« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

لینک‌سازی موفقت‌آمیز

همه آن‌هایی که وب سایتی در اینترنت به راه انداخته‌اند، در ابتدای کار و یا انتهای کار!، یک چیز می‌خواهند و آن افزایش تعداد بازدیدکنندگانست. هر قدر که وب سایت بیشتر به روش و تبلیغات و بازاریابی آن‌لاین بپردازد، افزایش شمار بازدیدکنندگان و یا به بیان دقیقتر افزایش تعداد بازدیدکنندگان هدف، اهمیت بیشتری خواهد یافت. لازم به گفتن و تاکید نیست که مشتری ارباب فروشنده است و کسی که دوام و رشد یک کسب و کار را تضمین می‌کند هم، خود اوست. کسب و کار واقعی و آن‌لاین از این حیث یکسان هستند.
راهکارهای متفاوتی برای کمک به صاحبان وب سایت‌ها عرضه می‌شوند که هر یک مزایا و معایبی دارند. یکی از مشهورترین این راهکارها، خلق لینک به وب سایت‌های دیگر است. شما هم در گشت و گذارهای اینترنتی خودتان، به وفور از لینک‌ها استفاده می‌کنید و شاید ناخودآگاه بسیاری از نکات کلیدی این مقوله را فهمیده باشید.
بسیاری از مالکان وب سایت‌ها فکر می‌کنند که این روش دیگر چندان مفید و پاسخگو نیست و بهتر است روش‌های بهتری را برای افزایش ترافیک وب سایتشان، امتحان کنند. ولی این طور نیست. لینک‌ها هنوز هم از کارآمدترین روش‌ها برای افزایش ترافیک سایت و کسب رتبه بهتر از موتورهای جستجو هستند. ولی چگونه باید عمل کنید؟
در این‌جا یک پروسه چهار مرحله‌ای ساده آورده‌ایم که برای افزایش میزان موفقیت لینک‌های شما، مفید و کاربردی‌اند:
اول این که همه می‌دانند بررسی، مطالعه، کنکاش و تحقیق پروسه‌هایی هستند که انجامشان قبل از آغاز هر کاری توصیه شده و در دنیای کسب و کار به مراتب کلیدی‌ترند. در کسب و کار اینترنتی و در مقوله لینک ساختن و تبادل آن‌ها، شناختن فضای اطراف و مطالعه وب سایت‌های دیگر ضروری و حیاتیست. بسیار می‌بینیم که شخصی سعی دارد با وب سایت دیگری لینک بسازد ولی اصلا توجه ندارد که این وب سایت نمی‌تواند برای وب سایت او مفید باشد چرا که نقاط مشترک حیاتی و کلیدی با هم ندارند. حال، هر قدر هم که با این سایت، لینک رد و بدل کنید، حاصلی نخواهد داشت.
وب سایت‌های مقابل نباید رقیب کسب و کارتان باشند ولی باید شما و آن سایت، بازدیدکنندگان و مشتریان مشترکی داشته باشید. برای یافتن این چنین سایت‌هایی، فکر کنید و ببینید که ممکن است بازدیدکننده شما، پیش از ورود به این سایت، چه وب سایت‌های دیگری را دیده باشد؟
وقتی که کالا و خدمات شما را می‌بیند، به یاد چه چیزهای دیگری می‌افتد؟ ممکن است بخواهد چه چیزهایی دیگری هم بخرد؟ دقیق فکر کنید که آیا فکر خریدن این کالا و خدمات بعد از مشاهده سایتتان به ذهن بازدیدکننده خطور می‌کند یا پیش از آن هم به دنبالش بوده و در جستجوهای اینترنتی خود، وب سایت شما را باز کرده و کالایی را می‌بیند که مشابه و بسیار نزدیک به آنست. جواب این سوال‌ها می‌توانند وب سایت‌هایی که ممکن است لینک ساختن با آن‌ها سودمند باشد را نشانتان دهند.
در ضمن اگر با وب سایت‌هایی که خیلی به شما شباهت دارند، لینک بسازید هم اقدام بیهوده‌ای خواهد بود که می‌تواند درست مثل همکاری با سایت‌هایی نامرتبط، وقت و پولتان را هدر دهد. افق دیدتان را وسیعتر کنید ولی نه آن قدر وسیع که وب سایت‌هایی بی‌ربط به کارتان را برای لینک ساختن انتخاب نمایید.
مرحله بعدی اینست که به لینک وب سایت مقابل هم توجه کنید. بعضی اوقات صاحبان وب سایت‌ها با وب سایت‌های مورد نظرشان لینک می‌سازند ولی در ابتدا لینک و مشخصات آن‌ها را روی سایتشان قرار نمی‌دهند. فرض کنید که شما با وب سایتی توافق کرده‌اید و قرار است از این وب سایت پربار و مفید لینک رد و بدل شود. این شما هستید که از او تقاضای برقراری لینک نموده‌اید و او اجازه داد که یک لینک از وب سایت شما روی صفحه اصلی سایتش قرار گیرد پس، در آغاز شما باید لینک را طراحی و خلق کنید نه او. با این کار می‌توانید به راحتی با وب سایت مقابل ارتباط برقرار ساخته، نشان دهید که از این فرصت به خوبی استفاده کرده‌‌اید و توضیحات مختصر و روشنی نوشته‌اید و یک لینک موفق را به سویشان ایجاد نموده‌‌اید.
مسئله بعد اینست که اگر می‌خواهید با این وب سایت‌های موردنظر ارتباط برقرار کنید و خواسته‌تان را مطرح نمایید، یک ایمیل کوتاه، مفید و روشن بنویسید و فقط به نکات اصلی و کلیدی و مورد نیاز اشاره کنید. شاید هم بخواهید به شماره تلفنی که در وب سایت آمده تلفن بزنید. ایده فوق‌‌العاده و کارآمدی به نظر می‌رسد ولی بهتر است که در دنیای مجازی با روش‌های مجازی ارتباط برقرار کنید.
گاهی ممکن است با وب سایتی لینک بسازید و لینک آن‌ها را بر روی صفحه اصلی وب سایتتان ایجاد کنید ولی ببنید که مدتی گذشته و آن‌ها هنوز لینک شما را در سایت قرار نداده‌اند. این اتفاق، نادرنیست و همه صاحبان تازه‌کار وب سایت‌ها به آن برمی‌خورند. ناامید نشوید و یک بار دیگر برایشان ایمیل بزنید و بگویید که لینک آن‌ها روی وب سایت شما فعال است و حالا منتظر پاسخشان هستید.
یک نکته که باید همواره به یاد داشته باشید، راجع به مضمون و لحن این ایمیل‌هاست. هرگز به این وب سایت‌ها هشدار ندهید که اگر لینک شما را نسازند. لینک آن‌ها را از وب سایتتان حذف خواهید نمود. این جملات تاثیری منفی و گاه بر عکس خواهد گذاشت.
by:Michael Cheney
مترجم: آذین صحابی
به نقل از سایت روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

بانک جهانی در تازه ترین گزارش خود اقدام به انتشار گزارش 2008 سهولت آغاز کسب و کار در ایران و 178 کشور جهان نموده است . در این گزارش به بررسی شاخصهای اقتصاد ایران خواهیم پرداخت .
ایران در منطقه خاور میانه و شمال آفریقا واقع شده است و از لحاظ درآمد در بین کشورهای پایین تر از متوسط قرار دارد . ایران جمعیتی بالغ بر 69152538 نفر دارد و درآمد سرانه ناخالص ملی این کشور 3 هزار دلار است .


* رتبه 135 سهولت کسب و کار در ایران بین 178 کشور

ایران از لحاظ شاخص کلی انجام کسب و کار 2008 در رتبه 135 قرار گرفته است . ایران از لحاظ شاخص آغاز کسب و کار در رتبه 77 قرار دارد که نسبت به سال 2007 ، یازده رتبه نزول داشته است . از لحاظ شاخص کسب مجوزهای لازم برای آغاز کسب و کار ، در جایگاه 164 قرار گرفته است که نسبت به سال گذشته 6 رتبه نزول داشته است .
ایران از از لحاظ شاخص استخدام نیروی کار نیز در رتبه 141 قرار دارد که نسبت به گزارش 2007 ، دو رتبه صعود داشته است . از لحاظ ثبت داراییها به رتبه 143 رسیده که دو رتبه نسبت به سال 2007 نزول داشته است .
این کشور از لحاظ کسب اعتبارات با شش رتبه نزول نسبت به 2007 به جایگاه 68 رسیده است . از لحاظ حمایت از سرمایه گذاران بدون تغییر نسبت به سال 2007 در رتبه 158 قرار داریم . از لحاظ پرداخت مالیات با 3 رتبه نزول به رده 97 رسیده ایم . از لحاظ تجارت مرزی نیز با شش رتبه کاهش به رتبه 135 رسیده است . از لحاظ اجرای قراردادها با 3 رتبه نزول به رده 57 رسیده است و از نظر بستن و تعطیلی کسب و کار از رتبه 110 به 118 نزول داشته است .


* آغاز کسب و کار در ایران به مجوز 8 ارگان نیاز دارد

* 47 روزه در ایران مجوز می‌دهند‌

برای آغاز کسب و کار در ایران باید از 8 ارگان و سازمان مجوز لازم را اخذ کرد . این شاخص در منطقه خاور میانه و شمال آفریقا 7/9 و در بین کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی
OECD ، شش می باشد . اخذ مجوزهای لازم در ایران 47 روز به طول می انجامد ، در حالی که این رقم در کشورهای منطقه 5/38 روز و در کشورهای OECD حدود 9/14 روز است . هزینه آغاز کسب و کار در ایران 3/5 درصد درآمد سرانه ناخالص ملی است . این رقم در کشورهای منطقه 66 درصد و در کشورهای OECD نیز 1/5 درصد است .


* شاخص سختی استخدام نیروی کار در ایران، 11درصد

از لحاظ شاخص سختی و پیچیدگی استخدام نیروی کار ( از بین صفر تا صد ) ایران عدد 11 را کسب کرده است . این رقم در منطقه خاور میانه 8/25 و در کشورهای
OECD حدود 2/25 است . از لحاظ شاخص چسبندگی و سختی ساعات کار نیز ایران امتیاز 60 را کسب کرده است . این رقم در بین کشورهای منطقه 4/42 و در کشورهای OECD حدود 2/39 است . از لحاظ شاخص چسبندگی و استحکام اشتغال ، ایران امتیاز 40 را کسب کرده و این رقم در کشورهای منطقه 1/33 و در کشورهای عضو OECD حدود 8/30 است . هزینه های غیر دستمزدی نیروی کار در ایران 23 درصد دستمزد است و این رقم در کشورهای منطقه 8/14 درصد و در کشورهای OECD حدود 7/20 درصد است .


* ثبت دارائیها در ایران 9 خوان دارد و 36 روز زمان می‌برد

برای ثبت داراییها و اموال در ایران بایدبه 9 سازمان و ارگان دولتی مراجعه کرد . این رقم در کشورهای منطقه 8/6 و در کشورهای عضو
OECD حدود 9/4 است . ثبت داراییها در ایران بیش از 36 روز زمان می برد در حالی که این رقم در کشورهای منطقه 4/48 و در کشورهای OECD 28 روز است . هزینه ثبت داراییها در ایران معادل 10 درصد ارزش دارایی است و این رقم در کشورهای منطقه معادل 6/6 و در کشورهای OECD معادل 6/4 درصد است .
برای کسب اعتبار شاخصهای متعددی وجود دارد . شاخص حقوق قانونی در ایران 5 است ( از بین صفر تا ده ) . این رقم در کشورهای منطقه 7/3 و در کشورهای
OECD حدود 4/6 است . از لحاظ شاخص اطلاعات اعتباری ایران امتیاز 3 را کسب کرده است و این رقم در کشورهای منطقه 6/2 و در کشورهای OECD بیش از 8/4 است .


* شفافیت مالی در ایران ، 50درصد

شاخص حمایت از سرمایه گذاران دارای سه بعد است : نخست شاخص شفافیت معاملات ، دوم شاخص مسئولیت پذیری و سوم شاخصی که نشانگر میزان توانایی مردم برای تحت تعقیب قرار دادن مقامهای دولتی به علت سوء مدیریت است .
همه این شاخصها از صفر تا ده ارزش گذاری شده است . شاخص شفافیت معاملات در ایران 5 ، در کشورهای منطقه 8/5 و در کشورهای عضو
OECD بیش از 4/6 است . شاخص مسئولیت پذیری در ایران 4 ، در کشورهای منطقه 7/4 و در کشورهای OECD بیش از 1/5 است .
شاخص حمایت از سرمایه گذار در ایران 3 ، در کشورهای منطقه 7/4 و در کشورهای
OECD بیش از 0/6 بوده است .


*ایرانیها 22 نوع مالیات می پردازند

در ایران افراد حقیقی و حقوقی باید 22 نوع مالیات به صورت مستقیم و غیر مستقیم بپردازند . این رقم در کشورهای منطقه 1/25 و در کشورهای
OECD حدود 1/15 است . برای پرداخت مالیات در ایران بیش از 292 ساعت زمان لازم است ، این رقم در کشورهای منطقه 8/236 ساعت و در کشورهای OECD بیش از 3/183 ساعت است . مالیات در ایران معادل 4/18 درصد سود است و این رقم در کشورهای منطقه معادل 7/14 و در کشورهای OECD معادل 20 درصد سود است . مالیات نیروی کار در ایران 9/25 درصد کل مالیات در یافتی است . این رقم در کشورهای منطقه 5/16 درصد و در کشورهای OECD نیز 8/22 درصد است .


* 8 مدرک معتبر برای صادرات در ایران نیاز است

برای صادرات کالا از طریق مرزها در ایران به 8 مدرک معتبر نیاز است . این رقم در کشورهای منطقه 1/7 و در کشورهای
OECD 5/4 است . زمان صادرات در ایران بیش از 26 روز است . این رقم در کشورهای منطقه 8/24 روز و در کشورهای OECD بیش از 8/9 روز است . هزینه صادرات در مرزهای ایران برای هر کانتینر 860 دلار است ، این رقم در کشورهای همسایه 2/992 دلار و در کشورهای OECD بیش از 905 دلار اعلام شده است . برای واردات کالا از طریق مرزهای ایران به 10 مدرک و سند نیاز است . این رقم در کشورهای همسایه 8 و در کشورهای OECD ، 5 است . زمان برای واردات کالا به ایران بیش از 42 روز ، در کشورهای منطقه 7/28 و در کشورهای OECD بیش از 4/10 روز است .
هزینه واردات در مرزهای ایران 1330 دلار به ازای هر کانترینر ، در کشورهای منطقه 9/1128 دلار و در کشورهای
OECD بیش از 1/986 دلار است .


*قراردادهای تجاری در ایران پس از طی 39 مرحله نهایی می‌شوند

برای نهایی شدن قراردادهای تجاری در ایران 39 مرحله وجود دارد که این رقم در کشورهای منطقه 5/43 و در کشورهای
OECD بیش از 3/31 مرحله است . برای نهایی شدن قراردادهای تجاری در ایران بیش از 520 روز زمان نیاز است و این رقم در کشورهای منطقه به 699 روز و در کشورهای OECD بیش از 443 روز است .
هزینه و زمان اعلام ورشکسنگی و تعطیلی یک فعالیت تجاری در کشورهای مختلف ، متفاوت است و این مساله بستگی به قوت و ضعف قوانین مربوط به ورشکستگی تجاری دارد . زمان تعطیلی یک فعالیت تجاری و اعلام ورشکستگی در ایران بیش از 5/4 سال ، در کشورهای منطقه 7/3 و در کشورهای
OECD بیش از 3/1 سال است . هزینه تعطیلی یک فعالیت تجاری در ایران معادل 9 درصد درآمد ملی سرانه ، در کشورهای منطقه معادل 9/13 و در کشورهای OECD بیش از 5/7 درصد است .

منبع:خبرگزاری فارس



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

چکیده

امروزه پدیده اینترنت و جهانی شدن به عنوان لازم و ملزوم یکدیگر مطرح شده اند، به گونه ای که اندیشمندان این دو را از یکدیگر قابل تفکیک نمی دانند و معتقدند اینها تسهیل کننده یکدیگر هستند. دیگر اینترنت یک ابزار قابل چشم پوشی و یا برای سرگرمی نیست، بلکه به یکی از لوازم ضروری زندگی بشر مدرن و رو به توسعه امروزی تبدیل شده است. اینترنت و به طور کلی دنیای الکترونیک همه ابعاد زندگی و جوامع بشری را دستخوش تغییر خود کرده است. به تبع آن بازارها نیز دچار تغییرات ماهیتی و شکلی شده اند. به این بازارها که در اثر تاثیر و به کارگیری دنیای الکترونیک شکل گرفته اند، بازارهای الکترونیک گفته می شود. همانطور که ماهیت بازار تغییر کرده است، قابل پیش بینی است که سایر موارد وابسته به آن نیز تغییر کند. ازجمله این موارد استراتژی‌های قیمت گذاری است که می بایستی متناسب با نوع بازار تغییر کند. در این مقاله کوشش شده است استراتژی‌های قیمت گذاری در بازارهای الکترونیک معرفی و به طور مختصر تشریح شود.

مقدمه
روند رو به رشد به کارگیری فناوری اطلاعات منجر به بروز و ظهور تجارت الکترونیک در قالب استفاده از بازارهای الکترونیک در اکثر صنایع شده است. به گونه ای که پس از ظهور
B2B ، B2C ، C2C هم اکنون بحث دولت الکترونیک و G2G مطرح شده است که این نشان دهنده موج جدید کسب و کار است. ورود به بازارهای الکترونیک و تلاش به منظور بقا در این بازارها مستلزم بازنگری در کلیه ابعاد، مباحث و استراتژیهای کسب و کار در بنگاههاست. یکی از این مباحث «قیمت‌گذاری» است. قیمت به عنوان یکی از عوامل چهارگانه آمیخته بازاریابی است که با سیاستگذاری درست و دقیق بر روی آن بنگاهها می توانند علاوه بر تاثیر گذاری بر رفتار بازار هدف در راستای تحقق اهداف بازاریابی، درآمد و سود سرشاری نصیب خود کنند. از آنجایی که قیمت یکی از عوامل موثر بر تصمیم به خرید مصرف کننده(مشتری) است، تعیین قیمت نامناسب در مواردی تاثیرات جبران ناپذیری بر بنگاهها وارد و منجر به کاهش سودآوری، کاهش سهم بازار و کاهش اعتبار بنگاهها می شود. از این رو بنگاهها باید با استراتژی‌های قیمت گذاری در عرصه کسب و کار نوین که همان بازار الکترونیک است آگاه باشند. از این رو در این مقاله استراتژی‌های نوین قیمت‌گذاری در بازارهای الکترونیک به طور مختصر تشریح می شود.

قیمت گذاری چیست؟
به طور ساده قیمت گذاری یعنی تعیین قیمت برای کالا یا خدمت. قیمت‌گذاری فعالیتی است که باید تکرار شود و فرایندی مداوم و پیوسته محسوب می‌شود (
Shipley,2001 ) این تداوم ناشی از تغییرات محیطی و عدم ثبات شرایط بازار است که لزوم جرح و تعدیل قیمت را ایجاد می‌کند. قیمت گذاری با هدف حداکثر کردن سود،افزایش سهم بازار ،رهبری کیفیت، ادامه حیات و یا افزایش قیمت بازار صورت می گیرد.

بازار الکترونیک
بازار الکترونیک اساس تجارت الکترونیک است. امروزه سیستم‌های اطلاعاتی وجود دارند که شرکتها را به هم پیوند می‌دهند و این شرکتها با مشتریان و تامین کنندگانشان همانند یک مجموعه واحد تلقی می‌شوند. بازار الکترونیک یک سیستم اطلاعاتی میان سازمانی است که به خریداران و فروشندگان این امکان را می‌دهد که در مورد قیمتها و محصولات ارائه شده به تبادل اطلاعات بپردازند. این بازار به عنوان واسطه عمل می‌کند و شرکت‌کنندگان در این بازار می‌توانند خریداران، فروشندگان و یا طرفهای سوم مستقل و یا کنسرسیوم‌های میان چند شرکت باشند. بازارهای الکترونیک،کانونها و محلهای تجاری تعاملی است که در آن شرکتهای مختلف برای انجام فعالیتهای تجارت به تجارت در تجارت الکترونیک و دیگر فعالیتهای مربوط به تجارت الکترونیک گرد هم می‌آیند.

قیمت گذاری در بازار الکترونیک
قیمت گذاری در بازار بر مبنای هزینه صورت می گیرد. در یک زنجیره ارزش عمودی فعالیتها باید به صورت سلسله مراتبی تعریف شوند که تا مراحل اولیه آن انجام نشود، نمی‌توان مراحل بعدی را آغاز کرد. چون قیمت گذاری در تجارت الکترونیک به صورت عمودی نیست‌، قیمت گذاری بر مبنای هزینه دیگر پاسخگوی نیاز بازار نیست. عمودی نبودن زنجیره ارزش موجب می‌شود کالاهایی که در بازار از ارزش پایین‌تری برخوردار هستند، هزینه تولید بالایی داشته باشند. به علت پایین بودن هزینه جستجو در اینترنت قیمت و حاشیه سود نیز کاهش می‌یابد. همچنین بدین دلیل این که خرده‌فروشان در بازارهای الکترونیک حذف می‌شوند، هزینه‌ها و در نتیجه قیمت کاهش می‌یابد.بازارهای الکترونیک با ایجاد تنوع در کالا و خدمات قیمتهای متنوعی را ارائه می‌دهند که مشتریان بنابر توانایی مالی و میزان رفاه خود، کالا و خدمات متناسب با خود را دریافت می‌کنند. شرکتها می‌پندارند اگر قیمت کالاهای آنان نسبت به رقبا پایین‌تر باشد، می‌توانند بازار را در اختیار بگیرند. اگرچه ممکن است در بازارهای فیزیکی این اتفاق روی دهد اما در بازارهای الکترونیک از اهمیت زیادی برخوردار نیست.

قیمت گذاری پویا در بازار الکترونیک
قیمت‌گذاری پویا استراتژی قیمتی است که در آن قیمتها در هر لحظه به خاطر مشتریان و مصرف‌کنندگان و یا به دلیل مجموعه محصولات و خدمات ارائه شده تغییر می‌کند. اگرچه چنین استراتژی قیمتی در بازارهای فیزیکی وجود داشت، اما در بازارهای الکترونیک به دلیل تفاوت در زنجیرة ارزش ماهیت و اهمیت دیگری می‌یابد. قیمت‌گذاری پویا یکی از مهمترین هدایای اینترنت است. قیمت‌گذاری پویا، قیمت‌گذاری در محیطی است که در آن قیمتها ثابت نیستند بلکه انعطاف‌پذیر هستند. (
Mohammed et.al, 2002, p332 ) قیمت‌گذاری پویا را می‌‌توان خرید و فروش کالاها و خدمات در بازاری تعریف کرد که قیمتها در واکنش به شرایط عرضه و تقاضای بازار براحتی کم و زیاد می‌شوند. ( Bousseau and Gressens, 1999 ) قیمت‌گذاری پویا مکانیزمی است که در آن قیمتها و شرایط بر اساس قیمت دهی شرکت کنندگان در بازار تعیین می‌شود. قیمت‌گذاری صحیح با توجه به هزینه‌ها، مشتریان و رقبا صورت می‌گیرد. وقتی هر یک از این متغیرها تغییر کند، بهترین قیمت نیز ممکن است تغییر کند. قیمت‌گذاری صحیح نیازمند اطلاعات است. در یک بازار پیچیده و به شدت رقابتی، پیش‌بینی و محاسبه تقاضا، مشکل و گاه غیرممکن به نظر می‌رسد. بنابراین اینترنت به عنوان یک بازار پیچیده موجب ایجاد حساسیت قیمتی بالایی می‌شود. مشکل دیگر فروشندگان اینترنتی، این است که مشتریان مختلف قیمتهای متفاوتی می‌پردازند. قیمت‌گذاری در این بازارها هم باید جوابگوی اختلافات در بین اقشار مختلف مشتریان باشد و هم گروهها را حمایت و تشویق به خرید کند. بدین علت که بازارهای الکترونیک پیچیده هستند، استفاده از قیمتهای ثابت ممکن است، مشکل‌زا باشد. پس برخی از شرکتها از قیمت‌گذاری پویا استفاده می‌کنند. وقتی شرایط با چنین سرعتی تغییر می‌کند، تنها رهیافتهای قیمت‌گذاری ،قیمت گذاری پویا خواهد بود. ( Rashinghani, 2004 ). با توجه به امکان به دست آوردن سریع اطلاعات از میزان تقاضا، رقبا و مشتریان [عوامل تأثیرگذار در قیمت‌گذاری] امکان قیمت‌گذاری پویا به وجود می‌آید و گاه قیمت یک کالا چند بار در یک روز می‌تواند تغییر یابد. ( Mohammed et.al,2002,pp332-356 )

حراجی انگلیسی
معروفترین نوع حراجیها، حراجیهای انگلیسی هستند. در این حراجیها، خریداران قیمتهایشان را بالا می‌برند تا اینکه در نهایت تنها یک خریدار باقی بماند. در این حراجیها فروشندگان می‌توانند حداقل قیمتی را برای فروش تعیین کنند که اگر در قیمت‌گذاری به آن حداقل نرسید، می‌تواند کالا را نفروشد. البته بر اساس نوع حراجی این حداقل قیمت می‌تواند برای قیمت‌‌دهندگان اعلام شود و یا مطرح نشود.

قیمت‌گذاری معکوس در حراجیهای انگلیسی
بسیاری ازشرکتها از قیمت‌گذاری معکوس به عنوان یک سیاست در حراجیهای خود استفاده می‌کنند تا به این وسیله در هزینه‌های تأمین شرکتها صرفه‌جویی شود. در این گونه سایت‌ها، ابتدا درخواستی برای یک طرح و یا درخواستی برای یک اعلام قیمت جهت به راه انداختن یک حراجی توسط یک شرکت مطرح می‌شود. در این حراجی آن شرکتی برنده خواهد بود که کمترین قیمت را برای تأمین آن محصول یا کالا و خدمات ارائه کند. اینگونه بازارهای آزاد از آنجا که هزینه‌های تأمین شرکتها را برای درخواستهایشان کاهش می دهند، امروزه و مخصوصاً در تجارت‌های
B2B بسیار شناخته شده هستند. البته این نوع حراجیها تنها محدود به کسب و کار B2B نمی‌شود، بلکه برخی سایت‌ها از این نوع حراجیها برای ارائه خدمات و محصولات به مشتریان نیز بهره می‌برند.

حراجی‌ به سبک هلندی
میان تعریفی که اقتصاددانان از حراجی به سبک هلندی ارائه می‌کنند و آنچه که در هلند برای خرید و فروش گل به کار می‌‌رود، تفاوت وجود دارد. در این سبک، گرداننده حراجی، ابتدا قیمتی را برای فروش اعلام می‌کند و همینطور آرام آرام قیمت را پایین می‌آورد تا بالاخره فردی این قیمت را بپذیرد و این کاملاً بر خلاف حراجی به سبک انگلیسی است.
حراجی به سبک هلندی دو ایراد عمده دارد:
_ فرایند به کار گرفته شده در این حراجی به خریدارانی که به دنبال به دست آوردن این کالا هستند، اجازه افزایش قیمت را نمی‌دهد. در حالی که در حراجی انگلیسی، هنگامی که خریداری علاقه زیاد خود به کالا را با قیمت‌گذاری خود نشان می‌دهد، دیگر خریداران نیز به ارزیابی مجدد ارزش این کالا می‌پردازند و قیمت را افزایش می‌دهند.
_ در حراجی هلندی با قیمتی که بالاتر از قیمت واقعی بازار آن کالاست، قیمت‌گذاری انجام می شود و چرا که در غیر اینصورت سودی عاید فروشنده نخواهد شد.

حراجی به سبک eBay
در سایت
eBay فروشنده چندین چیز یکسان را می‌فروشد. فروشنده ابتدا حداقل قیمت و تعداد این اجناس را مشخص می‌کند. سپس خریداران از همان حداقل قیمت و یا بالاتر از آن شروع به قیمت‌گذاری می‌کنند. در انتهای این حراجی، بالاترین قیمت‌دهندگان در پایین‌ترین قیمتی که جزء قیمتهای پیروز این حراجی بوده است، اجناس را خرید می‌کنند. به عنوان مثال، فرض کنید دو خودنویس داریم و فروشنده تقاضای 20 دلار برای هر کدام کرده است. شخص A و B‌ هر کدام 20 دلار پیشنهاد می‌دهند. در اینصورت هر کدام از A و B یک خودنویس با قیمت 20 دلار به دست می‌آورند. حال اگر A و B برای این خودنویس‌ها 20 دلار و شخص C ا21 دلار پیشنهاد کنند در اینصورت A چون اول قیمت داده است و C با 20 دلار به دو خودنویس می‌رسند و به شخص B چیزی نمی‌رسد.

حراجیهای به سبک قیمت‌گذاری با اولین قیمت قطعی شده
در این نوع حراجیها، اطلاعات شفاف و روشن است. فروشندگان کالایی را جهت ارزیابی، بررسی و قیمت‌گذاری روی آن به خریداران ارائه می‌کنند. پیش از موعد مقرر، خریداران بالقوه این فرصت را دارند تا یک قیمت قطعی را برای محصول ارائه کنند. یکی از شرایط این حراجی این است که تا زمانی که قیمت‌دهی قطعی ادامه دارد و وقت آن تمام نشده است، خریداران نمی‌توانند از میزان قیمت پیشنهادی رقبا اطلاعی کسب کنند. بعد از اتمام این زمان، محصول به بالاترین قیمت‌دهنده فروخته می‌شود. همچنین فروشندگان حق دارند حداقل قیمتی را مشخص کنند و به زیر از این قیمت می‌توانند محصول را نفروشند.
پرایس لاین (
Price line )، اقتصاد جدیدی را بر اساس همین حراجیهای قیمت‌گذاری با اولین قیمت قطعی شده ایجاد کرده است. در این مدل، قیمت‌دهنده یک قیمت را برای تهیه بلیت هواپیما در یک روز خاص [که توسط کارت اعتباری تضمین شده] می‌دهد و موافقت می‌کند که پرایس لاین می‌تواند در هر شرکت هواپیمایی که توانست برای او بلیت را تهیه کند و بلیتها غیر قابل برگشت هستند. پس از این پرایس لاین چک می‌کند که آیا شرکت هوایی با این قیمت بلیت ارائه می‌کند و یا حاضر است با این قیمت چنین خدمتی را ارائه دهد. اگر چنین شرکتی یافت شد به صورت اتوماتیک چک می‌کند که آیا در آن روز بخصوص صندلی خالی دارد یا خیر. اگر چنین صندلی را داشت مشتری را خبر می‌کند.
پرایس‌ لاین درآمد خود را از طریق این فرایند به دو شکل به دست می‌آورد .به دلیل قابلیت دسترسی این سایت، خطوط هوایی موافقت خود را برای ارائه خدماتشان بر روی این سایت اعلام کرده‌اند. پرایس‌لاین بر اساس تفاوت موجود میان قیمت یک بلیت و قیمت‌گذاری مشتری می‌تواند کسب درآمد کند. همچنین یک حق‌الزحمه اسمی را برای شارژ بلیت از مشتری دریافت می‌کند.

خرید گروهی
در خرید گروهی، یک سایت شروع به جمع‌آوری تقاضا برای یک کالای خاص می‌کند تا به واسطه خرید کردن بیشتر، تخفیف بیشتری دریافت کند. در اینصورت تک تک خریداران از تخفیف بهره‌مند می‌شوند و فروشندگان نیز به صورت عمده به فروش محصولاتشان می‌پردازند و سود می‌برند. در این روش فرقی میان کسی که اولین عضو این مجموعه برای خرید یک کالا می‌شود و آخرین نفر وجود ندارد. وب سایت هایی که از این مدل قیمت گذاری استفاده می کنند، تقاضای مشتریان را جمع آوری کرده و با خرید عمده از عرضه کنندگان تخفیفهایی را از آنها دریافت می کنند.

