یادداشت های تحلیلی





























http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

یکى   از مشهورترین نمونه هاى نفوذ خارجى در الگوهاى مصرف، فعالیت شرکت نستله و   سیاست توسعه فروش شیر خشک براى اطفال است. این شرکت براى ترویج فرآوردهاى   غذایى خود و جایگزین کردن آنها به جاى شیر مادر سیاست فعالى را به مرحله   اجرا درآورد. براى این منظور روش هاى متفاوتى به کار گرفته شده است

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/10.JPG

 

1. توزیع مجانى و غالباً خانه به خانه بطرى هاى شیر و محصولات لبنى (لاکتوژن (

2. اجراى برنامه هاى تبلیغاتى در بیمارستان ها و زایشگاه ها. این برنامه ها   توسط مأموران خاصى موسوم به پرستاران شیر صورت مى گرفت، این پرستاران   اونیفورم سفید مى پوشیدند و نتیجتاً به راحتى مى شد آنها را با کارکنان   بیمارستان اشتباه گرفت .

3. توزیع مجانى کارت هاى مربوط به وزن   نوزادان با تبلیغ لاکتوژن. جمله اى هم در این کارتها نوشته شده بود با این   مضمون که مادران تاحد امکان باید کودکان را با شیر خود تغذیه کنند. اما   عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن این نوشته بودند؟  

4. تبلیغات تلفیقى در بیمارستان ها و رادیو. در اینجا گفته مى شد که مصرف این   فرآورده ها، نیرو و قدرت به کودکان مى بخشد (براى مثال این دو موضوع در   نیجریه اهمیت زیادى دارند) در جامائیکا تبلیغ به این شکل بود: لاکتوژن   باعث نیرومندى و سلامتى است یا انرژى و قدرت مى بخشد

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/4.JPG

مصرف شیر   خشک همراه با برخى نمادها، یعنى نو، بهتر و نظایر آن بود. در حال حاضر شیر   خشک در بسیارى از کشورهاى جهان سوم مصرف بسیار وسیعى دارد . بنابراین   فعالیت شرکت هاى فراملیتى مى تواند به انتقال حقیقى الگوهاى مصرف منجر   شود. این روند انتقال الگوها، نیازها برحسب مارکها تغییر پیدا مى کنند و   فرآورده هاى پیچیده تر و گران تر جانشین محصولات ساده و ارزان مى گردد. به   موازات این فرآیند، تبلیغات شرکت هاى فراملیتى با ایجاد تمایزات تصنعى بین   فرآورده ها، موجب از رونق افتادن سریع و جایگزین نمودن آنها با محصولات   جدیدتر است. نمونه هاى برون گرایى بسیار فراوان بوده و عواقب تأسف بارى   دارد. این تنها چیزى است که مى توان گفت . روستائیان مکزیک بیش از   پیش به مصرف نان سفید به جاى نان سنتى خودشان که هم ارزان تر است و هم   پروتئین بیشترى دارد، روى آورده اند. در جامائیکا مردم عادت داشتند به   عنوان صبحانه ماهى و موز که هر دو ارزان و بسیار مقوى هستند، مصرف کنند . اما در نتیجه تبلیغات این عادت از بین رفته و این فکر در مغز مردم رسوخ   کرده که براى صبحانه بهتر است سه رال مصرف کنند. اکنون مردم از محصولات   کلوگ استفاده مى کنند، در حالى که موز در بازار به خاطر نبودن خریدار و   مشترى فاسد شده و از بین مى رود. ورود شرکت هاى دانون سا و شامبورسى، شرکت   هاى تابعه گروه شرکت هاى ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به   مکزیک و برنامه هاى تبلیغاتى مهم آنها تقاضاى کلى براى ماست را تا میزان 350% افزایش داده است . فرآیند جانشین سازى کالاهاى شرکت هاى   فراملیتى به جاى محصولات داخلى در مصرف سیگار بسیار مشخص و آشکار است. در   این بخش کاملاً متمرکز 8 شرکت فراملیتى بر بازار جهانى تسلط دارند : مثل   شرکت بت انگلیسى الاصل که بزرگترین سازنده سیگار دنیاست و از هر پنچ   سیگارى که در جهان سرمایه دارى به فروش مى رسد یکى از آن این شرکت است . شرکت هاى دیگر عبارتند از گروه امپریال )انگلیسى(، امریکن براندز )ایالات   متحده(، مؤسسه فیلیپ موریس )انگلیسى( و گروه آفریقاى جنوبى )روتمن،   رامبراند روپرت(. این شرکت هاى فراملیتى در گرایش مردم به مصرف سیگارهاى   خارجى )روند برون گرایى(، جایگزین نمودن سیگار داخلى ساخت تولید کنندگان   کوچک با سیگارهاى صنعتى دخالت مؤثر دارند. این تغییر ذائقه مصرف کنندگان   سیگار باعث نابودى تنباکو سیاه در بسیارى از کشورها نظیر هند، پاکستان،   جمهورى کره، فیلیپین، ارژانتین و یا برزیل شده است. سیگار کرتک در   اندونزى، دلتى در سرى لانکا و بیدیز در هند به سود سیگارهاى ملایم نوع   ویرجینیایى کنار گذارده مى شوندبرنامه هاى وسیع تبلیغاتى عامل مؤثرى در   چنین فرآیندى است. علاوه بر این، برنامه هاى وسیع تبلیغاتى شرکت هاى   فراملیتى توتون، معرف آهنگ عمومى جریان بازاریابى شرکت هاست. تأکید اصلى   در این برنامه ها برکلیشه هاى آمریکایى است و تجمل گرایى، پایگاه اجتماعى،   سطح زندگى عالى و تصویر کابوى عاشق آزادى مضامینى هستند که لاینقطع تکرار   مى شوند . گاهى ایجاد بازارهاى جدید به خاطر یافتن مفرهایى است   براى فروش فرآورده هاى واسطه اى برخى شرکت هاى فراملیتى به عنوان مثال   شرکت رالستون پورینا عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در کلمبیاست، نه از آن رو   که مرغ و جوجه را به ماده کلیدى رژیم غذایى مردم این کشور مبدل سازد، بل   به خاطر آنکه براى محصول اصلى کارخانه، یعنى کنسانتره هاى غذایى براى   حیوانات، بازار ایجاد کند. به پیروى از همین سیاست تسهیلات و امکانات خاصى   در اختیار مرغداران گذارده شد. در نتیجه بین سال هاى 1971 تا 1967 تولید   مرغ در کلمبیا دو برابر گردید، یعنى از 11 میلیون به 22 میلیون رسید . کودکان   به دلیل آنکه به عنوان خریداران بالقوه به راحتى تأثیر پذیرند، هدف مطلوبى   براى شرکت هاى فراملیتى محسوب مى شوند. براى مثال، برخى مؤسسات تولید   کننده نوشابه هاى غیر الکلى در آمریکاى لاتین و مرکزى در مقابل فروش   مستقیم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزارى جشن ها، نوشابه و یخچال را   به طور رایگان در اختیار این مدارس قرار مى دهند. شرکت هاى دیگر نظیر   جنرال فودز در مکزیک با گذاردن مجسمه هایى کوچک نظیر شخصیت هاى کارتونى   والت دیسنى در بسته بندى ها، در واقع براى محصولات خود بازاریابى مى کنند . بسیارى   از کالاها (کوکایاپپسى) نماد تعلق به دنیاى مدرن تلقى مى شوند، و این همان   چیزى است که تبلیغ کنندگان بر آن بسیار تأکید مى ورزند. ه.والتر در مقاله   نشریه بسیار معتبر تجارت جهانى کلمبیا که به بررسى سیاستهاى بازاریابى در   کشورهاى در حال توسعه اختصاص یافته بود، این پرسش را مطرح مى کند که آیا   مردم به اندکى تجمل نظیر نوشیدن نوشابه هاى غیر الکلى یا کشیدن سیگارهاى   معطر نیاز ندارند؟   بحثها و توضیحات مسئول بودجه هاى تبلیغاتى پپسى   کولا و کوکاکولا در برزیل به خوبى بیانگر تأثیر اجتماعى شرکت هاى فراملیتى   در ایجاد الگوهاى مصرفى است. او مى گوید: در این کشور هیچ راهى براى هدایت   و کانالیزه کردن طغیان جوانان وجود ندارد، نسل کنونى از هیچ آموزش سیاسى   یا اجتماعى بهره مند نیست. ما یک مکانیزم اعتراضى به وجود آورده ایم که در   مصرف کانالیزه مى شود. پپسى، تصویرى جدید و جوان است، آنها نیز خوشحال اند   چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسى مى نوشند . بنابراین ورود   شرکت هاى فراملیتى دقیقاً با واژگونى الگوهاى مصرف که برخى از آنها طى   چندین قرن بدون تغییر باقى مانده اند همزمان است. اما ایجاد الگوهاى مصرف   جدید مى تواند نتیجه مکانیزمهاى کمتر تعمدى دیگر نیز باشد. فرآورده هاى   شرکت هاى فراملیتى هم به خاطر کیفیات طبیعى (وکس ونوبودن) و هم به خاطر   نمادهاى اجتماعى وابسته به آنها به سهولت از سوى برگزیدگان داخلى که   شدیداً مجذوب اسلوب زندگى غربى و محصولات غربى هستند پذیرفته مى شود . پیامد اثرات نمایشى قوى این جریان، گسترش نیازها و اشیا در کل جامعه است . در اینجا باید از تأثیرتقلیدى سخن گفت. شرکت هاى فراملیتى کالاهایى راعرضه   مى کنند که برگزیدگان داخلى سریعاً آنها را مى پذیرند و سپس درمدت زمان   کوتاهى پس از عرضه این کالاها، سایرین نیز به تقلید از برگزیدگان، مصرف   کنندگان این کالاها خواهند شد . طرح کلى در این جریان چنین است : شرکت هاى فراملیتى محصولات جدید را در کشورهاى درحال توسعه عرضه کرده و   نیازهاى مصرفى آنان را به جانب این کالاها هدایت مى کنند . روش هاى   نفوذ متنوع و گوناگون است )عمدى با استفاده از تبلیغات، نسبتاً غیر عمدى   از طریق نمایش(، اما همگى در جهت هدایت الگوهاى مصرف به سوى کالاها و   خدمات تولیدى شرکت هاى فراملیتى مشارکت دارند. ایجاد عرضه خود موجد   تقاضاست. درست است که این محصولات بدون در نظر گرفتن نیازهاى اساسى مردم   به بازار عرضه مى شوند و این چیزى نیست که شرکت هاى فراملیتى نسبت به آن   بى اطلاع باشند، بلکه بالعکس این روش عادى و متداول انجام دادن امور از   سوى آنهاست این سیاست و عواقب ناشى از آن، نمایش جدیدى از تضاد و برخورد   دو نوع منطق است، زیرا براى یک شرکت فراملیتى انتخاب یک برنامه تبلیغاتى   قبلاً آزموده شده به زبانى دیگر به مراتب راحت تر است تا عرضه و یا تولید   فرآورده هایى نو متناسب با نیازهاى خاص محلى

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/6.JPG

جمع بندى

بنابراین   مى توان چنین نتیجه گیرى کرد که شرکت هاى فراملیتى با معرفى عادات مصرفى   غربى در کشورهاى درحال توسعه در ایجاد فرآیند جهانى برون گرایى فرهنگى   دخالت مؤثر دارند. زیرا آداب تغذیه بازتاب روشى است که ملتها طرز فکر و   رفتار خود رابه وجود مى آورند، آنها را هدایت مى کنند، سنتهایشان را تلفیق   واحیاء مى سازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوى دیگر فرهنگها   در هم مى آمیزند . از این دیدگاه بسط و ازدیاد موفقیت جهانى غذاهاى   آماده اى نظیر مک دونالد را نه به واسطه فروش (زیاد) این محصولات، بلکه   بیشتر به خاطر شیوه زندگى و نمادهاى وابسته به آن باید توجیه کرد . نکته   دیگر این است که سواى اهمیت اجتماعى فرهنگى تأثیر شرکت هاى فراملیتى در   ایجاد الگوهاى مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتى در سایر حوزه ها نیز   مى گردد. تغییر گرایش مصرف کشورهاى جهان سوم به جانب کشت برخى محصولات   کشاورزى که عمدتاً ناشى از استفاده از سموم دفع آفات است )که شرکت هاى   فراملیتى در تولید آنها نقش عمده دارند( وابستگى اقتصادى و تکنولوژیکى این   کشورها را افزونتر مى کند. اما عمده ترین فرآیند این جریان تخصیص نادرست   منابع کمیاب است. با تغییر محصولات کشاورزى، بهاى آنها همگام با کاهش ارزش   غذایى در نتیجه افزودن چربى ها و مواد شیمیایى، افزایش مى یابد. از سوى   دیگر تأکید برتولید و مصرف فرآورده هاى حیوانى، موجب اتلاف عمده منابع   گیاهى است. براى مثال در کلمبیا با گرایش به کشت علوفه به جاى کشت حبوبات   و سبزیجات نه تنها منبع پروتئینى گرانى جایگزین یک منبع پروتئینى ارزان   شده، بلکه عملاً کاهش ذخایر پروتئینى را به دنبال داشته است، چون پروتئین   منابع حیوانى به مراتب کمتر از صنایع گیاهى است. در اینجا به مثالى که   قبلاً آورده شده است، بر مى گردیم. طبق بررسى هاى انجام شده، حاصل کشت   علوفه در یک جریب زمین اختصاص یافته به پرورش مرغ و ماکیان در منطقه واله   ،برابر است با پروتئینى که از کشت ذرت یا لوبیا درهمین زمین به دست مى   آید. حال اگر در این زمین سویا کشت شود، میزان پروتئین حاصله 16 برابر   بیشتر از کشت علوفه مرغدارى خواهد بود. قبلاً گفته شد که تولید جوجه در   وهله اول به خاطر منافع شرکت هاى فراملیتى در تولید خوراک و علوفه حیوانى   بود. مثال دیگر که جمع اضداد است، کشور مکزیک یعنى مهم ترین صادر کننده   پرتقال است. تا سال 1979 در نوشابه فانتا یا اورانج کراش از آب پرتقال   استفاده نمى شد. از این تاریخ به بعد دولت تصویب کرد که حداقل، 1 درصد آب   پرتقال باید به این نوشابه ها افزوده شود. آخرین مثال در این مورد کاپرال   شعبه شرکت نستله در ساحل عاج است. این شرکت عامل توسعه و رواج مصرف قرص   هاى مگى در کشور فوق است. در حال حاضرخانواده هاى ساحل عاجى به طور متوسط   سالانه 700 قرص مگى روزانه 2قرص براى هر خانواده مصرف مى کنند. این قرص   جزء مهمى از رژیم هاى غذایى مردم ساحل عاج و به خصوص فقیرترین اقشار جمعیت   شده است. قرص مگى که در کشورهاى غنى حکم چاشنى و مکمل غذا را دارد به   عنوان یک غذاى اصلى براى تغذیه کافى نیست. این محصول از پروتئین گیاهى   درست شده و مصرفش دریک رژیم غذایى که خود دچار کمبود پروتئین حیوانى است،   باعث تشدید کمبود غذایى به خصوص از نظر کمبود اسید آمینه مى گردد، امرى که   در کشور فوق مشهود است . بنابراین تردیدى نیست که شرکت هاى   فراملیتى قدرت هدایت خواست ها و نیازهاى مردم را به سوى محصولات و یا   خدمات خود دارند. اگر الگوهاى مصرف بازتاب ذهنیت ها و تا حد بسیارزیادى   آمال مردم باشند، ایجاد الگوهاى مصرف شکلى خاص از برون گرایى اجتماعى   فرهنگى ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ریشه ها یا حافظه هایشان است. از   این دید شرکت هاى فراملیتى را مى توان به عنوان عاملان فعال دگرگونى   اجتماعى تلقى کرد. که فرهنگ زدایى افراد را به دنبال دارد و کمترین اعتنا   و توجهى به ضرورت هاى دگرگونى مستقل و ملى کشورهاى فقیر ندارد

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 2:04 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

بررسى روند تشکیل الگوهاى مصرف در جهان سوم الگوهاى مصرف چند ملیتى

قرن 18 در اروپا   که با عنوان عصر روشنگرى از دیگر قرون متمایز مى شود ویژگى عمده دیگرى که   داشت، عصر رویکرد به تجارت نیز بود. شعار lesse faire) بگذار مرزها آزاد   باشند) در همین زمان باب شد. دلیل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع   بازارهاى داخلى، براى دستیابى به مواد اولیه و به تبع آن بازارهاى خارجى،   براى فروش کالاهاى ساخته شده به سوى کشورهاى خارجى رو آوردند و درخواست   تاجران از دولت کاهش مالیات براى صدور کالاها بود. این کالاها در   کشورهایى، که امروزه به عنوان جهان سوم نامیده مى شوند، بایستى ارزیابى مى   شدند. استعمار و حمله نظامى مستقیم به چنین کشورهایى این مهم را به عهده   گرفت. اما آنچه مشکل را بعد از شکست تجربه این کشورها در مورد استعمار،   نئوکلینالیسم )استعمار نوین از طریق فرهنگ(، به وجود آورد، بافت سنتى و   عرفى این جوامع بود که همانند پوسته اى وخیم در مقابل فرآورده هاى نوین   مقاومت نشان مى داد. شناختن سنت ها و رسوم براى رخنه در آنها اولین گام به   شمار رفت و تبلیغات نیز به کمک این روش توانست سد نفوذ این کشورها را از   هم بپاشد. افراد این جوامع ابتدا بایستى باور مى کردند که آنچه خود دارند   در مقابل کالاهاى وارداتى از ارزش خوبى برخوردار است و این کار با ظرافت   تمام در تبلیغاتى که از شناسى شخصیت کمک مى گرفت، انجام مى شد. در اینجا   که یکى از مسائلى که باعث بحران هویت مى شد به میان آمد و فرد این جامعه   ابتدا هویت خود را، که ریشه ها، عرف ها، تربیت و اعتقادهاى او داشت، زیر   سؤال مى برد و در مقابل به دنبال کسب هویت تازه، خود را به شکل کالاهاى   مصرفى در مى آورد که با تبلیغات به وى القاء شده بود. کاربه همین جا ختم   نمى شد. کار هنگاهى مصیبت بارتر مى شد که دقت کنیم در این راستا فرهنگ   چنین جوامعى به عوامل دیگر، دستخوش تغییر و تحول و در نهایت بحران که نمود   خود را در تمامى ارکان جامعه از خانواده گرفته مادبومى نشان مى دهد

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG

ضرورت مسئله

الگوهاى   مصرف را نمى توان از نظام هاى ارزشى و هنجارى خواه اجتماعى یا فردى و یا   توأماً که معرف شخصیت مصرف کننده است، جدا ساخت. اگر چه گزینش هاى مصرفى   مردم کشورهاى جهان سوم تحت تأثیر منابع گوناگون و به خصوص منابع بیگانه   هدایت مى شود، اما قطعاً نمایانگر ذهنیت آنان نیز هست. بدون نادیده   انگاشتن بعد سودگرایى )ارضاى نیازهاى روانى( فرآیندهاى مصرف اجتماعى، باید   به ابعاد نمادى، یعنى معناى اجتماعى آنها نیز توجه داشت. کالاها و خدمات،   سواى کیفیات طبیعى شان، داراى علایم رمزى نیز هستند و شاخصها و عاملان یک   قشربندى اجتماعى محسوب مى شوند؛ به همین دلیل بررسى دقیق پدیده تشکیل   الگوهاى مصرف توسط شرکت هاى فراملیتى اهمیت دارد . در واقع مصرف   کالاها و خدمات مصرفى، علایمى است که کدهاى اصلى جامعه اى که فرد در آن   زندگى مى کند صرف نظر از درجه توسعه اقتصادى و اجتماعى اش به آنها معنا مى   بخشد. لذا حوزه مصرف، حوزه اى مهم در تشکیل ذهنیت ها و ارزش هاى منبعث از   فعالیت هاى شرکت هاى فراملیتى است، زیرا نماد مصرف یا کد اشیاى مصرف شده   ترجمان وضع فرهنگى یا هویت فرهنگى اند. افراد با دسترسى یافتن به کالاهاى   خاص برطبق موازین و مقیاسهاى جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلکه از   جایگاه دیگران نیز آگاهى مى یابند اشیا با ایفاى یک کارکرد اجتماعى تمایزى   و تبعیضى، در واقع معرف افراد،یا به معناى صحیح تر تمایز بین افراد مى   شود. در حقیقت تمایز قایل شدن بر حسب اشیا مبین یا موجد تفکیک و تفاوت   اجتماعى است، که افراد را طبقه بندى کرده و سلسله مراتب اجتماعى را به   دنبال دارد. این بعد نمادى در کلیه سطوح جامعه بر طبق کدهاى متفاوت،   مشاهده، و به یک طبقه اجتماعى خاص نیز محدود نمى شود. علاوه براین باید به   مصرف بعد تخیلى نیز افزود، زیرا اشیاء وسیله فرار و طلسمى است که فرد با   توسل به آن مى تواند جهانى سحرآمیز را تصور کند. آرزها به سوى نیازها   هدایت شده و در وجود کالا، برآورده مى شوند. علت اینکه تبلیغ کنندگان   همواره در تلاش یافتن تصویرى هستند که مصرف کنندگان از خود، و از من   آرمانى همواره صرفاً همان الگوى رفتارى است که در یک متن اجتماعى تحقق مى   یابد و به عبارت دیگر در ارتباط با سایر افرادى که از اتحاد آنها با   یکدیگر هستى اجتماعى فرهنگى خاص، و اکثراً یک ملت، تشکیل مى شود. جدل میان   خود و تصویر شخصى یعنى بین انگیزه ها و ارزش ها در مصرف در کشورهاى در حال   توسعه، غالباً در ناکامى از مصرف بسنده تجلى مى یابد، چه در واقع آنچه فرد   مى کوشد در مصرف بیابد راهى براى غلبه بر احساس نابسندگى و میل ورود به   اجتماع و نیل به ارتقاى اجتماعى است . الگوهاى مصرف در همه موارد   باید با هویت فرهنگى جامعه کاملاً پیوستگى داشته باشد، البته باید به   الگوهاى مصرف متفاوتى که به دلیل عدم تجانس نظام اجتماعى فرهنگى و دامنه   قشربندى اجتماعى اقتصادى کم و بیش با یکدیگر تفاوت دارند توجه داشت. در   کشورهاى جهان سوم ،منطبق تفکیک اجتماعى بر مبناى مصرف تنها در ایجاد یک   سلسله مراتب اجتماعى فرهنگى و پویایى و تحرک اجتماعى بازتاب نمى یابد بلکه   به شکل یک برخورد متقاطع فرهنگى و ستیز بین سنت و تجدد نیز پدیدار مى   گردد. معرفى و گسترش تجدد از طریق فرآیند قالب شکنى، آمال و نیازها و قالب   ریزى مجدد آنها پویایى اجتماعى مصرف را در پى دارد. در این چهارچوب الگوى   ارتباطات با الگوى مصرف رابطه مستقیم دارد، از یک سو الگوى مصرف حاصل   مجموعه پیامها و علایمى است که نگرش مردم را شکل مى دهد، و در رفتار هاى   مصرفى آنها تبلور مى یابد. واز سوى دیگر مصرف خود یک الگوى ارتباطى بین   انسان و جامعه و بین انسان و خود اوست . تأثیر شرکت هاى فراملیتى در   ایجاد الگوهاى مصرف در دو سطح صورت مى گیرد. در وهله اول این شرکت ها به   توسعه الگوهاى مصرفى رایج در کشورهاى جهان سوم کمک مى کنند. در وهله دوم   شرکت ها مى کوشند کالاها و فرآوردهاى جدید راکه کم و بیش پیچیده تر از   فرآورده هاى قبلى است جایگزین فرآورده هاى سنتى کنند. بنابراین موفقیت   تجارتى این شرکت ها در تمامى ساختار مصرف کشورهاى در حال توسعه تأثیر مى   گذارد. شرکت هاى فراملیتى انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاى بازنمایى و   هنجارى و نظامهاى بیانى (یازها و الگوهاى رفتارى ) اند. تفکرى که اساس   این نظامها را تشکیل مى دهد آن است که براى مثال پاداش تلاش فرد در کارش   دسترسى یافتن به کالاهاى مصرفى است، و افزایش مصرف شاخص عمده توسعه   اقتصادى محسوب مى شود. بنابراین، ترویج چنین منطقى و تلاش براى مصرف بیشتر   درنیروى محرکه تغییر اجتماعى نقش مهمى دارد. به این معنا که شرکت هاى   فراملیتى به دلیل ماهیت عقلانیت خود ،در پیوستگى و یگانگى روزافزون   کشورهاى جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتى دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد   در این نظام اقتصادى تا حد زیادى به کالاها و خدماتى که در دسترس دارد و   همچنین به پایگاه اجتماعى وابسته به این خدمات منوط است. این عقلانیت به   طرق گوناگون مطرح مى گردد، در زمینه ارتباطات، پیامهاى پخش شده توسط رسانه   ها (تلویزیون، سینماو تبلیغات) با نمایش امتیازات جامعه مصرفى و ایجاد   اشکال بازنمایى و نظامهاى هنجارى، نقش مهمى بازى مى کنند . به موازات   این جریان، گرایش روزافزونى به تقلید از سبک زندگى غربى و تولیدات غربى به   وجود مى آید، انگیزه هاى افراد به نحو فزاینده اى به سمت دسترسى به مصارف   تجارتى سوق داده مى شود. ارزشهاى سنتى تا حد زیادى بى اعتبار مى گردد، و   تصور ذهنى فرد از جامعه و نقشى که در آن دارد، تغییر مى کند . کارکنان   شرکت هاى فراملیتى نیز، صرفنظر از مقامى که در شرکت دارند، با اشاعه اخلاق   شرکت ها در این فرآیند تخریب نقش مهمى دارند. همان طورى که قبلاً اشاره   شد، اشتغال به کار در این نوع شرکت ها مستلزم پذیرش مقررات و هنجارهاى   مربوط به آنهاست. مصرف کالاهاى ساخت شرکت هاى فراملیتى و اثرات نمایشى   منبعث از آنها در ایجاد اخلاق مصرف مادى مؤثر است . نکته آخر اینکه   این شرکت ها گرایش دارند عادات مصرفى را به گونه اى که به سود آنها باشد   شکل دهند و بنابراین درصددند تا فرآورده هاى خود را جایگزین کالاهاى سنتى   کنند، و براى برخى کالاها و خدمات خود تقاضاى تجارتى منظمى که قبلاً وجود   نداشته به وجودآورند. همچنین برخى نیازها و خواستها را به سوى مارکهاى   خارجى سوق دهند. سیاست هاى تبلیغاتى و تشویق فروش کالا بدون شک یکى از   مؤثرترین طرق نفوذ شرکت هاى فراملیتى است، و در تغییر نیازهاى اساسى افراد   و هدایت آنها به سوى مارکها و فرآورده هاى خاص دخالت دارد. قطعاً این   انتقال سلیقه ها برآیند سیاستهاى گسترده بازاریابى و تأثیر آنها برمعرفها   و هنجارهاست . هدف اصلى این تبلیغات ایجاد نیازها و بنابراین   فرآورده هایى است که مى توانند این نیازها را برآورده سازند. فرآورده هایى   که عملاً تنها شرکت هاى فراملیتى قادر به تولید آنها هستند. براى مثال   شرکت یونیلیور براى فروش خود برنامه هاى تبلیغاتى جهانى بسیار مهمى اجرا   مى کند. این برنامه ها غالباً باعث مى شود تا مردم تمامى علاقه خود را به   فرآورده هاى داخلى از دست بدهند. مثلاً همین شرکت تلاش مى کند تا در هند   مارگارین واناپستى را جایگزین کره محلى کند و به نظر مى رسد که این محصول   داخلى کلاً از بین برود. این شرکت در ایجاد نیاز به پودرهاى پاک کننده   شیمیایى و مواد ضدعفونى کننده و نتیجتاً در نتیجه ایجاد بازارى براى این   محصولات خود در اندونزى موفق بوده است . علاوه براین توانسته است   فروش بستنى، سوسیس و اغذیه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزى سیرالئون   و لیبریا گسترش دهد، یعنى در مناطقى که کمتر مى توان از آنها به عنوان   مناطق داراى درآمدهاى احتیاطى سخن گفت و آذوقه رسانى به آنها معمولاُ توسط   هواپیما صورت مى گیرد . در آمریکاى لاتین قدرت تبلیغات به حدى است   که حتى روستاییان بسیار فقیر نیز عملاً خود را ملزم به نوشیدن نوشابه هایى   چون کوکاکولا و پپسى مى دانند، و لو آنکه به قیمت فروش محصولات طبیعى شان   تمام شود . ر. لدوگار با مطالعه دو کشور برزیل و مکزیک، موفقیت   شرکت هاى فراملیتى را در ایجاد نیاز به نوشابه هاى غیر الکلى نشان مى دهد . براى مثال ؛ مصرف سالانه این نوع نوشابه ها در مکزیک رقم قابل ملاحظه 14   میلیارد بطرى یعنى براى هر نفر 5 بطرى طى یک هفته بوده است )در مکزیک 40 % نوشابه هاى مصرفى پپسى کولاست (. شستشوى مغزى تجارتى آنچنان قوى است که   ساکنین برخى روستاهاى مکزیک به رغم درآمد اندک خود متقاعد شده اند که بدون   این نوشابه ها نمى توانند زندگى کنند و باید هر روز آنها را مصرف کنند. در   سال 1979 یک کشیش مکزیکى با اشاره به این مطلب مى نویسد: شنیده ام بعضى از   روستاییان مى گویند بدون مصرف روزانه نوشابه هاى غیر الکلى نمى توانند   زندگى کنند برخى دیگر به خاطر نمایش پایگاه اجتماعى خود هر روز با غذایشان   باید نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعى که میهمان دارند. اکثراً فکر مى کنند   که باید روزانه این نوشابه ها را مصرف کنند. این اساساً ناشى از تبلیغات   گسترده به خصوص در رادیو است که در این مناطق کوهستانى شنوندگان فراوان   دارد. به موازات این امر، در این روستاها فرآورده هاى طبیعى مثل میوه کمتر   مصرف مى شود، برخى خانواده ها فقط هفته اى یک بار میوه مى خورند . اساس   این سیاست هاى تبلیغاتى متقاعد ساختن مردم است به اینکه روش هاى سنتى   تغذیه (ارزن، برنج، لوبیا، ذرت، آب)در قیاس با محصولات غربى غالباً   پیچیده تر )بسته بندى هاى لوکس، تفاوت گذارى هاى تصنعى با استفاده از   مارکهاى گوناگون( اهمیت کمترى دارد. موضوع مهم در اینجا نمادگذارى اجتماعى   کالاهاست. از آنجا که مردم به خاطر کم سوادى خود آسیب پذیرترند، تاًثیر   تبلیغات بسیار زیادتر مى شود. براى مثال، به کشور کنیا که قبلاً نیز مورد   بحث بوده اشاره مى شود. هزینه تبلیغات بازاریابى براى صابون هاى تولیدى   شرکت هاى وابسته به شرکت هاى فراملیتى در این کشور 6 درصد و براى صابون   هاى تولید داخلى 1درصد قیمت آنها بوده است. این خود نشان دهنده سیاست   هدایت تقاضاهاى داخلى به سوى فرآورده هاى پیچیده تر )صنعتى(، )صابون   توالت، موادضد عفونى کننده ...( است که بیشتر بر شکل ظاهرى صابون ها و   جذابیت بسته بندى آن تأکید دارد . براى ارائه طرحى کلى تراز موضوع   به هزینه هاى تبلیغاتى شرکت هاى تابع شرکت هاى فراملیتى در کنیا اشاره مى   شود این هزینه ها در حدود 12 میلیون شلینگ کنیاست، در حالى که بودجه تخصیص   یافته در آخرین برنامه پنج ساله کنیا براى ساختن مرکز بهداشت روستایى که   دولت از آنها به عنوان عوامل کلیدى در بهداشت مناطق روستایى )حدود 90 درصد   جمعیت کشور در این مناطق سکونت دارند( یاد مى کند، 5/7 میلیون شلینگ است


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 2:03 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

عیب ملی

رهبر   معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در خطبه های عید فطر   سال 86 ضمن شمارش درس های ماه رمضان یکی از درس ها را «سخت گرفتن بر خود و   انفاق به دیگران» برشمردند و در ادامه به بلا و عیب بزرگ ملت ایران اشاره   کردند و فرمودند : ما مردم مسرفی هستیم، ما   اسراف می کنیم، در آب، در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در   بنزین، کشوری که تولیدکننده نفت است واردکننده فرآورده نفت -بنزین- است . این تعجب آور نیست؟ هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای   دیگری وارد کنیم برای این که بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان می خواهد ریخت   و پاش کنند. ما ملت به عنوان یک عیب ملی به این نگاه کنیم، اسراف بد   است در رساله «اجوبة الاستفتائات» سؤال 1469 از ایشان پرسیده شده: «گفته می شود که استفاده از نیروی برق برای   روشنایی بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب نمی شود آیا این سخن صحیح است؟ » ایشان جواب داده اند : شکی   نیست که استفاده و مصرف هر چیزی حتی نیروی برق و نور و چراغ بیشتر از   مقدار نیاز اسراف محسوب می شود. آنچه صحیح است سخن منقول از رسول اللّه(ص ) است که می فرماید:«لا اسراف فی خیر». در کار خیر، اسراف وجود ندارد از   مصادیق اسراف که از گرفتاری های اجتماعی و آسیب ها و آفت های خانوادگی   جامعه ما به شمار می رود و نوعی غرب زدگی و چشم و هم چشمی هم چاشنی آن شده   است، موضوع و پدیده «تجمل گرایی» و «تشریفات» و رو آوردن به زندگی های   پرزرق و برق و پرهزینه و خرج های اضافی است. به گونه ای که آن اندازه   گرفتار شده ایم که : جمال زندگی را با تجمل   گرایی سودا کرده ایم و شرافت را قربانی تشریفات نموده ایم و بالاخره آنچه   باید وسیله زندگی باشد را هدف زندگی قرار داده و درباره آن به مسابقه   پرداخته ایم . این اسراف ها و ریخت و پاش های   جدید و مدرنی است که بسیاری از خانواده ها را فرا گرفته و سوگمندانه در   رسانه ها به نمایش گذاشته می شود و فرهنگ رفاه زدگی و تجمل گرایی را عملاً   رواج می دهد . از مقام معظم رهبری در این رابطه   پرسیده شده است که نظر حضرت عالی در مورد ترویج تجمل گرایی که مخصوصا طی   ماه های اخیر توسط برخی رسانه ها دنبال می شود چیست؟ ایشان در جواب مرقوم   داشته اند که : اینجانب از این کسانی که می   کوشند تا در میان مردم ما رسم تجمل گرایی و اسراف و ولخرجی را شایع کنند   شدیدا نگران و متأسفم و از این که مردم فداکار و انقلابی ایران در امور   شخصی به مصرف گرایی سوق داده شوند و قناعت انقلابی را از یاد ببرند به خدا   پناه می برم... برای متمکنین، میانه روی و برای قشرهای متوسط، قناعت در   امور شخصی و برای همه تلاش و کار و تولید و رونق دادن به وضع عمومی فریضه   ای انقلابی و رسمی اسلامی است بار دیگر   سخن آغازین این بخش از نوشتار را که از امام حسن عسگری(ع) نقل کردیم مرور   کنیم که هم رهنمود دادند و هم هشدار، رهنمودشان این بود که «بر شما باد به   میانه روی» (و اقتصاد و اعتدال در زندگی) و هشدارشان این بود که: «پرهیز   کنید از اسراف، زیرا اسراف از کارهای شیطان است حسن   ختام این فصل از این گفتار و نوشتار را با سخنی از امام پرهیزکاران و   امیرمؤمنان علی(ع) زینت می بخشیم که به یکی از کارگزارانش نوشت : « فَدَعِ   الْاِسْرَافَ مُقْتَصِدا وَ اذْکُرْ فِی الْیَوْمِ غَدا وَ اَمْسِکْ مِنَ   الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِیَوْمِ حَاجَتِکَ   اَ تَرْجُو اَنْ یُعْطِیَکَ اللَّهُ اَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ وَ اَنْتَ   عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ وَ تَطْمَعُ وَ اَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی   النَّعِیمِ تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ وَ الْاَرْمَلَةَ اَنْ یُوجِبَ لَکَ   ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ اِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِیٌّ بِمَا   اَسْلَفَ وَ قَادِمٌ عَلَی مَا قَدَّمَ وَ السَّلَامُ؛ اسراف را کنار   بگذار و میانه روی را پیشه کن. از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا   به مقدار ضرورت برای خویش نگاهدار و زیادی را برای روز نیازت از پیش   بفرست. آیا امید داری خداوند ثواب متواضعان را به تو بدهد در حالی که در   پیشگاهش از متکبران باشی!؟ و آیا طمع داری که ثواب انفاق کنندگان را به تو   عنایت کند در صورتی که در زندگی پرنعمت و ناز قرار داری و مستمندان و بیوه   زنان را از آن منع می کنی؟ بدان انسان به آنچه از پیش فرستاده پاداش داده   می شود و به آنچه قبلاً برای خود ذخیره کرده وارد می گردد والسلام

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 2:02 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



مصادیق اسراف

معمولاً   هر کسی واژه «اسراف» را می شنود، موضوع ولخرجی، زیاده روی و تجاوز از حد و   شأن اجتماعی به ذهن او می رسد، لیکن در لابه لای کلمات نورانی پیشوایان   معصوم(ع) اشارات لطیفی به مصداق ها و موارد اسراف شده است که اشاره به آن   در این بخش از نوشتار، خالی از فایده نیست و می تواند هشداری اجتماعی برای   کسانی باشد که از این گونه اسراف ها غافلند یا این گونه امور را در ردیف   معانی و مصادیق اسراف به شمار نمی آورند . دورافکندن هسته خرما و ... بشر   بن مروان گوید خدمت امام صادق(ع) رسیدیم، آن حضرت دستور داد مقداری خرما   آوردند یکی از افراد پس از خوردن خرما هسته های آن را دور می انداخت، حضرت   دستش را گرفت و فرمود : « لَا تَفْعَلْ اِنَّ   هَذَا مِنَ التَّبْذِیرِ وَ اِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ؛ این   کار را نکن، این حیف و میل است و خداوند تباهکاری را دوست ندارد شاید   آن روز این معنا در اندیشه افراد درست جا نمی افتاد. اما امروز بشر با   پیشرفت علوم و زیادی جمعیت جهان، سخت به این موضوع توجه کرده تا آنجا که   می کوشد از همه چیز استفاده بهینه کند و با بازیافت از زباله بهترین کود و   از تفاله ها بهترین وسیله مورد نیاز و حتی از فاضلاب ها به وسیله تصفیه،   آب قابل استفاده را برای کشاورزی به دست آورد . یقینا   از چیزهایی مانند هسته خرما با دستگاه ها و امکانات مدرن امروز می توان   غذا برای دام ها و مرغ ها تهیه کرد که مواد غذایی آن به مراتب از علوفه ها   و دانه های دیگر بیشتر و بهتر است . آن روزی که   امام صادق(ع) نسبت به دور ریختن هسته خرما هشدار داد ابزار و وسیله تبدیل   آن به این گونه استفاده ها نبود اما امام(ع) با آگاهی همه جانبه از مسائل   اجتماعی و انسانی و حتی طبیعی و تجربی این گونه رهنمود را با هشدار به هم   آمیخته است . در همین راستا امام(ع) از دور ریختن آب باقی مانده در ته ظرف نیز نهی کرده و آن را از مصادیق اسراف برشمرده و می فرماید

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/4.JPG

« اَدْنَی   الْاِسْرَافِ هِرَاقَةُ فَضْلِ الْاِنَاءِ وَ ابْتِذَالُ ثَوْبِ   الصَّوْنِ؛ کمترین اندازه اسراف دور ریختن ته مانده ظرف (آب یا غذا) و   تبدیل لباس بیرون به لباس خانه و دم دستی است.»

در   نگاه امام صادق(ع) آن که از ظرف آب یا غذا زاید مقداری می نوشد و می خورد   و باقیمانده آن را دور می ریزد مسرف است. زیرا با آن باقی مانده آب یا غذا   می توان تشنه ای را سیراب و گرسنه ای را سیر کرد یا دست کم درخت و گیاه و   گلی را شاداب کرد و حیوانی را از گرسنگی و تشنگی نجات داد . نگاه   ژرف امام(ع) در رابطه با پوشیدن لباس نیز قابل تأمل و دقت است کسی که بین   لباس کار و لباس میهمانی فرقی نمی گذارد و هر کدام دم دست بود برای کار یا   مثلاً نماز و مجالس می پوشد این هم به گونه ای گرفتار رذیلت اسراف شده است . از   امام کاظم(ع) سؤال شد که آیا داشتن ده پیراهن اسراف است؟ فرمود: «خیر،   بلکه داشتن پیراهن زیاد باعث می شود که پیراهن هایش بیشتر عمر کند. اسراف   آن است که لباس بیرونت را در جای کثیف بپوشی بنابراین بسیاری از چیزهایی که به نظر ما اسراف به شمار نمی رود در نگاه پیشوایان دینی از مصادیق اسراف به حساب آمده است

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/14.JPG

از جمله موارد اسرافی که در روایات دینی به آن اشاره شده می توان موارد ذیل را برشمرد :

هر چه دلت بخواهد خوردن

به بدن ضرر و صدمه وارد کردن

به هنگام وضو آب زیاد مصرف کردن

حلال ها را حرام شمردن و خون ریختن

بیش از شأن و موقعیت اجتماعی مصرف کردن (در پوشیدن و خوردن و خریدن) و به کارهای باطل نازیدن و به کار خیر بی رغبتی نشان دادن

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 2:01 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

هشدارهای اجتماعی اسراف و تبذیر

قَالَ اَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ(ع): «عَلَیْکَ   بِالِاقْتِصَادِ وَ اِیَّاکَ وَ الْاِسْرَافَ فَاِنَّهُ مِنْ فِعْلِ   الشَّیْطَنَةِ؛بر تو باد به میانه روی و پرهیز کن از اسراف زیرا اسراف از   کارهای شیطان است.» یکی دیگر از هشدارهای اجتماعی در فرهنگ دینی موضوع «اسراف» و «تبذیر» و ریخت و پاش ها و ولخرجی های بی حد و حساب است . لغت شناسان در تعریف و ترسیم اسراف گفته اند : « تجاوز   الحد فی کل فعل یفعله الانسان و ان کان ذلک فی الانفاق اشهر و یقال تارة   اعتبارا بالقدر و تاره بالکیفیة؛خارج شدن انسان از حد و مرز در هر کاری که   انجام می دهد را اسراف گویند گر چه این معنی در انفاق مشهورتر است و اسراف   هم گاهی در اندازه و مقدار (یک چیز است) و گاهی در کیفیت و چگونگی آن واژه «اسراف» و «تبذیر» در برابر واژه «اقتصاد» و «اعتدال» قرار دارند و با اندک تفاوتی یک مفهوم و پیام را می رسانند . با   در نظر گرفتن ریشه این دو لغت (اسراف و تبذیر) چنین به نظر می رسد که وقتی   این دو در مقابل هم قرار می گیرند اسراف به معنی خارج شدن از حد اعتدال،   بی آن که چیزی را ظاهرا ضایع کرده باشد، مثل این که، ما لباس گرانقیمتی   بپوشیم که بهایش صد برابر لباس مورد نیاز ما باشد یا غذای خود را آنچنان   گرانقیمت تهیه کنیم که با قیمت آن بتوان عده زیادی را آبرومندانه تغذیه   کرد. در این جا از حد گذرانده ایم ولی ظاهرا چیزی نابود نشده است اما : « تبذیر » و ریخت و پاش، آن است که چنان مصرف کنیم که به اتلاف و تضییع بینجامد مثل   این که برای دو نفر میهمان غذای ده نفر را تهیه کنیم آنگونه که بعضی از   جاهلان چنین می کنند و به آن افتخار می نمایند و باقی مانده را در زباله   دان می ریزند و اتلاف می کنند البته گاهی   هم می شود که در کاربردها، این دو واژه در یک معنی به کار می رود و به   اصطلاح عطف تفسیری می شوند، امام علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید : « اَلَا   وَ اِنَّ اِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ اِسْرَافٌ   وَ هُوَ یَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِی الدُّنْیَا وَ یَضَعُهُ فِی الآخِرَةِ وَ   یُکْرِمُهُ فِی النَّاسِ وَ   یُهِینُهُ عِنْدَ   اللَّهِ؛ آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن تبذیر و اسراف   است. ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلندمرتبه کند اما مسلما در آخرت   پست و حقیر خواهد کرد. در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در   پیشگاه خدا موجب سقوط مقام انسان خواهد شد

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/12.JPG

از حدیث آغاز نوشتار و این حدیث شریف معلوم شد که :

1 ـ میانه روی و اقتصاد و اعتدال یک فضیلت انسانی و رفتار سالم اجتماعی است .

2 ـ اسراف و تبذیر خارج شدن از حد و مرز فضیلت است و به عنوان رذیلت شناخته می شود .

3 ـ   اهمیت پرهیز از اسراف به اندازه ای است که امام معصوم(ع) با به کارگیری   واژه «ایاک» و نیز کلمه «الا» هشدار می دهد و مردم را به آگاهی و بیداری   فرا می خواند . از آیات و روایات کاملاً این   معنا به دست می آید که افراط و تفریط و خروج از خط اعتدال در هر کاری   مذموم و ناپسند است. زیست شایسته در سایه معتدلانه حرکت کردن و مقتصد بودن   امکان پذیر است. بی تردید نعمت ها و مواهب موجود در کره زمین از سوی خدای   رب العالمین به گونه ای تنظیم و تقدیر شده است که برای ساکنان زمین کافی   است و همه می توانند در سایه بهره گیری درست از آن مواهب استفاده بهینه   ببرند، لیکن خرج های بیهوده و مصرف کردن های بی اندازه این نعمت را هدر می   دهد و چه بسا اسراف و تبذیر در گوشه ای از جهان و منطقه ای از زمین دلیل   محرومیت انسان های دیگری در منطقه ای از جهان گردد. و نیز بدمصرف کردن و   بی رویه بهره برداری کردن از منابع طبیعی و نعمت های خدادادی نسل های   آینده را دچار محرومیت و تهدید قرار می دهد . به همین جهت قرآن کریم با عبارت های گوناگون، مسلمانان را از این بلای خانمانسوز و جهانسوز پرهیز داده و فرموده است : « کُلُوا   وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ و (از   نعمت های الهی) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را   دوست نمی دارد قرآن مسرفان را چهره های   منفور پیش خداوند معرفی کرده زیرا آنان با این رفتار غیرانسانی و   غیراسلامی از حد و حدودی که خداوند تعیین کرده و انبیای او اعلام کردند پا   را فراتر نهاده و رهنمودهای حکیمانه و واقع بینانه را نادیده گرفته اند

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/16.JPG

روشن   است آن که قانون شکنی می کند و حرکت قوانین انسان ساز و جامعه ساز را   رعایت نمی کند پیش قانونگذار عالم و عادل چهره ناپسند و مبغوضی خواهد داشت . باز در قرآن مجید می خوانیم : « اِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْاَرْضِ وَ اِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِین؛فرعون، برتری جویی در زمین داشت و از اسرافکاران بود اسراف کاری را روش فرعون می شمارد و اسراف را یک برنامه فرعونی قلمداد می کند . و در جای دیگر اسراف کاران و مبذّران را برادران شیطان می نامد :

« وَ   آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا   تُبَذِّرْ تَبْذیرا؛ اِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا اِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ   کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُورا؛ و حق نزدیکان را بپرداز (و همچنین   حق) مستمند وامانده در راه را و هرگز اسراف و تبذیر مکن چرا که   تبذیرکنندگان برادران شیاطنند. و شیطان در برابر پروردگارش بسیار ناسپاس   بود گر چه اسراف به معنای گسترده هرگونه   تجاوز از حد در هر کاری است که انسان انجام می دهد اما بیشتر در مورد   هزینه ها و خرج های مالی گفته می شود و حتی انفاق و کارهای خوب را نیز   شامل می شود. قرآن در سوره فرقان اسراف را در برابر سخت گیری و بخل و   فشرده دستی قرار داده و می فرماید : « وَ   الَّذِینَ اِذا اَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ   بَیْنَ ذلِکَ قَواما؛(بندگان شایسته خداوند) کسانی هستند که به هنگام   انفاق نه اسراف می کنند و نه سخت گیری و بخل می ورزند بلکه میان این دو حد   اعتدال و میانه را می گیرند

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 2:00 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET