دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در این نظام اقتصادى تا حد زیادى به کالاها و خدماتى که در دسترس دارد و همچنین به پایگاه اجتماعى وابسته به این خدمات منوط است. این عقلانیت به طرق گوناگون مطرح مى گردد، در زمینه ارتباطات، پیامهاى پخش شده توسط رسانه ها (تلویزیون، سینماو تبلیغات) با نمایش امتیازات جامعه مصرفى و ایجاد اشکال بازنمایى و نظامهاى هنجارى، نقش مهمى بازى مى کنند. به موازات این جریان، گرایش روزافزونى به تقلید از سبک زندگى غربى و تولیدات غربى به وجود مى آید، انگیزه هاى افراد به نحو فزاینده اى به سمت دسترسى به مصارف تجارتى سوق داده مى شود. ارزشهاى سنتى تا حد زیادى بى اعتبار مى گردد، و تصور ذهنى فرد از جامعه و نقشى که در آن دارد، تغییر مى کند . کارکنان شرکت هاى فراملیتى نیز، صرفنظر از مقامى که در شرکت دارند، با اشاعه اخلاق شرکت ها در این فرآیند تخریب نقش مهمى دارند. همان طورى که قبلاً اشاره شد، اشتغال به کار در این نوع شرکت ها مستلزم پذیرش مقررات و هنجارهاى مربوط به آنهاست. مصرف کالاهاى ساخت شرکت هاى فراملیتى و اثرات نمایشى منبعث از آنها در ایجاد اخلاق مصرف مادى مؤثر است. نکته آخر اینکه این شرکت ها گرایش دارند عادات مصرفى را به گونه اى که به سود آنها باشد شکل دهند و بنابراین درصددند تا فرآورده هاى خود را جایگزین کالاهاى سنتى کنند، و براى برخى کالاها و خدمات خود تقاضاى تجارتى منظمى که قبلاً وجود نداشته به وجودآورند. همچنین برخى نیازها و خواستها را به سوى مارکهاى خارجى سوق دهند. سیاست هاى تبلیغاتى و تشویق فروش کالا بدون شک یکى از مؤثرترین طرق نفوذ شرکت هاى فراملیتى است، و در تغییر نیازهاى اساسى افراد و هدایت آنها به سوى مارکها و فرآورده هاى خاص دخالت دارد. قطعاً این انتقال سلیقه ها برآیند سیاستهاى گسترده بازاریابى و تأثیر آنها برمعرفها و هنجارهاست . هدف اصلى این تبلیغات ایجاد نیازها و بنابراین فرآورده هایى است که مى توانند این نیازها را برآورده سازند. فرآورده هایى که عملاً تنها شرکت هاى فراملیتى قادر به تولید آنها هستند. براى مثال شرکت یونیلیور براى فروش خود برنامه هاى تبلیغاتى جهانى بسیار مهمى اجرا مى کند. این برنامه ها غالباً باعث مى شود تا مردم تمامى علاقه خود را به فرآورده هاى داخلى از دست بدهند. مثلاً همین شرکت تلاش مى کند تا در هند مارگارین واناپستى را جایگزین کره محلى کند و به نظر مى رسد که این محصول داخلى کلاً از بین برود. این شرکت در ایجاد نیاز به پودرهاى پاک کننده شیمیایى و مواد ضدعفونى کننده و نتیجتاً در نتیجه ایجاد بازارى براى این محصولات خود در اندونزى موفق بوده است. علاوه براین توانسته است فروش بستنى، سوسیس و اغذیه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزى سیرالئون و لیبریا گسترش دهد، یعنى در مناطقى که کمتر مى توان از آنها به عنوان مناطق داراى درآمدهاى احتیاطى سخن گفت و آذوقه رسانى به آنها معمولاُ توسط هواپیما صورت مى گیرد. در آمریکاى لاتین قدرت تبلیغات به حدى است که حتى روستاییان بسیار فقیر نیز عملاً خود را ملزم به نوشیدن نوشابه هایى چون کوکاکولا و پپسى مى دانند، و لو آنکه به قیمت فروش محصولات طبیعى شان تمام شود. ر. لدوگار با مطالعه دو کشور برزیل و مکزیک، موفقیت شرکت هاى فراملیتى را در ایجاد نیاز به نوشابه هاى غیر الکلى نشان مى دهد. براى مثال ؛ مصرف سالانه این نوع نوشابه ها در مکزیک رقم قابل ملاحظه 14 میلیارد بطرى یعنى براى هر نفر 5 بطرى طى یک هفته بوده است )در مکزیک 40% نوشابه هاى مصرفى پپسى کولاست (. شستشوى مغزى تجارتى آنچنان قوى است که ساکنین برخى روستاهاى مکزیک به رغم درآمد اندک خود متقاعد شده اند که بدون این نوشابه ها نمى توانند زندگى کنند و باید هر روز آنها را مصرف کنند. در سال 1979 یک کشیش مکزیکى با اشاره به این مطلب مى نویسد: شنیده ام بعضى از روستاییان مى گویند بدون مصرف روزانه نوشابه هاى غیر الکلى نمى توانند زندگى کنند برخى دیگر به خاطر نمایش پایگاه اجتماعى خود هر روز با غذایشان باید نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعى که میهمان دارند. اکثراً فکر مى کنند که باید روزانه این نوشابه ها را مصرف کنند. این اساساً ناشى از تبلیغات گسترده به خصوص در رادیو است که در این مناطق کوهستانى شنوندگان فراوان دارد. به موازات این امر، در این روستاها فرآورده هاى طبیعى مثل میوه کمتر مصرف مى شود، برخى خانواده ها فقط هفته اى یک بار میوه مى خورند. اساس این سیاست هاى تبلیغاتى متقاعد ساختن مردم است به اینکه روش هاى سنتى تغذیه (ارزن، برنج، لوبیا، ذرت، آب)در قیاس با محصولات غربى غالباً پیچیده تر )بسته بندى هاى لوکس، تفاوت گذارى هاى تصنعى با استفاده از مارکهاى گوناگون( اهمیت کمترى دارد. موضوع مهم در اینجا نمادگذارى اجتماعى کالاهاست. از آنجا که مردم به خاطر کم سوادى خود آسیب پذیرترند، تاًثیر تبلیغات بسیار زیادتر مى شود. براى مثال، به کشور کنیا که قبلاً نیز مورد بحث بوده اشاره مى شود. هزینه تبلیغات بازاریابى براى صابون هاى تولیدى شرکت هاى وابسته به شرکت هاى فراملیتى در این کشور 6 درصد و براى صابون هاى تولید داخلى 1درصد قیمت آنها بوده است. این خود نشان دهنده سیاست هدایت تقاضاهاى داخلى به سوى فرآورده هاى پیچیده تر )صنعتى(، )صابون توالت، موادضد عفونى کننده ...( است که بیشتر بر شکل ظاهرى صابون ها و جذابیت بسته بندى آن تأکید دارد. براى ارائه طرحى کلى تراز موضوع به هزینه هاى تبلیغاتى شرکت هاى تابع شرکت هاى فراملیتى در کنیا اشاره مى شود این هزینه ها در حدود 12 میلیون شلینگ کنیاست، در حالى که بودجه تخصیص یافته در آخرین برنامه پنج ساله کنیا براى ساختن مرکز بهداشت روستایى که دولت از آنها به عنوان عوامل کلیدى در بهداشت مناطق روستایى )حدود 90 درصد جمعیت کشور در این مناطق سکونت دارند( یاد مى کند، 5/7 میلیون شلینگ است
3. ریشه افراط و تفریط
ناتوانی عقل، سبب اصلی افراط و تفریط است. کسانی که دچار افراط و تفریط می شوند، عموما دست خوش نوعی عدم تعادل و توازن هستند و اگر در همان حال بتوانند به وجدان و عقل خود مراجعه کنند، درمی یابند که هر جا دست خوش ضعف عقل گردیده اند، به عدم تعادل مبتلا شده، راه افراط و تفریط پیموده اند. امام علی (علیه السلام) می فرماید: «العاقل من وضع الاشیاء مواضعها و الجاهل ضدّ ذلک»؛ عاقل کسی است که هر کاری را به وقت و در جای خود انجام می دهد، و جاهل کسی است که ضدّ این عمل می کند. در جای دیگر، ناآگاهی انسان عامل افراط و تفریط معرفی شده است. امام علی (علیه السلام) فرمود: «لایری الجاهل الا مفرطا او مفرّ
ـ اعتدال در صفات اخلاقی
از مسائل عمده ای که تأثیر بسیاری در تصحیح رفتار و اخلاق انسانی دارد، شناخت دقیق هر یک از صفات رذیله و حمیده و آگاهی کامل به مرزها و حدودی است که هر کدام را از دیگری متمایز می کند.
نبود احاطه کافی در این خصوص، چه بسا باعث می شود که رفتاری از شخص سر زند به خیال اینکه این عمل برخاسته از فلان صفت نیک است در حالی که در واقع این گونه نبوده و در نزد اهل معرفت، این کار حاکی از وجود یک صفت زشت در این شخص است. کسانی را می بینید که در اموال خود ولخرجی می کنند و آن را به حساب سخاوت می گذارند و یا شخصی با افتخار به کارهای خطرناک و به دور از ضوابط عقلی دست می زند و آن را شجاعت می داند در حالی که دیگری، از هر گونه اقدام و عمل مثبتی که کمترین احتمال خطر در آن باشد، سر باز می زند و آن را احتیاط کاری و پیروی از حکم عقل قلمداد می کند. برخی در مقابل دیگران به تملق و چاپلوسی می پردازند و در برابر آنها خم و راست می شوند و به آن اسم تواضع می گذارند و برعکس کسانی در برخوردهای اجتماعی خود رفتارهای متکبّرانه دارند و به مردم با دید حقارت می نگرند و آن را ناشی از عزت نفس خود می انگارند. افرادی در مسائل خانوادگی خود آن چنان سختگیرند که به همگان به چشم بدبینی نگاه می کنند و با اعمال فشار و تعصبهای نابجا، عرصه را بر زیردستان و نزدیکان خود به شدت تنگ می گیرند و آن را نشانه غیرت دینی خود می پندارند و در مقابل، کسانی هم هستند که هیچ حساسیتی در این زمینه ندارند و با سهل انگاری و بی بند و باری، ناموس خود را به وادی فساد و ارتباطهای نامشروع می کشانند و آن را به آزادی خواهی و روشن فکری خود نسبت می دهند. بعضی باب مراوده و دوستی را به روی هر کسی باز می کنند و با انعطاف بیش از حدّ تقاضای دوستی هر کس را به زودی پاسخ مثبت می دهند و بی آنکه به عواقب ندامت بار برخی روابط نامعقول و یا نامشروع بیندیشند، عجولانه همه کس را به سوی خود جذب می کنند و آن را از خوش خلقی و اجتماعی بودن خود تلقی می کنند؛ در صورتی که برخی دیگر دیده می شوند که توان دوست یابی ندارند و از ابراز محبت به دیگران و یا پاسخ مثبت به اظهار دوستیهای دیگران عاجزند و آن را به احتیاط کاری خویش مستند می کنند و نمونه های دیگری از این قبیل
جهل مرکّب
این گونه افراد به نوعی گرفتار حالتی هستند که در این آیه شریفه وصف آن رفته است. قرآن کریم
می فرماید: «قل هل ننبّئکم باالأخسرین اعمالا الّذین ضلّ سعیهم فی الحیوة الدّنیا و هم یحسبون انّهم یحسنون صنعا یعنی: «بگو! آیا زیانکارترین مردم را به شما معرفی کنیم؟ آنها کسانی اند که تلاش و عمل آنها در زندگی دنیا بر گمراهی و ضلالت است در حالی که کردار خود را نیک می پندارند.» اگر کسی در زندگی خود قدم به سوی انحراف بردارد ولی نسبت به منحرف بودن خود اعتراف داشته باشد، و یا اصلاً جاهل بوده و هیچ حکمی بر بدی و یا خوبی عمل خود نداشته باشد، به اصلاح کار خود و بازگشت به راه راست نزدیک تر است تا کسی که در مسیر خطا گام نهاده ولی معتقد است که حرکت و مشی او عین صواب است. زیرا چنین شخصی گرفتار جهل مرکب است، یعنی دو نوع نادانی گریبانگیر او است. اول آنکه حقیقت را نمی داند و دیگری آنکه نمی داند که جاهل است، بلکه معتقد است حقیقت را درست دریافته است. و لذا هدایت یافتن و ارشاد چنین شخصی از مشکل ترین کارها است. از این رو امیرالمؤمنین علیه السلام ضمن تفسیر آیه کریمه گذشته، میان همه معارضان و گروه های مخالف خود به فرقه خوارج اشاره می کنند و راه آنان را منطبق بر آیه شریفه معرفی می فرمایند در جهل مرکب، تمام إشکال در جهالت دوم است که رفع آن بسیار مشکل و دشوار است. زیرا کسی که مرتکب کار زشتی شود و به قبح آن آگاهی نداشته باشد به راحتی می توان با دادن اطلاع و تعلیم او را از حالت جهل خارج ساخت و اگر به ناپسندیده بودن آن آگاه است او را ارشاد و وجدان خفته اش را بیدار کرد. ولی اگر چنین شخصی معتقد باشد راهی را که می رود، صحیح و مطابق با حق است دیگران را که با او موافق نیستند بر خطا تصور می کند و لذا از همان آغاز حاضر نیست حرف دیگری را بشنود و در برابر کسی که در مقام ارشاد است به دیده عناد و لجاجت می نگرد. و چون غیر از اندیشه خود را باطل و بی ارزش می پندارد تلاش می کند تا طرف مقابل خود را نیز هم عقیده خویش سازد و دشواری کار در همین جا است و این است که بلیغ ترین موعظه ها را از اثر می اندازد و کاراترین ارشادها را بی فایده می سازد. نه کلام پرنفوذ امیر بیان علی علیه السلام که سخنان گیرا و دلکشش روح از جسم فردی چون یار باوفایش «همّام» گرفت در او نافذ است، و نه کلام پرصلابت فرزندش حسین(ع) در روز عاشورا در او اثر می کند. سخن علی علیه السلام را می شنود ولی بر فرق او شمشیر می کشد به خیال اینکه به بهشت برود. و خون پاک حسین علیه السلام را می ریزد و خود را در این کار بر حق می داند، چون به اعتقاد او آن حضرت در برابر خلیفه مسلمانها به قیام برخاسته است!! تمام دشواریها و سختیها در مبارزه با همین جهل است و اگر این جهالت برطرف شود ارشاد او به حقیقت و تعلیم او آسان خواهد گشت. مهمترین عاملی که شخص را از گرفتاری در گرداب جهل مرکّب در زمینه صفات اخلاقی محافظت می کند معرفت دقیق مرز جدایی فضیلتها از رذیلتهاست و نقطه مهم بحث در همین جاست. زیرا با عدم وقوف کامل نسبت به مرزها و حدود این دو نوع از صفات، خطر سقوط در درّه هولناک جهل مرکّب در عرصه منشها و خویهای انسانی، بی آنکه خود ملتفت شود حتمی و اجتناب ناپذیر خواهد بود
عاشقی شیوه مردان بلاکش باشد
نازپرورده تنعّم نبرد راه به جای
در مقاله حاضر اهمیت و ارزش اعتدال و میانهروی از منظر دین مبین اسلام و قرآن و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته است.
مفهوم اعتدال
بیگمان زیادهروی و کوتاهی که از آن به افراط و تفریط یاد میشود از نظر بیشتر مردم امری ناپسند و زشت است. از این رو همواره سفارش میشود که از زیادهروی و کوتاهی کردن در هر کاری پرهیز شود. که این سفارش یک حکم عقلانی محسوب میشود در زبان فارسی از آن به اعتدال یاد میشود که برگرفته از عدل است. کسی که به عدالت است به افراط و تفریط گرایش ندارد؛ زیرا عدل به معنای قرار دادن هر چیزی در جای خود است، چنان که به کارگیری هر چیزی برای کار خاص خود میتواند به مفهوم عدل نزدیک باشد. کسی که رویه اعتدال نداشته باشد رفتاری صالح نداشته و گرایش به فساد دارد؛ از این رو پس از هر کار غیر معتدلی سخن از فساد در کار میشود و خواسته عمومی، اصلاح کار و به اعتدال رساندن آن است. بر این اساس میتوان یک نوع رابطه منطقی میان اعتدال و اصلاح یافت. به این معنا که هرکار معتدلی صالح و درست است و هر کار غیر معتدلی فاسد میباشد و نیازمند آن است که اصلاح شود. اصلاحات به معنای بازسازی کاری است که به جهت فقدان اعتدال به فساد گراییده است. در قرآن برای بیان مفهوم اعتدال از واژه قصد استفاده شده است. البته واژگانی چون وسط و سواء و حنیف نیز به این معنا به کار رفته است؛ ولی بیشترین کاربرد در مفهوم و اصطلاح پیش گفته را میتوان در واژه قصد و اقتصاد یافت. از این روست که در روایات اسلامی به پیروی از قرآن از واژه قصد برای بیان اصطلاح اعتدال استفاده شده است. (نک نهج البلاغه خطبههای 94 و 103 و 195 و 222 و نیز نامههای 21 و 31 و حکمت 140)
با توجه به گزارشهای قرآن و آموزههای دستوری قرآن میتوان دریافت که امت اسلام به معنای امت قرآنی و جامعه برتر در حوزه عقیده و رفتار، امتی معتدل و میانه هستند. آنان نه اهل تنزیه محض هستند و نه تشبیه محض. نه اهل زیاده روی در امور اقتصادی و سیاسی و نه اهل کوتاهی کردن در این مسایل. در رفتار و گفتار و اقتصاد و خوراک خود اعتدال و میانهروی را مراعات میکنند و در اعمال عبادی نیز راه افراط و تفریط را نمیپیمایند. در انفاق و بخشش در راه خدا میانهروی را اصل قرار میدهند. نه چنان میدهند که خود وابمانند و نه آن چنان مشت فرو میبندند که گرد بخل بر ایشان نشیند. نه اهل اسراف هستند و نه اهل خساست. همواره از خدا میخواهند که ایشان را از اسراف و زیادهروی در هر کاری حفظ کند. (آل عمران آیه 147)؛ زیرا اسراف (کهف آیه 28) و افراط (مائده آیه 32) را عامل تباهی و فساد و علو و طغیان میدانند. (یونس آیه 83 و دخان آیه 31) از این روست که جز میانهروی از خدا نمیخواهند. اعتدال در راه رفتن و میانهروی در سخن گفتن و پرهیز و دوری از فریاد زدن (لقمان آیه 19) گامهای استوار و نرم برداشتن و مانند آن از اموری است که بیانگر اعتدال ایشان در رفتار و گفتار است. حتی آنان در عبادت، راه میانه میپیمایند و بر خود سخت نمیگیرند و خود را به رنج نمیافکنند. (طه آیه 1 تا 3) امام صادق و امام باقر علیهما السلام درباره این آیه میفرمایند که خداوند به جهت به رنج افتادن پیامبر (ص) در نماز خواندن از او میخواهد که چنین نکند و راه اعتدال را در عبادت در پیش گیرد. (تفسیر قمی ج 2 ص 57 و نیز المیزان ج 14 ص 125) به هرحال در آموزههای قرآن اعتدال و میانهروی یک اصل اساسی و ارزشی است و هر گونه افراط و تفریط در هر کاری ناپسند است. این مطلب را از واژه امر که به معنای هر کاری است میتوان از آیه 147 سوره آل عمران به دست آورد.
اسلام، دین اعتدال
به هر حال دین اسلام که همان دین ابراهیمی است نیز در تعبیر قرآنی از این اعتدال بهره برده است و آموزههای آن به دور از هرگونه افراط و تفریط است. البته در بینش قرآنی، آموزههای تورات و انجیل نیز از چنین خصلت و خصیصهای برخوردار بودهاند؛ زیرا چنان که گفته شد اعتدال اصل عقلایی و امضا و تایید شده شریعت است و هر انسانی به طور طبیعی به اعتدال و میانهروی گرایش دارد مگر آن که عوامل بیرونی موجب دگرگونی در گرایش درونی وی شده و او را از اعتدال خارج کند. آموزههای کتب آسمانی که بر پایه فطرت سالم است نیز از اعتدال و میانهروی بهرهمند هستند. از این رو میتوان گفت آموزههای توراتی و انجیلی از وصف اعتدال برخوردار بودهاند ولی به جهاتی از این وضعیت بیرون رفته و دگرگون شدهاند. خداوند در آیه 66 سوره مائده با توجه به اصل فطرت و نزول کتب بر پایه آن بیان میکند که آموزههای آن دو کتاب آسمانی نیز به دور از افراط و تفریط بوده است و کسانی که به کتب بی تحریف و تصحیف عمل میکنند امت مقتصد و میانهرو هستند. امت اسلام امتی میانه و معتدل است. این اعتدال و میانه روی را میتوان در بینش، نگرش و گرایش امت دید. قوانین آن بر پایه اعتدال است و اخلاق و احکام و آداب و دیگر امور زندگی بر اعتدال بنیان شده است. از این رو خداوند از امت اسلام به امت وسط و میانه یاد میکند. (بقره آیه 143) و آنان را بهترین امتی میداند که در روی زمین ایجاد شدهاند. امتی که اصل و اساس آن اعتدال و میانهروی در همه چیز و همه کار است و از این رو امت شاهد و نمونه و سرمشق میباشند. (آل عمران آیه110)

