یادداشت های تحلیلی




























 

http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
در مذمت اسراف
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

 

اسراف یكی دیگر از مصادیق حرام است، اسراف تجاوز از حد و اگر انسان در به كارگیری اشیاء از حدود شایسته آن خارج شود مصداق «مسرف» خواهد بود الگوی مصرف اسلامی بر پایه اصول مشخص و روشنی است كه با حركت از آن‌ها به اصول خاص می‌رسیم. اولین اصل اساسی و بدیهی، اصل مسئولیت است. در اسلام انسان در قبال آزادی‌اش مسئولیت دارد و نمی‌تواند خود را تافته جدا بافته تلقی كند. در چار چوب اسلامی، زندگی و عمل انسان باید از هر نظر با مفهوم گسترده «عدل» مطابق باشد. ضرورت اعتدال در مصرف‌، از این رو بیشتر روشن می‌شود كه بدانیم، انسان موجودی است با تمایلات انحرافی و خیال‌های باطل و سركش كه اگر مهار نشود او را از مرز بشریت و مسئولیت‌پذیری خارج و به موجودی خطرناك تبدیل خواهد كرد . شكل و سطح مصرف كنندگان كالا و خدمات (افراد، خانوارها، بنگاه‌ها، دولت و ... ) است كه تحت تاثیر استاندارد مصرف، در آمد موقعیت اجتماعی و از همه مهم‌تر اعتقادات و مبانی فكری فرد یا جامعه تغییر می‌كند . در یك دسته‌بندی كلی، عوامل مؤثر بر الگوی مصرف عبارتند از، توزیع در آمدها، الگوی تغذیه، عوامل فرهنگی، توسعه یافتگی جامعه، تبلیغات، نوع نگرش و جهان‌بینی‌، كسب منزلت اجتماعی الگوهای مصرف در ایران شامل موارد ذیل است: الف) مصرف؛ یكی از دو ركن اصلی تشكیل دهنده تابع در آمد ملی است. ركن دیگر در این تابع، پس‌انداز است كه این دو با هم رابطه معكوس دارند هر چند سرمایه‌گذاری بیشتر در جامعه فراهم می‌شود. نامعقول بودن الگوی مصرف در كشور به حدی است كه برخی از مصارف در ایران رشد بالاتری نسبت به مصرف‌ترین كشورها دارد. رشد مصرف فرآورده‌های نفتی در ایران در سال 1375 نسبت به سال قبل 7/6 درصد بوده در حالی كه این رشد در خاورمیانه به طور متوسط كمتر از 6/2 درصد بوده است

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/16.JPG

ب) درآمد ملی عامل اصلی در یقین الگوی مصرف یك كشور است، اگر منابع تجهیز درآمد ملی، درعین تنوع از ثبات نسبی برخوردار باشد، می‌توان الگوی مصرف مناسب و برنامه‌ریزی شده برای آن كشور تدارك دید. در ایران درآمد ملی متكی بر درآمد نفت است و قیمت جهانی نفت تحت تأثیر عوامل گوناگون به ویژه سیاسی است. افزایش قیمت نفت، درآمد سالانه را بالا می‌برد و در پی آن مصرف و پس‌انداز افزایش می‌یابد و تقاضا برای كالاهای مصرفی داخلی و خارجی بالا می‌‌رود و در نتیجه الگوی مصرف تغییر می‌كند . در ناحیه پس‌انداز تقاضا برای كالاهای سرمایه‌ای زیاد می‌شود و توهم درآمدهای ارزی دائمی به دلیل صادراتی بودن كالا به وارد كردن فناوری پیشرفته می‌انجامد. صنعت ارز بر و وابسته به خارج می‌شود و الگوی تولید نیز تغییر می‌كند، بنابراین شكل دیگر دلاریزه شده دلار است . . و ...


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:26 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

امام برای اینکه در اقدامی انقلابی و در اسرع وقت کوه‌های ثروت را از بین   برده و شکاف‌های ایجادشده در طول ده‌ها سال حکومت خلفای پیشین را پر کند   به تقسیم متساوی بیت‌المال مبادرت ورزید و این حرکت در اوان حکومت ایشان   بود. این قسم اموال بسان اموال دزدیده و غارت‌زده شده‌ای بود که متعلق به   عموم جامعه بود و علی(ع) این ثروت‌ها را بالسویه تقسیم می‌کرد. در واقع از   اعمال و رفتار حضرت بر می‌آید که در توزیع امکانات همه و همه جا را باید   یکسان در نظر گرفت. آن وقت است که هرکس می‌تواند استعداد خود را پرورش   داده و خود را در مسیر هدایت قرار دهد و در مرحله دوم اگر پولی از   بیت‌المال باقی ماند و با سیاست‌های دولت همخوانی داشت بازدهی آن بالسویه   به مردم بود. حال اگر معیارهای حضرت علی(ع) را با انقلاب اسلامی محک بزنیم   انصافا و حقا سیاست‌های کلی و طراحی شده و استراتژی معمار انقلاب ملهم و   شبیه سیاست‌های حضرت امیر(ع) بوده است و آن مقدار مصونیتی که انقلاب   عزیزمان یافته به یمن و برکت آن است

http://www.mayadin.biz/uploads/waterglass_590.jpg

ب) ‌عدالت در اقتصاد

در این   بخش چون عدالت اسلامی در حال بررسی است ارتباط آن را با «احسان» و «جود » مورد بررسی قرار می‌دهیم. اما عدالت یا جود؟ کدام برتر است؟‌در   نهج‌البلاغه حکمت ۴۳۷ از امام علی(ع)‌پرسیده شد از دید شما عدل برتر است   یا جود؟ حضرت پاسخ دادند «عدالت هر چیزی را در جای خویش قرار می‌دهد در   حالی که جود و بخشش آن را از جای خویش خارج می‌کند. عدالت تدبیری است برای   عموم مردم و قاعده عامی می‌باشد. در حالی که بخشش گروه خاصی را شامل است . پس عدالت شریف‌تر و برتر است.»‌طبق فرمایش مولی(ع) باید در جامعه عدالت را   برقرار ساخت. برقراری عدالت با وجود ارزش‌های بسیاری که در احادیث و در   قرآن عزیز برای جود و بخشش وارد شده است، ارزشمندتر است. همچنین ذکر این   نکته نیز لازم است که برقراری عدالت در زمینه خاصی کاری کم‌فایده و شاید   بی‌فایده باشد زیرا از نواحی دیگر به جامعه صدماتی وارد خواهد آمد که   جبران آن از طریق خاص مورد اجرای عدالت امکان‌ناپذیر خواهد شد. همان کاری   که با فرهنگ مذهبی جامعه ما شده است و جبران آن بسیار سخت شده است. در   اجرای عدالت باید تمام زمینه‌ها و شئون با هم اجرا شوند. در حالی که چنین   نقص‌هایی گه‌گاه دیده می‌شود و این خود آفتی برای دولت خدمتگزار است که   باید از آن برحذر باشد. به هر ارگان یا سازمان یا استان و هرکس حق او را   باید داد نه بیشتر و نه کمتر و برای تشخیص آن متخصص باید نظر بدهد. دولت   برای عدالت‌گستری نباید اسیر التماس‌های بی‌مورد و پی‌درپی گروهی شود زیرا   برطبق گفته حضرت به عدالت ضربه می‌زند و جامعه را از جای خودش خارج   می‌کند. در این حدیث منظور حضرت عدالت اجتماعی می‌باشد.در واقع از لحاظ   فردی احسان یعنی ایثار در عین اینکه فرد استحقاق آن را ندارد و آنچه جامعه   را حفظ می‌کند و پایه اجتماع است و به صورت قاعده و قانون در می‌آید عدالت   است و از لحاظ فردی نیز اهمیت عدالت کم نمی‌شود و در واقع فرد با عدالت   خویش فضل و بخشش می‌کند. در بخشش او نیز باید عدالت رعایت شود و در اینجا   نیز عدالت اولی است و اینجاست که عمق کلام مولا فهمیده می‌شود. اما در   مورد ارتباط عدل و احسان آیه قرآن بیان‌کننده بسیار زیبایی است. ان الله   یامر بالعدل والاحسان. عدل و احسان با هم اثربخش است. این دو بدون هم   نخواهند توانست اثرگذار باشند و به این دلیل است که خداوند لفظ «امر»‌را   به کار برده است. اگر احسان در عدل دخیل نباشد عدل می‌خشکد. عدل بدون   احسان جامعه را به تعالی رهنمون نمی سازد. در رفتار فردی حضرت علی(ع)‌نیز   احسان به خوبی پیداست. هنگام شهادت وقتی فرمود شیر را به قاتلش تعارف کند   عین احسان بود. اما در عرصه اجتماعی قبول نکرد یک ذره از بیت‌المال را به   برادرش عقیل ببخشد هرچند او نیازمند بود و این ارتباط بین مسائل فردی و   اجتماعی و تفاوت آنها را بیان می‌کند. اما در دید دیگر این نکته مطرح   می‌شود که در عرصه گسترش عدالت این را باید مدنظر داشت که ظلم را نباید در   کنار انسان‌های قوی از لحاظ مادی جستجو کرد بلکه باید نسبت به خود ضعفا   نیز بررسی‌هایی داشت. انسان قوی چون عرصه عمل وسیعی دارد و از صید بزرگ   بیشتر لذت می‌برد لذا بیشتر به ضعفا ترحم می‌کند و در مقابل اقویا   ایستادگی می‌کند واگر از حد تجاوز کند در میدان شکارهای بزرگ این کار را   می‌کند ولی ضعیف چون عرصه و مطالبی برای هنرنمایی و رقابت با اقویا   نمی‌بیند وقتی می‌خواهد قدرت خود را اعمال کند بر ضعیف ظلم می‌کند. این   مطلب به این نکته اشاره دارد که اگر حتی تمام مسئولان را از افراد لایق   تعیین کنیم ولی کسی که با ارباب رجوع برخورد دارد فرد مناسبی نباشد کار   خوب از آب در نمی‌آید. در واقع کسی که با مردم سروکار دارد و مردم برای   تشخیص کارایی دولت به رفتار او نگاه می‌کنند همان مسئول آخر است