قیمت‌گذاری تبادلی
تبادلات الکترونیک، بازارهایی هستند که خریداران و فروشندگان را دور هم جمع می‌کنند. این بازارها، همانند یک دلال عمل می‌کنند. در این سایت ها، فروشندگان محصولات خود را برای فروش به خریداران بالقوه عرضه می‌کنند تا در یک مدت زمان مشخص قیمت‌گذاری کنند و به همین ترتیب، خریداران نیز می‌توانند نیاز خود به یک محصول را اعلام کنند تا فروشندگان بالقوه آن محصول در یک دوره مشخص قیمت خود را برای عرضه آن محصول اعلام کنند و سپس خریدار انتخاب کند. یکی از مزیت‌های این بازارها، برای خریداران این است که به تعداد زیادی از فروشندگان دسترسی دارند و بر اساس نظریه‌های اقتصادی، هرگاه تعداد فروشندگان زیاد شود، رقابت افزایش می یابد و قیمت آن محصول کمتر خواهد بود و به همین ترتیب، هرگاه تعداد خریداران افزایش یابد، فروشندگان نیز قیمتهای بالاتری را برای فروش محصولاتشان دریافت خواهند کرد.

استراتژی‌های پیشرفته قیمت‌گذاری
-1 قیمت‌گذاری تبعیضی

واژه قیمت‌گذاری تبعیضی اشاره بر این دارد که قیمتهای متفاوت را برای افراد متفاوت بر اساس تمایل آنها به پرداخت، به کار می‌گیرند. قیمت‌گذاری تبعیضی این سوال را به وجود می‌آورد که آیا چنین تاکتیک‌هایی برای جامعه مناسب و یا سودآور هست یا خیر. استراتژیست‌های قیمت‌‌گذاری، قیمت‌گذاری تبعیض‌آمیز را به سه دسته تقسیم‌بندی می‌کنند:
الف - قیمت‌گذاری تبعیضی درجه یک؛
ب - قیمت‌گذاری تبعیضی درجه دو ؛
پ - قیمت‌گذاری تبعیضی درجه سه.
الف - قیمت‌گذاری تبعیضی درجه یک
دراین نوع قیمت‌گذاری ، فروشندگان از مصرف‌کنندگان همان مقداری را مطالبه می‌کنند که آنها بابت خرید یک چیز تمایل به پرداخت آن دارند. به همین دلیل شرکتها باید از منحنی تقاضای هر مصرف‌کننده مطلع باشند که البته کاری غیر ممکن است. ضمن اینکه، در حالی که یک مشتری تمایل به پرداخت قیمت بالایی برای محصول یک شرکت دارد، دیگر شرکتها ممکن است این محصول را با قیمت پایین‌تری ارائه کنند. در اینصورت خریداران به سمت این فروشندگان برای عدم پرداخت قیمت بالاتر هجوم می‌برند. اما آنچه که واقعی به نظر می‌رسد این است که شرکتها به دنبال کسب اطلاعات بیشتر از مشتریان هستند تا در هنگام چانه‌زنی بر سر قیمت بتوانند از این اطلاعات برای سنجش میزان تمایل مشتری به پرداخت استفاده کنند. معمولاً تاجران حرفه‌ای، پس از چند دقیقه کوتاه متوجه می‌شوند که این مشتری چه میزان حاضر است برای خرید بپردازد. این مطلب را معمولاً در جواب به سوال "چه میزان بودجه دارید؟" می‌توان دریافت.
ب - قیمت‌گذاری تبعیضی درجه دو
این نوع قیمت‌گذاری نیز مشابهت زیادی به قیمت‌گذاری تبعیضی درجه یک دارد. با این تقاوت که در این قیمت‌گذاری به دنبال آن هستند که بدانند یک مشتری حداکثر قیمتی که تمایل دارد برای یک محصول بپردازد چه میزان است. در این روش، به دنبال این هستند که بدانند که مشتری نه تنها برای یک واحد بلکه برای واحدهای بیشتر نیز چه میزان خواهد پرداخت.
پ - قیمت‌گذاری تبعیضی درجه سوم
در این قیمت‌گذاری مشتریان،بر اساس تمایلشان برای پرداخت، دسته‌بندی می‌شوند. تبعیض قیمت بر اساس سن مشتریان روشی است که در فروش بلیت سینما و تئاتر نیز اجرا می‌شود. بلیت تئاتر برای کودکان و بچه‌ها از قیمت کمتری نسبت به دیگر سنین برخوردار است.شرکتها قیمتهای متفاوتی را به مشتریان مختلف برای یک محصول ارائه می‌کنند، زیرا این بخشهای مختلف مشتریان تمایل متفاوتی برای پرداخت یک محصول دارند. به همان میزان که برای فروشندگان،پی بردن به خصوصیات مشتریان نظیر سن آنها آسان است، اما فروش مجدد این کالاها (خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالاتر از قیمت خرید) کار آسانی نیست. بر اساس اصول اقتصاد پایین‌ترین قیمتی که باید برای یک محصول درخواست ‌شود،نباید از هزینه‌های متغیر تولید آن کالا و یا محصول پایین‌تر باشد.یکی از بحث‌ برانگیزترین مباحث در این قیمت‌گذاری تبعیضی، روشی است که شرکتهای هواپیمایی به کار می‌گیرند. در واقع برای تاجران و افرادی که برای کار مسافرت می‌کنند، این مطلب که باوجود پرداخت حداقل 15 درصد بیشتر برای بلیت نسبت به توریست‌ها باید در کنار آنها بنشینند، تعجب بر انگیز است.

-2 قیمت‌گذاری بر اساس تخفیف مقداری
در مقام نظریه، اگر یک شرکت فروشنده بتواند میزان تقاضا برای محصول خود را تخمین بزند، می‌تواند برای فروش محصولاتش بر مبنای حجم خریداری شده، تخفیفاتی را در نظر بگیرد و برنامه‌ریزی کند. در این روش مشخص می‌شود که هر مشتری دقیقاً چه میزان حاضر است برای خرید یک محصول بپردازد و برای تعداد بیشتر چه قدر حاضر است هزینه تقبل کند.
در اینگونه استراتژی‌های قیمت‌گذاری که قیمت بـر اساس افزایش حجم خریداری شده، کـــاهش می‌یابد، رابطه معکوس میان قیمـــت و تعداد فروش محصول ایجاد می‌شود. رستوران‌های پیتزا فروشی از این روش برای تبلیغات استفاده می‌کنند . عبارت " یک پیتزا بخر و پیتزای دیگر را نصف قیمت ببر" از همین جمله‌هاست.
فهم این ساختار قیمت‌گذاری سخت و مشکل است و این سختی، تأثیر معکوس بر فروش نیز می‌تواند داشته باشد.

-3 قیمت‌گذاری دوبخشی
برای درک بهتر از اینکه مشتریان چه میزان برای خرید یک کالا حاضرند بپردازند، شرکتها از قیمت‌گذاری دوبخشی استفاده می‌کنند. این استراتژی از دو بخش تشکیل شده است. یک بخش قیمت‌گذاری ثابت و دیگری قیمت متغیر که وابسته به میزان خرید هر جنس است. مثلاً قیمت ثابت یک بسته 6 تایی
CD ا، 12 دلار و 50 سنت است و پس از آن برای خرید هر CD می‌توانند یک دلار و 50 سنت بپردازند. از نقطه نظر اقتصادی، این نکته که قیمت متغیر با هزینه متغیر تولید کالا یکسان است، اهمیت فراوانی دارد. برای حداکثر کردن سود، لازم است این استراتژی به گونه‌ای طراحی شود که مصرف‌کنندگان را به خرید یک محصول در قیمت متغیر،که کمتر از هزینه تولید آن محصول است، محدود کند. به عنوان مثال در مثال CD ، مشتری مایل است تا یک بسته که قیمت آن 5/12 دلار است را بخرد. در این حالت سیاست شرکت فروشنده باید این باشد که مشتری را به خرید CD ششم و هفتم با قیمت 5/1 دلار ترغیب کند. حال اگر مشتری بخواهد این CD ها را به قیمت 1 دلار خرید کند، از آنجا که هزینه هر CD ا،5/1 دلار است غیر‌ممکن می‌شود. بنابراین شرکت از یک بسته با قیمت مشخص و در تک فروشیها از قیمتی که انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشد، استفاده می کند.

-4 قیمت‌گذاری بسته‌ای
دو نوع استراتژی قیمت‌گذاری بسته‌ای وجود دارد: بسته‌های یک دست و خالص و بسته های مختلط. در بسته ‌بندی خالص، محصولات یک شرکت بخشی از آن بسته را در کنار محصولات قبلی شرکت تشکیل می‌دهند و خریدار ناگزیر از خرید کل بسته محصولات است. مثلاً شرکت اویتز (
Ovitz ) اگر بخواهد ستاره جدیدی را به عنوان هنرمند معرفی کند، آن را در کنار دیگر ستاره‌های مطرح قرار می‌دهد و به این ترتیب آرام آرام به معروفیت و رشد او کمک می‌کند. همچنین برخی شرکتها از این روش برای تبلیغ محصولات جدیدشان استفاده می‌کنند. آنها محصولات جدیدشان را با محصولات قدیمی خود که شناخته شده نیز هستند به صورت یک بسته به یک سری از مشتریان ارائه می‌کنند و به این ترتیب به شناخته شدن آن محصول جدید کمک می‌کنند. ضمن اینکه مشتریان نیز از گرفتن این محصول جدید به صورت رایگان و یا با تخفیف خوشحال می‌شوند.شرکتها باید در نظر داشته باشند که ارائه این محصولات مکمل باید برای جلب رضایت مشتریان باشد. اما در بسته‌بندی مختلط که یکی از معروفترین استراتژی‌های بازاریابی است، محصولات هم به صورت تکی و هم به صورت بسته‌ای ارائه می‌شود و خریدار از انعطاف پذیری در انتخاب برخوردار است. در این بسته بندی قیمت بسته کمتر از جمع قیمت تک تک محصولات است. این روش قیمت‌گذاری یکی ازآسانترین و سودآورترین روشها برای قیمت‌گذاری خدمات اینترنتی است. یکی از مزایای کلیدی به کارگیری تبعیض قیمتی این است که شرکتها می‌توانند یک نوع محصول را به قیمت متفاوت و به مشتریان مختلف ارائه کنند.

-5 تبعیض قیمتی در طول زمان
استفاده از این روش یکی از روشهای معمول و شناخته شده برای فروش یک محصول با قیمت متفاوت است. این استراتژی برای خرده‌فروشان اینترنتی براحتی قابل اجراست. وقتی محصول جدیدی به بازار ارائه می‌شود، ابتدا قیمت این محصول بالاست و آرام آرام کاهش می‌یابد. در این حالت برخی از مشتریان که زمان برای آنها از اهمیت بیشتری نسبت به قیمت برخوردار است، در همان ابتدای ارائه به بازار این محصول را تهیه می‌کنند و مشتریان دیگر صبر می‌کنند تا قیمت پایین آید و خرید کنند. بنابراین با استفاده ازاین استراتژی، مصرف‌کنندگان خودشان انتخاب می‌کنند که به واسطه زمان برای یک محصول چه هزینه‌ای را بپردازند. برخی شرکتهای خرده‌فروشی کاست و
CD موسیقی از این استراتژی به صورت معکوس استفاده می‌کنند. هرگاه کاست جدیدی به بازار ارائه شود، آنها برای کسانی که در هفته اول یا چند روز اول خرید کنند، تخفیف ویژه‌ای در نظر می‌گیرند. با این روش هم از میزان تقاضا برای آن محصول مطلع می‌شوند – که اگر میزان تقاضا خوب بود آن را تبلیغ کنند- و هم مشتریان را به داخل مغازه و یا فروشگاه می‌کشانند تا از دیگر محصولات نیز به این واسطه دیدن کنند. البته این روش مورد پسند شرکتهای تولیدکننده آن CD و یا کاست و ... نیست، زیرا از نظر بازاریابی قیمت‌گذاری هفته اول و یا اوایل فروش، برای شرکت خیلی مهم است و می‌توانند سود مناسبی کسب کنند. ضمن اینکه ممکن است، قیمت پایین سی‌دی یا محصول به منزله عدم کیفیت و یا ارزش کم آن در نظر گرفته شود و به اعتبار شرکت لطمه بزند.

-6 قیمت‌گذاری دیوانه‌وار
شرکتها معمولاً در این روش با کاهش قیمت به دنبال کسب تقاضای چشمگیری برای محصول خود هستند. این حالت ممکن است به چند دلیل اتفاق افتد.
_ قیمت‌‌گذاری منصفانه: شرکتهایی که با تقاضای اضافی مواجه هستند، شاید قیمت‌هایشان را پایین‌تر از بازار نگه ‌دارند تا بدین وسیله حسن نیت خود را ثابت کنند و این سبب خرید کردن دیوانه‌وار می‌شود.
_ عدم اطمینان از تقاضا: وقتی شرکت، محصول جدیدی را به بازار ارائه می‌کند، از عدم اطمینان نسبت به پذیرش این محصول توسط بازار اطلاعی ندارد. اگر تقاضا به صورت غیر منتظره‌ای بالا باشد، برخی خرده‌فروشان و تولید‌کنندگان از ریسک‌پذیری کمی برخوردارند و به دلیل افزایش یک دفعه‌ای قیمتها، برخی محصولات را با قیمتهای پایین می‌فروشند. مشتریان اغلب شرکتها را به این دلیل که هنگامی که تقاضا برای محصولاتشان افزایش می‌یابد، قیمتها را افزایش می‌دهند، مورد انتقاد قرار می‌‌دهند. اگرچه افزایش قیمتها می‌تواند برای شرکتها سود زیادی را ایجاد کند، اما به شهرت و اعتبار آنها لطمه می‌زند.
_ عوامل بازاریابی: قیمت‌گذاری دیوانه‌وار از طبیعت مشتریانی سرچشمه می‌گیرد که به صورت جنون‌انگیزی به دنبال کسب آن محصول هستند. این مشتریان به تک تک مغازه‌ها سر می‌زنند، در حراجیها قیمت‌گذاری می‌کنند تا این محصول را به هر طریق ممکن به دست آورند. در این حالت مشتریان دیوانه، به ایجاد یک پوشش رسانه‌ای می‌پردازند. مثلاً در تعطیلات سال 2000 شرکت سونی اعلام کرد تنها نیمی از یک میلیون دستگاه پلی استیشن را که در ایالات متحده قول داده بود توزیع کند، می‌تواند انجام دهد. این خبر سبب شد مشتریان به صورت دیوانه‌وار به دنبال کسب این وسیله باشند و به تبع آن، قیمت نیز افزایش چشمگیری داشت. سونی برای این دستگاه قیمت 299 دلاری را قرار داده بود، اما بعد از این خبر قیمت آن به 950 دلار رسید.
_ نشانه کیفیت: اگر قیمت یک محصول به دلایلی نظیر افزایش تقاضا بالا رود، برخی مشتریان این افزایش قیمت را نشانه‌ کیفیت داشتن آن محصول به حساب می‌آورند.
_ روش فروش کارا : شرکت والت دیزنی با اعلام اینکه برخی از محصولات قدیمی و کلاسیک ویدیویی خود را (نظیر پینوکیو و ...) به صورت محدود به فروش می‌رساند و پس از این فروش تا مدتها این محصول را ارائه نخواهد کرد، منجر به خرید دیوانه‌وار مشتریان و هجوم آنها برای خرید شد. در این حالت این شرکت توانست علاوه بر کسب سود خوب، این محصولات را به اندازه کافی و بیشتر از اعلام قبلی به فروش برساند و یک فروش کارا ایجاد کند.

نتیجه گیری
اگرچه در بازارهای سنتی قیمت گذاری بر مبنای هزینه صورت می‌گرفت، ولی این روش پاسخگوی قیمت گذاری در بازارهای الکترونیک نیست. به علت پایین بودن هزینه جستجو و فراهم شدن امکان مقایسه قیمت،کیفیت و سایر جنبه های کالا بهره گیری از اینترنت در زندگی روزمره انسانها گسترش روز افزونی پیدا کرده است. مشتریان ترجیح می دهند کالاها و خدمات مورد نیاز خود را در بازارهای الکترونیک جستجو کنند. در بازارهای الکترونیک قیمت تحت تاثیر حساسیت قیمت، منحصر به فرد بودن محصول،آگاهی از خدمت یا محصول جایگزین ، هزینه کل،هزینه مشترک،اثر قیمت-کیفیت و اثر موجودی قرار می‌گیرد. فروشندگان با بررسی این اثرات بر روی کالاها و خدمات قابل ارائه خود در بازار الکترونیک می توانند استراتژی‌های متفاوتی را انتخاب کنند. این استراتژی‌ها امکان قیمت گذاری صحیح با توجه به هزینه، مشتریان و رقبا را فراهم می‌کند و یک حاشیه سود مناسب را برای فروشندگان به وجود می آورد.

منابع

1. Brousseau,C and Gressens,B (1999) “The Value Propositions of Dynamic Pricing in Business-to-Business E-Commerce “(1/15/1999) CRM Project Volume 1
2.
David Shipley, David Jobber(2001), “Integrative Pricing Via The Pricing Wheel” Industrial Marketing Mnagement,VOL30, PP301-314
3.
Jensen, M. and Skovggard, M. (1999) "strategic perspectives one-marketplaces. Master thesis, technology university of Denmark
4.
Kannan. P.K. and Kopalle. P.K.(2001), “Dynamic Pricing on the internet: Importance and Implication for Consumer behavior” International Journal of Electronic Commerce , Spring, Vol . 5. No. 3 pp. 63-83
5.
Mohammed R.A, Fisher .R.J, Jaworski B.J ,(2002) , Cahill.A.M “Internet Marketing: Building Advantage in the Networked Economy” McGraw – Hill press,N.Y
6.
Rashinghani, M.S(2004)”e-pricing for intelligent enterprises: a strategic perspective” chapter xv on” intelligent enterprises of the 21st century” I idea group, Hershey

منبع:مجله تدبیر-شماره ۱۸۶



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
 

شاید اگر به سال‌های گذشته نگاه کنید هر کسی نمی‌توانست موتورسیکلتی برای خود داشته باشد. در آن سال‌ها موتور پیش از آنکه وسیله‌ای برای کار باشد ابزاری برای تفریح بود. اما در سال‌های اخیر با افزایش تولید موتورها بسیاری از جوانان از آن به عنوان وسیله‌ای کاری و منبعی برای امرار معاش استفاده می‌کنند. مدت‌هاست که در گوشه و کنار این شهر هر کجا که قدم بگذارید موتورسواران زیادی را در اطراف خود می‌بینی که فارغ از اینکه چه کسی یا چه چیزی را حمل می‌کنند برایشان تفاوتی نمی‌کند که در پیاده‌رو باشند یا از یک خیابان یکطرفه عبور کنند و یا ... با گذر از مسیرهایی که خوب چم و خم آن‌ها را یاد گرفته‌اند مسافر یا محموله مورد نظر را به مقصد می‌رسانند. باید پذیرفت که خیابان‌های شلوغ تهران و دیگر کلانشهرها نیاز به حضور پیک‌های موتوری دارد اما هم‌اکنون با افزایش تعداد موتورسوارانی که از این طریق امرار معاش می‌کنند باید به وضعیت آن‌ها رسیدگی و سر و سامان داده شوند. به همین بهانه با ولی فرنام سرمایه‌گذار و رییس مجمع عمومی شرکت پیک آشنا که قصد راه‌اندازی پیک‌هایی ویژه با جدیدترین تکنولوژی‌های جهانی را دارد به گفتگو نشستیم تا هم با نحوه فعالیتشان و هم چگونگی ورود افراد به این پیک بیشتر آشنا شویم.
هدف شما از تاسیس پیک آشنا چیست و چه خدمات ویژه‌ای می‌خواهید به مردم ارایه دهید؟
 امروزه به دلیل مشکلات ترافیک، آلودگی محیط‌زیست و محدودیت‌های سوخت، حمل و نقل در شهرهای بزرگ با صرف هزینه‌های سنگین صورت می‌گیرد و مردم نیازمند امکانات جدیدی هستند تا مجبور نباشند برای حمل یک بسته از یک طرف شهر به طرف دیگر بروند. سیستم پست و حمل و نقل کشور نیز هنوز با وجود پیشرفت‌های خود نیازمند حضور پرنگ‌تر شرکت‌های خصوصی برای ارایه خدمات مطلوبتر در این عرصه هستند تجربه جهانی نیز نشان می‌دهد هر کجا مردم سرویس‌های بهتری دریافت می‌کنند آن خدمات توسط بخش خصوصی ارایه می‌شود. همه این دلایل سبب شد تا به فکر راه‌اندازی خدماتی شویم که در گذشته آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته بود و متولی خاصی نداشت. راه‌اندازی پیک‌های ویژه آشنا نیز در همین راستا صورت گرفت تا بتوانیم با جدیدترین تجهیزات روز و موتورسیکلت‌هایی متحدالشکل و مجهز به دستگاه
GPS ، بی‌سیم، دستگاه راهنمای مسیریابی و... در کمترین زمان ممکن ضمن ارایه سرویسی مناسب به متقاضیان، موجب درآمد بالا برای اعضای پیک خود شویم.
هم‌اکنون چه تعداد پیک موتوری در تهران مشغول به کار بوده و مرجع نظارت بر آن‌ها چه سازمانی است؟
متاسفانه یکی از مشکلات تهران وجود پیک‌های موتوری بدون مجوزاست که با بروز اولین مشکل نمی‌توان اثری از آن‌ها یافت. آمارهای غیررسمی حکایت از این موضوع دارد که بالغ بر 30 هزار پیک موتوری در سطح شهر تهران در تردد هستند و به غیر از تعداد محدودی مابقی متولی خاصی ندارند. با پیگیری‌های ما مشخص شد برای راه‌اندازی اینگونه خدمات باید مجوزهای لازمه را از شرکت پست جمهوری اسلامی دریافت کنیم. به همین منظور بعد از کلی کش و قوس با پیشنهاد ما مقرر شد بعد از درج فراخوان به سه شرکت مجوز فعالیت داده شود که در نهایت چهار شرکت مجوز فعالیت دریافت کردند که ما هم یکی از آن شرکت‌ها هستیم.
در شروع کار با چه تعداد پیک قصد فعالیت دارید؟
طبق برنامه ریزی‌ها پیش بینی کرده‌ایم فعالیتمان را از خرداد ماه سال آینده شروع کنیم و همانطور که در فراخوان استخدام خود نیز اعلام کرده‌ایم در فاز اول 5 هزار پیک در سطح شهر تهران مشغول به کار می‌شوند. برای آینده نیز در نظر داریم با گسترش فعالیتمان ابتدا به پنج کلانشهر بزرگ کشور و در ادامه با تشکیل شبکه‌ای سراسری بتوانیم ظرف مدت دو سال 27 هزار نفر را مشغول به کار کنیم.
آیا تجهیزات مورد نیاز را باید خود افراد تهیه کنند و یا اینکه شما در اختیارشان قرار می‌دهید؟
طبق قراردادی که با نماینده داخلی یکی از تولیدکنندگان موتورسیکلت منعقد شده مقرر گردید تعداد 5 هزار موتور جدید که در آن جعبه‌های ویژه‌‌ای به صورت افقی و عمودی برای حمل بار پیش‌بینی شده تا آخر خرداد ماه در اختیار شرکت قرارگیرد. موتور به انضمام سایر تجهیزات و لباس‌های متحدالشکل از طرف شرکت در اختیار پیک‌ها قرار داده می‌شود و ما به وسیله 120 اپراتور که در مرکز مشغول به فعالیتند قادریم در تمامی لحظات از موقعیت‌ پیک‌ها مطلع شده و بعد از تمام شدن سرویس در کوتاه‌ترین زمان نزدیک‌ترین سرویس را به او معرفی کنیم. همچنین با طراحی بیسیم‌هایی در کلاه ایمنی موتورسوار سعی کردیم از بروز حوادث پیش‌گیری به عمل آورده و برای اینکه موتورها در اختیار فرد دیگر قرار داده نشود روشن کردن آن به ارایه اثر انگشت منوط شده و هر ساعت یک بار نیز در پیامی که دستگاه به راننده‌ می‌دهد از او می‌خواهد اثر انگشت را در محل مربوطه قرار داده تا از سوء استفاده جلوگیری شود. همچنین با راه‌اندازی تلفن 84020 مشتریان می‌توانند از طریق اپراتور با پیک در تماس بوده و یا یک سفارش جدید ارایه دهند ، حتی مشتریان از طریق ارتباط با شبکه اینترنت و سایت شرکت می‌توانند مطلع شوند که بسته آن‌ها در چه نقطه‌ای از شهر است. این نکته را نیز باید یادآوری کنم که با تمام این سرویس‌ها قرار نیست خدماتمان را گرانتر به مشتریان عرضه کنیم چون خودمان نیز از وقت حداکثر استفاده را می‌بریم.
بخش خدمات آنگونه که باید جایگاه واقعی خود را در کشور به دست نیاورده است چرا این ریسک را انجام داده و در این بخش سرمایه‌گذاری کردید؟
سابقه‌ کاری من در گذشته چه در بخش دولتی و چه بخش خصوصی در حوزه خدمات بوده و با آن آشنایی کامل دارم. در ضمن من فارغ‌التحصیل کارشناسی‌ارشد بازاریابی هستم و یک بازاریاب خوب باید نیازهای جامعه را بررسی کند و در جهت رفع آن‌ها قدم بردارد. در ضمن فراموش کرده‌ایم که در کشور افراد خوبی هستند ولی به دلیل پایین‌ بودن مدرک تحصیلی‌شان نمی‌توانند به صورت رسمی در جایی مشغول به کار شوند. چون در اکثر آگهی‌های استخدامی شرط دارا بودن مدرک تحصیلی وجود دارد. به همین دلیل سعی کردیم با برنامه‌ریزی‌ها با جذب این افراد هم خودمان بتوانیم کسب درآمد کنیم و هم کسانی که در پیک مشغول به کار می‌شوند بتوانند مزد زحمت‌هایشان را بگیرند. چون فعالیت بر روی موتورسیکلت کار راحتی نیست و در زمستان و تابستان سختی‌های خاص خودش را دارد. در طرف مقابل مشتریان نیز از فعالیت ما رضایت داشته باشند.
علاقمندان برای ورود به پیک آشنا چه شرایطی باید داشته باشند و چگونه می‌توانند در این پیک مشغول به کار شوند؟
در دفترچه‌هایی که در کیوسک‌های روزنامه‌ فروشی توزیع شده تمام شرایط ذکر شده است. سعی کردیم در حد توان افراد را سرگردان نکنیم و به غیر از شرط دارا بودن گواهینامه رانندگی با موتورسیکلت و داشتن حداقل مدرک تحصیلی سیکل، مابقی شرایط عمومی بوده همانند تدین به ادیان پذیرفته شده در قانون اساسی، نداشتن سوءسابقه کیفری، دارا بودن سلامت جسمی و روحی و عدم اعتیاد به مواد مخدر که همه شرایط در دفترچه آمده است. هنگام ثبت نام از افراد به غیر از فرم‌های درج شده در دفترچه، مدرک دیگری اخذ نمی‌شود. بعد از ثبت‌نام نیز در فواصل زمانی مشخص از آن‌ها برای مصاحبه دعوت بعمل خواهد آمد.خود شرکت در محل ثبت‌نام تمامی مراحل همچون تهیه عکس، کپی مدارک و حتی اثرانگشت برای کسب عدم سوءسابقه را رایگان انجام می‌دهد.
آیا افراد برای ثبت نام هزینه‌ای نیز باید پرداخت کنند؟
مبلغ سه هزار تومان برای خرید دفترچه است و دلیل آن نیز این بود تا روزنامه فروشی‌ها به درستی آن را توزیع کنند و فرم به دست کسانی که واقعاً‌متقاضی ورود هستند برسد.
چه تعداد دفترچه در سطح شهر تهران توزیع شده است؟
در مجموع 15 هزار دفترچه در سطح شهر تهران توزیع شده و اگر همه آن‌ها به فروش برسد درصد قبولی افراد برای ورود به این مجموعه 33/33 درصد خواهد بود که برای استخدام درصد قابل قبولی است. علاقمندان تا 15 فروردین ماه 87 فرصت دارند تا با خرید دفترچه، متقاضی ورود به این پیک ویژه شوند.
در شعار تبلیغاتی‌تان آورده‌اید «ضمن یافتن شغل خوب و پردرآمد می‌توانید خانه‌دار شوید» فکر نمی‌کنید این شعار رویایی و دور از واقعیت باشد؟
این جمله می‌تواند یک شعار، خدمت و یا یک کلاهبرداری بزرگ باشد! ولی ما تمامی مراحل را برنامه‌ریزی کرده‌ایم. به گونه‌ای که با سپرده‌گذاری شرکت و توافقی که با یکی از بانک‌ها صورت گرفته مقرر گردید تمام قبول‌شدگان در مصاحبه مبلغ 600 هزار تومان به حساب آن بانک واریز کنند و آن‌ها در مقابل به او سه میلیون تومان وام بدهند. دو میلیون  تومان از این مبلغ صرف تعاونی مسکن شده و با هماهنگی‌هایی که از قبل انجام گرفته است به این افراد زمین‌های 99 ساله تعلق می‌گیرد. مبلغ یک میلیون تومان نیز به تعاونی اعتباری اختصاص می‌یابد و افراد سهامدار آن می‌شوند. مبلغ 600 هزار تومان باقیمانده نیز در بانک به عنوان ضمانت می‌ماند تا در مواردی که خسارتی وارد شود بتوانیم پاسخگوی مردم باشیم. البته همه این مبالغ در صورت انصراف فرد از همکاری با مجموعه به او عودت داده می‌شود.همه این‌ موارد با توجه به اینکه آن‌ها هزینه‌ای بابت موتورسیکلت پرداخت نمی‌کنند و جود امکانات پیش‌بینی شده سرویس‌های بیشتری می‌توانند داشته باشند رقم حقوقیشان مبلغ قابل ملاحظه‌ای خواهد شد.
میزان حقوق پرداختی به نفرات ثابت است یا به صورت کارمزدی به افراد پرداخت می‌شود؟
شرکت به نوعی در درآمدها با افراد شریک بوده و همانگونه که در دفترچه نیز ذکر شده 70 درصد از کارکرد متعلق به موتورسوار است. در ضمن همه افراد تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی قرار می‌گیرند و می‌توانند از تمامی مزایای قانونی بازنشستگی و یا از کار افتادگی بهره‌مند شوند. همچنین ما افراد را تحت پوشش بیمه تکمیلی دندانپزشکی نیز قرار می‌دهیم تا با امنیت خاطر بیشتری بتوانند به کار مشغول شوند.
در پایان آیا خواسته و سخن خاصی دارید؟
در کشور شاهدیم که شعارهایی در رابطه با حمایت از اشتغال داده می‌شود ولی در عمل با این شعارها فاصله زیادی داریم شرکت پیک آشنا در کوتاه‌ترین زمان ممکن می‌تواند 5 هزار شغل ایجاد کند ولی ما تاکنون حتی از تسهیلات بنگاه‌های اقتصادی زودبازده نیز استفاده نکرده‌ایم. البته به آن‌ها نیز حق می‌دهیم فکر می‌کنند ما فقط شعار می‌دهیم اما امیدوارم در زمان اثبات توانایی‌هایمان مانند امروز بی‌تفاوت نباشند. به طور کلی باید بگویم ما خواسته‌هایمان را بعد از نشان دادن توانمندی‌های خود خواهیم داشت.
                       


