منبع:ایران نانو
|
همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی مقالات همت مضاعف كار مضاعف چکیده
امروزه تلاش روزافزون سازمانهای پیشرو در دنیای رقابت و کسب و کار این است که یک استراتژی مشخص جهت مدیریت دانش و جذب تجربه های سرمایه انسانی داشته باشند که این خود باعث پدید آمدن مشاغل جدید برای سازمان در این راستا شده است. از این رو این مقاله به طور خلاصه می کوشد ضمن تبیین گامهای استراتژی مدیریت دانش،به معرفی یکی از مشاغل مهم و کلیدی دراین فرایند تحت عنوان کتابداران ویژه بپردازد.این افراد به عنوان واسطه هایی بین افراد سازمان به عنوان منابع دانشی درونی و منابع دانشی و اطلاعاتی خارج از سازمان هستند که ضمن ارضای نیازهای اطلاعاتی و دانشی کارکنان سازمان از بیرون سازمان به مستند سازی و جمعآوری دانش موجود، تحت نظارت مدیران دانشی در سازمانهای پیشرو در جهان کسب وکار مشغول به فعالیت هستند.
مقدمه
سازمانهای دانشی ومدیریت دانش
در ارتباط با اجرای این فرایند یکی از مشکلات و موانع عمده، حجم عظیم اطلاعات متنوع و پراکنده و غیر قابل دسترس است. هر چند تقریبا همه سازمانهای پیشرو تکنولوژی اطلاعات را برای نظم،ذخیره و رمزگذاری اطلاعات و یا دانش مورد نظر خود به کار می برند و گاهی اوقات برای دسترسی اعضا در بیشتر موارد دانش سازمان را در مخازن و کتابخانه های آن قرار می دهند و با استفاده از بانک های اطلاعاتی به عنوان ابزاری برای دسترسی سریع به اطلاعات به توسعه دانش ومدیریت دانش می پردازند. با این حال امکان رمزگذاری دانش مکتوم و پیچیده که صاحبانش آن را به مرور زمان کسب کرده اند، در قالب اسناد و یا صفحات رایانه ای وجود ندارد. به همین علت است که فرایند مدیریت دانش سازمانی علاوه بر موارد فوق، استفاده از ابزارهایی چون نقشه کشی و مدل سازی دانش سازمان به شناسایی فرد صاحب دانش وهدایت جوینده دانش به سوی وی و تشویق آنان به مبادله دانش را دربرمی گیرد. در همین راستا سازمان نیازمند متخصصانی است که فرایند تشخیص نیازهای اطلاعاتی، گرد آوری ، طبقه بندی و دسترسی سریع به دانش سازمانی را برای کارکنان انجام دهند و به عبارت دیگر دانش سازمانی را جمع آوری و مدیریت کنند.
مجریان دانش
کتابداران سرویس های اطلاعاتی، به صورت دائم درتلاشند که اطلاعات را جمع آوری و بر روی سایت های اینترنتی رسمی بگذارند. آنها سئوالات را از طریق تلفن دریافت می کنند و سپس به سرعت،جستجوی اطلاعات را انجام می دهند و کارکنان را به کسانی که می توانند کمکشان کنند یا به سوالاتشان جواب دهند،معرفی می کنند و در همان حال آرشیوهای عکس و دیگر مدارک را هم توسعه و مدیریت می کنند. برای توسعه این تیم،افراد حرفه ای تیم اطلاعات، نرم افزارهایی را به وجود آورده اند که پروفایلی برای هرکارمند ایجاد و نیازهای اطلاعاتی او را شناسائی و ثبت میکند تا در آینده حتی بتوانند نیازهای بعدی وی را پیش بینی وقبل از درخواست وی آنها را برآورده کنند.
نتیجه گیری
منابع
_ منیژه اکبری و مجتبی طهماسبی آشتیانی: دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت دولتی پردیس قم
منبع:مجله تدبیر-شماره
۱۸۳
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی کارآفرینی یک هنر موروثی نیست ،یک اندیشه قابل پرورش و کوشش اصولی است .به نظر پیتر دراکر اساسی ترین کارآفرینی ، نوآوری است .و نوآوری بیشتر از آنکه یک هوش سرشار و نبوغ شخصیتی باشد ،یک شیوه عمل است که لازمه اش دانش ،توانایی،دقت و کار هدف دار است .نوآوری می تواند به عنوان یک رشته علمی ،در فرصت های نوآور ی تجربه شود .این فرصت ها قابل دسته بندی بوده ،مدیران با جستجوی هوشمندانه در آنها می توانند تغییرات هدفدار در توانایی های اقتصادی و اجتماعی سازمان بوجود آورند .مقاله درکر نگرشی نو ،در باب نوآوری است که می تواند به عنوان راهنمای عملی مدیران در عرصه های مختلف کارآفرینی تجربه شود.
این روزها مباحث فراوانی پیرامون ویژگیهای شخصیت کارآفرین مطرح است ،لیکن تنها تعداد کمی از کارآفرینانی که من طی سه سال گذشته با آنها برخورد کرده ام ،از چنین ویژگیهایی برخوردار بوده اند.من پی برده ام که بسیاری از افراد (فروشندگان ،جراحان ،روزنامه نگاران ،پژوهشگران و حت ی موسیقیدانان)،حداقل در مواردی کارآفرین هستند.در مجموع استنباط من از کارآفرینان موفق این است که کارآفرینی نوع خاصی از شخصیت نبوده،بلکه ناشی از منظم بودن نوآوری است .
منبع:
www.itmportal.com
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف همت مضاعف كار مضاعف در پیشرفت سیدنبی اله حسینی مدرس کارآفرینی دانشگاه اگرچه ازدیربازودرگذشته های بسیاردوروجودکارآفرینان بعنوان "عاملان تغییر"برای جوامع انسانی تحول آفرین ومحسوس بوداماامروزه به لحاظ تعدادبیشماری ازالزامات وایجادشرایط منحصربفرد وویژه ای توجه به این مقوله ازاهمیت دوچندانی بالاخص درتسهیل فرایندتوسعه ی اقتصادی واجتماعی برخوردارگردیده است به گونه ای که میتوان ازآن بعنوان یک رویکرداستراتژیک ومزیت آفرین وعامل چابکی درنظام های اقتصادی واجتماعی سال های آغازین هزاره ی جدید نام برد. باتوجه به ویژگی ها ومختصات بارز این عصر که عصرتلاقی انقلابات عظیم فناورانه همچون ظهور وهمه گیرشدن تکنولوژیهای اطلاعاتی،نانوتکنولوژی وتکنولوژی زیستی نام گرفته و بادیگرمظاهرانقلاب دیجیتالی والکترونیکی که بسیاری ازنظامات اجتماعی بالاخص ماهیت کسب وکارهاوبرخی دیگرازتعاملات اجتماعی ،اقتصادی وفرهنگی جوامع رادستخوش تغییرات بنیادین قرارداده وبسیاری ازشالوده های استواردیرین رانیزمتزلزل نموده است وباعنایت به تغییرات شتابناکی که درعرصه های متعددزندگی انسانی درشرف روی دادن است وجامعه گسترده ی جهانی راباچالش های جدی رویارونموده است،چالش هایی همچون رویارویی باپدیده ی عظیم جهانی شدن باهمه پیامدها وابعادآن مانندروی کارآمدن سازمانها ومجامع قدرتمند جهانی،اتحادیه ها وپیمان های گسترده فرا منطقه ای،شرکت های غول پیکر فراملیتی ویکپارچگی بازارها،تغییر فرهنگ وهویت ملی کشورهاوحاکمیت فرهنگ وهویت دیجیتالی،حاکمیت نظم سایبرنتیکی،تحقق "دهکده ی جهانی"وظهور"من جهانی" و"امتزاج وهیبریدیتی نژادی"درعرصه های اجتماعی،همچنین تغییرگسترده ی پاره ای از مفاهیم وکارکردها وایجادپارادایم های نوین بخصوص درعرصه های اجتماعی-اقتصادی ....همه وهمه حکایت ازلزوم توجه به تابیر راهکارهای نوینی جهت سازگاری وبرون رفت وگذار ازتلاطمات وامواج خروشان تحولات گسترده وپیامدهای آن ونیز هموارساختن مسیرروبه تعالی وعبورظفرمندانه کاروان ترقی واعتلای جامعه به سرمنزل مقصد توسعه ورشد وشکوفایی دارد. کارآفرینی بعنوان یکی ازاستراتژی های اثربخش درمحیط عصرحاضر،الگویی کارامدجهت حصول به اهداف توسعه اقتصادی-اجتماعی قلمداد می گردد.امروزه از آن بعنوان موتورمحرکه ی توسعه ونیز عامل ایجادمزیت رقابتی درجهت رشد وبقای جوامع نام برده می شود به گونه ای که آن بعنوان یکی ازشاخص های مهم حتی دربین ممالک پیشرفته وتوسعه یافته موردنظر وامعان اندیشمندان واقع گردیدو همه ی این مزایا ودستاوردهای درخشان متکی به وجودویژگی های متعالی درانسان های توانمند،متعهد،خودباور ومسئولیت پذیر بنام کارآفرین که واجد مختصات گرانسنگی همچون: پیشگامی،نوآوری وخلاقیت،آینده نگری،تعهد،اعتمادبه نفس بالا،استقلال طلبی وتعالی جویی میباشند. آنان انسان های پاک نهادی هستند که بعنوان سرمایه های عظیم انسانی منشا وموجدتاثیرات حیاتی درروند پیشرفت جامعه وکشور می باشند.انسان کارآفرین عموداستواربنیان سترگ توسعه است که دارای امتیازات وشایستگی های والایی می باشدو باکمک آن توان زایدالوصفی درپاسخگویی به نیازهای جدید وروبه تزایدجامعه ازطریق ایجاد وشناسایی فرصت های مغتنم محیطی ونیزمهار وکنترل تهدیدهای ناخواسته ی موجود وتقلیل آثارمخرب وکاهنده ی آن دارد.اوهمچنین ازطریق درک بالای شرایط والزامات محیطی وازراه بکارگیری مهارت های متعدد وویژگی های برجسته ی کارآفرینانه وترکیب وانسجام آنها باعوامل ویافته های ارزشمندمحیطی توان خلق وایجادآثار وفواید ومزایای منحصربفردی راپیدا می کندکه منجربه رفاه وآسایش وسعادت وآرامش همه ی آحادجامعه میگردد.اوفردی است که به تعبیرشیوای"جفر ی تیمونز"از هیچ همه چیز خلق میکندودرسرشور وشوق خلقت را می پروراند.کارآفرینان را می توان عاملان قدرتمند تغییر نامید که تسریع بخش وتسهیل گر دگرگونی ها وتحولات بنیادین در جوامع می باشند. آنان ارتقا دهنده منابع ازسطحی به سطح دیگر می باشندتاارزش افزوده ی بیشتری رااستیصال نمایند وتحرک بخش عوامل اقتصادی محسوب می گردند.آنها همچنین به ارتقای بهره وری به عنوان اکسیرحیات بخش کشورهاپرداخته وازراه اشتغال کارآمد ومولد همه ی عوامل به رشد وتوسعه ی بسیاری ازشاخص ها کمک نموده وبه بسیاری از ناهنجاری ها،اضطرابات وناامنی های اجتماعی خاتمه می بخشند.کارآفرینان سرمایه های عظیم وبی بدیل انسانی برای جوامع تلقی می گردند که بااتکا به تلاش ها وتوانمندی های بالای آنان کاستی ها وناملایمات اقتصادی –اجتماعی از آن جوامع رخت برمی بندند.ُ باشناسایی ودرک این ویژگی ها واوصاف متعالی درکارآفرینان وبکارگیری آنها بواسطه آنان ،امروزه ازکارآفرینی به عنوان یکی ازکارآمدترین عوامل مزیت آفرین نام برده شده وتوصیه میگردد که لازم است تاآن بعنوان یک راهبردحیاتی موردتوجه وعنایت ویژه ملت ها ودولت ها واقع گرددودرراه اعتلای فرهنگ غنی کارآفرینی وباهدف بهره مندی ازتمام ظرفیت ها وتوانمندی های بالفعل وبالقوه کارآفرینانه فارغ ازهرگونه تعلقات وگرایشات وبدوراز هرگونه قشری نگری وجزیره ای عمل نمودن،همه ی نهادها،دستگاه ها ،موسسات ودست اندرکاران بطورمنسجم ومنطبق باآمیزه های برآمده ازرویکرد سیستمیک باتمام توان وپتانسیل های موجود درجهت آموزش ،ترویج وتوسعه واقعی آن درسطح همه ی لایه ها واقشار اجتماع همت گمارند. این مهم بالاخص درجامعه ی ایرانی که ازجهت اشتغال وبهره وری ومهارت یافتگی نیروهای آماده برای کاردارای کاستی های زیادی میباشد وازتبعات نامطلوب آن نظیرناامنی های اجتماعی واضطراب ها وناملایمات رنج می برد بسیارحایز اهمیت خواهد بود ولذا توصیه میشود بعنوان راه برون رفت ازوضعیت بوجود آمده بویژه آسیب های اجتماعی وچالش هایی که ازآن ناحیه کشور رامتاثرساخته است ازاشاعه وترویج کارآفرینی وبکارگیری کارآفرینان به طرز چشمگیرحمایت گرددکه دراین رهگذر همه ی نهادهای اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی-آموزشی وایدئولوژیکی مسئولیت دارند تابه حمایت همه جانبه ودلسوزانه ازاین قشرمتعهد،تلاشگر،مجاهد وخستگی ناپذیربرآمده وعرصه راجهت حضورومشارکت فعالانه وپرثمرآنان آماده ساخته تاکارآفرینان بدورازهرگونه دغدغه ومشکلی وباتمام توان وقواازراه نوآوری وخلاقیت وباورود به عرصه های جدید کسب وکاررونق وتوسعه رابه جامعه ارزانی داشته ودرراه شکوفایی وپویایی وتعادل اقتصادی ونیز تامین امنیت اجتماعی ، کشوروملت رابه سوی آینده درخشان ومتعالی رهنمون سازند.آینده ای که برازنده ی شان وعظمت دیرین ملت بزرگ وتاریخ ساز ایران باشد.کشوری که مهد انسان های فرهیخته ومتعهد است وبه جرات می توان ادعا نموداگرسیاست های حمایت،هدایت وترویج کارآفرینی راباجدیت وبه گونه ی اصولی ومستمر بکارگرفت یکایک شیرمردان وشیرزنان این مرز پرگهرمصادیق واقعی وحقیقی کارآفرینی اطلاق خواهندگشت وهرکدام پشتوانه وسرمایه ی عظیم وبی بدیلی درراه کسب جایگاه واقعی جهانی برای این کشورخواهندگردید.چه اینکه این مدعا به کرات ازسوی ایرانی متعهد وفرهیخته به اثبات رسید ودراین موردتاریخ انگشت تحیرگزیده است. بدیهی است دراین راستا مسئولیت ونقش بی بدیل نهادهای علمی،آموزشی،پرورشی نظیرنظام آموزش وپرورش عمومی،دانشگاهها ومراکزآموزش عالی،حوزه های علوم دینی،رهبران دینی وفرهنگی،نخبگان ودانشمندان وفرهیختگان وتریبون های عمومی مانندمساجد،پایگاههای نمازجمعه،صداوسیما وارباب جراید ورسانه ها بیش ازدیگرآحادجامعه بسیارحیاتی وکارامد خواهدبود. اینک که به این حقیقت واقف گردیدیم که اعتلا وشکوفایی وعظمت وتضمین آینده ملت وکشوردرگرو اشاعه وترویج کارآفرینی بعنوان استراتژی مهم توسعه می باشدبرهمگان فرض است تادرایجاد وبسط وگسترش "نهضت ملی کارآفرینی "که خوددرراستای "نهضت عظیم علمی "درکشوراست ازهمه توان وظرفیت ها ومساعدتها استفاده نموده وبعنوان یک باورملی وعزم استوارعمومی آن را درکشورنهادینه نموده تامنجر به غروروافتخارملی گردد.بنابراین پیشنهاد می گرددکه به منظوربهینه نمودن تلاشها وباهدف تحقق همه ی آرمانهای کارآفرینانه لازم است ضمن عنایت ویژه به مقوله کارآفرینی بعنوان یک میثاق ملی درراه توسعه،شکوفایی ورشد واعتلای کشور" کمیته ملی کارآفرینی" کشور متشکل ازدلسوزان عرصه ی سیاست ،فرهیختگان وفرزانگان حوزه ودانشگاه ،نخبگان ملی دربسترمتعالی تعلیم وتربیت تشکیل گردیده تامسولیت ساماندهی وانسجام همه ی تلاش ها وکوششها ی لازم درراه نهادینه سازی فرهنگ متعالی کار وکارآفرینی راعهده دارگردیده ونقش هماهنگ کننده وراهبردی رادرجهت تجمیع فعالیت ها وفراهم کردن بسترهای لازم ونیز احتراز ودوری ازهرگونه موازی کاری ها بعهده گیرد. دراین صورت میتوان امیدوار شدکه این الگوی کارآمدبصورت خودجوش توسط آحادملت پذیرفته شده ونهضت عظیم تلاش ومجاهدت درراه شکوفایی واعتلای اقتصادی- اجتماعی تارفع کلیه کاستی ها وبه بارنشستن کلیه تدابیر وتمهیدات کارآفرینانه فراگیرخواهدگردید وجامعه رادرحصول به همه ی ارزش های کارآفرینانه درراه زدودن لکه های فقر وتوسعه نیافتگی ونیز خشکاندن ریشه های ناامنی واضطراب های اجتماعی یاری می نماید. وبرآحادملت نیز فرض است تا کارآفرینان رابه سان دلیرمردان عرصه های تلاش ومجاهدت وسربازان فداکار وحماسه آفرین جبهه های سرافرازی پاس بدارند ویار ویاور آنان ودوشادوش آنها ازبذل عنایت ومهربانی ومهرورزی نسبت به آنان دریغ نورزند. درخاتمه این نوشتاردگرباره به جهت نقش ورسالت عظیم نهادهای علمی ،مجامع دانشگاهی ،نخبگان واساتید ومعلمان ومربیان معظم ونیزاصحاب قلم ورسانه ها درراه اعتلای فرهنگ کارآفرینی ونیزبارز نمودن نقش کارآفرینان بعنوان عاملان واقعی تحول وشکوفایی جامعه تاکید می گرددکه بعنوان یک الزام وضرورت انکارناپذیرهمه این عزیزان که درمراحل مختلف وبمراتب دلسوزی وتعهد خودرانسبت به پیشرفت وسعادت ملت ابرازداشته اندوهمواره دغدغه ونگرانی اعتلای ملی رااعلام نموده اندبایدبعنوان پیش قراولان وپیشگامان این نهضت عظیم درخط مقدم طلایه داران راستین وحامیان حقیقی این حرکت تعالی آفرین گردند
منبع: روزنامه تفاهم
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف افزایش بی رویه جمعیت در قرن19و20 و عدم ساماندهی مناسب آنها موج فزاینده بیکاری را در سرتاسر جهان به همراه داشت و تقریبا در اکثر جوامع بیکاری به عنوان یکی از اصلی ترین بحران ها نمود پیداکرد. دراین زمان اما روش های مقابله با بیکاری و مدیریت این بحران متفاوت بود، ولی در یک موضوع و آن توسعه کار آفرینی به عنوان موتور رشد و توسعه اتفاق نظر وجود داشت. از این رو دانشگاههای بزرگ جهان، آموزش و توسعه تفکر کار آفرینی را در دستور کار خود قراردادند، بهترین دلیل بر این امر خلاصه اعلامیه جهانی پیرامون دانشگاهی" است که در پایان "کنفرانس جهانی آموزش عالی در قرن 21: دورنما و اقدام" در اکتبر 1998 زیر نظر یونسکو در پاریس صادر شد که توسعه مهارتها و ابتکارهای کار آفرینی باید در زمره دلنگرانیهای عمده آموزش دانشگاهی باشد. علاوه بر آن، در کشورهای در حال توسعه نیز سازمانهایی برای ترویج کار آفرینی ایجاد شد و به طور رسمی با ورود به قرن 21 کارآفرینی به عنوان یک ضرورت در تمام جهان شناخته شد . براین اساس و باتوجه به پدیده جهانی شدن که روز به روز در حال گسترش است کارآفرینی از نقطه ای به نقطه دیگر منتقل شد و تقریبا به عنوان یک فرهنگ جهانی خودنمایی کرد. در این فرهنگ، کارآفرینی به عنوان یک مفهوم کلی، اما دارای تعاریف گوناگونی است که در ذیل تعاریف برخی از اقتصاد دانان و کارشناسان کارآفرینی را از این مفهوم مرور میکنیم . استیونسون و همکارانش معتقدند که کارآفرینی عبارت از فرایندی است که فرصت ها بوسیله افراد(یا برای خودشان یا برای سازمانهایی که در آن کار می کنند ) ، بدون توجه، به منابعی که در کنترل آنهاست، تعقیب می شود . گراس و همکارانش در اواخر 1920 میلادی مطالعه کارآفرینی در رشتههای حرفهای را در دانشگاه هاروارد برای برقراری ارتباط مدیریت اجرائی کسب و کار، با مدیریت شرکت و محیط اقتصادی و اجتماعی که شرکت ها فعالیت می کردند، انجام دادند و برای این منظور از روش (( مورد کاوی )) استفاده می نمودند. امروزه بیشتر مطالعات کارآفرینان هنوز مبتنی بر مورد کاوی است. این موضوع منجر به انتقاداتی از تاریخ تحقیق کارآفرینانه گردید، به گونه ای که تاریخ نویسان، مسیر ترقی غول های صنعتی را به جای شکل گیری شرکتهای جدید مورد مطالعه قرار داده اند . ژان باتیست سی، اولین کسی بود که بر نقش حیاتی کارآفرینان در جابجایی منابع اقتصادی بر اساس اصول بهره وری تاکید نمود. وی حدود سال1800 میلادی، کارآفرینی را مختص فردی می دانست که منابع اقتصادی را از یک حوزه دارای بهره وری و سود پایین تر به حوزه دارای بهره وری و سود بالاتر منتقل می نمود . شومپیتر تنها اقتصاددان برجسته ای بود که با تمرکز تحلیل اقتصادی بر پویایی های حیات اقتصادی و پویایی های عدم توازن که با توازنی ایستا در تضاد بود، از اصول اقتصادی نئوکلاسیک خارج شد. او کارآفرینی را نقطه ثقل تئوریش در مورد توسعه اقتصادی و ساز و کار تغییر اقتصادی می دانست. وی کارآفرینی را به عنوان نیروی بر هم زننده اقتصاد بکار برد و آنرا تحت عنوان((تخریب خلاق)) نامگذاری کرد. کارآفرینی شومپیتر برخلاف کارآفرینی تکراری یا تقلیدی دارای سه ویژگی است، الف: کارآفرینی از قبل قابل ذکر است، ب: کارآفرینی رویدادها و نتایج بلند مدت را شکل میدهد، ج: کثرت و تکرار رویدادهای کارآفرینانه به کیفیت نسبی نیروها، تصمیم فرد، اقدامات و الگوهای رفتاری مرتبط است. کار شومپیتر در مورد توسعه اقتصادی و کارآفرینی تاثیر بسزایی بر آثار بعدی در مورد کارآفرینی داشته است. البته شومپیتر (همانند ژان باتیست سی ) مفهوم کارآفرینی را فعالیت های کارآفرینی مرتبط می سازد که این امر به ترکیبات جدیدی در تولید می انجامد و به همین دلیل برخی از اقتصاددان نگرشی گسترده تر در قبال کارآفرینی دارند . شولتز کارآفرینی را توانایی مقابله با عدم توازن میداند و نه توانایی پرداختن به ابهامات . مایسنر معتقد است، ریسک پذیری، نقطه ثقل مفهوم کارآفرینی است . لینک و هربرت در تلاش برای ارایه یک تعریف ترکیبی از کارآفرینی هستند که موضوعات مهم تاریخی پیرامون کارآفرینی، همچون ریسک، ابهام، نوآوری، درک و تغییر را یکپارچه می سازد. آنان کارآفرین را به عنوان فردی تعریف می کنند متخصص پذیرفتن مسئولیت اتخاذ تصمیمات قانونی است که بر محل، نوع و استفاده از کالاها، منابع یا نهادها تاثیر میگذارد . دراکر، کارآفرینی را منظری برای تغییری می داند که همیشه در جستجوی تغییر است، نسبت به آن از خود واکنش نشان می دهد و آن را یک فرصت و شانس می داند. اول اینکه: او در درجه اول مدیریت کارآفرینی را پاسخی به نوآوری، و تمایل به تغییر را یک فرصت می داند، نه یک تهدید، و برای ایجاد یک فضای کارآفرینانه ، سیاست ها و روش هایی را پیشنهاد می کند. دوم اینکه معتقد است معیارهای سیستماتیک برای ارزیابی عملکرد یک شرکت به عنوان یک کارآفرین یا نوآور حیاتی بوده و هدف از آن توسعه عملکرد است و سوم آنکه، ساختار سازمانی را مناسبترین فضا برای ایجاد فضای کار آفرینی می داند . وسپر کارآفرینی را فرایندی می داند که برای شرکت های معتبر، چه کوچک باشند و چه بزرگ، رقبای جدید و مستقلی را معرفی می کند. او کارآفرینان را افرادی می داند که رقابت را افزایش می دهند؛ شرکت های موجود را به چالش می کشانند؛ به دنبال فرصت های مناسب هستند تا در محیط بازار نیازهای برآورده نشده را برآورده کنند؛ فناوری ها را منتقل نمایند؛ عقاید جدیدی را خلق کرده و آنها را اجرا کنند؛ سرمایه گذاری را ترغیب می نمایند؛ و همراه با آن به دنبال مشاغل جدید هستند . تیمونز، کارآفرینی را توانایی خلق و ساخت چیزی ارزشمند از هیچ چیز می داند. این مفهوم یعنی شروع، انجام، دستیابی و ایجاد یک شرکت یا سازمان . پینکات، نقش کارآفرین را خلق نوآوری، و نوآوری، را یک نوع نابودی خلاقانه می داند. نقش او در موضوع کارآفرینی آن است که او با کمک واژه کار آفرین، نقش کارآفرینی یک سازمان را از سازمان های بیرون جدا می کند . هوارد استیونسون که یک نظریه پرداز برجسته کار آفرینی در دانشکده بازرگانی هاروارد است، عنصر ابتکار و تدبیر (چاره اندیشی) را به تحقیق خود اضافه کرده و مدیریت کارآفرینی را از روش های رایج مدیریت «اجرایی» مجزا می کند. او پس از شناخت ابعاد مختلف، نقطه ثقل مدیریت کارآفرینی را «پیگیری فرصت ها بدون توجه به منابعی که در حال حاضر تحت اختیار و کنترل هستند» می داند. از نظر او کارآفرینان نه تنها فرصت هایی را می بینند که از خاطر مدیران اجرایی رفته اند، بلکه اجازه نمی دهند، منابع اولیه شان، حق انتخابشان را محدود نمایند. کارآفرینان منابع دیگران را برای تحقق اهداف کارآفرینی خود بسیج می کنند . به طور کلی، استیونسون، کارآفرینی را فرآیند خلق ارزش، همراه با منابعی منحصر به فرد جهت بهره برداری از یک فرصت می داند . دیوید مک کللند در سال 1976 میلادی انگیزه موفقیت را مورد مطالعه قرار داد، و جولیان راتر در سال 1986 میلادی در زمینه کنترل درونی و بیرونی مطالعه نمود. گرایش به ریسک یک ویژگی رفتاری است که بوسیله نایت در سال 1921 میلادی ارائه شده است. تصور خود احترامی (عزت نفس) به وسیله کارسرود، اولم وادی در سال 1986 میلادی مورد تأکید و در سطح وسیعی مورد آزمون قرار گرفته است . وارتمن در سال 1987 میلادی با توجه به وجود تفاوت های اساسی بین کارآفرینان و غیر کارآفرینان نتیجه میگیرد که ویژگیهای روانی خاصی از کارآفرینان موفق که مجاب کننده باشد، بدست نیامده است. کوشش ها برای شناسایی سایر ویژگی های رفتاری کارآفرینان موفق نیز همچنان ناموفق بوده است . پارستون، فرایند کارآفرینی را به عنوان رفتار مدیریتی که دائماً از فرصت ها برای دستیابی به نتایج مافوق ظرفیت های افراد بهره برداری می کند. تعریف می نماید . تامپسون بر اساس ترکیب یافتههای تحقیقات کلیدی، ده نکته اساسی راجع به کارآفرینی را بیان میکند : - ۱ کارآفرینان افرادی هستند که خود را از دیگران متمایز میسازند . - ۲ کارآفرینی موضع یابی و بهره برداری از فرصتهاست . - ۳ کارآفرینان منابع مورد نیاز برای بهره برداری از فرصتها را مییابند . - ۴ کارآفرینان ارزش افزوده ایجاد میکنند . ۵- کارآفرینان شبکه سازان اجتماعی و مالی خوبی هستند . - ۶ کارآفرینان دانش عملی هستند . - ۷ کارآفرینان سرمایه مالی، اجتماعی و هنری خلق می کنند . -8 کارآفرینان مدیریت ریسک دارند . - ۹ کارآفرینان در مواجهه با ناملایمات دارای قاطعیت و اراده هستند . ۱۰- کارآفرینی، خلاقیت و نوآوری را شامل می شود . نتیجه : بر اساس تعاریف گوناگون که از کارآفرینی ارایه شد، اکثر نظریه پردازان و کارشناسان مسائل اقتصادی و اشتغالی بر ضرورت توسعه کارآفرینی تأکید ویژه دارند ودر عصر جهانی شدن نقش آنرا در تحول اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... کشورها بسیار حائز اهمیت میدانند. آنان کارآفرین را به عنوان فردی تعریف می کنند متخصص پذیرفتن مسئولیت اتخاذ تصمیمات قانونی است که بر محل، نوع و استفاده از کالاها، منابع یا نهادها تاثیر میگذارد وکارآفرینی را فرآیند خلق ارزش، همراه با منابعی منحصر به فرد جهت بهره برداری از یک فرصت می دانند .
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
چکیده
از مهمترین اقدامات برای توسعه کارآفرینی در کشور، تشکیل شورای مرکزی کارآفرینی در سطح هیئت دولت است و با توجه به ماهیت فرهنگی، پژوهشی و آموزشی این امر، وزارت علوم و تحقیقات و فناوری به عنوان متولی مدیریت و سازماندهی کارآفرینی به عنوان رئیس این شورا تعیین شده است . در این راستا فعالیتهای مختلفی در جهت توسعه کارآفرینی در وزارتخانههای مختلف (وزارت کار و اموراجتماعی و یا وزارت تعاون ) آغاز و معاونتها و یا دفاتر کارآفرینی در وزارتخانه ها ی مختلف تشکیل شده است .
منبع:روزنامه تفاهم
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف همت مضاعف در علم و تحقيق نویسنده:سیدنبی اله حسینی مدرس کارآفرینی دانشگاه اگرتوسعه راعامل دوام وبقا وتعالی ملتها قلمداد نموده وآن راشرط حضورغرورآفرین درعرصه معادلات جهانی تلقی کنیم وتوسعه یافتگی کشورها وملت هاراشاخص شکوفایی،پویایی،قابلیت،شایستگی،مدنیت ومدرنیته بدانیم،شایسته است تاحرکت درمسیر توسعه وتلاش درراستای دستیابی به آن را یکی ازالزامات اساسی حضوردرجوامع عصر حاضر ونیز میزان ومعیارآگاهی وآرمانخواهی وتعالی جویی ملت هابیان نماییم.بگونه ای که آنها علاقمندندتاهمه ارکان وپتانسیل های ملی خودرابکارگرفته وازهمه ظرفیت ها وتوانایی های خود درجهت تحقق اهداف آن استفاده نمایندکه دراین بین نقش عوامل وعناصر انسانی وجمعیتی ازیک سو وبهره جویی ازتمامی اجزای نظام های اجتماعی،اقتصادی وزیست محیطی ازدگرسوی نشان ازعمق علاقه آنان به این پدیده دارد. بی گمان چنانچه قرارباشددرجامعه ای مسیرروبه رشد وتوسعه درپیش گرفته شود وکلیه مراتب ومراحل آن باسرعت هرچه تمامتر وباسلامت پشت سرنهاده شودبایدهمه امکانات وعوامل ملی ومحلی آن جامعه بسیج گردیده تاهم باصرف کمترین هزینه وهم درابعاد گسترده تر بتواند از همه مواهب ونتایج آن منتفع گردد.وآنگاه است که میتواند به همه ی اثرات وتبعات شوم ناشی از توسعه نیافتگی درسریعترین زمان ممکن خاتمه بخشد،مسایل ومشکلات بغرنج وآلام آوری که میتوانند موجودیت وبقای ملتی راازهستی ساقط نموده وبه بهای نابودی وهده همه ی سرمایه های انسانی وملی آن جامعه منتهی شود. بنابراین دردنیای موسوم به عصراطلاعات،یکی ازشروط بنیادی برای دسترسی به الگوهای توسعه درابعادچندگانه انسانی،اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی میزان مشارکت ودرگیری همه ی عوامل دراختیار جوامع می باشدکه دراین بین باید اذعان نمودکه توسعه روستایی بعنوان زیربنای رشد اقتصادی جامعه میتواندواجدنقش وتاثیر محوری باشد. اینک سئوال اساسی این است که این توسعه چگونه باید اتفاق بیفتدتاجامعه بااتکای به یکی ازعوامل استراتژیک خودبه طرز معجزه آسایی وباتحمل کمترین هزینه توان حضوردرعصرمتلاطم جامعه ی اطلاعاتی رابیابد؟درپاسخ به این سئوال میتوان ادعانمودکه ازبین رویکردهای مختلفی که برای این امرمتصور است عنصرکارآفرینی آنچنانکه اندیشمندان وصاحب نظران عرصه های اجتماعی واقتصادی به کرات یادآورگردیدند،میتواندبعنوان یکی ازمهمترین وبهترین گزینه های توسعه یافتگی تلقی گردد. بی تردید تحقق تمامی انواع کارآفرینی بعنوان ابعاد انقلاب عظیم کارآفرینانه وجایگزینی اقتصادکارآمدکارآفرینی به جای مدل های قدیمی تر اقتصادی یکی ازمهمترین راهبردها درجهت تحقق اهداف توسعه یافتگی ملت ها مطرح بوده وپیشنهادمیگردد.چرا که دراین مدل اصل بربه خدمت گرفتن همه ی توانمندی های انسانی جامعه درجهت ارتقای سطح بهره وری می باشد امروزه کارآفرینی بعنوان یک استراتژی وراهبرددرتوسعه وشکوفایی ورشدجوامع انسانی به جایگزین بی بدیلی تبدیل گشته است که ازطریق آن همه ی عوامل ومنابع وامکانات یک جامعه بصورت خودجوش وازراه قرارگرفتن دریک روندتکاملی درجهت نیل به آرمانهای بلند اجتماعی بسیج گردیده تامنشابسیاری ازآثار وپیامدهای مثبت اقتصادی-اجتماعی گردند. لذاچنانچه به فواید بیشماری که براین پدیده مترتب است توجه نموده وآن رادرهمه ی ابعاد احیابخشیم ب سریعتر به اهداف ومختصات یک الگوی کارآمدتوسعه ای دست خواهیم یافت. موضوعی که درخصوص اهمیت کارآفرینی وارتباط مستقیم آن بااعتلای ملی یک ملت بایدجدی تلقی گرددآن چیزی است که علیرغم همهی اهمیتش درجامعه ی ایرانی مع الاسف مغفول واقع گردیده وتوجه درخوری به آن نشده است وآن چیزی جز اهمیت دادن به نقش" کارآفرینی روستایی وکارآفرینان" ساکن درمحیط های روستایی نمیباشد.اگرماروستاهارامحورهای استراتژیک کشاورزی وتولیدات وفرآورده های غذایی جامعه بدانیم که نیازبه آن روبه تزایدگذاشته است به نقش بی نظیرآن درپیشرفت ورشد وشکوفایی پی خواهیم بردودرک خواهیم کرد که نادیده گرفتن سهم روستا وروستانشینان هزینه ها وتبعات ناگواری رادرپی خواهدنهادآن چیزی که امروزه تحت عنوان معضلات اجتماعی-اقتصادی برگرده جامعه سنگینی نموده وباعث بی نظمی ها واضطراب های اجتماعی دراشکال مختلف بویژه ناامنی ها،ناهنجارهای رفتاری،کج خلقی های اجتماعی وبداخلاقی ها ونیزبروزپدیده های شومی همچون رشدبی رویه مهاجرت،افزایش میزان حاشیه نشینی دراطراف کلان شهرها وبسیاری مشکلات دیگرمی باشدکه دراین مقاله سعی برآن میشود تابه ذکراهمیت کارآفرینی روستایی وبرخی ازراهبردهای توسعه روستایی درایران اشاره گردد: الف)برخی ازمختصات منحصربفرد روستادرنظام اجتماعی جامعه عبارتنداز: 1-روستابعنوان بخش بزرگی از نظام اجتماعی وجمعیتی جامعه که درآن تعداد کثیری ازعوامل انسانی مولد سکونت دارند 2-درروستا عوامل ومنابع ارزشمندی اعم ازعوامل انسانی ومنابع طبیعی واقتصادی بعنوان ذخایراستراتژیک کشوروجودداشته که درپیشرفت جامعه نقش حیاتی دارند. 3-نقش واهمیت فراورده ها وتولیدات روستایی دررفع نیازهای روبه تزایدجامعه درخورتوجه می باشدنظیرتولیدمحصولات کشاورزی،زراعی،دامی وصنایع تبدیلی که نقش بی بدیل ومنحصربفرداست. 4-به اثبات رسیده است که روستائیان درحفظ وصیانت ازمنابع ملی وذخایرکشورودراداره امورات مربوطه بمراتب مطمئن تروقابل اتکاتربوده ودراین راستا کمک های شایان توجهی رابهاداره کشورمبذول می دارند. 5-برای جامعه ی اقتصادی ما بسیاری ازدستاوردهای روستائیان نقش استراتژیک داشته واهرم قابل اتکایی درپشتیبانی ازنظام اقتصادی کشوردرعرصه ی جهانی ازطریق صادرات وورودکالاهای ملی به بازارهای پرظرفیت جهانی بوده،یعنی درحقیقت شناسه قدرت اقتصادی کشوردرنزدجهانیان تلقی گردیده مضافا اینکه تکیه براقتصاد بی فایده نفتی راتقلیل می دهد. 6-فعال سازی ساکنان روستا هادرایران میتواندکمک شایان توجهی به تامین امنیت اجتماعی نموده وباعث کاهش حجم زیادناملایمات اجتماعی گشته حتی منجر به رشدپدیده ی" مهاجرت معکوس" شود. 7-ایجاد وراه اندازی کسب وکارها مانند کسب وکارهای خانوادگی وگروهی درروستاها بدلیل وجودپیوندهای قوی اجتماعی وروحیه ی بالای مشارکت وتعاون درروستاها بالاترازشهرهاست. 8-روحیه ی کاروتلاش ومسئولیت پذیری والتزام وتعهد به پیشرفت درمیان جمعیت روستایی بیشتراز شهرنشینان وجوددارد . ب)باوجودهمه ی ویژگی های منحصربه فردوپتانسیل های نهفته درروستاها که به توسعه همه جانبه ی کشورمنتهی میگردد برخی از مهمترین مشکلات روستایی عبارتنداز: 1-کمبودامکانات اجتماعی نظیر خدمات بهداشتی،آموزشی،خطوط ارتباطی،امنیت ،آب آشامیدنی،سوخت و... 2-کمبود میزان درآمد(ضعف اقتصادی)ناشی از افزایش جمعیت روستائیان،بیکاری(کامل یافصلی)،بهره وری پائین افراد ومنابع،عدم جذابیت برای سرمایه گذاری وضعف فضای کسب وکار. ج)مهمترین راهکار های استراتژیک توسعه روستایی عبارتنداز: 1-تغییرنگرش حاکم براذهان مدیران ومردم نسبت به روستا ازطریق:فرهنگ سازی بوسیله رسانه های جمعی وعمومی،برجسته سازی وتوجه ویژه به مناطق روستایی درنظام آموزشی،ابراز توجه ویژه به روستاها توسط مدیران ارشد(مثل اقامت آنان درروستاها)و... 2-جذاب سازی فضای روستایی کشورازطریق:توسعه هدفمند فضاهای فرهنگی وآموزشی روستاها،ایجادمراکز تفریحی،اقامتی،سیاحتی درروستاها 3-تکمیل وتکامل جامعه اطلاعاتی روستایی کشورمانند ایجادارتباطات مخابراتی،ارتقای سواد اطلاعاتی آنان ونزدیک سازی فرهنگ شفاهی روستائیان بافرهنگ مکتوب دیجیتال. 4-تشکیل خوشه های دانشی روستایی وتوسعه زیرساخت های دانشی مثلتدوین نقشه صنایع روستایی کشور،ایجادوتوسعه مراکز تحصیلی وآموزشی(بخصوص آموزش های کاربردی)،ارتقای سطح سوادروستائیان وآموزش آنان دربکارگیری روش ها وفناوری های نوین 5-نوسازی مناطق آسیب دیده ی روستایی وتوسعه اشتغال زایی درروستاهای کشور از طریق حاکم سازی فضای کارآفرینی وایجادپارک های کارآفرینی درمراکز ومناطق مستعدوهمچنین حمایت از فارغ التحصیلان روستایی برای راه اندازی کسب وکاردرروستاها 6-شکوفاسازی اقتصادروستایی وتاسیس روستاهای نوین که ازجهات موقعیت وامکانات همپای شهرهاباشند،توسعه صنایع دستی وروزآمدسازس آنها،جذب سرمایه گذاران خارجی وبخش خصوصی به سمت روستاهاوفرهنگ سازی برای تغییر الگوهای مصرف وتولیددرروستا. د)برنامه های توسعه روستایی باید به مواردی همچون:ایجاداشتغال دربخشهای غیرکشاورزی،کنترل جمعیت،توسعه اجتماعی وشهرسازی روستا،کاهش مهاجرت به شهرها،افزایش سطح رفاه،تاکیدبرجذب وتوسعه ی فناوری های جدید وآموزش وتربیت نیروی انسانی ماهرتوجه داشته باشد. ه)چالش های توسعه روستا عبارتنداز: 1-عدم دسترسی به سرمایه وامکانات 2-مشکل درعرضه کالاها وخدمات 3-تاکیدبریک صنعت یاکسب وکارخاص 4-وجودپدیده حاشیه نشینی وتمایل شدید به مهاجرت 5-گسترش روزافزون تغییرکاربری اراضی زراعی 6-امکان ریسک کمتر درروستاها 7-کمبود سازمانهای حمایت کننده و)استراتژی های عمده برنامه های توسعه روستایی عبارتنداز: 1-توسعه کشاورزی(تولیدموادغذایی،تولیدمحصولات صنعتی،فراوری محصولات و...) 2-توسعه یکپارچه روستایی 3-صنعتی نمودن روستاها 4-توسعه مراکزرشدروستایی ز)نقش کارآفرینی درتوسعه اقتصادی روستا: 1-دستیابی روستائیان به کالاها وخدمات موردنیاز 2-رشد اقتصادی روستاها 3-کاهش پدیده ی مهاجرت به شهرها 4-ارتقای سطح امنیت اجتماعی ورفاه درروستاها 5- تشویق به ایجاد کسب وکارهای جدید 6-تشویق کسب وکارهای موجودبه توسعه ح)پیش نیازهای توسعه کارآفرینی درروستاها: 1-توسعه فرهنگ کارآفرینی 2-آموزش کارآفرینی 3-توسعه ی زیرساخت های کارآفرینی 4-سه استراتژی اساسی توسعه کارآفرینی روستایی شامل:جذب کسب وکارهاازمناطق دیگر،حفظ وتوسعه ی کسب وکارهای موجود ازطریق سیاستهای حمایتی وحمایت از ایجاد کسب وکارهای جدیدازدل خودمناطق روستایی می باشد. ط)راهبردهای بلندمدت توسعه کارآفرینی روستایی عبارتنداز: 1-ایجادشرایط ویژه برای معکوس نمودن روند مهاجرت 2-اصلاح وتغییر الگو ی توزیع ومصرف انرژی 3-توسعه وبهینه سازی شبکه های حمل ونقل 4-ممنوعیت تغییرکاربری اراضی باغی،زراعی وعرصه های جنگلی ومرتعی 5-بهبود مدیریت واصلاح شیوه های تولید دربخش های کشاورزی 6-توسعه صنایع تبدیلی زود بادرمناطق مستعد 7-اقتصادی نمودن کالاهای کشاورزی وروستایی 8-دستیابی همگانی به آموزش های مقدماتی،ترویج وبهبودشکاف های طبقاتی وارتقای توانمندی های زنان روستایی 9-ارتقای سطح سلامت،ایجادمحیط های زندگی مفرح ونشاط انگیز 10-حمایت موثرازتشکیل وتوسعه تعاونی ها وایجادوگسترش مجتمع های تعاونی روستایی 11-تشکیل گروه های پس اندازخودگردان برای تامین بخشی ازنیازهای مالی پروژه های کارآفرینی 12-ایجادسیستم های اعتباری کوچک بمنظور ارایه تسهیلات مثل تاسیس بانک روستایی 13-ایجادمراکزآموزشی تلفیقی بمنظورارائه خدمات آموزش ومشاوره درزمینه های مختلف بازاریابی،مراقبت ازحیوانات اهلی،صنایع دستی وسایرمهارت های موردنیاز
منبع:روزنامه تفاهم
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف همت مضاعف در عرصه هنر و فرهنگ چکیده: پس از طرح نقش کارآفرینی به عنوان یک روش خلاق مدیریتی برای آفرینش کسب و کارهای زودبازده، از اوایل دهه 1380 جنب و جوش به نسبت گستردهای در کشور برای آموزشهای مرتبط انجام گرفت. داوری دربارهی میزان اثربخشی این برنامهها که از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت کار و امور اجتماعی و صدا و سیما جدیتر گرفته شد هنوز بر پایه یافتههای معتبر امکانپذیر نیست. اما به استناد شواهد پراکنده و به ویژه طرح اهمیت بومیسازی کارآفرینی و کارآفرینی فرهنگی، پیشبینی نمیشود که این برنامه اثربخشی چشمگیر داشته باشد. در حالی که کارآفرینی در کشور، با برگردان چند اثر غربی معرفی شد، طرح مسأله کارآفرینی فرهنگی میتواند پس از بررسیهای کافی و تأمل دربارهی سازههای نظری آن از سوی اندیشمندان و کارشناسان فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و آموزش و پرورش مورد توجه بیشتری قرار گیرد. این توجه میتواند پیش درآمد تحولی اساسی در رابطه با کارآفرینی به عنوان زیرساخت لازم توسعه باشد. در این نوشتار با روش مرور و تحلیل تازهترین مباحث مطرح شده در زمینهی کارآفرینی فرهنگی و بومیسازی آن، کوشیده شده است به گونهی ضمنی نگاه انتقادی به وضع «کارآفرینی بیتوجه به فرهنگ» برانگیخته شود. مقاله با به دست دادن تعاریفی در این زمینه آغاز میشود و با سنجش کارآفرینی بومی و غیربومی ادامه مییابد و سرانجام با بیان چند نکتهی اساسی دربارهی کارآفرینی فرهنگی، به عنوان نتیجهگیری به پایان میرسد. پیشگفتار پیش از دههی 1970 بررسیها در زمینهی توسعه بیشتر بر پارامترهای اقتصادی تکیه و تأکید داشت. در این دهه مفهومی از توسعه که بازتاب دهندهی مجموعهی فراگیرتری از نیازهای جامعه است، جایگزین دیدگاه محدود گذشته شد. امروزه ملاحظات فرهنگی با شتاب به درون جهان اندیشه و عمل توسعه در ابعاد گوناگون سیاسی و اقتصادی منتقل شده و راهبرد مردم- محور توسعهی انسانی را جایگزین راهبرد کالا- توسعهی اقتصادی کرده است. بر پایه گزارش کمیسیون جهانی سازمان ملل (1995) مفهومپردازی مجدد توسعه در پرتو مفاهیم انسانی، فرهنگ را از حاشیهی تفکر اقتصادی به کانون صحنه آورده و مفاهیم توسعهی اقتصادی، انسانی و فرهنگی را در نظریهی جامعتری در جهان رو به توسعه مورد توجه قرار داده است. در فرآیند تازهی توسعه، که بهتر است آن را فرا- توسعه بخوانیم، فرهنگ، خواه به عنوان یک متغیر میانجی مؤثر در پیشرفت مادی یا به عنوان عنصری در ساختار نیازها و خواستهایی که جوامع گوناگون دارند، نقشی برجسته دارد. رویکرد فرا- توسعه، با توجه به محیط متلاطم و روندهای پرشتاب امروز، به بازشناسی زیرساختها و زیربناهای فکری و فرهنگی خود پرداخته و شالودهی توسعه را بر بنیان معرفیتی و نظام فکری خود میگذارد. رویکرد فرا- توسعه، اندیشهی کارآفرینی فرهنگی، روزنهای درخشان در میان فرآیندهای کارآفرینان در مراحل چندگانهی توسعه است که ارزشی متفاوت پدید میآورد. (خاموشی، 1382) از آنجا که فرهنگ و اقتصاد ایستا نیست و روابط میان آن دو نیز، فراگردهایی پویا است، بر پایهی این رویکرد الگوی توسعهی واحدی برای همهی شرایط مناسب نیست و شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نهادهای گوناگون، نیازمند راهکارهای متقاوت است. در این وضع است که تکثرگرایی و نه همگونی ضرورت خواهد داشت. در چارچوب توسعهی فراگیر، ابزار به هم پیوستن دغدغههای اقتصادی و فرهنگی عبارت است از بازگشت به مفهوم بنیادین آفرینش ارزش؛ یعنی جایی که آفرینش ارزش اقتصادی و فرهنگی را بتوان به گونهی پیامدهای فراگرد توسعه تشخیص داد؛ جایی که خواست دریافت کالاها و خدمات مادی با نیازها و خواستههای ژرفتر انسانها با بازشناسی فرهنگی و دلخوشی فرهنگی متعادل میشود. رویکرد فرا- توسعه اعتبار هر جامعه به تولید سرانهی مادی و معنونی آن جامعه وابسته است که خود از حجم سرمایه، کارآیی و اثربخشی آن مایه میگیرد. سرمایهها در جامعه گوناگون است: سرمایهی تکنولوژیک، که به تولید بهینه و کارا میانجامد؛ سرمایهی فیزیکی، که به تولید بهینه و کارا میانجامد؛ سرمایهی فیزیکی، مانند منابع طبیعی، دارایی، درآمد، ماشینها و ابزارها، مستغلات؛ سرمایهی انسانی، مانند تحصیلات، سواد، سطح دانش عمومی، آموزشها و مهارتها کاری؛ سرمایهی مالی، که توانایی تبدیل شدن به سرمایه فیزکی را دارد؛ سرمایهی فرهنگی، به پرورش فرهنگی فرد باز میگردد و به مسائلی مانند نگاه آیندهنگر، انضباط شخصی، پرکاری، اهمیت دادن به دانشاندوزی و برنامهریزی و ارج نهادن به شیوه دستاورهای اقتصادی میپردازد.1 سرمایهی اجتماعی2، منابعی است که افراد به علت حضور یا وابستگیشان به یک گروه اجتماعی به آنها دسترسی مییابند. این گروه میتواند به بزرگی یک ملت یا به کوچکی خانواده باشد. منابع نیز میتواند پدیدههایی ملموس همچون اطلاعات سودمند، مشاورهی فکری و آرامش روحی باشد. فرد با سرمایهی اجتماعی کلان، کسی است که روابطی گسترده داشته باشد، این روابط ژرف و استوار بر صمیمیت و اعتماد باشد و سرانجام کسانی که شخص با آنها در ارتباط است به میزانی چشمگیر از سرمایهی فیزیکی، انسانی یا فرهنگی بهرهمند باشند. یکی از مهمترین ویژگیهای رویکرد فرا- توسعهای، توجه به سرمایههای اجتماعی و فرهنگی و تقویت شاخصهای کمی و کیفی آنها در توسعهی کشور است. تقویت سرمایههای اجتماعی و فرهنگی در کنار دیگر عوامل، نقشی مهم و حیاتی در ابعاد گوناگون توسعه کشور دارد و نگاه تقلیلگرایانه را به معیارها و جنبههایی از رشد کاهش خواهد داد و همچنین زمینهساز توسعهای فراگیر، متوازن، پایدار و متعالی خواهد بود. کارآفرینی فرهنگی، کارآفرینی بومی کارآفرینی از ابزارهای مهم توسعه به شمار میآید که مهمترین اثر خود را از راه افزایش اشتغال در جامعه بر جا میگذارد. ابعاد دیگر توسعهی اقتصادی که از رشد کارآفرینی مایه میگیرد عبارت است از: بهرهگیری بهینه از منابع، گوناگونی تولیدات و صادرات، افزایش ارزش افزوده، رقابت بر پایهی شایستگی و شناخت مزیتهای نسبی در سطح ملی. کارآفرین3، به تعریف واژهنامهی دانشگاهی و بستر ( Webster’s New Collegiate Dictionary ) کسی است که متعهد میشود مخاطرههای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی و اداره کند و بپذیرد. (احمد پورداریانی، 1383) پیشرفت انسان از غارها تا دانشگاهها به شیوههای گوناگون توضیح داده شده، ولی آنچه در کانون همه این دیدگاهها قرار داشته نقش «عامل تغییر دهنده» بوده است؛ یعنی نیرویی که پیشرفت را آغاز و پیادهسازی میکند. این عامل تغییر در تاریخ بشر وجود داشته و چه بسا در چارچوب کارآفرینی ادامه خواهد یافت. (کوراتکو، 1383) سه موج گسترده، موضوع کارآفرینی را به جلو رانده است. موج نخست: انفجار عمومی بررسی و پژوهش در چارچوب انتشار کتابهایی دربارهی زندگی کارآفرینان و پیشینهی بنگاههای آنان و چگونگی ایجاد کسب و کار شخصی و شیوههای زود پولدار شدن؛ موج دوم: راهاندازی رشتههای آموزشی کارآفرینی در مقاطع تحصیلی در حوزههای مهندسی و بازرگانی. این دورهها از اواخر دههی 1960 در چند دانشکده آغاز و تاکنون در بیش از 500 دانشکده در ایالات متحده و کانادا راهاندازی شده است. موج سوم: افزایش دلبستگی دولت به پژوهش در زمینهی بنگاههای کوچک با هدف تشویق گسترش بنگاههای کوچک و همچنین پژوهش در زمینهی نوآوریهای صنعتی است. (احمد پورداریانی، 1383) چنین مینماید که موج چهارم، بازگشت به مفهوم راستین entrepreneurship و توجه به ارزش آفرینی و ارزشآفرینان (به جای دو واژهی کارآفرینی و کارآفرینان که نادرست ترجمه شده است) باشد. نگاهی دوباره و انتقادی به موضوع، جامعهی علمی را به این سو خواهد کشاند که تفسیری راستین از واژگان بنماید. کارآفرینی بنیاد و شالوده توسعه است که با ارزشآفرینیهای اقتصادی و معنوی برای افراد، سازمانها و جامعه در سطح کلی و فراملی و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بسیار، میتواند پاسخگوی بسیاری از چالشهای روز جامعه باشد. در این معنا، همهی رفتارهای انسان از رفتارهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی گرفته تا فرهنگی، میتواند کارآفرینانه یا غیرکارآفرینانه باشد. همچنین، از آنجا که کارآفرینی به معنای «ارزشآفرینی» (ارزشهای اقتصادی، اخلاقی، هنری، فرهنگی4) است، «کارآفرینی فرهنگی» به گونه فشرده به معنای مدیریت روندها و فرایندهای تولید و عرضهی خدمات و کالاهای فرهنگی و هنری است به گونهای که نوآورانه به احیاء و آفرینش ارزش فرهنگی بپردازد. ارزش فرهنگی همیشه در برگیرندهی ارزشی اقتصادی نیست، اما ارزش اقتصادی میتواند دربرگیرنده ارزش فرهنگی نیز باشد. با این حال کارآفرینی فرهنگی پویا و دارای بهرههایی ماندگار است و در دارزمدت میتواند به عنوان نیرویی مددرسان در چرخهی توسعهی کشور نقش برجسته بازی کند؛ تجربیات جهانی هم آن را ثابت میکند. شوربختانه تاکنون کارآفرین به کسانی گفته شده که ارزش اقتصادی (دارایی) ایجاد کردهاند و از این رو آنان را موتور توسعهی اقتصادی خواندهاند. اما به مفهوم واقعی، کارآفرینان موتور توسعهی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز خواهند بود و میتوانند به گونهی ویژه ایدههای فرهنگی را به سرانجام برسانند. در کنار واژهی مرکب کارآفرینی فرهنگی، میتوان از کارآفرینی بومی یاد کرد. چنین مینماید که آنچه کارآفرینی فرهنگی را موفق میسازد، کارآفرینی بومی است. هرگونه تعریف از کارآفرینی بومی، نیازمند آمیختگی شناخت پویایی محیطی و آگاهی از شرایط اجتماعی و اقتصادی است. کارآفرینی بومی بر ایجاد، اداره و گسترش فعالیتهای تازه کارآفرینانه و مخاطرهآمیز برای بهرهگیری افراد بومی دلالت دارد.5 پشتیبانی از ایدهی کارآفرینی بومی به نگهداشت هویت و پاسداشت میراث فرهنگی میانجامد. (لیندسی، 2005) سرشت کارآفرینی بومی از دو جنبه قابل بررسی است: ابعاد فرهنگی جامعه و نگرش6 کارآفرینانهی برخاسته از آن فرهنگ ویژه. این دو جنبه زمینهساز گسترش فعالیتهای اقتصادی کارآفرینانه و پدیدآورندهی رفتارهای کارآفرین است. برای افراد بومی، فرهنگ با ارزش است و آنان دربارهی سرزمین و میراث خود حسی نیرومند دارند. فرهنگ به عنوان یک متغیر وابسته در نگرش کارآفرینی بومی نمایان میشود و به رفتاری ویژه با رویکرد اقتصادی کارآفرین میانجامد. کارآفرینی بومی فراگیر است و میتواند با جهتگیریهای فرهنگی، اهداف اقتصادی و نیز غیراقتصادی در پی داشته باشد. در زمینهی کارآفرینی فرهنگی و کارآفرینی بومی پژوهشهای اندکی در گذشته به انجام رسیده است. جدول شماره یک نمایانگر برخی از این پژوهشهاست: گذشته از موارد بالا، نوئل لیندسی با نگرش بومی به کارآفرینی، الگویی فرهنگ مدار از کارآفرینی به دست داده است. ویژگیهای افراد، سازمانی که کارآفرینی در آن ایجاد میشود، محیط و نیز فرایند کارآفرینی، چهار جنبهی اساسی کارآفرینی از دیدگاه گارتنر است. نوئل لیندسی با بررسی دو بعد نخست و سوم چارچوب اصلی پژوهش خود را بنا نهاده است، میتوان گفت: رفتار افراد بازتابدهندهی پیچیدگیهای فرهنگی آنان است؛ فضاهای فرهنگی گوناگون میتواند باعث ایجاد تفاوتهای نگرشی شود. تفاوتهای نگرشی کارآفرینان که از فرهنگهای گوناگون مایه میگیرد به ایجاد کارآفرینیهای توسعه محور گوناگون میانجامد؛ میتوان تصور کرد که هماهنگ با تنوع فرهنگی، فعالیتهای مخاطرهآمیز کارآفرینانهی اقتصادی و رفتارهای توسعه مدار متفاوت وجود دارد. چهارچوب مفروض نوئل لیندسی به روشنی ریشهی رفتار و عمل کارآفرینانه را به ارزشهای فرهنگی نسبت میدهد. با توجه به اهمیت کارآفرینی در حوزهی فرهنگ که در این نوشتار با عنوان کارآفرینی فرهنگی از آن یاد شد، ضرورت تقدم کارآفرینی بومی پیش از کارآفرینی در حوزهی فرهنگ نمایان میشود. میتوان گفت که کارآفرینان بومی همواره از بهترین دستاندرکاران کارآفرینی فرهنگی هستند. برخی از ویژگیها که کارآفرینی بومی را از غیربومی جدا میکند عبارت است از: دادهها نشان میدهد که سرانهی فعالیتهای کارآفرینانه کمتر از سوی کارآفرینان بومی صورت گرفته و بیشتر از سوی کارآفرینان غیربومی انجام شده است (لیندسی، 2005)، در حالی که کارآفرین بومی همزمان هدفهای مادی و معنوی را در نظر میگیرد و از این رو پاسدار میراث و ارزشهای فرهنگی است؛ سرشت اقتصاد در کارآفرینی بومی متفاوت از اقتصاد غیربومی است. تواناییهای بازرگانی نزد کارآفرین بومی دربرگیرندهی اهداف اقتصادی و غیراقتصادی است و با آنچه کارآفرین غیربومی، اقتصادی میداند، متفاوت است؛ فشارهای فرهنگی بر کارآفرین بومی در فرایند کارآفرینی آشکار است. میندل و کاندسون (2005) اثبات میکنند که تأکید بر هویت و پاسداشت میراث فرهنگی اجزای جدایی ناپذیر کارآفرینی بومی است؛ ارزشهای فرهنگی نهاد خانواده، نهاد جامعه و... در شکلگیری نگرشهای کارآفرینانه یک کارآفرین بومی اثرگذار است، و از این روست که کارآفرینی بومی زیر تأثیر فضاهای گوناگون فرهنگی متفاوت است. (اندرز 1986، داکنر 1983، دارا 1996، ریدیث و نیلسون 1997) شمار سودبرندگان در یک بازرگانی بومی بسیار بیشتر از سوداگری غیربومی است و این نکته باید مورد توجه قرار گیرد. با این حال باید دانست که ارزشهای بومی زیر چتر یک اندیشهی کلنگر مطرح است؛ بنابراین موفقیت در پرتو داد و ستدها در یک محیط بومی بر پایهی ابعاد اقتصادی و غیراقتصادی سنجیده میشود. (دامونت، 1993، فولسی 2003) در جایی که پیشرفت و موفقیت تنها بر حسب اهداف اقتصادی ارزیابی میشود، ارزشهای بومی به برخورد با ایجاد فعالیتهای اقتصادی مخاطرهآمیز گرایش دارد. بر پایهی این منطق، شاید چنین به نظر آید که ارزشهای بومی بیشتر مانعی است برای توسعهی اقتصادی. همچنین، بیمیلی به رقابت، تصمیمگیری با توافق طرفها و پافشاری بر بهرهمندی از چتر حمایتی ارزشی نهادهای اولیه و ثانویه (خانواده و اجتماع) ویژگیهای پیچیدهای است که سخن گفتن از کارآفرینی در محیط بومی را دشوار میسازد. (اندرز 1986، داکنر 1983، دانا 1996، ریدیث ونیلسون 1197) جوامع بومی، بر پایهی معیارهای هافستده، گرایش به زن سالاری دارند. (هافستده 1980) و بیشتر بر کیفیت زندگی کاری تأکید میکنند (ریدیث و نیلسون 1997)؛ در برابر فرهنگهای مردسالار به همهی جنبههای زندگی اهمیت میدهند. (هافستده 1993) با این استدلال، روشن است که پیشرفت در جامعهی بومی و غیربومی متفاوت خواهد بود. در راه توسعه، جامعهی بومی نمیتواند هر ایدهی نوآورانهی ناهمخوان با هنجارهای فرهنگی بومی را تحمل کند و در نتیجه اثرگذاریهای فرهنگی، نوآوری برای توسعه و پاگیری فعالیتهای کارآفرینی را محدود میسازد. از جمله هنجارهای فرهنگی بومی این است که کنترل فردی در جوامع بومی در سطح بالایی مطرح است، جمعگرایی و هماهنگی گروه برای جوامع بومی مهم شمرده میشود و نهادهای خانواده و جامعه بزرگترین ابزارهای کنترل است. آنچه یک فرصت را از چشماندازی بومی پدید میآورد با آن چیزی که یک فرصت را از چشمانداز غیربومی به وجود میآورد متفاوت است. در فرهنگهای بومی شناخت فرصت بر جامعه متمرکز است. روش کلی حل مسأله و تصمیمگیریهای شهودی و زنسالارانه گوناگون بر پایه وفاق و همدلی در زندگی گروهی و نیز اثرگذاری دوسویهی سازمانهای بومی با محیط باعث برخی تفاوتهای جدی شده است. بر سر هم کارآفرینان بومی در پی جامعهای متفاوت با فرصتهای گوناگون هستند. نتیجهگیری هر چند نتیجهگیری قطعی درباره ی همه متغیرهایی که کارآفرینی بومی با آن روبهرو است امکانپذیر نیست، اما روشن است که مداخلهی جنبههای فرهنگی در کارآفرینی، توجه به وضع مقایسهای آن در شرایط بومی- غیربومی را ضرور میسازد. توجه به اثرپذیری گریزناپذیر کارآفرینی از فرهنگ- بوم، آغاز مرحلهی تازهای از تحول در کسب و کار و راههای موفقیت در آن است. در این زمینه، توجه به چند نکتهی بنیادی اهمیت دارد: در کشورهای توسعه نیافته پروژههای توسعه- داخلی یا بینالمللی- تنها هنگامی به بالا رفتن سطح زندگی در این کشورها میانجامد که بپذیرند فرهنگ آن جامعه ترجمان بنیادین هستی آنها است. این فرهنگ درون زمینهای اقتصادی قرار دارد که مرزها و گسترهی پیشرفت و رشد مادی ممکن را معین میکند. (تراسبی، 1382) عنصر فرهنگ باید در الگوهای کارآفرینی حضور فعال داشته باشد چرا که نگرش کارآفرینان زیر تاثیر روشها و ارزشهای فرهنگی بومی است. همچنین فرهنگ گذشته از نگرش، بر ادراک و رفتار نیز اثرگذار است. جهت گیریهای غیربومی و بهگونهای غربی در پروژههای کارآفرینی، برنامهریزی برای شکست است. برای برنامهریزیهای کلان، نخست باید ارزشهای فرهنگی، تاریخ و شیوهی اندیشیدن در آن جامعه را شناخت و سپس اقدام کرد. این مهم در زمینهی صنایع فرهنگی به عنوان زیرمجموعهای از صنعت، اهمیت چشمگیر دارد. امروزه گسترش لگام گسیختهی صنایع فرهنگی در کشورهای رو به توسعه بر پایهی نیازها نیست و در بیشتر موارد با شرایط محلی هماهنگی ندارد و با هویت فرهنگی این کشورها در چالش است. در این کشورها بیشتر پیامهای فرهنگی با ارزش و کم مانند به حاشیه رانده شده است و رفته رفته اهمیت خود را از دست میدهد. صنعتی شدن نظامهای تولید و توزیع پیامهای فرهنگی از ارزش معنوی هنر و فرهنگ کاسته است. در این شرایط در یک زمان پیامهایی تازه و متفاوت، میان فرستنده و دریافتکنندهی پیام برقرار میشود. این زمینهساز موازنهای تازه است؛ موازنهی اجتماعی- اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی میان فرستندگان بهرهمند از قدرت سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی و تودههای انبوه کاربران صنایع فرهنگی چه به صورت بازده اقتصادی کوتاه مدت که در آن مردمان بازار مصرفاند و چه به گونهی ابزار کنترل سیاسی- اجتماعی که مردمان در آن همچون افکار عمومیاند. (یونسکو، 1380) اما با این حال نمیتوان تنها به بررسی انتقادآمیز کارآفرینی در صنایع فرهنگی پرداخت. باید هر چه بیشتر از این واقعیت آگاه بود که کارآفرینی در گسترهی فرهنگ و هنر که بازتابدهندهی ارزشهای فرهنگی هر جامعه است، برآیند یک فرایند تولید منطقی ویژه است که باید شناسایی شود. بنابراین پیامهای برخاسته از صنعت و داد و ستد فرهنگی بیاثر نیست و به تغییر نگرشها و جهانبینیها میانجامد. آنها به گونهی مستقیم یا غیرمستقیم مبلغ افکار، عقاید و ارزشهای ایدئولوژیک تولیدکنندگان آن پیامند. در جهانی که آگاهانه یا ناآگاهانه، سرگرم تبادل فرهنگی است، فرهنگی که به عنوان یک نیاز اجتماعی رفتارسازی میکند، یکی از راههای پاسداری از هویت و فرهنگ ملتها تقویت صنعت فرهنگی از راه بها دادن به کارآفرینی فرهنگی به عنوان ابزار توسعهی فرهنگ است. گذشته از آن، صنایع فرهنگی از معدود راههای ممکن برای رها ساختن هنر از بنبست اقتصادی است. در گذشته، پاداش هنرمند درآمد روانی او بوده، هر چند اکنون نیز این باور نادرست در میان برخی کسان وجود دارد که ناداری بهای زندگی هنرمندانه است، اما واقعیت آن است که در پرتو درک ضرورت توسعهی مطلوب فرهنگی، جایگاه هنرمندان بومی آفرینشگر بسی بهتر و سازندهتر خواهد بود. یادداشتها 1. سرمایهی فرهنگی بر خلاف سرمایهی انسانی که ماهیت فردی و اکتسابی دارد و مایه گرفته از تلاشی خودآگاهانه است، سرشتی جمعی دارد و به گونهی ناخودآگاه و از راه خانواده و اجتماع به درون روح و شخصیت افراد رسوخ میکند. با وجود این، سرمایههای فرهنگی و انسانی هر دو این ویژگی را دارند که بتوانند به سرمایهی فیزیکی تبدیل شوند. 2. البته به کار بردن اصطلاح سرمایههای اجتماعی مورد اعتراض است، اما اگر سرمایه را عاملی برای تسهیل در تولید بنامیم، این ویژگی اجتماعی- سرمایهی اجتماعی- با آنکه کمتر به چشم میآید و به سختی قابل اندازهگیری است نقشی برجسته در فرآیند توسعه بازی میکند. 3. این واژه از واژهی فرانسوی Entrepreneure به معنای under- take یا متعهد شدن گرفته شده است. 4. بهتر است به جای واژههای کارآفرینی و کارآفرینان، واژههای ارزشآفرینی و ارزشآفرینان به کار گرفته شود. 5. تیم بومی مورد بحث تنها در برگیرنده کارآفرین و تیم بازرگانی او نیست بلکه خانواده یا جامعه را نیز در برمیگیرد. گفتنی است که سود شمار سودبران از یک بازرگانی بومی بسیار بیشتر از بازرگانی غیربومی است. 6. از دید فریدمن، نگرش ( attitude ) نظامی بادوام است، در برگیرندهی یک عنصر شناختی، یک عنصر احساسی و یک گرایش به عمل.
فاطمه براتلو*
* عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
منبع:بازار کار
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف کاروان تعالی وپیشرفت بشریت همواره مدیون حضور،تلاشها وخدمات ارزنده انسانهای بزرگی بوده وهست که ازآنان به پیش قراولان وطلایه داران وحماسه آفرینان حرکت عظیم تمدن ساز وروبه رشد یادمیگردد وبه یقین میتوان ادعانمود که اگرنبود وجود این افراد،گروهها وانسان های متعهد،دلسوخته،پاک نهاد،فرهیخته ونخبه،بعنوان غافله سالاران حقیقی این جنبش،مسیرحرکت بشریابه بیراهه ختم میگردیدویابسیارکند وبطئی درهمان منزلگاه های اولیه وبدون کسب هیچ رهاورد مهم وارزنده متوقف میگردید.وخدامیدانددرچنان وضعیتی چه سرنوشت اسف باری برتمدن انسانی حاکم میگشت. امروزه این حقیقت رانبایدنادیده گرفت که جامعه بشری بسیاری ازدستاوردها،رهاوردها ونتایج متعالی وپیشرفتهای ارزشمندخود وهرگونه بهبود ورشدی ودرمخلص کلام تمدن غنی وعظیم انسانی راباهمه مظاهرودرخشش وشگفتی هایش رامدیون خلاقیتها،نواندیشیها،اندیشه های ناب وبی بدیل،تلاش های سخت وطاقت فرسای شبانه روزی،روحیه ی متعالی وتوفیق گرایانه واستقلال طلبانه،تقبل مخاطرات وابهامات دشوارافرادی است که کارآفرینان ارزش آفرین نام داشته ودرهماره تاریخ بشریت پیشگامان،پیشقراولان وجلوداران حرکات امیدآفرین ودگرگون سازجوامع بشری بودند،همان عاملان تغییری که درمتون وادبیات کارآفرینی به کارآفرینان ملقب گردیدند. اگرماکارآفرینان راافرادمتعهد،وفادار،دلباخته،دلسوخته وشیفته ی پیشرفت وتعالی انسانی تصور می کنیم فی الواقع آنان به مثابه ایجادکنندگان تحرک ،پویایی،سرزندگی میباشند واقدامات آنان قرین باتلاش،سخت کوشی وکار ومجاهدت می باشد که ازنظر اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی موجد ومنشا تغییر وتحولات گوناگون ونتایج بسیار گرانقدر وارزشمندهستند. آنان عوامل ومنابع غنی وبالقوه اقتصادی رابه تحرک وا می دارند،ازطریق ایجادوشناسایی وارزیابی فرصت های بی بدیل واستثنایی بالاخص درعرصه تجارت وکسب وکارباعث رونق وپویایی اقتصادی جامعه می گردند.منابع مختلف راازسطوح کم بهره وربه سطوح بیشتربهره ورارتقا بخشیده وعامل باروری ورشدنهاده های اقتصادی درجامعه می گردند. آنان نیازها وخواسته های رو به تزاید همنوعان خودراشناسایی نموده وباوسواس ودغدغه خاصی درجهت رفع آن وارتقای خواسته های انسانی ازهرگونه تلاشی دریغ نمی ورزند. تلاش های کارآفرینانه در ریشه کن نمودن فقر و ناعدالتی های اجتماعیو اقتصادی که عامل اصلی بسیاری از نا امنی ها،کمبودها، شکاف ها و کاستی ها و به طبع آن بحران ها و آشوب های فجیع در اجتماع می باشد نقش بسیار حیاتی و اساسی دارد.نوآوری و خلاقیت آنان همواره به عنوان عامل تعالی آفرین در بهبود و اصلاح دستاورد های بشریو نیز نو گرایی و تحول آفرینی در عرصه های مختلف اجتماعی جایگاه ارزشی بس والا و بی مثال دارد. باور های مثبت و اعتماد به نفس ستودنی آنان و خود باوری بر آمده از ایمان به توانمندی ها و موهبتهای ارزنده الهی درآنان،از آنها انسانهایی مقاوم،پایدار،سخت کوش،نستوه و خستگی نا پذیری می سازد که به مانند دریا دلان از پس مشقت ها،سختی ها،ناملایمات و تلاطمات عظیم و و مشکلات به سلامت برآمده و عامل توسعه و خوداتکایی و استقلال جامعه خود می شوند. مخاطره جویی،استقلال طلبی،توفیق گرایی آنان،از آنها قهرمانان همیشه پیروز در فتح قلل رفیع سعادت انسانی ساخته که پله های ترقی و پیشرفت را یکی پس از دیگری به بالا رفته و سعادت و آرامش و آسایش را برای انسانها به ارمغان می آورند.آنان آرزو،امید،حرکت و آینده را به بشریت نوید می دهند. کارآفرینان افرادی هستند که با به کارگیری توانمندی های درونی خود این قدرت را دارند که از "هیچ همه چیز خلق" کنند و" موتور توسعه اقتصادی" جامعه گردند. در یک کلام می توان آنها را موهبت الهی و فرشتگان نجات و سعادت جامعه بشر لقب داد که عامل شکوفایی پویایی بقا و دوام و ارتقا و پیشرفت و توسعه جامعه می باشند.اما همین انسانهای فرزانه،دلسوز و پاکباخته باید از سوی جامعه درک گردند.باید مقام ومنزلت واقعی به آنان داد.آنان بایدازپیچ وخم های زندگی ومشکلات ومسایل دست وپاگیری که ازتوان وانگیزه آنان درخلق فرصت های بی بدیل کسب وکار می کاهد مصون باشند اگر چه آنان این توانایی رادارند که تحت شرایط بسیار دشوار به هنر نمایی خود ادامه دهند اما لازم است در جامعه از سوی عوامل مختلف مورد حمایت قرار گیرند.برای اینکه تلاش های کارآفرینی قرین به موفقیت باشد و ارزش بیشتری را خلق نماید شایسته است از آنان به انحای مختلف حمایت شود. چون ماهیت کار های آنها مخاطره آمیز است و هر آن ممکن است با مخاطرات مختلف اعم از ریسک های مالی،روانی و اجتماعی مواجه گردند باید از سوی مسوولان جامعه اقداماتی در خصوص تحمل آسان ریسک آنان فراهم آید.آنان نیاز به حمایت های مالی و روانی واقعی دارند.لازم است تسهیلات مالی ارزان قیمت با اعمال کمترین بروکراسی و تشریفات زائد اداری در اختیار آنان قرار گیرد.زیر ساخت ها و مقدمات کارآفرینی برای آنان تدارک یابد. ضروری است فرهنگ کار و کارآفرینی در جامعه ارتقا یابدچراکه مقوله فرهنگ بسترامنی است جهت حضوروظهورکارآمدافرادکارآفرین و از کارآفرینان به عنوان قهرمانان همیشه پیروز عرصه های علمی و اقتصادی تقدیر گردد.در این خصوص بعنوان یک ضرورت مخصوصا برای کشور ایران(که سرزمین بسیار مساعدی برای انجام اقدامات کارآفرینانه است که آن هم به پشتوانه برخورداری از امکانات ومنابع و ذخایر عظیم و سرمایه های بی بدیل وشایسته انسانی و جوانانی برومند وفرهیخته می باشد) لازم است به توسعه و تقویت نهادی کارآفرینی توجه خاص گردد و شبکه های کارآفرینی را در اقصی نقاط کشور بالاخص در خصوص کارآفرینی زنان و روستایی که مملو از استعدادهای درخشان وارزشمند است اعمال نمود. هرچه سریعتروعلمی ترنسبت به راه اندازی تعداد بیشتری ازمراکزرشد وپارک های علمی فناوری به مفهوم واقعی کلمه ازسوی دولت ومسئولان اقدام گردد تازمینه حضوروورود کارآفرینان جوان وفارغ التحصیلان دانشگاهی درعرصه کاروتلاش وسازندگی فراهم گردیده واین مراکز به خاستگاه وپایگاه اصلی جهت ظهور وتعالی کارآفرینی تبدیل گردد. ضمن آنکه نباید نسبت به نقش بی بدیل دانشگاهها ومراکزآموزش عالی درآموزش،ترویج وپرورش کارآفرینان کم توجه بود لازم است تا ازظرفیت های بکر وبلااستفاده ای که درنهادهای آموزشی بالاخص آموزش وپرورش عمومی نهفته شده ومع الاسف مغفول واقع گردیده بطورکامل بهره جست،ازتجربیات گرانسنگ اساتید مجرب ودلسوخته،کارآفرینان بزرگوارمیهنی وجهانی درجهت ارائه ی الگوهای عملی درزمینه کارآفرینی استفاده نمود.باید به عنوان الگوی برتر ومتعالی،الگوی کارآفرینی رادرجامعه بارز وشاخص نمود وآن راحتی ازپائین ترین لایه های اجتماعی یعنی خانواده ها تا لایه های بالاتر یعنی سازمان هاتسری بخشیده ونهادینه نمود برای کشور وملت ایران ،بسیج همگانی درزمینه کارآفرینی یک ضرورت ملی وحیاتی تلقی میگردد آنچنانکه همه ی کشورهای دیگر وملت های سرفراز دنیا مسیر تعالی وپیشرفت ورشد وشکوفایی خودراازمیان آن یافتند درپایان لازم به تذکراست که آنچه که نگارنده را به تحریر این موضوع واداشت به خاطراهمیتی است که برای جایگاه اجتماعی واقعی کارآفرینان قایل بود تاکید میگردد که آنان قهرمانان واقعی ومدال آوران حقیقی مصاف سرنوشت ساز عزت وافتخار ملت عظیم الشان ایران تلقی گردند،سربازان شجاع،دلاورمردان شیردل،ایثارگران واقعی که تعهدووفاداری وحس وطن دوستی ازجمله ویژگی های مهم آنها می باشدوبایدازسوی آحادجامعه موردالتفات ویژه واقع گردندودرجامعه به دیدفاتحان واقعی نگریسته شوندوازسوی همگان موردتشویق،تمجید،تشویق وتقدیرقرارگیرندوحمایت های بیدریغ وهمه جانبه ازآنان بعمل آید.آنان راباید به مثابه ذخایراستراتژیک وسرمایه های افتخارآمیز انسانی نگریست . تشویق وتمجیدازکارآفرینان وحمایت وقدردانی ازآنان بایدفرض مسلم پنداشته شودکه جامعه درقبال پایمردی ها،نیکی ها،سخت کوشی ها وتلاش های دلسوزانه آنان به آنهاارزانی میداردکه باعث میگردد افرادزیادی به جمع آنان بپیوندند وجامعه راازمزایا ومنافع بی بدیل کارآفرینی منتفع سازند اگرخواهان اعتلا وتوسعه وشکوفایی ملت وکشورمان هستیم،همکان بایدبه این باوربرسیم که کارآفرینی وکارآفرینان میتوانندبعنوان یک ضرورت استراتژیک مارادررسیدن به اهداف مان کمک نماید وبایددرچشم اندازمان "ایران کارآفرین" راوجهه همت تماما دست اندرکاران وهمه اقشارجامعه قراردهیم تاتاریخ وآیندگان ازایران وایرانی بعنوان اقوام کوشا ومترقی نام ببرند وبرگهای زرین دیگر برتاریخ سراسرافتخاراین ملت بیفزاییم.
نویسنده:سیدنبی اله حسینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی چکیده
این مقاله، ابتدا به بررسی تعاریف کارآفرینی اجتماعی (
SOCIAL ENTREPRENEURSHIP
) از دیدگاه چندین نویسنده می پردازد، سپس ویژگیهای مربوط به کارآفرینان اجتماعی و آنچه که این کارآفرینان را از کارآفرینان معمولی متمایز می سازد، مطرح شده است، در ادامه به تشریح عوامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی، اعم از صداقت، دلبستگی، روشنی هدف،تعهد، شهامت، ارزشهای اساسی، تمرکز بر مشتری،برنامه ریزی،اقدام و انعطافپذیری، پرداخته شده است.
مقدمه
تعاریف کارآفرینی اجتماعی
ویژگیهای کار آفرینان اجتماعی
به طور عمده، آنچه این کارآفرینان را از کارآفرینان معمولی متمایز می سازد تعهد اجتماعی و تمایل کم به پاداش مالی آنهاست. جانسون در بررسی کارآفرینان اجتماعی در بخش خصوصی کانادا، بیان می کند که این افراد با حس نیرومندی نسبت به عدالت اجتماعی به فعالیتهای انتفاعی به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف می نگرند (روپر و چنی،2005). تامپسون و همکارانش بیان کردند که شکیبایی و داشتن چشم انداز از ویژگیهای ضروری برای انجام یک اقدام مخاطره آمیز اجتماعی است. درایتون کارآفرینان اجتماعی را افرادی خلاق می داند که قابلیت تغییر عقیده خود را دارند و تواناییهایی از جمله تشخیص فرصتها، سبک رهبری جمعی، توانایی کار تیمی و انگیزه بلندمدت جامعهگرا را دارا میباشند. اگر چه بیشتر این ویژگیها ممکن است منحصر به کارآفرینان اجتماعی نباشد و سایر افراد کارآفرین هم آنها را دارا باشند، اما کارآفرینان اجتماعی که این ویژگیها را دارند در ابتکارهای خود و تاثیرهای اجتماعی که بر جوامع خواهند داشت، متفاوت خواهند بود (روبرتز و وودز،2000).
عوامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی
2) دلبستگی، شوروشوق
3)روشنی هدف
4) تعهد
5) شهامت
6) ارزشهای مهم واصلی
7) تمرکز بر مشتری
8) مشتاق برای برنامه ریزی
9)اقدام کردن
نتیجه گیری
منابع :
1-
Boschee jerr, Merging Mission And Money : A Board Member s Guide To Social Entrepreneurship,The national center for non profit boards, (1998
)
منبع:مجله تدبیر-شماره
۱۹۳
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی بین سالهای 1970 تا 1992 بیش از 96 درصد نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برجسته و ممتاز تبدیل کند، توسط کارآفرینان صورت گرفت.بررسی رشد اقتصادی کشورهای شرق و جنوب شرقی آسیا نشان میدهد که یکی از دلایل توسعه اقتصادی در این کشورها توجه جدی به مقوله کارافرینی بوده است. بین سالهای 1970 تا 1992 بیش از 96 درصد نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برجسته و ممتاز تبدیل کند، توسط کارآفرینان صورت گرفت.بررسی رشد اقتصادی کشورهای شرق و جنوب شرقی آسیا نشان میدهد که یکی از دلایل توسعه اقتصادی در این کشورها توجه جدی به مقوله کارافرینی بوده است. امروزه بسیاری از دانشجویان و محصلین در مراکز علمی منتظرند تا با پایانیافتن تحصیلات وارد بازار کار شوند و «بازار کار» در ذهن بسیاری از آنان شغلهای آمادهای است که منتظر... بلوغ سیاستهای صنعتی کشور آن موقع خواهد بود که دولت به جای انبوهی از کمکهای پراکنده و مستقیم به بنگاه ها، به گروهی از زنجیره های صنعتی که می توانند رقابت پذیری خود را در سطح جهانی اثبات نمایند... اقتصاد دانان نخستین کسانی بودند که در نظریه های اقتصادی خود به تشریح کارآفرین و کارآفرینی پرداختند. « ژوزف شومپتر» از اقتصاددانان مکتب آلمان و پدر کارآفرینی، در سال 1934 کار آفرینی را این گونه تعریف کرد: «هر فرایندی در شرکت که منجر به کالای جدید، ایجاد روش جدید، بازار جدید و منابع جدید می شود ،می گوییم کار آفرینی رخ داده است.» در کشور ما نیز چند سالی است که به تبع مباحث توسعه اقتصادی و صنعتی موج جدیدی در مورد این مفهوم در حال شکلگیری است و این واژه در محافل علمی و اداری زیاد شنیده میشود. دکتر احمدپور داریانی از اساتید دانشگاه امیرکبیر در ایران معتقد است «کارآفرینی عامل اصلی ایجاد خلاقیت و نوآوری است و کارآفرینی عبارت است از فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهرهگیری از فرصتها» کارآفرین با نوآوری و شناخت فرصت از طریق ایجاد و یا تحول کسب و کار اقدام به تولید ثروت برای خود و جامعه میکند. نوآوری میتواند محصول جدید، شیوهای نو در فرایند تولید و یا راهکارهای جدید مدیریتی و بازرگانی یک شرکت باشد. کارآفرین با شناخت فرصتهای جدید بازار و صنعت و هچنین ریسک و خطرپذیری زنجیره ارزشآفرینی جدیدی را برای تولید و یا خدمات طراحی میکند که این زنجیرههای ایجاد ارزش در نهایت منجر به اشتغال و توسعه اقتصادی میشود. از نظر اقتصاددانان موتور رشد اقتصادی کارافرینان هستند که در محیطی رقابتی جامعه را به حرکت درمیآورند و چرخهای توسعه اقتصادی را میچرخانند. درمجموع میتوان استنباط کرد که کارآفرین فعالیتهای ذیل را انجام میدهد: 1- نوآوری در محصول، فرایند تولید، بازار و صنعت، راهکارهای بازرگانی و مدیریتی 2- شناخت فرصت 3- ریسک و خطرپذیری 4- ایجاد و یا تحول کسب و کار 5- اشتغالزایی و رشد اقتصادی نگاهی به تجربه چند کشور اولین کشورهایی که در این زمینه کار کردند آلمان، انگلیس و آمریکا بودند. در آلمان در سالهای 1933 تا 1935 مطالعه و شناسایی بر روی افراد با انگیزه و نوآور که دارای محدودیتهای مالی بودند، آغاز شد. اولین سیاستها، سیاستهای حمایتی ازاین افراد بود. به دنبال آن دانشکده هایی برای تربیت این افراد دراین کشور ایجاد شد. بعد از مدتی انگلیس و آمریکا نیز چنین دانشکدههایی را دایر کردند. در این دانشکدهها آموزشها عمدتا به صورت کلاسیک نبود، بلکه حالت آموزش و سمینارگونه داشت. افراد دراین آموزشکدهها مسایل خودشان را میگفتند و از تعادی روانشناس، رفتارشناس و جامعهشناس و استاد مدیریت استفاده میکردند. بررسی رشد اقتصادی کشورهای شرق و جنوب شرقی آسیا نشان میدهد که یکی از دلایل توسعه اقتصادی در این کشورها توجه جدی به مقوله کارافرینی بوده است. ژاپن در سال 1958 طرحی به نام «سربازان فداکار اقتصادی» در وزارت آموزش و پرورش اجرا کرد. بر اساس این طرح افراد از سطح دبیرستان با مسئله کارافرینی آشنا شده و آموزش میدیدند که چگونه با کسب سود کشورشان را از وابستگی نجات دهند. از طرفی آموزش کارافرینی را به صورت کلاسیک در دو سطح دبیرستان و دانشگاه قرار داد. این طرحها باعث شد که بین سالهای 1970 تا 1992 بیش از 96 درصد نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برجسته و ممتاز تبدیل کند، توسط کارآفرینان صورت گرفت. در تایوان برنامه های تربیت کارآفرینان جوان و همچنین ارتقای سطح کارآفرینان شاغل در تایوان براساس یک برنامه بلندمدت و فراگیر که دربردارنده قشرهای مختلف می باشد، طراحی شده است. در سالهای اخیر، کارآفرینان در واحدهای خوداشتغالی، نوآوریها و خلاقیتهای بسیار زیادی در عرصه صنایع الکترونیک، مخابرات، کامپیوتر (سخت افزار و نرم افزار) و در بخش خدمات به ویژه در نگهداری و خدمات پس از فروش از خود نشان داده اند. هسته های خود اشتغالی در تایوان همان واحدهای صنعتی کوچکی هستند که توانسته اند بااستفاده از حجم کمتری از سرمایه مادی و نیروهای انسانی و در مقابل با بهره گیری از حجم گستردهتری از نیروهای خلاق و کارآفرین همراه با بهره وری فوق العاده، نقش و تاثیرگذاری ویژه ای بر اقتصاد این کشور بگذارند و شکوفایی اقتصادی را به ارمغان آورند. این کشور از نظر دارابودن تعداد شرکتهای کوچک و متوسط صنعتی (از مجموع شرکتهای صنعتی) در بین کشورهای جهان در جایگاه اول قرار دارد، چرا که نزدیک به 98 درصد از کل شرکتهای صنعتی در تایوان را بنگاههای کوچک و متوسط تشکیل می دهند. در بخش خدمات نیز بیش از 89 درصد از مجموع شرکتهای تجاری و خدماتی متعلق به بنگاههای کوچک و متوسط است در مالزی به دلیل اهمیت موضوع، وزارت توسعه کارافرینی تشکیل شده است که وظایف ذیل را به عهده دارد: 1- القای یک فرهنگ کارافرینی در میان جامعه 2- آموزش و راهنمایی کارآفرینان بالقوه در قالب برنامههای مشاورهای در جهت ایجاد کسب و کار جدید 3- بهبود کیفیت و کارآیی مدیریت فعلی کسب و کار 4- تشویق کارافرینان و تدارک محیطهای سودمند از طریق کلوپها و انجمنها آموزش عالی و کارآفرینی یکی از آرزوهای دیرینه نظام آموزش عالی تعداد زیاد فارغالتحصیل در راستای رشد کشور بودهاست. هماکنون این آرزو تاحدی برآورده شده است اما مشکلات جدی تری مانند بیکاری و عدم فعالیت فارغالتحصیلان در رشته تحصیلی خود گریبانگیر دولت شده است. امروزه بسیاری از دانشجویان و محصلین در مراکز علمی منتظرند تا با پایانیافتن تحصیلات وارد بازار کار شوند و «بازار کار» در ذهن بسیاری از آنان شغلهای آمادهای است که منتظر آنهاست. این نوع تفکر باعث کاهش نیروی اشتغال مولد شده است و همه منتظرند دیگران پیشگامان ایجاد اشتغال و تولید ثروت برای حرکت به سمت توسعه اقتصادی باشند. گام اول برای حل این مشکل ترویج کارافرینی میباشد. ایجاد و تقویت ارزشها و رفتارهای کارافرینانه تحت عنوان فرهنگ کارافرینی باید از مولفههای اصلی در توسعه کارافرینی باشد که در قالب سیاستها و برنامههای تشویقی و ترویجی در کلیه سطوح و ساختارهای اجتماعی پیگیری شود. رسانههای جمعی میتوانند نقش مهمی در این زمینه ایفا کنند. به عنوان نمونه پخش برنامههای تلویزیونی برای تشریح زندگی کارافرینان برجسته میتواند مؤثر باشد. با انتشار کتب و نشریات مختلف، برگزاری همایشهای کاربردی و موثر و استفاده از رسانههای مدرن مانند اینترنت باید این فرهنگ را در دانشجویان نهادینه کرد که هر فارغالتحصیل خود را یک کارافرین بالقوه ببیند و نه یک کارمند. عدم فرهنگسازی در این موضوع باعث شده است که بسیاری از دانشجویان با مقوله کارافرینی آشنا نباشند و کارافرینی را یک امر ذاتی و غیر اکتسابی بدانند. اعطای جایزه سال به کارافرینان نمونه و برگزاری مسابقات سراسری میتواند به گسترش این فرهنگ کمک کند. دومین گام برنامهریزی مناسب آموزشی دز سطح دبیرستان، دانشگاه و مراکز علمی، صنعتی میباشد. یکی از مهمترین رویدادهای مرتبط با ترویج و آموزش کارآفرینی در کشور، تصویب و اجرای «طرح توسعه کارآفرینی در دانشگاههای کشور» (کاراد) است. این طرح جهت اجرای سیاستهای مربوط به کارآفرینی برنامههای توسعه توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تدوین شده است. بر اساس این طرح چندین مرکز کاآفرینی در دانشگاهها ایجاد شده است که وظیفه اجرای طرح را به عهده دارند. یکی دیگر از سازمانهای فعال در زمینه آموزش کارآفرینی، سازمان همیاری اشتغال فارغالتحصیلان است. این سازمان با برگزاری همایشها، هماندیشیها و دورههای متعدد آموزش تخصصی کارآفرینی گامهای مثبتی در راستای ترویج و آموزش کارآفرینی برداشته است. با این وجود به نظر میرسد برای توسعه آموزش کارافرینی باید سیاستهای ذیل در نظر گرفته شود. 1- هماهنگی بیشتر بین متولیان توسعه کارافرینی در کشور برای تدوین سیاستهای آموزش کارافرینی 2- تقویت ارتباط صنعت با دانشگاه و ایجاد رابطه نزدیک بین مراکز علمی و صنعتی 3- ایجاد و تقویت مؤسسات انکوباتوری در دانشگاه 4- تدوین برنامههای آموزشی بلندمدت در چهارچوب مقاطع تحصیلی مختلف و مراکز آموزشی 5- تدوین برنامههای آموزشی براساس نیازهای آموزشی منطقهای 6- فراهمسازی بسترهای مناسب یرای تشکیل مؤسسات خصوصی آموزشی 7- قراردادن واحدهای اجباری و اختیاری متناسب با هر رشته تحصیلی و تدوین دورههای آموزشی کارافرینی متناسب با هررشته موانع قانونی و سیاستهای حمایتی بهترین بستر برای اینکه هرکارافرین بتواند ایده خود را به مرحله اجرا برساند راهاندازی یک کسب و کار کوچک است. شرط راهاندازی یک بنگاه کوچک و ادامه فعالیت برای اجرای ایدههای کارافرینانه، فراهمبودن بسترهای لازم میباشد این بسترسازی وظیفه اصلی دولت از طریق قانونگزاری، رفع موانع قانونی و اجرای سیاستهای حمایتی صحیح میباشد که در ادامه به بخشی از آن اشاره میکنیم. 1- فرایند اخذ مجوز: فرایند طولانی اخذ مجوز و بروکراسی شدید اداری، تغییر دائمی ضوابط و قوانین، عدم سازگاری قوانین با عوامل محیطی و منطقهای موجب شدهاست تا بسیاری از کارافرینان در ابتدای راه با مشکلات زیادی مواجه شوند. امروزه در کشورهای توسعهیافته این فرایند قانونی به شدت تسهیل شده است. به عنوان نمونه در کشور کره جنوبی دولت ترتیبی اتخاذ نموده است که تمامی مراحل راهندازی یک کسب و کار جدید از طریق مقامات محلی و با یکبار مراجعه قابل حل باشد. 2- سیاستهای مالی و اعتباری: تامین اعتبار مالی برای اجرای ایدههای نو در قالب کسب و کار کوچک باید یکی از کلیدیترین سیاستهای حمایتی دولت باشد. در این راستا اقدامات مناسبی در کشور صورت گرفته است. وزارت صنایع با پرداخت وامهای کمبهره در قالب طرحهایی به توسعه کارآفرینی کمک میکند. دفتر همکاریهای فناوری ریاستجمهوری نیز با راهاندازی «شبکه مالی سرمایهگزاری ریسکپذیر ایران» میتواند اطلاعات مالی را در اختیار کارآفرینان قرار دهد. با یان وجود متاسفانه هنوز سیستم بانکی کشور در جهت تامین اعتبار کسب و کارهای کوچک با سیاستهای توسعه کارآفرینی هماهنگ نیست. یک کارافرین برای دریافت اعتبار با مشکلات متعددی مانند تامین وثیقه، راهاندازی 50درصد فعالیت برای کسب اعتبار و آمادهکردن مدارک مختلف روبرو میشود به طوریکه بسیاری از ایدهها در همین مرحله ناکام میماند. ایجاد کمیتههای کارشناسی باعنوان صندوقهای ضمانت برای تشخیص شایستگی افراد و مناسب بودن ایدهها نیز موجب میشود کارافرینان سریعتر و راحتتر به تسهیلات بانکی دست پیدا کنند. همچنین کاهش هزینهها از طریق تخفیف مالیات و هزینههای ضروری میتواند به گسترش روحیه کارآفرینی کمک کند. 3- سیاستهای توسعه و انتقال تکنولوژی: تکنولوژیهای جدید در جهان امروز بستر فعالیت بسیاری از کارافرینان است. از طرفی باید به روشنی بدانیم که تکنولوژیهای جدید بدون بومیکردن و سیاستهای دقیق انتقال تکنولوژی نه تنها موجب توسعه کارافرینی میشود بلکه مشکلات متعددی را به وجود میآورد. برای انتقال تکنولوژی باید به نکات ذیل توجه کرد: الف: انتقال هر نیاز تکنولوژی به راحتی امکانپذیر نیست. ب: نیازهای واقعی تکنولوژی را هنگامی میتوان به خوبی تشخیص داد که افراد خبره، صاحبنظر و آشنا با تکنولوژیها به صورت فعال حضور داشتهباشند. ج: انتقال تکنولوژی مورد نظر را وقتی میتوان سرعت بخشید که مؤسسات تحقیق و توسعه در داخل کشور به صورت فعال باشند. د: شناسایی دقیق تکنولوژیهای مشابه در کشورهای مختلف و انتقال تکنولوژی مناسب با شرایط منطقهای در توان کسب و کارهای کوچک نمیباشد با توجه به نکات فوق به نظر میرسد دولت باید با ایجاد و حمایت مراکز توسعه و انتقال تکنولوژی کارافرینی مبتنی بر تکنولوژیهای جدید را توسعه دهد. 4- تسهیل صادرات و واردات: فراهم نبودن زمینه مناسب صادرات و واردات کالاها یکی از دلایل عدم رشد صنایع کوچک و به تبع آن کارافرینان میباشند. بیثباتی قوانین صادرات و واردات، تشریفات طولانی اداری برای دریافت ارز، بیثباتی نرخ ارز از جدیترین موانع صادرات و واردات کالا میباشد. از طرفی به نظر میرسد برای حمایت از ایدههای جدید در صادرات کالاهای صنایع کوچک دولت برنامه مدونی ندارد. بسیاری از بنگاههای کوچک توان تولید محصولات صادراتی دارند اما قادر به ارائه محصول در سطح بینالمللی نیستند. طراحی و ایجاد سازمانهای فعال در امر صادرات تولیدات محدود و پراکنده صنایع کوچک میتوان موجب پویایی و رشد اینگونه واحدها شود. این سازمانها با ارائه خدماتی میتوانند بنگاههای کوچک و متوسط را در صادرات محصولات جدید خود کمک کنند. خدماتی مانند: الف: تشکیل بانکهای اطلاعاتی مشاورهای و بازاریابی بینالمللی ب: ارائه خدمات مشاورهای برای رشد کیفیت محصولات در جهت اخذ گواهینامههای بینالمللی ج: مشارکت در هزینههای تبلیغاتی و شرکت در نمایشگاههای خارجی 5- نقش اطلاعرسانی دولت: اطلاعات برای بقای کسب و کار و در عین حال رشد و توسعه آن اهمیت حیاتی دارد. فقدان اطلاعات میتواند به هزینهکردن بیش از حد سرمایه منجر شود. هرچه کسب و کار پیچیدهتر باشد و کارافرین ایدهی جدیدتری داشته باشد سیستم اطلاعاتی اهمیت بیشتری پیدا میکند. با توجه به اهمیت موضوع در بسیاری از کشورها دولت و سازمانهای وابسته چنین رسالتی را به عهده میگیرند. تشکیل بانکهای اطلاعاتی مورد نیاز کسب و کارها و ارائه خدمات و حمایتهای اطلاعاتی میتواند به رونق کسب و کارها کمک کند. از طرفی توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات و آموزش شیوههای نوین مانند تجارت الکترونیک میتواند به کارافرینان کمک کند تا ایدههای خود را به صورت کشوری و جهانی مطرح کنند 6- حمایت از شبکه کارآفرینان نه بنگاه های ایزوله امروزه بحث شبکه سازی و خوشه سازی میان بنگاه های کوچک و متوسط در اولویت سیاستهای توسعه صنعتی کشورها قرار گرفته است. منطق آن این است که در دنیای کنونی نوآوری و کارآفرینی در یک صنعت نمی تواند منتزع از سایر بنگاه ها و نهادهای مرتبط با آن باشد. به عبارت بهتر به جای تمرکز بر ایجاد بنگاه ها، باید بر ایجاد زنجیره ها تآکید نمود. متاسفانه هنوز در کشور ما پرداخت حمایتهای مالی به طور مستقیم به بنگاه ها نشانه حمایت دولت از کارافرینان تلقی می شود. اما باید پرسید چرا بیش از نیمی از شرکتهای تازه تاسیس ورشکست می شوند؟ چرا بسیاری از بنگاه های کوچک و متوسط کشور کمتر از نصف ظرفیت خود را فعال نموده اند؟ چرا با این همه بنگاه هنوز نمی توانیم در بازارهای جهانی و حتی منطقه ای حرفی داشته باشیم؟ آیا جز این است که ایجاد بنگاه ها فرع است و تکمیل زنجیره های ارزش صنعتی اصل؟ بلوغ سیاستهای صنعتی کشور آن موقع خواهد بود که دولت به جای انبوهی از کمکهای پراکنده و مستقیم به بنگاه ها، به گروهی از زنجیره های صنعتی که می توانند رقابت پذیری خود را در سطح جهانی اثبات نمایند کمک کند.
به نقل از روزنامه تفاهم
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
ملاكها و معيارها در انتخاب شغل و كار فرسودگی شغلی به عنوان فقدان انرژی و نشاط تعریف میشود و شخص دچار فرسودگی شغلی احساس کسالتانگیزی را نسبت به انجام رفتار شغلی نشان میدهد. فرسودگی شغلی حالتی است که در یک فرد شاغل به وجود میاید و پیامدی از فشار شغلی دایم و مکرر است. بدین ترتیب که شخص در محیط کارش به علت عوامل درونی و بیرونی احساس فشار میکند و این فشار، دایمی و مکرر بوده و در نهایت به احساس فرسودگی تبدیل میگردد. در این وضعیت احساس کاهش انرژی رخ میدهد. در سالهای اخیر، روانشناسان نسبت به مطالعه و تحقیق در باب پدیدهای به نام فرسودگی شغلی، علاقه نشان داده و پژوهشهای متعددی را در این زمینه انجام دادهاند. در واقع، فرسودگی شغلی، آن نوع از فرسودگی روانی است که با فشارهای روانی یا استرسهای مربوط به شغل و محیط کار توأم گشته است. به عبارت دیگر، فرسودگی شغلی پاسخی تأخیری به عوامل استرسزای مزمن هیجانی و بین فردی در حیطه مشاغل است. بر اساس نظر مازلاک فرسودگی شغلی سندرمی است که در پاسخ به فشار روانی مزمن به وجود میآید و شامل سه جزء خستگی یا تحلیل عاطفی؛ از خود بیگانگی یا مسخ شخصیت؛ فقدان موفقیت فردی یا پیشرفت شخص است. و بیشتر در میان انواع مشاغل مددرسان و یاری دهنده نظیر مشاوران، معلمان، مددکاران اجتماعی، پزشکان، پلیس، پرستاران و مواردی از قبیل این مشاغل بیشتر مشاهده میشود و این امر احتمالا معلول نوع وظایف و مسوولیتهای اینگونه مشاغل میباشد. فرسودگی شغلی با فشار، گمگشتگی نقش و ضعف عملکرد شغلی همراه است و علت آن در دو جنبه فردی و سازمانی مطرح میشود. اغلت مطالعات طولی که اخیراً درباره فرسودگی شغلی انجام شدهاند از تحلیلهای بسیار پیچیدهای برای تشخیص اینکه چگونه تغییرات عوامل فشارزای محیط کار میتوانند تغییرات در فرسودگی شغلی را پیشبینی کنند، استفاده نمودهاند. یک نظر عمومی این است که بهترین و آرمانگراترین افراد دچار فرسودگی شغلی میشوند یعنی افراد دچار فرسودگی شغلی، افرادی هستند که برای رسیدن به آرمانها و معیارهای کاری خود، بیش از حد تلاش مینمایند اما وقتی میبینند فداکاریها و تلاشهایشان برای رسیدن به اهدافشان کافی نبوده است دچار فرسودگی و حتی دچار بدبینی میشوند. نظر دیگر این است که فرسودگی شغلی نتیجه نهایی در معرض فشارهای شغلی مزمن و طولانی مدت قرار گرفتن است. در نتیجه، فرسودگی شغلی میبایست بیشتر در بین افرادی اتفاق بیافتد که مدت بیشتری در یک شغل اشتغال داشتهاند تا افرادیکه به تازگی شغلی را انتخاب نمودهاند. برخی محققان در پی یافتن رابطه بین ویژگیهای شخصیتی با نشانگان فرسودگی شغلی بودهاند، مطالعات این گروه نشان داده است افرادیکه از لحاظ عاطفی دچار فرسودگی شغلی میشوند اغلب کمالگرا و بطور افراطی درگیر کار و شغلشان هستند و از طرفی، اهداف غیر واقعبینانه برای خود ترسیم میکنند. همچنین این محققان بر این عقیدهاند که صفات و ابعاد شخصیتی میتوانند توجیه کننده فرسودگی باشند مثلا، مازلاک معتقد است فرسودگی شغلی با بعد شخصیتی روان نژدی و نیمرخ روانی خستگی ناشی از کار مرتبط است. برخی محققان بر این عقیدهاند ک صفات و ابعاد شخصیتی میتوانند توجیهکننده فرسودگی باشند مثلا، مازلاک معتقد است فرسودگی شغلی با بعد شخصیتی روان نژندی و نیمرخ روانی خستگی ناشی از کار مرتبط است. برخی محققات بر این تصورند که توقعات بالا در محیط شغلی، موجبات بروز فشارهای شغلی را فراهم میاوند و در نهایت فرسودگی شغلی را در دراز مدت ایجاد میکنند. در مقابل، برخی دیگر از محققین اعتقاد دارند که عوامل بیرونی از قبیل درآمد پایین، میتواند زمینه را برای فرسودگی شغلی فراهم سازند. مثلا گیلمور و دانسون معتقدند کمبود درآمد باعث میشود که افراد، سطوح بالاتری از فرسودگی شغلی را تجربه نمایند و احتمال خطر بروز فرسودگی شغلی در میان آنان افزایش یابد. آنها همچنین بر این عقدیهاند که یکی از علتهای اصلی روج بیشتر فرسودگی شغلی در بین معلمین، سطح پایینتر حقوق معلمین در مقایسه با سایر گروههای شغلی میباشد. عدهای دیگر نیز، فرسودگی شغلی را اساساً ناشی از فشار شغلی میدانند و معتفدند پیامد فوری و بدون واسطه فشار روانی در محیط کار، پدیده فرسودگی شغلی است. این گروه از نظریهپردازان، فشارهای شغلی را به عنوان عوامل مؤثر در فرسودگی شغلی مطرح میکنند و اصطلاحاتی از قبیل گمگشتگی نقش، کار بیش از حد و کار کمتر از حد را در نظر میگیرند اما هنوز این بحث مطرح است که آیا فرسودگی شغلی نتیجه حجم کار زیاد است) یعنی خواستهای فراوان در منابع محدود (یا نتیجه حجم کار ناچیز است؟) یعنی یکنواختی و بیتنوعی (مثلا نشان داده است که فشار کار میتواند یکی از عوامل تعیینکننده بروز شکایات ناشی از فرسودگی شغلی باشد اما این بدان معنان نیست که هر کس فشار کاری تجربه نماید دچار فرسودگی شغلی خواهد شد بلکه این بدان معناست که فشار کار شرط لازم برای فرسودگی شغلی است اما شرط کافی نیست. عدهای دیگر از محققین نیز حمایتهای سازمانی و سیستم مدیریتی را در نظر گرفتهاند در حالیکه برخی دیگر به فرصتهای ارتقاء شغلی و تأثیر آن بر کاهش فرسودگی شغلی تأکید دارند. نظریهپردازان پیرو مکتب رفتارگرایی نیز به تقویت مشروط اشاره دارند و پیامدهای رفتاری و موقعیتی را در نظر میگیرند. عملکرد شغلی حاصل از فرسودگی شغلی به شیوههای گوناگونی از قبیل کنارهگیری از کار،غیبت، تصمیم به کنارهگیری از کار و تغییر عملی کار مشاهده شده میشود. اما فرسودگی شغلی در مورد افرادی که در شغل خود باقی میمانند موجب کاهش تولید و اثربخشی در کار میگردد در نتیجه، فرسودگی شغلی با کاهش رضایت شغلی و تعهد نسبت به کار یا سازمان مرتبط است. افرادیکه دچار فرسودگی شغلی میشوند میتوانند اثر منفی روی همکاران خود بگذارند بنابراین فرسودگی شغلی میتواند از طریق تعاملات غیررسمی موجود در محیط کار حالت مسری و دایمی به خود بگیرد. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان میدهد فرسودگی شغلی تأثیر منفی روی زندگی خانوادگی افراد دارد. یافتههای تحقیقات موازی با فرسودگی شغلی نیز آشکار ساختهاند که میان فرسودگی شغلی و شیوههای گوناگون سوءمصرف مواد، ارتباط وجود دارد. در مورد ارتباط فرسودگی شغلی و بهداشت روانی فرض متداول این است که فرسودگی شغلی باعث برخی عملکردهای نامناسب روانی میشود بدین معنا که اثرات منفی عواملی از قبیل اضطراب، افسردگی و کاهش عزت نفس را تشدید مینماید و به طور غیرمستقیم بر بهداشت روانی تاثیر میگذارد. عوامل زمینهساز و مرتبط با فرسودگی شغلی فرسودگی شغلی، یک تجربه فردی و در عین حال خاص زمینههای کاری است. بنابراین، تحقیقات انجام شده در طول 25 سال گذشته تمرکز خود را معطول دو عامل مرتبط با فرسودگی شغلی نمودهاند یعنی عوامل موقعیتی و ویژگیهای فرید، که هر دو عامل ارتباط تنگاتنگی با پدیده فرسودگی شغلی دارند. در مقاله خود با عنوان تجویزی برای فرسودگی شغلی در بیان عوامل مرتبط با فرسودگی شغلی تاکید بیشتری بر عوامل سازمانی دارد و عوامل زیر را معرفی مینماید. تعارض نقش: شخصی که مسوولیتهای متعارضی دارد، این احساس را خواهد داشت که به چند جهت کشیده میشود. چنین شخصی مجبور خواهد بود چندین کار را همزان به انجام برساند و در نتیجه، به خستگی از کار و نهایتاً فرسودگی شغلی مبتلا خواهد شد. ابهان نقش: بعضی از افراد،از انتظاری که از آنها میرود آگاه نیستد. چنین افرادی ، تنها میدانند که از آنها انتظار میرود شخص کارآمدی در حرفه خود باشند اما مطمئن نیستد که چگونه میتونه میتوانند این انتظار را برآورده سازند و این عدم اطمینان، بدین دلیل است که برای ایفای نقش خود، الگو یا راهنمایی ندارند که از او پیروی کنند یا الگوبرداری نمایند. نتیجه این عدم آگاهی نسبت به وظیفه محوله، این خواهد بود که فرد شاغل هرگز این احساس را تجربه نخواهد نمود که میتواند در انجام کار خود، ارزشمند و موفق باشد. ازدیاد نقش: بعض افراد نمیتوانند به پیشنهاد کاری و مسوولیتهای فراوان و بیش از حدی که به آنها میشود نه بگویند و در نتیجه، مسوولیتها و وظایف زیادی را به خود تحمیل مینمایند. چنین افرادی از جمله کسانی هستند که بیشتر در معرض ابتلا به فرسودگی شغلی قرار دارند. عوارض و اثرات فرسودگی شغلی اولین آسیب فرسودگی شغلی، رنج بردن از فرسودگی بدنی است. افرادیکه از این عارضه رنج میبرند دچار کاهش انرژی و احساس خستگی شدید میگردند، بعلاوه این افراد برخی از نشانههای فشار بدنی نظیر سردرد، تهوع، کمخوابی، و تغییراتی در عادات غذایی را بطور فراوان گزارش میدهند. همچنین افراد مبتلا به این عارضه، فرسودگی عاطفی را نیز تجربه یکنند. افسردگی، احساس درماندگی، احساس عدم کارآیی در شغل خود و همچنین ایجاد نگرشهای منفی نسبت به خود، شغل، سازمان و به طور کلی نسبت به زندگی نشانگر فرسودگیهای نگرشی هستند و نهایتا اینکه اغلت مبتلایان، احساس پایین بودن پیشرفت و ترقی شخصی را گزارش میدهند که ممکن است به جستجوی مشاغل و نقشهای اداری و اجرایی جدید بپردازند. بنابراین با توجه به اینکه زندانبانی و مشاغل مرتبط با آن از مشاغل پرفشار محسوب میشود، توجه به مسأله فرسودگی شغلی و مطالعه عوامل تاثیرگذار، زمینهساز و مرتبط با آن و راهکارهای پیشگیری از بروز آن و فائق آمدن بر عوارض آن، میتواند سهم ارزشمندی در سلامت و بهزیستی کارکنان و پیشبرد هر چه بهتر اهداف سازمانی داشته باشد. حمایت ص 8 به تاریخ 14/5/86
به نقل از هفته نامه بازار کار
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف كار اقتصادي در پرتو بينش و ارزش هاي اسلامي چکیده «کارآفرینی» که در واقع فرآیند تاسیس یک شغل بر مبنای یک فکر و یک ایدهی نو است. راهبردی است برای حل مسالهی اشتغال و ایجاد و خلق عرصههای نوین در جهت رشد و پویایی و تولید ثروت در جامعه، که با توجه به اهمیت کلیدی آن در اقتصادهای نوین، کشورهای گوناگون مجدانه برنامههای مفصلی را برای بسط چنین فرهنگی در جامعهی خود تدارک دیدهاند. این نوشتار در پی آن است تا با بررسی و تجزیه و تحلیل برخی از معیارها و اصول کارآفرینی در آموزههای نبوی در جهت ثمربخشی بیشتر کارآفرینی، که بر پایهی باورها و ارزشها و روشها و شیوههای خاصی استوار شده است، بپردازد، و در نتیجهی راهبردها و رهیافتهایی را در جهت ایجاد فرصتهای شغلی و تولید ثروت و بهبهود شرایط اقتصادی برای نظام اسلامی بیابد. واژگان کلیدی: معیار، کارآفرینی، اشتغال، آموزههای نبوی.
مقدمه و طرح مساله
تعریف کارآفرینی
تاثیر آموزههای دینی در تقویت فرهنگ کارآفرینی
کارآفرینی به عنوان تکلیف و وظیفه
کارآفرینی به عنوان جهاد در راه خدا
کارآفرینی وسیلهی سعادت
کارآفرینی وسیلهی عزت نفس
کارآفرینان در ردیف انبیا
دوری از رحمت خدا
تضعییع حقوق دیگران در آموزههای دینی کسی که در پی کسب و کار و تلاش و کوشش نیست، و به بیکاری و بیعاری و سستی و تنبلی عمر خود را سپری میکند، تضییعکنندهی حقوق خود ودیگران است. از این رو، پیامبر عظیمالشان اسلام (ع) با نهی از داشتن چنین خصلتی میفرماید: «یا علی... ایاک و خصلتین: الضجر و الکسل، فانک ان ضجرت لم تصبر علی حق، و ان کسلت لم تود حقا». امام صادق (ع) نیز در این باره میفرماید: «ایاک و الضجر والکسل،انهما مفتاح کل سوء، انه من کسل لم یود حقا، و من ضجر لم یصبر علی حق». علی (ع) «من اطاع التوانی، ضیع الحقوق»؛ آن کس که به کاهلی و سهلانگاری گردن نهد حقوق دیگران را ضایع میسازد.
فساد و تباهی
فقر و نابسامانی
هلاکت و نابودی
تعامل بین فرهنگ و کارآفرینی
معیارها و اصول کارآفرینی در آموزههای نبوی
کارآفرینی وسیلهی تقرب الهی
کارآفرینی به عنوان عمل صالح
کارآفرینی در جهت منافع جامعه
استفادهی بهینه از امکانات جامعه
پاک و طیب بودن سرمایه
توجه به کیفیت به جای کمیت
نظم و استحکام
بلندهمتی و ارادهی قوی
برنامهریزی
تاثیر آموزههای نبوی در ایجاد تحول اقتصادی در مدینه
بستن عقد قراردادهای مزارعه و مساقات
لغو انحصاری بودن تجارت
واگذاری زمین برای کشاورزی و کارهای خدماتی
استفاده از انفاقات واجب مالی
بهرهگیری از غنایم جنگی
به کارگیری انفال
برقراری ثبات در نظام اقتصادی
اشتغال و کارآفرینی در شرایط اقتصادی موجود کشور
نتیجهگیری
منبع:بازار کار
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف چکیده
کارآفرینی، مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است. به تعبیری دیگر، کارآفرینی، کانون و مرکز ثقل کار و تلاش و پیشرفت بشر در عصر مدرنیته، تلقی میشود. به زبان ساده، ”کارآفرینی“ همان فرایند تاسیس و یا توسعه کسبوکار، برمبنای یک فکر و ایده نو است. کارآفرینی، به منظور رشد و نمو در جوامع، نیازمند وجود فرهنگ خاصی است. با توجه به اهمیت کلیدی کارآفرینی در اقتصادهای نوین (ایجاد شرکتهای کوچک و متوسط)، کشورهای مختلف، برنامههای مفصلی را برای بسط چنین فرهنگی در جامعه خود تدارک دیدهاند تا بتوانند همچنان مسیر رشد و پویاییشان را ادامه دهند. بنابراین، شناسایی عوامل موثر بر ایجاد و توسعه فرهنگ کارآفرینی در جامعه و نیز ویژگیهای منحصر به فرد کارآفرینان در سازمان شغلی یک فرد در دنیای امروزین به عنوان عنصر رشد و توسعه از ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی محسوب میشود؛ به گونهای که عنصر کارآفرینی به عنوان موتور حرکتی تولید و توسعه اقتصادی و از سویی پرورشدهنده و تقویت کننده روحیه سرمایهگذاری و بهرهوری در نیروی انسانی تلقی میشود. از همین رو مقاله حاضر نیز با دیدگاه توصیفی- تحلیلی، مؤلفهها و عوامل تأثیرگذار بر ایجاد و توسعه فرهنگ کارآفرینی در سازمانها را برشمرده و به تشریح هر یک از آنها میپردازد.
مقدمه
ادبیات کارآفرینی
نظریه فرهنگ کارآفرینی پارسنز
نظریه فرهنگ کارآفرینی ماکس وبر
نظریه فرهنگ کارآفرینی مککلهلند
ویژگیهای فرهنگ کارآفرینی
- کارآفرینی؛ فرهنگ درک تغییر و کشف فرصت
- کارآفرینی؛ فرهنگ مشارکت
- کارآفرینی؛ فرهنگ خلاقیت
- کارآفرینی؛ فرهنگ استقلالطلبی و قبول مسئولیت
- کارآفرینی؛ فرهنگ مخاطرهپذیری
ادبیات تجربی
نتیجهگیری
بنابراین با توجه به نقش کارآفرینی در توسعه همه جانبه در کشورهای صنعتی و پیشرفته، کشورهای در حال توسعه نیز در پی ایجاد موج گسترده و جدیدی از سازمانهای کارآفرین هستند که برای رسیدن به این مهم می بایستی نقش و اهمیت فرهنگ کارآفرینی و عوامل رشد و توسعه دهنده و یا موانع آن در سازمانها مشخص و معرفی شوند. به عبارتی دیگر کارآفرینی به عنوان یک الزام و رویکرد نوین و تدبیر جدید اقتصادی در پاسخ به واقعیتها و شرایط جدید محیطی، یکی از راهکارهای ارزشمند در رویارویی و تقابل با ناکارآمدی اقتصادی و جلوگیری از پدیدههای منفی اقتصادی مانند بیکاری، محسوب میشود. امروزه با به بنبست رسیدن بسیاری از روشهای سنتی و پاسخگو نبودن آنها در رویارویی با مشکلات و معضلات علت و معلولی در اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی، ناگزیر به تعریف مفاهیم و چارچوبهای جدیدی هستیم که در دنیای رقابتی و اقتصاد بدون مرز و آزاد بتواند جایگاه قابل قبول و رتبه مناسبی در بین اقتصادهای جهان برای کشور به ارمغان آورد و از بسیاری از هزینههای گزاف بکاهد. این راهحل و راهکار چیزی نیست مگر بهکارگیری تمام ظرفیتها و قابلیتهای موجود و طرح و اجرای روشهای نوآورانه و خلاق مبتنی بر دانش و متکی بر امکانات ناشی از فناوری نوین که آن عنصر مترقی، فرهنگ کارآفرینی است که در آن کارآفرینان از هر قشر و رده و هر گروهی با تمام وجود و با برخورداری از کمترین امکانات و توقعات در بستر سازمانهای کوچک و بزرگ، ظهور و بروز می یابند.
_ سیداکبر غلامیان: کارشناس ارشد مهندسی صنایع – گرایش سیستمهای اقتصادی – اجتماعی از دانشگاه علم و صنعت
منبع:تدبیر-شماره
۱۸۸
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف چکیده
یکی از ویژگیهای دنیای جدید کسب و کار افزایش سطوح رقابت است. سازمانهایی که خواهان افزایش سهم بازار خود و یا اصولا بقا در چنین فضایی هستند باید خود را با تغییر شرایط محیط وفق دهند. از این رو تغییرات زیادی در روشهای کسب و کار در حال شکل گیری است . یکی از آنها مهندسی مجدد فرایند های کسب و کار (
BPR=Business Process Reengineering
) است که مایکل همر آن را طراحی دوباره فرایندهای کسب و کار به گو نه ای انقلابی برای دستیابی به بهبود چشمگیر تعریف می کند. از آنجا که نظریه مهندسی مجدد ، نظریه نسبتا جدیدی برای بهبود کسبوکار است ، روشها و رویکردهای آن همچنان در حال توسعهاند و از آنجا که کاربرد مفاهیم مهندسی مجدد میتواند شکلهای مختلفی به خود بگیرد، روشهای آن نیز از یکدیگر متمایزند ، زیرا تاکید بر روی برخی فاکتورها در یک پروژه مهندسی مجدد تا پروژه دیگر فرق خواهد داشت .
مقدمه
متدولوژی چیست ؟
دلایل نیاز به متدولوژی
انواع متدولوژیهای مهندسی مجدد
2 - روش مهندسی مجدد فیوری (
Furey,1993
) :
3 - روش مهندسی مجدد گاها (
Guha,1993
):
4 - روش مهندسی مجدد جوهانسون (
Gohansson,1993
):
-5 روش مهندسی مجدد پتروزو و استپر (
Stepper
&
Petrozzo,1994
) :
6 - روش مهندسی مجدد داونپورت و شـــورت (
Davenport
&
Short,1990
) :
7 - روش مهندسی مجدد هاریسون و پرات (
Harrison
&
Pratt,1993
) :
8 - روش مهندسـی مجدد بارت (
Barrett, 1994
) :
9 - روش مهنــدسی مجدد کتینگر (
Kettinger,1997
) :
10 - روش مهندسی مجدد کوپرز و لیبرند (
Coopers
&
Lybrand,1994
) :
11 - روش مهندسی مجدد تگزاس اینسترومنت (
Texas Instruments
):
12 - روش مهندسی مجدد راسمن (
Ruessemann,1994
) :
13 - روش مهندسـی مجـدد کنــدور (
Condore
) :
14 - روش مهندسی مجدد ابلنسکی (
Obolenesky,1994
) :
دو روش معمول برای مهندسی مجدد
مهندسی مجدد مبتنی بر یک محصول نرمافزاری خاص
عوامل شکست پروژههاى مهندسی مجدد
عوامل موفقیت پروژههاى مهندسى مجدد
روش های مناسب خاص شرکتهای ایرانی کدامند ؟
نتیجه گیری
همه منابع در دفتر نشریه موجود است.
_ مهدی بستانچی: دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات در سازمان مدیریت صنعتی
منبع:مجله تدبیر-شماره
۱۸۳
|