http://www.tuition.com.hk/pics/physics-energy.jpg

ج) ظلم در مقابل عدل و بررسی آن

در   مقابل ظلم، عدل و در مقابل عدل ظلم قرار دارد. حال نبود عدل یعنی ظلم چه   ضررهایی به جامعه و فرد می‌زند و نقطه ضعف‌هایش کجاست و چگونه می‌توان آن   را کم کرد؟‌در قسمتی از خطبه ۱۷۶ نهج‌البلاغه آمده است:‌«آگاه باشید ظلم   بر سه قسم است... و یکی از آن اقسام ظلمی است که بدون مجازات نیست. ستمگری   بعضی از بندگان به بعضی دیگر است و قصاص در آنجا شدید است. مجروح کردن با   کارد و تازیانه نیست بلکه اینها کم این ظلم است. پس مبادا در دین دورویی   کنید که همبستگی و وحدت در راه حق گرچه کراهت داشته باشید بهتر از   پراکندگی در راه باطل است زیرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه به   آیندگان چیزی را با تفرقه عطا نکرده است. در بیان روشن است که حضرت علی(ع ) نیز ظلمی که بدون مجازات نمی‌ماند را در ارتباط مستقیم با دورویی بردین   می‌دانند. پس اگر کسی خواست عدالت را در جامعه‌ای برپا کند و داعیه‌دار آن   است باید جلوی این تفرقه‌افکنی که در واقع مقابل عدل است را بگیرد و در   واقع کسانی که از وحدت خلق خدا جلوگیری می‌کنند کسانی هستند که در مقابل   عدالت ایستاده‌اند و نباید عدالت را صرفا در مسائل اقتصادی و سرمایه‌ای   جامعه ببینیم. در واقع اتحاد جامعه در تحلیلی وسیع‌تر به پیشرفت جامعه   می‌انجامد. جامعه رو به تکامل و تعالی گام برمی‌دارد ولی از آن طرف که   نگاه کنیم آنچه که باعث تفرقه می‌شود و از وحدت جلوگیری می‌کند محرومیت   است که باعث نگاه به دشمن شده و باعث آن خواهد شد. و اما تفکر ظالمانه در   جامعه: باید این تفکر را در جامعه القا کرد که هرکس خواست از عدالت سرپیچی   کند و ظلم کند اول خود او ضربه خواهد دید زیرا احتمال اینکه ظالمی قوی‌تر   از او نیز وجود داشته و او را از بین ببرد وجود دارد و این جملات آن نکته   را اشاره می‌کند که در جامعه‌ای که فقط حرف اجرای عدالت باشد و با ظالم   برخورد نشود و حتی در معرفی نام عاملان ظلم اقتصادی دعوا وجود داشته باشد   و امثال شهرام جزایری پس از چندی در خیابان دیده می‌شوند، نه تنها مظلوم و   محروم احساس امنیت نمی‌کند بلکه ظالم نیز عرصه را مناسب دیده و از آب   گل‌آلود ماهی می‌گیرد. ظلم در جامعه‌ای که حرف عدل در آن است راحت‌تر است   از ظلم در جامعه‌ای که لااقل اسم آن مسئول با عدالت همراه نیست. لااقل در   آن جامعه مظلوم می‌داند که نباید به همه اطمینان کند. نتیجه آنکه اگر نام   دولتی با عدالت همراه شد و با آن عجین شد باید مواظب بود که بی‌عدالتی   لااقل در اقتصاد مملکت در حد کلان و لااقل در بین کسانی که اختلاس‌های   کلانی انجام می‌دهند رخ ندهد تا در دید مردم واقعا عدل دیده شود و در این   مسیر فاش کردن اسامی مفسدان در اوایل راه است نه هدف. و نکته دیگر اینکه   ظلم باری است بر دوش ظالم و این هم از حرف حضرت علی(ع) و هم از آیه قرآن   برداشت می‌شود. «وعنت الوجوه للحی القیوم و قدخاب من حمل ظالم (طه-۱۱ .) این جزء ذات ظلم است که حتی برای ظاام نیز باری محسوب می‌شود. حال این   سوال مطرح می‌شود که چرا این‌قدر ظلم و بی‌عدالتی در دنیا رواج دارد؟‌جواب   آن این است که یا ظالم اسیر هوس خود می‌شود که آن در مقابل عقل خود را   گرفته و به صورت غباری نمی‌گذارد تفکر کند یا اینکه ظالم کینه‌ای بر دل   دارد و براساس کینه نادرست خود دست به ظلم می‌زند و کسانی که ظلم می‌کنند   از این نکته غافل می‌شوند که ضرری که از ظلم خواهند خورد بسیار بیشتر از   تحمل عدالت است و همین است که بسیاری از ظالمان براساس چیزهای بیهوده‌ای   نابود می‌شوند، از راه‌هایی که حتی فکر آن‌را هم نمی‌کنند. مانند فرعون که   به دست فرزندی که خود بزرگ کرده بود هلاک شد و یا نمرود که به وسیله   پشه‌ای مرگش فرا رسید . و این است که حضرت در حکمت ۳۴۱ نهج‌البلاغه می‌فرمایند روز انتقام گرفتن از ظالم سخت‌تر از ستمکاری بر مظلوم است