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
 

مدیریت راهبردی، هنر و علم تدوین‌، اجرا و ارزیابی تصمیماتی است که مسیر موفقیت سازمان را در نیل به اهداف بلند مدت هموار می سازد . برنامه‌ریزی راهبردی چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی و عمومی کمک می کند که در عرصه بروز تحولات و تغییرات ، به شیوه ای کارسازتر عمل شود .
در کشور ما نگرش مدیران برای تعالی سازمانها عمدتاً در وجه مالی متمرکز شده است و صرفاً سود بیشتر را دلیل عملکرد خوب سازمان تلقی می کنند تا آنجا که حتی بازرسی و ممیزی سازمانها صرفاً از بعد مالی و از طریق حسابرسان داخلی و خارجی صورت می پذیرد . مدیریت راهبردی با طرح سایر وجوه که در زمره شاخصهای تاخیری تعالی سازمانها هستند، به مجموعه عوامل موثر در اداره سازمانها توجه و رهبران سازمان را به جای تک بعدی بودن به چند بعدی اندیشیدن هدایت می کند .
مقاله ذیل قصد دارد به ارزیابی مقوله مدیریت راهبردی و تاثیر آن بر موفقیت سازمان‌ها بپردازد:
مدیریت راهبردی
برای درک مدیریت راهبردی باید اول آنرا شناخت . برای این کار نیز باید ابتدا به شناخت راهبردی رسید . شناخت راهبردی شامل 2 بخش داخلی و محیط است. نیل به این مهم در گرو برنامه ریزی راهبردی  است که خود 2 بخش راهبردها و اهداف  را شامل می‌شود. 
فنآوری ( تکنولوژی ) مدیریت
توانمندی و یا فنآوری مدیریت ، محصول ترکیب موزون چهار عامل : نرم افزار ( اطلاعات ، دانش چگونگی و دانش چرایی ) ، سخت افزار( امکانات مادی ) ، نیروی انسانی ( مهارت ) و مدیران ( مجهز )      می باشد که موجب تصمیم گیری حکیمانة می‌گردد . این ترکیب موزون و سنجیده چهار عامل فوق است که سبب می شود وظایف مدیریت به طور کارآمد و اثربخش محقق گردد . توازن و تناسب این عوامل را بصورت مربع فنّاوری مدیریت نمایش می دهند .
نگرش راهبردی :
نگرش علت و معلولی و تعاملی به پدیده های مادی و غیر مادی از منظری ورای پدیده (نظام) و محیط آن است که می تواند درکی تجریدی و نه انتزاعی از رفتارهای گذشته, حال و آینده آن نظام را ارائه نماید.
موضوعات راهبردی :
کلیه موضوعاتی که بر وضعیت, ساختار, رفتار و عملکرد نظام اثر تعیین کننده و دگرگون کننده می گذارند موضوعات راهبردی هستند.
معضل راهبردی :
مسائل بالقوه و بالفعل فراروی نظام که حیات و بقاء نظام را به مخاطره می افکند و یا آن را با مشکل جدی روبرو می سازد.
مطالعات راهبردی :
بررسی ها و کوشش های فکری که در مورد موضوعات و یا مسائل راهبردی با نگرش راهبردی صورت می گیرد.
مدیریت راهبردی :
متکامل ترین شیوه مدیریت که با نگرشی راهبردی نظام را در تعادل و تعامل بالنده و نظام مند با محیط نظام سازگارو تنظیم می نماید .
این نظام مندی در جهت تحقق اهداف نظام و متضمن بقاء ، استحکام و پایداری مستمر نظام است.
n  لزوم سازگاری مدیریت با فرهنگ, محیط, نگرش و جهان بینی جامعه یک امر قطعی است ولی تحقق این امر تدریجی, پیچیده و زمان بر است.
n  لازمه مدیریت راهبردی مدیریت بر درون و آشنایی با محیط است.
n  مدیریت هر مجموعه با مخاطب خود نیاز به مفاهمه و ادبیات مشترک دارد.
n  هر میزان مدیریت و تدبیر امور از موازین علمی دور شود هزینه بیشتری خواهد پرداخت.
ارکان تحول مدیریت :
تحول مدیریت دارای دو رکن فرهنگی و ساختاری است. هنگامی که هدف تحول مدیریت است هر دو رکن باید تغییر پیدا کند.
   رکن فرهنگی در برگیرنده باورها, نگاهها و نگرش مدیریت است (نوع نگاه مدیریت به دولت , توسعه , مردم , حرمت , عزت , قانون , رفاه , رشد , تعالی).
   آموزشهای مدیریت باید به سمتی حرکت کند تا نگاهها را عوض کند.
استراتژی :
استراتژی طرحی است متحد (
UNIFIDE ) ، جامع ( COMPREHENSIVE ) و منسجم ( INTEGRATED )  که در چارچوب اهداف و رسالت سازمان و عوامل محیطی طرح ریزی گردیده و در صورت سازماندهی و اجرای مناسب می تواند سازمان را در رسیدن به اهدافش یاری نماید.
فرآیند مدیریت راهبردی:
1- شناخت راهبردی
2- برنامه ریزی راهبردی
3- برنامه راهبردی و اجرای آن
4- کنترل و نظارت راهبردی
1- شناخت راهبردی:
1- نگاهی تاریخی به گذشته، حال و آینده.
2-عوامل محیطی در دو حوزه داخلی و خارجی.
3- تجزیه و تحلیل عوامل داخلی و محیطی.
4- شناخت علمی با تبیین علل و ریشه ها.
2- برنامه ریزی راهبردی:
برنامه ای که نگاه به دگرگونی های اساسی دارد، تغییر ساختارها و رفتارهای نظام در آن مطرح و دارای عناصر زیر می باشد:
1- اصول و مبانی
2- شناخت راهبردی
3- چشم انداز
4- اهداف راهبردی
5- راهبردها
6- زمان بندی
3- برنامه راهبردی و اجرای آن
انواع برنامه ها برای عملیاتی کردن راهبردها
4- کنترل و نظارت بر برنامه راهبردی
عناصر مدیریت راهبردی:
n  رسالت
n  اهداف
n  راهبردها
n  ارکان مدیریت راهبردی (حوزه راهبردی- استراتژیست ها- نظام برنامه ریزی)
5-جوهر مدیریت راهبردی
n  برنامه ریزی : جوهر مدیریت
n  هدف گذاری : جوهر برنامه ریزی
n  شناخت : جوهر هدف گذاری
n  اصول و مبانی ارزشی و نگرشی انسان : جوهر شناخت
ویژگیهای اهداف مطلوب:
n  شاخص پذیری.
n  سازگاری با ارزشها.
n  سازگار با دیگر اهداف.
n  روشنی و صراحت.
n  اولویت بندی.
n  قابلیت دستیابی.
n  مبتنی بر شناخت داخلی و محیطی.
n  قابلیت طبقه بندی.
n  زمان دار بودن.
راهبرد:
راهبرد پلی است بین تهدیدها و فرصتهای محیطی و نقاط قوت و ضعف داخلی زیرا راهبرد از امکانات محیطی و یا مدیریت های داخلی برای غلبه بر ضعف های داخلی یا تهدیدات محیطی بهره مند می شود و یا بالعکس.
    به تعبیری دیگر یکی از مزایای راهبرد مرتفع کردن تهدیدات محیطی بوسیله عوامل قوت درونی است. راهبردها در واقع راه کارهای اصلی هستند که منجر به تغییر در ساختار، رفتار یا دگرگونی در عملکرد می شوند.
ویژگیهای راهبردهای مطلوب:
1- منعطف.
2- منطبق با ارزشها.
3- قابلیت اجرا (امکان پذیری).
4- سازگاری با یکدیگر.
5- دارای اولویت بندی.
6- زمان دار.
7- مبتنی بر شناخت داخلی و خارجی
شناخت راهبردی محیط:
1-  عوامل محیط خارجی
n  عوامل اقتصادی
n  عوامل فناوری
n  عوامل اجتماعی 
n  تصمیمات و سیاستها و منابع دولتی
n  عوامل جغرافیائی
n  رقبا
n  تأمین کنندگان سخت افزار و نرم افزار (عوامل مادی- انسانی)
n  تجزیه و تحلیل محیط
n  تشخیص محیط (تهدیدات، فرصتها)
2-عوامل داخلی
n  عوامل انسانی
n  عوامل و منابع مالی
n  مدیریت و ساختارها، رویه ها، قوانین و مقررات
n  تحقیق و توسعه
n  شناخت مخاطبین، بازارها
n  مجموعه عوامل فنی و تکنولوژیک مرتبط با خدمت یا محصول
تجزیه و تحلیل عوامل داخلی
3- تنظیم جدول مزیت های راهبردی
       جدول نمایی کلی از نقاط قوت و ضعف نظام را نشان     می دهد و اصلی ترین عوامل داخلی که در آینده بر وضعیت نظام تأثیر خواهند گذاشت را به تصویر می کشد.
ویژگیهای برنامه راهبردی:
n  سازگاری اجزاء.
n  قابلیت حصول.
n  قابلیت انعطاف.
n  سمت و سوی شفاف.
n  زمان مناسب تحقق.
n  جامعیت.
n  سرعت مناسب.
هر تغییر راهبردی در سه حوزه اتفاق می افتد:
1- منابع
      امکانات مادی، فیزیکی، حمایتهای مادی و معنوی.
2-تشکیلات
      قوانین و مقررات، ساختارها، رویه ها، سازماندهی.
3-راهبری
      عزل و نصب، تشویق و تنبیه، نظارت، کنترل، ارزیابی از بالاترین سطح سیستم.
ویژگیهای سازمان مناسب:
1- بدنبال راهبرد حرکت کند یعنی تبعیت از راهبرد نماید.
2- سازمان کار در سطح کلان (ملی) و در سطح خرد باید در حوزه های عمل بدون تداخل وظائف باشد.
3- بیانگر شأن و اهمیت وظائف اصلی باشد.
4- تقسیم کار متوازن در سازمان صورت گیرد.
5- ساختار سازمانی نشان دهنده روابط حوزه ها با یکدیگر باشد (فعالیتهای اصلی- پشتیبانی- راهبری)
6- بیانگر چگونگی تقسیم و تخصیص منابع باشد.
7- سازمان کار باید سامان بخش اصلی ترین فعالیتها باشد.
8- سازمان باید در نظام تشکیلاتی فرهنگ سازی کند.
9- سازمان باید در مقابل تغییرات محیطی منعطف باشد.
کنترل  و نظارت (ارزیابی عملکرد)
عناصر نظام نظارت و ارزیابی:
n  شاخص ها (برای اندازه گیری عوامل و حوزه ها).
n  ابعاد نظارت (در سطح- در عمق).
n  مخاطبان (نظارت و ارزیابی برای چه کسی انجام می شود).
n  دوره زمانی (روزانه- هفتگی- ماهانه- فصلی- سالانه).
n  مراحل (قبل از عمل- در حین عمل- بعد از عمل).
n  تعیین مصادیق.
شاخص های ارزیابی
n  شاخصهای کمی.
n  شاخصهای کیفی.
 سه پرسش اصلی و اساسی که در شاخصهای
     ارزیابی کیفی مورد توجه قرار می گیرند:
n  سازگاری.
n  تناسب داشتن.
n  قابلیت اجرا.

دکتر محمدرضا سپهری رییس مؤسسه کار و تامین اجتماعی

منبع:بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

راه اندازی و اداره یک کسب و کار نیازمند انگیزه و خواستن و استعداد و همچنین نیازمند پژوهش و برنامه ریزی می باشد. همانند بازی شطرنج موفقیت در یک کسب و کار کوچک با
قاطعیت شروع می شود، اگر چه اشتباهات آغازین مخرب کسب و کار شما نیستند و با نظم و سخت کوشی و دوباره تلاش کردن می توان به نتیجه مفید رسید. برای افزایش شانس خود برای رسیدن به موفقیت ، باید کسب و کار خود و هدفهای خود را ارزشیابی کنیم، سپس از این اطلاعات برای ساختن و بوجود آوردن یک طرح کسب و کار جامع و درست می توان استفاده کرد.
روند ایجاد یک طرح کسب و کاربه شما کمک می کند تا به بعضی از مسائل مهمی که شما در مورد آنها اندیشه درستی تا کنون نداشته اید فکر کنید. برنامه شما می تواند ابزار مناسبی برای شروع در آمد برای کسب و کار شما و همچنین می تواند یک نقطه عطفی برای شروع موفقیت شما باشد.


35 نکته اساسی برای شروع یک کسب و کارموفق

۱- بزر گ بیندیشید ولی با یک کار کوچک آغاز کنید.
۲- قبل از آغاز یک کسب و کار باید مطمئن شوید که مفهومی که در ذهن دارید قابل اجراست. بهتر است ابتدا یک نمونه کار انجام دهید و نتیجه را ارزیابی کنید. بیندیشید که چگونه میتوانید تئوری خود را در یک مقیاس کوچک بیازمائید، قبل از اینکه متعهد کاری بزرگ از قبیل قرارداد رهن و یا خرید مکان شوید.
۳- اگر حتی بتوانید حداقل یک مشتری پیدا کنید و به شما ثابت شد که طرح مورد نظرتان قابل اجراست این شانس را دارید که این موفقیت ،دفعات دیگری نیز برایتان تکرار گردد.
۴- با بودجه محدود کار کنید. اگر تجهیزات قدیمی‌تان قابل استفاده هستند، تجهیزات جدید تهیه نکنید. معامله پایاپای بهترین روش تهیه تجهیزات مورد نظرتان است.
۵- بدون داشتن یک طرح کسب و کار جامع که حاوی کلیه جزئیات باشد به آغاز یک کسب و کار جدید مبادرت نورزید.
۶- یک حسابدار می‌تواند به شما در مسائلی نظیر گردش نقدینگی، نقطه سربه سر و صورت سود و زیان کمک کند.
۷- بانکها به مراتب ارزان‌تر از شرکا هستند و مشکل کمتری نیز در مواجهه با آنها دارید.داشتن یک شریک مانند ازدواج بدون وجود عشق است. زندگی شما در اینصورت از آن خودتان نخواهد بود. البته به یاد داشته باشید که آغاز یک کسب و کار با یک شریک بی‌نهایت بهتر از عدم آغاز یک کسب و کار است.
۸- وقتی یک شریک دارید باید به نظرات اونیز توجه کنید. در شراکت بدون رسیدن به توافق لازم هر تلاشی به بن بست خواهید رسید.
۹- مسئله دیگر، مدیر عامل بودن و داشتن رای اکثریت است. این دلیل دیگری است که آگاه باشید هیچ‌گاه بیش از ۴۹ درصد از سهام شرکت خود را واگذار نکنید، البته اگر تمایل دارید که کنترل اوضاع به دست خودتان باشد!!
۱۰- آیا برای کسب و کار شما بازار وجود دارد؟ وسعت این بازار چقدر است؟
تحقیقات بازار بسیار مهم و اساسی است. بهتر است به جای ایجاد بازار جدید، بازارهای موجود را پیدا کنید.
۱۱- اگر در این بازار رقیبی ندارید و یا رقابت محدودی وجود دارد، هشیار باشید. ممکن است به واقع بازاری وجود نداشته باشد! به عبارت دیگر ممکن است روی یک محصول خاص دست گذاشته باشید که تا کنون شناخته نشده است.
۱۲- قبل از آغاز یک کسب و کار، با یک مشاور، وکیل، واسطه بیمه و یا مدیر بانک مشورت نمائید. مشاوره بانک مجانی است. مشاوره اولیه با مشاوران حرفه‌ای نیز مجانی است. اما قبل از هر اقدامی پرسش نمائید.
13- عموما بهترین کسب و کاری که می توانید انتخابی گوید: شما میتوانید در هر زمینه کسب و کار و یا صنعت جدید از طریق خواندن کتاب متخصصین آن فن، حتی برای یک ساعت در روز نیز میتونانید عملا تجربه کسب نمایید. حتی بیشتر از آن نیز میتوانید مطالعه کنید زیرا هرچه بیشتر مطالعه کنید، مغز اطلاعات جدید را بهتر از اطلاعات جزیی و آسان در ک میکند. تکرار با فاصله ،یک روش موثر در یادگیری موثر و اثبات شده است.
14- حتی اگر فکر میکنید که برای آغاز کسب و کاری که در ذهن دارید به تجربه عملی نیاز دارید میتوانید مدتی را برای یکی از رقبای خود کار کنید. حتی میتوانید نیمه وقت کار کنید. هرچه برایتان مفید است یاد بگیرید و در عین حال مزد نیز دریافت کنید. البته بهتر است قبل از امضای قرارداد مربوط به انجام فعالیتهای محرمانه از آنجا بروید زیرا ممکن است علیه شما شکایت کنند!
15- به همان سرعتی که دارایی شما افزایش می یابد، باید هدفتان این باشد که خود نیز توسعه پیدا کنید و از یک صاحب کسب و کار/ مجری به یک صاحب کسب و کار/مدیر تبدیل شوید.
16- هیچ وقت نباید کسب و کاری را با این هدف که کلیه امور را خود رتق و فتق کنید آغاز نمایید. این کار درست مانند این است که کار خود را با پول بخرید.
17- اگر بخواهید هر کاری را خودتان انجام دهید عملی نیست. باید یاد بگیرید که تفویض اختیار کنید. باید افراد با انگیزه ای را بکار بگیرید که حتی از شما باهوشتر و زیرک تر باشند. به آنها استانداردهای بالای خود را بیاموزید و در حالیکه آنها اغلب کارها را انجام میدهند بر آنها نظارت داشته باشید.
18- انتخاب یک نام تجاری مناسب، برای موفقیت شما بسیار حایز اهمیت است. بعد از سالها تجربه در تبلیغات و بازاریابی، پیشنهاداتی که در این مورد به شما ارایه میکنم به شرح زیر میباشد:
19- نام شما نباید مشابه نام رقبایتان و یا نزدیک به آن باشد زیرا اولا مشتریان سردرگم میشوند و به آسانی شما را پیدا نمیکنند و ثانیا ممکن است مورد شکایت شرکتهای رقیب واقع شوید.
20-هرچقدر اسم شرکت کوتاهتر باشد، به یاد ماندنی تر خواهد بود.
21- اسم باید به آسانی هجی شود و به وضوح قابل تلفظ باشد.
22- اسم شما باید تبلیغی باشد برای آنچه میخواهید انجام دهید. کسب و کارهایی که نام صاحبان خود را دارند تنها در صورتی موفقند که این اسم برای دیگران آشنا باشد و یا مرادف یک محصول و یا خدمت شناخته شده باشد.
23- نباید نام شما به نام شرکت ثبت شده دیگری تجاوز کند.
24- نام شما باید متمایز و در ارتباط با تصویری باشد که مایلید از کسب و کار خود ارایه دهید. برای نمونه اگر شما خدمات نظافت منازل را انجام میدهید انتخاب نام سویس منازل
APHRODITE (به معنای عشق وزیبایی) کاملا نامناسب است و در عوض نام خدمات منازل Spicand Span ( به معنای نو و ترو تمیز) بسیار مناسب خواهد بود.
25- با توجه به ثبت اسم شرکت شما در کتاب زرد اگر اسم شما با اولین حروف الفبا آغاز شود در صدر لیست شرکتها قرار خواهید گرفت.
26- شاید شما دوست داشته باشید نام شهر و یا شهرستان خود را بخشی از نام شرکت خود قرار دهید.
27- دلیل دیگری که نام کوچک خود را در نام کسب و کارتان مورد استفاده قرار ندهید، این است که در اذهان مشتریانتان تبعیض ایجاد میکنید و آنها به دنبال شما میگردند و در حالیکه سایر همکارانتان بیکار نشسته¬اند کار فراوان روی سر شما ریخته میشود.
28- همچنین زمانی که تمایل به فروش و یا واگذاری کسب و کار خود دارید در صورتی که نام کسب و کارتان، اسم کوچک شما باشد، به قیمتی پایین تر از زمانی که یک نام تجاری مناسب داشته باشد به فروش میرسد.
29- تعیین نام مناسب به این روش انجام میشود:
یک جلسه هم اندیشی با روش طوفان مغزی (
brain storming ) تشکیل دهید. نام های مناسبی را که به ذهنتان می¬آید بنویسید، حتی اگر مسخره به نظر آیند. در این مرحله کمیت بیش از کیفیت اهمیت دارد. این رویه باید منجر به تولید حداقل 100 اسم گردد.
30- در این مرحله به تسویه فهرست اسامی و حذف نام های نا مناسب بپردازید تا به 6 الی 7 نام برسید. به ارتباطات فکری مردم نیز بیندیشید و اینکه اغلب انها کدام اسم را ترجیح میدهند. این لیست را به دوستان و انجمن¬های حرفه¬ای که به قضاوت آنها اطمینان دارید نشان دهید و نظر آنها را بخواهید. همچنین دلیل انها را از انتخاب این اسم بپرسید. در نهایت، خودتان تصمیم بگیرید زیرا شما رییس هستید و تصمیم نهایی با شماست چون کسب و کار متعلق به شماست.
31- سپس به کتاب راهنمای آنلاین و آفلاین مراجعه کنید تا ببینید که آیا اسم منتخب شما وجود دارد یا خیر.
32-همچنین در اینترنت شناسه های ".
com " را جستجو کنید تا بدانید که آیا نام مورد نظر شما در اینترنت وجود دارد؟ به یاد داشته باشید که ". com " به ". net " ارجحیت دارد.
33- قبل  از  هزینه کردن هر مبلغی برای تبلیغات، توضیح  مختصری  در  مورد کسب و کار جدیدتان  بنویسید و برای رسانه های معتبر بفرستید.
34- نهایتا هر کارآفرین باید به یاد داشته باشد که اغلب کالاها و خدمات به خودی خود به فروش نمیروند. شاخص ویژه ای برای این مطلب وجود دارد. اقتصاد دانی با نام ویافردو پارتو قاعده¬ای را به عنوان یک اصل ارایه داده است که به قانون 20-80 معروف است. این اصل بیانگر این مطلب است که اگر 20% از کسب و کارها به ارایه خدمات مشغول باشند، 80% دیگر درگیر خدمات فروش و تبلیغات هستند.
35- بنابراین بهتر است به مطالعه موردی در مورد روش های تبلیغات و فروش برای کسب و کار خود بپردازید.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

پس از اینکه در حرفه تان آموزشهای لازم را دیدید، به منظور یاری رساندن به سازمان وارتقای جایگاه شغلی خود، ممکن است تنها نگاهی به نردبان ترقی استرس زای سازمانی که در آن مشغول به کار هستید، داشته باشید و نه بیشتر. به نظر می رسد اگر نقش خود را درست ایفا نمایید، زمینه های شغلی دشوار و تغییرات پایدار می تواند کلیدی برای ورود به شغلی کامل و پویا باشد0در این صورت است که یک تصمیم گیری  مشکل پیش رو دارید؛ شغلی که تصور می کردید بی نقص ترسیم شده است ، رو به سوی افول خواهد گذاشت یا شما را به سوی ده سال بعد و وضعیت مبهمی رهنمون
 می سازد. هر چند به شغلتان عشق می ورزید اما در جستجوی موقعیت های پویا و انعطاف پذیری هستید که ضمن فراهم کردن ذره ای اطمینان در خلال این مدت غیر قابل پیش بینی، به شما اجازه خلاقیت دهد. مسیرهای شغلی که والدین تان طی نمودند را به تصویر می کشید. آنها یک موقعیت شغلی را در شرکت یا سازمان خود تضمین نموده بودند و از جانب وفاداری شان به سازمان خود به خوبی پاداش مقطعی و ترفیع و مزایای چندگانه دریافت می نمودند. اما آنان با چرخه بی پایان کار مقطعی و بازار عقب مانده ای که در آن هر کودک تازه واردی بیشترین و جدیدترین مهارت خود را بطور آزمایشی بکار می بندد، مواجه نبودند. آیا آنان احساس فشار و سختی می کردند؟ آیا آنان چنان گرفتار کارشان بودند که از تحرک واهمه داشتند؟ اگر شما در این باره تجربه متضادی داشتید چه می کردید؟ دراین بازار ، یکسال کارکردن درهمان شغل و همان سازمان، به نظر می رسد شبیه فرار از یک تعطیلی مجانی باشد. البته در این میان چیز دیگری هم هست؛ ممکن است شغلتان را دوست داشته باشید امّا شغل کنونی ، شما را به جایی که قصد رسیدن دارید سوق نمی دهد. چگونه قادر خواهید بود در کاری که ترجیح می دهید انجام دهید، در مقایسه با کاری که تجربه آن را دارید، مانور دهید؟

 اگر شما از پیرامون شغلی خود آگاهی نداشته باشید از دیگران چه انتظاری هست؟!
      هر چند به نظر می رسد برنامه ریزی شغلی برای همگان موضوع آشکاری باشد اما تعجب آور است که تنها معدود افرادی هستند که فرصتی را برای طرح ریزی شغلی شان تخصیص می دهند0 این در حالی است که حتی بدون مطالعه شرایط یک بازی ، آن را شروع نخواهیم کرد تا چه رسد به یک شغل. بنابراین لازم است یک شروع خوب داشته باشید تا آمادگی لازم را جهت کار کردن با شغل ایده آل به مدت 1،2یا 5 سال در خود ایجاد نمایید. در این راستا باید به مزایای موقعیت شغلی و حدود مسئولیت آن توجه داشته باشید. چه مدت از هفته را در اداره بسر می برید؟ آیا در حال نظم دادن به امور خود هستید؟ صادق باشید و به تحقیقات خود ادامه دهید. آیا اهداف شما واقع گرایانه است؟ آیا نیاز است به منظور به دست آوردن حقوق و مزایای مورد نظر خود، شغل یا سازمان خود را تغییر دهید؟ آیا قادر هستید محیط سازمانی دلخواه خود را شکل دهید؟ آیا بدنبال خواسته هایتان هستید یا اینکه به شغل کنونی چسبیده اید که به قدر کافی مزایا دارد؛ اما شاید این کار را یک یا دو سال بیشتر ادامه ندهید. حتی بدتر، آیا مادامی که تمایل دارید در شرایط فعلی بمانید، خواهید ماند؟ درشغل فعلی چه اندازه نفوذوقدرت دارید؟ بدون رهایی از شغلتان چگونه بسوی جایی که خواهان رسیدن آن هستید، حرکت می کنید؟و یا بی تحرک اوضاع رارهاخواهیدساخت؟
      آن چه مهم به نظر می رسد این است که در کنار تردید و بلاتکلیفی، فصول بیکاری و کم کاری، کارهای مقطعی وجولانگاههای کوتاه مدت صنعتی، جوامع اقتصادی امروزی نیز هرم سازمانی را مسطح(تخت) ساخته اند. هیچ کس انتظار ندارد در شغل فعلی خود سی سال دوام آورد و این چنین تغییراتی در محیط کار بدین معنی است که ترقی از طریق ترفیع تنها راه میل به رشد و تعالی شغلی است.

