جلوه معشوق


گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت

خطر

توی اتوبوس، روی صندلی شاگرد، بغل دست راننده نشسته بودم. مشتی بود و دنیا دیده و بر خلاف قوم بنی هندل ، آگاه بود و به روز. از هر دری و هر جایی حرف زدیم. یک حرفی زد که شد دستمایه این نوشته. حرف از وانفسای مواد خوراکی بود و کیفیت بد و فریب مشتری و دروغهایی که با این مواد غذایی به خورد مردم می دهند. مثلا روی آب میوه ها نوشته 100 درصد طبیعی . راننده می گفت فقط یک جا حرف درست و راست نوشته روی این بسته بندی ها. گفتم کجا ؟ گفت روی پاکت سیگار. الحق که درست می گفت. سیگار ضررهای فراوانی دارد. خب حالا آیا مردم به این حرف راست گوش می دهند ؟ سراغ دخانیات نمی روند؟ متاسفانه امار استعمال دخانیات بالا است. پس حرف راست را مردم گوش نمی دهند . از طرف دیگر امار استفاده از ابمیوه های بسته بندی شده تقلبی هم خیلی بالاست. در حالی که روی انها به دروغ نوشته شده 100 طبیعی. واقعا علت بی اعتنایی مردم به ان سخن راست و استقبال مردم از این سخن دروغ چیست ؟

مشکل اینجاست ؛

ما دروغی که دوست داریم را بر راستی که دوست نداریم ترجیح می دهیم. ما خطرناک هستیم. از کجا معلوم دروغ های دیگری را فقط به خاطر اینکه دوستشان داریم بپذیریم و راست های دیگری را صرفا به این خاطر که نمی پسندیمشان نپذیریم. آگاه باشیم ؛ اخلاق در خطر است .


+  نوشته شده در   پنج شنبه 21 خرداد 1394 ساعت  8:53 AM  توسط  محمدرضا گرجی  نظرات 0