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 2:31 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

گستردگی عدالت در اسلا‌م

جامعیت مفهوم عدالت با مطالعه موردی آموزش و پرورش

http://www4.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2009/4/9/img633748807039062500.jpg

در   دید عدالت‌گونه بررسی همه جوانب بشری از قبیل فرهنگ، تاریخ، اعتقادات و ... بسیار سخت است و مستلزم کار فراوان است که متخصصان علوم دینی ما باید   سال‌ها بر روی این مبحث کار کنند و علم تولید کنند تا بتوانند نظامی   هدفمند و کارا را برای عدالت اسلامی پی‌ریزی کنند . مقاله پیش رو که   دربرگیرنده موضوعات مختلف درباره عدالت است و در پنج بخش تقسیم شده است   سعی شده است در این چند بخش دو دغدغه عدالت در فرهنگ و مذهب و عدالت در   آموزش و پرورش را مورد بررسی قرار دهد. به دلیل اینکه هر کدام از سوالات   مطروح تحقیق و بررسی زیادی را می‌طلبد و از مجال این مقال خارج است فقط در   دو مورد از سوالات بررسی اجمالی صورت گرفته است. موانع برقراری و گسترش   عدالت کدام است؟ و چه کسانی از برقراری عدالت نگرانند؟ مصادیق و زمینه   عدالت در حوزه آموزش و پرورش کدام است؟ برقراری عدالت در آموزش و پرورش چه   راهکاری را پیشنهاد می‌کنید؟ شاید تقسیم سوالات به گونه‌ای بوده است که   موضوعات تا حدی در هم متداخل بوده‌اند و شاید نتوان در این مجموعه سوالات،   سوالی را به‌طور مطلق و کامل جواب داد و وارد حوزه‌های دیگر نشد و طبعا هر   کدام از سوال‌ها از قبیل فرهنگ، دین، مهرورزی و مواضع عدالت در آموزش و   پرورش درهم اثرگذار هستند . این نوشته با نام گستردگی عدالت در اسلام به   این هدف تدوین شده است که نشان دهد نمی‌توان به یک بخش از عدالت توجه کرد   و از جنبه‌های دیگر غافل شد و توقع برقراری عدالت در جامعه را داشت. عدالت   در جای‌جای دین و فرهنگ ما ریشه دارد و از این‌رو باید موشکافانه عوامل   گسترش عدالت و موانع آن را در تک تک زیرشاخه‌ها و رشته‌های عرصه‌های مختلف   کشف کرد و بر روی آنها کار علمی کرد و با روانشناسی دقیق در جامعه آن را   به‌طور پایه‌ای و ریشه‌ای بنا کرد. امید است رئیس جمهور عزیز ما که در این   برهه از زمان شعارهایی متفاوت مطرح کرده‌اند و حرف و عمل ایشان بوی   اعتقادات و افکار حضرت امام(ره) را می‌دهد (در حالی که کمتر کسی بود که   می‌خواست آن تفکرات را پیاده کند) با لطف خدا و عنایت امام زمان(عج) و   همیاری نایب امام زمان، رهبر معظم انقلاب (حفظه الله)، مسیر عدالتی را که   انتخاب کرده‌اند دقیق‌تر و مصمم‌تر و با عمق علمی بیشتری پیگیری کنند و   پیش بروند و با ایستادن در مقابل کسانی که منافعشان در مسیر عدالت به خطر   می‌افتد (که کم هم نیستند از قبیل دولت‌های استعماری دنیا و   جیره‌خوارانشان در ایران) پرچم عدالت را هر اندازه که در توان دارند   برفراز این مملکت امام زمانی بیفرازند. انشاءالله