شش فن از فنون توسعه شغلی
 راههای زیادی جهت رسیدن به شغل ایده آل وجود دارد. گزینه ها کدام است و چگونه می توان مزایای مربوط به این انتخابها را بدست آورد؟ جهت انتقال از موقعیت فعلی(همراه با مجموعه ای از مهارتهای ترکیبی، حقوق و رضایتمندی) به سوی هدف 5 ساله که قبلا ترسیم شده ، شش راه مختلف وجود دارد که به شرح آن ها می پردازیم.
1- جابجایی افقی
 اولین تغییر را می توان بعنوان جابجایی افقی توصیف نمود. این حرکت شامل تغییر در شغل است اما نه لزوماً در مسئولیت پذیری، موقعیت شغلی یا حقوق و مزایا. زمانی که سازمانها به کندی رشد می کنند یا متوقف می شوند جابجایی افقی یک گزینه مهم شغلی تلقی می گردد. موقعیت فعلی تان ممکن است خواهان طرحهای پویایی نباشد که با زمان تغییر کند و یک موقعیت را از کهنگی و از بین رفتن مصون دارد. یک حرکت افقی می تواند فرصتی از توسعه مهارتی و علمی در یک مکان خاص از سازمان را برایتان فراهم سازد. هر چند به نظر می رسدشما درکارتان بی نظیر باشید اما دوست دارید همچنان یک مدیر نو یا طراح بازی داشته باشید. یک راه جهت توسعه این مهارتها، تمرکزبرمهارتهای فنی وبازرگانی است0ازاطرافیان خود سوال کنید، با رئیس خود درباره روشهای جابجایی در سازمان گفتگو نمایید. درباره برنامه هایتان و کار در محیط های مختلف مذاکره نمایید. رفتن به بخشهای دیگر سازمان شروع تجربه ای نوین خواهد بود که برای موفقیتهای بعدی شما بسیار حیاتی است. جابجایی های افقی در سازمان موجب افزایش مهارتهای قابل عرضه گردیده و شبکه روابط شخصی تان راگسترش می دهد0اگر خواهان یادگیری مهارتهای جدید هستید، یا بدنبال موفقیتهای متفاوت و یا در پی انتقال به نقطه پیشرفت دیگری از سازمان خود هستید، برای دستیابی به منافع خود از "جابجایی افقی" کمک بگیرید.2- غنی سازی
 روش دیگرجهت شروع یکباره شغل عبارت است از: رشد و پیشرفت در همان پست یا عنوان شغلی. غنی سازی فرآیندی است که از طریق آن، شخص جهت بدست آوردن صلاحیتها و قابلیت های بیشتر شغل خود، مسئولیت های شغل فعلی خود را افزایش و یا تغییر می دهد. در این فرآیند با وجود آن که امکان دارد مقام یا عنوان شغلی حفظ شود، اما محتویات شغل تغییر می یابد. کلید تغییر موفقیت آمیز در شغل، مذاکره با سرپرست مستقیم است تا وظایفی با عنوان شغلی کنونی شما ترکیب شود که شما دوست دارید انجام دهید. ممکن است آنچه شما فکر می کردید تنها گزینه شخصی خودتان(درباره غنی سازی) باشد، امّا برای سرپرست شما یک زمان ایده آل باشد تا اجازه دهد شما یک عنوان شغلی دیگر در یک بخش مرتبط با سازمان را برگزینید. شما ممکن است کاندیدای ایده آلی برای آموزش یک عنوان شغلی جدید مثل مدیر برنامه باشید که شرکت نیازمند آن است اما تا کنون مسوولان نتوانسته اند خلاء آن را پر کنند. جهت انجام مؤثر امور باید در انجام مهارتهای جدید استاد باشید و روابط مثبت و مفیدی با مشتریان و دانشگاهیان بر قرار سازید. غنی سازی از طریق ا فزایش قدرت تصمیم گیری، تنوع مهارتهای قابل استفاده، مسئولیت پذیری و یا از طریق خود شغل، شغل فعلی را چالشی تر می سازد. همچنین ممکن است نتایج غنی سازی نمایش بزرگتری برای افراد کلیدی سازمان فراهم سازد. زمانی که شغل فعلی خود را پر معنی تر می سازید آنها(افراد کلیدی سازمان)، ارزشهای بیشتری به مجموعه سازمان می بخشند. در دنیای به سرعت در حال تغییر امروز، هیچ کس قادر نیست همچنان را کد بنشیند. غنی سازی برای جریان داشتن ، حیاتی است و جریان داشتن نیزبرای سازمانهای امروزی امری اجتناب ناپذیراست.
3- ترفیع
 برخی مسیرهای شغلی وجود دارند که از طریق آن شما به سادگی از نردبان شغلی بالا می روید. مزایای رایج ترفیع در یک سازمان- پول، پرستیژ و قدرت - بخوبی شناخته شده اند. این مزایا در گذشته بین سازمانها مشترک بود. هر چند در سازمانهای امروزی که دارای ساختارهای سازمانی تخت تر هستند، این امتیازات نتایج قابل ملاحظه ای به همراه ندارد. ترفیع، به احتمال قوی، زمانی روی می دهد که توانایی های افراد با نیازهای سازمانی منطبق باشد. بدنبال جهت ها و سمت وسویی باشید که در آن، سازمان تکالیف و مأموریت هایی را دنبال می کند تا شما را برای یک نوع تغییر پایدار آماده سازد. پیدا کردن یک مربی یا راهنما در میان تصمیم سازان کلیدی سازمان، راه خوبی است برای بدست آوردن بینایی استراتژیک و دسترسی به طرحها و برنامه هایی با بینش بالا. شما باید بدانید که ساعات زیادی را صرف کرده و به سختی تلاش نمایید بویژه پس از آن که به هدفهایتان نایل شدید. 
4- گزینه های اکتشافی(کاوشی)
 هرگز پرسش از افراد موجوددرشبکه خودراکه اوج منزلت وموقعیت شغلی تان را نظاره گرهستند، فراموش نکنید. ممکن است بخوبی برای هر کس غیر از شما این نکته شناخته شده باشد که مقامهای شغلی مولد کمتر عرضه می شوند (نادر هستند)0 مقامهای مولد اجرایی و راهبران تیم ممکن است این نکته را مشاهده نمایند که کارکنانشان در آینده به ایجاد تغییرنیاز داشته باشند. برای مثال، شما ممکن است طراح یک نوع بازی باشید، امّا آیا درباره این که این موضوع روی مجموعه مهارتهایتان اثر خواهد داشت فکر نموده اید؟ اکنون ممکن است زمان خوبی برای انجام برخی تحقیقات در این زمینه باشد. بسیاری از افراد در حرفه خود به مرحله ای می رسند که دیگر مطمئن نیستند چه گزینه ها و راههایی در دسترسشان قرار دارد و اگر هم بدانند قدر آن گزینه ها را نمی دانند.
 روش های اکتشافی(کاوش) نیاز به آن دارد که در جستجوی جوابهایی برای سوالات زیر باشید: چه کار دیگری می توانم انجام دهم؟ چه جای دیگری(سازمان دیگری) می توانم بروم؟ هدف از این تحقیقات جمع آوری اطلاعات مورد نیازجهت تصمیم گیری راجع به بهینه سازی شغلی است. در خلال کاوش می توانید سایر مشاغلی را که با مهارتها، علائق و ارزشهای شما مرتبط است، شناسایی نمایید. این نوع کاوش ها را می توان از طریق مأموریتهای شغلی کوتاه مدت، مشارکت اجباری در مسئولیتهای موقتی یا مصاحبه های اطلاعاتی(اخباری) انجام داد. در دنیای غیرقابل پیش بینی امروز، موقعیت هیچ کس آنقدرمطمئن نیست که بتواند از عهده اموربخوبی برآید و باید از راهها، گزینه ها و پیشنهادات موجود اطلاع کافی حاصل نماید. فعالیتهای کاوشی همچنین می تواند روشن سازد آیا علائق شغلی شما واقع گرایانه است یا خیر0 همچنین این نوع فعالیتها می تواند پتانسیل رشد شغل فعلی تان را اعتبار بخشد. گزینه ها و پیشنهاد ات شغلی را می توان هم با حمایت سازمانی و هم بدون حمایت آن تعقیب نمود. شناسایی این نکته که کدام پیشنهاد یا گزینه ها داخل سازمان یا خارج از آن است، به شما یک حس کنترل شخصی روی شغلتان می بخشد.
 زمانی که شما فعالانه در پی سایر گزینه ها و پیشنهادات شغلی هستید، به احتمال کمی، از مسیر اصلی منحرف شده و بندرت پیش می آید قدرت و اختیار خود را از دست بدهید.
5- همسان سازی مجدد
 هر چند توجه چندانی به موضوع همسان سازی نمی شود، ولی در اکثر موارد اگر قصد ایجاد تغییر در آنچه انجام می دهید، داشته باشید، در واقع یک گام رو به پائین به سایر بخشهای مرتبط سازمان، می تواندجهشی بسوی هدف جدیدتان تلقی گردد. همسان سازی مجدد، شامل یک حرکت رو به پائین در سازمان فعلی یا سایر سازمانهاست.
 شما ممکن است یک کارشناس فنی باشید که به مقام مدیریت رسیده باشداما از وظائف جدید خود راضی نباشید.همچنین ممکن است تمایل به بازگشت به پست قبلی داشته باشید و مهارتهایتان را در جهت واقعی خود توسعه بخشید مثل حرف? طراحی برش لبه ابزار. اگر سازمان خود را دوست دارید و مایل به ترک آن نیستید، تمرکز بر این روش می تواند واکنش خوبی باشد، حتی اگر واحد سازمانی تان به هم ریخته یا راه برایتان بسته باشد. افراد به دلایل انتخابی متفاوتی بسوی پایین سازمان جابجا می شوند. همسان سازی مجدد یا انتقال رو به پائین(نوعی جابجایی عمودی) را می توان یک استراتژی برای تطبیق تقاضاهای شغلی با سایر اولویت ها نظیر بازگشت به سوی ادامه تحصیل، الزامات خانوادگی یا بهداشتی و یا یک نوع تغییر شغلی دانست. گاهی اوقات کاهش تقاضای شغلی در یک بخش رو به رشد سازمان می تواند شما را در کنار فرصتهای شغلی جدید قرار دهد. جستجوی مشاغل مختلف اگر به صورت عادت در آید می تواند مجموعه ای از مسئولیتها و چالش ها را رویاروی شما قرار دهد. همچنین، همسان سازی مجدد را می توان یک گام آموزشی تلقی نمود. بدست آوردن مهارتهای اساسی نو می تواند شما را به تجرب? مورد نیاز مجهز سازد تا در یک جهت شغلی متفاوت به حرکت در آیید.
6- انتقال
 لازمه تحرک داشتن، ترک سازمان است. شرایطی وجود دارد که تحت آن شرایط، شغل فعلی تان با مهارتها، علایق و ارزشهایتان جور نیست. اگر دارای یک هدف شغلی هستید که در سازمان فعلی تان واقع گرایانه نمی باشد، اگر تخصص فنی شما کمتر از ارزش واقعی آن است و یا خارج از جهت اصلی است، یا اگر قصد توسعه مهارتهای اصلی و پایه ای خود را دارید، توجه به مسأله انتقال یا جابجایی ممکن است بهترین گزینه باشد. مثلا انتقال از یک شهر را بدون هیچ پتانسیلی برای خود و به منظور آموزش مجدد در آنچه واقعاً می خواهید انجام دهید، برگزینید. مثل شروع کوچک در یک کار جدید. انتقال به شهر های جدید ممکن است به شما اجازه دهد به ارزیابی مجدد معادله درآمد- هزینه  خود بپردازید و سرمایه ای را که برای بدست آوردن سازمان جدید نیاز دارید، جذب نمائید. در خلال این مدت ممکن است قادر باشید درحین کار از عهده زندگی هم برآیید. حتی اگر رفتن ، ایده خودتان نباشد همچنان می توانید موقعیتی از رشد شغلی برای خود فراهم آورید و بدین ترتیب ابتکار عمل را کماکان داشته باشید. زمان انتقال، زمان ارزشمندی است برای ارزیابی مجدد مسیر شغلی، روشن سازی اولویتها و هدف گذاری جدید. برخی از افراد مصّمم هستند در همان شهری که زندگی می کنند به دنبال موقعیت های شغلی باشند. بدون توجه به این که ممکن است شغل رؤیایی شان در آن سوی کشور یا حتی در خارج از کشور وجود داشته باشد. آیا واقعاً توجه کرده اید که چگونه چنین تحرکی ممکن است موجب پیشرفت شغلی شود یا به زندگی شخصی و خانوادگی شما انگیزه و هیجان بخشد؟ ممکن است به همسرتان یک موقعیت شغلی یا پست سازمانی در شهر دیگری پیشنهاد گردد این موضوع برایتان چگونه است؟ آیا به نظر شما این یک حادثه بد تصور می شود یا رویارویی با وضعیت جدید را نوعی مزیت شغلی می دانید؟ مشاغل روی سنگ و دیوار چیده نشده اند. اگر اجازه دهید مشاغل را هم می توان به روشهای شگفت آوری توسعه بخشید. زمانی که برنامه ریزی شغلی محدود به یک سازمان خاص یا منطقه کوچکی باشد، زنجیره انتخابها و گزینه ها بطور آشکاری محدود می گردد. زمانی که به یک صنعت بزرگ یا به سازمانهای مختلف بسیاری در نقاط جغرافیایی متفاوتی نظر می افکنید، امکانات و مقدورات و دامنه انتخاب های شما بی اندازه وسیع می شود.
نتیجه گیری
 هنگام ارزیابی شغلی مهم این است که به عوامل گوناگونی توجه نمایید. تحرک شغلی در خلاء روی نمی دهد. لازم است گزینه های در دسترس خود را با مدیر یا همتایان خود به شور بگذارید. پیدا کردن یک مربی یا مشاور در سازمان فعلی بویژه که قبلاً در موقعیت شغلی مورد نظرشما بوده است، مسیر بزرگی را برای یادگیری راههای جدید جهت نیل به اهداف شغلی تان، فراهم خواهد ساخت. خود را در سازمان ، فرد مفیدی سازید و برتری های خود را نسبت به سایرین که در مسیر شغلی شما گام برمی دارند، حفظ نمایید. ممکن است در کمبودها  وکاستی هایی که شما را مجبور به ترک شهر خود و عزیمت به یک شهردیگر می کند و هرگز تصور نمی کردید در آن شهر زندگی کنید، فرصتی برای رشد و ترقی نهفته باشد. هر چند هر تغییری می تواند با ترس و دلهره همراه باشد، اما قادر است زندگی را به وضع بهتری مبدل نماید. اگر چه شما ممکن است گزینه های خاصی را مدنظر قرار داده یا آماده پذیرش آنها باشید، اما ممکن است آن گزینه ها و پیشنهادات در زمان کنونی به سادگی برایتان دست یافتنی نباشند.
 فقدان اعتماد یا نبودن روابط، ممکن است گزین? خاصی، خارج از دسترس شما، قرار دهد. رقابت برای فرصتهای محدود عامل دیگری در این زمینه است. همچنین نرخ رشد سازمان، بر قابلیت دسترسی فرصتهای نو تأثیرگذار است. باید اطمینان حاصل نمایید تمام اطلاعاتی که راجع به سازمان و درباره توسعه زمینه شغلی خود و سایر زمینه های شغلی وابسته، می خواستید، از طریق تماس با افراد بدست آورده اید که این موضوع در رأس امور است. اگر فعالانه موضوع برنامه ریزی تغییر شغلی را پیگیری نمایید، در می یابید که بدون وجود برنامه ریزی زمانهایی وجود خواهد داشت که تغییرات به طور ناگهانی بر شما رخنه می کند. با پی گیری برنامه ریزی شغلی بجای دست پاچگی، قادر خواهید بود به ارزیابی موقعیت بپردازید و از طریق3 یا4 روشی که بشرح آنها پرداختیم زمانی که هنوز در حال مانور و ممارست در مورد آن شغل در مسیر و جهت دلخواه هستید، آن را مدیریت نمایید.
 تغییر در گزینه انتخابی خود را (از میان بسیاری از راههای موجود) به منظور ارتقای شغلی خود، پذیرا باشید. در این صورت بدون توجه به مشکلات موجود در سازمان و زندگی خود،کارها در کنترل شما خواهد بود.                                                                                  

       مولف : کرستی لی                                                         

       مترجم : علیرضاصالحی امین   (کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی)

منبع:بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
ساخت تبلیغات مؤثر با تعیین اهداف آن آغاز می شود. آیا تبلیغات بایستی تصویری ذهنی از شرکت یا کالا را بفروشد؟ آیا انتظار از تبلیغ کشاندن خواننده به نقطه خرید است یا این که
صرفاً ارائه ایده ای برای ملاحظه خواننده مد نظر است؟ کالا برای چه مخاطبی است؟
پاسخ به این پرسش ها قبل از طراحی تبلیغ گام نخست در ساخت یک تبلیغ تأثیر گذار است. هدف شما هرچه می خواهد باشد، موفقیت هر تبلیغ بستگی به توانایی آن به برقراری ارتباط با مخاطب دارد.
خوانندگان شما فرصت کافی ندارند بنابراین قبل از آن که تصمیم به خواندن تبلیغ یا رفتن به صفحه بعد را بگیرند تنها به آن یک نگاه گذرا خواهند انداخت.
خواننده را فوراً از آنچه می خواهید تبلیغ کنید و آنچه برای آنها به ارمغان آورده اید آگاه کنید. قواعدی که در ذیل خواهد آمد حاصل بیش از 50 سال مطالعه بر روی ناشرانی است که سالانه برای هزاران شرکت تبلیغاتی فعالیت می کنند.
از هر یک از این قواعد انتظاراتی می رود و تبلیغاتی که در نشان دادن ارزش مندی کالا یا خدمات به خواننده ضعیف عمل کنند محکوم به شکست خواهند بود، حتی اگر همه این دستورالعملها را به کار گیرند!
این از آن جهت است که هر رسانه مخاطب خاص خود را دارد و تبلیغات تأثیر گذار در یک رسانه ضرورتاً به معنی تأثیر گذار بودن آن در رسانه دیگر نخواهد بود. علاوه بر این اصول، عقل سلیم خود را به کار گیرید و هرگز از نیازها و علایق مخاطبان دور نشوید.
اصل 1: وارد ذهن خریدار شوید.
برای فهم خریدار وقت بگذارید؛ خریدار واقعاً چه می خواهد؟ چگونه آن را توصیف می کند؟ نیازهای واقعی او چیست؟ این موارد را می توانیم از طریق صحبت با خریدار، انجام تحقیق یا این که خودمان خریدار واقعی شویم به دست آوریم.
فروشنده و خریدار مسائل را از دریچه های متفاوت می بینند. بنابراین باید مسائل را از دیدگاه خریدار دید.
اصل 2: پیروی از مدل
AIDA
AIDA مخفف جلب توجه Attention
ایجاد علاقه
Interest
ایجاد تمایل
Desire
اقدام و خرید
Action
این مدل سلسله مراحلی است که یک مشتری قبل از اقدام به خرید آن را طی می کند. یک تبلیغ تأثیر گذار باید توجه مخاطب را جلب کند. این امر از طریق ترکیب تیتر اصلی و تصویر (عکس) انجام می شود.
اصل 3: با زبان منفعت صحبت کنید.
منافع و مزایا دلایل واقعی مردم برای خریدشان است. برای مثال تولید کنندگان دریل دستی در واقع چه می فروشند؟
پاسخ این است که آنها سوراخ می فروشند.
سوپر مارکت ها چه می فروشند؟ راحتی.
همیشه بایستی بر روی منافع ذهنی خریدار متمرکز شد.
اصل 4: تیترهای مختلفی را امتحان کنید.
تحقیقات نشان می دهد افراد پنج برابر تیتر اصلی را نسبت به مطالب بدنه اصلی می خوانند. بنابراین تیترهای اصلی ارزش وقت گذاشتن را دارند..
اصل 5: دو سوم مردم به عکس فکر می کنند.
آیا باید از عکس، توضیح یا تصویر در تبلیغات استفاده کرد؟
پاسخ این است که اگر فضا اجازه می دهد حتماً.
اولین دلیل برای آن این است که سمت راست مغز این تصاویر را پردازش می کند. عکس برای انسان ها بسیار با اهمیت است. تحقیقی که توسط بندلر و گریندر بنیانگذاران
NLP (برنامه ریزی عصبی ذهن) انجام شده نشان می دهد دو سوم مردم جهان، پیرامون خود را از طریق تصاویر درک می کنند. فکر کنید!
این یعنی دو سوم مردم به شما اعتقادی ندارند تا زمانی که شما چیزی را که تبلیغ می کنید ببینند، در مقایسه با آنچه شما صرفاً از طریق کلمات موجود در تبلیغتان به آنها می گویید.
دلیل دومی که بایستی از تصاویر استفاده کنید این است که عکس توجه چشم خواننده را در حالی که صفحه را مرور می کند به خود جلب کند.
اصل 6: متن بدنه را طوری بنویسید که باعث فروش شود.
منظور از متن بدنه کلماتی است که در تبلیغ شماست (به استثنای تیترها). همیشه به خاطر داشته باشیم که تبلیغ فروشندگی چاپی است، بنابراین:
- با یک جمله وسوسه انگیز شروع کرده که خواننده را مجذوب آن کنید.
- وقت زیادی روی پاراگراف اول صرف کنید. اگر شما بتوانید خواننده را فراتر از پاراگراف اول بکشایند به نتایج بهتری دست پیدا خواهید کرد.
تحقیقات نشان می دهد تنها 10% افراد، فراتر از پاراگراف اول را می خوانند.
آگهی نویسان تبلیغ می دانند که کلمات خاصی وجود دارد که تأثیرات معجزه آسایی بر مخاطب می گذارد. اگر شما این کلمات را در تیترها و پاراگراف های آغازین به کارگیرید حتماً نتایج بهتری دریافت خواهید کرد.
اصل 7: مشوق های متفاوتی را امتحان کنید.
مشوق های بازاریابی شکلهای مختلفی می توانند به خود بگیرند.
برای مثال: یکی بخر، دو تا ببر! اطلاعات مفید بیشتر، هدایا و غیره . اینکه چه مقدار کالا یا خدمات شما پیچیده و پیشرفته باشد فرقی نمی کند، شما باید مشوق هایی را در کنار محصولتان خلق کنید همه مشتریان شما روی یک موج رادیویی تنظیم شده اند:
(
What's In It For Me?) WIIFM برای من چی دارید؟
منظور این نیست که افراد خودخواه یا خود محور هستند منظور این است که مشتریان از موضع منفعت شخصی نگاه می کنند. بنابراین به مسائل از دید آنها بنگرید.
اصل 8:به طور مکرر اقدام عمل از سوی مشتری را در تبلیغتان بگنجانید.
شما باید به مخاطبتان بگویید که مرحله بعدی چه اقدامی انجام دهد و این یعنی اقدام عمل. برای مثال ممکن است از مخاطبتان بخواهید: با شما تماس حاصل نماید ، کوپن جایزه اش را بفرستد یا به پایگاه شبکه اینترنتی تان مراجعه کند.
اصل 9: بزرگ بودن تبلیغ لزوماً به معنی تأثیر گذارتر بودن آن نیست.
از سال 1914 تحقیقی توسط آقای استرانگ که یک آمریکایی الاصل هستند انجام شد، که نتایج جالبی به دست داده است. آقای استرانگ به این نتیجه دست یافت که همه تبلیغات لزوماً نتایج یکسانی ندارند. شما یک صفحه کامل را در نظر بگیرید؛ او به این صفحه کامل از لحاظ تاثیرگذاری 100 امتیاز می دهد. حال شما همان تبلیغ را در نیم صفحه در نظر بگیرید؛ او به نیم صفحه از لحاظ تأثیر 68 امتیاز می دهد او همچنین دریافت که ربع صفحه 49 امتیاز به دست می آورد.
مطالعات زیاد دیگری نیز صحت این تحقیق را تاکید کرده است که یکی از آنتها توسط سازمان گالوپ به انجام رسیده است.
همه این تحقیقات با 2% اختلاف به نتایج آقای استرانگ رسیده اند.
به این فکر کنید که چگونه یک روزنامه می خوانید آیا شما در حالی که صفحات را ورق می زنید به تیترهای جذاب نگاه نمی کنید؟ معمولاً تمایل نداریم که همه کلمات یک صفحه را تک به تک بخوانیم.
از آنجا که یک تبلیغ در یک صفحه به صورت پراکنده جا داده شده است غیر ممکن است که بتوانیم از آن اجتناب کنیم. بنابراین اتفاقی که می افتد این است که ما تمایل به مرور سرتیترها نیز پیدا می کنیم، زیرا این، روش خواندن روزنامه است.
اصل 10: تبلیغات را در جایی قرار دهید که بیشترین تأثیر را دارد.
تئوریهای زیاد-و بعضاً متناقضی- در مورد این موضوع وجود دارد در این جا فهرستی که معقول به نظر می رسد آورده می شود.
- صفحه اول (رویی) بهترین جایگاه برای قرار دادن تبلیغتان است ( و البته گرانترین)
- بخش بیرونی صفحه آخر در جایگاه دوم قرار دارد.
- بخش داخلی صفحه اول درجایگاه بعدی اهمیت قرار می گیرد.
- صفحات اولیه بهتر از صفحات آخر می باشند.
- صفحات سمت چپ (دست راست در لاتین) نسبت به سمت راست واکنش بهتری ایجاد می کنند.- مطالعه دقیقی روی رسانه هدف خود انجام دهید.

منبع:روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 
ت صاویر زیر مربوط به کودکی اردنی به نام علی سرور است . این کودک در یک خانواده مسلمان در شهر امان زندگی می کند. وی از بدو تولد دو بازو نداشته است ولی الان در حال یک زندگی عادی است و تقریبا تمام کارهای خود را خودش انجام می دهد. این کودک مصداق واقعی صرف فعل خواستن است...امروز
















 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 2:13 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در کار و کارآفرینی


مرتضی شأنی

ایران بعد از پرو دومین کشور جهان از نظر کثرت روزهای تعطیلی است. از 365 روز کاری تقویم سال، 104 روز به عنوان تعطیلات آخر هفته کسر می‌شود. با توجه به اختلاف تعداد روزهای سال شمسی و قمری، 20 الی 24 روز دیگر به مناسبتهای مختلف از میزان روزهای کار کم می‌شود.
اگر تعطیلات غیررسمی هفته‌های آخر اسفندماه و اوایل فروردین ماه ( تا مقطع سیزده به در) و تعطیلهای توافقی بین دو روز تعطیل متوالی به ارقام فوق اضافه شود، تعداد روزهای تعطیلی سال در کشور ایران از 135 روز تجاوز می‌کند. بنابراین نسبت روزهای تعطیلی به کل روزهای سال حدود 4 به 10 بوده و بیانگر این حقیقت است که در کشور ایران، نیروی کار به ازای هر سه روز کاری سال دو روز استراحت دارند. (فعلاً فرض می‌شود که راندمان کار در روز کاری در حد مطلوب است.)
این نسبت زمانی به مرز فاجعه نزدیک می‌شود که به ترکیب روزهای تعطیلی هفته و تطابق آن با روز و ساعات کاری خارج از کشور دقت شود. در ایران روزهای پنجشنبه و جمعه تعطیل پایان هفته بوده و در اکثر کشورهای خارج برخلاف رویه مرسوم ایران روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل پایان هفته است. بنابراین در طول 7 روز هفته، روزهای شنبه و یکشنبه در خارج از کشور و روزهای پنجشنبه و جمعه در ایران تعطیل است و کلیه فعالیتهای اقتصادی عملاً در طول چهارروز هر هفته سال راکد می‌شود.
در ایران، روز کاری معمولاً از ساعت 30/7 صبح شروع و درساعت 30/15 خاتمه می‌یابد. روز کاری کشورهای اروپایی که بالاترین مراودات اقتصادی با ایران را دارا هستند، با توجه به 5/3 ساعت اختلاف ساعت موجود (مبدأ گرینویچ لندن بدون در نظر گرفتن یک ساعت تغییر زمان اول سال) به وقت ایران از ساعت 30/12 شروع و تا ساعت 19 به وقت تهران ادامه می‌یابد. بنابراین ارتباط ایران با مبادی اقتصادی اروپا در سه روز کاری هفته (دوشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه) روزانه حداکثر 3 ساعت و در جمع روزهای هفته فقط 9 ساعت است.
در علم اقتصاد هزینه‌های سربار باب وسیعی است که هر فعالیت اقتصادی طبعاً با آن سروکار دارد و به اقلامی از هزینه‌ها اطلاق می‌شود که مستقل از تولید، همواره برای روزهای سال اعم از کاری و یا تعطیل تعلق می‌گیرد. در محاسبه قیمت تمام شده هر محصول، این هزینه اجتناب ناپذیر، در صورت کسر با هزینه‌های متغیر جمع شده و به تعداد تولید محصول در سال تقسیم می‌شود. هرگاه تعداد روزهای کاری سال به لحاظ تعطیلی کم شود، در فرمول محاسبه قیمت تمام شده، عدد مخرج (میزان تولید) باوجود متورم بودن صورت کسر کوچکتر می‌شود و به طریق اولی قیمت تمام شده محصول بالاتر می‌رود. بالا رفتن قیمت تمام شده محصول سبب می‌شود که تولید‌کننده قدرت رقابت در بازار پرتحول را از دست دهد و با کوچکترین نسیم و یا چالش رقبا از صحنه فعالیت اقتصادی حذف شود. مصداق بارز این عارضه را می‌توان در عقب‌نشینی صنایع نساجی، پوشاک، کفش، قطعه سازی و صدها عرصه اقتصادی دیگر در قبال هجوم شبیخون وار ساخته های چین، کره جنوبی و اخیراً مالزی بوضوح رویت کرد. عرضه پیراهن چینی با کیفیت نسبتاً مناسب به صورت بسته‌بندی شده معادل یک دلار و یا فرش ماشینی با 50 درصد قیمت تمام شده داخلی نشان می‌دهد که ایران حتی در عرصه محصولات سنتی نظیر فرش، کفش، پوشاک نیز مزیت خود را از دست داده‌ و به محض خشک شدن مرکب سند پیمان ورود به سازمان تجارت جهانی و ممنوع شدن اعطای هرگونه رانت و یا یارانه، این صنایع جز اضمحلال و یا بازنگری بنیادی شرایط کار، افزایش راندمان و بهره‌وری کار و در رأس آنها کاهش روزهای تعطیلی و تطبیق آن با دیگر کشورها با هدف کاهش نقطه سربه سر محصول، چاره دیگری نخواهند داشت.

منبع:مجله تدبیرـ شماره ۱۸۰



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 12:20 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
 

