« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

عدم موفقیت دانش آموختگان در تصدی شغل مناسب  و بیکاری از پیچیده‌ترین مشکلاتی است که در زمان حاضر در کشور وجود دارد. به ‌رغم تلاش مسئولان برای ایجاد فرصت‌های شغلی، همواره با انبوهی از دانش‌آموختگان جویای کار مواجه‌ایم. برخی عدم صلاحیت و تخصص دانش آموختگان را عامل اصلی این مشکل معرفی می کنند، برخی نیز تحولات دانش و فناوری در جهان و بازار کار نا سالم را دلیل این امر می دانند. با تمام این تفاسیر ضرورت هماهنگی مستمر بین نظام آموزشی و بازار کار بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، این نوشته سعی دارد راهبردهایی برای پیوند بیشتر آموزش عالی با نیازهای بازار کار ارایه نماید.
*****
در مسیر انتقال به شرایط نوین و متغیر تکنولوژی و صنعت در هزاره سوم که بنیانهای فلسفی، علمی، فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی جوامع دچار دگرگونیهای عمیق خواهدشد و جوامع بشری از ساختارهای   صنعتی  و  اقتصادی سخت افزارانه (دوره فوردیسم)  به شرایطی کاملاً مبتنی بر جنبش نرم افزاری(دوره پسافوردیسم ( تغییر ماهیت می‌دهند، جوامع با چالشهای متعدد ناشی از چنین تغییراتی مواجه خواهند شد.
با مقایسه شرایط اقتصادی و نیروی کار در دو مرحله فوردیسم و پست فوردیسم می‌توان گفت : در دوره فوردیسم شاهد بازارهای محافظت‌شده ملی، تأکید بر تولید انبوه محصولات استاندارد شده، سازمان‌های اقتداری ودیوانسالارانه، رقابت از طریق استفاده از حداکثرظرفیت و کاهش هزینه بودیم که این موارد در جنبش نرم افزاری جای خود را به رقابت جهانی، نظامهای تولید انعطاف پذیر، بازارهای کوچک وباز، ساختارهای سازمانی انعطاف پذیر ، رقابت به وسیله نوآوری ، تنوع و قراردادهای فرعی داده‌اند.
نیروی‌کار دریک اقتصاد سخت افزارانه وظایف کاری استاندارد شده و تقسیم شده دارد و دقت پایین درانجام امور از خصوصیات آن‌ است، اکثر کارگران در بخش  صنعتی و  مشاغل کارگری به کار گرفته می شوند ودر محیط  کار،آموزش‌اندکی می‌بینند آموزش رسمی اندکی برای اکثر مشاغل مورد نیاز وجود دارد،گروه کوچکی امور را اداره می‌کنند   و نیازهای بازارکار به راحتی قابل پیش بینی است.
در حالی که در دوره   پست فوردیسم نیروی کار تخصص‌گرا و انعطا ف پذیر شده،دارای چند مهارت بوده ومواظبت زیاد در انجام یافتن امور  از خصوصیات اوست. اکثرا در بخش خدمات و مشاغل عالی مشغول به بوده  و در محیط کار به طور عادی آموزش داده می شود،  برای نیروی کار با دانش و مهارت بالا درخواست بیشتری وجود دارد،  طبقه مدیریتی و حرفه ای و طبقه خدماتی درحال  گسترش است و به دلیل تغییر تکنولوژی و شرایط مبهم اقتصادی نیازهای بازارکار براحتی قابل پیش بینی نیست.
درچنین شرایطی که به دلیل تغییرات سریع تکنولوژیک و تحولات اقتصادی امکان پیش بینی تغییرات بازارکار وجود ندارد، بنابراین ضرورت هماهنگی مستمر بین نظام آموزشی به طورکلی و بازار کار بیش از پیش محسوس است.در این رهگذر، یکی از مقولات مهم، رسالت بسیار  اساسی  نظام آموزشی  در  فراهم کردن  شرایطی است  که در آن نیروهای تحصیلکرده بتوانند از دانش، نگرش وتواناییهایی برخوردار شوند که با نیازها و شرایط متغیر و نوین اقتصادی، صنعتی و بازار مشاغل فردا متناسب وهماهنگ باشد . بنابراین، تحقق این هدف مستلزم بازنگری مجدد  اهداف آموزشی، محتوای برنامه های درسی و روشهای اجرای آنها از طرفی و سنجش مجدد نیازمند‌یهای شغلی و شاغل مراکز اقتصادی و صنعتی کشور از طرف دیگر است.دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی از دو طریق به گونه ای کارآمد در بازسازی و توسعه موفقیت آمیز اقتصادی در بسیاری از جوامع توسعه یافته مشارکت کرد ه اند: اول، تربیت نیروی انسانی با کیفیت از نظر علمی و فنی و به تعداد لازم؛ دوم، ایجاد محیط و شرایط تحقیق و توسعه که پیشرفت پایداری را در توسعه صنعتی امکان پذیر می سازد.
باید توجه داشت که ایجاد رابطه نزدیک تر بین نظام اقتصادی و مراکزآموزش عالی از نظر توجه به نیازهای انسانی نبایدموجب انحراف آن از ادای دیگر رسالتها و مسئولیت‌ها شود. در پاسخ به این سؤال که نظام آموزش عالی چگونه دانشجویان را برای زندگی و کار در این دنیای بسیار متغیر(بازار کار متغیر) آماده می سازد، شاید بتوان گفت که اطلاع روزآمد برنامه ریزان آموزشی از کمیت و کیفیت تحولات سایر نهادهای اجتماعی و اقتصادی و فراهم کردن تمهیدات لازم برای انطباق بازده این نظام با آن بسیار تأثیرگذار است. عمده ترین گرایشها و ویژگیهای این بازارکار متنوع را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
١- کاهش شدید در تقاضا برای نیروهای کم مهارت
2- استفاده عام و گسترده از فناوری اطلاعاتی
3-تأکید بر مهارتهای قابل انتقال ( انتقال پذیر کردن مهارتها به منظور حضور در موقعیتهای مختلف کاری)
4- کاهش در تعدادی از مشاغل تولیدی و افزایش در مشاغل مرتبط با طراحی ، نگهداری و بازاریابی
5-توجه به مهارتهای جدید مدیریتی نظیر مدیریت زمان ، سازماندهی تیمهای کاری و برنامه ریزی منابع انسانی و سرمایه ای با روش برآورد هزینه واثر بخشی 
نتایج تحقیقات نشان می دهد که بنگاهها و سازمانهای اقتصادی بدون لایه، کوچک شده ، نوگرا و متأثر ازفناوری اطلاعات به افرادی سازگار و تحول پذیر نیازمندند. کارکنان سازگار کسانی هستند که خود را به سرعت با فرهنگ کار منطبق میسازند، به صورت گروهی کارمی کنند، ازمهارتهای اجتماعی بالایی برخوردارند، به خوبی با افراد دیگر ارتباط برقرار می سازند و ضمن پذیرش مسئولیت باکارایی و اثر بخشی، برای ارتقای ارزش سازمان خود فعالیت می کنند. در این خصوص مدیران صنایع و شرکتها در حقیقت انتظار دارند که به فارغ التحصیلانی دسترسی داشته باشند که به جای آموزش و مهارت در یک شغل ویژه از سطح گسترده تری از آموزش برخوردار باشند. شکاف مهارتی موجود بین کارفرمایان و مراکز آموزشی در بعضی مواقع ناشی از کمبودهای فرآیندی و در بعضی از موارد به دلیل کمبودها و نارسایی های ساختاری است. کمبود فرآیندی به ناتوانی نظام آموزش عالی و نظام اشتغالی جامعه در انطباق افراد ماهر با فرصتهای شغلی موجود از جمله به کار نگرفتن افراد کاردان در موقعیتهای موجود شغلی اشاره می کند، اما کمبودهای ساختاری که با اهمیت‌تر هستند به شکاف موجود بین نیازمند یهای صنعت و تجارت ومهارتهای موجود در بازارکار دلالت میکند .برخی ضعف ساختاری نظام آموزش عالی کشور را ناشی از به کارگیری نیروهای پاره وقت و ناکافی بودن شناخت آنان ازنیازها و برنامه های توسعه کشور اعلام میدارند. تحلیل میزان شکاف مهارتی ناشی از عوامل ساختاری به این دلیل دشوار است که اولاً نیازمند تعیین واحد اقتصادی تحلیل و شناسایی سر جمع مهارتهای موجود در بازارکار است. ثانیاً مستلزم شناسایی نیازمند یها و شرایط فردی و سازمانی است. ثالثاً این مهم همچنین، متضمن شناسایی نیازهای انتقالی است. در این خصوص، اغلب کارفرمایان از مهارتهای مورد نیاز خود که به آنها در ورود به شرایط نوین کمک می کند، آگاه نیستند، به طوری که مجبورند نیازهای مهارتی خود را با سطح فعلی مهارتهای موجود سازگار کنند. بدیهی است که تعیین میزان واقعی این شکاف به تعیین تفاوت بین مهارتهای موجود و جدیدترین مهارتهای اعلام شده بستگی دارد. بنابراین، در کنار توجه به نارسایی های فرآیندی و ساختاری در نظام آموزش عالی که به نبود ارتباط منظم و مستمر این نظام با بازارکار انجامیده است، نباید نارسایی های اثرگذار دیگر را نیز نظیر نارسایی های جمعیت شناختی و کمی عرضه نیرو ی کار و نارسایی های تقاضای نیروی کار، شفاف نبودن اطلاعات بازارکار، ناشناخته بودن نیازهای کیفی بازار کار و نارسایی های قوانین و مقررات حاکم بر بازارکار و چگونگی اعمال آن را از نظردور داشت . در این زمینه یکی از عواملی که تناسب آموزش عالی را با بازارکار تضعیف کرده یا آن را زیر سؤال برده است،بی ارتباطی توسعه آموزش عالی و توسعه اقتصادی اجتماعی با همدیگر است .در واقع،معضل بیکاری فار غ التحصیلان دانشگاهی از آنجا ناشی می شود که در روند رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورموانعی وجود داشته است و به همین دلیل، ظرفیتهای پیش بینی شده اقتصادی و صنعتی در قالب برنامه های توسعه تحقق نیافته اند. بنابراین، پیشنهاد  می شود که علاوه بر توجه به زیر ساختهای فرهنگی در ارتباط با کار واشتغال عمومی در جامعه و اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی و به تناسب اهداف گشایش دوره های تحصیلی و تدوین سرفصل‌های مناسب بازارکار، لازم است:
 1.تحولات بازار کار و نیازهای حال و آینده آن از زوایای مختلف به طور مستمر مورد مطالعه قرار گیرد
2.در طراحی و برنامه ریزی مربوط به محتوای دوره های تحصیلی از مشارکت صاحبان صنایع ، کارفرمایان و کارشناسان مسائل اقتصادی و صنعتی استقبال و با انجام مطالعات و پژوهشهای مشترک، زمینه هماهنگی و تبادل نظر بین این دو نهاد مهم تقویت شود
3. تصمیم گیران و برنامه ریزان مراکز دانشگاهی خود را به جمع آوری ، پردازش و نشر مستمر و مؤثراطلاعات بازار کار مقید بدانند و با فراهم کردن یک بانک اطلاعاتی جامع، دانشجویان را در معرض تحولات و گرایشهای کلان این بازار متغیر قرار دهند
4. بر مقوله مهم خود اشتغالی فارغ التحصیلان تأکید شود و در جریان آموزش و تربیت فارغ التحصیلان نقش مؤثر آنان را به عنوان عوامل مهم در افزایش نرخ اشتغال مورد ملاحظه قرار دهند .


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی

- از تکنیک یورش فکری ( Brainstorm ) استفاده کنید.این تکنیک علاوه بر اینکه مخزنی از ایده ها برای شما ایجاد می کند بلکه به کمک آن می توانید در امور خود تصمیم گیری های بهتری را اتخاذ نمایید
-
همیشه با خود یک دفترچه و مداد یا خودکار به همراه داشته باشید.هنگامی که ایده ای تازه به ذهن شما می رسد ، آن را یاد داشت نمایید.هنگامی که ایده های یادداشت شده خود را بازخوانی می کنید ، ممکن است 90 درصد آنها بیهوده جلوه کنند اما نگران نباشید این طبیعی است ، 10 درصد از بقیه ایده های یادداشت شده بسیار ارزشمند خواهند بود .
-
هنگامی که فکر نویی به ذهن شما می رسد، یک فرهنگ لغت را باز کنید و بطور تصادفی واژه ای را انتخاب نمایید و آنگاه سعی نماییداین فکرنو و آن واژه را با یکدیگر ترکیب نمایید و این روش سبب خواهد شد به نکات جالبی دست یابید. یک مفهوم شناخته شده ساده ای وجود دارد که هنگامی که ذهن شما در شرایط آزاد بسر می برد قادر به خلاقیت نیست و هنگامی که ذهن شما با محدودیت هایی روبرو می شود،شروع به تفکر خواهد کرد و این روش سبب می شود ذهن شما دریک محدودیت قرارگرفته و تفکر نماید .
-
مشکلی را که با آن روبرو هستید ، با دقت تعریف نمایید، و یا آن را بر روی یک کاغذ یا دفترچه الکترونیکی و یا در رایانه با جزئیات شرح دهید.از این طریق شما به نکات تازه و خوبی در خصوص مشکل خود دست می یابید .
-
اگر نمی توانید تفکر کنید ، بهتر است پیاده روی کنید.یک تغییر آب و هوابرای شما خوب بوده و به آرامی کمک می کند تا سلولهای مغزی شما به تحرک واداشته شوند .
:
تلویزیون نگاه نکنید ، زیرا ذهن شما توسط برنامه های تلویزیون اشغال می شود و دیگر قادر نیستید خلاقانه فکر کنید ، گویی با دیدن تلویزیون مغز شما از گوش ها و چشم های شما نشت کرده و خارج می شود .
:
از مصرف دارو بپرهیزید ، بعضی از افراد برای تقویت خلاقیت خود از داروهای خاص استفاده می کنند، در حالیکه از نگاه دیگران ، این افراد تنها نظیر افرادی هستند که وابستگی دارویی دارند .
نه - تا می توانید درباره هر چیزی مطالعه کنید ، مغز شما با مطالعه کتاب ورزش می کند.علاوه بر اینکه سبب الهام در ذهن شما می شود بلکه آن را انباشته از اطلاعات می کند که این خود سبب خواهد شد ، سلولهای مغزی شما با یکدیگر راحت تر ارتباط برقرار کرده و زمینه برای خلق ایده های نو پدید آید .
-
مغز شما نیز همانند بدن شما نیازمند ورزش کردن است تا به خوبی فعالیت نماید.در صورتی که مغز ورزش نکند ، به مرور سست و بی فایده می شود.شما از طریق مطالعه کردن ، بحث کردن با افراد باهوش می توانید سلولهای مغزی خود را وادار به ورزش کنید. گفتگو با دیگران در رابطه با کارگردانان فیلم ها و سیاست و نظیر اینها برای ذهن شما خوب است و این بهتر از پرخاش کردن بر سر دیگران است .

www.Fekreno.org -
روزنامه تفاهم

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی
چه چیز یک کارآفرین موفق را از یک بازرگان متوسط
متمایز می کند ؟
آیا مسئله شانس در میان است یا این که یک ایده قابل توجه و متفاوت و یک نقشه استراتژیک این کامیابی را به دنبال می آورد ؟ البته واضح است که این عوامل برای این که به موفقیت یک طرح تجاری یا یک کسب و کار منجر شوند ، راه درازی در پیش دارند اما این عوامل به موفقیت یک « شخص » در کسب و کار ربطی ندارند . هر کارآفرین موفق پنج ویژگی دارد که او را از سایر رُقبا متمایز می کند و موفقیت او را در حالی که دیگران ناکام می شوند ، تضمین می کند . این ویژگی ها در کار صاحبان مشاغل تأثیر می گذارد و باعث می شود که آنها در کار خود پیشرفت کرده موفق شوند . این خواص نه تنها باعث می شود که به عنوان یک مبتکر خلاق معرفی شوند بلکه همگان آنها را به عنوان مدیری توانا که توانایی رهبری یک شغل را دارد ، می شناسند .
این ویژگی ها در زیر آورده شده است :
1-
تمایل و علاقه
برای اینکه در یک شغل جدید موفق شوید باید خواست و علاقه و کششی قوی داشته باشید که از یک شغلی که د درآمد متوسطی دارد در بیایید ، دیگر به شما امر و نهی نکنند و بتوانید ایده ها و ابتکارات خود را به اجرا درآورید. میل قوی یک کارآفرین برای به اجرا در آوردن و محقق کردن ایده ها و دستیابی به یک موفقیت حرفه ای ، بزرگترین انگیزه ای است که او را به خلق یک شغل جدید وا می دارد . این انگیزه او را در راه کسب موفقیت یاری می کند و در کسب و کارش منعکس خواهد شد .
2-
مثبت اندیشی
کارآفرینان نسبت به کار ، زندگی و خودشان دیدی مثبت دارند . آنها هرگز تسلیم ناامیدی و شکست نمی شوند . یک کارآفرین به فکر آینده است و هرگز در گذشته زندگی نمی کند ، یک فرد خوش بین ومثبت اندیش از موقعیت هایی که به چشم دیگران مانع و سختی است ، استفاده بهینه می کنند . آنها ذهن خود را از دام ناامیدی و بدبینی می رهانند تا فکر و مغزشان برای خلق ایده های جدید ، تصور موقعیت های تازه و گسترش و توسعه کارشان آزاد باشد .
3-
مسئولیت پذیری و تعهد
برای نیل به موفقیت باید برای سخت کارکردن و بنای یک کسب و کار جدید از ابتدا ، آماده باشید و مسئولیت این کار را قبول کنید . باید نسبت به باورها و خواسته های خود متعهد بوده و نسبت به کارتان ، کارمندانتان و ایده های شغلی احساس تعهد کنید . این تعهد و مسئولیت پذیری تلاش و سخت کوشی را به همراه می آورد و در پس تلاش موثر موفقیت و کامیابی خواهد بود .
4-
شکیبایی
صبر و تعهد در کنار هم قرار می گیرند و کارآفرینانی که با شکیبایی تمام روزها و ساعت های متمادی کار می کنند ، هنگامی که موفقیت به رویشان لبخند زد ، مزد این مقاومت و شکیبایی را خواهند گرفت .
5-
پشتکار
هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و بدون تغییر به دست نمی آید . هنگامی که مشکلی سر راهتان قرار گرفت یا در رسیدن به اهدافتان موفق نشدید ، باید در به نتیجه رساندن ایده ها ، عقاید و خواسته هایتان پشتکار داشته باشید و سخت کار کنید و بر نیل به موفقیت تمرکز کنید . با صبر و پشتکار نتایج دلخواه به دست خواهد آمد .
مترجم : آذین صحابی

چرا جوانان از کارآفرینی می ترسند ؟
جوانان معمولاً به خاطر ترس از شکست و ناکامی و نداشتن سرمایه یا فشاری که روی آنهاست ، یک کار مستقل را شروع نمی کنند و محققان بر این باورند که مهمترین دلیل این ترس این است که الگوی مناسبی از جوانان ندارند که از آنها پیروی کنند . بررسی که سازمان انگلیسی Enterprise Insight انجام داده درباره این نکته بحث کرده که ادبیات کارآفرینی در دهه 1980 شروع شده ولی دیگر تغییری نکرده و در آن دوره کارآفرینان قدیمی سعی کردند راهی برای نسل بعدی بازکنند . این سازمان می گوید که کارآفرینان جوان اغلب تمایل دارند که جایگاه خود را در دنیا پیدا کرده و اثری از خود باقی بگذارد اما این ادبیات که مناسب دوره کنونی نیست و ترس از شکست و فشاری که از سوی خانواده ، معلم و دوستان برای پیدا کردن شغل بر جوانان وارد می شود ، باعث شده که آنها از محقق کردن ایده هایشان چشم پوشی کنند . در اینجا این فرض وجود دارد که اکثر جوانان فاقد مهارت های تجاری و کاری هستند از این رو باید کسی مستقیماً آنان را هدایت کند و به آنها یاد دهد که چگونه در این عرصه فعالیت کنند و سیاست گذاران باید بدانند که اگر جوانان حمایت شوند و به کارآفرینی تشویق شوند بسیاری به شروع یک کسب و کار جدید تشویق می شوند . این به آن معنی است که باید شبکه ای منسجم برای جوانان ایجاد شود که بر تحقق ایده های جوانان ، ارتقای الگوی موجود و خلق فرصت های کاربردی و عملی تأکید و تمرکز دارد . این سازمان همچنین به ایجاد یک استراتژی ملی برای توسعه کسب و کار در میان جوانان پرداخته است . مدیر ارشد اجرایی این سازمان می گوید : «ادبیات و مفاهیم دهه 1980 اکنون جوابگوی نیازهای نسل جوان نیست.» اکنون دو دهه از خلق این ادبیات گذشته ولی ما هنوز از آن دست برنداشته ایم و از همان کارآفرینان برای توسعه کسب و کار در سال 2006 استفاده می کنیم . او اضافه می کند : «البته ما نمی گوییم که نمی توان از کارآفرینان آن سالها چیزی یادگرفت اما نکته اینجاست که جوانان بیشتر از افراد هم سن و کسانی که متعلق به نسل خودشان باشند الگو می گیرند و گفته های آنها را بیشتر قبول دارند .» او می گوید که نسل جدید افراد جوان که مشتاقند اثری از خود به جا بگذارند و جایگاه خود را پیدا کنند ، به درستی نمی دانند که یک «کسب و کار» واقعاً چیست . به گفته این مدیر فرهنگ جوانان تغییر کرده است و ما باید معنی «کسب و کار» را دوباره تعریف کنیم تا برای انگیزه ها و آرزوهای آنها معنی دار و با مفهوم باشد . نباید از دیدگاهی که اصلاً مطابق نیاز های روز نیست به آنها نگاه کنیم . ترس از شکست و نوع سیستم آموزشی باعث می شود که جوانان به کارهای مطمئن که ریسک آنها کم است تمایل داشته باشند تا به جستجوی فرصت های جدید بپردازند . او اضافه می کند : «ما باید فرهنگی را رواج دهیم که جوانان فعالانه در پی محقق ساختن ایده ها و آرزوهایشان باشند .

 

به نقل از سایت توسعه‌ی کارآفرینی

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مترجم: فرزانه عامری

مدیریت در آغاز می تواند تا اندازه ای مرعوب کننده باشد. در تحقیقی که اخیرا به عمل آمد، مشخص شد 50 درصد مدیران قبل از تصدی شغل مدیریت هیچگونه آموزشی نمی بینند. در اینجا فهرستی از اشتباهات که ممکن است از سوی مدیران تازه کار صورت بگیرد، مطرح می شود تا شاید کمکی برای اجتناب از آنها باشد .
1 -
فکر می کنند که هم چیز را می دانند: اگر به عنوان مدیر تولید شدید، ممکن است تصور کنید که همه چیز را در مورد تولید می دانید! حتی اگراین طور هم باشد، مطمئنا تمامی نکات در مورد مهمترین قسمت از شغل خود یعنی اداره کارکنان نمی دانید . پس، به سخنان آنان گوش کنید و نظرشان را بپرسید .
2 -
دائما" در حال معرفی خود به عنوان مدیر هستند: در واقع همه کارکنان می دانند که شما مدیر هستید و ضرورتی ندارد که پیوسته در صدد معرفی خود باشید. به جای آن، تلاش کنید تا به عنوان مدیری جدید، تغییرات مثبت و سازنده ای در محل کار خود به وجود آورید .
3 -
همه چیز را تغییر می دهند: فقط به خاطر اینکه گمان می کنید کار انجام شده، اشتباه است، دو باره کاری نکنید. زیرا احتمال دارد که شما روش دیگری را برای انجام کارها به کار می‌گیرید. بنابراین، میان متفاوت بودن روش کار و اشتباه بودن آن فرق بگذارید. (چون هر روش متفاوت با روش شما لزوما اشتباه نیست ).
4 -
از انجام بعضی کارها در هراس هستند: از آنجا که خودتان برای تصدی شغل مدیریت در خواست نکرده‌اید، از توانایی انجام کارها به نحو احسن مطمئن نیستید. با این حال، اجازه ندهید افکار منفی به شما غلبه کند و تصور نکنید که نمی توانید از عهده انجام کارها برآیید. مطمئن باشید، مدیران سطوح بالا بدون در نظر گرفتن توانایی و درایت تان، شما را برای این شغل انتخاب نمی کردند .
5 -
برای شناخت کارکنان عجله ای ندارند: ممکن است تصور کنید که سالهاست که این کارکنان را می‌شناسید و با آنها کارکرده اید ولی بدانید این بدین معنی نیست که واقعا همه را می‌شناسید! بنابراین، تلاش کنید تا پی ببرید چه چیزهایی آنها را شاد یا نگران و چه عواملی در آنها ایجاد انگیزه می کند. کارکنان را به عنوان یک فرد در نظر بگیرید نه یک کارمند. با توجه به اینکه کارکنان حوزه مدیریت شما می توانند سبب پیشرفت یا شکست تان باشند، پس به آنها توجه کنید و زمانی را به آنان اختصاص دهید .
6 -
با برقراری جلسات متعدد با رئیس مافوق وقت را تلف نکنید : از آنجا که رئیس تان شما را برای این شغل انتخاب کرده است، بنابر این، گرفتاری و مشغله زیاد شما را درک می کند و تمایلی به اتلاف وقت تان ندارد. پس برای دادن اطلاعات و یا گرفتن راهنمایی از رئیس، کمترین زمان را صرف کنید .
7 -
نگران حل مشکلات نیستند: شما به عنوان یک مدیر نمی توانید مشکلات را نادیده بگیرید، یا آرزو کنید تا خود به خود حل شوند. این وظیفه شماست که در یافتن راه حل برای مشکلات تلاش کنید. هر چند این بدین معنا نیست که نباید از دیگران کمک بگیرید ولی بدانید تنها شخصی هستید که بایستی پیگیر حل و فصل مشکلات باشید .
8 -
خود را متفاوت از دیگران می دانند: مدیر بودن شما به این معنی نیست که نباید بخندید، احساساتی شوید و یا حتی گاهی اوقات اشتباه کنید .
9 -
از کارکنان خود حمایت نمی کنند: کارکنان واحد شما ممکن است از هر طرف تحت فشار باشند. ممکن است واحدهای دیگر، تقصیرها را به گردن شما بیندازند و یا مدیرتان وظایف مختلف و نامناسبی را به عهده واحد شما بگذارد. ممکن است واحد منابع انسانی، ارزیابیهای واحد شما را غیر معقول بداند و معتقد باشد که کارکنان تان پول زیادی می گیرند. پس وظیفه شما است که در مقابل این مسایل بایستید و از حق کارکنان خود دفاع کنید .
10 -
زیر بار مسئولیت انجام کارها نمی روند: خواه ناخواه به عنوان مدیر بایستی مسئولیت کلیه کارهای واحد خود را بپذیرید. مسئولیت انجام درست یا نادرست کارها در واحدتان در نهایت به شما بر می گردد. پس لازم است که ضمن برقراری ارتباط قوی با کارکنان، همیشه آمادگی پذیرش مسئولیتها، را داشته باشید . زیرا در این صورت است که مدیر یا ما فوق شما هم به همان نحو مسئولیت کارهایتان را خواهد پذیرفت .