http://www.siavashon.ir/pic/100953375659.jpg

الف) عدالت، تعریف‌ها و تفاوت‌ها

در   یک دیدگاه عدل معنای استعداد خاص و توازن می‌دهد. در عرصه اجتماعی بین عدل   و اعتدال تفاوت است. برای توضیح بیشتر می‌توان این مثال را زد که در بدن   انسان اعتدال وجود دارد به این معنا که اگر کسری در جایی از مزاج پیدا   شود، اعتدال بدن کاملا به هم می‌خورد اما در اجتماع چنین نیست. حتی در   تقسیم القاب نیز در اجتماع و در بین مردم عدالت برقرار نیست. اعتدال در   جامعه بدین معنی است که جامعه هرطور شد در واقع نیز باید این‌چنین باشد . هرچند معتدلانه باشد یعنی مثلا اگر القاب بدی در جامعه سرایت کرد باید این   بدی را بین همه مردم تقسیم کرد و نباید عده خاصی مورد خطاب القاب زشت واقع   شوند، ولی اگر همه با هم یکسان بودند مشکلی نخواهد بود. مثال دیگر که   کاربردی‌تر است در مورد بدحجابی است. اما عدالت نه تنها این‌چنین نیست   بلکه می‌خواهد بگوید که جامعه باید این چنبن باشد. در واقع این نظریه خلاف   نظریه اصلاح است که به‌طور واضح با مبانی عقلی و دینی ما کاملا ناسازگار   است. رعایت قانونی در جامعه ارزشمند است که در عین اینکه «اعطاء‌کل ذی حق   حقه» می‌باشد، اگر بدی و فساد در جامعه رواج دارد نیاییم آن را تقسیم کنیم   بلکه باید خوبی‌ها را به جامعه آورده و بعد دست به اصلاح زد و خواست توازن   در جامعه برقرار کرد. همین‌طور است در مورد فقر در جامعه ما. تقسیم فقر در   جامعه کارناشایستی است بلکه باید بی‌نیازی به مال دنیا را و تفکر آن را در   جامعه گسترش داد تا اینکه بیاییم پول را از ثروتمندان بگیریم و بین فقرا   تقسیم کنیم. هرچند این کار لازم است (در مورد کسانی که اموالی را به ناحق   به دست آورده‌اند) تفکر «حب دنیا را داشتن» از جامعه ریشه‌کن کنیم و این   در حالی عملی می‌شود که جلوی فساد اقتصادی گرفته شود . در دید دیگر   عدالت مرحله اجرایی حق است و از این جهت نقشی بس مهم و اثرگذاری دارد. حق   همیشه ثابت است و عدالت یعنی رساندن آن حق به ذیحق «الحق قدیم لایبطله شی » و همچنین این نکته را بسیاری واقف‌اند که عدل توازن است نه تساوی. مصداق   عدل موقعی تساوی خواهد شد که همه شرایط یکسان باشند و در شرایط مختلف برای   جامعه شهر و حتی افراد مختلف نباید تساوی برقرار شود و در زمان حضرت   امیر(ع) نیز چون‌که پول‌هایی وجود داشت که جدا از بودجه‌های تخصیص داده   شده اضاف می‌آمده است و چون صندوق‌هایی مثل الان وجود نداشته است، حضرت در   آن شرایط مساوی دست به تقسیم عادلانه زده‌اند و همان‌طور که گفته شد   مصادیق عدالت کمتر موقعی به تساوی می‌انجامد و در واقع عدالت اجتماعی به   معنای مساوات در جعل قانون و اجرای آن همیشگی می‌باشد. نه به این معنی که   در عمل باید کاری بکنیم که همه افراد در یک سطح بمانند بلکه باید شرایط   برای تحصیل علوم و تجربیات و... یکسان باشد. همچنین در مجازات‌ها نیز باید   مساوات برقرار شود. اما توضیح بیشتر در مورد عدالت اقتصادی حضرت علی(ع ) اینکه پرواضح است که زوایای عدالت اقتصادی حضرت خوب شکافته نشده است و این   باعث برداشت‌های احیانا نادرستی شده است. به همین دلیل نکته‌هایی را از یک   مقاله متذکر می‌شویم که قطعا در سیاستگذاری دولت موثر خواهد بود . ۱ ) آن مقدار از موجودی‌های بیت‌المال بالسویه تقسیم می‌شد که مازاد و علاوه   بر آن دارایی‌هایی بود که صرف مصارف ضروری نظیر اقدامات عمرانی، حقوق   کارمندان و نظامیان جنگ می‌شد. در این زمینه شواهدی بر این مدعا وجود دارد   که صرف ذکر نتیجه به آنها نمی‌پردازیم . ۲ ) توجه به استحقاق افراد و نه   به سروری، عرب بودن، شرافت، امارت، داشتن سابقه در اسلام و نه در دانش و   زهد ۳) تقسیم عادلانه بیت‌المال که بخشی از سیاست کلی علی(ع) بود که   می‌خواست بافت و ساختار اقتصادی- اجتماعی و همچنین فرهنگی مبتنی بر تبعیض   و نژادپرستی و آمیخته با فساد را درهم کوبد و ارزش‌های جدیدی را   پایه‌گذاری کرد که از جمله آنها استحقاق تقوا و فضیلت‌ها باشد

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 2:25 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

چگونه ثروت به فقر مي‌انجامد؟

در   حالي که بر پايه معيارها و اصول تعريف شده علم اقتصاد، افزايش رشد اقتصادي   حکايت از بهبود معيشت مردم دارد، اما شاهديم که در کشوري چون هند، به رغم   تجربه رشد بالاي اقتصادي، روز به روز دامنه فقر گسترش مي‌يابد. توسل   کشورهاي جهان سوم به الگوهاي ديکته شده غربي و بي‌توجهي به معيارها و   مقولات فرهنگي و اجتماعي جوامع سبب شده، تا نه تنها بهبودي در وضعيت   اقتصادي اين گونه جوامع حاصل نشود بلکه الگوهاي سنتي که براي قرن‌ها تأمين   کننده معيشت و تدام‌بخش حيات آن‌ها بوده، فرو بپاشد و بر دامنه مشکلات   آن‌ها بيفزايد . هند   هم‌اکنون رشد اقتصادي هشت درصدي را تجربه مي‌کند، با اين وجود، از حيث   کودکان مبتلا به سوء تغذيه در جهان، رتبه سوم را به خود اختصاص داده   است.امروز مقياسي براي تشخيص مردم ثروتمند از فقير وجود دارد که به عنوان   مقياس تعيين ميزان رفاه شناخته مي‌شود. در اين مقياس، درآمد کمتر از يک   دلار در روز، به معناي فقر است. اما حقيقت آن است که چنين معادله‌اي،   نمي‌تواند معادله‌اي درست باشد، چرا که پول به تنهايي توانايي آن را ندارد   که ماهيت رفاه بشر و به ويژه رفاه جامعه را اندازه‌گيري کند. در واژه ecologe ) بوم‌شناسي economics)( (اقتصاد)، برگرفته از يک واژه يوناني   يعني oikos به معناي «خانواده» مي‌باشد. مادامي که اقتصاد بر پايه خانواده   بنيان نهاده شود، مي‌تواند جايگاه خود را در قبال منابع طبيعي تشخيص دهد و   به محدوديت‌هاي زيست‌محيطي احترام گذارد و از اين رو، در چارچوب همين   محدوديت‌ها، به تأمين نيازهاي اوليه خود مي‌پردازد؛ اساساً چنين   اقتصادهايي ماهيتي زن محور دارند. در دنياي امروز، اقتصادهاي رايج از   منابع طبيعي و نيازهاي اصلي و اوليه بشر فاصله گرفته‌اند. در حالي که   تخريب محيط‌ زيست براساس تأمين و رفاه بشر توجيه مي‌شود، شاهديم که فقر و   فلاکت در بين مردم روز به روز در حال گسترش است. چنين نظامي، نه تنها مانا   و پايدار نيست بلکه نظامي کاملاً غيرعادلانه است. نيازهاي حياتي چنين   نظامي، جنگ‌هايي را بر سر نفت، آب و غذا به همراه داشته و خواهد داشت و   نتيجه آن، خشونت‌هايي در سه سطح خواهد بود که اين توسعه ناپايدار را اسير   خود خواهد نمود: خشونت عليه زمين که به مثابه بحراني زيست‌محيطي بروز و   ظهور خواهد کرد؛ خشونت عليه مردم که فقر و فاقه و آوارگي را به همراه   خواهد داشت و خشونت جنگ و درگيري که به مثابه دست‌اندازي به منابعي که   جوامع مختلف بر پايه آن‌ها استوار شده‌اند، شناخته مي‌شود. به علاوه، سه   سطح براي اقتصاد متصور است: اقتصاد طبيعت، اقتصاد معاش و اقتصاد بازار . اقتصاد طبيعت اساس و بنيان همه اقتصادهاست، چرا که حامي کل حيات در عرصه   زمين است. در اقتصاد طبيعت، حيات جاري است و پول هيچ‌گاه نمي‌تواند مقياسي   براي سنجش و اندازه‌گيري آن باشد. در اينجا پول و حيات رابطه‌اي يک طرفه   با هم دارند. در اين روند، طبيعت به استثمار درمي‌آيد و مورد تجاوز قرار   مي‌گيرد تا در اين رهگذر، پول حاصل آيد. چنين اقتصادي ، اقتصاد انگل‌گونه   است؛ چرا که به شکار آن چيزي مي‌رود که حامي آن مي‌باشد يعني اقتصاد طبيعت   و اقتصاد مردم . اقتصاد معاش نيز با پول قابل سنجش نيست. ممکن است   مردم بيش از آن حد تعريف شده پول داشته باشند اما کماکان با فقر دست و   پنجه نرم ‌کنند، چرا که در روند خصوصي‌سازي، غذا، مسکن، سلامت، انرژي،   آموزش و پوشاک، بهايي گزاف پيدا کرده‌اند. درحالي که پول بيشتري در بين   مردم دست به دست مي‌شود، فقر نيز روندي صعودي دارد و مردم دسترسي کمتري به   نيازهاي اوليه خود دارند. واقعيت آن است که به رغم روند صعودي اقتصاد،   شاهديم که ميلياردها نفر روز به روز شرايط سخت‌تري را تجربه مي‌کنند . درواقع،‌هنگامي که نظام‌هاي اقتصادي صرفاً بر پايه پول سنجيده مي‌شوند،   نابرابري و تبعيض گسترش مي‌يابد. ثروتمندان ثروتمندتر مي‌شوند و فقرا   فقيرتر؛ اگرچه همان ثروتمندها هم از لحاظ پولي ثروتمند مي‌شوند، اما در   حوزه گسترده‌تر يعني از حيث ارزش و جايگاه بشري، روز به روز فقيرتر   مي‌شوند . در دنياي امروز، رشد پولي و اقتصادي بر پايه توليد ناخالص   ملي ارزيابي مي‌شود و اين در حالي است که اين مقياس هيچ‌گاه مقوله تخريب   اقتصاد طبيعت و اقتصاد اجتماعي را مورد توجه قرار نمي‌دهد. فرض بنيادين در   مقوله رشد اقتصادي آن است که اگر شما چيزي را توليد کنيد و مصرف نماييد،   در حقيقت توليدکننده چيزي نبوده‌ايد و اين همان موضوعي است که تخريب   اکوسيستم‌ها و فرهنگ‌هاي غني را به همراه داشته است. در چنين معادله‌اي،   رشد زيست‌محيطي جايگاهي ندارد؛ در حقيقت، افزايش توليد ناخالص ملي به قيمت   تخريب زيست‌محيطي است. در چنين معادله‌اي، رشد اجتماعي مردم نيز جايي   ندارد و اساساً تخريب آن‌ هم با افزايش توليد ناخالص ملي همراه است . بارها   شاهد آن بوده‌ايم که منابع و ثروت‌هاي طبيعي مردم به مثابه کالا درآمده   است و اقتصادهاي مردمي رنگ و بويي تجارت مآبانه به خود گرفته است؛ پول در   جامعه جريان بيشتري يافته و با اين حال، منافع آن تنها متوجه گروه‌هايي   معدود و يا شرکت‌هاي تجاري است. در چنين حالتي است که اقتصاد مبتني بر پول   رشد مي‌کند و اقتصاد طبيعت و مردم تحليل مي‌رود. مثلاً کشاورزي را در نظر   بگيريد. توليد محصولات کشاورزي اساساً يک توليد واقعي شمرده مي‌شود. چنين   توليدي نيازمند خاک، آب، تنوع زيستي و نيروي خلاقانه کشاورز است. کشاورزي   آلي و سنتي نيز مبين يک اقتصاد پويا و مثبت است، چرا که به خاک و آب و   تنوع زيستي احترام مي‌گذارد و از آن‌ها محافظت مي‌نمايد و توليد محصولات   غذايي سالم و مورد نياز را هدف خود قرار داده است. در چنين اقتصادي، فقر و   بي کاري و گرسنگي جايي ندارد . در حال حاضر نيز اقتصادهايي را   شاهديم که بازده مالي ندارد، اما نيازهاي جوامع محلي را کاملاً تأمين   مي‌نمايد. اما پول سبب شده است تا چنين اقتصادهاي پويايي به اقتصادهايي   منفي تبديل شوند که قاتل تنوع زيستي، خاک، آب و حتي کشاورزان است . هم‌اکنون در هند شاهد پديده رو به گسترش وغمبار خودکشي کشاورزان هستيم، به   طوري که در ده سال اخير، يکصد هزار کشاورز دست به خودکشي زده‌اند، که اين   پديده، نتيجه افزايش بهاي بذرها، آفت‌کش‌ها و کودهايي است که در انحصار   شرکت‌هاي تجاري مي‌باشد که استفاده از آنها از سوي کشاورزان، چيزي جز   افزايش بدهکاري آنها را به همراه نداشته است. پاسخ دولت براي رفع اين مشکل   هم چيزي جز افزايش اعتبار به کشاورزان نبوده که البته نتيجه آن هم چيزي جز   افزايش بدهکاري آنها نبوده است. بي‌شک تنها راه‌حل اين معضل، روي آوردن به   اقتصاد سنتي و آلي است؛ اقتصادي که نيازمند تهيه و خريد چنين نيازمندي‌هاي   کاذبي نباشد. خلاصه اينکه، در حال حاضر، هر جنبه‌اي از حيات به تجارت زدگي   و کالازدگي روي آورده است؛ زندگي‌ها پرهزينه‌تر شده است و فقر در بين مردم   گسترش بيشتري يافته است. اساساً تجارت و تبادل کالا همواره در جوامع بشري   وجود داشته است. اما ارتقاي جايگاه بازار و پول به عالي‌ترين اصل سازنده   جامعه و معرفي آن به عنوان تنها معيار سنجش رفاه، تخريب اصولي را به همراه   داشته که حافظ حيات بوده‌اند. هرچه که ما ثروتمندتر مي‌شويم، از لحاظ   فرهنگي و زيست‌محيطي فقيرتر مي‌گرديم . از اين رو بايد به فکر   معيارهايي فراتر از پول و اقتصادهايي فراتر از اقتصادهاي مبتني بر ابر   بازارهاي جهاني باشيم تا رفاه و ثروتمندي واقعي را احيا کنيم. بايد به ياد   داشته باشيم که سرمايه واقعي حيات، چيزي جز حيات نيست