شاید پیوسته از خود می‌پرسید نام تجاری شما برای چه ایجاد شده است و چه اثری از خود به جای می‌گذارد که سایر رقبا قادر به خلق آن نیستند. وقتی دلیل کارکردی روشنی برای خرید یک نام تجاری وجود نداشته باشد، مصرف‌کننده علاقه خود را به آن از دست می دهد.احتمالا هرچه تاکنون در مورد برند و نام و نشان تجاری شنیده یا خوانده‌ایم، مربوط به اهمیت این موضوع در ارتباط با محصولات، کالاها و خدمات یک سازمان در بازار و در میان مشتریان بالقوه باشد. در این مقاله به موضوع برند از زاویه دیگری نگریسته شده و آن برندی با نام "رهبری و مدیریت" است (
Leadership Brand ). علاوه بر اینکه برند سازمان تأثیر متقابلی بر کالاها و خدمات عرضه شده دارد، شیوه مدیریت و رهبری نیز می‌تواند برندی بسیار قدرتمند برای سازمان محسوب شود که البته خود این نوع برند نیز در تعامل دوسویه‌ای با برند اصلی سازمان است. نکته مهمی که در این مقاله به آن اشاره می‌شود، تأکید بر وجه تمایز دو مفهوم "رهبر و مدیر" و "رهبری و مدیریت" است و در نهایت به 5 اصل مهم برای ایجاد "برند رهبری" در سازمان پرداخته می‌شود.
به جملات زیر به دقت توجه کنید.
آیا می‌توانید وجه مشترک شرکت‌های نامبرده را پیدا کنید؟
جنرال­الکتریک شرکتی است با تنوع محصولات بالا که سالانه 163میلیارد دلار درآمد دارد. شعار شرکت "تخیل­گرایی حین کار" (
Imagination at Work ) است. یکی از جنبه‌های معروفیت جنرال­الکتریک داشتن مدیران و رهبرانی با قابلیت تبدیل ایده‌های تخیل­گرایانه به کالاها و خدماتی واقعی و سرآمد در بازار است. یک مدیر جنرال‌­الکتریک با ویژگی‌های خاصی شناخته می‌شود: ایده پردازی قوی، تفکر قدرتمند، تصمیم­گیری به­موقع، رهبری لایق تیم‌های کاری و کارشناسی، حسابگری و اعتماد به نفس بالا. شعار اصلی شرکت جانسون و جانسون ( Johnson & Johnson ) این است: "ما بر این باوریم که مسؤولیت اصلی مان در جامعه، در­برابر پزشکان، پرستاران و بیماران است، سپس مادران و پدران و در نهایت هر کسی که از محصولات و خدمات ما استفاده می‌کند." این شرکت سال گذشته 53 میلیارد دلار درآمد داشت. علت اصلی معروفیت شرکت، پرورش رهبران و مدیرانی است که به روش‌های علمی، کالا و خدمتی بسیار با­کیفیت و کامل ارائه می‌کنند که موجب رفع بیماری‌های و ناراحتی‌های جسمانی می‌شوند و کیفیت زندگی بشر را ارتقا می‌دهند. یک مدیر در شرکت جانسون با این ویژگی‌ها شناخته می‌شود: سختگیر و جدی در توسعه و تنوع محصول، دارای مسؤولیت اجتماعی بالا، عرضه­کننده محصول به بازار با ضوابط مشخص، متعهد به ایجاد اعتماد در مصرف‌کنندگان، متعهد به کیفیت و سلامت.
به نظر شما چه ویژگی‌های مشترکی در این دو مورد وجود دارد؟
یک نقطه اشتراک در این دو مثال و همچنین در شرکت‌هایی مانند پپسی، دیزنی، بوئینگ و گلدمن‌ساچز این است که همه آنها رهبرانی سرآمد داشته­اند. گاهی این­گونه مؤسسات و بنگاه‌ها را "رهبرساز" (
leader feeder ) می‌نامند که علاوه بر تولید و عرضه محصولاتی با کیفیت عالی، مدیران و رهبرانی عرضه می‌کنند که قابلیت اداره سازمان‌های دیگر را خواهند داشت. پاسخ دیگری نیز به این سؤال وجود دارد که شاید کمتر مورد توجه قرار گیرد: این شرکت‌ها فراتر از تربیت و پرورش صرف مدیران و رهبران خود (به عنوان یک فرد) پیش رفته‌اند؛ آنها بر "ارتقای قابلیت‌های عمومی رهبری" در سازمان خود تأکید می‌کنند و به دنبال ایجاد مفهومی هستند که ما آن را "برند رهبری سازمان" می‌نامیم.
"برند رهبری" چیست؟
برند رهبری سازمان عبارت است از کسب شهرت و معروفیت برای سازمان به واسطه پرورش مدیران و رهبرانی استثنایی با توانایی و استعدادی ویژه که این قابلیت‌ها منحصراً در خدمت برآورده کردن خواسته‌های مشتریان و انتظارات سرمایه‌گذاران باشد. شرکت‌هایی که متوجه اهمیت برند رهبری در سازمانشان باشند، روحیه‌ای از ایمان و باور را در میان کارکنان و مدیران خود ایجاد می‌کنند که این توانایی را به آنها می‌دهد تا محصولی مطابق با وعده‌های شرکت به بازار عرضه کنند. پدر و مادری که برای تفریح، فرزندان خود را به پارک‌های دیزنی می‌برند، این پیش­فرض ذهنی را دارند که کارکنان وسایل تفریحی و پرسنل رستوران‌های این مجموعه بسیار شاد، سرزنده و دوست داشتنی هستند و برخورد آنها مؤدبانه و دوستانه خواهد بود. از طرف دیگر، مشتریان مک­کینزی (شرکت معروف مشاوره مدیریت) می‌دانند که مشاوران هوشمند و تحصیلکرده این شرکت به منظور حل مسائل و مشکلات آنها، از آخرین ابزارها و دانش روز علم مدیریت بهره می‌گیرند.
برند رهبری ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ سازمان، سیاست‌ها و نیازهای نیروی انسانی دارد. به عنوان مثال شعار لکسوس این است: "دنباله­روی مسیر کمال". لکسوس شعار تجاری خود را در عمل این گونه تشریح می‌کند: مدیران و رهبران سازمان با تکیه بر فرایندهای ارتقای کیفیت همچون تولید ناب و شش سیگما، به تعالی می‌رسند.
مطالعه و مشاهده 150 بنگاه موفق "رهبرساز" در 10 سال گذشته نشان می‌دهد این بنگاه‌ها به یک خط مشی تقریباً مشابه رسیده‌اند که به آنها کمک می‌کند نسل به نسل، خروجی قدرتمندی از مدیران و رهبران موفق به بازار عرضه کنند. همچنین از آنجا که رهبران این بنگاه‌ها روحیه اطمینان و اعتماد به نفس را در میان تک­تک اجزا، افراد و ذی‌نفعان سازمان تزریق کرده‌ و به انتظارات آنها جامه عمل پوشانده‌اند، بنگاه از یک روند سودآور مستمر بهره‌مند شده است.
مقایسه علل شهرت "برند سازمان" و "برند رهبری سازمان" در شرکت‌های با نام و نشان مشهور
علت شهرت رهبری سازمان علت شهرت سازمان
مدیریت اثربخش هزینه­ها؛کارها را به­موقع ترتیب می‌دهند. - قیمت همیشه ارزان-
Wal-Mart
مدیریت لجستیک، تحویل کار قبل از موعد، سرعت در حل مسائل به طور کامل و مثبت هر چه بتواند انجام می‌دهد-
FedEx مدیریت فرایندهای کیفی از قبیل طراحی و تولید ناب و شش سیگما برای بهبود مستمرطی مسیر کمال - Lexus گسترش دید و شناخت مصرف‌کنندگان ، بازاریابی دقیق و هدفمند گروه‌های هدف، نوآوری در محصولات / نشان تجاری مورد اعتماد شما - Procter & Gamble
رهبری تیم‌های ضربتی حل مسائل کسب وکار، ترکیب داده‌های پراکنده و ارائه راه‌حل / مشاور مطمئن مدیران عامل -
McKinsey
حل مسائل جهانی، تأکید بر کار تیمی، خبره در فناوری هوافضا / ما در یک بنگاه جهانی با هم کار می‌کنیم تا سرآمد صنعت هوافضا باشیم. /
Boeing
ساخت محصولات و ارائه خدماتی نوین خارج از نرم‌هاو استانداردهای صنعت / طراحی و نوآوری /
Apple
پرورش نسلی با استعداد بالا برای آینده / پرجاذبه برای نسل جوان /
Pepsi
5 گام ایجاد برند رهبری
برای ایجاد یک برند قوی رهبری در سازمان باید 5 گام برداید. در ادامه، این 5 مرحله به اختصار بیان می‌شود و سپس به تشریح آنها خواهیم پرداخت:
1-باید اصول اولیه رهبری سازمان مانند تنظیم استراتژی و به­کارگیری قابلیت‌های اجرایی آن را به­خوبی بشناسید و از آنها استفاده کنید.
2- مطمئن شوید مدیران، نیاز‌ها و انتظارات واقعی (و عمدتاً توقعات بالای) مشتریان و ذی‌نفعان خارجی را می‌شناسند و آن را به زبان فرایندهای کاری داخلی به­خوبی ترجمه می‌کنند.
3-رهبران سازمانتان را با توجه به توانایی­شان در ترجمه نیازها و توقعات ذی‌نفعان، ارزیابی کنید.
4-در زمینه پرورش و توسعه فرایند رهبری (نه رهبران سازمان به عنوان افراد مستقل) در سازمانتان که موجب افزایش توانایی رهبران در پاسخگویی به نیازها و توقعات مشتریان و سرمایه‌گذاران می‌شود، سرمایه‌گذاری کنید.
5-و در نهایت، لحظه به لحظه و قدم به قدم مسیرهای موفقیت خود را در ایجاد برند رهبری در سازمانتان برای استمرار آن در بلند مدت، مرور کنید.
تمرکز بر شیوه راهبری نه پرورش رهبر
برند رهبری در سازمان تمرکز بر شیوه راهبری است؛ نه پرورش رهبران و مدیران سازمان به عنوان افرادی مستقل. بسیاری از برنامه‌های مدیریت منابع انسانی و کارگزینی به دنبال یافتن و پرورش کاندیداهای ایده‌آلی هستند که بتوانند چرخ بخت و اقبال را برای سازمان بچرخانند. تجربه ای که ما به آن دست یافته‌ایم می‌گوید بیشتر سازمان‌ها از "مدل‌های شایسته­سالاری" (
Competency Models ) استفاده می‌کنند تا بتوانند به این طریق با شناسایی ویژگی‌های عمومی و تخصصی، چشم‌انداز، توان و انرژی و سایر خصوصیات افراد، کاندیداهای رهبری و مدیریت نسل آینده سازمان را تعیین کنند. با استفاده از این مدل، فرد خاصی برای سمت‌های مدیریتی یا رهبری سازمان انتخاب می‌شود. این فرد آموزش‌های لازم را به منظور سکانداری و هدایت سازمان و برقراری ارتباطات بر پایه اعتماد می‌بیند و به لحاظ روانی و اجتماعی به رهبری زبردست تبدیل می‌شود. وی به مرور با شرایطی مواجه می‌شود و به شهرت‌های فردی دست می‌یابد، با مجلات تخصصی گفت­وگو می‌کند و در نوع خود رهبری معروف می‌شود. در این مقطع سازمان احساس می‌کند که موفقیت بلندمدتش تضمین شده است؛ در حالی که این موضوع می‌تواند دامی بس خطرناک باشد.
البته باید اعتراف کرد که رهبران و مدیران دارای قدرت و جذبه جادویی بالا می‌توانند برندی را برای خود ایجاد کنند که بر برند سازمانشان احاطه و سیطره داشته باشد (شاید بتوان برند "بیل گیتس" را مقدم و مسلط بر برند "مایکروسافت" دانست). هنگامی که چنین شود و کارکنان سازمان به جای این که خود را وقف خواسته‌های مشتری کنند، در­بست در خدمت رهبر قدرتمند سازمان باشند، بدون شک بنگاه با مشکل جدی مواجه خواهد شد. به­طورقطع یک رهبر هوشمند، توانا و پر­انرژی می‌تواند به نفع سازمان عمل کند اما به اعقاد ما تمرکز توجهات به سکانداران و رهبران سازمان به عنوان افرادی مستقل، اقدامی خام و نسنجیده است. از طرفی می‌توان با توسعه و بهبود "مدل‌ها‌ی شایسته­سالاری رهبران" به مدل‌های شایسته‌سالاری رهبری با توجه به نیازها و چشم اندازهای سازمان، ریسک فوق را جبران کرد. ما باور داریم که موفقیت بلندمدت سازمان‌های موفق که نسل اندر نسل تداوم می‌یابد، در گرو همین نکته است: آنها تمایز چشمگیری بین "رهبران" و "رهبری" ایجاد کرده‌اند و با خطی پررنگ مرز این دو رویکرد را مشخص می‌کنند. تمرکز بر رویکرد رهبرمحور بر توسعه ویژگی‌های فردی تأکید دارد؛در حالی که تمرکز بر رویکرد رهبری­محور که موضوع بحث برند رهبری است، بر روش‌های حفظ و تداوم کامیابی‌های سازمان تأکید می‌کند که محصول جانبی آن تولید رهبرانی توانا برای آینده است.
چگونه برای سازمانمان، برند رهبری بسازیم؟
به طور خلاصه وجه تمایز میان "برند محصول" و "برند رهبری" سازمان این طور بیان می‌شود: برند محصول پلی است که خروجی و شهرت سازمان را به خواسته‌های مشتریان و امیدهای سرمایه‌گذاران وصل می‌کند؛ در حالی که برند رهبری براساس انتظارات بازار از رفتار و منش نمایندگان سازمان شکل می‌گیرد. هر قدر رفتار و منش افرادی که سازمان را نمایندگی می‌کنند بر پایه اصول و خواسته‌های ذی‌نفعان باشد، برند رهبری قوی­تری شکل خواهد گرفت. در اینجا به تشریح 5 اصل لازم برای ایجاد و توسعه برند رهبری می‌پردازیم:
▪ پیش‌نیازهای توسعه رهبری را به چنگ آورید.
یک پیش‌شرط اولیه برای ایجاد برند رهبری این است که سازمان در سه زمینه به مهارت استادی برسد: اول این که رهبران باید به مقوله استراتژی تسلط یابند، به این معنی که همواره نیم­نگاهی به آینده داشته باشند و بتوانند سازمان را در مسیر تداوم موفقیت‌ها در میان مشتریان جا بیندازند. دوم این که باید توان اجرایی بالایی داشته باشند، بتوانند سیستم‌های سازمانی کارا ایجاد کنند، بستری را فراهم کنند که تلاش‌ها به بار بنشیند و تغییرات لازم به آسانی واقع شود. رهبران باید بتوانند استعدادهای کارکنان را طوری مدیریت کنند که ثمره آن فعالیت جدی و پرانگیزه باشد و از سوی دیگر با کشف استعدادهای نهفته و پرورش آنها، کارکنان را برای ورود به رهبری آینده سازمان آماده کنند. سومین پیش­نیاز ایجاد برند رهبری، وجود ویژگی‌ها و مهارت‌های فردی در رهبر است. وی باید توانایی یادگیری خوبی داشته باشد، امانت و صداقت را رعایت کند، هوشمندی اجتماعی و عاطفی را تمرین کند و جو اعتماد را در سازمان سریان بخشد. شرکت‌ها اغلب بر بعضی ویژگی‌های رهبری تکیه می‌کنند؛ به طوری که به قیمت قربانی شدن سایر شاخصه‌ها ختم می‌شود. این در حالی است که یک رهبر موفق باید شرایط و خصوصیات لازم رهبری را به­طور جامع داشته باشد؛ حال اگر در یک یا چند ویژگی تبحر یا مهارت خاصی هم داشته باشد، مشکلی ایجاد نخواهد شد. شرکت کانادا تایر (
Canadian Tire ) برنامه‌‌ای دارد که در آن کارشناسان و مدیران ارشدش را برای کسب خصوصیات جامع رهبری پرورش می‌دهد. این شرکت که سال گذشته ۳/۸ میلیارد دلار درآمد داشت، برخی از مدیران خود را که نقطه قوت ویژه‌ای در یک زمینه خاص دارند، به مکان و موقعیتی جدید منتقل می‌کند تا ویژگی‌های دیگر رهبری نیز در آنها تقویت شود. به این ترتیب آنها تک بعدی بار ن می‌آیند و دیگر قابلیت‌های لازم را برای تغییر سطوح و لایه‌های رهبری پیدا می‌کنند. مدیران بدون دستیابی به سطوح عالی مفهوم رهبری، ممکن است تا حدودی موفق عمل کنند اما هیچ­گاه از آنها به عنوان رهبری برجسته یاد نخواهد شد.
توانایی‌ها و قابلیت‌های رهبران را بر­اساس مسیر حرکت سازمان، یعنی پاسخگویی به انتظارات و توقعات و کسب شهرت در بازار، طرح‌ریزی کنید.
ایجاد یک برند رهبری تا حدودی شبیه به طرح بیانیه مأموریت سازمان است. در واقع، همان بیانیه مأموریتی که سازمان به صورت جمله‌ای شفاف بیان می‌کند، می‌کوشد در ایجاد برند رهبری رهبرانش را همگام و همسو با آن پرورش دهد. در ایجاد برند رهبری سازمان تمایل دارد آن­گونه که توسط بهترین مشتریانش (بهترین مشتریان سازمان معمولاً 20 درصد کل مشتریان را تشکیل می‌دهند که 80 درصد ارزش کل را دارند) شناخته می‌شود، رفتارها و مهارت‌های رهبری نیز در همان مسیر قرار گیرد. به عنوان مثال شرکت اپل می‌خواهد مشتریانش او را به عنوان شرکتی با قابلیت‌های برجسته در ارائه نوآوری و طراحی فناوری‌های راحت برای کاربر (
User Friendly ) بشناسند بنابراین از بهترین طراحان و مهندسان استفاده می‌کند و آنها را ترغیب می‌کند که خارج از نرم‌های استاندارد فکر کنند.
مثال دیگر شرکت فروشگاه‌های زنجیرهای وال مارت (
Wal-Mart ) است که می‌خواهد به واسطه محصولات ارزان قیمتش شناخته شود بنابراین مدیرانی را به خدمت می‌گیرد که در عین مقتصد و صرفه‌جو بودن، افرادی متواضع و بی تکلف بوده و قدرت چانه‌زنی بالایی داشته باشند.
رهبران را نسبت به بیانیه مطرح شده در برند رهبری (درگام دوم) ارزیابی کنید.
در این مرحله سازمان باید تک­تک رهبران را از نظر منطبق بودن فعالیتشان با مأموریت سازمان و انتظارات مشتریان ارزیابی کند. نکته مهم در این مرحله، تأکید ویژه بر دیدگاه مشتری نسبت به فرایندهای کاری و تمرکز کمتر بر خروجی واقعی مدیر یا رهبر قسمت است. به جای این که نگران بارگیری به موقع کالا باشیم، باید به تحویل به­موقع محصول به مشتری بیندیشیم. به جای این که تنها تعهد افراد در برابر سازمان را ارزیابی کنیم، باید میزان تعهد افراد در مقابل مشتری را اندازه بگیریم. به عنوان مثال یک شرکت بزرگ صنعتی از گروه هدفمندی از مشتریان (به ویژه مشتریانی که با روندهای تغییر و تحول بازار تا حدودی آشنا هستند) سؤالاتی درباره بیانیه مأموریت و ارزش‌های سازمان پرسید.
دو سوال عمده شرکت از این قرار بود:
1- آیا بیانیه مأموریت ما همان چیزی است که از نظر شما باید به واسطه آن شناخته شویم؟
2- چه کنیم تا بهتر از رقیبانمان به خواسته‌های مطرح شده در این مأموریت عمل کرده باشیم؟
این کار سبب شد مشتریان درباره توقعاتشان از فعالیت‌های اصلی سازمان و انتظاراتشان از رهبران به­دقت پاسخ دهند. این شرکت همچنین با دعوت از مشتریان، به برگزاری نظرسنجی‌های دوره­ای، مصاحبه‌ها و جلسات مطالعات گروهی پرداخت و از مشتریان پرسید آیا در صورت انطباق رفتار رهبران با خواسته‌های شما، خرید بیشتری خواهید کرد؟ بدیهی است که پاسخ آنها مثبت بود اما در عمل، شرکت با مطالعه خواسته مشتریان و اجرای پیشنهادهای آنان، تغییری در رفتار و منش مدیران خود ایجاد کرد و نتیجه این شد که فروش سالانه محصول در میان گروه پرسش­شونده 20­درصد افزایش یافت.
بگذارید مشتریان و سرمایه‌گذاران، آموزگار ما باشند.
آیا بهترین مشتریان و سرمایه‌گذاران شما می‌توانند روال کار کلاس‌های آموزشی را که برای کادر رهبری خود برگزار می‌کنید، مشاهده کنند؟ واکنش و بازخورد آنها چیست؟ آیا آنها فرایند آموزش را منطبق با خواسته‌ها و انتظارات خود می‌دانند یا آن را برنامه‌ای تشریفاتی و باری به هر­جهت می‌بینند؟ راهکارهای بسیاری وجود دارد که شرکت‌ها انتظارات و توقعات خارجی را در برنامه آموزشی رهبران دخیل کنند. مشتریان می‌توانند با حضور فیزیکی یا مجازی (ویدئویی) در کلاس‌های آموزش، از نزدیک این پروسه را لمس کنند. شرکت‌ها می‌توانند تریبونی برای مشتریان تعبیه کننند تا صدا و پیام آنها (به طور مستقیم یا غیر­مستقیم) به برگزارکنندگان دوره‌های آموزشی برسد. برخی شرکت‌ها از مشتریان و سرمایه‌گذاران زبده خود به عنوان هیئت علمی در کلاس‌های آموزشی استفاده می‌کنند. اما راه­حل آسانتر، حضور ذی‌نفعان در کلاس‌ها و ارائه نظرات، انتقادها و پیشنهادهایی در­مورد محتوای دوره است. نکته‌ای که باید بر آن تاکید شود، اهمیت فعالیت مدیران و رهبران، خارج از دفتر مرکزی سازمان و حتی خارج از کشور میزبان است. کارکردن رهبران در این مناطق سبب عمیق شدن درک آنها از تقویت برند رهبری سازمان خواهد شد. تجربه و احساسی که یک کارشناس یا مدیر از کارکردن در دفاتر منطقه‌ای همچون آسیا، اروپا، امریکای لاتین و یا خاورمیانه به­دست می‌آورد، در واقع حاصل تعامل وی با فرهنگ‌های متفاوت موجود در این مناطق است. وی با کسب این تجربه عمیق به سازمان کمک می‌کند تا دریابد در هر­یک از این مناطق چه حرفی برای گفتن دارد، مزیت رقابتی‌اش چیست و چگونه از پیش­فرض‌های مشترک در میان مناطق بهره برد تا ارتباط عمیق با مشتریان را حفظ و تقویت کند.
گام‌های موفقیت خود را در ارتقای برند رهبری سازمان، ردیابی کنید.
دنبال کردن نتایج حاصل از توسعه برند رهبری، از بررسی مقطعی قابلیت‌های افراد به­دست ن می‌آید بلکه به زمان نیاز دارد.
شرکت‌هایی که رهبران زبردست خود را وارد گود آموزش، تربیت و گسترش فرهنگ برند رهبری می‌کنند، علاوه بر این که نتایج عمیق آن را در سازمانشان مشاهده می‌کنند، دیر یا زود در زمره شرکت‌های "رهبرساز" قرار می‌گیرند. رهبران و مدیران توانمند این­گونه شرکت‌ها پس از ترک سازمان، در بالاترین رتبه‌های مدیریتی شرکت‌های دیگر مشغول خواهند شد. شرکت‌های با برند رهبری قوی­تر در مقایسه با شرکت‌هایی که برند رهبریشان ضعیف‌تر است، از تغییر و تحولات مدیریت آسیبی نمی‌‌بینند. به عبارت دیگر جو اعتماد و اطمینان موجود در شرکت‌های با برندرهبری قوی باعث شده است ترک یک رهبر (حتی با قابلیت‌ها و ویژگی‌های بسیار بالا) برخلاف دیدگاه رایج در سازمان‌ها که ضایعه‌ای قلمداد می‌شود، به عنوان فرصتی مثبت تلقی شود.
شاید بتوان جنرال‌الکتریک را اوج رهبرساز بودن و تجسم مقوله برند رهبری در میان دیگر سازمان‌ها دانست. همه فکر می‌کردند "ریگ جونز" مدیرعامل وقت شرکت (1981-1972) جایگزینی نخواهد داشت اما پس از او "جک‌ولش" به این سمت منصوب شد که الحق جایگزینی شایسته بود و هنگامی که وی قصد ترک سازمان را داشت، گفته می‌شد هیچ­کس به توانمندی او نخواهد رسید اما امروزه "جف ایملت" سکانداری توانا برای جنرال­الکتریک است. قیمت سهام شرکت همواره روند با­ثبات خود را حتی زمانی که رهبر، سازمان را ترک می‌کند، حفظ کرده است. در واقع قابلیت‌های سازمان است که فراتر از اقتدار افراد عمل می‌کند. نتایج حاصل از تقویت برند رهبری را می‌توانید در پایان هر روز مشاهده کنید: ثبات قیمت سهام و افزایش ارزش بازار سازمان. جالب است که ارزش بازار سازمان به واسطه دارایی‌های ناملموس تعیین می‌شود، دارایی‌هایی از قبیل قابلیت عمل به وعده، طرح و اجرای استراتژی‌ها، تضمین شایستگی‌های فنی، استفاده و حفظ افراد هوشمند در سازمان، ایجاد قابلیت‌های مستحکم سازمانی و به خصوص توسعه و بهبود شیوه‌های رهبری. دارایی‌های ناملموس زمانی ارزش بالایی پیدا می‌کنند که مشتریان و سرمایه‌گذاران درباره آینده سازمان در سطح شرکت‌های مشابه ، به اطمینان قلبی رسیده باشند. شرکت‌ها برای ارزیابی میزان موفقیت برند رهبری سازمان خود سعی می‌کنند میزان اطمینان قلبی مشتریان و سرمایه‌گذاران در کسب درآمدهای آینده از قِبَل سازمان را اندازه‌گیری کنند. یکی از راه‌های خوب و البته نه عالی اندازه‌گیری این اطمینان قلبی، استفاده از نسبت معروف قیمت به عایدی (
P/E ) است. یافته‌های ما نشان می‌دهد که شرکت‌های قدرتمند در برند رهبری شاخص P/E بالاتری نسبت به میانگین صنعت خود دارند.
قابلیت برند رهبری سازمان شما چقدر است؟
با پرکردن جدول زیر و دادن امتیاز بین 1 تا 5 برای هر قسمت می‌توانید ببینید که سازمانتان در چه سطحی از برند رهبری قرار دارد. اگر امتیاز نهایی کمتر از 24 شد، باید به طور اساسی روی مقوله برند رهبری سازمانتان کار کنید. اگر امتیاز نهایی بین 25 تا 34 باشد، باید یک یا چند مورد از ابعادی را که در آن ضعف دارید، انتخاب کنید و روی آن متمرکز شوید. اگر امتیاز شما بین 35 تا 44 باشد، به این معنی است که در مسیر صحیحی به سوی شرکتی با برند رهبری متعالی حرکت می‌کنید. و اگر امتیاز نهایی بالاتر از 44 شد، به خود و سازمانتان تبریک بگویید و به سرعت سهام شرکت را بخرید.
خودارزیابی برند رهبری سازمان
سازمان شما در هر یک از موارد زیر چه امتیازی کسب می‌کند ؟ (کمترین حالت
۱ و بیشترین حالت 5) ▪ ما می‌دانیم مشتریانمان چگونه باید ما را ببینند و بر این اساس شناسنامه و بیانیه مأموریت سازمانمان را نوشته‌ایم.
ما بیانیه‌ای شفاف براساس شناسنامه و مأموریت سازمانمان برای توسعه برند رهبری تنظیم کرده‌ایم.
ما بیانیه برند رهبری را به مجموعه‌ای از فعالیت‌های هدفمند رهبری در سازمان ترجمه کرده‌ایم.
ما برای شناسایی شکاف‌های موجود در پرورش نسل آینده رهبران سازمان، فرایندی تعریف کرده­ایم.
طرح پرورش رهبران آینده سازمان ما شامل فراگیری مهارت‌ها و دانش مورد­نیاز و جنبه‌های موردنظر مشتری است.
ما در زمینه آموزش جنبه‌های مورد نظر مشتری، سرمایه‌گذاری می‌کنیم.
ما مشاغلی را تعریف می‌کنیم که وظیفه­شان اتصال جنبه‌های موردنظر مشتری به سطوح رهبری سازمان است.
ما رهبران سازمانمان را تشویق می‌کنیم که با صرف زمان و کسب تجربه در ارتباط مستقیم با مشتریان، مهارت‌هاو دانش لازم را بیاموزند.
ما میزان اثربخشی سرمایه‌‌گذاری انجام شده در سطوح رهبری سازمان را به‌وسیله نتایج حاصل از کسب وکار، اندازه می‌گیریم.
ما به طورمستقیم و مؤکد با همه ذی‌نفعان سازمان درباره میزان سرمایه‌گذاری در زمینه برند رهبری ارتباط برقرار می کنیم.
جمع امتیازها
با استفاده از 5 اصل بالا، سازمان وجهه‌ای متفاوت از خود برای کارکنان، مشتریان، سرمایه‌گذاران و به‌طورکلی ذی‌نفعان به نمایش می‌گذارد. این اقدام به تعهد بالای تک­تک اعضای سازمان نیاز دارد، هیئت‌مدیره باید خلق برند رهبری در سازمان را تشویق کند، مدیران ارشد باید حامی و موجد ایده‌های ثمربخش برای توسعه این برند باشند، متخصصان منابع انسانی باید برنامه­ریزی‌های مدونی برای توسعه و پیشبرد برند رهبری انجام دهند و در نهایت مدیرعامل باید به عنوان "مدیر برند"، سکاندار هدایت کشتی سازمان به­سوی سواحل متعدد قابلیت‌های سازمانی باشد. وقتی رهبران سطوح مختلف به این درک رسیدند که علاوه بر کسب مهارت‌های کلیدی رهبری، جوهره برند رهبری را در سازمان تسری دهند، می‌توانند ادعا کنند که ارزش سازمانشان را بالا برده‌اند.

به نقل از روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 12:20 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در کار و کارآفرینی


نوشتن یک طرح شغلی مناسب راه شما را برای رسیدن به اهداف پیش‌بینی شده  هموار می‌کند . شما با نوشتن طرح تجاری مناسب می‌توانید از مزایای این مهم از جمله تسهیلات بانکی  استفاده کنید. آنچه در زیر می خوانید، اصول اساسی نوشتن  طرح شغلی مناسب و موفق می‌باشد.


۱- طرحهای شغلی مثل هم نیستند، چرا که کسب و کارها با هم فرق می‌کنند و هر کسب و کاری، طرح شغلی مربوط و مختص خود را می‌خواهد.
معدن طلا نیاز  به یک طرح بازاریابی ندارد، چرا که می‌دانیم طلا به راحتی فروخته می‌شود. اما در دیگر کسب و کارها نظیر عطریات، بازاریابی، مهمترین و حیاتیترین بخش طرح شغلی می‌باشد.
برخی از کسب و کارها و طرحهای شغلی مربوط به آنها به سودهای مطمئن، پایدار و بلندمدت تاکید دارند. اما دیگر کسب و کارها، هرگز به دنبال کسب سود نیستند، در عوض بدنبال کسب موفقیتهای بزرگ در آینده می‌باشند.

۲- طرحهای شغلی مثل هم نیستند، چرا که تولیدات کسب و کارها متفاوت از هم هستند.
برخی از کسب وکارها محصولات و خدمات جدیدی را می‌فروشند، از قبیل نرم‌افزار و سایتهای اینترنتی جدید. محصولات و خدمات جدید باید توضیح داده شوند، همچنین اندازه بازار نیز باید توضیح داده شود.
دیگر کسب و کارها نظیر خانه‌سازان قراردادی و معادن طلا، نیاز به توضیح محصولات و خدمات خود در طرح شغلی ندارند.

۳- طرحهای شغلی مثل هم نیستند، چرا که طرحهای شغلی بنا به دلایل مختلف نوشته می‌شوند.
برخی از طرحهای شغلی برای جذب و برقراری جلسات رو در رو با سرمایه‌گزاران نوشته می‌شوند. هدف این طرحها مشابه هدف رزومه نوشتن می‌باشد که همان جذب علاقه و توجه کافی  برای یک مصاحبه می‌باشد.
دیگر طرحهای شغلی برای اهداف برنامه‌ریزی نوشته می‌شوند. دراینجا فرآیند برنامه‌ریزی  مهمتر از خود برنامه می‌باشد.

۴- طرحهای شغلی شبیه هم نیستند، چرا که اهمیت هر یک فرق می‌کند و متفاوت از دیگری است.
برخی مواقع، تمام آینده کسب و کارتان، بستگی به تامین مالی دارد که لازمة آن نوشتن یک طرح شغلی عالی می‌باشد. و برخی مواقع طرح شغلی فقط یک نیاز معمولی و فنی است که در آن تنها به کیفیت پایین، طرح شغلی سریع و نامرتب نیاز داریم و همان هم کفایت می‌کند.

۵- باید نکات کلیدی مربوط به فروش را در طرح شغلی بیاورید، که این مهمترین بخش کسب و کارتان می‌باشد.
اگر طرح شغلی را برای یک شرکت عطرسازی می‌نویسید که در آن بازاریابی از اهمیت  ویژه‌ای برخوردار می‌باشد، سرمایه‌گزاران بالقوه قبل از اینکه بخواهند چیزی در مورد نحوة تولید عطر بدانند، ابتدا می‌خواهند دریابند که چطور شما عطریات خود را بفروش می‌رسانید.
اگر طرح شغلی برای معدن طلا می‌نویسد، سرمایه‌گذاران بالقوه قبل از اینکه بخواهند چیزی  در مورد بازاریابی و ایمنی کار بدانند، ابتدا می‌خواهند دریابند که چه مقدار طلا شما استخراج می‌کنید.

۶- شما می‌توانید نقاط ضعف خود را پشت پرده‌های طرح شغلی مخفی کنید، البته تا زمانی که مخفی کردن نقاط ضعف، با ساختار منطقی طرح شغلیتان تناقض نداشته باشد.
به عنوان مثال اگر تیم مدیریتی دارید که نسبتاً از لحاظ تجربه ضعیف هستند یا تجربیات نادرستی دارند، می‌توانید در مورد تیم مدیریتی خود خیلی مختصر صحبت کنید و امیدوار باشید که خوانندگان قبل از اینکه به نقاط ضعف تیم مدیریتی توجه کنند، بیشتر به محصول شما علاقه و رغبت نشان دهند. به همین طریق اگر در مورد مسائل  مالی ضعف دارید، اما در عوض محصول فوق‌العاده‌ای دارید، ابتدا به توضیح و تشریح محصول خود بپردازید.

۷- نمودار مربوط به سود و فروشهای آینده، سرمایه‌گزاران مجرب را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد.
با بکارگیری صفحه‌های گسترده‌ای نظیر
excel و Access و نرم‌افزارهای طراحی شغلی، براحتی می‌توان نمودار و جدول ترسیم نمود. مسئله اینجاست که هر کسی می‌تواند این کار را انجام دهد، اما اگر کار به همین راحتی باشد که با چند نمودار قابل حل باشد، هر کسی براحتی می‌تواند برای کسب و کار خود تامین مالی کند.
فرضیات و دلایل به مراتب مهمتر می‌باشند. باید سرمایه‌گزاران را متقاعد کنید که میزان فروش در آینده افزایش خواهد یافت، یک نمودار یا جدول نمی‌تواند این کار را انجام دهد.

۸-  خلاصة اجرایی یا Executive summary ، مهمترین بخش یک طرح شغل می‌باشد.
خلاصه اجرایی طرح باید خوانندگان را ترغیب کند که بقیه طرح شغلی را نیز بخوانند. خلاصه اجرایی باید شرح مختصری از بحثها و دلایل شما باشد. توجه داشته باشید ممکن است که برخی خوانندگان تنها به خواندن این خلاصه اجرایی اکتفا کنند.
حتی خوانندگانی که تمام طرح شغلی شما را می‌خوانند، ممکن است برای مرور مجدد، خلاصه اجرایی شما را بخوانند.
خلاصة اجرایی، کار نتیجه‌گیری و خلاصه نهایی طرح را  نیز می‌کند و لذا نوشتن نتیجه در پایان طرح شغلی دوباره‌کاری به حساب می‌آید.

۹- طرح شغلی خود را خیلی مفصل و جزئی ننویسید. معمولاً 30-15 صفحه همراه با ضمایم، برای طرح شغلی کفایت می‌کند. کسب و کار شما ممکن است زندگی شما باشد. ولی بطور قطع خوانندگان طرح شغلی به مراتب نسبت به خود شما، علاقه کمتری به کسب وکار شما نشان می‌دهند. این دقیقاً شبیه سخنرانی است که علی‌رغم میل شنوندگان سخنرانی طولانیی را ارائه می‌دهد.
اشاره به جزئیاتی که اهمیت چندانی ندارند، شما را از بیان نکات اساسی فروش منحرف می‌کند. و بدتر از این اشاره به جزئیات نا مهمی که یک سرمایه‌گذار رغبتی به شنیدن آنها ندارد، ممکن است کار را خراب کند و سرمایه‌گذار را طرد نماید.

۱۰- اگر طرح شغلی را برای سرمایه‌گذاران بی‌تجربه می‌نویسید، به تمام نقاط ضعف و ریسکهای ممکن، اشاره کنید. جدای از مسائل اخلاقی، سرمایه‌گذاران بی‌تجربه، احتمال بیشتری دارد که اگر ببینند کارها نادرست پیش می‌رود، آنرا پیگیری نمایند. اگر از دوستان و آشنایان تامین مالی می‌کنید، باید بخش خاصی را برای ریسک مربوط به کار درنظر بگیرید و در آن تمام مسائلی که ممکن است نادرست از آب در آیند را لیست نمایید.
اگر از سرمایه‌گذاران خطرپذیر یا مجرب تامین مالی می نمایید، می‌توانید بدون اشاره به ریسک موجود، فرض بگیرید که از آنجایی که آنها مجرب در کار خود هستند، از ریسک موجود در کار آگاهی دادند.

۱۱- اگر با یک یا چند سرمایه‌گذار در ارتباط می‌باشید و آنها درگیر کار هستند، قیمت سهام و قیمت شراکت را داخل در طرح شغلی نکنید.
آنها با شما مذاکره خواهند نمود. وارد کردن این مسائل تحت این شرایط، مثل بیان میزان حقوق در رزومه کاری که ارائه می‌‌دهید، می باشد. اگر میزان حقوق خود را کم بیان کنید خود را دست پایین گرفته‌اید. و اگر میزان حقوق بالایی را بیان کنید، ممکن است که این فرصت کاری را ازدست بدهید.

۱۲- اگر با سرمایه‌گذاران زیادی درگیر هستید، حتماً به قیمت سهام و قیمت شراکت اشاره نمایید.
نمی‌توانید برای مشارکت با هر یک از سرمایه‌گذاران وقت صرف نمایید. و اگر معاملات و مقادیر مختلفی را به سرمایه‌گذاران پیشنهاد کنید، با مشکل مواجه خواهید شد.

۱۳- بیانیه مربوط به مسائل مالی، چندان ضروری نیست.
اگر ترازنامه‌های نامناسبی دارید، حذف کنید. اگر در کار خانه‌سازی هستید و میلیونها دلار دارایی زمین دارید، ترازنامه شما عالی به نظر می‌رسد و باید درطرح شغل بیاید. اگر یک شرکت خدماتی هستید و میلیونها دلار به عنوان سرقفلی دارید، ولی چیز جالبی در ترازنامه به نظر نمی‌رسد و لذا بهتر است ترازنامه را حذف کنید.
اگر همه چیز مطابق برنامه پیش می‌رود، باید سودآوری بالقوه کار را اثبات کنید. بهترین راه را برای این کار انتخاب کنید. اغلب یک بیانیه مربوط به درآمد برنامه‌ریزی شده کفایت می‌کند. اگر تفاوت بابت سود یا
margins زیاد است، (بیش از %50)، وجود این بیانیه در طرح شغلی نیز لازم نیست چرا که موفقیت کلی شما به فروش بستگی دارد و نه به هزینه کالاهایی که فروخته می‌شود. در این حالت تجزیه و تحلیل سه بعدی و بودجه‌ریزی ممکن است کفایت کند.

۱۴-       از تبلیغات اغراق‌آمیز  پرهیز کنید.
شما درصدد نوشتن یک بیانیه برای رونامه‌نگاران نیستید. طرح شغلی مملو از تبلیغات اغراق‌آمیز، وقت خوانندگان را تلف می‌کند، باید قادر باشید که علاقه و شوق خود را در قالب یک بیانیه کاملاً واقعی بیان کنید.

۱۵-       از ترکیب و ریخت کار حرف نزنید، بلکه از مزایا و منافع کار سخن بگویید.
اینترنت تعریف فنی کسل‌ کننده‌ای دارد. اینترنت شامل انتقال داده‌ها با سرعت 56 کیلوبایت از طریق خط تلفن می‌باشد و... . ولی منفعت واقعی اینترنت مبادله اطلاعات می‌باشد.
مشابه همین، اکثر مردم هیچ اهمیت نمی‌دهند که اتومبیل آنها چگونه کار می‌کند، چیزی که برای آنها مهم است، حمل و نقل آسوده و بااطمینان می‌باشد. طرحهای شغلی بسیار زیادی را می‌بینیم که بیشتر به شکل  و ریخت کار می‌پردازند و کمتر به منافع و مزیتهای آن کسب و کار توجه دارند.

۱۶-       از نقل‌ قولها و منابع برای حمایت از دلایل و بحثهای خود استفاده کنید.
نباید پرصدا و خشن مطالب خود را بیان کنید. (مثلاً بگویید: آنچه می‌گوییم درست است، چون دکتر فلانی می‌گوید که درست است.)  بلکه باید به نرمی بیان کنید و اظهار دارید که مثلاً  دکتر فلانی نیز در تحقیقات خود رشد %20 در این صنعت را نیز نشان داده است.
از تحقیقاتی که دیگران انجام داده‌اند استفاده کنید.( تحقیقات دسته‌دوم). اشاره صرف به تحقیقات خود به عنوان تحقیقات اولیه، تنها برای کسب و کارهای بزرگ از لحاظ هزینه، مفید فایده می‌باشد.

   ۱۷-    طرح شغلی نباید خشک و انعطاف‌ناپذیر باشد.
مجبور به انجام گام به گام و مرحله به مرحله طرح شغلی خود نیستند. در جنگهای نظامی حتی طرف برنده به ندرت پیرو نامة طراحی‌شده خود می‌باشد. برنامه‌ها و طراحها تغییرات زیادی می‌کنند، اما بدون شک هر ارتشی یک طرح و برنامه دارد.
طرحهای شغلی بلند مدت 5 ساله و با جزئیات کامل، از رده خارج شده‌اند. در واقع در این محیط پیچیده و تغییرپذیر که در ان قرار داریم، نوشتن یک طرح با جزئیات کامل غیرممکن می‌باشد.

۱۸-       بطور قانونی فعالیتهای آینده کاری خود را محدود نکنید.
نمی‌توانید به سرمایه‌گذاران بگویید که خانه‌سازی خواهید کرد و پول آنها را صرف سفته بازی کالا می‌کنید. ولی می‌توانید عوض این کار در نواحی و مناطق مختلف خانه بسازید تا جایی که از لحاظ قانونی محدود نمی‌شوید و تغییر شرایط به ضرر شما تمام نمی شود.
خود را به موارد جزئی طرح متعهد نکنید، بویژه برای سرمایه‌گذاران بی‌تجربه‌ای که ممکن است بعداً به خاطر کلمه به کلمة حرفتان قانون را وارد ماجرا کنند.\" من به شما 200000 دلار می‌دهم که در \"تانی تاون\" خانه‌سازی کنید و بعد شما در شمال تانی‌تاون خانه‌سازی کنید. \"طرح شغلی شما گفت که شما 50 دلار به ما می‌دهید ولی الان دارید 40 دلار می‌دهید. من سرمایه خود را می‌خواهم  بیرون  بکشم.\"
هر چه طرح شغلیتان ریزتر و جزئیتر و طولانیتر باشد، مشکلات بیشتری را به خاطر ایجاد محدودیتهای قانونی  برای خود ایجاد خواهید کرد.

۱۹-       افرادی که طرح شغلی می‌نویسند و برای کسب و کار خود طرح شغلی دارند، به مراتب موفقتر عمل خوانم نمود.
انبوهی از شواهد وجود دارد که نشان می‌دهد آنهایی که طرح شغلی می‌نویسند به مراتب موفقتر عمل می‌کنند. معمولاً طرحها بدرستی دنبال نمی‌شوند، ولی می‌دانیم آنها که طرح شغلی دارند، بهتر از عهده کار برمی‌آیند.

۲۰-      یک طراح شغل حرفه‌ای را استخدام کنید.
اگر خود یا یکی از کارکنانتان مجبور است برای نوشتن طرح شغلی از فعالیتهای سودآور دیگر خود دست بکشد، در این صورت بهتر است طراح شغلی را استخدام کنید که به واقع باعث ذخیره پولتان می‌شود.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 12:20 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در کار و کارآفرینی


بکارگیری نکته هایی برای یک مدیر موفق
1- در انجام کارها روی شیوه‌ای خاص تأکید نکنید. شاید کسی بتواند از مسیر کوتاه‌تر و بهتری شما را به مقصد برساند.
2- توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ کدام به تنهایی رهگشا نیستند، مثل اکسیژن و هیدروژن که از ترکیب معینی از آنها هوای تنفس ما تأمین می‌شود، می‌توان با آمیختن دانش و تجربه، راهکارهای حیاتی و استثنایی خلق کرد.
3- از هر فرصتی برای استخدام و به کارگیری افراد برجسته استفاده کنید.
4- به خاطر داشته باشید رعایت استانداردهای محیط کار در کارایی کارمندان مؤثر است.
5- با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه، انگیزه کاری آنها را از بین نبرید.
6- از مشورت و نظرخواهی با نیروی جوان ابایی نداشته باشید.
7- با رفتارهای ضد و نقیض، اعتماد زیردستان را از خود سلب نکنید.
8- در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم، کوشا باشید.
9- برای ارتقای سطح دانش کارمندان و افزایش بهره‌وری آنان، کلاسهای آموزشی ترتیب دهید و از لوازم کمک آموزشی بهره گیرید.
10- دقت کنید که توبیخ کارمند خطاکار، باید متناسب با اشتباهاتش تعیین شود.
11- مطمئن شوید مأمور خریدی که برای سازمان در نظر گرفته‌اید، علاوه بر کاردانی و رعایت اصول درست بازاریابی، مورد اعتماد، زرنگ و خوش‌سلیقه نیز هست و همان‌گونه که بر قیمت کالاها توجه دارد، بر زیبایی و کیفیت آنها نیز اهمیت می‌دهد.
12- در صورت لزوم با قاطعیت نه بگویید.
13- سعی کنید با اصول ساده روانشناسی آشنا شوید.
14- طوری رفتار کنید که دیگران شما را به عنوان الگو انتخاب کنند و آینده کاری دلخواه خود را در قالب شخصیت شما مجسم کنند.
15- هرگز در حضور کارمندان با دیگر معاشرین خود، پشت سر افراد بدگویی نکنید.
16- رعایت سلسله مراتب کاری را به مسئولین و سرپرستان گوشزد کنید.
17- برای آزمودن کارمندانتان با آزمایشهای فاقد ارزش و بی‌اساس، شخصیت آنان را زیر سؤال نبرید.
18- با شروع به موقع جلسات، وقت‌شناسی را عملاً به حاضرین بیاموزید.
19- برای گیراتر شدن سخنان خود، همیشه چند عبارت کلیدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشید و در موقع لزوم آنها را به کار ببرید.
20- در انجام کارها به سه نکته بیش از بقیه نکات توجه کنید: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.
21- انتقاد پذیر باشید.
22- با بی‌توجهی، تلاش و زحمات زیردستان را بی‌ارزش نکنید.
23- با وسواس بیهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهید و به خاطر داشته باشید زمان برای شما متوقف نمی‌شود.
24- برای حل مشکلات احتمالی، دوراندیش باشید و مطمئن باشید با در نظر داشتن چند راهکار تخصصی، هرگز در موارد اضطراری غافلگیر نخواهید شد.
25- نقش تبلیغات را در سودآوری سازمان نادیده نگیرید.
26- خواسته‌های خود را واضح و روشن بیان کنید و اطمینان حاصل کنید که کارمندان به خوبی از جزئیات وظیفه‌ای که به عهده آنان است، مطلع هستند.
27- از هر کس، مطابق دانش و تجربه‌اش توقع داشته باشید تا بهترین نتیجه را بدست آورید.
28- وظایف کارمندان را متناسب با توانایی‌های فیزیکی و حرفه‌ای آنان تعیین کنید.
29- اگر از موضوعی علمی اطلاعی ندارید، یا احتیاج به توضیحات بیشتری دارید، بدون هیچ تردیدی سؤال کنید.
30- در موارد بحرانی، خونسردی خود را حفظ کنید و چند استراتژی بحران‌زدایی مناسب با فعالیت سازمانی خود را پیش‌بینی و طراحی کنید تا در موارد لزوم از آنها استفاده کنید.
31- از رفتارهایی که شما را در سازمان عصبی معرفی می‌کند، پرهیز کنید.
32- انتقامجو نباشید.
33- زمان پیاده‌سازی تصمیم‌گیری‌ها، به اندازه اخذ تصمیمات، مهم است. چون ممکن است اجرای یک نقشه خوب تجاری در زمان نامناسب با شکست روبه‌رو شود.
34- در مورد چیزی که نمی‌دانید، به کسی اطلاعات اشتباه ندهید و از گفتن نمی‌دانم، هراسی نداشته باشید.
35- با محول کردن مسئولیت به کارمندان مستعد و خلاق، زمینه رشد و خلاقیت آنان را فراهم کنید.
36- بدون تفکر و درنگ پاسخ ندهید.
37- نحوه چیدمان میز کارمندان و محل استقرار آنها را طوری انتخاب کنید که افراد فراموش نکنند در محل کارشان هستند و نباید بیش از حد مجاز باز هم به گفت‌و‌گو بپردازند.
38- حرفه‌ای‌ترین و بهترین حسابدار و مشاور حقوقی را استخدام کنید.
39- به مشکلات مالی افراد توجه کنید و درخواستهای موجه اخذ وام آنان را به تعویق نیندازید.
40- همیشه به خاطر داشته باشید تواضع و متانت بر شکوه شما می‌افزاید.
41- اگر قاطعیت مدیر با مهربانی توأم باشد، تأثیر شگفت‌انگیزی بر اطرافیان خواهد داشت و فرمانبری با ترس جای خود را به انجام وظیفه با حس مسئولیت‌پذیری می‌دهد.
42- سامانه‌ای را جهت اخذ پیشنهاد اختصاص دهید و به کارمندان اطمینان دهید که در کمال رازداری به پیشنهادهای مطرح شده رسیدگی می‌کنید.
43- مطمئن شوید که حق و حقوق دیگران توسط مسئولین و سرپرستان سازمان رعایت می‌شود.
44- چند ساعت از یک روز مشخص در ماه را به بازدید از سطوح مختلف سازمان و گفت‌وگوی رودررو با کارمندان اختصاص دهید.
45- در سمینارهای مرتبط با فعالیت خود شرکت کنید.
46- در کمک رسانی‌های مراسم خیریه پیشقدم باشید.
47- با درایت و زیرکی همیشه در کمین شکار فرصتهای طلایی باشید.
48- صبر و حوصله را از مهمترین ارکان موفقیت تلقی کنید.
49- مسئولیت‌پذیر باشید.
50- به منظور اطلاع حاصل کردن از مطالب جدید علمی، در چند سایت اینترنتی مرتبط عضو شوید.
51- چند تکه کلام اختصاصی و جالب برای خود انتخاب کنید.
52- تفکر و تعمق قبل از پاسخگویی راحت‌تر از پیدا کردن چاره‌ای برای تغییر آنچه عنوان شده می‌باشد.
53- وقتی می‌خواهید کاری را به کسی محول کنید، روشی را برای عنوان کردنش انتخاب کنید تا حس مسئولیت افراد برانگیخته شود.
54- علت شکست‌های سازمانی را تجزیه و تحلیل کنید تا ضمن تشخیص مسیر نادرست، از تکرار آن جلوگیری کنید.
55- با بی‌اهمیت جلوه دادن کارهای کارمندان، زحمات آنان را بی‌ارزش نکنید.
56- با انجام ورزشهای فکری، قابلیت‌های ذهنی خود را تقویت کنید.
57- به هر کس فراخور فعالیت و بازده کاری‌اش پاداش دهید و با در نظر گرفتن پاداشهای مساوی، حرکت افراد شایسته گروه را کند نکنید.
58- با به کارگیری مشاورین کارآزموده و متعهد، موقعیت بازار کار را تحلیل کنید و استراتژی به کار بگیرید که همیشه یک گام از رقبا جلوتر باشید.
59- اجازه ندهید بار مسئولیت کارمندان بی‌کفایت و کند بر دوش کارمندان خبره و ساعی تحمیل شود زیرا افراد با درک این بی‌عدالتی انگیزه خود را از دست می‌دهند.
60- دانش حرفه‌ای خود را تا حدی بالا ببرید که در موارد لزوم در مقابل کلیه سؤالات حرفه‌ای حاضر جواب باشید.
61- زمان استخدام، افراد علاوه بر تست‌های مقرر شده، تست‌هایی انجام دهید که مطمئن شوید کسی را که به کار می‌گمارید، تنبل نیست! زیرا افراد تنبل فشار کاری دیگران را بیشتر می کنند.
62- هنگام دست دادن، دست افراد را محکم و صمیمانه بفشارید.
63- وقتی عصبانی هستید، درباره دیگران تصمیم‌گیری نکنید.
64- همیشه وقت‌شناس باشید. برای حضور به موقع، می‌توانید از ترفند قدیمی 5 دقیقه جلو کشیدن ساعت استفاده کنید.
65- هرگز امید ارتقا را از زیردستان نگیرید، زیرا به طور یقین، انگیزه آنها برای تلاش از بین می‌رود.
66- سعی کنید در صورت لزوم در دسترس باشید و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهید. در این صورت شاید با ایده‌های درخشانی روبه‌رو شوید.
67- به کارمندان ساعی و متعهد بگویید که چقدر برای سازمان مفید هستند و شما به آنها علاقه و اعتماد دارید.
68- هیچگاه اجازه ندهید کسی حالت افسردگی و ناامیدی شما را ببیند.
69- به شایعات بی‌اساس بی‌توجه باشید و در مورد زیردستان از روی دهن‌بینی قضاوت نکنید.
70- خشکی جلسات طولانی را با شوخ‌طبعی قابل تحمل کنید.
71- از سرزنش کردن دیگران در جمع خودداری کنید.
72- برای همه سطوح سازمان حتی خدمه و نامه‌رسانها احترام قائل شوید.
73- از منشی خود بخواهید روز تولد کارمندان، کارت تبریکی را که توسط شما امضا شده است، برایشان ارسال کند.
74- در موقع امضا کردن نامه‌‌ها و مکتوبات آنها را به دقت مطالعه کنید و از امضا کردن آنها، زمانی که حوصله و تمرکز ندارید پرهیز کنید.
75- خوش‌‌ژست و خوش‌بیان باشید و در جمع با انرژی و اشتیاق حاضر شوید.
76- با قدردانی به موقع از کارمندان، انرژی کاری آنان را افزایش دهید و حسن خلاقیت را در آنان تقویت کنید.
77- موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنید و همیشه متبسم باشید.
78- هرگز برای پیشبرد اهداف کاری خود، دیگران را با وعده‌های بی‌اساس فریب ندهید.
79- سعی کنید اسامی کارمندان را به خاطر بسپارید و در حین صحبت کردن با آنان، اسمشان را به زبان بیاورید.
80- همواره به خاطر داشته باشید به کار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمی‌کاهد.
81- اشتباهات زیردستان را بیش از حد لازم به آنها گوشزد نکنید.
82- امین و رازدار افراد باشید.
83- روی اشتباهات خود پافشاری نکنید و بی‌تعصب خطاهای خود را بپذیرید.
84- با عبارات کنایه‌آمیز و نیشدار به دیگران درس عبرت ندهید.
85- با آرامش و خونسردی به حرفهای دیگران گوش کنید و برای صرفه‌جویی در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نکنید.
86- روش محاسبات مالی را تا حدی یاد بگیرید تا قادر به تجزیه و تحلیل‌های گزارشات مالی سازمان باشید.
87- در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نکنید.
88- به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه کنید.
89- تا صحت و سقم مسأله‌ای روشن نشده، کسی را مؤاخذه نکنید.
90- معاشرین چاپلوس خود را جدی نگیرید.
91- نکات جالب و پندآموز کتابهایی را که می‌خوانید، در دفتری یادداشت کنید و در موارد مناسب آنها را به کار ببرید.
92- انعطاف‌پذیر باشید.
93- بدون توهین به عقاید دیگران، با آنها مخالفت کنید.
94- نسبت به قول خود پایبند باشید.
95- در موقعیت‌های بحرانی بر خود مسلط باشید و نگذارید زیردستان از اضطراب شما آگاه شوند.
96- برای حرف زدن زیباترین و خوش‌آهنگ‌ترین الفاظ را انتخاب کنید.
97- ریسک‌‌پذیر باشید.
98- نحوه استفاده از نرم‌افزارهای مرتبط با کار خود را بیاموزید.
99- برای ثبت ایده‌های درخشانی که ناگهان به ذهن می‌رسند، همیشه یک قلم و کاغذ به همراه داشته باشید.
100- کتابخانه سازمان را به روز کنید و اسامی کتابهایی را که اضافه می‌شود به صورت لیست منتشر شده در اختیار کارمندان قرار دهید.
101- مطمئن شوید ابراز رضایت شغلی افراد به سبب ترس از توبیخ مسئولین و سرپرستان نیست.
102- به واسطه مدیر بودن خود، از دیگران توقع بیجا نداشته باشید.
103- در اولین فرصت در خاتمه دادن به مشاجرات و کدورتهایی که بین کارمندان پیش می‌آید، حکمیت کنید و برقرار کننده صلح و آشتی باشید.
104- در مصاحبه‌ استخدامی افراد به سوابق کاری آنان توجه و به خاطر داشته باشید کارمند موفق کارنامه‌ای پربار به همراه دارد.
105- از انحصاری کردن خدمات رفاهی سازمان پرهیز کنید و اجازه دهید همه سطوح از این خدمات بهره‌مند شوند.
106- زمان دقیق پیاده‌سازی تصمیمات اخذ شده را پیدا کنید، چون ممکن است اجرای یک نقشه خوب، در زمان نامناسب با شکست روبه‌رو شود.
107- برای حفظ اطلاعات سازمانی، از بهترین و پیشرفته‌ترین سیستم حفاظتی استفاده کنید.
108- زبده‌ترین کادر بازاریابی را گردآوری کنید و حتی زمانی که سوددهی سازمان در وضع مناسبی قرار دارد، از آنان بخواهید ریتم فعالیت‌های خود را کند نکرده و همچنان به صورت جدی ادامه دهند.
109- به منظور جلوگیری از تک‌روی و رقابت‌های ناسالم، روحیه انجام کار گروهی در سازمان را تقویت کنید.
110- از عنوان کردن فرامین غیرقابل اجرا و غیرمنطقی احتراز جویید، زیرا جز خدشه‌دار کردن شخصیت حرفه‌ای شما پیامدی ندارد.
111- عملکرد افراد را در زمان اضافه‌کاری کنترل کنید تا بدینوسیله از سوء استفاده افراد ناشایست که به عنوان اضافه‌کاری در سازمان به انجام کارهای شخصی یا اتلاف وقت می‌پردازند، جلوگیری شود.
112- از نگارش واژه‌ای که از صحت املای آن اطمینان ندارید، پرهیز کنید و برای حصول اطمینان از نگارش صحیح لغاتی که فراموش کرده‌اید، همیشه یک فرهنگ لغت در دسترس داشته باشید.
113- وقتی در مورد موضوعی محرمانه صحبت می‌کنید، مراقب استراق سمع دیگران باشید.
114- اموال مهم سازمان را بیمه کنید.
115- در سلام کردن و ایجاد ارتباط دوستانه پیشقدم باشید.
116- مراقب سلامتی خود باشید و هرگز از یاد مبرید عقل سالم در بدن سالم است.
117- مطمئن شوید کادر مالی شما به موقع در پرداخت صورت حساب‌ها اقدام می‌کنند و پرداختها بنا به دلایل غیرموجه، به تعویق نمی‌افتد. چون تأخیر در پرداخت‌ها به اعتبار مالی شما لطمه جبران‌ناپذیری وارد می‌کند.
118- عیب‌جو و بهانه‌گیر نباشید و اجازه ندهید این دو خصلت در شما به عادت مبدل شود.
119- هرگز از خاطر نبرید انسان، اشرف مخلوقات است و با درایت و پشتکار می‌تواند برای هر مشکلی، راه حل مناسبی پیدا کند.
120- برخی از بازنشستگان پس از بازنشستگی تمایل به ادامه کار دارند، اگر می‌خواهید این افراد را به کار بگیرید توجه داشته باشید توانایی و انرژی و یا انگیزه‌ کافی جهت نیل به اهداف سازمانی در این افراد وجود داشته باشد و درخواست کار آنها صرفاً به دلیل رفع نیاز مالی نباشد.
121- همواره هوشیار باشید کسی در سازمان جهت حفظ عنوان شغلی و موقعیت خود به عنوان ترمز برای نیروهای فعال و پرانرژی عمل نکند.
122- از اشتباهات خود درس بگیرید و آن را به دیگران نیز درس بدهید.
123- حتی وقتی موردی پیش آمده که به شدت ترسیده‌‌اید، اجازه ندهید اطرافیان از این حس شما مطلع شوند.
124- افراد متخصص سازمان را برای اخذ نشریه‌های تخصصی آبونه کنید.
125- هیچکس را دست کم نگیرید.
126- حامی ضعیفان باشید و اجازه ندهید حق کسی ضایع شود.
127- اگر در جمعی هستید که موضوع مورد بحث را نمی‌دانید و روشن شدن این امر به اعتبار علمی شما لطمه خواهد زد، لازم نیست با اظهار نظر در مورد آن، عدم آگاهی خود را عیان سازید. می‌توانید سکوت کنید تا در اولین فرصت به تکمیل اطلاعات خود بپردازید.
128- آرام و شمرده صحبت کنید.
129- زمانی که از کسی اشتباهی سر می‌زند، با رفتار صحیح و منطقی او را شرمنده کنید، نه با توهین و ناسزا.
130- به اندازه کافی استراحت کنید و اجازه ندهید خستگی و استرس به سلامت روحی شما لطمه وارد کند.
131- هر از چند گاهی جلسه‌ای به منظور پرسش و پاسخ با حضور سرپرستان ترتیب دهید تا از صحبت عملکرد و برنامه‌های آنان مطمئن شوید.
132- سرپرستان و مسئولین، پل ارتباطی مدیریت و کارمندان هستند، تا از استحکام این پل مطمئن نشده‌اید بی‌محابا گام برندارید، چون در غیر این صورت ممکن است سقوط کنید.
133- کارمندان را تشویق کنید تا با ابتکار در انجام کارهایشان راههایی برای صرفه‌جویی و پایین آوردن هزینه‌ها پیدا کنند.
134- کتاب قانون تجارت را در دسترس داشته باشید.
135- با توجه بیش از حد به افراد خاص، حسادت دیگران را برانگیخته نکنید.
136- به دیگران فرصت جبران اشتباهاتشان را بدهید.
137- نقاط ضعف و قوت خود را کشف کنید.
138- مطمئن شوید هیچ منبع انرژی، بیهوده به هدر نمی‌رود. برای مثال کسی را موظف کنید تا از خاموش بودن چراغها و بسته بودن شیرهای آب پس از اتمام ساعات اداری و خروج نیروها اطمینان حاصل کند. 139- با اولین برخورد، در مورد کسی قضاوت نکنید.
140- حس ششم خود را نادیده نگیرید.
141- هر کسی را فقط با خودش مقایسه کنید، نه دیگران.
142- برای هر بخش، یک جعبه کمک‌های اولیه تهیه کنید.
143- اعجاز عبارات تأکیدی و مثبت را نادیده نگیرید.
144- راحت‌ترین مبلمان و چشم‌نوازترین وسایل را برای اتاق خود تهیه کنید و برای استفاده بهینه از فضا و زیبایی محیط از طراحان داخلی کمک بگیرید.
145- پنجره‌ها را مسدود نکنید، اجازه دهید همگان از نور و هوای تازه که ارزانترین موهبتهای الهی هستند، بهره‌مند شوند. گاهی وزش یک نسیم می‌تواند آرامش چشمگیری برای محیط به ارمغان بیاورد.
146-از انجام هر جابه‌جایی برای نیروی انسانی در محیط کار، نمی‌توان نتیجه مطلوب گردش شغلی را حاصل نمود. اگر جابه‌جایی کارمندان اصولی و حساب شده نباشد، باعث افت راندمان کاری و دلزدگی آنان از کارشان می‌‌شود.
147- مراقب باشید و اجازه ندهید سرپرستان و مسئولان برای پیاده‌سازی نظرات شخصی و اجرای فرامین خود، خودسرانه دستوری را به اسم شما اعلام کنند، زیرا در این صورت اگر این دستورات صحیح و قابل اجرا نباشد، از حسن شهرت و محبوبیت شما کاسته خواهد شد.
148- سرمایه‌های مالی، وقت و انرژی نیروی انسانی را با آموزشهای غیرضروری به هدر ندهید. برای هر کسی آموزشی را تدارک ببینید تا بتواند از آن در بهبود بخشیدن کارهایش استفاده کند. در غیر این صورت وقتی فرصتی برای استفاده از این آموخته‌ها دست ندهد، خیلی زود به ورطه فراموشی سپرده می‌شود و هرگز تبدیل به یک مهارت نمی‌شود.
149- بی‌طرفانه راجع به مسائل تصمیم‌گیری کنید تا زاویه دید شما وسعت پیدا کند.
150- با هر نوع بی‌انضباطی مبارزه کنید.
151- روز خود را با خوردن صبحانه‌ای مقوی آغاز کنید.
152- از ایمن بودن آسانسورها و سایر وسایل مهم اطمینان حاصل کنید و اگر احتیاج به تعبیر یا تغییر دارند، بدون فوت وقت اقدام کنید.
153- حتی اگر سن شما از کارمندان کمتر است، آنچنان دلسوزانه با مسائلشان برخورد کنید تا لقب "پدر سازمان" را کسب کنید.
154- جهت حفظ سلامتی و چالاکی هر روز حداقل 15 دقیقه نرمش کنید.
155- در برخی از برنامه‌ریزی‌ها و اخذ تصمیمات از کارکنان نیز نظرخواهی کنید تا با این مشارکت صمیمیت بیشتری بین مدیریت و کارکنان برقرار گردد و حس مسئولیت‌پذیری افراد افزایش یابد.
156- از کارکنان بخواهید اگر با مشکلی روبه‌رو می‌شوند ضمن اعلام آن مشکل چند راه حل مناسب نیز ارائه دهند.
157- گاهی اوقات بدون اطلاع قبلی وارد اتاق کارکنان شوید و شخصاً با آنان به گفت‌وگو بپردازید.
158- با برقراری امنیت شغلی در محیط روحیه کاری افراد را بهبود ببخشید.
159- اگر به افراد شخصیت بدهید و با برخوردهای نادرست عزت نفس آنان را پایمال نکنید آنان به مثابه اهرم عمل می‌کنند و قادر خواهند بود مسئولیت‌هایی که به عهده آنان است بدون استرس و فشار روحی و با کیفیت بهتری به انجام برسانند.
160- مشوق و ترویج‌دهنده کار تیمی باشید تا هماهنگی و همسویی کارکنان جایگزین رقابت‌های ناسالم شود.


مرجع:
www.modirha.com - روزنامه تفاهم


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 12:20 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
 

آیا حقیقاً چیزی در محیط کار وجود دارد که آن را با معنا سازد اگر چنین است، چگونه می‌توان آن را شناخت، احساس کرد و یا به وجود آورد هر یک از کارکنان مجموعه‌ای از عوامل را در اختیار دارند که به وسیله آن‌ها نیاز معنا بخشیدن به تجربه‌های شغلی خویش را برآورده می‌سازند. این عوامل بسیار شبیه به کلیدهایی است که همیشه همراه خود دارند. کلیدهای اصلی می‌تواند احساس عمیق هدف‌دار بودن، خلاقیت و یافتن فرصت برای برقراری ارتباط‌های موثر برای یک فرد و احساس مالکیت چالش‌های متعدد و هماهنگی خود با سازمان برای افراد دیگر باشد.
عوامل رضایت شغلی
قدردانی
قدردانی از کارکنان یکی از عوامل عمده رضایت شغلی است. این عامل علاوه بر رشد خود پنداره مثبت سبب ارضای نیازهای عزت نفس، خودشکوفایی و پیشرفت آنان می‌شود این کار احتمالاً نیرومندترین، ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین عامل برای تشویق و ایجاد احساس رضایت در افراد است این عامل هنگامی شکل می‌گیرد که الف) از کارکنان به خاطر انجام کار خوب قدردانی می‌شود و این کار نه با پاداش‌های بیرونی بلکه با قدردانی اصیل انجام می‌گردد ب) سازمان برای تلاش، و موفقیت‌های عمده، زمانی را به برگزاری جشن و مراسم ویژه اختصاص می‌دهد ج) پروژه‌های بنیادی و بزرگی انجام می‌شود تا افراد بتوانند با شرکت در آن احساس کفایت کنند و طعم مشارکت و همکاری خود را هر چند اندک باشد بچشند.
چالش
یکی از موضوع‌های پیچیده که بسیاری از مطالعات مربوط به رضایت شغلی را به خود اختصاص داده، چالش یا درگیر شدن با کار به گونه‌ای است که سبب به کارگیری توانایی‌های بالقوه و استعدادهای کارکنان و شکل‌گیری احساس کفایت در آنان شود احساس درگیر شدن در کار وقتی در کارکنان از بین می‌رود که الف) از به کارگیری توان‌های بالقوه خود محروم باشند و این محرومیت نه به دلیل فقدان استعداد یا مهارت، بلکه بیش از هر چیز ناشی از آن باشد که محیط کار شرایط لازم را در به کارگیری مهارت‌ها و استعدادهای آنان نداشته باشد ب) وضعیت کارکنان به گونه‌ای باشد که به خاطر کارهای کسالت‌آور و خسته‌کننده دچار آشفتگی و ناراحتی شود ج) آنان بتوانند کار خود را چشم بسته و بدون فکر انجام دهند. بنابراین محیط کار باید دارای شرایط و موقعیت‌هایی باشد که نیاز به کارگیری کامل استعدادها و توانایی‌های افراد وجود داشته باشد و در عین حال آن‌ها بتوانند از عهده این چالش‌ها برآمده، تمایل بیشتری برای درگیر شدن با وظایف شغلی خود پیدا کنند.
جهت گیری
یکی دیگر از عواملی که می‌تواند محیط کار را برای افراد بامعنا و جذاب سازد، وجود جهت‌گیری‌های روشن و واضح درباره راهبردها، هدف‌ها و فعالیت‌های سازمان است وجود چشم‌اندازی روشن از آینده که جهت‌گیری مشترک افراد را در سازمان مشخص سازد و نیز هدف‌ها و موضوع‌هایی که به گونه ملموس و روزانه این چشم‌انداز را کاملتر کند، سبب می‌شود افراد نسبت به آینده اطمینان و اعتماد بیشتری به دست آورد، احساس کنند راهبردهای مدبرانه و روشنی در سازمان حاکم است. احساس رضایت از جهت‌گیری سازمانی زمانی افزایش پیدا می‌کند که توسط مدیران به گونه دوره‌ای مورد ارزیابی، تجدیدنظر و در صورت لزوم مورد اولویت‌بندی‌های مجدد قرار گرفته و کارمندان این اجازه را داشته باشند که به گونه مشخصی در ترسیم این چشم‌انداز و نیز تعیین هدف‌ها و موضوع‌ها دخالت کنند. از سوی دیگر، چنانچه بین دورنمایی که در سازمان نشان داده می‌شود و آنچه مدیران رده بالای سازمان واقعاً در پی آن هستند تفاوت‌های عمده‌ای وجود داشته باشد و کارکنان ندانند سازمان واقعاً به کجا و با چه هدفی در حال حرکت است، دچار تعارض و اضطراب می‌گردند.
تناسب
افراد هنگامی که از کار خود راضی خواهند بود با ویژگی‌های آنان (به گونه مشخص با استعدادها، مهارت‌ها و رغبت‌ها) تناسب داشته باشد. بسیاری از کارکنان تنها به این دلیل از انجام وظایف و تکالیف شغلی خود ناراضی‌اند که مهارت و قابلیت‌های لازم برای آن را ندارند و یا از سطح مهارت‌ها و توانمندی‌های آنان بسیار پایین‌تر است. وقتی تناسب به عنوان یک عامل رضایت شغلی در نظر گرفته می‌شود که الف) کارکنان به روشنی چگونگی همخوانی و هماهنگی میان خود و کار خویش را با رسالت و هدف‌های بزرگتر سازمان دریابند ب) بتوانند توانمندی‌های خود را مطرح کنند، ج) وقت خود را به انجام کارهایی بگذارنند که عمیق‌ترین همخوانی را با علایق آنان دارد، د) میان رسالت شخصی آنان و رسالت سازمان تناسب خوبی برقرار باشد ر) در نهایت اینکه مسیر مناسبی میان آنچه در زندگی می‌خواهند با آنچه در کار خود انجام می‌دهند برقرار باشد از سوی دیگر، نارضایتی زمانی به وجود می‌آید که تنها عده کمی از کارکنان اجازه داشته باشند تصویر کلی سازمان و چگونگی متناسب شدن با آن را دریابند، و برخی دیگر از کارکنان احساس کنند کاری که انجام می‌دهند واقعاً حق آنان نیست و یا در موقعیتی قرار ندارند که بتوانند موفقیت و پیشرفتی به دست آورند، و سرانجام احساس کنند بین ارزش‌ها و هدف‌های آنان با آنچه در محیط کار روی می‌دهد تصادم و تضاد آشکاری وجود دارد.
رشد شخصی
عمده‌ترین نیازی که افراد پس از استخدام و تامین ثبات و امنیت شغلی در سازمان پیدا می‌کنند رشد و تکامل فردی است که در سایه آموزش و هدایت درست و مستمر به دست می‌آید. مدیران اغلب آموزش و رشد کارکنان را به یک معنا در نظر می‌گیرند در حالی که آموزش به معنای فرایند کسب مهارت‌های لازم برای انجام یک کار خاص، و رشد به معنی تربیت پرورش مستمر کارکنان به منظور بهبود مهارت‌هایی است که برای کارهای فعلی و آتی ضروری به حساب می‌آید.
رشد شخصی هنگامی یک منبع رضایت شغلی به حساب می‌آید که الف) سازمان به کارکنان خود اجازه دهد توان‌های بالقوه خویش را شکوفا کنند. ب) فرصت‌های یادگیری به فراوانی از طریق سازمان در اختیار افراد گیرد ج) تنوع (مانند سعی در استفاده از تجهیزات جدید، بنیاد نهادن روابطی تازه و مانند آن) به دلیل اینکه یادگیری و رشد را تسهیل و تسریع می‌کند، مورد تشویق قرار گیرد د) تغییرات داخل شغل به عنوان راهی که افراد می‌توانند از طریق آن مهارت‌ها و تجربه‌های خود را رشد دهند، با ارزش شمرده شود. در برابر، چنانچه به آموزش به عنوان یک هزینه نگاه شود و یا وقتی آموزش‌ها تناسب اندکی با شغل کنونی کارکنان داشته باشد، رضایت و عملکرد شغلی تا حد چشمگیری کاهش پیدا می‌کند.
انعطاف‌پذیری
یکی از منابع عمده بهبود کیفیت زندگی کاری انعطاف‌پذیری الگوهای کاری است زمانی انعطاف‌پذیری می‌تواند نقش یک عامل رضایت شغلی را بازی کند که الف) وقتی موقعیت ایجاب می‌کند قوانین سازمان تعدیل شود ب) قضاوت مناسبی برای استفاده از قوانین به عمل آید و افراد از لحاظ روانی همراهی با آن را بپذیرند ج) هر چند خط مشی‌ها و راهبردهای سازمان در جایگاه واقعی خود قرار دارد، اما این اعتقاد نیز وجود داشته باشد که در شرایط خاص می‌توان رویکردهای متفاوتی اتخاد کرد د) در برخی شرایط معین کارکنان بتوانند آنچه را برای ارباب رجوع مناسب و درست می‌دانند، از سوی دیگر، چنانچه الف) قوانین بدون توجه به موقعیت‌ها و شرایط، انعطاف‌ناپذیر باقی مانده و آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌ها حرف آخر را بزنند ب) خط مشی‌ها و راهبردهای سازمانی بدون فکر پیگیری شود ج) کارکنان ناگزیر باشند قوانین مکتبوب و راهبردهایی را که به آن‌ها دیکته می‌شود بی‌کم و کاست اجرا کنند، آنگاه شرایطی ایجاد می‌شود که می‌توانند به بروز تعارض، فشار روانی و نارضایتی شغلی منجر گردد.
نوآوری
نوآوری در سازمان‌هایی شکل می‌گیرد که الف) تمامی فرصت‌های لازم برای خلاقیت در اختیار کارکنان قرار گیرد.
ب) خطرپذیری تحت عنوان ابتکار و نوآوری کاملاً تشویق شود ج) اشتباهات به عنوان هزینه منصفانه‌ای برای یادگیری و نوآوری در نظر گرفته شود. د) افراد مجاز به ابراز اندیشه‌ها، رویه‌ها و راهبردهای جدید باشند. در حقیقت اجرای موارد بالا جوی در سازمان ایجاد می‌کند که علاوه بر فراهم آوردن زمینه برای رشد و خودشکوفایی، به ایجاد احساس ارزشمندی و عزت نفس در کارکنان منجر می‌شود. از این رو سازمان‌ها باید کارکنان خود را به منظور رشد مهارت‌های حل مساله و تصمیم‌گیری آموزش دهند.
برابری
داشتن حقوق برابر با اعضای دیگر سازمان یکی از عوامل زیربنایی رضایت شغلی است. کارکنان انتظار دارند مدیران رفتار و خط‌مشی برابر و منصفانه‌ای با آنان داشته باشند. دادن فرصت مساوی برای ارتقاء، پیشرفت، ارزشیابی و مانند آن از مولفه‌های عمده برابری در محیط کار است وقتی افراد در کل سازمان به گونه اصیل احساس کنند صرفنظر از سلسه مراتب سازمانی از لحاظ فردی در یک سطح قرار دارند و همه آن‌ها به یک اندازه مهم شمرده می‌شوند و نیز در جلسات هرگونه پست و عنوان و مقام سازمانی کنار گذاشته شده و می‌توان با آزادی و بدون محدودیت به گفتگو پرداخت، سطح رضایت آنان از شغل به گونه چشمگیری افزایش پیدا می‌کند مصادیق نابرابری در سازمان آن است که افراد احساس کنند کارمند درجه دوم سازمان هستند و پست‌ها و عناوین سازمانی وزن و اهمیت قابل توجهی داشته باشد و قوانین و هنجارهای سازمان برای افراد مختلف به گونه متفاوتی اجرا شود. علاوه بر این، نابرابری‌های مادی مانند توقفگاه اختصاصی، شرایط و حوزه‌های کاری بهتر و مناسبتر برای کارکنان رده بالاتر، می‌تواند به احساس نارضایتی منجر گردد.
حمایت
منظور از حمایت، کمک‌هایی است که سازمان برای انجام موثر و کارآمد وظایف به کارکنان ارایه می‌دهد. برخی از عوامل حمایتی سازمان شامل بودجه مناسب، تجهیزات، تسهیلات، اطلاعات و به ویژه حمایت لازم از سایر واحدهای سازمان و نیز منابع انسانی است که می‌تواند برای اجرای تکالیف و وظایف مناسب باشد.
حمایت‌های سازمانی که می‌تواند منجر به رضایت کارکنان شود شامل الف) دادن منابع موثر اطلاعات، زمان، ابزار و یافته‌های کارشناسی و مانند آن به گونه‌ای که بتواند نیاز به موفقیت در کار را ارضا کند، ب) شناخت و موقعیت‌سنجی مدیر از زمان و نحوه ارایه کمک‌های سازمان، بدین ترتیب که افراد احساس کنند به جای تحمیل، به آن‌ها پیشنهاد کمک می‌شود و ج) اعتماد و اطمینان افراد به سرپرستان و صلاحیت و کفایت آن‌ها به گونه‌ای که بتوانند در شرایطی که نیاز به هدایت و راهنمایی دارند، از آنان درخواست کمک کنند.
اعتبار سازمانی

 


به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، اعتبار و وجهه سازمانی حیاتی‌ترین نیاز کارکنان در محیط کار است. وجهه سازمان به افراد احساس مهم بودن می‌دهد و بیش از هر چیز ناشی از ان است که افراد بدانند آنچه تولید می‌کنند یا انجام می‌دهند تا چه حد از اهمیت و ارزش برخوردار است.
وقتی شغل، اعتبار و وجهه لازم و مناسب نداشته باشد، افراد معمولاً به گوشه‌های پنهان سازمان پناه می‌برند تا به نوعی خود را از آن مبرا سازند. این شرایط سبب می‌شود کار، بی‌نهایت فرساینده و غیرقابل تحمیل شود زیرا افراد نمی‌توانند نتیجه تلاش‌های خود را به گونه عینی ببینند و تماس با ارباب رجوع و مشتری بسیار محدود و اغلب نیز با شکایت و نارحتی همراه است.
هدف
احساس هدفمند بودن یا اهمیت اجتماعی شغل یکی دیگر از منابع عمده رضایت شغلی است. شغلی که افراد به وسیله آن بتوانند نقش فعالی در زندگی و اجتماع خود داشته باشند، رضایت فزاینده‌ای به آنان می‌دهد. از سوی دیگر، چنانچه افراد احساس کنند هدف سازمانی آن‌ها تنها انجام و تکمیل یک وظیفه و سپس وظایف دیگر به گونه مجرد و بدون چشم‌انداز کلی است، مبتلا به بیهودگی و پوچی شده و در نهایت عملکرد و کارآمدی آنان کاهش پیدا می‌کند.
احترام
نیاز به احترام یکی از مهمترین و اساسی‌ترین نیازهای انسانی است، که می‌تواند موجب بیشترین ارضاء در محیط کار شود. نیاز به احترام به دو مجموعه مکمل احترام به خود و احترام از سوی دیگران تقسیم می‌شود. احترام به خود شامل مواردی مانند تمایل به داشتن صلاحیت، اطمینان،‌ نیرومندی، کفایت شخصی، پیشرفت و استقلال است. هر فردی نیاز دارد بداند که ارزشمند است و برای غلبه بر وظایف، چالش‌های کار و زندگی توانایی دارد. احترام از سوی دیگران شامل اعتبار، تصدیق، مقبولیت، توجه، ارزش و قدردانی است. در این راستا افراد نیاز دارند به خاطر آنچه می‌توانند انجام دهند، قدردانی شوند.
نیاز به احترام در سازمان‌هایی به خوبی ارضا می‌شود که الف) کارکنان صرفنظر از رتبه و مقام سازمانی، به یکدیگر احترام گذارند. ب) با کارکنان به عنوان افراد بالغ و کامل رفتار شود، ج) هنگام تصمیم‌گیری‌ها این مطلب به دقت مورد ارزیابی قرار گیرد که هر یک از تصمیم‌ها تا چه حد ممکن است بر افراد اثر گذارد د) نقش‌ها و خط‌مشی‌های سازمانی بیش از حد مورد تاکید و تشویق قرار نگیرد ذ) سطوح احترام در کل سازمان به گونه گسترده‌ای تفاوت نداشته باشد   ر) به جای آنکه به کارکنان گفته شود چه کاری باید انجام دهند، به آنان در ترسیم و اجرای طرح کاری خود آزادی عمل داده شود.
یکپارچگی
سازمان‌هایی که دیدگاه وحدت‌گرا داشته و مجموعه گسترده‌ای از ارزش‌ها و باورها را برای روشن‌تر و بهتر ساختن زندگی کاری اعضا در نظر می‌گیرند، زمینه مناسبتری برای انجام وظایف، کاهش فشار و سرانجام افزایش رضایت شغلی فراهم می‌کنند.
وحدت زمانی به عنوان یک منابع عمده رضایت شغلی به حساب می‌آید که الف) کارکنان در انجام درست کارها به یکدیگر اعتماد داشته باشند ب) هر یک از کارکنان، چگونگی تناسب همکاران را با سازمان درک کنند ج) کارکنان با رسالت، جهت‌گیری و مجموعه‌ای از ارزش‌های مشترک با یکدیگر پیونده خورده باشند د) روابط کاری بر پایه اعتماد و نه رقابت تنظیم شده باشد ذ) رقابت درونی بین افراد و واحدهای کاری وجود نداشته باشد ر) واحدهای کاری خود را جدا و بدون ارتباط با سازمان به عنوان یک کل نبینند و رسالت آن‌ها بر پایه منافع شخصی و گروهی نباشد ز) حس مشترک و مسلطی در افراد وجود داشته باشد، به گونه‌ای که احساس کنند همه آن‌ها به یکدیگر مربوط و برای تحقق هدف‌های سازمان در یک جهت تلاش می‌کنند.
ارزش
این یک حقیقت غیرقابل انکار است که افراد نیاز گریزناپذیری به توجه مثبت دارند محیط کار یکی از عمده‌ترین منابعی است که می‌توان نیاز به ارزش‌گذاری فرد را تامین کند. تمایل افراد به جستجوی‌شان و منزلت مناسب در سازمان و شناسایی این منزلت از سوی مدیران و سرپرستان بسیار طبیعی است.
مربوط بودن
آخرین عاملی که به عنوان کلید رضایت شغلی نام می‌بریم مربوط بودن است. این مفهوم بیش از هر چیز اشاره به وجود قوانین مرتبط و مناسب در سازمان دارد. این عامل زمانی در محیط کار شکل می‌گیرد که الف) سازمان به کارکنان اجازه دهد از وقت خود به گونه کارآمد و موثری استفاده کنند ب) کارکنان بتوانند وقت خود را با فعالیت‌هایی سپری کنند که ارتباط کامل با وظایف و رسالت کاری آنان باشد ج) قوانین سخت و خطوط قرمز سازمانی در کمترین حد وجود داشته باشد. در مقابل چنانچه ساختار سازمان به گونه‌ای باشد که افراد اغلب خود را در حال بررسی جلسات، آیین‌نامه‌ها و مانند آن ببینند، سازمان تحت هجوم قوانین و خط‌مشی‌های بی‌ارزش باشد، همواره بین کارکنان و نظام اداری سازمان درگیری و مجادله باشد و افراد در یک دور باطل سازمانی واقعاً احساس کنند کارهای نامربوط انجام می‌دهند، رضایت شغلی به شدت کاهش می‌یابد.
به نقل از هفته نامه بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 12:20 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
همت مضاعف در کار و کارآفرینی


چکیده
اغلب کشور های در حال توسعه برای رونق دهی به اوضاع اقتصادی، ایجاد اشتغال و دستیابی به رشدو توسعه اقتصادی پایدار با مشکل کمبود منابع سرمایه گذاری روبرو هستند. کمبود در آمد های ارزی ناشی از صادرات و نرخ ناعادلانه مبادله که اغلب به زیان صادر کنندگان کالاها و مواد اولیه خام در حال تغییر است و انبوه جمعیت و مصرف به نسبت بالااز عواملی است که منابع پس انداز قابل تبدیل به سرمایه گذاریهای مولد در این گونه کشور ها را بشدت محدود می سازد .
جبران عقب ماندگی و دستیابی به توسعه پایدار، نیازمند سرمایه گذاری برای بهره جویی از مزیتهای نسبی و تواناییهای بالقوه اقتصادی است. در فرآیند جهانی شدن، سرمایه نیز با سهولت قابل نقل و انتقال است.اما سرمایه گذاران به دنبال کسب سود بیشتر و مکانی امن برای سرمایه گذاری هستند . با اشباع سرمایه گذاری در کشور های پیشرفته صنعتی، نرخ بازده سرمایه گذاری در این کشورها رو به نزول می‌رود و سرمایه گذاران همواره در صدد بهره جویی از فرصتهای با بازده بیشتر هستند .
چنانچه امنیت سرمایه گذاری در کشور های در حال توسعه و اقتصادهای در حال گذار تضمین شده و بستر قانونی لازم فراهم شود، سرمایه گذاران بین المللی میل و رغبت بیشتری برای حضوردراین گونه بازارها خواهند داشت. این امر به کشور های میزبان نیز فرصت بهره گیری از مزیتهای نسبی، رشد اقتصادی، اشتغال زایی و دستیابی به دانش و فناوری روز برای تولید کالاهای رقابتی در عرصه بین‌المللی را می دهد.بنابراین، تسریع در ورود سرمایه گذاری های خارجی، منافع متقابلی را برای کشور های میزبان و سرمایه‌گذاران بین‌المللی بدنبال خواهد داشت.
در این مقاله، سرمایه گذاری خارجی و منافع و تهدیدات بالقوه پیرامون آن مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین، انگیزه های لازم برای سرمایه گذاری خارجی، دلایل مخالفان و طرفداران سرمایه گذاری خارجی، موانع سرمایه گذاری خارجی تشریح شده و درپایان راهکارهای جذب سرمایه گذاری خارجی ارائه می شود.
مقاله حاضر از نوع توصیفی است و ابزار جمع آوری اطلاعات آن به روش کتابخانه ای است. نتایج حاصل از این تحقیق می تواند مورد استفاده سیاست گذاران مالی واقتصادی، تصمیم گیرندگان بازار سرمایه، سرمایه گذاران داخلی و مدیران شرکتها قرار گیرد.
مقدمه
کمبود سرمایه در مباحث اقتصادی به عنوان یکی از مهمترین عوامل توسعه نیافتگی مطرح شده است. به عبارت دیگر، رشد و توسعه اقتصادی بدون انباشت سرمایه امکان پذیر نخواهد بود؛ به گونه ای که بسیاری از متفکران دلیل توسعه نیافتگی بسیاری از کشورها را کمبود در آمد و پس انداز و در نتیجه سرمایه گذاری نا کافی می دانند.
سرمایه می تواند بخش تولید را تحرک ببخشد و باافزایش تولید، موجب رشد تجارت، بهبود سطح زندگی مردم و رشدو توسعه اقتصادی شود . فقدان سرمایه یکی از علل اصلی گرفتار آمدن بسیاری از کشورها در دورباطل فقر و توسعه نیافتگی شناخته شده است و علاوه بر آنکه بیکاری گسترده را بدنبال دارد، موجب عقب ماندگی سطح تولید مالی می شود ودر مرحله بعد به فقر اقتصادی می انجامد . در مباحث مربوط به توسعه اقتصادی، راه حل اصلی فائق آمدن بر مشکل کمبود سرمایه و خروج از دور باطل فقرو توسعه نیافتگی، استفاده کشور های در حال توسعه از سرمایه های انباشته شده در کشور های توسعه یافته عنوان شده است .
به عبارت دیگر،آنچه استفاده از سرمایه گذاری خارجی را بویژه برای کشور های در حال توسعه ضروری می سازد، وجود شکاف میان پس انداز و سرمایه گذاری در این کشور هاست که از یک سو به دلیل ناکافی بودن پس انداز ملی واز سوی دیگر، براثر توسعه نیافتگی بازارهای مالی در کشور‌های مزبور، پدیده عام کمبود سرمایه و گرایش به جذب سرمایه گذاری خارجی را شکل گرفته است.
سرمایه گذاری خارجی معمولادردو قالب سرمایه گذاری خارجی درسبدمالی(
foreign portfolio investment)=(FPI ) وسرمایه گذاری مستقیم خارجی ( FDI=foreign direct investment ) صورت می گیرد.
انواع سرمایه گذاری خارجی
سرمایه گذاری خارجی به تحصیل دارایی شرکتها، موسسات وافرادکشورهای خارجی تعبیر می شود. سرمایه گذاری خارجی به دو صورت قابل تفکیک است:
سرمایه گذاری مستقیم که کشور یا سرمایه گذار خارجی مستقیما و یا با مشارکت سرمایه گذاران داخلی مبادرت به سرمایه گذاری می کند(
FDI ) و سرمایه گذاری غیر مستقیم که معمولا از طریق خرید سهام واوراق قرضه در بورس توسط سرمایه گذاران خارجی صورت می گیرد.( FPI )
صندوق بین المللی پول، سرمایه گذاری مستقیم خارجی رادر شرکتهایی موثر می داند که به نحو موثری توسط افراد یا موسسات خارجی کنترل می شوند . شکل عمومی این سرمایه گذاری عبارت است از سرمایه گذاری در شعبه ها و واحد های تابعه شرکتهای فراملیتی.
تعیین اینکه یک شرکت توسط خارجیان بطور موثری کنترل می شود یا نه،کار چندان ساده ای نیست. از این لحاظ، ضوابطی برای این منظور در نظر گرفته می شود که عبارتنداز:
- مالکیت 50درصد یا بیشتر از سهامی که حق رای دارد توسط خارجیان.
- مالکیت 25 درصد یا بیشتر سهام توسط یک فرد یا بنگاه خارجی.
- حضور گروه های خاص خارجی در هیئت مدیره.
سرمایه گذاری مستقیم می تواند به صورت سرمایه گذاری جدید، سرمایه گذاری مجددازدرآمدها و یاوام از یک شرکت مادر یا شرکت تحت کنترل آن باشد. سرمایه گذاری مستقیم را می توان به کمک این ضابطه که برای کسب منافع پایدارونیز قدرت لازم در مدیریت بنگاه صورت می‌گیرد، از سرمایه گذاری غیر مستقیم باز شناخت.اما خصوصیت بارز این سرمایه‌گذاریها آن است که این سرمایه گذاریهای خارجی صرفا یک سرمایه گذاری نیست، بلکه انتقال تکنولوژی، تجربیات و مهارتهای مربوط به مدیریت و بازاریابی و حضور در بازارهای جهانی را نیز می تواند به همراه داشته باشد که ممکن است اهمیت آن برای کشور پذیرای سرمایه‌گذاری مهمتر از ورود سرمایه صرف باشد .
در سرمایه گذاری مستقیم، کشور یا شرکت سرمایه گذار مسئولیت امور مالی شرکت تولیدی و یا تجاری رادر کشور سرمایه پذیر بر عهده دارد واداره و کنترل شرکت جزء وظایف شرکت سرمایه گذار محسوب می شود .
سرمایه گذاری در سبد مالی(غیر مستقیم) تمام سرمایه گذاریهای یک شخصیت حقیقی یا حقوقی مقیم در یک کشور در اوراق بهادار یک بنگاه مقیم در کشور دیگر را در بر می گیرد. هدف از این نوع سرمایه گذاری تحصیل حداکثر سود از طریق تخصیص بهینه سرمایه در یک پرتفوی بین المللی است. سرمایه گذار در جهت نیل به این هدف با خرید اوراق قرضه و سهام شرکتها در معاملات بورس و حتی سپرده گذاری بلند مدت در بانکهای دیگر کشورها، اقدام به تخصیص بهینه ثروتش می کند تا بدین ترتیب، ریسک سرمایه گذاری ثروتش را کاهش دهد و درآمد زیادتری بدست آورد. در این نوع از سرمایه گذاری خارجی، بر خلاف سرمایه گذاری مستقیم خارجی، سرمایه گذار در اداره واحد تولیدی نقش مستقیم نداشته و مسئولیت مالی نیز متوجه وی نیست.
سرمایه¬گذاری مشترک
شرکت سرمایه گذاری خارجی ممکن است سرمایه مورد نظر را خود راسا تامین کند (سرمایه گذاری مستقل) یا فعالیتهای اقتصادی خود را در قالب سرمایه گذاری مشترک انجام دهد. سرمایه گذاری مستقل خارجی از نظر حقوقی همان شرکتهای فرعی با مالکیت 100 درصد خارجی هستند.شرکتهای فرعی معمولادارای تابعیت کشور میزبان هستندولی تمامی و یا اکثریت سهام وسرمایه آنها متعلق به شرکت خارجی است‌.
در سرمایه گذاری خارجی ازنوع مشترک، هزینه های سرمایه گذاری و منافع حاصله ازآن به تناسب بین سرمایه گذاران داخلی و خارجی تقسیم می شود.امروزه، بیشتر کشورهای در حال توسعه این نوع سرمایه گذاری خارجی رابه دلیل منافعی که برآن مترتب است بر سایر اشکال سرمایه‌گذاری خارجی ترجیح می دهند.
مزایای عمده سرمایه گذاری خارجی مشترک را می¬توان به شرح زیر بر شمرد:
- امکان ادغام سرمایه گذاری داخلی و خارجی در نظام اقتصادی- اجتماعی کشور میزبان و فراهم کردن زمینه تولید صنعتی مدرن و بهره مند شدن سرمایه گذارداخلی از تخصص شرکت سرمایه گذاری در فعالیتهای صنعتی مدرن و تکنولوژی جدید.
- سرمایه گذار محلی می تواندازمدیریت کارآیی مشترک بهره مند شود و تجربه لازم را بدست آورد .
- امکان سرمایه گذاری مجدد از سود حاصله شرکت در کشور میزبان فراهم می شود.
- مهمتر از همه اینکه، سرمایه گذارخارجی در سود و زیان سرمایه گذاری مشترک سهیم است و تنها وقتی که بنگاه مورد سرمایه گذاری به بازده مثبت و سودآوری رسیده باشد، از آن بهره مند می شود.
- برداشت توسط سرمایه گذار خارجی امکان پذیراست واگر دچار زیان شود به سرمایه گذار خارجی پرداختی صورت نمی گیرد.از این جهت فشار مالی اینگونه سرمایه گذاریها برای کشور های در حال توسعه به مراتب کمتر از اخذ وام و اعتبار بوده که درهرصورت دریافت کننده مسئول باز پرداخت اصل و بهره آن است .
انگیزه سرمایه گذاری خارجی
بی تردید در عین حالی که انگیزه اصلی هر سرمایه گذار خارجی تحصیل حداکثر سود است، اما هدفهای دیگری بهمراه دارد که ازآن جمله می توان مواردزیررانام برد.
1- حصول اطمینان از قوام تامین مواد اولیه.
2- بهره گیری از نیروی کار و احتمالا مواد معدنی و سایر مواد اولیه ارزان قیمت.
3- اقدام به فعالیتی نظیر بانکداری و بیمه گری که در عین سود آوری، شرکتهای خودی یا کشور موطن راحمایت کنند.
4- کمبود فرصتهای سرمایه گذاری و وجودرقابت شدیددرموطن اصلی ویابالابودن نرخ مالیاتها.
موافقان: فاصله ها پر می شود
درباره آثار سرمایه گذاری خارجی در اقتصادکشورهانظرات متفاوتی ارائه می‌شود. بررسی این نظرات متفاوت نشان می دهد که اختلاف بیشترمربوط به برداشتهای کاملا متفاوتی است که هریک از کشورها برای مفهوم توسعه قائل هستند.
در اینکه سرمایه گذاری خارجی می‌تواند دربعضی از پارامترهای اقتصادی کلان مانند تولید ناخالص داخلی، حجم سرمایه گذاری، میزان پس انداز، نرخ رشد تراز پرداختها، حجم بازرگانی خارجی و نرخ ارز اثرگذار باشد، چندان مخالفتی نیست. معمولااختلاف در چگونگی این تاثیرومیزان زیانهای احتمالی وهزینه های متقابل آن است.
موافقان سرمایه گذاری خارجی تاکید بر پر کردن فاصله هادارندوسرمایه گذاری خارجی را راهی برای ازمیان بر داشتن تفاوت میان مقادیرموجودومقادیرلازم برای رسیدن به هدفها و نیازهای توسعه ملی می دانند. طبق باور این عده سرمایه گذاری خارجی بر کمیتهایی مانند پس انداز، ذخایرارزی، دریافتیهای دولت، تحصیل مهارتهاودانش فنی، تامین بازار، حضوردراقتصادجهانی وبازارهای مالی و بین المللی و .... اثر مثبت دارد.
در مورد تامین ارز، بی تردید سرمایه‌گذاری خارجی تنها می توانددرکوتاه مدت کسری حساب جاری تراز پرداختها را کاهش دهد و اگرسرمایه گذاریهای بلند مدت باامکان نسبی لازم صورت گرفته باشد، می تواند به تولیدوصادرات کالابیانجامدوکسری رااز میان برداردو بالاخره، لازم است به فاصله مربوط به مدیریت، تکنولوژی، مهارت و تصدی امور بازرگانی خارجی اشاره کرد .
سرمایه گذاری خارجی درحدسرمایه گذاری مالی متوقف نمی شود، بلکه با خود مجموعه ای از عناصر و عوامل را بهمراه دارد که خصوصاازنظر کشورهای در حال توسعه، بویژه باشرایط امروز اقتصاد جهانی از اهمیت زیادی بر خوردار است.اینگونه تجارب در کشورهای در حال توسعه کمتر وجود داردودرنتیجه، سرمایه گذار خارجی با پر کردن اینگونه فاصله ها می تواند تحول بزرگی رادر راه توسعه اقتصاد کشور در حال توسعه ایجاد کند .
برنامه های آموزشی و یادگیری ازطریق انجام کار با سرمایه گذاری خارجی نباید دست کم گرفته شود.در کنار این موضوع، کشور های در حال توسعه به کمک این سرمایه گذاریها می آموزند که چگونه با بازارها، بانکهاو منابع تامین مالی خارجی باید رفتار کنند.
سرمایه گذاری خارجی با خود تکنولوژی تولید، ماشین آلات و تجهیزات مدرن را به ارمغان می آورد که این امردرصورت هوشیاری کشور میزبان،به انتقال تکنولوژی ومهارت ودانش می انجامد، بخصوص که تحولات تکنولوژیک در جهان امروز با چنان سرعتی پیش می رود که بدون همکاری وبهره گیری ازدانش کشورهای صنعتی انتقال آن به درون غیر ممکن است.
مخالفان: سرمایه گذاری خارجی، قیمتها را افزایش می دهد
در مخالفت با سرمایه گذاری خارجی نیز دلایلی ذکر می شود. مخالفان سرمایه‌گذاری خارجی می گویند سرمایه گذاری خارجی با وجود تامین سرمایه در بلند مدت با ایجاد حالت انحصاری وممانعت از رقابت عملا موجب کاهش پس انداز و سرمایه گذاری در کشور در حال توسعه می شود؛ زیرابخش اعظم سود حاصل از سرمایه گذاری خارجی به جای سرمایه گذاری مجددازکشورخارج می‌شود. بعلاوه، درآمد این سرمایه گذاریها عاید گروههایی می شود که میل به پس انداز کمتری دارند و سرمایه گذاریهای خارجی به جای افزایش سرمایه گذاری موجب نقصان آن و با افزایش تقاضا موجب افزایش قیمتها می شود.
در رابطه با بهبود وضع ارزی نظر مخالفان آن است که این وضعیت موقتی است و در درازمدت حالت معکوس به خود می گیرد.
دلیل دیگر مخالفان با سرمایه گذاری خارجی، دو قطبی شدن اقتصاد است . به این معنی که این سرمایه گذاریها باعث می شود تعداد محدودی از شاغلان در بخشهای مدرن اقتصاد مشغول شوند و ازدریافتی نسبتا خوب نیز برخوردار شوند. در نتیجه اختلاف میان دریافتی آنان با سایر شاغلان شدت می‌یابد. در اثر سرمایه گذاری خارجی منابع محدودازاحتیاجات اساسی به سمت تولید محصولات لوکس و مدرن که تنها نیاز گروه خاصی را برطرف می کند، منحرف می شود، بخصوص آنکه گرایش این سرمایه‌گذاریها به سمت مناطق شهری است و از این لحاظ، فاصله شهری و روستایی را افزایش می دهد‌.
بالاخره، سرمایه گذاری خارجی الگوی مصرف را تغییر می دهدوجامعه را به سوی مصارفی سوق می دهد که ریشه در تولید درونی ندارند . ضمن انکه تکنولوژی بکار رفته نیز از نوع تکنولوژی سرمایه طلب است و برای اشتغال در کشور های در حال توسعه که مشکل اصلی این کشورهاست، اهمیتی قائل نمی شود.
منافع حاصل از سرمایه گذاری خارجی
در یک نگاه کلی، اثرات سرمایه گذاری خارجی از جهاتی قابل بررسی است که در زیر به چندی از آنها اشاره می شود:
1- ساختار و عملکرد صنعتی
برخی مطالعات نشان داده اند که سرمایه گذاریهای خارجی مخصوصا از طریق شرکتهای فراملی موجب می‌شوند تا تولید کنندگان کارآمد جانشین تولید کنندگان ناکارآمد شوند .
شواهد تجربی حاکی از این است که در کشورهایی که در راه تجارت وسرمایه گذاری درآنها،موانع مخصوص وجود نداشته و محیط اقتصادی برای فعالیتهای بخش خصوصی (اعم از داخلی و خارجی) مساعد بوده است ، شرکتهای فراملی آثار مثبتی بر تخصیص منابع داشته اند . از طرف دیگر سرمایه گذاری خارجی می تواند باعث ایجاد سرمایه و هدایت آن به سمت واحد‌های فعال و مولد شده و سبب افزایش تولید و کنترل تورم شود.
2- رشد اشتغال و سرمایه انسانی
سرمایه گذاریهای خارجی دارای اثرات متعددی براشتغال وتوسعه نیروی انسانی است و این موضوع لزوم بررسی دقیقتر طرحهای پیشنهادی این شرکتها توسط دولت و نیزوضع مقررات برای استخدام کارکنان توسط شرکتهای فراملی و برنامه‌های آموزش کارگران را مطرح می سازد .
مطالعات نشان می دهد که اگر در یک کشور در حال رشد، بیکاری عمدتا علت ساختاری داشته باشد و هیچ منبع سرمایه‌گذاری نیز موجود نباشد، در این صورت سرمایه گذاریهای خارجی موجب افزایش اشتغال خواهد شد. از سوی دیگر، چنانچه سرمایه گذاری خارجی جانشین سرمایه گذاری داخلی باشد،اثر اشتغال آن ناچیز و حتی منفی خواهد بود .
شواهد تجربی نشان داده اند که شرکتهای فراملی بیش از شرکتهای محلی به تکنولوژی‌های سرمایه بر گرایش دارند.از طرف دیگر، شرکتهای فراملی به واسطه پیوندهایی که با صنایع بالا دست یا پایین دست دارند و از طریق اثرات مثبت یا منفی که بر میزان استخدام رقیب می گذارند، می‌توانند بطور غیر مستقیم برامراشتغال تاثیر داشته باشد .
3- افزایش نقدینگی بازارهای سرمایه محلی
سرمایه گذاری خارجی نقدینگی بازارهای سرمایه محلی را افزایش می دهد و همچنین می تواند به بهبود کارایی بازار کمک کند. سرمایه گذاری خارجی به دو صورت مستقیم وغیر مستقیم به افزایش نقدینگی بازار کمک می کند. با حضور سرمایه گذاران خارجی، پول اضافی وارد بازار سرمایه می‌شود و در نتیجه حجم معاملات و قدرت نقد شوندگی بازار افزایش می یابد.از سوی دیگر، با حضور فعال و مستمر سرمایه گذاران خارجی، جذابیت بازار سرمایه بیشتر می شود ودر نتیجه انگیزه و تمایل سرمایه گذاران داخلی برای سرمایه گذاری در بازار سرمایه افزایش می یابد و بدین گونه، این پدیده بصورت غیر مستقیم نیز به افزایش نقدینگی بازار منجر می‌شود. همچنین سرمایه گذاران خارجی با تقاضای اطلاعات شفاف، به موقع و با کیفیت، به افزایش کارآیی بازار نیز کمک می‌کنند. در بازار کارآ قیمت اوراق بهادار به ارزش ذاتی خود نزدیک تر می شود و قیمت تعیین شده در بازار، شاخص مناسبی برای ارزش واقعی اوراق بهادار است.
از دیگر منافع سرمایه گذاری خارجی، بهبود زیر ساختهای بازار است . آنها از طریق تقاضا برای استانداردهای حسابداری با کیفیت، قوانین و مقررات مناسب و نیروهای واجد شرایط و قابل اعتماد،به بهبود زیر ساختهای بازار کمک می کنند. آنها همچنین با تقاضای ابزارهاوخدمات مالی متنوعتر، به افزایش عمق بازارنیزکمک می کنند .
4- پیوند اقتصاد ملی با اقتصاد بین المللی
یکی از اثرات مهم شرکتهای فراملی بر کشورهای میزبان، ایجاد پیوندوارتباط بین این کشورهاواقتصاد بین المللی است.این روابط دراکثرموارد و درمجموع نتایج مثبتی در بر دارندواز طریق سرمایه گذاری خارجی، تجارت وانتقال تکنولوژی برقرار می‌شوند. عملیات شرکتهای فراملی همچنین می توانددرافزایش کارایی وکاهش هزینه تولیدموثرباشدوازاین طریق موقعیت رقابتی یک کشوررادر بازارهای بین المللی ارتقا بخشد، ودرنهایت به نفع مصرف کنندگان باشد .
5- موازنه پرداختها و تشکیل سرمایه
شواهد موجود حاکی ازآن است که سرمایه گذاریهای خارجی در زمان سرمایه گذاری، تاثیر مثبت ناچیزی بر موازنه پرداختهاوتشکیل سرمایه می گذارد. ولی با گذشت زمان این تشکیل سرمایه می تواند از طریق سهم سود، سودهای انباشته و برگشت سرمایه تاثیر بیشتری داشته باشد.از نظر دولتها، کنترلی که شرکتهای فراملی بر سرمایه های خود اعمال می کنند در بسیاری از موارد به این شرکتها امکان می دهد که بر سیاستهای داخلی این کشورها تاثیر بگذارندواین مطلب یکی از دلایل موافقت نکردن با این قبیل سرمایه‌گذاریهاست‌. هرچندادعا می شود که در بسیاری از موارد داراییهای که شرکتهای فراملی وارد اقتصاد کشوری می کنند، منحصر به سرمایه نیست و اهمیت عواملی چون تکنولوژی، مدیریت دستیابی به بازارها و دستیابی به صادرات اگرازاهمیت سرمایه بیشتر نباشد، کمتر نیست.
6- دستیابی به بازارهای صادراتی
باوجود مشکلات حال وآینده بازارهای صادراتی، نیاز کشورهای در حال رشد به توسعه صادراتشان همچنان پا بر جاست . یکی از وسایل رسیدن به این هدف استفاده از سرمایه گذاریهای خارجی است.شرکتهای فراملی می توانند تکنولوژی لازم جهت تولید محصولاتی با کیفیت صادراتی وتضمین عواملی چون تحویل بموقع و کیفیت مطلوب و قابل اعتماد که لازمه بازاریابی صادراتی هستندوبالاخره اطلاعات مربوط به بازارهای صادراتی و دسترسی به آنها را با خود به کشور میزبان بیاورند.
تهدیدهای بالقوه سرمایه گذاری خارجی
همانطوری که بحث شد، سرمایه گذاری خارجی منافع زیادی را بهمراه دارد.اما دارای خطرات یا تهدیدهای بالقوه ای نیز هست که توجه نکردن به آنها می تواند زیانهای جبران ناپذیری را بهمراه داشته باشد.
از آنجایی که سرمایه گذاری خارجی، بسیار فرار بوده به تغییرات و بحرانهای داخلی و بین المللی بسیار حساس است، می تواند به افزایش نوسانات و ناپایداری در اقتصاد کشور میزبان منجر شود.
به عبارت دیگر، چون سرمایه گذار خارجی(در صورت وجود نداشتن قوانین و مقررات مناسب)درهر لحظه قادر است سرمایه اش را به کشور خود یا کشور ثالث منتقل کند، در نتیجه در شرایطی که وضعیت اقتصادی کشور میزبان رو به وخامت گذارد و وارد دوره رکود شود و یا سطح بازدهی سرمایه کاهش یابد، معمولا این نوع سرمایه گذاری به سرعت از کشور میزبان خارج شده و این امر باعث تشدید نابسامانی اقتصادی در این کشور خواهد شد.
علاوه بر موارد فوق، می توان به خطر افزایش مالکیت و کنترل خارجیان بر شرکتهای داخلی، افزایش نوسانات نرخ ارزونرخ بهره وخطر گسترده ترشدن دامنه رفتار مخرب سرمایه گذاران خارجی بدلیل دنباله روی سرمایه گذاران داخلی از رفتار آنها، بعنوان دیگر تهدیدات بالقوه سرمایه گذاری خارجی نیز اشاره کرد . تمامی موارد فوق می تواند بطور قابل ملاحظه ای از سرمایه گذاری داخلی و خارجی جلوگیری کند و نهایتا برای اقتصاد کشور بسیار مضر باشد.

موانع سرمایه گذاری خارجی
سرمایه را اقتصاددانان به جیوه تشبیه می کنندکه لغزان است و با کوچکترین تکانی جابه‌جا می شود. برخی دیگر معتقدند که سرمایه زودتر از «جان آدمی» از معرکه می گریزد و به عبارت دیگر صاحبان اندوخته و سرمایه به محض مشاهده و احساس خطر قبل از اینکه به فکر نجات جان خود باشند، ابتدا، سرمایه را از خطر نجات می دهند تا امنیت را برای خود در جایی دیگر تامین کنند.
باید به این نکته توجه شود که سرمایه گذاری خارجی برای ورود به یک عرصه اقتصادی با چه موانعی روبه رو است و چگونه می شود این موانع را از میان برداشت:
1- باور و ذهنیت منفی نسبت به سرمایه‌گذاری و سرمایه خارجی همواره القا کننده یک تصور و احساس غلط و با کمترین تعقل نسبت به خطرات آن است.این ذهنیت بویژه در کشورهای جهان سوم، بنوعی تحت تاثیر تفکر و اندیشه افرادی است که بطور کلی اقتصاد دولتی را به اقتصاد آزاد ترجیح می دهند.
تجربه رشد و توسعه کشورهای نو توسعه یافته در سه دهه گذشته نشان داد که این تفکر چندان با معیارهای عقلی و کارکردهای واقعی مطابقت نداشته و دنیا در این سه دهه شاهد کشورهایی بوده است که با تداوم رشد سرمایه داری به قدرتهای بزرگ تبدیل شدند. کشورهایی که چارچوب های اقتصاد بازار را پذیرفتند بتدریج در زمره ممالک توسعه یافته درآمدند و فاصله خود را با عقب ماندگی و فقر بیش از پیش افزون کردند.
2- دومین مانع برخاسته از اولین مانع است؛ تصویب قوانین و مقرراتی که تا آنجا که ممکن است مسیر سرمایه گذاری و میل و انگیزه نسبت به آن را دشوار و تضعیف می کند. در کشورهای در حال توسعه غالبا تصمیم گیرندگان سیاسی و اقتصادی تحت تاثیر جوی قرار می گیرند که نسبت به سرمایه‌گذار نگاه نامساعد و ناسازگار دارند‌. از سویی دیگر، گاهی وجود انحصارها و اقتدارها نیز بر تصمیمهای سیاسی و اقتصادی حاکمان سایه می اندازد و تصمیمهای آنان تحت تاثیر قرار می گیرد،چراکه صاحبان قدرت در این کشورها. کلیه اهرمهای اقتصادی سود آور را به سود خود به انحصار در می آورند و حضور رقیب تازه ای را ( چه داخلی و چه خارجی) بر نمی تابند. این گروه بسادگی می توانند با دادن شعار ها و جملات فریبنده و احساساتی، مردم را نیز با خود هماهنگ و همنوا سازندو در مواقع ضرورت از نیروی آنها برای تحکیم قدرت مالی و سود آوری خویش استفاده کنند. قوانینی که در این دسته از کشورها وضع می شود غالبا دارای چند ویژگی به شرح زیر است:
- کند کننده حرکتهای اقتصادی – تولیدی مردمی
- تقویت کننده نظام اقتصاد دولتی
- کاهنده انگیزه ها و تمایلات سر مایه گذاری مولد
- طرفدار بازرگانی وارداتی
- غیر شفاف شدن کارکردها.
در قوانین این کشورها مالیات بیشتر متوجه فعالیتهایی است که نقش تولیدی و ایجاد ارزش افزوده آنها قابل توجه است . به عبارت دیگر، توجه اصلی سازمانهای وصول مالیات در این کشورها بر فعالیتهای آشکار و شفاف است و از این طریق با دریافت مالیات کلان و گاه به ناحق این گونه فعالیتها رادچار دشواری می سازند و از عرصه کار و تلاش خارج می کنند.
همچنین در قوانین این کشورها کنترل‌های متعددی بر نرخها و قیمتها - ظاهرا به عنوان حمایت از مصرف کنندگان داخلی - اعمال می شودو توفیقهای کوچک سازمان کنترل کننده در تحقق هدفهای انتخاب شده، بزرگ و موثر نشان داده می شود. در حالی که، اگر در محتوای آنها دقت شود مشاهده خواهد شد که عملا کمتر موفقیتی در کنترل قیمتها بدست آمده است .
قوانین در این کشورها همچنین برای سرمایه گذاران نگران کننده و تهدید کننده است، ضمن آنکه محدودیت آور نیز هست. به عبارت دیگر، باوجود اینکه در سیاستها و استراتژی ها نسبت به سرمایه گذاری عبارتهای موافق و تشویق کننده ای دیده می شود، قوانین و مفاد آنها به ترتیبی است که هر گونه تجاوز و تسلط بر سرمایه گذاران عمده را مجاز می شمارد و به اهرمهای سیاسی اجازه می دهد که در هر زمان که مصلحتهای خود اندیشیده شان و منابع اقلیتها اقتضا کند، نسبت به سرمایه گذاران تصمیمهای خاصی اتخاذ کنند.
3- مانع سوم مربوط به بوروکراسی بسیار پیچیده و پر افت وخیز در نظام دولتی کشورهای کمتر توسعه یافته است. در این کشورها زمان به انجام رسیدن طرحها بسیار طولانی است . بعضی آمارها حاکی از این است که این زمان در کشورهای پیشرفته از سه تا چهار سال تجاوز نمی کند. ولی در کشورهای کمتر توسعه یافته هفت سال و در کشورهای عقب مانده تا چهارده سال به طول می انجامد و عملا، هزینه طرح را به دو یا سه برابر برآورد اولیه خود افزایش می دهد.طرحهای تولیدی و یا زیربنایی در این کشورها در طی اجرا با تغییرات شدیدی در مصوبات دولتی و قانونی مواجه می شوندکه سازگار شدن با آنها، هزینه طرح را به ناچار بالا می برد و در بیشتر موارد طرح در پایان کار، صرفنظر از کهنه بودن تکنولوژی و فناوری، اساسا توجیه خود را از جهت تامین نیاز جامعه از دست می دهد و به عبارت بهتر بدون «توجیه اقتصادی» می شود.
در این کشورها، آیین نامه ها و دستور العملها غالبا از حدود قانون خارج شده و محدودیتهای بیشتری را برقرار می کنند و چنان موانعی را در مسیر سرمایه گذاری قرار می دهند که طی آنها به یک تحمل و حوصله و نیروی مضاعف نیازمند است و همین امر برای سرمایه گذاران خارجی ، که در کشور خود کمتر با آن برخورد می کنند و یا اصلا با آن بیگانه اند، یک اثر منفی و ضد انگیزه باقی می گذارد. بورو کراسی همچنین از طریق تغییر مقررات و مبهم بودن مفاد آنها تشدید می شود. طبیعی است که به جز بعضی افراد معدود در سطح دولت، کمتر کسی از چند و چون این تغییرات آگاه می شود و همین امر وسیله ای در اختیار مجریان بدنه پایین دولت قرار می دهد تا به هر ترتیب که مقتضی بدانند کارها را پیچیده‌تر و طولانی تر کنند . تغییر بی وقفه و مداوم در ضوابط و مقررات و دستور العملها یکی از عوامل عمده نبود «امنیت اقتصادی» است که با رفتارها و تصمیمهای مغایر و نا هماهنگ و قانون گریزی و رعایت نکردن قوانین و مقررات توام می شود و یک نوع بی اطمینانی و بی اعتمادی را در سرمایه‌گذاران بر می انگیزد.
4- یکی دیگر از موانع سرمایه گذاری، فقدان یا ضعف مدیریت اقتصادی است که قادر نیست، با تدبیر با مشکلات و تغییراتی که بروز می کند بموقع مواجه شود و آنها را از میان بر دارد. این مدیریت با کمبود علم، تجربه و کارآمدی رو به رو است و کنکاش برای دستیابی به راهکارهای سنجیده را در وظیفه خود نمی داند. او سعی می کند که فقط خود و منصب خویش را حداقل یک روز بیشتر حفظ کند و در تمییز بین بد و بدتر، خوب و خوبتر، تمییز بین زمان حال و آینده و تفاوت بین دولتی و غیردولتی، با دشواری روبه رو است و از مجموع امکانات نمی تواند سود جوید.مخالفان سرمایه گذاران خارجی معتقدند که سرمایه گذاری خارجی باعث حضور و نفوذ بیشتر خارجیان بر اقتصاد کشور می شود و منابع ملی را تاراج و به سود خود مصادره می کند. آنها هم چنین معتقدند که ورود سرمایه گذاران خارجی بازار رقابت را نابرابر می سازد، حالت انحصاری ایجاد می کند و بالاخره جامعه را به مصرف بیهوده عادت می دهد.
این مخالفان هم چنین بر این باورند که سرمایه گذار خارجی هرگز بر مردم کشوری که در آن سرمایه گذاری کرده است، دل نمی‌سوزاند و بیشتر در پی سود آوری خود است.
تجربه و ارقام و اعدادی که دردست است، ضعف این استدلال را بخوبی نشان می دهد. چرا که اگر کشوری هوشیارانه و با خرد و عقل در زمینه سرمایه گذاری خارجی عمل کند و مصلحتها را درست تشخیص دهد، هرگز اسیر مطامع و هدفهای غیر منطقی دیگران نخواهد شد و بخوبی خواهد توانست سرمایه ها را به سویی حرکت دهد که آینده کشور را تضمین کند.
نکته دیگر اینکه باوجود ادعای این که بازار رقابت نا برابر خواهد شد . در صورتی که مدیریت بنگاههای تولیدی بهینه شود و با دستیابی به روشها و الگوهای مناسب خود را تجهیز کند، خواهد توانست در عرصه رقابت با خارجیان هم سنگ و برابر شود و گاه با استفاده از جو مناسب داخلی که همواره یک میل میهن پرستی در آن جریان دارد، قادر خواهد شد که موازنه رقابت را به سود خود سنگین کند.
راهکارهای جذب سرمایه های خارجی
بطور کلی علل و انگیزه های جریان سرمایه بین کشورهای مختلف تا حدود زیادی با علل و انگیزه های انتقال سرمایه بین بازارهای مختلف در داخل یک کشور یکسانند. انگیزه هاوعوامل تسهیل کننده ای را که باعث انتقال سرمایه می شوندمی توان به صورت زیر طبقه بندی نمود.
1- عوامل اقتصادی.مالی.فنی
2- عوامل حمایتی
3- عوامل سیاسی
4- عوامل جغرافیایی
1- انگیزه های اقتصادی. مالی و فنی
1 -1- سود و بازدهی
در انتقال سرمایه، اصلی ترین عاملی که بایستی بدان توجه شود، بازدهی مورد انتظار است. از آنجایی که کشورهای در حال توسعه دارای نیروی کار فراوان، مواد اولیه ارزان و بازارهای مصرفی اشباع نشده هستند، توجیه اقتصادی مناسب برای انتقال سرمایه به این کشورهامشروط به وجود سایرعوامل، وجود خواهد داشت .
2-1 -تغییرات نرخ ارز
مسئله نرخ ارز یکی از عوامل تعیین کننده در محاسبه سودآوری و کارآیی پروژه های سرمایه گذاری است و این موضوع می تواند کل فرآیند سرمایه گذاری و انتقال وجوه سرمایه به داخل اقتصاد کشورهای در حال توسعه را تحت الشعاع قرار دهد.ثبات نرخ ارز باعث اطمینان در محیط اقتصادی داخلی می شود ودرنتیجه سرمایه گذاران می توانند با سهولت بیشتری در مورد سرمایه گذاری در زمان حال و آینده تصمیم گیری کنند.
3-1 - کسری بودجه
وضعیت مالی دولت از جمله عوامل دیگری است که سرمایه گذاری وجریان سرمایه را تحت تاثیر قرار می دهد.چنانچه دولت با کسری مواجه باشد و آن را با انتشاراسکناس تامین کند، فشارهای تورمی بوجود خواهد آمد و اگر از طریق فروش اوراق قرضه واستقراض از خارج باشد نیز خروج سرمایه ازکشورراتشویق می کند، زیرا فروش اوراق قرضه و استقراض از خارج جزء تعهدات کشور است که باید در آینده باز پرداخت شود.
4-1 - اثرات مالیاتهای داخلی
هنگامی که یک شرکت چند ملیتی تصمیم به سرمایه گذاری می گیرد، به دنبال تخصیص سرمایه بین مناطق مختلف، به گونه ای است که بتواند حداکثر سود خالص را بعد از کسرمالیاتها کسب کند و بدنبال تامین این اهداف، تمامی شرایط رادرانتخاب کشورمیزبان(کشوری که درآن سرمایه گذاری خواهد کرد)و کشور مالک(کشوری که شرکت چند ملیتی آن راموطن خودقلمدادمی کند) مورد ارزیابی قرارمی دهد.
یکی ازمهمترین عواملی که می تواند تصمیمات شرکت چند ملیتی راتحت تاثیر قراردهد، نظام مالیاتی است که کشورمیزبان وکشورمالک براساس آن سودحاصل ازفعالیتهای شرکت چندملیتی مالیات را تعیین می کنند .
2- عوامل حمایتی
علاوه بر انگیزه های اقتصادی، مالی و فنی، سرمایه گذاری تابع عوامل حمایتی نیز هست. عمده ترین عواملی که موجب تقویت انگیزه های حمایتی می شوند عبارتند از:
1 -2- بیمه سرمایه گذار
از جمله عواملی که سرمایه گذاری بویژه سرمایه گذاری خارجی راتحت تاثیرقرارمی دهد و می تواند باعث تشویق آن شود، بیمه سرمایه گذار در مقابل خطرات احتمالی در آینده است . به طور کلی، اگر حتی انگیزه های اقتصادی، مالی و فنی برای سرمایه گذاری کاملا مساعد باشد، اما سرمایه گذار با خطراتی از قبیل سلب مالکیت و عدم امنیت جان ومال مواجه باشد، وی اقدام به سرمایه گذاری نخواهد کرد .
2 -2- حمایتهای دولت
یکی ازمهمترین عوامل جذب سرمایه‌های خارجی، سیاستهای حمایتی دولت است.نحوه سرمایه گذاری دولت در بخشهای اقتصادی نقش مهمی را در حیطه عمل بخش خصوصی(چه داخلی یا خارجی) بازی می کند .
سرمایه گذاریهای دولت باید بنحوی باشد که باعث تشویق بخش خصوصی به سرمایه گذاری شود. در واقع سرمایه گذاریهای دولت باید بلند مدت و زیر بنایی بوده و مکمل سرمایه گذاری بخش خصوصی باشد.از طرف دیگر، امتیاز خروج سود ویژه سرمایه گذار خارجی برای او انگیزه سرمایه گذاری بیشتری را ایجاد خواهد کرد، چرا که یک سرمایه گذار خارجی نه تنها به سودآوری پروژه می‌اندیشد، بلکه قابل انتقال بودن آن را نیز در نظر می گیرد. بطور خلاصه، فقدان رقابت بین سرمایه گذاری دولتی و سرمایه گذاری خصوصی خارجی، رفع تبعیض در دستگاههای دولتی بین خارجیان و اتباع داخلی، مشخص بودن زمینه های فعالیت در سرمایه گذاری خارجی و امکان انتقال سود های حاصل از سرمایه گذاری خارجی،از جمله عوامل حمایتی است که مستقیما تحت تاثیر سیاستهای دولت است .
3-2 - سیاستهای تجاری و ارزی مناسب
سیاستهای ارزی، سیاستهای تجاری و سرمایه گذاری درکشورمقوله های تفکیک ناپذیر هستند و با همدیگرارتباط مستقیم دارند.وجود معافیتهای گمرکی بر ورود کالاهای سرمایه ای وواسطه ای مورد نیاز کشورهای در حال توسعه و عوارض گمرکی بالا بر ورود کالاهای مصرفی، سیاستی است که شرکتهای چند ملیتی را به جای فروش کالاهای نهایی تشویق به سرمایه گذاری در کشورهای در حال توسعه می کند .
از طرف دیگر نرخ بازده داخلی هر پروژه سرمایه گذاری که اثرمستقیم برتصمیم سرمایه گذار دارد، تابع مستقیمی از هزینه سرمایه است که هزینه سرمایه به نسبت ارزبری آن، کاملا درارتباط بانرخ ارزمقررشده برای واردات تجهیزات سرمایه ای است .
بطور خلاصه، ملاحظه می شود که نظام ارزی مشخص،سیاستهای تجاری با ثبات در خصوص واردات مواد اولیه و صدور کالا و قوانین گمرکی با ثبات از جمله مهمترین عوامل زمینه ساز جذب سرمایه های خارجی اند . هرقدر این سیاستها پایدار و برای زمان طولانی ثابت باشد، سرمایه گذاری و بویژه سرمایه گذاری خارجی افزایش خواهد یافت.
4 -2- بازارهای پولی و مالی
از جمله نهادهای حمایت کننده سرمایه‌گذاری، بازارهای پولی ومالی اند که از مهمترین عوامل در جریان و انتقال سرمایه به شمار می‌روند.هر چه بازارهای پولی و مالی منسجمتر، وسیعتر، موانع و محدودیتها کمتر، تکنولوژی‌های ارتباطی قویتر و تاسیسات مالی مناسبتر باشد، جریان نقل و انقال سرمایه بسادگی و با شدت بیشتر صورت می پذیرد.
3- عوامل سیاسی
ثبات اجتماعی، ثبات سیاسی، ساختار سیاسی جامعه، نوع حکومت، قدرت دولت و نحوه تصمیم گیری، نظم سازمانی و... در جذب سرمایه های خارجی دارای اهمیت زیادی هستند .
یک کشور بعنوان میزبان سرمایه گذاریهای خارجی زمانی که دچار بی ثباتی سیاسی، ساختاری و مدیریتی باشد هر چند از جهت عوامل اقتصادی در شرایط بهینه‌ای قرار داشته باشد، محل خوب و مطمئنی برای سرمایه گذاری خارجی نخواهد بود . بطور قطع ثبات سیاسی و اجتماعی یکی از عوامل تمایز بین چند گزینه سرمایه گذاری برای سرمایه گذاری خارجی خواهد بود.
4- عوامل جغرافیایی
منظورازعوامل جغرافیایی در اینجا موقعیت جغرافیایی کشور است. موقعیت جغرافیایی کشوراز جمله آب وهوا، ناهمواریها، نوع گیاهان، مسائل جمعیتی، مکان استقراردرحیات انسانی و دسترسی به گذرگاههای تجاری از عوامل تشویق و تحدیدکننده سرمایه‌گذاریهای خارجی است
نتیجه گیری
از مهمترین عوامل موثر بر رشد اقتصادی کشورها و بخصوص کشور های در حال توسعه، فراهم آوردن سرمایه بمنظور تامین مالی طرحهای سرمایه گذاری است. بسیاری از کشورهای جهان بواسطه کافی نبودن منابع داخلی برای سرمایه گذاری، تمایل شدید به جذب سرمایه های خارجی دارندوسرمایه گذاران خارجی نیز بمنظور کسب سود و بازده بیشتر متمایل به سرمایه گذاری در سایر کشورهاشده اند.
چنانچه شرایط سرمایه گذاری در کشور‌های در حال توسعه و اقتصادهای در حال گذار تضمین شود، سرمایه گذاران بین‌المللی میل و رغبت بیشتری برای حضور در این گونه بازارها خواهند داشت.این امر به کشور های میزبان نیز فرصت بهره گیری از مزیتهای نسبی، رشد اقتصادی، اشتغال‌زایی و دستیابی به دانش و فناوری روز برای تولید کالاهای رقابتی در عرصه بین‌المللی را می دهد.بنابراین، تسریع جریان ورود سرمایه گذاری خارجی منافع متقابلی را برای کشورهای میزبان و سرمایه گذاران بین المللی فراهم می سازد . با توجه به آنچه گذشت به منظور کسب بیشترین منفعت از سرمایه گذاری خارجی و همچنین کاهش تهدیدات بالقوه آن، تامین ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی، بهبود زیر ساختها، وضع و اجرای قوانین و مقررات مناسب لازم و ضروری است. بدیهی است در رشد اقتصادی هر کشوری نمی توان اهمیت توجه همه جانبه به انطباق فرهنگی، مزیتی، رقابت منافع ملی و ....... را نادیده گرفت.

منبع:روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 12:20 AM نظرات 0 | لينک مطلب