به نقل از مجله‌ی تدبیر شماره‌ی ۱۶۵

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

در طول سال‌های 2005 و 2006 بحث‌های زیادی راجع به آینده اینترنت انجام شد که اخیراً از آن بعنوان "بی‌طرفی شبکه" یاد می‌کنند. این مسئله به مسابقه طناب‌کشی شبیه است که شرکت‌های کابلی در یک طرف آن و مشتریان و تأمین‌کنندگان خدمات اینترنتی در طرف دیگر طناب قرار گرفته‌اند. علی‌رغم پیشنهادات قانونی و تصمیمات دادگاه عالی در سال 2005، این مسئله تا سال 2006 بطور کامل از تیترها حذف شده بود. بحث‌های مربوط بیشتر روی قانون متمرکز بود اما اصطلاح "قانون" در این مورد تا حدی گمراه‌کننده است. گروههایی که حامی عنوان "بی‌طرفی شبکه" هستند قانون محتوی اینترنت را بالا نمی‌برند. آنها خواستار دستوری قانونی مبنی بر وادار ساختن شرکت‌های کابلی که امکان دسترسی رایگان فراهم‌آورندگان خدمات اینترنتی (
ISP ) را فراهم کنند. این همان مدلی است که هنگام وصل شدن به اینترنت استفاده می‌شود و روشی است که فراهم‌آورندگان ISP طرفدار آن هستند ؛ همچنین می‌خواهند از اینکه شرکت‌های کابلی نمی‌توانند بدون مجوز قانونی، اینترنت آنها را قطع کنند، مطمئن شوند. آنهایی که قادرند هزینه‌های بیشتری به شرکت‌های کابلی بپردازند، دسترسی بیشتری هم به شبکه خواهند داشت و بالعکس. شرکت‌های کابلی در مورد فیلتر کردن محتویات اینترنت هم مختار هستند. از طرف دیگر شرکت‌های کابلی می‌گویند که وقت و پول زیادی صرف خطوط کابلی و افزایش سرعت و کیفیت شده است. آنها مدعی بودند که دسترسی رایگان ISP جبران سرمایه‌گذاری شرکت‌های کابلی را ضایع می‌کند و شرکت‌های کابلی باید حق شارژ داشته باشند. اگر چنین نباشد رقابت و نوآوری در صنایع کابلی، از بین می‌رود.
تصمیمات اخیر دادگاه دستور کار شرکت‌های کابلی را توسعه داده است. در 27 ام ژوئن سال 2005 دادگاه عالی ایالات متحده حکمی را مبنی بر عدم تقسیم خطوط شرکت‌های کابلی مانند کامکاست و وریزون با رقبا، صادر کرد. شرکت‌های کابلی نمی‌توانند همان قراردادهای عمومی را ببندند که شرکت‌های تلفنی برای خطوط تلفن ارائه می‌کنند.
«خطری بزرگ اقیانوس‌های جهان را تهدید می‌کند»
زمانی مشکلات مربوط به اقیانوس‌ها در مقیاسی محلی مورد بحث بود اما امروزه موضوعی جهانی شده است. اطلاعات مربوط به دریاشناسی، هواشناسی، شیلات نشان می‌دهد که دریاها بطور وحشتناکی در حال تغییر هستند. چرخه‌ای از علت‌ها و معلول‌ها همراه با معضل‌های محیطی- جهانی باعث تغییر اقیانوس‌ها از منطقه‌ای آبی به سیستمی جهانی با وضعیتی هشداردهنده می‌شوند. بر اساس دریاشناسی، اقیانوس‌ها محل ارتباط دریاها و وضع‌کننده آب و هوا هستند. تغییرات شیمیایی و دمای دریاها، با آلودگی و اقدامات بی‌ملاحظه ماهیگیری همراه می‌شود که بزرگترین منبع زندگی اشتراکی را به خطر بیندازند.
محققان مؤسسه دریاشناسی و آزمایشگاه ملی
Livermore دریافتند که اقیانوس‌ها به سرعت در حال گرم شدن هستند و نیم مایل از قسمت بالایی اقیانوس‌ها به علت گاز‌های گلخانه‌ای به طور چشمگیری طی 40 سال گذشته، گرمتر شده‌اند.
در حال حاضر دانشمندان، مشاهدات خود را در مورد تغییرات اقیانوس‌ها منتشر کرده‌اند. بنا به گزارش آنها سال 2005 گرمترین سال شناخته شد. این مورد ، اطلاعات مربوط به گرمتر شدن زمین طی 400 سال گذشته، تصدیق می‌کند طی مطالعه‌ای در سال 2005 در مرکز ملی مربوط به تحقیقات جوی دمای اقیانوس‌ در منطقه‌ای حاره‌ای آتلانتیک شمالی را، دو درجه فارنهایت بیشتر از حد معمول تخمین زدند.
بسیاری از این موارد از نظرها مخفی مانده و در مجلات علمی جا خوش کرده‌اند. رسانه‌ها توانایی تشخیص علم خوب و بد را از دست داده‌اند. ماجرای دنیای اقیانوس‌ها و آینده همه ما برای عموم مردم مشخص نیست مردمی که بدون در نظر گرفتن آینده و بدون تغییر هدف‌ها و رفتارشان پیش می‌روند.
«خطر غذاهای
GM »
اخیراً‌ مطالعات متعددی تأیید کرده‌اند که غذاهای
GM یعنی غذاهایی که از لحاظ ژنتیکی تغییر یافته‌اند، برای سلامتی افراد بسیار مضر هستند. این مطالعات را WTO سازمان تجارت جهانی انجام داده است. تحقیقی که دانشکده علوم روسیه در دسامبر سال 2005 انجام داد، مؤید این مطلب بود که بیشتر از نیمی از بچه موش‌های تغذیه شده با سویای GM ظرف سه هفته اول، زندگی خود را از دست دادند و این آمار 6 برابر مرگ موش‌هایی است که از مادرانی به دنیا می‌آیند که تغذیه‌شان GM نبوده است.
دکتر آرپاد پوزتایی یکی از معدود دانشمندان مستعد و مستقل که در ژنتیک گیاهی و تغذیه حیوانات متخصص است به درخواست مقامات آلمانی در پاییز 2004 قرار شد طی دوره‌ای 90 روزه اثرات تغذیه موش‌های آزمایشگاهی را با
MON863 ، بررسی کند. تحقیق تفاوت‌های کاملاً مشخصی را آشکار کرد مثلاً تغییر وزن کلیه‌ها و تغییر پارامترهای معین خون در موش‌هایی که با GM تغذیه شده بودند. تعدادی از دانشمندان در اروپا در مورد سلامت افراد بسیار نگران شدند و اضافه کردن MON 863 را به چرخه غذایی،‌ خطرناک دانستند. در موارد زیادی GMO ها زمانی که دانشمندان در سالم بودن آنها و بی‌ضرر بودنشان شک داشتند، در ایالات متحده به وفور در بازار یافت می‌شوند.
مطالعات جدید نشان داده جمع‌آوری علف‌های هرز با
Round up که امروزه در سراسر جهان استفاده می‌شود، تهدیدی جدی برای سلامت انسان‌ها به حساب می‌آید. بالغ بر 75 درصد از محصولات GM که از لحاظ ژنتیکی تغییر یافته‌اند،‌در مقابل Round up مقاوم شده‌اند در نتیجه با Round up محصولات غیر GM از بین می‌روند. Monsanto تولیدکننده عمده محصولات GM و Round up است. بنابراین، اگرچه Round up بعنوان سلاحی برای علف‌های هرز طراحی شده اما به شکل ترکیبی درآمده که در اغلب غذاهای ما، وجود دارد.
گروهی از دانشمندان که در رأس آنها پروفسور گیلز- اریک سرالینی قرار داشت در دانشگاه کائن در فرانسه،‌دریافتند که سلول‌های انسانی در مقابل مقادیر کمتر از آنچه که اکنون در
Round up بکار می‌رود، حساس هستند.
مطالعه دیگری در آوریل سال 2005 توسط دانشگاه پیترزبورگ نشان داد که
Round up برای دیگر فرم‌های زندگی و ارگانیسم‌های بی‌هدف هم خطرناک است.
Round up امروزه یکی از متداولترین از بین برنده علف‌های هرز برای محصولات و باغچه‌ها محسوب می‌شود.
Rund up با ترکیب Glypho sate خود مدت‌هاست که عاملی مؤثر برای از بین بردن علف‌های هرز و ایمن برای انسان‌ها و محیط تلقی می‌شود در حالیکه تحقیقات اخیر ایمنی و سلامت Round up را تأیید نمی‌کنند.
"همکاری صنایع شیمیایی در تحقیقات
EPA در آمریکا"
برنامه تحقیقی
EPA آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا به طور فزاینده‌ای روی کارهای مشترک شرکتی بر اساس مدارک کسب شده آژانس از کارمندان عمومی برای مسئولیت‌های محیط زیستی ( PEER )، حساب می‌کند.
در حال حاضر انجمن صنایع شیمیایی با
EPA‌ همکاری می‌کند. از آنجائیکه اولین دوره حضور بوش بود افزایش چشمگیری در تحقیقات مشترک و توافقات توسعه CRADAS با شرکت‌های خصوصی یا صنایع دیده می‌شد. طی اولین دوره 4 ساله ریاست جمهوری بوش. EPA وارد همکاری مشترک خود با 57 شرکت CRADAS شد. که این توافقات در دوره دوم ریاست جمهوری کلینتون، 34 شرکت بود.
دانشمندان
EPA اظهار داشتند که شرکت‌های مختلف از طریق کمک‌های مالی دستور کار تحقیقی آژانس را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در آوریل سال 2005 ، هیئت نظارت EPA هشدار داد که آژانس دیگر بودجه را صرف تحقیقات سلامت عمومی نمی‌کند. به علاوه اظهار داشتند که آنها از شرکت‌ها و تعاونی‌ها کمک مالی می‌گیرند که به نظر تعیین‌کننده می‌آیند. این امر نشان می‌دهد که چگونه تحقیق کلیدی راجع به محیط زیست از مسیر اصلی خود که ارجحیت سلامت عمومی است، بخاطر خوشایند شرکت‌ها دستور کار تنظیمی آنها را مدنظر قرار می‌دهد.
"اپک و استیلای اقتصادی در عراق"
طبق گزارش گرگ پالاست خبرنگار، حمله آمریکا به عراق در واقع بخاطر نفت بوده است. البته این بخاطر خراب کردن
OPEC نبوده و بنا به ادعای محافظه‌کاران دولتی درصدد همکاری با OPEC کار کرده‌اند.
استراتژی آمریکا در اشغال عراق،‌ عامل مؤثری در جهت دستیابی به سازمان کشورهای صادرکننده نفت
OPEC تلقی می‌شود. آمریکا شرکت‌های بین‌المللی نفت را مطمئن ساخته بود که از این کار نفع خواهند برد. شورش‌ها مداوم بعد از تجاوز آمریکا به عراق همراه با فساد داخلی و خرابی لوله‌ها. برنامه‌های شدید حزب محافظه‌کار جدید به منظور خصوصی‌سازی عراق نقش برآب شد. طبق اظهارات برخی از دولتمردان ایده بازسازی بازار آزاد عراق هیچ جدی نبوده است.
پالاست می‌گوید : در دسامبر سال 2003، دولت برنامه‌ای 323 صفحه‌ای با عنوان «اختیاراتی برای توسعه بلند مدت و مستمر صنایع نفت عراق» این برنامه برای عراقی‌ها در جهت حفظ سیستم مالی نفت بود که افزایش روابطشان را هم با
OPEC به همراه داشت.
از زمان اشغال عراق در سال 2003، سود کلانی عاید شرکت‌های نفت شد. در سال 2005، سود بزرگترین شرکت‌های نفتی تا 113 میلیارد دلار افزایش یافت. در فوریه سال 2006 شرکت
Conocophilips دو برابر شدن سود سه ماهه خود را نسبت به سال گذشته، گزارش کرد.
«فیزیکدان‌ها و حادثه 11 سپتامبر»
تحقیقات در مورد حوادث 11 سپتامبر توسط استبوایی ، جونز استاد فیزیک دانشگاه یانگ بریگهام، نشان داد که توضیح مقامات برای فرو ریختن سازمان تجارت جهانی طبق قوانین فیزیک غیرممکن و نامعقول است. جونز اظهار داشت : فرو ریختن کامل، سریع، و متقارن ساختمان حکایت از انفجارهای افقی دارد که در فیلم‌های گرفته شده از فرو ریختن هم قابل مشاهده است. این واقعیت که در برج شمالی اول آنتن سقوط کرد، ‌استفاده از مواد منفجره در ستون‌های مرکزی را تأیید می‌کند.
پروفسور جونز ادعا می‌کند که مؤسسات ملی استاندارد و تکنولوژی (
NIST ) در مورد حوادث 11 سپتامبر قوانین فیزیکی و شیمیایی را نادیده گرفته‌اند، پروفسور جونز بر اساس تئوری خود با کمک کامپیوتر نتیجه را شبیه‌سازی کرده است. وی بررسی‌های انجام شده FEMA و کمیته 11/9 را هم زیر سؤال برد.
در ژانویه سال 2006 ، پروفسور جونز همراه با گروهی که خود را "محققان واقعیت 11/9" می‌نامند، اظهار داشتند : "ما معتقدیم که مقامات بلندپایه دولتِ، عوامل اصلی حادثه 11 سپتامبر را آشکار نکرده‌اند". "این احتمال وجود دارد که حوادث از جانب دولت به منظور جلب توجه مردم آمریکا به پشتیبانی از خط مشی‌های سیاسی داخلی و خارجی برنامه‌ریزی شده باشد."
"از بین رفتن جنگل‌های استوایی"
دستاوردهای جدید در تکنولوژی تصویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که جنگل‌های آمازون در حال تخریب هستند با سرعتی دو برابر آنچه که قبلاً از کارهای پنهازی قطع کردن درخت‌ها تخمین زده بودند.
تحقیقی که 21 ام اکتبر در مجله
Science چاپ شد بر اساس تصاویری بود که جدیدترین ماهواره‌ها، گرفته بودند.
با استفاده از این تکنولوژی جدید، دانشمندان قادرند فضاهای خالی شده پوشش جنگلی حتی در حد یک یا دو درخت را بررسی کنند، گرگوری آسنر نویسنده پیشرو مجله
Science و استادیار دانشگاه استانفورد می‌گوید : "مردم دهه‌های متوالی با استفاده از ماهواره‌ها، جنگل‌زدایی‌های وسیع را کنترل می‌کردند، اما قطع درختان تا امروز از دید آنها مخفی مانده بود."
آنسر توضیح می‌دهد : "هر جزء اطلاعاتی کسب شده بوسیله ماهواره‌ها، جزئیات دقیق جنگل‌ها را نشان می‌دهد". "بعنوان مثال علائم پوشش گیاهی سبز منطقه، مواد زاید و زمین‌های بایر را نشان می‌دهند."
نگرانی محیطی جدی دیگر این است که سالانه 400 میلیون تن کربن در نتیجه جنگل‌زدایی سنتی در آمازون وارد جو می‌شود، آنسر و همکارانش تخمین زده‌اند که در اثر قطع کردن درختان هم 100 میلیون تن بر میزان کربن موجود در جو افزوده خواهد شد. و بدین معنی است که گازهای گلخانه‌ای موجود در جو 25 درصد بیشتر از قبل خواهد بود. پیش‌بینی که می‌تواند آب و هوا را در مقیاس جهانی تغییر دهد.
"آب‌های معدنی- مشکل جهانی"
مصرف‌کنندگان مجموعاً سالانه 100 میلیارد دلار با این باور غلط که آب‌های معدنی بهتر از آب شیر است، صرف آب‌های معدنی می‌کنند. در سطح جهانی، مصرف آب‌های معدنی در سال 2004 به 41 میلیارد گالن رسید یعنی 57 درصد افزایش از سال 1999.
امیلی آرنولد محقق مؤسسه
Earth Policy گزارش می‌دهد : "حتی در مناطقی که آب شیر برای نوشیدن سالم است، باز هم تقاضای آب معدنی افزایش یافته است» اگرچه در اروپا و آمریکا، قوانین کیفیت و سلامت آب شیر را تأیید می‌کنند نه آب‌های معدنی اما هزینه آب‌های معدنی 000/10 برابر بیشتر است.
آرنولد اظهار می‌کند : "شکی نیست که نوشیدن آب تمیز و سالم برای سلامت جامعه جهانی ما، ضروری است.»" اما آب معدنی جوابگوی دنیای توسعه‌یافته نیست حتی مشکلات 1/1 میلیارد نفری را که کمبود منبع آبی دارند، حل نمی‌کند."
در جهان، 7/2 میلون تن پلاستیک صرف بطری‌های آبهای معدنی می‌شود. از بطری‌های بازیافت شده در سال 2004، آمریکا 40 درصد آن را به کشورهای دوری مثل چین فرستاده است.
در حالیکه مناطقی که خود آب صادر می‌کنند خطر خشک شدن منابعشان را احساس می‌کنند. بیشتر از 50 روستای بومی آمریکایی بعد از صادرات آب تحت لیسانس شرکت‌های کوکاکولا، از کمبود آب شکایت می‌کنند.
در حالیکه آمریکایی‌ها بیشترین سرمایه‌گذاری را روی آب‌های معدنی دارند. سریعترین مصرف آن در کشورهای پرجمعیتی چون مکزیک، چین و هند دیده می‌شود. در مجموع، مصرف آب‌های معدنی در هند از سال 1999 تا 2004 سه برابر شده است و این میزان در چین به دو برابر رسیده است.
"استخراج معادن طلا، یخچال‌های طبیعی
Andean را تهدید می‌کند"
باریک گلد (
Barrick Gold ) شرکت چند ملیتی استخراج معادن طلا، در نظر دارد، سه یخچال طبیعی Andean را به منظور دستیابی به طلا، ذوب کند و آب ناشی از ذوب یخچال‌های طبیعی را برای فریز مجدد در زمستان آتی، نگهداری کنند. در شیلی و بقیه کشورهای دنیا با این کار به علت تخریب منابع آبی مورد نیاز کشاورزان Andean ، مخالفت کردند. پروژه Barrick Gold یکی از بزرگترین سرمایه‌گذاری‌های خارجی سال‌های اخیر در شیلی بوده است که مجموعاً رقمی حدود 5/1 میلیارد دلار است. در فوریه سال 2006، کمیته محیط زیست محلی شیلی ( COREMA ) اجازه شروع پروژه را به شرکت Barrick Gold داد اما آب کردن یخچال‌های طبیعی را تأیید نکرد.
آنتونیا فورت، مهندس محیط زیست گفت : "استخراج معادن به اکوسیستم محلی آسیب می‌رساند چون این کار رودخانه
Huasco و منابع آب‌های زیرزمینی را آلوده می‌کند." شرکت Barrick Gold موفق شد که دولت‌های آرژانتین و شیلی را برای امضای قرارداد معدن دو ملیتی، متقاعد کند که طبق آن اجازه ورود ماشین‌های متعدد در مرز را داده بودند.
شرکت
Barrick Gold را به دفن 50 معدنچی زنده در تانزانیا و بی‌توجهی نسبت به محیط زیست هنگام عملیات، متهم کرده‌اند. جرج بوش از سال 1995 تا 1999 «رئیس افتخاری» هیئت ناظر بین‌المللی شرکت Barrick بوده است.
شرکت در کشور کانادا قرار گرفته است اما مدیرعامل‌های آن آمریکایی هستند.
مترجم : سوسن ایمانی

منبع:روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

سهراب دل انگیزان# : عضو هیات علمی دانشگاه رازی و دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه اصفهان

مصطفی دین محمدی: دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه اصفهان

سمیرا فرشادیان: کارشناس مدیریت و برنامه ریزی آموزشی

  

چکیده:

از نیمه دوم قرن بیستم تا کنون الگوهای متفاوتی از مدلهای رشد و توسعه صنعتی در جهان تجربه گردیده است. تجارب موفق ایتالیا در شکل دهی به خوشه های صنعتی و سپس تجارب موفق بسیاری از کشورها در پذیرش و بکار گیری این الگو در جهان، همگرایی بنگاههای کوچک و متوسط مقیاس  SMEs ، نهادهای عمومی و دولتی و بخشهای خدمات دهنده پشتیبان را در محدوده جغرافیایی خاصی امکان پذیر نمود. نظریه خوشه های صنعتی پورتر در دهه 1990 و تداوم ادبیات مربوطه توسط سایرین پشتیبانی نظریه مربوطه را به گونه مناسبی بوجود آورده است. خوشه های علم و فناوری نوع پیشرفته و بازنگری شده از خوشه های صنعتی است. در خوشه های علم و فناوری دانشگاهها، سرمایه های مخاطره پذیر ، SMEs ها، بخشهایی از بنگاههای بزرگ بین المللی و پیشرو،  R & D   بنگاههای با فناوری برتر، پارکهای فناوری، سرمایه انسانی ماهر و نیمه ماهر، و نهادهای عمومی با یکدیگر مرتبط شده در فضای جغرافیایی مشخصی از منطقه محدوده های قانونی و خدماتی شهرهای بزرگ و مزیت دار در زمینه کالاها و خدمات با فناوری برتر، قرار میگیرند. ارتباطات عمودی و افقی برقرار شده بین این عناصر، فرایند رقابت پذیری و بهره برداری از صرفه های اقتصادی ناشی از مقیاس، تنوع و تجمع محلی و شهری را امکان پذیر مینماید. تجربه کشور های متفاوت در خصوص خوشه های علم و فناوری نشان از یک انتخاب استراتژیک با عزم جدی دولتها برای شکل دهی و بهره برداری از این نوع از خوشه بندی را نشان میدهد. پدر خوشه های علم و فناوری خوشه سیلیکون ولی (Silicon Valley) در امریکا است. خوشه های علم و فناوری بنگلور هند، اینکهون کره، ژانگوانکون چین، هیسنچائو تایوان، ابر کریدور چندرسانه ای مالزی، پار ک تکنولوژی استرالیا، پارک نرم افزاری تایلند، همگی تجارب متفاوت کشور های جهان را در این خصوص نشان میدهند. این مطالعه به دنبال بیان ادبیات نظری خوشه های صنعتی و فناوری،  الزامات خوشه های علم و فناوری را با تمر کز بر همکاری دولت، دانشگاه و صنعت، مورد بررسی و مداقه علمی قرار خواهد داد. به نظر میرسد نتایج این مقاله بتواند در نگاه منطقی تر و کارشناسانه تر دست اندر کاران برنامه های توسعه ملی و صنعتی موثر واقع گردد.

 

واژه گان کلیدی:

خوشه صنعتی، خوشه علم و فناوری، صرفه های اقتصادی ناشی از تجمع

 

 


# : مسئول مکاتبات

نشانی: کرمانشاه، بلوار شهید بهشتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه اقتصاد.       delangizan@razi.ac.ir

تلفن : 09183332943                        

  1 -مقدمه :

تجارب موفق انتهای قرن بیستم در توسعه صنعتی، فرا روی کشورهای در حال توسعه و دیر صنعتی شده در یک چارچوب کلی الگوهای توسعه صنعتی الف- تشویق به شکل­گیری بنگاههای غول پیکر، ب- همکاری نزدیک و نظامند با شرکتهای بزرگ بین­المللی، ج- ایجاد مجموعه­هایی از صنایع کوچک و متوسط (خوشه­ها) و د- تکیه بر اهرمهای اقتصاد کلان و فرعی دانستن سیاست صنعتی ، بود. هر چند بکار گیری این تجارب در کشورهای متفاوت دنیا اعم از توسعه یافته و در حال توسعه طیف وسیعی از موفقیت و عدم موفقیت را در فهرست الگوهای تجربه شده کشورها به نمایش میگذارد، اما همچنان راه فراروی کشورهای طالب توسعه صنعتی استفاده انفرادی و یا ترکیبی از این تجارب ، اما با توجه به اصل ایجاد مزیت رقابتی است. با این وجود راهبرد خوشه های صنعتی به عنوان راهبردی موثر در شکل دهی توسعه صنعتی ، بسته به شرایط داخلی اقتصادها، در بعضی کشورها به عنوان الگویی موفق برای توانمند سازی صنعتی معرفی شده است.

  2 - مفهوم و تعریف خوشه [1] :

مفهوم خوشه های صنعتی به علت تازه بودن و عدم استحکام کافی در نظریه پردازی هنوز دارای ابهاماتی در تعریف و کاربرد است. هرچند ایده خوشه صنعتی توسط پورتر در 1990 شروع شد ولی پس از آن تعاریف متعددی از یک خوشه صنعتی ارائه گردید .

در عمل تعریف خوشه های صنعتی مشکل است . مخصوصاً اگر بخواهیم در یک تعریف کلیه ابعاد خوشه ای را مطرح سازیم . از طرفی ابعاد فضا و زمان مهمترین فاکتورهای مؤثر بر سیاست گذاری خوشه ای هستند که تصمیم در خصوص برنامه های خوشه ای را تحت تأثیر قرار می دهند . از طرف دیگر داده ها ومواد به کار رفته، ممکن است محدودیتهایی را بر تعریف خوشه اعمال نمایند. با این حال شاید نیازی نباشد تا کلیه این محدودیتها را در تعریف خوشه لحاظ نمائیم . در زیر تعاریف متفاوت ارائه شده برای خوشه توسط محققین متفاوت را ارائه و سپس به یک تعریف قابل قبول برای اهداف این تحقیق دسترسی خواهیم یافت .

·       گروهی از شرکتهای دارای پیوندهای عمودی قوی و مستقر در یک منطقه که از لحاظ جغرافیایی لزوماً به یکدیگر نزدیک نیستند ( Porter, 1990 ) .

·       تعریف دوم و جدیدتر پورتر: خوشه عبارت است از تمرکز جغرافیایی نهادها و شرکتهای مرتبط با یکدیگر در یک حوزه خاص ( Porter, 1998 )  .

·       تمرکز بخشی جغرافیایی بنگاهها را خوشه گویند . چنین تمرکزی باعث برخورداری از صرفه جوئی های بیرونی می گردد . وجود خوشه همچنین باعث جذب کارگزاران بازارهای دوردست شده و به ظهور خدمات تخصصی در زمینه های فنی ، مالی و مدیریتی کمک می کند  ( Humphrey & Schmitz,  1998 ) .

·       خوشه ها گروههایی از شرکتها و سازمانهای قرار گرفته در یک منطقه جغرافیایی مشخص هستند که به وسیله وابستگی های درونی یک ارتباط درون گروهی از محصولات و خدمات را تشکیل می دهند ( Ketels, 2003 ) .

·       به طور بالقوه صنایع رقابتی ، میل به خوشه شدن در اقتصاد را دارند ، که بر اساس داده ها ، مهارتها و زیربناهای مشترک ، سامان می یابند . مفهوم خوشه کراراً به عنوان یک ساختار عملیاتی برای سیاست به کار گرفته شده است ( مبانی نظری و مستندات برنامه چهارم توسعه  1383 ).    

در صورتی که بخواهیم تعاریف ارائه شده توسط سایرین را مرور کنیم لیست ارائه شده همچنان طولانی تر خواهد شد ، بدون اینکه به دامنه اطلاعات اخذ شده در راستای تعریف خوشه ها کمک بیشتری بنماید . برای دقت در تعریف نکات اصلی مورد اشاره تعاریف ارائه شده را در زیر مرتب می نمائیم .

1-      تمرکز در یک منطقه جغرافیایی

2-      وجود ارتباط درون بنگاهی و درون صنعتی بین بنگاههای عضو

3-      در طول هم قرار گرفتن بنگاهها در درون خوشه ( ارتباطات عمودی )

4-      وجود سازمانهای غیرتجاری در کنار بنگاههای تجاری در درون یک خوشه

5-      همکاری بین بنگاهها و انجام اقدامات مشترک و جمعی

6-      وجود رقابت بین اعضا

7-      هم رشته بودن بنگاهها در یک شاخه یا دسته صنعتی خاص (تشکیل زنجیره ارزش)

8-      وجود تهدیدها و فرصتهای مشترک برای بنگاههای درون خوشه

9-      پیدایش خدمات تخصصی فنی ، مدیریتی و مالی در خوشه

10- وابستگی به یک منطقه خاص جغرافیایی اقتصادی

11- برهم افزایی رقابت و همکاری در خوشه

12-کارایی جمعی و بهره برداری از صرفه های اقتصادی بیرونی

با توجه به نکات گفته شده می توان تعریف زیر را برای یک خوشه صنعتی ارائه داد :

یک خوشه صنعتی مجموعه ای از بنگاههای تجاری و غیرتجاری متمرکز در یک مکان جغرافیایی در یک منطقه اقتصادی را شامل می شود که برای تولید یک یا چند محصول نهایی مشابه و مرتبط برای کسب صرفه های اقتصادی بیرونی با یکدیگر ارتباطات عمودی و افقی برقرار نموده و ضمن رقابت با یکدیگر در بسیاری از موارد همکاری جمعی و اقدامات مشترک دارند . ارتباط درونی این بنگاهها کاهش دهنده هزینه ها و تسهیل کننده؛ دسترسی به نهاده ها ، دانش و فناوری تولید ، بازارهای فروش و تأمین نیازهای مشتری خواهد بود.

  3- خوشه های صنعتی و عناصر تشکیل دهنده آن [2] :

رویکردی جدیدی که امروزه در مباحث توسعه صنعتی و منطقه ای مطرح گردیده، از نظرات پرو و هیرشمن جامع تر است. در این رویکرد مناطق بسته به مزیت های طبیعی ، انسانی ، سازمانی و یا تشکیلاتی موجود  می بایست توجه جدی به توسعه تعداد محدودی از خوشه ها داشته و ابعاد مختلف سازماندهی این خوشه ها را تسهیل کنند . در این صورت است که می توانند در بازارهای ملی و بین المللی موفق عمل کرده و بخشهای با ارزش تری از زنجیره ارزشی کالا های مرتبط را در اختیار بگیرند و قادر به اصلاح و نوسازی ساختارهای موجود در مقابل فراز و نشیبهای جهانی باشند (ایران نژاد و رضوی، 1381) . یک خوشه متشکل از سه دسته عناصر اصلی است ، شکل (1) نحوه تعامل و استقرار این سه دسته از عناصر را نشان می دهد .

شکل (1) عناصر اصلی تشکیل دهنده یک خوشه و نحوه استقرار آنها     ( ساختار کلی یک خوشه )

 


 

با این وجود پیوند درون خوشه ها دو گونه ارتباط عمودی و افقی را در بر می گیرد . در پیوند عمودی مراحل مختلف تولید و یا فازهای تولیدی و خدمات مشترک در یک مجتمع محلی انجام می گیرد و زنجیره داده و ستانده تولید یک کالای خاص ایجاد شده و توسعه می یابد . در پیوند افقی بنگاههای مشابه که به تولید یک کالای خاص مبادرت می ورزند و به نوعی رقیب یکدیگرند ، در یک مکان تمرکز می یابند و در همان حال که با یکدیگر در حال رقابتند با یکدیگر در بسیاری از امور همکاری می نمایند.

مزیت های  تشکیل خوشه ها را میتوان به شرح زیر بر شمرد:

1- خوشه سازی بسیج منابع مالی و انسانی را تسهیل می کند.

2- درخوشه سازی سرمایه گذاری به مراحل کوچک و با ریسک پایین تقسیم می شود.

3- خوشه سازی بستری برای صعود و بالندگی شرکت های کوچک فراهم می آورد.

4- شرکت ها درخوشه سازی، امکان انباشت سرمایه و مهارت ها را برای یکدیگر اغلب ناخواسته و گاهی آگاهانه به وجود می آورند.

5- افزایش قدرت رقابت پذیری در بازارهای جهانی و توان صادراتی را بوجود می آورند.

نمودار(2) این فرایند را بهتر نمایان می نماید .

نمودار (2) فرایند تشکیل خوشه و نتایج حاصل از آن

   4- رقابت پذیری در خوشه ها [3] :

می توان گفت در صورتی که تشکیل خوشه ها نتواند ضرورت رقابت را برای خوشه در سطوح منطقه ای ، ملی یا بین المللی به وجود آورد ، هدف تشکیل و حمایت از خوشه تأمین نگردیده است . مهمترین بحث خوشه بندی و سیاستهای خوشه محور ایجاد ضرورت رقابتی است. پورتر در کتاب خود اصول چهار گانه کسب مزیت رقابتی را مطرح نمود که به الماس پورتر معروف گشت:این اصول عبارتند از :

1-    طبیعت استراتژی بنگاه: استراتژی بنگاه خود به ساختار و نوع رقابت پذیری آن در کشور مرتبط است و شامل گرایش به رقابت ، شرایط و نهادهای بازاری و درجه رقابت پذیری محلی آن بنگاه می گردد . همچنین شامل مسائل فرهنگی و تاریخی که بر چگونگی رفتار بنگاه در تجارت با سایر بنگاهها و رفتار با کارگران و دولت تأثیر می گذارد نیز می گردد .

2-    محیط و شرایط نهاده ها: وضعیت عوامل در دسترس بنگاه ( شروط نهاده ای ) و روشی که بنگاه برای رقابت یا همکاری انتخاب می کند ( همچون آماده بودن و در دسترس بودن تأمین کنندگان منابع طبیعی ، یا ارزان بودن آنها ، نیروی کار همراه با دانش و فناوری مرتبط با نهاده) .

3-    محیط و شرایط تقاضا: شرایط تقاضا و طبیعت تقاضای محلی (مانند نیازها و تمایلات مصرف کننده برای کالاهای خارجی در کنار وجود تقاضای صنایع محلی برای کالاهای واسطه ای مرتبط ) .

4-    صنایع وابسته و پشتیبان: وجود صنایع مرتبط وابسته و پشتیبان شامل تأمین کنندگان و سایر رقبای موفق( که هم همکاری و هم رقابت با یکدیگر دارند ) .

در سطح خرد بنگاههای رقیب بایستی تا حدودی رقابت پذیر بوده و در مسیر ارزش افزوده یکدیگر قرار گیرند . این بنگاهها به محصولات واسطه ای تولیدی یکدیگر وابسته اند و از طرف دیگر بنگاههای ارائه کننده خدمات پشتیبان به این بنگاهها با مؤسسات تحقیق و توسعه دانشگاهها و یا مؤسسات تحقیقاتی در ارتباط هستند. رقابت رقبا بسیار مهم است،  این رقابت شامل رقابت مستقیم برای عرضه کالا نیز می گردد. این رقابت موجب می گردد تا تحت یک فشار دائمی بنگاه همواره از تکنولوژی های برتر استفاده نموده و فرصتهای جدید را جستجو نماید . همچنین در این فضا همواره این فرصت فراهم می گردد تا بعضی از رقبا برای حل مشکلات مشابه با یکدیگر همکاری نمایند و یا حتی با همکاری یکدیگر سعی در حل مشکلات صنعت داشته باشند ( Feser, 1998  Enright, 1996 ; ) .

خوشه ها هم‌ رقابت‌ و هم‌ همکاری‌ را تبلیغ‌می‌کنند. رقبا به‌ شدت‌ برای‌ جلب‌ و حفظ مشتریان‌ رقابت‌ می‌کنند. بدون‌ رقابت‌ جدی‌، مو فقیتی برای یک خوشه قابل تصور نیست. با این‌ وجود میان‌آنها همکاری‌ نیز وجود دارد که‌ بیشتر به‌ صورت‌قائم‌ است‌ و این‌  همکاری‌ در برگیرنده‌ شرکتهایی‌ درصنایع‌ مرتبط و مؤسسات‌ درون‌ خوشه است‌.رقابت‌ می‌تواند همزیستی‌ از طریق‌ همکاری‌ باشد زیرا که‌ ابعاد گوناگون‌ دارد و در میان‌ بازیگران ‌متفاوت‌ صورت‌ می‌پذیرد.

      بنگاه های درون خوشه ، نهاده ها را از سایر اعضای خوشه خریداری می کنند و با تکیه بر خدمات سایر بنگاه ها درون خوشه ،به طور جمعی ظرفیت تولید خود را در کسب جایگاه در بازار های بین المللی افزایش می دهند.در مواردی نیز در صدد کسب و ارائه تصویر مشترکی از فعالیت های خوشه اند .اماخوشه ها نهادهای همکاری بین بنگاه نیست .بنگاه ها ی درون خوشه با یکدیگر رقابت هم می کنند در واقع کاهش رقابت بین اعضاء خوشه و انتقال ان به بیرون از خوشه و از طرفی تقویت همکاری در خوشه، مهمترین هدف در پیش رانی توسعه خوشه است ( Maskell, 2002 ) .

نمودار زیر مفاهیم گفته شده(الماس پورتر) را در یک فضای تصویری بهتر به نمایش می گذارد.

نمودار (3) الماس پورتر
 
در درون خوشه یک سری همکاری بین اعضاء و بنگاه های کلاستر وجود دارد.در داخل خوشه رقابت نیز وجود دارد این رقابت می تواند بین اعضاء خوشه بصورت پیشرفته ای در بازار های بین المللی باشد .ولی نکته مهمی که وجود دارد این است که کاهش رقابت بین اعضاء مهمترین هدف توسعه خوشه است .ایده کاهش رقابت به معنی اطمینان بنگاه ها،  برای همکاری بیشترخوشه برای دستیابی آسان به نهاده های تجاری است.تحقق اهداف فوق در خوشه، رقابت برون خوشه ای را تسهیل می کند و نیز رقابت های بین المللی آماده می کند.

 

5- رقابت پذیری و تشکیل انواع صرفه های اقتصادی در خوشه ها [4] :

 هر نوع صرفه اقتصادی با کاهش هزینه تولید همراه است و رقابت پذیری با کاهش هزینه ها رابطه ای دو سویه دارد. هر چند عوامل متعددی در رقابت پذیری نقش دارند، ولی محوریترین عنصر آن تولید با کمترین هزینه است. خوشه های صنعتی با تدارک انواع صرفه ها به کاهش هزینه ها کمک می کنند.در اقتصاد منطقه ای علت عمده توسعه مناطق صنعتی و تشکیل شهرهای بزرگ صنعتی را وجود صرفه جوئی های ناشی از تجمع واحدها می دانند که در اثر آنها عوارض جانبی مثبت در تولید شکل گرفته و هزینه تولید بنگاه در اثر افزایش تولید بنگاههای دیگر کاهش  می یابد . این گونه صرفه جوئی ها زمانی روی می دهد که هزینه های تولید بنگاهها در یک صنعت خاص با افزایش تولید آن صنعت کاهش یابد . برای تحقق این صرفه جوئی ها بنگاههای آن صنعت باید در کنار هم قرار گیرند . چند نوع عمده این صرفه جوئی ها که تشکل های خوشه ای امکان بهره برداری از آنها را در بنگاههای عضو بوجود می آورند عبارتند از :

1-      صرفه  های ناشی از نقل و انتقال .

2-       صرفه های تولید در مواد واسطه .

3-       صرفه های داخلی ناشی از مقیاس برای بنگاه .

4-       صرفه های ناشی از شهرت.

5-       صرفه های خارجی ناشی از مقیاس برای بنگاه ،اماداخلی برای صنعت .

6-       صرفه های خارجی ناشی از مقیاس یا صرفه های شهری .

7-       صرفه های ناشی از نیروی کار .

8-       صرفه های ناشی از ارتباطات .

9-       صرفه های ناشی از ارائه خدمات پشتیبانی

10- صرفه های ناشی از وجود عوامل زیربنایی مکانی

11- صرفه های ناشی از تسهیلات دولتی

12- صرفه های ناشی از جریان اطلاعات

13- صرفه های ناشی از شکل گیر ی فعالیت های مکمل

 

هر کدام از عوامل فوق سهم مهمی در ایجاد توان رقابتی دارند. براین اساس با ایجاد این صرفه ها و وجود همزمان عنصر رقابت و همکاری،خوشه ها بار معنایی عباراتی چون صرفه های اقتصادی بیرونی [5] ،پایین بودن هزینه های معاملاتی [6] و اقدام جمعی [7] را بر دوش می کشند که منجر به افزایش کارایی جمعی می شود. ادبیات گسترده ای در مورد نحوه شکل گیری انواع این صرفه ها وجود دارد که می تواند مورد توجه قرار گیرد و خوشه ها در شکل گیری این نوع صرفه ها نقش مهمی را بازی می کنند. با این حال عوامل داخلی زیر در موفقیت خوشه ها مهم شناخته شده است:

 

1-      شناسایی زمینه های تشکیل انجمن های همکاری و حمایت از آنها

2-      تعهد به راهبرد تعریف شده شفاف

3-      پویایی در رقابت محلی

4-      روحیه کارآفرینی بالا

5-      تجارب تجاری خوب توسط بنگاه های منطقه

6-      دسترسی کافی به منابع مالی

7-      سرمایه گذاری پیوسته در یادگیری

8-      نهادهای علمی و تحقیقاتی توسعه یافته

9-      سرمایه اجتماعی بالا در خوشه

 

6- از خوشه های صنعتی تا خوشه های علم و فناوری [8] :

خوشه های صنعتی که در قسمتهای قبلی به آنها اشاره کامل شد و محصول تئوری"الماس" پورتر را تشکیل می دادند ، نوعی از تمرکز جغرافیایی را در بر می گرفتند که کلیه فعالیتهای مهم مطرح شده در سطوح کلان و خرد تحلیلهای اقتصادی و الزامات ابزاری تحلیلهای منطقه ای را پوشش می دهند . این تمرکز جغرافیایی البته چند نکته قابل تأکید را دارا هستند که هنگام تعریف، بررسی یا سیاست گذاری می بایست مورد دقت قرار گیرند.

1-      الزامی برای قرار گرفتن خوشه های صنعتی در داخل فضای شهرها نیست و آنها را می توانند در فضاهای تجمعی خارج از فضای شهر نیز برقرار نمود .

2-     الزامی برای وجود دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی در درون خوشه های صنعتی وجود ندارد و می توان این ارتباط را در خارج از فضای خوشه نیز برقرار نمود .

3-     الزامی برای خطرپذیری بالای سرمایه نیست چرا که در خوشه های صنعتی اغلب محصولاتی تولید می گردد که شناخته شده بوده و تقاضای آنها در بازار وجود دارد و در حقیقت محصولات تولیدی آنها دارای نوع مشابه با عملکرد کاملاٌ مشابه در بازار است .

4-     الزامی برای هم پیوندی با بنگاههای صاحب تکنولوژی  بین المللی وجود ندارد و بنگاههای پیش رو می توانند در یک فضای پائین تر رقابتی نیز همچنان موفق عمل کنند .

5-     هر چند خوشه های صنعتی می توانند محصولات با تکنولوژی برتر تولید نمایند ، ولی الزامی برای تولید محصولات با تکنولوژی برتر در خوشه های صنعتی نیست .

6-     الزامی به حرکت در مرزهای بالایی تکنولوژی و داشتن تکنولوژی های مرزی علم در خوشه های صنعتی نیست ولی می توان از انواع سطوح تکنولوژی بهره گیری نمود .

7-     الزامی برای استفاده از نیروهای انسانی بسیار سطح بالا چون دانشمندان ، مهندسان و نیروهای ماهر با دستمزدهای بالا وجود ندارد و می توان از یک ذخیره نیروی انسانی خود افزا که نیروی نیمه ماهر در آن وجود دارد استفاده نمود .

8-     الزامی برای تولید محصولات نو برای بازار وجود ندارد و فقط کافی است محصولات جدید برای بنگاه در خوشه های صنعتی تولیدشده و در رقابت با سایرین قرار گیرد .

الزامات هشت گانه بالا با این مفهوم بیان گردیده اند که یک خوشه صنعتی بسیار موفق می تواند همه این نکات را رعایت نماید ولی لزومی به رعایت تمامی این الزامات نیست. رعایت آنها منجر به رشد رقابت پذیری و افزایش مزیت رقابتی تکنولوژیکی و نوآوری آن می گردد ، ولی اگر این الزامات را نیز رعایت ننمایند تنها از مزیت های ناشی از قرار گرفتن در یک فضای جغرافیایی مشترک ، برقراری ارتباطهای عمودی و افقی با سایر بنگاهها و برخورداری از مزیت های رقابتی ، جمعی و انواع صرفه های اقتصادی می تواند بقای خوشه را با سرعت تغییر متوسط تضمین نماید .

 اما در خوشه های علم و فناوری که نوع پیشرفته ای از خوشه های صنعتی هستند عدم الزام هشت گانه فوق، در خوشه های علم و فناوری به الزام تبدیل می گردند . این خوشه ها می بایست علاوه بر تاکیدات هشت گانه فوق، چند الزام اساسی دیگر را باید رعایت نمایند.

 برای بیان این الزامات در این مطالعه محققین با بررسی مناطق اقتصادی دارای خوشه های صنعتی برتر و با فناوری برتر که در مرز دانش و سطوح بالای فناوری قرار دارند و به ظاهر مستقل عمل می نمایند ، به الزامات در خصوص   خوشه های علم و فناوری دست یافته اند . بررسی خوشه های علم و فناوری در مناطقی چون سان فرانسیسکو ، لوس آنجلس ، کمبریج ، ماساچوت ، توکیو ، سئول ، مونیخ ، بنگلور ، تایوان و پکن ، مدل تطبیقی به وجود می آورد که می توان از آن با نام " خوشه علم و فناوری " یاد کرد ( Sassen , 1991 ; Scott , 1988 , 1990 ; Boddy , Lovering & Bassett , 1986 ; Hall & Markusen , 1985 ; Saxenian , 1983 ).

 

7- خوشه های علم و فناوری [9] :

خوشه های علم و فناوری را ترکیب من س جمی از  دانشگاه ها ، پارکها ی  فناوری ، مراکز تحقیقی و پژوهشی ، شرکت های  با فناور ی برتر ،سرمایه های مخاطره پذیر،امکانات و ز ی ر ساختها ی فیزیکی و نهادی و سرمایه انسانی می دانند که در یک محدوده خاص جغرافیایی با یک مدیریت متمرکز و ساختار حقوقی خاص با اتصال به یک  بازار مصرف ،محصولات و خدمات دانش محور را تولید می کنند.

   

  در ادامه الزامات مورد تاکید در شکل گیری یک خوشه علم و فناوری به تفصیل بیان میگردند.

7-1- پارک علمی و فناوری (اساسی ترین الزام):

پارک ها فناوری از مهمترین بخشهای خوشه های علم و فناوری اند و به  نوعی هسته مرکزی خوشه را شکل می دهند. برای درک بهتر نقش پارکهای علمی و فناوری [10] (STPs) در درجه اول بر روی مفهوم و تعریف پارکهای علمی متمرکز می شویم. براساس تعریف ارائه شده توسط انجمن بین­المللی پارکهای علمی [11] :

«یک پارک علمی سازمانی است که بوسیله متخصصین حرفه­ای اداره می­شود و هدف اصلی این سازمان افزایش ثروت در جامعه از طریق تشویق و ارتقاء فرهنگ نوآوری و افزایش قدرت رقابت در میان شرکتها و مؤسساتی است که متکی بر علم و دانش در محیط پارک فعالیت می­کنند. برای دستیابی به این هدف یک پارک علمی با ایجاد انگیزش و مدیریت جریان دانش و فناوری در میان دانشگاهها، مراکز تحقیق و توسعه، شرکتهای خصوصی و بازار، ایجاد و رشد شرکتهای متکی بر نوآوری را از طریق مراکز رشد [12] و فرایندهای زایشی [13] تسهیل می­نماید. پارکهای علمی همچنین خدماتی با ارزش افزوده بالا و فضاهای کاری و تأسیسات مناسب و کیفی به مؤسسات مستقر در پارک ارائه می­نمایند.»

این تعریف که در حال حاضر به صورت گسترده مورد قبول و استفاده قرار گرفته است. تمامی انواع مختلف این پارکها در جهان از قبیل پارکهای فناوری، پارکهای تحقیقاتی، قطب­های فناوری (تکنوپلها)، و مناطق فناوری را شامل می­شود. اگر چه ممکن است هر یک از موارد فوق دارای تفاوتهایی باشند، اما این تفاوتها به حدی نیست که نیاز به ارائه تعاریف مختلف داشته باشد، بلکه هر یک از این موارد زیر مجموعه­هایی از یک مفهوم هستند. بنابراین  به جای عبارت «پارک علمی»  می­توان یک نتیجه اولیه ومهم برداشت نمود و آن اینکه:

"پارکهای علمی و فناوری ابزاری برای تولید ثروت می­باشند و هدف اجتماعی دارند".

در طول حدودا 30 سال گذشته پارکهای علمی و فناوری در تمامی نقاط دنیا گسترش یافته­اند و مدل­های مختلفی از آنها ایجاد شده است. احتمالا به خاطر نام انتخاب شده (پارکهای علمی و یا پارکهای فناوری) سردرگمی و اختلافاتی در مورد طبیعت و ماهیت این پارکها در دنیا وجود داشته است. پارکهای علمی و فناوری نه تنها در ارتباط با فناوریهای نوین فعالیت می­کنند، بلکه فعالیت آنها در ارتباط با ارائه خدمات پیشرفته، فرایندهای تحقیق و توسعه، ایجاد شرکتهای جدید، انتقال فناوری و بازاریابی نیز بوده است. اما بیش از هر چیز پارکهای علمی و فناوری در ارتباط با نوآوری فعالیت می­کنند: یعنی فعالیتهای مرتبط با فرایندها، روشها و رفتارهای کارآفرینانه که هدف از آنها ایجاد ارزش افزوده برای تمامی عناصر مختلف در شرکتها است.

هدف اصلی پارکها این است که به شرکتها کمک کنند تا هر چه بیشتر نوآور باشند و رقابتی عمل نمایند و در نتیجه باعث بهبود وضعیت اقتصادی در منطقه خود شوند. همه می­دانیم که در اقتصاد جهانی امروز واژه­های کلیدی برای موفقیت اقتصادی عبارتند از «فناوری» ، «تحقیق و توسعه» ، «مدیریت دانش» و بالاتر از همه «نوآوری».

علاوه بر این، تحقیق یکی از ستونهایی است که نوآوری بر آن استوار است و بخش اعظم پتانسیل­های تحقیق در هر کشور و هر منطقه در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی یافت می­شود. پارکهای علمی و فناوری پل ارتباطی بین دانشگاهها و شرکتها هستند. آنان همانند مترجمانی هستند که موانعی از قبیل ناهم زبانی و ناهمدلی ناشی از علاقه­های متفاوت بین کارآفرینان و دانشگاهیان را  از میان برمی­دارند.

تذکر این نکته بسیار مهم است که پارکهای علمی و فناوری از طریق حمایت از کسب و کار شرکتها در مجاورت دانشگاهها، در حقیقت به افزایش قدرت رقابت دانشگاهها و نقش آنها در جوابگویی به نیازهای جامعه کمک شایان توجهی می­نمایند. یعنی دانشگاهها قادر خواهند بود از این طریق به عنوان عاملی فعال در توسعه اقتصادی عمل نموده و درآمد خود را از طریق قراردادهای تحقیقاتی افزایش دهند.

بطور خلاصه ، پارکهای علمی و فناوری باید زیرساختها و خدمات لازم برای افزایش قدرت رقابت شرکتها و کاهش هزینه­ها و همچنین ایجاد هم افزایی بین شرکتهای مستقر در پارک را ایجاد نمایند. به عبارت دیگر، هر پارک علمی و فناوری باید باعث افزایش اعتبار برای شرکتهای مستقر در مجموعه خود شود، در غیر اینصورت نباید آن را پارک علمی و فناوری به حساب آورد. در این حالت آنها فقط مجموعه­های صنعتی معمولی و سنتی هستند که از نظر توسعه منطقه­ای اهمیت زیادی نخواهند داشت.