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 2:14 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

خرید وسایل منزل

هنگام   خرید لوازم منزل به جاست که بهترین و محکم ترین نوع را خریداری کنیم. هر   چند که هزینه بیشتری باید بپردازیم ولی در دراز مدت استحکام و دوام آن   جبران قیمت بالاتر را خواهد کرد . یک ضرب المثل انگلیسی می گوید: ” من   هنوز آنقدر ثروتمند نشده ام که جنس ارزان بخرم“ . در این زمینه لازم است   با کمک دولت، صنایع و کارخانجات ضمن استفاده از تکنولوژی جدید مواردی را   مورد استفاده قرار دهند که محصولات حاصل از آنها عمر طولانی تری داشته   باشندو مجدداً قابل استفاده باشندیا بتوان آنها را مرمت، بازسازی و تعمیر   نمود.در این مورد شهروندان با ترغیب به خرید اجناس با دوام می توانند نقش   مهمی داشته باشند . هر وسیله ای که برای منزل خریده می شود یک دفترچه   راهنما و یا برچسب روش استفاده از آن را در راهنما به همراه دارد.مسلماً   سازنده هر وسیله یا ماده ای، بهترین روش استفاده از آن را در راهنما توضیح   داده است. پس ابتدا راهنما را مطالعه نموده و از آن پیروی می کنیم . چه بسا شنیده شده در اثر استفاده نادرست از یک وسیله، جان افراد خانواده به خطر افتاده است . در 40 سال گذشته تبلیغات یکی از سریع الرشدترین صنایع جهان بوده است. ما در   مدت شبانه روز دائماً با تبلیغات فریبنده مبتنی بر روانشناسی و جامعه   شناسی رو به رو هستیم. این تبلیغات می تواند افراد سطحی و ظاهربین را به   خریدهای نامناسب ترغیب کند. برای خنثی کردن اثر تبلیغ می توان خانواده را   قانع کرد که جنس خوب نیاز به تبلیغ ندارد. پس برای این تبلیغ و هزینه ای   که برای پخش آن صرف می کنند، منظوری گمراه کننده وجود دارد . ما ایرانی   ها مهمانی رفتن و مهمانی دادن را دوست داریم. اما اگر قرار باشد در منزل   هر کدام از ما وسایل پذیرایی برای حداقل 30 نفر مهمان وجود داشته باشد، چه   سرمایه بزرگی برای موارد خاص کنار گذاشته می شود. یک راه حل این مساله این   است که خانواده های نزدیک به هم در فامیل سرویسهای ظروف پذیرایی یکسان   تهیه کنند و در مهمانی های بزرگ از ظروف یک شکل استفاده نمایند و البته   برای سالم ماندن آنها،اجازه شستن ظرفها را به مهمانها ندهند تا مبادا ظروف   چینی لب پر شوند

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 2:12 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET