« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

چرا اکثر ایرانی‌ها شیفته کسب و حفظ سمت دولتی هستند؟ البته این سؤال را نسبت به ملیت‌های مختلفی می‌توان مطرح کرد ولی در رابطه با ایران، جدی‌تر و پررنگ‌تر است. سه دلیل ساختاری برای این مسئله وجود دارد که می‌توان آن را در نظریه «پاش» خلاصه کرد: سمت دولتی، پول می‌آورد (پ)؛ سمت دولتی، امنیت می‌آورد (الف) و سمت دولتی، شهرت می‌آورد (ش). هر یک از این عوامل را توضیح می‌دهیم:

1ـ سمت دولتی، پول و درآمد و ثروت و رانت اقتصادی می‌آورد. اصولا، رفتار افراد را باید در ساختارها جستجو کرد. از قدیم‌الایام در ایران، نزدیکی به دستگاه دولتی، امکانات فراهم می‌آورده است. همین‌که فردی از طرف دربار قاجار، والی ایالتی می‌شد، از فرصت‌های تجاری، کشاورزی و مستغلات برای خود و خانواده و اطرافیان خود بهره‌برداری می‌کرد، ضمن این‌که سهم دربار را نیز پرداخت می‌نمود. در دوره پهلوی، این نوع فرصت‌ها به معاملات بزرگ تجاری، تسلیحاتی، انرژی و وارداتی تبدیل شد و قرابت به دربار، زمینه‌های دسترسی به قراردادها و طرح‌های دولتی را تسهیل کرد. متأسفانه پس از انقلاب اسلامی،‌حاکمیت اندیشه‌ها و راه‌حل‌های چپ و سوسیالیستی برای مدیریت کشور، ساختارهای قدیم را تداوم بخشید. تا زمانی که تولید ثروت نزد دولت باشد، نوآوری‌های شهروندان یک جامعه، بروز و ظهور نخواهد داشت. جامعه زمانی رشد می‌کند که مستقل از حکومت برای خود فضا داشته باشد.

حکومت‌ها دو وظیفه بنیادی دارند: حفظ امنیت و نظارت بر اجرای قانون. در کشورهای صنعتی و هم‌اکنون در مالزی، ترکیه و کره جنوبی، بیش از 80 درصد تولید ناخالص ملی را شرکت‌ها و افراد خصوصی با فکر، همت و ارتباطات خود ایجاد می‌کنند. وقتی دولت مسئول معاش مردم باشد، آنان را در ساختاری قرار می‌دهد که خود به خود تنبل می‌شوند و خلاقیت و نوآوری خود را از دست می‌دهند. ایرانی‌ها در جهان به ملتی بااستعداد و نوآور معروف هستند ولی عمده این خلاقیت، خارج از ایران متبلور است زیرا که ساختار داخلی اقتصادی ما به شدت تحت‌الشعاع عملکرد و اولویت‌های دولتی است. ژاپنی‌ها 125 سال پیش تشخیص دادند که اقتصاد را باید غیردولتی کنند. چینی‌ها حدود 30 سال پیش به این جمع‌بندی رسیدند و روس‌ها هنوز مشغول بحث کردن پیرامون مزایا و مضار خصوصی‌سازی هستند.

افرادی که مستقل از دولت کار و درآمد و سرمایه تولید می‌کنند، شخصیت متفاوتی نیز دارند. کسی که با فکر خود، درآمد تولید می‌کند، نیازی به صنعت مخرب «چاپلوسی»، «تملق» و «توجیه وضع موجود» ندارد. مهم‌ترین کار فرهنگی برای مبارزه با تملق، خصوصی‌سازی اقتصادی است. مبالغه، تعریف کردن‌های بیهوده از دیگران و در عین حال، انصاف در قضاوت، رفتار معقول اجتماعی و تحلیل منطقی از اوضاع جاری، عموما تحت‌الشعاع معاش انسان‌هاست. میان منابع درآمد افراد و افکار آنان، ارتباط مستقیمی وجود دارد. رشد فکر در گروی منابع درآمد غیردولتی است. با توجه به این‌که عموم ایرانیان یک لایه تجملاتی دارند و در پی بهترین وضعیت زندگی برای خود و فرزندان خود هستند، در محیط‌های کاری که اغلب دولتی است،‌ فضاها و شرایطی را ایجاد می‌کنند که درآمدهای به مراتب وسیع‌تر از فیش حقوقی خود کسب کنند. از این رو، تملق، باندبازی، تظاهر، دروغ، توجیه سیاست‌های موجود و غلط جلوه دادن شرایط زمان به طور طبیعی رواج پیدا می‌کند. درآمدهای خصوصی، انسان‌ها را متعادل بار می‌آورد. حتی تدین و خداپرستی در گروی بسط درآمدهای خصوصی است. بزرگ‌ترین اهتمام برای گسترش اندیشه آزاد، تربیت انسان‌های متعادل، بسط اعتقاد به ماوراءالطبیعه و زدودن خصلت‌های تاریخی تملق، تظاهر و دروغ، غیردولتی کردن منابع معاش مردم ایران است.

2ـ سمت دولتی، حریم امنیتی به دنبال می‌آورد. افرادی که سمت دولتی دارند، از فضای ذهنی و عینی امن‌تری برخوردارند و بسیاری از فعالیت‌های خود ـ منطقی یا غیرمنطقی، مشروع یا نامشروع ـ را می‌توانند توجیه کرده و پیش ببرند. دولتی بودن، ارتباطات گسترده‌ای را فراهم می‌آورد و افراد در فضاهایی کار کرده و تنفس می‌کنند که پشتیبان دارند. ارتباطات دولتی، افراد را مصونیت می‌بخشد. افرادی که سمت دولتی دارند، سعی می‌کنند در همه نهادها و سازمان‌ها، آشنا داشته باشند و اگر لازم بود، سهم آنها را تأمین کنند تا بتوانند به فعالیت‌های خود ادامه دهند. شهروندانی که عاری از این ارتباطات هستند، هرچند بر روی کاغذ قانون، حقوق دارند ولی در عمل، فاقد پشتیبان بوده و احساس ناامنی می‌کنند.

عنصر امنیت در سمت دولتی عمدتا به درآمدهای نامشروع مربوط می‌شود. فساد مالی در دولت‌ها از کجا ناشی می‌شود؟ از آنجا که افرادی برای تأمین امنیت خود در فضاهای دولتی به دنبال تشکیل شبکه‌های دولتی و ارتباطی هستند. هرجا که پول باشد، استعداد فساد هم وجود دارد. پول و ثروت نزد بخش خصوصی به مراتب سالم‌تر از پول و ثروت نزد بخش دولتی است. بی‌دلیل نیست که کشورهای اسکاندیناوی برای سال‌ها سالم‌ترین نظام دولتی را دارند. زیرا دولت در چند هزار نفر کارمند خلاصه می‌شود و بقیه افراد جامعه زندگی خود را با شرکت‌ها و تولید درآمد از طریق کار خصوصی تعریف می‌کنند. وقتی شهروندان نروژی، فنلاندی و سوئدی به دولت می‌اندیشند‌، آن را نهادی برای تأمین نظم و امنیت عمومی و اجرای قانون و تنظیم روابط با جهان تلقی می‌کنند. افراد به گونه‌ای تربیت شده‌اند و منظومه انتظارات آنها با روشی سامان یافته است که در پی «فضاهای غیردولتی» برای تأمین نیازهای زندگی خود باشند. از این رو، لزومی ندارد که ارتباطات دولتی ایجاد کنند، در نهادهای دولتی آشنا داشته باشند و فراتر از قانون و قوه قضائیه، در پی منابع دیگر تحقق امنیت فردی و خانوادگی باشند.

بی‌دلیل نیست که از سال 1860 تاکنون، بیش از 90 درصد خلاقیت‌های صنعتی و نوآوری‌های فناوری را افراد و شرکت‌های خصوصی ایجاد کرده‌اند. «بیل گیتس» با فکر و اهتمام خود شرکت عظیم «مایکروسافت» را بنا کرد. اگر کنگره آمریکا در دهه 1970 و زمان ورود کامپیوتر به نسل‌های جدید، بودجه‌ای را برای بسط فناوری اختصاص داده بود و چند شرکت دولتی را مسئول این کار کرده بود، بشریت هنوز در نسل دوم کامپیوتر متوقف مانده بود. برای سامان دادن به نظام‌های اجتماعی رو به رشد، هیچ نیروی دیگری جز کار خصوصی تاکنون کشف نشده است. به درجه‌ای که دولت سایه خود را بر زندگی اقتصادی مردم گسترش می‌دهد خود به خود ساختارهای فساد مالی را نیز بسط می‌دهد. انسان‌ها باید از طریق قانون و حسن اجرای قانون احساس امنیت کنند و نه ارتباطات و داشتن آشنا در راهروهای قدرت. در فضاهای دولتی برای آن‌که کاری انجام پذیرد، رضایت افراد و تأمین منافع آنها ملاک است اما در محیط‌های بخش خصوصی، پیشبرد کار اهمیت دارد و جایگاه افراد به میزانی که کار و طرحی را تحقق بخشند، سنجیده می‌شود.

3ـ سمت دولتی، شهرت می‌آورد. در جوامعی که دولت معاش مردم را تأمین می‌کند، اعتبار افراد رابطه مستقیمی با ارتباط آنان با دولت دارد. صنعت دولتی، دانشگاه دولتی، علم دولتی، درمان دولتی، تحقیق دولتی، حمل‌ونقل دولتی و رسانه‌های دولتی، فرصتی به شهروندان نمی‌دهد که موضوع و خواسته‌ای را خارج از دستگاه دولتی تعریف کنند. «ماهاتیر محمد» در اقدامی شجاعانه و با برنامه‌ای تدریجی، آب و برق و گاز و تلفن در مالزی را غیردولتی کرد و به شرکت‌های خصوصی گفت: شما در قبال مردم، مسئول هستید. در مقابل، مردم کارآمدی را از شرکت‌ها می‌خواهند و نه دولت. دولت در نهایت ناظر بر اقدامات بخش خصوصی است.

اصولا نویسنده، مبتکر، مخترع، بانکدار، استاد دانشگاه، کارگردان و مدیری که اعتبار خود را از دولت گرفته باشد،‌ارزش مصنوعی دارد. دلیل بسیار مهمی برای این ادعا وجود دارد. اعتبار افراد و نهادها در فضاهای رقابتی مشخص می‌شود. در نهاد دولت، رقابتی در کار نیست. یکی از دلایل رکود دانشگاه‌ها در ایران، فقدان رقابت میان اساتید است. در دانشگاه‌های معتبر جهان، ارزش یک دانشگاهی به مقدار تولید و پژوهشی است که در رشته خود انجام داده که مورد تأیید همکاران او قرار گرفته است و نه بر اساس سنوات تدریس و مدرک دکتری. در این نوع دانشگاه‌های معتبر، حتی دو استاد از یک سطح حقوق و مزایا برخوردار نیستند و فیش حقوقی هر یک بر اساس خلاقیت پژوهشی اوست. ارزش یک کارگردان در این نیست که دولت تشخیص بدهد و به او جایزه بدهد بلکه در فضاهای به شدت رقابتی میان کارگردانان داخلی و خارجی است. ممکن است دولت به بهترین کارمند خود جایزه‌ای اختصاص دهد ولی نمی‌تواند بهترین کتاب سال را تعیین کند و یا چهره‌های ماندگار را تشخیص دهد. بهترین کشاورز را صنف کشاورزان انتخاب می‌کنند و نه وزارت کشاورزی. کارآمدترین صنعت‌گر را صنف صنعت‌گران به جامعه معرفی می‌کنند و نه وزارت صنایع. افرادی که در نهادهای دولتی هستند، نمی‌توانند سطح تخصص شهروندان را با اعطای جوایز دولتی تشخیص دهند. شهرت و اعتبار برای آن‌که واقعی باشد، باید با معیارها و انتخاب‌کنندگان غیردولتی مورد سنجش قرار گیرد.

وقتی که دولت مسئول تقسیم شهرت و اعتبار باشد، معنای تخصص از بین می‌رود. افراد از این طریق می‌توانند در راهروهای دولت در پی کسب ارتباطات باشند تا سهمی از اعتبار و شهرت را به دست آورند. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جمهوری اسلامی، ورود انبوهی از مهندسین و پزشکان در صحنه تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و سیاسی است. هرچند این افراد در رشته‌های خود محترم هستند ولی به دلیل ناآشنا بودن با متون بسیار پیچیده علوم انسانی که جهان با آن مدیریت می‌شود، تصمیم‌گیری‌های نسنجیده، اقدامات بدون پروسه و سخنان بدون پشتوانه مطالعاتی و تجربی، نتیجه عملکرد این مهندسین و پزشکان بوده است.

«فرانسوا میتران» پس از 29 سال عضویت در حزب سوسیالیست فرانسه و طی مراحل مختلف سیاسی و اجتماعی به ریاست‌جمهوری رسید. او حقوقدانی بود که پس از 30 سال آشنایی با پیچیدگی‌های داخلی و بین‌المللی فرانسه، به چنین سمتی دست یافت. لازم نیست به میتران تبریک بگوییم. باید به آن سیستمی تبریک بگوییم که ساختاری را فراهم کرده است تا میتران‌ها در آن رئیس‌جمهور شوند.
هنگامی که شهرت یافتن، دولتی شود، افراد سعی می‌کنند در حاشیه دولت بمانند تا به طور طبیعی غریزه‌های آنان ارضا شود. امروزه از «جان میجر» نخست‌وزیر سابق انگلیس و یا از «کلینتون» رئیس‌جمهور سابق آمریکا خبری نیست چون آنها فقط در یک دوره‌ای محدود، فرصت داشتند تمام استعداد و خلاقیت خود را در صحنه سیاست و مدیریت و کشورداری به نمایش بگذارند. در ایران، افراد برای دهه‌ها در انتظار قدرت می‌نشینند زیرا فراتر از قدرت و سمت سیاسی، شهرت و کار دیگر، از اعتبار چندانی برخوردار نیست. نوشتن کتاب و خاطرات، کار خیریه، راه‌اندازی مؤسسات خصوصی و تحقیقاتی، رسیدگی به ایتام، تدریس، علاقه به هنر، تئاتر، موسیقی، گالری عکس و نقاشی چندان چنگی به دل نمی‌زند. در نهاد دولت است که افراد سخنان خود را مطرح می‌کنند و در رسانه‌های بصری و غیربصری، انعکاس پیدا می‌کنند اما گر رسانه‌های غیردولتی با دولتی رقابت کنند، آنگاه می‌توان اهمیت سخن و فکر و کالا را مشخص کرد.
روانشناسان می‌گویند، چون شخصیت ایرانی در کودکی و نوجوانی سرکوب می‌شود، در سنین بالاتر نیاز شدیدی به نمایش و جلب رضایت و تأیید دیگران پیدا می‌کند. صحنه دولتی و سیاسی، بهترین فضایی است که افراد نیازهای غریزی و روانی خود را تأمین کنند. بنابراین، شهرت و اعتبار به درجه‌ای که برخاسته از نهادهای دولتی باشد، مصنوعی و آمیخته به منافع و وفاداری به دولت است و به درجه‌ای که نتیجه رقابت در فضاهای غیردولتی و ارزیابی افراد غیردولتی باشد، واقعی‌تر خواهد بود. اگر جوایز اسکار و بهترین خبرنگار و برجسته‌ترین نویسنده در آمریکا را به عهده کاخ سفید بگذارند، معلوم نیست چگونه افرادی انتخاب شوند. خصوصی‌سازی و اعتبار بخشیدن به جامعه، نه تنها در تولید ثروت و کار اقتصادی، بلکه در تولید اندیشه و هنر نیز می‌باشد.

جمع‌بندی
نظریه «پاش» برخاسته از تجربه بشری است. تاریخ، معرف این واقعیت است که بزرگ شدن دولت به ضرر مردم یک جامعه و رشد آنهاست. ایرانی‌ها نه تنها استعداد رشد دارند، بلکه ظرفیت الگوسازی را نیز دارا هستند. هم‌اکنون تجربه بشری این است که تنها با ایجاد ساختارهای مناسب، می‌توان شهروندان را به سوی خلاقیت و رشد هدایت کرد. ساختارهای عقلایی، انسان‌های عقلایی به وجود می‌آورند. اگر ایرانی‌ها به سمت دولتی علاقه‌مند شده‌اند، ناشی از ذات آنها نیست، بلکه به دلیل وجود ساختارهای مخالف با رشد است. از «دنگ شائوپینگ» پدر چین نوین پرسیدند: «شما زمانی سوسیالیسم را ترویج می‌کردید، چگونه اکنون به بخش خصوصی روی آورده‌اید؟» او پاسخ داد: «ما در پی سعادت مردم چین بودیم. الان به این نتیجه رسیده‌ایم راه سعادت از طریق خصوصی‌سازی است و مردم، خود باید ثروت تولید کنند».

به لحاظ فلسفی و اخلاقی، مزیت مهم تفکیک ثروت‌یابی از دولت این است که فکر، هنر و رسانه از دولت و فضاهای آمیخته به منافع و خواسته‌های فردی رهایی می‌یابد. ثروت‌یابی مردم، ساختاری را ایجاد می‌کند که دولت صرفا وظیفه خود را نظارت بر قانون تعریف ‌کند. اگر امور و سرنوشت یک ملت نزد دولت باشد، یکسان‌سازی فکری و استنباط ایجاد می‌شود. به هر میزانی که جامعه نقش پیدا کند، رنگین‌کمان تفکر و استنباط و به تبع آن، رسانه و تولید ثروت و معاش ایجاد می‌گردد. زمانی ایران، ژاپن خاورمیانه می‌شود و یا طی بیست سال آینده، طبق خواسته سند چشم‌انداز، قدرت اول منطقه می‌شود که جامعه ایرانی رشد کند، نه آن‌که دولت روز به روز حجیم‌تر شود. ایرانی برای آن‌که زندگی مطلوبی داشته باشد، در شرایط فعلی ناچار است خود را در فضاهای دولتی تعریف کند. اگر بخواهیم از تجربیات دیگر ملل و به خصوص ملل آسیایی، درسی آموخته باشیم، آینده رشد ایران و ایرانی در کانون غیردولتی کردن اقتصاد کشور است. در غیر این صورت، نظریه «پاش» ادامه پیدا خواهد کرد.

به نقل از سایت بازتاب



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب

مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
 

سوال: بیزینس من کوچک است، فقط خودم و دو نفر کارمند هستیم. درواقع محصولاتمان را به صورت آنلاین نمی توانیم بفروشیم. آیا به وب سایت نیاز داریم؟

جواب: سوال خوبی است. درحقیقت، یکی از رایج ترین سوالات عصر بیزینس دیجیتالی است. قبل از اینکه جواب بدهم، بگذاربد به عقب برگردیم، تقریبا سال 1998 و سالهای آغازین اینترنت بود.
من یک سخنرانی در مورد اثر اینترنت بر بیزینس های کوچک در مونتگمری، آلاباما و در یک گردهمایی ناهار داشتم. این مساله به سال 1998 که تقریبا به دو دهه قبل بر می گردد، آینده تجارت اینترنتی حدس و گمان هرکسی بود، اما بدبین ترین آنان هم موافق بودند که تمام نشانه ها دال بر اینست که بخش اعظم درآمدهای بیزینس از تراکنش های آنلاین یا آفلاینی می باشد که نتیجه بازاریابی های آنلاین است.
بنابراین آیا بیزینس شما باید وب سایت داشته باشد حتی اگر بیزینس شما کوچک بوده یا محصولات و سرویس هایی را می فروشید که فکر نمی کنید بشود به صورت آنلاین فروخت؟ پاسخ من همان است که در سال 1998 بود. بله! شما اگر صاحب بیزینس هستید، باید بدون شک و حتما وب سایت داشته باشید.
و محصولات خود را حتی اگر آنلاین به فروش نمی رسند، نادیده نگیرید. امروزه چیزهای کمی هستند که نمی توانید در اینترنت بفروشید. بیش از 20 میلیون خریدار امروزه به صورت آنلاین همه چیز از قبیل کتاب، کامپیوتر، اتومبیل، املاک، هواپیما، گاز طبیعی و... را خریداری می کنند. اگر می توانید تصور کنید، می فهمید که چگونه می شود در اینترنت همه چیز فروخت!
تحقیقات بازاریابی اینترنتی پیش بینی می کنند که تعداد مصرف کنندگان آنلاین در چند سال آینده 30-50 درصد افزایش خواهد یافت. همین تعداد کافی است تا شما را قانع سازد که باید برای بیزینس خود وب سایت داشته باشید.
بگذارید نکته ای را توضیح دهم: شما باید تمام تلاش خود را به کار برید تا اجناس خود را آنلاین بفروشید حتی اگر محصولات خود بالقوه قابل فروش در اینترنت باشند. نکته اینجاست که شما باید حضور دائمی در وب داشته باشید تا مشتریان، کارمندان، همکاران و حتی سرمایه گذاران به راحتی بتوانند شما را یافته و اطلاعات بیشتری در مورد بیزینس، محصولات و سرویس هایی که ارائه می دهید کسب کنند.
در اینجا باید بگویم که تنها داشتن وب سایت کافی نیست. سایت شما باید یک دیزاین حرفه ای داشته باشد. از آنجایی که بسیاری از خریداران قبل از خرید از یک فروشگاه خرده فروشی مایل به کسب اطلاعات آنلاین می باشند، بنابراین سعی کنید اولین شانس را برای تاثیر گذاری بر روی یک خریدار داشته باشید. به عنوان مثال اگر در طرح سایت تان از میمون های رنگی استفاده کنید شانس شما برای اولین تاثیر گذاری موثر به صفر می رسد.
همانطور که گفته شد، شما اولین تاثیر خوب را بر مشتری می گذارید. با یک سایت خوب طراحی شده، بیزینس کوچک شما بیش از یک شرکت بزرگ موفق خواهد بود. حالت معکوس هم صادق است. وب سایت های زیادی حتی از شرکت های بزرگ دیدم که بسیار بد طراحی شده و حرفه ای نبودند. خوش به حال شما و بد به حال آنان!
در ابتدا گفتید که یک بیزینس کوچک دارید، اما هنگامی که از وب سایت سود کسب کردید، حجم بیزینس دیگر مهم نیست. اهمیتی ندارد که یک نفر هستید یا هزاران کارمند دارید، اگر سایت نداشته باشید، بیزینس را به دیگر شرکت هایی که آن را دارند، باخته اید!
یک مورد استثنا: بهتر است اگر دیدید سایت بیزینس شما را ناجور جلوه می دهد، از داشتن وب سایت صرفنظر کنید. سایت شما در مورد بیزینس تان حرف های زیادی برای گفتن دارد. "نگاه کنید! بیزینس ما آنقدر جدی است که ما این سایت زیبا را برای مشتریانمان طراحی کرده ایم."
وب سایت شما مهم ترین بخش بیزینس تان می باشد. بنابراین آنطور که لایق بیزینس خود می دانید، آن را پیاده سازی کنید.

به نقل از سایت تجارت اینترنتی

 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

آغاز سخن

امروزه سازمانها بخوبی دریافته اند که به منظور موفقیت در اقتصاد پیچیده جهانی و نیز ماندگاری در محیط رقابتی کسب و کار ، به داشتن بهترین استعدادها نیاز دارند. همزمان با درک نیاز به استخدام ، توسعه و نگهداشت استعدادها‌‌، سازمانها دریافته‌اندکه استعدادها منابعی بحرانی هستند که برای دستیابی به بهترین نتیجه‌ها نیازمند مدیریت می باشند . در گذشته دهه های 1960 تا 1970 مدیریت استعداد به عنوان یک مسئولیت جنبی به دپارتمان پرسنلی محول شده بود ، در حالی‌که امروزه مدیریت استعداد ( TALENT MANAGEMENT ) به عنوان یک وظیفه سازمانی که مسئولیت آن به عهده تمام دپارتمان هاست، بسیار جدی تر موردنظر قرار گرفته است .
بی شک عصر حاضر، عصر سازمانهاست و متولیان این سازمانها، انسانها هستند؛ انسانهایی که خود به واسطه در اختیار داشتن عظیم ترین منبع قدرت؛ یعنی تفکر، می توانند موجبات تعالی، حرکت و رشد سازمانها را پدید آورند.
در سالهای اخیر، در سازمانهای ایرانی، مبحث پرورش و توسعه نیروی انسانی در قالبهای گوناگونی، نظیر: شناسایی و پرورش استعدادها، جانشین پروری ، مدیران آینده ، مدیران سایه و .... مورد توجه قرار گرفته است . در همین زمینه انجام مطالعات و پژوهشهای گوناگون برای الگوبرداری و بکارگیری تجربه‌های موفق سازمانهای توسعه یافته، از اهمیت بسزایی برخوردار است. از آنجا که کنفرانس مدیریت نیروی کار در سال 2007 موضوع، مدیریت استعداد را به عنوان محور اصلی برگزید و هفدهمین جایزه سالانه خود را به شرکتهای برتر در این حوزه اختصاص داد ، بر آن شدیم تا در 12 شماره، خوانندگان گرامی را با الگوها و تجربه‌های برتر یا طلایی (
secitcarP tseB ) ارائه شده در این کنفرانس آشنا سازیم . در هر شماره یک شرکت برتر انتخاب شده در این کنفرانس معرفی و در ادامه، تجربه های مربوط به آن شرکت معرفی می شود.

چارچوبی برای مدیریت استعداد
تجربه 1: شرکت کانورجیس

Convergys یک پیشرو جهانی در مدیریت ارتباطات است که به طیف گسترده‌ای از مشتریان از راه تکنولوژی ، تحلیل دنیای کسب و کار، ارائه خدمات مشاوره‌ای و راه کارهای حوزه منابع انسانی کمک می کند تا سازمان ها، ارتباطات ارزشمندی با مشتریان و کارکنان خود ایجاد کنند . کانور جیس به صورت ویژه و انحصاری به مشتریان خود برای اتخاذ تصمیمهای هوشمندانه به منظور ارتقای ارتباط با مشتریان و کارکنان شان کمک می‌کند تا آنها با بکارگیری تکنیکهای خلاقانه بتوانند شرایط لازم را برای افزایش بهره وری ، رضایت و اثربخشی کارکنان، ضمن پایین آوردن هزینه‌ها، فراهم آورند‌.
اگر بخواهیم به نخستین کارکردهای حوزه منابع انسانی اشاره کنیم باید به زمانی برگردیم که نخستین شرکتها در دنیا شروع به فعالیت کردند. البته سیر تکاملی کارکردهای این حوزه از اواخر سده هفدهم تا اوایل سده هجدهم صورت گرفت، یعنی زمانی که این حوزه دستخوش یک دگرگونی عمده شد و از زمینه وظایف اداری به مدیریت استراتژیک تبدیل شد. جوش برسین از شرکت برسین و همکاران می گوید : "در آن دوره سازمان ها درک کردند که دپارتمان منابع انسانی، نقش های بسیار گسترده ای، مانند: استخدام افراد مناسب، آموزش کارکنان، کمک به کسب و کار در جهت طراحی نقش شغلی و ساختار سازمانی (طراحی سازمان )، توسعه سیستم یکپارچه جبران خدمت، شامل حقوق و مزایا، واگذاری سهام، پاداش ها و نیز ارائه خدمات بهداشتی و رفاهی به کارکنان دارد". در همین مورد یکی از مهمترین کارکردهای این حوزه به مدیریت استعداد اشاره دارد، که شامل: مدیریت عملکرد، جانشین پروری، مدیریت شایستگی، یکپارچه سازی سیستم‌ها و توسعه رهبری می شود.

مدیریت استعداد چیست ؟
به زبان ساده: مدیریت استعداد، به سازمان اطمینان می دهد که افراد شایسته، با مهارتهای مناسب، در جایگاه مناسب شغلی در جهت دستیابی به هدف‌های مورد انتظار کسب و کار قرار دارند. بواقع مدیریت استعداد، شامل مجموعه کاملی از فرایندها برای شناسایی، بکار گیری و مدیریت افراد به منظور اجرای موفقیت آمیز استراتژی کسب و کار مورد نیاز سازمان است. این فرایندها که در چرخه حیات کارکنان موثرند، به سه حوزه اصلی تقسیم می‌شوند : جذب استعدادها، همسو سازی و نگهداشت استعدادها و توسعه استعدادها.
جذب استعدادها-1
این مرحله شامل تمام موضوع‌های مرتبط با شناخت افراد با مجموعه مهارتهای سطح بالا، برای مشاغل مورد نیاز سازمان است و بدین‌گونه: سازمان باید بر روی چه افرادی سرمایه گذاری کند ؟ نیروی انسانی چگونه باید سازماندهی شود ؟ چگونه باید برای کارمندیابی و استخدام در پستهای تعیین شده، برنامه ریزی کرد ؟ برای توسعه سازمانی چه نوع استعدادهایی مورد نیاز است ؟ طرح اصلی سازمان برای توسعه چگونه طراحی می شود ؟ این پرسشها تنها بخشی از پرسشهایی است که در یک سازمان، هنگام ترسیم مسیر جذب و توسعه کارکنان خود، بعنوان با ارزشترین سرمایه سازمانی، باید در نظر گرفته شود.
2-همسو سازی و نگهداشت استعدادها
هنگامی که یک سازمان در تکمیل فرایند کارمندیابی و استخدام در پستهای مورد نظر موفق شد باید بداند که گام بعدی چیست ؟ در این مرحله لازم است مجموعه مهارتهای مناسب افراد، با وظایف شغلی آنها در یک راستا قرار گرفته و همسو شوند. به عبارت دیگر، عملکرد نیروی کار باید مدیریت شود تا سازمان اطمینان یابد در مسیری است که نیروی انسانی آن بیشترین بهره وری را دارد.
بحث دیگری که در فرایند نگهداشت استعدادها باید مورد توجه قرار گیرد، سیستم جبران خدمات است. علاوه بر اینکه در سازمان، لازم است خط مشی جبران خدمت عادلانه گسترش یابد، ضروری است که خروجی گزارشها و تحلیلهای حاصل از سنجش استعدادها و عملکرد افراد در سیستم محاسبه جبران خدمت کارکنان لحاظ شود.
3-توسعه استعدادها
گام نهایی این فرایند، شامل مباحث مربوط به یادگیری و توسعه است. در این مرحله کارکنان به یک مسیر توسعه شغلی قابل لمس و شفاف نیاز دارند. در همین مورد، سازمان به سرمایه گذاری بیشتر برروی کارکنان به هدف ایجاد فرصتهای یادگیری و توسعه نیاز دارد، تا از این راه بتواند مهارتهای آنها را در جهت پاسخگویی به انتظارها و نیازهای آینده سازمان به روز نگه دارد.

 

چگونه مدیریت استعداد می تواند برای سازمان مفید باشد ؟
یک استراتژی مناسب در مدیریت استعداد، سه مولفه دارد. در صورت وجود سیستم مدیریت استعداد، نخستین مولفه شامل ارزیابی فرایندهای فعلی سیستم در سازمان است. با انجام یک ارزیابی مناسب می توان نقصها و ضعفهای سیستم را شناسایی و توصیه هایی برای برطرف کردن آنها لحاظ کرد.
مولفه بعدی، طراحی و پیاده سازی سیستم استعداد ( یک ابزار یا سیستم نرم افزاری پشتیبانی) است که از فرایند طراحی و نظارت، ارائه نتایج در ساختار سیستم، اجرا و دسته بندی پشتیبانی می کند.
آخرین مولفه، مربوط به تحلیل دقیق استعداد است. مشاهده و نظارت بر اینکه آیا استعداد شناسایی شده در محل مناسب برای انجام یک فعالیت قرار گرفته است یا خیر ؟ که این امر می تواند با پیاده سازی یک راهکار هوشمندانه کسب و کار در جهت اثر بخش کردن مدیریت استعداد قابل تحقق باشد.

مزایا
چرا واژه مدیریت استعداد به عنوان یک مفهوم رایج در چرخه سازمان به کار برده می شود ؟ دلیل بسیار خوبی برای این امر وجود دارد: این موضوع هم برای کارکنان و هم برای مدیران و هم برای کسب و کار، به یک اندازه سودمند است. همان‌گونه که اشاره شد، مدیریت استعداد این اطمینان را بوجود می آورد که هر یک از کارکنان، با استعدادها و مهارتهای ویژه در شغل مناسب قرار گرفته اند، به‌علاوه مزایای جبران خدمت، منصفانه و عادلانه است. همچنین مسیر شغلی آنها شفاف است و به عنوان یک عامل تحریک فزاینده برای فرصتهای شغلی بهتر، درون و بیرون سازمانی،عمل می کند.
مدیریت استعداد، فرایندها و ابزارهای مناسبی را برای حمایت و توانمندسازی مدیران فراهم می آورد . از این راه آنها درمی یابندکه از کارکنان خود چه انتظارهایی باید داشته باشند، که این امر موجب بهبود روابط کاری می شود. در نتیجه سازمان با سرمایه گذاری در مدیریت استعداد از یک سو، از یک نرخ بازگشت سرمایه بالا برخوردار می‌شود و از سویی دیگر، مجموعه استعدادهای گوناگون را در سازمان خواهد داشت. در چنین شرایطی سازمان از مزایای نیروی کار چابک و با انگیزه بهره می برد.

منبع: مجله تدبیر-شماره ۱۹۱



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

طرح چیست؟
یک طرح به مراحل و نکاتی طبقه‌بندی شده تا بدین‌وسیله امکان تحلیل آن وجود داشته باشد و شما را به جایی که می‌خواهید برساند. یک شخص می‌تواند برنامه‌های زیادی از زندگی شخصی‌اش تا کارهای روزمره‌اش داشته باشد. در شرکتهایی که طرح تجاری وجود دارد، اگر کارها تکمیل شده باشد، این طرح تجاری امکان اشراف از چگونگی پیامد را به ما می‌دهد .
بعضی از افراد توجهی به برنامه‌ریزی ندارند. آیا شما نیز اینطور هستید؟ از زمان تولد تا بزرگ‌شدنمان، همان‌گونه که طرح‌ریزی شده پیش می‌رویم. به مهدکودک و سپس به دانشکده می‌رویم. نمی‌توانیم از ردیف و توالی طرح جست بزنیم. چگونه؟ آیا ما بدون گذراندن پیش‌دبستانی و امتحانات دبیرستانی می‌توانیم به دانشگاه راه یابیم. مسلماً نمی‌توانیم .
اگر آرزو دارید وکیل شوید باید قانون را مطالعه کنید و یا اگر دوست دارید فروشنده مجربی شوید باید مهارتهای ارتباطی خوبی بدست بیاورید. در زندگی روزمره، تصمیم می‌گیریم چه چیزی بخوریم، کجا بخوریم، بعد از کار کجا رویم، چه چیزی بخریم، چه وقت در جایی باشیم، به این ترتیب ما در طول روز طرح‌ها و برنامه‌های زیادی داریم .
وقتی دانشکده را تمام می‌کنید به مرحله دیگری از طرح گام می‌گذارید که به وسیله آن وارد بازار کار می‌شوید. والدین نمی‌توانند شما را برای همیشه و به مدت طولانی حمایت کنند. وقتی درآمد کافی داشته باشید برای زمان ازدواج و داشتن بچه و موارد دیگر، برنامه‌ریزی می‌کنید. در اینجا نقل قولی وجود دارد «قصور و کوتاهی در طرح‌ریزی، طرحی برای شکست و عدم موفقیت است». آیا شما با این گفته موافقید؟ شما به یک طرح نیاز دارید تا حداکثر استفاده را از مسایل ببرید. اگر هیچ طرحی نداشته باشید زمانی درخواهید یافت که به هیچ جایی نرسیده‌اید و سردرگم و گرفتار شده‌اید. اما وقتی طرحی داشته باشید راحت‌تر پیش خواهید رفت و زمان بیشتری در اختیار دارید و وقتی این روال را مرحله به مرحله دنبال کنید موفق خواهید شد .
اجازه بدهید درباره طرح تجاری صحبت کنم. طرح و برنامه‌ریزی برای تجارت به ما امکان اشراف از درآمد را می‌دهد. یک طرح تجاری برای تجارت است تا به این وسیله بهتر و بیشتر مسایل را ببیند، منابع را قسمت کند، روی نکات اصلی متمرکز شود و جایی را برای پیشرفت و پرداختن به مشکلات فراهم کند. اما بسیاری از مردم فکر می‌کنند که این طرح فقط برای تجارت جدید است. اما آنها همچنین برای اداره یک تجارت به سوی موفقیت مهم هستند. تجارت برای رشد بهتر و توسعه به طرح و برنامه نیاز دارد .
یک طرح ساده شامل خلاصه، هیأت اعزامی یا تبلیغی، راهی برای موفقیت، تحلیل بازار و مرکز تجاری و تحلیل شکست ثابت می‌باشد. نتیجه آنها می‌تواند نشان دهد که آیا این تجارت ارزش ادامه دادن با برنامه و طرح‌ریزی مفصل را دارد یا خیر. اما این تنها برای پیشبرد و گرداندن تجارت کافی نیست .
یک طرح تجاری مفصل و کامل شامل موارد ذیل است :
1-
خلاصه‌ای از اجرا
2-
اهداف
3-
هیأت اعزامی یا تبلیغی
4-
راههایی برای موفقیت
5-
خلاصه و سوابقی از شرکت
6-
خدمات
7-
خلاصه‌ای از تحلیل بازار و مرکز تجاری
8-
خلاصه‌ای از مدیریت
9-
طرح و برنامه مالی
از مهمترین عوامل در طرح تجاری، جریان پول و چگونگی اقدام و شروع به این کار است. چرا جریان پول مهم است؟
برای موفقیت در تجارت نیاز به درک این اصطلاح است. پول اغلب اشتباهاً به عنوان سود و منفعت در نظر گرفته می‌شود در صورتی که این دو با هم فرق دارند. سود و منفعت فقط شماره‌ای است که به حسابتان راهنمایی می‌کند و پول واقعی در حساب بانکی‌تان نیست. بسیاری از شرکت‌های پرسود به دلیل مشکل جریان پول کار و فعالیت را می‌خوابانند .
از دیگر مسایل، چگونگی انجام طرح است و باید نشان دهیم که طرح، پیاده و اجرا می‌شود. همیشه گفتن آسان‌تر از عمل کردن است. آیا موافقید؟ طرح فقط عبارات و نظریه‌هایی است ولی اگر افرادتان را به سوی وظایفی که باید انجام دهند هدایت کنید، از حالت تئوری به حالت عملی درمی‌آیند. برای طرح و برنامه‌ریزی تجاری، داشتن کم و بیش اطلاعاتی درباره درآمد و راه‌هایی برای پیشرفت و موفقیت در تجارت لازم است .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

 علی ماجدی*

بدون تردید جهانی شدن یکی از مهم ترین موضوعات دنیای معاصر است. پدیده ای که تاثیرپذیری آن بر زندگی فردی و اجتماعی جوامع مختلف در سراسر دنیا انکارناپذیر است. به طوری که به جرات می توان گفت نه تنها هویت افراد در اکثر کشورها به چالش کشیده شده است، بلکه تاثیر آن بر کوچک ترین واحد اجتماعی یعنی خانوار تا بزرگترین آن که دولت است مصون از این تاثیرپذیری نیست. افراد و خانواده ها همزمان با آشنا شدن با فرهنگ و ارزش های بومی و ملی خود از طریق شبکه سراسری اینترنت و شبکه های ماهواره ای تلویزیون با فرهنگ ها و ارزش های موجود در سراسر جهان آشنا می شوند. لذا بنیان خانواده و تحکیم آن به موضوعی مهم برای اکثر دولت های جهان تبدیل شده و بسیاری از کشورها برای تقویت آن برنامه هایی دردست اجرا دارند و به همین منوال جوامع محلی و قومی در این فرآیند، تلاش دارند که هویت و اصالت خود را حفظ کنند. در همین رابطه اکثر دولت ها با این باور که جهانی شدن پدیده ای نیست که بتوان در مقابل آن ایستادگی کرد تلاش در جهت مدیریت آن داشته و اقلیتی از دولت ها از کنار آن به سادگی عبور کرده، در حالی که زندگی اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی این کشورها از این پدیده متاثر شده که از دید دولتمردان به دور مانده یا خودآگاهانه نادیده انگاشته شده است. چهره بارز جهانی شدن در اقتصاد خودنمایی می کند و اقتصاددانان بیش از دیگران به این پدیده پرداخته اند معذلک کتب و مقالاتی که در سال های اخیر پیرامون این موضوع چاپ و انتشار یافته، حاکی از آن است که این پدیده از نظر جامعه شناسان که جامعه شناختی جهانی و روابط بین المللی را مورد کنکاش قرار می دهند، جایگاه ویژه ای یافته است. لذا تبیین و تفسیر جهانی شدن و آثار آن در زندگی افراد، خانواده، اقوام و ملیت ها موجب شده است که جهانی شدن تبدیل به یک موضوع جامعه شناختی جهانی شود. بنابراین جهانی شدن را می توان از منظر اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جامعه شناسی مورد تحلیل قرار داد. نوشتار حاضر تلاشی است در جهت معرفی این پدیده با تجدد و بنیادگرایی.

 تعریف و سابقه تاریخی

اگر جهانی شدن را درهم فشرده شدن جهان و تبدیل آن به مکان واحد بدانیم، معنای آن یگانه شدن جهان است و نباید آن را با وحدت، ادغام و یکسان سازی جهانی اشتباه کنیم زیرا یکسان سازی جهانی پدیده ای است به بلندای تاریخ که در آن امپراتوری های بزرگی چون ایران و روم در ازمنه قدیم در تعقیب آن بوده و در دنیای معاصر نیز سوسیالیسم- کمونیسم بر اساس ماتریالیسم تاریخی پیرامون آن نظریه پردازی کرده و در عمل بلوک شرق به سرکردگی شوروی سابق نوید آن را به جهانیان می داد و علاوه بر آن ژاپن در دهه 30 و امپریالیسم انگلیس و آلمان نازی هر یک به نوبه خود یکسان سازی جهانی را در سر می پروراندند، همچنان که ادیان بزرگ مبلغ جهان واحدی بودند و در آموزه های دینی خود حکومت واحد جهانی را نوید می دهند. لیکن پدیده ای که از دهه 80 قرن بیستم به سرعت و رشد شتابان در جهان خودنمایی کرد، فرآیندی است جهانی- بشری که اقتصاددانان آن را معلول انقلاب صنعتی سوم (انقلاب اطلاعاتی) دانسته و اندیشمندانی که در زمینه جامعه شناسی قلم فرسایی کرده اند نظیر آنتونی گیدنز آن را نتیجه مدرنیسم می دانند.

 جهانی شدن و مدرنیسم

برخلاف اقتصاددانان که جهانی شدن را در قالب اقتصاد تفسیر و تبیین می کنند و با فروپاشی شوروی و پایان اقتصاد سوسیالیستی، سرمایه داری جهانی و سازوکار آن را با بهره گیری از انقلاب اطلاعاتی موجب فرآیند جهانی شدن دانسته و آن را معادل سرمایه داری جهانی می دانند، اندیشمندان دیگر به ویژه جامعه شناسان تلاش دارند تا نظریه های جهانی شدن را عام تر و با شمولیت و جامعیت بیشتری تعریف و تبیین کنند و در این رابطه کوشش کرده اند تصویری از جهان به مثابه یک کل ارائه دهند و در این تصویر جایگاه فرد، جوامع، کشورها و روابط بین الملل را تفسیر کنند. فرد و هویت آن در جامعه جهانی چگونه شکل می گیرد و رابطه فرد با جامعه محلی، قومی و مذهبی خود چگونه رقم می خورد، وابستگی او با هم کیشان و هم زبانان او که در سراسر جهان پراکنده اند و امکان تماس با آنان در هر زمان فراهم است، به چه نحوی است؟ آیا او در فراخوان هم زبانان و هم قوم های خود در سراسر جهان مشارکت می کند یا خیر؟ رابطه فرد با ملیت خود و وابستگی او با سرزمین اجدادی اش چگونه است، آیا با مهاجرت برای زندگی بهتر و مرفه تر این رابطه پایدار می ماند و ارزشمند؟ یا به فراموشی سپرده می شود؟ با اتحاد کشورها نظیر آنچه در اروپا رخ داده وابستگی او به کشورش مستحکم تر می شود یا پایه های آن سست می شود و از سوی دیگر وابستگی او را به هم زبانان، هم کیشان خود در سراسر جهان، هویت و اصالت او را به چالش می کشند که به کجا و به چه کسانی تعلق دارد و بالاخره فارغ از همه انواع همبستگی ها که هر انسانی به فراخور خود در هر قومی، مذهبی و کشوری زندگی می کند، بشر است و شهروند جهانی و امروز بشر و حقوق آن، موضوعی جهانشمول است که روز به روز دامنه شمولیت آن پهنه وسیع تری از جهان را درمی نوردد. لذا ارتباط فرد با جوامع محلی، قومی، مذهبی و کشور خود تبدیل به یکی از عناوین مهم جهانی شدن شده و بر همین منوال رابطه جوامع محلی با جوامع ملی خود و نقشی که این جوامع در روند جهانی شدن دارند، از موضوعات مهم دیگر جهانی شدن است. به ویژه آنکه تحقیقات نشان می دهد در جهان 200 دولت و بیش از 500 نوع جوامع محلی، قومی و مذهبی وجود دارد که در جهت تثبیت و تقویت هویت خود هستند، به ویژه آنکه برخی از این جوامع با دولت های متبوع خود چالش دارند یا هویت خود را در سرزمین های دیگر یا با انگیزه های متفاوتی نظیر همبستگی زبانی و مذهبی جست وجو می کنند. آنتونی گیدنز از جمله اندیشمندانی است که مناسبات مختلف فرد، جامعه و کشور و وابستگی های آنان را در گذر جوامع از سنت به مدرنیسم دانسته و جهانی شدن را نتیجه این تحول می داند، به طوری که جهانی شدن را معادل مدرنیسم تعریف می کند. گیدنز فشرده شدن مناسبات اجتماعی جهانی که اقوام، مذاهب و محل های جداگانه را چنان به هم پیوند می زند که حوادث محلی در گوشه ای از دنیا توسط حوادثی که هزاران کیلومتر دورتر از آن رخ می دهد را موجب می شود و شکل می دهد، دلیلی بر جهانی شدن می داند. او پدیده تجدد را در داخل یک کشور ناشی از چهار وجه می داند که اکثر کشورها آن را درنوردیده اند یا در بستر آن قرار گرفته و بالاخره ناگزیر به آن خواهند پیوست، و آن چهار وجه عبارتند از؛

1- نظام ملت - دولت که در آن ملت نه تنها نظارت بر دولت دارد، بلکه دولت به نحو مستقیم یا غیرمستقیم منتخب ملت است و نظارت ملت بر دولت عام و همیشگی است.

2- اقتصاد سرمایه داری به معنای وسیع کلمه با درجات مختلف دخالت دولت.

3- تقسیم کار در سطح ملی.

4- سامان نظامی ملی که امنیت کشور را در قبال مرزها و حملات احتمالی به عهده دارد.

او چهار وجه بنیادین تجدد را به نظام بین المللی بسط می دهد و جهانی شدن را معادل مدرنیسم جهانی برمی شمرد. بدین شکل که نظارت ملت بر دولت جای خود را به نظارت بین المللی بر رفتار کشورها می دهد. چهره بارز این نظارت این روزها در موضوع هسته ای کشورمان به وضوح قابل مشاهده است که چگونه آژانس بین المللی انرژی اتمی و سازمان ملل و شورای امنیت آن موضوع هسته ای کشورمان را فارغ از هرگونه اغراض و اهداف سیاسی زیر ذره بین بین المللی قرار داده اند یا موضوع حقوق بشر و تروریسم بین الملل چگونه توسط سازمان های بین المللی در کشورهای مختلف در حال پیگیری است. سرمایه داری ملی در بسیاری از کشورها جای خود را به سرمایه داری جهانی داده است. نقل و انتقال میلیاردها دلار، یورو و سایر ارزهای بین المللی و سرمایه گذاری اشخاص، موسسات و بانک ها و شرکت های چندملیتی در سراسر جهان حاکی از آن است که سرمایه داری جهانی شده است و ابعاد آن روز به روز گسترده تر می شود. تقسیم کار ملی به تقسیم کار بین الملل تبدیل شده، به طوری که امروز کمتر می توان صحبتی از تولید کالای ملی حتی برای ساده ترین کالا نظیر یک پیراهن کرد که پنبه آن در کشوری تولید شده و پارچه آن در کشور دیگری ساخته و پیراهن آن در چین یا تایلند دوخته می شود یا رایانه ای که در بازارهای دنیا عرضه می شود، قطعات آن در کشورهای متفاوت تولید می شود، لذا تقسیم کار ملی جای خود را به تقسیم کار یا تقسیم تولید بین الملل داده است و بالاخره سامان نظامی ملی به سامان نظامی جهانی تبدیل شده است. لذا گیدنز چهار وجه تجدد و بسط آن را از جامعه ملی به جامعه بین الملل، جهانی شدن دانسته که همان تجدد در مقیاس جهانی است. لذا وجه تجدد در حال گسترش به سراسر جهان است. مولفه هایی که گیدنز معرفی می کند کاملاً در کشورها از جمله در کشور خودمان محسوس و ملموس است. تبدیل نظارت ملت به دولت، گرچه در بسیاری از کشورها هنوز شکل واقعی نیافته یا به عبارتی این وجه تجدد در برخی از کشورها نهادینه نشده است، معذلک نظارت بین المللی بر دولت ها در تمام زمینه ها به ویژه در زمینه امنیت، حقوق بشر و تروریسم بین الملل، غیر قابل انکار است چهره قالب سرمایه داری جهانی و یک نوع تقسیم بین المللی کار در جهان و مناسبات اقتصاد جهانی کاملاً قابل فهم و درک است و تبدیل سامان نظامی ملی به سامان نظامی جهانی که در آن امنیت کشورهای کوچک توسط شورای امنیت سازمان ملل و ابرقدرت ها از آن سوی جهان تامین می شود، غیرقابل انکار است. امنیتی که شیخ نشین های خلیج فارس از آن بهره برداری کرده که نمونه بارز آن رفع اشغال کویت توسط امریکا و هم پیمانانش در دهه 90 بود یا حمله به عراق و اشغال آن توسط امریکا به بهانه تسلیحات هسته ای این کشور که همه نشانه هایی بارز از سازمان نظامی جهانی است. لذا باید پذیرفت گرچه ابعاد چهارگانه تجدد گیدنز در بسیاری از کشورها نهادینه نشده است، معذلک مدرنیزه شدن سراسری جهانی و روابط بین الملل تا حدود زیادی در دنیا صورت پذیرفته است.

نظریات گیدنز از جهت دیگری جلب توجه می کند، زیرا او تجدد را شمشیردولبه ای می داند که یک لبه آن حاوی فرصت های بی حد برای جوامع محلی و ملی است و لبه دیگر آن تیره و تار بوده که توام با عدم ایمنی، ریسک و خطر است و او آن را در قالب تجدد رادیکالی معرفی می کند که اندیشمندان بسیاری آن را در قالب پساتجدد تبیین و تفسیر می کنند که آمیزه ای مشروع از سنت و مدرنیسم است. در هر صورت شاید بتوان لبه دیگر تجدد را که تیره و تار است و آن را با ریسک و خطر معرفی می کند در قالب بنیادگرایی ناسازگار با جهان معرفی کرد، به ویژه آنکه بنیادگرایان افراطی برای مقاصد خود از همه تسهیلات و ابزارهای تجدد بهره می گیرند. 

جهانی شدن و بنیادگرایی

اگر چهره دیگر تجدد را بنا بر نظر گیدنز تیره و تار دانسته و بنیادگرایی را محصول آن بدانیم،در ابتدا لازم است اشاره شود، اشخاص به صورت فردی یا گروهی در جست وجوی بنیادها و نهادهایی هستند تا در روند جهانی شدن هویت و ارزش های خود را بازتولید و باز شناسایی کنند. لذا می توان پذیرفت که بنیادها و نهادها جایگاه و مامنی هستند برای دسته ای از افراد که در جست وجوی جایی و محلی در جهان برای اعلام هویت و تقویت آن هستند یا به عبارت دیگر می توان بنیادها را تلاش برای بالا بردن قدرت گروهی از افراد دانست که در یک نهاد تشکل یافته و به دنبال ارزش های فرامادی یا در جست وجوی قدرت و هویت خویش هستند تا وجه جهانی زندگی را که جنبه های کلان آن است با وجه محلی یعنی جنبه خرد زندگی معاصر با یکدیگر پیوند دهند. فرانسیس فوکویاما فکر مربوط به حق هویت و مبارزه برای شناسایی این هویت را فکر بسیار رایجی در جهان امروز می داند و بر این باور است که همزمان با جهانی شدن محلی گرایی و قوم گرایی بسط یافته است، لذا تشکل بنیادها و نهادها بالذاته امری پسندیده بوده و آن را می توان پدیده ای کاملاً مدرن یا پسامدرن و جهان شمول به شمار آورد، که بخشی از جهانی شدن است گرچه در همین رابطه نمی توان یکسره تشکیل این بنیادها را از بنیادگرایی جدا کرد. رونالد رابرتسون با اعلام اینکه واژه بنیادگرایی تا اواخر دهه 1970 به ندرت در خارج از ایالات متحده به کار می رفت و کاربرد این واژه را بسیار محدود می دانست، بر این عقیده است به دنبال انقلاب ایران و از اوایل 1980 بود که سخن گفتن از بنیادگرایی در مقیاس جهانی آغاز شد و سرانجام جنبش ها و اشخاص در سراسر جهان این اصطلاح را پذیرفتند و بنیادگرایی بخشی از جهان امروز شد. بنا بر تعریف «بنیادگرایی جنبش اجتماعی- فرهنگی است که می خواهد تمام سپهر زندگی را بر حسب مجموعه خاص از ارزش های مطلق تجدید سازمان دهد» لذا بنیادگرایی هم مخالف مدرن و هم نتیجه مدرنیسم است، لذا بنیادگرایی محصول تجدد است زیرا به درجات مختلف امکان عمل خود را مشخصاً از طریق تجدد بروز می دهد و از شیوه ها و ابزارهای مدرن بهره می گیرد. لذا بنیادگرایی را می توان نظیر تشکل بنیادها دانست، که تلاش برای بیان هویت و قدرت است که می تواند برای مقاصد داخلی یک کشور یا در سطح بین المللی خودنمایی کند اما در عمل در بیان ارزش ها بر خلاف سایر بنیادها و نهادها، به خاطر قصور در فهم جنبه مشارکت جویانه جهانی شدن واکنش های تبارگرایانه، انزواجویانه و خشونت آمیز از خود نشان می دهد، در حالی که در فرآیند جهانی شدن تکثر فرهنگی و ارزش های مختلف جزء لاینفک جهانی شدن است، زیرا جهانی با ملی یا محلی در مقابل یکدیگر نیستند و روند جهانی شدن به نحوی نیست که عناصر ملی و محلی از جهان حذف شوند، بلکه حرکت به سوی یگانگی جهان است که تمام محل های جهان بخشی از این جهان واحد می شوند که در ارتباط متقابل هستند، لیکن فهم غلط از جهانی شدن از سوی بنیادگرایی است که این دو را در مقابل یکدیگر قرار می دهد. لذا از دو نوع بنیادگرایی سخن به میان می آید، بنیادگرایی ای که در درون جهانی شدن قرار دارد و بخشی از این فرآیند محسوب می شود و بنیادگرایی ای که بر ضد جهانی شدن است و به روش هایی روی می آورد که مبارزه جهانی را بر ضد خویش فراهم می سازد.

با توجه به این مساله که بخش مهمی از حرکت های بنیادگرایی ریشه دینی و مذهبی دارند که برخی از آنها در فرآیند جهانی شدن نقش ایفا می کنند و برخی از جنبش های مذهبی مقاومت گرایانه با پرخاش گرایی در جست وجوی هویت هستند، باید به این مهم اشاره کرد که اندیشمندانی که در جهانی شدن قلم فرسایی می کنند و تبحری در این رشته دارند، جملگی بر این باورند که سرشت دین و باورهای اکثر مردم جهان به دین در دنیای معاصر را می بایستی یکی از مهمترین مولفه های جهانی شدن و نه به عنوان علت یا معلول مورد تبیین قرار داد، لذا بسیاری از جنبش های دینی، جایگاه و هویت خود را در جهان تثبیت کرده اند و در این فرآیند ایفای نقش می کنند نظیر اسلام به معنای وسیع کلمه، الهیات آزادی بخش مسیحی در اکناف جهان یا سوکاگای و رقیب آن دیسو کوسای در ژاپن. لذا دین و ارزش های دینی از مهم ترین مولفه های جهانی شدن است بنابراین تنها بخش محدودی از بنیادگرایی مذهبی را می بایستی ضد جهانی شدن و در مقابل دنیا دانست.

 معرفی یک الگو در روند جهانی شدن

با معرفی اجمالی از جهانی شدن، تجدد و بنیادگرایی قابل درک است که جهانی شدن فرآیندی است که نه تنها کشورها، بلکه گرایش های قومی و مذهبی متعددی را در بطن خود پذیرا است و امروز صحبت از تلاش استراتژیک برای پیوند زدن موضوعات محلی و ملی به جهانی است و این موضوع براین پیش فرض بنا شده است که با مسائل محلی وقتی می توان مواجه شد که پایه های آن را در یک زمینه وسیع تری بشناسیم، به عبارت دیگر فهم و درک مواجهه با زندگی فرد زمانی بیشتر مهیا و فراهم است که فهم و درک کلان از زندگی (جهانی شدن) داشته باشیم و از این رویکرد شعار و شعور «جهانی فکر کردن و محلی عمل کردن» حاصل شده است در حالی که بنیادگرایان مخالف جهانی شدن محلی فکر کرده و جهانی عمل می کنند و می خواهند جهان را با خود همسو کنند در هر صورت برای مشارکت در فرآیند جهانی شدن با توجه به موضوعات عام جهانی و این مهم که تجدد بالاخره همه کشورها را درخواهد نوردید، بنابراین کشورهایی موفق تر عمل می کنند که با گزینش ایده ها از جوامع دیگر و تطبیق نظام مند آن با شرایط خود و همچنین جهت گیری آشکار در جهت تبدیل به یک جامعه جهانی به شیوه خاص خود عمل کنند که در این زمینه می توان از ژاپن نام برد که ما شاهد موفقیت مستمر و تاریخی ژاپنی ها هستیم که چگونه به صورت گزینشی از فرهنگ های دیگر و ترکیب کردن آن با فرهنگ خود با حفظ هویت ملی خویش در جامعه جهانی ایفای نقش می کنند و بالاخره این مهم که انتخاب و گزینش از دانش و فرهنگ های موجود در جهان و ترکیب آن با فرهنگ بومی معنای بومی کردن مستفاد نمی شود، زیرا کسانی که از طریق بومی کردن دعوی اصالت دارند، هنوز به این واقعیت پی نبرده اند که آن دانش محلی که می خواهند بر پایه آن بدیلی برای دانش غیربومی بسازند از سال ها پیش جزیی از ساختار جهانی محسوب می شود، لذا التهاب گزینشی و ترکیب آن با فرهنگ محلی را نباید با بومی کردن اشتباه کرد، زیرا اگر با بومی کردن، غرض حذف آثار و عوارض منفی آن باشد که آن عوارض ظهور خواهند کرد و اگر تغییر در جهت بهتر عمل کردن باشد باید پذیرفت که دیگران تجربه گرانسنگ تر از ما را آزموده اند. 

*  سفیر سابق ایران در ژاپن و معاون اسبق وزارت امور اقتصادی و دارایی

منبع:روزنامه شرق

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در پیشرفت و توسعه
امروزه توسعه از طریق ابداء خوشه ای نقش محوری و بارزی در سیاستهای اقتصادی و صنعتی کشورهای توسعه یافته ایفا می نماید. اگر رویکرد های گذشته  تمرکز بیشتری  بر اقتصاد کلان داشته اند، اینک کسب و کار خرد، احساس مسئولیت نسبت به افزایش قابلیت رقابت واحدهای کوچک و متوسط، بهبود ارتباطات شبکه ای، تاکید بر حمایتهای غیر مستقیم در مقابل پرداخت یارانه، ترکیب رقابت و همکاری بمنظور تقویت یادگیری و نوآوری، ارتقاء سطح همکاری واحدهای کوچک و بزرگ و تقویت مثلث همکاری خوشه ها، دولت و دانشگاه مورد تاکید و توجه بیشتری قرار می گیرد.

  هر قدر نگاه به حل مسائل از سطح بین المللی، ملی و بخشی به سمت منطقه ای و محلی ، مبتنی بر قابلیت های پویای سیستم های اجتماعی شکل یافته بر پایه فرایندهای طبیعی پیش می رود، توجه به کسب و کار خرد در قالب شبکه ارتباطی قابل تعریف ذیل بحث توسعه خوشه ای از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود.

حدود دو دهه است که توسعه صنعتی مبتنی بر خوشه ها، بعنوان یک استراتژی نوین مورد توجه برنامه ریزان و سیاستگذاران در کشورهای صنعتی و در حال توسعه می باشد.سازمانهای بین المللی همچون UNIDO,ILO و بانک جهانی نیز طرحهای متعددی را از طریق توسعه خوشه های صنعتی در کشورهای مختلف اجرا و حمایت کرده اند.

امروزه در اکثر کشورهای جهان، صنایع کوچک و متوسط از جنبه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، تولید صنعتی و ارائه خدمات در حال نقش آفرینی هستند . همچنین در کشورهای در حال توسعه، صنایع کوچک و متوسط عامل راهبردی برای توسعه اقتصادی، اشتغال زایی و رقابت پذیری صنایع می باشند. این در حالی است که در کشور ما با وجودی که بیش از 90 درصد واحدهای تولیدی در گروه صنایع کوچک و متوسط قرار می گیرند، بدلیل نداشتن استراتژی توسعه مبتنی بر ساختارهای موجود صنعتی و رها کردن  واحدهای کوچک تولیدی به حال خود، این بنگاه ها نتوانسته اند سهم قابل توجهی در تولید ناخالص ملی و ایجاد ارزش افزوده داشته باشند و از کمبود های شدیدی در رنج هستند که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود:

·     فقدان مقیاسهای لازم از جنبه های مختلف سرمایه، ‌تولید و بازار

·     فقدان محیط های مناسب رشد کسب و کار از جنبه های مختلف حقوقی، قانونی و...

·      فقدان زیر ساختهای نرم افزاری و تشکیلاتی

·   تولید با فناوریهای کهنه و عدم دسترسی به تکنولوژیهای نوین

·    فقدان ارتباط منسجم با شبکه های بانکی و مالی کشور

·    عدم وجود شبکه های همکاری میان بنگاهی

·   عدم شناخت از بازارهای هدف

   خوشه های صنعتی یکی از الگوهای موفق سازماندهی صنایع کوچک و متوسط هستند که کاستیهای صنایع کوچک و متوسط را رفع و مزیتهای مختلف صنایع کوچک، چون انعطاف پذیری و تنوع را تقویت می بخشند. خوشه صنعتی مجموعه ای از بنگاه های تولیدی و خدماتی در یک رشته صنعتی است که با تکیه بر سرمایه های قوام یافته اجتماعی در مناطق مختلف جغرافیایی در کنار نهادهای پشتیبان و از طریق روابط متراکم میان بنگاهی شکل می گیرد.

سازمان صنایع کوچک وشهرکهای صنعتی ایران در راستای یکی از مأموریتهای خود با هدف شناسایی و توسعه خوشه های صنعتی کشور، با ایجاد دفتر خوشه های صنعتی از نیمه دوم سال 1380 محورهای کلی برنامه ملی توسعه خوشه های صنعتی کشور را به صورت زیر تعیین نمود.

 

    محور های کلی برنامه توسعه خوشه ها

    ! فرهنگ سازی و اطلاع رسانی

نظر به اینکه میزان مطالعات و تجربیات در خصوص توسعه خوشه های صنعتی ، مسبوق به مدت بسیار کمی است، در برنامه های کوتاه مدت توجه خاص به زمینه سازی ، فرهنگ سازی و نشر دانش تئوریک و تجربه به سایر ملل در این زمینه از اولویت خاصی برخوردار است.

ذیل بحث فرهنگ سازی و اطلاع رسانی می توان به انتشار کتب ، مقالات و .. تهیه جزوات و کتب راهنمای عملی آموزش مستقیم دست اندرکاران بخش های دولتی و خصوصی و... پرداخت. بدیهی است این امر می بایست از یکسو نقش کارآفرینان در سطح سیاستگذاری و از سوی دیگر ذینفعان خوشه های صنعتی را دربرگیرد.نیازها و تعریف روشهای فرهنگ سازی و اطلاع رسانی از جمله کارکردهایی است که مورد توجه قرار گرفته است.

     ! تهیه نقشه کشوری خوشه های صنعتی

بمنظور ایجاد تصویری جامع از وضعیت خوشه های صنعتی موجود کشور، شناسایی آنها و تعریف حجم فعالیت مورد نیاز که پایه ای برای سیاستگذاری است، تهیه نقشه کشوری خوشه های صنعتی ضروری خواهد بود. این نقشه که تعیین کننده توزیع جغرافیایی و مشخصات کلی هر یک از خوشه ها در مناطق مختلف است، در واقع هم تصویری از وضع موجود و هم ابزار برنامه ریزی خواهد بود.

     ! الگوسازی

بمنظور انتقال تجارب کشورها و سازمانها پیشرو و از سوی دیگر تولید دانش و الگوی بومی در زمینه توسعه خوشه های صنعتی ، اجرای پروژه های توسعه خوشه های صنعتی با همکاری سازمانهای بین المللی مثل یونیدو ، کشورهای پیشرو مثل ایتالیا و متخصصان خبره داخلی از برنامه های در دستور کار سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی است.

از فعالیت هایی که ذیل این بخش صورت می گیرد می توان به تهیه چارچوب اجرای پروژه ، شناسایی شخصیت های حقیقی و حقوقی قادر به پیاده سازی پروژه ها، همکاری با سازمانهای بین المللی ، آموزش دست اندرکاران بخش دولتی و خصوصی ، تعریف نظام هدایت و نظارت بر پروژه ها ، ایجاد هماهنگی بین سازمانهای ذیربط و عوامل توسعه خوشه های صنعتی و نهایتا مستندسازی نتایج و تولید دانش اشاره نمود.

مأموریت اصلی سازمان صنایع کوچک در حوزه توسعه خوشه های صنعتی را می توان تمهید و تسهیل توسعه خوشه های صنعتی تعریف نمود. بطور بدیهی بمنظور حرکت در چارچوب این مأموریت ، نیازمند تعریف فرایندهای کاری و نقش های هریک از نقش آفرینان ذیربط در انجام این مأموریت هستیم. بنابراین طراحی فرآیندها و گردش کارها و همین طور ساختار در سطوح ملی و زیرملی ،بعنوان پیش نیاز انجام وظایف سازمانی شناخته می شود. این ساختار و فرآیندها باید به گونه ای باشند که ضمن پرهیز از مداخله با رویکرد دستوری ، حداکثر اثربخشی را در تمهید ، تسهیل، هدایت و نظارت بر توسعه خوشه های صنعتی داشته باشد. بعلاوه از فراگیری لازم از نظر بخشی، رشته فعالیت ، قانونی، در سطح ملی و زیرملی ،تحت پوشش قراردادن بخشهای خصوصی ، عمومی و دولتی و همینطور مقیاس های مختلف خوشه ها برخوردار بوده و در عین حال حداقل تداخل ، تناقض و تزاحم را باسایر بخشها و یا قوانین و سیاستهای جاری کشور داشته باشد.

    !   بستر سازی قانونی

بمنظور بسترسازی ، هدایت و حمایت از خوشه ها ، بطور قطع وجود قوانین و مقررات متناسب ضروری خواهد بود. چرا که علاوه بر تأکید بر کاهش موانع قانونی ، ضرورت وجود ضوابط تسهیل کننده توسعه صنایع کوچک و خوشه های صنعتی کاملا احساس می شود. در بسیاری از کشورهای پیشرو وجود چارچوب حقوقی مناسب، بیشترین نقش را در جهت گیری صحیح و ارزش زایی صنایع غذایی فراهم آورده است. بنابراین حتی با فرض وجود کمترین موانع در قوانین و مقررات موجود، حداقل انتظار آن است که رویکردی حمایتی بر قوانین و ضوابط موجود کشور حاکم شود. یکی دیگر از پایه های توسعه خوشه ای با رویکردغیر دستوری، نهاد سازی است.

    ! توسعه نهادها

  در صورتی که بخواهیم امکان توسعه صنایع کوچک و خوشه ها فراهم آید، لازم است خدمات مورد نیاز(اعم از خدمات تکنولوژیک، بازار، مالی و...)در اختیار آنها گذارده شود. اما بر اساس اصول مبتنی بر رویکردهای اخیر اغلب این خدمات نمی تواند بطور مستقیم در اختیار واحدها و خوشه ها گذارده شود. انتظار بر آن است که این نقش به درستی از سوی نهادهای موجود وقابل ایجاد در خوشه، ایفاد گردد. از جمله این نهادها می توان به مراکز ارائه خدمات توسعه کسب وکار( BDS providers ) ، موسسات پژوهشی و... اشاره نمود. بنابراین گسترش ، توسعه و تقویت نهادها و تعریف مکانیسم های اختصاصی آن، یکی از دستورات کار توسعه خوشه ها است .

 

عملکرد سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران در قالب هر یک از محورهای فوق الذکر

! فرهنگ سازی و اطلاع رسانی :دفتر خوشه های صنعتی در راستای فرهنگ سازی و اطلاع رسانی اقدام به انتشار کتب ومقالاتی در زمینه خوشه های صنعتی  کرده است که عبارتند از:

     - کتب:

-          خوشه های صنعتی رویکردی نوین در توسعه صنعتی. نوشته هوبر اشمیتزو خالد ندوی.ترجمه عباس زند باف وعباس مخبر

-          همکاری صنایع، خوشه صنعتی، توسعه پایدار. نوشته فرانک پایک . ترجمه بهرام شادابی و جهانگیر مجیدی

-          خوشه های صنعتی الگوی موفق توسعه درون زا. نوشته روبرتا رابلوتی .ترجمه عباس مهرپویا وجهانگیر مجیدی

-          همچنین مجموعه های ‌(راهنمای توسعه خوشه های صنعتی ،رویکرد توسعه خوشه ای یونیدو) و
(
Cluster Initiative )   در حال آماده شدن برای چاپ هستند.

-          استراتژی رقابتی.  نوشته مایکل پورتر. ترجمه  جهانگیر مجیدی وعباس مهرپویا

 

 

    - مقالات:

-          شتاب بخشیدن به توسعه صنعتی از طریق ایجاد شبکه ها و خوشه ها. ولی الله افخمی  ومحمد رضا رضوی

-          کلاستر یا خوشه صنعتی. جهانگیر مجیدی

-          هند و توسعه خوشه های صنعتی

-          شبکه ها و خوشه ها

! تهیه نقشه کشوری خوشه های صنعتی : فعالیت های انجام یافته در راستای تهیه نقشه کشوری خوشه های صنعتی و شناسایی آنها در سطح کشورکه با هدایت سازمان صورت گرفته است به شناسایی خوشه های صنعتی متعددی درسطح استانها مختلف کشور انجامیده است. از اهم این موارد که سازمان نیز برنامه توسعه آنها را در دستور کار خود قرار داده است می توان به موارد زیر اشاره نمود:

-          خوشه صنعتی قطعات خودروی تبریز

-          خوشه صنعتی چرم تبریز

-          خوشه صنعتی مبلمان ملایر

-          خوشه صنعتی قطعات لاستیکی رزن

-          خوشه صنعتی سفال لالجین

-          خوشه صنعتی ادوات وتجهیزات کشاورزی جویبار

-          خوشه صنعتی چرم شهر تهران

-          خوشه صنعتی سنگ اصفهان

-          خوشه صنعتی نساجی یزد

-          خوشه صنعتی سرامیک یزد

-          خوشه صنعتی خرمای بم

-          خوشه صنعتی تجهیزات نفت ،گاز وپتروشیمی خوزستان

-          خوشه صنعتی قطعات ریلی استان مرکزی

-          خوشه صنعتی شیلات هرمزگان

! الگوسازی:  به منظورالگو سازی وتوسعه خوشه های صنعتی شناسایی شده هم در زمینه استفاده از نیروهای خبره داخلی و هم بهره مند شدن از تخصص ها وتجارب سازمانهای بین المللی  اقداماتی صورت گرفته است که به طور خلاصه می توان به مواردزیر اشاره نمود:

      - انعقاد قرارداد همکاری با سازمان توسعه صنعتی ملل متحد( UNIDO ) در زمینه توسعه :

          خوشه صنعتی چرم تهران

          خوشه صنعتی قطعات خودروی تبریز

           خوشه صنعتی سفال لالجین

 

      - انعقاد قرارداد همکاری با سازمان توسعه صنعتی ایتالیا( IPI ) در زمینه توسعه :

          خوشه صنعتی نساجی یزد

          خوشه صنعتی سرامیک یزد

 

      - انعقاد قرارداد همکاری با انجمن سنگ ایتالیا( IMM ) در زمینه توسعه :

           خوشه صنعتی سنگ اصفهان

 

       - انعقاد قرار داد همکاری با متخصصین داخلی در زمینه توسعه :

         خوشه صنعتی مبلمان ملایر

          خوشه صنعتی تجهیزات نفت وگاز خوزستان

همچنین سازمان جهت توسعه سایر خوشه های شناسایی شده از قبیل خوشه صنعتی ادوات کشاورزی جویبار در حال تمهید زمینه های همکاری با نیروهای داخلی است.

  ! بستر سازی قانونی : از جمله فعالیتهای صورت گرفته در زمینه بسترسازی قانونی موارد زیرقابل ذکر هستند:

     - توجه خاص به توسعه خوشه های صنعتی در ماده 39 قانون برنامه چهارم توسعه

     - تصویب قانون رقابت پذیر کردن صنایع کوچک و متوسط

     - تصویب توسعه خوشه های صنعتی ذیل سیاستهای توسعه صنعتی کشور در مجمع تشخیص مصلحت نظام

 

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف به نقل از سایت سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
یکی از مشکل‌ترین مسایل کسب و کار، تخمین هزینه شروع آن است. دشواری این مساله از آن روست که هزینه شروع مانند یک هدف متحرک است که به راحتی دست‌کم گرفته می‌شود و تقریبا همیشه دست‌خوش تغییر و تحول است ...
تام امرسون (Tom Emerson) رییس مرکز بازرگانی دونالد اچ‌جونز (The Donald H. Jones) دانشگاه کارنگی ملون واقع در پیتسبورگ جمله زیبایی دارد که می‌گوید: "با هیچ شروع کن و نصف آن را به قیمت چندین میلیون دلار بفروش. آن وقت مسیرت را خواهی یافت." فکر می‌کنم زمانی که داشت این جمله را می‌گفت،‌ لبخند عریض و طویلی هم روی صورتش نقش بسته بود .
همه ما می‌دانیم که یک مدل، متاسفانه شاید به غیر از یک لحظه خیلی کوتاه در اوج شیفتگی اینترنتی، تغییر نمی‌کند. مدلی که تغییر و تحول پیدا می‌کند، مستلزم محاسبه و محاسبات دوباره و نیز آگاهی از بعضی از معمول‌ترین اشتباهات ابتدایی است .
در اینجا پنج اصل را که در تخمین هزینه شروع کسب و کار به شما کمک می‌کند، ذکر می‌کنیم :


با یک طرح ثابت شروع کنید و سپس آن را تغییر دهید .
تجربیات گذشته برای شروع کسب و کار، پیروی از یک طرح تجاری (Business Plan) را توصیه می‌کند. شما نیز همین رویه را در پیش بگیرید. اما این به معنی آغاز و پایان تخمین هزینه‌های شروع کار نیست. جف شومان (Jeff Shuman) استاد مدیریت و مدیر مطالعات بازرگانی دانشکده بنتلی (Bentley College) می‌گوید: "معمول بر این است که یک کارآفرین یک فرصت کارآفرینی پیدا می‌کند، یک طرح تجاری جهت سرمایه‌گذاری تهیه می‌کند، میزان سرمایه‌ای که باید تامین شود را تعیین می‌کند، سرمایه‌ را تامین می‌کند و آن را در جهت تامین هدفی که در طرح تجاری‌اش مشخص شده به کار می‌گیرد. "به قول شومان این کار یک مشکل عمده دارد، این طرح در درجه اول منوط به گرفتن جواز کسب و کار است. وی اضافه می‌کند: "در واقع بعضی از فرضیات اولیه شما تقریبا خوب است ولی بعضی دیگر، حتی ارزش کاغذی که برای نوشتن آن‌ها مصرف می‌کنید را ندارند ."
شومان و دیگر صاحب‌نظران معتقدند که تخمین هزینه‌ شروع به معنی مرور مکرر فرضیات و تغییر مدل تجاری اولیه شماست. نوشتن یک طرح تجاری، کار مفیدی است . چراکه شما را مجبور می‌کند همه آن‌چه را برای شروع کسب و کارتان نیاز دارید دقیقا بنویسید، مثل کمک حقوقی، کمک مالیاتی، لوازم اداری، تجهیزات، هزینه پست، مکان و فضای کسب و کار، حقوق کارکنان، بیمه و غیره .
اما مدل‌ اولیه‌ای که انتخاب کرده بودید، ممکن است با موارد جدیدی که یاد گرفته و به کار می‌گیرید، دایم تغییر کند .


عجله نکنید و تامل کنید .
اضافه کردن همه چیزهایی که به گمان شما برای یک کسب و کار تمام عیار لازم است وسوسه‌‌انگیز است و در نهایت به این نتیجه می‌رسید که این چیزها همان‌هایی هستند که شما برای شروع به آن نیاز دارید. اما صبر کنید و دنبال مدل کوچک‌تری بگردید. چراکه این کار فرصتی به شما می‌دهد که همه کار را شروع و همه سرمایه‌تان را حفظ کنید . شومان برای توضیح این امر، مثال کسی را مطرح می‌کند که هزینه‌ کل شروع یک کسب و کار خرده‌فروشی در یک مرکز خرید محلی را صدوپنجاه دلار در هر فوت‌مربع تخمین می‌زند. به قول او "شما هم می‌توانید همین‌طور شروع کنید و یک طرح تجاری در همان حد و اندازه بنویسید. اما شاید بهتر باشد برای تخمین میزان تقاضای آن منطقه از محصولات، از یک چرخ‌دستی استفاده کنید ."
آزمایشی که به‌عمل می‌آورید، هزینه اولیه شروع را کاهش می‌دهد. نتیجه این‌که در مرحله اول کار،‌ آن‌قدر که به دست‌آوردن اطلاعات اهمیت دارد، سود اهمیت ندارد. به قول شومان: "بدین‌طریق شما می‌توانید به موازات پیشرفت در هر مرحله، بودجه آن را هم تامین کنید. حال وقتی که به مرحله سوم و مرحله توسعه کارتان قدم می‌گذارید، دیگر آمار و ارقامتان براساس تحقیق و گروه‌های شاهد وآزمایشی نیست، بلکه براساس تجزیه عینی و واقعی جاری در دنیاست ."


هزینه‌ها را به موقع محاسبه کنید .
محاسبه گردش پول لولیه قسمتی از محاسبه هزینه‌های شروع کسب و کار است. در این مورد، کسب و کارها معمولا خیلی خوش‌بین هستند .
باربارا برد (Barbara Bird) ، رییس بخش مدیریت مدرسه بازرگانی دانشگاه آمریکا می‌گوید: "صاحبان مشاغل کوچک ممکن است تولیدات و خدمات خود را زیر قیمت ارایه دهند. آن‌ها با این تصور که برای رقابت باید با قیمت‌های خیلی پایین شروع کنند، دست به چنین اقدامی می‌زنند. ولی لزومی هم ندارد این کار را کنند ."


زمان شروع کار را به دقت تخمین بزنید .
وقتی دارید کسب و کاری را شروع می‌کنید، زمان برای شما دقیقا حکم پول را پیدا می‌کند. فرض کنیم می‌خواهید تکلیف اجاره بهای ماهانه مکان کسب و کار را معلوم کنید. اگر آن مکان قبل از شروع کار احتیاج به مرمت داشته باشد، هزینه‌های بررسی شده تا قبل از شروع واقعی کار، حکم هزینه اضافی را دارد. من خیلی از کارآفرینان را دیده‌ام که برای شروع کسب و کارشان یک ترتیب زمانی درنظر می‌گیرند و ابتدا تکلیف و شرایط منطقه‌بندی، امنیت و بازرسی که از طرف آژانس‌های محلی ملزم به مهیا کردن آن هستند،‌ را معلوم می‌کنند .
به‌همین علت، نظر من این است که یک مبتدی آینده‌نگر در امر تجارت و کسب و کار، حتی قبل از رفتن به مراکز مشاوره املاک یا تهیه وام باید به شهرداری و مراکز صدور مجوز برود. پروانه ساخت،‌ معاینه و بازرسی ممکن است زمان افتتاح پیش‌بینی شده را ماه‌ها به تعویق بیندازد. اگر شما به هزینه این زمان اضافی توجه نکنید، نمی‌توانید بلافاصله و درست از سرمایه‌تان استفاده کنید .

در مورد ارزش پول واقع‌بین باشید .
بسیاری از صاحبان مشاغل کوچک با استفاده از چک، هزینه شروع کارشان را تهیه می‌کنند. افراد دیگری نیز از دارایی‌های خاصی که در خانه دارند تامین هزینه می‌کنند - که انتخاب این گزینه بسیار جالب، در سال 2003، نرخ بهره را در آمریکا به‌طور بی‌سابقه‌ای کاهش داده است - ولی این روش برای کسب و کارهای بزرگ مناسب نیست . امرسون از کارنگی ملون اظهار می‌دارد که تازه‌کاران باید هنگام تعیین مخارج اولیه و گردش نقدینگی، میزان سرمایه لازم را تعیین کنند. به گفته او: "درصورتی که از پول نقد برای شروع کار استفاده نمی‌کنید، هزینه بهره بدهی‌های خود را نیز باید محاسبه کرده و به مجموع هزینه‌های شروع کار اضافه کنید ."

به نقل از روزنامه‌ی تفاهم

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

 

این روزها اداره کردن سازمان هایی که هم مسوول باشند و هم سودآور، کاری است دشوار. ما در دورانی

 زندگی می کنیم که سرشار از پیچیدگی و آشفتگی و آکنده از پیــشرفت های جهش آسـای فـن آوری و سرشار از رقابت بین الملـلی است. نیروی کار روز به روز متنوع تر می شود و دید ما نسبت به کار، دائـماُ دست خوش تغییر و دگرگـونی می شود. مشتریان توقع دارند کالاها و خدماتی که به آن ها عرضه می شـوند، بهتر، ارزان تر و سریع تر باشد. پس از برآوردن این توقعات، باز تغییری دیگر از گوشه ای دیگر سر بر می کشد و توجه همه را به خود جلب می کند. همه مـا در عرصه اقتـصــادی جـدیـدی که ” دانایی “ نام دارد، فعالیت می کنیم. در این عرصه، انسان ها سرمایه معنوی محسوب می شوند و پیشرفت امور منوط به آن ها است و تاوان سوء تدبیر بسیار سنگین و گزاف است. در این عرصه، سازمان هایی موفق می شوند که رهبران آن ها بتوانند این سرمایه معنوی را بسیج کرده و گره از شایستـگی، آفرینندگی و تعـهد آن ها باز کنند .
مرکز مدیریت خلاق، در طی بیست سال کار با هزاران مدیر از سـازمان های گوناگون، چند قابلیـت و ظرفیـت را که با رهبــری ثمربـخـش مرتبط است، مشخص کرده است. یکی از قدیمی ترین آن ها، داشتن مهارت فنی در اعلا درجه است یعنی دانش اداره کسب و کار. اما میزان مـاندگاری این قابلیت ها منـوط به میـزان توانــایی کار بـا دیگران و غریزی بودن آن قابلیت هاست. به عبارت دیگر، قابلیت باید ناشی از درک شخصی باشد .
این قـابلیت ها، کمتر قابل کمی شـدن هستنـد، قابلیت هایی که مثل چشـمه، زاینـده اند و بارها و بارها بروز می کـنند و عامل اصـلی موفقیـت در رهبری فرهنگ های مختلف به شمار می روند .

این قابلیت ها پنج خصیصه برجسته دارند :
1
- خودآگاهی پیشرفته
شناخت تمامی توانایی ها و ناتوانایی های افراد و نحوه نفوذ آن ها در دیگران و نحوه پذیرفته شدن آن ها از سوی دیگران، کاری اسـت واجب. اثر این کار مثل قرار دادن چند آینه در برابر فرد است تا هر طور که دیگران او را می بینند، خود را ببیند. آگاهی سبب می شود تا رهبر، رفتارهایی را که مانع اثربخشی می شود، تغییر دهد و رفتارهایی را که موجب بهبود اثربخشی می شود، تقویت کند و برای رشد شخصی خود برنامه ای تهیه کند که بتواند چند ماه یا چند سال دنبال شود. شرط نخست رهبری ثمربخش سازمان ها در دوران تحول و دگرگونی این است که رهبران ارشد ابتدا خود را متحول کنند . .

2
- عادت به ترغیب بازخور
رهبران با تشویق دیگران، رؤسا، همکاران و زیردستان، به دادن بازخورهای صحیح و سازنده، خودآگاهی را توسعه می دهند . خودآگاهی می تواند پایه تحول و عمل شخص باشد. این نوع بازخور معمولا، و نه همیشه، از طریق ابزارهایی که برای مقاصد خاص و با دقت ساخته می شوند، به دست می آید. دادن و گرفتن بازخور، مهارتی است دشوار، به خصوص اگر بخواهیم به طور مفید از آن اسـتفاده کنـیم. اما همان قدر که این کار دشـــوار است، ابــزاری است قوی برای کمک به کسانی که می خواهند ظرفیت و توان رهبری را در خود تقویت کنند. زیرا گرفتن بازخور صحیح سبب می شود که فرد به نقاط ضعف و قوت خود، که چه بسا از وجود آن ها ناآگاه است، پی ببرد. این توانایی ها و ناتوانی ها بر بهره وری سازمان های تابعه، اثر خوب یا بد بر جا می گذارند. بازخور نباید محدود و منحصر به روابط دو جانبه شود، بلکه می تواند به عنوان ابزاری با ارزش، رفتار گروهی و کار دسته جمعی را بهبود بخشد. رهبرانی که در استفاده وسیع از این ابزار، ماهر باشند، می توانند به افراد و گروه ها کمک کنند تا آن ها ظرفیت ها و توانایی های ناشـناخته خود را بشناسنـد و آنــچه از نظــر ایشـان دست یافتنی نیسـت، ملمـوس و دست یافتنی کنـنـد. این گونـه رهبــران بین وضــع موجود و وضع مطـلوب پل می زننــد. این هنـــر بسیــار نـــادر و کمـیاب است اما داشتـن آن، نشــانه رهبـران و سازمان های موفق آینده است .
3
- عطش یادگیری
استقبال از دانش جدید و اشتیاق به تغییر رفتارها و دیدگاه ها بسـیار اهمیت دارد. پژوهش های ما نـشان می دهد که بهترین آموزگار، تجربیات حین کار است. مسئله مهم، یادگیری روش استفاده همیشگی از این تجارب و تغـییر رفتارها به اقتضای آن تجارب است. محیط هایی که از نظر یادگیری غنی هستند، فـضـایی امـن به وجـود می آورنــد که فـرد در آن احسـاس نشـــاط می کند و می تواند ایـده های جدید و رفتارهای جدید را در آن فضا بیازماید و می تـواند با عینـکی جدید به امور نگاه کند، یا با همان عینک سابق، اما با دیدی متـفاوت به آن ها بنگرد. این چشم اندازهای جدید باعث می شود که رهبر از دل اوضـاع آشـفته و درهم، معانـی و مفاهیم روشـنی را کشف کند. در این حالت و به خـصوص اگر این یافتـه ها با دیگران در میان گذاشته شود، رهبری به مفهومی توانمند تبدیل می شود .
4
- تلفیق کار و زندگی
رهبری و زنـدگانی با هم رابـطه نزدیک دارند، به همین علت، رهبران لایق باید از خود درکی قوی داشته باشند، نه اینکه خود را افرادی بدانند که فقـط با موقعیت شغلی شنـاختــه می شـونـد. امـروزه مـرزی مشخص بیـن کار و زندگی وجود ندارد. باید بین نیازهای اجتماعی و خانوادگی و نیازهای شغلی، موازنه برقرار کرد و یا اگر بخواهیـم دقیقتر بگوییم باید این نیازها را با هم تلفیـق کرد . معنـای تلفیق، کوتاه کردن سـاعات کار نیست، زیرا ایـن کار در نظـر خیـلی از رهبران، هدفی واقع بینانه نیست. ایجاد تعادل مستلزم آسودگی خاطر در تمامی این زمینه هاست، زیرا همه این موارد از چشمه ارزش های شخصی نشأت می گیرند .
5
- حرمت نهادن به تفاوت های دیگران
برای آن که رهبر جهان شمول بتواند در محیط در حال تولد جهانی، سودمند واقع شود، باید از تفــاوت های شدیـد افـراد و اوضـاع، آگاه و در عیــن حال نسبت به آن ها حسـاس باشد. توجه دارید که منظور، تفاوت هایی مهمتر از تفاوت های زبانی، سنتی و فرهنگی است، گو اینکه حسـاس بـودن به این تفــاوت ها نیز مهـم است . اما منظوراصلی، توانایی ترکیب و تکمیل دیدگاه های گوناگون و احترام به آراء و ارزش های افراد است. آن چه که اهمیت دارد، علاوه بر خود آگاهی، بازخور، یادگیری، ترکیب کردن کار و زندگی و احترام به تفاوت های دیگران، فراهم آوردن فرصت بالنـدگی برای این ظرفیت هاست و این هدف از راه برنامه های آموزشی و کارورزی، مشاوره و رایزنی و غنی کردن مشاغل به طوری که به رشد افراد بیانجامد تأمین می شود. این کارها باید به صورت بخشی از فرهنگ سازمان در آید. از دل این گونه سازمان ها در آینده، نسلی نو از رهبران جهانی سر بر خواهد کشید .


مرجع: روزنامه تفاهم

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف به نقل از سایت مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی امیرکبیر



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

شاید مهمترین و اصلی‌ترین ویژگی شخصیتی بنیانگذار شرکت سانیو، توشیو ایو را بتوان این نکته را درنظر گرفت که با وجود اتفاق ازدواج کونوسوکی ماتسوشیتا بنیانگذار شرکت ماتسوشیتا با خواهرش و اشتغال به کار درشرکت آنها و همکاری و همراهی در ارتقای جایگاه شرکت ماتسوشیتا، هیچگاه استقلال شخصیت خود را از دست نداد و با وجود بحرانهای بزرگی که در زندگی شخصی و کاری برایش پیش آمد، شرکت مستقل سانیو را تأسیس کرد. نقش و تاثیر عملیاتی و مدیریتی او تا سال 1947 که کارخانه های سانیو را تأسیس و 1950 که آن را به شرکت تبدیل کرد، در شرکت ماتسوشیتا انکارناپذیر است. این اعترافی است که خود ماتسوشیتا کرده است. توشیو ایو با داشتن آن روحیه مصمم و تنوع طلب، گرچه از تولید لامپ‌های دوچرخه آغاز کرد، اما بسرعت در حوزه های بسیار متنوع لوازم الکتریک خانگی، نیمه‌هادیها و بویژه حوزه فناوری انرژی‌های نوین نظیر باتریهای مختلف وارد شد و در این حوزه اخیر جایگاه قابل اعتنایی درجهان به‌دست آورد. سانیو اکنون در آغازین سالهای هزاره سوم، با انجام پروژه تحول ساختاری و ترسیم چشم‌انداز جدید برای شرکت، امید دارد که در سال 2010 بتواند جایگاه مناسبی در میان شرکتهای هم‌طراز کسب کند.

تاریخچه
این موضوع قابل پیش بینی نیست که اگر کونوسوکی ماتسوشیتا، کارآفرین بزرگ ژاپنی و بنیانگذار و مدیرعامل شرکت ناسیونال / پاناسونیک، با یکی از خواهران توشیو ایو ازدواج نمی کرد سرنوشت بنیانگذار شرکت سانیو، توشیو ایو اکنون چه بود. او به حرف داماد خانواده خود گوش داد و در سال 1917 زمانی که 15 سال داشت، به همراه خواهرش و ماتسوشیتا به اوزاکا رفت و در یک خانه اجاره‌ای به همراه آنان سکنی گزید تا روزها کار کند و شبها به تولید سرپیچهای لامپ و سوکت‌های الکتریک مشغول شود. پس از مدتی، با اجازه و تشویق ماتسوشیتا، تصمیم گرفت برای افزایش دانش خود در زمینه الکترومکانیک درس بخواند. دو سال متوالی، عصرها پس از اتمام کار به تحصیل پرداخت. در سال 1920 با موافقت ماتسوشیتا، دفتر فروش محصولات شرکت را در توکیو راه انداخت و با استفاده از روش فروش خانه به خانه به توفیق بزرگی دست یافت. توشیو ایو بسرعت مراحل ترقی را در شرکت ماتسوشیتا طی می کرد. در سال 1935 پست‌های عالی را در زیرمجموعه‌های شرکت ماتسوشیتا به عهده داشت. با ریاست او بر یکی از این مجموعه‌ها در سال 1943، او شرکت ساخت کشتی راه انداخت و ایده‌اش آن بود که اجزا را در جا مونتاژ کند. بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم به فکر راه انداختن کسب و کار مستقل افتاد. ماتسوشیتا در این زمینه نیز به او کمک کرد و پیشنهاد داد که کار تولید لامپ‌های رومیزی و لامپ‌های دوچرخه و چراغ قوه‌های خانگی را در یکی ازکارخانه های زیرمجموعه شرکت او پی بگیرد. این اتفاق در سال 1947 روی داد و کارخانه های سانیو شروع به کار کرد. اولین محصول این کارخانه ها، تولید انبوه لامپ دوچرخه بود که توسط دینام دوچرخه روشن می شد و تحت نام تجاری ناسیونال و توسط شرکت ماتسوشیتا فروخته می شد.
اما مشکلات متعدد و بحرانهای گوناگون بر سر راه او ظاهر شد. توشیو ایو با اراده ای آهنین مشکلات مربوط به ضعف نور و شکستن کاسه لامپ را به مرور مرتفع کرد. آتش گرفتن کارخانه و خاکستر شدن آن نیز تاثیری بر عزم او در تداوم راهی که برگزیده بود، نگذاشت. در یکی دو حادثه انفجار و تصادف نیز جان سالم به دربرد. سه سال بعد، در 1950 توشیو ایو شرکت سانیوالکتریک را تأسیس کرد و خود به عنوان مدیرعامل آن کار را تداوم بخشید. فرزندش ساتوشی ایو نیز کم‌کم در کنارش قرار گرفت و در مدیریت کارخانه به او کمک می کرد. در سال 1952 اولین مدل رادیو از جنس پلاستیک توسط شرکت سانیو عرضه شد. سال بعد اولین گام برای الکتریکی ساختن لوازم خانگی ازسوی شرکت برداشته و اولین مدل ماشین لباسشویی ارائه شد. قبل از آن نیز مدل صنعتی این نوع لباسشویی ساخته شده بود. درهمین سال اولین مدل تلویزیون سیاه‌وسفید توسط سانیو ساخته شد. ارتباط خوب سانیو و سونی در پشتیبانی از نوار بتاماکس ویدئویی سونی تا اواسط دهه 1980 ادامه داشت. در سال 1956 اولین مدل رادیویی ترانزیستوری تولید شد.
سال بعد یخچال و سال پس از آن، تهویه مطبوع و جاروبرقی به محدوده تولیدات شرکت افزوده شد. در سال سانیو، 1960 اولین مدل ضبط صوت و فریزر و تلویزیون رنگی را به بازار عرضه و در 1961 اولین مرکز تحقیق و توسعه شرکت را راه‌اندازی کرد و اولین مدل سیستم تهویه مطبوع جدا شونده خانگی را ارائه کرد. در سالهای بعد، سیر تولیدات شرکت ادامه یافت و سپس اولین مدل آب سردکن، لامپ اضطراری، ریش تراش قابل شارژ، باتری قابل شارژ نیکل – کادمیم، اولین مدل مایکروویو تجاری و جاروبرقی با مخزن جداشونده گردوغبار روانه بازار شد. در دهه 1970، شرکت، فناوری فراوری ضایعات پلاستیک را توسعه داد. در این دهه اولین مدل تلویزیون رنگی با کنترل از راه دور، اولین مدل فریزر از نوع جذبی، اولین ماشین بسته بندی اتوماتیک، سیستم رایانه ای برای پذیرش هتل‌ها، ماشین حساب نازک با باتری لیتیم و اولین باتری‌های سیلیسی خورشیدی توسط شرکت عرضه شد و سانیو سرمایه گذاری زیادی در طرح توسعه فناوریهای انرژی خورشیدی و هیدروژنی انجام داد. در دهه 1980، اولین لامپ
LED کاملا رنگی، دستگاه پخت الکترومغناطیسی، اولین سلول سوختی اسیدفسفریک، اولین باتریهای نیکل – کادمیمی برای ماهواره‌ها و اولین سیستم فریزر از نوع شیمیایی توسط شرکت به بازار آمد. در 1989 شعار شرکت چنین تعیین شد: ما مراقب انسانها و زمین هستیم. در دهه پایانی قرن پیش نیز سانیو اولین سلول سوختی اسید فسفریکی قابل حمل را ساخت. همچنین ساخت فریزر با کمترین دمای ممکن درجهان ( C 152 - )، اولین دوچرخه الکتریک، دوربین دیجیتال، منبع قدرت 26 هزار کیلوواتی، ماشین لباسشویی فراصوتی، اولین اجاق فولادی ضدزنگ خانگی را نیز انجام داد و به بازار کسب و کار تلفن ماهواره‌ای نیز وارد شد. در سال 2000 همزمان با پنجاهمین سالگرد تأسیس شرکت، سانیو با تولید پنج میلیارد باتری نیکل – کادمیم برترین تولیدکننده این محصول در جهان محسوب می شد.
در آغاز قرن جدید، سانیو برای تأمین سیستم باتریهای هیبریدی نیکل – فلزی خودروهای هیبریدی با شرکت فورد قراردادی منعقد کرد. درهمین سال علاوه بر افتتاح موزه یادبود سانیو، اولین ماشین لباسشویی بدون نیاز به شوینده عرضه شد. در سال 2003، سانیو یک شبکه توسعه یافته فناوری را در زمینه محصولاتی نظیر ماشین لباسشویی، فریزر، یخچال، تهویه مطبوع و سایر لوازم خانگی با همکاری شرکتهای شارپ، توشیبا و میتسوبیشی راه اندازی کرد. در سال 2004، یک میلیارد باتری لیتیمی – یونی توسط شرکت تولید شد. سال 2005 نیز برای سانیو نقطه عطفی بود، زیرا در این سال پروژه تحول سانیو اعلام و چشم انداز جدید شرکت تعیین شد.

چشم انداز
با اعلام پروژه تحول شرکت در سال 2005، چشم انداز جدید سانیو نیز با عنوان
THINK GAIA عنوان شد: سانیو با زمین به عنوان یک موجود زنده برخورد می کند و محصولاتی کاملا همخوان با آن عرضه می دارد. برای رسیدن به این مقصود، شرکت، یک رویکرد سه وجهی در حوزه های زیست‌محیطی، انرژی و سبک زندگی ارائه داده است. درهریک از این حوزه ها، سانیو، ایده‌های سنتی را باز تعریف کرده است و با نگاهی جدید، از منابع متمایز فناوری استفاده می کند تا بتواند شرکت را به سمتی ببرد که زندگی و زمین را از خود راضی نگه دارد. این چشم انداز سبب می شود زمینی زیبا برای نسل آینده وجود داشته باشد. هدف سانیو تبدیل شدن به شرکتی متمایز است که در زندگی و در اجتماع انسانی سهمی ایفا کند.

ارزشها و فرهنگ سازمانی
اصول اخلاقی و ارزشهای شرکت سانیو عبارت‌اند از:
1 – صداقت؛ ما با صداقت کار می کنیم:
- غرور و هیجان؛ احترام به قوانین و قواعد رقابت؛ چشم انداز جهانی.
2 – مشتری‌مداری؛ ما می خواهیم مشتریان خود را راضی نگه داریم:
- کاری که انتظارات را برآورده سازد؛ کار با کیفیت بالا؛ کاری که اعتماد مشتریان را جلب کند.
3 – خلاقیت؛ ما حوزه های جدید را بر روی خود می گشاییم:
- با خلق بازارهای جدید؛ با سرآمدی و هدف گذاری والا؛ با نوآوری.
4 – اعتماد متقابل؛ ما محیط کاری ایجاد می‌کنیم که نقطه نظرات آزادانه طرح شوند:
- با محیط کاری بانشاط و باز؛ با محیط کاری شوق‌انگیز؛ با انجام درست وظیفه.
5 – تعهد اجتماعی؛ما بازده خود را در مدیریت کسب و کار و توزیع سود عادلانه به حداکثر می‌رسانیم:
- با حضور موثر و قوی در اجتماع؛ با گشودگی؛هماهنگ، همخوان با محیط زیست.

تحقیق و توسعه
اولین مرکز تحقیق و توسعه شرکت در سال 1961 افتتاح شد. مرکز توسعه محصول نیز در سال 1970 و مرکز تحقیقات انرژی‌های نوین برای دستیابی به نسل جدید باتری‌ها در سال 2002 به فعالیت مشغول شد. زمینه‌های اصلی تحقیق و توسعه در شرکت عبارت است از:
1 – انرژی نرم شامل فناوری سلول‌های خورشیدی، باتری‌های شیمیایی نسل جدید، مواد نوین؛
2 – شبکه و ارتباطات راه دور شامل ارتباطات و توزیع مطمئن و ایمن محتوای دیجیتال؛
3 – دستگاهها شامل دستگاههای فرکانس بالا، سیستم‌ها بر روی یک تراشه، دستگاههای فوتونی؛
4–مکاترونیک شامل فناوریهای روبوتیک؛
5 – انرژی حرارتی شامل سلول‌های سوختی، فناوری کاربرد
CO2 و الکترونیک؛
6 – فناوری زیستی شامل فناوری آبرسانی و فناوریهای محیط زیست؛
7 – ارتباط انسانی شامل شبکه های خانگی، اطلاعات صوتی، فناوری پردازش عکسها؛
8 – فناوری دیجیتال شامل دوربینهای دیجیتال و تلفن‌های همراه.

منابع انسانی
سانیو فلسفه مدیریت خود را چنین تعریف کرده است: ما متعهد شده ایم که به یک مؤلفه ضروری در زندگی مردم سراسر دنیا تبدیل شویم. شرکت سانیو می خواهد با توسعه فناوریهای متمایز و ممتاز و عرضه و ارائه محصولات و خدمات عالی، به شرکتی قابل اعتماد و اطمینان تبدیل شود و مثل خورشید، برای همه مردم جهان ضروری جلوه کند. این سخن برگرفته از کلام بنیانگذار سانیو، توشیو ایو است که گفته بود: ما می خواهیم شرکتی باشیم که مثل خورشید، به سیاه و سفید و هر نژاد و قبیله و سرزمین بتابیم. اسمی نیز که بنیانگذار شرکت انتخاب کرده بود، سانیو به معنای سه اقیانوس است: اطلس، آتلانتیک و هند، یعنی همه دنیا.
منابع انسانی شایسته در کنار فناوریهای نوین و محصولات و خدماتی عالی، اصلی‌ترین داراییهای شرکت محسوب می شود. در سال 2006 تعداد کارکنان شرکت به 106389 نفر رسید که 53 درصد آنها زن و 47 درصد مرد هستند. از این تعداد، 60 درصد در آسیا، (32 درصد در ژاپن) و بقیه در اروپا، آمریکای شمالی و سایر نقاط هستند.
مرکز آموزش شرکت در سال 1978 در شهر کوبه افتتاح شد. اخیرا شرکت برای کارکنان تازه استخدام شده خود شرایط ویژه ای درنظر گرفته است. آنها در یک دوره پنج ماهه در مرکزی که شرکت تدارک دیده است، درکنار هم زندگی می کنند و همه چیز را از نیازمندیهای اولیه شغلی تا انتظارات سازمانی و راه تعالی را یاد می گیرند. آنها همواره این سخن بنیانگذار را فراروی خویش می بینند که گفته است: شما باید قلب و روح خود را در انجام وظیفه خویش به کار گیرید. فرق نمی کند که شما در خط تولید کار کنید یا در فروش، شما باید همواره با بالاترین بازده دردسترس باشید، به روش علمی کار کنید، دقیق باشید و بیشترین توجه را به کوچکترین جزئیات کاری معطوف دارید.

فروش
درآمد شرکت در سال 2006 به 1/21 میلیارد دلار رسید و از این لحاظ در رتبه 300 فهرست 500 شرکت برتر جهان جای گرفت. در حوزه صنعت الکترونیک نیز، شرکت در جایگاه 13 و پس از شرکتهای زیمنس، هیتاچی، سامسونگ، ماتسوشیتا، سونی،
LG ، توشیبا، میتسوبیشی و شارپ قرار گرفته است.

بنیانگذار
توشیو ایو بنیانگذار سانیو در 1902 در خانواده ای فقیر متولد شد. در 13 سالگی پدرش را از دست داد و در مغازه عمویش به کار مشغول شد. پس از ازدواج یکی از خواهرانش با کونوسوکی ماتسوشیتا بنیانگذار شرکت ناسیونال / پاناسونیک، به توصیه او به شرکتش پیوست تا او را در کسب و کار کوچک وسایل الکتریک خانگی یاری دهد. او در کمک به ماتسوشیتا از هیچ کوششی دریغ نورزید و پشتکار و استحکام اراده خود را در این راه نشان داد. زمانی که برای سربازی به شهر دالیان چین رفت، عاشق دختر یک مغازه دار تنباکو فروش شد و به او پیشنهاد داد تا مغازه‌اش را دراختیار فروش محصولات ماتسوشیتا قرار دهد. اما او نپذیرفت و آن وصلت سرنگرفت. 70 سال بعد یکی از شعبه‌های اصلی سانیو در شهر دالیان چین تأسیس شد. پس از برگشت به ژاپن ازدواج کرد، اما خیلی زود همسرش فوت کرد و بحرانهای فردی و کاری طاقت فرسایی برای او پیش آمد که با عزم و اراده قابل تحسین همه را پشت سر گذاشت. پس از جنگ جهانی دوم، کسب و کار خود را با صلاحدید ماتسوشیتا جدا و شرکت سانیو را تأسیس کرد. وقتی در 1947 اولین کارخانه اش را در زمینه تولید لامپ‌های دنیای دوچرخه راه انداخت، خطاب به کارکنان محدودش گفت: اگر تصور کنیم که نیمی از مردم دنیا دوچرخه سوار می شوند، بیش از یک میلیارد مشتری خواهیم داشت. پس تقاضا برای این محصول زیاد است. رؤیای من آن است که نیمی از تمام دوچرخه‌های جهان از لامپ‌های ما استفاده کنند. توشیو ایو در 1968 درگذشت. ماتسوشیتا در جریان بزرگداشت او گفت: من بیش از هرکس دیگر با او زندگی کرده ام؛ از 14 سالگی که مدرسه را ترک گفت و نزد من شروع به کار کرد. او یک روحیه فوق‌العاده قوی داشت. همه چیز شرکت ماتسوشیتا نتیجه کار سخت توشیو است، زمانی که با شرکت ما کار می کرد.

آینده
سانیو در سال 2005، پروژه تحول شرکت و چشم انداز جدید خود را اعلام کرد. پورتفوی کسب و کار سانیو برای سال 2010 عبارت است از:
- کسب مزیت رقابتی در بازار؛
- رشد پایدار در بازار؛
- توانایی پایدار نگهداشتن سود؛
- کسب فناوریهای نوین؛
- کسب ظرفیتهای بازار؛
- تجدید ساختار؛
- افزایش ظرفیتهای حرفه ای‌گری.
تحول ساختاری شرکت شامل سه مرحله آماده سازی، تجدید ساختار و رشد است. مدیرعامل جدید شرکت سی ایشیرو سانو که چندماهی است به این سمت برگزیده شده است، می گوید: قصد دارم تمامی کارکنان را درجهت واحدی حرکت دهم تا بتوانند توقعات سهامداران را برآورده سازند و ارزشهای سازمانی را ارتقا دهند. آنها را تشویق می کنم که هریک مستقل عمل کنند و تحول ساختاری را به انجام رسانند.

منابع

1 - www. sanyo. com
2 -
www. fortune.com
منبع:مجله تدبیر-شماره
۱۸۸



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

بسیاری از کارشناسان براین باورند که اعتماد یکی از مهمترین عوامل در ایجاد محیط
کاری یکپارچه، هم افزا و اثربخش به شمار می آید. سازمانهایی که میان کارکنان آنان اعتماد وجود دارد معمولا سازمانهایی موفق هستند در غیر این صورت غالبا موفق نخواهندبود. لذا مدیریت اکثر مواقع این سوال را مطرح می کنند «چطور می توان در محیط کار اعتماد به وجود آورد و چگونه می شود از بی اعتمادی جلوگیری کرد». اعتمادسازی همیشه از رده عالی سازمان شروع می شود. صداقت و اعتمادسازی درونی به شرطی به وجود می آید که مدیران عالی سازمان سرمشق و الگو دیگران باشند و با ایجاد مصادیق، آن الگوها را در واحدها و ادارات عملی سازند. پنج روش برای اعتمادسازی در گروهها و همچنین پنج رویه فوری برای بی اعتمادی به رهبران سازمان پیشنهاد می شود. اما ابتدا می پردازیم به اینکه چطور اعتمادسازی کنیم .
1 –
صداقت را پایه گذاری و حفظ کنید: صداقت سنگ زیربنای اعتماد در سازمان است. صداقت باید از رده عالی سازمان شروع شده و تا رده های پایین سازمان ادامه یابد. این یعنی اینکه در بین سایر موارد، همیشه باید حقیقت را بگویید و به قولتان پایبند باشید. مهم نیست این کار چقدر دشوار است. بلکه اگر افراد صداقت داشته باشند اعتقاد به سازمان به وجود می آید .
2 –
دیدگاه و ارزشها را تبادل کنید: ارتباط مهم است چون شاهرگ کسب اطلاعات و دسترسی به حقایق است. تبادل دیدگاه سازمانی مدیریت را قادر می سازد تا بگوید به کجا می رویم و با ربط دادن به ارزشها، بتوان روشهای رسیدن به آن پایه گذاری کرد .
3 –
همه کارکنان را به یک چشم ببینید: وقتی کلیه کارکنان اعم از کارکنان جدیدالاستخدام، موقت، پاره وقت و یا کارکنانی که دارای حقوق پایینی هستند احساس کنند به عنوان عضوی از گروههای کاری برای سازمان اهمیت دارند آنگاه اعتماد به وجود می آید. اعتمادسازی با گوشه گیری مدیریت و دوری از کارکنان به دست نمی آید، بلکه ازطریق تماس و ملاقات مدیریت با کارکنان شکل می گیرد . به دنبال آن مدیریت باید از نظرات و دیدگاههای کارکنان آگاهی یابد (برای آنها اهمیت و اعتبار قائل شود). مدیر باید نام کارکنان و اعضای خانواده آنها را بداند و با همه کارکنان رفتاری محترمانه داشته باشد .
4 –
به جای اهداف فردی، بر اهداف مشترک متمرکز باشد: وقتی کارکنان احساس کنند از طریق فعالیت گروهی و با همکاری یکدیگر به جای مجموعه ای از اهداف فردی به دیدگاه مشترک می رسند اعتماد به وجود می آید. این امر لازمه کارگروهی است. گروه وقتی می تواند به کار ادامه دهد که اعضایش به یکدیگر اعتماد داشته باشند .
5 –
اگر کاری درست است آن را انجام بدهید و به خطرات فردی توجه نکنید: همه ما به نوعی ازطریق حس ششم می‌دانیم در هر شرایطی تقریبا چه چیزی درست است. اگر از این حس پیروی کنیم و هر نوع پیامدهای فردی را نادیده بگیریم همیشه مورداحترام اطرافیان قرار می گیریم. از این احترام می توان اعتماد به دست آورد .
موارد پیش گفته جنبه مثبت اعتمادسازی بود . اما راجع به جنبه منفی بی اعتمادی چه می توان گفت؟ لذا در ذیل پنج روش سریع در ایجاد بی اعتمادی در همکاران شرح داده می شود :

1 – حرف و عمل شما یکی نباشد: هیچ چیزی مانند دمدمی مزاجی و تناقض میان حرف و عمل افراد را سردرگم نمی کند. اگر سردرگمی ناشی از تناقض مستمر باشد یقین بدانید اعتماد قربانی می شود .
2 –
به دنبال منافع فردی باشید نه منافع مشترک: دریک محیط کارگروهی اگر فردی فقط به دنبال منافع فردی باشد بیدرنگ احترام و اعتمادش نزد دیگران از بین می رود .
3 –
خودداری از تبادل اطلاعات (حبس اطلاعات): وقتی مجاری ارتباط مسدود باشد، بروز شایعات در رده های بالا و پایین سازمان شروع می شود. لذا اطلاعات غلط جای اطلاعات درست را می گیرد. انکار و تکذیب مطالب رواج می یابد. اطلاعات درست با تأخیر زیاد و گاهی هرگز دراختیار کارکنان قرار نمی گیرد. لذا اعتماد ازبین می رود .
4 –
دروغ یا نصف حقیقت را بگویید: عدم صداقت سریعترین راه نابودی کل اعتماد است. افراد ممکن است دروغی را یک بار یا حتی دوبار باور کنند اما این ضرب المثل قدیمی می گوید: «بالاخره دروغگو دستش رو می شود ».
5 –
ذهن بسته داشته باشید: نسبت به عقاید و نظرات دیگران بی اعتنا باشید و فضایی به وجود آورید که این گونه باشد «من می خواهم همه کارها طبق نظرم انجام شود یا همین که هست». قطعا چنین فضایی موجب قطع ارتباطات و درنهایت بی اعتمادی می شود .

نتیجه گیری
وقتی نگاهی به سازمانهای کاملا موفق در گذشته و حال می اندازیم می بینیم رهبران آن سازمانها به اصول پنجگانه اعتمادسازی توجه داشته و به آن عمل کرده اند .
نگاهی به سرداران مشهور نظامی در طول تاریخ و همچنین رهبران سیاسی واقعا محبوب و رهبران بزرگ و شایسته در حوزه صنعت می بینیم همه این رهبران بزرگ میان رؤسا، همکاران و مرئوسان خود اعتماد به وجود آورده اند و با اعتمادسازی برای خود، هم پیمانان و شرکتهایشان موفقیت و افتخار کسب کرده اند .
مطلب حاضر را سیروس آقایار و کامبیز باغبان از سایت زیر تهیه و آن را ترجمه کرده اند .
http://www.ttgconsultants.com/articles/trust work force.html.

به نقل از ماهنامه‌یتدبیر شماره‌ی ۱۶۸

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 11:00 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

همت مضاعف كار مضاعف در پیشرفت و توسعه
چکیده

گلن هایمسترا بنیانگذار و صاحب پایگاه اینترنتی future.com است. یک آینده شناس در سطح بین المللی، که برای دو دهه به ارائه مشاوره به سازمانها و موسسات دولتی و غیر دولتی پرداخته است. او در سال 2006 کتابی با عنوان «تبدیل آینده به فرصت» توسط انتشارات جان وایلی ( John Wiley ) منتشر کرد. قبل از آن نیز در خلق اثری تحت عنوان «رهبری استراتژیک: دست‌یابی به آینده مطلوب» همکاری داشت.
مقاله حاضر منتخبی از سخنرانی گلن هایمسترا است که در کنفرانس
NADCA CEO 2006 در قالب دو بخش ارائه شده است. در حالی که بخش اول مروری بر تمایلات شکل دهنده آینده دارد، بعضی از مدلهای برنامه ریزی که می تواند در برآورد فرصتها و چالشهای آینده مؤثر باشد، در بخش دوم مطرح شده است.

بخش اول
انقراض دایناسورها

در سال 1993، روی جلد مجله فرچون داستانی مصور چاپ شد که به طور خاص یک اثر هنری هوشمندانه به شمار می
رفت. در این تصویر بیننده شاهد سه دایناسور مکانیکی بود که نام این سه شرکت بر پلاک‌های آنها دیده می شد: Sears ، IBM و General Motors . به این ترتیب طراح خاطر نشان می ساخت که حتی این سه شرکت با عظمت مانند دایناسورها در معرض خطر انقراض قرار دارند.
در فضای تجاری قرن بیست و یکم هر شرکتی و هر رهبری با این سوال مخاطره آمیز مواجه است: «چگونه می
توان از آینده ای شبیه یک دایناسور آن طور که روی جلد مجله فرچون نشان داده شده است خودداری کرد؟» پاسخ به این سوال در پس مدلهای ذهنی، مهارت در دوراندیشی نسبت به آینده و تبدیل درسهای گرفته شده از این دوراندیشی به واکنشهای فوری و هوشمندانه نهفته است. داشتن دوراندیشی به معنای بازنگری مفهومی در برنامه ریزی استراتژیک، کشف نیروهای شکل دهنده آینده و اعمال ابزاری خاص در اخذ تصمیم استراتژیک به نحوی موثر است. اگر شرکتی این رویه را دنبال کند، این شانس را خواهد داشت که نه تنها مغلوب آینده نشود، بلکه خود شکل دهنده آن نیز باشد. شرکتی که به این نحو عمل می کند کشف می نماید که چگونه می توان آینده را به فرصت مبدل ساخت.

بازنگری مفهومی در برنامه ریزی استراتژیک
در اواخر دهه نود میلادی برنامه
ریزی استراتژیک گرفتار بدنامی شد. زندگی در عصر اینترنت در شرایطی که رشد و توسعه اقتصادی به اوج خود رسیده، این باور را به وجود آورد که مرگ برنامه ریزی فرارسیده است، چرا که همه چیز با سرعت بسیار زیاد در حال تغییر بوده و راز دست‌یابی به موفقیت در گرو سرعت و زیرکی است. ناکارآمدی در مورد ایده دوراندیشی، که حتی از بدو پیدایش هم آن قدرها عمومیت نیافت، بیشتر نیز بود.
هر رهبر و مدیر تجاری، در عمل برنامه ریزی به شیوه معمول را تجربه کرده است. در این شیوه برای مدت سه روز همه کارها تعطیل و صرف برنامه
ریزی می شود. نخست، گزارشی از عملکرد شرکت در مورد اهداف گذشته ارائه می شود و سپس تهدیدها و فرصتهای موجود در یک، دو یا سه سال آینده مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. بر همین اساس اهداف جدید تنظیم و تدوین می شوند. در نهایت با هدف تحقق پذیری و یافتن تاکتیکهایی برای اجرای اهداف جدید، انتصابات و تقسیم وظایف صورت می پذیرد. به این ترتیب هر کسی با خیال راحت و خرسند از اتمام فرایند برنامه ریزی یک نفس عمیق می کشد و به این ترتیب دیگر هرگز نام ونشانی از اهداف جدید، حداقل تا فرا رسیدن یک تعطیلات سه روزه دیگر در سال آینده، شنیده نخواهد شد.
در مورد شرکتهای کوچک حتی ممکن است وقت و بودجه
ای به این شیوه برنامه ریزی هم اختصاص نیابد. در این شرکتها برنامه در واقع همان امور روزمره و به اصطلاح هر چه پیش آید بوده و هر فردی امیدوار است در صورت بروز تغییرات بتواند به اندازه کافی خوب و سریع واکنش نشان دهد.
این شیوه برنامه
ریزی استراتژیک چه اجرا بشود یا نشود، به هیچ وجه استراتژیک نبوده و اصلاً برنامه ریزی مؤثر و کارآمدی نیست. به عبارت دیگر یک برنامه ریزی بلند مدت مؤثر دارای سه مرحله جداگانه است: ابتدا تفکر استراتژیک که عبارت است از تفکری عمیق نسبت به آینده، فرای آن چیزهایی که در ظاهر به چشم می آیند و به نظر می رسند؛ مرحله دوم تصمیم گیری استراتژیک نام دارد و همان مرحله اخذ تصمیمات با هدف حرکت شرکت در راستایی است که آن را متحول، بهتر و موفقتر سازد؛ در پایان هم نوبت به برنامه ریزی می رسد که عبارت از برداشتن گامهای کوچک اما پیروزمندانه به گونه ای است که شرکت به سمت و سوی جدید و مطلوب حرکت کند.

تفکر استراتژیک- گام آینده شناسی
تناقضهای زیادی در مورد آینده وجود دارد. دنیا بسرعت تغییر می
کند. به نظر نمی رسد که هیچ چیزی تغییر کند. رقابت خارجی به مرگ اقتصاد آمریکای شمالی می انجامد. توسعه جهانی سبب ایجاد فرصتها و بازارهای جدید مهمی خواهد شد و بسیاری موارد دیگر. افرادی که نسبت به این مسائل بی توجهند به طور مستمر از آثار ناشی از تعامل این تناقضها دچار بهت و حیرت خواهند شد. بنابراین نخستین گام برای دست‌یابی به یک برنامه ریزی بلند مدت کارآمد، داشتن نگاهی با زاویه دید و دامنه وسیع نسبت به آینده است.

دو متفکر برجسته در زمینه تفکر استراتژیک، گری همل و سی کی پراهالاد، زمانی این بحث را مطرح ساختند که مدیران ارشد شرکتها باید 20 درصد از وقتشان را به ترسیم و توسعه تصویری از آینده دور اختصاص دهند. سوال اینجاست که این آینده تا کجا امتداد دارد؟ به طور حتم مدت آن بیش از پنج سال و حتی بیشتر یعنی در حدود یک یا دو دهه است. مسئله تعیین دقیق و جزئی وقایع آینده در ده یا بیست ساله آینده و حتی این که شرکت در طی این مدت چه کاری انجام خواهد داد نیست. در مقابل آنچه باید انجام شود، داشتن نگاهی به آینده های دور با هدف افزایش خلاقیت و ایمنی در برابر حوادث و رخدادهای حیرت انگیز و غیرقابل پیش بینی است. چنانچه تلاش در ایجاد چنین تفکر استراتژیک دامنه داری صورت گیرد، چه چیزهایی می تواند در سرمایه گذاری در صنایع مختلف مورد توجه قرار گیرد؟ در اینجا به نمونه هایی اشاره شده است.

بخش دوم

مسئله جمعیت
کودکان دوره انفجار جمعیت در آمریکای شمالی حالا به دهه شصت زندگی خود رسیده­اند. در آینده­ای نه چندان دور تعداد افرادی که در این محدوده سنی قرار دارند از مرز چهل میلیون خواهد گذشت. به دنبال آنها نسل ایکس (به
طور خاص به افرادی که در بازه زمانی بین سالهای 1959 تا 1980 متولد شده اند، اشاره دارد.) قرار دارند که تعدادشان چند میلیون کمتر از آنهاست. این اختلاف زیاد در تعداد جمعیت این دو نسل باعث خواهد شد نسل انفجار جمعیتی ها ( Baby boomers ) به دلیل نبود منابع مالی و مستمری کافی نتوانند از یک آسایش کافی در دوران بازنشستگی خود بهره مند باشند. بنابراین آنها نیاز دارند و اصلاَ خودشان به شدت خواستار آنند که کار کنند. این در حالی است که خط مشی منابع انسانی در یک شرکت اغلب در راستای زود از رده خارج کردن نیروی کاری است تا بر اساس نگه داشتن آنها برای بلند مدت. بنابراین لازم است که طی پنج سال آینده و پس از آن تغییری در این سیاستها اعمال شود.

به دنبال نسل ایکس نوبت به اهالی عصر دیجیتال می رسد. این نسل در برگیرنده گروه وسیعی از افراد جوان است که از اوایل دهه هشتاد به بعد متولد شده اند. این نسل با کامپیوتر، اینترنت و وسائل ارتباط جمعی بزرگ شده اند. آنچه آنها از انقلاب فناوری اطلاعات کسب می کنند فرای تصور ماست. چنانچه شرکتی متوجه این موضوع باشد، از آن به عنوان اهرمی برای بالا بردن سطح تکنولوژیک خود بهره خواهد برد. جمعیت این نسل بسرعت به سوی جهانی شدن می رود. همین واقعیت سبب از بین رفتن مرزها و موانع در حرکت کار، تولید و ایده می شود. از این رو درون سپاری، برون سپاری و یافتن مسیر و مکان مناسب ضرورت می یابد.

فناوری اطلاعات
در بحث از فناوری اطلاعات (
IT )، باید گفت با وجود اینکه زمان پیدایش آن به دهه نود بازمی­گردد اما حقیقت آن است که انقلاب در عرصه اطلاعات تازه آغاز شده است. توان محاسباتی یک تلفن همراه امروزی برابر با یک رایانه شخصی در سال 2000 است. در حالی که هیچکس قادر نیست بگوید چه موقع هوش مصنوعی در عمل تحقق می یابد، اما هر روز شاهد تقویت و رشد هوشمندی در امور مختلف هستیم. هر فرایند، هر قطعه از یک دستگاه و هر محصولی از سطح هوشمندی بالاتری برخوردار می شود. بهتر است این مسئله را به عنوان دانشی دانست که به هر چه انجام یا ساخته می شود اضافه می گردد. مزیت از آن محصولات و فرایندهایی است که بیشترین میزان دانش را در درون خود قرار داده اند، دانشی که برای مشتری قابل دسترسی و مشاهده باشد.

فناوری نانو
هیچ پیشرفت تکنولوژیک تا به این حد سبب تغییر صنایع قالب
سازی و قالب ریزی نخواهد شد. نباید گفت که این صنایع جایگزین پیدا خواهند کرد. فناوری نانوچیست؟ دو پاسخ وجود دارد. اول، توانایی مشاهده ساختار مولکولی و اتمی مواد و چگونگی نحوه ایجاد و نیز عملکرد آنها در کنار یکدیگر است. دومین پاسخ، که هنوز بالقوه است و فعلیت نیافته، عبارت از توانایی ساخت مواد نوین به صورت اتم به اتم و یا مولکول به مولکول است. اگر مورد دوم در عمل تحقق یابد همه فراورده ها در یک چشم به هم زدن تغییر خواهند کرد. اما تولید مولکولی بسیار مشکل و پیچیده بوده و در هر صورت تحقق آن ممکن است دهه ها به طول انجامد. با این حال اولین قابلیت فناوری نانو صنایع قالب سازی و قالب ریزی را عمیقاً دستخوش تغییر کرده و این هم به خاطر دیدن درون مواد در هنگام ساختشان است. درک و قابلیت کنترل و هدایت ساختار کریستالی آلیاژها و فلزات در قالب سازی به معنای دقت بیشتر و نیز قابلیت ایجاد ساختارهای بزرگتر به همان خوبی ساختارهای ریزتر است. کارآییهایی مانند این مورد به معنای آن است که فناوری نانودر خدمت صنعت قرار گرفته و حتی سبب شده است که نامی برای محصولات تولیدی انتخاب شود که نشان دهنده استفاده از فرایندهای نانوتکنولوژیک در ساخت آنهاست.

چین و جهان
دنیا هرگز پدیده
ای مشابه کشور چین به خود ندیده است. کشوری با یک میلیارد و سیصد میلیون نفر جمعیت، یک نرخ رشد اقتصادی سالیانه 10 تا 12 درصدی و فارغ التحصیلانی پنج برابر همه دانشکده‌های ایالات متحده آمریکا. در این کشور تعداد کسانی که انگلیسی صحبت می کنند پنج برابر بیشتر از جمعیت انگلیسی زبان ساکن در آمریکای شمالی است. مهمتر از همه آنکه کشوری است که قصد ندارد در سطح نیروهای کار با آمریکای شمالی به رقابت بپردازد بلکه بر آن است تا در رقابت با شرکتهای آمریکایی از آنها جلو بزند. آنها بسیار تمایل دارند که در میانه قرن بیست و یکم در عرصه علم و فناوری سردمدار باشند و شرکتهایی ایجاد کنند که هر کسی خواهان کار برای آنها باشد. آنها به هند و دیگر کشورهای کمتر موفق اما با رویاهای مشابه همچون روسیه، برزیل و امثال اینها پیوسته اند.
در این کشورها، بویژه چین و هند، صنعت
گرانی هستند که خود نمونه دیگری از تناقض در آینده به شمار می روند؛ رقابتی بزرگ، فرصتی بزرگ. آموختن اینکه در مواجهه با این بازیگران بین المللی در آینده ای نه چندان دور و قابل پیش بینی بتوان با آنها، در میانشان و در صورت لزوم در رقابت با ایشان کار کرد، برای مدیران یک شرکت صلاحیتی کلیدی خواهد بود.

بحران جوی و تحول در حوزه انرژی
از دیدگاه عمومی، در مورد بحثهایی که سالهاست درباره دو مسئله گرم شدن کره زمین و انرژی در عصر آینده مطرح است، سال 2006 یک نقطه تحول به شمار می
رود. در هر دو مورد، می توان متقاعد شد که در این سال بحث به این صورت که « آیا اصلاً این موارد حقیقت دارد؟» به اینکه «چگونه باید با آنها مواجه شد؟» تغییر یافته است.
بروز بحران جوی یک حقیقت است. از میان 21 سالی که به عنوان گرمترین سالها ثبت شده
اند، 20 مورد آن مربوط به 25 سال گذشته است. بر اساس مشاهدات و بررسیهای انجام شده هر سال جنگلهای بیشتری در معرض نابودی اکولوژیک قرار گرفته، ضخامت و اندازه یخهای قطبی کاهش یافته، شدت طوفانها افزایش یافته‌اند و بسیاری ویرانیهای مشابه دیگر در طبیعت رخ می دهد. اندازه گیری میزان گازکربنیک و دیگر گازهای گلخانه ای ثابت می کند که سطح آنها افزایش یافته و اینها همه ناشی از زندگی صنعتی و سوزاندن سوختهای فسیلی است. بنابراین در واکنشی منطقی، شهرها، صنایع و شرکتها این سوال را برای خود مطرح می سازند که چگونه می توان با افزایش بازده در استفاده از انرژی، میزان کربن خروجی را کاهش داد و در عین حال عملکرد خود را به سطح مطلوب ارتقا بخشید.

سناریوی برنامه ریزی
مدیریت و کادر رهبری یک شرکت چگونه به درک درستی از اوضاع و گرایشهای پیچیده آینده در دنیا دست می
یابند؟ یک روش دست‌یابی به استنباطی درست، پذیرفتن استفاده از یک ابزار برنامه ریزی تحت عنوان سناریوی برنامه ریزی است. استفاده از این ابزار در حرفه های مختلف بیش از سه دهه متوالی، این شناخت را ایجاد کرد که آینده به طور ذاتی دچار عدم قطعیت است و به این ترتیب تفکر استراتژیک که مبتنی بر عدم ثبات و تغییر مداوم یک ایده یا یک پیش بینی است، به وجود آمد. در اینجا چندین حالت محتمل برای آینده ترسیم می‌شود و بسط می یابد. برای هر سناریویی، فرضهای مختلفی در نظر می گیرند و بعد عواملی را که حکایت از تحقق یک سناریوی خاص دارند تعیین می کنند. در ادامه هم یک فهرست از پاسخهایی که شرکت قابلیت ارائه آنها را دارد تهیه می شود. از این رو، هنگامی که آینده به زمان حال تبدیل شد، شرکت بهتر می تواند موقعیت رقابتی خود را حفظ کند و از غافلگیری کامل اجتناب جوید.

تصمیم گیری استراتژیک
تفکر استراتژیک، ترسیم تصویری از آینده از طریق سناریوی برنامه
ریزی و دیگر ابزار، تنها یکی از سه گام ضروری برای دست‌یابی به یک برنامه ریزی بلند مدت موفق است. گام دوم که عموماً مشکلترین گام بوده، تصمیم گیری استراتژیک است. این کار مشکل است چرا که باید سرانجام یک مورد خاص (می تواند یک چشم انداز، ماموریت و یا یک استراتژی باشد) انتخاب شود. درست در همین زمان، اینکه بتوان به اندازه کافی زیرک و انعطاف پذیر بود و در صورت لزوم یک شبه تغییر جهت داد، هم بخشی از طرح بازی محسوب می شود. به بیان دیگر هیچگاه یک چشم انداز دائمی یا استراتژی‌های همیشگی وجود ندارد.

برنامه ریزی استراتژیک؛ اولین گامهای پیروزی
سومین و آخرین گام در یک برنامه
ریزی بلندمدت کارآمد به هیچ‌وجه نیازمند یک زمان طولانی نیست. این تصور اشتباهی است که افراد اغلب به آن دچارند. در یک برنامه ریزی استراتژیک اگر گامهای اول و دوم یعنی تفکر استراتژیک و تصمیم گیری استراتژیک به بهترین شکل ممکن برداشته شوند، آنگاه فرایند برنامه ریزی بسیار کوتاه مدت بوده و بسته به مورد از شش هفته تا در نهایت شش ماه برای آن کافی خواهد بود. کار بسیار آسان است. تنها کافی است این سوال را مطرح ساخت که «چه کارهایی، که لزوماً هم شروعشان نباید در آینده ای نزدیک باشد، ما را به سمت هدف استراتژیک انتخابی خود سوق می دهد؟» اگر شرکتی بداند در کجا قرار گرفته است و به کجا باید برود و آنچه که باید انجام دهد چیست، به طور بالقوه یک برنامه بلند مدت توانمند دارد که حتی ممکن است از آنچه که به نظر می رسد ساده تر باشد.

تبدیل آینده به فرصت
یک یا دو دهه آینده چالشهای بیشتری را برای صنعت پیش
بینی می کند؛ تغییرات بیشتر و فرصتهای بزرگتر نسبت به تمام دوره های تاریخی قبلی. کسانی که بتوانند خارج از چارچوبهای سنتی رایج بیاندیشند و یک برنامه ریزی بلند مدت کارآمد توام با یک عملکرد کوتاه مدت متناسب داشته باشند، افرادی هستند که آینده را به فرصت تبدیل می سازند.

منبع:
GLEN HIEMSTRA, THINKING OUTSIDE THE BOX: TURNING THE FUTURE INTO REVENUE, www.diecasting.org/links, nadca@2006, p26-28, OCT 2006 .
_ مهدیه خسروی: کارشناس ارشد مهندسی برق – مخابرات

منبع:مجله تدبیر-شماره ۱۸۱



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 11:00 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در علم و تحقيق

«جنبش نرم افزاری پدیده ای ارزشگرا و معنویت محور است و توسعه، تکامل و پیشرفت همه جانبه مادی و معنوی ایران اسلامی را در دستور کار خود قرار داده است. در این جنبش، آمیزه هایی از تعهد دینی و تخصص علمی مورد نظر است که برآیند آن بسیار فراتر از دینداری صرف و تخصص محض است. در این جنبش، ایمان و علم به عنوان دو بال هماهنگ موجب پرواز به سوی تحقق شاخصه های مردمسالاری دینی تحت منویات مقام معظم رهبری می شود.»

این تعریف را «دکتر محمدرضا ناری ابیانه»، دست اندرکار سابق جنبش نرم افزاری در دانشگاه بیان می کند. وی که از نویسندگان و محققان کشورمان محسوب می گردد، در گفتگو با سرویس گزارش کیهان می گوید: «جنبش نرم افزاری با پرهیز از هرگونه جمود، تحجر، خودباختگی و تقلید، نه مأیوس و نه شتابزده به دور از هرگونه افراط و تفریط راه شکوفایی و خلاقیت را با نشاط و طراوت می پیماید. این جنبش به دنبال شناسایی و تثبیت مختصات نقطه تعادل میان هرج و مرج و دیکتاتوری و آغازگر دوران جدید است و شجاعانه به دنبال بیداری نظریه پردازی و مناظره وفادارانه در حوزه و دانشگاه است و در ادای هماهنگ سهم آزادی، اخلاق و منطق می کوشد.»

دکتر ناری ابیانه درباره نحوه برخورد جنبش نرم افزاری با سیاست زدگی و فرصت سوزی ها در پاسخ به سؤالم می گوید: «جنبش نرم افزاری با سیاست زدگان، سیاست زدایان، قبیله گرایان و پیروان سکوت مرداب گونه یا تلاطم گرداب گونه که مدام خود را تکرار نمایند و یا تنها غرب را ترجمه کنند و فرصت های ملی را هدر دهند، مبارزه می کند و از فراموش شدن صاحبدلان و خردمندان حاشیه نشین، خسته و منزوی جلوگیری می کند. یعنی می خواهم این را بگویم که این جنبش فراگیر، تولید نظریه و فکر را در حوزه و دانشگاه و تمامی قلمروهای گوناگون عقل نظری و عملی به یک ارزش عمومی تبدیل می نماید و دامنه آن تنها محدود به برخی قلمروهای فکر دینی یا علوم انسانی و اجتماعی نیست و در کلیه علوم و رشته های نظری و عملی و حتی علوم پایه و علوم کاربردی و فنون و صنایع، ساری و جاری است و آغازگر دوران خلاقیت و تولید در عرصه های علوم، فنون، صنایع، علوم انسانی و معارف اسلامی است. جایگاه دانشگاه ها در این جنبش عظیم، صف مقدم تمدن سازی اسلامی، رشد علوم و فن آوری و فرهنگ است.»

ضرورت های جنبش نرم افزاری

کمبودهایی که کشور ما با آن روبروست و عقب ماندگی که در تکنولوژی و سخت افزارهای تمدنی داریم، همگی ناشی از عدم نظریه پردازی فکری و علمی است. اگر در جایی پیشرفت کرده ایم و یا در بخشی دیگر صاحب تکنولوژی شده ایم، ثمره تولید فکر و اندیشه سازی بوده است. بر همین اساس کارشناسان معتقدند آنچه که جامعه را می سازد، جنبه نرم افزاری آن است.

به بیان ساده تر، اگر خواهان تحول و دست یابی به فناوری پیشرفته هستیم، باید اولویت حرکت را به جنبشی بدهیم که در بخش نرم افزاری و اندیشه سازی رخ می دهد.

«دکتر حیدری» جامعه شناس در پاسخ به سؤالم درباره راهکارهای تحقق جنبش نرم افزاری می گوید: «امروزه آنچه که در جامعه در حرکت آفرینی به سوی تمدن سازی و جامعه پردازی در جریان است، دقیقا آن چیزی نیست که ما را به هدف برساند. بنابراین یکی از اساسی ترین راهکارهای جنبش نرم افزاری، وجود عناصر و مهره های جامعه فکری و نخبگان حوزه و دانشگاه است که باید به دور از سیاست زدگی و سیاسی زدایی، تعریفی نو و طرح جدیدی ارائه نمایند تا با تضارب آرا و افکار، تحولی مثبت پدید آید. از طرفی هم باید به دغدغه های مدنظر مقام معظم رهبری توجه داشت.» ایشان مکررا هشدار می دهند و می گویند: «متأسفانه گروهی به دنبال سیاست زدگی و گروهی به دنبال سیاسی زدایی، دائما تبدیل فضای زندگی کشور را به سکوت مرداب گونه یا تلاطم گرداب آور می خواهند تا در این بلبشو فقط صاحبان قدرت و ثروت و تریبون بتوانند تأثیر گذار و جریان ساز باشند... در چنین فضایی، جامعه به جلو نخواهد رفت و هیچ فکری تولید و حرف تازه ای گفته نمی شود.»

مواردی که مقام معظم رهبری بدان اشاره کرده اند، اگر به درستی رعایت نشود قطعا در تحقق جنبش نرم افزاری با چالش های جدی و اساسی روبرو خواهیم شد.

در هر جامعه ای معمولا چه در سطح نخبگان و چه در سطح دانشجویان و جوانان سؤالات و شبهات گوناگون وجود دارد و بدون شک امروزه برای یک جوان ایرانی شاید هزاران سؤال وجود داشته باشد که بی پاسخ گذاشتن و اهمال در مورد پاسخگویی به آنها، کار بسیار خطرناکی است. در گفتگویم با تعدادی از جامعه شناسان و کارشناسان مرتبط با جنبش نرم افزاری، همگی بر این نکته اتفاق نظر دارند که در خلاقیت علمی و نظریه سازی، پاسخ به شبهات و سؤالات موجود و رفع شبهات از ضروریات مهم تولید علم محسوب می شود.

دکتر حیدری، جامعه شناس درباره راهبردهای مهم زمینه ساز در تحقق جنبش نرم افزاری می گوید: «به نظر من جنبش نرم افزاری در کشورمان باید تبدیل به ارزش عمومی شود و همه نخبگان، اساتید و دانشجویان حوزه و دانشگاه، فعالیت، خلاقیت و نظریه سازی علمی را با شدت و دقت آغاز کنند و همه باید تلاش آنها را ارزشمند تلقی کنند. یعنی تا تولید علم به یک فرهنگ ارزشمند عمومی مبدل نگردد، چندان پیشرفتی در این باره نخواهیم داشت، گرچه بنده معتقدم که قبل از فرهنگ سازی، ارج نهادن به تلاش نخبگان و نظریه پردازان امری بسیار مهم است که نباید از آن غفلت شود.»

استفاده از ظرفیت های موجود

کشور ما علیرغم عقب ماندگی در تکنولوژی سخت افزاری- در مقایسه با برخی کشورهای پیشرفته- دارای منابع بسیار غنی از علوم انسانی و اقتصادی و در مقولات مادی است که استفاده درست از آنها می تواند زمینه اندیشه سازی را در جامعه فراهم نماید و موجب تحول ظرفیت های نظریه پردازی در مسائل تمدنی گردد و می تواند به خوبی بستری برای پیشرفت همه جانبه در تمامی زمینه ها مهیا سازد.

«شیما چنگی» کارشناس زیست شناسی که اخیرا در مسابقات قرائت قرآن- تیرماه 1385- در شهر قزوین مقام اول را کسب نمود، دیدگاه های جالبی را درباره راهبردهای جنبش نرم افزاری بیان می کند و می گوید: «امروزه زمان آن فرا رسیده است که ما جهانی بیندیشیم و با جهانی سازی همگام باشیم؛ اما محلی و منطقه ای عمل کنیم. به کشورها و ممالک پیشرفته سفر کنیم و از تجربیات آنها بهره مند شویم؛ اما ریشه در خاک پاک وطن خود داشته باشیم. یعنی از دستاوردهای علم و تکنولوژی غرب جسورانه بهره ببریم؛ اما در برابرش مسحور نشویم؛ بلکه به دنبال حقیقت امر باشیم و هویت خود را نبازیم و به جای اینکه مصرف کننده تولیدات غرب باشیم، خود به تولید بیندیشیم و با یادگیری علوم و فنون جدید آنها را در خدمت کشور اسلامیمان به کار بگیریم.»

وی در ادامه می گوید: «به نظر من ملتی که طومار بلند دوران انحطاط ارزش ها، استبداد، ظلم و بی عدالتی را درهم پیچید به راحتی می تواند طومار دوران عقب ماندگی های پی درپی تاریخی را هم در هم بپیچد. مطرح شدن موضوع جنبش نرم افزاری از سوی رهبر معظم انقلاب، فرصت مغتنمی را فراهم می کند که همه با هم در راستای تحقق آن بیندیشیم و نقش آفرین این عرصه باشیم.»

یکی از راهبردهای مهمی که مقام معظم رهبری بر آن تأکید داشتند، مناظرات علمی و نظریه پردازی روشن توام با امکان داوری بود.

دکتر حیدری در این باره می گوید: «از مهمترین و شاید اساسی ترین راهبردهای زمینه ساز جنبش نرم افزاری، همین مناظرات علمی است. اگر به تاریخ علمی نظر بیفکنیم، می بینیم زمینه سازی پیشرفت علمی و خلاقیت فکری در کشور بخصوص در حوزه های علمیه قدیم، مناظره و گفت وگو بوده است و حتی مقام معظم رهبری علاوه بر تأکید بر این امر، نقش داوری در مناظرات علمی را بسیار مهم دانستند. به ویژه اگر مناظرات و گفت وگوی علمی از سطح نخبگان و اندیشمندان فراتر رفته و به عموم دانشگاهیان و حوزویان کشیده شود، ضرورت عنصر داوری در نهادینه نمودن آن بیش از پیش آشکارتر می شود.»

تعریف و تفسیر اصطلاح

جنبش نرم افزاری

تعریف و تفسیر اصطلاح جنبش نرم افزاری در بیان دو اصطلاح و کلیدواژه جنبش و نرم افزار نهفته است. یک کارشناس امور مرتبط با جنبش نرم افزاری در این زمینه در مقاله ای تحلیلی چنین آورده است: «واژه جنبش این معنا را می رساند که جامعه علمی کشور و جهان اسلام دچار یک نوع رکود و یکنواختی شده است که بایستی با جنبش و انقلابی علمی، آن رکود و سستی را جبران نمود و ایران اسلامی و جهان اسلام را به جایگاه حقیقی خود در تولید و گسترش علوم مختلف رساند. این جنبش به مثابه حرکتی فزاینده است که جامعه علمی جهان اسلامی را به دوره درخشان خود در طول روزگار مجد و عظمت علمی و فرهنگی در سده های دوم تا نهم هجری بازمی گرداند. واژه نرم افزاری هم از جمله اصطلاحاتی است که در علوم رایانه ای و کامپیوتری مصطلح است و البته اینجا معنایی فراتر از معنای متعارف دارد.»

محققین و صاحب نظران برآنند که فرایند علمی موجود در جامعه ما فاقد دو رکن مهم است: یک رکن روحیه علمی است و رکن دوم این است که نظام سیستماتیک علمی اشکال دارد. جنبش نرم افزاری یک حرکت جامع است که این نقیصه را از جامعه علمی ما می زداید. روحیه علمی آن روحیه ای است که در دانشمند، اراده فهمیدن، گشودن باب گفت وگو و نقادی عالمانه را ایجاد می کند و او را منطقی و نوآور بار می آورد.

در تعاریف دیگری که درباره جنبش نرم افزاری مطرح شده، چنین آمده است: «جنبش نرم افزاری به منزله گسستن از گذشته نیست، بلکه بیشتر این معنا را لحاظ می کند که چگونه گذشته را منتج ببینیم و چگونه بتوانیم از گذشته نتیجه های مقبول حاصل کنیم.

دکتر محمدرضا ناری ابیانه می گوید: «با توجه به بیانات مقام معظم رهبری جنبش نرم افزاری دارای فرایند نظریه پردازی، جامعه پردازی و تمدن سازی با هدف سعادت دنیا و آخرت جامعه براساس اسلام ناب محمدی(ص). بدون تردید هر حرکت تحول ساز و توسعه آفرین که افق آینده جامعه ما را ترسیم می نماید، باید مسیر خود را از وضع موجود آغاز نماید. این امر موجب می گردد که بین مقتضیات عصر حاضر و ویژگی های وضع مطلوب، شیب و شتاب حرکت تکاملی دوران گذار تعیین گردد. به منظور آغاز جنبش فراگیر و برقراری ادبیات مشترک با دانشگاهیان، استراتژی حرکت از معلوم به مجهول، از وضع موجود به مطلوب و از جزء به کل و تحقق اهداف به صورت مرحله ای و تدریجی است.»

اصل خودباوری از ضروریات تحقق جنبش نرم افزاری است. «دکتر رضا پورحسین» در این رابطه می گوید: «مردم ایران در سایه روانشناسی «امام و انقلاب» به سطحی از خودباوری ملی رسیده اند که کاملا به توانایی های خویش هشیارند و به آنها اعتقاد دارند. طبیعی است اگر فرد یا افرادی به عیار واقعی خویش هشیار شوند آن را پاس می دارند و همین خودباوری رکن اساسی تحقق نهضت نرم افزاری در کشورمان محسوب می شود.»

به نقل از سایت دانایی



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 11:00 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی


مقالات همت مضاعف كار مضاعف
در عصر ما تعاون یک اهرم مناسب برای توسعه پایدار است که می تواند همگام با سیاست های دولت در بهبود شرایط زندگی، کار، تولید و ارتقاء سطح درآمد، وضعیت اجتماعی و فرهنگی و ... مردم موثر باشد. تعاونی ها در همه جای جهان به عنوان مدارس مشارکت شناخته شده اند. لذا این تغییر دیدگاه بویژه در امر روش های مورد نظر توسعه، افق های جدیدی را به روی تعاونی ها گشوده است تا با بهره گیری از فرصت های به دست آمده به تلاش خود برای جلب مشارکت های دیگر بازیگران صحنه های تولید ازجمله سهام داران وابسته به نهادهایی از قبیل دولت های ملی ومحلی، سازمان های کمک رسان،
NGOها و دیگر سازمان های بین المللی بیفزایند.
امروزه جهت حل بسیاری از معضلات و مسایل موجود در هر جامعه یک راه شناخته شده وجود دارد و آن روش تعاون و همکاری است. با روش تعاونی به بهترین وجه می توان در فعالیت های اجتماعی-اقتصادی مشارکت کرد و اغلب مشکلات موجود در بخش های سه گانه اقتصادی را از بین برد. بنابراین هدف از روش تعاونی رسیدن به بهره وری بالاتر، توزیع عادلانه و ایجاد موازنه بین بخش های مختلف اقتصادی است، به گونه ای که مجموع تلاش های تعاونی در جهت تامین رفاه و نیازهای عمومی باشد. اما بسیاری از تعاونی ها به ویژه در کشورها ما، به رغم گسترش تعاونی ها از ابعاد کمی و کیفی هنوز معضلات و مشکلات بسیاری را برای رسیدن به توسعه و عدالت همه جانبه و همگانی دارند.
مداخله تعاونی ها در روند توسعه می تواند به برقراری عدالت اجتماعی و کاهش میزان محرومیت به ویژه برای طبقات فقیر جامعه منجر شود. قطعا تعاون با داشتن جنبه اختیاری با گسترش دانش، تشویق به بحث و انتقاد، ایجاد اعتماد، برقراری مساوات، نظارت و در نهایت ایجاد حداکثر اطمینان به نفس، شیوه ای است که هیچ چیز دیگر نمی تواند جایگزین آن شود و لذا تعاون می تواند جایگاه ویژه ای در اقتصاد برنامه ریزی شده کشورها و توسعه آنها داشته باشد، ولی درعمل این شرکت های تعاونی در جهت توسعه از ابعاد کمی و کیفی با موانع و معضلاتی برخورد می کنند.
طبق بررسی های انجام شده درخصوص تعاونی های استان آذربایجان شرقی اکثر شرکت های تاسیس شده از سوی علاقه مندان به تعاون و تعاون گرایی، شرکت های خدماتی هستند. دلایل این امر ازسوی صاحب نظران به سودآوری بیشتر، زودبازده بودن، کمتر بودن احتمال ریسک و خطرپذیری، تنوع انواع فعالیت های خدماتی و نیاز به سرمایه گذاری کم عنوان شده است.
درحالی که فعالیت مطلوب شرکت های تعاونی به مدیریت شرکت بستگی دارد ولی بررسی ها نشان می دهد که ترکیب هیات مدیره شرکت های تعاونی این استان در برخی موارد بر طبق اساس نامه مصوب کامل نیست. زمانی که مدیریت شرکت از حیث ترکیب کامل نیست، انتظار فعالیت مطلوب بعید خواهد بود، زیرا این امر یکی از نخستین گام های عمده برای فعالیت موثر شرکت های تعاونی محسوب می شود.
طبق تحقیقات صورت گرفته در استان آذربایجان شرقی تعداد کل اعضای حقیقی و حقوقی شرکت های تعاونی در فاصله زمانی ثبت و مطالعه نشان می دهد که به ترتیب 7/37 درصد و 9/18 درصد از تعاونی ها با نرخ رشد صفر و منفی در جذب نیروی انسانی برای فعالیت مواجه بوده اند. بالاترین نرخ رشد مثبت به شرکت های خدماتی و در بخش کشاورزی نرخ رشد صفر درصد در بالاترین حد خود قرار دارد.
بررسی میزان سرمایه تعاونی های استان از زمان تاسیس تا زمان مطالعه نشان می دهد که روند افزایش سرمایه درتعاونی ها در مجموع مثبت بوده و اختلاف سرمایه گذاری در فاصله زمانی معین شده قابل توجه است. ولی نرخ رشد سرمایه برای همه شرکت های تعاونی یکسان نبوده است. به عبارت دیگر 9/5 درصد ازشرکت های تعاونی با نرخ رشد منفی مواجه بوده اند و در 5/23 درصد از آنها نیز نرخ رشد سرمایه در فاصله زمانی تاسیس شرکت تا زمان مطالعه برابر صفر می باشد.
مقایسه میزان درآمد و هزینه جاری شرکت های تعاونی استان آذربایجان شرقی نشان می دهد که در 7/37 درصد تعاونی ها درآمد هزینه ها را پوشش نمی دهد و هزینه بیش از درآمد است. این شرکت ها با نرخ رشد منفی سرمایه مواجه هستند. 5/41 درصد از مدیران عامل ذکر کرده اند که درآمد هزینه را تحت پوشش قرار می دهد و 8/20 درصد نیز اظهار نموده اند که درآمد بیش از هزینه است، به عبارت دیگر فقط 8/20 درصد از شرکت های تعاونی درآمدزا بوده اند.
گفتنی است، ازدیدگاه مدیران عامل شرکت های تعاونی این استان سیاست های اقتصادی دولت (4/10 درصد) ، کمبود اطلاعات درمورد بازارها و بازاریابی ضعیف (19/9 درصد) ، فقدان حمل و نقل مناسب (2/5 درصد) ، محدودیت زمانی به دلیل مسئولیت های دیگر مدیران عامل ( 7/4 درصد ) به ترتیب از موانع عمده افزایش فروش و خدمات تلقی می شوند.
طبق بررسی های انجام شده ارزیابی و نظارت برعملکرد تعاونی ها از سوی سازمان متبوع در 4/43 درصد از شرکت ها صورت نگرفته است و شرکت هایی که مورد ارزیابی قرار گرفته اند معتقدند که این ارزیابی از پشتوانه قوی برخوردار نبوده و هیچ تاثیری در عملکرد شرکت های تعانی ندارد. همچنین موانع اجتماعی توسعه کیفی تعاونی ها متفاوت بوده اند، اما مهمترین آنها عبارت است ازفقدان ضوابط منطقی حاکم بر شرکت های تعاونی، کمبود نیروی انسانی متخصص و ناآشنایی با فناوری های مدرن.
بررسی ها نشان می دهد که اغلب مشکلات درون سازمانی تعاونی ها دراستان آذربایجان شرقی در اولویت اول موانع اقتصادی و در اولویت دوم موانع مدیریتی و آموزشی تلقی می شود. در بعد مشکلات برون سازمانی موانع اقتصادی و اجتماعی به ترتیب دارای اهمیت بیشتری هستند.
موانع کمی توسعه شرکت های تعاونی در بعد اجتماعی دربرگیرنده نبود ضمانت اجرایی برای تشکیل تعاونی ها و سیاست های نادرست دولت در تشکیل تعاونی ها است.همچنین کمبود سرمایه، عدم حمایت منابع رسمی، عدم تناسب هزینه و درآمد، ناتوانی در بازاریابی مناسب و کارایی پایین فعالیت های تعاونی از مسایل عمده و اصلی توسعه تعاونی ها از بعد کمی تلقی می شود.
برای شرکت های تعاونی کشاورزی عدم مشارکت فعال اعضای عادی و عدم وجود نظارت مناسب بر عملکرد تعاونی ها از مسایل عمده ای می باشند که فعالیت تعاونی های کشاورزی را با محدودیت مواجه می کند.
به منظور کاهش مشکلات اقتصادی شرکت های تعاونی در سطح استان آذربایجان شرقی و توسعه آنها و درنهایت حل مشکل کل تعاونی های کشور می توان راهکارهایی را به کار گرفت که از آن جمله می توان به تاسیس بانک های تعاون در سطح کشور و از آن جمله این استان اشاره کرد. در کشورهای پیشرفته فعالیت های بانکی به صورت دولتی، خصوصی و تعاونی انجام می شود. بانک های تعاونی در کنار دیگر بانکها نقش مهمی را ایفاء می کنند و با توجه به اصول بین المللی و ارزش های اقتصادی حاکم برآنها این بانک ها نقش خطیری در توسعه مشارکت های مردمی، ایجاد اشتغال، اصلاح ساختارهای مالی و اقتصادی جامعه و بالاخره تعدیل درآمد و عدالت اجتماعی عهده دار هستند. اغلب شرکت های تعاونی با مشکلات اقتصادی مانند کمبود سرمایه، عدم اختصاص تسهیلات مفید به تعاونی ها، بالابودن بهره بانکی تسهیلات مالی، بالا بودن اقساط وام ها، مالیات بالا و ... مواجهند که این مشکلات در نهایت باعث از بین رفتن تعاونی ها می شود که با تاسیس بانک های تعاون در سطح کشور قابل رفع است.
آموزش مستمر یکی از ارکان اساسی و جدانشدنی تعاونی ها محسوب می گردد، لذا لازم است برای تعاونی های مختلف در زمینه های فعالیت شان دوره های آموزشی متعدد عمومی و تخصصی از سطح مدیریت گرفته تا سطح اعضای عادی برگزارشود. همچنین عضویت در اتحادیه های تعاونی و اتاق تعاون نیز برای حل مشکلات آموزشی و اقتصادی می تواند مفید باشد.
در پایان گفتنی است، کاهش مقاومت نسبت به شرکت های تعاونی، ایجاد یا تقویت نهادهای مسئول در امور تعاونی ها، کاهش قوانین و تصدی گری دولت در بخش تعاون، اصلاحات مالیاتی، ایجاد شرکت های خدمت رسانی به شرکت های تعاونی، ایجاد اتحادیه های تعاونی در زمینه های مختلف، امنیت اجتماعی و توسعه منطقی آن در سطح جامعه نیز از راهکارهای منطقی دیگر برای توسعه و حل مشکلات تعاونی ها تلقی می شود.

منبع:خبرگزاری موج



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 10:59 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی

نوشتن یک رزومه خوب و موثر، منجر به دعوت برای انجام مصاحبه استخدامی می شود. استخدام شدن هم معمولا نتیجه یک مصاحبه موفقیت آمیز است. براد فردریک از اعضای سایت Resome Doctor.com ، در این باره چنین می گوید: " بسیاری از جویندگان کار، زمانی که باید به پرسش های مصاحبه، پاسخهای کامل و پرمعنا بدهند، این کار را نمی کنند. باید توجه داشته باشید که به پرسش های آزاد، جواب مناسب و به جا بدهید .

" درباره خودتان صحبت کنید." ، بدین معنی نیست که همه سرگذشت زندگی خود را تعریف نمایید .
اخیرا سایت Resome Doctor.com ، به منظور دستیابی به پرسش های متداولی که معمولا در مصاحبه ها، از آنها استفاده می شود، بر روی بیش از 2000 نفر از مدیران و کارگزینان سراسر جهان، تحقیقاتی انجام داده است. شرکت کنندگان در این تحقیق از صنایع مختلفی برگزیده شده بودند، از جمله : فناوری اطلاعات، بازاریابی و فروش، امور مالی و بهداشت .

پانزده پرسش اصلی و متداولی که در مصاحبه ها مطرح می شوند، به ترتیب اهمیت عبارتند از :

1-        درباره شغل و یا رییس مطلوب خود، توضیح دهید .

2-        چرا به دنبال کار هستید؟ چرا قصد دارید شغل فعلی خود را ترک کنید؟

3-        چه تجارب یا ویژگی های خاصی دارید که شما را از داوطلبان دیگر، متمایز می سازد؟

4-        درباره خودتان صحبت کنید .

5-        نقاط ضعف و قوت شما چیست؟

6-        درباره مهم ترین دستاوردهای شغلی که تاکنون داشته اید، توضیح دهید .

7-        اهداف بلند مدت و کوتاه مدت شما کدامند؟

8-        درباره زمانی که با یک موقعیت چالشی موجه می شوید و اینکه چگونه با آن برخورد می کنید، توضیح دهید .

9-        چه میزان حقوق درخواستی، در نظر دارید؟

10-     چرا به این شغل یا به شرکت ما علاقمندید؟

11-     نظر رییس/ همکاران سابق شما، درباره شما چیست؟

12-     بهترین و بدترین وجوه شغل پیشین شما چه بود؟

13-     درباره شرکت ما، چه می دانید؟

14-     چه چیزی باعث ترغیب شما می شود؟ شما چگونه دیگران را ترغیب می کنید؟

15-     آیا قصد تغییر شغل دارید؟

اکثر مدیران و کارگزینان اظهار می دارند که این پرسش ها، اغلب به منظور شناخت خصوصیات فردی جویندگان کار، از اخلاق کاری گرفته تا شیوه های مدیریتی آنها، مطرح می شوند تا موضوعاتی همچون شناخت سابقه کاری .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 10:59 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در پیشرفت و توسعه

به ده دلیل مردم از شما خرید نمی کنند


در این مقاله ده دلیل ساده ولی مهم عنوان شده که می توانند در مورد تجارت شما هم صادق باشند. شاید بارها این سوال را از خود پرسیده باشید که چرا مردم از من خرید نمی کنند. دلایل زیر به شما کمک می کنند تا استراتژی بازاریابی و فروش تجارت الکترونیکی خود را بازنگری کنید.

1 – یکی ازعوامل عدم موفقیت در زمینه بازاریابی زمانی حاصل می شود که سایت قادر به ایجاد بستری امن و قابل اطمینان در هنگام سفارش خریداران، نباشد. برای ایجاد چنین اطمینانی، سایت می تواند به خریداران این اطمینان را بدهد که کلیه عملیات سفارش خرید از طریق سرورهای امن انجام خواهد گرفت. و برای مشتری اطمینانی ایجاد کند که کلیه اطلاعات از قبیل آدرس الکترونیکی و اطلاعات شخصی افراد به صورت کاملا محفوظ، نگه داری شده و به هیچ وجه فروخته نخواهند شد.

2 – چنانچه تبلیغات سایت از قابلیت جذب بالایی برخوردار نباشند. یکی از عوامل عدم جذب مشتریان، پرداختن به بیان کلیه جزییات خدمات بدون ذکر قابلیتهای اصلی محصولات و خدمات است. همچنین به دلیل عدم وجود تیترها ویا خبرهای اصلی، سایت قادر به جذب مشتریان نخواهد بود. یکی دیگر از عوامل مهم عدم جذب مشتریان، عدم وجود رضایت نامه سایر مشتریان که از خدمات و محصولات شما استفاده کرده اند و همچنین نبود ضمانت برای محصولات و خدمات می باشد.

3 – یکی دیگر از عوامل عدم موفقیت درامر بازاریابی، عدم وجود سیستمی مناسب جهت ترقیب کاربران به بازدید مجدد از سایت است. توجه به وجود چنین سیستمی به این علت حایز اهمیت است که، کلیه افرادی که مایل به خرید جنس هستند در دفعات اولی که از هر سایت بازدید به عمل خواهند آورد، هرگز جنسی را خریداری نخواهند نمود. در اصل هر چقدر تعداد دفعات بازدید بیشتر شود، شانس و یااحتمال خرید نیز به میزان قابل ملاحظه بالا خواهد رفت. موثرترین راه برای متمایل ساختن کاربران به بازدید مجدد، امکان عضویت رایگان در خبرنامه الکترونیکی وب سایت شما است.

4 – عاملی دیگرکه در عدم موفقیت سایت نقش دارد، عدم آگاهی دادن به خریداران در مورد تجارت شما است. بدین معنا که چنانچه خریداران اطلاعات کافی در مورد طرف مقابل خود که قرار است از آنها محصول را خریداری نمایند داشته باشند، با اطمینان و اعتماد بیشتری در این راه گام بر می دارند. در سایت خود صفحه ای با نام "درباره ما" شامل اطلاعاتی از قبیل تاریخچه بنگاه اقتصادی خود، کارمندان، اطلاعات تماس و غیره قرار دهید.

5 – نبود راه های متعدد جهت دریافت سفارش از طرف مشتریان. از انواع روشهای پرداخت پول می توان به کارتهای اعتباری، چک، پول نقد و فرمهای خاص الکترونیکی دیگر اشاره نمود. شما قادرید با گذاردن راههای گرفتن سفارشات از طریق تلفن، آدرس پست الکترونیکی، سایت، فکس، آدرس پستی و غیره زمینه را برای خریداران مساعد سازید.

6 – عاملی دیگر در عدم پیشرفت امر بازاریابی، نداشتن ساختار و ظاهر حرفه ای وب سایت می باشد. شما باید نام دامنه اختصاصی برای وب سایت خود داشته باشید که با تجارت شما مناسبت داشته باشد. ساختار طراحی صفحه بایستی به گونه ای شکل گرفته باشد که بازدید کنندگان قادر به پیمایشی ساده و سریع در آن باشند. و همچنین
بایستی طراحی گرافیکی صفحات کاملا مرتبط با نوع فعالیت سایت باشد.

7 – قبل از دادن چیزهای رایگان به مشتریان، آنها باید تبلیغات شما را ببینند و سپس به صفحات دیگر سایت هدایت شوند. اگر سایت از قابلیت ارایه محصولات رایگان در جهت متمایل ساختن بازدیدکننده به سایت استفاده می کند، بایستی این محصولات یا در زیر تبلیغات سایت و یا در صفحات دیگر سایت واقع شوند. چنانچه لیستی از محصولات رایگان در بالای تبلیغات گذارده شوند، بازدیدکنندگان هرگز به تبلیغات برای محصولاتی که جهت فروش هستند، توجه نخواهند کرد.

8 –سایت شما قادر به جذب مخاطبان هدف شما نیست. یکی از ساده ترین راههای موجود، بررسی خریدهای انجام شده توسط مشتریان و بررسی علل توجه آنها به این محصولات می باشد. اطلاعات بدست آمده در این زمینه، به شما در اصلاح روشهای بازاریابی و نوع تبلیغات کمک خواهند کرد.

9 – یکی از مهمترین عوامل شکست یک سایت، نداشتن سیستمی منظم جهت بررسی سایت ، تبلیغات آن و در نهایت اصلاح آن است. فروشندگان زیادی هستند که هیچگاه تبلیغات طراحی شده خود را تغییر نمی دهند. شما باید همواره وضعیت تبلیغات سایت خود را کنترل و اصلاح کنید تا حداکثر میزان پاسخ از تبلیلغات را بدست آورید.

10 – هیچ اجباری را جهت خرید محصولات خود به بازدیدکننده الغاء نمکنید. ممکن است محصولات شما به دلیل کیفیتهای بالایی که دارند، موردتوجه افراد زیادی واقع شود اما همین افراد به محض خروج از سایت، به مرور زمان و به تعویق انداختن زمان خرید، محصولات شما را فراموش خواهند کرد. برای حل این مشکل، به بازدیدکنندگان یک سری محصولات و امکانات رایگان و همچنین تخفیف بدهید و در ضمن برای هر تخفیف یک زمان پایان اعتبار در نظر بگیرید.

به نقل از  drazimirc.com  

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 10:59 PM نظرات 0 | لينک مطلب