 

7-2-سایر الزامات :

 این الزامات مجموعه ای از نکات قابل تأکید و ضروری را  برای خوشه علم و فناوری تشکیل می دهند :

1- الزام وجود سرمایه های مخاطره پذیر [14] :        

یکی از اصلی ترین ابعاد خوشه های علم و فناوری سرمایه های مخاطره پذیر است ، آنچه در سرمایه گذاری مخاطره پذیر اتفاق می افتد ، تبدیل اندیشه های نو به یک تجارت است . سرمایه مخاطره پذیر ، سرمایه ای است که برای تأمین مالی یک شرکت نوپا به کار گرفته می شود . این سرمایه به تأسیس شرکتهای نوآور کمک     می کند و در کشورهای توسعه یافته ، سرمایه گذاری مخاطره پذیر به عنوان منبعی برای توسعه کارآفرینی نهادینه شده است . سرمایه مخاطره پذیر از آن جهت که کمک به شکل گیری و تجاری سازی   طرحها ، ایده ها و برنامه های کسب و کار می نماید و در خدمت طرحها و ایده های جدیدی قرار می گیرد که تاکنون در بازار آزمون نگردیده اند ، مخاطره پذیر نامیده می شود.

2- الزام به  وجود دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی :

خوشه های علم و فناوری برتر جهان در مرزهای دانشحرکت می کنند. محصولات تولیدی خوشه های علم و فناوری همگی دارای فناوری  بالا هستند . نیاز شدید به دانش بالای بنیادی و ضرورت غیرقابل انکار پیوستگی شدید فناوری های برتر با تحقیقات دانشگاهی ایجاب می نماید تا دانشمندان و مهندسان با یکدیگر کارهای مشترک انجام دهند . این فرایند تولید علم و تبدیل آن به فناوری و سپس تجاری شدن آن در یک مکان انجام نخواهد شد مگر اینکه اصلی ترین مراکز تولید علم در درون خوشه باشند .

دلیل بعدی نیاز مبرم خوشه های علم و فناوری به استخدام نیروهای متخصص با سطح بالایی از توانایی های مهارتی است که توسط دانشگاهها تربیت می گردند ، و حتماٌ می بایست برای بهنگام ماندن سطح دانش آنها این نیروها با دانشگاهها و سایر بنگاههای تجاری داخل خوشه در تعامل باشند .

سومین دلیل می تواند ضرورت تولید علم و فناوری های بازار محور توسط دانشگاهها باشد که در سطوح آموزش ، پژوهش و ارائه خدمات دانشگاهی و تخصصی به محیط پیرامون به عنوان اصلی ترین وظایف دانشگاهها در تعامل با محیط پیرامون وجود دارد . این مسأله منجر می گردد که خود دانشگاهها برای حضور در فضای خوشه علم و فناوری علاقه و الزام داشته باشند ، یعنی برای دانشگاهها این امکان که دسترسی سریع به محیط مصرف تولیداتشان داشته باشند ، به وجود می آید و این بهترین فرصتی است که دانشگاهها به دست خواهند آورد، لذا آگاهانه مکانیابی دانشگاهها متأثر از خوشه های علم و فناوری تغییر خواهد کرد .

3- الزام به نو بودن محصولات تولیدی :

خوشه های علم و فناوری در مرزهای دانش قرار دارند . محصولات تولیدی این خوشه ها اعم از کالاها ، خدمات ، فرایندها و برنامه ریزی ها ، همگی از سطح بالای فناوری و تکنولوژی برخوردارند . با توجه به حجم بالای سرمایه گذاری های انجام شده در این خوشه ها اعم از سرمایه گذاری های زیرساختی ، ساختاری ، شبکه ها ، سرمایه های انسانی و مغزافزارها ، در صورتی می توان هزینه های بالای این نوع سرمایه گذاری ها را تأمین نمود که بتوان بازدهی بالایی را رقم زد .

این بازدهی بالا تنها در صورتی امکان پذیر است که محصولات تولیدی در سطوح بالایی از فناوری ، نو  و تازه  باشند و دارای رقبای کمتری در بازار باشند . این وضعیت منجرمی گردد ، در دوره انحصاری امکان بهره برداری از مجوزهای مالکیت فکری و معنوی اختراعات  و ابداعات ، سودهای انحصاری بالا تأمین گردد و بتوان فرایند علم و فناوری پیوسته را همواره تکرار نمود ، به همین علت در خوشه های علم و فناوری موفقی چون دره سیلیکون در امریکا مدت بهره برداری از یک محصول به کمتر از یک سال ویا حتی چندین ماه کاهش یافته است . 

4- الزام برای هم پیوندی با صاحبان علم و تکنولوژیهای مرزی دانش( بالای روز در دنیا)  :

این الزام به گونه ای در الزامهای دیگر نهفته است. خوشه علم و فناوری موفق مثل دره سیلیکون خود در مرز دانش قرار دارد و در صورتی که این خوشه این قدرت حرکت در لبه ها و مرزهای دانش را از دست بدهد، مزیت رقابت پذیری بین المللی خود را از دست خواهد داد ، چرا که نوآوری های تکنولوژیکی مزیت آفرین را از دست داده است . با این وصف این الزام که عموما ٌبرای سیاستگذاری در راستای تشکیل و توسعه خوشه های علم و فناوری از کشورهای جهان سوم طرح می گردد ، این نکته اساسی را بیان می کند که اگر قصد  بهره برداری از یک فضای شهری مناسب با حضور دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی و ذخیره مناسبی از زیرساختهای اصلی و ساختارهای نرم و سخت در کنار ذخیره مناسبی از نیروهای انسانی ماهر و نیمه ماهر از طریق تشکیل و توسعه خوشه های علم و فناوری را دارند، در صورتی که به صورت یک جزیره عمل کنند و مستقل از سایر خوشه های علم و فناوری و بنگاههای بزرگ بین المللی صاحب تکنولوژی های برتر بخواهند فعالیت خود را آغاز نمایند ، به نظر می رسد امکان رقابت و موفقیت را نداشته باشند.

 چرا که اولاٌ دست یابی به مرزهای دانش تبدیل شده به فناوری و سپس به محصول است که سودآوری بالا و امکان ایجاد مزیت رقابتی را از طریق تکنولوژی و نوآوری های مربوطه  به وجود می آورد و ثانیاٌ رقابت در این زمینه بسیار مشکل تر از همکاری در این زمینه در سطح بین المللی خواهد بود. بنابراین ضرورت دارد هم پیوندی و مشارکت مولفه اصلی خوشه های علم و فناوری  قلمداد گردد.این الزام شامل بنگاه های غول پیکر صاحب فناوری در دنیا نیز می شود.

5- الزام به وجود بنگاههای برتر ملی در خوشه علم و فناوری :

هرچند هم پیوندی با صاحبان تکنولوژی، علوم مرزی و بنگاههای غول پیکر بین المللی در الزام  قبل بیان شد . ولی با توجه به اهمیت موفقیت یک خوشه علم و فناوری در سطح هر کشوری  ضرورت دارد تا بنگاههای بزرگ ملی که تجارب موفق و مناسبی در زمینه های تولید محصولات و عرضه آنها به بازارهای ملی و بین المللی دارند در خوشه های علم و فناوری حضور داشته باشند. چرا که نقش آفرین اصلی تولید و توسعه فناوری بنگاه های بزرگ هر کشوری است.

 این به معنی استفاده از تجارب گذشته و امکانات قابل توسعه آنها در رشد و توسعه خوشه است. با این وصف یک خوشه علم و فناوری در کنار دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی ، پارک های فناوری ، ذخیره نیروی انسانی ماهر از دانشمندان و مهندسان ، زیرساختهای مناسب و ساختارهای قدرتمند سخت و نرم ،به حضور شرکتهای ملی توانمند و صاحب تجربه در داخل کشور نیز نیاز دارد. تا فرایند جذب تکنولوژیکی و امکان توزیع اجزای آن در زنجیره ارزشی صفی و ستادی بنگاههای داخلی خوشه سریعتر صورت بپذیرد ، چرا که بنگاههای موفق داخلی این فرایندها را راحت تر و سریعتر انجام می دهند .

6- الزام به وجود زیرساختار و ساختارهای سخت و نرم :

سرمایه گذاری برای تأسیس یک بنگاه اقتصادی صرف نظر از توجیه فنی و بازار محصول ، مستلزم دقت نظرهای کارشناسی اقتصادی در هزینه های سرمایه گذاری است . هزینه های سرمایه گذاری شامل کلیه هزینه هایی است که بنگاه برای تولید محصول نیازمند بهره برداری از تجهیزات و امکانات ایجادکننده آنها خواهد بود. نبود تسهیلات و امکانات فیزیکی پیشرفته رغبت برای سرمایه گذاری را کم و هزینه های سرمایه گذاری را افزایش می دهد. البته تامین و تدارک این امکانات آن هم در سطح استاندارد خوشه های پر جذبه دنیا ، از هزینه برترین و مشکل ترین الزامات خوشه ها مخصوصا" خوشه های جدید التاسیس است .

7- الزام به وجود قوانین و مقررات تسهیل کننده و خاص :

استفاده از قوانین کلی چه در زمینه های اداری ، مالیاتها ، حمایتها ، معافیتها ، مجوزها ، حقوق مالکیت ، دعوی خواهی و قضاوت و غیره نمی تواند در یک خوشه علم و فناوری ، همچون سایر جاها باشد . لذا بسیاری از خوشه های علم و فناوری در جهان همواره از یک مزیت مناسب دارا بودن قوانین متفاوت از سایر جاهای کشور برخوردارند، که این موضوع جزء ساختارهای نرمافزاری حقوقی لازم برای تشکیل خوشه های علم و فناوری محسوب می گردد . علاوه بر وجود قوانین حمایت همه جانبه و تسهیل کننده سریع و آسان  از نظر مالی و فرایندی ، اعطای مجوزها و سایر نیازمندی های مرتبط بین دولت و خوشه از مهمترین عناصر به شمار می آیند .

8- الزام وجود مدیریت خاص خوشه های علم و فناوری :

مدیریت که در همه مطالعات به نقش اساسی آن اشاره می گردد ، هنگام مواجهه با یک فضای شدیداٌ چندبعدی در حال تغییر که رمز وجود آن تغییر پذیری مداوم است نیاز شدید به انعطاف پذیری بالا و هنر بهره مندی از کلیه علوم و تکنولوژی های صفی و ستادی را دارد. به نظر نمی رسد در یک خوشه علم و فناوری که نهاده های تولید ، ساختارها ، محصولات ، فرایندها، بازار ، مصرف کنندگان و شاغلان آن کاملاٌ با سایر بخشهای دیگر اقتصادی متفاوت هستند ، بتوان از نظریات موجود مصطلح مدیریت و اداره امور استفاده نمود . مدیریت در سطح خوشه های علم و فناوری نیز نیازمند ابزارها ، علم ، مطالعات و فرایندهای جدید انعطاف پذیر پیش رو است که بتواند در همه شرایط قدرت رقابت پذیری بین المللی خوشه را حفظ نموده، کلیه جریانهای داخلی و خارجی و نیروهای متعامل درون و بیرون خوشه را در این راستا هدایت نماید .

9- الزام به وجود نهادهای حمایت کننده عمومی :

رفتارهای دولتی و قوانین هر چند اساس و ساختارهای یک خوشه علم و فناوری را به شدت تحت تأثیر قرار می دهند ، اما برای تضمین چرخش و جریان ساده ، کامل ، سریع و دقیق اطلاعات در بین بنگاهها و افراد خوشه علم و فناوری کافی نیستند . تشکیل نهادهای عمومی خودجوش همچون انجمنهای کاری و حرفه ای ، نشریات محلی ، نشریات و بولتنهای تخصصی و حرفه ای ، گروههای عمومی علمی و صنفی ، جریان برخوردهای چهره به چهره و ایجاد ارتباط نزدیک بین افراد را در خوشه ها به وجود می آورند . این موضوع جریان همکاری در درون خوشه را تسهیل می کند .

نهادهای عمومی غیردولتی هرچند برای موفقیت می توانند از حمایتهای دولتی استفاده نمایند ولی در فرایندها و فضاهای ارتباطی غیردولتی به وجود آمده و اصولاٌ تشکیل آنها در فضاهای غیررسمی هم جذابیت بیشتری برای اعضا خواهد داشت و هم قدرت ارتباط و بهنگام سازی و بالندگی خوشه را بهتر به وجود می آورند. البته در چارچوب تشکیل نهادهای عمومی حمایت کننده، سرمایه اجتماعی عنصر محوری جهت دهنده همکاری درون خوشه ای در عین رقابت است.

 10- الزام وجود بازار :

بازار هدف نهایی هر محصول تولید شده است . یک تولیدکننده محصول تولیدشده خود را در بازار به فروش می رساند ، بازار تنها محلی برای خرید و فروش محصول نیست،  اصلی ترین نیازهای مشتریان ، تغییر سلیقه ها ، محصولات رقیب ، تکنولوژی های نو ، تغییر فضاها و فرایندهای تولیدی ، تغییر سطح استانداردهای لازم برای رعایت ، جنگها و رقابت های شدید قیمتی و غیرقیمتی ، معرفی تکنولوژی های جدید ، معرفی زمینه های پرسود جدید ، ظهور و افول قدرتهای قابل رقابت ملی و بین المللی همه و همه در بازار نمایان می گردند . بازار آینه تمام نمای فرایندهای اقتصادی است . یک خوشه علم و فناوری حتماٌ باید بتواند در کنار خود یک بازار قدرتمند داشته باشد . ماندگاری و پایداری در مزیت رقابتی بین المللی و نوآوری های تکنولوژیک نتیجه تعامل میان عناصر بنگاه و بازار است . استفاده از اثر مقیاس و برخورداری از حاشیه سود تضمین کننده سود بنگاه، حداقل انگیزه های استفاده بنگاه از بازار هستند که بقای بنگاه به آنها وابسته است .

11- الزام قرار گرفتن در فضای شهری و مناطق مجاور شهرها :

خوشه های علم و فناوری می بایست در فضای شهری قرار گیرند ، یعنی اینکه کاملاٌ در فضای شهرها شکل گیرند و محدود به محدوده شهر گردند و یا بخشی از فضای شهر و بخشی هم از فضای حومه شهر را به خود اختصاص دهند . رعایت این الزامات به چند علت ضروری به نظر می رسد :

سرمایه انسانی مورد استفاده خوشه های علم و فناوری نیروهای متخصص ، دانشمندان و مهندسان و بخش اعظمی از نیروهای ماهر جامعه هستند که برای جذب آنها نیاز مبرم به وجود محیط جذاب و شهری است . محیطی که بتواند کلیه نیازهای زندگی شهری آنها را پاسخ دهد و آنها را مجبور به مهاجرت ننماید .

 بخش مناسبی از خدمات حقوقی ، مالی ، بیمه ای ، مشاوره ای ، فنی ، بازاریابی ، تبلیغات ، آموزشی ، بهداشتی و دسترسی به ادارات دولتی مرتبط با فعالیتهای یک خوشه و افراد شاغل در آن تنها در شهر قابل تأمین است و در فضای غیرشهری این خدمات وجود ندارند و یا در صورت وجود از سطح مناسب برخوردار نیستند .

در شهرها امکانات زیربنایی مناسبی همچون اتوبانها ، پارکها ، دانشگاهها ، آزمایشگاهها و مراکز اصلی تصمیم گیری و مخصوصاٌ بخشهای فنی و خدمات پشتیبانی فنی قرار دارند که نیازی به ایجاد مجدد آنها نیست. همچنین فعالیت خوشه های فناوری در شهرها مشکلات زیست محیطی ایجاد نمی کند و امکان استقرار در مکان های شهری را دارند.  لذا خوشه های علمی و فناوری سازمان پیچیده و بزرگی از نهادها،موسسات،بنگاه ها،زیرساختهای نرم و سخت با یک مدیریت با سطح بسیار عالی برای محصولاتی نو در پرتو اعتماد اجتماعی برای ایجاد روحیه رقابت و همکاری هستند که تبلور قابلیت های فناورانه هر کشور اند.

 

8- دولت، دانشگاه و صنعت ( یک جمع بندی ):

آنچنان که دیدیم خوشه های صنعتی و مخصوصا خوشه های فناوری از مهم ترین نمادهای امروزی همکاری دانشگاه، صنعت و دولتها به شمار می آیند. برای تشکیل یک خوشه صنعتی و مخصوصا خوشه علم و فناوری الزامهای 12 گانه نشان دادند که بدون حضور و همکاری این سه عنصر اصلی خوشه های علم و فناوری تشکیل نمی گردند. در حقیقت حضور این سه عنصر برای تشکیل و توسعه خوشه ( مخصوصا علم و فناوری ) الزامی بوده و تبلور عینی همکاری این سه عنصر در خوشه های علم و فناوری قابل مشاهده است.  در کل میتوان برای دولت و صنعت وظیفه موکد تامین و پشتیبانی الزامات زیر را بیان نمود.

      حضور و نقش اساسی دولت در راستای تامین الزامات متفاوت :

-          پارک علمی و فناوری (اساسی ترین الزام)

-          الزام وجود سرمایه های مخاطره پذیر    

-          الزام به  وجود دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی  

-          الزام برای هم پیوندی با صاحبان علم و تکنولوژیهای مرزی دانش( بالای روز در دنیا)   

-          الزام به وجود زیرساختار و ساختارهای سخت و نرم

-          الزام به وجود قوانین و مقررات تسهیل کننده و خاص

-          الزام وجود مدیریت خاص خوشه های علم و فناوری  

-          الزام به وجود نهادهای حمایت کننده عمومی

حضور و نقش آفرینی صنعت در تضمین الزامهای :

-          الزام وجود سرمایه های مخاطره پذیر و مشارکت در تامین سرمایه صندوقهای مربوطه      

-          تقویت مراکز تحقیقاتی و R & D

-          الزام به نو بودن محصولات تولیدی و تلاش در راستای تولید محصولات جدید و جهان پسند

-          الزام برای هم پیوندی با صاحبان علم و تکنولوژیهای مرزی دانش( بالای روز در دنیا) 

-          الزام به وجود بنگاههای برتر ملی در خوشه علم و فناوری

در پایان برای جمع بندی و پیشنهاد،  چرخه توسعه تکنولوژی ملی را که براساس الزامات خوشه ای طراحی و تدوین گردیده و متضمن همکاری دانشگاه، صنعت و بامدیریت و همکاری دولت است پیشنهاد میگردد.

   


 

منابع و مأخذ :

1-      افخمی، ولی الله و محمد رضا رضوی ( 1383 )، " شتاب بخشیدن به توسعه صنعتی از طریق ایجاد شبکه ها و خوشه ها، ص 2، از جستجوی گوگل فارسی.

2-      ایران نژاد ، ژیلا و محمدرضا رضوی (1383) : خوشه های صنعتی ، انتشارات نسل فردا، تهران.

3-      پیراسته ، حسین (1383 ) ؛ جزوه درسی اقتصاد صنعتی دوره کارشناسی ارشد . گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان . اصفهان .

4-      حاج فتحعلی ها ، عباس (1372) ؛ توسعه تکنولوژی : بررسی مفاهیم و فرایند تصمیم گیری ها ، چاپ اول . انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی به شماره انتشار 74 ، تهران .

5-      دین محمدی ، مصطفی ، سهراب دل انگیزان و زین العابدین صادقی (1384) ؛" خوشه بندی فضایی صنایع با فناوری برتر و تأثیر آن بر توسعه فناوری " دومین همایش دو سالانه آموزش عالی و اشتغال ، خرداد 1384 ، دانشگاه تربیت مدرس ، تهران .

6-      مبانی نظری و مستندات برنامه چهارم توسعه (1383) ؛ سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور ، تهران .

7-      مجیدی ، جهانگیر (1381) ؛ کلاستر یا خوشه های صنعتی ، سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی . تهران .

 

8-      Altenburg, T. and Meyer – Stamer, J. (1999); " How to promote clusters: Policy experience from Latin Anerica “. World Development 27 (9) 1693-1713.

9-      Baptista, R. (1998); Clusters, Fnnovation and Growth, in Swann, P. Prevezer, M. and Stout, D. (Ed) the Dynamics of Fndustrial Clustering: Fntemational Comparisons in Computing and Biotechnology, Ozford University Press, Oxford.

10- Bell, M. and Alb, M. (1999); “Knowledge systems and technological dynamism in industrial Cluster in developing countries,” World Development 27 (9) 1715-1734.

11- Bergman E. and Feser E. (1999); Industrial and Regional Clusters: Consepts and Comparative Applications. The web Book of Regional Science, Regional Research Institute. West Virginia University.

12- Brown , R (2000 , b) ; " Cluster Dynamics in theory and practice with Application to Scotland " , Regional and Industrial Policy Research Paper , Number 38 , March 2000 .

13-   Brown, R. (2000.a); “Clusters and local Embeddedness, European Urban and Regional Studies. (1).

14-   Christian H. M. Ketels (2004); Cluster-Based Economic Development, What Have We Learned. Institute For Strategy And Competitiveness, Harvard Business School,  London, Uk.

15- Clark, K. B. Hayes, R.H. & Lorenz , c.(Eds) , (1985); The Uneasy Alliance Managing the productivity – Technology Dilemma , Boston : Harvard Business School Press .

16- Davidson, T. (2002).The Creation Of A Cluster: A Case Study Of Malaysia's Multimedia Super Corridor. Master Thesis Link. Ping University, Penang, Malaysia .

17- Dermer, J. (Ed), (1986); Competitiveness through Technology, Massachusetts and Toroto: Lexington Books.

18- Dodgson, M. (2000); the Management of Technological Innovation: An International and Startegic Approach, Oxford University Press. 

19- Dorf, I. c. (1999); Technology management Handbook. CRC Press. VSA.

20- Dosi, G, Giannetti, Toninelli, P.A (EdS). (1992); Technology and Enterprise in a Historical Perspective, Oxford: Clarendon Press.

21- Dosi, G. (1984); Technical change and Industrial Transformation, New York: st. Martins Press.

22- Enright, M .J. (1996); " Regional Clusters and Economic Development: A Research Agenda “, In Business Newworks: Prospects for Regional Development, Edited by U.H. staber Et Al., Berlin, Walter De Gruyter.

23- Enright, M. (2000); The Globalization of competition and the localization of Competitive Advantage: Policies toward Regional Clustering in Hood, N. and Young S. (Eds) Globalization of Multinational Enterprise and Economic development, Macmillan, London.

24- Ferguson, R. (1999). What's In A Location? Science Parks And The Support Of New Technology-Based Firms. Doctor's Dissertation. Issn 1401-6249, Isbn 91-576-5484-0 .

25- Feser, E. (1998); Old and New Theories of Industry Clusters, in Steiner, M. (Ed) Cluster and Regional Specialisation, Pion Limited, London.

26- Furino, A. (Ed), (1988); Cooperation and Competition in the Global Economy: Issues and sdtrategies, Cambridge, Mass. Ballinger.

27- Gatchair, S. (2002); " Cluster strategies for less favored Yegions: Lessins from Latin America “.

28- Giblin.Majella & Others.(2002). Industrial Clusters: The Role Of Organizations And Institutions.

29- Centre For Innovation & Structural Change National University Of Ireland.

30-       -Hillner, Jennifer. (2000). “Venture Capitals.” Wired, V8.07, July, Pp. 258-271.

31- Humphrey, J. and Schmitz, H. (1998); " Trast and inter – firm relations in developing and Transitioning economics." The Journal of Development studies. 34(4) 32-61.

32- Ketels, C. (2003); “The Development of the cluster concept – Present experiences and further developments “. Prepared for NRW conference on clusters, Duisburg, Germany, 5 Des 2003.

33- Ketels, C. (2004); " Cluster – Based Evonomic development: What Have We Leared," Harvard Business school, DTI, London. UK. 17 March 2004. WWW. Isc. hbs. Edu.

34- Leonard – Barton, D. (1995); Wellsprings of Knowledge: Building and Sustaining Sources of Innovation Boston: Harvard Business School Press.

35- Link, A.N. & Tassey, G. (1987); Strategies for Technology – based Competition: Meeting the Global challenge, Massachasetts and Toronto: Lexington Books.

36-       -Maskell, P. (2001) “Knowledge Creation And Diffusion In Geographic Clusters”. International Journal Of Innovation Management, 5 (2): 213-237.

37- Maskell, P. (2002); Towards a Knowledge – Based Theory of the Geografical Cluster. Center for Economic and Business Research (WWW. Cebr. DK).

38- NGA: National Governors Association (2002); A Governors Guide to Cluster – Based Economic Development. Washington, D.C. 20001-1512 WWW.nga . org.

39- Nowotny, N. Scott, P. and Gibbons, M. (2001); Re – Thinking Science. Polity Press. Cambridge. VK.

40-       OECD, (2001); OECD Science, Technology And Industry Scoreboard (1999) Benchmarking Knowledge - Based Economy . Www.Oecd.Com .

41- Parrilli, M. (2002); Innovation and conpetitiveness within the small furniture industry in Nicaragua in Innovation and small Enterprises in the Third world Ed. by M. van Dijk and H. sandee. Cheltenham: Edward Elgar Publishing.

42- Pietrobelli, C. and Barrera, T. (2002); "Enterprise clusters and industrial districts in Columbia fashion sector,” European Planning studies 10(5) 541-562.

43- Porter , M.E,(2003b) ; Building the Microeconomic Foundations of Competitiveness , in : the Global Competitiveness Report 2002-2003 , World Economic Forum , New York : Oxford University Press .

44- Porter, M. E. (2001) Clusters Of Innovation: Regional Foundations Of U.S. Competitiveness, Council On Competitiveness, Washington, Dc .Siepr Discussion Paper No. 00-39.

45- Porter, M.E, (2003a);" The Economic Performance of Regions,” Regional studies, Vol .37. No .6&7,549-678.

46- Porter, M.E. (1985); Competitive Advantage, Macmillan, New York, Free Press.

47- Porter, M.E. (1990); the Competitive Advantage of Nations, New York: Basic Books.

48- Porter, M.E. (1995); “Competitive Advantage of the Inner City.” Harvard Business Review (May/June):55-71.

49- Porter, M.E. (1997); "New Strategies for Inner – City Economic. Development , Economic Development Quarterly 11(1) : 11-27.

50- Porter, M.E. (1998); " Clusters and the New Economic of Competition ," Harvard Business Review (November / December ).

51- Rabellotti, R. (1999); " Recovery of a Mexican Cluster: Devaluation bonanza or Collective efficiency, " World Development, 27 (9) 1571 – 1585.

52-       Ramasamy. Bala & Others .(2002).Malasia Leap Into The Future: An Evaluation Of The Multimedia Super Corridor .The University Of Nottingham .Research Paper Series.

53- Romer, P. M. (1986); “Increasing Returns and long Run Growth,” Journal of Political Economt, 94, pp. 1002-1037.

54- Romer, P.M. (1990); “Endogenous Technological Change, Journal of Political Economy, 98, pp. 71-110.

55- Rosenfeld. (1995); “Bringing Business Cluster in to the Mainstream of Economic Development”, European planning studies, Vol. 5, pp.3-23.

56- Saxenian, A.(2001); Bangalore: The Silicon Valley Of Asia?, Working Paper No. 91, Center For Research On Economic Development, And Policy Reform.

57- Saxenian.Annalee .(2001). Bangalore: The Silicon Valley Of Asia? Stanford University.

58- Schmitz, H. (1999); " Global competition and local cooperation: Success and failure in the sinos valley, Brazil. " world Development 27(9) 1627 – 1650.

59- Smith .Keith .2000.What Is The ‘Knowledge Economy’? Knowledge Intensive Industries And Distributed Knowledge Bases

60- Swann, P. (1998); Clusters in the Us computing Industry, in Swann, P., Prevezer, M.and Stout, D. (eds) the Dynamics of Industrial Clustering : International Comparisons in Computing and Biotechnology , Oxford University Press , Oxford .

61- UNESCO (1988); Technology management, First International Conference in Miami, Florida.

62- Visser, E. (1999); “A Comparison of Clustered and dispersed firms in the small – scale clothing industry of Lima," World Development 27(9) 1553- 1570.

63- Wang Xiaomin, (2000).Zhongguancun. Science Park:  A Swot Analysis. Administration Commission Of Bez, Brief Introduction To Beijing Experimental Zone For Development Of New Technology Industries Http://Www.Bez.Gov.Cn/English-Frame/En3-2-1.Htm

64- Willoughby, K. W. (2000), " Building Internationally Competitive Technology Regions: the Industrial – Location – Factors Approach and The Local – Technology – Milieux Approach, " Joumal of International and Area Studies volume 7, Number 2, pp. 1-36.

65-       Yoshizawa J., Koyama Y., Yamamoto T. And Gonta K., (2001). Survey Of Trends In The Envelopment Of Science And Technology. Parks.  Nistep Report No. 38.

66- Zeleny, M. (1986); “High Technology management “. Human systems management, volume 6.

67- - Zhang. Junfu (2003) . High-Tech Start-Ups And Industry Dynamics In Silicon Valley. Public Policy Institute Of California .

 


 


[1] برای تهیه این قسمت از منابع شماره 1-2-5-6-7-8-11-14-22-38-47 و 50  در لیست منابع و مآخذ استفاده شده است.

 

[2] برای تهیه این قسمت از منابع شماره 1-2-5-7-25-32 و 49 در لیست منابع و مآخذ استفاده شده است، از آنجایی که استفاده به صورت اقتباسی صورت گرفته ، ارجاع تنها به صورت اعلام شماره در پاورقی صورت گرفته است.

[3] برای تهیه این قسمت از منابع شماره 2-5-10-11-14-17-20-32-41-43 و 64  در لیست منابع و مآخذ استفاده شده است.

[4]   برای تهیه این قسمت از منابع شماره 1-2-3-5-7-11-14-17-20-32-41-43 و 64  در لیست منابع و مآخذ استفاده شده است.

 

[5] - ٍ External Economies   of scale .

[6] - Transaction Cost

[7] - Collective Action

[8] برای تهیه این قسمت از منابع شماره 1-2-5-7-10-11-12-13-14-16-22-23-25-31-32-33-36-37-38-43-44-45-46-47-48-49-50-51-58 و 64  در لیست منابع و مآخذ استفاده شده است.

[9] برای تهیه این قسمت از منابع شماره 5-10-15-16-17-18-19-20-21-24-26-27-28-29-30-34-35-36-37-39-40-41-42-43-52-53-54-56-57-59-60-61-63-64-65-66 و 67  در لیست منابع و مآخذ استفاده شده است.

 

[10] . Science and Technology Park (STPs )

[11] . International Association of Science Parks (IASP )

[12] . Incubutors

[13] . Spin – off   (ایجاد مؤسسات جدید از دل مؤسسات قدیمی­تر و با سابقه)

[14] Venture Capitals

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف به نقل از سایت دانشگاه رازی کرمانشاه



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

1.یکی از مدیران آمریکایی که مدتی برای یک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعریف کرده است که روزی از خیابانی که چند ماشین در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جدیت وحرارتی خاص مشغول تمیز کردن یک ماشین بود ، بی اختیار ایستادم . مشاهده فردی که این چنین در حفظ و تمیزی ماشین خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تمیز کردن ماشین و تنظیم آیینه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستاد . رفتار وی گیجم کرد . به او نزدیک شدم و پرسیدم مگر آن ماشینی را که تمیز کردید متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشین از تولیدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبیلی را که ما ساخته ایم کثیف و نامرتب جلوه کند.
2.یک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگیزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پیشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : این کار به من این احساس را می دهد که شخص مفیدی هستم ، نه موجودی که جز انجام یک سلسله کارهای عادی روزمره فایده دیگری ندارد.
3.مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه می کردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه ای بود که کارگر به کارش علاقمند می شد ، به نحوی که اگر یک روز سر کارش نمی آمد دلش برای همکاران ، محل کار وحتی دستگاهی که با آن کار می کرد تنگ می شد . مسئول ، وقتی می خواست کاری را به کسی بسپارد ، نخست ساعتی آن کار را با وی انجام میداد وقتی مطمئن می شد وی آن کار را یاد گرفته است می پرسید: بروم ؟وسپس می رفت .آنها هیچوقت نمی گغتند بیا این کار را انجام بده ، می گفتند ممکن است به ما کمک کنید ؟ یا می گفتند بیایید این کار را با هم انجام دهیم .مدیران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدیر وقتی می دید قسمتی از کارخانه کثیف است یک حوله سفید به پیشانی می بست و آنجا را جارو می کرد . در آنجا حتی اعضای خانواده صاحب کارخانه هم دوشادوش کارکنان کار می کردند . هیچکس از صاحب کارش نمیترسید . همه سعی می کردند کار خوب ارائه دهند و از این می ترسیدند که کارشان خراب شود ودیگران فکر کنند که فلانی کارش بد است .اگر کاری خراب می شد مدیر داد و فریاد راه نمی انداخت و کارگر را جلوی دیگران خوار نمی کرد ، بلکه برای او به آرامی شرح می داد که بهتر نیست کار را به این طریق انجام می دادی ؟ اگر در ماه کسی غیبت نمی کرد وکارش را خوب انجام می داد مبلغ قابل توجهی به او پاداش می دادند . این باعث می شد کارگر تشویق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود .
زمانی برای صحبت کردن وارتباط با کارگر در نظر گرفته می شد . سرپرست لحظاتی را در حین کارکردن به بهانه آموزش دادن با کارگر حرف می زد تا روحیاتش را بهتر بشناسد . کارگر وقتی مشکلی داشت با سرپرست خود صحبت می کرد تا مشکلات برای حل به بالاتر انعکاس پیدا کند . وقتی به اضافه کاری نیاز بود مستقیم به کسی نمی گفتند اضافه کار بمانید بلکه صبح در حین صحبت به یک نفر می گفتند امروز کار زیاد است و افراد دیگر به خود اجازه نمی دادند محیط را ترک کنند ، می ماندند تا کار را به اتمام برسانند . صاحب کارخانه هیچوقت لفظ کارگرهایم ، یا کارخانه ام را به کار نمی برد . . آنجا از یک کارگر معمولی تا صاحب کارخانه همه لفظ کارخانه مان را به کار می بردند . وقتی سودی وارد کارخانه می شد این سود نسبت به میزان حقوق بین همه توزیع می شد. در آنجا کارگران معتقدند اگر خوب کار کنند سود کارخانه بیشتر می شود اگر سود بیشتر شود شرکتشان گسترش می یابد شرکت که گسترش یابد اعتبارشان در کشور بالا می رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنیای آنها دنیای همدلی وهمکاری است . آنها تعطیلاتی دارند به اسم «گلدن ویک» که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند ومی روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کارکنند.
4.با آنکه در شرکت های تولیدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کیفی ) ،که این قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قبلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند .کارگری که قطعه ای را تولید می کند به چشم یک خریدار به آن نگاه می کند .اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحویل می گیرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ایراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط تولید ، هر بخش نسبت به بخش دیگر مثل مشتری است.
5.برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر ومشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهار خوری را هم در قسمت فوقانی ودارای چشم انداز بنا می کنند.
6.در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود .
7.اگر کارگری در حین کار متوجه شود قطعه ای اندازه یک دهم میکرون ایراد دارد ، سریع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدیر شرکت تامین کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدیر حتی اگر با کارخانه فاصله زیادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی وجبران کند .
8.هیئتی برای یک دوره آموزشی به کارخانه تویوتا ژاپن رفته بودند . آنها تعریف می کنند که : ما با مشاهده خطوط تولید ، نظم وانضباط حاکم ، روش کار، نحوه تولید ، و... چنان به شعف آمده بودیم که به فیلمبرداری مشغول شدیم . اما مدرس ما به ما گفت : فیلمبرداری و سپس دیدن آن به شما چیزی نخواهد آموخت و فقط جنبه نمایشی دارد . شما باید چیزی ورای آنچه می بینید،را ببینید! آنچه که قابل رویت نیست، و آن روح حاکم بر محیط کار است !
9.ژاپنی ها گرایش دارند که خود را با کارشان هماهنگ کنند . هنگامی که از آنان پرسیده شود شما کی هستید ؟ در پاسخ به ترتیب نام خود و نام شرکت یا سازمانی که در آن کار می کنند را خواهند گفت . حتی یک استاد دانشگاه که اقتصاددان است ،خواهد گفت : من استاد دانشگاه توکیو هستم . ژاپنی ها چون خود را عضو جامعه سازمانی می پندارند از کار اضافه برای شرکتشان سرباز نخواهند زد و هرگاه لازم باشد کارهای شخصی خود را فدا خواهند کرد . هنگامی که در آمد شرکت ناچیز باشد ، آنان به افزایش دستمزد اندک تن خواهند داد ، زیرا آنان خوب می دانند که اگر شرکتشان نتواند به دلیل دستمزدهای بالا به رشد ثابتی دست یابد ، در آمد آنان در دراز مدت کاهش خواهد یافت .
10.ادوین لند، مخترع دوربین عکاسی پولاروید، حدودا پانزده سال اول حیات شرکت پولاروید ، اداره آن را به عهده داشت . وقتی شرکت به طور فزاینده ای رشد کرد ، ادو ین لند ، اقدام به تشکیل تیم مدیریت ارشد شرکت نمود . نکته جالب توجه اینجاست که وی به این نتیجه رسید که خودش فرد مناسبی برای عضویت در این تیم نیست ، بلکه حمایت ومشارکت در نوآوری عملی ، نقشی بود که برای خود در نظر گرفت . و در این شرکت آزمایشگاهی برای خود ساخت وخود را مدیر مشاور شرکت در تحقیقات پایه معرفی کرد.

منبع:روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

همت مضاعف در سلامت و ورزش
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

جاذبه های فوق العاده و صحنه های مهیج، به همراه تخلیه انرژی، فوتبال را به پر آوازه ترین ورزش در سطح دنیا بدل کرده است که از لحاظ بیننده و طرفدار به تنهایی با تمامی ورزشهای جهان برابری می کند . از لحاظ تجارت کمتر از تجارت اسلحه و مـــواد مخدر نیست و از لحاظ سیاســی می تواند حکومتها را تحت الشعاع خود قرار دهد. بنابـراین سرمایه های جهانی به شدت این بازی مهیج را درحیطه خود دارد واین بـازی به ظاهر ساده ، قـاعدتا از یک مدیریت بسیار قوی در سطح جهان برخوردار است و می توان از این بستر عظیم، آموزه‌هــای بس گران سنگی به شرح زیر طی 11 مورد (‌برگرفته از 11 مرد میدان‌) آموخت و همه شـرکتها و مـــوسسات تجاری و غیره می توانند با به کار گیری آن به موفقیتهای شگرفی دست یابند .
1 -
کار گروهی : حرکت جمعی و هماهنگ هر تیم ، نمادی از کل جامعه است. به طوری که هر چقدر تیمی کار گروهی اش قوی تر و منسجم تر باشد، احتمال پیروزیش بیشتر است . در بازی حــرفه ای ، تکــروی و فرد گرایی جایگاهی ندارد و تیم تکرو به فنا می رود و تیمی می تواند پیروز میدان باشد که فرد در خدمـــت جمع وبرای جمع حرکت کند . درمسابقات جهانی فوتبال همه آمده اند که پیروز شوند وبه تولید کنندگانی می مانند که آنها نیز تولید می کنند تا کالای خود را بفروش برسانند .اما آنان که منسجم تر عمل کرده و با تبعیت از قانون حرکت جمعی حرکت می کنند می توانند موفق شوند .
-2
اعتماد به نفس: خویش باوری هر فرد به پیروزی تیم کمک شایانی می کند. آنان که خود را باور دارند می توانند دردل شب سیاهی ها را بشکافند و آسمانها را در نوردند. اعتماد به نفس، فرد را به رویین تن تبدیل می کند که در مقابل همه ناملایمات و شرایط حاد، همواره رو به جلو حرکت می کند . تیمهای نه چندان مــطرح با داشتن اعتماد به نفس و تبعیت از منطق حاکم بر بازی و نه احساسی گری ،درمقاطعی توانسته‌اند جـایگاه مهمی در صحنه بازی کسب و تیمهای مطرح قبلی را از میدان به در کنند. ضمن اینکه دو دلیل همیشه عامل پیروزی آنان بوده است .
دلیل اول مثبت اندیشی ، باور خـــویشتن به بهینه بودن وتـوانمند بــودن ودلیل دوم احساس خود بــزرگ بینی تیمهای قدر که بازی تیم مقابل را درست ارزیابی نکرده واعتماد به نفس کاذبی برای خود درست کرده اند و در صحنه تولید نیز اینچنین ابهاماتی همیشه در حال رخ دادن است. به طوری که چه بسا شـرکتهای بـزرگ که یک شبه مضمحل شده وبرعکس شرکتهای جوانی با اعتماد به نفس بالا، توانسته اند بازار آنان را به چنگ آورده، خود یکه تاز میدان شوند .
-3
جذب دانش فنی جهانی: فرآیند تولید علم و دانش، جهانی است ومحصول کل جهان است، به عبارتی برآیند تلاش هـزاران هزارنفرمتخصص ودانشمند در سراسر گیتی، دانش بشری را رقم می زند و ازطریق رسانه‌ها واخیرا اینترنت بصورت
شبکه ها ی عصبی سراسری در جهان با یکدیگردرارتباط هستند. هیچ کشوری قادرنیست ره صد ساله دیگران را یک شبه به تنهایی بپیماید . باید از طریق ارتباطات از این خوان، به تناسب و ظرفیت خود برداشت کرد . علم فوتبال نیز از این قاعده مستثنی نیست .به طوری که هر تیمی باید از دانش جهانی و تکنیکهای آن، بـرای پرورش خود استفاده برد و آنرا به خدمت گرفته ،از تجربیات دیگران استفاده کند. به طوری که مــربیهای برجسته جــهان پس از جذب به تیم های دیگر،تحول عظیمی دراعضای تیم به وجود می آورند چون اندوخته های دانش جهانی را به آنان منتقل مــی کنند و این درهم آمیختگی برای همه کمپانی‌ها و شرکتها نیزصادق است، بطوریکه شرکتهای بزرگ ازطریق ادغام،جذب نیرو و سرمایه‌های دیگر و کسب دانش فنی می‌توانند نقطه عطفی درروند پیشرفت خود به وجود آورنـد و این جذب را بسان خون تازه وجدید در رگهای شرکتها به جریان در آورند .
-4
مربی ، سازماندهی: همان طور که در قسمت قبلی گفته شد پس از جذب و به خدمت گرفتن دانش فنی از طریق مربی ، همیشه تحولی عظیم در تیم ها به وجود آمده است.مربی، سازمانده نیرومندو قوی است که با به کار گیری و استفاده بهینه از نیروهای خود،بهترین آرایش تیمی را در مصاف با تیم مقابل به وجود می آورد. و بجاست که کمپانی ها و شرکتها نیزمدیرانی به این سبک و سیاق داشته باشند و شرکتهای این چنینی قادرنددر دریای پر تلاطم ،کشتی خود را به سرمنزل مقصودبرسانند .
-5
سرعت: تیم های طراز اول جهان از لحاظ داشتن سرعت بی نظیرند و همواره در لحظات سرنوشت ساز، سرعت یکی از پارامترهای اساسی در پیروزی یا شکست یک تیم بوده است. بازیکنان حرفه ای با سرعت بـالا و تکنیک مناسب آن قادرند روند رقابتها را تغییر دهند . دیر هنگام تصمیمی را گرفتن ، لحظه ای غافل شدن،یک حـــرکت نابجا، کندی عمل، مسیر زندگی را عوض می کند. بنابراین در شرکتهای بزرگ همانند یک تیم فوتبال باید تصمیمات به سرعت برق و باد گرفته شود. و این سخن سخیفانه به فراموشی بسپاریم و بگوئیم زمان، مشکلات را حل خــواهد کرد .
چون زمان، مشکلی را بدون تصمیم حل نمی کند بلکه آن را دیگرگون می کند .
-6
فراز و فرود ستاره ها: معدود ستارگانی که از بین چند میلیارد انسان رشد می کنند و به مرحله ای می رسند که می توانند شادی یا غم آدمیان را رقم بزنند، عمر بسیار محدودی دارند و به همان سرعت که به ستاره ای بـی بدیل تبدیل مــی شوند می توانند در مدت کوتاهی به ضد ستاره بدل شوند. مردی که امروزدر میدان برایش اشک مـی ریزند و هلهله وشادی بپا می دارند، فردای نه چندان دور، درصورت کنار نکشیدن خود ازصحنه، جایی در یادها ندارد. مـدیری که امروز تئوریها و اندیشه های بلندش راهگشای هزاران معبر بسته است، قبل از فرود از نقطه اوج ،باید از کار اجرایی کنار رود. درس بس سنگینی را کـه همگان باید بیاموزند این است که قهرمانان قبل از تبدیل به ضد قهرمــان ، باید صحنه را برای دیگران خالی کنند و در کنار، به مشاوره بپردازند وگرنه فردا برایشان بسیار دیر می شود .
-7
مدیریت زمان: یکی از بحثهای اساسی در بازی فوتبال ، مدیریت زمان است که همان برنامه ریزی صحیح و میلی متری را شامل می شود. در صحنه نبرد بازیکن حرفه‌ای وقت خود را به دقیقه وثانیه تبدیل و انرژی خودرا تقسیم می کند .
آنها به درستی می دانند که چه در پیش رودارند و چطور باید خود را مهیای نبـردی سنگین کنند ، و آنــانی که خودرا به یکباره به آب و آتش می زنند در اواسط راه می مانند، امارهروان واقعی با تشخیص درست، با همـان انرژی که شروع کرده اند راه را به پایان می رسانند، و این تقسیم بندی، الگوی بسیار مناسبی برای همه ارکان زندگی مـی‌باشد، چنانچه مـدیری که بیش از حد خود را در کارزار روزانه خسته نماید، بسان همان قهرمــانی است که در میان راه از فـــرط خستگی وا می ماندو دیگرتوان کار فکری و جسمی از او سلب می شود . نه می توان سراسربـازی را دویـد و نه می‌توان از سراسر زندگی فقط لذت استراحت را برد‌ .
-8
شکار موقعیتها ، امید به زندگی: در این بازی همه آمده اند که بهترین موقعیت را از آن خود بسازند ، اما چرا یک تیم می تواند و تیم دیگری نمی تواند. آنان که هوشیار‌ترند، می توانند روزنــه های نفوذ را بیابند و از معبرهـای غیر قـابل ورود به آسانی راه خود را پیدا کنند‌. چه بسا دراوج ناباوری به یک دفعه ورق برمی گردد و همه چیز زیرورو می شود . این پدیده برای همه قابل رخ دادن است و استثناء بردار هم نیست . در بازی فوتبال یک تیم آفریقائی به مرحله نهائی می رسد و یا ازنقطه ای نا آشنا فردی به پا می خیزد وجهانی را تغییر می دهد، بنابراین همه چیز شدنی است و هرامرغیرقابل پیش بینی قابل رخ دادن است .
-9
کادر سازی: یکی دیگر از ویژگیهای فوتبال کادر سازی همیشگی آن است، به طوری که همواره باید نفرات جوان و خلاق جایگزین ستاره ها ی دیروزی شوند و ساختن کادرهای جدید مستلزم برنامه ریزی دقیق است، به طوری که باید در مجموعه، تعدادی جذب و از بین آنها کادر های اصلی ساخته و پرداخته شوند و این عمل باید بصورت مداوم ، پیوسته و همیشگی در آید و هر گونه کوتاهی در آن خسارات جبران ناپذیری بوجود می آورد .
ساختن کادر های حرفه ای در مدیریت همه واحدها یکی از اساسی ترین کارها است و شاید بتوان گفت سنگ بنای اصلی هر واحد، منوط به کادر سازی مداوم آن است. و بجاست که یاد آورشویم کمپانی‌های مطرح جهان از طریق جذب دانش آموزان و دانش جویان نخبه، آینده خود را تامین می کنند .
-10
ایثار گری ،جمع گرایی: درس دیگر این است که دراین بازی تیمی، فرد گرایی جایگاهی ندارد. هرچند ازبرآیند حرکات فردی، تیم می تواند به موفقیت دست پیدا کند، اما فرد باید در خدمت جمع عمل نماید و تابعی از کل حرکت تیم باشد . درصحنه زندگانی نیز فرد تکرو باید خودرا هماهنگ با جامعه سازد . مدیران نیز ناگزیر به تبعیت از قانون جمع گرائـی هستند و باید در پناه جمع ایده های خود را شکل دهند و هر قسمت کاری را به دیگری واگذار کند. در غیر این صورت در نبرد کار وزندگی حتما متوقف خواهند شد . اگر مدیران نیز تفکرات تکروانه داشته باشند، نه تنها سازمان خود را ازبین می برند بلکه خود را نیز بی اعتبار می‌سازند . چون دنیا بر مبنای کار کار شناسی دسته جمعی استوار است .
-11
رقبا : درآخرین فرازمی بایست به وجود رقبا درهمه زمینه ها ارج گذاشته شود. چه تصوردنیای بی رقیب، زیباییهای زندگی را از بین می برد. چون اصل تداوم کار و حیات بر مبنای رقابت تــوام با رفاقت بنا نهاده شده است. وجود رقیب در هر زمینه ای باعث رشد و تعالی هـــر پدیده ای می شود و همه فعالیتهای زندگی برای حفظ موفقیت و برتری یافتن به رقیب برنامه ریزی می شود. در دریا ی بزرگ تولید، هـر روز رقیبی سر ازآب بیرون آورد و فریاد مبارزه طلبی سر می دهد وآسایش را از رقبا سلب مـی کند .
رقبــا در حال فائق شدن برهمه چیز هستند. هیچ جریانی نباید دور از چشم بماند و از هیچ حرکتی نباید غافل مــاند‌. همه مستعد هستند و همه آماده اند و به تعبیری آمده اند که برد را از آن خود سازند‌. آنانی که توکل می کنند و با چشمانی باز به اطراف خود موشکافانه می نگرند و همه چیز را مد نظر قرار می دهند و از کار توام با فکر باز نمی مانند، پیروزان واقعی نبرد زندگی اند .

به نقل از ماهنامه‌ی علمی - آموزشی تدبیر شماره‌ی ۱۷۴

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 22 خرداد 1389  ساعت 10:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

چکیده

اگرچه اکنون مدیریت سبد دارایی ( IT (IT PORTFOLIO یکی از بهترین اقدامات محسوب می‌شود، اما با این حال بسیاری از شرکتها هنوز بازدهی کمتر از پتانسیل واقعی خود از سرمایه گذاری IT به دست می آورند. مطالعات اخیر نشان می دهد مقدار قابل توجهی ارزش افزوده می تواند به وسیله اجرای مجموعه ای از فعالیتها و فراگردهای به هم پیوسته کسب و کار که روی هم رفته «درایت IT » نامیده می شود، به دست آید.

 

درباره تحقیق

این مقاله حاصل 5 سال مطالعه روی مدیران IT و مدیران ارشد اطلاعات ( CIO 147 ) شرکت آمریکایی است که با بحث و تبادل نظر با مدیران IT سازمانهای بزرگ آمریکایی ، اروپایی و آسیاسی تکمیل شد. داده ها به شکل شخصی و با تلفن توسط شرکت تحقیقاتی «هرت- هنکس» از سال 2001 تا 2003 جمع‌آوری شدند. برای درک بهتر نقش و تاثیر درایت IT ، مصاحبه ها و بحثهایی با مدیران ارشد اطلاعاتی و دیگر مدیران ارشد از سال 2003 تا 2005 ترتیب داده شد. داده های مربوط به سبد دارایی IT از 640 شرکت در سال 2005 جمع آوری شد.
مجموع کل سرمایه گذاری
IT شامل تمام هزینه های متمرکز و غیر متمرکز IT (چه تأمین از داخل و یا خارج) به علاوه هزینه تمام کارکنان و مدیرانی که مشغول خدمات IT هستند می شود. جامعه آماری متشکل از 58 درصد سازمانهای تولیدی و 42 درصد شرکتهای خدماتی می شود که در لیست نشریه فرچون آمده اند. تمام نتایج به لحاظ آماری معنی دار و مبتنی بر تحلیل رگرسیون هستند.

مقدمه
هنگامی کـه هواگرم است، فروشگاههای شرکت «سون- الون- جپن» (7-
ELEVEN ) در توکیو مقدار زیادی غذای ژاپنی سرد آماده فروش دارند. در روزهای سرد نیز غذای گرم فراوان برای فروش حاضر است. گویا کارکنان فروشگاههای این شرکت از آنچه مشتریان خود می خواهند، فراوان دارند. در حقیقت آنها سه بار در روز غذای تازه سفارش می دهند و دریافت می کنند. تصادفی نیست که این شرکت، سودآورترین خرده فروش ژاپن است. سود ناخالص آن در سال 2004 بالغ بر 30 درصد یعنی شش برابر سود ناخالص در سال 1977 شد.
شرکت ژاپنی مذکور درواقع یک سازمان با درایت در به کارگیری
IT است. در نتیجه هماهنگ کردن ترجیحات، اولویتها و فعالیتهای محلی با سرمایه گذاریها، مغازه ها دائماً در ارائه محصولات جدید، موفق ظاهر می شوند. هر فروشگاه نوعی در هر سال 70 در صد محصولات خود را جدید می کند.
مدیران فروشگاهها به طور مرتب داده‌های گرافیکی را از فروش، شرایط آب و هوایی و اطلاعات محصول دریافت می‌کنند؛ از این رو دقیقاً می دانند چه تعداد بسته غذا سفارش دهند.
این شرکت ، سرمایه گذاری
IT خود را به صورت اثربخش انجام می دهد و به شکلی سبد دارایی IT را مدیریت می‌کند که دائماً با استراتژی کسب و کار خود هماهنگ باشد. کارکنان فروشگاهها‌ی شرکت مهارتهای خود را برای ایجاد شفافیت در یک زیر ساخت اطلاعاتی تقویت می کنند. این زیر ساخت 70 هزار کامپیوتر را در فروشگاهها، مراکز کنترل و سایت های تامین کنندگان به هم مرتبط می کند.
اولین هدف این مقاله این است که نشان دهد سرمایه گذاریهای
IT به تنهایی قادر نخواهند بود نسبت به رسیدن به تمام اهداف کسب و کار اطمینان بدهند، هرچند که ترکیب مناسبی از سبد دارایی IT ایجاد کرده باشند. تحقیقات نشان می دهد که شرکتها به واسطه یک سری تواناییها و اقدامات که متقابلاً همدیگر را تقویت می‌کنند، قادر خواهند بود، مقادیر قابل توجهی از ارزش افزوده به ازای هر دلار سرمایه گذاری در IT کسب کنند.
در مطالعه ای که طی 5 سال روی 147 شرکت انجام شد، دریافتیم که درایت
IT بسیار موثر است. شرکتهایی که درایت بالایی در IT داشتند، به ازای هر دلار سرمایه گذاری، سود خالص بالاتری نسبت به متوسط صنعت در سال بعد کسب کردند و برعکس شرکتهای با درایت پایین در IT در سال بعد با کنترل بقیه عوامل، سود خالص کمتری حاصل کردند.
مفهوم «درایت
IT » به معنای کاربرد پیوسته و برنامه ریزی شده ای از یک سری صلاحیتها و رویه های مرتبط است که روی هم رفته منشا ایجاد ارزش بیشتر از سرمایه گذاریهای IT می شوند.

تجدید نظر در ارزش داراییهای IT
فنون سرمایه گذاری موفق در سبد سهام
IT ، حوزه بحث را از مسائل فنی به مسائل راهبردی تغییر می دهد و این تغییر به واسطه به کارگیری یک نگرش تجاری به سرمایه گذاریهای IT است. نتیجه آن عبارت است از تخصیص داراییهای IT به شکلی که مناسب شرایط شرکت باشد.
در تحقیق ما چهار طبقه گسترده از سرمایه گذاریهای
IT شناسایی شدند: مبادله‌ای، اطلاعاتی، راهبردی و زیرساختی‌. سرمایه گذاریهای مبادله‌ای عمدتاً جهت کاهش هزینه ها یا افزایش بازده ناشی از همان هزینه به کار گرفته می شوند. (مثل سیستم پردازش تجاری یک شرکت دلالی) سرمایه گذاریهای اطلاعاتی برای اهدافی همچون حسابداری، گزارش، ارتباطات، تحلیل و متابعت اطلاعات فراهم می کنند. سرمایه گذاری راهبردی در جهت کسب مزیت رقابتی به وسیله پشتیبانی از ورود به بازارهای جدید یا توسعه محصولات و خدمات جدید یا فراگردهای کسب و کار به کار می رود. سرمایه گذاریهای زیرساختی، خدمات مشترک IT هستند که با کاربردهای چندگانه به کار گرفته می‌شوند. (مانند سرورها، شبکه‌ها، لپ تاپ ها و پایگاههای داده مشتری) بسته به نوع خدمت، سرمایه گذاریهای زیرساختی نوعاً ایجاد پایگاه منعطفی در مسیر ابتکارات آینده کسب و کار یا کاهش هزینه های بلند مدت IT را از طریق مستحکم کردن آن هدف می گیرند.
هر نوعی از سرمایه گذاری نمایانگر طبقه متفاوتی از دارایی
IT با ریسک و بازده منحصر به فرد خود است.
شرکتهایی که در سال 2005 مطالعه شدند، به طور متوسط 46 درصد از کل سرمایه گذاری
IT خود را برای زیر ساختها تخصیص دادند. سیستم های مبادلاتی که استفاده کننده از زیر ساخت هستند، 26 درصد از هزینه‌های متوسط IT را تشکیل می دهند. به لحاظ مفهومی سیستم های راهبردی و اطلاعاتی در بالا قرار می گیرند و از سیستم های مبادلاتی و زیر ساختی بهره می گیرند. سیستم های اطلاعاتی، 17 درصد و سیستم های راهبردی 11 درصد متوسط سرمایه گذاری IT را تشکیل می‌دهند. البته سرمایه گذاری در هر پروژه‌ای می تواند در یک یا چند طبقه از این طبقات جای گیرد.
مدیریت سبد دارایی
IT در حال تبدیل به یک روش متداول برای کمک به تیم‌های مدیریت است تا سرمایه گذاریهای IT خود را با اهداف راهبردی کسب و کار همسوکنند. تفکر«سبد دارایی» به ما کمک می کند که بفهمیم سازمان ما از چه نوع است و میزان ریسک و خصوصاً حوزه فعالیتهای راهبردی کسب و کار ما را تعیین می کند.

سود ناشی از چهار طبقه داراییهای IT
رویکرد تخصیص سبد سهام از آن جهت مؤثر است که به جای آنکه تمرکز آن برخود فناوری باشد بر اهمیت چگونگی استفاده از فناوری تاکید می کند. لازمه تخصیص معقول دارایی این است که مدیر نسبت به اهداف خود و مسئولیتها کاملاً شفاف سازی کرده باشد. هر طبقه ای از دارایی، به انواع مختلفی از ارزش کسب و کار مرتبط است. (شکل1) برای مثال سرمایه گذاری در طبقه مبادلاتی منجر به کاهش هزینه ها می شود؛ چنانکه
IT امکان دستیابی به اطلاعات ردگیری مجانی بسته را روی وب سایت فراهم می آورد.

پاداش درایت IT
روشن است که شرکتهایی که سرمایه گذاریهای
IT را با راهبرد کسب و کار خود همسو می کنند، نسبت به رقبای خود در بعد عملکرد مطلوب پیشی می گیرند. اما صرف سرمایه گذاری با مقادیر درست در طبقات مناسب کافی نیست، بلکه قابلیتهای مدیریتی نیز لازم است تا بازده بالاتر از متوسط صنعت حاصل از سرمایه گذاری IT به دست آید.
هر شرکت بر حسب رویه ها ، اقدامات و قابلیتها ، میزان درایت
IT خود را تعیین می کند. یک سال پس از انجام سرمایه گذاری، شرکتهایی که هوش و درایت بالاتری در IT داشتند، عملکرد بالاتری در هر دلارِسرمایه گذاری شده نسبت به بقیه داشتند. درحقیقت درایت IT ، یک پاداش و اضافه ارزش مالی بالایی را نتیجه می‌دهد.
بازده ناشی از زیرساختها که بزرگترین طبقه ی دارایی
IT را تشکیل می دهند، به طور برجسته ای تأثیر درایت IT را می‌نمایاند. به ازای هر دلار سرمایه گذاری در زیرساختها، شرکتهای با درایت بالای IT ، در سال بعد به طور متوسط 247 دلار سود خالص بالاتری داشته اند.زیر ساخت IT ، شالوده تمام سرمایه گذاریهای IT شامل شبکه ارتباطات، اطلاعات تقسیم شده مشتری، لپ تاپ، مراکز داده و سرورها می شود و نزدیک به نیمی از کل سرمایه‌گذاریهای IT را شامل می شود.
شرکتهای با درایت
IT بالا، به خاطر سرمایه گذاریهای مبادلاتی خود که به جهت خودکارکردن تبادلات تکراری، کاهش هزینه و افزایش بازدهی به کار می رود، عملکرد بهتری از خود نشان می دهند. در سازمانهای با ادراک و درایت IT بالا، دیجیتال کردن فرایندها منجر به خلق محصولات و خدمات ابتکاری جدید می شود. این موفقیت حاصل آزاد شدن ذهن مدیران و در نتیجه فراهم شدن امکان نوآوری آنان روی پایگاه این فراگردهای دیجیتال است. IT راهبردی به خاطر اهداف خود که خلق ارزش جدید کسب وکارو یا رشد است، همیشه یک طبقه ی دارایی با بازده و ریسک بالاست. اما شرکتهای با خلاقیت IT بالا ریسک های ذاتی سرمایه‌گذاری راهبردی را کاهش می دهند و سودآوری و نوآوری بالاتری دارند. در چنین شرکتهایی مشارکت مدیریت و فرهنگ به کارگیری IT در کسب و کار، ضرورتاً در جهت سرمایه گذاری راهبردی موفقیت آمیز در IT است. سازمانهایی که درایت IT چشمگیری دارند، در طبقه اطلاعاتی نیز توان سودآوری ویژه ای را به نمایش می گذارند که این امر نتیجه ضوابط و قواعد لازم برای استفاده اثربخش از مجموعه مشترک از اطلاعات است.
در مقابل، سازمانهای با درایت
IT پایین، تداعی کننده بازده پایین از تمام طبقات سرمایه گذاری در سبد سهام IT هستند. هزینه های صرف شده موجب هرز می رود و بهتر است چنین سازمانهایی سرمایه گذاریهای IT خود را به حوزه های ضروری محدود کنند و سبد سهام خود را متناسب با انواعِ با ریسک پایین تنظیم کنند تا هنگامی که ادراک IT خود را بهبود بخشند.

 

 

مدیریت سبد دارایی IT ، درحال تبدیل به یک روش متداول برای کمک به تیم‌های مدیریتی است تا سرمایه گذاریهای IT خود را با اهداف راهبردی کسب و کار همسو کنند.

 

 

ویژگیهایی که درایت IT را ایجاد می‌کنند
شرکتهای با درایت زیاد در
IT ، پنج عامل را در خود تقویت کرده اند که این عوامل متقابلاً همدیگر را تقویت می کنند. سه ویژگی اول اقداماتی هستند که به کاربرد مرتبط‌اند و دو خصوصیت آخر، شایستگیهایی هستند که برای درایت بالا در IT لازم هستند. همه این ویژگیها برای ادراک بالای IT لازم‌اند اما دربرگیرنده تمام شایستگیهای شرکتهای با درایت بالا در IT نمی شوند. در ادامه این اقدامات و شایستگیها آمده است.
-1
IT برای ارتباطات: شامل کاربرد وسیع کانال های الکترونیک مانند پست الکترونیک، اینترانت و ابزارهای بی سیم برای ارتباطات درونی و بیرونی و شیوه‌های کاری می‌شود.
-2 کاربرد اینترنت: عبارت است از به کارگیری ساختارهای اینترنت در فراگردهای کلیدی مانند مدیریت نیروی فروش، سنجش عملکرد کارکنان، آموزش و حمایت از مشتری پس از فروش.
-3 مبادلات دیجیتال: عبارت است از درجه بالای دیجیتال شدن مبادلات تکراری شرکت بویژه فروش، تعامل با مشتری و خرید.
-4 مهارتهای
IT در سراسر سازمان: یعنی توانایی تقریباً تمام کارکنان در استفاده اثربخش از . IT همین طور مهارتهای زیاد فنی و مرتبط با کسب و کار در نیروی کار IT ، مهارتهای قوی IT در نیروی کسب و کار و نیز تأمین کافی نیروی کار با تخصص بالا از بازار. شرکت «سون- الون -جپن» 200 هزار کارمند خود را آموزش می دهد تا داده های در دسترس به هنگام فروش را در کنار اطلاعات محصول، پیش بینی آب و هوای محلی، جمعیت شناسی منطقه و الگوهای خرید به کارگیرند تا نوع محصول مورد تقاضا را در هر مغازه پیش بینی کنند.
-5 مشارکت و درگیری ثابت مدیریت: یعنی تعهد مدیریت ارشد برای استفاده اثر بخش از
IT . مدیران واحدها کاملاً درگیر تصمیمات IT و نیز تقویت مشارکت بین نیروی کار IT و واحدهای کسب و کار هستند تا زمینه خلق ارزش توسط سرمایه گذاریهای IT را فراهم کنند. تعهد بالای مدیریت موجب می شود تا مدیران رده‌های پایین تر بیشتر درگیر تصمیمات IT بشوند. در عوض این رویکرد موجب ایجاد مهارتهای گسترده IT از طریق برنامه‌های آموزشی رسمی و غیررسمی خواهد شد.

هفت راه برای استخراج ارزش بیشتر کسب و کار از سبد سهام IT
در تحقیق انجام شده، بازده ناشی از انواع مختلف سرمایه گذاری
IT در شرکتها شناسایی شدند و نتایج نشان داد که بازده بالاتر به وسیله جورکردن شیوه ها و صلاحیتهای درایت IT با سبد دارایی IT قابل تحصیل است. در ادامه هفت پیشنهاد برای جور و همسو کردن درایت IT با ترکیب دارایی IT ارائه می شود:
-1 شناسایی سبد دارایی کنونی و سالهای گذشته مربوط به
IT
با استفاده از طبقه بندی سبد دارایی ارائه شده، سبد سهام
IT شرکت خود را برای سه سال اخیر و نیز میزان پیشنهاد شده برای سال بعد را ارزیابی کنید. در یک کمیته سرمایه گذار ی IT یا جلسه مدیریت بررسی کنید که آیا این سرمایه‌گذاریها مناسب استراتژی شرکت هستند یا خیر.
-2 عملکرد سطوح دارایی
IT و معیارهای کسب و کار خود را شناسایی کنید.
از آنجا که نوع کسب و کار و واحدهای مربوط آن، یک راهبرد و ادراک و درایت متفاوت
IT دارند، سنجش و مقایسه همسویی اهداف، اقدامات، قابلیتها و سبد دارایی IT آنها کمک می کند تا نقاطی که سرمایه گذاریهای IT بدرستی انجام شده است و نیز تغییراتی که باید لحاظ شود، شناسایی شوند.
-3 شناخت و پیگیری درایت سازمان شما در
IT
درایت
IT باید ارزیابی و بخوبی مدیریت شود. پنج رویه و صلاحیت مذکور یک نقطه شروع مناسب را فراهم می کنند. مجدداً مقایسه درایت IT بین واحدهای متعدد کسب و کار آموزنده است.شرکتها یا واحدهای کسب و کار با درایت کم در IT لازم است سبد دارایی IT خود را به سمت سرمایه گذاریهای کم ریسک تر اطلاعاتی و مبادلاتی سوق دهند. در همین حالت، شرکتهای با درایت کم IT می توانند تمرکز خود را بر توسعه رویه ها و قابلیتهایی ببرند که دارای بیشترین اهمیت در طبقه دارایی بوده است وضمناً بالاترین سرمایه گذاری را در آن کرده اند.
جهت توسعه درایت
IT با ویژگیهایی شروع کنید که بیشترین تاثیر را در مهمترین طبقه دارایی سبد سهام IT می‌گذارند.

-4 سبد دارایی را متوازن کنید.
با لحاظ کردن مراحل قبل، مدیریت ارشد باید قضاوت مناسبی از سبد دارایی
IT خود داشته باشد. مبنای این قضاوت عبارت است از ادراک او از راهبرد، تمایل او به ریسک کردن، درایت IT سازمان، اقتصاد، سرمایه موجود و دیگر موارد. داشتن یک رویه مشخص برای سبد دارایی IT این قضاوت را بسیار شفاف می کند.
-5 سبدهای دارایی را سالانه و به هنگام وقوع تغییرات عمده مجدداً وزن گذاری کنید.
هنگامی که شرکتها به درجات بالایی در درایت
IT می رسند، می‌توانند سرمایه‌گذاری بیشتری در IT داشته باشند.
-6 نگرش سبد دارایی
IT را وارد چارچوب مدیریت IT کنید.
مدیریت اثربخش
IT ، حق تصمیم و نیز چارچوب مسئولیتها را برای حصول اطمینان از طرحهای درست IT مشخص می کند. سرمایه گذاری IT یکی از تصمیمات کلیدی است. مدیریت اثربخش می تواند اصول سرمایه گذاری IT را در یک فراگرد قابل تکرار نهادینه کند. این فراگرد قابل فهم و پیگیری توسط تمام مدیران بوده و با سیستم پاداش و تنبیه شرکت مرتبط است.
-7 یادگیری از مرورهای پس از اجرا و آموزش رسمی
بسیاری از شرکتها در آموزش و یادگیری
IT به اندازه کافی سرمایه گذاری نمی کنند. همچنین بسیاری از شرکتها خود را از یادگیری فراهم شده در نتیجه مرور و بازبینی پس از اجرای پروژه یا حتی حین اجرا محروم می‌کنند .

نتیجـه گیـری
شرکتهای با درایت متوسط یا پایین
IT قادر خواهند بود بدون هیچ سرمایه گذاری جدید در فناوری، بازده خود را افزایش دهند و ریسک IT خود را کم کنند. این دلیل به تنهایی برای رهبران کسب و کار کافی است تا این موضوع را مورد توجه قرار دهند.
مهمتر از این، داستان درایت
IT حکایت یک پتانسیل بالفعل نشده و حکایت پول دست نخورده ای است که می تواند رقبا را با یک مزیت رقابتی قدرتمند مواجه کند. در زمان رقابت بی رحمانه در سراسر جهان، مدیران باید نتایج عدم غنی سازی درایت IT خود را درک کنند. آنها باید پاسخهایی را برای بهترین بهره بردای از فناوری در سازمانهای خود بیابند و به این سوال بسیار جدی پاسخ دهند که: آیا ما برای سال 2010 و بعد از آن به اندازه کافی در IT با درایت خواهیم بود؟ 0

منبع:

WEILL, PETER AND SINAN, ARAL, GENERATING PREMIUM RETURNS ON YOUR IT INVESTMENTS, MITSLOAN MANAGEMENT REVIEW, WINTER 2006 PP 39-48 .

منبع:مجله تدبیر-شماره ۱۸۸



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:20 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

چکیده
در سایه هدایت و الزام سازمان جهانی تجارت، اقتصاد و بازار کشورهای مختلف به سرعت در حال پیوستن به جرگه اقتصاد باز، تجارت آزاد و بازار جهانی است. با توجه به اینکه در اکثر کشورهای دنیا بخش قابل ملاحظه ای از فعالیتهای اقتصادی توسط شرکتهای کوچک و متوسط انجام می شود و این شرکتها مسائل و مشکلات خاص خود را در ورود به عرصه رقابت جهانی پیدا می کنند، دولتها با تدابیر مختلفی همواره به فکر حمایت منطقی از این شرکتها برمی آیند تا رقابت پذیری آنها را به گونه ای بالا ببرند که توان رقابت در بازارهای رقابتی دنیا را به‌دست آورند.
 یکی از روشهایی که بنا بر مطالعات انجام شده در اکثر کشورهای دنیا تجربه موفقی در افزایش توان رقابتی شرکتهای کوچک و متوسط از خود برجای گذاشته، خوشه سازی این شرکتها بوده است. در این مقاله در ابتدا مروری بر مشکلات و محدودیتهای بنگاههای کوچک و متوسط به عنوان بخش مهمی از اقتصاد هر کشور خواهیم داشت. سپس ضرورت خوشه سازی این بنگاهها را در جهت ساماندهی به وضعیت این بنگاهها و در نهایت رقابت پذیری آنها مطرح می کنیم.
مقدمه
با توجه به تغییرات محتوایی و کیفی بسیار زیادی که از چند دهه اخیر در بازارهای جهانی رخ داده و حرکت به سوی جهانی شدن بازارها شروع و به موازات آن دوره تولیدمحوری در انتهای حیات خود و مشتری‌محوری در حال شکل گرفتن است، تولیدکنندگان صنعتی با هدف استفاده بهینه از امکانات و جلوگیری از هدر رفتن منابع باارزش به تمهیداتی متوسل شده‌اند که نتیجه آن تغییر ساختار صنعتی است. از مشخصات اصلی این تغییر ساختار، ترویج بیش از پیش صنایع کوچک است. در سالهای اخیر توجه فزاینده‌ای به کوچک‌سازی شده و روند توسعه بنگاههای کوچک و متوسط به طور بالایی افزایش یافته است. این بنگاهها دارای مزایای زیادی نسبت به صنایع بزرگ هستند که از آن جمله می‌توان از ارزش افزوده، نوآوری، اشتغال‌آفرینی و انعطاف‌پذیری بیشتر نسبت به صنایع بزرگ نام برد. بنابراین لزوم توجه به این بخش از اقتصاد ضروری است. از طرف دیگر کوچک بودن این بنگاهها و حجم پایین منابع در دسترس موجب ایجاد محدودیتهایی برای این بنگاهها می‌شود که از آن جمله محدودیتهایی مالی، تحقیق و توسعه، بازاریابی و غیره هستند.
 بنابراین، می‌توان گفت که بازاریابی یکی از مشکلات اساسی این بنگاههاست که دلایل آن، هزینه بالای تحقیقات بازاریابی، نداشتن کادر مجرب و در کل نداشتن امکان انجام فعالیتهای بازاریابی گسترده به دلیل هزینه‌های بالای آن است.
یکی از راهکارهای اساسی که در محافل علمی برای ساماندهی به بحث صنایع کوچک و متوسط مورد توجه قرار گرفته است تجمیع این بنگاهها و سازماندهی آنها در قالب خوشه‌های صنعتی است. بدین ترتیب، تمرکز تعدادی از بنگاههای کوچک و متوسط در یک حوزه جغرافیایی، موجب ایجاد مزایایی برای بنگاههای درون خوشه می‌شود. به عبارت دیگر، با تجمیع شرکتهایی که در زمینه‌های مشابه یا مرتبطی فعالیت می‌کنند، این شرکتها می‌توانند از مزایایی از قبیل صرفه‌جوئیهای ناشی از مقیاس و تنوع، انتقال دانش و فناوری، افزایش رقابت‌پذیری و ... برخوردار شوند که از کارایی جمعی حاصل می‌شوند. کارآیی جمعی دو جنبه دارد: یکی صرفه‌جویی بیرونی که به علت تجمع در یک مکان نصیب شرکتهای عضو خوشه می‌شود و دیگری مزایای اقدام اشتراکی که از همکاری آگاهانه محلی حاصل می‌شود. ارتقاء کارآیی جمعی به صورت سرمایه‌گذاری برای تأمین ماشین‌ابزار و دستیابی به بازار و خدمات (مانند طراحی، بازاریابی، تبلیغات، فروش و توزیع، تأمین مالی، آموزش نیروی انسانی و ...) میسر است.
بنگاههای کوچک و متوسط
در دو دهه اخیر با ظهور فناوریهای جدید و دستیابی همگان به شبکه ارتباطی اینترنت تحولاتی در تواناییهای واحدهای صنعتی، روشهای تولید و توزیع و ساختار تشکیلاتی بنگاهها ایجاد شده که عموماً بر اهمیت نقش واحدهای کوچک و متوسط در ساختار صنعتی کشور افزوده است. به‌طوری که واحدهای کوچک صنعتی و بازرگانی، به‌عنوان بخش مکمل و اساسی اقتصاد هر کشور شناخته شده‌اند. این واحدها در بسیاری از کشورهای در حال توسعه ضمن دستیابی به اهداف اصلی توسعه، نقش تعیین‌کننده‌ای در گسترش و تنوع تولیدات صنعتی دارند و در اهتمام به یک سری اهداف بنیادین همچون ایجاد اشتغال، ریشه‌کن کردن فقر، بهبود توزیع درآمد و برآوردن نیازهای اساسی کشورهای در حال توسعه، دارای نقش موثری هستند. در بسیاری از کشورها این صنایع، تامین­کنندگان اصلی اشتغال جدید، مهد تحول و نوآوری و پیشرو در ابداع فناوریهای جدید بوده­اند. از سوی دیگر این صنایع با صادرات قابل توجه، نقش موثری در توسعه اقتصادی کشورها ایفا می­کنند.
در کشور ما به‌رغم حضور کمی قابل توجه صنایع کوچک در ساختار صنعتی آن(حدود94 درصد واحدهای صنعتی کشور را صنایع کوچک تشکیل می‌دهند)، این واحدها با معضلات متعدد و عقب‌ماندگی‌های فاحشی روبه‌رو هستند، به نحوی که از ایفای نقش استراتژیک مورد انتظار برای آنها همچون کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، ناتوان مانده‌اند. اهمیت واحدهای کوچک در ایران را از دو بعد کمی و کیفی می‌توان بررسی کرد. از بعد کمی، درصد بسیار بالایی از شرکتهای موجود در کشور ما و بسیاری از کشورهای جهان را واحدهای کوچک و متوسط تشکیل می‌دهند و تعداد شاغلان این واحدها قابل توجه است. همچنین ارزش افزوده‌ای که این واحدها تولید می‌کنند در کشورهای مختلف، چیزی بین یک سوم تا نیمی از ارزش افزوده کل کشور را تشکیل می‌دهد. از بعد کیفی، این واحدها می‌توانند بخش خصوصی را در سرمایه‌گذاریها تشویق کنند، چون بخش خصوصی معمولاً برای ایجاد واحدهای بزرگ امکانات کافی ندارند، این واحدها همچنین می‌توانند به عنوان ابزار مناسبی برای خصوصی سازی در نظر گرفته شوند. این واحدها امکان شناخت بازار را دارند و می‌توانند خود را با نیازهای بازار منطبق کنند و به خاطر کوچک بودن، فرایند تصمیم گیری در آنها بسیار سریع است. این واحدها می‌توانند قدرت ابتکار و خلاقیت بیشتری داشته باشند، در توزیع فناوری در سطح کشور می‌توانند موفق‌تر باشند و سریعاً خود را با فناوریهای لازم تطبیق دهند و در یک نکته می‌توانند تخصصی عمل کنند که این، در واحدهای بزرگ کمتر اتفاق می‌افتد.
فرصتهای بالقوه‌ای جهانی شدن برای دسترسی به بازارهای جهانی
با توجه به آزادسازی تجارت در سطح جهان و جهانی شدن اقتصاد، بهبود کارایی و بهره‌وری بنگاههای کوچک و متوسط و سازگاری و انعطاف پذیری آنها در زمینه های محصول، بازار، فناوری، مدیریت و سازمان امری مهم و حیاتی است. (بانک توسعه آسیایی، 2001)
با فرصتهای بالقوه‌ای که جهانی شدن برای دسترسی به بازارهای جهانی به‌وجود می‌آورد، بنگاههای کوچک و متوسط به‌طور فزاینده‌ای برای قرار گرفتن در موقعیتی که بتوانند از این فرصتها مزیت کسب کنند، تحریک می‌شوند، اما به دلیل محدودیت‌های زیادی که دارند خود را از بهره‌مندی از این امکانات ناتوان می‌یابند(اسملاش بیین،2002). بنگاههای کوچک و متوسط با مشکلات و محدودیتهای زیادی روبه‌رو هستند که به‌وسیله اندازه، طبیعت راه‌اندازی، ثبات، محیط رقابتی، دسترسی به فناوری و خدمات، و عوامل مرتبط به آنها تحمیل می‌شوند.
تحقیقات بازار
اکثر شرکتهای کوچک، بالاخص آنهایی که در کشورهای در حال توسعه هستند، نمی‌توانند این الزامات را برآورده کنند و بنابراین ابزاری برای حضور موفقیت‌آمیز در بازارهای جهانی ندارند(یونیدو،2003). یک دلیل رایج برای شکست این کسب و کارها مربوط به فقدان تحقیقات بازار مناسب و کافی است. تحقیقات بازار به شرکتها در زمینه شناسایی مبنای مشتری بالقوه، قیمت پیشنهادی و تغییر حجم تقاضا در مقابل تغییر قیمت کمک می کنند. همچنین تحقیقات بازار به این شرکتها، اطلاعاتی در رابطه با رقبای آنها و عکس‌العمل احتمالی آنها در مقابل ورود رقبای جدید ارائه می‌دهند. همان‌طوری که مشخص است این اطلاعات در بازار رقابتی امروزی کاملاًحیاتی هستند. بنگاههای کوچک و متوسط به تنهایی منابع لازم برای بررسی بازارهای خود را ندارند. آنها به‌طور بالایی به شرکای تجاری خود برای بازاریابی محصولاتشان وابسته هستند(ایتوه موتوشیگه، 1994)
خوشه سازی
بحث‌های نظری متفاوتی در این مورد که چگونه مؤسسات کوچک می‌توانند به توسعه کمک کنند توسط اقتصاددانان و صاحبنظران مختلف ارائه شده است. یک جمع‌بندی از این نظریات این است که شرکتهای کوچک در عین حال که رقبای طبیعی یکدیگرند، اعضای یک شبکه مستقل داخلی هستند که توانمندی ایجاد شغل را دارند و همچنین فراهم‌کننده زمینه لازم برای ایجاد نوآوری و خلاقیت‌های تکنولوژیک هستند. اما جالبترین نگرشی که به این گونه مؤسسات شده است مربوط به پدیده شبکه شدن و خوشه شدن یا به‌طور کلی تجمیع است. اغلب شرکتهای کوچک گرایش به خوشه شدن و ارتباط با یکدیگر دارند. این پدیده بیشتر برای شرکتهای سازنده‌ای وجود دارد که در یک محدوده جغرافیایی که در آن مهارتهای نیروی انسانی وجود داشته باشد شکل می‌گیرند. نمونه‌های پیشرفته‌ای از آنها در نواحی صنعتی شمال ایتالیا در اواخر دهه 1970 مشاهده شد و بعد در سایر نقاط اروپا و آمریکا در ژاپن و سایر مناطق توسعه یافته است(اشمیتزو ندوی،1381).
آنچه که اهمیت خوشه‌ها را در ایران دو چندان می‌کند این است که در زیر بخشهای صنعت ایران بیش از 94 درصد مؤسسات و شرکتها را این چنین شرکتهایی تشکیل می‌دهند که عموماً به صورت منفرد فعالیت می‌کنند و همواره با مشکلات و مسائل مختلف درگیرند. هر چند این گونه شرکتها حدود 30 درصد از ارزش تولیدات صنعتی را ایجاد می‌کنند لیکن از لحاظ اشتغال سهم مهمی از فرصتهای شغلی را تأمین می‌کنند. از آنجا که حمایت از واحدهای پراکنده و کوچک برای دولت علاوه بر مشکل بودن، هزینه بسیار سنگینی را در بردارد، تشویق و ترغیب آنها به تجمیع در خوشه‌ها می‌تواند به عنوان یک راهکار موفق و تجربه شده در بسیاری از کشورها مورد توجه سیاستگذاران و مدیران اجرایی قرار گیرد. موفقیت کشورهای مختلف و از جمله کشورهای رو به توسعه‌ای چون برزیل، مکزیک، هند،‌ پاکستان، شیلی و ... بومی شدن این الگو را با ساخته‌ای فرهنگی،‌ اجتماعی و اقتصادی هر کشور و منطقه به اثبات رسانیده است.
تئوری‌های مطرح در خوشه‌سازی
اساساً خوشه تلفیقی از تئوری‌های مختلف است که در طول زمان به‌صورت منسجم و در قالب‌ بسته‌های سیاستی ارائه گردیده است. برخی از این تئوری‌ها عبارتند از: تئوری جغرافیای اقتصادی، اقتصاد منطقه‌ای و نظام نوآوری، نظام ملی نوآوری، تئوری‌های مربوط به دانش و انتقال آن و تئوری سرمایه اجتماعی و شبکه‌های اجتـماعی(لوری اشمیتز، 2004)
اگرچه بعضی از محققان، ریشه تئوری خوشه صنعت را به لحاظ تاریخی به نظریه مارشال (1920-1890 میلادی) در مورد تأثیر جانبی بنگاههای تخصصی ارتباط می‌دهند، برای اولین بار مایکل پورتر (1990) در کتابی تحت عنوان «مزیت نسبی ملل» نظریه خوشه‌های صنعت را مشخصاً مطرح ساخت. در جدیدترین تعریف پورتر، خوشه به معنای «تمرکزجغرافیایی نهادها وشرکتهای مرتبط با یکدیگر در حوزه‌ای خاص» تعریف شده است(مایکل پورتر، 1998). مایکل آلبو می‌گوید: در واقع خوشه‌های صنعتی "شبکه‌ای محلی از بنگاههای کوچک و متوسط است که در مجموع یک بنگاه بزرگ نوآور را پدید می‌آورد اما تفاوت این بنگاه بزرگ نوآور با سایر بنگاههای بزرگ در این است که این بنگاه بزرگ، فاقد ساختار سلسله مراتبی است (بل و آلبو، 1999). " به گفته "پورتر"خوشه‌ها عبارتند از" مجموعه‌ای از شرکت‌های به هم‌مرتبط، عرضه‌کنندگان حرفه‌ای، تامین‌کنندگان خدمات، بنگاههایی از صنایع به هم‌وابسته و نهادهایی که به یکدیگر پیوند خورده‌اند (همانند دانشگاهها، موسسسات استاندارد و انجمنهای تجاری)؛ این مجموعه در زمینه‌ای مشترک فعالیت کرده و در محدودة جغرافیایی خاصی متمرکز شده‌است (مایکل پورتر، 1998)."آلتنبرگ و اشتامر عقیده دارند که در مورد تعریف خوشه‌های صنعتی در میان صاحبنظران اتفاق نظر وجود ندارد. اما می‌توان این گونه جمع‌بندی کرد که واژه ‌«خوشه» در عام‌ترین مفهوم به تمرکز مکانی فعالیتهای اقتصادی در زمینه‌ای خاص اشاره می‌کند.
 اما آنچه سبب می‌شود که خوشه‌ها این چنین مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرند، فرصتهای مربوط به کارآیی جمعی است که از صرفه‌های اقتصادی بیرونی، پایین‌بودن هزینه‌های معاملاتی و اقدام جمعی سرچشمه می‌گیرد. به این ترتیب صرفاً تجمع مکانی شرکتهایی که ارتباطی با یکدیگر ندارند نمی‌تواند کارآیی جمعی را افزایش دهد و این تعاملات و اثرات بیرونی است که مورد توجه است. لذا می‌توان گفت همگی این تعاریف در دو عنصر زیر مشترک هستند:
1- تمرکز جغرافیایی بنگاهها و 2-  همسویی واحدها در تولید یک ارزش افزودة خاص(ایزد‌خواه، 1382).
از طریق همکاری، شرکتها در خوشه از صرفه‌جویی‌های بیرونی کسب مزیت کنند و از جمله حضور عرضه‌کنندگان مواد اولیه خام، قطعات، ماشین‌ها و دستگاهها و حضور کارگران با مهارتهای ویژه و بدون کارگاه‌هایی برای ساختن یا ارائه خدمات دستگاهها و ابزار تولیدی. خوشه همچنین معامله کنندگان فراوانی را برای خرید محصولات و فروش آنها در بازارهای دوردست جذب می‌کند. همچنین از آنجایی که ارائه خدمات و امکانات به شرکتها به‌صورت انفرادی گران است، خوشه سازی شرکتها، ارائه خدمات توسط دولت، شرکتهای بزرگ، دانشگاهها و دیگر سازمانهای پشتیبانی کننده توسعه را تسهیل می‌کند. (تولوس تامبونان، 2005)
رقابت‌پذیری در بازارهای جهانی
خوشه ها می‌توانند به عنوان یک ابزار رقابتی برای شبکه‌سازی در نظر گرفته شوند که نه تنها دستیابی به استراتژی‌های توسعه منطقه‌ای را تسهیل می‌کنند، بلکه شرکتها را برای دستیابی به رقابت‌پذیری در بازارهای جهانی قادر می‌سازند (کریستین فلزنشتاین، 2001). خوشه‌سازی به بنگاههای کوچک و متوسط کمک می‌کند تا قدرتهایشان را با هم ترکیب کنند تا بتوانند به کسب مزیت از فرصتهای بازار و حل مشکلات معمول از طریق یک اقدام مشترک دست یابند. بنابراین، همکاری بین شرکتی در بین بنگاههای کوچک و متوسط به آنها این امکان را می‌دهد تا بتوانند رقابت پذیری‌شان را بهبود بخشیده و در بازارهای جهانی به فرصتهایی دست یابند(یونیدو، 2003).
نتیجه گیری
یکی از مهمترین مسائل و مشکلات بنگاههای کوچک و متوسط در کشور، محدودیت‌هایی است که به خاطر اندازه کوچک به آنها تحمیل می شود. از آنجایی که این بنگاهها با برنامه ریزی صحیح می توانند به یکی از عوامل اصلی توسعه اقتصادی کشور تبدیل شوند، لذا برنامه ریزی برای توسعه و تقویت آنها از اهمیت بالایی برخوردار می شود. یکی از بهترین راهکارهای ارائه شده برای حل مشکلات بنگاههای کوچک و متوسط راهکار خوشه سازی و تجمیع آنها در قالب خوشه است. با تجمیع این شرکتها امکان استفاده از تجربیات و امکانات همدیگر، امکان ایجاد امکانات مشترک و انجام امور به‌صورت اشتراکی به‌وجود می‌آید. در کنار این عوامل بحث انتقال سریع دانش و نوآوریهای موجود در خوشه نیز یکی از مزایای اصلی آن است.
 لذا می‌توان گفت که خوشه‌ها در حوزه‌های مختلف عملکرد شرکتها تاثیر گذار بوده و موجب ایجاد مزیت‌های یک بنگاه بزرگ برای بنگاههای کوچک و متوسط می‌گردند. بنابراین، با تشکیل خوشه و تجمیع این شرکتها، این بنگاهها هم می‌توانند از مزیت‌های بنگاههای کوچک و متوسط بهره‌مند شوند و هم امکان دستیابی به امکانات و مزیتهای بنگاههای بزرگ را کسب می‌کنند. آنچه مسلم است در اکثر کشورهای دنیا، صنایع کوچک و متوسط با مزایایی که از طریق خوشه‌سازی کسب کرده‌اند، توانسته‌اند به عنوان مهمترین بخش اقتصاد مطرح شوند. در صورتی که در کشور ما نه تنها صنایع کوچک نتوانسته‌اند در اقتصاد ملی به‌عنوان یک بخش تاثیرگذار مطرح باشند، بلکه در صورتی که به ایجاد بهبود در عملکرد این بخش توجه نشده و حمایتهای لازم از آنها صورت نگیرد، بخش اعظمی از توان بالقوه ایجاد ارزش افزوده در اقتصاد کشور، قابلیت خود را از دست داده و رو به نابودی خواهد نهاد.
نویسنده: رحیم محترم قلاتی - محمد ناطق
منبع: تدبیر
منابع و ماخذ
1. اشمیتز(هوبرت) و ندوی(خالد)، خوشه‌های صنعتی رویکردی نوین در توسعه صنعتی، ترجمه عباس زندباف و عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1381.
2. ایزدخواه، روح‌ا...، بررسی دو راهبرد عمده در توسعه همکاری­های بین­بنگاهی در ساختار صنعتی ایران (خوشه‌های صنعتی و نظام پیمانکاری­های فرعی)، تابستان 1382.
3.
Anton Fernando ,October 2001 “challenges of Growth,Employment and Decent work country profiles:srilanka”small and medium enterprise compenent
4.
Asian Development Bank, Best Practice in Developing Industry Clusters and Business Networks, Policy Discussion Paper No. 8, November 2001
5.
Asmelash Beyene,2002 “Enhancing the competitiveness and productivity of Small and Medium scale Enterprises(SMEs) in African analysis of differential roles of national governments through improved support services”Africa Development,vol.XXVII,NO.3
6.
Bell, M . & Albu, M. (1999) Knowledge systems and Technological Dynamism in Industrial clusters in Developing countries, World Development 27(9 )
7.
Christian Felzensztein,2001 “Regional Clusters and Their Impact on Joint Marketing Activities; First Exploratory Insights for an Empirical Cross-Country Analysis” Strathclyde International Business Unit - Department of Marketing
8.
Itoh, Motoshige, Urata, Shujiro, Small and Medium-size Enterprises support policies in Japan, the world bank, December 1994
9.
Lori Schmits, “Networks” as a Tool for Cluster Development :An Edmonton Manufacturing Cluster Development Case Study, 2004
10.
Porter, M. 1998 “Clusters and the New Economics of Competition” Harvard Business Review
11.
Tulus Tambunan, Promoting Small and Medium Enterprises with a Clustering Approach: A Policy Experience from Indonesia, Journal of Small Business Management 2005 43(2), pp. 138–154
12.
UNIDO, Development of clusters and Networks of SMEs: The UNIDO programme a guide to export consortia, UNITED NATIONS INDUSTRIAL DEVELOPMENT ORGANIZATION , Vienna, 2003

منبع: بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی

 

ادیسون

 

بعضی افراد براین باورند که خلاقیت ذاتی است، برخی دیگر باور دارند که با آموزش هرکس می‌تواند خلاق شود. در دیدگاه دوم خلاقیت را می‌توان فرایندی چهار مرحله‌ای دید مرکب از ادراک، پرورش، الهام و نوآوری. ادراک یعنی نحوه دیدن چیزها. خلاق بودن یعنی چیزها را از زاویه‌ای منحصر به فرد دیدن. به عبارتی یک کارمند ممکن است راه حل‌های یک مسئله را طوری ببیند که دیگران نمی‌توانند آن طور ببینند. رفتن از ادراک به حقیقت به هر حال فوراً اتفاق نمی‌افتد. در عوض اندیشه‌ها از فرایند پرورش می‌گذرند. بعضی اوقات کارکنان نیاز دارند که در مورد اندیشه‌های خود تعمق کنند. این به معنای فعالیت نکردن نیست بلکه در این مرحله کارکنان باید داده‌های انبوهی را که ذخیره، بازیابی، مطالعه و دوباره شکل دهی کرده‌اند در نهایت در قالب چیزی جدید بریزند. گذشت سالیان برای طی این مرحله امری طبیعی است.

در فرایند خلاقیت الهام آن لحظه‌ای است که تمامی تلاش‌های قبلی شما به طور موفقیت آمیز به ثمر می‌رسند. گرچه الهام به شعف می‌انجامد اما کار خلاقیت تمام نشده است. خلاقیت نیاز به تلاشی نوآور دارد. نوآوری یعنی گرفتن آن الهام و تبدیل آن به تولیدی مفید- خدمت یا روش انجام چیزی. این گفته را به ادیسون نسبت می‌دهند که «خلاقیت یعنی یک درصد الهام و ۹۹ درصد عرق ریختن» به عبارتی ۹۹ درصد نوآوری را آزمودن، ارزشیابی کردن و باز آزمودن آن چیزهایی تشکیل می‌دهد که توسط الهام دریافت شده است. معمولاً در این مرحله است که یک فرد دیگران را بیشتر مطلع و درگیر آن چیزی می‌کند که روی آن کار کرده است.

 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در توسعه
هنگامی ‌که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکی روبرو شد. آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون ‌جاذبه کار نمی‌کنند.

(جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی‌یابد و روی سطح کاغذ نمی‌ریزد.)

برای حل این مشکل آنها شرکت مشاورین اندرسون را انتخاب‌کردند. تحقیقات بیش‌از یک دهه طول‌کشید، 12میلیون دلار صرف شد و درنهایت آنها خودکاری طراحی‌کردند که در محیط بدون جاذبه می‌نوشت، زیر آب کار می‌کرد، روی هر سطحی حتی کریستال می‌نوشت و از دمای زیرصفر تا 300 درجه‌ سانتیگراد کار می‌کرد.


روسی‌ها راه‌حل ساده‌تری داشتند:

آنها از مداد استفاده کردند!


     این داستان مصداقی برای مقایسه دو روش در حل مسئله است؛    تمرکز روی مشکل یا تمرکز روی راه‌حل. مشکل نوشتن در فضا و راه‌حل نوشتن در فضا با خودکار.

 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

نویسنده  : دکتر  گری  اسمال -  مترجم  :  حمید میرزاآقایی -انتشار : سایت فکر نو - فروردین 1386

با وجود آنکه گاهی اوقات بعضی چیزها را فراموش می کنیم ، اما میتوان  گفت رو.ش ها یی وجود دارد که باکمک  آنهامی توان حافظه  خود را تقویت  کنیم . باوجود یک حافظه قویتر، بهتر می توانیم فعالیت های روزانه خودرا انجام دهیم و از طرفی قادرخواهیم بود ،مغز خودرا دربرابربیماری آلزایمر محافظت کنیم. تحقیقات انجام شده در طول سالهای اخیر نشان می دهد کسانی که فعالیت های فکری انجام می دهند ، کمتر در معرض خطر ابتلا به آلزایمر قراردارند و از طرفی حیواناتی که مغز آنها بیشتر تحریک می شود ، مرکز حافظه بزرگتری دارند.شما نیز می توانید با انجام تغییرات کوچکی در زندگی خود علاوه برآنکه حافظه خودرا تقویت نمایید از بروز بیماری آلزایمر نیزپیشگیری کنید.   

مراحل زیر می تواند شروعی برای این  تغییرات محسوب شود.

 

مرحله   اول : ازمیزان تنش ها بکاهید

تنش زیاد برای مغز  مضر است ، مطالعات نشان میدهدحیواناتی که بطور دائم در معرض تنش قرار دارند ، از سلولهای حافظه کمتری برخوردارند .توجه به  نکات زیر می تواند درکاهش فشارهای روانی وتنش ها موثر باشد.

1-   در طول روز ،زمانی را برای کاهش تنش  قرار دهید نظیراختصاص دو دقیقه برای تمرین  تنفس عمیق ولحظاتی برای تمرین یوگا

2-   میزان خواب خودرا افزایش دهید .

3-   از مصرف نوشیدنی های کافئین دار بکاهید.

4-   به طور مرتب ورزش کنید.

5-   سعی کنید توقعات خود را از زندگی با واقعیت ها تطبیق دهید.

6-   بخندید و شاد باشید.

 

مرحله دوم : ورزش ذهنی داشته باشید

ورزش  ذهنی  نقش یک جک را برای مغز  شما بازی  می کند  و گوِیی با آن می توانید  مغز  خود را از جا تکان دهید . فعالیت  های  ذهنی  نظیر حل جدول ، یک مسئله نیمه مشکل ، معمای تصویری  و کلامی  و نظیر اینها به  گونه ای  که بطور لذت بخش  انجام شوند. سبب فعال شدن  ذهن  شما می  شوند.

 

مرحله سوم : رژیم غذایی سالم برای مغز 

تغذیه نقش مهمی در سلامت  مغز بر عهده دارد.

-شما باید  فعالیت های خود را با مقدار مواد غذایی مصرفی  تنظیم  نمایید در غیراینصورت مواد غذایی که بیشتر از  نیاز شما مصرف شود سبب   ابتلا شما به بیماریهایی نظیر دیابت و فشارخون می شود.

-در مورد مصرف چربیها دقت نمایید.چربی ها نظیر امگا 3 ، روغن زیتون ، روغن ماهی و گردو برای  بدن  مفید  هستند ، اما خوردن  چربی  حیوانات  می تواند  برای  سلامتی  مضر باشد.

-غذاهایی را مصرف کنید  که حاوی  آنتی  اکسیدان هستند.مطالعات  نشان می دهد  حیوانات آزمایشگاهی  که غذاهای حاوی  آنتی  اکسیدان  مصرف می کنند قابلیت ذهنی بالاتری دارند. غذاهایی که حاوی ویتامین C و E   هستند و همچنین  میوه جات و  سبزیجات  برگ سبز حاوی آنتی اکسیدان هستند.

-در مورد  مصرف کربوهیدراتها که می خورید دقت کنید غذاهایی فوری و فرآوری شده  می توانند  به یکباره قند خون شما را افزایش دهند و این خود بر مغز تاثیر گذار بوده می تواند  خطر ابتلا  به دیابت  را افزایش  دهد.

مرحله چهارم : ورزش کنید

سلامت جسم  بر سلامت  مغز تاثیر گذار است .مطالعات اخیر نشان می دهد که رابطه ای  میان فعالیت های  فیزیکی  و کاهش آلزایمر وجود دارد. یک ورزش آئروبیک  که به همراه نرمش های کششی و ریتم موزیک اجرا می شود ، در صورتی که خطر صدمه به سر را در پی نداشته باشد ، می تواند تاثیر خوب بر سلامت  ذهن شما داشته باشد

مرحله پنجم : تغییر شیوه زندگی

دارا بودن یک حافظه قوی  در طول دوران زندگی  نیازمند انجام تغییرات در شیوه  زندگی است ، توجه به نکات  زیر علاوه بر موارد گفته شده قبلی ، می تواند در این رابطه موثر باشد:

1- در صورت اعتیاد به سیگار ، آن را ترک کنید  و از  مصرف الکل اجتناب کنید.

2-هدفمند زندگی کنید  و در فعالیت های اجتماعی  حضور داشته باشید.

3- در صورت ابتلا به بیماری  ، از  طریق پزشک آن را درمان کنید.

4- برای جلوگیری  از فراموشی ، امور خود را سازماندهی  کنید  ، برای مثال  با نصب  قلاب هایی در آش÷زخانه  ، کلیدهای  درها را در آنجا نصب کنید و یا وسایل مورد نیاز خود را در مکان های مشخص  و ثابت قرار دهید  و یک دفترچه  یاداشت  تاریخ دار داشته باشید  تا از طریق آن  بتوانید  نکات مورد نیاز خود را یادداشت  کنید  و همیشه به خاطر داشته باشید .

در پایان در صورتی که با انجام اقدامات گفته شده ، مشکل کم حافظه بودن شما  برطرف نشد ، با یک پزشک مشخص مشاوره نمایید.

به نقل از سایت فکر نو

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 


همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
اگر خوش شانس باشید ناصحانی( مرشدان) که در کسب و کار شخصی خودش موفق بوده را می یابید که می توانند شما را نیز در مسیر موفقیت راهنمایی و هدایت کنند. اگر واقعاً خوش شانس باشید و این افراد در صنعت و حرفه شما حضور داشته باشند، بیش از یک پشتیبان برای تصمیمات شما خواهند بود. افراد فوق العاده خوش شانس اندکی وجود دارند که یک ناصح مسیر فکری شان را در مورد کسب و کار را تغییر دهد. چندین سال پیش، من با یک چنین شخصی برخورد کردم. طی یک سری اتفاقات تصادفی من با یک میلیونر که حاضر بود تجربیات با ارزش خود را با من سهیم شود برخورد کردم. در کمتر از 2 ساعت این فرد توانست تمام آن چیزی را که من در مورد کسب و کار می دانستم را تغییر دهد. حتی توانست اکثر تصورات و طرز فکرهای اساسی را که من در زمینه کسب و کار داشتم را عوض کند. من و شریکم در یک شرکت فروش آگهی آن لاین که خیلی در آن سرمایه گذاری شده بود و رشد آن بیشتر به خاطر محیط اینترنتی بود با هم کار می کردیم. او رئیس من بود و من فضاهای آگهی را می فروختم. ما به سرعت درک کردیم که اگر کسب و کار شخصی خود را دور از وضعیت دشوار شرکت که با آن درگیر بودیم، ادامه دهیم، سرگرمی بیشتری خواهیم داشت و اجناس خود را با قیمت بالاتری خواهیم فروخت. یکباره تصمیم به ترک شرکت گرفتیم. در یک دوره زمانی دیوتنه کننده و با بیدارماندنمام تا دیروقت در پشت لب تاب ها، توانستیم توجه یک سرمایه گذار خیلی توانگر را جلب کنیم. او ما را برای دیدن خودش و بعضی از وکلایش در هتل شخصی اش با این دستورالعمل که" تماماً برنامه های کسب و کارتان را کنار بگذارید و فقط خودتان بیایید"، دعوت کرد.

هر چند که اولین ملاقات بیش از 2 ساعت نبود، اما زمان به سرعت می گذشت. ملاقات بر اساس ارزیابی من و شریکم بر اساس یکسری سوالات که با فکر و اندیشه ی مرتب طرح شده بود، برگزار شد، با این وجود چیزی که جالب بود که این سوالات بسیار ساده و پیش پا افتاده بودند. ما انتظار یکسری سوالات سخت در مورد سرمایه گذاری مشارکتی و معاملات بین المللی را داشتیم. اما به جای آن درباره اینکه ما کی هستیم و اینکه برای کمک به بهتر شدن شرکت چگونه فکر می کنیم، مورد سوال قرار گرفتیم. بعد از چند ماه ارتباطات مالی را با وی شروع کرده، ما یک معامله با این سرمایه گذار انجام دادیم، معامله انجام شد اما سوالات همچنان ادامه داشت. جالب ترین و ملایم ترین سوال که تقریباً یکبار در هفته در پشت تلفن و در هر ملاقات رودر رو از ما پرسیده می شد ( چه طوری) بود. اوایل من فکر می کردم که این یک سوال مسخره است و با توصیف شرکت و اینکه ما برای موکلمان چه کارهایی انجام داده ایم پاسخ داده خواهد شد. با گذشت زمان به ذهنم خطور کرد که این یک سوال پر معنی است و جوابهای من به موضوعی که در کنه سوال نهفته است پاسخی نمی دهد بالاخره من از سرمایه گذار بیلیونری مان پرسیدم، شما همیشه این سوال را از من می پرسید بنابراین دلیلی ندارد که شما جواب را ندانید پس چرا تکرار می کنید؟ او خندید و همچنان جواب می داد "من همیشه این سوال را می پرسم چونکه بهترین سوالی است که بفهمی که افرادی که در یک کسب و کار متمرکزند چگونه اند."سکوتم او را برای ادامه دادن برانگیخت،"می بینی، اگر کسی بتواند به این سوال بی پروا و در کمتر از 10 کلمه جواب دهد احتمالاً نمی داند که ارزش واقعی سرویس و محصول شان چقدر است."

" برای امتحان اینکه این امر چقدر صحیح است سعی کن که از خودت این سوال را بپرسی و در 10 کلمه یا کمتر جواب آن را بدهی. آیا در مورد جوابی که دادی احساس روشن و واضحی داری یا اینکه گیج شده ای؟     بعداً این فرصت برایت پیش می آید که این سوال را از شخص دیگری بپرسی، دقیقاً نگاه کن که او چگونه به این سوال پاسخ می دهد. آیا بعد از اینکه توضیحات دور و دراز او تمام شد نیاز به نشستن یا استراحت دارید یا سریع متوجه می شوید. برای من واضح است که اگر نیاز به وایت برد و ارائه وسیله ی پاورپوینت و 45 دقیقه زمان برای فروش محصول خود داشته باشید شما درگیر یک مشکل بزرگ هستید." در طول زمانی که ما با هم تماس داشتیم همیشه تعداد زیادی سوال مطرح بود. هر سوال توانایی این را داشت که مستقیم سر اصل مطلب برود و موقعیت های پیچیده را درک کند. در زیر لیست سوالاتی که مدام مطرح می شد آمده است.

1-       چه کسانی مشغول به کار هستند؟ شهرت، امانت و استعدلد درونی کسانی که درگیرند چقدر است؟ این افراد شرکت را در مسیر موفقیت قرار می دهد یا شکست؟ پاسخ کلیدی است که مطمئن شوی که تو تنها کسی نیستی که افراد باهوش و پر انرژی و با اشتیاق فوث العاده ای داری و همچنین مطمئن شوی که بدست آوردن یک گروه در کنار هم ده برابر جمع نیروی تک تک اجزا آنها است. ممکن است باهوش ترین افراد را در گروهت داشته باشی اما اگر هیچ ارتباطی بین آنها نباشد هیچ کاری موفق آمیز، نیز انجام نمی شود.

2-       در مسیر کاری تان، افراد مهم ترند یا ایده ها؟ اگر با مشکلی مواجه شدید ارزیابی کنید که این مشکلات توسط افراد به وجود آمده یا توسط ایده هایی که آنها برای پیشبرد کارشان دارند. افراد خوب می توانند یک ایده ی بد را به خوب تبدیل کنند اما افراد بد هرگز نمی توانند چنین کاری کنند، حتی یک ایده ی کسب و کار که بر اساس فکر و اندیشه ی باز و صحیح گرفته شده ممکن است به کاستی منتهی شود. اما زمانی که افراد خوبی در اختیار داشته باشید اداره کردن مشکلها راحت تر است.

3-       آیا کارمندانتان از نظر قدرت و استعداد مانند هم هستند؟ شروع یک کسب و ادامه ی آن برای یک مدت طولانی قابل مقایسه با قهرمانان دو سرعت و مسافت زیاد دوندگان است. همه نمی توانند کارآفرین و کارشناس خبره باشند آیا شما یک شرکت تأسیس کرده اید که در زمان و موقعیت مناسب درجا بزند و مسیر نزولی پیش گیرد یا اینکه به سمت جلو حرکت کند. این یک اصل رایج بین سرمایه داران ریسک پذیر است که اکثر کسانی که تازه شروع کرده اند در چند سال اول رشد نخواهد کرد.

4-       چقدر پول برای سود بردن نیاز دارید؟ اگر شما برنامه ریزی کرده اید که شرکت خود را با سرمایه افراد دیگر آغاز کنید بهتر است با آنها روراست باشید. مدیریت، پیش بینی کلید تمام ارتباطات موفق است و چیزی بهتر از صداقت بین صاحب کسب و کار و سرمایه گذار نیست. پیشگویان تنها حدس های خوبی می زنند بنابراین زمانی که برنامه هایتان را برای افرادی که در شرکت شما سرمایه گذاری کرده اند ارائه می دهید هوشیار باشید.

5-       آیا به کارمند امور مالی نیاز دارید یا می توانید با یک حسابدار خوب آغاز کنید؟ عموماً بالاترین هزینه ها در یک شرکت جدید لیست حقوق ها است. در آغاز کار آیا به کارمند برای فعالیت های ابتدایی نیاز دارید؟ اگر از استخدام و به کارگیری کارمندان برای نقش های غیر ضروری تا زمانیکه پول و توجیهی برای آن داشته باشید، دوری کنید، پول خوبی برای خود ذخیره خواهید کرد.

6-       آیا می توانید سرمایه خود را از راهی جز سرمایه گذاری مشارکتی زیاد کنید؟ سرمایه گذاری برای جلو رفتن مهم است و شما به آن نیاز دارید. ممکن است این یک سوالی متناقض باشد که از یک سرمایه گذار مطرح شود اما میلیونر ما به دلیل مشکلاتی که این روابط ایجاد می کند خیلی حساس است. خواسته ی آنها آمدن سود به روی سرمایه شان و بی بصیرتی چشم پوشی نسبت به باریک بینی هایی که باعث تنش در شرکت می شد، است به گفته ی او" سرمایه گذاران تنها و تنها با یک کلمه برانگیخته می شوند هرگز خودت را به گونه ی دیگر متقاعد نکن اگر بتوانی پولت را از دوستان، فامیل و حتی با مایه بیشتر از خودت بگیری، از مواجه شدن با سرمایه گذار مشارکتی پرهیز خواهی کرد.

7-       تفاوت یک سرگرمی با کسب و کار چیست؟ پاسخ ساده است. کسب و کار در آخر هر ماه باعث افزایش سرمایه شما می شود اما در مورد سرگرمی برعکس است. اگر یک کار را فقط و فقط به خاطر اینکه آن را دوست دارید انجام می دهید حتی اگر کسب و کار سختی باشد نهایتاً به شما ضرر خواهد رساند. بهترین حالت پیدا کردن کسب و کاری است که به آن مشتاق هستید و مطمئن باشید که این یک مدل کسب و کار خوب نیز هست.

8-       در سختی ها جا می زنید، یا با حقایق مواجه می شوید؟ مدیران کسب و کار و کارآفرینان بایدتصمیمات دشواری بگیرند. مثلاً بعد از یک ماه کاری بد، ما با موضوعاتی واقعی روبرو می شویم. مانند نبود کار کافی، و زیادی تعداد کارمندان و ... در این زمان باید تصمیم خود را عقب بیندازیم و بلافاصله تصمیمات جدیدی اتخاذ کنیم. تأخیر در تصمیم گیری برای شرکت هزینه خواهد داشت.

9-       آیا استراتژی خاصی دارید؟ آیا به اندازه کافی فکر کرده اید که سرانجام چگونه می خواهید سود ببرید؟ زمانی که فروش داشته باشید، کسب و کار مب تواند بهترین نوع بازگشت سرمایه را داشته باشد. به یاد داشته باشید که در این روزها به ندرت ممکن است که مؤسس و یا مدیر، موقعیت ارجمندش را بیشتر از یک دهه حفظ کند. یکسری ملاحظات را برای خود و شرکت در نظر بگیرید.

 

به نقل از سایت مرکز توسعه‌ی کارآفرینی

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

چرا اکثر ایرانی‌ها شیفته کسب و حفظ سمت دولتی هستند؟ البته این سؤال را نسبت به ملیت‌های مختلفی می‌توان مطرح کرد ولی در رابطه با ایران، جدی‌تر و پررنگ‌تر است. سه دلیل ساختاری برای این مسئله وجود دارد که می‌توان آن را در نظریه «پاش» خلاصه کرد: سمت دولتی، پول می‌آورد (پ)؛ سمت دولتی، امنیت می‌آورد (الف) و سمت دولتی، شهرت می‌آورد (ش). هر یک از این عوامل را توضیح می‌دهیم:

1ـ سمت دولتی، پول و درآمد و ثروت و رانت اقتصادی می‌آورد. اصولا، رفتار افراد را باید در ساختارها جستجو کرد. از قدیم‌الایام در ایران، نزدیکی به دستگاه دولتی، امکانات فراهم می‌آورده است. همین‌که فردی از طرف دربار قاجار، والی ایالتی می‌شد، از فرصت‌های تجاری، کشاورزی و مستغلات برای خود و خانواده و اطرافیان خود بهره‌برداری می‌کرد، ضمن این‌که سهم دربار را نیز پرداخت می‌نمود. در دوره پهلوی، این نوع فرصت‌ها به معاملات بزرگ تجاری، تسلیحاتی، انرژی و وارداتی تبدیل شد و قرابت به دربار، زمینه‌های دسترسی به قراردادها و طرح‌های دولتی را تسهیل کرد. متأسفانه پس از انقلاب اسلامی،‌حاکمیت اندیشه‌ها و راه‌حل‌های چپ و سوسیالیستی برای مدیریت کشور، ساختارهای قدیم را تداوم بخشید. تا زمانی که تولید ثروت نزد دولت باشد، نوآوری‌های شهروندان یک جامعه، بروز و ظهور نخواهد داشت. جامعه زمانی رشد می‌کند که مستقل از حکومت برای خود فضا داشته باشد.

حکومت‌ها دو وظیفه بنیادی دارند: حفظ امنیت و نظارت بر اجرای قانون. در کشورهای صنعتی و هم‌اکنون در مالزی، ترکیه و کره جنوبی، بیش از 80 درصد تولید ناخالص ملی را شرکت‌ها و افراد خصوصی با فکر، همت و ارتباطات خود ایجاد می‌کنند. وقتی دولت مسئول معاش مردم باشد، آنان را در ساختاری قرار می‌دهد که خود به خود تنبل می‌شوند و خلاقیت و نوآوری خود را از دست می‌دهند. ایرانی‌ها در جهان به ملتی بااستعداد و نوآور معروف هستند ولی عمده این خلاقیت، خارج از ایران متبلور است زیرا که ساختار داخلی اقتصادی ما به شدت تحت‌الشعاع عملکرد و اولویت‌های دولتی است. ژاپنی‌ها 125 سال پیش تشخیص دادند که اقتصاد را باید غیردولتی کنند. چینی‌ها حدود 30 سال پیش به این جمع‌بندی رسیدند و روس‌ها هنوز مشغول بحث کردن پیرامون مزایا و مضار خصوصی‌سازی هستند.

افرادی که مستقل از دولت کار و درآمد و سرمایه تولید می‌کنند، شخصیت متفاوتی نیز دارند. کسی که با فکر خود، درآمد تولید می‌کند، نیازی به صنعت مخرب «چاپلوسی»، «تملق» و «توجیه وضع موجود» ندارد. مهم‌ترین کار فرهنگی برای مبارزه با تملق، خصوصی‌سازی اقتصادی است. مبالغه، تعریف کردن‌های بیهوده از دیگران و در عین حال، انصاف در قضاوت، رفتار معقول اجتماعی و تحلیل منطقی از اوضاع جاری، عموما تحت‌الشعاع معاش انسان‌هاست. میان منابع درآمد افراد و افکار آنان، ارتباط مستقیمی وجود دارد. رشد فکر در گروی منابع درآمد غیردولتی است. با توجه به این‌که عموم ایرانیان یک لایه تجملاتی دارند و در پی بهترین وضعیت زندگی برای خود و فرزندان خود هستند، در محیط‌های کاری که اغلب دولتی است،‌ فضاها و شرایطی را ایجاد می‌کنند که درآمدهای به مراتب وسیع‌تر از فیش حقوقی خود کسب کنند. از این رو، تملق، باندبازی، تظاهر، دروغ، توجیه سیاست‌های موجود و غلط جلوه دادن شرایط زمان به طور طبیعی رواج پیدا می‌کند. درآمدهای خصوصی، انسان‌ها را متعادل بار می‌آورد. حتی تدین و خداپرستی در گروی بسط درآمدهای خصوصی است. بزرگ‌ترین اهتمام برای گسترش اندیشه آزاد، تربیت انسان‌های متعادل، بسط اعتقاد به ماوراءالطبیعه و زدودن خصلت‌های تاریخی تملق، تظاهر و دروغ، غیردولتی کردن منابع معاش مردم ایران است.

2ـ سمت دولتی، حریم امنیتی به دنبال می‌آورد. افرادی که سمت دولتی دارند، از فضای ذهنی و عینی امن‌تری برخوردارند و بسیاری از فعالیت‌های خود ـ منطقی یا غیرمنطقی، مشروع یا نامشروع ـ را می‌توانند توجیه کرده و پیش ببرند. دولتی بودن، ارتباطات گسترده‌ای را فراهم می‌آورد و افراد در فضاهایی کار کرده و تنفس می‌کنند که پشتیبان دارند. ارتباطات دولتی، افراد را مصونیت می‌بخشد. افرادی که سمت دولتی دارند، سعی می‌کنند در همه نهادها و سازمان‌ها، آشنا داشته باشند و اگر لازم بود، سهم آنها را تأمین کنند تا بتوانند به فعالیت‌های خود ادامه دهند. شهروندانی که عاری از این ارتباطات هستند، هرچند بر روی کاغذ قانون، حقوق دارند ولی در عمل، فاقد پشتیبان بوده و احساس ناامنی می‌کنند.

عنصر امنیت در سمت دولتی عمدتا به درآمدهای نامشروع مربوط می‌شود. فساد مالی در دولت‌ها از کجا ناشی می‌شود؟ از آنجا که افرادی برای تأمین امنیت خود در فضاهای دولتی به دنبال تشکیل شبکه‌های دولتی و ارتباطی هستند. هرجا که پول باشد، استعداد فساد هم وجود دارد. پول و ثروت نزد بخش خصوصی به مراتب سالم‌تر از پول و ثروت نزد بخش دولتی است. بی‌دلیل نیست که کشورهای اسکاندیناوی برای سال‌ها سالم‌ترین نظام دولتی را دارند. زیرا دولت در چند هزار نفر کارمند خلاصه می‌شود و بقیه افراد جامعه زندگی خود را با شرکت‌ها و تولید درآمد از طریق کار خصوصی تعریف می‌کنند. وقتی شهروندان نروژی، فنلاندی و سوئدی به دولت می‌اندیشند‌، آن را نهادی برای تأمین نظم و امنیت عمومی و اجرای قانون و تنظیم روابط با جهان تلقی می‌کنند. افراد به گونه‌ای تربیت شده‌اند و منظومه انتظارات آنها با روشی سامان یافته است که در پی «فضاهای غیردولتی» برای تأمین نیازهای زندگی خود باشند. از این رو، لزومی ندارد که ارتباطات دولتی ایجاد کنند، در نهادهای دولتی آشنا داشته باشند و فراتر از قانون و قوه قضائیه، در پی منابع دیگر تحقق امنیت فردی و خانوادگی باشند.

بی‌دلیل نیست که از سال 1860 تاکنون، بیش از 90 درصد خلاقیت‌های صنعتی و نوآوری‌های فناوری را افراد و شرکت‌های خصوصی ایجاد کرده‌اند. «بیل گیتس» با فکر و اهتمام خود شرکت عظیم «مایکروسافت» را بنا کرد. اگر کنگره آمریکا در دهه 1970 و زمان ورود کامپیوتر به نسل‌های جدید، بودجه‌ای را برای بسط فناوری اختصاص داده بود و چند شرکت دولتی را مسئول این کار کرده بود، بشریت هنوز در نسل دوم کامپیوتر متوقف مانده بود. برای سامان دادن به نظام‌های اجتماعی رو به رشد، هیچ نیروی دیگری جز کار خصوصی تاکنون کشف نشده است. به درجه‌ای که دولت سایه خود را بر زندگی اقتصادی مردم گسترش می‌دهد خود به خود ساختارهای فساد مالی را نیز بسط می‌دهد. انسان‌ها باید از طریق قانون و حسن اجرای قانون احساس امنیت کنند و نه ارتباطات و داشتن آشنا در راهروهای قدرت. در فضاهای دولتی برای آن‌که کاری انجام پذیرد، رضایت افراد و تأمین منافع آنها ملاک است اما در محیط‌های بخش خصوصی، پیشبرد کار اهمیت دارد و جایگاه افراد به میزانی که کار و طرحی را تحقق بخشند، سنجیده می‌شود.

3ـ سمت دولتی، شهرت می‌آورد. در جوامعی که دولت معاش مردم را تأمین می‌کند، اعتبار افراد رابطه مستقیمی با ارتباط آنان با دولت دارد. صنعت دولتی، دانشگاه دولتی، علم دولتی، درمان دولتی، تحقیق دولتی، حمل‌ونقل دولتی و رسانه‌های دولتی، فرصتی به شهروندان نمی‌دهد که موضوع و خواسته‌ای را خارج از دستگاه دولتی تعریف کنند. «ماهاتیر محمد» در اقدامی شجاعانه و با برنامه‌ای تدریجی، آب و برق و گاز و تلفن در مالزی را غیردولتی کرد و به شرکت‌های خصوصی گفت: شما در قبال مردم، مسئول هستید. در مقابل، مردم کارآمدی را از شرکت‌ها می‌خواهند و نه دولت. دولت در نهایت ناظر بر اقدامات بخش خصوصی است.

اصولا نویسنده، مبتکر، مخترع، بانکدار، استاد دانشگاه، کارگردان و مدیری که اعتبار خود را از دولت گرفته باشد،‌ارزش مصنوعی دارد. دلیل بسیار مهمی برای این ادعا وجود دارد. اعتبار افراد و نهادها در فضاهای رقابتی مشخص می‌شود. در نهاد دولت، رقابتی در کار نیست. یکی از دلایل رکود دانشگاه‌ها در ایران، فقدان رقابت میان اساتید است. در دانشگاه‌های معتبر جهان، ارزش یک دانشگاهی به مقدار تولید و پژوهشی است که در رشته خود انجام داده که مورد تأیید همکاران او قرار گرفته است و نه بر اساس سنوات تدریس و مدرک دکتری. در این نوع دانشگاه‌های معتبر، حتی دو استاد از یک سطح حقوق و مزایا برخوردار نیستند و فیش حقوقی هر یک بر اساس خلاقیت پژوهشی اوست. ارزش یک کارگردان در این نیست که دولت تشخیص بدهد و به او جایزه بدهد بلکه در فضاهای به شدت رقابتی میان کارگردانان داخلی و خارجی است. ممکن است دولت به بهترین کارمند خود جایزه‌ای اختصاص دهد ولی نمی‌تواند بهترین کتاب سال را تعیین کند و یا چهره‌های ماندگار را تشخیص دهد. بهترین کشاورز را صنف کشاورزان انتخاب می‌کنند و نه وزارت کشاورزی. کارآمدترین صنعت‌گر را صنف صنعت‌گران به جامعه معرفی می‌کنند و نه وزارت صنایع. افرادی که در نهادهای دولتی هستند، نمی‌توانند سطح تخصص شهروندان را با اعطای جوایز دولتی تشخیص دهند. شهرت و اعتبار برای آن‌که واقعی باشد، باید با معیارها و انتخاب‌کنندگان غیردولتی مورد سنجش قرار گیرد.

وقتی که دولت مسئول تقسیم شهرت و اعتبار باشد، معنای تخصص از بین می‌رود. افراد از این طریق می‌توانند در راهروهای دولت در پی کسب ارتباطات باشند تا سهمی از اعتبار و شهرت را به دست آورند. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جمهوری اسلامی، ورود انبوهی از مهندسین و پزشکان در صحنه تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و سیاسی است. هرچند این افراد در رشته‌های خود محترم هستند ولی به دلیل ناآشنا بودن با متون بسیار پیچیده علوم انسانی که جهان با آن مدیریت می‌شود، تصمیم‌گیری‌های نسنجیده، اقدامات بدون پروسه و سخنان بدون پشتوانه مطالعاتی و تجربی، نتیجه عملکرد این مهندسین و پزشکان بوده است.

«فرانسوا میتران» پس از 29 سال عضویت در حزب سوسیالیست فرانسه و طی مراحل مختلف سیاسی و اجتماعی به ریاست‌جمهوری رسید. او حقوقدانی بود که پس از 30 سال آشنایی با پیچیدگی‌های داخلی و بین‌المللی فرانسه، به چنین سمتی دست یافت. لازم نیست به میتران تبریک بگوییم. باید به آن سیستمی تبریک بگوییم که ساختاری را فراهم کرده است تا میتران‌ها در آن رئیس‌جمهور شوند.
هنگامی که شهرت یافتن، دولتی شود، افراد سعی می‌کنند در حاشیه دولت بمانند تا به طور طبیعی غریزه‌های آنان ارضا شود. امروزه از «جان میجر» نخست‌وزیر سابق انگلیس و یا از «کلینتون» رئیس‌جمهور سابق آمریکا خبری نیست چون آنها فقط در یک دوره‌ای محدود، فرصت داشتند تمام استعداد و خلاقیت خود را در صحنه سیاست و مدیریت و کشورداری به نمایش بگذارند. در ایران، افراد برای دهه‌ها در انتظار قدرت می‌نشینند زیرا فراتر از قدرت و سمت سیاسی، شهرت و کار دیگر، از اعتبار چندانی برخوردار نیست. نوشتن کتاب و خاطرات، کار خیریه، راه‌اندازی مؤسسات خصوصی و تحقیقاتی، رسیدگی به ایتام، تدریس، علاقه به هنر، تئاتر، موسیقی، گالری عکس و نقاشی چندان چنگی به دل نمی‌زند. در نهاد دولت است که افراد سخنان خود را مطرح می‌کنند و در رسانه‌های بصری و غیربصری، انعکاس پیدا می‌کنند اما گر رسانه‌های غیردولتی با دولتی رقابت کنند، آنگاه می‌توان اهمیت سخن و فکر و کالا را مشخص کرد.
روانشناسان می‌گویند، چون شخصیت ایرانی در کودکی و نوجوانی سرکوب می‌شود، در سنین بالاتر نیاز شدیدی به نمایش و جلب رضایت و تأیید دیگران پیدا می‌کند. صحنه دولتی و سیاسی، بهترین فضایی است که افراد نیازهای غریزی و روانی خود را تأمین کنند. بنابراین، شهرت و اعتبار به درجه‌ای که برخاسته از نهادهای دولتی باشد، مصنوعی و آمیخته به منافع و وفاداری به دولت است و به درجه‌ای که نتیجه رقابت در فضاهای غیردولتی و ارزیابی افراد غیردولتی باشد، واقعی‌تر خواهد بود. اگر جوایز اسکار و بهترین خبرنگار و برجسته‌ترین نویسنده در آمریکا را به عهده کاخ سفید بگذارند، معلوم نیست چگونه افرادی انتخاب شوند. خصوصی‌سازی و اعتبار بخشیدن به جامعه، نه تنها در تولید ثروت و کار اقتصادی، بلکه در تولید اندیشه و هنر نیز می‌باشد.

جمع‌بندی
نظریه «پاش» برخاسته از تجربه بشری است. تاریخ، معرف این واقعیت است که بزرگ شدن دولت به ضرر مردم یک جامعه و رشد آنهاست. ایرانی‌ها نه تنها استعداد رشد دارند، بلکه ظرفیت الگوسازی را نیز دارا هستند. هم‌اکنون تجربه بشری این است که تنها با ایجاد ساختارهای مناسب، می‌توان شهروندان را به سوی خلاقیت و رشد هدایت کرد. ساختارهای عقلایی، انسان‌های عقلایی به وجود می‌آورند. اگر ایرانی‌ها به سمت دولتی علاقه‌مند شده‌اند، ناشی از ذات آنها نیست، بلکه به دلیل وجود ساختارهای مخالف با رشد است. از «دنگ شائوپینگ» پدر چین نوین پرسیدند: «شما زمانی سوسیالیسم را ترویج می‌کردید، چگونه اکنون به بخش خصوصی روی آورده‌اید؟» او پاسخ داد: «ما در پی سعادت مردم چین بودیم. الان به این نتیجه رسیده‌ایم راه سعادت از طریق خصوصی‌سازی است و مردم، خود باید ثروت تولید کنند».

به لحاظ فلسفی و اخلاقی، مزیت مهم تفکیک ثروت‌یابی از دولت این است که فکر، هنر و رسانه از دولت و فضاهای آمیخته به منافع و خواسته‌های فردی رهایی می‌یابد. ثروت‌یابی مردم، ساختاری را ایجاد می‌کند که دولت صرفا وظیفه خود را نظارت بر قانون تعریف ‌کند. اگر امور و سرنوشت یک ملت نزد دولت باشد، یکسان‌سازی فکری و استنباط ایجاد می‌شود. به هر میزانی که جامعه نقش پیدا کند، رنگین‌کمان تفکر و استنباط و به تبع آن، رسانه و تولید ثروت و معاش ایجاد می‌گردد. زمانی ایران، ژاپن خاورمیانه می‌شود و یا طی بیست سال آینده، طبق خواسته سند چشم‌انداز، قدرت اول منطقه می‌شود که جامعه ایرانی رشد کند، نه آن‌که دولت روز به روز حجیم‌تر شود. ایرانی برای آن‌که زندگی مطلوبی داشته باشد، در شرایط فعلی ناچار است خود را در فضاهای دولتی تعریف کند. اگر بخواهیم از تجربیات دیگر ملل و به خصوص ملل آسیایی، درسی آموخته باشیم، آینده رشد ایران و ایرانی در کانون غیردولتی کردن اقتصاد کشور است. در غیر این صورت، نظریه «پاش» ادامه پیدا خواهد کرد.

به نقل از سایت بازتاب



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب